نصب امام

از دانشنامه امامت
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل نصب امام (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

در بحث امامت، میان شیعه و اهل سنت، بر سر انتصابی و انتخابی بودن امامت و خلافت بحث است. شیعه، معتقد به آن است که جانشینی پیامبر و خلافت و امامت مسلمین، مثل خود نبوت امری انتصابی و به امر خداوند و نصّ خاصّ است و بر این عقیده دلایل فراوان قرآنی و حدیثی و تاریخی دارد. امّا اهل سنت معتقد به انتخاب خلیفه از سوی مردم و اهل حلّ و عقد و نظر شورایند، هرچند به این اصل تنها دربارۀ خلیفۀ اوّل عقیده دارند، چون خلیفۀ دوّم با نصب ابوبکر تعیین شد و خلیفۀ سوّم با رأی شورای شش نفره و این آشفتگی، نشان بی‌پایه بودن نظریۀ انتخاب در امر امامت و خلافت را می‌رساند. شیعه معتقد است که شورا و نظر مردم و اهل حل و عقد، جایی اعتبار دارد که نصّ و فرمانی از سوی خدا نباشد و آنچه در روز سقیفه اتفاق افتاد، اجتهاد در برابر نصّ بود و این خلاف امر خدا و وصیّت پیامبر اکرمصلى الله عليه وآله وسلم بود[۱]. حادثۀ غدیر و حجة الوداع و نزول آیه اکمال دین، بزرگترین سند انتصاب امام از سوی خداست. این انتصاب انتخابی هم بر اساس فضایل و شایستگی‌های آن حضرت است..[۲]

