تحریف در قرآن

از دانشنامه امامت
پرش به: ناوبری، جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث تحریف است. "تحریف" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل تحریف (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

تحریف دگرگون ساختن لفظ یا معنای کلام، از مباحث مهم کلامی درباره تغییر یا عدم تغییر کتب آسمانی[۱]

واژه‌شناسی لغوی

  • تحریف مصدر باب تفعیل از ریشه "ح ـ ر ـ ف" است. معنای اصلی حرف را لبه، جانب، کناره و مرز دانسته‌اند[۲]. بر اساس این معنا، تحریف، به حاشیه بردن معنای لفظ و ایجاد نوعی دگرگونی و انحراف در مقصود گوینده است. دگرگونی یاد شده می‌تواند از طریق جابه جا کردن واژه‌ها، اعراب آنها، تغییر ساختار جمله‌ها یا تفسیر نادرست آنها باشد[۳]. برخی، "تحریف" را به تغییر و تبدیل که جامع‌تر است، معنا کرده‌اند[۴]، با این تفاوت که در تحریف سعی بر القای خلاف مقصود است[۵]. تحریف بر دگرگون ساختن سخنان شفاهی نیز اطلاق می‌شود و اختصاص به سخنان مکتوب ندارد[۶][۷]
  • تحریف در اصطلاح از مباحث مهم کلامی است که به راهیابی تغییر در کتب آسمانی و عدم آن می‌پردازد. این بحث در فرهنگ اسلامی به طور خاص درباره کتاب مقدس "عهد قدیم و جدید" و قرآن مطرح می‌شود. اقسام تحریف از مباحث مورد اهتمام صاحب‌نظران است[۸]. همه اقسام تحریف را می‌توان در دو دسته اصلی قرار داد: لفظی و معنوی. تحریف لفظی، تصرّف در ساختار الفاظ و عبارتهاست. تحریف معنوی، تفسیر و تأویل نادرست از لفظ و عبارت است که برخلاف مقصود گوینده و اغلب بدون استناد به قواعد فهم درست کلام و بر اساس رأی شخصی و با انگیزه‌های خاص صورت می‌پذیرد[۹]
  • تحریف لفظی خود دارای اقسامی است[۱۰]:
  1. تحریف به فزونی؛ یعنی افزودن کلمه یا جمله‌ای به سخن و متن اصلی[۱۱]؛
  2. تحریف به کاهش؛ یعنی حذف بخشی از حروف، واژه‌ها یا جملات متن[۱۲]؛
  3. تحریف به تبدیل و جابه‌جایی که در آن کلماتی جایگزین واژه‌های مترادف یا غیر مترادف می‌شود، به گونه‌ای که معنا را مخدوش کند[۱۳]؛
  4. تحریف در لحن و گویش که همان تغییر در حرکات و نحوه ادای واژگان است، به گونه‌ای که معنای اصلی کلمه فهمیده نشود[۱۴][۱۵]
  • تحریف از مادّه "حَرْف" به معنای کژ کردن و برگردانیدن چیزی و تحریف کلام، تغییر معنای آن است[۱۶] به گفته شیخ طوسی تحریف به دو وسیله محقّق می‌شود: یکی تأویل ناروا و بد "بدون تغییر در ساختار کلام" و دیگری تغییر و تبدیل آن[۱۷]. از مجموع آیاتی که در قرآن مجید درباره تحریف‌های یهود آمده، استفاده می‌شود که گاهی تحریف آنها معنوی بوده؛ بدین گونه که معانی الفاظ را دگرگون می‌ساختند، و گاهی تحریف لفظی می‌کردند، و گاهی به مخفی ساختن قسمتی از آیات دست می‌زدند[۱۸][۱۹].

طبقه‌بندی آیات تحریف

  • واژه تحریف به شکل مصدر در قرآن نیامده است؛ ولی آیات پرشماری به انواع تحریف در آموزه‌های دینی اهل کتاب ناظر است. این آیات را می‌توان به ۴ دسته کلی قسمت کرد[۲۰]:
  • گروه نخست آیاتی هستند که با کاربرد واژگان همخانواده با "تحریف"، نمونه‌هایی از تحریف‌گری در آموزه‌ها و سخنان دینی و الهی، به ویژه از سوی یهود را گزارش می‌کنند؛ مانند "یحرّفون" ﴿أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۲۱]؛ ﴿مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً[۲۲]؛ ﴿فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَائِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ وَمِنَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ [۲۳] و "متحرفاً" ﴿ وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ [۲۴]. افزون بر این کلمات، واژگان دیگری نیز که از نظر معنایی نزدیک به تحریف و بیانگر یکی از گونه‌های آن هستند، در این گروه جای می‌گیرند. واژگان ﴿بَدَّلَ در ﴿فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ[۲۵]؛ ﴿فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ[۲۶]، ﴿يُبَدِّلُوادر ﴿سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا كَلامَ اللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا لا يَفْقَهُونَ إِلاَّ قَلِيلا [۲۷]، ﴿يَلْوُونَ در ﴿وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ[۲۸] و ﴿لَيًّا در ﴿مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً[۲۹] از‌ این قبیل‌اند[۳۰]. لفظی یا معنوی بودن تحریف در این آیات و اینکه مراد تحریف کدام آموزه و سخن است، اغلب مورد اختلاف مفسران است[۳۱]
  • دسته دوم صراحتاً پاره‌ای از آموزه‌های وحیانی تورات و انجیل نازل شده بر حضرت موسیعلیه السلام و حضرت عیسیعلیه السلام را گزارش می‌کنند، در حالی که این آموزه‌ها دست کم به آن صراحت، هرگز در کتاب مقدس "عهدین" کنونی یافت نمی‌شوند. آیاتی که از یادکرد صریح، ویژگیها و بشارت آمدن پیامبر اسلامصلى الله عليه وآله وسلم در تورات و انجیل خبر می‌دهند، از این قبیل‌اند ﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۳۲]؛ ﴿مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا [۳۳][۳۴]
  • دسته سوم ضمن انتساب پاره‌ای از باورهای شرک‌آمیز، گزارشها و عقاید تاریخی به یهود و نصارا، به نقد و نفی صریح آنها می‌پردازند. برای نمونه: ﴿وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ [۳۵]؛ ﴿ لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[۳۶]؛ ﴿وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا[۳۷] این موارد که به گونه‌ای در کتاب مقدس نیز بازتاب یافته‌اند، نمونه‌هایی از تحریف در یهودیت و مسیحیت به شمار می‌روند.
  • دسته چهارم بخشهای مهمی از تاریخ زندگی و معجزات پیامبرانی چون خضرت ابراهیمعلیه السلام، حضرت اسماعیلعلیه السلام و حضرت عیسیعلیه السلام و نیز حوادث مهم دینی ـ تاریخی یهودیت و مسیحیت را گزارش می‌کنند و این به سبب اهمیت بسیار فراوان آنها در تاریخ ادیان الهی و تکوین و تصحیح باورها و ارزشهای توحیدی است؛ برای نمونه ر. ک: ﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ[۳۸]؛ ﴿وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ [۳۹]، ﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ [۴۰]، بر همین‌ اساس تورات و انجیل نازل شده نمی‌توانستند به آنها بی‌توجه باشند، ولی این گزارشها در کتاب مقدس کنونی نیامده‌اند، در حالی که در بسیاری از موارد، جزئی‌ترین مسائل مربوط به حوادث و شخصیتهای دینی و سخنان آنها را گزارش کرده‌اند[۴۱]
  • پس از طبقه‌بندی کلی آیات، به شرح هریک از دسته‌های چهارگانه می‌پردازیم[۴۲]:

دسته نخست:

