علم لدنی معصوم

از دانشنامه امامت
پرش به: ناوبری، جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم لدنی معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

اصطلاح علم لدنی یا علم افاضی[۱] از واژه‌هایی است که به مرور در سخنان علمای شیعه، برای اشاره به علم موهوبی رواج یافت[۲] و از آیۀ ۶۵ سورۀ کهف اقتباس شده است[۳]. ﴿ فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا [۴] آیه مربوط به داستان حضرت موسیعلیه السلام و بنده‌ای از بندگان خدا "حضرت خضرعلیه السلام است که خداوند در توصیف وی از بهره‌مندی او از علمی الهی سخن می‌گوید[۵].

  • علم لدنی علمی است، از طرف خداوند و به القای الهی[۶]. ویژگی علم لدنی این است، از راه‌های طبیعی به دست نیامده، بلکه موهبتی الهی است و خدا به هر که بخواهد اعطا می‌کند[۷]، حواس و تفکر را به آن راهی نیست[۸]، علم شهودی و حضوری است که از راه تهذیب نفس و پیمودن مسیر تکامل و بار یافتن به مقام لدن، به دست می‌آید[۹]
  • علم لدنی گاهی به صورت وحی و گاهی به صورت الهام[۱۰]، و در پاره‌ای موارد به شکل تحدیث به دست می‌آید[۱۱]، علامه طباطبایی دربارۀ الهام می‌نویسد:"الهام، القا در ذهن و روان آدمی است که خداوند صورتهای علمی، خواه تصوری و خواه تصدیقی، به روح انسان القا می‌کند." [۱۲][۱۳]. الهام درجات خفیفه‌ای از وحی است و در تمام زمان‌ها و برای تمام افراد امکان پذیر است و هر قدر روح فرد به اعتدال نزدیک‌تر شود، الهامات وارد شده فزونی و شدت می‌یابد[۱۴]. و تحدیث نوعی دریافت مغیبات است و برای کسانی رخ می دهد که برخوردار از سعۀ وجودی باشند[۱۵]. این علم افضل علوم بلکه علم حقیقی است[۱۶].
  • روایاتی وجود دارد که نشان می‌دهد این علم موهبتی از جانب خداوند است و شامل حال امام می‌شود، مانند اینکه امام رضاعلیه السلام می‌فرمایند:"اگر خداوند بنده‌ای را به امامت برگزیند به او علمی الهی می‌دهد که بعد از آن در پاسخ هیچ سؤالی در نمی‌ماند. و به درستی به همه سؤال‌ها پاسخ می‌گوید"[۱۷].
  • برخی از دانشمندان اسلامی دربارۀ علم لدنی مباحثی را مطرح کرده‌اند، مثلاً فخر رازی[۱۸] در تعریف علم لدنی می‌گوید:"انوار الهی که از عالم غیب بی‌واسطۀ تفکر و تأمل و بی‌واسطۀ فراگیری و تحصیل، در اثر طهارت باطنی و ریاضت‌های مداوم شرعی و در نتیجه قوی شدن جنبه عقلانی، بر نفوس پاک و مستعد که کمترین تعلق را به بدن و جسم دارند، افاضه می‌شود، علم لدنی نامیده می‌شود"[۱۹].
  • علامه طباطبایی[۲۰] نیز گفته است:"این علم نیز مانند رحمت، علمی است که غیر خدا کسی در آن دخالتی ندارد و چیزی از قبیل حس و فکر در آن واسطه نیست و خلاصه اینکه از راه اکتساب و استدلال به دست نمی‌آید، دلیل بر این معنا، جملۀ ﴿ مِن لَّدُنَّا﴾ است که می‌رساند منظور از آن علم، علم لدنی و غیر اکتسابی است و مختص به اولیا است"[۲۱].
  • غزالی می‌گوید:"نبوت و ولایت یکی از درجات شرف آدمی است. و حاصل آن سه خاصیت است، ... سومین خاصیت این است که آنچه از علوم که دیگران به آموختن حاصل شود، وی را از باطن خویش حاصل شود، و بعضی از علم‌ها به خاطر صافی دل حاصل شود بدون تعلم همه علوم یا بیشتر از آنها به کسی تعلق گیرد که دلش صاف‌تر و قوی‌تر باشد بدون تعلم، این علم لدنی است چنان که ذات ازلی گفت که ﴿ وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا [۲۲]"[۲۳].
  • عزالدین محمود کاشانی می‌نویسد:"علم لدنی علمی است که اهل قرب را به تعلیم و تفهیم ربانی معلوم و مفهوم شود، نه با دلایل عقلی و نقلی، چنانکه کلام قدیم "قرآن کریم" در حق خضر گفت: ﴿ وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا [۲۴]"[۲۵].
  • برخی به صورت گذرا و برخی هم شرایطی را برای آن ذکر کرده‌اند اما در مجموع همگی به وجود داشتن آن اذعان دارند[۲۶].

