یاران امام مهدی

از امامت‌پدیا
(تغییرمسیر از اصحاب قائم)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدیعلیه السلام است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • یاران ویژه حضرت مهدیعلیه السلام‏ سیصد و سیزده نفرند. احادیث فراوانی در ستایش این گروه ممتاز وارد شده و در قرآن کریم آیاتی است که تأویل به آنان شده است:
  1. از امام باقرعلیه السلام و امام صادقعلیه السلام در تأویل سخن خدای متعال: ﴿وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ[۱] نقل شده که فرمودند: مراد از امت معدود، یاران مهدی در آخر الزمان‌اند؛ سیصد و سیزده نفر به شمار افراد جنگ بدر. آنان، در ساعتی جمع شوند؛ مانند ابرهایی که در پاییز جمع می‏‌شوند"[۲].
  2. امام صادقعلیه السلام در وصف یاران خاصّ حضرت مهدیعلیه السلام فرمود: "مردانی که گویی قلب‏‌هایشان مانند پاره‏‌های آهن است. هیچ چیز نتواند دل‏های آنان را درباره ذات خداوند گرفتار شک سازد. سخت‌‏تر از سنگ هستند. اگر بر کوه‏‌ها حمله کنند، آن‏ها را از هم خواهند پاشید ... گویی که بر اسبان خود، مانند عقاب هستند. بر زین اسب امام دست می‏‌کشند و از این کار برکت می‏‌جویند. گرد امام خویش چرخیده، در جنگ‏ها، جان خود را سپر او می‌‏سازند و هرچه را بخواهد برایش انجام می‌‏دهند. مردانی که شب‏ها نمی‌‏خوابند؛ در نمازشان هم‌هم‌ه‏ای چون صدای زنبور عسل دارند. شب‏ها بر پای خویش ایستاده و صبح بر مرکب‏‌های خود سوارند. پارسایان شبند و شیران روز. اطاعت آنان برابر امامشان، از اطاعت کنیز برای آقایش زیادتر است. مانند چراغ‏ها هستند ... گویی که دل‏هایشان قندیل است. از ترس خدا بیمناک و خواهان شهادتند. تمنایشان شهید شدن در راه خدا است. شعارشان این است: ای مردم! برای خون‏خواهی حسین به پا خیزید. وقتی حرکت می‌‏کنند، پیشاپیش آنان به فاصله یک ماه‏ وحشت حرکت کند. آنان، دسته دسته به سوی مولا می‌‏روند. خدا به وسیله آنان امام راستین را یاری می‌‏فرماید"[۳].

فرق بین یاران خاصّ و یاوران‏

  • بین یاران ویژه حضرت مهدیعلیه السلام‏ و یاوران آن حضرت تفاوتی هست؛ اصحاب و یاران خاص سیصد و سیزده نفرند. آنان کسانی‏‌اند که حضرات امام علیعلیه السلام و امام صادقعلیه السلام از آنان به پرچم‏داران تعبیر فرموده‏‌اند و هریک از این یاران خاص، نقش عظیمی در فرماندهی سپاه و گشودن شهرها و اداره امور و ... دارند.
  • یاوران، مؤمنان صالحی‌‏اند که به حضرت مهدیعلیه السلام‏ در مکه و غیر آن ملحق می‌‏شوند. زیر پرچمش گرد می‌‏آیند و با دشمنان خدا و پیامبر خداصلى الله عليه وآله وسلم می‌‏جنگند.
  • حضرت مهدیعلیه السلام‏ از مکه خارج نخواهد شد؛ مگر آن‏که همراه او ده هزار نفر از یاوران خواهند بود[۴]. البته این شمار، گروهی از یاوران ایشانند، نه همه آنان، برای نمونه فقط سید هاشمی با دوازده هزار نیرو در عراق به حضرت مهدیعلیه السلام‏ ملحق می‌‏شوند ... این‏ همه، غیر از یاورانی است که از فرشتگانند. آنان نیز یاوران حضرت بوده و اوامر آن بزرگوار و آموزه‌‏هایش را فرمانبردار خواهند بود.