  • در گروه نخست، ابتدا آیاتی که در آنها مشتقّات تحریف به کار رفته بررسی و سپس به آیات دیگر پرداخته می‌شود[۴۳].
  1. یهودیان به سبب اهل کتاب بودن، با بشارت بعثت پیامبر اسلامصلى الله عليه وآله وسلم و ویژگیهای آن کاملا آشنا و در انتظار آمدن وی بودند، از این رو انتظار ایمان آوردن آنان به اسلام کاملا طبیعی بود؛ اما چون برخلاف توقع آنها، پیامبر از میان بنی‌ اسرائیل برگزیده نشد، او را تکذیب کردند ﴿وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ[۴۴]، ﴿وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُواْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ بَغْيًا أَن يُنَزِّلُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ فَبَاؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ[۴۵] خداوند با اشاره به تحریف کاملا آگاهانه[۴۶]. سخنانش به وسیله گروهی از بنی‌اسرائیل، از مسلمانان می‌خواهد که به ایمان آوردن آنها امیدی نداشته باشند[۴۷] ﴿أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ [۴۸]. مفسّران در تعیین مصداق ﴿كَلامَ اللَّهِ، نوع تحریف و هویت تحریف‌کنندگان به اختلاف گراییده‌اند. ابن‌ عباس، ربیع، ابن اسحاق و بلخی[۴۹] آیه را اشاره به ۷۰ نفر برگزیده حضرت موسیعلیه السلام دانسته‌اند که همراه وی در کوه طور کلام خدا را از زبان آن حضرت یا بیواسطه شنیدند ﴿وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً لِّمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاء مِنَّا إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاء وَتَهْدِي مَن تَشَاء أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ[۵۰][۵۱]؛ لیکن گروهی از آنان پس از بازگشت به میان بنی‌اسرائیل آن را تحریف کردند[۵۲] شماری از مفسران این دیدگاه را به قرینه ﴿يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ تقویت کرده‌اند[۵۳]؛ ولی قرطبی به قرینه اختصاص "کلیم الله" بودن به حضرت موسیعلیه السلام این احتمال را تضعیف کرده است[۵۴] برخی این دیدگاه را ساخته و پرداخته افرادی ضعیف و غیر موثق خوانده‌اند[۵۵]. در مقابل، مفسرانی چون مجاهد، سدی و ابن زید، آیه را ناظر به تحریف تورات در موضوع بشارت آمدن پیامبر و ویژگیهای آن دانسته‌اند[۵۶] ابن جوزی این نظر را درست‌تر می‌داند[۵۷] این دیدگاه با توجه به آیه بعدی تقویت می‌شود: ﴿وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ[۵۸] عموم مفسران این آیه را ناظر به سخنان توبیخ‌آمیز بعضی از یهود به برخی دیگر می‌دانند که آنان را از گزارش دادن بشارت تورات به مسلمانان درباره آمدن و اوصاف پیامبر اسلامصلى الله عليه وآله وسلم باز می‌داشتند[۵۹]. درباره نوع تحریف، برخی آن را معنوی[۶۰]، بعضی لفظی "کاهش و افزایش" و برخی دیگر اعم از آن دو دانسته‌اند[۶۱] دیدگاه سومی هم آیه را به احتمال، اشاره به یهودیان معاصر پیامبر اسلامصلى الله عليه وآله وسلم و تحریف سخنان آن حضرت دانسته‌اند[۶۲][۶۳]
  2. خداوند در سوره مائده برای دلداری پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم در پی کارشکنیهای یهود[۶۴]، از پیمان‌شکنی نیاکان یهود و در نتیجه دچار آمدنشان به لعنت خداوند و قساوت قلب خبر می‌دهد و اینکه آنان به سبب این قساوت، به تحریف سخنان الهی دست زده و بخشی از آموزه‌های دینی را به‌فراموشی سپردند: ﴿فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَائِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ [۶۵]. شماری از مفسران شیعه[۶۶] و سنی[۶۷] آیه را اشاره به تحریف معنوی، یعنی تفسیر ناروا و تأویل نادرست تورات دانسته و برخی مورد تحریف را ویژگیهای پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم و احکام و حدود الهی گفته‌اند[۶۸] فخر‌رازی در تقویت این دیدگاه با استناد به تواتر و شهرت در نقل کتاب مقدس، تحریف لفظی آن را ناممکن یا بسیار دشوار خوانده است[۶۹]؛ اما رشید رضا ضمن نادرست خواندن مقایسه تواتر کتاب مقدس با تواتر قرآن‌ کریم، استدلال رازی را ناشی از ناآگاهی او از تاریخ کتاب‌ مقدس دانسته و بر وقوع تحریف معنوی و لفظی ـ اعم از حذف، اضافه و جابه‌جایی ـ در آن تأکید می‌کند[۷۰]. علامه‌ طباطبایی با مرتبط دانستن تحریف‌گری بنی‌اسرائیل با فراموشی بخشی از آموزه‌های دینی آنان، تحریف را اعم از معنوی و لفظی دانسته و معتقد است که در نتیجه این کار، بسیاری از آموزه‌ها و معارف اصلی یهودیت فراموش شد و انحرافات بنیادینی، مانند اعتقاد به تشبیه، ختم نبوت به وسیله حضرت موسیعلیه السلام و استمرار شریعت آن حضرت برای ابد، پدید آمد[۷۱]. جمله ﴿وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ [۷۲] در کنار قرینه ﴿أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ [۷۳]؛ ﴿أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلالَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيلَ[۷۴] دیدگاه قرآن مبنی بر از بین رفتن بخشی از تورات نازل شده بر حضرت موسیعلیه السلام را ثابت می‌کند این بخش را آموزه‌های مربوط به معاد[۷۵] و لزوم ایمان به پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم[۷۶] دانسته‌اند[۷۷]
  3. بر اساس آیات ۴۱ ـ ۴۲ سوره مائده، برای گروهی از یهودیان معاصر پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم حادثه‌ای رخ می‌دهد. عالمان یهود به سبب پاره‌ای ملاحظات، برخلاف آموزه‌های صریح تورات درباره آن حکم کرده، سپس افرادی را نزد پیامبر‌اکرم می‌فرستند تا در این باره داوری کند. به این افراد توصیه می‌شود در صورتی که پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم حکم خلاف آنان را تأیید نکرد، آن را نپذیرند: ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَاؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ[۷۸] بر اساس تفسیر ابن عباس، سدّی و ابن زید ﴿سَمَّاعُونَن نخست به معنای "گوش دهندگان" و دومی به معنای "پذیرندگان" و ﴿يُحَرِّفُونَ صفت قوم است؛ یعنی گروهی که نزد پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم آمدند، به سخنان دروغ "احکام تحریف شده تورات" گوش داده و گفته‌های تحریف‌گرانِ "قوم" آموزه‌های تورات را بی‌چون‌ و‌ چرا پذیرفته، پیروی می‌کردند[۷۹]. این تفسیر را بیشتر مفسران، مانند طبری[۸۰]، شیخ طوسی[۸۱]، زمخشری[۸۲]، قرطبی[۸۳] و صاحب المیزان[۸۴]، پذیرفته‌اند. بر اساس شأن نزول مشهور و سیاق آیات، عالمان یهود خیبر در ازای گرفتن رشوه، حکم تورات را به سود برخی افراد تحریف کردند. گفته‌اند: زن و مردی از اشراف مرتکب زنای محصنه شدند؛ لیکن برخلاف حکم تورات مبنی بر سنگسار شدن، به تازیانه و تشهیر "سوار کردن مجرم بر الاغ و نمایش دادن وی در معابر عمومی" محکوم شدند؛ گویا در پی اعتراض به این تبعیض، عالمان مزبور گروهی را برای داوری خواستن از پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم نزد وی می‌فرستند. به دنبال حکم پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم به رجم با استناد به وجود آن در تورات و عدم پذیرش آن از سوی فرستادگان احبار، پیشنهاد پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم مبنی بر داوری داناترین فرد زمان به مضامین تورات، یعنی "ابن صوریا"، را می‌پذیرند و او وجود حکم رجم در تورات را تأیید می‌کند[۸۵]. تأیید ابن صوریا و تصریح قرآن به وجود حکم مورد اختلاف در تورات، می‌نماید که تحریف یاد شده در آیه از نوع دست بردن در متن تورات نبوده است[۸۶]، بلکه آنان با کتمان حد رجم که در تورات کنونی نیز هست[۸۷]، حکم تازیانه و تشهیر را حکمی الهی معرفی کرده‌اند[۸۸]. بی‌سوادی اغلب اهل کتاب و عدم آشنایی آنان با تورات زمینه این کار را فراهم می‌ساخت. در تفسیری دیگر از آیه، مفسرانی چون شیخ طبرسی[۸۹]، نحاس[۹۰]، فخر رازی[۹۱] و ابی‌ السعود[۹۲]، "لام" در ﴿لِلْكَذِبِ را به معنای تعلیل، ﴿سَمَّاعُونَن و دوم را به معنای جاسوسان گرفته‌اند؛ یعنی یهودیانی که نزد پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم آمدند جاسوسان آن گروه از یهودیانی بودند که نزد پیامبر نیامده بودند. اینان شنیده‌های خود را به آنها و دیگر دشمنان گزارش می‌کردند. تا با تحریف و کم و زیاد کردن آن، به پیامبر خدا دروغ و افترا ببندند. زمخشری این تفسیر را برنمی‌تابد[۹۳][۹۴]
  4. گروهی از یهودیان، هنگام سخن گفتن با پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم افزون بر سخنان غیر مؤدبانه، با کاربرد برخی عبارات و واژگان، معنا و مفهوم توهین‌آمیزی از آن قصد می‌کرده‌اند: ﴿مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً[۹۵]. برخی از مفسران، مراد از ﴿كَلِمَ را تورات، و تحریف را به معنای عام آن دانسته‌اند. در این دیدگاه، حذف و اضافه و تغییر برخی آموزه‌های تورات یا ارائه تفسیری نادرست از آن، همچنین تفسیر نادرست سخنان حضرت موسیعلیه السلام درباره بعثت پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم، از مصادیق تحریف یاد شده است؛ اما ظاهر و سیاق آیات نشان می‌دهد که مراد از يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ﴾}}، تحریف در کاربرد و معانی برخی جمله‌ها و واژگان، هنگام سخن گفتن با پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم است[۹۶]، بر این اساس، جمله‌های پس از يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ﴾}}، عطف تفسیری و بیان مصداق است[۹۷]
  5. آیات ۷۸ ـ ۷۹ سوره بقره، یهودیان عصر پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم را در ارتباط با کتاب دینی خویش به دو گروه باسواد و بی‌سواد قسمت می‌کنند: ﴿ وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاَ يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلاَّ أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ [۹۸]. بر اساس این آیات، امّیها به سبب ناتوانی در خواندن و نوشتن، از آموزه‌های تورات آگاهی درستی نداشته‌اند. دانستنیهایی را که آموزه‌های تورات می‌دانستند، آرزوها، پندارهای باطل و باورهای تحریف شده‌ای بود که از عالمان خویش فراگرفته بودند[۹۹]. گروه دوم، عالمان و احبار یهود و آشنا به خواندن و نوشتن و آگاه از تورات بوده‌اند. این‌دسته با توجه به بی‌سوادی گروه نخست و ناآگاهی آنان از تورات، مطالبی را از پیش خود نوشته و آن را به نام سخنان خدا به مردم معرفی می‌کرده‌اند[۱۰۰]. از "فای" تفریع ﴿فَوَيْلٌ برمی‌آید که پندارهای نادرست گروه نخست که آنها را تعالیم تورات می‌پنداشتند، برگرفته از نوشته‌های نادرست احبار بوده است. این کار احبار نسبت دروغ به خداوند بود و گمراه شدن مردم را در پی داشت، بدین سبب به شدت نکوهش[۱۰۱] و به آن وعده عذاب داده شده است: ﴿فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ [۱۰۲]. مصداق "کتاب نوشته شده" و "نویسندگان آن" مورد اختلاف است. اغلب مفسران نخست، همانند ابن‌ عباس، قُتاده، ابوالعالیه، ابن زید[۱۰۳]، عکرمه، کلبی و سفیان ثوری[۱۰۴]، مراد از آن را تورات و نویسندگان را احبار و عالمان یهود در عصر پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم دانسته‌اند. بیشتر مفسران متأخر و معاصر، مانند طبری، شیخ طوسی، زمخشری[۱۰۵]، ابن جوزی، واحدی و علامه طباطبایی[۱۰۶] نیز با اشاره به الف و لام تعریف در ﴿الْكِتَابَ، این دیدگاه را پذیرفته‌اند. بنابراین نظر، احبار یهود با هدف تردید افکنی در دل توده‌های مردم عامی و جلوگیری از گرایش آنان به اسلام، ویژگیهای یاد شده برای پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم در تورات را تغییر داده، آن‌گاه ویژگیهای پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم را با اوصاف آمده در تورات ناسازگار خواندند. در شمار انگیزه‌های این تحریف، رشوه گرفتن و حفظ ریاست و زعامت خویش و منافع آن، آمده است[۱۰۷]. ویژگیهای یاد شده برای پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم در تورات و نیز اوصافی که احبار یهود جایگزین آن کردند، از سوی مفسران، متفاوت گزارش شده است[۱۰۸]. این شأن نزول در برخی احادیث نیز تأیید شده[۱۰۹] و با ظاهر و سیاق آیات سازگار است. طبرسی، سمعانی، ابوحیان و برخی دیگر از مفسران، ضمن گزارش شأن نزول مشهور، آن را به دیده تردید نگریسته‌اند[۱۱۰]. آلوسی با پذیرش اصل شأن نزول، درباره مصداق کتاب نظر دیگری دارد. به اعتقاد وی احبار با پنهان ساختن نسخه‌های اصلی تورات، مطالبی را که به دلخواه خویش نوشته بودند، به نام تورات در میان توده‌های یهود و عرب رایج ساختند؛ همچنین گفته است: شاید مراد از "کتاب"، تفسیرها و تأویلهای نادرستی از تورات باشد که احبار نوشته و رایج کردند[۱۱۱]. دو تفسیر نادر نیز در این باره وجود دارد: الف.‌ سدّی، کتاب نوشته شده را اشاره به تورات ندانسته و معتقد است که شماری از یهود مطالبی را از پیش خود ساخته و پرداخته و به نام کتاب آسمانی به گروهی از عربهای امی و فاقد کتاب آسمانی فروختند[۱۱۲] ب. ابو مالک آیه را در شأن عبدالله بن سعد بن سرح نازل دانسته است. گفته‌اند: وی از کاتبان وحی بود و چون می‌خواسته آیات قرآن را برخلاف املای پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم بنویسد، مرتد گردید[۱۱۳]. ظاهر و سیاق آیات با این دو دیدگاه سازگار نیست[۱۱۴][۱۱۵]
  6. بر اساس ظاهر آیه ۷۸ سوره آل عمران شماری از عالمان یهود، نوشته‌های غیر وحیانی را با لحن و آهنگ ویژه تورات تلاوت می‌کرده‌اند تا مسلمانان گمان کنند که جزئی از آن است. آنان برای تأکید بیشتر،‌ نوشته‌های مزبور را وحی الهی می‌خواندند. آیه‌ یاد شده، جزئی از تورات و سخن خدا بودن آن نوشته‌ها را نفی و تأکید می‌کند که آنها خود نیز وحیانی نبودن آن نوشته‌ها را می‌دانند؛ ولی با این حال به خداوند نسبت دروغ می‌دهند: ﴿وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ[۱۱۶]. مشهور مفسران آیه را اشاره به شماری از احبار یهود مدینه، مانند کعب بن اشرف، مالک بن ضیف و حی‌ بن اخطب دانسته‌اند[۱۱۷]. ابن عباس گفته است: آیه درباره یهود و نصارا نازل شده است؛ گروهی که هم مطالبی را از تورات و انجیل حذف کرده و هم بر آن افزودند[۱۱۸]. مفسران درباره نوع تحریف یاد شده در آیه، دیدگاه یکسانی ندارند؛ گروهی چون مجاهد، ربیع، ابن عباس، وهب‌ بن منبه، بر این باورند که احبار نوشته‌های ساختگی خود، از جمله درباره ویژگیهای پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم را همانند تورات تلاوت و جزئی از کتاب نازل شده بر حضرت موسیعلیه السلام قلمداد می‌کردند[۱۱۹]. بر اساس این تفسیر، نخستین "کتابِ" یاد شده در آیه، همان کتاب یاد شده در آیه ۷۹ سوره بقره است: ﴿فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ [۱۲۰]. قمی، مقاتل، طبری، [۱۲۱] زرکشی، علامه طباطبایی[۱۲۲] و برخی دیگر از مفسران نیز این دیدگاه را پذیرفته‌اند. در مقابل، به اعتقاد فخر‌ رازی و آلوسی، احبار هنگام تلاوت تورات، اِعراب و حرکات بخشهایی از آن را تغییر داده و در نتیجه معنای آن را دگرگون ساخته و همان الفاظ را عین جملات نازل شده می‌خواندند[۱۲۳] از گفته‌های شیخ طوسی، طبرسی و برخی دیگر نیز می‌توان این تفسیر را به دست آورد[۱۲۴] در نقلی دیگر از ابن عباس، وی آیه را اشاره به حذف و اضافه بخشهایی از تورات دانسته است[۱۲۵][۱۲۶]
  7. بنی‌ اسرائیل هنگام ورود به سرزمین کنعان، فرمان یافتند که با حالتی خاص، از دری معین وارد شده و عبارتی مشخص را مبنی بر طلب آمرزش بر زبان جاری کنند تا خداوند از گناهان گذشته آنان درگذرد؛ اما گروهی با تغییر و تحریف آن عبارت خاص، جمله‌ای تمسخرآمیز بر زبان آورده و در نتیجه به عذاب الهی دچار آمدند: ﴿وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ[۱۲۷] و نیز ﴿وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ [۱۲۸] مفسران درباره معنا و عربی و دخیل بودن واژه ﴿حِطَّةٌ و نیز واژه یا جمله‌ای که به جای آن گفته شد، بر یک نظر نیستند[۱۲۹]
  8. بر اساس برخی آیات، اهل کتاب، به ویژه یهودیان یثرب، با هدف گمراهی و تزلزل فکری و اعتقادی مسلمانان، بسیاری از حقایق یاد شده در کتاب دینی خویش در ارتباط با اسلام را آگاهانه و از سر تعمد، کتمان کرده و حق و باطل را درهم‌ می‌آمیختند. خداوند در کنار دعوت به پذیرش اسلام، آنان را از این کار باز می‌دارد: ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَاؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ[۱۳۰] و نیز ﴿ وَدَّت طَّائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ [۱۳۱]. مفسران، درهم آمیختن حق و باطل را تحریف، شبهه‌افکنی، تفسیر و تأویل نادرست و باطل نمایاندن حق معنا کرده‌اند؛ نوعی درهم‌آمیختگی که در آن تشخیص سره از ناسره نامیسر است[۱۳۲]. آنان در تعیین مصداق حق و باطل به اختلاف گراییده‌اند؛ حسن و ابن زید، حق را آموزه‌های درست تورات، و باطل را تعالیم تحریف شده آن دانسته‌اند[۱۳۳]. شیخ طبرسی، ابو حیان، علامه‌ طباطبایی و... این تفسیر را پذیرفته‌اند. علامه‌ طباطبایی با استناد به ﴿وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ، آیه را اشاره به کتمان، تحریف یا تفسیر به رأی پاره‌ای از آیات تورات و معارف دینی می‌داند؛ اقدامی که بازشناسی حق و باطل را از یکدیگر نامیسر می‌ساخت[۱۳۴]. ابن‌ عباس و قتاده، "حق" را اسلام ظاهری گروهی از یهودیان یثرب و "باطل" را نفاق درونی آنان گفته‌اند[۱۳۵]. ثعلبی و بغوی این دیدگاه را پذیرفته‌اند[۱۳۶]. بر اساس آیه ۷۲ سوره آل عمران گروهی از اهل کتاب "یهود" بر اساس نقشه‌ای هماهنگ و با هدف تردید افکنی در دل مسلمانان، به یکدیگر توصیه می‌کردند که در آغاز روز ظاهراً اسلام آورده و در پایان روز از آن روی‌گردان شوند. برخی دیگر، حق را ایمان اهل کتاب به حضرت موسیعلیه السلام و حضرت عیسیعلیه السلام، و باطل را کفر آنان به حضرت‌ محمدصلى الله عليه وآله وسلم دانسته‌اند[۱۳۷][۱۳۸]
  9. یهودیان، دوستی خدا و مقرب درگاه الهی بودن و نیز بهشت را در انحصار خود می‌پنداشتند ﴿ وَأَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ[۱۳۹]. خداوند در اثبات دروغ بودن این ادعا، از آنان می‌خواهد اگر در ادعای خویش صادق‌اند، آرزوی مرگ کرده، به سرای دیگر روند؛ آن‌گاه در ادامه آنها را حریص‌ترین افراد به زندگی دنیا می‌خواند که به سبب ترس از کیفر کردار خویش هرگز آرزوی مرگ نخواهند کرد: ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ وَلا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ[۱۴۰] و نیز ﴿قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآخِرَةُ عِندَ اللَّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ[۱۴۱]. انواع کفر و گناه[۱۴۲]، مانند تکذیب پیامبر اسلام و تحریف کتاب خدا و ویژگیهای پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم، از مصادیق " ما‌ قدّمت ایدیهم‏‏" دانسته شده است[۱۴۳][۱۴۴]

