

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Aleali</id>
	<title>امامت‌پدیا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Aleali"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Aleali"/>
	<updated>2026-04-19T06:36:54Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A7%DA%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%D8%AF_%D9%BE%D8%B3_%DA%86%D8%B1%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%AB%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=53810</id>
		<title>بحث:اگر معصومان علم غیب داشتند پس چرا در برخی از رفتارهایشان اثرگذار نبوده است؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A7%DA%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%D8%AF_%D9%BE%D8%B3_%DA%86%D8%B1%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%AB%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=53810"/>
		<updated>2017-05-29T19:33:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== پاسخ دوم ==&lt;br /&gt;
* ممکن است به این سوال با این قیاس جواب دهیم که:خداوند سبحان میداند که بنده اش در آینده فلان فعل را مرتکب میگردد و اما به این چنین علمی ترتیب اثر نمیدهد مثلا اگر بداند فلانی گناهی خواهد کرد، او را پیشاپیش به دوزخ نمیبرد. این بدان معناست که عمل و تکلیف معصوم به وسیله علم عادی ثابت میگردد مثل کسانیکه علم به غیب ندارند.&lt;br /&gt;
* یا اینکه بگوییم امام میداند که در فلان شب به شهادت میرسد،ام امکان دارد که در این بداء اتفاق بیافتد و این علم امام علمی است که متغیر است لذا بر امام لازم است که به تکلیفش (مانند انسانهای عادی )عمل کند (و امام علی به مسجد برود برای اقامه نماز و یا امام حسین به سمت کوفه برای امامت اهل کوفه و ...)و این علم به نحو قطع و یقین او را از قتلش اگاه نمیکند، بله امام میداند ولی به شرط اینکه این آیه قرآن کریم نبود: ((یمحو الله ما یشاء و یثبت)) که منع میکند امام را که هر چیزی را در حق دیگران بگوید همچنین او را منع میکند از اینکه به این علم ترتیب اثر بدهد. (ک.ح)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گذشت که دلیلی نداریم که أئمّه علیهم‌السلام در عالم ظاهر همه چیز را بالفعل می‌دانند و چه بسا به جهاتی که در آینده خواهد آمد در مسأله‌ای از باطن آن مطّلع نباشند و لذا نمی توان حکم کرد که همه افعال و رفتار ظاهری ایشان با علم فعلی در عالم ظاهر به عواقب آن بوده است.&lt;br /&gt;
http://erfanvahekmat.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%28%D8%AA%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84_%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D9%88_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE_%D8%A8%D9%87_%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%AA%29&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سؤال چهارم؛ علت التفات نکردن ائمّه علیهم‌السلام به عالم باطن&lt;br /&gt;
چرا ائمّه علیهم‌السلام به باطن التفات نمی‌کنند و از آن مطلّع نمی‌شوند؟&lt;br /&gt;
اگر واقعاً امام علیه‌السلام به محض التفات و توجّه به یک حقیقت به آن آگاهی پیدا می‌کنند، چرا در بسیاری از موارد که مهم و لازم است، التفات ننموده و از باطن مطلع نمی‌شوند؟&lt;br /&gt;
توجّه نکردن امام علیه‌السلام به برخی از مسائل شخصی افراد و امور عالم کثرت به راحتی توجیه‌پذیر است و اشکالی ندارد، ولی در بسیاری از موارد یقین داریم که عقلاً یا شرعاً انسان اگر بتواند به سهولت به چیزی علم پیدا کند باید برای تحصیل علم تلاش نماید و لذا بر امام هم لازم است که مختصر التفاتی نموده و به آن حقیقت علم پیدا کنند.&lt;br /&gt;
مثلاً فرزند خردسال امام علیه‌السلام در اثر حادثه‌ای ساده در منزل و در محضر امام از دنیا می‌رود (برای این مطلب نمونه‌های متعددی در روایات وجود دارد). توقّع است امام مختصر التفاتی به این مسائل حیاتی بنمایند و در زندگی عادی با تحصیل علم به این مسائل جلوی پیش آمدن چنین اتفاقاتی را بگیرند.&lt;br /&gt;
به همین منوال در جنگها، گاهی شخصی در کمین حضرت می نشیند و به حضرت ضربه‌ای می‌زند و حضرت مجروح می‌شوند، در حالی که سزاوار است که حضرت با مشاهده حقیقت زودتر خود را نجات دهند.&lt;br /&gt;
و نیز در موارد زیادی ائمّه علیهم‌السلام نسبت به اموری دعا می‌کنند، با اینکه با یک التفات می‌توانند ببینند چنین چیزی محقق می‌شود یا نمی‌شود و با دیدن آن دیگر وجهی برای اصرار و الحاح در دعا باقی نمی‌ماند و ...&lt;br /&gt;
پاسخ:&lt;br /&gt;
در پاسخ‌ به این باید به کیفیت حصول اراده در قلب اولیاء الهی و تفاوت آن با دیگران توجّه کرد. در انسانهای متعارف به طور طبیعی اراده از طریق مقدمات مشهور آن چون: تصور فائده، سنجش منافع و مفاسد، تصدیق به فائده و شوق به وجود می‌آید و لذا حکما این امور را به عنوان مقدمات اراده در کتب حکمی شمرده‌اند.&lt;br /&gt;
ولی مستند این سخن صرفاً استقراء در نفوس انسانهای عادی و متعارف است و برهانی بر آن وجود ندارد. از تفاوتهای اساسی اولیاء الهی با دیگران این است که اراده قلب ایشان کثیراً به طریق دیگری حاصل می‌شود. بر خلاف ما که اراده‌مان از بیرون و تحت تأثیر علوم پیشین و تصور اغراض و مقاصد و تصدیق آن و به تعبیری از عالم کثرت پدید می‌آید، اراده اولیاء الهی چه بسا مستقیماً تحت تأثیر عالم ملکوت به وجود آمده و از عالم وحدت نزول می‌کند. قلب ولی خدا در دست خداست و بر طبق اراده الهی اگر خداوند برای او بخواهد در او اراده متولّد میشود و اگر خداوند نخواهد اراده‌ای به وجود نخواهد آمد. و به تعبیر روایات شریفه اراده او تابع اراده خداوند است[۸]:&lt;br /&gt;
عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ خَرَجَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ علیه‌السلام أَنَّهُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ قُلُوبَ الْأَئِمَّةِ مَوْرِداً لِإِرَادَتِهِ فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شَيْئاً شَاءُوهُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ[۹]&lt;br /&gt;
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قَالَ لَوْ أُذِنَ لَنَا أَنْ نُعْلِمَ النَّاسَ حَالَنَا عِنْدَ اللَّهِ وَ مَنْزِلَتَنَا مِنْهُ لَمَا احْتَمَلْتُمْ فَقَالَ لَهُ فِي الْعِلْمِ فَقَالَ الْعِلْمُ أَيْسَرُ مِنْ ذَلِكَ إِنَّ الْإِمَامَ وَكْرٌ لِإِرَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَشَاءُ إِلَّا مَنْ يَشَاءُ اللَّهُ[۱۰]&lt;br /&gt;
به عنوان مثال اگر در یک اطاق شیر درنده‌ای وارد شود انسانهای عادی به مقتضای احساس خطر و تصدیق به فائده فرار، فرار خواهند کرد، ولی اولیاء خدا ممکن است با دیدن این صحنه هیچ اراده‌ای در قلبشان بر فرار به وجود نیاید و با کمال آرامش در جای خود بنشینند.&lt;br /&gt;
ولی خدا در تصرفاتش همواره تابع اراده‌ای است که از عالم بالا در قلبش نزول می‌کند و به تبع آن رفتار می کند. مثال ولی خدا در این باب مانند شخصی است که در اطاقی نشسته و محبوبش در نزد اوست. او در این حال به هرجای اطاق که بخواهد می‌تواند التفات کند و به مرجد التفات از آن مطّلع گردد ولی به مقتضای ادب تمام توجّهش به محبوبش است و اصلاً به اطراف نظر نمی‌کند، مگر آنکه وی اذن دهد و امر به نظر کردن به اطراف بنماید و بدینجهت تا امر او نباشد نظر نمی‌کند و عالم نمی‌شود[۱۱].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک مثال:&lt;br /&gt;
نظیر این حالت برای مؤمنین عادی نیز در برخی موارد قابل تجربه است. اگر مؤمنی در امری تفویض نموده و کار خود را به خداوند سپرده و از اراده خود بیرون بیاید، خداوند قلب او را تدبیر کرده و آنچه خیر اوست به قلبش می‌اندازد بدون اینکه این اراده اسباب ظاهریه داشته باشد و به این کیفیت در روایات نماز استخاره مکرر اشاره شده است[۱۲].&lt;br /&gt;
لذا رفتار اولیاء الهی به حسب اسباب ظاهری قابل پیش‌بینی نیست و ممکن است در دو شرائط کاملاً‌متشابه دو رفتار کاملاً متفاوت انجام دهند.&lt;br /&gt;
در این باب روایت شریفی در احوال حضرت امام سجاد علیه‌السلام وارد شده است؛ شیخ صدوق در امالی روایت می‌کند از سفیان بن عیینه از فقیه اهل تسنّن زُهری که گفت:&lt;br /&gt;
كُنْتُ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهماالسلام فَجَاءَهُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهماالسلام مَا خَبَرُكَ أَيُّهَا الرَّجُلُ فَقَالَ الرَّجُلُ خَبَرِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَنِّي أَصْبَحْتُ وَ عَلَيَّ أَرْبَعُمِائَةِ دِينَارٍ دَيْنٌ- لَا قَضَاءَ عِنْدِي لَهَا وَ لِي عِيَالٌ ثِقَالٌ لَيْسَ لِي مَا أَعُودُ عَلَيْهِمْ بِهِ قَالَ فَبَكَى عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهماالسلام بُكَاءً شَدِيداً فَقُلْتُ لَهُ مَا يُبْكِيكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ وَ هَلْ يُعَدُّ الْبُكَاءُ إِلَّا لِلْمَصَائِبِ وَ الْمِحَنِ الْكِبَارِ قَالُوا كَذَلِكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ فَأَيَّةُ مِحْنَةٍ وَ مُصِيبَةٍ أَعْظَمُ عَلَى حُرٍّ مُؤْمِنٍ مِنْ أَنْ يَرَى بِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ خَلَّةً فَلَا يُمْكِنَهُ سَدُّهَا وَ يُشَاهِدَهُ عَلَى فَاقَةٍ فَلَا يُطِيقَ رَفْعَهَا- قَالَ فَتَفَرَّقُوا عَنْ مَجْلِسِهِمْ ذَلِكَ فَقَالَ بَعْضُ الْمُخَالِفِينَ وَ هُوَ يَطْعَنُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهماالسلام عَجَباً لِهَؤُلَاءِ يَدَّعُونَ مَرَّةً أَنَّ السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ يُطِيعُهُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَا يَرُدُّهُمْ عَنْ شَيْ‌ءٍ مِنْ طَلِبَاتِهِمْ ثُمَّ يَعْتَرِفُونَ أُخْرَى بِالْعَجْزِ عَنْ إِصْلَاحِ حَالِ خَوَاصِّ إِخْوَانِهِمْ فَاتَّصَلَ ذَلِكَ بِالرَّجُلِ صَاحِبِ الْقِصَّةِ فَجَاءَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهماالسلام فَقَالَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بَلَغَنِي عَنْ‌ فُلَانٍ كَذَا وَ كَذَا وَ كَانَ ذَلِكَ أَغْلَظَ عَلَيَّ مِنْ مِحْنَتِي فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهماالسلام فَقَدْ أَذِنَ اللَّهُ فِي فَرَجِكَ يَا فُلَانَةُ احْمِلِي سَحُورِي وَ فَطُورِي فَحَمَلَتْ قُرْصَتَيْنِ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهماالسلام لِلرَّجُلِ خُذْهُمَا فَلَيْسَ عِنْدَنَا غَيْرُهُمَا فَإِنَّ اللَّهَ يَكْشِفُ عَنْكَ بِهِمَا وَ يُنِيلُكَ خَيْراً وَاسِعاً مِنْهُمَا فَأَخَذَهُمَا الرَّجُلُ وَ دَخَلَ السُّوقَ- لَا يَدْرِي مَا يَصْنَعُ بِهِمَا يَتَفَكَّرُ فِي ثِقَلِ دَيْنِهِ وَ سُوءِ حَالِ عِيَالِهِ وَ يُوَسْوِسُ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ أَيْنَ مَوْقِعُ هَاتَيْنِ مِنْ حَاجَتِكَ فَمَرَّ بِسَمَّاكٍ قَدْ بَارَتْ عَلَيْهِ سمكة [سَمَكَتُهُ‌] قَدْ أَرَاحَتْ فَقَالَ لَهُ سَمَكَتُكَ هَذِهِ بَائِرَةٌ عَلَيْكَ وَ إِحْدَى قُرْصَتَيَّ هَاتَيْنِ بَائِرَةٌ عَلَيَّ فَهَلْ لَكَ أَنْ تُعْطِيَنِي سَمَكَتَكَ الْبَائِرَةَ- وَ تَأْخُذَ قُرْصَتِي هَذِهِ الْبَائِرَةَ فَقَالَ نَعَمْ فَأَعْطَاهُ السَّمَكَةَ وَ أَخَذَ الْقُرْصَةَ ثُمَّ مَرَّ بِرَجُلٍ مَعَهُ مِلْحٌ قَلِيلٌ مَزْهُودٌ فِيهِ فَقَالَ هَلْ لَكَ أَنْ تُعْطِيَنِي مِلْحَكَ هَذَا الْمَزْهُودَ فِيهِ بِقُرْصَتِي هَذِهِ الْمَزْهُودِ فِيهَا قَالَ نَعَمْ فَفَعَلَ فَجَاءَ الرَّجُلُ بِالسَّمَكَةِ وَ الْمِلْحِ فَقَالَ أُصْلِحُ هَذِهِ بِهَذَا فَلَمَّا شَقَّ بَطْنَ السَّمَكَةِ وَجَدَ فِيهِ لُؤْلُؤَتَيْنِ فَاخِرَتَيْنِ فَحَمِدَ اللَّهَ عَلَيْهِمَا فَبَيْنَمَا هُوَ فِي سُرُورِهِ ذَلِكَ إِذْ قُرِعَ بَابُهُ فَخَرَجَ يَنْظُرُ مَنْ بِالْبَابِ فَإِذَا صَاحِبُ السَّمَكَةِ وَ صَاحِبُ الْمِلْحِ قَدْ جَاءَا يَقُولُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا لَهُ يَا عَبْدَ اللَّهِ جَهَدْنَا أَنْ نَأْكُلَ نَحْنُ أَوْ أَحَدٌ مِنْ عِيَالِنَا هَذَا الْقُرْصَ فَلَمْ تَعْمَلْ فِيهِ أَسْنَانُنَا- وَ مَا نَظُنُّكَ إِلَّا وَ قَدْ تَنَاهَيْتَ فِي سُوءِ الْحَالِ وَ مَرَنْتَ عَلَى الشَّقَاءِ قَدْ رَدَدْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْخُبْزَ وَ طَيَّبْنَا لَكَ مَا أَخَذْتَهُ مِنَّا فَأَخَذَ الْقُرْصَتَيْنِ مِنْهُمَا فَلَمَّا اسْتَقَرَّ بَعْدَ انْصِرَافِهِمَا عَنْهُ قُرِعَ بَابُهُ فَإِذَا رَسُولُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهماالسلام فَدَخَلَ فَقَالَ إِنَّهُ يَقُولُ لَكَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَتَاكَ بِالْفَرَجِ فَارْدُدْ إِلَيْنَا طَعَامَنَا فَإِنَّهُ لَا يَأْكُلُهُ غَيْرُنَا وَ بَاعَ الرَّجُلُ اللُّؤْلُؤَتَيْنِ بِمَالٍ عَظِيمٍ قَضَى مِنْهُ دَيْنَهُ وَ حَسُنَتْ بَعْدَ ذَلِكَ حَالُهُ فَقَالَ بَعْضُ الْمُخَالِفِينَ مَا أَشَدَّ هَذَا التَّفَاوُتَ بَيْنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ لَا يَقْدِرُ أَنْ يَسُدَّ مِنْهُ فَاقَةً إِذْ أَغْنَاهُ هَذَا الْغَنَاءَ الْعَظِيمَ كَيْفَ يَكُونُ هَذَا وَ كَيْفَ يَعْجِزُ عَنْ سَدِّ الْفَاقَةِ مَنْ يَقْدِرُ عَلَى هَذَا الْغَنَاءِ الْعَظِيمِ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهماالسلام هَكَذَا قَالَتْ قُرَيْشٌ لِلنَّبِيِّ صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم كَيْفَ يَمْضِي إِلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ وَ يُشَاهِدُ مَا فِيهِ مِنْ آثَارِ الْأَنْبِيَاءِ مِنْ مَكَّةَ وَ يَرْجِعُ إِلَيْهَا فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ مَنْ لَا يَقْدِرُ أَنْ يَبْلُغَ مِنْ مَكَّةَ إِلَى الْمَدِينَةِ إِلَّا فِي اثْنَيْ عَشَرَ يَوْماً وَ ذَلِكَ حِينَ هَاجَرَ مِنْهَا- ثُمَّ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهماالسلام جَهِلُوا وَ اللَّهِ أَمْرَ اللَّهِ وَ أَمْرَ أَوْلِيَائِهِ مَعَهُ إِنَّ الْمَرَاتِبَ الرَّفِيعَةَ لَا تُنَالُ إِلَّا بِالتَّسْلِيمِ لِلَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ وَ تَرْكِ الِاقْتِرَاحِ عَلَيْهِ وَ الرِّضَا بِمَا يُدَبِّرُهُمْ بِهِ إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ صَبَرُوا عَلَى الْمِحَنِ وَ الْمَكَارِهِ صَبْراً لَمْ يُسَاوِهِمْ فِيهِ غَيْرُهُمْ فَجَازَاهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَنْ أَوْجَبَ لَهُمْ نُجْحَ جَمِيعِ طَلِبَاتِهِمْ لَكِنَّهُمْ مَعَ ذَلِكَ لَا يُرِيدُونَ مِنْهُ إِلَّا مَا يُرِيدُهُ لَهُمْ‌[۱۳].&lt;br /&gt;
اجمال روایت این است که: کسی خدمت حضرت امام سجاد علیه‌السلام آمد و گفت من فقیر و بدهکار هستم و عیالی دارم که هزینه آنها بسیار است. حضرت گریه شدیدی کردند و وقتی از علت گریه‌شان سؤال شد فرمودند گریه برای مصیبتهای بزرگ است و چه مصیبتی بزرگتر از اینکه مومن حرّی برادر مؤمنش را در مصیبت ببیند و نتواند او را یاری کند.&lt;br /&gt;
گویا خبر در مدینه پخش شد و برخی از مخالفین طعنه زدند که تعجب است که این خاندان گاهی ادعا می‌کنند که آسمان و زمین فرمانبردار ایشان است و گاهی اعتراف می‌کنند که حاجت نزدیکانشان را هم نمی‌توانند ادا کنند.&lt;br /&gt;
آن شخص بدهکار دوباره خدمت امام آمد و از این طعنه و بدگوئی مخالفان شکایت کرد و عرض کرد مصیبت این بدگوئی‌ از شما از سختی بدهکاری برای من بیشتر است. حضرت فرمودند: قَدْ أَذِنَ اللَّهُ فِي فَرَجِكَ الان خداوند اجازه داد تا برای تو گشایشی حاصل شده و حاجتت قضا شود. به خادمه خود فرمودند سحری و افطاری من را بیاور. سحری و افطاری دو گرده نان بود، آن را به فقیر دادند و فرمودند خداوند با این دو گرده نان حاجت تو را بر آورده می‌نماید.&lt;br /&gt;
آن شخص در راه با ماهی‌فروشی مواجه شد که یک ماهی داشت و ماهیش را کسی نمی‌خرید. یک نان را با ماهی مبادله کرد. سپس به نمک فروشی رسید که مقداری نمک روی دستش مانده بود و نان دیگر را با نمک معاوضه نمود. وقتی شکم ماهی را پاره کرد تا با نمک غذائی طبخ کند در شکم آن دو لؤلؤ گرانقیمت یافت و شکر خدا نمود. در همین حین صاحبان ماهی و نمک آمدند و گفتند این نان قابل خوردن نیست و ما آن را به تو برمی‌گردانیم و نمک و ماهی خود را هم نمی‌خواهیم. و پس از مدتی فرستاده حضرت امام سجاد علیه السلام آمد و گفت حضرت فرمودند: خداوند گشایش تو را رساند و آن نان را کسی غیر از من نمی‌خورد، آن نان را به ما برگردان.&lt;br /&gt;
آن شخص آن دو لؤلؤ را به قیمتی زیاد فروخت و دینش را ادا کرد و زندگیش سامان گرفت و خبر در شهر منتشر شد. برخی از مخالفین این بار گفتند: چگونه ممکن است که علی بن الحسین علیهماالسلام یک بار از ادای دین این شخص عاجز بود و یک بار او را این طور غنی و بی‌نیاز نمود؟&lt;br /&gt;
امام سجاد فرمودند نظیر همین اشکال را به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز می کردند که چطور کسی که از از مکه تا مدینه دوزاده روز در راه بوده است ادعا می‌کند که در یک شب تا بیت المقدس رفته و آنجا زیارت کرده و بازگشته است؟&lt;br /&gt;
سپس حضرت فرمودند: جَهِلُوا وَ اللَّهِ أَمْرَ اللَّهِ وَ أَمْرَ أَوْلِيَائِهِ مَعَهُ إِنَّ الْمَرَاتِبَ الرَّفِيعَةَ لَا تُنَالُ إِلَّا بِالتَّسْلِيمِ لِلَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ وَ تَرْكِ الِاقْتِرَاحِ عَلَيْهِ وَ الرِّضَا بِمَا يُدَبِّرُهُمْ بِهِ إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ صَبَرُوا عَلَى الْمِحَنِ وَ الْمَكَارِهِ صَبْراً لَمْ يُسَاوِهِمْ فِيهِ غَيْرُهُمْ فَجَازَاهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَنْ أَوْجَبَ لَهُمْ نُجْحَ جَمِيعِ طَلِبَاتِهِمْ لَكِنَّهُمْ مَعَ ذَلِكَ لَا يُرِيدُونَ مِنْهُ إِلَّا مَا يُرِيدُهُ لَهُمْ‌.&lt;br /&gt;
«قسم به خدا شأن و أمر خدا و شأن اولیاء خدا را با او نشناختند. رسیدن به مراتب بلند ممکن نیست مگر با تسلین در برابر خداوند جلّ‌ثناؤه و نظر ندادن در برابر او و رضایت به آنچه خداوند بدان بندگانش را تدبیر می نماید. اولیاء خدا بر سختی ‌ها و شدائد صبر کردند و کسی در این صبر با ایشان مساوی نشد و خداوند در جزاء این امر همه حاجات ایشان را مقضی و روا قرار داد و هرچه بخواهند محقق میشود ولی اولیاء با این وجود باز هم از خداوند طلب نمی‌کنند و نمی‌خواهند مگر آنچه را که او برایشان بخواهد.&lt;br /&gt;
این جمله بسیار کلیدی است و تأمل در آن نکات زیادی را در مباحث ولایت تکوینی و علم امام و عصمت و ... حل می‌کند.&lt;br /&gt;
و خلاصه کلام اینکه امام اگر اراده‌شان به التفات به چیزی تعلق بگیرد و بدان التفات کنند فوراً آن چیز با تمام جهاتش منکشف میشود ولی چون در مقام رضا و تسلیم متمکنند و اراده‌شان فانی در اراده خداوند است جز بر طبق اراده الهی اراده نمی‌کنند و لذا طبق اراده الهی به بسیاری از امور ملتفت نشده و از آنها تفصیلاً مطلع نمی‌شوند و به همین جهت حال خوف و رجاء در امور دنیوی در قلبشان باقی است و دعا می‌کنند و گاهی آن چنان رفتار می‌کنند که شخص غیرمطلع رفتار می‌کند.&lt;br /&gt;
پس ما با دو قضیه مواجهیم: «إذا شاؤوا أن یعلموا علموا» و «لایشاءؤن إلا أن یشاء الله». نتیجه این دو شرطیه این است که امام فقط وقتی به حقائق باطنی علم پیدا می‌کنند که خداوند بخواهد و در غیر این صورت خود امام هم نمی خواهد که علم پیدا کند و لذا علم پیدا نمی‌کند.&lt;br /&gt;
از اینجا معلوم می‌شود که متکلمان پیشین نیمی از راه در مسأله علم امام درست طی کرده بودند که گفتند: علم امام در گرو اراده خداوند است و فقط هر وقت او بخواهد عالم می‌شود ولی از دو نکته غافل بودند:&lt;br /&gt;
۱. وقتی خداوند اراده می‌کند و امام عالم میشوند علم از بیرون به او افاضه نمی‌شود بلکه به درون خود (عالم لوح محو و اثبات یا لوح محفوظ یا مقام ولایت) سفر می‌کند و علم را از باطن خود تلقی می‌کند. (پس نباید امام را از جایگاه اصلی خود خارج نموده و فقط در عالم پائین منحصر نمود).&lt;br /&gt;
۲. امام هر وقت اراده و التفات کنند علم حاصل میشود و وقتی خداوند اراده نمی‌کند امام هم اراده نمی‌کند، نه اینکه مانند انسانهای عادی امام بخواهند بدانند ولی چون خداوند نخواسته خواست امام اثر نکند و علم حاصل نشود. (میان اراده حجت خدا و خدا نباید فاصله انداخت).&lt;br /&gt;
رفتار امام علیه‌السلام را در زندگی باید در اساس مجموع این دو قضیه («إذا شاؤوا أن یعلموا علموا» و «لایشاءؤن إلا أن یشاء الله») تفسیر کرد و با التفات به آن نکات زیادی در سیره اهل بیت علیهم‌السلام و رفتارهای به ظاهر متفاوت حل می‌شود و معلوم می‌شود که در حقیقت همه این رفتارها یک مسیر ثابت و یکسان داشته و همه بر اساس نزول اراده از عالم توحید به کثرت انجام می‌شده است.&lt;br /&gt;
http://erfanvahekmat.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%28%D8%AA%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84_%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D9%88_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE_%D8%A8%D9%87_%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%AA%29&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جمیع ائمه اطهار(ع) از نحوه و زمان و کیفیت شهادت خود آگاه بودند. آیا حضور در آن موقعیت و زمان، جوری خودکشی محسوب نمی شود؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند پاسخ در این زمینه وجود دارد: T}پاسخ اول:{T هر چند ائمه(ع) از علم غیب برخوردارند و به وقایع گذشته و حوادث حال و آینده آگاهى دارند ؛ اما تکلیف آنان مانند سایر افراد بشر بر اساس علم عادى است و علم غیب براى آنان تکلیفى به دنبال نمى‏آورد به همین دلیل علم غیب ائمه(ع) از نحوه شهادت خود براى آنان تکلیف آور نیست. امام بر اساس علم عادى خود میوه‏اى را پیش روى خود مى‏بیند که مانعى از خوردن آن نیست و بر همین اساس تناول آن میوه جایز است اگر چه بر اساس علم غیب از مسموم بودن آن آگاهى دارد. براى على(ع) بر اساس علم عادى بشرى شب نوزدهم رمضان سال چهلم هجرى مانند سایر شبهاست به همین جهت به سمت مسجد حرکت مى‏کند علم غیبى که به اذن خداوند در مورد شهادت خود دارد براى ایشان تکلیفى ایجاد نمى‏کند. برخى از کسانى که این پاسخ را ذکر کرده‏اند در تأیید این مطلب که ائمه(ع) بر اساس علم عادى خود مکلف هستند دو دلیل ذکر مى‏کنند: 1- عمل بر اساس علم غیب با حکمت بعثت انبیا و نصب ائمه منافات دارد زیرا در این صورت جنبه اسوه و الگو بودن خود را از دست خواهند داد؛ و سایر افراد بشر از وظایف فردى و اصلاحات اجتماعى به بهانه برخوردار بودن ائمه از علم غیب و عمل بر اساس علم خدادادى از وظیفه خود سرباز خواهند زد. 2- عمل براساس علم غیر عادى موجب اختلال در نظام عالم هستى است زیرا مشیت و اراده خداوند به جریان امور بر اساس نظام اسباب و مسببات طبیعى و علم عادى نوع بشر تعلق گرفته است. به همین جهت پیامبر و ائمه(ع) براى شفاى بیمارى خود و اطرافیان خویش از علم غیب استفاده نمى‏کردند شاید یکى از حکمت‏هاى ممنوع بودن تمسک به نجوم، تسخیر جن، و غیره براى غیب گویى و کشف غیر عادى حوادث آینده، نیز همین اختلال در نظام عالم هستى باشد. V}(آیت الله لطف الله صافى، معارف دین، ج 1، ص 121) {V T}پاسخ دوم:{T هر چند بر طبق روایات فراوان ائمه(ع) نسبت به همه آنچه که در گذشته واقع شده و در آینده حادث خواهد شد و در زمان حاضر در حال رخ دادن است علم و آگاهى دارند. V}(اصول کافى، ج 1، باب ان الائمه(ع) یعلمون علم ما کان و ما یکون... و بحارالانوار، ج 16، باب 14){V اما به موجب روایات متعدد دیگر که در زمینه علم غیب امام(ع) آمده است، استفاده مى‏شود که این علم به صورت بالفعل نیست، بلکه شأنى است یعنى هر گاه اراده کنند و بخواهند که چیزى را بدانند خداوند سبحان آنان را عالم و آگاه خواهد کرد. H}«اذا اراد الامام ان یعلم شیئا اعلمه الله ذالک{H؛هر گاه امام اراده کند که چیزى را بداند، خداوند او را آگاه خواهد کرد» V}(اصول کافى، ج 1، باب ان الائمه اذا شاؤو ان یعلموا علموا ؛ و بحارالانوار، ج 26، ص 56، روایات 117و 116) {V حاصل سخن این که علم غیب امام(ع) شأنى است نه فعلى. بر اساس همین نکته ممکن است نسبت به نحوه شهادت خود علم نداشته‏اند چون اراده نکرده‏اند که بدانند. V}(محمدرضامظفر، علم امام، ترجمه و مقدمه على شیروانى، ص 73، قابل ذکر است علامه مظفر این پاسخ را به عنوان یک احتمال ذکر مى‏کند ولى آن را نمى‏پذیرد.) {V T}پاسخ سوم:{T اساسا پیامبر اکرم و ائمه(ع) تکالیف و وظایف مخصوص به خود دارند به همین جهت آنان در عین این که مى‏دانستند در فلان جنگ دشمن غلبه خواهد کرد وظیفه داشته‏اند اقدام کنند ؛ یا مى‏دانستند کارى که انجام مى‏دهند منجر به شهادتشان خواهد شد، مثل خوردن میوه مسموم یا رفتن على(ع) به مسجد کوفه در شب نوزدهم رمضان با این حال وظیفه داشته‏اند این کارها را انجام دهند و این اعمال هر چند براى ما به هلاکت انداختن نفس و حرام است اما براى آنان وظیفه‏اى مخصوص است مثل نماز شب که براى رسول اکرم(ص) واجب بوده است اما براى سایر مسلمانها مستحب است. V}(علامه طباطبایى، المیزان، ج 18، ص 194، به عنوان یک قول نقل کرده‏اند) {V T}پاسخ چهارم (از علامه طباطبایى):{T جواب اساسى در این زمینه همین پاسخ است و پاسخ‏هاى قبلى در صورتى که با این بیان تفسیر شوند، توجیه صحیحى پیدا مى‏کنند. نکته اصلى در این پاسخ شناخت چگونگى علم غیب امام(ع) است که متوقف بر ذکر چند مقدمه است: الف) قضا و قدر الهى: قدر به معناى حد و اندازه است و مقصود از قدر الهى این است که خداوند براى هر پدیده و مخلوقى خصوصیات وجودى خاصى قرار داده است و تحت تأثیر علت خاصى آن را موجود مى‏گرداند. یعنى پدید آمدن یک شى‏ء از علت خاص و نیز داشتن اوصاف و ویژگى‏هاى وجودى خاص، قدر آن شى‏ء است حد و اندازه وجودى آن شى‏ء است که خداوند براى آن قرار داده است. به تعبیر دیگر تقدیر الهى همان نظام علت و معلولى حاکم بر جهان هستى است که هر پدیده‏اى معلول علت خاصى است و قهرا اوصاف و خصوصیات وجودى‏اش نیز متناسب و بر آمده از همان علت است. قضا به معناى قطعى کردن، فیصله دادن و به انجام رساندن کار است و مقصود از قضاى الهى این است که خداوند به هر پدیده‏اى پس از تحقق علت تامه‏اش ضرورت وجود را اعطا کرده. تحقق حتمى معلول، به دنبال تحقق علت تامه، قضاى الهى است قضا و قدر الهى در حقیقت از شؤون خلق و ایجاد خداوند است و مى‏توان آن را به صفت خالقیت برگرداند. ب) علم الهى: علم الهى به قضا و قدر پدیده‏هاى عالم هستى تعلق مى‏گیرد. خداوند از ازل عالم است به این که چه پدیده‏اى با چه اوصاف و ویژگى‏هایى تحت تأثیر علت تامه‏اش موجود است باید توجه داشت که علم خداوند به پدیده‏هاى هستى علم با واسطه یعنى علم به صورت آن‏ها نیست بلکه خود پدیده‏ها با تمام وجودشان نزد او حاضرند. بنابراین علم خداوند تعلق مى‏گیرد به حقایق عالم هستى همان گونه که در متن واقع موجودند علم خداوند علم حضورى به واقع عینى است. از سوى دیگر چون در مرتبه وجودى خداوند زمان و مکان معنى ندارد ؛ علم او به پدیده‏هاى عالم هستى در بستر زمان نیست بلکه گذشته و حال و آینده به صورت یک پارچه نزد او حاضر است اما براى ما که موجودات زمانى و محصور به زمان هستیم و تحقق عینى حوادث و پدیده‏ها را از دریچه زمان مى‏نگریم، در گذشته نبوده و در آینده موجود خواهد شد بنابراین علم خداوند به مخلوقات خویش بدین معناست که: حقایق و حوادث هستى، همراه با بستر زمانى شان (گذشته و حال و آینده) به صورت یک جا در نزد خداوند حاضرند. به همین جهت این علم خداوند تأثیرى در حوادث عالم ندارد و موجب تغییر آنها نمى‏تواند باشد چون علم خداوند علم به متن واقع و حضور عین واقع در نزد خداست یعنى علم خداوند تعلق مى‏گیرد به مخلوقات و پدیده‏هاى هستى، به همان صورت که در متن واقع موجودند. علم خداوند به افعال اختیارى انسان نیز بر همین منوال است. افعال اختیارى انسان نیز یکى از پدیده‏هاى عالم هستى است که بر اساس نظام علت و معلولى که حاکم بر جهان هستى، تحت تأثیر علت تامه‏اش محقق مى‏شود. یکى از اجزاء علت تامه افعال انسان، اراده است. علم خداوند به قضا و قدر افعال اختیارى انسان تعلق مى‏گیرد و به همین جهت موجب جبر نیست یعنى خداوند از ازل به افعالى که بر اساس اراده و اختیار انسان از او صادر مى‏شود علم دارد. و همانگونه که بیان شد علم الهى تعلق مى‏گیرد به این واقعیات عینى همانگونه که در خارج موجودند و به همین جهت این علم موجب تغییر واقع عینى (تحقق فعل اختیارى به دنبال تحقق علت تامه‏اش) نمى‏شود. ج) علم امام: امام علاوه بر علم عادى که براى نوع بشر قابل تحصیل است از علم لدنى و خدادادى (علم غیب) نیز بهره‏مند است امام(ع) به حسب علو رتبه وجودى‏اش با لطف و اذن الهى به سرچشمه علم الهى متصل مى‏شود واز حقایق حوادث عالم همان گونه که در متن واقع هستند آگاه مى‏شود یعنى علم غیب امام از سنخ علم الهى و اتصال به منبع علم الهى است و همان گونه که در علم الهى بیان شد این علم علم به واقع عینى است و معنى ندارد که منشأتغییر در حوادث عالم باشد. بر اساس علم غیب حقایق حوادث عالم از جمله افعال اختیارى خود امام همراه با علت تامه‏اش که علم عادى واراده از اجزاء این علت است نزد امام حاضر است این حضور، حضور بى‏واسطه‏ى عین معلوم و واقع عینى نزد امام است. بر این اساس، امام حقیقت افعال اختیارى خود را، مانند خوردن میوه مسموم یا ضربت خوردن به دنبال حرکت به مسجد کوفه، از منظرى بالاتر که همان منظر علم الهى است، مى‏نگرد. به همین جهت از آن‏جا که علم غیب امام از سنخ علم الهى است، تأثیرى در حوادث عالم ندارد و به همین علت، این علم براى امام تکلیف آور نیست چون علمى موجب تکلیف است که مکلف بتواند بر اساس آن علم، منشأ تغییر و تأثیر باشد. علاوه بر این، وقتى امام با لطف و اذن الهى به مرتبه اعلاى کمال و علو وجودى مى‏رسد و با منبع علم الهى تماس پیدا مى‏کند، در اوج مقام فناى در ذات الهى است؛ او در این مقام خود نمى‏بیند و خود نمى‏پسندد، فقط خدا را مى‏بیند و تنها مشیت الهى را مى‏پسندد، خواسته‏اى غیر از خواست و مشیت الهى ندارد. در این مقام وقتى اراده و مشیت الهى را (بر اساس نظام علت و معلولى و قضاو قدر) در تحقق حوادث و پدیده‏هاى هستى به دنبال علت تامه شان مى‏یابد خواسته‏اى بر خلاف آن ندارد. «پسندد آنچه را جانان پسندد» به همین جهت تلاش براى تغییر این حوادث، از جمله شهادت خود، با قطع نظر از این که تأثیرى ندارد، با مقام فنا و رضا و حب لقاء الله نیز سازگار نیست. با توجه به پاسخ چهارم، سایر پاسخ‏ها مى‏توانند توجیه درستى پیدا کنند: پاسخ اول که ائمه(ع) را مکلف به علم عادى مى‏دانست نه بر اساس علم غیب، با توجه به حقیقت علم غیب مستدل و موجه مى‏شود زیرا روشن شد علم غیب امام از سنخ علم الهى است که علم به واقع عینى است و تأثیرى در تغییر حوادث عالم ندارد لذا تکلیف آور نیست. پاسخ دوم نیز با توجه به حقیقت علم امام کامل مى‏شود زیرا این که علم غیب امام بالفعل نیست بلکه شأنى است یعنى هر گاه امام اراده کند که بداند مى‏داند هر چند مطلب کاملاً درستى است ؛ اما باز جاى این سؤال باقى است که شاید ائمه با علم شأنى از کیفیت شهادت خود آگاه بوده‏اند یعنى اراده کرده‏اند که بدانند ـ که اتفاقا روایات متعددى دلالت بر علم ائمه به شهادتشان دارد. V}(اصول کافى، ج 1، ص 258، احادیث 1 تا 8){V پاسخ کامل این است که علم غیب امام به نحوه شهادت خود، از سنخ علم الهى است که تأثیرى در حوادث عالم ندارد هم‏چنین پاسخ سوم با همین تفسیر اگر توجیه شود صحیح خواهد بود زیرا: اگر مقصود از این که تکلیف ائمه با سایر افراد بشر متفاوت است این باشد که خداوند اصلاً دو سنخ تکلیف جعل و تشریع کرده است یک دسته براى پیامبر(ص) و امام و یک دسته براى سایر افراد بشر، سخنى کاملاً نادرست و غیر مطابق با واقع است. تکالیف الهى بر اساس مصالح و مفاسدى که متوجه انسان است تشریع شده و همه افراد بشر از جمله پیامبر و امام در آن مشترکند، به جز چند حکم خاصى که نبى اکرم(ص) داشته‏اند و به دلیل معتبر اختصاصی بودن آنها ثابت شده است. اما اگر مقصود این باشد که علم غیب ائمه به نحوه شهادتشان چون از سنخ علم الهى است بر خلاف علوم عادى بشر تکلیف «وجوب حفظ جان از خطر و هلاکت» را براى آنان به دنبال نمى‏آورد پاسخ صحیحى است که در گرو شناخت حقیقت علم الهى است که پاسخ چهارم به آن مى‏پردازد. در زمینه پاسخ چهارم مى‏توانید به آثار زیر مراجعه کنید: 1- المیزان، ج 18، ص 192، ج 13، ص 74و 72، ج 19، ص 92، ج 12، ص 144، ج 4، ص 28. 2- معنویت تشیع، علامه طباطبایى، مقاله علم امام ، ص 215. 3- در محضر علامه طباطبایى، محمد حسین رشاد، ص 121.&lt;br /&gt;
پژوهشگران وبگاه پرسمان، پرسش 88107 http://www.porseshkadeh.com/Question/40109/%D8%AC%D9%85%DB%8C%D8%B9-%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B7%D9%87%D8%A7%D8%B1(%D8%B9)-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D9%88-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حديثى از امام صادق «عليه السلام» مى‏خوانيم: «اذا اراد الامام ان يعلم شيئا اعلمه اللّه بذلك»: «هنگامى كه امام اراده مى‏كند چيزى را بداند خدا به او تعليم مى‏دهد.» اين وجه جمع، بسيارى از مشكلات را در زمينه علم پيامبر «صلى الله عليه و آله» و امام «عليه السلام» حل مى‏كند، از جمله اينكه: چگونه آنها، آب يا غذائى را كه مثلًا مسموم بود مى‏خوردند، در حالى كه جايز نيست انسان به كارى كه موجب خطر براى او است اقدام كند، بايد گفت در اين گونه موارد پيامبر «صلى الله عليه و آله» يا امام «عليه السلام» اجازه نداشته‏اند كه اراده كنند تا اسرار غيب بر آنها آشكار گردد. همچنين گاه مصلحت ايجاب مى‏كند پيامبر صلى الله عليه و آله يا امام «عليه السلام» مطلبى را نداند، يا آزمايشى براى او صورت گيرد كه موجب تكامل او گردد، همانگونه كه در داستان‏ «ليلة المبيت» آمده است كه على «عليه السلام» در بستر پيغمبر صلى الله عليه و آله خوابيد، در حالى كه از خود آن حضرت نقل شده است كه نمى‏دانست صبحگاهان كه مشركان قريش به آن بستر حمله مى‏كنند شهيد خواهد شد يا جان به سلامت مى‏برد؟ در اينجا مصلحت اين است كه امام «عليه السلام» از سر انجام اين كار آگاه نگردد، تا آزمون الهى تحقق يابد، و اگر امام «عليه السلام» مى‏دانست كه در بستر پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏خوابد و صبح سالم برمى‏خيزد چندان افتخارى محسوب نمى‏شد، و آنچه در آيات قرآن و روايات در اهميت اين ايثارگرى وارد شده است چندان موجّه به نظر نمى‏رسيد. آرى مسأله علم ارادى، پاسخى است براى تمام اينگونه اشكالات. &lt;br /&gt;
http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?pid=61782&amp;amp;lid=0&amp;amp;mid=3774&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 چرا امام {{ع}} با علم به اینکه غذایی مسموم است، از آن استفاده می کند؟==&lt;br /&gt;
 چون در همان حال که مثلاً شخص معصوم می داند که این غذا مسموم است، این را هم می داند که زمان مرگ او رسیده و عامل مرگ او همین غذای مسموم می باشد. لذا ائمه اطهار {{ع}} اگر چه علم غیب داشتند، امّا مکلّف بودند که مثل افراد عادی جامعه زندگی کنند، و از علم غیب خود جز در امور مربوط به امامتشان و بخصوص به عنوان معجزه استفاده ننمایند. لذا آنگاه که غذایی مسموم جلویشان گذاشته می شد، اگر از راه عادی به مسموم بودن آن غذا علم نداشتند و جای ابراز معجزه هم نبود، مثل افراد عادی رفتار نموده آن غذا را می خوردند. و این خودکشی حرام نیست. چون خدا به معصوم امر نموده که در چنین مواردی تابع علم عادی باشد. امّا اگر غذایی مسموم جلویش می گذاشتند و او علم داشت که هنوز زمان مرگش فرانرسیده، از آن غذا نمی خورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پژوهشگران وبگاه پرسمان، پرسش 510632&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://sokhanha.ir/wp-content/uploads/2014/06/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%BA%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%BA%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D9%85%D9%88%D9%85.htm&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمد نظیر عرفانی در پایان نامه بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شبهه این است که معصومان{{عم}} اگر علم غیب ‏داشتند، باید در هر مسیری به مقصد خود برسند، چون شخص عاقل وقتی برای رسیدن به هدف خود، دو راه پیش روی خود می‏بیند، یكی قطعی و یكی راه خطا، هرگز آن راهی را كه می‏داند خطا است طی نمی‏كند، بلكه آن راه دیگر را می‏رود كه یقین دارد به هدفش می‏رساند.  در حالی كه می‏بینیم آن حضرات چنین نبودند، و در زندگی راههایی را طی‏ می‏كردند كه به مصائبی منتهی می‏گشت، و اگر علم به غیب می‏داشتند باید بگوییم عالماً و عامداً خود را به مهلكه می‏افكندند، مثلا در روز جنگ احد آنچه بر رسول خدا{{صل}} واقع شد، و یا علی{{ع}} خودش عالماً و عامداً در معرض ترور ابن ملجم قرار گرفت، و همچنین حسین{{ع}} عمدا خود را گرفتار مهلكه كربلا ساخت، و سایر ائمه{{عم}} عمدا غذای سمی را خوردند. و معلوم است كه القاء در تهلكه یعنی خویشتن را به دست خود به هلاكت افكندن عملی است حرام، و نامشروع.&lt;br /&gt;
پاسخ :&lt;br /&gt;
در پاسخ به این شبهه باید گفت که این اشكال یك مغالطه بیش نیست، برای اینكه در این اشكال بین علوم عادی و علوم غیر عادی خلط شده، و علم به غیب علمی است غیر عادی كه كمترین اثری در مجرای حوادث خارجی ندارد.&lt;br /&gt;
علامه طباطبایی در بیان اینكه علم غیب اثری در جریان حوادث خارجی ندارد، می‌نویسد:&lt;br /&gt;
افعال اختیاری ما همان طور كه مربوط به اراده ما است، همچنین به علل و شرائط دیگر مادی و زمانی و مكانی نیز بستگی دارد كه اگر آن علل و شرائط هم با خواست ما جمع بشود، و با آن مساعدت و هماهنگی بكند، آن وقت علت پیدایش و صدور آن عمل از ما علتی تامه می‏شود كه صدور معلول به دنبالش واجب و ضروری است، برای اینكه تخلف معلول از علت تامه‏اش محال است.&lt;br /&gt;
پس نسبت فعل كه گفتیم معلول است، به علت تامه‏اش، نسبت وجوب و ضرورت است، مانند نسبتی كه هر حادثه دیگر به علت تامه‏اش دارد. و اما نسبتش به اراده ما كه جزء علت است، نه تمام علت، نسبت جواز و امكان است، نه ضرورت وجوب تا بگوییم تخلفش محال است.&lt;br /&gt;
پس روشن گردید كه تمامی حوادث خارجی كه یكی از آنها افعال اختیاری ما است، وقتی در خارج حادث می‏شود كه حدوثش به خاطر تمامیت علت، واجب شده باشد، و این منافات ندارد با این كه در عین حال صدور افعال ما نسبت به خود ما به تنهایی ممكن باشد، نه واجب. &lt;br /&gt;
حال كه معلوم شد هر حادثی از حوادث، و از آن میان هر فعلی از افعال اختیاری ما در عین اختیاری بودن، معلولی است كه علت تامه‏ای دارد، و اگر نمی‏داشت محال بود كه حادث شود، هم چنان كه با فرض نبودن آن علت، محال بود حادث گردد، پس تمامی حوادث عالم، سلسله نظام یافته‏ای است، كه همگی و مجموعه‏اش متصف به وجوب است، یعنی محال است یكی از آن حوادث كه به منزله یك حلقه از این زنجیر است از جای خودش حذف شود، و جای خود را به چیز دیگر و حادثه‏ای دیگر بدهد.&lt;br /&gt;
و نیز معلوم شد كه پس این سلسله و زنجیر از همان روز اول واجب بوده- چه گذشته‏هایش و چه حوادث آینده‏اش- حال اگر فرض كنیم كه شخصی به این سلسله یعنی به سراپای حوادث عالم آن طور كه هست و خواهد بود علم داشته باشد، این علم نسبت هیچ یك از آن حوادث را هر چند اختیاری هم باشد تغییر نمی‏دهد و تاثیری در نسبت آن نمی‏كند، یعنی با فرض اینكه نسبت وجوب دارد، ممكنش نمی‏سازد، بلكه هم چنان واجب است.&lt;br /&gt;
فرض كنیم كه علی{{ع}} می‏دانست كه در روزی معین و ساعتی معین و به دست شخصی معین ترور می‏شود، حال با توجه به آنچه گفتیم كه تمام حوادث عالم واجب و ضروری الوجود است، و ممكن نیست یكی از آنها از سلسله به هم پیوسته حذف شود، علم امام{{ع}} حادثه ترور خود را ممكن الوجود نمی‏كند، چه علم داشته باشد و چه نداشته باشد، این حادثه حادث شدنی بود، و حال كه علم دارد، این علم، تكلیفی برای آن جناب ایجاد نمی‏كند، و او را محكوم به این حكم نمی‏سازد كه امروز به خاطر احساس خطر از رفتن به مسجد خودداری كن، و یا ابن ملجم را بیدار مكن، و یا برای خود نگهبانی معین كن، چون این علم علم به غیب (یعنی شدنی‏ها) است، نه علم عادی تا تكلیف آور باشد.)&lt;br /&gt;
و نیز چنین نیست كه علم یقین به سلسله علل منافات با علم عادی داشته باشد، و آن را باطل سازد، به شهادت اینكه می‏بینیم بسیار می‏شود كه انسان علم عادی به چیزی دارد، ولی عمل بر خلاف آن می‏كند، هم چنان كه قرآن كریم در آیه‏ «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا»  می‏فرماید: كفار با علم عادی یقین دارند به اینكه با انكار و عناد در برابر حق معذب شدنشان در آتش یقینی است، در عین حال به انكار و عناد خود اصرار می‏ورزند، به خاطر اینكه در سلسله علل كه یك حلقه‏اش هوای نفس خود آنان است، انكارشان حتمی و نظیر علم عادی به وجوب فعل است. &lt;br /&gt;
صفحه209&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منصف علی مطهری در پایان نامه علم ائمه از نظر عقل و نقل=&lt;br /&gt;
رفتار ائمه با مردم بر اساس امارات ظاهری مستلزم این نیست که آنها بر واقع علم نداشته باشند زیرا جائز است تکلیف آنها عمل به ظاهر باشد هرچند مخالف با علم واقعی آنها بشود زیرا می‌بینیم که در مقام دعوی، شاهد خواسته یا کسانی که مستحق حد بودند تا زمانی که خودشان اقرار نکرده‌اند به علم واقعی عمل نمی‌نمودند. زیرا عمل با مردم طبق علم واقعی که دارند، ممکن نیست.  &lt;br /&gt;
ص156&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B2%DB%B6_%D9%88_%DB%B2%DB%B7_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%AC%D9%86_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D8%B2_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%DA%86%D9%87_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%AE%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=52929</id>
		<title>بحث:با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B2%DB%B6_%D9%88_%DB%B2%DB%B7_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%AC%D9%86_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D8%B2_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%DA%86%D9%87_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%AE%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=52929"/>
		<updated>2017-05-27T14:20:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ}}﴾}} این تعبیر بیانگر آن است که رضایت الهی در اینجا مفهوم خاصی داشته که شامل هرکس نمی‌شود بلکه در مورد کسی چون &amp;quot;رسول الهی&amp;quot;قابل تصدیق است و خدای تعالی هر پیغمبری را که بخواهد به هر مقدار از غیب مختص به خود که بخواهد آگاه می‌سازد و قطعا رسول اکرم از کسانی است که برای آگاهی از غیب برگزیده است زیرا ایشان اشرف رسولان مورد رضایت خداوند است.&lt;br /&gt;
=منصف علی مطهری در پایان نامه علم ائمه از نظر عقل و نقل=&lt;br /&gt;
از این آیه با توجه به تفاسیر مختلف نکات ذیل بدست می‌آیند:&lt;br /&gt;
#علم غیب مخصوص خداوند است مگر آن کسی را که پسندیده است. &amp;quot;من&amp;quot; بیانیه است. یعنی مگر رسول خدا که به بعضی از آن اطلاع دهدبه توسط ملک و مشاهده او برحسب مصلحت و حکمت تا معجزه وی باشد (...) (کاشانی، ملا فتح الله، منهج الصادقین، ج10، ص41)&lt;br /&gt;
#رسول خداو پیامبران در اثر ارتباط با تعلیمات ربوبی و اخبار و انباء غیبی پاره ای از اسرار خلقت و حقائق بر آنها مکشوف است (...) (الهمدانی، سید محمد حسین، انوار درخشان، ج17، ص136)&lt;br /&gt;
ص123&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D9%81%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%A8%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%88_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%AC%D9%85%D8%B9_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=52915</id>
		<title>بحث:چگونه آیات نافی علم غیب از غیر خدا با آیات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D9%81%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%A8%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%88_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%AC%D9%85%D8%B9_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=52915"/>
		<updated>2017-05-27T11:35:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;چند پاسخ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ نخست ==&lt;br /&gt;
بعضی از آیات در قرآن کریم هست که ممکن است به وسیله آنان استدلال شود بر نفی علم غیب از غیر خداوند سبحان مثل آیات: ((۵۰ انعام))، ((۱۸ اعراف))، ((۶۵ نمل))، ((۱۲۳ هود))ز در مقام جواب به این استدلال میگوییم:بعد از اینکه برای ما با ادله قرآنی و روایی دیگر به طور قطع ثابت شد که انبیا و اولیا به نحو موجبه جزییه علم به غیب دارندو این علم غیب به صورت مستقل و از نزد خودشان نیست بلکه از نزد خداوند و به تعلیم و افاضه اوست و جمع بین این نفی و اثبات این است که: آیا ت نافی علم غیب از غیر خدا در صدد بیان این است که انسان به مقتضای ذاتش که همان انسان بما هو انسان باشد،عالم به غیب نیست اما این آیات در صدد این نیست که بگوید انسان نمیتواند عالم به غیب باشد حتی به وسیله اعطاء و تعلیم الهی،بلکه آیات مثبت، این مسئله را ثابت میکند. (ک.ح)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«قُلْ لا أَمْلِکُ لِنَفْسی نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَ ما مَسَّنِیَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذیرٌ وَ بَشیرٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ؛1&lt;br /&gt;
بگو: من قدرتِ [جلبِ ] سودی و [دفعِ ] زیانی را از خود ندارم؛ جز آن چه خدا خواهد و [غیب هم نمی دانم ] اگر غیب می دانستم، یقیناً برای خود از هر خیری فراوان و بسیار فراهم می کردم و هیچ گزند و آسیبی به من نمی رسید. من فقط برای گروهی که ایمان می آورند، بیم دهنده و مژده رسانم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرسش: از برخی آیات فهمیده می شود که حضرت رسول صلی الله علیه وآله علم غیب نداشته است و می بایست این مطلب را نیز به مردم اعلام کند؛ در حالی که از برخی دیگر از آیات و روایات و شواهد تاریخی به دست می آید که آن حضرت علم غیب داشته، از آینده خبر می داد؛ مانند هشداری که به عایشه داد که از سگ های حوأب دوری کند که اشاره به جنگ جمل است که در آینده اتفاق افتاد؛2 این دو چگونه با هم سازگارند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ابتدا مناسب است گفته شود که فهم قرآن، بدون متخصص، مشکل است؛ به طور مثال در قرآن آیات محکم و متشابه وجود دارد و محکمات قرآن طوری است که همه می فهمند و نیازی به آیة دیگری هم ندارد؛ مثل «إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْظالِمِینَ»، «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»3؛ اما آیة «الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی»4 و یا جایی که می فرماید: «خدا کرسی و تخت دارد که آسمان و زمین را در برگرفته، «... وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» و آیة دیگری که می گوید: «خداوند بر عرش نشسته، و هشت ملک او را جابه جا می کنند»،5 این گونه آیات را متشابه می گویند. معنای متشابهات را فقط خدا می داند و کسانی که راسخ در علم و دانش الهی و متخصصند؛ «وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ...».6 البته گاهی در این موارد وقتی چند آیه را کنار هم بگذاریم، معنا روشن می شود.&lt;br /&gt;
همچنین در قرآن «آیات عام و خاص» داریم؛ به طور مثال در سورة انعام، آیة 51 آمده است: «لَیْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِیٌّ وَ لا شَفِیعٌ؛ مردم غیر از خدا، هیچ ولی و شفیعی ندارند»؛ اما در سورة بقره، آیة 255 می فرماید: «إِلاَّ بِإِذْنِهِ؛ مگر با اجازة خدا» که نشان می دهد اگر خدا بخواهد، شفاعت هست؛ مثلاً اگر من به شما بگویم که در این 9 روز ماه رمضان، هیچ کس خانه ما نیامد، این یک عام است و بعد که می گویم: الاّ برادرم، کلمة «الاّ»، عام را تخصیص می زند. اگر فقط قسمت اول ملاحظه شود، معنایش این است که هیچ شخصی خانه ما نیامده، ولی با «مگر»، استثنا خورد. این استثنا، گاهی بلافاصله بعد از عام می آید که استثنای متصل است و گاهی استثناء در آیه دیگر می آید. مثلا الان به شما می گویم به هیچ اتاقی نرفتم ساعتی بعد می گویم به سه اتاق رفتم. این استثناء منفصل است.&lt;br /&gt;
با توجه به مقدمه ای که گفته شد، آیاتی که می گوید: پیغمبر علم غیب ندارد، در آیات دیگر، استثنا دارد؛ به طور مثال در آیة 26 سورة جن می فرماید: «عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ؛ و هیچ احدی بر غیب خدا اطلاع ندارد؛ مگر کسی که خدا از او راضی باشد» و در ادامة آیه، دربارة اهمیت بهره مندی پیامبر از علم و عصمت آمده است: «فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدا؛ برای او از پشت سرش نگاهبانانی برخواهد گماشت». پیغمبر به علم غیب نیاز دارد؛ چون اگر نداند، خیلی از کارهایش ممکن است مختل شوند. همیشه فرشتگان، از چپ و راست نگهبانی اش می کنند که خطا نرود که منظور، عصمت است و این، همان عصمت خدادادی است که پیامبران علاوه بر عصمت اختیاری، در کنار لیاقت و شایستگی خود، از آن بهره مندند و هر دو را با هم دارند.&lt;br /&gt;
بنابر آن چه گفته شد، در بعضی آیات آمده است: هیچ کسی علم غیب ندارد؛ مانند آیات سورة اعراف و انعام؛ اما در &lt;br /&gt;
سورة جن، این مطلب استثنا شده که رسول اللَّه و حتی همة رسولان، علم غیب دارند. جمع بین این آیات نیز چند وجه &lt;br /&gt;
است:&lt;br /&gt;
1. آیه ای که می گوید: پیغمبر علم غیب ندارد، «مربوط به زندگی شخصی» می شود. آنها می گفتند: چرا پیغمبر در خرید گوسفند ضرر کرده است. چرا گوسفند مریض بود و فردایش مرد؛ مگر پیغمبر نیست. آیه نازل شد که بگو: من زندگی شخصی ام، زندگی عادی است. وقتی گندم و گوسفند از شما می خرم، از علم غیب استفاده نمی کنم و چه بسا اصلا نمی دانم؛ زیرا گاهی در مسائل شخصی، اگر ضرورت یا مصحلتی نباشد، پیغمبر، علم غیب را دخالت نمی دهد و خود معصومان علیهم السلام نیز بدون ضرورت، درخواست علم غیب نمی کردند. به همین جهت در اصول کافی دربارة علم غیب پیامبر صلی الله علیه وآله و امامان علیهم السلام آمده است: «اگر امامان خواسته باشند، علم پیدا می کنند و به آنها داده می شود»7 و اگر نخواهند، به آنها داده نمی شود. یکی از نشانه های بزرگواری آنها این است که مانند مردم داد و ستد می کردند و در سود و زیان تفاوتی با دیگران نداشتند و برای منافع شخصی خویش، از علم غیب استفاده نمی کردند. &lt;br /&gt;
2. برخی دیگر گفته اند: آیه ای که می گوید پیامبرصلی الله علیه وآله هیچ علم غیبی ندارد، معنایش این است که «مستقلاً علم غیب ندارد» و آیة دیگری که می گوید: رسول خدا، علم غیب دارد، منظور این است که «باذن اللَّه» دارد؛ چنان که آن آیاتی که می گوید هیچ شفاعتی نیست، استقلالاً می گوید و آیاتی که می گوید: شفاعت هست، یعنی به اذن خدا هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته&lt;br /&gt;
دو چیز هست که هیچ کس غیر از خدا آنها را نمی داند؛ یکی زمان واقع شدن روز قیامت است و دیگری زمان ظهور حضرت حجت علیه السلام است و از بعضی روایات فهمیده می شود که خود حضرت حجت علیه السلام هم نمی داند که ظهورش چه وقت است. از این رو، در روایات آمده است: حضرت مهدی علیه السلام می فرماید دعا کنید که ظهور نزدیک شود؛8 البته شرط عمومی ظهور، معلوم است؛ اما تاریخش را خود حضرت هم نمی داند.&lt;br /&gt;
پس اگر ما قائلیم که اهل بیت علیهم السلام چیزهایی از علم غیب می دانند، مشرک نیستیم؛ زیرا نمی گوییم که مستقل از خدا و یا در مقابل خدا هستند؛ در حالی که پیامبرصلی الله علیه وآله و امامان علیهم السلام هم مثل ما بشرند؛ ولی به خاطر وظیفة هدایت گری شان بیش از آن چه که به ما داده اند، به آنها داده اند و به هر مقدار خداوند مصلحت بداند و یا آنها جهت انجام مسئولیت رسالت و امامت از خداوند بخواهند، خداوند به آنها عنایت خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پی نوشت:&lt;br /&gt;
1. اعراف، آیة 188.&lt;br /&gt;
2. مجلسی بحارالأنوار، ج 32، ص 167، باب 2؛ «... فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ فَاتَّقِی اللَّهَ یَا عَائِشَةُ وَ احْذَرِی مَا سَمِعْتِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ قَدْ قَالَ لَکِ لَا تَکُونِی صَاحِبَةَ کِلَابِ الْحَوْأَبِ وَ لَا یَغُرَّنَّکِ الزُّبَیْرُ وَ طَلْحَة...».&lt;br /&gt;
3. فاتحه، آیة 2.&lt;br /&gt;
4. طه، آیة 5.&lt;br /&gt;
5. «وَ الْمَلَکُ عَلی أَرْجائِها وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَةٌ»، (الحاقه، آیة 17).&lt;br /&gt;
6. آل عمران، آیة 7.&lt;br /&gt;
7. کلینی الکافی، ج 1، ص 258.&lt;br /&gt;
8. اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج».&lt;br /&gt;
http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4892/7139/86998/علم-غیب-پیامبر-(ص)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه اينکه آيات سه دسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طايفه اول دلالت مي‌کنند غيب به معناي کامل و گسترده و با جميع مصاديق و مواردش يعني جنس و ذات علم غيب مختص خداوند تبارک و تعالي است. طائفه دوم دلالت مي‌کنند علم غيب به نحو محدود و موجبه جزئيه به اذن پروردگار به انبياء الهي و پيامبر اکرم(ص) عنايت شده است. طائفه سوم هم آياتي است که پيامبران علم غيب را از خود نفي کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال جمع بين اين سه دسته آيات چگونه است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جمع واضح است، به نظر من اینجا بحث اطلاق و تقیید هم مطرح نیست، اگر یک طایفه‌ای دلالت می‌کرد خدای تبارک و تعالی تمام علم غیب را دارد و آیات دیگری دلالت می‌کرد که تمام این علم غیب به اذن خدا در اختیار پیامبر است، اینجا قاعده اطلاق و تقیید و تخصیص مطرح و گفته می‌شد طائفه اول آيات مطلق يا عام است و این آيات هم آن را تخصیص زده يا تقييد مي‌نمايد. ولی آيات این‌طور نيستند. بلکه یک طایفه می‌گوید علم غیب بجمیع مواردش در اختیار خداست و غیر از خدا هم آن را نمی‌داند! طایفه ديگر می‌گوید انبياء به نحو محدود و موجبه‌ی جزئیه از غيب خبر دارند. منظور از موجبه جزئيه هم یکی دو مورد و چند مورد نيست. ممکن است بگويیم در مقابل علم نامحدود خداوند به غيب، علم ائمه هرچند به وسعت ما کان و ما یکون وما هو کائن باشد باز به نحو موجبة جزئیة است، بنابراين از لفظ جزئيه موارد محدود و خاص توهم نشود مثل بعضی‌ها که علم غیب ائمه را فقط در احکام قبول دارند. خير ما بیشتر از این قائلیم که ان شاء الله بيان خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی در جمع‌بندی آيات، طايفه دوم که می‌گوید «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَدًا‌‍ *  إِلاّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ» نمی‌تواند مخصص آیات طایفه‌ی اولی قرار بگیرد که مي‌فرمايد: «لِلّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ» و «لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللهُ»، یا «إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ» بنا بر اینکه مثل مشهور قائل باشیم انما دلالت بر حصر دارد، برخی از فقها هم مثل امام خميني(رضوان الله تعالی علیه) دلالت إنما بر حصر را قبول ندارند ولی ما قبول داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته‌ی دیگر اینکه بعيد نيست گفته شود الاّ در آیه شریفه «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَدًا‌‍ *  إِلاّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ» استثناي منقطع است. یعنی اگر بگوييم در «علی غیبه» غیب اضافه شده و ابهام هم ندارد، در اين‌صورت معناي آن جميع غيب خدا خواهد شد يعني هيچ احدي بر علم غيب خداوند دسترسي ندارد. آن‌گاه چون مستثنا فردي از انبياء است که خدا انتخابش کرده و مستثنی منه هم جمیع علم غیب است «فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَدًا» یعنی فلا یظهر علی جمیع علم غیبه! الا می‌شود الای منقطع و در نتيجه معنا چنين مي‌شود که احدي بر جميع علم غيب خداوند عالم نيست و برگزيدگان خداوند و أنبياء به بخشي از علم غيب خدا دسترسي دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس در این آیه شریفه دو احتمال وجود دارد و روی هر دو احتمال، نمي‌توان گفت از قرآن استفاده می‌شود خدای تبارک و تعالی جمیع علم غیبش را در اختیار غیر قرار داده، بنده هر چه در آیات تتبع کردم چنين چيزي را استفاده نکردم، حتی آیه «وَ ما كانَ اللهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللهَ يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ»، این علی الغیب یعنی جنس الغیب! و لکن الله هم مؤید این است که الا در آيه قبل هم استثنا منقطع است. یعنی خدا گروهی را اختیار می‌کند و تا یک اندازه‌ای از علم غیب در اختیار آنها می‌گذارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینجا یک نکته‌ تفسیری و بسیار مهم وجود دارد و آن اینکه چرا پیامبر از خودش نفی علم غیب مي‌کند؟ خدای تبارک و تعالی به پيامبر می‌فرماید «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسي نَفْعًا وَ لا ضَرًّا إِلاّ ما شاءَ اللهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» (اعراف / 188)، « قُلْ إِنْ أَدْري أَ قَريبٌ ما تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبّي أَمَدًا» (جن / 25)، «قُلْ ما كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْري ما يُفْعَلُ بي وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّ ما يُوحى‏ إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلاّ نَذيرٌ مُبينٌ» (احقاف / 9).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سؤال این است چرا طبق آيه 50 سوره مبارکه انعام «قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدي خَزائِنُ اللهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ» پيامبر مأمور به نفی علم غیب از خودش بود؟ پاسخ اين است در روايات آمده خدای تبارک و تعالی از 28 حرف علم خود دو حرفش را در اختیار حضرت عیسی و چهار حرفش را در اختيار حضرت موسي قرار داد تا می‌رسد به ائمه ما که تعدادش خیلی بیشتر می‌شود. آن‌گاه حضرت عیسی با همان دو حرف از اسم اعظم خدا که در اختیارش بود مرده را زنده مي‌کرد و کور را شفا می‌داد، همین سبب شد که جمعی از مردم قائل به خدایی حضرت عیسی شوند!  چون چنين چيزي در تاریخ شرایع و پیروان ادیان آسماني سابقه داشت، رسول اکرم(ص) نفی علم غيب از خود می‌کند مبادا مردم دو مرتبه همان مسیر گذشته را بروند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همين نکته را هم مرحوم آيت الله العظمي فاضل لنکراني(قدس سرّه) در کتاب پاسداران وحی[9] می‌فرمایند اينکه در روایات می‌بینیم امیرالمؤمنین و ائمه ديگر نفی علم غیب از خود می‌کنند به‌جهت این بوده که جامعه ظرفیت تحمل آن مقداری از علم غیب هم که در نزدشان بوده را نداشت. مبادا بگویند این فرد همه چیز را می‌داند، و خبر دارد چه اتفاقی افتاده و چه اتفاقی می‌افتد، همه چیز در دست این است و نعوذ بالله قائل به ربوبیت و الوهیت آنها شوند! لذا نفی علم غیب از خودشان مي‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سؤال بعد این است آیا از قرآن استفاده می‌شود خدای تبارک و تعالی علم غیب را ولو به نحو محدود و موجبه‌ی جزئیه در اختیار گروه دیگری غير از انبياء و رسل گذارده باشد؟‌ این بحث خيلي مهم است! یک وقت می‌گوئیم آيات قرآن دلالت مي‌کنند فقط کسانی که از طريق وحي مستقیم با خدای تبارک و تعالی ارتباط داشتند از علم غيب بهره‌مند هستند مثل آيات «ذلک من انباء الغیب نوحیه إلیک[10]، يا تلک من انباء الغیب نوحیها الیک[11]، یا آنکه آیات قرآن توسعه دارد و شامل غير انبياء و رسل هم مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه آیه شریفه در قرآن کریم وجود دارد که این توسعه از آن استفاده مي‌شود، اولین آن آیه‌ی 78 سوره حج است «وَ جاهِدُوا فِي اللهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْلُ وَ في هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهيدًا عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصيرُ» در راه خدا جهاد کنيد آن‌گونه که حق جهاد است. خدا شما را برگزيده است. تعبير اجتباکم دلالت مي‌کند که مخاطب آيه شريفه در جاهدوا گروه خاصي است که خدا آنها را از بين مردم انتخاب کرده است نه عموم مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استدلال ما به ذيل آيه شريفه است که مي‌فرمايد «لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهيدًا عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ» در اينجا سه گروه مطرح شده‌اند. رسول، ناس و گروه بين رسول و ناس. ظاهر آيه نياز به تفسير ندارد و دلالت مي‌کند بر اينکه رسول شاهد بر گروهي از مردم است و اين گروه هم شاهد بر جميع مردم هستند. حال اين گروه چه کساني هستند؟ هرکسي که باشد. اصلا ما با اهل سنت بحث نمي‌کنيم که اين چه کسي است؟ بروند تاريخ اسلام را بررسي کنند و ببينند غير از پيامبر اسلام و اهلبيت(عليهم السلام) کدام افراد چنين علمي داشته‌اند. بالأخره اينجا گروه سومي هستند که بر حسب اين آيه شاهد بر جميع اعمال مردم مي‌باشند. شهادت بر مردم به معناي شهادت بر وجود آنها نيست، بلکه به‌معناي شهادت بر اعمال آنها، ايمان و کفر آنها، حبّ و بغض و صفات و هرآن چيزي است که با اعمال مردم مرتبط است، خصوصاً در امور ديني. بنابراين آيه مطلق است و مي‌فرمايد اين گروه شاهد بر جميع اعمال مردم هستند حتي اعمال شخصي.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لذا در روایات هم امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید «نحن الشهداء علی الناس[12]». ما شاهدان بر اعمال مردم هستيم. استدلال ما این است شهادت فرع علم است کسی که می‌خواهد شهادت بدهد تا علم نداشته باشد نمی‌تواند شهادت بدهد، پس این گروه سوم که به اعتقاد ما ائمه معصومین(علیهم السلام) هستند. عالم به جميع اعمال مردم اعم از مردم زمان حال يا گذشته يا آينده مي‌باشند. چون معناي ناس فقط مردم زمان آنها نيست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيه دلالت مي‌کند رسول شاهد بر اين قوم و گروه است. آيا رسول فقط در زمان حيات خود شاهد است؟ خير رسول شاهد است حتي بعد از حيات خود، اين گروه نيز همين‌طور بعد از زمان حياتشان شاهد هستند. آيه مطلق است و دلالت بر خصوص زمان حيات آنها نمي‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين آيه قويترين آيه قرآن در اثبات امامت و خصوصيات آن است، برخي افراد که بهره‌اي از علم ندارند گفته‌اند در قرآن کريم آيه‌اي که دلالت بر امامت کند وجود ندارد ما از آنها مي‌پرسيم در مورد اين آيه چه مي‌گوييد؟ مخاطب در «شَهيدًا عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ» کيست؟ ظاهر آيه تصريح به رسول، مردم و قوم ثالث مي‌نمايد و ما شيعيان معتقديم که قوم ثالث ائمه اطهار عليهم السلام هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين از آيه اول که دلالت بر علم امام دارد. اما آيه دوم: آيه 32 سوره مبارکه فاطر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبيرُ».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آيه قبل مي‌فرمايد «وَ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِما بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللهَ بِعِبادِهِ لَخَبيرٌ بَصيرٌ» ما قرآن را به تو وحي کرديم. يعني وحي به پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله شده است. سپس در اين آيه مي‌فرمايد: ما کتاب را به کساني که انتخاب کرده‌ايم به ميراث نهاديم. وراثت به چه معناست؟ وراثت طبعا بايد بعد از نبي باشد چون اورثنا قطعا شامل نبي نمي‌شود بلکه شامل گروهي بعد از نبي مي‌شود. «الَّذينَ اصْطَفَيْنا» يعني جماعتي بين مردم هستند که ما آنها را براي وراثت کتاب بعد از نبي برگزيده‌ايم. با تأمل در آيات ديگر قرآن نظير «إِنَّ اللهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحًا وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمينَ»[13] در مي‌يابيم مصطفون گروه خاصي از مردم هستند نه همه مردم. و ما اين گروه را ائمه اطهار عليهم السلام مي‌دانيم. مراد از کتاب هم در «اورثنا الکتاب» قرآن است که بعد از نبي به ميراث نهاده مي‌شود نه تورات و انجيل. به همين جهت در روايات آمده است «نحن الوارثون»[14] وارثون کتاب ما اهل بيت هستيم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ريشه اين روايت همين آيه قرآن است. پس از اين آيه هم استفاده مي‌کنيم گروهي هستند که وارث کتاب مي‌باشند. ملازمه بين وارث کتاب بودن و علم به کتاب هم واضح است. وراثت به معناي وجود ظاهر کتاب نزد آنان نيست بلکه معناي حقيقي وراثت، علم به کتاب است. همچنان که در برخي آيات به آن تصريح شده است نظير «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»(الرعد / 43). ما معتقديم ائمه اطهار عليهم السلام عالم به کتاب و قرآن هستند. چون وارث کتاب بوده و وارث هم لازم است عالم به کتاب باشد. و در روايات خود ائمه ما تعبير  کرده‌اند که در نزد ما علم الکتاب به نحو کامل وجود دارد.[15]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته مهم اين است؛  ائمه اطهار عليهم السلام که عالم به کتاب هستند، وقتي اين کتاب تبيان و بيانگر هرچيز است، نتيجه‌اش اين مي‌شود که ائمه عليهم السلام عالم به همه امور هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال کيفيت علم ائمه عليهم السلام مطلبي است که به آن اشاره خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امّا آیه سوم که آیه 105 سوره توبه است «قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» به نظر ما مؤمنون ائمه اطهار(علیهم السلام) هستند. اين آيه همانند آيه «وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ» است، يعني خدا و رسول خدا و گروهي از مؤمنين شاهد بر اعمال شما هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس تا اينجا از آيات قرآن نتيجه گرفتيم که علم الغيب به معناي کامل و وسيع‌اش نزد خداوند تبارک و تعالي است و به نحو محدودتر و موجبه‌ي جزئيه نزد انبياء و ائمه طاهرين(عليهم السلام) است. اين کلام از قرآن به خوبي استفاده مي‌شود. يعني با کمترين توجه به آيات قرآن و بدون دقت‌هاي تفصيلي و حتي بدون کمک و استمداد از روايات، از خود قرآن استفاده مي‌شود علم غيب در حد محدودتر از علم غيب خداوند، نزد پيامبر و ائمه اطهار عليهم السلام موجود است.&lt;br /&gt;
http://www.fazellankarani.com/persian/lecture/9481/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات مربوط به علم غیب دو دسته‏اند:&lt;br /&gt;
1- آیاتى که علم غیب را مختص خداوند دانسته و آن را از دیگران نفى مى‏کند مانند:A{وعنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو}A. A{قل لا&lt;br /&gt;
یعلم من فى السماوات والارض الغیب الا اللّه‏}A.&lt;br /&gt;
2- آیاتى که علم غیب را براى غیر خداوند با اراده و خواست او اثبات مى‏کند مانند: A{عالم الغیب فلا یظهر على غیبه احدا الا من&lt;br /&gt;
ارتضى من رسول}A.&lt;br /&gt;
از آن جا که همه مخلوقات، چه در اصل وجود و ذاتشان و چه در آثار و خصوصیات خود، هیچ‏گونه استقلالى ندارند بلکه محتاج&lt;br /&gt;
و وابسته به خداوندند و تنها وجودى که در ذات خود مستقل است، خداوند مى‏باشد مقصود از دو دسته آیات فوق، این است که&lt;br /&gt;
علم غیب بالاصاله و ذاتا از آن خداست و غیر خداوند چنین علمى ندارد مگر به نحو تبعى یعنى به خواست و رضایت و اراده&lt;br /&gt;
خداوند. خداوند بالاصاله وبالذات عالم به غیب است و غیرخداوند به تعلیم او از غیب آگاه مى‏شود. یعنى پیامبر و امام از خود&lt;br /&gt;
چیزى نمى‏دانند، بلکه آنچه خداوند از غیب و اسرار نهان در اختیارشان بگذارد، مى‏دانند.&lt;br /&gt;
نظیر آیاتى که در مورد قبض روح و توفّى آمده است که یک دسته مى‏گوید: A{الله یتوفى الانفس حین موتها}A و دسته دیگر به غیر&lt;br /&gt;
خدا اسناد مى‏دهد و مى‏گوید: A{قل یتوفاکم ملک الموت الذى و کل بکم}A یعنى؛ توفى و قبض روح بالاصاله منسوب به خداوند است و&lt;br /&gt;
به نحو تبعى به ملائکه منسوب مى‏شود چون خداوند آنان را اسباب و واسطه براى این کار قرار داده و آنان به قدرت و اراده و اذن&lt;br /&gt;
خداوند این کار را انجام مى‏دهند.&lt;br /&gt;
علم غیب نیز بالاصاله و به نحو استقلالى از آن خداست و غیرخدا با اذن و اراده و تعلیم خداوند از آن مطلع خواهد بود. آیاتى که&lt;br /&gt;
علم غیب را از غیرخدا نفى مى‏کند، ناظر به علم استقلالى و ذاتى است.&lt;br /&gt;
اما در خصوص آیه 188 سوره اعراف که اشاره فرمودید: از آنجا که کفار ادعاى نبوت پیامبر اکرم را مساوى با ادعاى علم غیب&lt;br /&gt;
گرفته‏اند و با آن فهم بسیط و ساده خود توان درک (علم استقلالى و تبعى) را نداشتند خداوند پیامبر اکرم را امر فرموده طبق فهم ساده&lt;br /&gt;
آنان سخن بگوید، لذا مى‏فرماید بگو من مدعى علم غیب نیستم من تنها بشیر و نذیرى هستم که براى هدایت شما آمده‏ام.&lt;br /&gt;
براى آگاهى بیشتر ر.ک: تفسیر المیزان، ج 8، ذیل آیه فوق، ص 388.&lt;br /&gt;
پژوهشگران وبگاه پرسمان، پرسش 87631&lt;br /&gt;
http://www.porseshkadeh.com/mob-Question/39874/%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= محمد صادق عظیمی در پایان نامه سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان (علامه مجلسی) در ادامه آن پنج موردی که در آیه(34 سوره لقمان) ذکر شده و علم به آنها به خدای متعال اختصاص داده شده است را توجیه می‌کند و می‌گوید: اما آن پنج موردی که در آیه ذکر شده است، چند احتمال دارد: &lt;br /&gt;
الف) احتمال دارد منظور این باشد که این مسائل را به طور معین و دقیق جز خدا نمی‌داند، زیرا ممکن است ائمه(ع) از مردن شخصی در فلان روز خبر بدهند اما دقیقه‌ای که روح از بدن خارج می‌شود را ندانند، چنان‌که ممکن است ملک الموت نیز این مطلب را نداند. &lt;br /&gt;
ب) مراد این باشد که علم حتمی و غیر قابل تغییر در مورد این مسائل، اختصاص به خدادارد و هرچه را خداوند در این مورد اطلاع داده است احتمال بداء دارد، پس ائمه(ع) علم حتمی به این‌گونه مسائل ندارند. &lt;br /&gt;
ج) شاید منظور این باشد که دیگران بالذات و بنفسه از این امور اطلاع ندارند. در این صورت فرقی بین این امور و سایر اسرار غیبی نخواهد بود و اما این که فقط این مسائل در آیه ذکر شده‌اند نه غیر اینها، بدین جهت است که غیب بودن آنها آشکارتر است و یا این که ذکر آنها دلیل دیگری داشته که بر ما پوشیده است. &lt;br /&gt;
د) مراد این است که خداوند علم این امور را به طور کلی بی‌اینکه قابل بداء باشد در اختیار احدی از بندگانش نگذاشته است، اما علم حتمی این مسائل را نزدیک به وقوع آنها، در شب قدر و یا نزدیک‌تر از آن، در اختیار اولیای خود قرار می‌دهد. &lt;br /&gt;
همین وجه چهارم بهترین توجیه برای آیه است و روایاتی زیادی هم در تأیید این احتمال وجود دارد، چون ملک الموت باید از زمان مرگ افراد آگاه باشد. چنان‌که فرشتگان مامور ابر و باران نیز باید از وقت و زمان باران مطلع باشند و فرشتگان مدبر هم باید از زمان وقوع حوادث آگاهی داشته باشند.  &lt;br /&gt;
از توجیهاتی که علامه مجلسی برای آیه 34 سوره مبارکه لقمان، بیان کرده است، استفاده می‌شود که وی قلمرو علم غیب امام را نامحدود می‌داند و هیچ امری را از علم بی‌کران امام مخفی و پنهان نمی‌داند، حتی اموری را که مطابق ظاهرآیه علم آنها اختصاص به خدا دارد.(مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 26، ص 103. )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 127&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گونه كه پیداست آیات گروه اول و دوم با آیات گروه سوم و چهارم در ظاهر، تنافی و تناقض دارند؛ زیرا گروه اول، علم غیب را ازغیر خدا نفی می‌كند در حالی كه دو گروه دوم آن را اثبات می‌كند. لكن به مقتضای سخن امیرمؤمنان(ع) كه دربارة قرآن فرمود: «یشهد بعضه علی بعض»؛ برخی آیات روشن‌گر برخی دیگر است، باید مجموع آیات را در ارتباط با همدیگر در نظر بگیریم و آنگاه خواهیم دید كه هیچ تنافی و تناقضی بین این آیات وجود ندارد. دلیلش این است كه آیات نافیه، ناظر به علم غیب ذاتی و استقلالی است؛ یعنی این آیات، علم غیب ذاتی و استقلالی را مختص خدا می‌داند و آن را از غیر خدا نفی می‌كند. اما آیات مثبته ناظر به علم كسبی و تعلیمی است؛ یعنی این آیات علم غیب پیامبران و برخی دیگر از بندگان شایسته را به تعلیم الهی می‌داند و چه مانعی دارد كه علم غیب ذاتاً اختصاص به خدا داشته باشد و بالعرض خود پروردگار آن را در اختیار بندگان برگزیده‌اش بگذارد.  &lt;br /&gt;
علامه طباطبایی راه جمع دیگری نیز بین آیات مزبور بیان فرموده است. وی می‌گوید: «آیات نافیه‌ای كه علم غیب را از پیامبران نفی می‌كند با آیات كه آن را برای آنها اثبات می‌كند تنافی ندارد؛ زیرا آیات نافیه ناظر به طبیعت بشری پیامبران است و معنای‌شان این است كه طبیعت بشری آنها اقتضای آگاهی از غیب را ندارد و این منافات ندارد با اینكه بگوییم با تعلیم الهی، غیب بر آنها آشكار می‌شود».  &lt;br /&gt;
خلاصة سخن اینكه از مجموع آیات استفاده می‌شود كه پیامبران و برخی دیگر از اولیای الهی از علم غیب كسبی و تعلیمی برخوردارند. بنابراین، كسی كه به قرآن ایمان داشته باشد نمی‌تواند آگاهی از غیب را برای بشر ناممكن پنداشته و آن را مختص ذات الهی بداند و برای اثبات این حرف نادرست به آیاتی كه در ظاهر علم غیب را به خدا اختصاص می‌دهد، استدلال ‌كند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 159&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منصف علی مطهری در پایان نامه علم ائمه از نظر عقل و نقل=&lt;br /&gt;
پاسخ به آیات انحصار علم غیب به خداوند:&lt;br /&gt;
در پاسخ به این‌گونه آیات که آیات نافیه علم غیب از غیر خداوند نامیده می‌شوند آیات دیگری است که آیات اثبات کننده علم غیب  برای غیر خداوند نامیده می‌شوند. که صریحا علم غیب را درباره پیامبر و ائمه و شایستگان خاص خود اثبات می‌کند.(...) بنابر این می‌توان در جمع این‌گونه آیات گفت که مقصود از آیات حصر علم غیب خداوند این است که علم غیب اصالتا و ذاتا مال خداوند است و خداوند مالک حقیقی آن است به عبارت دیگر علم غیب بالذات و استقلالا و به صورت نامحدود مخصوص خداوند است و دیگران آنچه می‌دانند از آن خداوند است (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیرنمونه، ج15، ص526)&lt;br /&gt;
پس جمع بین آیات انحصار علم غیب به خداوند و آیاتی که دلالت می‌کند بر اینکه خداوند به شایستگان خود علم غیب را عنایت می‌کند این است که آیات انحصار، دلالت دارد بر اینکه ذاتا علم غیب مال خداوند است ولی در آیاتی که استثناء شده و به غیر خداوند عطا می‌شود آن هم به تفضل و عنایت الهی است نه ذاتا مثل خداوند پس در این صورت علم غیب مطلق در دست خداوند خواهد بود و مثل این جمع که در صفت است در صفات دیگر خداوند هم داریم. مانند حیات و قدرت خداوند (...) ص116&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%81%D8%B1%D9%82_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=52913</id>
		<title>بحث:فرق علم غیب خدا و علم غیب برگزیدگان خدا چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%81%D8%B1%D9%82_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=52913"/>
		<updated>2017-05-27T11:14:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پاسخ ها:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ اول==&lt;br /&gt;
* سوال: درباره علم غيب پيغمبر اكرم (ص) و ائمّه طاهرين علیهم‌السلام توضيح دهيد و درضمن ـ باتوجه‌به ‌اين اصل كه كسي با خدا در علم و سایر صفات كماليه جماليه شريك نيست ـ فرق علم خدا با علم امام و علم امام با پيغمبر را بيان كنيد؟&lt;br /&gt;
* پاسخ: هركس تاريخ و احاديث و كتاب‌هاي سيره و تراجم را مطالعه كند در اين امر كه حضرت رسول خدا (ص) و ائمّه طاهرين علیهم‌السلام از امور غيبي بسياري خبر داده‌اند و اغلب آنها با كمي فاصله در خارج واقع شده است شكّ نخواهد كرد. اين اخبار خصوصاً آنچه از شخص رسول اكرم (ص) و اميرالمؤمنين (ع) رسيده بسيار زياد است كه هريك از آنها جزء معجزات بزرگ اين خاندان به‌حساب مي‌آيند.&lt;br /&gt;
حتّي به تصديق افرادي چون ابن‌خلدون در موارد زيادي امام جعفر صادق (ع) از امور غيبي خبر مي‌دادند؛[1] البتّه فرق بين علم غيب خدا و علم آن بزرگواران اين است كه علم خدا بالذّات است ولي علم پيغمبر و امام غيرذاتي است، يعني ازطرف خداوند به آنها اعطا شده است. خدا در همه صفات كماليه يكتا و بي‌همتا و بي‌نياز از غير است ولي پيغمبر و امام در علم و در همه صفات كماليه ديگري كه دارند محتاج به خدايند و در يك كلام، چه در ناحيه وجود يا در صفات هرچه دارند همه را از خدا دارند. همه قائم به او، عالم و قادر و موجود به او هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امّا فرق پيغمبر و امام در آگاهي از امور غيبي از اين جهت است كه در علم پيغمبر، بشري ميان او و عالم غيب واسطه نيست درحالي‌كه ائمّه علیهم‌السلام بخشي از اين علم را از پيغمبر (ص) كسب كرده‌اند.&lt;br /&gt;
در هر صورت آنچه مسلّم است آگاهي آن بزرگواران و اخبار ايشان از امور غيبي است كه مثل آفتاب در وسط آسمان روشن و ثابت است. در اين مورد هركس بخواهد به‌طور مفصّل از خبرهاي غيبي آگاهي به دست آورد بايد به كتاب‌هاي سيره و تواريخ ائمّه علیهم‌السلام رجوع كند. حقير نيز در كتاب‌هاي فروغ ولايت در دعاي ندبه و ولايت تكويني و ولایت تشريعي در حدّ فهم خود توضيحاتي گرچه مختصر، در این خصوص آورده‌ام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع: کتاب گفتمان مهدویت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://saafi.com/book/657&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ دوم==&lt;br /&gt;
هیچ موجودی در عالم امکان نیست مگر اینکه اشیا نسبت به او تقسیم میشوند به غیب و شهادت،مگر خداوند متعال که همه چیز در نزد او شهادت است زیرا هیچ غیبی از ذات او غایب تر نیست و آن هم نزد او معلوم است؛به همین دلیل در آیات میفرماید: ((حج ۱۷)) و ((فصلت ۵۴)) و این اوصاف بر غیر خداوند متعال صدق نمیکند. (ک.ح)&lt;br /&gt;
==پاسخ سوم==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۵. وبگاه پرسمان.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|]]&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;«[http://www.porseman.org/q/vservice.aspx?logo=images/right.jpg&amp;amp;id=108119 وبگاه پرسمان]»&#039;&#039; وابسته به «[[نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‌ها]]» در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«&#039;&#039;&#039;یکم:&#039;&#039;&#039; هر چند امامان معصوم{{عم}} از [[علم غیب]] برخوردارند و به وقایع گذشته و حوادث حال و آینده آگاهى دارند؛ اما تکلیف آنان مانند سایر افراد بشر، بر اساس علم عادى است و [[علم غیب]] براى آنان تکلیفى به دنبال نمى‌آورد. به عنوان مثال، امام براساس علم عادى خود، میوه‌اى را پیش روى خود مى‌بیند که مانعى از خوردن آن نیست و تناول آن جایز است؛ اگر چه براساس علم غیب، از مسموم بودن آن آگاهى دارد. در تأیید این مطلب دو دلیل ذکر شده است:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;&amp;lt;small&amp;gt;الف.&amp;lt;/small&amp;gt;&#039;&#039;&#039; عمل براساس علم غیب، در برخى از موارد با حکمت بعثت پیامبران و نصب امامان منافات دارد؛ زیرا در این صورت، جنبه اسوه و الگو بودن خود را از دست خواهند داد و سایر افراد بشر، از وظایف فردى و اصلاحات اجتماعى - به بهانه برخوردار بودن [[ائمه]] از علم غیب و عمل بر اساس علم خدادادى - سر بازخواهند زد.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;&amp;lt;small&amp;gt;ب.&amp;lt;/small&amp;gt;&#039;&#039;&#039; عمل دائمى براساس علم غیر عادى، موجب اختلال در امور است؛ زیرا مشیت و اراده غالب خداوند به جریان امور، بر اساس نظام اسباب و مسببات طبیعى و علم عادى نوع بشر تعلق گرفته است. به همین جهت پیامبر و ائمه{{عم}} براى شفاى بیمارى خود و اطرافیانشان، از علم غیب استفاده نمى‌کردند. شاید یکى از حکمت‌هاى ممنوع بودن تمسّک به نجوم، تسخیر جن و... براى غیب‌گویى و کشف غیرعادى حوادث آینده نیز همین اختلال در امور باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[لطف‌الله صافى گلپایگانى]]، [[معارف دین (کتاب)|معارف دین]]، ج۱، ص۱۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;دوم:&#039;&#039;&#039; هر چند بر طبق روایات فراوان، امامان{{عم}} نسبت به حوادث گذشته، آینده و حال علم و آگاهى دارند؛&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافى، ج۱، «باب ان الائمه {{عم}} یعلمون علم ماکان و ما یکون ...» و بحارالانوار، ج۱۶، باب۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما از روایاتى دیگر استفاده مى‌شود که این [[علم غیب فعلی یا دائمی به چه معناست؟ (پرسش)|علم به صورت بالفعل]] نیست بلکه شأنى است؛ یعنى، هرگاه اراده کنند و بخواهند که چیزى را بدانند، خداوند سبحان آنان را عالم و آگاه خواهد کرد: {{عربی|اندازه=155%|«إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ يَعْلَمَ شَيْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِكَ»}}؛&amp;lt;ref&amp;gt;«هر گاه امام اراده کند که چیزى را بداند، خداوند او را آگاه خواهد کرد»؛ اصول کافى، ج۱، «باب ان الائمه اذا شاؤا ان یعلموا علموا» و بحارالانوار، ج۲۶، ص۵۶، ۱۱۶و۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::پس [[علم غیب شأنى یا استعدادی یا ارادی و اختیاری به چه معناست؟ (پرسش)|علم غیب امام شأنى است]]؛ نه فعلى و براساس همین نکته، ممکن است نسبت به نحوه شهادت خود با همه جزئیات آن، علم نداشته باشد؛ چون اراده نکرده که بداند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا مظفر]]، [[علم امام (کتاب)|علم امام]]، ترجمه و مقدمه على شیروانى، ص۷۳؛ قابل ذکر است مظفر این پاسخ را به عنوان یک احتمال ذکر مى‌کند، ولى آن را نمى‌پذیرد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سوم:&#039;&#039;&#039; [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} و امامان معصوم{{عم}} تکالیف و وظایفى مخصوص به خود دارند و به همین جهت، آنان در عین اینکه مى‌دانستند دشمن در فلان جنگ غلبه خواهد کرد، وظیفه داشتند اقدام کنند و یا با اینکه مى‌دانستند کارى که انجام مى‌دهند، منجر به شهادتشان خواهد شد(مثل خوردن میوه مسموم و یا [[چرا علم غیب امام علی مانع از رفتن به مسجد و قتل او توسط ابن ملجم نشد؟ (پرسش)|رفتن حضرت على به مسجد کوفه در شب نوزدهم رمضان]])، این کارها را انجام مى‌دادند. این اعمال براى آنان، وظیفه‌اى مخصوص بود؛ مثل نماز شب که براى رسول اکرم {{صل}} واجب و براى سایر مسلمان‌ها، مستحب است.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;چهارم:&#039;&#039;&#039; وى این را به عنوان یک قول نقل کرده است. برخى از این موارد ([[چرا علم غیب امام رضا مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ (پرسش)|مانند خوردن میوه زهرآلود به وسیله امام موسى کاظم و یا امام رضا]]) اجبارى و بدون اختیار بوده است. پس با اینکه مى‌دانستند به این وسیله به شهادت خواهند رسید؛ ولى به وسیله دشمن مجبور به خوردن آن شدند و گزینه دیگرى فرا روى آنان نبود. این پاسخ اگر چه در جاى خود درست است و شواهد تاریخى بر آن مهر تأیید مى‌زند؛ اما نمى‌تواند پاسخى براى همه موارد مورد نظر (مانند نحوه شهادت حضرت على{{ع}} و امام حسن مجتبى{{ع}}) باشد.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;پنجم:&#039;&#039;&#039; پاسخ اساسى به این سؤال در گرو شناخت چگونگى علم غیب امام است. پاسخ‌هاى پیشین نیز اگر بر اساس مطالب آتى تفسیر شود، توجیه صحیحى پیدا خواهد کرد. این بیان متوقف بر ذکر چند مطلب است:&lt;br /&gt;
:::::# قضا و قدر الهى: قدر به معناى حد و اندازه است و مقصود از قدر الهى، این است که خداوند براى هر پدیده و مخلوقى، ویژگى‌هاى وجودى خاصى قرار داده است و تحت تأثیر علت یا علل خاصى آن را موجود مى‌گرداند؛ یعنى، پدید آمدن یک شى از علت خاص و نیز داشتن اوصاف و ویژگى‌هاى وجودى خاص، قدر آن شى و حد و اندازه وجودى آن است. به تعبیر دیگر، تقدیر الهى، همان نظام علت و معلولى حاکم بر جهان هستى است که هر پدیده‌اى، معلول علت خاصى است و قهراً اوصاف و خصوصیات وجودى‌اش، متناسب و برآمده از همان علت است. &amp;quot;قضا&amp;quot; به معناى قطعى کردن، فیصله دادن و به انجام رساندن کار است و مقصود از قضاى الهى، این است که خداوند به هر پدیده‌اى - با تحقق علت تامه‌اش - ضرورت وجود اعطا کرده است. تحقّق حتمى معلول، به دنبال تحقّق علت تامه، قضاى الهى است. قضا و قدر الهى در حقیقت از شئون خلق و ایجاد خداوند است و مى‌توان آن را به صفت خالقیت برگرداند.&lt;br /&gt;
:::::# علم الهى به قضا و قدر پدیده‌هاى عالم هستى: خداوند از ازل عالم است به اینکه چه پدیده‌اى با چه اوصاف و ویژگى‌هایى، تحت تأثیر علت تامّه‌اش موجود است. علم خداوند به پدیده‌هاى هستى، علم با واسطه (علم به صورت آنها) نیست؛ بلکه خود پدیده‌ها با تمام وجودشان نزد او حاضرند. بنابراین علم خداوند، به حقایق عالم هستى، همان گونه که در متن واقع موجودند، تعلق مى‌گیرد. علم خداوند، علم حضورى به واقع عینى است. از سوى دیگر چون در مرتبه وجودى خداوند، زمان و مکان معنا ندارد، علم او به پدیده هاى عالم هستى، در بستر زمان نیست؛ بلکه گذشته و حال و آینده یک جا و یکسان نزد او حاضر است. اما براى ما که موجودات زمانى و محصور به زمان هستیم و تحقق عینى حوادث و پدیده ها را از دریچه زمان مى‌نگریم، برخى از حوادث در گذشته بوده و یا در آینده موجود خواهد شد. بنابراین علم خداوند به مخلوقات خویش، بدین معنا است که حقایق و حوادث هستى، همراه با بستر زمانى شان (گذشته، حال و آینده) یک جا نزد او حاضر است. به همین جهت این علم خداوند، موجب تغییر آنها نیست. علم خداوند، علم به متن واقع و حضور عین واقع، در نزد او است؛ یعنى، علم او به مخلوقات و پدیده‌هاى هستى، به همان صورت که در متن واقع موجودند، تعلق مى‌گیرد. علم خداوند به افعال اختیارى انسان نیز بر همین منوال است؛ یعنى، خداوند از ازل به افعالى که براساس اراده و اختیار انسان از او صادر مى‌شود، علم دارد و علم الهى به این واقعیات عینى - همان‌گونه که در خارج موجودند - تعلق مى‌گیرد و به همین جهت، این علم به خودى خود موجب جبر یا تغییر واقع عینى (تحقّق فعل اختیارى به دنبال تحقق علت تامه‌اش) نمى‌شود.&lt;br /&gt;
:::::# [[علم امام]]: امام علاوه بر علم عادى - که براى نوع بشر قابل تحصیل است - از [[علم لدنى]] و خدادادى (علم غیب) نیز بهره‌مند است. امام به حسب علو رتبه وجودى‌اش، با لطف و اذن الهى به سرچشمه علم الهى متصل است و از حقایق حوادث عالم - همان‌گونه که در متن واقع هستند - آگاه مى‌باشد؛ یعنى، علم غیب امام، از سنخ علم الهى و متصل به آن منبع است. این دانش، علم به واقع عینى است و معنا ندارد که منشأ تغییر در حوادث عالم باشد. براساس علم غیب، حقایق حوادث عالم، از جمله افعال اختیارى خود امام، همراه با علت تامه‌اش - که علم عادى و اراده از اجزاى این علت است - نزد او حاضر است و این حضور، حضور بى‌واسطه عین معلوم و واقع عینى نزد امام است. بر این اساس، امام حقیقت افعال اختیارى خود را - مانند خوردن میوه مسموم و یا ضربت خوردن به دنبال حرکت به مسجد کوفه - از منظرى بالاتر (منظر علم الهى) مى‌نگرد. به همین جهت از آنجا که علم غیب امام، تأثیرى در حوادث عالم ندارد - چون به معناى حضور عین وقایع نزد عالم است - امام عکس العملى نشان نمى‌دهد و براساس علم عادى خود عمل مى‌کند و به همین علت، این علم براى امام تکلیف‌آور نیست؛ چون علمى موجب تکلیف است که مکلّف بتواند براساس آن علم، منشأ تغییر و تأثیر باشد. افزون بر این، وقتى [[معصوم چگونه عالم به غیب می‌شود؟ (پرسش)|امام با لطف و اذن خدا به مرتبه اعلاى کمال و علو وجودى مى‌رسد و با منبع علم الهى تماس مى‌یابد]]، در اوج مقام فنا در ذات حق است. او در این مقام خود را نمى‌بیند و خود را نمى‌پسندد. او فقط خدا را مى‌بیند و تنها مشیت الهى را مى‌پسندد. در این مقام، چون اراده و مشیت او را - براساس نظام علت و معلولى و قضا و قدر - در تحقّق حوادث و پدیده‌هاى هستى مى‌یابد، خواسته‌اى برخلاف آن ندارد. از دیگر سو، تلاش براى تغییر این حوادث از جمله شهادت خود، قطع نظر از اینکه تأثیرى ندارد، با مقام فنا و رضا و حب لقاءاللَّه نیز سازگار نیست. با توجه به این جواب، سایر پاسخ‌ها نیز مى‌تواند، توجیه درستى پیدا کند.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;پاسخ اول:&#039;&#039;&#039; که ائمه{{عم}} را مکلف به علم عادى مى‌دانست؛ نه [[علم غیب]] - چنین مستدل و موجه مى‌شود؛ که علم غیب امام، از سنخ علم الهى یعنى علم به واقع عینى است؛ همان‌گونه که در خارج محقق مى‌شود. چنین عملى تأثیرى در تغییر حوادث عالم ندارد و به همین دلیل تکلیف‌آور نیست.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;پاسخ دوم:&#039;&#039;&#039; نیز با توجه به حقیقت [[علم امام]]، کامل مى‌شود. اینکه علم غیب امام، شأنى است - یعنى هرگاه امام اراده کند که بداند، مى‌داند - کاملاً درست است؛ اما جاى این احتمال هست که ائمه{{عم}} با علم شأنى، از کیفیت شهادت خود آگاه بوده‌اند؛ یعنى اراده کرده‌اند که بدانند. روایات متعددى، نیز دلالت بر علم ائمه{{عم}} به شهادتشان دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[اصول کافى (کتاب)|اصول کافی]]، ج۱، ص۲۵۸، ح۱-۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::در &#039;&#039;&#039;پاسخ سوم&#039;&#039;&#039;، اگر مقصود از اینکه تکلیف ائمه {{عم}} با سایر افراد بشر متفاوت است، این باشد که خداوند دو سنخ تکلیف جعل و تشریع کرده است (یک دسته براى پیامبر{{صل}} و امام و یک دسته براى سایر افراد بشر)؛ این سخن نادرست و غیر مطابق با واقع است. تکالیف الهى براساس مصالح و مفاسد آن، تشریع شده و همه افراد بشر - از جمله پیامبر و امام - در آن مشترک‌اند و به جز چند حکم خاص - که [[پیامبر خاتم|نبى اکرم]] {{صل}} داشته‌اند - بقیه احکام یکسان است. اما اگر مقصود این باشد که علم غیب ائمه {{عم}} به نحوه شهادتشان، برخلاف علوم عادى بشر، تکلیف وجوب حفظ جان از خطر و هلاکت را براى آنان به دنبال نمى‌آورد، پاسخ صحیحى است. این مسئله در گرو شناخت حقیقت علم الهى آنان است که در توضیح آن گذشت.&lt;br /&gt;
::::::بنابراین علم ائمه{{عم}} به آینده، از سنخ علوم عادى نیست و اقدام به امورى که منجر به شهادت آنان مى‌شود، خود را در هلاکت انداختن نیست. افزون بر این درجات و کمالاتى براى امامان مقدر شده که راه رسیدن به آن، از طریق تحمل همین بلاها و مصایب است&amp;lt;ref&amp;gt;براى توضیح بیشتر ر.ک:&lt;br /&gt;
# طباطبایى، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج ۱۸، ص۱۹۲؛ ج۱۳، ص ۷۲و۷۳؛ ج۱۹، ص۹۲؛ ج۱۲، ص۱۴۴؛ ج۴، ص۲۸؛&lt;br /&gt;
# همو، معنویت تشیع، مقاله علم امام، ص۲۱۵؛&lt;br /&gt;
# [[محمد حسین رشاد]]، در محضر [[علامه طباطبایى]]، ص۱۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.porseman.org/q/vservice.aspx?logo=images/right.jpg&amp;amp;id=108119 وبگاه پرسمان.]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
2.1.6. اشاره به برخی تفاوت‌های علم خدا و انبیاء&lt;br /&gt;
بی شک میان بنده در هر جایگاهی باشد و خداوند فرق بسیار زیادی است، زیرا قیود امکانی بشر در علم او همواره ملحوظ است، اما علم الهی به غیب با یکتائی مخصوص به ذات او همراه است. مقایسۀ میان علم ذاتی مطلق و علم عرضیِ محدود، و علمی که چگونگی نمی‌پذیرد و زمان و مکان ندارد، با علمی که محدود و مقید است و علم ازلی و ابدی با علم حادث و موقت و علم اصیل با علمی که از دیگری کسب شده است غلط می‌باشد چرا که علم غیبِ ذاتی و مطلق مخصوص خداوند علیم است و از صفات ذاتی اوست. لذا سزاوار نیست گمان شود که انبیاء در صفت علم، شریک خداوند هستند و صحیح نیست گفته شود، علم به غیب و یا علم حضوری داشتن انبیاء نوعی شرک و غلو به حساب می‌آید، زیرا اوصاف این دو علم مختلف است، علم خدا قدیم و پیش از معلومات است و عین ذات اوست و علت معلومات می‌باشد، اما علم به غیب و یا علم حضوری پیامبر یا امام علمی حادث، پس از معلومات و مغایر با ذات ایشان می‌باشد و علت معلومات نیست. حضور معلوم نزد انبیاء و آگاهان از غیب همانند ائمه اطهار (علیهم السلام) تنها به معنای وضوح و انکشاف بالفعل معلوم برای اوست و علم خدا ذاتی است اما علم ایشان دانشی عرضی است که خدا به آنها عطا کرده است پس هیچ مجالی برای ادعای اتحاد و شرکت این دو علم باقی نمی‌ماند.  اگر گفته شود پیامبر و ائمه اطهار{{عم}} علم غیب نمی‌دانند و مراد آن باشد که بالذات و مستقلاً نمی‌دانند صحیح است و اگر گفته شود ایشان به تعلیم الهی بهره‌مند از غیبند نیز صحیح است. &lt;br /&gt;
ص 138&lt;br /&gt;
http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا که علم یکی از صفات الهی می‌باشد، از یان رو بی جهت نیست به اجمال به بیانِ تفاوت صفات خدا و توصیف غیر او به نعت و صفتی پرداخته شود. صفات و نعمت هایی که برای خداوند سبحان جاری می‌شود با توصیفاتی که برای غیر خدا بیان می‌شود متفاوت می‌باشند. این تفاوت از جهت معنا نیست یعنی&lt;br /&gt;
ص120&lt;br /&gt;
اینگونه نیست که مثلاً علم که خدا به آن متصف می‌شود، معنایی غیر از علمی باشد که انسان به آن متصف می‌گردد بلکه این اختلاف از جهت کیفیت جری و اتصاف می‌باشد. یعنی علم به عنوان نمونه: واجب دارد ممکن، ذاتی و اکتسابی، مطلق و مرسل از قیود، و یا مقید و محدود، عین ذات است و بدون تعدد بین وصف و موصوف و یا زائد بر ذات است و عارض بر او و... آنچه لایق ساحت الهی است بدلائل روشن و براهین صحیح بخشهایی از این اقسام است. بر این مبنا آیاتی که اشاره شد، دلالت بر اختصاص علم غیب به خداوند متعال به گونۀ مناسب ساحت الهی دارد، و آن علمِ واجب، ذاتی، مرسل و مطلق از حدودی است که کسی شریک در آن نیست و علمی که امکان نعت و توصیف غیر ذات الهی به آن وجود نداد؛ هر چند این بیان منافاتی با این ندارد که غیر خدا متصف به علم امکانی، کسبی، محدود، زاید بر ذات موصوف و عارض بر او داشته باشد؛ و بی شک موجب نقض حصر و اختصاص نمی‌گردد، چرا که غیبی که مختص به خداوند است همانا آن نوع از علمی است که چیزی در آن مشارکت ندارد بلکه امکان مشارکت در آن ممتنع می‌باشد زیرا تعدد واجب و شرک را به دنبال خواهد داشت. از این رو آیاتی که دلالت می‌کنند علم به غیب مختص خداوند سبحان است را باید به علم غیبی که عین ذات خداست و چیزی آن را محدود نمی‌نماید و قیدی آن را مقید نمی‌کند حل نمود یعنی همان علمی که لایق ساحت قدس الهی است و الّا آگاهی و شهودی که ذاتی نباشد، و محدود و مقید و عرضی باشد اختصاصی به خداوند متعال ندارد بلکه هر کس که ادراک و شعود داشته باشد و قدرت ارتباط با خارج و عالم هستی برایش فراهم باشد امکان چنین آگاهی محدود و عرضی برایش فراهم می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت{{ع}} با تقسیم علم الهی به دو قسم، یک قسم از علم الهی را علم خاص خداوند می‌شمرد که کسی از آن مطلع نشده است که همان مواردی است که در خطبه نهج البلاغه حضرت آن را علم غیب می‌شمرد؛ پس مقصود از علم غیب در روایت نهج البلاغه با توجه به این حدیث و احادیث مشابقه فراوان دیگر علم خاص الهی است که آگاهی از آن مورد نفی قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
اما قسم دوم علم، علمی است که در اختیار همگان قرار نمی‌گیرد بلکه مقربان الهی از آن بهره‌مند می‌شوند و این همان علمی است که برای خود ثابت می‌دانند که تحقق آن به تعلیم و اذن خداوند میسر می‌گردد،ص 141&lt;br /&gt;
http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند از ازل عالم است به این که چه پدیده‏اى با چه اوصاف و ویژگى‏هایى تحت تأثیر علت تامه‏اش موجود است باید توجه داشت که علم خداوند به پدیده‏هاى هستى علم با واسطه یعنى علم به صورت آن‏ها نیست بلکه خود پدیده‏ها با تمام وجودشان نزد او حاضرند. بنابراین علم خداوند تعلق مى‏گیرد به حقایق عالم هستى همان گونه که در متن واقع موجودند علم خداوند علم حضورى به واقع عینى است. از سوى دیگر چون در مرتبه وجودى خداوند زمان و مکان معنى ندارد ؛ علم او به پدیده‏هاى عالم هستى در بستر زمان نیست بلکه گذشته و حال و آینده به صورت یک پارچه نزد او حاضر است اما براى ما که موجودات زمانى و محصور به زمان هستیم و تحقق عینى حوادث و پدیده‏ها را از دریچه زمان مى‏نگریم، در گذشته نبوده و در آینده موجود خواهد شد بنابراین علم خداوند به مخلوقات خویش بدین معناست که: حقایق و حوادث هستى، همراه با بستر زمانى شان (گذشته و حال و آینده) به صورت یک جا در نزد خداوند حاضرند. به همین جهت این علم خداوند تأثیرى در حوادث عالم ندارد و موجب تغییر آنها نمى‏تواند باشد چون علم خداوند علم به متن واقع و حضور عین واقع در نزد خداست یعنى علم خداوند تعلق مى‏گیرد به مخلوقات و پدیده‏هاى هستى، به همان صورت که در متن واقع موجودند. علم خداوند به افعال اختیارى انسان نیز بر همین منوال است. &lt;br /&gt;
پژوهشگران وبگاه پرسمان، پرسش 88107 http://www.porseshkadeh.com/Question/40109/%D8%AC%D9%85%DB%8C%D8%B9-%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B7%D9%87%D8%A7%D8%B1(%D8%B9)-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D9%88-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= محمد صادق عظیمی در پایان نامه سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مجموع فرمایشات علامه مجلسی استفاده می‌شود که وی بر اساس روایات، علم ائمه(ع) را بسیار گسترده می‌داند و تفاوتی از جهت قلمرو، میان علم الهی و علم آنان قایل نیست، هرچند تفاوت‌های دیگری بین علم خداوند و علم امام هست از جمله حتمی بودن علم الهی و حتمی نبودن (قابل بداء) علم امام، ذاتی بودن علم باری تعالی، و عرضی بودن علم امام، قدیم بودن علم خداوند و حادث بودن علم امام و غیر اینها. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 131&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=منصف علی مطهری در پایان نامه علم ائمه از نظر عقل و نقل=&lt;br /&gt;
#علم خداوند از خودش است و موهوبی نیست و علم امام موهوبی و از جانب خداوند است.&lt;br /&gt;
#علم خداوند به نحو علیت و معلولیت است و  علم امام به نحو انکشاف است.&lt;br /&gt;
#علم خداوند عین ذات است و علم امام زائد بر ذات است.&lt;br /&gt;
#علم خداوند ازلی است و علم امام ازلی نبوده و مسبوق به عدم است.&lt;br /&gt;
#علم خدا محتاج به توجه نیست علم امام محتاج به توجه است.&lt;br /&gt;
#علم خداوند نامحدود است و علم امام محدود است. &lt;br /&gt;
ص105&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%AF%D8%B1_%D9%84%D8%BA%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD_%D8%A8%D9%87_%DA%86%D9%87_%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=52760</id>
		<title>بحث:غیب در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%AF%D8%B1_%D9%84%D8%BA%D8%AA_%D9%88_%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD_%D8%A8%D9%87_%DA%86%D9%87_%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=52760"/>
		<updated>2017-05-25T17:34:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جمع شدن|۱. پاسخ}}&lt;br /&gt;
* غیب در لغت به چیزی گفته میشود که از دیده پنهان باشد مثل پنهان شدن خورشید و غروب نمودن آن، و بعدها در مواردی که از حواس انسان چیزی پنهان باشد و یا از علمش مخفی باشد نیز غیب به کار رفته است و امّا مراد از غیب در این ‌جا علوم و آگاهی هایی است که از راههای غیرعادی به دست آید، خواه از قبیل شهود باشد و یا غیب و پنهانی (ک.ح)&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۲. پاسخ}}&lt;br /&gt;
«&amp;quot;[[غیب|غَیب]]&amp;quot;در زبان عرب به معنای چیز ناپیدا و نهانی است. در واقع، کاربرد &amp;quot;غیب&amp;quot; در معنای مورد اشاره، از قبیل استعمال مصدر به معنای اسم فاعل است.&amp;lt;ref&amp;gt;.ک: راغب اصفهانی، حسین، مفردات القرآن، ص ۳۷۳؛ تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۱، ص ۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در برابر &amp;quot;[[شهادت]]&amp;quot; به کار می‌رود. از این رو، کسانی را که در جمعی حضور ندارند، &amp;quot;غایب&amp;quot; می‌گویند؛ چنان که پیامبر اکرم{{صل}} در غدیر خم فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«ألا فَلْيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ»}}؛&amp;lt;ref&amp;gt;«کسانی که در این جا حاضرند، سخن مرا به دیگران برسانند که غایبند». [[علی ابن صباغ مالکی]]،‌ الفصول المهمة، ص ۴۰؛ [[بحارالانوار (کتاب)|بحارالانوار]]، ج ۴۲، ص ۱۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین امام علی{{ع}} در گلایه از برخی یاران سست پیمان خویش، این تعبیر را به کار گرفته است: {{عربی|اندازه=155%|«مَا لِي أَرَاكُمْ أَشْبَاحاً بِلَا أَرْوَاحٍ وَ أَرْوَاحاً بِلَا أَشْبَاحٍ ... وَ أَيْقَاظاً نُوَّماً وَ شُهُوداً غُيَّباً»}}؛&amp;lt;ref&amp;gt;«چیست که شما را چون کالبدهایی می بینم بی جان، و جان‌هایی بی‌کالبد و [در کار ناتوان] ... بیدارانی خوابیده، حاضرانی نهان از دیده». نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸، ص ۱۰۱، همچنین، ر.ک: خطبه ۱۷۳، ص ۱۷۹ و نامه ۷۴، ص ۳۵۷؛ ابن حنبل، احمد، المسند، ج ۱، ص ۱۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; غیب و مشتقاتش در برابر واژه &amp;quot;حضور&amp;quot; نیز به کار می‌روند؛ چنان که سعدی شیرازی می‌گوید: هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای **** من در میان جمع و دلم جای دیگر است&amp;lt;ref&amp;gt;کلیات سعدی، غزلیات، ص ۴۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt; نمونه‌ای دیگر از این کاربرد را در سخنان امیر بیان، علی{{ع}} پی می‌گیریم و واژه‌شناسی را بهانه‌ای برای بهره‌مندی از پندهای حکیمانه می‌سازیم: {{عربی|اندازه=155%|«وَ مَنْ لَا يَنْفَعُهُ حَاضِرُ لُبِّهِ فَعَازِبُهُ عَنْهُ أَعْجَزُ وَ غَائِبُهُ أَعْوَزُ ...»}}؛&amp;lt;ref&amp;gt;«آن را که سودش ندهد خردی که دارد، چگونه از خردی که با او نیست (به عقیده ابن ابی الحدید، مقصود از عقل غایب، عقل و خرد دیگران است (ر.ک: شرح نهج البلاغه، ج ۷، ص ۲۹۰)) سود بردارد، که آن غایب، ناتوان‌‎تر است از آن چه پیدا است و آن پنهان، محتاج‌تر است از آن چه هویدا است».(نهج البلاغه، خطبه ۱۲۰، ص ۱۱۸).&amp;lt;/ref&amp;gt; لغت‌شناسان بر این نکته پای می‌فشارند که نهان بودن از دیدگان، به معنای پنهان بودن از دل و جان نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;«الغیب ما غاب عن العیون و ان کان محصلاً فی القلوب». (ابن منظور، محمد، لسان العرب، ج ۱۰، ص ۱۵۱، و ر.ک: طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۲، ص ۱۳۵).&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.maaref.porsemani.ir/node/3713 وبگاه معارف]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==استاد سید علی اکبر صداقت در کتاب مقامات معنوی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غیب، چیزی است که پنهان بوده که حسّ و جوارح آن را درک نمی­کند و عقول آن را به طور معمول در نمی­یابند. در واقع مسئله ربطی به طبیعیّات و مادیّات ندارد بلکه مسائلی مانند خدا، امام زمان(ع)، ملائکه، جن، قیامت، برزخ و دهها نظیر اینهاست که نهان است. یعنی نامرئی و ناپدید است و این­ها را مسائل ماوراء الطبیعه گویند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://www.golestanekeshmiri.ir/2013-05-06-16-33-21/92-gheyb.html&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف. کلمة «غیب» مصدر است از «غاب، یغیب» که در نزد اهل لغت به معنای ناپیدا یا نامحسوس اطلاق می‌گردد، مثل اینکه گفته شود فلان شیء به چشم نیامد و در نزد آن مستور و پوشیده ماند. (ر. ک: راغب اصفهانی، 1416: 416) بر همین اساس است که قرآن می‌فرماید: «یؤمنون بالغیب»؛ کسانی که به غیب و آنچه که از چشم ظاهری پوشیده است ایمان دارند. (بقره: 3)&lt;br /&gt;
ابن منظور می‌نویسد:والغیب ... ما غاب عن العیون، و ان کان محصلاً فی القلوب، و یُقالُ: سمعت صوتاً مِنْ وراءِ الغیبِ و هو کل ما غاب عن العیون سواء کان محصلا فی القلوب او غیر محصل. (ابن منظور، بی‌تا: 10/ 151؛ 1408: 2 / 342)&lt;br /&gt;
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911215001429&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد صادق عظیمی در پایان نامه سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غيب در زبان عرب، به معناي چيزي پوشيده و پنهان است، ارباب لغت گفته‌اند: «والغيب، کل ما غاب عنک»  هرچيزي پوشيده از تو را غيب ‌گويند، همچنين گفته‌اند: «الغين والياء والباء (غ.ي.ب) اصل صحيح يدل علي تستر الشيء عن العيون»  غيب در اصل به معناي چيزي است که از چشم‌ها پنهان و از قلمرو ديدگان انسان بيرون است.راغب در المفردات مي‌گويد: «الغيب، مصدر غابت الشمس و غيرها اذا استترت عن العين، و استعمل في کل غائب عن الحاسة، و عما يغيب عن علم الانسان بمعني الغائب»؛  غيب مصدر است و جمله غابت الشمس وقتي به کار مي‌رود که آفتاب از افق ديد انسان پنهان شود، و لذا به هر چيزي که از حس انسان يا علم او پوشيده باشد، واژه غيب به کار مي‌رود و اين از قبيل استعمال مصدر (غيب) به معناي فاعل (غايب) است. &lt;br /&gt;
خلاصه اينکه غيب در لغت به هر چيزي که از قلمرو حس و علم انسان خارج است گفته مي‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم غيب در اصطلاح متفکران اسلامي، خاص‌تر از مفهوم لغوي آن است، چون غيب در اصطلاح فقط به عالم ماوراي محسوسات که حس و ذهن و ديگر ابزار عادي شناخت راهي به آن ندارد، اطلاق مي‌شود. خداي سبحان عالم قيامت، عالم برزخ، ملائکه، جن و... عوالمي هستند که از حس ما پوشيده‌اند. از اين‌رو، داخل غيب شمرده شده‌اند. &lt;br /&gt;
پس معناي غيب که مفهومي در برابر شهادت است، عبارت است از حقايق دور از نظر يک انسان که داراي دو مفهوم عام و خاص است. &lt;br /&gt;
مفهوم عام غيب عبارت است از هر حقيقتي که از نطر انسان غايب است، يعني ميان انسان و آن حقيقت موانعي وجود دارد که از رابطه درکي ميان انسان و آن حقيقت فاصله و حجاب انداخته است. صفحه 12 .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد تقی جعفری در ترجمه و شرح نهج البلاغه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر حقيقت و واقعيتي که ماوراي درک انسان جاهل قرار گرفته است، براي او نوعي غيب است. &lt;br /&gt;
مفهوم خاص غيب عبارت است از حقايق پشت پرده واقعيات و رويدادهاي عالم طبيعت که حواس و ذهن و ديگر ابزار شناخت معمولي راهي به آنها ندارد. آنچه در قرآن مجيد آمده و در ميان دانشمندان و متفکران اسلامي مطرح شده است که چه کسي مي‌تواند عالم به غيب باشد و معناي علم غيب چيست، همين مفهوم خاص است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غیب در لغت به امری که از حس پوشیده می‌باشد اطلاق شده، در مقابل آن شهود است، شهود به آن معنایی که با حواس قابل درک باشد اطلاق می‌شود.  از این رو غیب معنای وسیعی را شامل می‌شود. قرآن کریم یکی از نشانه‌های اهل ایمان را باور به غیب معرفی می‌نماید.  که امکان این امر از امتیازات انسان از سایر حیوانات به شمار می‌رود.  مراد از غیب در اصطلاح، غیبی است که شناخت آن بدون توسل به دلیل، علل و اسباب عادی تحقق پذیرد، اما اطلاع یافتن از غیب از شیوه‌های عادی و اسباب طبیعی مثل خبر دادن از خسوف و کسوف و... هر چند علم به غیب است و شناخت به امری غائب از حس عموم انسانهاست، لکن این آگاهی علم به غیب در اصطلاح قرآن و حدیث گفته نمی‌شود، چنین آگاهی و شناختی را خداوند سبحان به تمامی کسانی که راه و شیوه آن را بیاموزند اجازه فرموده، و این نوع آگاهی در سایۀ آموزش و رقابت علمی محقق می‌گردد و دلیلی بر وصول به خدا و عوالم غیبی آگاهِ از این امور نیست، بلکه تنها می‌تواند دلیل نبوغ و تخصص در یک امر و یا اموری باشد.  به بیان دیگر مراد از علم به غیب علم حضوری و ارادی است، نه دانشهایی که از راه دلائل و حواس ظاهری و فنون اکتسابی بدست می‌آیند&lt;br /&gt;
http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87)&lt;br /&gt;
صفحه 119 پایان نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=علی مطهری در پایان نامه علم ائمه از نظر عقل و نقل=&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غیب در لغت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غیب نزد لغویین به هر آن چیزی گفته می‌شود که از حواس انسانی پوشیده باشد.(...)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غیب در اصطلاح کتاب و سنت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن کریم و روایات معصومین {{عم}} هرچند در واژه غیب تغییر خاصی نداده اند ولی آن را در موارد گوناگون به کار گرفته‌اند. اگر چه برخی از این موارد برگشت به یکدیگر دارد اما با نظر عمیق می‌شود آن را به صورت جدا برجسته کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.حقایق دست نایافتنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از پدیده‌های غیبی هستند که هیچ‌گاه از پرده غیب بیرون نمی‌آید حتی با حس و تجربه و عقل و کشف و شهود راهیابی به قلمرو آنها ممکن نیست ذات حق و حقیقت خداوند از این گونه غیب ها است. (...)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.امور فراتر از تجربه‌های حسی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر وجود خداوند بسیاری از حقایق جهان هستی با ابزار حسی بشر به دست نمی‌آید به همین خاطر کتاب و سنت آنها را از امور غیبی به شمار آورده‌اند. مثل وحی (...)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.پدیده‌های اخروی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آگاهی از زمان فرارسیدن قیامت در انحصار خداوند است و از غیب هایی است که هیچ‌گاه برای آدمیان آشکار نخواهد شد (ترجمه و شرح نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 128).&lt;br /&gt;
و پدیده‌های دیگر اخروی نیز هر چند به خودی خود غیبی هستند ولی در پرتو تعلیم پیامبران و ائمه اطهار {{عم}} تا اندازه‌ای از پس پرده غیب به در آمده‌ و تصویری هرچند ناقص از آن فراهم شده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.راز نهایی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسرار ناگفته آدمی یکی دیگر از امور نهانی است که قرآن کریم واژ] غیب را درباره آن بکار می‌گیرد، چنانچه در سوره توبه می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ| }}﴾}} (توبه، آیه87) «آیا ندانسته‌اند که خدا راز و نجوای آنان را می‌داند و خدا دانای رازهای نهانی است» (...)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5.رویدادهای گذشته و آینده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه در گذشته روی داده است یا در آینده روی می‌دهد هرچند در زمان خود به چنگ حس و تجربه می‌افتد برای کسانی که در زمانی دیگر زندگی می‌کنند از امور غیبی به شمار می‌رود (سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج8، ص288، ناشر دارالقرآن الکریم). ص95&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D8%AA%D8%A7_%DA%86%D9%87_%D8%AD%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=52544</id>
		<title>بحث:قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D8%AA%D8%A7_%DA%86%D9%87_%D8%AD%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=52544"/>
		<updated>2017-05-24T16:43:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پاسخ دوم==&lt;br /&gt;
دربارة دایرة علم غیب امام می توان گفت اما م معصوم علاوه بر علم عا دی که برای نوع بشر قابل تحصیل است از علم لدنی و خدادادی (علم غیب) نیز بهره مند است. اما م به حسب علو رتبه وجودیش به لطف و اذن الهی به سرچشمه علم الهی متصل است و از حقا یق حواد ث عالم هما ن گونه که در متن وا قع هستند آگاه می باشد. امام رضا ـ علیه السلام ـ در ضمن حدیثی مفصل دربا رة اما مت فرمودند:«هنگا می که خداوند متعا ل کسی را به عنوا ن امام برای مردم بر می گزیند به او سعة صدر، عطا می کند چشمه های حکمت را در د لش قرار می دهد و علم را به وی ا لهام می کند تا برای جواب از هیچ سؤالی در نماند و در تشخیص حق، سرگردان نشود پس او معصوم و مورد تأیید و توفیق الهی بوده و از خطا ها و لغزش ها د ر اما ن خواهد بود ...».[1] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی از امام صا دق ـ علیه السلام ـ آمده است اما می که نداند چه مصیبتی به او می رسد و کار او به کجا می انجا مد حجت خدا بر بندگا نش نخواهد بود.[2]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین ائمه ـ علیهم السلام ـ علاوه بر علم معمولی به اذن پروردگار از علم غیب نیز برخوردارند و از همه چیز آگاهی دارند و گذشته و آینده را می دانند و در روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ آمده است که فرمود: علم گذ شته و آینده تا روز قیا مت نزد ما ست،[3] با این بیان هرگز نمی توان گفت امام حسین ـ علیه السلام ـ از فرجام کارش آگاه نبود بلکه به یقین امام حسین ـ علیه السلام ـ بیشتر از هر  کس از فرجام کارش آگاه بوده و اخبار فراوانی بر آگاهی دا شتن امام حسین ـ علیه السلام ـ از شها دتش در کربلا دلا لت می کند. استاد جعفریان در این باره می نویسد: «از مسائلی که در بعد تاریخی حما سة عقیدتی کربلا سهم به سزایی دارد، مسألة «غیب» است. ... در این زمینه روایات بسیاری وجود دارد که در بیشتر آن ها آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ از شهادت اما م حسین ـ علیه السلام ـ خبر داده بودند. علامة امینی بخشی از این نقل ها را در کتاب «سیرتنا و سنتنا» فراهم آورده اند. کتاب های اهل سنت مملو ا ز این اخبا ر و آثا ر است.[4]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این روایات که خود جنبة تاریخی دارد[5]، اخباری نقل شده است که به صراحت یا اشا رت، از علم ا مام حسین ـ علیه السلام ـ به وقوع حا د ثه کربلا قبل از اتفاق افتا دن آن، خبر دا ده است. این اخبا ر در کتب تاریخی نقل شده که در ذیل به برخی از آن ها اشا ره می کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی آمده است که امام ـ علیه السلام ـ در شبی قبل از آن که از مدینه به سوی مکه هجرت کند، بر سر قبر رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ آمد پس از آن که کنا ر قبر خوابش برد، در خواب پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و جمعی از ملائکه را دید پیامبر ا و را د ر آغوش گرفته و بدو فرمود: «ای حسین! می بینیم که به زودی به د ست گروهی از امّت من در کربلا تشنه کشته خواهی شد.... »[6].&lt;br /&gt;
د ر خبر دیگری آمده است که اما حسین ـ علیه السلام ـ در مکه فرمودند : «من جدّم را در خواب دیدم، به من دستوری داد که برای اجرای آن می روم. اما م در نا مه ای برای سعید بن عاص، با ا ستنا د به همین خواب ، نوشت:«تو را از نکته ای آگاه کنم که من جد خود را در خواب دیده ام. او به من خبری داده که من به دنبال آن هستم.[7]در روایت دیگری آمده است که چون ا مام به کربلا رسید فرمود پدرم در حین رفتن به صفّین از این جا عبور کرد که من با او بودم. اسم این محل را پرسید و به او گفتند، فرمود: این جا محل فرود آن ها و ریختن خون شا ن است. د ر این با ره ا ز ا و پرسش کردند، گفت: جمعی از اهل بیت در این جا فرود خواهند آمد.[8]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر این اسا س ، اما م حقیقت افعا ل اختیا ری خود را مانند خوردن میوة مسموم، ضربت خوردن د ر محراب و یا شهادت خود و یا را نش را ا ز منظر با لاتری که هما ن منظر علم الهی است می نگرد و سرانجام کارها را می داند . ا ما چون علم غیب اما م هما نند علم الهی تأثیری در حوادث عالم ندارد چون به معنای حضور عین وقایع نزد عا لم است، امام ـ علیه السلام ـ بر ا ساس آن عکس العملی نشان نمی دهد و بر طبق علم بشری خود عمل می کند و به همین جهت این علم برای امام تکلیف آور نیست چون علمی موجب تکلیف است که مکلف بتواند بر اساس آن علم منشاء تغییر و تأثیر باشد.[9]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این وقتی ا مام با لطف و اذ ن الهی به مرتبه اعلای کما ل و علو وجودی می رسد و با منبع علم ا لهی تما س پیدا می کند، در اوج مقام فناء در ذات ا لهی است. او در این مقام فقط خدا را می بیند و تنها مشیت ا لهی را می پسندد و چون مشیت ا لهی را برا ساس نظام علت و معلولی و قضا و قدر د ر تحقق حوادث هستی و پدیده های آن، به د نبال علت تا مه شا ن می یابد، خواسته ای بر خلاف آن ندارد و به همین علت تلاش برای تغییر این حوادث از جمله شهادت خود را (با قطع نظر از این که تأثیری ندارد) صورت نمی دهد.[10] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند متعال در سوره جن می فرماید: « عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى غَیْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ ...»[11] «ا و دا نای عا لم غیب است و هیچ کس بر عا لم غیب ا و آگاه نیست مگر آن کس که از رسولان، برگزیده است ...» وقتی این آیا ت را د ر کنا ر آیا تی که علم غیب را مختص خداوند متعا ل می داند، قرار می دهیم، چنین نتیجه می دهد که خداوند متعال، غیب را ذاتاً و استقلالاً‌ می داند و غیر خداوند، غیب را به تعلیم الهی می دانند ... .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق آیه، رسول اکرم، پسندیدة نزد خداوند ا ست، پس غیب را به تعلیم ا لهی می داند. و ائمه ـ علیهم السلام ـ نیز وا رثا ن پیا مبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم -  هستند (پس آنان نیز علم غیب یاد می گیرند .).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنا ن چه اما م رضا - علیه ا لسلام ـ د ر تفسیر این آیه فرمودند: «فرسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - عند الله مرتضی و نحن ورثة ذلک ا لرسول الذی إطّلعه الله علی ما یشاء من غیبه فعلمنا ماکا ن و ما یکون إلی یوم القیامة»، «پس رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم ـ نزد خداوند برگزیده است و ما اهل البیت، وارثان همان رسولی هستیم که خداوند او را ا ز آن چه از غیبش بخواهد، آگاه می گرداند. پس آن چه گذشته و آن چه تا قیا مت اتفا ق خواهد افتا د را می دا نیم». پس پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - ، آ ن را به وسیلة  ‌وحی از خداوند دریا فت می کند و ائمه بواسطه وراثت از پیا مبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - .[12]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام باقر - علیه السلام ـ در تفسیر این آیه «إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً»[13] فرمودند: «رصد» یعنی یا دگیری از نبی و قول خداوند «من بین یدیه» یعنی در قلب پیامبر، ا لهام را ا لقاء می کند تا این که نبی بداند رسا لت ها ی پروردگا رش را ابلاغ کرده و علی - علیه السلام ـ احاطه دارد بر آن چه ا ز علم نزد پیا مبر، موجود است. امام باقر - علیه السلام -  در توضیح «واحصی کل شیء عدداً»[14] فرمودند: علم گذشته و آینده تا روز قیا مت نزد معصوم می باشد حتی هر انسا نی را با اسم و نسب می شنا سد و این که چه کسی به مرگ طبیعی می میرد و چه کسی کشته می شود و این که چه کسی اهل بهشت و چه کسی اهل آ تش می باشد.[15]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس معصومین ـ علیهم السلام - ، دایرة علم شان از ابتدا تا انتها ی خلقت می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. راه و راهنما شناسی، تألیف آیت الله مصباح یزدی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. بررسی مسائل کلی اما مت تا لیف ابراهیم امینی ـ (قسمت علم امام ـ علیه السلام ـ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پی نوشت ها:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[1] . اصول کافی، جلد 1، صفحه 203-198.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[2] . اصول کافی، جلد 1، صفحه 258.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[3] . خصیبی، ابی عبدالله، الهدایة الکبری، صفحه 238، بیروت،مؤسسة البلاغ، چهارم، 1411 قمری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[4] . جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه ـ علیهم السلام ـ ، انتشارات انصاریان، چاپخانه نگین، چاپ پنجم، صفحه 218. به نقل از عبرات المصطفین، محمودی، محمد باقر، جلد 1.&lt;br /&gt;
[5] . همان، ابن سعد ، صفحه 161-154، به نقل از ترجمة الامام الحسین ـ علیه السلام ـ .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[6] . همان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[7] . همان، جلد 5، صفحه 116، تاریخ طبری، جلد 4، صفحه 291 و ترجمة الامام حسین ـ علیه السلام ـ صفحه 202.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[8] . همان، به نقل از اخبار الطوال، صفحه 253.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[9] . گرفته شده از:علامه طباطبایی،محمدحسین، تفسیر المیزان، جلد 18، صفحه 192، جلد 13، صفحه 72-74،‌جلد 19، صفحه 92. جلد 12، صفحه 144.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[10] . همان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[11] . جن/ 26 و 27.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[12] . طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، بیروت، ألاعلمی، چاپ 2، 1394 هـ ، ج20، ص 53 و 59 (با تصرف).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[13] . جن/ 27.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[14] جن/28&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[15] . رجب برسی، حافظ، مشارق انودر القین، انتشارات شریف رضی، 1422 هجری، ص 267، ج 1.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://www.welayatnet.com/fa/forum/%D8%A2%D9%8A%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86%D8%B9-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%83%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%9F-%D9%88-%D9%85%D9%8A-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%DA%AF%D9%84%D9%88%D9%8A-%D8%B9%D9%84%D9%8A-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%8B&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ سوم ==&lt;br /&gt;
چرا پيامبر اكرم {{صل}}، با علم لدنى خود از مردم سؤال نمى‌كرد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آيات قرآن كريم استفاده مى‌شود كه پيامبران{{عم}} از علم غيب و علوم لدنى برخوردار بودند: (تِلْكَ مِنْ أَمنبَآءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَآ إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَآ أَنت ...)؛ اينها از خبرهاى غيب است كه به تو [اى پيامبر] وحى مى‌كنيم، نه تو و نه قوم تو اينها را قبل از اين نمى‌دانستيد ... . منتهى اين آگاهى از طريق الهى و به مقدارى كه خدا مى‌خواست انجام مى‌گرفت، در مورد سؤال پيامبر{{صل}} از مردم نيز از موارد بشرى و مواردى بود كه مكلف بود بر اساس علوم بشرى با آنها برخورد شود، زيرا علم موهبتى آنها اثرى در اعمالشان و ارتباطى با تكاليف خاصه آنها نداشت. آنها مانند ساير افراد انسانى بنده خدا و به تكاليف و مقررات دينى مكلف و موظف مى‌باشند و طبق سرپرستى و پيشوايى كه از جانب خدا دارند، با موازين عادى انسان بايد انجام دهند. آنها با داشتن شخصيت الهى و روح ولايت در زندگى شخصى و رويارويى با مردم و پيش‌آمدهاى اجتماعى و در مقام قضاوت و داورى، به علم عادى خود عمل مى كنند. پيامبر اكرم{{صل}}  با داشتن علم غيب از اين سلاح در مواردى كه اثبات نبوت و ولايت الهى به اِعمال آن نياز دارد استفاده مى كرد. در روايات نيز ملاك قضاوت و داورى آنان همان گواه ها و سوگندها و سؤال و جواب و عمل به سبب هاى عادى و صدور حكم ظاهرى بود.&lt;br /&gt;
البته، مواردى هم اگر مصلحت و تكليف باشد از علم غيب استفاده مى كنند; مثلا در روايت مى خوانيم كه پيامبراكرم{{صل}} پيش از ماه رمضان خطبه‌اى در باره اين ماه و برترى‌هاى آن ايراد كردند و در فرازى از آن به گريه افتادند! على{{ع}} گفت چرا گريه مى‌كنيد؟ فرمود: براى آن چه در چنين ماهى براى تو پيش مى‌آيد، گويا مى‌بينم كه در حال نماز هستى و شقى ترين مردم همتاى كشنده شتر صالح، محاسن تو را به خون سرت رنگين مى كنند.[6]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع: http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/porsemanbooks/Books/3/24.htm&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پانویس ===&lt;br /&gt;
[1] انعام، آيه 59.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[2] اعراف، آيه 187.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[3] ر.ك: الميزان، ج 7، ص 124ـ130; ج 5، ص 71 و جعفر سبحانى، منشور جاويد، ج 10، ص 187ـ206.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[4] هود، آيه 49.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[5] شيخ كلينى، كافى، ج 7، ص 414.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[6] بحارالانوار، ج 42، ص 190، باب 126.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دیگر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد محدوده و قلمرو علم امام و مقایسه آن با علم خداوند مستدل توضیح دهید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پرسش===&lt;br /&gt;
با وجود علم غیب امامان‏علیهم السلام چرا گاهى انگور یا خرما یا دیگر اشیاى مسموم را تناول کرده و به شهادت مى‏رسیدند؟&lt;br /&gt;
===پاسخ:===&lt;br /&gt;
===یکم===&lt;br /&gt;
هر چند امامان معصوم‏علیهم السلام از علم غیب برخوردارند و به وقایع گذشته و حوادث حال و آینده آگاهى دارند؛ اما تکلیف آنان مانند سایر افراد بشر، بر اساس علم عادى است و علم غیب براى آنان تکلیفى به دنبال نمى‏آورد. به عنوان مثال، امام براساس علم عادى خود، میوه‏اى را پیش روى خود مى‏بیند که مانعى از خوردن آن نیست و تناول آن جایز است؛ اگر چه براساس علم غیب، از مسموم بودن آن آگاهى دارد. در تأیید این مطلب دو دلیل ذکر شده است:&lt;br /&gt;
# عمل براساس علم غیب، در برخى از موارد با حکمت بعثت پیامبران و نصب امامان منافات دارد؛ زیرا در این صورت، جنبه اسوه و الگو بودن خود را از دست خواهند داد و سایر افراد بشر، از وظایف فردى و اصلاحات اجتماعى - به بهانه برخوردار بودن ائمه از علم غیب و عمل بر اساس علم خدادادى - سر بازخواهند زد.&lt;br /&gt;
# عمل دائمى براساس علم غیر عادى، موجب اختلال در امور است؛ زیرا مشیت و اراده غالب خداوند به جریان امور، بر اساس نظام اسباب و مسببات طبیعى و علم عادى نوع بشر تعلق گرفته است. به همین جهت پیامبر و ائمه‏ {{عم}} براى شفاى بیمارى خود و اطرافیانشان، از علم غیب استفاده نمى‏کردند. شاید یکى از حکمت‏هاى ممنوع بودن تمسّک به نجوم، تسخیر جن و ...براى غیب‏گویى و کشف غیرعادى حوادث آینده نیز همین اختلال در امور باشد.V}صافى گلپایگانى، معارف دین، ج‏1، ص‏121.&lt;br /&gt;
===دوّم===&lt;br /&gt;
هر چند بر طبق روایات فراوان، امامان‏علیهم السلام نسبت به حوادث گذشته، آینده و حال علم و آگاهى دارند؛V}اصول کافى، ج‏1، «باب ان الائمه‏ {{عم}} یعلمون علم ماکان و ما یکون ...» و بحارالانوار، ج‏16،باب 14.{V اما از روایاتى دیگر استفاده مى‏شود که این علم به صورت بالفعل نیست بلکه شأنى است؛ یعنى، هرگاه اراده کنند و بخواهند که چیزى را بدانند، خداوند سبحان آنان را عالم و آگاه خواهد کرد: H}«اذا اراد الامام ان یعلم شیئاً اعلمه اللَّه ذلک»{H؛ V} اصول کافى، ج‏1، «باب ان الائمه اذا شاؤا ان یعلموا علموا» و بحارالانوار، ج 26، ص 56، 116و117.{V؛ «هر گاه امام اراده کند که چیزى را بداند، خداوند او را آگاه خواهد کرد».===پس علم غیب امام‏علیه السلام شأنى است؛ نه فعلى و براساس همین نکته، ممکن است نسبت به نحوه شهادت خود با همه جزئیات آن، علم نداشته باشد؛ چون اراده نکرده که بداند.V}مظفر، محمد رضا، علم امام، ترجمه و مقدمه على شیروانى، ص‏73؛ قابل ذکر است مظفر این پاسخ را به عنوان یک احتمال ذکر مى‏کند، ولى آن را نمى‏پذیرد.&lt;br /&gt;
===سوّم===&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم و امامان معصوم‏علیهم السلام تکالیف و وظایفى مخصوص به خود دارند و به همین جهت، آنان در عین اینکه مى‏دانستند دشمن در فلان جنگ غلبه خواهد کرد، وظیفه داشتند اقدام کنند و یا با اینکه مى‏دانستند کارى که انجام مى‏دهند، منجر به شهادتشان خواهد شد(مثل خوردن میوه مسموم و یا رفتن حضرت على‏علیه السلام به مسجد کوفه در شب نوزدهم رمضان)، این کارها را انجام مى‏دادند. این اعمال براى آنان، وظیفه‏اى مخصوص بود؛ مثل نماز شب که براى رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله واجب و براى سایر مسلمان‏ها، مستحب است.&lt;br /&gt;
===چهارم‏===&lt;br /&gt;
علامه طباطبایى، المیزان، ج‏18، ص‏194. وى این را به عنوان یک قول نقل کرده است. {Vبرخى از این موارد (مانند خوردن میوه زهرآلود به وسیله امام موسى کاظم‏علیه السلام و یا امام رضاعلیه السلام) اجبارى و بدون اختیار بوده است. پس با اینکه‏مى‏دانستند به این وسیله به شهادت خواهند رسید؛ ولى به وسیله دشمن مجبور به خوردن آن شدند و گزینه دیگرى فرا روى آنان نبود. این پاسخ اگر چه در جاى خود درست است و شواهد تاریخى بر آن مهر تأیید مى‏زند؛ اما نمى‏تواند پاسخى براى همه موارد مورد نظر (مانند نحوه شهادت حضرت على‏علیه السلام و امام حسن مجتبى‏علیه السلام) باشد.&lt;br /&gt;
===پنجم===&lt;br /&gt;
پاسخ اساسى به این سؤال در گرو شناخت چگونگى علم غیب امام است. پاسخ‏هاى پیشین نیز اگر بر اساس مطالب آتى تفسیر شود، توجیه صحیحى پیدا خواهد کرد. این بیان متوقف بر ذکر چند مطلب است:&lt;br /&gt;
# قضا و «قدر» الهى: قدر به معناى حد و اندازه است و مقصود از قدر الهى، این است که خداوند براى هر پدیده و مخلوقى، ویژگى‏هاى وجودى خاصى قرار داده است و تحت تأثیر علت یا علل خاصى آن را موجود مى‏گرداند؛ یعنى، پدید آمدن یک شى‏ء از علت خاص و نیز داشتن اوصاف و ویژگى‏هاى وجودى خاص، قدر آن شى‏ء و حد و اندازه وجودى آن است. به تعبیر دیگر، تقدیر الهى، همان نظام علت و معلولى حاکم بر جهان هستى است که هر پدیده‏اى، معلول علت خاصى است و قهراً اوصاف و خصوصیات وجودى‏اش، متناسب و برآمده از همان علت است. «قضا» به معناى قطعى کردن، فیصله دادن و به انجام رساندن کار است و مقصود از قضاى الهى، این است که خداوند به هر پدیده‏اى - با تحقق علت تامه‏اش - ضرورت وجود اعطا کرده است. تحقّق حتمى معلول، به دنبال تحقّق علت تامه، قضاى الهى است. قضا و قدر الهى در حقیقت از شئون خلق و ایجاد خداوند است و مى‏توان آن را به صفت خالقیت برگرداند.&lt;br /&gt;
# علم الهى به قضا و قدر پدیده‏هاى عالم هستى: خداوند از ازل عالم است به اینکه چه پدیده‏اى با چه اوصاف و ویژگى‏هایى، تحت تأثیر علت تامّه‏اش موجود است. علم خداوند به پدیده‏هاى هستى، علم با واسطه (علم به صورت آنها) نیست؛ بلکه خود پدیده‏ها با تمام وجودشان نزد او حاضرند. بنابراین علم خداوند، به حقایق عالم هستى، همان گونه که در متن واقع موجودند، تعلق مى‏گیرد. علم خداوند، علم حضورى به واقع عینى است. از سوى دیگر چون در مرتبه وجودى خداوند، زمان و مکان معنا ندارد، علم او به پدیده‏هاى عالم هستى، در بستر زمان نیست؛ بلکه گذشته و حال و آینده یک جا و یکسان نزد او حاضر است. اما براى ما که موجودات زمانى و محصور به زمان هستیم و تحقق عینى حوادث و پدیده‏ها را از دریچه زمان مى‏نگریم، برخى از حوادث در گذشته بوده و یا در آینده موجود خواهد شد. بنابراین علم خداوند به مخلوقات‏خویش، بدین معنا است که حقایق و حوادث هستى، همراه با بستر زمانى‏شان (گذشته، حال و آینده) یک‏جا نزد او حاضر است. به همین جهت این علم خداوند، موجب تغییر آنها نیست. علم خداوند، علم به متن واقع و حضور عین واقع، در نزد او است؛ یعنى، علم او به مخلوقات و پدیده‏هاى هستى، به همان صورت که در متن واقع موجودند، تعلق مى‏گیرد. علم خداوند به افعال اختیارى انسان نیز بر همین منوال است؛ یعنى، خداوند از ازل به افعالى که براساس اراده و اختیار انسان از او صادر مى‏شود، علم دارد و علم الهى به این واقعیات عینى - همان گونه که در خارج موجودند - تعلق مى‏گیرد و به همین جهت، این علم به خودى خود موجب جبر یا تغییر واقع عینى (تحقّق فعل اختیارى به دنبال تحقق علت تامه‏اش) نمى‏شود.&lt;br /&gt;
# علم امام: امام علاوه بر علم عادى - که براى نوع بشر قابل تحصیل است - از علم لدنى و خدادادى (علم غیب) نیز بهره‏مند است. امام به حسب علو رتبه وجودى‏اش، با لطف و اذن الهى به سرچشمه علم الهى متصل است و از حقایق حوادث عالم - همان گونه که در متن واقع هستند - آگاه مى‏باشد؛ یعنى، علم غیب امام، از سنخ علم الهى و متصل به آن منبع است. این دانش، علم به واقع عینى است و معنا ندارد که منشأ تغییر در حوادث عالم باشد. براساس علم غیب، حقایق حوادث عالم، از جمله افعال اختیارى خود امام، همراه با علت تامه‏اش - که علم عادى و اراده از اجزاى این علت است - نزد او حاضر است و این حضور، حضور بى‏واسطه عین معلوم و واقع عینى نزد امام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر این اساس، امام حقیقت افعال اختیارى خود را - مانند خوردن میوه مسموم و یا ضربت خوردن به دنبال حرکت به مسجد کوفه - از منظرى بالاتر (منظر علم الهى) مى‏نگرد. به همین جهت از آنجا که علم غیب امام، تأثیرى در حوادث عالم ندارد - چون به معناى حضور عین وقایع نزد عالم است - امام عکس‏العملى نشان نمى‏دهد و براساس علم عادى خود عمل مى‏کند و به همین علت، این علم براى امام تکلیف‏آور نیست؛ چون علمى موجب تکلیف است که مکلّف بتواند براساس آن علم، منشأ تغییر و تأثیر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزون بر این، وقتى امام با لطف و اذن خدا به مرتبه اعلاى کمال و علو وجودى مى‏رسد و با منبع علم الهى تماس مى‏یابد، در اوج مقام فنا در ذات حق است. او در این مقام خود را نمى‏بیند و خود را نمى‏پسندد. او فقط خدا را مى‏بیند و تنها مشیت الهى را مى‏پسندد. در این مقام، چون اراده و مشیت او را - براساس نظام علت و معلولى و قضا و قدر - در تحقّق حوادث و پدیده‏هاى هستى مى‏یابد، خواسته‏اى برخلاف آن ندارد. از دیگر سو، تلاش براى تغییر این حوادث از جمله شهادت خود، قطع نظر از اینکه تأثیرى ندارد، با مقام فنا و رضا و حب لقاءاللَّه نیز سازگار نیست. با توجّه به این جواب، سایر پاسخ‏ها نیز مى‏تواند، توجیه درستى پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پاسخ اول=== &lt;br /&gt;
که ائمه‏ {{عم}} را مکلف به علم عادى مى‏دانست؛ نه علم غیب - چنین مستدل و موجه مى‏شود؛ که علم غیب امام، از سنخ علم الهى یعنى علم به واقع عینى است؛ همان گونه که در خارج محقق مى‏شود. چنین عملى تأثیرى در تغییر حوادث عالم ندارد و به همین دلیل تکلیف‏ آور نیست.&lt;br /&gt;
===پاسخ دوم=== &lt;br /&gt;
نیز با توجّه به حقیقت علم امام، کامل مى‏شود. اینکه علم غیب امام، شأنى است - یعنى هرگاه امام اراده کند که بداند، مى‏داند - کاملاً درست است؛ اما جاى این احتمال هست که ائمه‏ {{عم}} با علم شأنى، از کیفیت شهادت خود آگاه بوده‏اند؛ یعنى اراده کرده‏اند که بدانند. روایات متعددى، نیز دلالت بر علم ائمه‏ {{عم}} به شهادتشان دارد.V}اصول کافى، ج‏1، ص‏258، ح 1-8.===در پاسخ سوم، اگر مقصود از اینکه تکلیف ائمه‏ {{عم}} با سایر افراد بشر متفاوت است، این باشد که خداوند دو سنخ تکلیف جعل و تشریع کرده است (یک دسته براى پیامبرصلى الله علیه وآله و امام و یک دسته براى سایر افراد بشر)؛ این سخن نادرست و غیر مطابق با واقع است. تکالیف الهى براساس مصالح و مفاسد آن، تشریع شده و همه افراد بشر - از جمله پیامبر و امام - در آن مشترک‏اند و به جز چند حکم خاص - که نبى اکرم‏صلى الله علیه وآله داشته‏اند - بقیه احکام یکسان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما اگر مقصود این باشد که علم غیب ائمه‏ {{عم}} به نحوه شهادتشان، برخلاف علوم عادى بشر، تکلیف وجوب حفظ جان از خطر و هلاکت را براى آنان به دنبال نمى‏آورد، پاسخ صحیحى است. این مسئله در گرو شناخت حقیقت علم الهى آنان است که در توضیح آن گذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین علم ائمه‏ {{عم}} به آینده، از سنخ علوم عادى نیست و اقدام به امورى که منجر به شهادت آنان مى‏شود، خود را در هلاکت انداختن نیست. افزون بر این درجات و کمالاتى براى امامان مقدر شده که راه رسیدن به آن، از طریق تحمل همین بلاها و مصایب است.V}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پژوهشگران وبگاه پرسمان، پرسش 108119&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://www.porseshkadeh.com/Question/28550/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%A7&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=علی مطهری در پایان نامه علم ائمه از نظر عقل و نقل=&lt;br /&gt;
در اینکه انبیا و امامان معصوم از علم غیب به تعلیم الهی آگاه‌اند نزد امامیه حرفی نیست ولی خود این آگاهی و ارتباط به این معنی نیست که بالذات به آن عالم وسیع و نادیدنی کاملا احاطه داشته باشند و بدون استمداد از خداوند متعال آن جهان را مشاهده کنند. زیرا آنان نیز از حیث وجود و علم محدودیت دارند و در کسب علم محتاج به خداوند متعال‌اند. امتیاز آنان در این است که می‌توانند از نیروی باطن استفاده نمایند و گوهر صیقلی و نورانی وجودشان را به سوی جهان غیب متوجه سازند. در آن هنگام روزنه ای از غیب بر رویشان باز می‌شود و خداوند که مالک غیب و شهود است بدون واسطه یا بوسیله فرشته برخی از مطالب غیبی را بر دلشان القا می‌کند. بعضی از خبرهای غیبی را هم از رسول خدا {{صل}} شنیده‌ بودند. البته شواهدی هم در این زمینه داریم که به عنوان نمونه می‌آوریم:&lt;br /&gt;
حمران بن خلاد می‌گوید مردی از اهل فارس از حضرت ابوالحسن {{ع}} پرسید که آیا شما علم غیب دارید؟ حضرت امام باقر {{ع}} پاسخ داد: گاهی علم به ما عطا می‌شود  می‌دانیم و گاهی داده نمی‌شود نمی‌دانیم و فرمود: خدا بعضی از اسرار را به جبرئیل خبر داد او هم به حضرت محمد {{صل}} و پیامبر هم به هرکس خواست(اصول کافی، ج1، ص377). (...)&lt;br /&gt;
از این احادیث به خوبی استفاده می‌شود که امام به غیب مطلق و نامحدود احاطه ندارد و چنان نیست که بالذات و بالاستقلال به عالم غیب مرتبط باشد ولی یکی از امتیازات بزرگی که بر سایر بشر دارند این است که در مواقع ضروری و لازم با جهان غیب ارتباط پیدا می‌کنند.ص87 &lt;br /&gt;
در باره محدودیت علم غیب ائمه چند احتمال اساسی وجود دارد:&lt;br /&gt;
#آنها همه چیز را بالفعل می‌دانند جز بخش ویژه‌ای که مخصوص ذات پاک خداوند است. مانند علوم پنجگانه که در سوره لقمان آمده (...) شاهد این سخن روایاتی است که با صراحت می‌گوید (...) علم آن چه بوده و آنچه خواهد بود تا روز قیامت را دارا هستند.(...)&lt;br /&gt;
#آنها همه این امور را می‌دانند اما بالقوه نه بالفعل یعنی هرگاه اراده کنند چیزی را از اسرار غیب بدانند خداوند به آنها الهام می‌کند و یا قواعد و اصولی نزد آنها است که با مراجعه به آن قواعد و اصول فتح باب می‌شود و می‌توانند هر چیزی را از اسرار غیب بدانند و یا کتبی نزد آنها است که به آن می‌نگرنند و از اسرار غیب باخبر می‌شوند. (...) شاهد این نظر روایاتی است که می‌گوید امامان و پیشوایان معصوم هنگامی که می‌خواستند چیزی را بدانند می‌دانستند.&lt;br /&gt;
#منظور از آگاهی معصومین {{عم}} از علم غیب آگاهی از مسائلی است که بنحوی با هدایت بشر ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم دارد بنابراین آنها از تمام معارف و احکام و تواریخ انبیاء و مسائل آفرینش و حوادث گذشته و آینده تا آنجا که به هدایت انسان‌ها ارتباط دارد بالفعل آگاه‌اند اما ضرورتی نیست که خارج از این دایره باری آنها قائل شویم. (...) عن امام الصادق {{ع}} {{عربی|اندازه=155%|«مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ يَحْتَجُّ بِعَبْدٍ فِي بِلَادِهِ ثُمَّ يَسْتُرُ عَنْهُ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّه‏»}}(بحارالانوار، ج26، ص 139) &lt;br /&gt;
#آنها به تمام اسرار غیب آگاه‌اند ولی آگاهی بر اصول کلی است. در همه جا کلیات را می‌دانند در حالیکه علم به تمام کلیات و جزئیات عالم مخصوص خداوند است که در این‌باره هم روایات متعددی داریم.&lt;br /&gt;
#علم آنها به همه حقایق عالم است ولی در ارتباط با &amp;quot;لوح محو  و اثبات&amp;quot; در حالیکه علم خداوند به تمام حقایق در ارتباط با لوح محفوظ می‌باشد. (...)&lt;br /&gt;
#آنها به طور اجمال از اسرار غیب باخبر اند اما اینکه محدوده آن تا چه اندازه است، ما دقیقا نمی‌دانیم. همین قدر می‌دانیم که خداوند عالم هرچه مصلحت بداند و لازم باشد به آنها تعلیم می‌کند. ص89&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84_%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50872</id>
		<title>دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب امامیه در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84_%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50872"/>
		<updated>2017-05-09T17:51:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب امامیه در باره علم غیب چیست؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[کلیاتی از علم غیب (نمایه)|کلیاتی از علم غیب]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[محمد حسن نادم|نادم]]&lt;br /&gt;
* [[محمد رضا بهدار|بهدار]]&lt;br /&gt;
* [[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&lt;br /&gt;
* [[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی]]&lt;br /&gt;
* پژوهشگران [[وبگاه پرسمان]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب امامیه در باره علم غیب چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از سؤال‌های مصداقی پرسشی تحت عنوان &#039;&#039;«[[دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)|دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟»]]&#039;&#039; است. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*شیعیان درباره علم غیب چه نظری دارند؟&lt;br /&gt;
*متکلمین امامیه چه دیدگاهی راجع به علم غیب دارند؟&lt;br /&gt;
*علمای اصول دین مکتب امامیه چه دیدگاهی راجع به علم غیب و قلمرو آن دارند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:673639443601.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد حسن نادم]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محمد حسن نادم]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[علم غیب از نگاه عقل و وحی (کتاب)|علم غیب از نگاه عقل و وحی]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«در باره [[علم غیب امام]] دو نگرش عمده در اظهار نظر‌های متکلمین [[شیعی]] وجود دارد، یک نگرش [[علم غیب امام]] را نامحدود و نگرش دیگر محدود می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;نک: میر یوسف علی استرآبادی، اسئله یوسفیه، به کوشش رسول جعفریان، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تهران، ١٣٨٨؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج٨، ص٣٧٢،ج ١٠، ص٢٠٩؛ ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیر القرآن، مترجمان، محمد صادق نجمی، هاشم هاشم زاده هریسی؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران ١٣٨٨ش، ص٤١٤؛ مجمع البیان، ج٢، ص٦٢٧، ج٥، ص٢٠٠؛ الفیض الکاشانی، تفسیر الصافی، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ١٤٠٢هـ - ١٩٨٢م، ج٢، ص١٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;علم غیب از نگاه قرآن و وحی، ص٣٢٥.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. حجت الاسلام و المسلمین  بهدار؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11169.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد رضا بهدار|بهدار]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محمد رضا بهدار|بهدار]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«به طور کلی، همه نظریه‌ها را می‌توان در سه دیدگاه تقسیم کرد: رویکرد تردید و سکوت؛ رویکرد محدودیت علم امام؛ رویکرد احاطه علمیِ کامل امام به همه چیز.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;نخست: رویکرد تردید و سکوت:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[مرتضی انصاری|شیخ انصاری]]:&#039;&#039;&#039; ما مسئله اندازه دانسته‌های امام، از جهت فراگیر بودن و فراگیر نبودن و نیز چگونگی علم او به آنها، از جهت متوقف بودن آنها بر خواست امام، یا توقف بر توجه آنها به خود شیء و یا عدم توقف بر آن، (احتمالاتی است) و از روایات گوناگون، چیزی که مورد اطمینان باشد به دست نمی‌آید؛ پس سزاوارتر آن است که علم آن را به خود ایشان واگذار کنیم.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرتضی انصاری|شیخ انصاری]]، ج۱، ص۳۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::[[ابوالحسن مشکینی|آیت‌الله محقق مشکینی]] نیز در حاشیه خود بر کفایة الاصول روایات وارد شده در این باب را مفید قطع نمی‌داند، زیرا دلالتشان صریح و قطعی نیست؛ از سوی دیگر، ظن و گمان در اصول دین حجیت ندارد و انسان در عقیده خویش باید از یقین پیروی کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[ابوالحسن مشکینی|محقق مشکینی]]، حاشیه کفایة الاصول، ج۱، ص۴۶۲ و ۴۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;دوم: رویکرد محدودیت علم امام&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سوم: رویکرد احاطه علمیِ کامل امام (احاطه علمی بر همه چیز)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::بیان [[محمد کاظم خراسانی|آخوند خرسانی]] در این باره چنین است: آری، کسی که مشمول عنایت خداوند باشد و جان پاکش به [[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|عالم لوح محفوظ، که از بزرگترین عوالم ربوبی است و اصل کتاب می‌باشد]]، اتصال یابد، حقایق آنچنان که هست نزد او هویدا می‌‌گردد؛ همان‌گونه که چه بسا برای [[پیامبر خاتم|رسول گرامی اسلام]] و برخی از اوصیا اتفاق می‌افتد و بر همه موجودات آنچنان که بوده‌اند و خواهند شد، معرفت پیدا می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد کاظم خراسانی|آخوند خرسانی]]، کفایة الاصول، ص۲۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::شیخ [[محمد حسین غروی اصفهانی|محمد حسین اصفهانی]]: ایشان مقام علمی امام را از آنچه آخوند گفتند، هم بالاتر می‌داند و در تعلیقه خود بر کلامِ نقل شده از صاحب کفایه می‌افزاید: چرا چنین نباشد، حال آنکه او در سیر خود به سوی عوالم قدسی، با عالم قل کلی اتصال می‌یابد و مقام او مقام عقل نخستین می‌شود که از عالم نفس کلی، که همان عالم لوح محفوظ است، بالاتر است؟! گرچه عبارت صاحب کفایه اشعار به آن دارد که آخرین درجه صعود رسول گرامی در حرکت استکمالی او عالم محفوظ است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین غروی اصفهانی|محمد حسین اصفهانی]]، نهایة الدرایة فی شرح الکفایة، ج۱، ص۶۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::شیخ [[محمد حسین مظفر]]: شیخ در کتابی مستقل با اقامه ادله متعدد، قائل به احاطه علمیِ امام آن هم مطلق، فعلی و حضوری به همه امور است؛ چنان‌که در عبارتی آورده: مراد از &amp;quot;[[علم امام]]&amp;quot; در این مقام، آگاهی از موضوعات خارجی جزئی محض است، نه آگاهی از موضوعات احکام کلی، زیرا جهل امام به آنها موجب کمبود در رتبه امامت و تنزّل از آن مقام است؛ افزون بر آنکه، بیان آنها از ویژگی‌های مام و وظایف اوست. همچنین مراد از علم امام در این بحث اطلاع وی از احکام نیست، زیرا علم امام به آنها باید حضوری باشد، چراکه روا نیست حکمی از او بپرسند و امام آن را نداند که در این صورت، حجت بر بندگان نبوده، بلکه امامتش باطل می‌شود. همچنین [[آیا معصوم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)|علم امام شامل اطلاع بر زمان رستاخیز]] و اجل‌ها و  و دیگر اموری که به ظاهر به خداوند متعال اختصاص دارد، نیز می‌گردد؛ حتی مواردی که آیه ذیل بیان کرده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ...]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;« بی‌گمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست...»؛ سوره لقمان، آیه ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا روایات خاصی، با صراحت بیان می‌کنند که خداوند ائمه ما را بر اموری از این قبیل نیز آگاه کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین مظفر]]، [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الإمام و کمیته و کیفیته عن طریقی العقل و النقل]]، ص ۱۲ و ۱۳؛ نیز [[علی شیروانی]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۳۷،۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]، [[تحقیقات کلامی (نشریه)|فصلنامه تحقیقات کلامی]]، شماره ۳، ص۴۱-۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۲. آقای موسوی حُصَینی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:87544444.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آقای &#039;&#039;&#039;[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی امامان از غیب  (کتاب)|آگاهی امامان از غیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«پیروان مکتب اهل بیت {{عم}} بر این باورند که پیامبر باید آگاه به همه نیازهای امت باشد، زیرا جهل، نقص است و پیامبر باید کامل‌ترین مردم باشد تا شایستگی رهبری آنان را داشته باشد. به همین ترتیب امام نیز باید دانا و آگاه باشد تا شایسته جانشینی پیامبر در امر رهبری و فرماندهی باشد و الگوی مردم به حساب آید. پس از آن، دایره علم پیامبر و امام مطرح می‌شود. آیا منظور فقط علم به احکام است یا علم به اشیاء (موضوعات خارجی) و رویدادهای جهان از جمله امور غیبی گذشته و آینده را نیز شامل می‌شود؟ امامیه بر این باورند که علم پیامبر و امامان، مطلق است و مختص یا مقید به امر خاصی نیست مگر مواردی که دلایل قطعی بر بیرون بودن آنها از دایره علم امام وجود دارد. به این باور امامیه از چند جهت اعتراض و اشکال شده است. که در اینجا تنها به دو جهت آن می‌پردازیم زیرا بحث و جدل در محافل امامیه اطراف این دو محور می‌چرخد:&lt;br /&gt;
::::# پیامبر و امام از [[غیب]] آگاه بودند و ناگزیر باید اموری که به آنها ضرر و آسیب می‌رساند بشناسند و از سویی عقل و شرع حکم می‌کنند که باید از آنچه موجب ضرر و زیان می‌شود اجتناب و دوری کرد در حالی که می‌بینیم پیامبر و امام به اموری که موجب زیان و آزار آنها شده گرفتار شده‌اند، خود پیامبر نیز در این آیه به این حقیقت تصریح نموده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)|وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم»؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; اگر [[ائمه]] [[علم غیب]] داشتند به کارهایی که سرانجام به شهادت یا فوت یا آزار آنها می‌انجامید اقدام نمیکردند، مثلا [[چرا علم غیب امام علی مانع از رفتن به مسجد و قتل او توسط ابن ملجم نشد؟ (پرسش)|امیرالمؤمنین در شبی که ابن ملجم با شمشیر به آن حضرت ضربه زد به مسجد نمی‌رفت تا به شهادت برسد]] و یا [[با توجه به علم غیب معصوم آیا قیام امام حسین مصداق القاء نفس در تهلکه نیست؟ (پرسش)|امام حسین به کربلا نمی‌رفت تا کشته شود و خاندان او اسیر گردند و دارایی او به غارت رود]]. همه این حوادث اگر با علم و آگاهی به آن‌ها رخ داده باشد از روشن‌ترین مصادیق به هلاکت افکندن خویش است که خداوند در قرآن کریم از آن نهی فرموده است {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُواْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید و نیکوکار باشید که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد»؛ سوره بقره، آیه ۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اشکال از زمان‌های بسیار دور مطرح بوده است به طوری که حتی بر خود ائمه نیز عرضه شده و پس از آن در قرن‌های بعد پی در پی درباره آن بحث شده و پاسخ‌های متعددی به آن داده شده است.&lt;br /&gt;
::::# اگر فرض کنیم که یک تکلیف و وظیفه پنهان وجود داشته که امام را با وجود علم به سرنوشت خویش، به در افتادن در هلاکت فرا میخوانده است، در این صورت نهضت امام حسین به عنوان یکی از امامانی که [[علم غیب]] داشته‌اند اقدامی بیهوده و بی فایده خواهد بود زیرا امام در پیش روی خود گزینه‌ای جز حرکت به سوی سرنوشت نداشته است. اما اگر فرض کنیم که امام از سرنوشت خویش آگاه نبوده است در این صورت قیام، یکی از گزینه‌های پیش روی آن حضرت بوده است و فرق بین این دو فرض بسیار زیاد است. (...) اگر امامت بر عهده کسی قرار گرفت آن شخص ناگزیر می‌باید شرایط اساسی امامت را داشته باشد و از جمله این شرایط  از نظر امامیه  عصمت است که به معنای خودداری اختیاری از گناه و سرکشی است. همچنین امام باید به جزئیات و تفاصیل احکام شرعی علم داشته باشد. با توجه به این کسی که امامت او مسلم و ثابت باشد و همه شرایط آن را دارا باشد نمی‌توان درباره او تصور کرد که کار حرامی انجام دهد و مثلا خود را به هلاکت بیفکند  که قرآن از آن نهی کرده است  و یا دست به کاری بیهوده بزند. بلکه باید کارها و اقدامات او مشروع باشد. بنابراین نمی‌توان برای انکار علم غیب امام، به حرمت &amp;quot;به هلاکت افکندن خود&amp;quot; یا کارهای بی‌فایده استناد کرد، زیرا بحث از علم امام به غیب بعد از قبول امامت او مطرح می‌شود و با فرض امامت، امکان انجام حرام منتفی می‌شود. بدین معنا که کاری که امام انجام می‌دهد حلال و مشروع است چه [[علم غیب]] بداند یا نداند. پس نمی‌توان به خاطر حرام بودن به هلاکت افکندن خویش و نیز اقدام  به کار بیهوده و بی فایده، علم غیب را از امام نفی کرد. بنابراین به این نتیجه می‌رسیم که با توجه به حقانیت امامت که در کتاب‌های کلامی و مباحث امامت اثبات شده است، این دو اشکال برای کسی که به شرایط امامت معتقد باشد پیش نمی‌آید و آن دسته از اشکالاتی که در این زمینه در میراث ما مطرح می‌شود، فرض‌هایی است که برای دفع شبهه‌های مخالفان و پاسخ به اشکالاتشان در نظر گرفته می‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی امامان از غیب  (کتاب)|آگاهی امامان از غیب]]، ص ۹۵-۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۳. حجت الاسلام والمسلمین جزیری احسائی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«در اینجا آنچه توانستیم از اقوال و کلمات علما جمع آوری کنیم، ذکر می‌کنیم:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ مفید:&#039;&#039;&#039; ائمه {{عم}} به تحقیق از سر درون بعضی از بندگان خدا و وقایعی که قرار بود اتفاق بیافتد اطلاع داشتند. والبته این علم غیب از صفات لازم یا شرط امامت آنها نبود بلکه خداوند فقط از این جهت که اکرامشان کند علم غیب را به آنها عطا فرمود (...).&lt;br /&gt;
بهره مند بودن اهل بیت {{عم}} از علم غیب وجوب عقلی ندارد بلکه از راه اخبار و روایات اثبات می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;اوائل المقالات، ص٦٧&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سید مرتضی:&#039;&#039;&#039; خبر  دادن از اشیاء قبل از بوجود آمدنشان از شرایط امامت نیست چراکه معجزه است. لکن اظهار معجزه از جانب امام محال عقلی نیست پس هم اظهار معجزه و هم عدم آن برای امام عقلا جایز است. الا اینکه اخبار شایع دال بر این است که ائمه {{عم}} از غیب خبر می‌دادند&amp;lt;ref&amp;gt;رسائل المرتضی، ج١، ص٢٨٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;محقق کراجکی:&#039;&#039;&#039; همه حجت‌های الهی از لحاظ علمی به همه آن چیزهایی که به آنها محتاج هستند احاطه دارند که از جمله آن چیزها عباد الله هستند&amp;lt;ref&amp;gt;کنزالفوائد، ص١١٠&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
::::::و خداوند سبحانه و تعالی آیات خود را برای ائمه آشکار کرده وبسیاری از علوم غیبی و علم به آینده را به آنها عطا فرموده. البته از بین این علوم  تنها چیزهایی را به آنها آموخته که اولا مقارن قاعده لطف باشد ثانیا مصلحتی د اشته باشد.ایشان عالم به جمیع ضمایر بندگان و امور غیبی نیستند و به همه علم الهی احاطه ندارند&amp;lt;ref&amp;gt;کنز الفوائد، ص١١٢&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ طوسی:&#039;&#039;&#039; از معجزات پیامبر اکرم غیر از قرآن (...) قول ایشان به امیر المؤمنین است که فرمود &amp;quot;بعد از من با ناکثین و قاسطین و مارقین قتال خواهی کرد&amp;quot; و همچنین به امام علی {{ع}} فرمود &amp;quot;همانا تو قاتل ذوالثدیه هستی&amp;quot; و همچنین قول پیامبر به عمار است که فرمود &amp;quot;تو را فرقه ای ستمکار به قتل می‌رسانند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;الاقتصاد، ص١٨٠-١٨٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;قاضی ابن البراج:&#039;&#039;&#039; از شرایط امامت این نیست که از آینده خبر دهند چرا که این مسئله از معجزات است اما اظهار معجزه یا عدم اظهار آن  امری است که برای امام به لحاظ عقلی جایز. الا اینکه اخباری که بدست ما رسیده حاکی از این است که ایشان از غیب خبر می‌دادند پس نتیجه می‌گیریم که خداوند متعال ایشان را از غیب آگاه کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الفقه، ص٢٥٨-٢٥٩&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ طبرسی:&#039;&#039;&#039; از معجزات امیرالمؤمنین اخبار ایشان از غائبات و آینده است که اخبار ایشان از این امور صحیح بوده و به وقوع پیوسته (...) و انچه که از اخبار به دست ما رسیده بسیار زیاد استو قابل انکار نیست (...) از جمله این موارد قول ایشان بعد از بیعت مردم است که فرمود: «امرت بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین». پس ایامی نگذشت تا اینکه با آنها قتال کرد(...).&lt;br /&gt;
::::::و همچنین قول ایشان به طلحه و زببیر است زمانی که برای خروج از مدینه به جهت مراسم عمره از ایشان اجازه گرفتند که فرمود : &amp;quot; أو الله ما تریدان العمره و انما تریدان البصره . که همانطور هم شد&amp;lt;ref&amp;gt;اعلام الوری باعلام الهدی، ج١، ص٣٣٥-٣٤٦&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;قطب الدین راوندی:&#039;&#039;&#039; معجزات پیامبر {{صل}} چند قسم است. (...) و از جمله آنها خبر دادن ایشان از غیب است که همه این خبر‌ها صحیح بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;الخرائج و الجرائح، ج١، ص١٩-٢٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;ابن شهر آشوب:&#039;&#039;&#039; در نظر ما امام به گذشته و حال و آینده تا روز قیامت علم دارد اما با اجازه و تفضل از جانب خداوند متعال نه بصورت مستقل&amp;lt;ref&amp;gt;تعلیقات علی رساله الاعتقادات، ص٢٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سید بن طاووس:&#039;&#039;&#039; اگر بخواهیم همه اخباری که از جانب پیامبر {{صل}} و ائمه {{عم}} به دست ما رسیده بخواهیم که مضمون آنها خبر دادن از غیب است ذکر کنیم کتابی می‌شود در چند جلد!&amp;lt;ref&amp;gt;فرج المهموم، ص٢٢٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;محقق حلی:&#039;&#039;&#039; و اما معجزاتی که برای پیامبر نقل شده است به جز قرآن زیاد است.از جمله آنها خبر دادن ایشان از غیب است (...) و خبر دادن ایشان به فرستادگان عامل کسری در یمن زمانی که آمده بود تا به زور پیامبر را نزد کسری ببرد که به او فرمود پروردگارم پسر آقای تو را بر آقای تو مسلط کرد و پسر کسری در همین ساعت پدرش را کشت&amp;lt;ref&amp;gt;المسلک فی اصول الدین، ص١٨٧-٢٤٤&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;علامه حلی:&#039;&#039;&#039; امامی که ریاست و حکومت بر عالم به ید اوست به ناچار باید چهار خصلت در او وجود داشته باشد. این چهار خصلت عبارتند از: (...) خصلت چهارم این است که نشانه هایی داشته باشد که مختص به خود او باشد از جمله آنها (...) خبر دادن از غیب است&amp;lt;ref&amp;gt;الالفین فی امامه امیر المومنین، ص١٣٥-١٣٦&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
::::::و از جمله فضائل امیر المؤمنین خبر دادن از غیب است که برای احدی از امت محمد حاصل نشده. اخبار وارد در این موضوع بسیار زیاد است&amp;lt;ref&amp;gt;کشف الیقین، ص٧٥-٨٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ حر عاملی:&#039;&#039;&#039; روایات پیرامون معجزات ظاهری رسول خدا {{صل}} متواتر است مانند (...) خبر دادن ایشان از غیب&amp;lt;ref&amp;gt;هدایه الامه الی احکام الائمه، ج١، ص١٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;محقق آشتیانی:&#039;&#039;&#039; مقتضای آیه این است که اهل بیت هم عالم به غیب هستند از این جهت که قطعا ایشان الراسخون فی العلم هستند &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب القضا، ص٥١-٥٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;علامه طباطبایی:&#039;&#039;&#039; آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل لّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;نمل، آیه٦٥&amp;lt;/ref&amp;gt; فقط دلالت بر این دارد که علم غیب ذاتی مختص خداوند است و منافاتی با اطلاع دیگران از غیب بواسطه تعلیم خداوند ندارد کما اینکه آیه شریفه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا*إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;جن، آیه٢٦ و ٢٧&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز به همین مطلب اشاره دارد&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان فی تفسیر القرآن، ج١٥، ص٣٩٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ علی نمازی:&#039;&#039;&#039; از ضروریات دین که از آیات قرآن و احادیث استفاده می‌شود  این است که رسول الله {{صل}} بواسطه تعلیم خداوند عالم به غیب است&amp;lt;ref&amp;gt;مستدرک سفینه البحار، ج٨، ص٨٠ &amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٢٠٥&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۴. پژوهشگران وبگاه پرسمان؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|]]&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;«[http://www.porseman.org/q/vservice.aspx?logo=images/right.jpg&amp;amp;id=112087 وبگاه پرسمان]»&#039;&#039; وابسته به «[[نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‌ها]]» در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«دانشمندان شیعه همگی تصریح کرده‌اند که آگاهی پیامبر و امام از غیب، ذاتی و بدون تعلیم الهی نیست و به گونه دوم؛ یعنی به تعلیم الهی است و کسانی که علم امامان{{عم}} را ذاتی و بدون تعلیم الهی بدانند و علم آنان را به گونه علم الهی بدانند از &amp;quot;غلاه&amp;quot; &amp;lt;ref&amp;gt;(غلاه، کسانی که امامان{{عم}} را از حدود موجود امکانی خارج دانسته و برخی از صفاتی را که اختصاص به خدا دارد بر آنان ثابت می‌دانند)&amp;lt;/ref&amp;gt; به شمار می‌آیند و اصولاً این عقیده مستلزم شرک می‌باشد»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.porseman.org/q/vservice.aspx?logo=images/right.jpg&amp;amp;id=112087 وبگاه پرسمان.]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های مصداقی همطراز==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب معتزله در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب اشعریه در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[غیب در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[غیب در قرآن و حدیث به چه معنا به کار رفته است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[حقیقت غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[جهان غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[قرآن در مورد جهان غیب چه آیاتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چه احادیثی در مورد جهان غیب وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[جهان شهادت چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[قرآن در مورد جهان شهادت چه آیاتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چه احادیثی در مورد جهان شهادت وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[ایمان به غیب به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[فرق بین کار‌های خارق‌العاده و علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[فرق بین پیشگویی و علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آگاه از غیب کیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بحث از علم غیب چه اهمیت یا ضرورتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا انسان نیازی به ارتباط با جهان غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان فلسفه و حکمت اسلامی در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان عرفان اسلامی در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان تفسیر در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84_%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50871</id>
		<title>دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب امامیه در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84_%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50871"/>
		<updated>2017-05-09T17:34:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: /* پاسخ‌های دیگر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب امامیه در باره علم غیب چیست؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[کلیاتی از علم غیب (نمایه)|کلیاتی از علم غیب]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[محمد حسن نادم|نادم]]&lt;br /&gt;
* [[محمد رضا بهدار|بهدار]]&lt;br /&gt;
* [[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&lt;br /&gt;
* [[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی]]&lt;br /&gt;
* پژوهشگران [[وبگاه پرسمان]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب امامیه در باره علم غیب چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از سؤال‌های مصداقی پرسشی تحت عنوان &#039;&#039;«[[دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)|دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟»]]&#039;&#039; است. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*شیعیان درباره علم غیب چه نظری دارند؟&lt;br /&gt;
*متکلمین امامیه چه دیدگاهی راجع به علم غیب دارند؟&lt;br /&gt;
*علمای اصول دین مکتب امامیه چه دیدگاهی راجع به علم غیب و قلمرو آن دارند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:673639443601.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد حسن نادم]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محمد حسن نادم]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[علم غیب از نگاه عقل و وحی (کتاب)|علم غیب از نگاه عقل و وحی]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«در باره [[علم غیب امام]] دو نگرش عمده در اظهار نظر‌های متکلمین [[شیعی]] وجود دارد، یک نگرش [[علم غیب امام]] را نامحدود و نگرش دیگر محدود می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;نک: میر یوسف علی استرآبادی، اسئله یوسفیه، به کوشش رسول جعفریان، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تهران، ١٣٨٨؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج٨، ص٣٧٢،ج ١٠، ص٢٠٩؛ ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیر القرآن، مترجمان، محمد صادق نجمی، هاشم هاشم زاده هریسی؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران ١٣٨٨ش، ص٤١٤؛ مجمع البیان، ج٢، ص٦٢٧، ج٥، ص٢٠٠؛ الفیض الکاشانی، تفسیر الصافی، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ١٤٠٢هـ - ١٩٨٢م، ج٢، ص١٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;علم غیب از نگاه قرآن و وحی، ص٣٢٥.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. حجت الاسلام و المسلمین  بهدار؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11169.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد رضا بهدار|بهدار]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محمد رضا بهدار|بهدار]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«به طور کلی، همه نظریه‌ها را می‌توان در سه دیدگاه تقسیم کرد: رویکرد تردید و سکوت؛ رویکرد محدودیت علم امام؛ رویکرد احاطه علمیِ کامل امام به همه چیز.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;نخست: رویکرد تردید و سکوت:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[مرتضی انصاری|شیخ انصاری]]:&#039;&#039;&#039; ما مسئله اندازه دانسته‌های امام، از جهت فراگیر بودن و فراگیر نبودن و نیز چگونگی علم او به آنها، از جهت متوقف بودن آنها بر خواست امام، یا توقف بر توجه آنها به خود شیء و یا عدم توقف بر آن، (احتمالاتی است) و از روایات گوناگون، چیزی که مورد اطمینان باشد به دست نمی‌آید؛ پس سزاوارتر آن است که علم آن را به خود ایشان واگذار کنیم.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرتضی انصاری|شیخ انصاری]]، ج۱، ص۳۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::[[ابوالحسن مشکینی|آیت‌الله محقق مشکینی]] نیز در حاشیه خود بر کفایة الاصول روایات وارد شده در این باب را مفید قطع نمی‌داند، زیرا دلالتشان صریح و قطعی نیست؛ از سوی دیگر، ظن و گمان در اصول دین حجیت ندارد و انسان در عقیده خویش باید از یقین پیروی کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[ابوالحسن مشکینی|محقق مشکینی]]، حاشیه کفایة الاصول، ج۱، ص۴۶۲ و ۴۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;دوم: رویکرد محدودیت علم امام&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سوم: رویکرد احاطه علمیِ کامل امام (احاطه علمی بر همه چیز)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::بیان [[محمد کاظم خراسانی|آخوند خرسانی]] در این باره چنین است: آری، کسی که مشمول عنایت خداوند باشد و جان پاکش به [[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|عالم لوح محفوظ، که از بزرگترین عوالم ربوبی است و اصل کتاب می‌باشد]]، اتصال یابد، حقایق آنچنان که هست نزد او هویدا می‌‌گردد؛ همان‌گونه که چه بسا برای [[پیامبر خاتم|رسول گرامی اسلام]] و برخی از اوصیا اتفاق می‌افتد و بر همه موجودات آنچنان که بوده‌اند و خواهند شد، معرفت پیدا می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد کاظم خراسانی|آخوند خرسانی]]، کفایة الاصول، ص۲۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::شیخ [[محمد حسین غروی اصفهانی|محمد حسین اصفهانی]]: ایشان مقام علمی امام را از آنچه آخوند گفتند، هم بالاتر می‌داند و در تعلیقه خود بر کلامِ نقل شده از صاحب کفایه می‌افزاید: چرا چنین نباشد، حال آنکه او در سیر خود به سوی عوالم قدسی، با عالم قل کلی اتصال می‌یابد و مقام او مقام عقل نخستین می‌شود که از عالم نفس کلی، که همان عالم لوح محفوظ است، بالاتر است؟! گرچه عبارت صاحب کفایه اشعار به آن دارد که آخرین درجه صعود رسول گرامی در حرکت استکمالی او عالم محفوظ است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین غروی اصفهانی|محمد حسین اصفهانی]]، نهایة الدرایة فی شرح الکفایة، ج۱، ص۶۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::شیخ [[محمد حسین مظفر]]: شیخ در کتابی مستقل با اقامه ادله متعدد، قائل به احاطه علمیِ امام آن هم مطلق، فعلی و حضوری به همه امور است؛ چنان‌که در عبارتی آورده: مراد از &amp;quot;[[علم امام]]&amp;quot; در این مقام، آگاهی از موضوعات خارجی جزئی محض است، نه آگاهی از موضوعات احکام کلی، زیرا جهل امام به آنها موجب کمبود در رتبه امامت و تنزّل از آن مقام است؛ افزون بر آنکه، بیان آنها از ویژگی‌های مام و وظایف اوست. همچنین مراد از علم امام در این بحث اطلاع وی از احکام نیست، زیرا علم امام به آنها باید حضوری باشد، چراکه روا نیست حکمی از او بپرسند و امام آن را نداند که در این صورت، حجت بر بندگان نبوده، بلکه امامتش باطل می‌شود. همچنین [[آیا معصوم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)|علم امام شامل اطلاع بر زمان رستاخیز]] و اجل‌ها و  و دیگر اموری که به ظاهر به خداوند متعال اختصاص دارد، نیز می‌گردد؛ حتی مواردی که آیه ذیل بیان کرده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ...]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;« بی‌گمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست...»؛ سوره لقمان، آیه ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا روایات خاصی، با صراحت بیان می‌کنند که خداوند ائمه ما را بر اموری از این قبیل نیز آگاه کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین مظفر]]، [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الإمام و کمیته و کیفیته عن طریقی العقل و النقل]]، ص ۱۲ و ۱۳؛ نیز [[علی شیروانی]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۳۷،۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]، [[تحقیقات کلامی (نشریه)|فصلنامه تحقیقات کلامی]]، شماره ۳، ص۴۱-۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۲. آقای موسوی حُصَینی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:87544444.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آقای &#039;&#039;&#039;[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی امامان از غیب  (کتاب)|آگاهی امامان از غیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«پیروان مکتب اهل بیت {{عم}} بر این باورند که پیامبر باید آگاه به همه نیازهای امت باشد، زیرا جهل، نقص است و پیامبر باید کامل‌ترین مردم باشد تا شایستگی رهبری آنان را داشته باشد. به همین ترتیب امام نیز باید دانا و آگاه باشد تا شایسته جانشینی پیامبر در امر رهبری و فرماندهی باشد و الگوی مردم به حساب آید. پس از آن، دایره علم پیامبر و امام مطرح می‌شود. آیا منظور فقط علم به احکام است یا علم به اشیاء (موضوعات خارجی) و رویدادهای جهان از جمله امور غیبی گذشته و آینده را نیز شامل می‌شود؟ امامیه بر این باورند که علم پیامبر و امامان، مطلق است و مختص یا مقید به امر خاصی نیست مگر مواردی که دلایل قطعی بر بیرون بودن آنها از دایره علم امام وجود دارد. به این باور امامیه از چند جهت اعتراض و اشکال شده است. که در اینجا تنها به دو جهت آن می‌پردازیم زیرا بحث و جدل در محافل امامیه اطراف این دو محور می‌چرخد:&lt;br /&gt;
::::# پیامبر و امام از [[غیب]] آگاه بودند و ناگزیر باید اموری که به آنها ضرر و آسیب می‌رساند بشناسند و از سویی عقل و شرع حکم می‌کنند که باید از آنچه موجب ضرر و زیان می‌شود اجتناب و دوری کرد در حالی که می‌بینیم پیامبر و امام به اموری که موجب زیان و آزار آنها شده گرفتار شده‌اند، خود پیامبر نیز در این آیه به این حقیقت تصریح نموده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)|وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم»؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; اگر [[ائمه]] [[علم غیب]] داشتند به کارهایی که سرانجام به شهادت یا فوت یا آزار آنها می‌انجامید اقدام نمیکردند، مثلا [[چرا علم غیب امام علی مانع از رفتن به مسجد و قتل او توسط ابن ملجم نشد؟ (پرسش)|امیرالمؤمنین در شبی که ابن ملجم با شمشیر به آن حضرت ضربه زد به مسجد نمی‌رفت تا به شهادت برسد]] و یا [[با توجه به علم غیب معصوم آیا قیام امام حسین مصداق القاء نفس در تهلکه نیست؟ (پرسش)|امام حسین به کربلا نمی‌رفت تا کشته شود و خاندان او اسیر گردند و دارایی او به غارت رود]]. همه این حوادث اگر با علم و آگاهی به آن‌ها رخ داده باشد از روشن‌ترین مصادیق به هلاکت افکندن خویش است که خداوند در قرآن کریم از آن نهی فرموده است {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُواْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید و نیکوکار باشید که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد»؛ سوره بقره، آیه ۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اشکال از زمان‌های بسیار دور مطرح بوده است به طوری که حتی بر خود ائمه نیز عرضه شده و پس از آن در قرن‌های بعد پی در پی درباره آن بحث شده و پاسخ‌های متعددی به آن داده شده است.&lt;br /&gt;
::::# اگر فرض کنیم که یک تکلیف و وظیفه پنهان وجود داشته که امام را با وجود علم به سرنوشت خویش، به در افتادن در هلاکت فرا میخوانده است، در این صورت نهضت امام حسین به عنوان یکی از امامانی که [[علم غیب]] داشته‌اند اقدامی بیهوده و بی فایده خواهد بود زیرا امام در پیش روی خود گزینه‌ای جز حرکت به سوی سرنوشت نداشته است. اما اگر فرض کنیم که امام از سرنوشت خویش آگاه نبوده است در این صورت قیام، یکی از گزینه‌های پیش روی آن حضرت بوده است و فرق بین این دو فرض بسیار زیاد است. (...) اگر امامت بر عهده کسی قرار گرفت آن شخص ناگزیر می‌باید شرایط اساسی امامت را داشته باشد و از جمله این شرایط  از نظر امامیه  عصمت است که به معنای خودداری اختیاری از گناه و سرکشی است. همچنین امام باید به جزئیات و تفاصیل احکام شرعی علم داشته باشد. با توجه به این کسی که امامت او مسلم و ثابت باشد و همه شرایط آن را دارا باشد نمی‌توان درباره او تصور کرد که کار حرامی انجام دهد و مثلا خود را به هلاکت بیفکند  که قرآن از آن نهی کرده است  و یا دست به کاری بیهوده بزند. بلکه باید کارها و اقدامات او مشروع باشد. بنابراین نمی‌توان برای انکار علم غیب امام، به حرمت &amp;quot;به هلاکت افکندن خود&amp;quot; یا کارهای بی‌فایده استناد کرد، زیرا بحث از علم امام به غیب بعد از قبول امامت او مطرح می‌شود و با فرض امامت، امکان انجام حرام منتفی می‌شود. بدین معنا که کاری که امام انجام می‌دهد حلال و مشروع است چه [[علم غیب]] بداند یا نداند. پس نمی‌توان به خاطر حرام بودن به هلاکت افکندن خویش و نیز اقدام  به کار بیهوده و بی فایده، علم غیب را از امام نفی کرد. بنابراین به این نتیجه می‌رسیم که با توجه به حقانیت امامت که در کتاب‌های کلامی و مباحث امامت اثبات شده است، این دو اشکال برای کسی که به شرایط امامت معتقد باشد پیش نمی‌آید و آن دسته از اشکالاتی که در این زمینه در میراث ما مطرح می‌شود، فرض‌هایی است که برای دفع شبهه‌های مخالفان و پاسخ به اشکالاتشان در نظر گرفته می‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی امامان از غیب  (کتاب)|آگاهی امامان از غیب]]، ص ۹۵-۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۳. حجت الاسلام والمسلمین جزیری احسائی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«در اینجا آنچه توانستیم از اقوال و کلمات علما جمع آوری کنیم، ذکر می‌کنیم:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ مفید:&#039;&#039;&#039; ائمه {{عم}} به تحقیق از سر درون بعضی از بندگان خدا و وقایعی که قرار بود اتفاق بیافتد اطلاع داشتند. والبته این علم غیب از صفات لازم یا شرط امامت آنها نبود بلکه خداوند فقط از این جهت که اکرامشان کند علم غیب را به آنها عطا فرمود (...).&lt;br /&gt;
بهره مند بودن اهل بیت {{عم}} از علم غیب وجوب عقلی ندارد بلکه از راه اخبار و روایات اثبات می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;اوائل المقالات، ص٦٧&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سید مرتضی:&#039;&#039;&#039; خبر  دادن از اشیاء قبل از بوجود آمدنشان از شرایط امامت نیست چراکه معجزه است. لکن اظهار معجزه از جانب امام محال عقلی نیست پس هم اظهار معجزه و هم عدم آن برای امام عقلا جایز است. الا اینکه اخبار شایع دال بر این است که ائمه {{عم}} از غیب خبر می‌دادند&amp;lt;ref&amp;gt;رسائل المرتضی، ج١، ص٢٨٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;محقق کراجکی:&#039;&#039;&#039; همه حجت‌های الهی از لحاظ علمی به همه آن چیزهایی که به آنها محتاج هستند احاطه دارند که از جمله آن چیزها عباد الله هستند&amp;lt;ref&amp;gt;کنزالفوائد، ص١١٠&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
::::::و خداوند سبحانه و تعالی آیات خود را برای ائمه آشکار کرده وبسیاری از علوم غیبی و علم به آینده را به آنها عطا فرموده. البته از بین این علوم  تنها چیزهایی را به آنها آموخته که اولا مقارن قاعده لطف باشد ثانیا مصلحتی د اشته باشد.ایشان عالم به جمیع ضمایر بندگان و امور غیبی نیستند و به همه علم الهی احاطه ندارند&amp;lt;ref&amp;gt;کنز الفوائد، ص١١٢&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ طوسی:&#039;&#039;&#039; از معجزات پیامبر اکرم غیر از قرآن (...) قول ایشان به امیر المؤمنین است که فرمود &amp;quot;بعد از من با ناکثین و قاسطین و مارقین قتال خواهی کرد&amp;quot; و همچنین به امام علی {{ع}} فرمود &amp;quot;همانا تو قاتل ذوالثدیه هستی&amp;quot; و همچنین قول پیامبر به عمار است که فرمود &amp;quot;تو را فرقه ای ستمکار به قتل می‌رسانند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;الاقتصاد، ص١٨٠-١٨٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;قاضی ابن البراج:&#039;&#039;&#039; از شرایط امامت این نیست که از آینده خبر دهند چرا که این مسئله از معجزات است اما اظهار معجزه یا عدم اظهار آن  امری است که برای امام به لحاظ عقلی جایز. الا اینکه اخباری که بدست ما رسیده حاکی از این است که ایشان از غیب خبر می‌دادند پس نتیجه می‌گیریم که خداوند متعال ایشان را از غیب آگاه کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الفقه، ص٢٥٨-٢٥٩&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ طبرسی:&#039;&#039;&#039; از معجزات امیرالمؤمنین اخبار ایشان از غائبات و آینده است که اخبار ایشان از این امور صحیح بوده و به وقوع پیوسته (...) و انچه که از اخبار به دست ما رسیده بسیار زیاد استو قابل انکار نیست (...) از جمله این موارد قول ایشان بعد از بیعت مردم است که فرمود: «امرت بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین». پس ایامی نگذشت تا اینکه با آنها قتال کرد(...).&lt;br /&gt;
::::::و همچنین قول ایشان به طلحه و زببیر است زمانی که برای خروج از مدینه به جهت مراسم عمره از ایشان اجازه گرفتند که فرمود : &amp;quot; أو الله ما تریدان العمره و انما تریدان البصره . که همانطور هم شد&amp;lt;ref&amp;gt;اعلام الوری باعلام الهدی، ج١، ص٣٣٥-٣٤٦&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;قطب الدین راوندی:&#039;&#039;&#039; معجزات پیامبر {{صل}} چند قسم است. (...) و از جمله آنها خبر دادن ایشان از غیب است که همه این خبر‌ها صحیح بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;الخرائج و الجرائح، ج١، ص١٩-٢٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;ابن شهر آشوب:&#039;&#039;&#039; در نظر ما امام به گذشته و حال و آینده تا روز قیامت علم دارد اما با اجازه و تفضل از جانب خداوند متعال نه بصورت مستقل&amp;lt;ref&amp;gt;تعلیقات علی رساله الاعتقادات، ص٢٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سید بن طاووس:&#039;&#039;&#039; اگر بخواهیم همه اخباری که از جانب پیامبر {{صل}} و ائمه {{عم}} به دست ما رسیده بخواهیم که مضمون آنها خبر دادن از غیب است ذکر کنیم کتابی می‌شود در چند جلد!&amp;lt;ref&amp;gt;فرج المهموم، ص٢٢٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;محقق حلی:&#039;&#039;&#039; و اما معجزاتی که برای پیامبر نقل شده است به جز قرآن زیاد است.از جمله آنها خبر دادن ایشان از غیب است (...) و خبر دادن ایشان به فرستادگان عامل کسری در یمن زمانی که آمده بود تا به زور پیامبر را نزد کسری ببرد که به او فرمود پروردگارم پسر آقای تو را بر آقای تو مسلط کرد و پسر کسری در همین ساعت پدرش را کشت&amp;lt;ref&amp;gt;المسلک فی اصول الدین، ص١٨٧-٢٤٤&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;علامه حلی:&#039;&#039;&#039; امامی که ریاست و حکومت بر عالم به ید اوست به ناچار باید چهار خصلت در او وجود داشته باشد. این چهار خصلت عبارتند از: (...) خصلت چهارم این است که نشانه هایی داشته باشد که مختص به خود او باشد از جمله آنها (...) خبر دادن از غیب است&amp;lt;ref&amp;gt;الالفین فی امامه امیر المومنین، ص١٣٥-١٣٦&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
::::::و از جمله فضائل امیر المؤمنین خبر دادن از غیب است که برای احدی از امت محمد حاصل نشده. اخبار وارد در این موضوع بسیار زیاد است&amp;lt;ref&amp;gt;کشف الیقین، ص٧٥-٨٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ حر عاملی:&#039;&#039;&#039; روایات پیرامون معجزات ظاهری رسول خدا {{صل}} متواتر است مانند (...) خبر دادن ایشان از غیب&amp;lt;ref&amp;gt;هدایه الامه الی احکام الائمه، ج١، ص١٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;محقق آشتیانی:&#039;&#039;&#039; مقتضای آیه این است که اهل بیت هم عالم به غیب هستند از این جهت که قطعا ایشان الراسخون فی العلم هستند &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب القضا، ص٥١-٥٢&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٢٠٥&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۴. پژوهشگران وبگاه پرسمان؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|]]&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;«[http://www.porseman.org/q/vservice.aspx?logo=images/right.jpg&amp;amp;id=112087 وبگاه پرسمان]»&#039;&#039; وابسته به «[[نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‌ها]]» در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«دانشمندان شیعه همگی تصریح کرده‌اند که آگاهی پیامبر و امام از غیب، ذاتی و بدون تعلیم الهی نیست و به گونه دوم؛ یعنی به تعلیم الهی است و کسانی که علم امامان{{عم}} را ذاتی و بدون تعلیم الهی بدانند و علم آنان را به گونه علم الهی بدانند از &amp;quot;غلاه&amp;quot; &amp;lt;ref&amp;gt;(غلاه، کسانی که امامان{{عم}} را از حدود موجود امکانی خارج دانسته و برخی از صفاتی را که اختصاص به خدا دارد بر آنان ثابت می‌دانند)&amp;lt;/ref&amp;gt; به شمار می‌آیند و اصولاً این عقیده مستلزم شرک می‌باشد»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.porseman.org/q/vservice.aspx?logo=images/right.jpg&amp;amp;id=112087 وبگاه پرسمان.]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های مصداقی همطراز==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب معتزله در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب اشعریه در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[غیب در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[غیب در قرآن و حدیث به چه معنا به کار رفته است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[حقیقت غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[جهان غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[قرآن در مورد جهان غیب چه آیاتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چه احادیثی در مورد جهان غیب وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[جهان شهادت چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[قرآن در مورد جهان شهادت چه آیاتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چه احادیثی در مورد جهان شهادت وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[ایمان به غیب به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[فرق بین کار‌های خارق‌العاده و علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[فرق بین پیشگویی و علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آگاه از غیب کیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بحث از علم غیب چه اهمیت یا ضرورتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا انسان نیازی به ارتباط با جهان غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان فلسفه و حکمت اسلامی در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان عرفان اسلامی در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان تفسیر در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84_%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50697</id>
		<title>دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب امامیه در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84_%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50697"/>
		<updated>2017-05-08T11:57:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب امامیه در باره علم غیب چیست؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[کلیاتی از علم غیب (نمایه)|کلیاتی از علم غیب]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[محمد حسن نادم|نادم]]&lt;br /&gt;
* [[محمد رضا بهدار|بهدار]]&lt;br /&gt;
* [[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&lt;br /&gt;
* [[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب امامیه در باره علم غیب چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از سؤال‌های مصداقی پرسشی تحت عنوان &#039;&#039;«[[دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)|دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟»]]&#039;&#039; است. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*شیعیان درباره علم غیب چه نظری دارند؟&lt;br /&gt;
*متکلمین امامیه چه دیدگاهی راجع به علم غیب دارند؟&lt;br /&gt;
*علمای اصول دین مکتب امامیه چه دیدگاهی راجع به علم غیب و قلمرو آن دارند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:673639443601.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد حسن نادم]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محمد حسن نادم]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[علم غیب از نگاه عقل و وحی (کتاب)|علم غیب از نگاه عقل و وحی]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«در باره [[علم غیب امام]] دو نگرش عمده در اظهار نظر‌های متکلمین [[شیعی]] وجود دارد، یک نگرش [[علم غیب امام]] را نامحدود و نگرش دیگر محدود می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;نک: میر یوسف علی استرآبادی، اسئله یوسفیه، به کوشش رسول جعفریان، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تهران، ١٣٨٨؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج٨، ص٣٧٢،ج ١٠، ص٢٠٩؛ ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیر القرآن، مترجمان، محمد صادق نجمی، هاشم هاشم زاده هریسی؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران ١٣٨٨ش، ص٤١٤؛ مجمع البیان، ج٢، ص٦٢٧، ج٥، ص٢٠٠؛ الفیض الکاشانی، تفسیر الصافی، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ١٤٠٢هـ - ١٩٨٢م، ج٢، ص١٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;علم غیب از نگاه قرآن و وحی، ص٣٢٥.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. حجت الاسلام و المسلمین  بهدار؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11169.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد رضا بهدار|بهدار]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محمد رضا بهدار|بهدار]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«به طور کلی، همه نظریه‌ها را می‌توان در سه دیدگاه تقسیم کرد: رویکرد تردید و سکوت؛ رویکرد محدودیت علم امام؛ رویکرد احاطه علمیِ کامل امام به همه چیز.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;نخست: رویکرد تردید و سکوت:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[مرتضی انصاری|شیخ انصاری]]:&#039;&#039;&#039; ما مسئله اندازه دانسته‌های امام، از جهت فراگیر بودن و فراگیر نبودن و نیز چگونگی علم او به آنها، از جهت متوقف بودن آنها بر خواست امام، یا توقف بر توجه آنها به خود شیء و یا عدم توقف بر آن، (احتمالاتی است) و از روایات گوناگون، چیزی که مورد اطمینان باشد به دست نمی‌آید؛ پس سزاوارتر آن است که علم آن را به خود ایشان واگذار کنیم.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرتضی انصاری|شیخ انصاری]]، ج۱، ص۳۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::[[ابوالحسن مشکینی|آیت‌الله محقق مشکینی]] نیز در حاشیه خود بر کفایة الاصول روایات وارد شده در این باب را مفید قطع نمی‌داند، زیرا دلالتشان صریح و قطعی نیست؛ از سوی دیگر، ظن و گمان در اصول دین حجیت ندارد و انسان در عقیده خویش باید از یقین پیروی کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[ابوالحسن مشکینی|محقق مشکینی]]، حاشیه کفایة الاصول، ج۱، ص۴۶۲ و ۴۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;دوم: رویکرد محدودیت علم امام&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سوم: رویکرد احاطه علمیِ کامل امام (احاطه علمی بر همه چیز)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::بیان [[محمد کاظم خراسانی|آخوند خرسانی]] در این باره چنین است: آری، کسی که مشمول عنایت خداوند باشد و جان پاکش به [[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|عالم لوح محفوظ، که از بزرگترین عوالم ربوبی است و اصل کتاب می‌باشد]]، اتصال یابد، حقایق آنچنان که هست نزد او هویدا می‌‌گردد؛ همان‌گونه که چه بسا برای [[پیامبر خاتم|رسول گرامی اسلام]] و برخی از اوصیا اتفاق می‌افتد و بر همه موجودات آنچنان که بوده‌اند و خواهند شد، معرفت پیدا می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد کاظم خراسانی|آخوند خرسانی]]، کفایة الاصول، ص۲۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::شیخ [[محمد حسین غروی اصفهانی|محمد حسین اصفهانی]]: ایشان مقام علمی امام را از آنچه آخوند گفتند، هم بالاتر می‌داند و در تعلیقه خود بر کلامِ نقل شده از صاحب کفایه می‌افزاید: چرا چنین نباشد، حال آنکه او در سیر خود به سوی عوالم قدسی، با عالم قل کلی اتصال می‌یابد و مقام او مقام عقل نخستین می‌شود که از عالم نفس کلی، که همان عالم لوح محفوظ است، بالاتر است؟! گرچه عبارت صاحب کفایه اشعار به آن دارد که آخرین درجه صعود رسول گرامی در حرکت استکمالی او عالم محفوظ است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین غروی اصفهانی|محمد حسین اصفهانی]]، نهایة الدرایة فی شرح الکفایة، ج۱، ص۶۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::شیخ [[محمد حسین مظفر]]: شیخ در کتابی مستقل با اقامه ادله متعدد، قائل به احاطه علمیِ امام آن هم مطلق، فعلی و حضوری به همه امور است؛ چنان‌که در عبارتی آورده: مراد از &amp;quot;[[علم امام]]&amp;quot; در این مقام، آگاهی از موضوعات خارجی جزئی محض است، نه آگاهی از موضوعات احکام کلی، زیرا جهل امام به آنها موجب کمبود در رتبه امامت و تنزّل از آن مقام است؛ افزون بر آنکه، بیان آنها از ویژگی‌های مام و وظایف اوست. همچنین مراد از علم امام در این بحث اطلاع وی از احکام نیست، زیرا علم امام به آنها باید حضوری باشد، چراکه روا نیست حکمی از او بپرسند و امام آن را نداند که در این صورت، حجت بر بندگان نبوده، بلکه امامتش باطل می‌شود. همچنین [[آیا معصوم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)|علم امام شامل اطلاع بر زمان رستاخیز]] و اجل‌ها و  و دیگر اموری که به ظاهر به خداوند متعال اختصاص دارد، نیز می‌گردد؛ حتی مواردی که آیه ذیل بیان کرده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ...]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;« بی‌گمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست...»؛ سوره لقمان، آیه ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا روایات خاصی، با صراحت بیان می‌کنند که خداوند ائمه ما را بر اموری از این قبیل نیز آگاه کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین مظفر]]، [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الإمام و کمیته و کیفیته عن طریقی العقل و النقل]]، ص ۱۲ و ۱۳؛ نیز [[علی شیروانی]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۳۷،۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]، [[تحقیقات کلامی (نشریه)|فصلنامه تحقیقات کلامی]]، شماره ۳، ص۴۱-۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● آقای موسوی حُصَینی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:87544444.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آقای &#039;&#039;&#039;[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی امامان از غیب  (کتاب)|آگاهی امامان از غیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«پیروان مکتب اهل بیت {{عم}} بر این باورند که پیامبر باید آگاه به همه نیازهای امت باشد، زیرا جهل، نقص است و پیامبر باید کامل‌ترین مردم باشد تا شایستگی رهبری آنان را داشته باشد. به همین ترتیب امام نیز باید دانا و آگاه باشد تا شایسته جانشینی پیامبر در امر رهبری و فرماندهی باشد و الگوی مردم به حساب آید. پس از آن، دایره علم پیامبر و امام مطرح می‌شود. آیا منظور فقط علم به احکام است یا علم به اشیاء (موضوعات خارجی) و رویدادهای جهان از جمله امور غیبی گذشته و آینده را نیز شامل می‌شود؟ امامیه بر این باورند که علم پیامبر و امامان، مطلق است و مختص یا مقید به امر خاصی نیست مگر مواردی که دلایل قطعی بر بیرون بودن آنها از دایره علم امام وجود دارد. به این باور امامیه از چند جهت اعتراض و اشکال شده است. که در اینجا تنها به دو جهت آن می‌پردازیم زیرا بحث و جدل در محافل امامیه اطراف این دو محور می‌چرخد:&lt;br /&gt;
::::# پیامبر و امام از [[غیب]] آگاه بودند و ناگزیر باید اموری که به آنها ضرر و آسیب می‌رساند بشناسند و از سویی عقل و شرع حکم می‌کنند که باید از آنچه موجب ضرر و زیان می‌شود اجتناب و دوری کرد در حالی که می‌بینیم پیامبر و امام به اموری که موجب زیان و آزار آنها شده گرفتار شده‌اند، خود پیامبر نیز در این آیه به این حقیقت تصریح نموده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)|وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم»؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; اگر [[ائمه]] [[علم غیب]] داشتند به کارهایی که سرانجام به شهادت یا فوت یا آزار آنها می‌انجامید اقدام نمیکردند، مثلا [[چرا علم غیب امام علی مانع از رفتن به مسجد و قتل او توسط ابن ملجم نشد؟ (پرسش)|امیرالمؤمنین در شبی که ابن ملجم با شمشیر به آن حضرت ضربه زد به مسجد نمی‌رفت تا به شهادت برسد]] و یا [[با توجه به علم غیب معصوم آیا قیام امام حسین مصداق القاء نفس در تهلکه نیست؟ (پرسش)|امام حسین به کربلا نمی‌رفت تا کشته شود و خاندان او اسیر گردند و دارایی او به غارت رود]]. همه این حوادث اگر با علم و آگاهی به آن‌ها رخ داده باشد از روشن‌ترین مصادیق به هلاکت افکندن خویش است که خداوند در قرآن کریم از آن نهی فرموده است {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُواْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید و نیکوکار باشید که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد»؛ سوره بقره، آیه ۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اشکال از زمان‌های بسیار دور مطرح بوده است به طوری که حتی بر خود ائمه نیز عرضه شده و پس از آن در قرن‌های بعد پی در پی درباره آن بحث شده و پاسخ‌های متعددی به آن داده شده است.&lt;br /&gt;
::::# اگر فرض کنیم که یک تکلیف و وظیفه پنهان وجود داشته که امام را با وجود علم به سرنوشت خویش، به در افتادن در هلاکت فرا میخوانده است، در این صورت نهضت امام حسین به عنوان یکی از امامانی که [[علم غیب]] داشته‌اند اقدامی بیهوده و بی فایده خواهد بود زیرا امام در پیش روی خود گزینه‌ای جز حرکت به سوی سرنوشت نداشته است. اما اگر فرض کنیم که امام از سرنوشت خویش آگاه نبوده است در این صورت قیام، یکی از گزینه‌های پیش روی آن حضرت بوده است و فرق بین این دو فرض بسیار زیاد است. (...) اگر امامت بر عهده کسی قرار گرفت آن شخص ناگزیر می‌باید شرایط اساسی امامت را داشته باشد و از جمله این شرایط  از نظر امامیه  عصمت است که به معنای خودداری اختیاری از گناه و سرکشی است. همچنین امام باید به جزئیات و تفاصیل احکام شرعی علم داشته باشد. با توجه به این کسی که امامت او مسلم و ثابت باشد و همه شرایط آن را دارا باشد نمی‌توان درباره او تصور کرد که کار حرامی انجام دهد و مثلا خود را به هلاکت بیفکند  که قرآن از آن نهی کرده است  و یا دست به کاری بیهوده بزند. بلکه باید کارها و اقدامات او مشروع باشد. بنابراین نمی‌توان برای انکار علم غیب امام، به حرمت &amp;quot;به هلاکت افکندن خود&amp;quot; یا کارهای بی‌فایده استناد کرد، زیرا بحث از علم امام به غیب بعد از قبول امامت او مطرح می‌شود و با فرض امامت، امکان انجام حرام منتفی می‌شود. بدین معنا که کاری که امام انجام می‌دهد حلال و مشروع است چه [[علم غیب]] بداند یا نداند. پس نمی‌توان به خاطر حرام بودن به هلاکت افکندن خویش و نیز اقدام  به کار بیهوده و بی فایده، علم غیب را از امام نفی کرد. بنابراین به این نتیجه می‌رسیم که با توجه به حقانیت امامت که در کتاب‌های کلامی و مباحث امامت اثبات شده است، این دو اشکال برای کسی که به شرایط امامت معتقد باشد پیش نمی‌آید و آن دسته از اشکالاتی که در این زمینه در میراث ما مطرح می‌شود، فرض‌هایی است که برای دفع شبهه‌های مخالفان و پاسخ به اشکالاتشان در نظر گرفته می‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی امامان از غیب  (کتاب)|آگاهی امامان از غیب]]، ص ۹۵-۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام والمسلمین علی جزیری احسائی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«در اینجا آنچه توانستیم از اقوال و کلمات علما جمع آوری کنیم، ذکر می‌کنیم:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ مفید:&#039;&#039;&#039; ائمه {{عم}} به تحقیق از سر درون بعضی از بندگان خدا و وقایعی که قرار بود اتفاق بیافتد اطلاع داشتند. والبته این علم غیب از صفات لازم یا شرط امامت آنها نبود بلکه خداوند فقط از این جهت که اکرامشان کند علم غیب را به آنها عطا فرمود (...).&lt;br /&gt;
بهره مند بودن اهل بیت {{عم}} از علم غیب وجوب عقلی ندارد بلکه از راه اخبار و روایات اثبات می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;اوائل المقالات، ص٦٧&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سید مرتضی:&#039;&#039;&#039; خبر  دادن از اشیاء قبل از بوجود آمدنشان از شرایط امامت نیست چراکه معجزه است. لکن اظهار معجزه از جانب امام محال عقلی نیست پس هم اظهار معجزه و هم عدم آن برای امام عقلا جایز است. الا اینکه اخبار شایع دال بر این است که ائمه {{عم}} از غیب خبر می‌دادند&amp;lt;ref&amp;gt;رسائل المرتضی، ج١، ص٢٨٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;محقق کراجکی:&#039;&#039;&#039; همه حجت‌های الهی از لحاظ علمی به همه آن چیزهایی که به آنها محتاج هستند احاطه دارند که از جمله آن چیزها عباد الله هستند&amp;lt;ref&amp;gt;کنزالفوائد، ص١١٠&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
::::::و خداوند سبحانه و تعالی آیات خود را برای ائمه آشکار کرده وبسیاری از علوم غیبی و علم به آینده را به آنها عطا فرموده. البته از بین این علوم  تنها چیزهایی را به آنها آموخته که اولا مقارن قاعده لطف باشد ثانیا مصلحتی د اشته باشد.ایشان عالم به جمیع ضمایر بندگان و امور غیبی نیستند و به همه علم الهی احاطه ندارند&amp;lt;ref&amp;gt;کنز الفوائد، ص١١٢&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ طوسی:&#039;&#039;&#039; از معجزات پیامبر اکرم غیر از قرآن (...) قول ایشان به امیر المؤمنین است که فرمود &amp;quot;بعد از من با ناکثین و قاسطین و مارقین قتال خواهی کرد&amp;quot; و همچنین به امام علی {{ع}} فرمود &amp;quot;همانا تو قاتل ذوالثدیه هستی&amp;quot; و همچنین قول پیامبر به عمار است که فرمود &amp;quot;تو را فرقه ای ستمکار به قتل می‌رسانند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;الاقتصاد، ص١٨٠-١٨٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;قاضی ابن البراج:&#039;&#039;&#039; از شرایط امامت این نیست که از آینده خبر دهند چرا که این مسئله از معجزات است اما اظهار معجزه یا عدم اظهار آن  امری است که برای امام به لحاظ عقلی جایز. الا اینکه اخباری که بدست ما رسیده حاکی از این است که ایشان از غیب خبر می‌دادند پس نتیجه می‌گیریم که خداوند متعال ایشان را از غیب آگاه کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الفقه، ص٢٥٨-٢٥٩&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ طبرسی:&#039;&#039;&#039; از معجزات امیرالمؤمنین اخبار ایشان از غائبات و آینده است که اخبار ایشان از این امور صحیح بوده و به وقوع پیوسته (...) و انچه که از اخبار به دست ما رسیده بسیار زیاد استو قابل انکار نیست (...) از جمله این موارد قول ایشان بعد از بیعت مردم است که فرمود: «امرت بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین». پس ایامی نگذشت تا اینکه با آنها قتال کرد(...).&lt;br /&gt;
::::::و همچنین قول ایشان به طلحه و زببیر است زمانی که برای خروج از مدینه به جهت مراسم عمره از ایشان اجازه گرفتند که فرمود : &amp;quot; أو الله ما تریدان العمره و انما تریدان البصره . که همانطور هم شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اعلام الوری باعلام الهدی، ج١، ص٣٣٥-٣٤٦&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;قطب الدین راوندی:&#039;&#039;&#039; معجزات پیامبر {{صل}} چند قسم است. (...) و از جمله آنها خبر دادن ایشان از غیب است که همه این خبر‌ها صحیح بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الخرائج و الجرائح، ج١، ص١٩-٢٣&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;ابن شهر آشوب:&#039;&#039;&#039; در نظر ما امام به گذشته و حال و آینده تا روز قیامت علم دارد اما با اجازه و تفضل از جانب خداوند متعال نه بصورت مستقل.&amp;lt;ref&amp;gt;تعلیقات علی رساله الاعتقادات، ص٢٢&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سید بن طاووس:&#039;&#039;&#039; اگر بخواهیم همه اخباری که از جانب پیامبر {{صل}} و ائمه {{عم}} به دست ما رسیده بخواهیم که مضمون آنها خبر دادن از غیب است ذکر کنیم کتابی می‌شود در چند جلد!&amp;lt;ref&amp;gt;فرج المهموم، ص٢٢٢&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;محقق حلی:&#039;&#039;&#039; و اما معجزاتی که برای پیامبر نقل شده است به جز قرآن زیاد است.از جمله آنها خبر دادن ایشان از غیب است (...) و خبر دادن ایشان به فرستادگان عامل کسری در یمن زمانی که آمده بود تا به زور پیامبر را نزد کسری ببرد که به او فرمود پروردگارم پسر آقای تو را بر آقای تو مسلط کرد و پسر کسری در همین ساعت پدرش را کشت&amp;lt;ref&amp;gt;المسلک فی اصول الدین، ص١٨٧-٢٤٤&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٢٠٥.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های مصداقی همطراز==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب معتزله در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب اشعریه در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[غیب در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[غیب در قرآن و حدیث به چه معنا به کار رفته است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[حقیقت غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[جهان غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[قرآن در مورد جهان غیب چه آیاتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چه احادیثی در مورد جهان غیب وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[جهان شهادت چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[قرآن در مورد جهان شهادت چه آیاتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چه احادیثی در مورد جهان شهادت وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[ایمان به غیب به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[فرق بین کار‌های خارق‌العاده و علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[فرق بین پیشگویی و علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آگاه از غیب کیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بحث از علم غیب چه اهمیت یا ضرورتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا انسان نیازی به ارتباط با جهان غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان فلسفه و حکمت اسلامی در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان عرفان اسلامی در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان تفسیر در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84_%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50691</id>
		<title>دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب امامیه در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84_%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50691"/>
		<updated>2017-05-08T11:56:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب امامیه در باره علم غیب چیست؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[کلیاتی از علم غیب (نمایه)|کلیاتی از علم غیب]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[محمد حسن نادم|نادم]]&lt;br /&gt;
* [[محمد رضا بهدار|بهدار]]&lt;br /&gt;
* [[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&lt;br /&gt;
* [[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب امامیه در باره علم غیب چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از سؤال‌های مصداقی پرسشی تحت عنوان &#039;&#039;«[[دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)|دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟»]]&#039;&#039; است. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*شیعیان درباره علم غیب چه نظری دارند؟&lt;br /&gt;
*متکلمین امامیه چه دیدگاهی راجع به علم غیب دارند؟&lt;br /&gt;
*علمای اصول دین مکتب امامیه چه دیدگاهی راجع به علم غیب و قلمرو آن دارند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:673639443601.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد حسن نادم]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محمد حسن نادم]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[علم غیب از نگاه عقل و وحی (کتاب)|علم غیب از نگاه عقل و وحی]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«در باره [[علم غیب امام]] دو نگرش عمده در اظهار نظر‌های متکلمین [[شیعی]] وجود دارد، یک نگرش [[علم غیب امام]] را نامحدود و نگرش دیگر محدود می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;نک: میر یوسف علی استرآبادی، اسئله یوسفیه، به کوشش رسول جعفریان، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تهران، ١٣٨٨؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج٨، ص٣٧٢،ج ١٠، ص٢٠٩؛ ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیر القرآن، مترجمان، محمد صادق نجمی، هاشم هاشم زاده هریسی؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران ١٣٨٨ش، ص٤١٤؛ مجمع البیان، ج٢، ص٦٢٧، ج٥، ص٢٠٠؛ الفیض الکاشانی، تفسیر الصافی، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ١٤٠٢هـ - ١٩٨٢م، ج٢، ص١٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;علم غیب از نگاه قرآن و وحی، ص٣٢٥.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. حجت الاسلام و المسلمین  بهدار؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11169.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد رضا بهدار|بهدار]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محمد رضا بهدار|بهدار]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«به طور کلی، همه نظریه‌ها را می‌توان در سه دیدگاه تقسیم کرد: رویکرد تردید و سکوت؛ رویکرد محدودیت علم امام؛ رویکرد احاطه علمیِ کامل امام به همه چیز.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;نخست: رویکرد تردید و سکوت:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[مرتضی انصاری|شیخ انصاری]]:&#039;&#039;&#039; ما مسئله اندازه دانسته‌های امام، از جهت فراگیر بودن و فراگیر نبودن و نیز چگونگی علم او به آنها، از جهت متوقف بودن آنها بر خواست امام، یا توقف بر توجه آنها به خود شیء و یا عدم توقف بر آن، (احتمالاتی است) و از روایات گوناگون، چیزی که مورد اطمینان باشد به دست نمی‌آید؛ پس سزاوارتر آن است که علم آن را به خود ایشان واگذار کنیم.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرتضی انصاری|شیخ انصاری]]، ج۱، ص۳۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::[[ابوالحسن مشکینی|آیت‌الله محقق مشکینی]] نیز در حاشیه خود بر کفایة الاصول روایات وارد شده در این باب را مفید قطع نمی‌داند، زیرا دلالتشان صریح و قطعی نیست؛ از سوی دیگر، ظن و گمان در اصول دین حجیت ندارد و انسان در عقیده خویش باید از یقین پیروی کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[ابوالحسن مشکینی|محقق مشکینی]]، حاشیه کفایة الاصول، ج۱، ص۴۶۲ و ۴۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;دوم: رویکرد محدودیت علم امام&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سوم: رویکرد احاطه علمیِ کامل امام (احاطه علمی بر همه چیز)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::بیان [[محمد کاظم خراسانی|آخوند خرسانی]] در این باره چنین است: آری، کسی که مشمول عنایت خداوند باشد و جان پاکش به [[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|عالم لوح محفوظ، که از بزرگترین عوالم ربوبی است و اصل کتاب می‌باشد]]، اتصال یابد، حقایق آنچنان که هست نزد او هویدا می‌‌گردد؛ همان‌گونه که چه بسا برای [[پیامبر خاتم|رسول گرامی اسلام]] و برخی از اوصیا اتفاق می‌افتد و بر همه موجودات آنچنان که بوده‌اند و خواهند شد، معرفت پیدا می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد کاظم خراسانی|آخوند خرسانی]]، کفایة الاصول، ص۲۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::شیخ [[محمد حسین غروی اصفهانی|محمد حسین اصفهانی]]: ایشان مقام علمی امام را از آنچه آخوند گفتند، هم بالاتر می‌داند و در تعلیقه خود بر کلامِ نقل شده از صاحب کفایه می‌افزاید: چرا چنین نباشد، حال آنکه او در سیر خود به سوی عوالم قدسی، با عالم قل کلی اتصال می‌یابد و مقام او مقام عقل نخستین می‌شود که از عالم نفس کلی، که همان عالم لوح محفوظ است، بالاتر است؟! گرچه عبارت صاحب کفایه اشعار به آن دارد که آخرین درجه صعود رسول گرامی در حرکت استکمالی او عالم محفوظ است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین غروی اصفهانی|محمد حسین اصفهانی]]، نهایة الدرایة فی شرح الکفایة، ج۱، ص۶۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::شیخ [[محمد حسین مظفر]]: شیخ در کتابی مستقل با اقامه ادله متعدد، قائل به احاطه علمیِ امام آن هم مطلق، فعلی و حضوری به همه امور است؛ چنان‌که در عبارتی آورده: مراد از &amp;quot;[[علم امام]]&amp;quot; در این مقام، آگاهی از موضوعات خارجی جزئی محض است، نه آگاهی از موضوعات احکام کلی، زیرا جهل امام به آنها موجب کمبود در رتبه امامت و تنزّل از آن مقام است؛ افزون بر آنکه، بیان آنها از ویژگی‌های مام و وظایف اوست. همچنین مراد از علم امام در این بحث اطلاع وی از احکام نیست، زیرا علم امام به آنها باید حضوری باشد، چراکه روا نیست حکمی از او بپرسند و امام آن را نداند که در این صورت، حجت بر بندگان نبوده، بلکه امامتش باطل می‌شود. همچنین [[آیا معصوم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)|علم امام شامل اطلاع بر زمان رستاخیز]] و اجل‌ها و  و دیگر اموری که به ظاهر به خداوند متعال اختصاص دارد، نیز می‌گردد؛ حتی مواردی که آیه ذیل بیان کرده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)|إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ...]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;« بی‌گمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست...»؛ سوره لقمان، آیه ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا روایات خاصی، با صراحت بیان می‌کنند که خداوند ائمه ما را بر اموری از این قبیل نیز آگاه کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین مظفر]]، [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم الإمام و کمیته و کیفیته عن طریقی العقل و النقل]]، ص ۱۲ و ۱۳؛ نیز [[علی شیروانی]]، [[پژوهشی در باب علم امام (کتاب)|پژوهشی در باب علم امام]]، ص۳۷،۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]، [[تحقیقات کلامی (نشریه)|فصلنامه تحقیقات کلامی]]، شماره ۳، ص۴۱-۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● آقای موسوی حُصَینی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:87544444.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آقای &#039;&#039;&#039;[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی امامان از غیب  (کتاب)|آگاهی امامان از غیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«پیروان مکتب اهل بیت {{عم}} بر این باورند که پیامبر باید آگاه به همه نیازهای امت باشد، زیرا جهل، نقص است و پیامبر باید کامل‌ترین مردم باشد تا شایستگی رهبری آنان را داشته باشد. به همین ترتیب امام نیز باید دانا و آگاه باشد تا شایسته جانشینی پیامبر در امر رهبری و فرماندهی باشد و الگوی مردم به حساب آید. پس از آن، دایره علم پیامبر و امام مطرح می‌شود. آیا منظور فقط علم به احکام است یا علم به اشیاء (موضوعات خارجی) و رویدادهای جهان از جمله امور غیبی گذشته و آینده را نیز شامل می‌شود؟ امامیه بر این باورند که علم پیامبر و امامان، مطلق است و مختص یا مقید به امر خاصی نیست مگر مواردی که دلایل قطعی بر بیرون بودن آنها از دایره علم امام وجود دارد. به این باور امامیه از چند جهت اعتراض و اشکال شده است. که در اینجا تنها به دو جهت آن می‌پردازیم زیرا بحث و جدل در محافل امامیه اطراف این دو محور می‌چرخد:&lt;br /&gt;
::::# پیامبر و امام از [[غیب]] آگاه بودند و ناگزیر باید اموری که به آنها ضرر و آسیب می‌رساند بشناسند و از سویی عقل و شرع حکم می‌کنند که باید از آنچه موجب ضرر و زیان می‌شود اجتناب و دوری کرد در حالی که می‌بینیم پیامبر و امام به اموری که موجب زیان و آزار آنها شده گرفتار شده‌اند، خود پیامبر نیز در این آیه به این حقیقت تصریح نموده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)|وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم»؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; اگر [[ائمه]] [[علم غیب]] داشتند به کارهایی که سرانجام به شهادت یا فوت یا آزار آنها می‌انجامید اقدام نمیکردند، مثلا [[چرا علم غیب امام علی مانع از رفتن به مسجد و قتل او توسط ابن ملجم نشد؟ (پرسش)|امیرالمؤمنین در شبی که ابن ملجم با شمشیر به آن حضرت ضربه زد به مسجد نمی‌رفت تا به شهادت برسد]] و یا [[با توجه به علم غیب معصوم آیا قیام امام حسین مصداق القاء نفس در تهلکه نیست؟ (پرسش)|امام حسین به کربلا نمی‌رفت تا کشته شود و خاندان او اسیر گردند و دارایی او به غارت رود]]. همه این حوادث اگر با علم و آگاهی به آن‌ها رخ داده باشد از روشن‌ترین مصادیق به هلاکت افکندن خویش است که خداوند در قرآن کریم از آن نهی فرموده است {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُواْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید و نیکوکار باشید که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد»؛ سوره بقره، آیه ۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; این اشکال از زمان‌های بسیار دور مطرح بوده است به طوری که حتی بر خود ائمه نیز عرضه شده و پس از آن در قرن‌های بعد پی در پی درباره آن بحث شده و پاسخ‌های متعددی به آن داده شده است.&lt;br /&gt;
::::# اگر فرض کنیم که یک تکلیف و وظیفه پنهان وجود داشته که امام را با وجود علم به سرنوشت خویش، به در افتادن در هلاکت فرا میخوانده است، در این صورت نهضت امام حسین به عنوان یکی از امامانی که [[علم غیب]] داشته‌اند اقدامی بیهوده و بی فایده خواهد بود زیرا امام در پیش روی خود گزینه‌ای جز حرکت به سوی سرنوشت نداشته است. اما اگر فرض کنیم که امام از سرنوشت خویش آگاه نبوده است در این صورت قیام، یکی از گزینه‌های پیش روی آن حضرت بوده است و فرق بین این دو فرض بسیار زیاد است. (...) اگر امامت بر عهده کسی قرار گرفت آن شخص ناگزیر می‌باید شرایط اساسی امامت را داشته باشد و از جمله این شرایط  از نظر امامیه  عصمت است که به معنای خودداری اختیاری از گناه و سرکشی است. همچنین امام باید به جزئیات و تفاصیل احکام شرعی علم داشته باشد. با توجه به این کسی که امامت او مسلم و ثابت باشد و همه شرایط آن را دارا باشد نمی‌توان درباره او تصور کرد که کار حرامی انجام دهد و مثلا خود را به هلاکت بیفکند  که قرآن از آن نهی کرده است  و یا دست به کاری بیهوده بزند. بلکه باید کارها و اقدامات او مشروع باشد. بنابراین نمی‌توان برای انکار علم غیب امام، به حرمت &amp;quot;به هلاکت افکندن خود&amp;quot; یا کارهای بی‌فایده استناد کرد، زیرا بحث از علم امام به غیب بعد از قبول امامت او مطرح می‌شود و با فرض امامت، امکان انجام حرام منتفی می‌شود. بدین معنا که کاری که امام انجام می‌دهد حلال و مشروع است چه [[علم غیب]] بداند یا نداند. پس نمی‌توان به خاطر حرام بودن به هلاکت افکندن خویش و نیز اقدام  به کار بیهوده و بی فایده، علم غیب را از امام نفی کرد. بنابراین به این نتیجه می‌رسیم که با توجه به حقانیت امامت که در کتاب‌های کلامی و مباحث امامت اثبات شده است، این دو اشکال برای کسی که به شرایط امامت معتقد باشد پیش نمی‌آید و آن دسته از اشکالاتی که در این زمینه در میراث ما مطرح می‌شود، فرض‌هایی است که برای دفع شبهه‌های مخالفان و پاسخ به اشکالاتشان در نظر گرفته می‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی امامان از غیب  (کتاب)|آگاهی امامان از غیب]]، ص ۹۵-۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام والمسلمین علی جزیری احسائی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«در اینجا آنچه توانستیم از اقوال و کلمات علما جمع آوری کنیم، ذکر می‌کنیم:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ مفید:&#039;&#039;&#039; ائمه {{عم}} به تحقیق از سر درون بعضی از بندگان خدا و وقایعی که قرار بود اتفاق بیافتد اطلاع داشتند. والبته این علم غیب از صفات لازم یا شرط امامت آنها نبود بلکه خداوند فقط از این جهت که اکرامشان کند علم غیب را به آنها عطا فرمود (...).&lt;br /&gt;
بهره مند بودن اهل بیت {{عم}} از علم غیب وجوب عقلی ندارد بلکه از راه اخبار و روایات اثبات می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;اوائل المقالات، ص٦٧&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سید مرتضی:&#039;&#039;&#039; خبر  دادن از اشیاء قبل از بوجود آمدنشان از شرایط امامت نیست چراکه معجزه است. لکن اظهار معجزه از جانب امام محال عقلی نیست پس هم اظهار معجزه و هم عدم آن برای امام عقلا جایز است. الا اینکه اخبار شایع دال بر این است که ائمه {{عم}} از غیب خبر می‌دادند&amp;lt;ref&amp;gt;رسائل المرتضی، ج١، ص٢٨٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;محقق کراجکی:&#039;&#039;&#039; همه حجت‌های الهی از لحاظ علمی به همه آن چیزهایی که به آنها محتاج هستند احاطه دارند که از جمله آن چیزها عباد الله هستند&amp;lt;ref&amp;gt;کنزالفوائد، ص١١٠&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
::::::و خداوند سبحانه و تعالی آیات خود را برای ائمه آشکار کرده وبسیاری از علوم غیبی و علم به آینده را به آنها عطا فرموده. البته از بین این علوم  تنها چیزهایی را به آنها آموخته که اولا مقارن قاعده لطف باشد ثانیا مصلحتی د اشته باشد.ایشان عالم به جمیع ضمایر بندگان و امور غیبی نیستند و به همه علم الهی احاطه ندارند&amp;lt;ref&amp;gt;کنز الفوائد، ص١١٢&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ طوسی:&#039;&#039;&#039; از معجزات پیامبر اکرم غیر از قرآن (...) قول ایشان به امیر المؤمنین است که فرمود &amp;quot;بعد از من با ناکثین و قاسطین و مارقین قتال خواهی کرد&amp;quot; و همچنین به امام علی {{ع}} فرمود &amp;quot;همانا تو قاتل ذوالثدیه هستی&amp;quot; و همچنین قول پیامبر به عمار است که فرمود &amp;quot;تو را فرقه ای ستمکار به قتل می‌رسانند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;الاقتصاد، ص١٨٠-١٨٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;قاضی ابن البراج:&#039;&#039;&#039; از شرایط امامت این نیست که از آینده خبر دهند چرا که این مسئله از معجزات است اما اظهار معجزه یا عدم اظهار آن  امری است که برای امام به لحاظ عقلی جایز. الا اینکه اخباری که بدست ما رسیده حاکی از این است که ایشان از غیب خبر می‌دادند پس نتیجه می‌گیریم که خداوند متعال ایشان را از غیب آگاه کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الفقه، ص٢٥٨-٢٥٩&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ طبرسی:&#039;&#039;&#039; از معجزات امیرالمؤمنین اخبار ایشان از غائبات و آینده است که اخبار ایشان از این امور صحیح بوده و به وقوع پیوسته (...) و انچه که از اخبار به دست ما رسیده بسیار زیاد استو قابل انکار نیست (...) از جمله این موارد قول ایشان بعد از بیعت مردم است که فرمود: «امرت بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین». پس ایامی نگذشت تا اینکه با آنها قتال کرد(...).&lt;br /&gt;
::::::و همچنین قول ایشان به طلحه و زببیر است زمانی که برای خروج از مدینه به جهت مراسم عمره از ایشان اجازه گرفتند که فرمود : &amp;quot; أو الله ما تریدان العمره و انما تریدان البصره . که همانطور هم شد.&amp;lt;ref&amp;gt;اعلام الوری باعلام الهدی، ج١، ص٣٣٥-٣٤٦&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;قطب الدین راوندی:&#039;&#039;&#039; معجزات پیامبر {{صل}} چند قسم است. (...) و از جمله آنها خبر دادن ایشان از غیب است که همه این خبر‌ها صحیح بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;الخرائج و الجرائح، ج١، ص١٩-٢٣&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;ابن شهر آشوب:&#039;&#039;&#039; در نظر ما امام به گذشته و حال و آینده تا روز قیامت علم دارد اما با اجازه و تفضل از جانب خداوند متعال نه بصورت مستقل.&amp;lt;ref&amp;gt;تعلیقات علی رساله الاعتقادات، ص٢٢&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;سید بن طاووس:&#039;&#039;&#039; اگز بخواهیم همه اخباری که از جانب پیامبر {{صل}} و ائمه {{عم}} به دست ما رسیده بخواهیم که مضمون آنها خبر دادن از غیب است ذکر کنیم کتابی می‌شود در چند جلد!&amp;lt;ref&amp;gt;فرج المهموم، ص٢٢٢&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;محقق حلی:&#039;&#039;&#039; (...) و اما معجزاتی که برای پیامبر نقل شده است به جز قرآن زیاد است.از جمله آنها خبر دادن ایشان از غیب است (...) و خبر دادن ایشان به فرستادگان عامل کسری در یمن زمانی که آمده بود تا به زور پیامبر را نزد کسری ببرد که به او فرمود پروردگارم پسر آقای تو را بر آقای تو مسلط کرد و پسر کسری در همین ساعت پدرش را کشت&amp;lt;ref&amp;gt;المسلک فی اصول الدین، ص١٨٧-٢٤٤&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٢٠٥.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های مصداقی همطراز==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب معتزله در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه دانشمندان اصول دین مکتب اشعریه در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[غیب در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[غیب در قرآن و حدیث به چه معنا به کار رفته است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[حقیقت غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[جهان غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[قرآن در مورد جهان غیب چه آیاتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چه احادیثی در مورد جهان غیب وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[جهان شهادت چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[قرآن در مورد جهان شهادت چه آیاتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چه احادیثی در مورد جهان شهادت وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[ایمان به غیب به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[فرق بین کار‌های خارق‌العاده و علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[فرق بین پیشگویی و علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آگاه از غیب کیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بحث از علم غیب چه اهمیت یا ضرورتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا انسان نیازی به ارتباط با جهان غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان فلسفه و حکمت اسلامی در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان عرفان اسلامی در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان تفسیر در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%82_%D8%A8%DB%8C%D9%86_%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50564</id>
		<title>فرق بین طالع‌بینی و علم غیب چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%82_%D8%A8%DB%8C%D9%86_%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50564"/>
		<updated>2017-05-07T19:05:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جمع شدن|● حجت الاسلام والمسلمین علی جزیری احسائی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«قطب الدین راوندی در کتاب الخرائج و الجرائح گفته است: «(...) خبر دادن انبیا و اوصیای آنها از غیب اولا متعلق به خود مخبر عنه هستند ثانیا مفصل و جزئی هستند نه کلی و اجمالی همچنین ایشان برای خبر دادن از غیب نیازی نیست خود را به سختی بیاندازند و اطلاعات را پردازش کنند یا از آلات و ادوات مخصوصی استفاده کنند و اخبار ایشان حدسی و تخمینی نیست و در همه موارد اخبار ایشان مطابق با واقع است و هیج خلف یا کذبی در اخبار ایشان نیست. و لی اخبار منجمین با محاسبه و نظر کردن در طالع حاصل می‌شود و حدسی و تخمینی است. از طرفی گاهی مطابق با واقع است و گاهی هم نیست (...)»»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٢٢٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
طالع‌بینی به روشهایی گفته می‌شود که برخی باور دارند به یاری آنها می‌توان از آینده و سرنوشت هر کس آگاه شد. در واقع علم اختر گویی یا طالع‌بینی به معنای تعبیر و تفسیر آینده با توجه به وضعیت ستارگان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای بیان حقیقت طالع بینی سه دلیل ذکر می کنیم: قرآنی، روایی، عقلی.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
قرآنی:&lt;br /&gt;
علم به امور مربوط به آینده، یکی از انواع علم غیب است که در قرآن منحصر به ذات خدای متعال شده است و تنها کسانی که خدای متعال بخواهد، می توانند از آن بهره هایی ببرند. حتی قرآن از زبان پیامبر (ص) احاطه و اشراف به علوم غیبی را نفی می کند و پیامبر (ص) می فرماید که اگر علم غیب داشتم، اوضاع و احوالی متفاوت می داشتم:&lt;br /&gt;
«قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسی‏ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَ ما مَسَّنِیَ السُّوءُ[اعراف/۱۸۸] بگو: «من مالك سود و زیان خویش نیستم، مگر آنچه را خدا بخواهد (و از غیب و اسرار نهان نیز خبر ندارم، مگر آنچه خداوند اراده كند) و اگر از غیب با خبر بودم، سود فراوانى براى خود فراهم مى‏ كردم، و هیچ بدى (و زیانى) به من نمى ‏رسید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته شکی نیست که در مواردی خدای متعال علم غیب را به برگزیدگانش می دهد. اما ایا طالع بینان مدعی اخذ علم غیب از خدا هستند یا می گویند که آن را از وضعیت ستارگان می فهمند؟&lt;br /&gt;
«عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَداً * إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُول[جن/۲۶ و ۲۷] داناى غیب اوست و هیچ كس را بر اسرار غیبش آگاه نمى ‏سازد * مگر رسولانى كه آنان را برگزیده»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید در نظر داشت که در منطق قرآنی حتی جنیان نیز اشرافی بر غیب ندارند. بعد از رسالت حضرت خاتم (ص) که از آسمان ها منع شدند:&lt;br /&gt;
«وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدیداً وَ شُهُباً[جن/۸] و اینكه ما آسمان را جستجو كردیم و همه را پر از محافظان قوىّ و تیرهاى شهاب یافتیم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و قبل از آن نیز، داستان مرگ حضرت سلیمان و عدم اطلاع جنیان از آن روشن کرد که آنها اهل اطلاع از غیب نبوده اند:&lt;br /&gt;
«فَلَمَّا قَضَیْنا عَلَیْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى‏ مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَیَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ الْغَیْبَ ما لَبِثُوا فِی الْعَذابِ الْمُهینِ[سباء/۱۴] (با این همه جلال و شكوه سلیمان) هنگامى كه مرگ را بر او مقرّر داشتیم، كسى آنها را از مرگ وى آگاه نساخت مگر جنبنده زمین [موریانه‏] كه عصاى او را مى ‏خورد (تا شكست و پیكر سلیمان فرو افتاد) هنگامى كه بر زمین افتاد جنّیان فهمیدند كه اگر از غیب آگاه بودند در عذاب خواركننده باقى نمى ‏ماندند!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
حدیثی:&lt;br /&gt;
خطبه ۷۹ نهج البلاغه، بیان موضع امام علی (ع) در مقابل اظهار نظر یک ستاره شناس است:&lt;br /&gt;
(به هنگام حركت براى نبرد با خوارج، در ماه صفر سال ۳۸ هجرى، شخصى با پیشگویى از راه شناخت ستارگان گفت:  اگر در این ساعت حركت كنید، پیروز نمى‏شوید و من از راه علم ستاره شناسى این محاسبه را كردم)&lt;br /&gt;
امام فرمود: گمان مى ‏كنى تو از آن ساعتى آگاهى كه اگر كسى حركت كند زیان نخواهید دید، و مى ‏ترسانى از ساعتى كه اگر كسى حركت كند ضررى دامنگیر او خواهد شد&lt;br /&gt;
كسى كه گفتار تو را تصدیق كند، قرآن را تكذیب كرده است، ... اى مردم، از فرا گرفتن علم ستاره شناسى براى پیشگویى ‏هاى دروغین، بپرهیزید، جز آن مقدار از علم نجوم كه در دریا نوردى و صحرا نوردى به آن نیاز دارید، چه اینكه ستاره شناسى شما را به غیب گویى و غیب گویى به جادوگرى مى ‏كشاند، و ستاره شناس چون غیب گو، و غیب گو چون جادوگر و جادوگر چون كافر و كافر در آتش جهنم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عقلی:&lt;br /&gt;
هر انسانی با اندک توجهی می فهمد که سرنوشتش در اختیار خود اوست و می تواند آینده خود را تعیین کند! حال اگر شخصی بتواند اینده افراد را پیش بینی کند، راهی جز این ندارد که آینده همه اشخاص ثابت و بدون تغییر باشد! در حالی که هر کس می تواند در هر مقطعی از زندگی، با تصمیمات تمام مسیرش را عوض کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع: http://www.soalcity.ir/node/2046&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%82_%D8%A8%DB%8C%D9%86_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50563</id>
		<title>فرق بین پیشگویی و علم غیب چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%82_%D8%A8%DB%8C%D9%86_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50563"/>
		<updated>2017-05-07T19:04:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = فرق بین پیشگویی و علم غیب چیست؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[کلیاتی از علم غیب (نمایه)|کلیاتی از علم غیب]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         =&lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[جعفر سبحانی|سبحانی]]&lt;br /&gt;
* [[احمد مطهری|مطهری]] و [[غلام رضا کاردان|کاردان]]&lt;br /&gt;
* [[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فرق بین پیشگویی و علم غیب چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از مجموعه پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی|سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[منشور جاوید (کتاب)| منشور جاوید]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«یگانه شرط خبر از آینده این است که گزارش به یک رشته قراین مستند نباشد و گرنه چنین گزارشی، خبر غیبی نبوده بلکه نتیجه مستقیم فکر و مغز زایای بشر خواهد بود. برخی بر اساس یک رشته اطلاعاتی که از وضع دولت‌ها و ملت‌ها دارند، اوضاع آینده جهان را از نظر درگیری و جنگ، و یا صلح و مسالمت، پیش بینی کرده، و اخباری را منتشر می‌سازند. یک چنین گزارش‌های مستند به قراین و اطلاعات و تماس‌های دیپلماتیک، گزارش از غیب نیست، بلکه تمام گزارش‌های آنان، یک رشته نتیجه‌گیری و اطلاع از اوضاع جهان است. و اگر این اطلاعات از دست آنان گرفته شود، بزرگترین دیپلمات جهان، با یک فرد عادی تفاوتی نخواهد داشت. و چون این گونه آگاهی یک نوع نتیجه‌گیری از اطلاعات پیشین است نه القای از جهان بالا، از این جهت گاهی، نظرات و گفته‌های آنان باطل از آب در می‌آید. کارشناسان امور اقتصادی و دارایی و کشاورزی، بر اثر سوابق طولانی در رشته‌های اختصاصی خود، به ضمیمه کسب اطلاعات دقیق، آینده را پیش بینی می‌کنند و مرور زمان صدق و درستی نظر آنان را ثابت می‌کند، در صورتی که نام هیچ کدام از این‌ها را نمی‌توان معرفت سوم و یا آگاهی از غیب نامید؛ زیرا همه این گزارش‌ها، مقدمات فکری و ریشه‌های حسی دارد، و هر فردی از این راه وارد شود به نتیجه مطلوب می‌رسد. آگاهی از غیب باید از تمام این قراین و مبادی، پیراسته باشد و از طریق اسباب عادی و مجاری علمی به دست نیاید. از باب نمونه پیامبر اسلام از طریق وحی قرآنی، از پیروزی مجدد رومیان بر پارسیان در مدت محدودی به طور قطع و یقین گزارش داد و فرمود:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;و آنان پس از شکستشان به زودی پیروز می‌گردند در چند سال؛ سوره روم، آیه۳ - ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; برای گزارش پیامبر، مستندی جز وحی الهی نبود، و هرگز این آگاهی را از مجاری و اسباب عادی مانند موازنه قدرت‌های نظامی دو ملت، بررسی روحیه سربازان وافسران و... به دست نیاورده بود. وی در محیط حجاز بریده از جهان خارج، با نبودن وسایل ارتباط جمعی، و یا تبادل اطلاعات نظامی و سیاسی، یک چنین گزارش را در اختیار جامعه نهاد، و به همین دلیل این گونه خبرهای غیبی یکی از جهات اعجاز این کتاب جاویدان به شمار می رود. روی این اساس، گزارش‌های منجمان و ستاره‌شناسان و اداره هواشناسی کشورها و منطقه‌ها همه و همه از قلمرو بحث ما بیرون استإ زیرا آنان تمام نتایج و گزارش‌های خود را از یک رشته تجارب علمی و کسب اطلاعات وتبادل نظرها به دست می‌آورند، و این در به روی تمام افرادی که بخواهند وارد شوند، مفتوح و باز است»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.eshia.ir/26678/10/23 منشور جاوید، ج۱۰، ص ۲۳.]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام و المسلمین مطهری و آقای کاردان؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11576.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[احمد مطهری]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[احمد مطهری|مطهری]]&#039;&#039;&#039; و آقای &#039;&#039;&#039;[[غلام رضا کاردان|کاردان]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[ع‍ل‍م‌ پ‍ی‍ام‍ب‍ر و ام‍ام‌ در ق‍رآن‌ (کتاب)|ع‍ل‍م‌ پ‍ی‍ام‍ب‍ر و ام‍ام‌ در ق‍رآن‌]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌اند:&lt;br /&gt;
::::::«بعضی از پیش‌بینی‌ها مانند پیش‌بینی‌هایی که برخی از سیاست‌مداران طبق یک سلسله اطلاعات از وضع دولت‌ها و ملت‌ها از جنگ یا صلح و یا سقوط رژیم و یا بقاء و استحکام آن می‌کنند و ای‌بسا این پیش‌بینی‌ها درست و مطابق واقع از آب در می‌آید. این آگاهی چون طبق یک سلسله اطلاعات و تماس‌های دیپلماتی و نظائر آن انجام می‌گیرد [[علم غیب]] شمرده نمی‌شود یعنی علم غیبی که مورد بحث است این‌گونه علوم را شامل نمی‌شود زیرا از راه وسائل و اسباب عادی پیدا شده است اگر چه از نظر لغت حوادث پیش‌بینی شده در حضور و مشاهده پیش‌بینی‌کننده نیست و از نظر لغت علم غیب به آن گفته می‌شود. یا آنکه دانشمندان علم هیئت و کارشناسان امور اقتصادی و دارایی و کشاورزی و هواشناسی در اثر اطلاعاتی که در رشته‌های اختصاصی خود دارند به ضمیمه اطلاعات دقیق مقدماتی که در مواردیش‌بینی‌شده دارند نظریاتی اظهار می‌کنند و ای‌بسا که این پیش‌بینی‌ها واقع هم باشدولی چون از راه وسائل و اسباب طبیعی و عادی به دست می‌آیدعلم غیب شمرده نمی‌شود. این‌گونه پیش‌بینی‌ها با خبرهایی که پیامبر اسلام از آینده می‌دهد مانند خبری که قرآن درباره روم داده و فرموده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;« رومیان شکست خوردند در نزدیک‌ترین سرزمین و آنان پس از شکستشان به زودی پیروز می‌گردند»، سوره روم، آیه ۲ و ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; کاملا متفاوت است، زیرا خبری که پیامبر اسلام طبق وحی الهی می‌دهد غیر عادی است و به‌طور کلی استنادی به اسباب و وسائل عادی و طبیعی ندارد»&amp;lt;ref&amp;gt;[[ع‍ل‍م‌ پ‍ی‍ام‍ب‍ر و ام‍ام‌ در ق‍رآن‌ (کتاب)|ع‍ل‍م‌ پ‍ی‍ام‍ب‍ر و ام‍ام‌ در ق‍رآن‌]]، ص ۱۱ و ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام والمسلمین علی جزیری احسائی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«قطب الدین راوندی در کتاب الخرائج و الجرائح گفته است: «(...) خبر دادن انبیا و اوصیای آنها از غیب اولا متعلق به خود مخبر عنه هستند ثانیا مفصل و جزئی هستند نه کلی و اجمالی همچنین ایشان برای خبر دادن از غیب نیازی نیست خود را به سختی بیاندازند و اطلاعات را پردازش کنند یا از آلات و ادوات مخصوصی استفاده کنند و اخبار ایشان حدسی و تخمینی نیست و در همه موارد اخبار ایشان مطابق با واقع است و هیج خلف یا کذبی در اخبار ایشان نیست. و لی اخبار منجمین با محاسبه و نظر کردن در طالع حاصل می‌شود و حدسی و تخمینی است. از طرفی گاهی مطابق با واقع است و گاهی هم نیست (...)»»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٢٢٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[غیب در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[غیب در قرآن و حدیث به چه معنا به کار رفته است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[حقیقت غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[جهان غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[قرآن در مورد جهان غیب چه آیاتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چه احادیثی در مورد جهان غیب وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[جهان شهادت چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[قرآن در مورد جهان شهادت چه آیاتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چه احادیثی در مورد جهان شهادت وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[ایمان به غیب به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[فرق بین کار‌های خارق‌العاده و علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آگاه از غیب کیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بحث از علم غیب چه اهمیت یا ضرورتی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا انسان نیازی به ارتباط با جهان غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان فلسفه و حکمت اسلامی در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان عرفان اسلامی در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان اصول دین اسلام در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دیدگاه‌های دانشمندان تفسیر در باره علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D8%B4%D8%B1%DA%A9_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50172</id>
		<title>آیا اعتقاد به علم غیب معصوم شرک نیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D8%B4%D8%B1%DA%A9_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50172"/>
		<updated>2017-05-01T19:33:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = آیا اعتقاد به علم غیب معصوم شرک نیست؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[امکان علم غیب معصوم (نمایه)|امکان علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = &lt;br /&gt;
* [[علامه طباطبایی]]&lt;br /&gt;
* [[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیا اعتقاد به علم غیب معصوم شرک نیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*آیا اثبات علم غیب برای معصوم شرک است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«بررسی های اسلامی»&#039;&#039; در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«علم غیب و هرگونه مشاهده غیبی‌ اختصاص به خدای‌ متعال دارد و نسبت آن به غیر خدا شرک است و بنابراین انبیا و اولیا پس از مردن هیچ‏گونه اطلاعی‌ از دنیا ندارند، زیرا دنیا نسبت به آخرت غیب است، مطلبی‌ است برخلاف نص قرآن کریم که می‌‏فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد؛ سوره جن آیه ۲۶ و ۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدای‌ متعال در این آیه تسلط بر غیب را از غیر خود نفی‌ می‌‏کند و در عین حال رسول را استثنا می‌‏نماید و استثنا را مقید به دنیا و غیر دنیا نمی‌‏کند، پس ممکن است که رسول خدا در حال حیات و بعد از ممات به حسب خواست خدا و تعالیم الهی‌، از غیب اطلاع داشته باشد و مؤید آن است‏ این‏که در هر جای‌ قرآن که از رسول علم غیب نفی‌ می‌‏شود، همراه آن وحی‌ را کنار می‌‏گذارد، مانند آیه‏ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)|قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; بگو من در میان پیامبران، نوپدید نیستم و نمی‌دانم با من و شما چه خواهند کرد، جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ سوره احقاف آیه ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آیه‏ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)|وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور نیستم؛ سوره اعراف آیه ۱۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سوره ابراهیم در جواب انکار امت‏هایی‌ که به پیغمبرانشان اعتراض می‌‏کردند که شما مانند ما بشر هستید، از قول پیغمبران نقل می‌‏فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;پیامبرانشان به آنها گفتند: ما جز بشری مانند شما نیستیم امّا خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد منّت می‌گذارد؛ سوره ابراهیم آیه ۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از همه این آیات صریح‏تر از زبان مسیح {{ع}} خطاب به قومش نقل می‌‏فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۴۹ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانه‌ای برای شماست؛ سوره آل عمران آیه ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و همچنین آیه‏ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ سوره صف آیه ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هم‏چنین روایات بسیاری‌ که به عنوان ملاحم و اخبار از حوادث آخرالزمان و غیره از رسول اکرم {{صل}} و ائمه {{ع}} رسیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین، آنچه گذشت آیات قرآنی‌ کمالی‌ مانند علم غیب و قدرت به معجزات و نظایر آنها را که از رسول اکرم {{صل}} نفی‌ می‌‏نماید، همه ناظر به استقلال و قدرت ذاتی‌ است و آنچه اثبات می‌‏کند مربوط به عنایت الهی‌ و تعلیم خدایی‌ است و علم غیب در رسول اکرم {{صل}} از راه وحی‌ و در ائمه و اولیا از راه وراثت و تعلم از رسول {{صل}} می‌‏باشد، چنان که روایات نیز به همین معنی‌ دلالت دارد»&amp;lt;ref&amp;gt;بررسی‌های اسلامی، ج۱، ص۱۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==پاسخ های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|٢. حجت الاسلام و المسلمین علی جزیری احسائی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«(...) علم همه مخلوقات نسبت به غیب و بلکه نسبت امور مشهود فقط بواسطه تعلیم خداوند به آنها حاصل می‌شود و اگر تعلیم خداوند نباشد نسبت به هیچ یک از امور مشهود و غیبی علم پیدا نمی‌کنند. بلکه اگر تعلیم خداوند نباشد حتی به نفوس خود هم علم پیدا نمی‌کنند.&lt;br /&gt;
این اعتقاد هیچ شائبه ای از شوائب شرک به خداوند سبحان در آن وجود ندارد» &lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٢٠٤»&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[چگونه انسان محدود می‌تواند دارای علم غیب نامحدود شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب معصوم با اختیار وی منافات ندارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا اعتقاد به علم غیب امام غلو نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا مقام علم غیب به غیر معصوم داده می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شرایط دستیابی غیر معصوم به علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[اگر علم غیب منحصر به خداست پس آیا پیامبران یا امامان علم غیب نداشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آگاهی انسان غیر معصوم از آینده یا امور غیبی چه توجیهی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D8%AA%D8%A7_%DA%86%D9%87_%D8%AD%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50169</id>
		<title>قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D8%AA%D8%A7_%DA%86%D9%87_%D8%AD%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50169"/>
		<updated>2017-05-01T18:30:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[قلمرو علم غیب معصوم (نمایه)|قلمرو علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&lt;br /&gt;
* [[ابراهیم امینی|امینی]]&lt;br /&gt;
* [[مهدی هادوی تهرانی|هادوی تهرانی]]&lt;br /&gt;
* [[محمد حسن نادم|نادم]]&lt;br /&gt;
* [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]&lt;br /&gt;
* [[محسن رنجبر|رنجبر]]&lt;br /&gt;
* [[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&lt;br /&gt;
* [[حسین واعظی|واعظی]]&lt;br /&gt;
* [[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* گستره علم غیب معصوم تا چه اندازه ای است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ جامع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;padding: 0.4em 0em 0.0em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;border-right-style: solid; border-right-color: #FFCC33; background-color: #FFF1B9; font-size: 100%;&amp;quot;&amp;gt;* &#039;&#039;&amp;lt;sub&amp;gt;پاسخ جامع به این پرسش، برگرفته از تمامی پاسخ‌های تفصیلی (متفرقه) اندیشمندان و نویسدندگانی است که تصویر و متن سخنان آنان در ذیل دیده می‌شود:&amp;lt;/sub&amp;gt;&#039;&#039;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;padding: 0.4em 0em 0.0em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|style=&amp;quot;text-align: center; background-color:##fff; width:40%; border-radius:0px; align:left !important; margin:left&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|97px]]||[[پرونده:173589.jpg|97px]]||[[پرونده:11718.jpg|97px]]||[[پرونده:673639443601.jpg|97px]]||[[پرونده:020120223262.jpg|97px]]||[[پرونده:11719.jpg|97px]]||[[پرونده:87544444.jpg|97px]]||[[پرونده:9030760879.jpg|97px]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&amp;lt;sub&amp;gt;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[ابراهیم امینی|امینی]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[مهدی هادوی تهرانی|هادوی تهرانی]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[محمد حسن نادم|نادم]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[محسن رنجبر|رنجبر]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[حسین واعظی|واعظی]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{جعبه نقل قول سفید| عنوان =| نقل‌قول ={{سخ}}در این که [[ائمه]] از [[علم غیب]] بهره‌مند هستند هیچ شکی وجود ندارد، همان‌طور که در روایات دالّ بر علم ایشان تصریح شده است: {{عربی|اندازه=150%|«عِلْمُ مَا یَکُونُ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ حَتّى تَقُومُ السَّاعَةُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;امامان [[علم]] به آنچه بوده و خواهد بود تا روز قیامت را دارا هستند؛ [[کافی (کتاب)|کافی]]، جلد ۱، صفحه ۳۸۸ .&amp;lt;/ref&amp;gt;، و اعطاء این [[علم]] مقتضای حکمت الهی است، چنانکه [[امام صادق]] می‌فرمایند: {{عربی|اندازه=150%|«مَنْ زَعَمَ اَنَّ اللهَ یَحْتَجُّ بِعَبْد فى بِلاَدِهِ ثُمَّ یَسْتُرُ عَنْهُ جَمیعَ مَا یَحْتَاجُ اِلَیْهِ فَقَدْ اِفْتَرَى عَلَى اللهِ!»}}&amp;lt;ref&amp;gt;کسی که گمان می‌کند خداوند بنده‌ای را حجت خود در سرزمین‌های خویش (و میان بندگان) قرار می‌دهد سپس تمام آنچه را که نیاز به آن دارد از او مکتوم می‌دارد دروغ بر خدا بسته است!؛ [[بحارالنوار (کتاب)|بحارالنوار]]، جلد ۲۶، صفحه ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در خصوص قلمرو این [[علم]] باید به چند نکته توجه داشت:&lt;br /&gt;
# در قلمرو [[علم غیب]] [[ائمه]] اختلاف نظر وجود دارد، عمده کسانی که نگرش عرفانی یا فلسفی دارند برای ایشان علم غیب نامحدود قائل هستند، و برخی از فقها، متکلمین، و فلاسفه معتقدند علم غیب ایشان محدود است. نکته‌ای که باید توجه کرد این است که «نامحدود» در وصف علم ائمه  قطعا به معنای «نامحدود»ی که در وصف علم الهی به کار می‌رود نیست، چرا که شکی وجود ندارد که برخی از امور را فقط خداوند می‌داند و بس، مانند علوم پنج‌گانه، و علم به کنه ذات پروردگار و اسماء و صفات او. بنابراین اگر تعبیر علم مطلق یا نامحدود برای ائمه به کار رفت، با پیش فرضِ بیرون بودن این موارد است.&lt;br /&gt;
# [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم غیب ائمه  ذاتی، و استقلالی نیست]]، ایشان همان‌طور که در وجودشان وابسته به خداوند هستند، در [[علم غیب]] هم وابسته به خداوند هستند، بنابراین علم ایشان متوقف بر افاضه خداوند بوده، و بالفعل نیست، ایشان از تمام مسائلی است که به نحوی با هدایت بشر ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم دارد از سوی خداوند به صورت بالفعل آگاه هستند، اما ضرورتی ندارد که خارج از این دایره را برای آنها بالفعل قائل شویم، بلکه هر گاه اراده کنند، خداوند ایشان را آگاه می کند. این بیان در مورد علم پیامبران و امامان بسیاری از مشکلات را نیز حل می‌کند، از جمله این که [[اگر امام حسن علم غیب داشت چرا از ظرف زهر خورد؟ (پرسش)|چرا مثلاً امام حسن از کوزه زهرآلود آب نوشید؟]] و [[چرا علم غیب امام رضا مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ (پرسش)|امام هشتم انگور یا انار زهر آلوده را تناول فرمود؟]] [[اگر پیامبر خاتم علم غیب داشت چرا کسانی را مأمور می‌کرد که اشتباه بزرگی از آنان سر می‌زد؟ (پرسش)|چرا فلان فرد ناباب را به عنوان قاضی یا فرماندار انتخاب کردند؟]] و چرا یعقوب از وضع خود این همه نگران بود با این که فرزندش  مقامات عالی را طی می‌کرد، و سرانجام فراق، مبدل به وصال می‌شد؟&lt;br /&gt;
# [[ائمه]] اگرچه از تمام اسرار [[غیب]] آگاه هستند، ولی آگاهی یافتن ایشان به نحو اصول کلی است، نه احاطه بر تمام جزئیات، همان طور که امام علی {{ع}} می‌فرمایند: {{عربی|اندازه=150%|«اِنَّ رَسُولَ اللهِ {{صل}} عَلَّمَنى اَلْفَ بَاب مِنَ الْحَلاَلِ وَ الْحَرَامِ وَ مِمَّا کَانَ وَ مِمَّا یَکُونُ اِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ، کُلُّ بَاب مِنْهَا یَفْتَحُ اَلْفَ باب فَذلِکَ اَلْفَ اَلْفَ باب»}}&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا هزار باب از حلال و حرام و از آنچه در گذشته واقع شده، و یا در آینده تا روز قیامت واقع می‌شود به من تعلیم داد که هر بابی هزار باب را می‌گشاید، و آن هزار هزار باب است؛ [[بحارالانوار(کتاب)|بحارالانوار]]، جلد ۴۰، صفحه ۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# علم آنها به همه حقایق عالم، در ارتباط با لوح محو و اثبات است؛ در حالی که علم خداوند به تمام حقایق، در ارتباط با لوح محفوظ می‌باشد. عالم به لوح محفوظ که از آن به «[[ام الکتاب]]» نیز تعبیر می‌شود از تمام احوال گذشته و آینده به طور قطع آگاه است، اما عالم به لوح محو و اثبات نمی‌تواند به طور قطع از وقوع حوادث خبر دهد، بلکه به طور مشروط خبر می‌دهد، یعنی علم یکی جنبه قطعیت دارد و دیگری ندارد.|تاریخ بایگانی | منبع = با انتخاب &amp;quot;ادامه مطلب&amp;quot; از پاسخ‌های تفصیلی ذیل بهره‌مند شوید:  | تراز = راست| عرض = 770px | اندازه خط = 14px| گیومه نقل‌قول = | تراز منبع = چپ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;padding: 25.0em 0em 0.0em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ‌های تفصیلی (متفرقه)==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. آیت‌الله مکارم شیرازی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[پیام قرآن ج۷ (کتاب)|پیام قرآن]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::«در این که [[انبیاء]] و [[ائمه|امامان معصوم]] {{عم}} از علم غیب به تعلیم الهی آگاه‌اند بحثی نیست، (...) ولی در چگونگی این علم، و همچنین در وسعت و گسترش آن سخن بسیار است، (...) و مجموع احتمالات اساسی و قابل ملاحظه در این مسأله به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::# آنها همه چیز را بالفعل می‌دانند، جز بخش ویژه‌ای که مخصوص ذات پاک خدا است، مانند علوم پنجگانه و مانند علم به کنه ذات پروردگار و اسماء و صفات او. شاهد این سخن روایات متعددی است که با صراحت می گوید: {{عربی|اندازه=150%|«عِلْمُ مَا یَکُونُ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ حَتّى تَقُومُ السَّاعَةُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; امامان [[علم]] به آنچه بوده و خواهد بود تا روز قیامت را دارا هستند؛ [[کافی (کتاب)|کافی]]، جلد ۱، صفحه ۳۸۸ .&amp;lt;/ref&amp;gt; و مسلماً پیامبر {{صل}} به طریق اولی آگاهی داشت.&lt;br /&gt;
::::# آنها همه این امور را می‌دانند اما بالقوه نه بالفعل. یعنی هرگاه بخواهند و اراده کنند که چیزی از اسرار غیب را بدانند خداوند به آنها [[الهام]] می‌کند، و یا قواعد و اصولی نزد آنها است که با مراجعه به آن قواعد و اصول فتح باب می‌شود و می‌توانند هر چیزی از اسرار غیب را بدانند، و یا کتبی نزد آنها است که به آن می‌نگرند و از اسرار غیب باخبر می‌شوند؛ یا این که در هر حال که خدا اراده کند و به اصطلاح حالت بسط به آنها دست دهد از این اسرار با خبر می‌شوند، و در زمانی که این اراده گرفته شود و به اصطلاح حالت قبض حاصل گردد، این علوم موقتاً پنهان می‌شود. (...) این بیان در مورد علم پیامبران و امامان بسیاری از مشکلات را نیز حل می‌کند، از جمله این که [[اگر امام حسن علم غیب داشت چرا از ظرف زهر خورد؟ (پرسش)|چرا مثلاً امام حسن از کوزه زهرآلود آب نوشید؟]] و [[چرا علم غیب امام رضا مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ (پرسش)|امام هشتم انگور یا انار زهر آلوده را تناول فرمود؟]] [[اگر پیامبر خاتم علم غیب داشت چرا کسانی را مأمور می‌کرد که اشتباه بزرگی از آنان سر می‌زد؟ (پرسش)|چرا فلان فرد ناباب را به عنوان قاضی یا فرماندار انتخاب کردند؟]] و چرا یعقوب {{ع}} از وضع خود این همه نگران بود با این که فرزندش مقامات عالی را طی می‌کرد، و سرانجام فراق، مبدل به وصال می‌شد؟ چرا... ؟ و چرا...؟ در تمام این موارد ممکن است گفته شود آنها اگر می‌خواستند بدانند می‌دانستند؛ ولی آنها می‌دانستند که خداوند برای امتحان یا مصالح دیگر به آنها اجازه نداده است آگاهی پیدا کنند.&lt;br /&gt;
::::# منظور از آگاهی معصومین از علم غیب آگاهی از تمام مسائلی است که به نحوی با هدایت بشر ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم دارد؛ بنابراین آنها از تمام معارف و احکام و تواریخ [[انبیاء]] و مسائل آفرینش و حوادث گذشته و آینده، تا آن جا که ارتباط با هدایت انسان‌ها دارد، &amp;quot;بالفعل&amp;quot; آگاه‌اند؛ اما ضرورتی ندارد که خارج از این دایره را برای آنها قائل شویم. (...) در حدیثی از امام صادق {{ع}} می‌خوانیم: {{عربی|اندازه=150%|«مَنْ زَعَمَ اَنَّ اللهَ یَحْتَجُّ بِعَبْد فى بِلاَدِهِ ثُمَّ یَسْتُرُ عَنْهُ جَمیعَ مَا یَحْتَاجُ اِلَیْهِ فَقَدْ اِفْتَرَى عَلَى اللهِ!»}}&amp;lt;ref&amp;gt;کسی که گمان می‌کند خداوند بنده‌ای را حجت خود در سرزمین‌های خویش (و میان بندگان) قرار می‌دهد سپس تمام آنچه را که نیاز به آن دارد از او مکتوم می‌دارد دروغ بر خدا بسته است!؛ [[بحارالنوار (کتاب)|بحارالنوار]]، جلد ۲۶، صفحه ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::# [[آیا امام معصوم عالم به غیب است؟ (پرسش)|آنها به تمام اسرار غیب آگاه‌اند]] ولی آگاهی آنها بر اصول کلی است؛ در همه جا کلیات را می‌دانند؛ در حالی که علم به تمام کلیات و جزئیات عالم، مخصوص ذات پاک خدا است. در حقیقت این سخن شبیه چیزی است که در روایات متعددی آمده است که امام علی {{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«اِنَّ رَسُولَ اللهِ {{صل}} عَلَّمَنى اَلْفَ بَاب مِنَ الْحَلاَلِ وَ الْحَرَامِ وَ مِمَّا کَانَ وَ مِمَّا یَکُونُ اِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ، کُلُّ بَاب مِنْهَا یَفْتَحُ اَلْفَ باب فَذلِکَ اَلْفَ اَلْفَ باب»}}&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا هزار باب از حلال و حرام و از آنچه در گذشته واقع شده، و یا در آینده تا روز قیامت واقع می‌شود به من تعلیم داد که هر بابی هزار باب را می‌گشاید، و آن هزار هزار باب است؛ [[بحارالانوار(کتاب)|بحارالانوار]]، جلد ۴۰، صفحه ۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::# [[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|علم آنها به همه حقایق عالم، در ارتباط با لوح محو و اثبات است؛]] در حالی که علم خداوند به تمام حقایق، در ارتباط با لوح محفوظ می‌باشد. حوادث جهان هستی دو مرحله دارند: مرحله قطعیت که هیچ‌گونه دگرگونی در آن راه ندارد؛ یعنی یک حادثه با تمام اسباب و علل آن نزد عالم حاضر است؛ و چون از تمام اسباب و علل و موانع آن حادثه و پیوندهای آن با گذشته و آینده آگاه است به طور قطع آن را می‌داند و خبر می‌دهد، و در لسان آیات و روایات از این مرحله به اُمُّ الْکِتَاب یا لوح محفوظ تعبیر شده. مرحله دیگر مرحله غیر قطعی، یا به تعبیر دیگر مرحله مشروط است، در این مرحله شخص عالم،از علل حوادث آگاه است؛ اما ممکن است تمام شرایط و موانع آن نزد او روشن نباشد؛ و لذا نمی‌تواند به طور قطع از وقوع حوادث خبر دهد؛ اما به طور مشروط می‌تواند؛ و این همان چیزی است که در لسان آیات و روایات از آن تعبیر به لوح محو و اثبات شده است . تفاوت علم پروردگار با علوم انبیاء و اولیاء تفاوت میان این دو مرحله است؛ یعنی علاوه بر این که یکی ذاتی و مستقل، و دیگری اکتسابی و غیر مستقل است؛ یکی جنبه قطعیت دارد و دیگری ندارد.&lt;br /&gt;
::::# این طرق شش گانه‌ای بودکه برای پاسخ گفتن به مسأله چگونگی آگاهی انبیاء و اولیاء به اسرار غیب و محدوده آن می‌توان اظهار داشت. آنها به طور اجمال از اسرار غیب باخبرند، اما محدوده علم آنها چه اندازه است؟ ما دقیقاً نمی‌دانیم، همین اندازه می‌دانیم که خداوند عالم، هرچه مصلحت بداند و لازم باشد به آنها تعلیم می‌دهد، اما چگونه؟ و چه اندازه؟ برای ما روشن نیست&amp;lt;ref&amp;gt;[http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?pid=61859&amp;amp;lid=0&amp;amp;mid=17237&amp;amp;catid=0 پیام قرآن، ج۷، ص۲۴۲]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۲. آیت‌الله امینی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:173589.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[ابراهیم امینی]]]]&lt;br /&gt;
::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ابراهیم امینی|امینی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[بررسی مسائل کلی امامت (کتاب)|بررسی مسائل کلی امامت]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::«ارتباط داشتن [[ائمه اطهار]] با [[جهان غيب]] بدان معنا نيست كه بالذات به آن عالم وسيع و ناديدنى‌ كاملاً احاطه داشته باشند و بدون استمداد از مقام ربوبى‌ آن جهان را بالعيان مشاهده كنند، زيرا آنان نيز از حيث وجود و عالم محدودند و به [[غيب مطلق]] دست رسى‌ ندارند، چنان كه در وجودشان به خدا احتياج دارند در [[كسب علوم]] نيز به او محتاج‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::امتياز آنان در اين است كه مى‌‏توانند از [[نيروى‌ باطن]] استفاده نمايند و گوهر صيقلى‌ و نورانى‌ وجودشان را به سوى‌ [[جهان غيب]] متوجه سازند، در آن هنگام روزنه‏‌اى‌ از [[غيب]] به رويشان باز مى‌‏شود، و خدا كه مالك [[غيب]] و [[شهود]] است بدون واسطه يا به وسيله [[فرشته]] برخى‌ از [[مطالب غيبى‌]] را بر دلشان القا مى‌‏كند، بعضى‌ از [[خبرهاى‌ غيبى‌]] را نيز از [[رسول خدا]] شنيده بودند و راهنمايى‌ آن حضرت در علمشان تأثير داشت». &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.ibrahimamini.com/fa/node/572 بررسی مسائل کلی امامت، ص ۲۹۲.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۳. آیت‌الله هادوی تهرانی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11718.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[مهدی هادوی تهرانی|هادوی تهرانی]]]]&lt;br /&gt;
[[اسلام کوئست (وبگاه)|وبگاه اسلام کوئست]] وابسته به آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[مهدی هادوی تهرانی|هادوی تهرانی]]&#039;&#039;&#039; در این‌باره آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«در اینکه آیا امامان معصوم، علم غیب مطلق و تمام به امور داشته اند؛ یعنی به تمام وقایع و حوادث گذشته و آینده از جمله زمان و مکان شهادت خود علم داشتند، محل بحث و اختلاف است. عده ای منکر علم ائمه به صورت وسیع و گسترده؛ مانند علم به زمان و مکان شهادتشان هستند. اما اکثر علمای شیعه، با استفاده از برخی آیات قرآن که می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[ آیا آیه ۱۷۹ سوره آل عمران علم غیب پیامبر خاتم را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|مَّا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«خداوند بر آن نیست که مؤمنان را به حالی که شما بر آن هستید رها سازد تا آنکه ناپاک را از پاک جدا کند؛ و (نیز) بر آن نیست که شما را از نهان آگاه گرداند اما خداوند از فرستادگان خویش هر که را بخواهد برمی‌گزیند». سوره آل عمران، آیه ۱۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد». سوره جن؛ آیه ۲۶ و ۲۷&amp;lt;/ref&amp;gt;، معتقدند که اولیای الهی، نیز در مواردی که لازم باشد از غیب آگاه می‌شوند. این معنا همچنین از روایات ائمه استفاده می‌شود. امام صادق{{ع}} در این باره می‌فرماید: &amp;quot;هنگامی که امام اراده می‌کند، چیزی را بداند، خدا به او تعلیم می‌دهد&amp;quot;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.islamquest.net/fa/archive/question/8022 وبگاه اسلام کوئست]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۴. حجت الاسلام و المسلمین دکتر نادم؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:673639443601.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد حسن نادم]]]]&lt;br /&gt;
::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محمد حسن نادم|نادم]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[علم غیب از نگاه عقل و وحی (کتاب)|علم غیب از نگاه عقل و وحی]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::«در این باره می‌توان اقوال مختلف را در دو قول خلاصه کرد:&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;قول اول:&#039;&#039;&#039; عده‌ای می‌گویند به اذن الهی علم نامحدود و مطلق الهی  می‌تواند در اختیار غیر خداوند هم قرار گیرد. قائلین به این قول چند گروه‌اند:&lt;br /&gt;
::::# کسانی هستند که به روایانت فراوانی برای اثبات نامحدود بودن علم انبیاء و ائمه {{ع}} باذن خداوند استناد می‌کنند، - که البته این قبیل روایات در مجامع روایی و در ابواب مختلف فراوان ذکر شده -&amp;lt;ref&amp;gt;نک: بحارالانوار، ج٢٦؛ اصول کافی، ج١، ١٢٧-١٥١؛ بصائر الدرجات؛ علم غیب، نمازی شاهرودی؛ علم الغیب، از سلسله مقالات شیخ مفید، ج١؛ محمد علی کاظمینی بروجردی، جواهر الولایه در خلافت و ولایت تشریعی و تکوینی چهارده معصوم {{ع}}، مسجد میدان خراسان، تهران، ١٣٥٠هـ ، ص٣٢١؛ مجموعه مقالات علم امام، ص ٧٥٧-٧٥٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::# کسانی هستند که با نگرش عرفانی و تبیین جایگاه انسان کامل، او را خلیفه و جانشین خداوند می‌دانند، که مظهر تام و تمام کلیه اوصاف الهی است، و همه صفات و اسماء ربوبی اعم از اسماء مستأثر و غیر مستأثر در او تجلی پیدا می‌کند، که از جمله آن صفات صفت علم خداوند است که نامحدود و متناهی است&amp;lt;ref&amp;gt;نک: رویکرد  عرفانی و فلسفی به علم امام، مجله هفت آسمان، ش ٤٤، س١٣٨٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::# عده‌ای دیگر فلاسفه هستند که مباحث فلسفی و عرفانی و حتی کلامی و نقلی را در هم آمیخته، فلسفه آنها به نام حکمت متعالیه معروف شده و مولود آن در مسئله علم امام همان خواهد شد که عرفا می‌گویند&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;.(...)&lt;br /&gt;
::::*&#039;&#039;&#039;قول دوم:&#039;&#039;&#039; بر خلاف قول اول علم غیب پیامبر (ص) و امام {{ع}} را محدود می‌داند. قائلین به این قول هم چند گروه‌اند:&lt;br /&gt;
::::# عده‌ای از فقها و محدثان‌اند که آنها به ظواهر بخشی از روایات استناد می‌کنند، که حاکی از محدود بودن علم غیب بر غیر خداوند است.&lt;br /&gt;
::::# عده‌ای دیگر متکلمانند که با استناد به دلایل عقلی و نقلی بر محدود بودن علم غیب برای غیر خداوند استدلال ارائه می‌کنند.&lt;br /&gt;
::::# بخشی از فلاسفه می‌باشند&amp;lt;ref&amp;gt;نک: کتاب القضا، میرزا حسن آشتیانی، ص٥١؛ بحارالانوار، ج٢٦، ج٥٢، ص ٢٥٧؛ تلخیص الشافی، ج١، ص٢٥٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; که با مبانی و پیش فرض‌های فلسفی عقلی به داوری در این باره پرداخته‌اند.»&amp;lt;ref&amp;gt;علم غیب از نگاه عقل و وحی، ص٣١٠-٣١١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۵. حجت الاسلام و المسلمین دکتر سبحانی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:020120223262.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]] در کتاب &#039;&#039;«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«درخور توجه است که اصل [[آگاهی امام از غیب]] و ماوراى طبیعت، مورد قبول و اتفاق همه علما و صاحب‌نظران شیعه اعم از فقیهان، مفسران، فیلسوفان، عارفان و محدثان است. ولى در تفصیل و چگونگى و حدود آن اختلاف‌نظر است؛ به‌طورى‌که در این زمینه، سه دیدگاه وجود دارد:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;&amp;lt;big&amp;gt;١. گستردگى علم امام:&amp;lt;/big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::بیشتر دانشمندان شیعه، [[علم امام]] را فراگیر مى‌دانند و معتقدند که حجج الهى{{عم}}از حوادث گذشته، حال و آینده جهان آگاهى دارند. گفتار بعضى از متکلمان&amp;lt;ref&amp;gt;بعضى از علماى علم اصول نیز گستردگى علم امام را در کتاب‌هاى خود ثابت کرده‌اند؛ مانند کفایة الاصول، [[محمد کاظم خراسانی]]، ج١، ص٣٧۴؛ نهایة الدرایة فى شرح الکفایة، [[محمد حسین اصفهانى]]، ج٢، ص۴٨٨؛ بحرالفوائد فى شرح الفرائد، [[محمد حسین آشتیانى]]، ج٢ ص۶٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;در این زمینه چنین است:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;نوبختى‌ها&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::[[شیخ مفید]] در [[اوائل المقالات (کتاب)|اوائل المقالات]] مى‌نویسد: &amp;quot;نوبختى‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;«بنو نوبخت بیت معروف من الشیعة منسوبون إلى نوبخت الفارسی المنجم نبغ منهم کثیر من أهل العلم والمعرفة بالکلام والفقه والأخبار والآداب واشتهر منهم بعلم الکلام جماعة أشهرهم أبوسهل إسماعیل بن علی النوبختی وأبو محمد الحسن بن موسى النوبختی». أوائل المقالات، الشیخ المفید، ص١۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;به حکم عقل، علم و آگاهى امام را به تمامى لغات و حرفه‌ها و صنعت‌ها لازم دانسته‌اند&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;«وقد خالف فیه بنو نوبخت - رحمهم الله - وأوجبوا ذلک عقلا وقیاسا». أوائل المقالات، الشیخ المفید، ص۶٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[محمد حسین مظفر|علامه مظفر]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::او در کتاب خود در صدد اثبات این مطلب است که &amp;quot;امام با علم حضورى به همه حوادث گذشته و آینده و به همه موضوعات خارجى، بدون استثنا علم دارد&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;براى اطلاع بیشتر، ر.ک: [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم امام، محمدحسین مظفر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی|آیت الله العظمى مرعشى نجفى]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::ایشان درباره علم امامان شیعه معتقد است: مخفى نماند آنکه از اصول مسلّمه و عقاید حقه امامیه [است]، ثبوت علم ائمه اطهار{{عم}} است به &amp;quot;ما کان و ما یکون و ما هو کائن&amp;quot; و متکلمان شیعه ادله و براهین متقنه کافیه بر این امر در کتب خود اقامه فرموده‌اند و در کتب حدیث، مانند کتاب شریف کافى، روایات معتبره و اخبار صحیحه نقل شده و آن‌ها متلقاى به قبول بوده و هست.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سرگذشت کتاب شهید جاوید (کتاب)|سرگذشت کتاب شهید جاوید]]، [[رضا استادی]]، ص١٩٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[سید محمد علی قاضی طباطبایی|آیت‌الله شهید قاضى]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::شهید قاضى بعد از بیان مقدمات اجمالى در تفسیر آیه تطهیر&amp;lt;ref&amp;gt;سوره احزاب، آیه ٣٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; مى‌نویسد: در آیه تطهیر، برحسب ظاهر، اطلاق رجس اعم است. ولى مصب و جریان آیه شریفه، ارجاس باطنى است و الف و لام &amp;quot;الرجس&amp;quot; یا براى جنس است یا استغراق. در هر صورت، افاده عموم مى‌کند. ولى آن بزرگواران قطعاً خودشان را از ارجاس ظاهرى پاکیزه نگه مى‌داشتند و از آنچه در اسلام نجس است، بدون شک اجتناب مى‌فرمودند. ارجاس باطنى و پلیدى‌هاى معنوى که خداوند آنها را از آن پاکیزه گردانیده، شامل پلیدى‌ها و قذارت‌هاى باطنى است و تمامى ارجاس معنوى از اوصاف رذیله و صفات مذمومه از گناه و عصیان و جهل و نادانى و حرص و طمع و حسد و بخل و لئیمى و غباوت و سهو و نسیان و کینه‌توزى و بى‌عدالتى و بى‌بندوبارى را شامل است و به عبارت دیگر، آیه شریفه دلالت بر کبراى کلیه دارد و آن عبارت از نفى کلى ارجاس و پلیدى‌هاى معنوى از اهل‌بیت است و هریک از افراد ارجاس باطنى که از اهل‌بیت دفع شده است، از مصادیق صغریات آن کبراى کلى است و منطبق بر آن شده و نتیجه صحیحه مى‌دهد و لذا با عبارت عربى شریف که بهتر مطلب ادا مى‌شود باید چنین گفت: &amp;quot;الذنب و الجهل او الحسد او... رجس وکل رجس فهو منفی عن اهل‌بیت فالجهل او ... منفی عنهم&amp;quot;. آیا کدام رجس باطنى بالاتر از جهل و نادانى است؟! پس به موجب آیه شریفه، امام باید به چیزى جاهل نباشد و الّا با آیه شریفه سازش ندارد و خلاف مدلول مطابقى آیه است؛ زیرا جاهل بودن با عموم &amp;quot;اذهاب رجس&amp;quot; و کبراى کلى منافات دارد. کسانى که امام را فقط عالم به احکام شرعیه مى‌دانند و جاهل به سایر موجودات مى‌دانند با مدلول آیه تطهیر مخالفت دارند و علت آن عدم تفکر و دقت در مدلول آیه است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سرگذشت کتاب شهید جاوید (کتاب)|سرگذشت کتاب شهید جاوید]]، [[رضا استادی]]، ص۵٧٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::مرحوم علامه طباطبایى، صاحب [[المیزان (کتاب)|تفسیر المیزان]]، در کتاب &amp;quot;بحث کوتاه درباره علم امام&amp;quot; مى‌نویسد: علم امام به اعیان خارجیه و حوادث و وقایع، طبق آنچه از ادله نقلیه و براهین عقلیه برمى‌آید، بر دو قسم است و از دو راه است: الف) علم موهبتى و خدادادى؛ ب) علم عادى. قسم اول از [[علم امام]] (علم موهبتى): امام به حقایق جهان هستى در هر شرایطى که وجود داشته باشد، به اذن خدا واقف است؛ اعم از آنهایى که تحت حس قرار دارند و آنهایى که بیرون از دایره حس مى‌باشند؛ مانند موجودات آسمانى و حوادث گذشته و وقایع آینده. &lt;br /&gt;
::::::علامه در ادامه بحث، به دلیل اول گفته خود مى‌پردازد و مى‌نویسد:&lt;br /&gt;
::::::الف) از راه نقل: روایات متواتره‌اى است که در جوامع حدیث شیعه، مانند کتاب کافى و بصائر و کتب صدوق و کتاب بحار و غیر آن ضبط شده، به موجب این روایات که به حد و حصر نمى‌آید، امام از راه موهبت الهى، نه از راه اکتساب، به همه چیز واقف و از همه چیز آگاه است و هرچه را بخواهد به اذن الهى به ادنى توجهى مى‌داند.&lt;br /&gt;
::::::سپس به دلیل دوم مى‌پردازد و مى‌نویسد:&lt;br /&gt;
::::::ب) و از راه عقل: براهینى است که به موجب آنها امام به حسب مقام نورانیت خود، کامل‌ترین انسان عهد خود و مظهر تام اسماء و صفات خدایى و بالفعل به همه چیز عالم و به هر واقعه شخصى آشناست و به حسب وجود عنصرى خود، به هر سوى توجه کند براى وى حقایق روشن است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[بحث کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحث کوتاه درباره علم امام]]، [[سید محمد حسین طباطبایی]]، ص٢۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;&amp;lt;big&amp;gt;٢. محدود بودن علم امام&amp;lt;/big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::بعضى از متکلمان امامیه، علم امام را محدود و مخصوص به بعضى از مسائل و موضوعات خارجیه مى‌دانند و مخالف گستردگى علم امام مى‌باشند. گفتار بعضى از آنان در این زمینه چنین است:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[ابن شهر آشوب]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::ایشان مى‌نویسد: پیامبر{{صل}} و امام باید علوم دین و شریعت را بدانند. اما لازم نیست که از غیب و حوادث گذشته و آینده آگاه باشند؛ زیرا چنین چیزى به مشارکت آن‌ها با خداى متعال در همه معلومات خدا ختم مى‌شود؛ درحالى‌که دانسته‌هاى خدا نامحدود است. آنچه لازم است آن است که آنها براى خودشان عالم باشند و ثابت شده است که علم آنها حادث است و علم تفصیلى، فقط به یک معلوم تعلق مى‌گیرد و اگر آن‌ها علوم بى‌پایان داشته باشند، باید عالم به معلومات غیرمتناهى باشند، درحالى‌که این محال است. اما جایز است که بعضى از امور نهانى و حوادث گذشته یا آینده را به واسطه تعلیم خداوند بدانند.&amp;lt;ref&amp;gt;«النبی والامام یجب ان یعلما علوم الدین و الشریعة ولایجب ان یعلما الغیب وما کان وما یکون لان ذلک یؤدی الى انهما مشارکان للقدیم تعالى فی جمیع معلوماته، ومعلوماته لاتتناهی وانما یجب ان یکونا عالمین لانفسهما وقد ثبت انهما عالمان بعلم محدث، والعلم لایتعلق على التفصیل الا بمعلوم واحد ولو علما ما لایتناهی لوجب ان یعلما وجود ما لایتناهی من المعلومات وذلک محال. ویجوز أن یعلما الغایبات والکاینات الماضیات او المستقبلات بأعلام الله تعالى لهما شیئا منها». متشابهات القرآن و مختلفه، محمد ابن شهر آشوب، ج١، ص٢١١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[شیخ مفید]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::شیخ مفید در کتاب [[اوائل المقالات (کتاب)|اوائل المقالات]] مى‌نویسد:&lt;br /&gt;
::::::ائمه اطهار{{عم}} از نهان بعضى از انسان‌ها، اطلاع داشتند و در بعضى موارد، قبل از وقوع حادثه از آن آگاه بودند. البته عقل لازم نمى‌داند که امام{{ع}} از همه حوادث تکوین، آگاهى داشته باشد؛ هرچند ادله نقلى به این مطلب دلالت دارد. گفتنى است که [[علم غیب]]، شایسته خداست؛ زیرا علم و آگاهى خداوند ذاتى است. اما دیگران چون علمشان اکتسابى است، برخوردار از علم غیب نیستند.&amp;lt;ref&amp;gt;«إن الائمه من آل محمد{{صل}} قد کانوا یعرفون ضمائر بعض العباد ویعرفون ما یکون قبل کونه ولیس ذلک بواجب فی صفاتهم ولا شرطا فی إمامتهم وإنما أکرمهم الله تعالى به وأعلمهم إیاه للطف فی طاعتهم و التمسک بإمامتهم ولیس ذلک بواجب عقلا ولکنه وجب لهم من جهة السماع...»؛ [[اوائل المقالات (کتاب)|اوائل المقالات]]، ص۶٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[شیخ طوسى]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::شیخ طوسى درباره حدود [[علم امام]]{{ع}} مى‌نویسد: ما علم امام را در محدوده‌اى که به او ربط دارد، لازم شمردیم و در نتیجه در مسائلى که به مقام امامت او ربط ندارد، علم او لازم نیست؛ مانند صنایع و چیزهایى مثل آن.&amp;lt;ref&amp;gt;«ولا یلزم اذا قلنا انه یجب أن یکون عالما بما أسند الیه، أن یکون عالما بما لیس هو اماما فیه کالصنائع وغیر ذلک...»؛ الاقتصاد الهادى إلى طریق الرشاد، الشیخ الطوسى، ص١٩٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[کراجکى]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::صاحب کتاب «کنزالفوائد» درباره محدوده علم امام مى‌گوید: لازم و ضرورى است که این باور پدید آید که امامان{{عم}} در نهایت کمال و عصمت هستند. و اينكه خداوند سبحان، معجزات خويش را به دست آنان آشكار ساخت و بسيارى از امور پنهان و رخدادهاى آينده را به آنان تعليم داد، حكمت و مصلحتى است كه خداوند بدان آگاه است. اما آنان پيوسته به تمامى اسرار درونى و امور پنهانى آگاه نيستند. همچنين آنان به تمامى دانش پروردگار، آگاهى ندارند.&amp;lt;ref&amp;gt;«...و أنهم في كمال العلم و العصمة من الآثام نظير الأنبياء ...و أنه سبحانه أظهر على أيديهم الآيات و أعلمهم كثيرا من الغائبات و الأمور المستقبلات و لم يعطهم من ذلك إلا ما قارن وجها يعمله من اللطف و الصلاح و ليسوا عارفين بجميع الضمائر و الغائبات على الدوام و لا يحيطون بالعلم بكل ما علمه الله تعالى...»، كنزالفوائد، ابن الفتح محمد بن على الكراجكى، ص١١٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[سید على قزوینى]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::مرحوم سید على قزوینى در این زمینه مى‌نویسد: آنچه از روایات اشاره شده پس از رعایت جمع‌بندى میان آنها و روایات دیگرى که از جهات مختلف با آنها تعارض دارد، بر اهل تحقیق روشن مى‌شود، چیزى بیش از علم به بعضى از موضوعات جزئى و حوادث خاص به نحو قضیه مهمله نمى‌باشد. پس سزاوار نیست ترسى داشت که امام برخى مسائل فرد سؤال‌کننده را که خداوند از راه‌هاى غیرعادى براى ایشان روشن ننموده است، نداند.&amp;lt;ref&amp;gt;«...والمستفاد من الروایات المشار الیها بعد مراعاة الجمع بینها وبین معارضاتها من جهات شتى کما یقف علیه المتتبع لیس بازید من العلم بالموضوعات الجزئیة و الوقایع الشخصیة فی الجملة على طریقة القضیة المهملة... فلاینبغی لتوحش فی جواز خفاه مالم یظهره الله علیه بالاسباب الغیر العادیة من الوقایع الشخصیة المبتلى بها السائلون من اصحابه». حاشیه قوانین الاصول میرزا ابوالقاسم القمى، سید على قزوینى، ص٢٢٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;&amp;lt;big&amp;gt;۳. توقف در علم امام&amp;lt;/big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::بعضى از محققان معتقدند نمى‌توانيم درباره حدود علم امام، به دليل روشن و قانع‌کننده‌اى دست یابیم؛ زیرا هیچ‌یک از دلایل عقلى و نقلى، در این زمینه نتیجه روشن و قطعى ندارند؛ چرا که از سویى نمى‌توان در مسائل اعتقادى و دینى به عقل تکیه کرد. از طرفى نیز روایات مربوط به علم امام با یکدیگر تعارض دارند؛ به‌گونه‌اى که بعضى از آنها بر آگاهى همیشگى امامان بر تمام جهان دلالت دارد و بعضى دیگر از این روایات چنین علمى را براى ائمه{{عم}} ثابت نمى‌کند. ازاین‌رو برخى از عالمان شیعه به توقف در این مسئله اعتقاد دارند که در اینجا نام بعضى از آنان را مى‌آوریم:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[مرتضى انصارى|شیخ مرتضى انصارى]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::ایشان در کتاب «فرائد الاصول» مى‌نویسد: و اما مسئله اندازه علوم امام{{ع}} به لحاظ فراگیر بودن و فراگیر نبودن و نیز چگونگى علم امام به لحاظ متوقف بودن بر خواست آنها یا توقف بر توجه آنها بر خود یا توقف نداشتن بر آن، از روایات گوناگون چیزى که اطمینان‌بخش باشد، به دست نمى‌آید. در نتیجه، بهتر است که علم آن را به خودشان واگذار کنیم.«واما مسالة مقدار معلومات الامام{{ع}} من حیث العموم والخصوص وکیفیة علمه بها من حیث توقفه على مشیتهم اوعلى التفاتهم الى نفس الشىء اوعدم توقفه على ذلک فلا یکاد یظهر من الاخبار المختلفة فی ذلک ما یطمئن به النفس فالاولى وکول علم ذلک الیهم صلوات الله علیهم اجمعین».&amp;lt;ref&amp;gt;فرائد الاصول، مرتضى انصارى، ج١، ص٣٧۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;میرزا ابوالحسن مشکینى&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::مرحوم میرزا ابوالحسن مشکینى در حاشیه خود بر کفایة الاصول [[آخوند خراسانى]]، مى‌گوید که روایات باب علم، مفید قطع نیست؛ چون باید در مسائل اعتقادى به قطع رسید. در ضمن، اعتقاد به چگونگى علم امام واجب نیست. آن‌گاه مى‌نویسد: پس باید به آنچه واقعیت دارد، به نحو اجمالى اعتقاد داشت و تفصیل و توضیح آن را به خود ائمه معصوم واگذار نمود؛ مانند شیخ [مرتضى انصارى] که در رسائل این راه را رفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;فالمتیقن هو الاعتقاد الاجمالی بما هو الواقع وایکال التفصیل الیهم علیهم السلام کما سلکه الشیخ فی الرسالة.کفایة الاصول با حاشیه مرحوم مشکینى، [[محمد کاظم خراسانى]]، ج١، ص٣٧۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۴۳-۵۱].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۶. حجت الاسلام و المسلمین دکتر رنجبر؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11719.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محسن رنجبر|رنجبر]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محسن رنجبر|رنجبر]]&#039;&#039;&#039;، در مقاله &#039;&#039;«[[بررسی علم امام حسین به شهادت (مقاله)|بررسی علم امام حسین به شهادت]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«تنها چیزی‌که مسلما و بالاتفاق، احدی غیر خداوند متعال از آن آگاه نیست، [[غیب مطلق چیست و مصداق‌های آن کدام‌اند؟ (پرسش)|علم به غیب مطلق]] می‌باشد که همان ذات باری تعالی‌ست. اما در مورد [[غیب اضافی یا نسبی چیست و مصداق‌های آن کدام‌اند؟ (پرسش)|غیب نسبی]]، در دو محدوده می‌توان سخن گفت:&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;محدوده زمانی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::۱. [[علم غیب فعلی یا دائمی به چه معناست؟ (پرسش)|بالفعل و همیشه می‌دانند]]؛&lt;br /&gt;
::::::۲. [[علم غیب شأنى یا استعدادی یا ارادی و اختیاری به چه معناست؟ (پرسش)|هرگاه اراده کنند می‌دانند]]:&lt;br /&gt;
:::::::الف) با اصول و قواعدی که می‌دانند از اخبار غیبی آگاه می‌گردند؛&lt;br /&gt;
:::::::ب) کتبی نزد آنهاست که در آنها اخبار غیب آمده است؛&lt;br /&gt;
::::::۳. هرگاه مصلحت باشد و خداوند بخواهد، از غیب آگاه می‌گردند.&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;محدوده موضوعات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::۱. همه چیز را می‌دانند؛&lt;br /&gt;
::::::۲. هرچه که مربوط به هدایت بشر است می‌دانند؛&lt;br /&gt;
::::::۳. به مسائل غیبی کلی احاطه دارند نه به جزئیاتش؛&lt;br /&gt;
::::::۴. [[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|به آنچه در لوح محو و اثبات است علم دارند نه آنچه که در لوح محفوظ نوشته شده]]. (در لوح محو و اثبات، تقدیراتی که به قطعیت نرسیده و مشروط است وجود دارد؛ در این مرحله شخص عالم، از حوادث آگاه است اما ممکن است تمام شرایط و موانع آن نزد غیر خدا روشن نباشد لذا نمی‌تواند به طور قطع از وقوع آن حوادث خبر دهد).&lt;br /&gt;
