هدایت در قرآن

از دانشنامه امامت
پرش به: ناوبری، جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث هدایت است. "هدایت" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل هدایت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • کلمه‌ هدایت از ریشه هدی آمده است. هدایت در فرهنگ عرب، به معنای "ارشاد و راه نمودن" است و به کسی که پیشاپیش مردم حرکت می‌کند و آنان را راه می‌نماید، "هادی" گفته می‌شود[۱][۲].
  • یکی از نام‌های خدا الهادی است:"او کسی است که بینائی می‌دهد بندگانش را و شناخت می‌دهد راه معرفت و بینائی را به آن‌ها تا این که اقرار به ربوبیت کند.و همچنین هدایت می‌کند هر مخلوقی را به آن چه از معرفت برای اوست"[۳]. هدایت به معنای ارشاد و راهنمایی[۴]، بیان راه رشد و کمال و بسترسازی برای رسیدن به قله کمال مطلوب است[۵] [۶].
  • هدایت الهی دارای مراتب مختلف است و پروردگار عالم به صورت انواع هدایت "فطری"، "وجدانی"، "عقلی" و "وحیانی" انسان را به رشد و تعالی و حیات طیبه و زندگی سالم و قلب سلیم و جامعه توحیدی مبتنی بر تعاون، شورا و قسط فرا می‌خواند. پروردگار از طریق دو نبی درونی"عقل" و بیرونی"وحی" بشر را به راه راست هدایت می‌کند[۷].
  • قرآن در اصل کتاب هدایت است: ﴿وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ[۸][۹].
  • اولین آیه‌ای که در قرآن مکتوب به اصل هدایت اشاره اجمالی کرده است آیه شش سوره حمد است ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۱۰] سپس در سوره‌های دیگر قرآن انواع و ابعاد و نشانه‌های هدایت تبیین شده است. هدایت به صراط مستقیم شامل حال کسانی می‌شود که طالب و جستجوگر حقیقت‌انـد و قلب خود را برای شنیدن و دیدن حقیقت متعالی و نور زیبای الهی گشوده‌اند[۱۱].
  • خداوند به صفات اهل نیاز و شیفتگان حقیقت را در آیات ۳-۵ بقره اشاره فرموده است: ﴿ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۱۲][۱۳].
  • هدایت را از منظر دیگر به دو قسم "هدایت تکوینی" و "هدایت تشریعی" تقسیم کرده‌اند[۱۴]؛
  1. هدایت تکوینی: هدایتی است که پروردگار به انسان عقل و شعور و ادراک داده است که ممیز حسن و قبح، و نفع و ضرر، و خیر و شر، و سعادت و شقاوت، و نجات و هلاکت، و خوبی و بدی است و لوازم زندگی انسان را فراهم نموده است[۱۵].
  2. هدایت تشریعی: هدایتی از طریق ابلاغ فرامین و ارزشهای الهی از طریق انبیای الهی است[۱۶].
  • فخرالدین رازی تحصیل هدایت را از دو طریق معرفت بوسیله دلیل و حجت و یا تصفیه باطن و ریاضت میسر می‌داند[۱۷][۱۸].
  • ابن کثیر هدایت در اصطلاح قرآنی را متضمن الهام، توفیق، رزق الهی، و عطای الهی برشمرده است. و برای هر کدام نیز شاهد مثالی از آیات قرآنی ذکر کرده است[۱۹][۲۰].

