امر به معروف و نهی از منکر

از دانشنامه امامت
پرش به: ناوبری، جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل از زیرشاخه‌های بحث فلسفه بعثت است. "امر به معروف و نهی از منکر" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امر به معروف و نهی از منکر (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.


امر به معروف و نهی از منکر یکی از اهداف ارسال رسولان الهی و تبلیغ رسالت الهی است.

قرآن

  • ﴿وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۱]
  • ﴿لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ[۲]

حدیث

  • امام حسینعلیه السلام ـ درباره امر به معروف و نهی از منکر ـ: ای مردم! از پندی که خداوند با بدستایی نسبت به دانشمندان یهود به دوستانش داده است، عبرت بگیرید، آن جا که می‌فرماید: «چرا ربانیان و دانشمندان، آنان را از گفتار گناه‌آلودشان، باز نمی‌دارند؟» و نیز می‌فرماید: «از میان بنی اسرائیل، آنان که کفر ورزیدند، مورد لعنت قرار گرفتند» تا آن جا که می‌فرماید: «چه بد بود آنچه می‌کردند!». خداوند، از این جهت، آنان را نکوهش نمود که می‌دیدند ستمکاران، در حضور آنان مرتکب کارهای منکر و فساد می‌شوند؛ ولی به خاطر چشم‌داشت و دستیابی به عطای آنان، یا از ترس آنچه مایه خوف آنها بود، آنان را از این کار، باز نمی‌داشتند، در حالی که خداوند می‌فرماید: «از مردم نترسید و از من بترسید» و می‌فرماید: «و مردان و زنان باایمان، دوستان یکدیگرند، که به کارهای پسندیده وا می‌دارند و از کارهای ناپسند، باز می‌دارند». بدین سبب، خداوند، از امر به معروف و نهی از منکر، به عنوان نخستین واجب، یاد کرده است؛ زیرا می‌دانست که با انجام دادن و برپا داشتن آن، تمام واجباتِ آسان و دشوار، پا بر جا می‌ماند؛ زیرا امر به معروف و نهی از منکر، در کنار بازپرداخت مظالم، و مخالفت با ستمکار، و تقسیم فَیء و غنایم و گرفتن صدقات از موارد آن و مصرف آنها در جای مناسب، دعوت به اسلام است. اما شما ـ ای جمعی که به دانش، مشهورید و به نیکی از شما یاد می‌شود و به خیرخواهی شناخته شده هستید و به نام «اللّه »، در دل مردم، هیبت دارید و انسانِ با شرافت، از شما حساب می‌بَرد و ضعیف، شما را گرامی می‌دارد و کسی که بر او برتری ندارید و منّتدار لطف شما نیست، شما را ترجیح می‌دهد و اگر درخواست‌ها از طالبان آن دریغ شود، شما را به وساطت می‌طلبند و در راهِ با هیبتِ پادشاهان و کرامت بزرگان، گام می‌نهید! آیا چنان نیست که همه اینها را بدین خاطر دارید که امید می‌رود حق الهی را ادا کرده‌اید؟ گرچه در ادای بسیاری از حق الهی کوتاهی می‌کنید. بدین ترتیب، حق پیشوایان را سَبُک شمرده‌اید، و حق ضعیفان را ضایع کرده‌اید، و [نیز] حقّتان را که گمان دارید، طلب کرده‌اید. نه مالی بذل کرده‌اید و نه جان را به خاطر کسی که آن را آفریده، به خطر افکنده‌اید، و نه به خاطر رضایت خداوند، با خویشاوندی، درگیر شده‌اید. با این وجود، شما از خداوند، خواهان بهشت و همسایگی پیامبران و ایمنی از عذاب او هستید. من بر شما ـ ای تمناکنندگان از خداوند ـ، بیمناکم که عذاب او شما را در رسد؛ زیرا شما از کرامت الهی به مرتبه ای