عصر امام خمینی

از دانشنامه امامت
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدیعلیه السلام است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و استمرار آن، جهان در حال انتقال به عصری جدید و دوره‌ای نو است. دوره‌ای که ویژگی‌های خاص و منحصر به فردش آن را از دیگر ادوار مختلف و پرتلاطم حیات بشری جدا می‌سازد. مقام معظم رهبری آیت الله خامنه‌ای در تعریف و توصیف این واقعیت می‌فرمایند: امروز یک عصر و یک دوران جدید به وجود آمده است، دوران جدید را باید دوران امام خمینی نامید. با آغاز دوران جدید نه تنها در ایران یا کشورهای اسلامی مردم به باورهای الهی بازگشته‌اند، بلکه در سطح جهان، عقیده مذهبی و گرایشی معنوی در میان جوامعی که ده‌ها سال تحت سلطه حکومت‌های ضد مذهب زندگی کرده بودند، رشد نموده است. و تأکید می‌فرمایند: قرن حاضر قرن گرایش عمومی بشریت، به معنویت و دین است. در این عصر که مقام معظم رهبری بحق آن را عصر امام خمینی نامیدند، امواج گسترده توجه به ارزش‌های معنوی و رویکرد وسیع بشر جهت بازیابی هویت دینی و پشت‌پا زدن به باورهای خداستیزانه در میان همه ملل و فرق دنیای امروز، خصوصا کانون فعلی ترویج الحاد و دین‌ستیزی یعنی جهان غرب، چشمان جهانیان را متحیرانه به خود خیره نموده است.
  • یکی از دانشمندان معاصر در این رابطه چنین اظهار می‌دارد: اگر بنا باشد تاریخ را برای احیای هویت دینی (در جهان معاصر) در نظر بگیریم آن تاریخ ۱۹۷۷ میلادی یعنی مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی ایران که خیزش عظیمی را برای تفکرات دینی در تمام ادیان به وجود آورد، می‌باشد. وی در ادامه می‌افزاید: آخرین آمارها در مورد احیای تفکر دینی که در سال ۱۹۹۰ صورت پذیرفته نشان می‌دهد که تقریباً ۷۰% مردم اروپا احساس دینداری می‌کنند. در تمام ادیان از هندوئیسم گرفته تا بودیسم و... و انواع فرقه‌های مسیحیت، همه از یک نوع بازگشت به تفکر دینی خبر می‌دهند. وی تأکید می‌کند: انقلاب اسلامی موجب احیای تفکر دینی در جهان گشت. یکی از محققان در تبیین مبدأ نهضت جهانی دینگرایی در عصر جدید می‌گوید: اسلام دینی جهانی است و انقلاب اسلامی امروز سراسر عالم را تکان داده است، وقتی به دنیا نگاه می‌کنیم می‌بینیم تمام جهان اسلام به حرکت درآمده است و همه‌جا صحبت از تجدید حیات اسلام و لزوم هدایت و رهبری اسلامی است.
  • به هرجهت، توجه و رویکرد بشر کنونی به حوزه معارف دینی، مذهبی جهت بازخوانی عوامل اساسی و مفاهیم کاربردی شکل‌دهنده حیات معنوی و مادی، واقعیتی غیر قابل انکار بوده که مورد اعتراف بسیاری از افراد مطلع و محقق و صاحب‌نظران قرار گرفته است. حضرت امام، صفحه جدیدی از حیات پرفرازونشیب انسانی را رقم زده و عصر جدیدی را آغاز نمودند که مقام معظم رهبری بحع آن را عصر امام خمینی نامیدند؛ عصری که در نگاه صاحب‌نظران صاحب بصر، سرآغاز حکومت جهانی اسلام به رهبری حضرت ولی عصر علیه السلام است.
  • بسیاری از صاحب‌نظران معاصر با تأیید نظریه شروع دوره انتقالی بشر معاصر و رویکرد او به قلمرو تاریخی دیگر و شیوه زیستی جدید در تشریح ماهیت و بررسی ویژگی‌های منحصر به فرد این دوره، صراحت بیشتری را در کلام خود استخدام نموده‌اند. پرفسور "یاوس اوسوس" تازه مسلمان آلمانی و قائم‌مقام دانشکده فنی دانشگاه برمن آلمان و از رهبران برجسته مسلمان آلمانی‌زبان در اروپا در این ارتباط‍‌ چنین اظهار می‌دارد: امام خمینی بیدارگر همه موحدان در عصر ماست. احیای دین و معنویت در روزگاری که سیطره مادیت و ابزار مادی اندیشه‌های ضد معنوی جامعه بشری را در چنبره خود گرفته بود، مدیون امام خمینی و یاران انقلاب اسلامی است. من کلام امام خمینی و جانشین بر حق ایشان -امام خامنه‌ای- را به نفخه صور برای "زنده‌دلان خاموش" روی زمین تعبیر می‌کنم.