آثار و نشانه‌های هدایت

  1. یکتاپرستی: ﴿قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ[۲۱][۲۲].
  2. آرامش: ﴿قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ[۲۳][۲۴].
  3. استرجاع: ﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ[۲۵]؛ ﴿ أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ [۲۶][۲۷].
  4. تسلیم امر الهی: ﴿وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ[۲۸][۲۹].
  5. تقوا: ﴿وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْواهُمْ[۳۰][۳۱].
  6. خشیت: ﴿وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ[۳۲][۳۳].
  7. رستگاری: ﴿الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ[۳۴]؛ ﴿أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۳۵][۳۶].
  8. صبر: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ [۳۷]؛ ﴿أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ[۳۸][۳۹].
  9. گریه: ﴿أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ مِن ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا [۴۰][۴۱].
  10. مراقبه نفس: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ[۴۲][۴۳].
  11. انابه: انابه به معنای بازگشت از غفلت به ذکر و از وحشت به انس، ترک اصرار بر گناهان و ملازمت استغفار، فرار از خلق به سوی حق، اشتغال به خدمت حق، اخلاص داشتن، بازگشت به حق با صفای نیت و صدق عقیده است. خواجه عبدالله انصاری در "منازل السائرین" انابه را منزل چهارم از ۱۰۰ منزل سلوک به سوی خدا دانسته و برای آن مراتبی برشمرده مانند انابه از سیئات به حسنات، از غیر خدا به خدا و از خدا به خدا و نیز انابه از روی اصلاح چنان‌که بر پایه عذر، از روی وفا چنان‌که بر پایه عهد و از روی حال چنان‌که بر پایه اجابت باشد یا انابه نفس، قلب و روح. "انابه نفس" آن است که عبد آن را به خدمت وا دارد، "انابه قلب" آن است که او را از غیر حق تهی سازد و "انابه روح" دوام ذکر است تا غیر او را یاد نکند و جز به او نگراید. انابه نزد اهل کلام خارج کردن قلب از تیرگی‌های شبهات است. برخی انابه را متضمن چهار امر "محبت خدا"، "خضوع برای خدا"، "اقبال به خدا" و "اعراض از غیر خدا" دانسته‌اند. انابه که از نشانه‌های هدایت است در قرآن کریم هجده مرتبه ذکر شده یازده مرتبه به صورت فعل و هفت مرتبه به صورت اسمی ﴿شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ[۴۴][۴۵].
  12. ذکر خدا: اصل و اساس "هدایت" و "ضلالت"، به یاد خدا بودن و غافل از او نبودن است. ذکر خدا یعنی در ظاهر و باطن در قلب و عمل و زبان به یاد خدا بودن و متوجه ساحت قدسی او بودن است. معنای اصطلاحی ذکر یاد کردن زبانی عملی و قلبی خداوند به تکبیر، تسبیح، تحمید، تهلیل و حوقله و اسماءالحسنی است ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا [۴۶]؛ ﴿فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا[۴۷]؛ ﴿ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى[۴۸][۴۹].

