اثبات تفویض

از دانشنامه امامت
پرش به: ناوبری، جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل از زیرشاخه‌های بحث تفویض معصوم است. "تفویض" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل تفویض معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • از فضای روایات به خوبی روشن می‌شود که نظریه تفويض مطلق (به‌طور عرضی یا طولی) در دوران حضور امامانعلیهم السلام طرف‌دارانی داشته است. در منابع فِرَق‌نویسی و حدیثی، از این گروه نام برده شده و برخی عقاید ایشان نیز ذکر شده است؛[۱] اما اینکه اینان چه کسانی بودند و رهبر آنها چه کسی بوده است، داده‌های تاریخی چندانی وجود ندارد.[۲] با وجود این، برخی نویسندگان اهل سنت، از رهگذر همین اندیشه، عالمان شیعی را به تفویض متهم کرده‌اند.[۳]

قرآن کریم درباره این مسئله سخنی نگفته؛ از‌این‌رو، مستند مخالفان و موافقان نظريه تفویض، روایات است. برخی مواردی که می‌تواند مستند باورمندان به تفويض مطلق باشد،[۴] عبارت‌اند از:

  1. خطبه اميرالمؤمنينعلیه السلام مشهور به "خطبة البيان" که در برخی منابع شیعه و سنی آمده است.[۵] عبارات این خطبه در منابع مختلف، یکسان نیست، با وجود این، در تمام منابع، عباراتی وجود دارد که مؤيد نظريه تفویض است. برخی از فقرات این خطبه عبارت‌اند از: "أنا منزل الملائكة منازلها،[۶]... أنا صاحب ثمود و الآيات، أنا مدمّرها، أنا مزلزلها، أنا مرجعها، أنا مهلكها، أنا مدبرها، أنا بانيها، أنا داحيها، أنا مميتها، أنا محييها... أنا صاحب الأزلية الأولية... أنا مدبر العالم الأول حين لا سماؤكم هذه و لا غبراؤكم... ألا فابشروا، فإليّ يرد أمر الخلق[۷] ...أنا باب الأبواب، أنا مسبّب الأسباب... أنا مسدّد الخلائق، أنا محقّق الحقائق، أنا جوهر القدم، أنا مرتب الحکم... أنا محیی البررة... ."[۸]

در برخی دیگر از نسخه‌ها نیز این عبارات آمده است: "انا مقلّب القلوب و الابصار[۹] ...انا الّذى اتولّى حساب الخلائق[۱۰] ...انا مفجّر العيون،انا مطرد الانهار[۱۱] ...انا داحى الارضين،انا سمّاك السّماوات[۱۲] ...انا مُخرج المؤمنين من القبور[۱۳] ...انا اقمت السّماوات السّبع بنور ربّى و قدرته الكاملة، انا الغفور الرّحيم و انّ عذابى هو العذاب الاليم[۱۴] ...انا ولىّ اللّه فى الارض و المفوّض اليه امره[۱۵] ...انا فطرت العالَمَين[۱۶] ...انا البارئ، انا المصوّر فى الأرحام[۱۷] ...انا آيات اللّه و امين اللّه، انا أُحيي و اُميت، انا اخلق و ارزق، انا السّميع، انا العليم، انا البصير... ."[۱۸] فارغ از این خطبه، صاحب كتاب مشارق انوار اليقين، خطبه‌ای دیگر را نیز از امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل کرده که ایشان در آن خطبه بر این مطلب که امر بندگان به او واگذار شده، تأکید کرده است.[۱۹]

