ضرورت نبوت در قرآن

از دانشنامه امامت
پرش به: ناوبری، جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث نبوت است. "ضرورت نبوت" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ضرورت نبوت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

ضرورت نبوت به معنای وجوبِ بودنِ نظام نبوت و وجوبِ وجودِ پیامبر از طرف خداست. این ضرورت نیازمند بیان دلایل اثبات ضرورت نبوت است.

ضرورت نبوت در آیینه آیات قرآن کریم

  • قرآن کریم و روایات با بیان کارکردهای بعثت به این ضرورت پرداخته‌اند:
  1. عبادت خداوند و اجتناب از طاغوت: ﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ [۱]، انبیا، علاوه بر تشویق مردم به عبادت خداوند و اجتناب از طاغوت و بت‌های ساختگی، پرهیز از بت نفس را نیز توصیه می‌کردند [۲].
  2. حکومت و داوری به‌ حق میان مردم و مخالفت با هوای نفسانی: اولاً، بسیاری از قوانین هستند که عقل بشر، توان درک آنها را ندارد. ثانیاً، چه‌ بسا احکامی که اگر انسان بخواهد از طریق عقل یا تجربه، به آنها پی‌ببرد، گرفتار ضرر جبران‌ناپذیر گردد؛ مثل احکام روابط جنسی.
  3. ایجاد عدالت اجتماعی توسط مردم: ﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ [۳] [۴].
  4. تعلیم کتاب و دستورهای الهی و آنچه آدمیان نمی‌دانند و تهذیب آنها: ﴿كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ [۵] پیامبران آمده‌اند تا از یک سو استعدادهای گسترده آدمیان را در زمینه معرفت و شناخت شکوفا کنند: ﴿يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ... [۶]. حکمت، علم توأم با عمل است و نتیجه‌اش، تهذیب نفس و خودسازی درونی است [۷]. برخی آموزه‌های پیامبران نیز بدون استمداد از وحی، دست‌یافتنی نیست: ﴿يُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ. یعنی برخی از تعالیم انبیا چنان است که با تکیه بر حس و تجربه و عقل نمی‌توان به آن راه یافت [۸].
  5. آزادی حقیقی انسان: ﴿الر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ [۹] در دیدگاه اسلامی، نادانی، پیروی از هوا و هوس و سلطه ستمگران و... زنجیری است که آزادی حقیقی انسان را می‌ستاند. پیامبران در پی آنند که این قفس‌های اسارت را بشکنند: ﴿وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي‏ كانَتْ عَلَيْهِم‏ [۱۰]. زیرا تنها با وجود فطرت نمی‌توان از این گمراهی‌ها بیرون آمد [۱۱].
  6. اتمام‌حجت بر مردم: ﴿رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا [۱۲] اگر بعثت انبیا نبود، بشر هدایت نیافته می‌تواند در برابر حق‌تعالی احتجاج کند که چرا با وجود نقص معرفتی، منبع دیگری را در اختیار قرار ندادی [۱۳].
  7. زنده کردن آدمیان: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ [۱۴] تأمین حیات معنوی، با بعثت پیامبران و اطاعت از آنها میسر است [۱۵].
  8. امر به معروف و نهی از منکر و بیان احکام الهی: ﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [۱۶] پیروی از رسول الهی و احکام آسمانی، باعث آزادی معنوی و اجتماعی انسان می‌شود [۱۷].
  9. رفع اختلاف‌ها: ﴿كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ [۱۸] علامه طباطبائی در تفسیر این آیه: انسان به‌حسب فطرتش، اجتماعی است، جذب منافع و خودخواهی در اجتماع، باعث اختلاف می‌گردد لذا نیاز به وضع قوانین است؛ پس اختلاف در دنیا، باعث تشریع دین شد. همچنین، اختلاف در احساسات و ادراکات باعث می‌شود که هدف‌ها و آرزوها هم مختلف گردند و در نتیجه، اختلاف در افعال و اختلال در نظام اجتماعی پدیدار شود که در اینجا ضرورت تشریع قوانین کلیه، آشکار می‌گردد [۱۹].
  10. تذکر و یادآوری: آدمی پاره‌ای دریافت‌های فطری و عقلی دارد که هدایت‌گر او به‌سوی حقیقت و نیکی‌اند اما چه‌بسا آنها را به فراموشی می‌سپارند ازاین‌رو، یکی از اهداف اصلی پیامبران، یادآوری است ﴿هَذَا بَلاغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ [۲۰] [۲۱]. در نتیجه: خداوند سبحان بر اساس حکمت خود و قابلیت‌های انسان در پذیرش دعوت، پیامبران را مبعوث ساخت، تا توحید و یکتاپرستی و امیدواری به آخرت را به انسان‌ها بیاموزند و اختلاف‌ها و خصومت‌های مردم را رفع سازند و با تبشیر و انذار مردم و تشکیل حکومت دینی و آموزش کتاب و حکمت، بر بندگان اتمام‌حجت نمایند [۲۲].
  11. مبارزه با ظلم و فساد: ﴿أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ * وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ * وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ [۲۳]؛ ﴿وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ * إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ [۲۴].

منابع

جستارهای وابسته

پرسش‌های وابسته

منبع‌شناسی جامع نبوت



پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. سوره نحل، آیه: ۳۶.
  2. کلام نوین اسلامی، ص ۵۱.
  3. سوره حدید، آیه: ۲۵.
  4. کلام نوین اسلامی، ص ۵۲ و ۵۳.
  5. سوره بقره، آیه: ۱۵۱.
  6. آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۱۸.
  7. کلام نوین اسلامی، ص ۵۴.
  8. آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۱۹.
  9. سوره ابراهیم، آیه: ۱.
  10. آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۲۰.
  11. کلام نوین اسلامی، ص ۵۴.
  12. سوره نساء، آیه: ۱۶۵.
  13. کلام نوین اسلامی، ص ۵۴.
  14. سوره انفال، آیه: ۲۴.
  15. کلام نوین اسلامی، ص ۵۵.
  16. سوره اعراف، آیه: ۱۵۷.
  17. کلام نوین اسلامی، ص ۵۵.
  18. سوره اعراف، آیه: ۲۱۳.
  19. کلام نوین اسلامی، ص ۵۶-۵۷.
  20. سوره ابراهیم، آیه: ۵۲.
  21. آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۱۹.
  22. کلام نوین اسلامی، ص ۵۸.
  23. سوره شعراء، آیه: ۱۸۱-۱۸۳.
  24. سوره اعراف، آیه: ۸۰ و ۸۱.