حدیث دوازده خلیفه (متن حدیث)

از دانشنامه امامت
(تغییرمسیر از حدیث دوازده خلیفه)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل هنوز ویرایش نهایی نشده است.

در این مدخل به بارزترین متون حدیثی مرتبط با موضوع دوازده خليفه از منابع روایی عموم مسلمین اشاره می شود:

نخست: به روايت جابر بن سَمُره

از منابع اهل سنت:

۱-۱. صحيح مسلم عن جابر بن سمرة: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ (ص) يَقولُ: لا يَزالُ الإِسلامُ عَزيزاً إلَى اثنَي عَشَرَ خَليفَةً. ثُمَّ قالَ كَلِمَةً لَم أفهَمها، فَقُلتُ لِأَبي: ما قالَ؟ فَقالَ: كُلُّهُم مِن قُرَيشٍ.[۱] ترجمه: صحيح مسلم - به نقل از جابر بن سمره ـ: شنيدم كه پيامبر خدا (ص) مى فرمايد: «اسلام تا دوازده خليفه، همچنان عزّتمند است. ايشان سپس جمله اى فرمود كه آن را نفهميدم. به پدرم گفتم: چه فرمود؟ گفت: «همگىِ آنان، از قريش اند».

۱-۲. صحيح مسلم عن جابر بن سمرة: اِنطَلَقتُ إلى رَسولِ اللّهِ (ص) ومَعي أبي، فَسَمِعتُهُ يَقولُ: لا يَزالُ هذَا الدّينُ عَزيزاً مَنيعاً إلَى اثنَي عَشَرَ خَليفَةً. فَقالَ كَلِمَةً صَمَّنيهَا[۲] النّاسُ، فَقُلتُ لِأَبي: ما قالَ: قالَ: كُلُّهُم مِن قُرَيشٍ.[۳] ترجمه: صحيح مسلم ـ به نقل از جابر بن سمره ـ: همراه پدرم نزد پيامبر (ص) رفتيم. شنيدم كه مى فرمايد: «اين دين، تا دوازده خليفه، همچنان عزّتمند و شكست ناپذير است». سپس جمله اى فرمود كه بر اثر سر و صداى مردم، آن را نشنيدم. به پدرم گفتم: چه فرمود؟ گفت: «همه آنان، از قريش اند».

۱-۳. صحيح مسلم عن جابر بن سمرة: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ (ص) يَومَ جُمُعَةٍ عَشِيَّةَ رُجِمَ الأَسلَميُّ، يَقولُ: لا يَزالُ الدّينُ قائِماً حَتّى تَقومَ السّاعَةُ، أو يَكونَ عَلَيكُمُ اثنا عَشَرَ خَليفَةً كُلُّهُم مِن قُرَيشٍ.[۴] ترجمه: صحيح مسلم ـ به نقل از جابر بن سمره ـ: در شامگاه روز جمعه كه اسلمى سنگسار شد، از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود: «اين دين تا قيام قيامت برپاست، يا تا دوازده خليفه بر شما فرمان رانند كه همگىِ آنان از قريش اند».

۱-۴. مسند ابن حنبل عن جابر بن سمرة: سَمِعتُ رَسولَ اللّه (ص) يَقولُ في حَجَّةِ الوَداعِ: إنَّ هذَا الدّينَ لَن يَزالَ ظاهِراً عَلى مَن ناوَأَهُ، لا يَضُرُّهُ مُخالِفٌ ولا مُفارِقٌ، حَتّى يَمضِيَ مِن اُمَّتِيَ اثنا عَشَرَ خَليفَةً. قالَ: ثُمَّ تَكَلَّمَ بِشَيءٍ لَم أفهَمهُ، فَقُلتُ لِأَبي: ما قالَ؟ قالَ: كُلُّهُم مِن قُرَيشٍ.[۵] ترجمه: مسند ابن حنبل ـ به نقل از جابر بن سمره ـ: در حجّة الوداع از پيامبر (ص) شنيدم كه مى فرمايد: «اين دين همواره بر كسى كه در برابرش ايستادگى كند، چيره خواهد شد و هيچ مخالفى و جدا شونده اى نمى تواند به آن گزندى برساند، تا آن كه دوازده خليفه از امّت من بگذرند». ايشان سپس چيزى فرمود كه من آن را نفهميدم. به پدرم گفتم: چه فرمود؟ گفت: «همه آنان، از قريش اند».