نصب امام در قرآن

وجود آیات ظاهر در نصب

  1. آیه تطهیر: یکی از آیات معروف درباره اهل بیت، آیه تطهیر است که در آن خداوند اهل بیت نبوت را از هر گونه رجس و آلودگی مبرا و تطهیر نموده است: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا[۳]. آیه شریفه عصمت اهل بیت پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم - علی، فاطمه، حسن و حسینعلیهم السلام - را ثابت می‌‌کند. نزول آیه در این خصوص را تعدادی از صحابه نقل و به صورت متواتر در منابع سنی و شیعی ثبت و ضبط شده است. مثلاً ترمذی در صحیح خود گزارش می‌‌کند که آیه تطهیر در خانه ام سلمه نازل شد و پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم، علی، فاطمه، حسن و حسینعلیهم السلام را دعوت و سپس عبایی را بر روی آنها کشید و فرمود: خدایا اینان اهل بیت من هستند [۴]. امام علیعلیه السلام به آیه شریفه فوق بارها برای اثبات مقام شامخ خود در برابر مخالفان خود مانند اهل سقیفه استناد می‌‌فرمود [۵]. به صورت متعدد در منابع اهل سنت نقل شده است که امام حسنعلیه السلام بعد از شهادت حضرت علیعلیه السلام در خطبه‌ای آیه تطهیر را بر خودشان اهل البیت تطبیق و تفسیر نموده است [۶]. لازمه تطهیر و طهارت اهل بیت از هر گونه رجس و آلودگی، عصمت آنان از هر گونه گناه و خطا است و آن نیز حجیت و لزوم اطاعت مطلق از آنان را ثابت می‌‌کند؛ چراکه در گفتار و فعل آن بزرگوار خطا و معصیت مطابق آیه شریفه نفی شده است. از این آیه مرجعیت علمی و دینی امامان ثابت می‌‌شود.
  2. آیه منذر و هادی: دو وصف منذر "بیم دهنده" و هادی "هدایت کننده" از اوصاف پیامبران است که در قرآن نیز مورد تأکید قرار گرفته است: ﴿إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ[۷]. در روایات متعدد فریقین از پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم گزارش شده است که آن حضرت خود را "منذر" و حضرت علیعلیه السلام را "هادی" امت بعد از خود توصیف می‌‌کرد: " أَنْتَ الْهَادِي يَا عَلِيُّ بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ بَعْدِي" [۸]. وصف "هادی" در آیات قرآن و از جمله در این آیه شریفه در مقام بلند مانند پیامبران استعمال شده است. اما از آنجا که اسلام آیین خاتم است، حضرت علیعلیه السلام هرچند پیامبر و دریافت کننده وحی نیست، اما مطابق صریح آیه و تفسیر و تطبیق پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم، حضرت علیعلیه السلام، مقام "هادی" بعد از پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم را داراست.
  3. آیه ولایت: ﴿ إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ[۹]. در استدلال به آیه نکات ذیل قابل توجه است:الف. معنای "ولی" هرچند مختلف مانند دوستی، نزدیکی است، اما با توجه به این‌که در آیه شریفه از ادات حصر ﴿ إِنَّمَا استفاده شده و معنایش این است که آیه در صدد حصر ولیّ مؤمنان به تعداد محصور و محدود "الله، پیامبر و زکات‌دهنده در حال رکوع" بوده است، لازمه آن اراده معنای سرپرستی و حاکم از معنای "ولی" است؛ چراکه حصر معنی "ولی" به موارد فوق معنا ندارد، مثلاً این‌که شما فقط خدا، پیامبر و زکات دهنده در حال رکوع را دوست دارید یا با آنها رابطه برقرار کنید یا فقط آنها را یاری کنید. پس معنای حاکم و سرپرستی با حصر کاملاً منطبق و سازگار است؛ چراکه آیه شریفه در صدد بیان سرپرستی مسلمانان است که نخست خداوند و رسولش بعد فرد زکات دهنده در حال رکوع است که خواهیم گفت تنها حضرت علیعلیه السلام است. ب. نکته دیگر این‌که از آنجا که ولی بودن الله و رسولش به معنای زعامت و صاحب امر و اختیار بودن است، چون ولایت علیعلیه السلام در آیه مزبور به ولایت الله و رسولش عطف شده، سیاق ادبی آیه مقتضی است که ولایت در هر سه مورد یکی باشد. ج. اگر معنای غیر امامت و حکومت برای "ولی" در آیه لحاظ شود، تفسیر و ترجمه آیه در فراز ﴿وَهُمْ رَاكِعُونَ مشکل خواهد شد. مثلاً گفته شود همانا دوست یا کمک کننده شما خدا و رسولش و نیز آن دسته از مؤمنان است که در حال رکوع زکات می‌‌دهند. پرسش این است که مگر مؤمنان در غیر حالت رکوع دوست و یاور مسلمانان نیستند، اصلاً آیه چرا "ولی" را به حالت خاص رکوع تقیید و تهدید کرده است[۱۰] د. در روایات متعدد فریقین وارد شده است