ویژگی‌‏های یاران خاص‏

  • بیشتر یاران خاصّ حضرت در سن جوانی‌‏اند و بزرگسالان میان آنان کم هستند. این یاران، دارای افکاری متحد و آرایی یکنواخت بوده و دل‏های‏شان به هم پیوسته است.
  • حضرت علیعلیه السلام در این‏ باره فرمود: "همانا یاران قائمعلیه السلام همگی جوانند و پیر میانشان نیست؛ مگر به اندازه سرمه در چشم یا به قدر نمک در توشه راه و کمترین چیز در توشه راه، نمک است[۵].
  • لازم یادآوری است در تشکیل هسته اصلی آن پیکار بزرگ و جهاد مقدس، زنان نیز نقش بسزایی دارند و طبق تعبیر برخی از احادیث، حدود پنجاه زن، از یاران اصلی امام و همراه هسته مرکزی آن قیام می‏‌باشند. این موضوع، دو نکته را روشن می‏‌سازند:
  1. زنان که در طول تاریخ، از حقوق خویش محروم بودند و شخصیت آنان تحقیر گشته بود، در دوران آن انقلاب بزرگ، شخصیت واقعی خویش را باز خواهند یافت و به عنوان کارگزاران اصلی آن تحوّل عظیم، در جامعه جهانی شرکت خواهند داشت. این موضوع، اهمیت ویژه‏ای دارد که ارزش واقعی و پایه قدرت و توانمندی نوع زن و ارزشیابی استعدادهای او را- در صورتی که خود را ساخته باشد- مشخص می‏‌سازد.
  2. زنان اگر در جهاد و رویارویی مستقیم شرکت نکنند، در دیگر پست‏ها و مسؤولیت‌‏ها و سازندگی‌‏ها، می‌‏توانند مشارکت داشته باشند.
  • همچنین در گسترش فرهنگ اسلامی، تبیین خطوط اصلی دین، آموزش معارف الهی و جایگزین ساختن معیارها و اصول انقلاب مهدوی، می‏‌توانند کارامد باشند و نقش‏های اصلی و برجسته‏‌ای را بر عهده گیرند. در مسائل پشت جبهه و دیگر مسائل اجتماعی، فرهنگی و تربیتی نیز می‌‏توانند نقش سازنده‏‌ای داشته باشند.
  • امام باقرعلیه السلام فرمود: "... به خدا سوگند سیصد و چند تن از مردان نزد او می‌‏آیند، که با آنان پنجاه زن نیز هست .... "[۶].
  • این موضوع، ارجمندی جایگاه زن و بلندای رشد و تکامل او را روشن می‌‏کند. اثر تربیتی این موضوع مهم، در جامعه کنونی- که جامعه منتظر است- می‌‏تواند خودآیی زنان و بازشناسی توان رشد و بازیابی شخصیت آنان باشد.
  • برای شرکت در آن دگرگونی و انقلاب بزرگ و جهانی، زنان از هم اکنون باید با معیارهای دقیق اسلامی و اخلاقی، شخصیت خود را بسازند و در بعد علم و عمل تکامل یابند، و بدانند که هم‏اکنون و در آینده، مسؤولیت‌‏های بزرگی بر عهده دارند و در آینده نقش‏های اصولی‌‏تری را به‏ انجام خواهند رساند. پس ناگزیر از هم اکنون به شناخت دقیق و درست اسلام بپردازند و در تربیت خویش بکوشند، تا پیش از ظهور، در جامعه زنان منتظر قرار گیرند، و در دوران ظهور شایستگی شرکت در آن حرکت بزرگ و کمک رساندن به داعی حق را داشته باشند[۷][۸].

