علم مشروط معصوم

از امامت‌پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث علم معصوم است. "علم مشروط معصوم" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم مشروط معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • درباره چگونگی علم امامعلیه السلام، همواره اختلاف نظرهایی میان علمای امامیه وجود داشته است. از آن جمله می‌توان به اختلاف در مطلق یا مشروط بودن علم امامعلیه السلام یا به تعبیر دیگر فعلی یا ارادی بودن آن اشاره کرد.[۱] ولی با توجه به معنای خاصی که این دو واژه در فلسفه دارند، بهتر است از به کارگیری آن خوداری کنیم؛ زیرا که علم حضوری در فلسفه به علمی گفته می‌شود که معلوم با وجودش نزد عالم حاضر باشد و چیزی بین عالم و معلوم واسطه نشود[۲] این در صورتی است که آنچه بیشتر علما در بحث علم امامعلیه السلام با عنوان حضوری و حصولی آورده‌اند، همان چیزی است که درباره علم فعلی و ارادی یا مطلق و مشروط گفته شده است. مطلق بودن علم پیامبرانصلى الله عليه وآله وسلم و ائمهعلیهم السلام: بدین معناست که آنان همه چیز را می‌دانند و تنها تفاوت دانش آنان با خداوند در این است که دانش آنها عرضی و دانش خداوند ذاتی است. مشروط بودن علم آنان به این معناست که علوم غیبی معصومین به خواست و اراده آنان و مصلحت الهی وابسته است.[۳]

مشروط بودن علم غیب پیامبران و ائمهعلیهم السلام

  • قایلین این قول معتقدند که علم انبیا و ائمهعلیهم السلام به همه حقایق عالم است، ولی در ارتباط با "لوح محو و اثبات" در حالی که علم خداوند به تمام حقایق در ارتباط با لوح محفوظ می‌باشد.
  • توضیح این که حوادث جهان هستی دو مرحله دارند: یکی مرحله قطعیت که هیچ‌گونه دگرگونی در آن راه ندارد، یعنی یک حادثه با تمام اسباب و علل آن نزد عالم حاضر است و چون از تمام اسباب و علل و موانع آن حادثه و پیوندهای آن با گذشته و آینده آگاه است، بطور قطع آن را می‌داند و خبر می‌دهد، در لسان آیات و روایات از این مرحله به ام الکتاب یا لوح محفوظ تعبیر شده. دیگری "مرحله غیر قطعی" است یا به تعبیر دیگر "مرحله مشروط" است، در این مرحله شخص عالم از علل حوادث آگاه است، اما ممکن است تمام شرایط و موانع آن نزد او روشن نباشد، و لذا نمی‌تواند بطور قطع از وقوع حوادث خبر دهد، اما بطور مشروط می‌تواند. و این همان چیزی است که در لسان آیات و روایات از آن تعبیر به "لوح محو و اثبات" شده است[۴]. از جمله قایلین این قول محمد حسین آل‌کاشف‌ الغطاء است. او در پاسخ از این سؤال که؛ حضرت امیرعلیه السلام در شب نوزده رمضان با علم به شهادتش به دست ابن‌ ملجم از خانه خارج شد، آیا این افکندن خود به هلاکت نیست؟ می‌گوید: پناه بر خدا که این از باب القاء نفس به هلاکت باشد، بلکه آن به طور اجمال از باب جهاد مخصوص امامعلیه السلام می‌باشد نه جهاد عام؛ به این معنی که آن از حاصل دانش و آگاهی و تسلیم برای امر خداوند است که برای زنده ماندن دین و شناخت حق از باطل جانش را فدا می‌کند، تا هر که هلاک شدنی است بعد از اتمام حجت هلاک شود و هر که لایق حیات ابدی است، به اتمام حجت به حیات ابدی رسد و خداوند بدسرشت را از پاک‌گوهر جدا نماید و به این خاطر امام حسینعلیه السلام با علم به کشته شدنش اقدام به شهادتش نمود. و شکی نیست که ائمهعلیهم السلام به واسطه اخبار نبیصلى الله عليه وآله وسلم به طریق وحی از همه آن‌ها آگاه بودند، اما احتمال می‌دادند که در آن بدائی صورت می‌گیرد و از لوح محو و اثبات می‌باشد و خلافش با آن چه که خداوند در علم مخزون مکنونی که برای خودش برگزیده است ثابت شود[۵][۶]

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع علم مشروط معصوم

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. برخی از اندیشمندان در این‌باره تعبیر علم حضوری و حصولی را به کار برده‌اند؛ لواسانی، نور الافهام، ج۲، ص ۳۰۶.
  2. طباطبایی، نهایة الحکمة، ص:۱۷۴.
  3. کرباسی‌زاده، علی، علم امام در اندیشه علمای معاصر حوزه اصفهان، فصلنامه نقد و نظر؛ شماره ۶۹؛ بهار ۱۳۹۲؛ ص ۱۲۹.
  4. پیام قرآن، ج۷، ص ۲۵۲-۲۵۳.
  5. جنة الماوی، محمد حسین آل‌کاشف‌ الغطاء، ص ۱۸۸ - ۱۹۰.
  6. گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی؛ ص: ۲۳۵.