از منابع شیعی:

۱-۵. الخصال عن جابر بن سمرة: قالَ النَّبِيُّ (ص): لا تَزالُ هذِهِ الاُمَّةُ مُستَقيماً أمرُها، ظاهِرَةً عَلى عَدُوِّها، حَتّى يَمضِيَ اثنا عَشَرَ خَليفَةً، كُلُّهُم مِن قُرَيشٍ. فَأَتَيتُهُ في مَنزِلِهِ، قُلتُ: ثُمَّ يَكونُ ماذا؟ قالَ: ثُمَّ الهَرجُ[۶].[۷] ترجمه: الخصال ـ به نقل از جابر بن سمره ـ: پيامبر (ص) فرمود: «اين امّت، كارش پيوسته بر قرار است و بر دشمنش چيره مى شود، تا آن كه دوازده خليفه ـ كه همگى آنان از قريش اند ـ بروند». من به منزل ايشان رفتم و گفتم: سپس چه مى شود؟ فرمود: «سپس آشوب و كشتار».

۱-۶. الخصال عن جابر بن سمرة[۸]: دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ (ص) مَعَ أَبِي فَقَالَ لاَ تَزَالُ هَذِهِ اَلْأُمَّةُ صَالِحاً أَمْرُهَا ظَاهِرَةً عَلَى عَدُوِّهَا حَتَّى يَمْضِيَ اِثْنَا عَشَرَ مَلِكاً أَوْ قَالَ اِثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً ثُمَّ قَالَ كَلِمَةً خَفِيَتْ عَلَيَّ فَسَأَلْتُ أَبِي فَقَالَ قَالَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيشٍ.[۹] ترجمه: از جابر بن سمره نقل مى كنند كه گفت: با پدرم نزد پيامبر خدا ص رفتم، فرمود: همواره كار اين امت بر صلاح خواهد بود و بر دشمن خود پيروز خواهد بود،تا اينكه دوازده پادشاه و يا فرمود: دوازده خليفه بگذرند،پس كلمه اى گفت كه بر من پوشيده ماند،از پدرم پرسيدم، گفت: فرمود: همگى از قريش خواهند بود.

دوم: به روايت ابو جُحَيفه

از منابع اهل سنت:

۲-۱. المستدرك على الصحيحين عن أبي جحيفة: كُنتُ مَعَ عَمّي عِندَ النَّبِيِّ (ص)، فَقالَ: لا يَزالُ أمرُ اُمَّتي صالِحاً حَتّى يَمضِيَ اثنا عَشَرَ خَليفَةً. ثُمَّ قالَ كَلِمَةً وخَفَضَ بِها صَوتَهُ. فَقُلتُ لِعَمّي ـ وكانَ أمامي ـ: ما قالَ يا عَمُّ؟ قالَ: قالَ يا بُنَيَّ: كُلُّهُم مِن قُرَيشٍ.[۱۰] ترجمه: المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از ابو جحيفه ـ: با عمويم خدمت پيامبر (ص) بودم كه فرمود: «كار امّتم پيوسته درست خواهد بود تا آن كه دوازده خليفه بگذرند». سپس با صداى آهسته، جمله اى فرمود. به عمويم ـ كه جلو من بود ـ گفتم: چه فرمود، عمو جان؟ گفت: پسرم! فرمود: «همه آنان، از قريش اند».

سوم: به روايت عبدالله بن عمر

از منابع شیعی:

۳-۱. الغيبة للطوسي عن عبد اللّه بن عمر: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ (ص) يَقولُ: يَكونُ خَلفِيَ اثنا عَشَرَ خليفَةً.[۱۱] ترجمه: الغيبة، طوسى ـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ: از پيامبر خدا (ص) شنيدم كه مى فرمايد: «پس از من، دوازده خليفه خواهد بود».

۳-۲. المناقب لابن شهرآشوب عن أبي الطفيل: سُئِلَ ابنُ عُمَرَ عَنِ الخُلَفاءِ بَعدَ رَسولِ اللّهِ (ص)، فَقالَ: اثنا عَشَرَ مِن بَني كَعبٍ[۱۲].[۱۳] ترجمه: المناقب، ابن شهرآشوب ـ به نقل از ابو طفيل ـ: از [عبد اللّه ] پسر عمر در باره جانشينان پس از پيامبرخدا (ص) سؤال شد و او گفت: دوازده تن از بنى كعب[۱۴].

۳-۳. المناقب لابن شهرآشوب عن أبي الطفيل: قالَ لي عَبدُ اللّهِ بنُ عُمَرَ: يا أبا طُفَيلٍ، اُعدُدِ اثنَي عَشَرَ خَليفَةً بَعدَ النَّبِيِّ (ص)، ثُمَّ يَكونُ بَعدَهُ النَّقفُ [۱۵] والنِّفاقُ. وفي رِوايَةِ عَبدِ اللّهِ بنِ أبي أوفى [۱۶]: ثُمَّ يَكونُ دَوّارَةٌ.[۱۷] ترجمه: المناقب، ابن شهرآشوب: ابو طفيل روايت كرده است كه: عبد اللّه بن عمر به من گفت: اى ابو طفيل! دوازده خليفه پس از پيامبر (ص) بشمار. پس از آن، آشوب و نفاق پديد خواهد آمد. در روايت عبد اللّه بن ابى اوفى آمده است كه: پس از آن، گرداب (آشوب و كشتار) پديد خواهد آمد.