یاران امام مهدی در موعودنامه

  • تعداد یاران حضرت مهدی علیه السلام، سیصد و سیزده نفر یاد شده است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: "گویا می‌نگرم قائم را بر منبر کوفه و سیصد و سیزده نفر یارانش را، که پیرامونش گرد آمده‌اند، به شمار اهل بدر"[۹].
  • این مضمون به‌طور مستفیض از ائمه به ما رسیده است. در متون عامه نیز، در عدد یاران مهدی علیه السلام سیصد و سیزده نفر بارها یاد شده است. در برخی روایات، یاران مهدی ده هزار نفر یاد شده است و تا آنان گرد نیایند قیام صورت نمی‌گیرد[۱۰]. در نقل‌های دیگر، از شمار کمتر و در برخی فزون‌تر از پیش یاد شده است. از جمله ابن رزین غافقی از علی علیه السلام روایت می‌کند: "مهدی، در میان دوازده تا پانزده هزار یاور قیام خواهد کرد"[۱۱]. در روایات ابن مسعود، شمار بیعت‌کنندگان بیش از پنج‌هزار نفر ذکر شده است. در احادیث دیگر به توده‌های انبوهی اشاره شده است که از نقاط‍‌ گوناگون جهان، به‌ویژه مشرق‌زمین به کمک امام می‌شتابند[۱۲]. چه‌بسا بتوان گفت: آمارهای یاد شده با یکدیگر تعارض ندارند، بلکه در طول یکدیگرند و در مجموع، نشانگر سیر تکاملی یارانند. سیصد و سیزده نفر، نخستین گروندگان هستند که در انتظار ظهور موعود بوده‌اند. با گرد آمدن این گروه، دعوت آغاز می‌شود. پس از انتشار خبر و گزارش آن به محرمان، ده یا دوازده هزار نفر، که ستون‌های اصلی نیروهای انقلاب را تشکیل می‌دهند، به سرعت به امام می‌پیوندند. با اجتماع آنان، پاکسازی حجاز آغاز می‌شود. در ادامه نهضت، توده‌های انبوه، از سراسر جهان به حضرت می‌پیوندند و درگیری بزرگ و خونبار با مستکبران شروع می‌شود[۱۳]. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: "سیصد و سیزده نفر یاران با او بیعت می‌کنند. او تا هنگام کامل شدن ده هزار نفر در مکه اقامت کرده، سپس رهسپار مدینه می‌گردد"[۱۴]. احتمال می‌رود سیصد و سیزده نفر، فرماندهان و وزیران امام باشند که در آغاز، هسته‌های اصلی نیروها را به عهده دارند و پس از پیروزی، برای ارشاد و دادرسی و کارگزاری به سرزمین‌های دور و نزدیک فرستاده می‌شوند. از این گروه به "نقباء"، "خواص" و "ذُخر الله" تعبیر شده است[۱۵].
  • و اما یاران و نیروهای حضرت مهدی علیه السلام از ملیت‌های گوناگون تشکیل می‌شوند. در روایات، سخنان گوناگونی در این‌باره وجود دارد. گاه از عجم به‌عنوان سپاهیان حضرت نام می‌برند که غیرعرب را دربر می‌گیرد. برخی روایات نام شهرها و کشورهایی را (مانند قم، طالقان، ایران، جابلقا، جابلسا و... ) ذکر می‌کنند که سپاهیان، از آن‌جا به یاری حضرت می‌شتابند و گاهی سخن از قوم خاصی (مانند توبه‌کنندگان بنی اسرائیل، مؤمنان مسیحی و انسان‌های وارسته رجعت‌یافته) است که به یاری حضرت می‌آیند[۱۶]. امام صادق علیه السلام فرموده است: هر کدام از یاران حضرت (سیصد و سیزده نفر) شمشیری دارد که بر روی آن کلمه‌ای ثبت است که از آن کلمه، هزار کلمه (مشکل) گشوده و حل می‌شود[۱۷]. ابان بن تغلب می‌گوید: خدمت امام صادق علیه السلام در مسجد الحرام بودم، و دست من در دست مبارک آن حضرت بود که فرمود: "ای ابان! به زودی خدای تعالی، سیصد و سیزده نفر را در این مسجد گرد می‌آورد که مردم مکه خیال می‌کنند که هنوز پدران و نیاکان آن‌ها