اسم اعظم

از دانشنامه امامت
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل اسم اعظم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

اسم اعظم برترین نام خداوند است که پیامبران و اولیای الهی به وسیلۀ آن، دست به تصرفات غیر طبیعی و خوارق عادات می‌زنند و از امور غیبی آگاهی پیدا می‌کنند.[۱]

واژه‌شناسی لغوی

  • اسم در لغت از ریشه «س‌ ـ‌ م‌ ـ‌ و» به معنای بلندی یا از ریشه «و‌ ـ‌ س‌ ـ‌ م» به معنای علامت است [۲]

چیستی اسم اعظم و راه رسیدن به آن

  • اسم اعظم برترین نام خداوند است که پیامبران و اولیای الهی به وسیلۀ آن، دست به تصرفات غیر طبیعی و خوارق عادات می‌زنند و از امور غیبی آگاهی پیدا می‌کنند[۳].
  • اسم اعظم جلوه‏‌ای از جلوه‏‌های الهی است که برای همه کس حاصل نمی‏‌شود، یعنی مرتبه‏‌ای خاص از مراتب معرفت الهی است.[۴]
  • این اسم مرکب از حروف الفبا نبوده و از مقولۀ الفاظ نیست، همچنانکه مفهوم ذهنی هم نیست، بلکه مربوط به قدرت روح و میزان بهره‌مندی از ولایت است که با اذن خدا ممکن است.[۵] لذا نباید تصور کرد مراد از اسم اعظم، صرفاً لفظ یا کلمه‌ای مانند سایر کلمات رایج باشد؛ بلکه مراد حقیقت عظیمی است که حقایق متعددی را در بر می‌گیرد؛[۶] برخی از مفسرین[۷] نیز قائلند اسم اعظم از قبیل الفاظ و یا مفاهیمی که الفاظ بر آنها دلالت می‌کنند نیست و اعتقاد به اینکه اسم اعظم ترکیبی از حروف لفظی باشد، سخن صحیحی نمی‌باشد[۸].
  • از روایات چنین استفاده می‌شود، هرکس از این اسم باخبر باشد، نه فقط دعایش مستجاب است، بلکه با استفاده از آن مى‌تواند به فرمان خدا، در جهان طبیعت تصرف کند و کارهاى مهمى انجام داده،[۹] به تمامی اهداف خود دست پیدا کند.[۱۰] باید توجه داشت دربارۀ اسم اعظم، آنچه اهمیت دارد متصف شدن به حالات و کمالات روحی و خودسازی است که انسان را به مقام مستجاب الدعوه می‌رساند نه اینکه یک شخص آلوده با تلفظ یک اسم دعایش مستجاب شود.[۱۱] هر کسی که تقوای قلب داشته باشد، علاوه بر تقوای عملی، او اسم اعظم را درک می‌نماید و امامان اسم اعظم را می‌دانند؛ بلکه به یک معنا خودشان کلمة الله و اسم اعظم می‌باشند.[۱۲]

اسم اعظم منبع علم امامان

  • اسم اعظم عنوانی است که برخی از روایات برای بیان سرچشمۀ علم امام و آگاهی‌ها و توانایی‌های او به آن اشاره دارند[۱۳] یعنی یکی از منابع علم امامانعلیهم السلام به شمار می‌آید.[۱۴] در روایات، یکی از ویژگی‌های پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم و اهل بیتعلیهم السلام بهره‌مندی کامل‌تر از اسم اعظم الهی بیان شده است. روایات در این نکته مشترک‌اند که اسم اعظم پروردگار هفتاد و سه حرف دارد: «اسْمَ‏ اللَّهِ‏ الْأَعْظَمَ‏ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ‏ حَرْفا»[۱۵] و این روایات[۱۶] در این مطلب مشترک‌اند که بهره‌مندی پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم و خاندان ایشان از اسم اعظم، کامل‌تر از سایر انبیا و اوصیاست؛ یعنی آگاهی به هفتاد و دو حرف، به ایشان عطا شده است.[۱۷]

اسم اعظم و علم الکتاب (علم غیب)