چهارم: به روایت عبدالله بن مسعود

از منابع شیعی:

۴-۱. كمال الدين عن مسروق: سَأَلتُ عَبدَاللّهِ: هَل أخبَرَكَ النَّبِيُّ (ص) كَم بَعدَهُ خَليفَةٌ؟ قالَ: نَعَم، اثنا عَشَرَ خَليفَةً، كُلُّهُم مِن قُرَيشٍ.[۱۸] ترجمه: كمال الدين ـ به نقل از مسروق ـ: از عبداللّه پرسيدم: آيا پيامبر (ص) به تو خبر داد كه پس از او، چند جانشين خواهد بود؟ گفت: آرى، دوازده جانشين كه همه آنان از قريش اند.

پنجم: به روایت عبدالله بن عمرو بن عاص

از منابع شیعی:

۵-۱. الغيبة للنعماني عن عبداللّه بن عمرو: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ (ص) يَقولُ: يَكونُ خَلفِيَ اثنا عَشَرَ خَليفَةً.[۱۹] ترجمه: الغيبة، نعمانى ـ به نقل از عبداللّه بن عمرو ـ: از پيامبر خدا (ص) شنيدم كه مى فرمايد: «پس از من، دوازده جانشين خواهد بود».

ششم: به روایت انس بن مالک

از منابع شیعی:

۶-۱. المناقب لابن شهرآشوب عن أنس: قالَ رَسولُ اللّهِ (ص): يَكونُ مِنَّا اثنا عَشَرَ خَليفَةً، يَنصُرُهُم اللّهُ عَلى مَن ناواهُم [۲۰]، ولا يَضُرُّهُم مَن عاداهُم.[۲۱] ترجمه: المناقب، ابن شهرآشوب ـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا (ص) فرمود: «از ما، دوازده جانشين خواهد بود كه خداوند، آنان را بر مخالفانشان يارى مى دهد، و هر كه با آنان دشمنى ورزد، نمى تواند به آنان گزند برساند».

هفتم: به روایت عبدالله بن اوفی

از منابع شیعی:

۷-۱. مقتضب الأثر عن عبد العزيز بن خضير: سَمِعتُ عَبدَ اللّهِ بنَ أبي أوفى يَقولُ: قالَ رَسولُ اللّهِ (ص): يَكونُ بَعدِيَ اثنا عَشَرَ خَليفَةً مِن قُرَيشٍ، ثُمَّ تَكونُ فِتنَةٌ دَوّارَةٌ! قالَ: قُلتُ: أنتَ سَمِعتَهُ مِن رَسولِ اللّهِ (ص)؟ قالَ: نَعَم سَمِعتُهُ مِن رَسولِ اللّهِ (ص).[۲۲] ترجمه: مُقتضَب الأثر ـ به نقل از عبد العزيز بن خضير ـ: از عبد اللّه بن ابى اوفى شنيدم كه مى گويد: پيامبر خدا (ص) فرمود: «پس از من، دوازده جانشين از قريش خواهد آمد. سپس گرداب فتنه بر مى خيزد». گفتم: آيا تو خود، اين را از پيامبر خدا شنيدى؟ گفت: آرى. اين را از پيامبر خدا شنيدم.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. صحيح مسلم: ج ۳ ص ۱۴۵۳ ح ۷، سنن أبي داود: ج ۴ ص ۱۰۶ ح ۴۲۸۰، مسند ابن حنبل: ج ۷ ص ۴۱۲ ح ۲۰۸۸۲، كنز العمّال: ج ۱۲ ص ۳۲ ح ۳۳۸۵۱؛ العمدة: ص ۴۱۷ ح ۸۶۳، الطرائف: ص ۱۷۰ ح ۲۶۳، بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۶۶ ح ۸۷.
  2. الصّمم: انسدادُ الاُذُنِ وثقلُ السَّمع. وأصمّني الكلام: إذا شغلني عن سماعه، فكأنّه جعله أصمَّ (تاج العروس: ج ۱۷ ص ۴۱۵ ـ ۴۱۹ «صمم»).
  3. صحيح مسلم: ج ۳ ص ۱۴۵۳ ح ۹، مسند ابن حنبل: ج ۷ ص ۴۳۵ ح ۲۱۰۲۰ وفيه «هذا الأمر» بدل «هذا الدين»، كنز العمّال: ج ۱۲ ص ۳۲ ح ۳۳۸۵۰؛ الخصال: ص ۴۷۰ ح ۱۷ بزيادة «ينصرون على من ناواهم» بعد «منيعا»، العمدة: ص ۴۱۸ ح ۸۶۵، بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۳۵ ح ۲۳.
  4. صحيح مسلم: ج ۳ ص ۱۴۵۳ ح ۱۰، مسند ابن حنبل: ج ۷ ص ۴۱۰ ح ۲۰۸۶۹، مسند أبي يعلى: ج ۶ ص ۴۷۳ ح ۷۴۲۹، كنز العمّال: ج ۱۲ ص ۳۳ ح ۳۳۸۵۵؛ الخصال: ص ۴۷۳ ح ۳۰، الغيبة للنعماني: ص ۱۲۰ ح ۹، بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۳۹ ح ۳۸.
  5. مسند ابن حنبل: ج ۷ ص ۴۰۵ ح ۲۰۸۴۰ و ص ۴۰۸ ح ۲۰۸۵۷، المعجم الكبير: ج ۲ ص ۱۹۶ ح ۱۷۹۶ نحوه، كنز العمّال: ج ۱۲ ص ۳۳ ح ۳۳۸۵۲ ؛ الغيبة للطوسي: ص ۱۳۳ ح ۹۶، الغيبة للنعماني: ص ۱۲۳ ح ۱۵ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۳۸ ح ۳۲.
  6. هَرَجٌ: أي قتال واختلاط، وقد هرجَ الناسُ إذا اختلطوا، وأصل الهرج: الكثرة في الشيء والاتّساع (النهاية: ج ۵ ص ۲۵۷ «هرج»).
  7. الخصال: ص ۴۷۰ ح ۱۸ و ص ۴۷۲ ح ۲۶، المناقب لابن شهر آشوب: ج ۱ ص ۲۹۰ كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۳۵ ح ۲۴.
  8. سند حدیث: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اَلرَّحْمَنِ بْنُ أَبِي حَاتِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْعَلاَءُ بْنُ سَالِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَزِيدُ بْنُ هَارُونَ قَالَ أَخْبَرَنَا شَرِيكٌ عَنْ سِمَاكٍ وَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عُمَيْرٍ وَ حُصَيْنِ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ قَالُوا سَمِعْنَا جَابِرَ بْنَ سَمُرَةَ يَقُولُ:...
  9. الخصال: ج ۲، أبواب الاثني عشر، الخلفاء والأئمة بعد النبي (ص) اثنا عشر (ع).
  10. المستدرك على الصحيحين: ج ۳ ص ۷۱۶ ح ۶۵۸۹، المعجم الكبير: ج ۲۲ ص ۱۲۰ ح ۳۰۸، المعجم الأوسط: ج ۶ ص ۲۰۹ ح ۶۲۱۱، تاريخ أصبهان: ج ۲ ص ۱۴۷ الرقم ۱۳۲۷ ؛ المناقب لابن شهر آشوب: ج ۱ ص ۲۹۱ نحوه.
  11. الغيبة للطوسي: ص ۱۳۰ ح ۹۴، المناقب لابن شهر آشوب: ج ۱ ص ۲۹۱، بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۶۹ ح ۹۱.
  12. هو من أجداد النبيّ (ص)، إذ إنّ نسبه الشريف: محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطّلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصيّ بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لؤي....
  13. المناقب لابن شهر آشوب: ج ۱ ص ۲۹۱، بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۶۹ ح ۹۱.
  14. كعب، از نياكان پيامبر (ص) است. نَسَب ارجمند ايشان، چنين است: محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطّلب بن هاشم بن عبد مناف بن قُصَى بن كِلاب بن مُرّة بن كعب بن لُؤَى....
  15. النَقْفُ: هَشْمُ الرأسِ، أي تهييج الفِتن والحروب (النهاية: ج ۵ ص ۱۰۹ «نقف»).
  16. في المصدر: «عبد اللّه بن أوفى»، والتصويب من بحار الأنوار.
  17. المناقب لابن شهر آشوب: ج ۱ ص ۲۹۱، الغيبة للطوسي: ص ۱۳۲ ح ۹۵ نحوه، بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۶۸ ح ۹۰.
  18. كمال الدين: ص ۲۷۹ ح ۲۶، بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۵۶ ح ۷۳.
  19. الغيبة للنعماني: ص ۱۰۵ ح ۳۴ و ص ۱۲۶ ح ۲۳، مقتضب الأثر: ص ۷، بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۳۷ ح ۳۰.
  20. نِواء: معاداة لأهل الإسلام (النهاية: ج ۵ ص ۱۳۲ «نوا»).
  21. المناقب لابن شهر آشوب: ج ۱ ص ۲۹۱، بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۲۶۹ ح ۹۱.
  22. مقتضب الأثر: ص ۷، العدد القويّة: ص ۸۱ ح ۱۴۲، بحار الأنوار: ج ۳۶ ص ۳۷۱.

پیوند به بیرون