وراثت از پیامبر خاتم

از دانشنامه امامت
پرش به: ناوبری، جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

  • به باور مسلمانان، پیامبر گرامیصلى الله عليه وآله وسلم اسلام خاتم پیامبران است. پیامبر گرامیصلى الله عليه وآله وسلم، افزون بر ابلاغ وحی، آن را برای مردم تفسیر می‌کرد و در این کار بری از اشتباه و خطا بود و مردم نیز مکلف به اطاعت او بودند: " ما آتاكُمُ‏ الرَّسُولُ‏ فَخُذُوهُ‏ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا‏ ‏" افزون بر این، رفتار پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم نیز معصومانی تلقی می‌شد: ﴿ لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ [۱][۲].
  • علاوه بر اینها پیامبر اکرمصلى الله عليه وآله وسلم، بر مسلمانان نوعی صاحب اختیاری و سرپرستی داشت: ﴿ النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ [۳]. آن گرامی، همچنین نسبت به مردم، دارای ولایت است و مرجع نهایی هرگونه اختلاف میان مردم او است. منصب سومی که پیامبر اکرم رسماً داشت ریاست عامه بود. او سایس مسلمین بود[۴].
  • امام خمینی:"... رسول اللهصلى الله عليه وآله وسلم مجری قانون بود... این جا است که تشکیل حکومت و برقراری دستگاه اجرا و اداره لازم می‌آید و جزئی از ولایت است"[۵].
  • پیامبر اکرم در طول سال‌های رهبری، حاکم برای قبایل منصوب می‌کردند، قضاتی منصوب می‌کردند. در صورت لزوم اجرای حد می‌فرمودند و میان ایشان و سایر قبایل عهدنامه‌هایی منعقد می‌شد. منابع طبیعی را مطابق ضوابطی به مردم واگذار می‌نمودند برای دریافت مالیاتهای اسلامی تشکیلات منظمی فراهم شده بود. تشکیل حکومت از جانب پیامبر، تنها یک ضرورت اجتماعی و یا اجابت تقاضای مردم نبود، بلکه به وظیفه دینی او مرتبط می‌شد. در اسلام دستوراتی وجود دارد که عمل به آنها اجتناب ناپذیر است و بدون وجود یک حکومت صالح، عملاً قابل اجرا نیست. منابع مالی که قرآن در اختیار پیامبر گذارده است، به طور قطع مربوط به شأن رسالت نیست بلکه به ریاست عامه آن حضرت برمی‌گردد[۶].
  • امام خمینی:"پس هر کس گمان کند دین از سیاست جداست نه دین را شناخته و نه سیاست را. سیاست اسلام در عبادتش و مدغم است و عبادتش در سیاستش. قرآن کریم و سنت پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم آن قدر که در حکومت و سیاست احکام دارند، در سایر چیزها ندارند"[۷].
  • پس از رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم، دیگر پیامبری نخواهد آمد، اما پیامبر، دارای دو منصب دیگر نیز بود: اول تفسیر کردن خطا‌ناپذیر دین و دیگر آنکه پیامبر صاحب ولایت بود[۸].
  • با رحلت پیامبر گرامی این سوال به صورت جدی رخ نمود که تکلیف در مسئولیت دیگر پیامبر چه می‌شود؟ در پاسخ به این سوال، دو دیدگاه کلی شکل گرفت: دیدگاه نخست، وحی قرآن و بیان پیامبر را کافی می‌دانست. دیدگاه دوم بر این عقیده بود که پیامبر جانشینانی دارد که آن دو منصب را عهده دارند[۹].
  • بحث پیرامون مسأله امامت، از قرن‌های نخست اسلام مطرح بوده. مخالفان امامت شیعی، آثاری در رد امامت و علمای شیعه نیز برای دفاع از نظریه امامت، کتاب‌هایی به تحریر در آوردند. باید توجه داشت که چالش بحث امامت به شبهات اهل سنت ختم نشده و جریان جدیدی به نام "کسروی گرایی" در دولت سفاک پهلوی آغاز و پس از انقلاب اسلامی ایران، افرادی به نقد نظریه امامت شیعه پرداختند. متکلمان اهل سنت به ویژه اشاعره، آن را جزء مباحث فقهی و فروع دین دانسته‌اند. متفکران امامیه و برخی از اشعریان، امامت را از اصول دین دانسته‌اند؛ اما برخی بر این باورند که امامت به اعتبار لزوم نصب این مقام، توسط حق تعالی، مسأله کلامی است و به اعتبار وجوب شرعی اطاعت مردم از منصب امامت و شخص امام و لزوم هدایت گری توسط امام، بحث فقهی و از فروع دین است[۱۰].
  • مهمترین مواضع خلاف بین شیعه و اهل تسنن، همین مسئله است که آیا امامت از فروع دین است یا از اصول؟ وجوب نصب امام بر خداوند است یا بر مکلفان؟ و اوصاف و شرایط امام کدام است؟[۱۱].

منابع

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع امامت



پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست؛ سوره احزاب، آیه:۲۱.
  2. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص:۸۵ ۵- ۸۷.
  3. پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ سوره احزاب، آیه:۶.
  4. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص:۸۵ - ۸۷.
  5. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص:۸۷ - ۸۸.
  6. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص:۸۷ - ۸۸.
  7. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص:۸۹ - ۹۰.
  8. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص:۸۹ - ۹۰.
  9. ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص:۸۹ - ۹۰.
  10. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص: ۳۱۹ - ۳۲۳.
  11. فرامرز قراملکی، احد، امامت‌پژوهی، ص:۳۵.