هدایت به دین

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. طبرسی، مجمع البیان، ذیل«اهدنا».
  2. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  3. " مِن أَسمَاءِ اللهِ تَعالی سُبحَانَهُ: الهَادی؛ قَالَ اِبن الأَثیر: هُوَ الَّذی بَصَّرَ عِبادَه وعرَّفَهم طَریقَ معرفته حتی أَقرُّوا برُبُوبیَّته، وهَدی کُلِ مَخلوقٍ إِلی ما لا بُدَّ له منهإ‏‏"؛ لسان العرب، ج۱۵، ص:۳۵۳، واژه هدی.
  4. ابن فارس، مقاییس اللغه، جلد ۶، ص۴۲، «هدی»
  5. مصطفوی، التحقیق، جلد ۱۱، ص ۲۴۷، «هدی»
  6. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  7. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  8. و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان گواه آوریم و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است؛ سوره نحل، آیه:۸۹.
  9. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  10. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه:۶.
  11. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  12. این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند.و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند.آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیده‌اند و آنانند که رستگارند؛ سوره بقره، آیه: ۲- ۵.
  13. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  14. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  15. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  16. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  17. " ولتحصیل الهدایه طریقان: أحدهما: طلب المعرفه بالدلیل والحجه، والثانی: بتصفیه الباطن والریاضه‏‏"؛ مفاتیح الغیب رازی، ذیل آیه۶ سوره حمد.
  18. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  19. " فتضمن معنی ألهمنا، أو وفقنا، أو ارزقنا، أو أعطنا ﴿وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ﴾ سوره بلد، آیه:۱۰؛ أی بینا له الخیر والشر، وقد تعدی بإلی کقوله تعالی؛ ﴿شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ﴾؛ سوره نحل، آیه:۱۲۱؛ ﴿فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ﴾؛ سوره صافات، آیه:۲۳. وذلک بمعنی الإرشاد والدلاله، وکذلک قوله ﴿وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ﴾؛ سوره شوری، آیه:۵۲ وقد تعدی باللام کقول أهل الجنه؛ ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا ﴾؛ سوره اعراف، آیه:۴۳ أی وفقنا لهذا، وجعلنا له أهلاً"؛ تفسیر ابن کثیر، ذیل آیه اهدنا الصراط المستقیم.
  20. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  21. بگو: من از پرستیدن کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانید باز داشته شده‌ام؛ بگو: از خواسته‌های (نفسانی) شما پیروی نمی‌کنم که در آن صورت به راستی گمراه گردیده‌ام و از رهیافتگان نخواهم بود؛ سوره انعام، آیه:۵۶.
  22. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  23. گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند؛ سوره بقره، آیه:۳۸.
  24. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  25. همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم؛ سوره بقره، آیه:۱۵۶.
  26. بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند؛ سوره بقره، آیه: ۱۵۷.
  27. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  28. و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد؛ و قبله‌ای که بر سوی آن بودی بر نگرداندیم مگر بدین روی که معلوم داریم چه کسی از پیامبر پیروی می‌کند و چه کسی واپس می‌گراید، و بی‌گمان آن جز بر آنان که خداوند رهنمونشان شد، گران بود و خداوند بر آن نیست که ایمانتان را تباه گرداند که خداوند با مردم، به راستی مهربانی است بخشاینده؛ سوره بقره، آیه:۱۴۳.
  29. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  30. و (خداوند) بر رهیافتگی آنان که رهیافته‌اند می‌افزاید و به آنان پارسایی (در خور) شان را ارزانی می‌دارد؛ سوره محمد، آیه:۱۷.
  31. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  32. و تو را به سوی پروردگارت رهنمایی کنم تا خداترس گردی؟؛ سوره نازعات، آیه:۱۹.
  33. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  34. آن کسان که نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌دهند و به جهان واپسین یقین دارند؛ سوره لقمان، آیه:۴.
  35. آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیده‌اند و آنانند که رستگارند؛ سوره لقمان، آیه:۵.
  36. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  37. و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه:۱۵۵.
  38. بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند؛ سوره بقره، آیه:۱۵۷.
  39. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  40. آنان کسانی از پیامبرانند از فرزندان آدم که خداوند به آنان نعمت بخشیده است و از (فرزندان) آن کسانند که با نوح (در کشتی) برداشتیم و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل‌اند و از آنانند که رهیاب کردیم و برگزیدیم؛ چون بر آنان آیات (خداوند) بخشنده خوانده می‌شد سجده‌کنان و گریان به خاک می‌افتادند؛ سوره مریم، آیه:۵۸.
  41. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  42. ای مؤمنان! خویش را دریابید! چون رهیاب شده باشید آن کس که گمراه است به شما زیان نمی‌رساند؛ همگان بازگشتتان به سوی خداوند است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید آگاه می‌گرداند؛ سوره مائده، آیه:۱۰۵.
  43. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  44. از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد؛ سوره شوری، آیه:۱۳.
  45. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.
  46. ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید؛ سوره احزاب، آیه:۴۱.
  47. پس، از آن کس که از یاد ما دل گردانده و جز زندگی این جهان را نخواسته است روی بگردان؛ سوره نجم، آیه:۲۹.
  48. این، نهایت دانش آنهاست؛ بی‌گمان پروردگار تو بهتر می‌داند چه کسی از راه وی گمراه شده و چه کسی رهیافته است؛ سوره نجم، آیه:۳۰.
  49. صفوی، سید صدرالدین، هدایت در قرآن.