ولایت فقیه

از دانشنامه امامت
پرش به: ناوبری، جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ولایت فقیه (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

ولایت فقیه جهانی و همیشگی بودن آیین اسلام، ایجاب می‌کرد که پس از رحلت پیامبر، حکومت دینی آن حضرت تداوم یابد و رهبری امت اسلامی پس از او در قالب امامت و ولایت امام معصوم، برعهدۀ اولی الأمر باشد. غدیر، فلسفۀ سیاسی اسلام بود و ضامن تداوم آن اهداف و نظام. به همان دلیل که با درگذشت پیامبر خداعلیه السلام اسلام پایان نیافت و رهبری به دوش امیر مؤمنان و امامان دیگر قرار گرفت، در عصر غیبت امام زمانعلیه السلام نیز این رهبری بر دوش صالح‌ترین و دین‌شناس‌ترین و آگاه‌ترین رهبران اسلامی است که از آن به "ولایت فقیه" تعبیر می‌شود. [۱].

مقدمه

ولایت، واژه‏‌ای عربی است که از نگاه لغوی، از ریشه "و ل ی" گرفته شده است و به کسر و فتح "واو" خوانده می‏‌شود. "ولی" در لغت عرب، به معنای آمدن چیزی است در پی چیز دیگر؛ بدون آن‏که فاصله‌‏ای میان آن دو باشد؛ از این‌‏رو، این واژه در معانی دوستی، یاری، پیروی، تصدّی امر غیر و سرپرستی استعمال شده که وجه مشترک همه این معانی، قرب معنوی است[۲].

  • از میان این معانی، معنای سرپرستی و تصرّف در کار دیگری، با آنچه از ولایت فقیه اراده می‏شود، هم‌خوانی بیشتری دارد. کسی که عهده‏‌دار کاری می‌‏شود، بر آن ولایت یافته و مولا و ولی آن امر محسوب می‏شود؛ بنابراین، کلمه ولایت و هم‏‌ریشه‌‏های آن "مانند ولی، تولیت، متولّی و والی" بر معنای سرپرستی، تدبیر و تصرّف، دلالت دارد.
  • واژه فقیه در لغت، به معنای کسی است که فهمی عمیق و دقیق دارد و از ریشه "ف ق ه" گرفته شده که به معنای غلبه علم و فهم و ادراک درباره چیزی است. در اصطلاح، فقیه کسی است که بتواند احکام شرعی را از آیات قرآن و سخنان معصومانعلیهم السلام استنباط و استخراج کند[۳].
  • مسأله ولایت فقیه که پیشینه آن، به آغاز فقه بازمی‌‏گردد، یکی از مهم‏ترین مسایل جامعه شیعی است؛ به گونه‌‏ای که اندیشه سیاسی پیروان مکتب اهل بیتعلیهم السلام در عصر غیبت کبرا- به ویژه دوران معاصر- با آن گره خورده است. از آن‏جا که در دوران معاصر، بزرگ‏ترین تحوّل اجتماعی در امت اسلامی، به نام انقلاب اسلامی ایران، بر این باور سترگ بنا شده، بحث درباره آن، امری ضروری و اجتناب‏ ناپذیر است[۴].
  • از سوی دیگر، یگانه فریاد ظلم‏‌ستیزی و مقابله با زیاده‏‌خواهی استکبار جهانی، برخاسته از این تفکر ارجمند و اصل مترقی است که دشمنی‌‏های فراوانی را از سوی ستمگران و استکبار جهانی در پی داشته است. این خود، اهمیت پرداختن به این بحث را دو چندان ساخته است[۵].