چیستی علم غیب

  • و مقصود از غیب و دانش غیبی آگاهی‌های مخفی و پوشیده از دیگران است[۲۷]، عالم غیب در مقابل عالم شهود، چیزهایی است که به وسیلۀ حواس مادی قابل درک نباشند مانند اوضاع قیامت و معاد، بهشت و دوزخ، ثواب ها و عقاب های اخروی، و ...[۲۸]. به عنوان نمونه آیۀ ۲۶ سورۀ کهف می‌فرماید: ﴿ قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا[۲۹]
  • و مقصود از غیب و دانش غیبی آگاهی‌های مخفی و پوشیده از دیگران است[۳۰]، عالم غیب در مقابل عالم شهود، چیزهایی است که به وسیلۀ حواس مادی قابل درک نباشند و از قلمرو حواس برتر و بالاتر باشند، مانند اوضاع قیامت و معاد، بهشت و دوزخ، ثواب‌ها و عقاب‌های اخروی، و ملائکه و فرشتگان و حوادث گذشته و آینده که برای انسان با این حواس مادی غیر قابل درکند ولی نسبت به پروردگار جهان حاضر می‌باشند[۳۱]. به عنوان نمونه آیۀ ۲۶ سورۀ کهف می‌فرماید: ﴿ قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا[۳۲] آیات قرآن علم غیب را مختص خداوند می‌دانند مگر کسانی که خداوند از آنها راضی باشد: ﴿عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ[۳۳]

رابطه علم لدنی و علم غیب

  • بر اساس تعریف ارائه شده و مصادیق مطرح شده از علم لدنی و علم غیب می‌توان ادعا کرد هر دو، تعبیری از یک حقیقت هستند که مؤلفۀ اصلی آن پنهان بودن از دیگران است. البته در علم لدنی و علم غیب یک محور اساسی دیگر نیز وجود دارد و آن مسئله فضیلت محوری در این دانش است، این فضیلت یا به ذات آن علم و یا به پیامدها و نتایج آن بازگشت دارد[۳۴]. استعداد و شایستگی شرط آن است و ورود به مقام والای عبودیت خداوند ﴿عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آدمی را سزاوار دریافت چنین رحمت ربانی می‌کند.
  • اصطلاح علم غیب به لحاظ این است که از راه‌های عادی قابل دسترسی نیست و به اعتبار اینکه از جانب خداوند افاضه می‌شود علم لدنی نام دارد[۳۵].
  • البته باید توجه داشت هر علم غیبی، علم لدنی است، چون غیب بر همگان پوشیده است و کسی جز خدا آن را نمی‏‌داند، مگر کسانی که خداوند بخواهد و چنین علمی را به آنان موهبت کند، اما هر علم لدنی، علم غیب نیست یعنی ممکن است خداوند علم برخی از امور را که برای نوع بشر از طرق عادی قابل اکتساب و تحصیل است، به بعضی انسان‌‏ها بدون کسب و تحصیل، اعطا کند. چنین علمی موهبتی و لدنی است اما علم به غیب نیست، چون برای سایرین پوشیده نیست. مثل این که خداوند بر اثر یک عنایت، به شخص بی‏سوادی سواد خواندن و نوشتن اعطا کند و یا کسی را حافظ قرآن قرار دهد. حاصل سخن اینکه هر علم غیبی، علم لدنی است اما برخی علوم لدنی، علم غیب نیستند. به اصطلاح منطقی رابطۀ بین این دو، عموم و خصوص مطلق است. علم لدنی، عام مطلق و علم غیب، خاص مطلق است[۳۶]

