توحید

از دانشنامه امامت
پرش به: ناوبری، جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل توحید (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

توحید اعتقاد به یکتایی و یگانگی خدا، اقرار به خالقیت و ربوبیت مطلق و انحصاری او، پرستش و ستایش خالصانه و دور از شرک وی.

مقدمه

واژه‌شناسی لغوی

  • واژه "توحید" مصدر باب تفعیل از ریشه "و ـ ح ـ د" و در لغت به معنای یکی ساختن چیزی و حکم به یکتایی آن[۴] و در اصطلاح، خدا را به ربوبیت شناختن و به وحدانیتش اقرار داشتن و اضداد و امثال را از او نفی کردن است[۵]. عارفان توحید را اصل علوم، سرّ معارف، مایه دین، بنای مسلمانی و فارق دوست از دشمن می دانند و هر طاعتی را بدون توحید، بی‌ارزش و سرانجام آن را تاریکی می شمارند[۶]. انسان با توحید، به بالاترین مرتبه کمال می‌رسد و درجات موحّدان در قرب و بعد، کمال و نقص، فضیلت و رذیلت و شرافت و خسّت، به تفاوت مراتب توحید است[۷]، بنابراین مدار سعادت و شقاوت انسان، توحید و شرک است. ارواح موحدان در اوج اند و گناهان عارضی نمی‌تواند آن ها را به حضیضی فرو کشاند که ارواح مشرکان گرفتار آن‌اند. روح مشرک با توجه به عبادت و خضوعی که برای غیر خدا دارد ـ به رغم اعمال نیکش ـ پست و تاریک است و نمی‌تواند با اعمال خویش به مرتبه ارواح موحدان دست یابد، همان گونه که ارواح موحدان ـ به رغم گناهانی که گاه از آنان سر می‌زند ـ عزیز و بلندمرتبه است و خیرشان بر شر غلبه دارد و گناهان، آنان را احاطه نکرده و تاریکی حاصل از گناه سراسر وجودشان را نمی‌پوشاند[۸][۹].
  • احادیث نیز توحید را در جایگاهی بس رفیع قرار داده است، از باب نمونه تأکید کرده: هیچ بنده‌ای نیست کلمه " لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏" را بر زبان جاری سازد و گناهانش همانند برگ درختان نریزد[۱۰]، هرکس بمیرد و چیزی را شریک خدا نساخته باشد، به بهشت می رود؛ نیکوکار باشد یا بدکار[۱۱]، خداوند پیکر موحّدان را بر آتش حرام ساخته است[۱۲]، چیزی در ثواب و پاداش الهی به پایه شهادت به توحید نمی‌رسد[۱۳]، اگر موجودات آسمان‌ها و زمین در یک کفّه ترازو جای گیرند و کلمه " لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏" در کفه دیگر، کلمه " لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏" سنگین‌تر است[۱۴]، هرکس کلمه " لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏" را با اخلاص ادا کند، به بهشت می‌رود و اخلاص به این است که توحید او را از محرّمات الهی باز دارد[۱۵][۱۶].
  • دانشمندان ابتدا توحید را به دو قسم نظری و عملی و سپس توحید نظری را به سه قسم ذاتی، صفاتی و افعالی قسمت کرده‌اند[۱۷]. برخی نیز در یک تقسیم، توحید را شامل ۴ قسم ذاتی، صفاتی، افعالی و عبادی دانسته‌اند[۱۸]. در توحید ذاتی گاه نظر به واحدیت خدا، یعنی یگانگی و شریک نداشتن[۱۹]، و گاه نظر به احدیت او، یعنی یکتایی و بساطت و جزء نداشتن است[۲۰] که از آن در صورت نخست به "توحید واحدی" و در صورت دوم به "توحید أحدی" تعبیر می‌کنند[۲۱]در توحید واحدی گاه نظر به وحدت عددی است که مستلزم محدودیت و تقابل خداوند با دیگر موجودات است ـ همان گونه که عموم متکلمان و خصوص حکیمان مشّائی تصوّر کرده‌اند ـ و گاه نظر به وحدت حقیقی "صمدی" است که با هر محدودیتی در تعارض و مستلزم احاطه وجودی خداوند بر همه کثرات و موجودات است، همان گونه که عموم عارفان و خصوص حکیمان صدرایی تصویر کرده‌اند[۲۲].