رسیده‌اید که به خاطر آن، برتری یافته اید، در حالی که آن را که به [بندگی] خداوند شناخته شده است، گرامی نمی‌دارید، به رغم آن که شما به خاطر خداوند، در میان بندگانش گرامی داشته می‌شوید. می‌بینید که پیمان‌های خدا شکسته می‌شود؛ امّا بر نمی‌آشوبید، در حالی برای آبروی پدرانتان بر می‌آشوبید که آبروی پیامبر خدا مورد اهانت قرار می‌گیرد. نابینایان، لال ها و زمین‌گیرها در شهرها رها شده‌اند و شما به آنان رحم نمی‌کنید، به اقتضای جایگاهتان عمل نمی‌کنید، و به آن که جایگاهش را پاس داشت، یاری نمی‌رسانید، و با چرب زبانی و سازشکاری، نزد ستمکاران، پناه می‌جویید. اینها همه اموری بودند که خداوند به شما به نهی و پرهیز از آنها فرمان داده است؛ امّا شما از آن غافلید. اگر می‌فهمیدید، مصیبت شما از همه مردم، بیشتر است؛ چرا که خود را در جایگاه علما جا زده‌اید؛ زیرا جریان امور و احکام، به دست عالمان خداشناس و امینان حلال و حرام خداست و این جایگاه، از شما سلب شده است، و این جایگاه، تنها به خاطر جدایی شما از مسیر حق و اختلافتان در سنت، با وجود نشان‌های آشکار، از شما سلب شده است. و اگر بر آزارها، بردباری پیشه می‌کردید و رنج‌ها را برای خدا تحمّل می‌کردید، ورود و خروج و بازگشت امور الهی، به دست شما انجام می‌گرفت؛ امّا شما جایگاهتان را در اختیار ستمگران قرار دادید و امور الهی را به دست آنان تسلیم کردید، با آن که آنان به شبهات، عمل می‌کنند و در شهوات، ره می‌سپُرَند. گریز شما از مرگ و فریفته‌شدن شما به زندگی‌ای که از شما جداشدنی است، آنان را بر امور الهی مسلّط کرده است. شما ناتوانان را به دست آنان سپردید. گروهی از آنان، رانده و مورد خشم واقع شده‌اند و گروهی مستضعف، در اداره زندگی مانده‌اند. آنان با رأی خود، حکومت را می‌گردانند و با هوس‌هایشان، همگام با اشرار و از روی گستاخی بر خداوند جبّار، لباس خواری به تن مردمان کرده اند. در هر شهری سخنوری از آنان بر منبر دین، بانگ می‌زند. زمین برایشان خالی است، دست چپاولشان در آن گسترده است، و مردم، مایَملک آنان اند، که دست هیچ لمس کننده ای را از خود دور نمی‌کنند. از آنها، برخی گردنک کینه توزند و برخی دارای قدرت اند و بر ناتوانان، سختگیر. فرمانشان اطاعت می‌شود؛ امّا آغازگر و فرجامْ ده را نمی‌شناسند. شگفتا ! و چرا در شگفت نباشم که زمین، از ستمکارِ بیدادگر و خَراگیر بی انصاف و کارگزار مؤمنان که بر ایشان مهربان نیست، لبریز است ؟! و البته خدا در آنچه با ما به ستیز برخاسته، داور است، و اوست که در مرافعه میان ما، با قضاوت خود، داوری خواهد کرد. خدایا ! تو می‌دانی که آنچه از ما سر زد، برای رغبت به سلطنت یا درخواست زیادتی متاع دنیا نبود؛ بلکه می‌خواستیم نشانه‌های دینت را نشان دهیم، و اصلاح را در شهرهایت آشکار سازیم، و بندگان ستم دیده ات ایمنی یابند، و به واجبات و سنت‌ها و احکامت عمل شود. پس اگر ما را یاری نمی‌کنید و با انصاف با ما رفتار نمی‌کنید، ستمکاران بر شما قوّت خواهند گرفت و برای خاموش کردن فروغ پیامبرتان خواهند کوشید، و البته خدا برای ما بسنده است و بر او توکّل می‌کنیم و به سوی او انابه می‌آوریم، و بازگشت، به سوی اوست.[۳][۴]

منابع

جستارهای وابسته

پرسش‌های وابسته

منبع‌شناسی جامع نبوت

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند». سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
  2. «چرا دانشوران ربانی و دانشمندان (تورات‌شناس) آنان را از گفتار گناه‌آلود و رشوه‌خواری باز نمی‌دارند؟ به راستی زشت است آنچه می‌کردند». سوره مائده، آیه ۶۳. ر. ک: آل عمران: آيه ۱۱۰، لقمان: آيه ۱۷، توبه: آيه ۷۱، هود: آيه ۱۱۶، مائده: آيه ۷۹.
  3. "الإمام الحسینعلیه السلام ـ فِی الأَمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهیِ عَنِ المُنکَرِ ـ :اِعتَبِروا أیُّهَا النّاسُ بِما وَعَظَ اللّهُ بِهِ أولِیاءَهُ مِن سوءِ ثَنائِهِ عَلَی الأَحبارِ إذ یَقولُ: «لَوْلَا یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الْاءِثْمَ»، وقالَ: «لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن بَنِی إِسْرَاءِیلَ ـ إلی قَولِهِ ـ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَفْعَلُونَ» [3]. وإنَّما عابَ اللّهُ ذلِکَ عَلَیهِم لِأَنَّهُم کانوا یَرَونَ مِنَ الظَّلَمَةِ الَّذینَ بَینَ أظهُرِهِمُ المُنکَرَ وَالفَسادَ فَلا یَنهَونَهُم عَن ذلِکَ؛ رَغبَةً فی ما کانوا یَنالونَ مِنهُم، ورَهبَةً مِمّا یَحذَرونَ، وَاللّهُ یَقولُ: «فَلَا تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ» [4]، وقالَ: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ». [5] فَبَدَأَ اللّهُ بِالأَمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهیِ عَنِ المُنکَرِ فَریضَةً مِنهُ؛ لِعِلمِهِ بِأَنَّها إذا اُدِّیَت واُقیمَتِ استَقامَتِ الفَرائِضُ کُلُّها هَیِّنُها وصَعبُها؛ وذلِکَ أنَّ الأَمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهیَ عَنِ المُنکَرِ دُعاءٌ إلَی الإِسلامِ مَعَ رَدِّ المَظالِمِ، ومُخالَفَةِ الظّالِمِ، وقِسمَةِ الفَیءِ، والغَنائِمِ، وأَخذِ الصَّدَقاتِ مِن مَواضِعِها، ووَضعِها فی حَقِّها. ثُمَّ أنتُم، أیَّتُهَا العِصابَةُ، عِصابَةٌ بِالعِلمِ مَشهورَةٌ، وبِالخَیرِ مَذکورَةٌ، وبِالنَّصیحَةِ مَعروفَةٌ، وبِاللّهِ فی أنفُسِ النّاسِ مُهابَةٌ، یَهابُکُمُ الشَّریفُ، ویُکرِمُکُمُ الضَّعیفُ، ویُؤثِرُکُم مَن لا فَضلَ لَکُم عَلَیهِ ولا یَدَ لَکُم عِندَهُ، تَشفَعونَ فِی الحَوائِجِ إذَا امتَنَعَت مِن طُلّابِها، وتَمشونَ فِی الطَّریقِ بِهَیبَةِ المُلوکِ وکَرامَةِ الأَکابِرِ. ألَیسَ کُلُّ ذلِکَ إنَّما نِلتُموهُ بِما یُرجی عِندَکُم مِنَ القِیامِ بِحَقِّ اللّهِ وإن کُنتُم عَن أکثَرِ حَقِّهِ تُقَصِّرونَ ؟ ! فَاستَخفَفتُم بِحَقِّ الأَئِمَّةِ، فَأَمّا حَقُّ الضُّعَفاءِ فَضَیَّعتُم، وأَمّا حَقُّکُم بِزَعمِکُم فَطَلَبتُم. فَلا مالاً بَذَلتُموهُ، ولا نَفساً خاطَرتُم بِها لِلَّذی خَلَقَها، ولا عَشیرَةً عادَیتُموها فی ذاتِ اللّهِ، أنتُم تَتَمَنَّونَ عَلَی اللّهِ جَنَّتَهُ ومُجاوَرَةَ رُسُلِهِ وأَماناً مِن عَذابِهِ ! لَقَد خَشیتُ عَلَیکُم، أیُّهَا المُتَمَنّونَ عَلَی اللّهِ، أن تَحِلَّ بِکُم نَقِمَةٌ مِن نَقِماتِهِ؛ لِأَنَّکُم بَلَغتُم مِن کَرامَةِ اللّهِ مَنزِلَةً فُضِّلتُم بِها، ومَن یُعرَفُ بِاللّهِ لا تُکرِمونَ، وأَنتُم بِاللّهِ فی عِبادِهِ تُکرَمونَ ! وقَد تَرَونَ عُهودَ اللّهِ مَنقوضَةً فَلا تَفزَعونَ، وأَنتُم لِبَعضِ ذِمَمِ آبائِکُم تَفزَعونَ، وذِمَّةُ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله مَحقورَةٌ !وَالعُمیُ وَالبُکمُ وَالزَّمنی فِی المَدائِنِ مُهمَلَةٌ لا تَرحَمونَ، ولا فی مَنزِلَتِکُم تَعمَلونَ، ولا مَن عَمِلَ فیها تُعینونَ، وبِالإِدهانِ وَالمُصانَعَةِ عِندَ الظَّلَمَةِ تَأمَنونَ ! کُلُّ ذلِکَ مِمّا أمَرَکُمُ اللّهُ بِهِ مِنَ النَّهیِ وَالتَّناهی، وأَنتُم عَنهُ غافِلونَ ! وأَنتُم أعظَمُ النّاسِ مُصیبَةً؛ لِما غُلِبتُم عَلَیهِ مِن مَنازِلِ العُلَماءِ، لَو کُنتُم تَشعُرونَ ! ذلِکَ بِأَنَّ مَجارِیَ الاُمورِ وَالأَحکامِ عَلی أیدِی العُلَماءِ بِاللّهِ الاُمَناءِ عَلی حَلالِهِ وحَرامِهِ، فَأَنتُمُ المَسلوبونَ تِلکَ المَنزِلَةَ، وما سُلِبتُم ذلِکَ إلّا بِتَفَرُّقِکُم عَنِ الحَقِّ، وَاختِلافِکُم فِی السُّنَّةِ بَعدَ البَیِّنَةِ الواضِحَةِ ! ولَو صَبَرتُم عَلَی الأَذی وتَحَمَّلتُمُ المَؤونَةَ فی ذاتِ اللّهِ، کانَت اُمورُ اللّهِ عَلَیکُم تَرِدُ، وعَنکُم تَصدُرُ، وإلَیکُم تَرجِعُ؛ ولکِنَّکُم مَکَّنتُمُ الظَّلَمَةَ مِن مَنزِلَتِکُم، وَاستَسلَمتُم اُمورَ اللّهِ فی أیدیهِم ! یَعمَلونَ بِالشُّبُهاتِ، ویَسیرونَ فِی الشَّهَواتِ، سَلَّطَهُم عَلی ذلِکَ فِرارُکُم مِنَ المَوتِ، وإعجابُکُم بِالحَیاةِ الَّتی هِیَ مُفارِقَتُکُم، فَأَسلَمتُمُ الضُّعَفاءَ فی أیدیهِم؛ فَمِن بَینِ مُستَعبَدٍ مَقهورٍ، وبَینِ مُستَضعَفٍ عَلی مَعیشَتِهِ مَغلوبٍ، یَتَقَلَّبونَ فِی المُلکِ بِآرائِهِم، ویَستَشعِرونَ الخِزیَ بِأَهوائِهِمُ؛ اقتِداءً بِالأَشرارِ وجُرأَةً عَلَی الجَبّارِ، فی کُلِّ بَلَدٍ مِنهُم عَلی مِنبَرِهِ خَطیبٌ یَصقَعُ. فَالأَرضُ لَهُم شاغِرَةٌ، وأَیدیهِم فیها مَبسوطَةٌ، وَالنّاسُ لَهُم خَوَلٌ [الخَوَل: حَشَم الرجُل وأتباعه، واحدهم خائِل (النهایة: ۲ ص 88 «خول»)]، لا یَدفَعونَ یَدَ لامِسٍ، فَمِن بَینِ جَبّارٍ عَنیدٍ، وذی سَطوَةٍ عَلَی الضَّعَفَةِ شَدیدٍ، مُطاعٍ لا یَعرِفُ المُبدِئَ المُعیدَ، فَیا عَجَبا ! وما لی لا أعجَبُ وَالأَرضُ مِن غاشٍّ غَشومٍ، ومُتَصَدِّقٍ ظَلومٍ، وعامِلٍ عَلَی المُؤمِنینَ بِهِم غَیرِ رَحیمٍ ! فَاللّهُ الحاکِمُ فی ما فیهِ تَنازَعنا، وَالقاضی بِحُکمِهِ فی ما شَجَرَ بَینَنا ! اللّهُمَّ إنَّکَ تَعلَمُ أنَّهُ لَم یَکُن ما کانَ مِنّا تَنافُساً فی سُلطانٍ، ولَا التِماساً مِن فُضولِ الحُطامِ، ولکِن لِنُرِیَ المَعالِمَ مِن دینِکَ، ونُظهِرَ الإِصلاحَ فی بِلادِکَ، ویَأمَنَ المَظلومونَ مِن عِبادِکَ، ویُعمَلَ بِفَرائِضِکَ وسُنَنِکَ وأَحکامِکَ، فَإِن لَم تَنصُرونا وتُنصِفونا قَوِیَ الظَّلَمَةُ عَلَیکُم، وعَمِلوا فی إطفاءِ نورِ نَبِیِّکُم. وحَسبُنَا اللّهُ، وعَلَیهِ تَوَکَّلنا، وإلَیهِ أنَبنا، وإلَیهِ المَصیرُ". تحف العقول: ص ۲۳۷ ـ ۲۳۹، بحار الأنوار: ج ۱۰۰، ص ۷۹ ح ۳۷.
  4. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه قرآن و حدیث ج۱۵، ص۱۱۶ و ۱۱۷.