  1. مقداد‌بن‌اسود ماجرایی را بازگو می‌کند که براساس آن، امام علیعلیه السلام سوار بر شمشیر شد و به آسمان رفت. نزدیک ظهر بود که از آسمان برگشت؛ درحالی‌که از شمشیرش خون می‌چکید و فرمود که نفوسی در ملأ اعلى با هم درگیر شده بودند. من بالا رفته، آنها را تطهیر کردم. مقداد از ایشان پرسید که ای مولای من، آیا امر ملأ اعلی به دست شماست؟ امام بیان کردند که ایشان حجت خدا بر اهل آسمان و زمین بوده، هیچ فرشته‌ای بی‌اذن او قدم از قدم برنمی‌دارد.[۲۰]
  2. سالم بن قبيصة از امام سجادعلیه السلام نقل می‌کند که خود را نخستین کسی دانسته که زمین را آفرید و آخرین کسی است که آن را از بین می‌برد. سالم می‌پرسد: نشانه آن چیست؟ فرمود: «نشانه آن این است که من خورشید را از مغرب به مشرق برمی‌گردانم و از مشرق به مغرب». گفته شد: انجام بده. ایشان نیز انجام داد.[۲۱]
  3. جمهوربن‌حکیم نقل می‌کند که علی بن الحسينعلیهم السلام را دیدم که بال و پر درآورد، پرواز کرد و برگشت... . عرض کردم: آیا می‌توانید به آسمان پرواز کنید؟ حضرت تأکید کرد که ما آسمان را آفریدیم؛ چگونه نمی‌توانیم به آن صعود کنیم. ما حاملان عرشیم و... عرش و کرسی برای ماست.[۲۲]
  4. امام هادیعلیه السلام در زیارت جامعه کبیره می‌فرماید: "إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُمْ وَ فَصْلُ الْخِطَابِ عِنْدَكُمْ... وَ أَمْرُهُ إِلَيْكُمْ... بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّمٰاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ... مُفَوِّضٌ فِي ذَلِكَ كُلِّهِ إِلَيْكُمْ".[۲۳]
  5. روایاتی وجود دارد که براساس آنها امامانعلیهم السلام مالک دنیا به‌شمار رفته‌اند. در این راستا مرحوم کلینی در کتاب شریف الكافی هشت روایت با عنوان «باب أن الأرض كلها للامام» جمع‌آوری کرده است.[۲۴] براساس این روایات، خداوند متعال، زمین را ملک امامان قرار داده است. در‌این‌باره امام باقرعلیه السلام در روایتی صحیح به ابوخالد کابلی با استناد به کتاب امام علىعلیه السلام تصریح کرد که تمام زمین از آنِ ایشان است.[۲۵][۲۶]
  • ممکن است برای برخی شیعیان در آن دوران یا امروزه این پرسش مطرح بوده و باشد که آیا مقصود از این سخنان، همان تعلق خمس یا زکات به امام است یا آنکه به‌راستی تمام زمین از آنِ اوست؟ روایت پیش گفته به‌صراحت مؤید گزینه دوم است. با وجود این، سخنان روشن‌تری نیز دراین‌باره وجود دارد؛ چنان‌که عمر بن یزید در ضمن روایتی صحیح نقل می‌کند که مِسْمَع (یکی از شیعیان امام صادقعلیه السلام) هنگامی که برای تقدیم وجوهات شرعی نزد امام رفت، هشتادهزار درهم به عنوان خمس به امامعلیه السلام تقدیم، و بیان کرد که نمی‌خواست در این مال - که خداوند آن را برای امامان قرار داده - تصرف کند. حضرت صادقعلیه السلام وی را متوجه اشتباهش کرده، تأكيد فرمود که حق ایشان تنها خمس نیست؛ بلکه همه زمین از آنِ آنان است.[۲۷] محمدبن‌ریان (با سندی صحیح) در نامه‌ای به امام حسن عسکریعلیه السلام نوشت: «جانم به فدایت، برای ما روایت شده که برای رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم در این دنیا جز خمس چیزی نیست». امامعلیه السلام جواب فرمود: "همانا دنيا و آنچه در آن است، از آنِ رسول‌اللهصلى الله عليه وآله وسلم است".[۲۸]

از مقایسه این روایت با روایات پیشین به‌روشنی دانسته می‌شود که امام نیز از این باب که جانشین رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم است، مالک تمام دنیاست؛ چنان‌که امام باقرعلیه السلام در روایتی به این مطلب اشاره کردند.[۲۹] از سوی دیگر، به‌نظر می‌رسد این مسئله برای اصحاب امامان (دست‌کم برخی از آنها) نیز روشن بوده است؛ چنان‌که در گفت‌وگو میان ابن ابی عمیر و ابومالک حضرمی، ابن ابی عمیر، تمام دنیا را ملک امام می‌دانست و ابومالک، خمس و فیء و... را متعلق به امام می‌دانست.[۳۰] در کنار این روایات، روایاتی نیز وجود دارد که در آنها امامانعلیهم السلام "خزّان الله" معرفی شده‌اند. این روایات، خود به دو دسته تقسیم می‌شود:

  1. روایاتی که امامان را خازنان علم خدا معرفی می‌کند. امام صادقعلیه السلام در ضمن روایتی صحیح به ابن‌ابی‌یعفور فرمود: "ما حجت‌های خدا میان بندگان او و خازنان او بر علمش هستیم".[۳۱]
  2. روایاتی که امامان را به‌طور مطلق، خازنان خدا معرفی می‌کند. برای نمونه، امام سجادعلیه السلام به جابر جعفی فرمود: "به خدا سوگند، ما خازنان خدا در آسمان و خازنان او در زمین هستیم".[۳۲]