ادله ولایت فقیه‏

  • ولایت فقیه هم از راه عقل و هم از راه روایات و احادیث ثابت است. از آن‏جا که در مدخل نیابت عام، به برخی روایات در این‏ باره اشاره شد، این‏جا به صورت مختصر به دلیل عقلی اشاره می‏‌کنیم: از آن‏جا که در عصر غیبت، دسترسی به پیشوای معصومعلیه السلام امکان پذیر نیست و تشکیل حکومت هم ضروری است، باید فردی ولایت و حکومت را بر عهده بگیرد. بدین منظور، سه راه پیش رو داریم: یا این که ولایت غیر فقیه را بپذیریم یا فقیه‏ غیر عادل یا ولایت فقیه عادل را[۶].
  • عقل هرانسان حکم می‏‌کند غیر فقیه و فقیه غیر عادل شایسته ولایت و حکومت نیست؛ چرا که این‏جا تشکیل حکومت اسلامی مورد بحث است و برای پیاده کردن حکومت اسلامی و اجرای احکام دین، باید فردی زمام این امر را به عهده گیرد که به احکام اسلامی به طور ژرف و اساسی آشنا بوده و شیوه اداره حکومت را هم بداند در عین‏حال، پرهیزگار و متعهد باشد، تا امر حکومت را فدای خواسته‏‌های نفسانی و امیال شیطانی خود نکند. افزون بر آن، این‏که نه فقط درباره حکومت اسلامی، بلکه درباره هر حکومتی، عقل حکم می‌‏کند جاهلان، جاه‌‏طلبان و هوس‌رانان شایستگی زمامداری را ندارند؛ بنابراین فقیهی که به احکام اسلامی و اوضاع سیاسی- اجتماعی زمان خود آگاه بوده از تقوا و عدالت و تدبیر و مدیریت و کمالات لازم برخوردار باشد، برای حکومت، شایسته‏‌تر از دیگران است[۷].
  • حقّ سرپرستی امّت از سوی ولیّ فقیه و هدایت و رهبری مردم در این روزگار، هم به دلایل نقل و روایی و هم به دلیل عقلی با فقیهان جامع الشرایط است. آنگونه که امامان حجت الهی بر مردمند، فقها نیز از سوی ائمه به عنوان حجت بر مردم معرفی شده‌اند و به تعبیر امام زمان در حدیث حوادث واقعه: فإنّهم حجّتی علیکم و أنا حجّة اللّه[۸]، که می‌رساند آنان حجت آن حضرت بر مردمند و او حجت خداست بر مردم. دلیل عقلی آن نیز از خود قوانین دین و کیفیّت آیین اسلام برمی‌آید.
  • امام خمینی می‌فرماید: ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصوّر آنها موجب تصدیق می‌شود و چندان به برهان احتیاج ندارد. به این معنی که هرکس عقاید و احکام اسلام را حتّی اجمالا دریافته باشد، چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد، بی‌درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت[۹].
  • ولایت فقیه به معنای ادارۀ جامعۀ اسلامی در عصر غیبت زیر نظر و رهبری فقیهی است که هم علم به قانون خدا داشته باشد و هم عدالت و پاکی و لیاقت و مدیریّت و کفایت داشته باشد و این همان "تداوم غدیر در عصر غیبت امام معصوم" است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مشروعیت نظام در سایۀ ولایت فقیه دانسته شده و حدود و اختیارات آن ترسیم گشته است[۱۰]. در زمینۀ ولایت فقیه، مباحثی از این قبیل وجود دارد: فقیه کیست؟ مجتهد کیست؟ مرجع تقلید کدام است؟ چه کسی می‌تواند مجتهد و فقیه شود و کدام فقیه و با چه شرایطی ولایت دارد؟ ولیّ فقیه چگونه انتخاب می‌شود و حدود و اختیارات و مدّت آن کدام است و... که در کتاب‌های مفصّل‌تر و اختصاصی به این مباحث پرداخته است[۱۱][۱۲]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۵۹۸.
  2. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.
  3. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.
  4. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.
  5. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.
  6. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.
  7. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۴۶۳ - ۴۷۵.
  8. وسائل الشیعه، ج ۱۸ ص ۱۰۱
  9. حکومت اسلامی، امام خمینی
  10. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل‌های ۵ و ۱۰۷ تا ۱۱۲
  11. از جمله ر.ک: «حکومت اسلامی» امام خمینی، «سرچشمه‌های قدرت» شهید صدر، «حاکمیت در اسلام» موسوی خلخالی «ولایت فقیه و حاکمیت ملّی» طاهری خرّم آبادی، «نظریة ولایة الفقیه» حیدر آل حیدر، «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» مصباح یزدی، «ولایت فقیه به زبان ساده» جواد محدثی
  12. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۵۹۸.