آفریده نشده‌اند. در دست آن‌ها شمشیرهایی است که روی هر شمشیر نام، نام پدر، لقب و دیگر خصوصیات صاحبش نوشته شده است. آن‌گاه منادی آسمانی ندا برمی‌آورد که ای اهل عالم! این مهدی است که چون داوود و سلیمان داوری می‌کند و مطالبه بینه نمی‌نماید[۱۸]. مفضل از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند که فرمودند: "هنگامی که امر ظهور امضاء شد، امام علیه السلام خدای را با نام عبرانی‌اش می‌خواند، آن‌گاه ۳۱۳ نفر از یارانش چون پاره‌های ابر پاییزی به دور او گرد می‌آیند. آن‌ها پرچمداران حضرت مهدی علیه السلام هستند، آمدن آن‌ها به مکه دو گونه است:
  1. افرادی که شبانه از رختخواب‌های‌شان ناپدید می‌شوند و صبح در مکه می‌باشند.
  2. افرادی که در روز روشن بر ابر سوار می‌شوند و با نام، نام پدر، حسب و نسب‌شان شناخته می‌شوند...[۱۹]" یاران حضرت شمشیرهایی از آهن دارند که اگر یکی از آنان با شمشیر خود بر کوهی ضربه بزند، آنرا دو نیم می‌کند[۲۰][۲۱].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. و اگر عذاب را از آنان چندگاهی پس افکنیم به یقین می‌گویند: چه آن را باز داشت؟ آگاه باشید روزی که به آنان برسد از ایشان بازگردانده نمی‌شود و آنچه به ریشخند می‌گرفتند آنها را فرا می‌گیرد؛ سوره هود، آیه: ۸.
  2. " أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ يَعْنِي‏ عِدَّةً كَعِدَّةِ بَدْرٍ قَالَ‏ يَجْمَعُونَ‏ لَهُ‏ فِي‏ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ قَزَعاً كَقَزَعِ‏ الْخَرِيفِ‏‏‏ ‏‏"، محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۵۵، ح ۴۲؛ نیز: ر.ک: نعمانی، الغیبة، ص ۲۴۱
  3. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸
  4. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۷، ح ۸۱
  5. " إِنَ‏ أَصْحَابَ‏ الْقَائِمِ‏ شَبَابٌ‏ لَا كُهُولَ‏ فِيهِمْ‏ إِلَّا كَالْكُحْلِ‏ فِي‏ الْعَيْنِ‏ أَوْ كَالْمِلْحِ فِي الزَّادِ وَ أَقَلُّ الزَّادِ الْمِلْحُ‏‏‏ ‏‏"، نعمانی، الغیبة، ص ۳۱۵، ح ۱۰
  6. " وَ يَجِي‏ءُ وَ اللَّهِ‏ ثَلَاثُ‏ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا فِيهِمْ‏ خَمْسُونَ‏ امْرَأَة‏‏‏ ‏‏"، عیاشی، تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۶۵.
  7. محمد حکیمی، عصر زندگی، ص ۵۷- ۷۶( با تصرف).
  8. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۴۹۳ -۴۹۶.
  9. کمال الدین، ج ۲، ص ۶۷۲.
  10. غیبة نعمانی، ص ۳۰۷.
  11. الملاحم و فتن، سید بن طاووس، ص ۶۵.
  12. بحار الانوار، ج ۶۰، ص ۳۱۶.
  13. چشم‌به‌راه مهدی، ص ۳۶۶.
  14. ارشاد مفید، ج ۲، ص ۳۸۳.
  15. بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۷.
  16. چشم‌اندازی به حکومت مهدی علیه السلام، نجم الدین طبسی، ص ۹۶.
  17. کمال الدین، ج ۲، ص ۶۷۱؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۶.
  18. غیبة نعمانی، ص ۳۱۳.
  19. غیبة نعمانی، ص ۳۱۳؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۸.
  20. اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۲۳؛ بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۴۱.
  21. مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص:۷۷۹.