که آیه فوق درباره حضرت علیعلیه السلام نازل شده است، آنگاه که سائلی وارد مسجد شد، حاضران به حاجت وی پاسخ ندادند، حضرت علیعلیه السلام که در حال رکوع بود به انگشترش اشاره کرد و آن را به سائل بخشید، آیه بعد از این جریان نازل شد [۱۱]. ﻫ. شاید برخی درباره نکات پیش‌گفته تردید کنند، برای تکمی‌ل استدلال خود به روایت نبوی ناظر به مورد بحث اشاره می‌‌شود تا هر نوع تردید در استفاده امامت و حکومت از آیه شریفه از بین برود. در منابع اهل سنت آمده است بعد از بخشش انگشتری توسط حضرت علیعلیه السلام در حال رکوع پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم رو به آسمان از خداوند خواست مانند موسی که برادرش هارون را وزیر و پشتیبان وی قرار داد - برای وی علیعلیه السلام را وزیر تعیین کند: " اللَّهُمَّ... وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي عَلِيّاً اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي أَو ظَهْرِي" [۱۲]. ابوذر غفاری که گزارش‌گر حدیث است می‌‌گوید بلافاصله آیه فوق نازل شد. روایات مشابه روایت فوق در منابع شیعی وارد شده است که اینجا مجال طرح آنها نیست [۱۳]
  4. آیه تبلیغ: ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ[۱۴]. این آیه شریفه در روز غدیر خم یا نهایت چند روز پیش از آن بر پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم نازل شد که از مأموریت اساسی و کلیدی پیامبر در آخرین روزهای حیات آن بزرگوار خبر می‌‌دهد. این امر مهم همان ابلاغ امامت حضرت علیعلیه السلام است که نکات ذیل نیز آن را روشن می‌‌کند: الف. آنچه تاریخ از تعالیم و آموزه های دینی پیامبر اسلامصلى الله عليه وآله وسلم در آخرین ایام حیات شریفش ثبت و ضبط کرده است، امری مهم‌تر و اساسی‌تر از جریان غدیر خم یافت نمی‌‌شود. بر این اساس یا پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم - العیاذ بالله - ابلاغ امر مهم را ترک کرده یا آن همان پیام غدیر است، فرض اول با توجه به مقام والا و عصمت پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم معنا ندارد، افزون بر این‌که آیه به اکمال دین - که توضیح آن خواهد آمد - از ابلاغ پیام مهم آسمانی توسط پیامبر خبر می‌‌دهد. پس فرض دوم یعنی توصیه خداوند به پیامبر درباره امامت حضرت علیعلیه السلام در روز غدیر تنها فرضیه موجود می‌‌باشد. ب. این امر مهم و اساسی نمی‌‌تواند صرف توصیه به دوستی حضرت علیعلیه السلام یا معرفی حضرت علیعلیه السلام به عنوان صرف ناصر و یاور پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم باشد؛ چراکه بین آن دو و محتوای آیه که عدم ابلاغ آن به منزله ترک رسالت الهی معرفی شده، تناسب و سنخیت ندارد. ج. صریح آیه شریفه فوق دلالت دارد که پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم از ابلاغ آیه خوف و واهمه داشت و گویا در ابلاغ آن نیز نوعی تأخیر داشت؛ پیام آیه چنان با اهمیت و خطیر و مسئله‌ساز برای گروهی بود که حضرت خطر و نوعی ناامنی برای دین یا جامعه اسلامی‌ را حس می‌‌کرد. روشن است که چنین پیامی‌‌ با صرف معرفی حضرت علیعلیه السلام به عنوان یاور یا توصیه به دوستی حضرت تناسب و سنخیت نمی‌‌تواند داشته باشد و با این فرض برای خوف پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم نیز مجالی باقی نمی‌‌ماند، اما با تفسیر پیام آیه به امامت حضرت علیعلیه السلام فرضیه های فوق عینیت پیدا می‌‌کنند. معنا ندارد در یک روز گرم پیامبر حدود یکصد هزار حج‌گزار را در یک بیابان سوزان نگه دارد و تنها به آنان توصیه کند که علیعلیه السلام را دوست دارند یا حضرت یاری دهنده خود را در طول بیست و سه سال معرفی کند، چنان‌که اهل سنت چنین قرائتی از غدیر خم ارائه می‌‌دهند. د. از متن پیام غدیر که توسط پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم قرائت شد، می‌‌توان استدلال کرد که مسئله به امامت حضرت علیعلیه السلام ناظر بود، آنجا که پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم از اولویت خودش بر مردم و تقدم خود بر نفوس مردم سخن می‌‌گوید: " ألست اولی...". ﻫ. اکثر عالمان اهل سنت نزول آیه فوق در جریان غدیر خم را پذیرفتند.