  • توحید صفاتی این است که صفات اثبات شده برای خدا، کثرت بردار نیست؛ بدین معنی که علم و قدرت و حیات و دیگر صفات خدا همه عبارت از ذات است[۲۳][۲۴]
  • توحید افعالی نیز این است که عالم با همه دقایق و تفصیلاتش، اعم از أفعالی که مستقیم به خدا منسوب‌اند و أفعال و تأثیرات و حرکاتی که به طور معمول به دیگران نسبت داده می‌شوند، در حقیقت از خدا و اراده او صادر شده‌اند و بنابر قول مشهورِ " لا مؤثّر في‏ الوجود إلّا اللّه‏‏‏‏‏" در دایره هستی کسی جز خدا اثرگذار نیست[۲۵] که خود به صورت‌های گوناگون تجلّی می‌یابد و عمده آن‌ها عبارت‌اند از ۱. توحید در خالقیت؛ ۲. توحید در مالکیت؛ ۳. توحید در حاکمیت؛ ۴. توحید در ربوبیت؛ ۵. توحید در ولایت؛ ۶. توحید در رازقیت؛ ۷. توحید در شفاعت.
  • مراد از توحید عملی یا عبادی این است که انسان تنها خدا را مطاع و قبله روح و جهت حرکت و آرمان خویش کند و هر مطاع و جهت و قبله و آرمان دیگر را کنار نهد و در یک کلمه، توحید عملی، یگانه پرستی و یگانه شدن است[۲۶] بنابر قولی، مراد از توحید عملی آن است که همه اعمال انسان برای برخورداری از ثواب الهی و به یاد روز جزا باشد[۲۷]
  • برخی، جلوه‌های توحید عملی را در سه مرتبه متجلّی دانسته اند: ۱. توحید در عبادت؛ ۲. توحید در حمد؛ ۳. توحید در دعا[۲۸].
  • در آثار عرفانی نیز برای توحید انواع و مراتبی آمده است[۲۹] که شمار آن‌ها به بیش از ۳۰ مرتبه می‌رسد[۳۰]. بیشتر این مراتب فقط در عبارت با هم متفاوت‌اند و به یکدیگر باز می‌گردند؛ ولی به گونه خلاصه می‌توان گفت: عارفان به ۴ نوع توحید معتقدند: ۱. توحید منافقان که فقط اقرار زبانی به کلمه " لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّه‏‏‏‏" است؛ ۲. توحید عام که اقرار به زبان و دل است؛ ۳. توحید خاص که با کشف و شهود همراه است؛ ۴. توحید أخص که عبارت از فنای موحّد است[۳۱] و خود، سه صورت فعلی، صفاتی و ذاتی دارد. عارف در توحید فعلی، همه افعال را در فعل خدا و در توحید صفاتی همه صفات را در صفات وی و در توحید ذاتی جمیع ذوات را در ذات او متلاشی و فانی می‌بیند[۳۲]، چنان که برخی از آن‌ها گفته‌اند: توحید در لغت یکی کردن و در شریعت یکی گفتن و در طریقت یکی دانستن و در حقیقت یکی دیدن است [۳۳][۳۴].
  • عارفان توحید را به دو قسمت کلّی تر تقسیم کرده‌اند: نخست، توحید الوهی است که توحید ظاهری و شرعی است و انبیا و رسل مأمور تبلیغ آن‌اند. دوم، توحید وجودی است که توحید حقیقی با نفی وجودهای مقید و اثبات وجود مطلق و مشاهده وجود واحد و نفی وجودهای کثیر است. این توحید از آن اولیای خداست و آنان مأمور تبلیغ آن‌اند[۳۵] البته انبیا و رسل از آن رو که دارای هر دو بعد ولایت و رسالت یا نبوتاند، انسان‌های معمولی را با توجه به مقام رسالت و نبوت به توحید ظاهری و الوهی راه می‌نمایند و خواص را با عنایت به مقام ولایت خویش به توحید حقیقی و وجودی دعوت می‌کنند[۳۶].

