مدعیان مهدویت

از دانشنامه امامت
پرش به: ناوبری، جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدیعلیه السلام است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • کسانی که در تاریخ بدین عنوان شهرت یافته‏‌اند، به اعتباری بر سه گروه قابل تقسیم هستند:
  1. کسانی که دیگران روی انگیزه‌‏های خاصی، آنان را مهدی نجات ‏بخش خواندند؛
  2. کسانی که به انگیزه جاه ‏طلبی و قدرت خواهی، چنین ادعای دروغینی داشتند؛
  3. کسانی که طبق نقشه استعمار و به اشاره بیدادگران، به چنین فریبی دست یازیدند و خود را مهدی نجات بخش، معرفی کردند.
  • گروه اول: این واقعیت از تاریخ به دست می‌‏آید که برخی کسانی که ادعای مهدویت به آن‏ها نسبت داده شده، نه از سوی خود آنان سرچشمه گرفته است و نه خود بدان راضی بوده‏‌اند؛ بلکه یاران و پیروانشان چنین ادعایی را به آن‏ها نسبت داده و این اندیشه را گسترش دادند. البته می‏‌بایست خود آنان، چنین ادعاهای دروغین و نسبت‏‌های نادرست را به شدت نفی می‌‏کردند؛ اما روشن نیست چرا خود آنان، برابر این عنوان ساختگی، اعتراض نکردند و پیروانشان کوشیدند برخی نشانه‏‌های حضرت مهدی را به این چهره‌‏ها تطبیق و تفسیر کنند.
  • برای نمونه می‌‏توان به محمد حنفیه، زید فرزند امام سجادعلیه السلام و محمد بن عبد اللّه محض اشاره کرد.
  • گروه دوم: کسانی بودند که به انگیزه‏‌های فریب‏کارانه و جاه طلبانه، ادعای مهدویت نمودند و برای جلب عواطف و به دست آوردن قدرت، به دروغ، خود را مهدی نجات‌‏بخش معرفی کردند. از جمله این گروه، مهدی عباسی است. پدرش منصور دوانیقی ادعا کرد پسرش مهدی عباسی، همان مهدی موعود است. این در حالی است که خود او پیش از این ادعا، به محمد بن عبد اللّه محض- به عنوان مهدی نجات‌‏بخش- دست بیعت داده بود و او را مهدی نجات‏‌بخش می‏‌دانست.
  • گروه سوم: عناصری بودند که بر اساس نقشه و خواست استعمارگران، ادعای مهدویت کردند. استعمار پلید، برای درهم کوبیدن اسلام و ایجاد اختلاف و کینه‌‏توزی در جامعه اسلامی، نقشه‌‏های خائنانه بسیاری کشید. از نقشه‏‌های شیطانی استعمار در این میدان، ساختن مرام‏ها و مسلک‌‏های رنگارنگ میان مسلمانان و بازی با مفاهیم و اعتقادات‏ دینی آنان بود، تا بدین وسیله، بی‏‌ایمانی و سست‌‏باوری و تزلزل دل‏ها را در جامعه اسلامی پدید آورد. از چیزهایی که در این میدان، از آن بهره بردند، اندیشه و عقیده به مهدی موعود بود. در این راه، برخی عناصر را به دلخواه خویش تربیت کرد و به آنان دستور داد ادعای مهدویت کنند و با همه امکانات در این راه به آنان یاری رساند[۱][۲].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. ر. ک: سید محمد کاظم قزوینی، امام مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف از ولادت تا ظهور، ص ۵۶۵- ۵۷۲.
  2. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۳۸۹ - ۳۹۰.