ضرورت علم لدنی

  • به منظور تحقق سعادت حقیقی انسان‌ها، امام باید اولاً نسبت به معارف اسلامی، علم خدادادی داشته باشد ثانیاً نسبت به چگونگی اداره جامعه و اجرای قوانین اسلامی از علم الهی برخوردار باشد. زیرا اگر امام فقط عالم به معارف باشد و علم مدیریت نداشته باشد، اجرای قوانین اسلام تعطیل می‌ماند. لذا امام باید معصوم باشد تا عملش در معارف دین و مدیریت جامعه خطاناپذیر باشد. با مراجعه به روایات درمی‌یابیم که علم امام، فراتر از معارف و مدیریت جامعه است. امام صادق می‌فرمایند:"من به همه آنچه در آسمآنها و زمین است و آنچه در بهشت و جهنم است، علم دارد. من به همه امور مربوط به گذشته و آینده علم و آگاهی دارم"[۳۷].

چند پرسش

  1. آیا ایشان به‌صورت بالفعل از این علوم بهره‌مند بودند؟
  2. آیا ایشان همواره از چنین علومی بهره می‌گرفتند؟
  • پاسخ پرسش اول: هرگاه امامان اراده کنند یا توجه کنند که به معرفتی دست یابند برایشان علم حاصل می‌شود. عالم بودن امام، به این معنا نیست که در همه شرایط همه‌چیز را به‌صورت بالفعل آگاهی داشته باشند.
  • پاسخ پرسش دوم: به‌کارگیری از علوم ویژه منوط به شرایط خاص و مصالح و مفاسد بوده است. هرگاه به‌کارگیری چنین علمی در سعادت حقیقی مؤثر و لازم است، ایشان آن را به کار می‌گرفتند. اگر امامان همیشه از چنین علومی بهره می‌گرفتند، الگو بودنشان زیر سؤال می‌رفت و هم اینکه آزمایش الهی در مورد خودشان و دیگران بی‌اثر می‌شد. شاهد این کلام اینکه مثلاً اهل بیت، نام افراد را از خودشان می‌پرسیدند و از علم غیب کمک نمی‌گرفتند[۳۸].