دسته دوم

  • این دسته آیات، از آموزه‌هایی صریح در تورات و انجیل یاد می‌کنند که دست کم اثری روشن از آنها در نسخه‌های عربی و فارسی موجود کتاب مقدس به چشم نمی‌خورد. بشارت بعثت پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم، یاد کرد برخی از ویژگیهای آن حضرت[۱۴۵] و مسلمانان نخستین و گسترش اسلام[۱۴۶] ﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۱۴۷]؛ ﴿مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا [۱۴۸]؛ ﴿وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ[۱۴۹] از این قبیل است: ﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۱۵۰] بر اساس همین آموزه‌های مکتوب، نام و نشانه‌های پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم به گونه‌ای برای اهل‌ کتاب و دست کم عالمان آنها، روشن بوده است که آن حضرت را همانند فرزندان خویش به خوبی می‌شناخته‌اند[۱۵۱] ﴿ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ[۱۵۲] ظاهر برخی آیات ﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۱۵۳] و نیز پاره‌ای از مواضع اهل کتاب در برخورد با اسلام نشان می‌دهد که آموزه‌های مزبور در کتاب مقدس عصر نزول بوده است. گواه این مدعا آنکه یهود و نصارای آن عصر در برابر مشرکان با اشاره به مژده آمدن پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم و کتاب آسمانی او، به خود نوید پیروزی در آینده را می‌دادند[۱۵۴]: ﴿وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ[۱۵۵] پس از بعثت پیامبر نیز گروهی از اهل کتاب، به ویژه شماری از عالمان آنها[۱۵۶]، بر‌ اساس همین آموزه‌های تورات و انجیل ایمان آورده ﴿ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَوَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ [۱۵۷] و گروهی دیگر به رغم آگاهی از حقانیت قرآن و پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم به کتمان و تکذیب و تأویل نادرست بشارتهای تورات و انجیل پرداختند[۱۵۸] ﴿وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ[۱۵۹] افزون بر آنچه گفته شد، اگر آموزه‌های یاد شده، در کتاب مقدس عصر نزول نیامده بود، بهترین مستند و مستمسک برای آنان در تکذیب پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم بود[۱۶۰]. مؤید دیگر اینکه استناد به بشارتهای کتاب مقدس، در احتجاجها و گفت و گوهای پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم[۱۶۱] و برخی پیشوایان معصوم شیعه[۱۶۲] با اهل کتاب نیز گزارش شده است؛ همچنین تلاش شماری از مفسران[۱۶۳] و پژوهشگران مسلمان[۱۶۴] از آغاز نزول قرآن تاکنون برای تطبیق نام پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم با برخی واژگان کتاب‌ مقدس، مانند "فارقلیط"[۱۶۵]، با توجه به همین بشارتها بوده‌است.
  • معاصران از اهل کتاب با استناد به نسخه‌هایی از تورات و انجیل کنونی که مربوط به پیش از اسلام است، وجود کم‌ترین یادکردی از پیامبر‌ اکرمصلى الله عليه وآله وسلم را در آن دو برنمی‌تابند[۱۶۶] پاسخ این است که بر اساس تاریخ کتاب مقدس، نسخه‌های متعدد و در عین حال متفاوتی از آن وجود داشته است. وعده پاداش بهشت به مؤمنانی که با جان و مال خویش در راه خدا جهاد کرده و کشته می‌شوند، از دیگر آموزه‌هایی است که به تصریح قرآن در تورات و انجیل نیز آمده است: ﴿ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ[۱۶۷]، در حالی که این آموزه‌ها در تورات و انجیلهای کنونی یافت نمی‌شوند. معادباوری، رستاخیزمردگان، پاداش و کیفر اعمال در جهان آخرت، از باورهای اساسی و مشترک ادیان آسمانی و بخشی از آموزه‌های وحیانی است که بنا به تصریح قرآن، در کنار اصل توحید بر حضرت موسیعلیه السلام نازل شده است: ﴿إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى[۱۶۸]. بنابراین آیات، معاد باوری از اصول دین حضرت موسیعلیه السلام بوده[۱۶۹] و باید در تورات نیز آمده باشد، در حالی که از این مسئله در تورات کنونی، سخن و اثری نیست[۱۷۰] البته علمای یهود به مواردی استناد جسته‌اند[۱۷۱]؛ ولی دلالت آنها چندان روشن نیست و تعبیر کلی "آخرت"[۱۷۲] نیز به معنای فرجام دنیوی است[۱۷۳]. فقدان آموزه‌های مربوط به معاد می‌تواند جزو بخش فراموش شده کتاب مقدس باشد[۱۷۴]: ﴿وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ [۱۷۵][۱۷۶]

دسته سوم

  • دسته سوم از آیات ضمن انتساب پاره‌ای از باورهای شرک‌آمیز، گزارشها و عقاید تاریخی به یهود و نصارا، به نقد و نفی صریح آنها‌ می‌پردازند. اعتقاد به فرزند داشتن خداوند ﴿وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ [۱۷۷]؛ ﴿أَن دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا وَمَا يَنبَغِي لِلرَّحْمَنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا [۱۷۸]، الوهیت حضرت مریمعلیها السلام و [[حضرت مسیحعلیه السلام ﴿وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ[۱۷۹]، تثلیث ﴿لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[۱۸۰]، ﴿لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ[۱۸۱] جادوگری حضرت سلیمانعلیه السلام ﴿وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ[۱۸۲]، یهودی بودن پیامبرانی چون حضرت ابراهیم،‌ حضرت اسماعیل، حضرت اسحاق، حضرت یعقوب و حضرت اسباطعلیهم السلام ﴿أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطَ كَانُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ[۱۸۳]؛ ﴿مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۱۸۴]، مصلوب و کشته شدن‌ حضرت عیسیعلیه السلام ﴿وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا[۱۸۵] و انحصار هدایت و حق ورود به بهشت در یهودی یا نصرانی شدن ﴿وَقَالُواْ كُونُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُواْ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۱۸۶]، ﴿وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ[۱۸۷] از این قبیل‌اند[۱۸۸]