امام باقرعلیه السلام نیز در روایتی صحیح تأکید کردند که خداوند، علیعلیه السلام را خازن خود بر آنچه در آسمان‌ها و زمین است، قرار داده و او امین خدا بر آنهاست.[۳۳] در صحيحه على بن جعفر نیز امام کاظمعلیه السلام، از قول امام صادقعلیه السلام تصریح کردند که این مقام برای تمام امامان ثابت است.[۳۴] این روایات نیز همسو با روایاتی است که امامانعلیهم السلام را مالک تمام دنیا معرفی می‌کند. براساس این دو دسته روایات، در نگاه نخست می‌توان گفت که خداوند متعال به‌نحو طولی، مالکیت دنیا را به حجت خود واگذار کرده، و از‌این‌رو امام است که به‌گونه طولی، کار خلق و رزق و تدبیر عالم را بر عهده دارد. به دیگر بیان، همان‌گونه که خداوند را مالک حقیقی و بالاصاله هستی و صاحب‌اختیار این دنیا می‌دانیم، امامعلیه السلام نیز که براساس روایات یادشده، مالک این دنیا به‌شمار می‌آید، صاحب‌اختیار دنیا (به‌گونه طولی) می‌دانیم که از جمله لوازم این آموزه آن است که امام، بر عالم تکوین ولایت داشته باشد.[۳۵]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. برای نمونه سعد بن عبدالله اشعری (۳۰۱ق) می‌نویسد: واما الذين قالوا بالتفويض فانّهم زعموا انّ الواحد الازلى أقام شخصاً واحداً كاملاً لا زيادة فيه ولا نقصان، ففوض إليه التدبير والخلق، فهو محمّد وعلى وفاطمة والحسن والحسين وسائر الائمّة، ومعناهم واحد (سعد بن عبدالله اشعری، المقالات و الفرق، ص۶۰ و ۶۱). ابوالحسن اشعری نیز می‌نویسد: [المفوضة] يزعمون أن الله عزوجل وكّل الامور وفوّضها الى محمدصلى الله عليه وآله وسلم وانه اقدره على خلق الدنيا فخلقها و دبّرها وان الله سبحانه لم يخلق من ذلك شيئاً، ويقول ذلك كثير منهم فی علىّ (علی بن اسماعيل اشعری، مقالات الاسلاميين، ص۱۶).
  2. ر.ک: نعمت الله صفری فروشانی، غالیان، ص۲۲۷-۲۲۹.
  3. صاحب تبصرة العوام (قرن ششم) می‌نویسد: «مفوّضه، این قوم دعوی کردند که خدای تعالی امور عالم را تفویض با محمد و امامان کرد. ایشان آمر و ناهی و حاکم‌اند در جمله امور شریعت. و قومی دیگر ازیشان گفتند که تفویض خلق و احیا و اماتت بدیشان کرد و رسول و امامان مستحق عبادت‌اند و ایشان را نام‌ها نهند به اسمای خدای تعالی، و معتزله و جمله نواصب این حکایت بر علمای امامیان بندند». نویسنده این کتاب در ادامه، این اتهام را مدعای بدون دلیل می‌داند (سید مرتضی بن داعی حسنی رازی، تبصرة العوام، ص۱۷۶ و ۱۷۷).
  4. در پیدا کردن برخی روایات، از این پایان‌نامه کمک گرفته شده است: حمیدرضا مقیمی، تفويض ولایت تکوینی به ائمهعلیهم السلام تا پایان غیبت صغری.
  5. خطبة البيان که منسوب به امام علیعلیه السلام است، همواره مورد بحث بوده است. این خطبه در ضمن خطبه‌هایی که سید رضی در نهج البلاغه آورده است، نیامده و دقیقاً روشن نیست که برای نخستین بار این خطبه در کدام کتاب آمده است. نکته دیگر آنکه گاه گفته می‌شود که این خطبه همان خطبة الافتخار یا خطبة التطنجية است و گاه این دو خطبه را بخش‌هایی از خطبة البيان می‌دانند (آقا بزرگ طهرانی، الذريعة، ج۷، ص۱۹۷ و ۲۰۰). سید حیدر آملی (حدود ۷۹۰ق) از این خطبه یاد کرده و فقراتی از آن را آورده است (سیدحیدر آملی، جامع الاسرار، ص۳۸۳). رجب برسی (۸۱۳ق) بخش‌هایی از این خطبه را با عنوان خطبة الافتخار آورده است (رجب بن محمد حافظ برسی، مشارق انوار اليقين، ص۲۶۰-۲۶۵). از علمای اهل سنت، قندوزی این خطبه را نقل کرده است (سلیمان بن ابراهیم قندوزی، ینابیع المودة، ج۳، ص۲۰۷ و ۲۰۸). اسماعیلیه هم شرح آن را به حسن صباح نسبت می‌دهند. نسخه‌های خطی این خطبه فراوان است و تاکنون حدود پنجاه نسخه از این خطبه در کتابخانه‌های ایران، شناسایی شده است. ترجمه‌های فراوانی برای این خطبه نگاشته، و شروح فراوانی بر این خطبه زده شده که از جمله آنها شرح مرحوم محمد تقی مجلسی است. برای تفصیل بیشتر، ر.ک: مسعود بیدآبادی، «نگاهی به خطبة الافتخار و خطبة نطنجيه» در: علوم حدیث، ش۲۵، ص۶۹-۸۱.