  • احمد هوبی، اندیشمند و روزنامه‌نگار تازه‌مسلمان سوئیسی، نیز در تشریح تأثیرات عظیم انقلاب اسلامی گفت: امروز در اروپا احساس می‌شود سقوط‍‌ دیوار برلین بر انقلاب ایران مرتبط‍‌ است و این قیام اساسی امروز در اروپا محسوس است. در اروپا، حدود ۱۲ تا ۱۵ میلیون مسلمان زندگی می‌کنند که ۱۰۰ هزار نفر آن‌ها در سوئیس هستند. وی در ادامه افزود: امام خمینی نه تنها مسلمانان را بیدار کردند، بلکه بر جهان غیراسلام نیز از خود تأثیر بر جای نهادند.
  • حمد لنسل، رئیس مرکز فرهنگی تجدید حیات اسلام در اتریش، طی مقاله‌ای تحت عنوان تأثیر نهضت امام خمینی بر اروپا می‌نویسد: بی‌تردید انقلاب اسلامی امام خمینی، نه تنها تصویر تازه‌ای از اسلام در اروپا ارایه کرد، بلکه حتی زندگی مذهبی غیرمسلمانان را هم دگرگون ساخت. به عبارت دیگر امروز حتی در اروپا نیز مذهبی بودن ارزش و معنی تازه‌ای یافته است.
  • طلال عتریسی، استاد دانشگاه لبنان هم با تأکید بر پیوند اساسی تحولات جاری در زمینه رویکرد معنوی بشر با شخصیت حضرت امام تصریح می‌نماید: رهبری امام خمینی و پیروزی انقلاب اسلامی، اساس حرکت و تحول جهان کنونی می‌باشد. چنان‌که یکی دیگر از اندیشمندان مسلمان در این زمینه می‌گوید: امام خمینی آغازگر عصر تازه‌ای در تاریخ اسلام و زندگی مسلمانان است. از ویژگی‌های این عصر هم می‌توان تعمق مسلمانان نسبت به اسلام را برشمرد و هم جهانی شدن حیات سیاسی اسلام را. مدیر مرکز پژوهشی اسلامی در فرانسه با اشاره به عظمت روحی و فکری حضرت امام و ویژگی‌های منحصربه‌فرد ایشان می‌گوید: امام خمینی ۱۴ قرن را در اعمالش خلاصه کرد... ما خیلی خوشبخت هستیم که در این عصر (امام خمینی) زندگی می‌کنیم؛ گویی در عصر پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم زندگی می‌کنیم.
  • دکتر عادل عبدالمهدی با بیان این نکته بسیار مهم که "میلیون‌ها نفر در غرب، در انتظار نجات بخش و مسیح هستند" می‌گوید: اگر اسلام به درستی معرفی شود می‌تواند برای آن‌ها نجات بخش باشد. تعالیم اسلام راهی برای رهایی از سرنوشت محتوم تمدن غرب یعنی نابودی است. پرفسور اسماعیل کیلبس، فیلسوف برجسته فرهنگ اسپانیولی‌زبان‌ها، هم با اشاره به حیات مجدد دین در صحنه زندگی بشر در وصف این واقعیت عظیم چنین می‌گوید: دین زنده شده است و کلیساها جان تازه‌ای گرفته‌اند. توجه به مذهب و اندیشه‌های مذهبی در دانشگاه‌ها دیگر زشت و کم‌بها تلقی نمی‌شود. زیبایی‌های معنوی در زندگی روزمره، مورد ارزیابی قرار گرفته است. جهان برای نجات و زیبا کردن روابط‍‌ اجتماعی‌اش به قدرت دینی و جاذبه‌های معنوی گرایش شدید پیدا کرده است. وی تأکید می‌کند: و این‌همه ناشی از دعوت نوینی بود که امام خمینی با انقلاب دینی‌اش در عرصه افکار و ذهنیت جامعه جهانی آغاز کرد. به‌هرحال فصلی را که امام خمینی به روی مردم گشود، فصل تحول و معنویت‌گرایی است و ان شاء الله عصری است که سرآغاز حکومت جهانی اسلام به رهبری حضرت ولی عصر علیه السلام خواهد بود[۱][۲].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. نشریه موعود، شماره ۱۶، ص ۶.
  2. مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص۴۹۵.