دسته چهارم

  • این دسته از آیات، بخشهایی مهم از تاریخ زندگی و معجزات شماری از پیامبران بزرگ را گزارش می‌کنند که در کتاب مقدس اثری از آنها نیست. به چند نمونه از این آیات می‌پردازیم[۱۸۹]:
  • قرآن بخشهایی مهم از تاریخ زندگی حضرت ابراهیمعلیه السلام را گزارش می‌کند که اثری از آنها در عهد عتیق نیست[۱۹۰]؛ مانند رویارویی و احتجاج وی با بت‌پرستان، بت شکنی و افکنده شدن وی در آتش و رهایی از آن برای نمونه: ﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ[۱۹۱]؛ ﴿إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا[۱۹۲]؛ ﴿وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الأَقْدَمُونَ فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلاَّ رَبَّ الْعَالَمِينَ الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ[۱۹۳]، دیدن ملکوت و چگونگی زنده شدن مردگان، نزول صحف بر وی، عزیمت به مکه، تجدید بنای کعبه به کمک حضرت اسماعیلعلیه السلام و تشریح مناسک حج ﴿وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ [۱۹۴]، ﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ [۱۹۵]، ﴿وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ[۱۹۶]؛ ﴿رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ [۱۹۷]. به ویژه آنکه از دیدگاه قرآن، کعبه، نخستین جایگاه مقدس و خداپرستی در روی زمین بوده و دست کم از زمان حضرت‌ ابراهیمعلیه السلام وجود داشته است. ﴿وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ [۱۹۸]؛ ﴿رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ [۱۹۹]؛ ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ[۲۰۰][۲۰۱] فقدان این گزارشها در کتاب مقدس کنونی به ویژه با توجه به رواج گسترده شرک و بت‌پرستی در میان بنی‌اسرائیل از آغاز خروج از مصر تا قرنها پس از استقرار در سرزمین موعود و نیز تأکید عهد عتیق بر معرفی اورشلیم و مسجدالاقصی به عنوان تنها سرزمین و جایگاه مقدس، کاملا معنادار خواهد‌ بود[۲۰۲]
  • همچنین در کتاب مقدس، برخلاف قرآن ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولا نَّبِيًّا وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا[۲۰۳]؛ ﴿وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِينَ [۲۰۴] از شخصیت حضرت ابراهیمعلیه السلام، حضرت اسماعیلعلیه السلام و فرزندان وی تصویری تیره و تار ارائه شده[۲۰۵] و در مقابل، مجرای تحقق همه وعده‌های خداوند به حضرت ابراهیمعلیه السلام و استمرار نبوت، حضرت اسحاقعلیه السلام و پس از وی حضرت یعقوبعلیه السلام و پسران حضرت یعقوبعلیه السلام و آن‌گاه قبایل دوازده‌گانه بنی‌اسرائیل معرفی شده است[۲۰۶]. نمونه دیگر داستان گاو بنی‌ اسرائیل ﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ فَارِضٌ وَلاَ بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُواْ مَا تُؤْمَرُونَ قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاء فَاقِعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا وَإِنَّا إِن شَاء اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ ذَلُولٌ تُثِيرُ الأَرْضَ وَلاَ تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاَّ شِيَةَ فِيهَا قَالُواْ الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُواْ يَفْعَلُونَ وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ [۲۰۷] است.
  • قرآن‌ کریم معجزه‌هایی را نیز برای حضرت مسیحعلیه السلام گزارش می‌کند که در اناجیل چهارگانه وجود ندارند؛ مانند آمدن رطب تازه برای حضرت مریمعلیها السلام پس از تولد حضرت مسیحعلیه السلام ﴿فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا[۲۰۸]، سخن گفتن حضرت مسیحعلیه السلام در گهواره ﴿وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِينَ [۲۰۹]؛ ﴿إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ [۲۱۰] و زنده شدن پرندگان گِلین به دست وی و با قدرت خداوند ﴿وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ[۲۱۱]؛ ﴿إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ [۲۱۲] حیانی و عاری از تحریف بودن قرآن و اصالت تاریخی آن از یک سو و وجود پاره‌ای تردیدها در تاریخ و محتوای اناجیل رسمی، اختلاف نسخه‌ها و نیز نگارش آنها به دست بشر، همچنین گزارش این معجزات در اناجیل غیر معتبر از نظر مسیحیت[۲۱۳] از سوی دیگر، احتمال نادیده گرفتن یا حذف گزارشهای یاد شده را‌قوت می‌بخشند[۲۱۴]

نظریه‌های تحریف کتاب مقدس

  • بر اساس آنچه گفته شد بیشتر مفسّران و قرآن‌پژوهان نخستین، متأخر[۲۱۵] ک: تفسیر مقاتل، ج‌۱، ص‌۱۱۸، ۴۶۱ ـ ۴۶۳؛ تنویر‌المقباس، ص‌۸۶، ۱۰۹، ۱۱۴؛ جامع البیان، ج‌۵، ص۱۶۵.</ref> و معاصر[۲۱۶]، کتاب مقدس را تحریف شده و فاقد ساختار وحیانی دانسته و بر این باورند که افزون بر تحریف معنوی، انواع تحریف لفظی نیز در آن راه یافته است. این گروه از صاحب نظران در اثبات ادعای خویش افزون بر آیات بررسی شده، به مواردی همچون اختلاف نسخه‌های سه‌گانه عبری، سُریانی و یونانی عهد قدیم، تاریخ تدوین، عدم تواتر و نگارش آن قرنها پس از حضرت موسیعلیه السلام و به دست عزرای ورّاق، نگارش اناجیل به دست ۴ تن و اختلاف آنها با یکدیگر، نامعقول و توجیه‌ناپذیر بودن بخشی از آموزه‌های کتاب مقدس و تناقضهای موجود در آن استناد کرده‌اند. برخی از احادیث اسلامی[۲۱۷] و نیز بعضی پژوهشگران کتاب مقدس بر این نظر صحّه می‌گذارند[۲۱۸] در این دیدگاه با استناد به برخی از آیات، کتاب مقدس مورد تأیید اجمالی قرآن خوانده شده است[۲۱۹][۲۲۰]
  • در مقابل، برخی چون ابوحاتم رازی، از متکلمان اسماعیلی قرن چهارم، ﴿يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ را صرفاً به تأویل نادرست و تحریف معنوی تفسیر و در دفاع از کتاب مقدس، اختلاف نسخه‌های سه‌گانه عبری، سریانی و یونانی عهد قدیم و اناجیل چهارگانه با یکدیگر را به اختلاف قرائتها همانند کرده‌اند[۲۲۱][۲۲۲]
  • برخی دیگر از صاحب نظران با تأکید بر تکون کتاب مقدس کنونی به دست بشر و نفی این همانی آن با تورات و انجیل نازل شده، بر این باورند که در آیات بیانگر ﴿يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ هیچ تصریحی به تحریف تورات و انجیل نشده و این آیات فقط ناظر به تحریف شفاهی است و به کتاب مقدس موجود نیز ناظر نیست، بنابراین درباره تحریف کتاب مقدس کنونی باید بدون لحاظ این آیات، داوری کرد[۲۲۳][۲۲۴]
  • برخی با تفکیک نسخه اصلی عهدین از ترجمه‌های آن، "تحریف کلم" را به تحریف معنوی در نسخه اصلی عهدین ناظر دانسته و بر این باورند که آن نسخه اصلی از بین رفته و کتاب مقدس موجود، ترجمه‌ای ناقص از آن است و تحریف به حذف و اضافه در آن وجود دارد[۲۲۵][۲۲۶].

افترا بودن تحریف

  • تحریف تورات به دست یهود، افترای به خدا: ﴿وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ[۲۲۷][۲۲۸].

تحریف انجیل

تحریف تورات

تحریف دین

تحریف‌ناپذیری قرآن

تحریف‌های اهل‌ کتاب

تحریف‌های بنی‌اسرائیل

تحریف‌های یهود

شیطان و تحریف

  • شیطان، برانگیزنده مردم به تحریف دین خدا: ﴿وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا[۲۲۹][۲۳۰][۲۳۱].

ظلم بودن تحریف

  • ظالمانه بودن تحریف اوامر خداوند: ﴿وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ[۲۳۲]، ﴿وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ [۲۳۳][۲۳۴].

قبول تحریف

  • ترغیب به شنیدن و پذیرش احکام تحریف شده، از سوی گروهی از علمای یهود، رفتاری زشت و ناروا: ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ [۲۳۵][۲۳۶].
  • تسلیم و اطاعت بی چون و چرای یهود و نصارا، در برابر تحریف احبار و راهبان خویش: ﴿اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ[۲۳۷][۲۳۸].

کیفر تحریف

  • تحریف‌کنندگان عهد الهی، مستحق عذاب دردناک آخرتی: ﴿إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ[۲۳۹][۲۴۰][۲۴۱].
  • تحریف‌کنندگان آیات الهی، مستحق عذاب شدید آخرتی: ﴿سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُم مِّنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَمَن يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ[۲۴۲][۲۴۳][۲۴۴].
  • تحریفگران کلام الهی، مستحق عذاب بزرگ: ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ [۲۴۵][۲۴۶].
  • گناه تحریف، درپی‌دارنده عذاب قیامت: ﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ[۲۴۷][۲۴۸].
  • ﴿وَيْلٌ سرانجام عالمان تحریفگر یهود: ﴿ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ [۲۴۹][۲۵۰][۲۵۱].
  • تحریف قرآن، درپی‌دارنده عذاب آخرتی: ﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ[۲۵۲][۲۵۳].
  • رسوایی و بی‌آبرویی در دنیا، کیفر تحریفگران کلام الهی: ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ [۲۵۴][۲۵۵].
  • تحریف اوامر خداوند، از سوی بنی‌اسرائیل موجب عذاب دنیایی: ﴿وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ[۲۵۶][۲۵۷]، ﴿وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ [۲۵۸][۲۵۹].

گناه تحریف

  • تحریف، گناه و درپی‌دارنده عذاب قیامت: ﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ[۲۶۰][۲۶۱].
  • ترس از عذاب، مانع تحریف دین: ﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ[۲۶۲][۲۶۳].
  • خداترسی عالمان، مانع از دین‌فروشی و تحریفگری: ﴿إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ[۲۶۴][۲۶۵][۲۶۶].