  6. رجب بن محمد حافظ برسی، مشارق انوار اليقين، ص۲۶۰.
  7. همان، ص۲۶۵.
  8. علی یزدی حائری، الزام الناصب، ج۲، ص۱۷۸.
  9. محمد بن محمود دهدار شیرازی، شرح خطبة البيان، ص۶۴.
  10. همان، ص۶۲.
  11. همان، ص۶۹.
  12. همان، ص ۷۰.
  13. همان، ص۸۴.
  14. همان، ص۸۶.
  15. همان، ص۹۲.
  16. همان، ص۹۷.
  17. همان، ص۱۱۲.
  18. همان، ص۱۳۰.
  19. أنا المفوَّض إلىّ أمر الخلائق (همان، ص۲۶۸).
  20. أنا حجّة الله على خلقه من أهل سماواته وأرضه، وما فی السماء من ملک يخطو قدما عن قدم إلّا بإذنی (رجب بن محمد حافظ برسی، مشارق انوار اليقين، ص۳۴۴ و ۳۴۵).
  21. محمد بن جریر بن رستم طبری آملی، دلائل الامامة، ص۱۹۹ و ۲۰۰؛ همو، نوادر المعجزات، ص۲۵۵.
  22. همو، دلائل الامامة، ص۲۰۱ و ۲۰۲.
  23. محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، من لايحضره الفقیه، ج۲، ص۶۱۰-۶۱۳؛ همو، عیون اخبار الرضاعلیه السلام، ج۲، ص۲۷۲-۲۷۴.
  24. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۷-۴۱۰.
  25. "وَجَدْنَا فِي كِتَابِ عَلِيٍّعلیه السلام - إِنَّ الْأَرْضَ لِلّٰهِ يُورِثُهٰا مَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ - أَنَا وَ أَهْلُ بَيْتِيَ الَّذِينَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ وَ نَحْنُ الْمُتَّقُونَ وَ الْأَرْضُ كُلُّهَا لَنَا". (همان، ص۴۰۷؛ محمد بن مسعود عیاشی، تفسير العیاشی، ج۲، ص۲۵؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۱۵۲؛ همو، الاستبصار، ج۳، ص۱۰۸).
  26. ر. ک. فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت.
  27. "...فَقَالَ أَ وَ مَا لَنَا مِنَ الْأَرْضِ وَ مَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا إِلاَّ الْخُمُسُ؟ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّ الْأَرْضَ كُلَّهَا لَنَا فَمَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ لَنَا" (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۸؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۴۴).
  28. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۹.
  29. "فَمَا كَانَ لآِدَمَعلیه السلام فَلِرَسُولِ اللَّهِصلى الله عليه وآله وسلم وَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ فَهُوَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍصلى الله عليه وآله وسلم" (همان).
  30. همان، ص۴۰۹ و ۴۱۰.
  31. همان، ص۱۹۳. این روایت با سندی دیگر در سایر متون روایی نیز نقل شده است (ر.ک: محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۱۰۴ و ۱۰۵).
  32. "وَ اللَّهِ إِنَّا لَخُزَّانُ اللَّهِ فِي السَّمَاءِ وَ خُزَّانُهُ فِي الْأَرْضِ" (همان، ص۱۰۴).
  33. "عَنْ أَبِي جَعْفَرٍعلیه السلام: فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: «صِرٰاطِ اللّٰهِ الَّذِي لَهُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ، يَعْنِي عَلِيّاً. إِنَّهُ جَعَلَ عَلِيّاً خَازِنَهُ عَلَى مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَيْءٍ وَ اِئْتَمَنَهُ عَلَيْهِ. أَلاٰ إِلَى اللّٰهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ" (همان، ص۱۰۶).
  34. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳.
  35. ر. ک. فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت.