کیسانیه

از دانشنامه امامت
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل کیسانیه (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

کیسانیه که علت نامگذاری اینان، پیروی ایشان از کیسان است (غلام امیر المؤمنین که شاگرد محمّد حنفیّه، امام حسن و امام حسین بود)، یا پیروان مختار بن ابی عبیدۀ ثقفی که ملقب به کیسان بود، یا پیروان کیسان، فرماندۀ پلیس مختار.[۱].

مقدمه

  • یکی از فرقه‏‌ها- و شاید اوّلین فرقه‏‌ای که در مهدویت دچار انحراف بزرگ شد- "کیسانیه" است. درباره علت نام‏گذاری این فرقه به کیسانیه، اختلاف نظر است[۲]؛ برخی نوشته‌‏اند: اینان پیروان کیسان آزاد شده امیر مؤمنانعلیه السلام بودند[۳].
  • کیسان شاگرد محمد بن حنفیه بود؛ ولی از امام حسن و امام حسینعلیهم السلام نیز علوم مختلف- از جمله علم تأویل و باطن و علم آفاق و انفس- آموخت. سپس به امامت محمد قائل شد و برای او مراتب و درجاتی دانست که خارج از حد وی بود. برخی نوشته‌‏اند: کیسانیه، پیروان مختار بن ابی عبیده ثقفی بودند؛ زیرا او ملقب به کیسان بود. شماری هم نوشته‏‌اند: فرمانده پلیس "شرطه" مختار، کیسان نام داشت و کنیه‏‎اش ابو عمران‏ بود. او در اعمال خود بسیار افراط می‌‏کرد و محمد را وصی حضرت علیعلیه السلام می‏‌دانست و مختار را نایب او معرفی می‏‌کرد[۴][۵].
  • در هر حال، این گروه قائل به امامت محمد بن حنفیه بودند. مختار، نخست برای پیشرفت کار خود، به علی بن الحسینعلیه السلام و سپس به محمد حنفیه دعوت می‌‏کرد. البته کار او، مبتنی بر اعتقاد وی به اهل بیتعلیهم السلام نبود؛ بلکه می‌‏خواست از آن بهره‏‌برداری سیاسی کند و چون کارش بالا گرفت، خود دعوی دریافت وحی از خداوند سبحانه و تعالی کرد و عباراتی مسجع و با قافیه، به تقلید از قرآن به زبان راند. محمد حنفیه از وی بی‌زاری جست و وقتی مختار وی را به کوفه دعوت کرد، او نپذیرفت[۶].
  • کیسانیه پنداشته‌‏اند محمد حنفیه پس از کشته شدن برادرش حسین بن علیعلیه السلام، مختار را بر عراقین فرمانروایی داد و از او خواست از قاتلان آن حضرت، خون‏خواهی کند. کیسانیه، شش سال بعد از شهادت امام حسین علیه السلام، قیام کرده، قائل به امامت محمد حنفیه شدند. آنان معتقد بودند: وی اسرار دین و علم تأویل و علوم باطنی را از دو برادرش حسن و حسینعلیهم السلام فراگرفته است. برخی از کیسانیه ارکان شریعت "مانند نماز و روزه" را تأویل کرده، قائل به تناسخ و حلول بودند.
  • همه فرق کیسانیه، دارای بعضی عقاید مشترک هستند؛ از جمله[۷][۸]:
  1. اعتقاد به امامت محمّد بن حنفیه فرزند علی بن ابی طالبعلیه السلام؛
  2. عقیده به مسأله بدا؛
  3. اعتقاد به تناسخ و حلول؛
  4. اعتقاد به رجعت "با بیان خاص به خود"؛
  5. اعتقاد به نوعی غلوّ در حق امامان و پیشوایان خویش[۹].
  • غیر از این‏ها هریک از این فرقه‌‏ها، دارای اعتقادی خاص نیز هستند که در کتاب‏‌های مربوط، ذیل هر فرقه به آن اشاره شده است. کیسانیه پس از درگذشت محمّد بن حنفیه، به دو شعبه تقسیم شدند؛ دسته‏‌ای مرگ محمّد را انکار کرده، گفتند: وی نمرده و نمی‌‏میرد و زنده است؛ امّا غایب شده و در "کوه رضوی" پنهان است، تا روزی که به او امر شود و ظهور کند. این‏ دسته وی را همان امام منتظر می‌‏دانند؛ و هیچ‏کس را پس از وی امام نمی‌‏دانند. گروه دیگر، مرگ محمّد را باور کرده، پس از وی ابو هاشم عبد اللّه بن محمّد را به امامت برگزیدند و به حلول روح محمّد در ابو هاشم اعتقاد یافتند[۱۰].
  • شماری از کیسانیه نیز پس از مرگ محمّد بن حنفیه، به امامت راستین اعتقاد یافته، مستبصر شدند[۱۱] ک: مقالات الاسلامیین، ص ۲۳</ref>. از جمله اینان می‌‏توان سید اسماعیل حمیری را نام برد که نخست کیسانی مذهب بود، تا آن‏که به دیدار امام صادق علیه السلام نایل آمد و نشانه‏‌های امامت و وصایت را در او دید و از ایشان از امر غیبت پرسید.
  • امام صادقعلیه السلام فرمود: "آن، حق است؛ ولی غیبت در دوازدهمین امام واقع می‏‌شود. آن‏گاه سید را از مرگ محمد بن حنفیه آگاه فرمود و این‏که پدرش امام باقرعلیه السلام شاهد به خاک سپردن او بوده است. حق بر سید روشن شد و از آن عقیده برگشت و استغفار کرد. پس به حق گرایید و به مذهب امامی در آمد[۱۲][۱۳].
  • در مجموع درباره فرقه کیسانیه گفته شده است[۱۴]:
  1. محمد بن حنفیه اصلا ادعای مهدویت نداشته است.
  2. مختار ثقفی هم مدعی مهدویت محمد بن حنفیه نبود. این، اتهامی است که عباسیان و برخی از دشمنان، با انگیزه‏‌های مختلف، به آن دامن زده‏‌اند.
  3. این فرقه، منقرض شده است و کسی در عصر حاضر، به امامت محمد بن حنفیه اعتقاد ندارد[۱۵][۱۶].