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  2. جمهرة اللغه، ج‌۱، ص‌۵۱۷؛ التهذیب، ج‌۵، ص‌۱۲؛ لسان‌العرب، ج‌۴، ص‌۱۲۹، «حرف».
  3. ر. ک: مفردات، ص‌۲۲۸، «حرف»؛ التعاریف، ج‌۱، ص‌۱۶۳؛ صیانة القرآن من التحریف، ص‌۱۳ ـ ۱۴.
  4. تاج العروس، ج‌۱۲، ص‌۱۳۶، «حرف»؛ التفسیر الکبیر، ج‌۳، ص‌۱۳۴.
  5. ر. ک : مجموعه آثار، ج‌۱۷، ص‌۶۶، «حماسه حسینی»؛ یادداشتهای استاد مطهری، ج‌۲، ص‌۷۸.
  6. ر. ک: دائرة‌المعارف الاسلامیه، ج‌۴، ص‌۶۰۲ ـ ۶۰۸.
  7. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  8. ر. ک: صیانة القرآن من التحریف، ص‌۱۶ ـ ۲۰.
  9. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  10. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  11. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  12. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  13. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  14. ر. ک: صیانة القرآن من التحریف، ص‌۱۷ ـ ۱۹.
  15. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  16. لسان‌العرب، ج‌۳، ص‌۱۲۹، «حرف».
  17. التبیان، ج‌۳، ص‌۴۷۰.
  18. تفسیر نمونه، ج‌۴، ص‌۳۱۳‌-‌۳۱۴ با تلخیص.
  19. فرهنگ قرآن، ج۷.
  20. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  21. آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیده‌اند و آنانند که رستگارند؛ سوره بقره، آیه:۵.
  22. برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابه‌جا می‌کنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین می‌گویند: «شنفتیم و نپذیرفتیم» و (یا): «بشنو و باور مکن» و (یا) «راعنا» و اگر می‌گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم» و «بشنو و ما را بنگر» برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد؛ سوره نساء، آیه:۴۶.
  23. پس، برای پیمان‌شکنی لعنتشان کردیم و دل‌هاشان را سخت گردانیدیم زیرا عبارات (کتاب آسمانی) را از جای خویش پس و پیش می‌کردند و بخشی از آنچه را بدیشان یادآور شده بودند از یاد بردند و تو پیوسته از خیانت آنان- جز شمار اندکی از ایشان- آگاهی می‌یابی؛ آنان را ببخشای و درگذر! بی‌گمان خداوند نیکوکاران را دوست می‌داردو از کسانی که می‌گفتند ما مسیحی هستیم پیمان گرفتیم آنگاه آنان بخشی از آنچه را که به ایشان یادآوری شده بود به فراموشی سپردند ما هم میان آنها تا روز رستخیز دشمنی و کینه‌جویی افکندیم و زودا که خداوند آنان را از آنچه می‌کردند آگاه کند؛ سوره مائده، آیه: ۱۳- ۱۴.
  24. و هر کس در آن روز از آنان واپس گریزد- مگر آنکه برای کارزاری (بهتر) کناره جوید یا جوینده جایی (بهتر) نزد گروهی (خودی) باشد- خشم خداوند را به گردن گرفته و جایگاه (نهایی) او دوزخ است و (این) پایانه، بد است؛ سوره انفال، آیه: ۱۶.
  25. امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که می‌کردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم؛ سوره بقره، آیه:۵۹.
  26. اما ستمگران از ایشان گفتاری را به جای آنچه به آنان گفته شده بود جایگزین کردند آنگاه ما بر آنان برای ستمی که می‌کردند عذابی از آسمان فرستادیم؛ سوره اعراف، آیه:۱۶۲.
  27. چون برای گرفتن غنیمت‌هایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک می‌برید! (چنین نیست) بلکه آنان جز اندکی درنمی‌یابند؛ سوره فتح، آیه:۱۵.
  28. و برخی از آنان گروهی هستند که به تحریف کتاب (آسمانی) زبان می‌گردانند تا آن را از کتاب بپندارید در حالی که از کتاب نیست و می‌گویند که از سوی خداوند است و از سوی خداوند نیست؛ آنان دانسته بر خداوند دروغ می‌بندند؛ سوره آل عمران، آیه:۷۸.
  29. برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابه‌جا می‌کنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین می‌گویند: «شنفتیم و نپذیرفتیم» و (یا): «بشنو و باور مکن» و (یا) «راعنا» و اگر می‌گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم» و «بشنو و ما را بنگر» برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد؛ سوره نساء، آیه:۴۶.
  30. ر. ک: مفردات، ص‌۱۱۱، ۷۵۲؛ مجمع‌ البحرین، ج‌۱، ص‌۱۶۵؛ لسان العرب، ج‌۱، ص‌۳۴۳ «بدل»، ج‌۱۲، ص‌۳۶۹، «لوی».
  31. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  32. همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۷.
  33. محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نویدآمرزش و پاداشی سترگ داده است؛ سوره فتح، آیه:۲۹.
  34. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  35. و گفتند خداوند فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در آسمان و زمین است از اوست؛ همه فرمانبردار اویند؛ سوره بقره، آیه:۱۱۶.
  36. به راستی آنان که گفتند خداوند همان مسیح پسر مریم است کافر شدند؛ بگو: اگر خداوند بخواهد مسیح پسر مریم و مادرش و همه آنان را که روی زمینند هلاک گرداند کسی در برابر او چه اختیاری دارد؟ و فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست از آن خداوند است؛ هر چه را بخواهد می‌آفریند و خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره مائده، آیه:۱۷.
  37. و (این) گفتارشان که «ما مسیح عیسی فرزند مریم، پیامبر خداوند را کشتیم» در حالی که او را نکشتند و به صلیب نکشیدند، بلکه بر آنان مشتبه شد و آنان که در این (کار) اختلاف کردند نسبت بدان در تردیدند، هیچ دانشی بدان ندارند، جز پیروی از گمان و به یقین او را نکشتند؛ سوره نساء، آیه:۱۵۷.
  38. و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم.و این‌گونه ما گستره آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد.و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم. آنگاه چون ماه را تابان دید گفت: این پروردگار من است و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بی‌گمان از گروه گمراهان خواهم بود.هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم.من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم. و قوم او با وی به چالش برخاستند؛ او گفت: آیا با من درباره خداوند چالش می‌ورزید در حالی که مرا راهنمایی کرده است؟ و من از آنچه شریک او قرار می‌دهید نمی‌هراسم مگر آنکه پروردگارم چیزی برای من بخواهد؛ پروردگارم به دانایی بر همه چیز چیرگی دارد، آیا پند نمی‌پذیرید؟و چگونه از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بهراسم در حالی که خود نمی‌هراسید از اینکه چیزی را شریک خداوند قرار داده‌اید که برهانی بر آن بر شما فرو نفرستاده است؛ پس اگر دانایید کدام‌یک از (ما) دو گروه به امن (و آرامش) سزاوارتر است؟؛ سوره انعام، آیه: ۷۴- ۸۱.
  39. و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را فرا می‌بردند (گفتند):پروردگارا! از ما بپذیر، بی‌گمان تویی که شنوای دانایی؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۷.
  40. و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده می‌سازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پاره‌ای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه:۲۶۰.
  41. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  42. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  43. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  44. و هرگاه با کسانی که ایمان آورده‌اند دیدار کنند می‌گویند: ما (نیز) ایمان آورده‌ایم و چون با یکدیگر تنها شوند می‌گویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان می‌گویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمی‌ورزید؟؛ سوره بقره، آیه:۷۶.
  45. و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست می‌شمرد؛ با آنکه پیش‌تر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری می‌خواستند؛ همین که آنچه می‌شناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد.خود را به بد چیزی فروختند که به آنچه خداوند فرو فرستاده است، از سر افزونجویی کفر می‌ورزند (و می‌گویند:) چرا خداوند برای برخی از بندگانش که بخواهد، از بخشش خویش، فرو می‌فرستد! و سزاوار خشمی از پی خشمی گشتند و برای کافران، عذابی خواری آور، خواهد بود؛ سوره بقره، آیه: ۸۹- ۹۰.
  46. جامع البیان، ج‌۱، ص‌۵۲۰؛ الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۵۶؛ جوامع الجامع، ج‌۱، ص‌۶۱.
  47. المیزان، ج‌۱، ص‌۲۱۳.
  48. آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دسته‌ای از آنان سخن خداوند را می‌شنیدند و آن را پس از آنکه در می‌یافتند آگاهانه دگرگون می‌کردند؟؛ سوره بقره، آیه:۷۵.
  49. نک: التبیان، ج‌۱، ص‌۳۱۳؛ تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۳؛ تفسیر ابی السعود، ج‌۱، ص‌۱۱۶.
  50. و موسی هفتاد تن از قوم خود را برای میقات ما برگزید پس همین که زمین‌لرزه آنان را فرا گرفت (موسی) گفت: پروردگارا! اگر اراده می‌فرمودی آنان و مرا پیش از این نابود می‌کردی، آیا ما را برای آنچه برخی از کم‌خردان ما کرده‌اند نابود می‌فرمایی؟ این، جز آزمون تو نیست که با آن هرکس را بخواهی گمراه می‌داری و هرکس را بخواهی راهنمایی می‌فرمایی، تو سرور مایی پس ما را بیامرز و بر ما بخشایش آور و تو بهترین آمرزندگانی؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۵.
  51. جامع‌البیان، ج۱، ص۵۲۰؛ زادالمسیر، ج۱، ص۱۰۳.
  52. تفسیر منسوب به امام عسکری(علیه السلام)، ص‌۲۹۲؛ روح المعانی، ج‌۱، ص‌۴۷۰.
  53. التبیان، ج‌۱، ص‌۳۱۳؛ مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۲۸۵؛ تفسیر مقاتل، ج‌۱، ص‌۱۱۶.
  54. تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۳.
  55. تفسیر قرطبی، ج‌۲، ص‌۳ ـ ۴؛ زادالمسیر، ج‌۱، ص‌۱۰۳ ـ ۱۰۴.
  56. جامع البیان، ج‌۱، ص‌۵۲۰؛ نک: التبیان، ج‌۱، ص‌۳۱۳؛ مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۲۸۵.
  57. زادالمسیر، ج‌۱، ص‌۱۰۳.
  58. و هرگاه با کسانی که ایمان آورده‌اند دیدار کنند می‌گویند: ما (نیز) ایمان آورده‌ایم و چون با یکدیگر تنها شوند می‌گویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان می‌گویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمی‌ورزید؟؛ سوره بقره، آیه:۷۶.
  59. معانی القرآن، فراء، ج‌۱، ص‌۵۰؛ الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۵۶؛ مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۲۸۶ ـ ۲۸۷.
  60. نک: روح المعانی، ج‌۱، ص‌۴۷۰؛ تفسیر ثعالبی، ج‌۱، ص‌۸۸.
  61. نک: التفسیر الکبیر، ج‌۳، ص‌۱۳۴ ـ ۱۳۵.
  62. تفسیر ثعلبی، ج۳، ص‌۳۲۳؛ التفسیر الکبیر، ج‌۳، ص‌۱۳۶.
  63. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  64. جامع البیان، ج‌۶، ص‌۲۱۰.
  65. پس، برای پیمان‌شکنی لعنتشان کردیم و دل‌هاشان را سخت گردانیدیم زیرا عبارات (کتاب آسمانی) را از جای خویش پس و پیش می‌کردند و بخشی از آنچه را بدیشان یادآور شده بودند از یاد بردند و تو پیوسته از خیانت آنان- جز شمار اندکی از ایشان- آگاهی می‌یابی؛ آنان را ببخشای و درگذر! بی‌گمان خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد؛ سوره مائده، آیه:۱۳.
  66. التبیان، ج‌۳، ص‌۴۷۰؛ مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۶۷.
  67. تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۷۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۲، ص‌۳۵؛ تفسیر نسفی، ج‌۱، ص‌۲۷۵.