توحید در قرآن

توحید ذات

توحید صفات

توحید افعال

توحید عبادی

رهاوردهای توحید

گواهان توحید

مراتب توحید

  • توحید به معنای یکتا و یگانه دانستن یا اعتقاد به یکتایی و یگانگی خداست که توحید به این معنا دارای مراتبی است و توحید کامل؛ یعنی یکتا دانستن خداوند و تمام مراتب آن، بنابراین توحید سه قسم است:
  1. توحید ذاتی؛
  2. توحید صفاتی؛
  3. توحید افعالی.
  1. توحید در خالقیت؛
  2. توحید در ربوبیت؛
  3. توحید در مالکیت.
  1. توحید در حاکمیت (ولایت
  2. توحید در تشریع؛
  3. توحید در اطاعت؛
  4. توحید در عبادت؛
  5. توحید در استعانت؛
  6. توحید در محبت؛
  7. توحید در مغفرت (شفاعت
  8. توحید در خوف و رجاء[۳۷][۳۸]
  • نکته‌‏ای که باید در مورد این تقسیم، به خصوص در مورد فروع و اقسام ربوبیت مورد توجه قرار گیرد، این است که تفاوت اقسام و فروع مذکور با یکدیگر و با مقسم خود، از باب تفاوت در حیثیات است؛ یعنی این تفاوت‏ها از حیث مفهوم است نه مصداق، چون مصداق تمام این توحیدها یکی است که همان خداوند خالق و رب است؛ یعنی خداوند خالق و رب، ربوبیت‏ خود را از حیثیات متفاوت اعمال می‏کند چون بعد از خلق عالم، تدبیر و اداره آن مطرح است و ربوبیت ‏خدا هم همین تدبیر کامل است اما برای اعمال تدبیر عالم، ساز و کارهای ویژه و متفاوتی نیاز است که فروع و شؤون مختلف ربوبیت در همین راستا معنا پیدا می‏کند[۳۹]
  • صدر المتالهین در رد این ادعا، که "مفهومات مختلفه از مصداق و ذات و احد انتزاع نمی‌‏شود" آورده است: " " ان مجرد تعدد المفهومات لا یوجب ان یکون حقیقة کل منها و نحو وجوده غیر حقیقة الآخر و وجوده الا بدلیل آخر غیر تعدد المفهوم، و اختلافه یوجب ان یکون ذات کل واحد منها غیر ذات الآخر‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏""[۴۰].
  • بنابراین، ربوبیت ‏خداوند به اعتبار حالات مختلف تدبیر شوندگان، به اقسام گوناگون تقسیم می‌‏گردد که همه آنها، از لوازم ربوبیت است[۴۱]

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. شاهدی، غفار، توحید و حکومت دینی، فصلنامه حکومت اسلامی، ص: ۳۲۹ تا ۳۶۹.
  2. شاهدی، غفار، توحید و حکومت دینی، فصلنامه حکومت اسلامی، ص: ۳۲۹ تا ۳۶۹.
  3. شاهدی، غفار، توحید و حکومت دینی، فصلنامه حکومت اسلامی، ص: ۳۲۹ تا ۳۶۹.
  4. المنجد، ص ۸۹۰؛ التعریفات، ص ۹۶، «التوحید».
  5. التعریفات، ص ۹۶.
  6. کشف الاسرار، ج ۲، ص ۵۰۶.
  7. تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص ۵۴.
  8. المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.
  9. رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.
  10. التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.
  11. التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.
  12. التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.
  13. التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.
  14. التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.
  15. التوحید، صدوق، ص ۱۸ - ۳۰.
  16. رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.
  17. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۲۰۳، «توحید در قرآن»؛ مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۹۹ - ۱۰۴، «جهان بینی توحیدی».
  18. صفات الله عندالمسلمین، ص ۳۷.
  19. شرح منظومه، سبزواری، ص ۱۴۸.
  20. الالهیات، ج ۲، ص ۱۵۵.
  21. الالهیات، ج ۲، ص ۱۱.
  22. رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.
  23. المیزان، ج ۱، ص ۳۹۴.
  24. رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.
  25. مصطلحات التصوف، ص ۲۲۷ - ۲۲۹؛ جامع الاسرار، ص ۱۱۴؛ التوحید، دیباجی، ص ۱۱۵.
  26. مجموعه آثار مطهری، ج ۲، ص ۱۰۴ - ۱۰۶.
  27. المیزان، ج ۲، ص ۳۶۲.
  28. تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۱۶ - ۵۴۹، «توحید در قرآن».
  29. الفتوحات المکیه، ج ۵، ص ۱۲۱ - ۱۲۷؛ التجلیات الالهیه، ص ۳۵۳ - ۳۵۵ ، ۳۸۸.
  30. شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۸۲ - ۲۹۰.
  31. احیاء العلوم، ج ۵، ص ۱۵۸؛ شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۹۴.
  32. کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص ۵۲۹.
  33. کشف الحقایق، ص ۱۴۹.
  34. رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.
  35. شرح اصطلاحات تصوف، ص ۲۹۴ - ۲۹۵.
  36. رمضانی، حسن، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.
  37. ر . ک سبحانی، جعفر، الالهیات، ج‏۲، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیه، چاپ سوم، قم، ۱۴۱۱، ص‏۱۰۵.
  38. شاهدی، غفار، توحید و حکومت دینی، فصلنامه حکومت اسلامی، ص: ۳۲۹ تا ۳۶۹.
  39. شاهدی، غفار، توحید و حکومت دینی، فصلنامه حکومت اسلامی، ص: ۳۲۹ تا ۳۶۹.
  40. ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، دار احیاء التراث العربی، بیروت: چاپ چهارم، ۱۴۱۰، ج ۱، ص ۱۷۵ .
  41. شاهدی، غفار، توحید و حکومت دینی، فصلنامه حکومت اسلامی، ص: ۳۲۹ تا ۳۶۹.