کیسانیه در موعودنامه

  • نام فرقه‌ای است که در نیمه دوم قرن اول هجری در میان شیعیان پیدا شد و در حدود یک قرن ادامه یافت و سپس به‌طور کلی منقرض گردید. این گروه به امامت جناب "محمد حنفیه" معتقد بودند و او را پس از امیر مؤمنان، امام حسن و امام حسین علیهم السلام، چهارمین امام می‌پنداشتند. وی دقیقا بر قیام برادرانش واقف بود و هرگز به ناحق دعوی امامت نکرد. پس از ارتحال محمد حنفیه، فرقه کیسانیه به فرقه‌های مختلف منشعب شدند:
  1. سراجیه: اصحاب "حسان بن سراج" هستند که معتقدند، محمد حنفیه وفات کرده و در کوه رضوی مدفون است؛ ولی روزی رجعت کرده و جهان را پر از عدل و داد می‌کند.
  2. کرنبیه: اصحاب "ابن کرنب" هستند که معتقدند محمد حنفیه زنده است و در کوه رضوی اقامت دارد. او ظهور می‌کند و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد، آن‌چنان‌که پر از جور و ستم شده است. البته در بیشتر منابع آن‌ها را "کربیّه" یا "کریبیّه" یاد کرده‌اند.
  3. هاشمیه: اصحاب "ابو هاشم عبدالله" هستند که پس از محمد حنفیه به امامت پسرش "عبدالله" معتقد شدند. هاشمیه نیز پس از فوت ابوهاشم به گروهک‌های مختلفی چون: مختاریه، حارثیه، روندیه، بیانیه و غیر آن‌ها منشعب شدند[۱۷].
  • اکثریت قاطع "کیسانیه" معتقدند که "محمد حنفیه" نمرده است، بلکه در کوه رضوی مخفی شده، پس از یک دوران استتار سرانجام ظهور کرده، جهان را پر از عدل و داد می‌کند. آن‌ها معتقدند که "محمد حنفیه" همان مهدی موعود است و از مکه معظمه ظهور خواهد کرد[۱۸]. آن‌ها می‌گویند: هر روز بامدادان و شامگاهان، اشترانی به خدمت محمد حنفیه می‌آیند و ایشان از شیر و گوشت آن‌ها استفاده می‌کند[۱۹]. در مورد نامگذاری این فرقه به "کیسانیّه" نظرهای مختلفی است:
  1. کیسان، لقب مختار (بنیانگذار این فرقه) بوده است.
  2. کیسان، نام رئیس شرطه (پلیس) مختار بود.
  3. کیسان، نام یکی از غلامان امیر مؤمنان علیه السلام بود که مختار را به خونخواهی امام حسین علیه السلام تشویق نمود.
  • در میان اقوال، قول دوم را معتبر دانسته‌اند[۲۰]. درباره کیسانیه و رد اعتقادات آن‌ها، بزرگانی از قدمای علماء، چون: شیخ صدوق در "کمال الدین"، شیخ مفید در "العیون و المحاسن"، سید مرتضی علم الهدی در "الفصول المختاره"، شیخ طوسی در "الغیبة" و ده‌ها تن از شخصیت‌های برجسته جهان تشیع، در طول قرون به تفصیل سخن گفته‌اند[۲۱][۲۲].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید ... بسیاری از پانویس‌ها برخوردار از لینک انتقال به اطلاعات جدید هستند:  

  1. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۴۵۹.
  2. شهرستانی، الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۴۷
  3. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۳۶۴ - ۳۶۵.
  4. نوبختی، فرق الشیعة، ص ۲۳ و ۲۴
  5. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۳۶۴ - ۳۶۵.
  6. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۳۶۴ - ۳۶۵.
  7. محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص ۳۷۳
  8. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۳۶۴ - ۳۶۵.
  9. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۳۶۴ - ۳۶۵.
  10. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۳۶۴ - ۳۶۵.
  11. ر
  12. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، مقدمه
  13. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۳۶۴ - ۳۶۵.
  14. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۳۶۴ - ۳۶۵.
  15. ر.ک: شیخ طوسی، کتاب الغیبة، فصل ۱( الدلیل علی فساد قول الکیسانیه).
  16. سلیمیان، خدامراد،فرهنگ‌نامه مهدویت، ص: ۳۶۴ - ۳۶۵.
  17. نجم الثاقب، باب چهارم.
  18. المقالات و الفرق، ص ۲۶.
  19. فرق الشیعه، ص ۲۹.
  20. با دعای ندبه در پگاه جمعه، علی اکبر مهدی‌پور، ص ۹۳.
  21. با دعای ندبه در پگاه جمعه، علی اکبر مهدی‌پور، ص ۱۰۸.
  22. مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص:۵۹۸.