  68. تفسیر مقاتل، ج‌۱، ص‌۴۶۱؛ جامع البیان، ج‌۶، ص‌۲۱۲؛ زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۳۱۳.
  69. التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۱۸۷.
  70. تفسیرالمنار، ج‌۶، ص‌۲۸۲ ـ ۲۸۴؛ البحرالمحیط، ج‌۴، ص‌۲۰۵.
  71. المیزان، ج‌۵، ص‌۲۴۱.
  72. سوره مائده، آیه:۱۳.
  73. سوره آل عمران، آیه:۲۳.
  74. از کتاب (آسمانی) بهره‌ای (اندک) دارند؛ سوره نساء، آیه:۴۴.
  75. تفسیر المنار، ج‌۶، ص‌۲۸۲ ـ ۲۸۴؛ البحرالمحیط، ج‌۴، ص۲۰۵.
  76. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۶۷؛ زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۹۷؛ تفسیر‌ابی‌السعود، ج‌۳، ص‌۱۶.
  77. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  78. ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش می‌سپارند جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامده‌اند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش می‌کنند؛ (به همدیگر) می‌گویند اگر به شما این (حکمی که ما می‌خواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچ‌گاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دل‌هایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند.گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمی‌توانند رساند و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست می‌دارد؛ سوره مائده، آیه: ۴۱- ۴۲.
  79. ر. ک: مجمع‌البیان، ج۳، ص‌۳۰۱؛ تفسیر ابی السعود، ج‌۳، ص‌۳۶ ـ ۳۸؛ زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۳۵۷ ـ ۳۵۸.
  80. جامع البیان، ج‌۶، ص‌۳۱۹.
  81. التبیان، ج‌۳، ص‌۵۲۲.
  82. الکشاف، ج‌۱، ص‌۶۳۳.
  83. تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۱۱۸.
  84. المیزان، ج‌۵، ص‌۳۳۹ ـ ۳۴۰.
  85. جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۳۱۹ـ۳۲۱؛ التبیان، ج‌۳، ص‌۵۲۲ ـ ۵۲۳؛ الکشاف، ج‌۱، ص‌۶۳۳.
  86. روح المعانی، ج‌۶، ص‌۲۰۲؛ فتح القدیر، ج‌۲، ص‌۴۳؛ تفسیر‌بیضاوی، ج‌۲، ص‌۳۲۵.
  87. کتاب مقدس، تثنیه، ۲۲ : ۲۰ ـ ۲۴.
  88. ر. ک: تفسیر المنار، ج‌۶، ص‌۳۰۳.
  89. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۰۳.
  90. معانی القرآن، نحاس، ج‌۲، ص‌۳۰۷.
  91. التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۲۳۲.
  92. تفسیر ابی السعود، ج‌۳، ص‌۳۷.
  93. الکشاف، ج‌۱، ص‌۶۳۳.
  94. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  95. برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابه‌جا می‌کنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین می‌گویند: «شنفتیم و نپذیرفتیم» و (یا): «بشنو و باور مکن» و (یا) «راعنا» و اگر می‌گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم» و «بشنو و ما را بنگر» برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد ای اهل کتاب! به آنچه فرستاده‌ایم که کتاب آسمانی نزد شما را راست می‌شمارد ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهره‌هایی را ناپدید سازیم و آنان را واپس گردانیم یا آنان را لعنت کنیم چنان که «اصحاب سبت» را لعنت کردیم و فرمان خداوند، انجام یافتنی است؛ سوره نساء، آیه:۴۶ - ۴۷.
  96. المیزان، ج‌۴، ص‌۳۶۴ ـ ۳۶۵.
  97. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  98. و برخی از آنان بی‌سوادانی هستند که از کتاب آسمانی (تورات) جز خیال‌های خام چیزی نمی‌دانند و جز به پندار نمی‌گرایند.بنابراین، وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دست‌های خود می‌نویسند آنگاه می‌گویند که این از سوی خداوند است تا با آن بهایی کم به دست آورند؛ و وای بر آنان از آنچه دست‌هایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند؛ سوره بقره، آیه: ۷۸- ۷۹.
  99. جامع‌البیان، ج۱، ص۵۲۸ ـ ۵۳۲؛ التبیان، ج‌۱، ص‌۳۱۸؛ الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۵۷.
  100. التفسیر الکبیر، ج۳، ص۱۳۸ـ۱۳۹؛ المیزان، ج۱، ص۲۱۵.
  101. التفسیر الکبیر، ج‌۳، ص‌۱۴۰.
  102. و وای بر آنان از آنچه دست‌هایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند؛ سوره بقره، آیه: ۷۹.
  103. جامع‌البیان، ج۱، ص۵۳۵ـ۵۳۶؛ زادالمسیر، ج۱،ص۱۰۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۱، ص‌۱۲۲.
  104. تفسیر ابن زمنین، ج‌۱، ص‌۱۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۱، ص‌۱۲۲؛ الدرالمنثور، ج‌۱، ص‌۱۵۹ ـ ۱۶۰.
  105. جامع البیان، ج‌۱، ص‌۵۲۹؛ التبیان، ج‌۱، ص‌۳۱۸؛ الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۵۷.
  106. زادالمسیر، ج‌۱، ص‌۱۰۶؛ اسباب النزول، ص‌۱۵ ـ ۱۶؛ المیزان، ج‌۱، ص‌۲۱۵.
  107. مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۲؛ اسباب النزول، ص‌۱۵ ـ ۱۶؛ نمونه، ج‌۱، ص‌۳۱۷ ـ ۳۱۸.
  108. تفسیر منسوب به امام عسکریعلیه السلام، ص‌۳۰۲ ـ ۳۰۳؛ التبیان، ج‌۱، ص‌۳۲۲؛ تفسیر سمعانی، ج‌۱، ص‌۱۰۰.
  109. ر. ک: جامع البیان، ج‌۱، ص‌۵۳۶؛ مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۲؛ اسباب النزول، ص‌۱۵ ـ ۱۶.
  110. مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۰ ـ ۲۹۲؛ تفسیر سمعانی، ج‌۱، ص‌۱۰۰؛ البحر المحیط، ج‌۱، ص‌۴۴۶.
  111. روح‌المعانی، ج‌۱، ص‌۴۷۶ ـ ۴۷۸.
  112. جامع‌البیان، ج۱، ص‌۵۳۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۱، ص‌۱۲۲.
  113. البحرالمحیط، ج۱، ص۴۴۶؛ مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۲.
  114. مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۹۲.
  115. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  116. و برخی از آنان گروهی هستند که به تحریف کتاب (آسمانی) زبان می‌گردانند تا آن را از کتاب بپندارید در حالی که از کتاب نیست و می‌گویند که از سوی خداوند است و از سوی خداوند نیست؛ آنان دانسته بر خداوند دروغ می‌بندند؛ سوره آل عمران، آیه:۷۸.
  117. تفسیر مقاتل، ج‌۱، ص‌۲۸۶؛ تفسیر بغوی، ج‌۱، ص‌۲۴۸؛ التفسیر الکبیر، ج‌۸، ص‌۱۱۳ ـ ۱۱۴؛ جامع البیان، ج‌۳، ص‌۴۳۸.
  118. زادالمسیر، ج‌۱، ص‌۴۱۱؛ تفسیر بغوی، ج‌۱، ص‌۲۴۸؛ تفسیر ثعلبی، ج‌۳، ص‌۱۰۱.
  119. جامع البیان، ج‌۳، ص‌۴۳۹ ـ ۴۴۰.
  120. وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دست‌های خود می‌نویسند آنگاه می‌گویند که این از سوی خداوند است؛ سوره بقره، آیه: ۷۹.
  121. تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۱۳۳؛ تفسیر مقاتل، ج‌۱، ص‌۲۸۶؛ جامع البیان، ج‌۳، ص‌۴۳۹.
  122. البرهان، ج‌۴، ص‌۹۷؛ المیزان، ج‌۳، ص‌۲۶۶.
  123. روح المعانی، ج‌۳، ص‌۳۲۷ ـ ۳۲۸؛ التفسیر الکبیر، ج‌۸، ص‌۱۱۳ ـ ۱۱۵.
  124. التبیان، ج‌۱، ص‌۲۲۲؛ مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۷۸۰؛ نمونه، ج‌۲، ص‌۶۲۹.
  125. تفسیر ثعلبی، ج‌۳، ص‌۱۰۱؛ مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۷۸۰.
  126. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  127. و (یاد کنید) آنگاه را که گفتیم: بدین شهر در آیید و از (نعمت‌های) آن از هر جا که خواستید فراوان بخورید و با فروتنی از دروازه وارد شوید و بگویید: از لغزش ما بگذر! تا از لغزش‌های شما درگذریم، و به زودی (پاداش) نکوکاران را می‌افزاییم.امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که می‌کردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم؛ سوره بقره، آیه: ۵۸- ۵۹.
  128. و (یاد کن) آنگاه را که به ایشان گفته شد: در این شهر (بیت المقدس) جای گیرید و از هر جای آن خواستید بخورید و بگویید: «از لغزش ما بگذر!» و از این دروازه، سجده‌کنان (به شهر) در آیید تا گناهانتان را بیامرزیم، به زودی بر (پاداش) نیکوکاران می‌افزاییم اما ستمگران از ایشان گفتاری را به جای آنچه به آنان گفته شده بود جایگزین کردند آنگاه ما بر آنان برای ستمی که می‌کردند عذابی از آسمان فرستادیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۶۱- ۱۶۲.
  129. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  130. ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش می‌سپارند جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامده‌اند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش می‌کنند؛ (به همدیگر) می‌گویند اگر به شما این (حکمی که ما می‌خواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچ‌گاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دل‌هایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند.گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمی‌توانند رساند و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست می‌دارد؛ سوره مائده، آیه: ۴۱- ۴۲.
  131. دسته‌ای از اهل کتاب گمراه کردن شما را دوست دارند امّا جز خود را گمراه نمی‌کنند و درنمی‌یابند.ای اهل کتاب! چرا به آیات خداوند کفر می‌ورزید با آنکه خود (به راستی و درستی آن) گواهی می‌دهید؟ای اهل کتاب! چرا حقّ را با باطل می‌آمیزید و حقپوشی می‌کنید با آنکه خود می‌دانید؟؛ سوره آل عمران، آیه: ۶۹- ۷۱.
  132. مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۲۱۱؛ کنزالدقائق، ج‌۲، ص‌۱۲۳؛ المیزان، ج‌۳، ص‌۲۵۶؛ ج‌۱۱، ص‌۶۳.
  133. جامع‌البیان، ج‌۳، ص‌۴۲۲؛ التبیان، ج‌۱، ص‌۱۹۰؛ مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۲۱۱؛ ج‌۲، ص‌۷۷۲.
  134. جوامع‌الجامع، ج۱، ص۱۹۴؛ البحر المحیط، ج۳، ص۲۰۶؛ المیزان، ج‌۳، ص‌۲۵۶.
  135. ر. ک: جامع البیان، ج‌۳، ص‌۴۲۱ ـ ۴۲۲؛ مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۷۷۲؛ زادالمسیر، ج‌۱، ص‌۴۰۵.
  136. تفسیر ثعلبی، ج‌۳، ص‌۹۰؛ تفسیر بغوی، ج‌۱، ص‌۲۴۴.
  137. ر. ک: جامع البیان، ج‌۳، ص‌۴۲۱ ـ ۴۲۲؛ مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۷۲؛ زادالمسیر، ج‌۱، ص‌۴۰۵.
  138. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  139. و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و هر خیری که از پیش برای خویش فرستید (پاداش آن را) نزد خداوند خواهید یافت. بی‌گمان خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست؛ سوره بقره، آیه:۱۱۰.
  140. بگو: ای یهودیان! اگر می‌پندارید که از میان مردم، تنها شما دوستان خداوندید اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید.و هرگز آن (مرگ) را برای کارهایی که کرده‌اند آرزو نخواهند کرد و خداوند به (حال) ستمگران داناست؛ سوره جمعه، آیه: ۶- ۷.
  141. بگو، اگر راست می‌گویید که از میان همه مردم، سرای واپسین نزد خداوند، ویژه شماست پس آرزوی مرگ کنید.و برای کارهایی که کرده‌اند هرگز هیچ‌گاه آن را آرزو نخواهند کرد و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست.و آنان (- قوم یهود) را به زندگی آزمندترین مردم و آزمندتر از مشرکان خواهی یافت، هر یک از آنها دوست می‌دارد هزار سال او را سالمندی دهند با آنکه این سالمندی هم او را از عذاب دور نمی‌کند و خداوند به آنچه می‌کنند بیناست؛ سوره بقره، آیه: ۹۴- ۹۶.
  142. جامع البیان، ج‌۱، ص‌۶۰۰ ـ ۶۰۱؛ ج‌۲۸، ص‌۱۲۶؛ مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۴۳۳؛ المیزان، ج‌۱۹، ص‌۲۶۷.
  143. التبیان، ج‌۱۰، ص‌۷؛ جوامع الجامع، ج‌۱، ص‌۷۰؛ کنزالدقایق، ج‌۱، ص‌۳۰۲.