  5. آیه اکمال دین: ﴿يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [۱۵]. این آیه شریفه نیز در تکمیل آیه پیشین به امامت حضرت علیعلیه السلام در جریان غدیر خم ناظر است که ظاهر آیه مؤید آن است. با این وجود در تقریر استدلال به نکاتی نیز اشاره می‌‌شود: الف. جمع زیادی از عالمان اهل سنت آیه فوق را بر جریان غدیر خم ناظر می‌‌دانند[۱۶]. ب. توصیف آیه از پیام ابلاغی به یأس کفار، اکمال دین و اتمام نعمت با حمل پیام غدیر به دوستی یا یاور بودن علیعلیه السلام تناسب و سنخیت ندارد، بلکه این صفات باید بر امر اساسی و کلیدی مترتب باشد که تنها فرضیه موجود در روزهای آخر عمر پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم همان مسئله امامت حضرت علیعلیه السلام است. قراین و شواهد دیگری در تأیید نظریه شیعه وجود دارد که تفصیل آن در ذیل حدیث غدیر خم در صفحات آینده خواهد آمد.
  6. آیه اولی الأمر: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ [۱۷]. آیه شریفه فوق از مؤمنان خواسته از الله، پیامبر و صاحبان امر "حاکمان" اطاعت کنند، شیعه معتقد است، ﴿أُولِي الأَمْرِ بر عصمت و امامت حضرت علیعلیه السلام دلالت می‌‌کند که آن را با توجه به نکات ذیل می‌‌توان استنتاج کرد: الف. این‌که ﴿أُولِي الأَمْرِ بر ﴿الرَّسُولَ عطف شده، از آن برمی‌‌آید اطاعت ﴿أُولِي الأَمْرِ مانند اطاعت رسول خداست. از این نکته می‌‌توان استفاده کرد ﴿أُولِي الأَمْرِ باید مانند پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم معصوم بوده باشد تا خداوند به صورت مطلق به اطاعت از وی در آیه امر کرده باشد. فخر رازی در تفسیرش به این نکته اذعان می‌‌کند لکن معصوم را نه اشخاص خاص بلکه امت تفسیر می‌‌کند، در این باره باید گفت پیش تر روایت عصمت گزارش شد که بر حسب آنها چنین شخصی در عصر پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم جز علیعلیه السلام شخص دیگری نبوده است. ب. از آنجا که اهل سنت به نصب هیچ فردی معتقد نیست، یا باید بپذیرند مصداق ﴿أُولِي الأَمْرِ علیعلیه السلام و یازده امام از نسل وی می‌‌باشد و یا این‌که به عدم مصداق آیه در ﴿أُولِي الأَمْرِ قائل باشند و این - العیاذ بالله - لغویت آیه و امر الهی به اطاعت از ﴿أُولِي الأَمْرِ را می‌‌رساند. ج. درباره تطبیق عصمت بر امت - که فخر رازی مدعی بود - باید گفت اوّلاً: ﴿أُولِي الأَمْرِ حسب نص آیه نه امت بلکه جزء امت ﴿مِنكُمْ ، است. ثانیاً: معنای ﴿أُولِي الأَمْرِ "صاحبان امر و حکومت" بر امت تناسبت ندارد تا بر آن تطبیق شود. ثالثاً: آیه می‌خواهد از ﴿أُولِي الأَمْرِ اطاعت مطلق شود، در حالی که امت باید مطیع و ﴿أُولِي الأَمْرِ مطاع گردد، امّا در توجیه رازی جای مطیع و مطاع عوض می‌شود. د. علاوه بر تحلیل مفهومی آیه، روایات نبوی نیز مصادیق ﴿أُولِي الأَمْرِ را علیعلیه السلام و یازده امام از نسل علیعلیه السلام را روشن می‌کند، مثلاً پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم شرکای خود را کسانی ذکر می‌کند که عنوانشان در آیهٔ فوق در کنار اسم پیامبر و خدا ذکر شده است: " شُرَكَائِي الَّذِينَ قَرَنَهُمُ اللَّهُ بِنَفْسِهِ وَ بِي وَ أَنْزَلَ فِيهِم‏ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ﴾". حضرت علیعلیه السلام آنگاه درباره این شرکاء سؤال کرد، پیامبر فرمود: " أَنْتَ أَوَّلُهُمْ"[۱۸]. علیعلیه السلام در دورهٔ خلافت عثمان در حضور جمعی از آنان می‌خواهد که واقعاً بگویند که آیات "اولی الأمر"، "ولایت" و "تبلیغ" در حقّ چه کسی نازل شده است، آیا مگر در حقّ غیر علیعلیه السلام نازل شده است؟ آیا مگر ابوبکر و عمر نبودند که بعد از نزول آیات فوق از پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم پرسیدند: آیا این آیات تنها به علیعلیه السلام اختصاص دارد: " فَقَامَ‏ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ فَقَالا يَا رَسُولَ‏ اللَّهِ‏ هَؤُلَاءِ الْآيَاتُ‏ خَاصَّةٌ فِي‏ عَلِيٍّ؟"[۱۹]. پیامبر در جواب فرمود: " بَلَى فِيهِ وَ فِي أَوْصِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ" [۲۰]. حسکانی از امام باقرعلیه السلام نقل می‌کند که از آن حضرت دربارهٔ آیهٔ فوق سؤال شد که در جواب فرمود: در حقّ علی بن ابی طالب نازل شده است [۲۱]. مشابه همین روایت از امام صادقعلیه السلام نیز گزارش شده است [۲۲][۲۳].