منبع‌شناسی جامع علم معصوم

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. ر. ک. مصطفوی، سید حسن و مروی، احمد، دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم، فصلنامه قبسات، ص ۱۵.
  2. ر. ک. هاشمی، سید علی، ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه، صفحه؟؟؟ .
  3. ر. ک. شاکر، محمد تقی و برنجکار، رضا، مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران، فصلنامه مطالعات تفسیری؛ اوجاقی، ناصرالدین، علم امام از دیدگاه کلام امامیه، ص ۴۱؛ ر. ک. هاشمی، سید علی، ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه، صفحه؟؟؟؛ عظیمی، محمد صادق، سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۱۱۲.
  4. و بنده‌ای از بندگان ما (خضر) را یافتند که به او از نزد خود بخشایشی داده و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم؛ سوره کهف، آیه:۶۵.
  5. ر. ک. شاکر، محمد تقی و برنجکار، رضا، مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران، فصلنامه مطالعات تفسیری
  6. ر. ک. مصطفوی، سید حسن و مروی، احمد، دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم، فصلنامه قبسات، ص ۱۵.
  7. ر. ک. مصطفوی، سید حسن و مروی، احمد، دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم، فصلنامه قبسات، ص ۱۵؛ ر. ک. هاشمی، سید علی، ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه، صفحه؟؟؟؛ اوجاقی، ناصرالدین، علم امام از دیدگاه کلام امامیه، ص ۴۱؛ سلطانی، مصطفی، امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه، ص ۶۹.
  8. ر. ک. مهدی‌فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن، ص ۲۴ و ۲۵؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش ۸۸، صفحه؟؟؟.
  9. ر. ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۱۱۲.
  10. ر. ک. مهدی‌فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن، ص ۲۴ و ۲۵.
  11. ر. ک. مصطفوی، سید حسن و مروی، احمد، دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم، فصلنامه قبسات، ص ۱۵؛ معارف، مجید، نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن، ص ۴۷.
  12. المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲۰، ص۴۲۸.
  13. ر. ک. مصطفوی، سید حسن و مروی، احمد، دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم، فصلنامه قبسات، ص ۱۵.
  14. ر. ک. رستمی، محمد زمان و آل بویه، طاهره، علم امام، ص ۱۲۴.
  15. ر. ک. مصطفوی، سید حسن و مروی، احمد، دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم، فصلنامه قبسات، ص ۱۵.
  16. نراقی، سائل و مسائل فی حل غوامض المسائل، ج ۳، ص ۵۲ ـ ۵۶؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش ۸۸، صفحه؟؟؟.
  17. اوجاقی، ناصرالدین، علم امام از دیدگاه کلام امامیه، ص ۴۱.
  18. ر. ک. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب، ج ۲۱، ص ۴۸۲ – ۴۸۳.
  19. ر. ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۱۱۲.
  20. طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج ۱۳، ص ۳۴۲.
  21. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۱۶.
  22. و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم؛ سوره کهف، آیه:۶۵.
  23. ر. ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۱۶.
  24. و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم؛ سوره کهف، آیه:۶۵.
  25. ر. ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی، ص ۱۶.
  26. ر. ک. عرفانی، محمد نظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص ۱۸۸.
  27. ر. ک. شاکر، محمد تقی و برنجکار، رضا، مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران، فصلنامه مطالعات تفسیری
  28. ر. ک. پارسانسب، گل افشان، پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا، ص ۳۲.
  29. بگو: خداوند بر آن اندازه که درنگ کردند داناتر است، نهان آسمان‌ها و زمین از آن اوست؛ چه بینا و چه شنواست! آنان را جز او سروری نیست و هیچ کس را در فرمانروایی خویش شریک نمی‌گرداند؛ سوره کهف، آیه:۲۶.
  30. ر. ک. شاکر، محمد تقی و برنجکار، رضا، مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران، فصلنامه مطالعات تفسیری
  31. ر. ک. پارسانسب، گل افشان، پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا، ص ۳۲.
  32. بگو: خداوند بر آن اندازه که درنگ کردند داناتر است، نهان آسمان‌ها و زمین از آن اوست؛ چه بینا و چه شنواست! آنان را جز او سروری نیست و هیچ کس را در فرمانروایی خویش شریک نمی‌گرداند؛ سوره کهف، آیه:۲۶.
  33. او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد؛ سوره جن، آیه: ۲۶ و ۲۷.
  34. ر. ک. شاکر، محمد تقی و برنجکار، رضا، مسأله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران، فصلنامه مطالعات تفسیری
  35. ر. ک. مهدی‌فر، حسن، علوم اهل بیت ویژگی‌ها ابعاد و مبادی آن، ص ۲۴ و ۲۵.
  36. ر. ک. هاشمی، سیدعلی، مکاتبۀ اختصاصی با دانشنامۀ مجازی امامت و و لایت، پژوهشگران وبگاه پرسمان.
  37. ر.ک. الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۲۱۳ - ۲۱۴.
  38. ر.ک. الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۲۱۴ - ۲۱۵.