  144. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  145. جامع‌البیان، ج۹، ص۱۱۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌۲، ص‌۲۶۲؛ المیزان، ج‌۸، ص‌۲۸۰.
  146. جامع‌البیان، ج‌۲۶، ص‌۱۴۱ ـ ۱۴۲؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۶، ص‌۱۹۲ ـ ۱۹۳.
  147. همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۷.
  148. محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نویدآمرزش و پاداشی سترگ داده است؛ سوره فتح، آیه:۲۹.
  149. و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست می‌شمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ امّا چون برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آورد، گفتند: این جادویی آشکار است؛ سوره صف، آیه: ۶.
  150. همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۷.
  151. تفسیر المنار، ج‌۹، ص‌۲۲۶؛ المیزان، ج‌۷، ص‌۴۰.
  152. کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند. حق از (آن) پروردگار توست پس هیچ‌گاه از دو دلان مباش!؛ سوره بقره، آیه: ۱۴۶- ۱۴۷.
  153. همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۷.
  154. جامع البیان، ج‌۱، ص‌۵۷۷؛ تفسیر ثعلبی، ج‌۴، ص‌۲۹۲؛ مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۳۱۰ ـ ۳۱۱.
  155. و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست می‌شمرد؛ با آنکه پیش‌تر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری می‌خواستند؛ همین که آنچه می‌شناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد؛ سوره بقره، آیه: ۸۹.
  156. تفسیر قرطبی، ج۱۳، ص۲۹۶؛ تفسیر المنار، ج۹، ص‌۲۳۰؛ المیزان، ج‌۱۶، ص‌۵۴.
  157. کسانی که پیش از آن به آنان کتاب (آسمانی) داده بودیم به آن ایمان می‌آورند.و چون (قرآن) برای آنان خوانده شود می‌گویند: ما بدان باور داریم که راستین است، از سوی پروردگار ماست، ما پیش از آن (هم) گردن نهاده بودیم؛ سوره قصص، آیه: ۵۲- ۵۳.
  158. مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۳۱۰ ـ ۳۱۱؛ تفسیر ابن ابی حاتم، ج‌۱، ص‌۱۷۱ ـ ۱۷۲؛ آلاء الرحمن، ج‌۱، ص‌۱۰۷.
  159. و چون کتابی از سوی خداوند نزدشان آمد که آنچه را با خود داشتند، راست می‌شمرد؛ با آنکه پیش‌تر، (به مژده آمدن آن) در برابر کافران یاری می‌خواستند؛ همین که آنچه می‌شناختند نزدشان رسید، بدان کفر ورزیدند پس لعنت خداوند بر کافران باد؛ سوره بقره، آیه: ۸۹.
  160. التفسیر الکبیر، ج‌۱۷، ص‌۹۴؛ المیزان، ج‌۱۹، ص‌۲۵۳؛ البیان، ص‌۱۱۸ ـ ۱۲۲.
  161. السنن الکبری، ج۱۰، ص‌۱۸۰؛ مکاتیب الرسول(صلی الله علیه وآله)، ج‌۲، ص‌۴۸۳ و ۴۸۷.
  162. ر. ک: الاحتجاج، ج‌۱، ص‌۴۹۷ ـ ۵۳۶؛ ج‌۲، ص‌۴۰۱ ـ ۴۲۲.
  163. التبیان، ج‌۴، ص‌۵۶۰؛ مجمع البیان، ج‌۴، ص‌۷۴۹؛ التفسیر‌الکبیر، ج‌۲۹، ص‌۳۱۳.
  164. سعد السعود، ص‌۶۲؛ شبهات و ردود، ص‌۹۴ ـ ۹۶؛ بشارة احمد فی الانجیل، ص‌۳۴ ـ ۴۰.
  165. قاموس کتاب مقدس، ص‌۲۵۶.
  166. آشنایی با ادیان بزرگ، ص‌۲۳۰.
  167. همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است؛ سوره توبه، آیه:۱۱۱.
  168. بی‌گمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار ...که رستخیز آمدنی است؛ برآنم که آن را پنهان دارم تا هر کس بدانچه می‌کوشد پاداش داده شود؛ سوره طه، آیه: ۱۴- ۱۵.
  169. الکاشف، ج‌۵، ص‌۲۰۸؛ المیزان، ج‌۱۴، ص‌۱۴۰.
  170. الرحلة المدرسیه، ج۲، ص‌۲۱۴؛ الهدی الی دین المصطفی، ج‌۲، ص‌۳۲۳؛ یهودیت، ص‌۲۱۰.
  171. قاموس الکتاب المقدس، ص‌۶۷۴؛ گنجینه‌ای از تلمود، ص‌۳۶۳؛ تحلیلی بر عملکرد یهود در عصر نبوی، ص‌۱۲۵؛ یهودیت، ص‌۹۱.
  172. کتاب مقدس، تثنیه ۸ : ۱۶؛ المراثی، ۴: ۱۸.
  173. آشنایی با ادیان بزرگ، ص‌۱۱۰.
  174. تفسیر المنار، ج‌۱۱، ص‌۴۹.
  175. سوره مائده، آیه:۱۳.
  176. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  177. و گفتند خداوند فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در آسمان و زمین است از اوست؛ همه فرمانبردار اویند؛ سوره بقره، آیه:۱۱۶.
  178. که برای (خداوند) بخشنده فرزندی خواندند.و سزیده (خداوند) بخشنده نیست که فرزندی گزیند؛ سوره مریم، آیه:۹۱- ۹۲.
  179. و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی؛ سوره مائده، آیه:۱۱۶.
  180. به راستی آنان که گفتند خداوند همان مسیح پسر مریم است کافر شدند؛ بگو: اگر خداوند بخواهد مسیح پسر مریم و مادرش و همه آنان را که روی زمینند هلاک گرداند کسی در برابر او چه اختیاری دارد؟ و فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست از آن خداوند است؛ هر چه را بخواهد می‌آفریند و خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره مائده، آیه: ۱۷.
  181. به راستی آنان که گفتند: خداوند همان مسیح پسر مریم است کافر شدند در حالی که مسیح (می) گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید؛ بی‌گمان هر که برای خداوند شریک آورد خداوند بهشت را بر او حرام می‌گرداند و جایگاهش آتش (دوزخ) است و ستمگران را هیچ یاوری نیست.به راستی آنان که گفتند خداوند یکی از سه (اقنوم) است کافر شدند و هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست و اگر از آنچه می‌گویند دست نکشند به یقین به کافران ایشان عذابی دردناک خواهد رسید؛ سوره مائده، آیه: ۷۲- ۷۳.
  182. و (یهودیان) از آنچه شیطان‌ها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) می‌خواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطان‌ها کافر شدند که به مردم جادو می‌آموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچ‌کس آموزشی نمی‌دادند مگر که می‌گفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را می‌آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی می‌افکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمی‌رساندند- چیزی را می‌آموختند که به آنان زیان می‌رسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب می‌دانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهره‌ای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر می‌دانستند؛ سوره بقره، آیه:۱۰۲.
  183. یا می‌گویید که ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط، یهودی یا مسیحی بودند؛ بگو: شما داناترید یا خداوند؟ و کیست ستمکارتر از کسی که گواهی‌یی را که از خداوند نزد اوست پنهان می‌دارد؟ و خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست؛ سوره بقره، آیه:۱۴۰.
  184. ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درست‌آیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود؛ سوره آل عمران، آیه:۶۷.
  185. و (این) گفتارشان که «ما مسیح عیسی فرزند مریم، پیامبر خداوند را کشتیم» در حالی که او را نکشتند و به صلیب نکشیدند، بلکه بر آنان مشتبه شد و آنان که در این (کار) اختلاف کردند نسبت بدان در تردیدند، هیچ دانشی بدان ندارند، جز پیروی از گمان و به یقین او را نکشتند؛ سوره نساء، آیه:۱۵۷.
  186. و گفتند: یهودی یا مسیحی باشید تا راه یابید؛ بگو: (خیر) بلکه ما بر آیین ابراهیم درست‌آیین هستیم و او از مشرکان نبود؛ سوره بقره، آیه:۱۳۵.
  187. و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمی‌آید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست می‌گویید هر برهانی دارید بیاورید؛ سوره بقره، آیه:۱۱۱.
  188. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  189. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  190. Encyclopedia of Quran Vol. ۱ , "Abraham".
  191. و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم.و این‌گونه ما گستره آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد.و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم. آنگاه چون ماه را تابان دید گفت: این پروردگار من است و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بی‌گمان از گروه گمراهان خواهم بود.هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم.من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم. و قوم او با وی به چالش برخاستند؛ او گفت: آیا با من درباره خداوند چالش می‌ورزید در حالی که مرا راهنمایی کرده است؟ و من از آنچه شریک او قرار می‌دهید نمی‌هراسم مگر آنکه پروردگارم چیزی برای من بخواهد؛ پروردگارم به دانایی بر همه چیز چیرگی دارد، آیا پند نمی‌پذیرید؟و چگونه از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بهراسم در حالی که خود نمی‌هراسید از اینکه چیزی را شریک خداوند قرار داده‌اید که برهانی بر آن بر شما فرو نفرستاده است؛ پس اگر دانایید کدام‌یک از (ما) دو گروه به امن (و آرامش) سزاوارتر است؟؛ سوره انعام، آیه: ۷۴- ۸۱.
  192. هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود و نه می‌بیند و نه هیچ به کار تو می‌آید؟؛ سوره مریم، آیه:۴۲.
  193. و برای آنان داستان ابراهیم را بخوان!هنگامی که به پدر و قومش گفت: چه می‌پرستید؟گفتند: بت‌هایی را می‌پرستیم و در کنارشان (به خدمت) ماندگاریم.ابراهیم) گفت: آیا چون فرا می‌خوانید (شان صدای) شما را می‌شنوند؟یا به شما سود یا زیان می‌رسانند؟گفتند: (نه) بلکه دریافته‌ایم که پدرانمان چنین می‌کردند! ابراهیم) گفت: آیا آنچه را می‌پرستیدید دیده‌اید؟شما و نیاکانتان؟ اینان (همه) دشمن منند جز پروردگار جهانیان.همان که مرا آفرید و همو راهنمایی‌ام می‌کند.و همان که به من می‌خوراند و می‌نوشاند.و چون بیمار شوم اوست که بهبودی‌ام می‌بخشد.و همان که مرا می‌میراند سپس زنده می‌گرداند.و همان که امید می‌برم در روز پاداش و کیفر لغزش مرا ببخشاید؛ سوره شعراء، آیه: ۶۹- ۸۲.
  194. و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را فرا می‌بردند (گفتند):پروردگارا! از ما بپذیر، بی‌گمان تویی که شنوای دانایی؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۷.
  195. و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده می‌سازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پاره‌ای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه:۲۶۰.
  196. و این‌گونه ما گستره آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد؛ سوره انعام، آیه:۷۵.
  197. پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند؛ سوره ابراهیم، آیه:۳۷.
  198. و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را فرا می‌بردند (گفتند):پروردگارا! از ما بپذیر، بی‌گمان تویی که شنوای دانایی؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۷.
  199. پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند؛ سوره ابراهیم، آیه:۳۷.
  200. بی‌گمان نخستین خانه‌ای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان؛ سوره آل عمران، آیه:۹۶.
  201. التبیان، ج‌۱، ص‌۴۶۲ ـ ۴۶۳؛ مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۳۸۹ ـ ۳۹۱؛ التفسیرالکبیر، ج‌۴، ص‌۶۰ ـ ۶۱.
  202. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  203. و در این کتاب، اسماعیل را یاد کن که او درست‌پیمان و فرستاده‌ای پیامبر بود.و خانواده خود را به نماز و زکات فرمان می‌داد و نزد پروردگار خویش پسندیده بود؛ سوره مریم، آیه: ۵۴- ۵۵.
  204. و اسماعیل و ادریس و ذو الکفل را (یاد کن) که همه از شکیبایان بودند؛ سوره انبیاء، آیه:۸۵.