پرسش‌های وابسته

منابع

جستارهای وابسته

پرسش‌های وابسته

منبع‌شناسی جامع نصب امام



پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. در این زمینه ر. ک: النصّ و الاجتهاد، شرف الدین
  2. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۱۰۵.
  3. جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه:۳۳.
  4. صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۳۲۷؛ تفسیر الدر المنثور، ذیل آیه؛ امام شناسی، ج ۳، صص ۱۶۲ - ۱۷۲.
  5. خوارزمی‌، المناقب، ص ۱۲۹.
  6. شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۳۱؛ تاریخ مدینة دمشق، ج ۱۳، ص ۲۶۹؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۶، ص ۲۲، برای توضیح بیشتر ر.ک: علامه حسینی طهرانی، امام شناسی، ج ۳، ص ۱۴۱ به بعد.
  7. تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد؛ سوره رعد، آیه:۷.
  8. «اى على! تو آن هدايتگرى، پس از من، ره‌يافتگان، با تو هدايت مى‌شوند» تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۵۰۳؛ تفسیر طبری، ج۱۳، ص ۱۰۸؛ تفسیر روح المعانی، ج ۱۳، ص ۱۰۸؛ تفسیر ثعلبی، ج ۵، ص ۲۷۲؛ تاریخ مذینة دمشق، ج ۴۲، ص ۳۵۹.
  9. سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند؛ سوره مائده، آیه:۵۵.
  10. ر.ک: فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج ۲، ص ۱۸.
  11. ر.ک: تاریخ دمشق، ج ۴۲، ص ۸۹۵۰، ج ۴۵، ص ۹۸۸۵؛ البدایة و النهایة، ج ۷، ص ۳۵۸؛ الدر المنثور، ج ۳، ص ۱۰۵؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۲۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۱۲۹. جای تعجب است که با وجود این منابع متعدد اهل سنت برخی مدعی اند شأن نزول فوق در آثار اهل سنت یافت نمی‌ شود. (تئوری امامت در ترازوی نقد، ص ۵۳) .
  12. «خداوندا!... از خاندانم، على (عليه السلام) را وزير من گردان تا به وسيله او، پشتم قوى و محكم گردد» تذکرة الخواص، ص ۱۵؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۳۰؛ فرائد المسطین، ج ۱، ص ۱۹۲.
  13. ر.ک: موسوعة الامام علیعلیه السلام، ج ۲، ص ۲۰۲، و نیز: تفاسیر مختلف، ذیل آیه ۵ مائده.
  14. ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند؛ سوره مائده، آیه:۶۷ برای توضیح بیشتر از این آیه و آیه بعدی (اکمال) ر.ک: مطهری، مجموعه آثار، ج ۴، صص ۸۸ - ۹۰۷.
  15. امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره مائده، آیه: ۳.
  16. ر.ک: تفسیر الدر المنثور، ج ۱، ص ۲۰۰؛ فرائد المسطین، ج ۱، ب ۲۲، ج ۳۹ و ب ۸۲، ج ۴۰؛ البدایه و النهایه، ج ۵، ص ۲۱۳. برخی از اهل سنت آیه را نازل در روز عرفه تفسیر و بر آن نیز روایاتی را گزارش کردند که به همی‌ن مضمون نیز روایات شیعی وارد شده است. (کافی، ج ۱، ص ۲۹۰؛ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۳۳۳) . در این باره باید گفت دو فرض زمان مختلف برای آیه قابل جمع است، به این صورت که چنان که از ظاهر آیه تبلیغ روایاتی که مبدأ نزول آیه فوق را روز عرفه (نهم ذیحجه) یعنی هشت روز جلوتر از غدیر خم توصیف کردند به اصل صدور و روایاتی که مبدأ آیه را غدیر وصف کردند، به روز ابلاغ آن ناظر است. (تفسیر المی‌زان، ج ۵، ص ۱۹۶؛ امام شناسی، ج ۸، ص ۵۳) .
  17. ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید؛ سوره نساء، آیه:۵۹.
  18. شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۱۸۹.
  19. تفسیر کبیر، ج ۱۰، ص ۱۴۴، ذیل آیه.
  20. «بلى در شأن على عليه السّلام و در شأن أوصياى من تا روز قيامت از أولاد او نازل شده‏» فرائد السمطین، ج ۱، ص ۳۱۲؛ الغدیر، ج ۱، ص ۱۶۵.
  21. تفسر عیاشی، ج ۱، ص ۳۱۳؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۱۹۰؛ نقل از: موسوعة الامامة فی نصوص اهل اسنّة، ج ۴، ص ۲۱.
  22. ینابیع المودة، ج ۱، ص ۳۴۱.
  23. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص:۲۱۳ - ۲۲۲.