  • مطابق روایات، دو جایگاه برای اسم اعظم تصویر شده است: اوّل: جایگاه علم الغیب که دست‌رسی به آن تنها خاص پروردگار است و به جز خداوند عزوجل، کسی دیگر امکان راه یافتن به آن را ندارد؛ دوم: جایگاه علم الکتاب که منشأ قدرت و علم گستردۀ امامان علیهم السلام و امکان دست‌رسی ایشان به این جایگاه و بلکه اشراف به آن بیان شده است.[۱۸] تلفیق و جمع‌بندی میان آیات و روایات در این زمینه، نشان می‌‏دهد میان اسم اعظم و علم الکتاب رابطۀ عمیقی وجود دارد و به تعبیری آنچه در قرآن از آن تعبیر به ﴿عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ[۱۹] شده، در روایات از آن به بخشی از اسم اعظم الهی تعبیر شده است. در روایات اسم اعظم الهی یک اصل و عنوانی دانسته شده که شامل امور و به تعبیر روایات حروف متعددی است. با توجه به ویژگی‌های برجسته و گسترده‌ای که برای اسم اعظم در کلمات معصومین علیهم السلام نقل شد و با ملاحظۀ ارتباط علم الکتاب با اسم اعظم که از تلفیق و ارتباط روایات به دست آمد، این ادعا که کتابی که در آیات قرآن با ﴿عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ[۲۰] و یا «عِلْمُ الْكِتَابِ»[۲۱] معرفی شده است، علم ما کان و ما یکون را در برداشته باشد ادعای گزافی نخواهد بود بلکه پشتوانه‌ای از آیات قرآن بر عظمت و گستردگی فوق العادۀ علم الکتاب دلالت می‌نماید.[۲۲] و لذاست که می‌توان قایل شد امامانی که از اسم اعظم آگاه هستند به منزلۀ آگاهی از علم غیب است.

روایات دربارۀ اسم اعظم

  • در احادیث،[۲۳] اعمال و رفتار خارق العاده عیسی بن مریم علیه السلام که قرآن به آنها اشاره دارد و همچنین واکنش آصف به درخواست سلیمان برای احضار تخت بلقیس، ثمره و نتیجۀ عطا شدن اسم اعظم به ایشان دانسته شده است.[۲۴] در روایتی از امام باقر و امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:[۲۵] «اسم اعظم خدا ۷۳ حرف است و تنها يک حرف آن نزد آصف بود، آصف آن يک حرف را گفت و زمين ميان او و تخت بلقيس در هم نورديد تا او تخت را به دست گرفت، سپس زمين به حالت اول بازگشت، و اين عمل در كمتر از يک چشم به هم زدن انجام شد و ما ۷۲ حرف از اسم اعظم را داريم و آن يک حرف هم نزد خداست كه آن را در علم غیب براى خود مخصوص ساخته است.»[۲۶]
  • همچنین از امام صادق علیه السلام روایت شده:[۲۷] «همانا به عیسی دو حرف عطا شده بود که با آن دو عمل می‌کرد، و به موسی چهار حرف و به ابراهیم هشت حرف و به نوح ۲۵ حرف و همانا خداوند متعال برای محمدصلى الله عليه وآله وسلم تمام آن حروف را جمع کرد و اسم اعظم ۷۳ حرف است که به محمد صلى الله عليه وآله وسلم ۷۲ حرفش عطا شده و تنها یک حرف از او پوشانده شده است.»[۲۸]
  • در روایتی امام باقر علیه السلام در پاسخ برید بن معاویه که در مورد آیۀ ﴿قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ[۲۹] سؤال می‌کند، می‌فرمایند: «منظور، ما اهل بیت علیهم السلام هستیم و علیعلیه السلام، اوّل ما و افضل ما و بهترین ما بعد از پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلماست.» علامه مجلسی، معتقد است ظاهر روایت، بیانگر آن است که مراد از کتاب، قرآن است، پس معنا چنین می‌شود که "علم همه کتب، نزد ماست...". بنابراین، روشن است اسم اعظم یا علم کتاب، یکی از منابع امامانعلیهم السلام است. همچنین تمام هفتاد و دو حرف اسم اعظم، در کتاب است و امامعلیه السلام نیز دارای کلّ علم کتاب است.[۳۰]
  • شیخ صدوق معتقد است:[۳۱] «خداوند متعال اسم اعظم خود را در آغاز سوره‌های قرآن و در حروف مقطعه، نهان ساخته و تنها خاندان عصمت و طهارت را از این اسم آگاه کرده و به معرفت آن، مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر خدای تعالی این اسم را به همه مردم می‌‌آموخت و آن را برای همه آشکار می‌‌نمود، عده‌ای از آن اسم سوء استفاده می‌کردند و آن را در برابر پیامبران و امامانعلیهم السلام به کار می‌بردند. بر این اساس، علم مزبور را به کسانی اختصاص داد که حجت‌های او بر مردم‌اند تا بتوانند در مواقع لزوم به وسیله آن دلیل‌ها و معجزاتی را برای اثبات حقانیت خود بیاورند.»[۳۲]
  • پیامبران و پیشوایان بزرگ، ضمن اینکه از اسم اعظم آگاه بودند، حقیقت این اسم بزرگ خدا را در وجودشان پیاده کرده بودند و در پرتو این حالت خداوند چنان مقام والایی به آنها داده بود که از امور غیبی بالفعل آگاه بودند، به طوری که آصف با داشتن یک اسم تخت بلقیس را فوراً حاضر می‌کند و خداوند سبحان همان یک حرف را که نزد آصف بود "علمی در کتاب" نامید، پس کسی که هفتاد و دو حرف از آن در اختیارش باشد چگونه تصرفی در امور غیبی بالفعل خواهد داشت؟[۳۳] باید توجه داشت دربارۀ اسم اعظم، آنچه اهمیت دارد متصف شدن به حالات و کمالات روحی و خودسازی است که انسان را به مقام مستجاب الدعوه می‌رساند نه اینکه یک شخص آلوده با تلفظ یک اسم دعایش مستجاب شود.[۳۴] یعنی اسم اعظم بیشتر مربوط به عمل است نه کلمه یا اسمی از اسماء خداوند. امامانعلیهم السلام نیز با طهارت روح و عصمت خدادادى، از این ویژگى برخوردار بودند و به‌وسیله اسم اعظم از غیب آگاه مى‌شدند.[۳۵]