  205. کتاب مقدس، تکوین۱۶: ۱۲؛ ۱۷: ۱۱ ـ ۲۰؛ ۲۰: ۱ ـ ۱۶؛ المیزان، ج‌۷، ص‌۲۲۲ ـ ۲۳۴؛ البیان، ص‌۵۲.
  206. کتاب مقدس، تکوین ۲۶: ۳ ـ ۴ ؛ ۲۷ : ۲۳ ـ ۲۹ ؛ ۳۵: ۱۱ ـ ۱۲؛ المیزان، ج‌۷، ص‌۲۲۵.
  207. و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: خداوند به شما فرمان می‌دهد که گاوی بکشید؛ گفتند: آیا ما را به ریشخند گرفته‌ای؟ گفت: به خداوند پناه می‌جویم که از نادانان باشم.گفتند: از پروردگارت به خاطر ما بخواه تا چگونگی آن را برای ما روشن کند. گفت:خداوند می‌فرماید که آن گاوی است نه پیر و نه جوان، میانسالی میان آن (دو)؛ آنچه فرمان یافته‌اید بجای آورید.گفتند به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما روشن کند چه رنگ است؟ گفت: او می‌فرماید که آن، گاوی است زرد، رنگ آن روشن است، بینندگان را شادی می‌بخشدگفتند: به خاطر ما از پروردگارت بخواه تا برای ما چگونگی آن را روشن گرداند، که این گاو بر ما بازشناخته نیست و ما اگر خداوند بخواهد رهیاب خواهیم بود.گفت: او می‌فرماید که آن، گاوی است نه رام، که زمین را شیار می‌زند و نه به کشت آب می‌دهد، تندرست است بی‌هیچ خالی در آن، گفتند: اکنون حقّ (جستار) را (بجای) آوردی و آن را سر بریدند و نزدیک بود که این کار را انجام ندهند.و (یاد کنید) آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن (با هم) به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان می‌کردید آشکار کردباری، گفتیم با پاره‌ای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه: ۶۷- ۷۳.
  208. پس او را از فرو دست وی ندا داد که: غمگین مباش، خداوند از بن (پای) تو جویباری روان کرده است.و تنه نخل را به سوی خود بتکان تا خرمایی چیده بر تو فرو ریزدپس (از این خرما) بخور و (از آب آن جویبار) بنوش و دیده (به فرزند) روشن دار و اگر از مردم کسی را دیدی بگو برای (خداوند) بخشنده روزه‌ای نذر کرده‌ام و امروز به هیچ روی با کسی سخن نمی‌گویم؛ سوره مریم، آیه: ۲۴- ۲۶.
  209. و در گهواره و در میانسالی (از پیامبری خود) با مردم سخن می‌گوید و از شایستگان است؛ سوره آل عمران، آیه:۴۶.
  210. یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست؛ سوره مائده، آیه:۱۱۰.
  211. و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می‌فرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید؛ سوره آل عمران، آیه:۴۹.
  212. یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست؛ سوره مائده، آیه:۱۱۰.
  213. Encyclopedia of Islam , Vol ۳ , P ۱۲۰۵ - ۱۲۰۶.
  214. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  215. برای نمونه ر.
  216. تفسیر المنار، ج‌۶، ص‌۳۸۹؛ المیزان، ج‌۴، ص‌۳۶۳ ـ ۳۶۵ ؛ ج‌۵، ص‌۳۴۲؛ معارف قرآن، ج‌۴، ص‌۲۳۰ ـ ۲۳۱.
  217. کنزالعمال، ج‌۲، ص‌۳۵۸؛ بحارالانوار، ج‌۹، ص‌۱۸۱، ۱۹۰.
  218. الرحلة المدرسیه، ج‌۲، ص‌۲۵۵ ـ ۲۶۰؛ الهدی الی دین المصطفی، ج‌۱، ص‌۶۹.
  219. المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۴۲.
  220. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  221. الاصلاح، ص‌۲۵۰ ـ ۲۵۲؛ اعلام النبوه، ص‌۱۱۷ ـ ۱۲۷.
  222. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  223. آشنایی با ادیان بزرگ، ص‌۲۳۴.
  224. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  225. صیانة القرآن من التحریف، ص‌۱۲۲، ۱۵۰.
  226. فتحی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۷، ص:۲۸۶ - ۳۰۲.
  227. و برخی از آنان گروهی هستند که به تحریف کتاب (آسمانی) زبان می‌گردانند تا آن را از کتاب بپندارید در حالی که از کتاب نیست و می‌گویند که از سوی خداوند است و از سوی خداوند نیست؛ آنان دانسته بر خداوند دروغ می‌بندند؛ سوره آل عمران، آیه:۷۸.
  228. فرهنگ قرآن، ج۷.
  229. و بی‌گمان آنان را گمراه می‌کنم و به آرزو (های دور و دراز) می‌افکنم و به آنان فرمان می‌دهم آنگاه گوش چارپایان را (به خرافه‌پرستی) می‌شکافند و به آنان فرمان می‌دهم آنگاه آفرینش خداوند را دگرگونه می‌سازند؛ و هر که به جای خداوند، شیطان را به یاوری برگزیند زیانی آشکار کرده است؛ سوره نساء، آیه:۱۱۹.
  230. در روایتی از امام باقرعلیه السلام «خَلْقَ اللَّهِ» در آیه مذکور به «دین اللّه» تفسیر شده است؛ تفسیر عیّاشی، ج‌۱، ص‌۲۷۶؛ البرهان، ج‌۲، ص‌۱۷۵.
  231. فرهنگ قرآن، ج۷.
  232. و (یاد کنید) آنگاه را که گفتیم: بدین شهر در آیید و از (نعمت‌های) آن از هر جا که خواستید فراوان بخورید و با فروتنی از دروازه وارد شوید و بگویید: از لغزش ما بگذر! تا از لغزش‌های شما درگذریم، و به زودی (پاداش) نکوکاران را می‌افزاییم.امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که می‌کردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم؛ سوره بقره، آیه: ۵۸- ۵۹.
  233. و (یاد کن) آنگاه را که به ایشان گفته شد: در این شهر (بیت المقدس) جای گیرید و از هر جای آن خواستید بخورید و بگویید: «از لغزش ما بگذر!» و از این دروازه، سجده‌کنان (به شهر) در آیید تا گناهانتان را بیامرزیم، به زودی بر (پاداش) نیکوکاران می‌افزاییم اما ستمگران از ایشان گفتاری را به جای آنچه به آنان گفته شده بود جایگزین کردند آنگاه ما بر آنان برای ستمی که می‌کردند عذابی از آسمان فرستادیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۶۱- ۱۶۲.
  234. فرهنگ قرآن، ج۷.
  235. ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش می‌سپارند جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامده‌اند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش می‌کنند؛ (به همدیگر) می‌گویند اگر به شما این (حکمی که ما می‌خواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچ‌گاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دل‌هایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند؛ سوره مائده، آیه:۴۱.
  236. فرهنگ قرآن، ج۷.
  237. آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیده‌اند و نیز مسیح پسر مریم را در حالی که جز این فرمان نیافته‌اند که خدایی یگانه را بپرستند که خدایی جز او نیست؛ پاکا که اوست از شرکی که می‌ورزند؛ سوره توبه، آیه:۳۱.
  238. فرهنگ قرآن، ج۷.
  239. آنان که پیمان با خداوند و سوگندهای خود را به بهای ناچیز می‌فروشند، در جهان واپسین بی‌بهره‌اند و خداوند با آنان سخن نمی‌گوید و در روز رستخیز به آنان نمی‌نگرد و آنان را پاکیزه نمی‌دارد و عذابی دردناک خواهند داشت؛ سوره آل عمران، آیه:۷۷.
  240. در شأن نزول نقل شده که منظور از «عَهْدِ اللَّهِ»، حقایق مربوط به پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم در «تورات» است که به دست عالمان یهود تحریف شده است؛ التفسیر الکبیر، ج‌۳، ص‌۲۶۵‌-‌۲۶۶.
  241. فرهنگ قرآن، ج۷.
  242. از بنی اسرائیل بپرس که چه بسیار نشانه روشن به آنان دادیم و هر کس نعمت خداوند را پس از آنکه به وی رسید دگرگون سازد (بداند که) بی‌گمان خداوند سخت کیفر است؛ سوره بقره، آیه:۲۱۱.
  243. برداشت یاد شده بر این اساس است که مقصود از «آيَةٍ بَيِّنَةٍ» دلایل نبوّت محمّدصلى الله عليه وآله وسلم در تورات و انجیل و منظور از تبدیل آن، تحریف کردن آنها باشد؛ التفسیر‌الکبیر، ج‌۲، ص‌۳۶۶.
  244. فرهنگ قرآن، ج۷.
  245. ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش می‌سپارند جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامده‌اند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش می‌کنند؛ (به همدیگر) می‌گویند اگر به شما این (حکمی که ما می‌خواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچ‌گاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دل‌هایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند؛ سوره مائده، آیه:۴۱.
  246. فرهنگ قرآن، ج۷.
  247. و چون آیات روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمی‌برند می‌گویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ می‌هراسم؛ سوره یونس، آیه:۱۵.
  248. فرهنگ قرآن، ج۷.
  249. وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دست‌های خود می‌نویسند آنگاه می‌گویند که این از سوی خداوند است تا با آن بهایی کم به دست آورند؛ و وای بر آنان از آنچه دست‌هایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند؛ سوره بقره، آیه: ۷۹.
  250. پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم فرمود: «وَيْلٌ» کوهی است در جهنّم و آیه در مورد یهود نازل گشته است زیرا آنان تورات را تحریف کردند؛ الدرالمنثور، ج‌۱، ص‌۲۰۱.
  251. فرهنگ قرآن، ج۷.
  252. و چون آیات روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمی‌برند می‌گویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ می‌هراسم؛ سوره یونس، آیه:۱۵.
  253. فرهنگ قرآن، ج۷.
  254. ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش می‌سپارند جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامده‌اند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش می‌کنند؛ (به همدیگر) می‌گویند اگر به شما این (حکمی که ما می‌خواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچ‌گاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دل‌هایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند؛ سوره مائده، آیه:۴۱.
  255. فرهنگ قرآن، ج۷.
  256. و (یاد کنید) آنگاه را که گفتیم: بدین شهر در آیید و از (نعمت‌های) آن از هر جا که خواستید فراوان بخورید و با فروتنی از دروازه وارد شوید و بگویید: از لغزش ما بگذر! تا از لغزش‌های شما درگذریم، و به زودی (پاداش) نکوکاران را می‌افزاییم.امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که می‌کردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم؛ سوره بقره، آیه: ۵۸- ۵۹.
  257. برداشت یاد شده بر این اساس است که تغییر در سخن خداوند و گفتن «حِطَّةٌ» به جای «حطة» یکی از مصادیق تحریف است.
  258. و (یاد کن) آنگاه را که به ایشان گفته شد: در این شهر (بیت المقدس) جای گیرید و از هر جای آن خواستید بخورید و بگویید: «از لغزش ما بگذر!» و از این دروازه، سجده‌کنان (به شهر) در آیید تا گناهانتان را بیامرزیم، به زودی بر (پاداش) نیکوکاران می‌افزاییم اما ستمگران از ایشان گفتاری را به جای آنچه به آنان گفته شده بود جایگزین کردند آنگاه ما بر آنان برای ستمی که می‌کردند عذابی از آسمان فرستادیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۶۱- ۱۶۲.
  259. فرهنگ قرآن، ج۷.
  260. و چون آیات روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمی‌برند می‌گویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ می‌هراسم؛ سوره یونس، آیه:۱۵.
  261. فرهنگ قرآن، ج۷.
  262. و چون آیات روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمی‌برند می‌گویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ می‌هراسم؛ سوره یونس، آیه:۱۵.
  263. فرهنگ قرآن، ج۷.
  264. ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند؛ سوره مائده، آیه:۴۴.
  265. نهی «لاَ تَشْتَرُواْ» خطاب به علمای یهود است که در مقابل خوردن مال حرام، دست به تحریف می‌زدند؛ مجمع‌البیان، ج‌۳‌-‌۴، ص‌۳۰۶؛ از سوی دیگر، امر «وَاخْشَوْنِ» می‌تواند زمینه اجتناب از تحریف باشد.
  266. فرهنگ قرآن، ج۷.