نتیجه

  • آگاهی از اسم اعظم خداوند از علوم غیبی محسوب می‌شود و امامان علیه السلام از آن آگاهی داشتند.

منابع

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع علم معصوم

پانویس

  1. ر.ک. موسوی، سید امین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص ۲۷۳
  2. المصباح، ص‌۲۹۰، «سَما».
  3. ر.ک. موسوی، سید امین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص ۲۷۳
  4. ر.ک. اراکی، محسن، سخنرانی با موضوع: پرسشی دربارۀ اسم اعظم، وبگاه شفقتنا
  5. ر.ک. شیخ‌زاده، قاسم علی، رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا، ص ۷۸ ـ ۸۰
  6. ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش ۶، ص ۱۷۰
  7. ر.ک. علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص ۳۶۳
  8. ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش ۶، ص ۱۷۰
  9. ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۳۰
  10. ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 199
  11. ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۴۴؛ سبحانی، سید محمد جعفر، منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۷ ـ ۱۵۰
  12. ر.ک. حسینی میلانی، سید محمد هادی، دیدگاه‌های علمی، ص ۱۱۱ و ۱۱۲
  13. ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش ۶، ص ۱۷۰؛ شیخ‌زاده، قاسم علی، رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا، ص ۷۸ ـ ۸۰؛ افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات، ص ۶۰
  14. ر.ک. سبحانی، سید محمد جعفر، منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۷ ـ ۱۵۰
  15. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۳۰
  16. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱ ، ص ۲۳۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ۲۰۹ و ۲۱۲
  17. ر.ک. مظفر، محمد حسین، پژوهشی در باب علم امام، ص ۷۸؛ شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش ۶، ص ۱۷۰؛ فاضل لنکرانی، محمد جواد، سخنرانی با موضوع: همگرایی قیام امام حسین با علم حضرت به شهادت خود و یارانش
  18. ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص ۳۴ ـ ۳۸
  19. سوره نمل، آیه: ۴۰
  20. سوره نمل، آیه: ۴۰
  21. سوره رعد، آیه: ۴۳
  22. ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص ۳۴ ـ ۳۸
  23. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱ ، ص ۲۳۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ۲۰۹ و ۲۱۲
  24. ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص ۳۴ ـ ۳۸
  25. کلینی، محمد بن یعقوب، کافى، ج ١، ص ٣٣٠
  26. ر.ک. افتخاری، سید ابراهیم، بررسی مقایسه‌ای شئون امامت در مکتب قم و بغداد، ص ۱۰۹ و ۱۱۰؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش ۸۸، صفحه؟؟؟؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، ص ۴۷۸ و ۴۷۹؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص ۱۴۳؛ گنجی، حسین، امام‌شناسی، ج ۱، ص ۱۵۹؛ صالح، سید محمد حسن، ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت، دو فصلنامۀ معرفت کلامی، ش ۲، ص ۱۱۲؛ افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات، ص ۶۰؛ سیده رابیل، جستاری در مسئله علم غیب، منتشر شده در نشریه الکترونیکی قرآن پژوهی
  27. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ح ۲
  28. ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص ۳۴ ـ ۳۸؛ موسوی، سید امین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص ۲۷۳؛ سبحانی، سید محمد جعفر، منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۷ ـ ۱۵۰؛ بیابانی اسکوئی، محمد، امامت، ص ۱۴۵؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش ۸۸، صفحه؟؟؟
  29. سورۀ رعد، آیۀ ۴۳
  30. ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، ص ۴۷۸ و ۴۷۹
  31. ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۵۳۹
  32. ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۸۹
  33. ر.ک. موسوی، سید امین، گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص ۲۷۳
  34. ر.ک. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۴۴
  35. ر.ک. سبحانی، سید محمد جعفر، منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۷ ـ ۱۵۰؛ عرفانی، محمد نظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص ۱۹۹