::::::افزون بر این که در جوامع حدیثی شیعه در ابواب علم ائمه{{عم}}، احادیث متعددی درباره علم تفصیلی امامان‏{{عم}} به حوادث روزگار خویش و از جمله به فرجام کارشان موجود است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: صفار قمی، [[بصائر الدرجات (کتاب)|بصائر الدرجات]]، ص ۱۱۴-۱۶۱؛ [[شیخ کلینی]]، [[الکافی (کتاب)|الکافی]]، ج۱، ص ۲۵۵-۲۶۵ و ۲۷۹-۲۸۳؛ [[علامه مجلسی‌]]، [[بحار الأنوار (کتاب)|بحار الأنوار]]، ج۲۶، باب۶، ص ۱۰۹-۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز احادیث فراوانی از آگاهی معصومان‏{{عم}} به [[رابطه مصحف فاطمه یا کتاب‌هایی مثل جفر با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|&amp;quot;جفر&amp;quot;، &amp;quot;جامعه&amp;quot; و &amp;quot;مصحف&amp;quot;]] (مجموعه‏‌های حاوی اطلاعات غیبی) خبر داده‏‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;صفار قمی، همان، ص ۱۷۰-۱۸۱؛ کلینی، همان‌، ج۱، ص ۲۳۹-۲۴۱؛ مجلسی، همان، ج۲۶، ص ۱۸ بـه بـعد. جـهت آگاهی از ماهیت و حقیقت جفر ر.ک: [[حـقیقة الجـفر‌ (کتاب)|حـقیقة الجـَفْر‌]]، نـوشته‌ [[اکرم برکات العاملی]]، با مقدمه [[سید جعفر مرتضی العاملی]].&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع تاریخی و حدیثی شیعه و اهل سنت، اخبار فراوان و متعددی درباره آگاهی و خبر دادن [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]‏{{صل}} و [[انبیا|انبیای پیشین]]{{عم}}، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} و [[امام حسن]]{{ع}} از شهادت [[امام حسین]]{{ع}} وجود دارد،&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[طبرانی]]، المعجم الکبیر، ج۳، ص ۱۰۵-۱۱۱؛ [[محمد جواد المحمودی]]، ترتیب الأمالی، ج۵، ۱۶۱-۱۸۰؛ خوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص ۲۳۱-۲۴۷؛ [[علامه مجلسی]]، همان، ج۴۴، ص ۲۲۳-۲۶۷. [[علامه‌ امـینی‌]] و [[سید مـرتضی عـسگری]] بخشی از این اخبار را جمع‌آوری کرده‌اند: [[عبدالحسین امینی|علامه امینی]]، [[سیرتنا و سنتنا (کتاب)|سیرتنا و سنتنا]]، ص ۴۹-۱۵۰]]؛ [[سید مـرتضی عـسگری]]، مـعالم‌ المدرستین‌، ج۳، ص ۲۶-۴۴. محقق معاصر محمودی نیز این اخـبار را با مصادر‌ جدیدتر‌ آورده است: [[محمد باقر محمودی]]، [[عبرات المصطفین فی مقتل الحسین (کتاب)|عبرات المصطفَیْن فی مقتل الحسین]]، ج۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنان که روایات متعدد دیگری نیز در حدّ تواتر، در م‏آخذ تاریخی، کلامی و حدیثی کهن وجود دارد که به روشنی دلالت می‏‌کند که [[امام حسین]]{{ع}} از فرجام کار خویش کاملاً آگاه بود و از آن در مقاطع مختلف قیام با تعبیرات و شیوه‏‌های مختلف خبر داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[موسوعة کـلمات الإمـام الحسین (کتاب)|موسوعة کـلمات الإمـام الحسین]]{{ع}}، ص۲۹۰ بـه بعد&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر این، اموری همانند لطف الهی، ضرورت اتمام نعمت، شاهد بودن [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} وامام {{ع}} بر احوال امت و...، نیز مقتضی آگاه بودن امامان‏{{عم}} از جزئیات حوادث است»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.ensani.ir/fa/content/93105/default.aspx بررسی علم امام حسین به شهادت، فصلنامه کلام اسلامی، شماره ۵۲، ص۹۵-۹۷].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۷. آقای موسوی حُصَینی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:87544444.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آقای &#039;&#039;&#039;[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی امامان از غیب  (کتاب)|آگاهی امامان از غیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«برخی اعتراف می‌کنند که پیامبران [[معجزه]] داشته‌اند و خداوند به آن‌ها [[علم غیب]] داده تا درستی رسالت خویش را اثبات نمایند اما معتقدند این علم به صورت اتفاقی و محدود و در هنگام مصلحت پدید می‌آمده است نه برای همیشه. بعضی از آن‌ها این علم را به شیر آب تشبیه کرده‌اند که هنگام نیاز و مصلحت باز می‌گردد و سپس بسته می‌شود. پس درست است که [[پیامبر]] قدرت غیبی دارد و می‌تواند معجزه انجام دهد اما این امر فقط به موقعیت‌های مشخص اختصاص دارد و در غیر آنها این توانایی وجود ندارد. اما درست آن است که توانایی [[انبیا|پیامبران]] و [[علم غیب]] خدادادی آنها&lt;br /&gt;
همیشگی و مستمر است، چند آیه از قرآن این مطلب را اثبات میکند از جمله:&lt;br /&gt;
::::::۱. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۴۹ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَی‌ بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد»؛ سوره آل عمران، آیه ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; این آیه ثابت می‌کند که توانایی حضرت عیسی بر انجام معجزات، مخصوص یک واقعه معین نبوده است، زیرا ایشان نفرمود: &amp;quot;پرنده‌ای برای شما ساختم و نابینای مادرزاد و پیس را بهبود بخشیدم و مرده‌ای را زنده گردانیدم&amp;quot;. تا از این سخن بفهمیم که منظور ایشان یک اتفاق معین بوده که در گذشته رخ داده است. نفرمود: &amp;quot;پرنده‌ای برای شما خواهم ساخت و نابینای مادرزاد و پیس را بهبود خواهم بخشید و مرده‌ای را زنده خواهم کرد&amp;quot;، تا دریابیم که این کارها را در زمان مشخصی در آینده و به طور اتفاقی انجام خواهد داد. بلکه کلام خویش را به زمان حال بیان کرد و درباره نوع پرنده و نابینا و پیس سخن گفت (نه چند مورد خاص). فرمود: &amp;quot;از گل پرنده می‌سازم و نابینا و پیس را بهبود می‌بخشم و مرده را زنده می‌کنم&amp;quot;، که از آن چنین بر می‌آید که ایشان همواره این توانایی را داراست. و هر زمان که اراده کند می‌تواند این کارها را انجام دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;الولایة التکوینیة بین الکتاب و السنة، هشام شرى العاملی، ص ۱۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
::::::۲. خداوند متعال در قرآن کریم از قول حضرت سلیمان می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ * فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيْثُ أَصَابَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و مرا آن پادشاهی ده که پس از من هیچ کس را نسزد؛ بی‌گمان این تویی که بسیار بخشنده‌ای. * پس ما باد را رام او کردیم که به فرمان او هر جا می‌خواست به نرمی روان می‌شد»؛ سوره ص، آیه ۳۵ و ۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; به خدمت گرفتن باد توسط سلیمان به خاطر مستجاب شدن دعا و درخواست آن حضرت بود که به خداوند گفت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هَبْ لِي مُلْكًا لّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي}}﴾}} روشن است که خداوند دعای سلیمان را برای یک لحظه یا یک حادثه مشخص مستجاب نکرده است. بلکه به خدمت بودن باد جزو سلطنتی بود که خداوند متعال در نتیجه دعای سلیمان به او ارزانی داشت و در قرآن از آن چنین یاد شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«این بخشش ماست، پس بی‌شمار ببخش یا (برای خود) نگه‌دار!»؛ سوره ص، آیه ۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین فرمانروایی حضرت سلیمان بر باد، به اذن خدا به طور پیوسته و دائم بوده است.&lt;br /&gt;
::::::۳. خداوند در قرآن می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آهن را برای او نرم کردیم»؛ سوره سبأ، آیه ۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نرم گرداندن آهن برای داوود به طور موّقت و در یک مورد معین و به سبب خاصی نبود، بلکه فضل دائمی خداوند بود که به او بخشید و آیه کریمه این نکته را آشکارا بیان می‌کند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;« ای کوه‌ها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم»؛ همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی امامان از غیب  (کتاب)|آگاهی امامان از غیب]]، ص ۴۸-۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۷. آقای حسین واعظی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[حسین واعظی|واعظی]]]]&lt;br /&gt;
آقای &#039;&#039;&#039;[[حسین واعظی|واعظی]]&#039;&#039;&#039;، در مقاله &#039;&#039;«[[گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل (مقاله)|گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«شیعه در لزوم وجود [[عصمت امام]] و وجود علم ویژه ([[علم لدنی|لدنی]]) برای او اتفاق نظر دارند؛ اما در کمیت و کیفیت این علم در میان آنها اختلاف است. گروهی معتقدند که علم امام به لحاظ کمیت، عام است و دایره آن به‌گونه‌ای گسترده است که افزون بر احکام شرعی، علم به تمام وقایع و حوادث گذشته و حال و آینده را شامل می‌شود. در حقیقت هیچ چیزی نیست که در محدوده علم امام قرار نگیرد و امام از آن آگاه نباشد. دسته دیگر بر این باورند که علم امام از لحاظ گستره، جزئی است؛ یعنی لزوم آگاهی امام، تنها به احکام شرعی که وی را در امر امامت و رهبری جامعه کمک می‌کند، به اثبات رسیده است. به بیان دیگر، موضوعات جزئی در دایره علم امام جای نمی‌گیرند و لزومی نداردکه مثلا امام بداند نام  فلان شخص زید است یا عمرو».&amp;lt;ref&amp;gt;[[گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل (مقاله)|گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل]]؛ ص۱۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|٨. حجت الاسلام و المسلمین علی جزیری احسائی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«از روایات متواتر تنها این مسئله بدست می‌آید که معصومین علم وسیعی داشتند بدون اینکه به جزئیات مسئله بپردازند. در رابطه با تفصیل و جزئیات علم معصوم روایات متواتر وجود ندارد بلکه روایات در این باره متناقض‌اند. بعضی از اخبار مثبت علم غیب فعلی هستند و بعضی از روایات علم  فعلی را نفی می‌کنند و علم را متوقف بر ارداده می‌کنند. با توجه به این تعارضی که در روایات موجود است ما سکوت اختیار می‌کنیم و این امر را به اهلش که خود اهل بیت {{عم}} هستند واگذار میکنیم. در ادامه آراء برخی از بزرگان را نیز ذکر می‌کنیم. &lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ مفید:&#039;&#039;&#039; اجماع شیعه بر این است که امام به احکام همه موجودات علم دارد. اما درباره علم امام به خود اعیان و آنچه که حادث می‌شود اجماعی وجود ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;المسائل الاکبریه، ص٦٩&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ محمد حسن نجفی (صاحب جواهر):&#039;&#039;&#039; علم به گذشته و آینده از اول دهر تا انقراضش نزد اهل بیت {{عم}} است&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج١٣، ص٧٢-٧٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ مرتضی انصاری:&#039;&#039;&#039; درباره مسئله علم امام از جهت عموم و خصوص و چگونگی علم او از این جهت که متوقف است بر اراده او یا توجه به اشیاء یا عدم توقف آن به این مسائل مطلبی که به وسیله اطمینان حاصل شود در روایات وجود ندارد پس بهتر این است که آن را موکول کنیم به خود اهل بیت {{عم}}&amp;lt;ref&amp;gt;قرائد الاصول، ج٢، ص٣٤&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;میرزا محمد آشتیانی:&#039;&#039;&#039; معصوم به جمیع جزئیات افعال و اقوال مکلفین به صورت بالفعل علم ندارد. نهایتا می‌توان گفت که اگر اراده کنند قادرند به آن علم پیدا کنند (...)&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب القضا، ص٥١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;آیت الله سید ابوالقاسم خویی:&#039;&#039;&#039; (...) بحث از علم امام از مباحث غامضه است و اولی این است که آن را به اهلش واگذار کنیم (...)     &amp;lt;ref&amp;gt;مصباح الفقاهه، ج١، ص٥٨٣ &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی: مثل علم امام مثل دیدن شخص بینا است و در ظرف اراده و خواست خود امام محقق می‎‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب القضا، ج١، ص٧٤&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٣٢٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[مهم‌ترین مصادیق علم غیب کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم به چه مواردی تنها نزد خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصوم عالم به ملکوت است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصوم آگاهی از اسم اعظم الهی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصوم از خطورات قلبی اطلاع دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصوم از اعمال و احوال خلق اطلاع دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم به ما کان و ما یکون و ماهو کائن علم غیب است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم به بلایا و منایا علم غیب است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم به گذشته و حال و آینده علم غیب است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم به ایمان یا عدم ایمان افراد علم غیب است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصوم به زمان و کیفیت مرگش علم دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصوم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم غیب با معجزه و کرامت چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معجزه به واسطه علم غیب است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم غیب با رویدادهای فراحسی چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D8%AA%D8%A7_%DA%86%D9%87_%D8%AD%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50168</id>
		<title>قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D8%AA%D8%A7_%DA%86%D9%87_%D8%AD%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=50168"/>
		<updated>2017-05-01T18:29:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: /* پاسخ‌های تفصیلی (متفرقه) */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[قلمرو علم غیب معصوم (نمایه)|قلمرو علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&lt;br /&gt;
* [[ابراهیم امینی|امینی]]&lt;br /&gt;
* [[مهدی هادوی تهرانی|هادوی تهرانی]]&lt;br /&gt;
* [[محمد حسن نادم|نادم]]&lt;br /&gt;
* [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]&lt;br /&gt;
* [[محسن رنجبر|رنجبر]]&lt;br /&gt;
* [[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&lt;br /&gt;
* [[حسین واعظی|واعظی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* گستره علم غیب معصوم تا چه اندازه ای است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ جامع==&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;padding: 0.4em 0em 0.0em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;border-right-style: solid; border-right-color: #FFCC33; background-color: #FFF1B9; font-size: 100%;&amp;quot;&amp;gt;* &#039;&#039;&amp;lt;sub&amp;gt;پاسخ جامع به این پرسش، برگرفته از تمامی پاسخ‌های تفصیلی (متفرقه) اندیشمندان و نویسدندگانی است که تصویر و متن سخنان آنان در ذیل دیده می‌شود:&amp;lt;/sub&amp;gt;&#039;&#039;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;padding: 0.4em 0em 0.0em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{|style=&amp;quot;text-align: center; background-color:##fff; width:40%; border-radius:0px; align:left !important; margin:left&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|97px]]||[[پرونده:173589.jpg|97px]]||[[پرونده:11718.jpg|97px]]||[[پرونده:673639443601.jpg|97px]]||[[پرونده:020120223262.jpg|97px]]||[[پرونده:11719.jpg|97px]]||[[پرونده:87544444.jpg|97px]]||[[پرونده:9030760879.jpg|97px]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&amp;lt;sub&amp;gt;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[ابراهیم امینی|امینی]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[مهدی هادوی تهرانی|هادوی تهرانی]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[محمد حسن نادم|نادم]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[محسن رنجبر|رنجبر]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&amp;lt;/sub&amp;gt;||&amp;lt;sub&amp;gt;[[حسین واعظی|واعظی]]&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
{{جعبه نقل قول سفید| عنوان =| نقل‌قول ={{سخ}}در این که [[ائمه]] از [[علم غیب]] بهره‌مند هستند هیچ شکی وجود ندارد، همان‌طور که در روایات دالّ بر علم ایشان تصریح شده است: {{عربی|اندازه=150%|«عِلْمُ مَا یَکُونُ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ حَتّى تَقُومُ السَّاعَةُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;امامان [[علم]] به آنچه بوده و خواهد بود تا روز قیامت را دارا هستند؛ [[کافی (کتاب)|کافی]]، جلد ۱، صفحه ۳۸۸ .&amp;lt;/ref&amp;gt;، و اعطاء این [[علم]] مقتضای حکمت الهی است، چنانکه [[امام صادق]] می‌فرمایند: {{عربی|اندازه=150%|«مَنْ زَعَمَ اَنَّ اللهَ یَحْتَجُّ بِعَبْد فى بِلاَدِهِ ثُمَّ یَسْتُرُ عَنْهُ جَمیعَ مَا یَحْتَاجُ اِلَیْهِ فَقَدْ اِفْتَرَى عَلَى اللهِ!»}}&amp;lt;ref&amp;gt;کسی که گمان می‌کند خداوند بنده‌ای را حجت خود در سرزمین‌های خویش (و میان بندگان) قرار می‌دهد سپس تمام آنچه را که نیاز به آن دارد از او مکتوم می‌دارد دروغ بر خدا بسته است!؛ [[بحارالنوار (کتاب)|بحارالنوار]]، جلد ۲۶، صفحه ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در خصوص قلمرو این [[علم]] باید به چند نکته توجه داشت:&lt;br /&gt;
# در قلمرو [[علم غیب]] [[ائمه]] اختلاف نظر وجود دارد، عمده کسانی که نگرش عرفانی یا فلسفی دارند برای ایشان علم غیب نامحدود قائل هستند، و برخی از فقها، متکلمین، و فلاسفه معتقدند علم غیب ایشان محدود است. نکته‌ای که باید توجه کرد این است که «نامحدود» در وصف علم ائمه  قطعا به معنای «نامحدود»ی که در وصف علم الهی به کار می‌رود نیست، چرا که شکی وجود ندارد که برخی از امور را فقط خداوند می‌داند و بس، مانند علوم پنج‌گانه، و علم به کنه ذات پروردگار و اسماء و صفات او. بنابراین اگر تعبیر علم مطلق یا نامحدود برای ائمه به کار رفت، با پیش فرضِ بیرون بودن این موارد است.&lt;br /&gt;
# [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم غیب ائمه  ذاتی، و استقلالی نیست]]، ایشان همان‌طور که در وجودشان وابسته به خداوند هستند، در [[علم غیب]] هم وابسته به خداوند هستند، بنابراین علم ایشان متوقف بر افاضه خداوند بوده، و بالفعل نیست، ایشان از تمام مسائلی است که به نحوی با هدایت بشر ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم دارد از سوی خداوند به صورت بالفعل آگاه هستند، اما ضرورتی ندارد که خارج از این دایره را برای آنها بالفعل قائل شویم، بلکه هر گاه اراده کنند، خداوند ایشان را آگاه می کند. این بیان در مورد علم پیامبران و امامان بسیاری از مشکلات را نیز حل می‌کند، از جمله این که [[اگر امام حسن علم غیب داشت چرا از ظرف زهر خورد؟ (پرسش)|چرا مثلاً امام حسن از کوزه زهرآلود آب نوشید؟]] و [[چرا علم غیب امام رضا مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ (پرسش)|امام هشتم انگور یا انار زهر آلوده را تناول فرمود؟]] [[اگر پیامبر خاتم علم غیب داشت چرا کسانی را مأمور می‌کرد که اشتباه بزرگی از آنان سر می‌زد؟ (پرسش)|چرا فلان فرد ناباب را به عنوان قاضی یا فرماندار انتخاب کردند؟]] و چرا یعقوب از وضع خود این همه نگران بود با این که فرزندش  مقامات عالی را طی می‌کرد، و سرانجام فراق، مبدل به وصال می‌شد؟&lt;br /&gt;
# [[ائمه]] اگرچه از تمام اسرار [[غیب]] آگاه هستند، ولی آگاهی یافتن ایشان به نحو اصول کلی است، نه احاطه بر تمام جزئیات، همان طور که امام علی {{ع}} می‌فرمایند: {{عربی|اندازه=150%|«اِنَّ رَسُولَ اللهِ {{صل}} عَلَّمَنى اَلْفَ بَاب مِنَ الْحَلاَلِ وَ الْحَرَامِ وَ مِمَّا کَانَ وَ مِمَّا یَکُونُ اِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ، کُلُّ بَاب مِنْهَا یَفْتَحُ اَلْفَ باب فَذلِکَ اَلْفَ اَلْفَ باب»}}&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا هزار باب از حلال و حرام و از آنچه در گذشته واقع شده، و یا در آینده تا روز قیامت واقع می‌شود به من تعلیم داد که هر بابی هزار باب را می‌گشاید، و آن هزار هزار باب است؛ [[بحارالانوار(کتاب)|بحارالانوار]]، جلد ۴۰، صفحه ۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# علم آنها به همه حقایق عالم، در ارتباط با لوح محو و اثبات است؛ در حالی که علم خداوند به تمام حقایق، در ارتباط با لوح محفوظ می‌باشد. عالم به لوح محفوظ که از آن به «[[ام الکتاب]]» نیز تعبیر می‌شود از تمام احوال گذشته و آینده به طور قطع آگاه است، اما عالم به لوح محو و اثبات نمی‌تواند به طور قطع از وقوع حوادث خبر دهد، بلکه به طور مشروط خبر می‌دهد، یعنی علم یکی جنبه قطعیت دارد و دیگری ندارد.|تاریخ بایگانی | منبع = با انتخاب &amp;quot;ادامه مطلب&amp;quot; از پاسخ‌های تفصیلی ذیل بهره‌مند شوید:  | تراز = راست| عرض = 770px | اندازه خط = 14px| گیومه نقل‌قول = | تراز منبع = چپ}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;padding: 25.0em 0em 0.0em;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ‌های تفصیلی (متفرقه)==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. آیت‌الله مکارم شیرازی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[پیام قرآن ج۷ (کتاب)|پیام قرآن]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::«در این که [[انبیاء]] و [[ائمه|امامان معصوم]] {{عم}} از علم غیب به تعلیم الهی آگاه‌اند بحثی نیست، (...) ولی در چگونگی این علم، و همچنین در وسعت و گسترش آن سخن بسیار است، (...) و مجموع احتمالات اساسی و قابل ملاحظه در این مسأله به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::# آنها همه چیز را بالفعل می‌دانند، جز بخش ویژه‌ای که مخصوص ذات پاک خدا است، مانند علوم پنجگانه و مانند علم به کنه ذات پروردگار و اسماء و صفات او. شاهد این سخن روایات متعددی است که با صراحت می گوید: {{عربی|اندازه=150%|«عِلْمُ مَا یَکُونُ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ حَتّى تَقُومُ السَّاعَةُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; امامان [[علم]] به آنچه بوده و خواهد بود تا روز قیامت را دارا هستند؛ [[کافی (کتاب)|کافی]]، جلد ۱، صفحه ۳۸۸ .&amp;lt;/ref&amp;gt; و مسلماً پیامبر {{صل}} به طریق اولی آگاهی داشت.&lt;br /&gt;
::::# آنها همه این امور را می‌دانند اما بالقوه نه بالفعل. یعنی هرگاه بخواهند و اراده کنند که چیزی از اسرار غیب را بدانند خداوند به آنها [[الهام]] می‌کند، و یا قواعد و اصولی نزد آنها است که با مراجعه به آن قواعد و اصول فتح باب می‌شود و می‌توانند هر چیزی از اسرار غیب را بدانند، و یا کتبی نزد آنها است که به آن می‌نگرند و از اسرار غیب باخبر می‌شوند؛ یا این که در هر حال که خدا اراده کند و به اصطلاح حالت بسط به آنها دست دهد از این اسرار با خبر می‌شوند، و در زمانی که این اراده گرفته شود و به اصطلاح حالت قبض حاصل گردد، این علوم موقتاً پنهان می‌شود. (...) این بیان در مورد علم پیامبران و امامان بسیاری از مشکلات را نیز حل می‌کند، از جمله این که [[اگر امام حسن علم غیب داشت چرا از ظرف زهر خورد؟ (پرسش)|چرا مثلاً امام حسن از کوزه زهرآلود آب نوشید؟]] و [[چرا علم غیب امام رضا مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ (پرسش)|امام هشتم انگور یا انار زهر آلوده را تناول فرمود؟]] [[اگر پیامبر خاتم علم غیب داشت چرا کسانی را مأمور می‌کرد که اشتباه بزرگی از آنان سر می‌زد؟ (پرسش)|چرا فلان فرد ناباب را به عنوان قاضی یا فرماندار انتخاب کردند؟]] و چرا یعقوب {{ع}} از وضع خود این همه نگران بود با این که فرزندش مقامات عالی را طی می‌کرد، و سرانجام فراق، مبدل به وصال می‌شد؟ چرا... ؟ و چرا...؟ در تمام این موارد ممکن است گفته شود آنها اگر می‌خواستند بدانند می‌دانستند؛ ولی آنها می‌دانستند که خداوند برای امتحان یا مصالح دیگر به آنها اجازه نداده است آگاهی پیدا کنند.&lt;br /&gt;
::::# منظور از آگاهی معصومین از علم غیب آگاهی از تمام مسائلی است که به نحوی با هدایت بشر ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم دارد؛ بنابراین آنها از تمام معارف و احکام و تواریخ [[انبیاء]] و مسائل آفرینش و حوادث گذشته و آینده، تا آن جا که ارتباط با هدایت انسان‌ها دارد، &amp;quot;بالفعل&amp;quot; آگاه‌اند؛ اما ضرورتی ندارد که خارج از این دایره را برای آنها قائل شویم. (...) در حدیثی از امام صادق {{ع}} می‌خوانیم: {{عربی|اندازه=150%|«مَنْ زَعَمَ اَنَّ اللهَ یَحْتَجُّ بِعَبْد فى بِلاَدِهِ ثُمَّ یَسْتُرُ عَنْهُ جَمیعَ مَا یَحْتَاجُ اِلَیْهِ فَقَدْ اِفْتَرَى عَلَى اللهِ!»}}&amp;lt;ref&amp;gt;کسی که گمان می‌کند خداوند بنده‌ای را حجت خود در سرزمین‌های خویش (و میان بندگان) قرار می‌دهد سپس تمام آنچه را که نیاز به آن دارد از او مکتوم می‌دارد دروغ بر خدا بسته است!؛ [[بحارالنوار (کتاب)|بحارالنوار]]، جلد ۲۶، صفحه ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::# [[آیا امام معصوم عالم به غیب است؟ (پرسش)|آنها به تمام اسرار غیب آگاه‌اند]] ولی آگاهی آنها بر اصول کلی است؛ در همه جا کلیات را می‌دانند؛ در حالی که علم به تمام کلیات و جزئیات عالم، مخصوص ذات پاک خدا است. در حقیقت این سخن شبیه چیزی است که در روایات متعددی آمده است که امام علی {{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«اِنَّ رَسُولَ اللهِ {{صل}} عَلَّمَنى اَلْفَ بَاب مِنَ الْحَلاَلِ وَ الْحَرَامِ وَ مِمَّا کَانَ وَ مِمَّا یَکُونُ اِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ، کُلُّ بَاب مِنْهَا یَفْتَحُ اَلْفَ باب فَذلِکَ اَلْفَ اَلْفَ باب»}}&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا هزار باب از حلال و حرام و از آنچه در گذشته واقع شده، و یا در آینده تا روز قیامت واقع می‌شود به من تعلیم داد که هر بابی هزار باب را می‌گشاید، و آن هزار هزار باب است؛ [[بحارالانوار(کتاب)|بحارالانوار]]، جلد ۴۰، صفحه ۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::# [[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|علم آنها به همه حقایق عالم، در ارتباط با لوح محو و اثبات است؛]] در حالی که علم خداوند به تمام حقایق، در ارتباط با لوح محفوظ می‌باشد. حوادث جهان هستی دو مرحله دارند: مرحله قطعیت که هیچ‌گونه دگرگونی در آن راه ندارد؛ یعنی یک حادثه با تمام اسباب و علل آن نزد عالم حاضر است؛ و چون از تمام اسباب و علل و موانع آن حادثه و پیوندهای آن با گذشته و آینده آگاه است به طور قطع آن را می‌داند و خبر می‌دهد، و در لسان آیات و روایات از این مرحله به اُمُّ الْکِتَاب یا لوح محفوظ تعبیر شده. مرحله دیگر مرحله غیر قطعی، یا به تعبیر دیگر مرحله مشروط است، در این مرحله شخص عالم،از علل حوادث آگاه است؛ اما ممکن است تمام شرایط و موانع آن نزد او روشن نباشد؛ و لذا نمی‌تواند به طور قطع از وقوع حوادث خبر دهد؛ اما به طور مشروط می‌تواند؛ و این همان چیزی است که در لسان آیات و روایات از آن تعبیر به لوح محو و اثبات شده است . تفاوت علم پروردگار با علوم انبیاء و اولیاء تفاوت میان این دو مرحله است؛ یعنی علاوه بر این که یکی ذاتی و مستقل، و دیگری اکتسابی و غیر مستقل است؛ یکی جنبه قطعیت دارد و دیگری ندارد.&lt;br /&gt;
::::# این طرق شش گانه‌ای بودکه برای پاسخ گفتن به مسأله چگونگی آگاهی انبیاء و اولیاء به اسرار غیب و محدوده آن می‌توان اظهار داشت. آنها به طور اجمال از اسرار غیب باخبرند، اما محدوده علم آنها چه اندازه است؟ ما دقیقاً نمی‌دانیم، همین اندازه می‌دانیم که خداوند عالم، هرچه مصلحت بداند و لازم باشد به آنها تعلیم می‌دهد، اما چگونه؟ و چه اندازه؟ برای ما روشن نیست&amp;lt;ref&amp;gt;[http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?pid=61859&amp;amp;lid=0&amp;amp;mid=17237&amp;amp;catid=0 پیام قرآن، ج۷، ص۲۴۲]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۲. آیت‌الله امینی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:173589.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[ابراهیم امینی]]]]&lt;br /&gt;
::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ابراهیم امینی|امینی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[بررسی مسائل کلی امامت (کتاب)|بررسی مسائل کلی امامت]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::«ارتباط داشتن [[ائمه اطهار]] با [[جهان غيب]] بدان معنا نيست كه بالذات به آن عالم وسيع و ناديدنى‌ كاملاً احاطه داشته باشند و بدون استمداد از مقام ربوبى‌ آن جهان را بالعيان مشاهده كنند، زيرا آنان نيز از حيث وجود و عالم محدودند و به [[غيب مطلق]] دست رسى‌ ندارند، چنان كه در وجودشان به خدا احتياج دارند در [[كسب علوم]] نيز به او محتاج‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::امتياز آنان در اين است كه مى‌‏توانند از [[نيروى‌ باطن]] استفاده نمايند و گوهر صيقلى‌ و نورانى‌ وجودشان را به سوى‌ [[جهان غيب]] متوجه سازند، در آن هنگام روزنه‏‌اى‌ از [[غيب]] به رويشان باز مى‌‏شود، و خدا كه مالك [[غيب]] و [[شهود]] است بدون واسطه يا به وسيله [[فرشته]] برخى‌ از [[مطالب غيبى‌]] را بر دلشان القا مى‌‏كند، بعضى‌ از [[خبرهاى‌ غيبى‌]] را نيز از [[رسول خدا]] شنيده بودند و راهنمايى‌ آن حضرت در علمشان تأثير داشت». &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.ibrahimamini.com/fa/node/572 بررسی مسائل کلی امامت، ص ۲۹۲.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۳. آیت‌الله هادوی تهرانی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11718.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[مهدی هادوی تهرانی|هادوی تهرانی]]]]&lt;br /&gt;
[[اسلام کوئست (وبگاه)|وبگاه اسلام کوئست]] وابسته به آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[مهدی هادوی تهرانی|هادوی تهرانی]]&#039;&#039;&#039; در این‌باره آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«در اینکه آیا امامان معصوم، علم غیب مطلق و تمام به امور داشته اند؛ یعنی به تمام وقایع و حوادث گذشته و آینده از جمله زمان و مکان شهادت خود علم داشتند، محل بحث و اختلاف است. عده ای منکر علم ائمه به صورت وسیع و گسترده؛ مانند علم به زمان و مکان شهادتشان هستند. اما اکثر علمای شیعه، با استفاده از برخی آیات قرآن که می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[ آیا آیه ۱۷۹ سوره آل عمران علم غیب پیامبر خاتم را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|مَّا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«خداوند بر آن نیست که مؤمنان را به حالی که شما بر آن هستید رها سازد تا آنکه ناپاک را از پاک جدا کند؛ و (نیز) بر آن نیست که شما را از نهان آگاه گرداند اما خداوند از فرستادگان خویش هر که را بخواهد برمی‌گزیند». سوره آل عمران، آیه ۱۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد». سوره جن؛ آیه ۲۶ و ۲۷&amp;lt;/ref&amp;gt;، معتقدند که اولیای الهی، نیز در مواردی که لازم باشد از غیب آگاه می‌شوند. این معنا همچنین از روایات ائمه استفاده می‌شود. امام صادق{{ع}} در این باره می‌فرماید: &amp;quot;هنگامی که امام اراده می‌کند، چیزی را بداند، خدا به او تعلیم می‌دهد&amp;quot;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.islamquest.net/fa/archive/question/8022 وبگاه اسلام کوئست]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۴. حجت الاسلام و المسلمین دکتر نادم؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:673639443601.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد حسن نادم]]]]&lt;br /&gt;
::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محمد حسن نادم|نادم]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[علم غیب از نگاه عقل و وحی (کتاب)|علم غیب از نگاه عقل و وحی]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::«در این باره می‌توان اقوال مختلف را در دو قول خلاصه کرد:&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;قول اول:&#039;&#039;&#039; عده‌ای می‌گویند به اذن الهی علم نامحدود و مطلق الهی  می‌تواند در اختیار غیر خداوند هم قرار گیرد. قائلین به این قول چند گروه‌اند:&lt;br /&gt;
::::# کسانی هستند که به روایانت فراوانی برای اثبات نامحدود بودن علم انبیاء و ائمه {{ع}} باذن خداوند استناد می‌کنند، - که البته این قبیل روایات در مجامع روایی و در ابواب مختلف فراوان ذکر شده -&amp;lt;ref&amp;gt;نک: بحارالانوار، ج٢٦؛ اصول کافی، ج١، ١٢٧-١٥١؛ بصائر الدرجات؛ علم غیب، نمازی شاهرودی؛ علم الغیب، از سلسله مقالات شیخ مفید، ج١؛ محمد علی کاظمینی بروجردی، جواهر الولایه در خلافت و ولایت تشریعی و تکوینی چهارده معصوم {{ع}}، مسجد میدان خراسان، تهران، ١٣٥٠هـ ، ص٣٢١؛ مجموعه مقالات علم امام، ص ٧٥٧-٧٥٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::# کسانی هستند که با نگرش عرفانی و تبیین جایگاه انسان کامل، او را خلیفه و جانشین خداوند می‌دانند، که مظهر تام و تمام کلیه اوصاف الهی است، و همه صفات و اسماء ربوبی اعم از اسماء مستأثر و غیر مستأثر در او تجلی پیدا می‌کند، که از جمله آن صفات صفت علم خداوند است که نامحدود و متناهی است&amp;lt;ref&amp;gt;نک: رویکرد  عرفانی و فلسفی به علم امام، مجله هفت آسمان، ش ٤٤، س١٣٨٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::# عده‌ای دیگر فلاسفه هستند که مباحث فلسفی و عرفانی و حتی کلامی و نقلی را در هم آمیخته، فلسفه آنها به نام حکمت متعالیه معروف شده و مولود آن در مسئله علم امام همان خواهد شد که عرفا می‌گویند&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;.(...)&lt;br /&gt;
::::*&#039;&#039;&#039;قول دوم:&#039;&#039;&#039; بر خلاف قول اول علم غیب پیامبر (ص) و امام {{ع}} را محدود می‌داند. قائلین به این قول هم چند گروه‌اند:&lt;br /&gt;
::::# عده‌ای از فقها و محدثان‌اند که آنها به ظواهر بخشی از روایات استناد می‌کنند، که حاکی از محدود بودن علم غیب بر غیر خداوند است.&lt;br /&gt;
::::# عده‌ای دیگر متکلمانند که با استناد به دلایل عقلی و نقلی بر محدود بودن علم غیب برای غیر خداوند استدلال ارائه می‌کنند.&lt;br /&gt;
::::# بخشی از فلاسفه می‌باشند&amp;lt;ref&amp;gt;نک: کتاب القضا، میرزا حسن آشتیانی، ص٥١؛ بحارالانوار، ج٢٦، ج٥٢، ص ٢٥٧؛ تلخیص الشافی، ج١، ص٢٥٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; که با مبانی و پیش فرض‌های فلسفی عقلی به داوری در این باره پرداخته‌اند.»&amp;lt;ref&amp;gt;علم غیب از نگاه عقل و وحی، ص٣١٠-٣١١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۵. حجت الاسلام و المسلمین دکتر سبحانی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:020120223262.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]] در کتاب &#039;&#039;«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«درخور توجه است که اصل [[آگاهی امام از غیب]] و ماوراى طبیعت، مورد قبول و اتفاق همه علما و صاحب‌نظران شیعه اعم از فقیهان، مفسران، فیلسوفان، عارفان و محدثان است. ولى در تفصیل و چگونگى و حدود آن اختلاف‌نظر است؛ به‌طورى‌که در این زمینه، سه دیدگاه وجود دارد:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;&amp;lt;big&amp;gt;١. گستردگى علم امام:&amp;lt;/big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::بیشتر دانشمندان شیعه، [[علم امام]] را فراگیر مى‌دانند و معتقدند که حجج الهى{{عم}}از حوادث گذشته، حال و آینده جهان آگاهى دارند. گفتار بعضى از متکلمان&amp;lt;ref&amp;gt;بعضى از علماى علم اصول نیز گستردگى علم امام را در کتاب‌هاى خود ثابت کرده‌اند؛ مانند کفایة الاصول، [[محمد کاظم خراسانی]]، ج١، ص٣٧۴؛ نهایة الدرایة فى شرح الکفایة، [[محمد حسین اصفهانى]]، ج٢، ص۴٨٨؛ بحرالفوائد فى شرح الفرائد، [[محمد حسین آشتیانى]]، ج٢ ص۶٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;در این زمینه چنین است:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;نوبختى‌ها&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::[[شیخ مفید]] در [[اوائل المقالات (کتاب)|اوائل المقالات]] مى‌نویسد: &amp;quot;نوبختى‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;«بنو نوبخت بیت معروف من الشیعة منسوبون إلى نوبخت الفارسی المنجم نبغ منهم کثیر من أهل العلم والمعرفة بالکلام والفقه والأخبار والآداب واشتهر منهم بعلم الکلام جماعة أشهرهم أبوسهل إسماعیل بن علی النوبختی وأبو محمد الحسن بن موسى النوبختی». أوائل المقالات، الشیخ المفید، ص١۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;به حکم عقل، علم و آگاهى امام را به تمامى لغات و حرفه‌ها و صنعت‌ها لازم دانسته‌اند&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;«وقد خالف فیه بنو نوبخت - رحمهم الله - وأوجبوا ذلک عقلا وقیاسا». أوائل المقالات، الشیخ المفید، ص۶٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[محمد حسین مظفر|علامه مظفر]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::او در کتاب خود در صدد اثبات این مطلب است که &amp;quot;امام با علم حضورى به همه حوادث گذشته و آینده و به همه موضوعات خارجى، بدون استثنا علم دارد&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;براى اطلاع بیشتر، ر.ک: [[علم الإمام ۲ (کتاب)|علم امام، محمدحسین مظفر]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی|آیت الله العظمى مرعشى نجفى]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::ایشان درباره علم امامان شیعه معتقد است: مخفى نماند آنکه از اصول مسلّمه و عقاید حقه امامیه [است]، ثبوت علم ائمه اطهار{{عم}} است به &amp;quot;ما کان و ما یکون و ما هو کائن&amp;quot; و متکلمان شیعه ادله و براهین متقنه کافیه بر این امر در کتب خود اقامه فرموده‌اند و در کتب حدیث، مانند کتاب شریف کافى، روایات معتبره و اخبار صحیحه نقل شده و آن‌ها متلقاى به قبول بوده و هست.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سرگذشت کتاب شهید جاوید (کتاب)|سرگذشت کتاب شهید جاوید]]، [[رضا استادی]]، ص١٩٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[سید محمد علی قاضی طباطبایی|آیت‌الله شهید قاضى]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::شهید قاضى بعد از بیان مقدمات اجمالى در تفسیر آیه تطهیر&amp;lt;ref&amp;gt;سوره احزاب، آیه ٣٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; مى‌نویسد: در آیه تطهیر، برحسب ظاهر، اطلاق رجس اعم است. ولى مصب و جریان آیه شریفه، ارجاس باطنى است و الف و لام &amp;quot;الرجس&amp;quot; یا براى جنس است یا استغراق. در هر صورت، افاده عموم مى‌کند. ولى آن بزرگواران قطعاً خودشان را از ارجاس ظاهرى پاکیزه نگه مى‌داشتند و از آنچه در اسلام نجس است، بدون شک اجتناب مى‌فرمودند. ارجاس باطنى و پلیدى‌هاى معنوى که خداوند آنها را از آن پاکیزه گردانیده، شامل پلیدى‌ها و قذارت‌هاى باطنى است و تمامى ارجاس معنوى از اوصاف رذیله و صفات مذمومه از گناه و عصیان و جهل و نادانى و حرص و طمع و حسد و بخل و لئیمى و غباوت و سهو و نسیان و کینه‌توزى و بى‌عدالتى و بى‌بندوبارى را شامل است و به عبارت دیگر، آیه شریفه دلالت بر کبراى کلیه دارد و آن عبارت از نفى کلى ارجاس و پلیدى‌هاى معنوى از اهل‌بیت است و هریک از افراد ارجاس باطنى که از اهل‌بیت دفع شده است، از مصادیق صغریات آن کبراى کلى است و منطبق بر آن شده و نتیجه صحیحه مى‌دهد و لذا با عبارت عربى شریف که بهتر مطلب ادا مى‌شود باید چنین گفت: &amp;quot;الذنب و الجهل او الحسد او... رجس وکل رجس فهو منفی عن اهل‌بیت فالجهل او ... منفی عنهم&amp;quot;. آیا کدام رجس باطنى بالاتر از جهل و نادانى است؟! پس به موجب آیه شریفه، امام باید به چیزى جاهل نباشد و الّا با آیه شریفه سازش ندارد و خلاف مدلول مطابقى آیه است؛ زیرا جاهل بودن با عموم &amp;quot;اذهاب رجس&amp;quot; و کبراى کلى منافات دارد. کسانى که امام را فقط عالم به احکام شرعیه مى‌دانند و جاهل به سایر موجودات مى‌دانند با مدلول آیه تطهیر مخالفت دارند و علت آن عدم تفکر و دقت در مدلول آیه است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سرگذشت کتاب شهید جاوید (کتاب)|سرگذشت کتاب شهید جاوید]]، [[رضا استادی]]، ص۵٧٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::مرحوم علامه طباطبایى، صاحب [[المیزان (کتاب)|تفسیر المیزان]]، در کتاب &amp;quot;بحث کوتاه درباره علم امام&amp;quot; مى‌نویسد: علم امام به اعیان خارجیه و حوادث و وقایع، طبق آنچه از ادله نقلیه و براهین عقلیه برمى‌آید، بر دو قسم است و از دو راه است: الف) علم موهبتى و خدادادى؛ ب) علم عادى. قسم اول از [[علم امام]] (علم موهبتى): امام به حقایق جهان هستى در هر شرایطى که وجود داشته باشد، به اذن خدا واقف است؛ اعم از آنهایى که تحت حس قرار دارند و آنهایى که بیرون از دایره حس مى‌باشند؛ مانند موجودات آسمانى و حوادث گذشته و وقایع آینده. &lt;br /&gt;
::::::علامه در ادامه بحث، به دلیل اول گفته خود مى‌پردازد و مى‌نویسد:&lt;br /&gt;
::::::الف) از راه نقل: روایات متواتره‌اى است که در جوامع حدیث شیعه، مانند کتاب کافى و بصائر و کتب صدوق و کتاب بحار و غیر آن ضبط شده، به موجب این روایات که به حد و حصر نمى‌آید، امام از راه موهبت الهى، نه از راه اکتساب، به همه چیز واقف و از همه چیز آگاه است و هرچه را بخواهد به اذن الهى به ادنى توجهى مى‌داند.&lt;br /&gt;
::::::سپس به دلیل دوم مى‌پردازد و مى‌نویسد:&lt;br /&gt;
::::::ب) و از راه عقل: براهینى است که به موجب آنها امام به حسب مقام نورانیت خود، کامل‌ترین انسان عهد خود و مظهر تام اسماء و صفات خدایى و بالفعل به همه چیز عالم و به هر واقعه شخصى آشناست و به حسب وجود عنصرى خود، به هر سوى توجه کند براى وى حقایق روشن است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[بحث کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحث کوتاه درباره علم امام]]، [[سید محمد حسین طباطبایی]]، ص٢۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;&amp;lt;big&amp;gt;٢. محدود بودن علم امام&amp;lt;/big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::بعضى از متکلمان امامیه، علم امام را محدود و مخصوص به بعضى از مسائل و موضوعات خارجیه مى‌دانند و مخالف گستردگى علم امام مى‌باشند. گفتار بعضى از آنان در این زمینه چنین است:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[ابن شهر آشوب]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::ایشان مى‌نویسد: پیامبر{{صل}} و امام باید علوم دین و شریعت را بدانند. اما لازم نیست که از غیب و حوادث گذشته و آینده آگاه باشند؛ زیرا چنین چیزى به مشارکت آن‌ها با خداى متعال در همه معلومات خدا ختم مى‌شود؛ درحالى‌که دانسته‌هاى خدا نامحدود است. آنچه لازم است آن است که آنها براى خودشان عالم باشند و ثابت شده است که علم آنها حادث است و علم تفصیلى، فقط به یک معلوم تعلق مى‌گیرد و اگر آن‌ها علوم بى‌پایان داشته باشند، باید عالم به معلومات غیرمتناهى باشند، درحالى‌که این محال است. اما جایز است که بعضى از امور نهانى و حوادث گذشته یا آینده را به واسطه تعلیم خداوند بدانند.&amp;lt;ref&amp;gt;«النبی والامام یجب ان یعلما علوم الدین و الشریعة ولایجب ان یعلما الغیب وما کان وما یکون لان ذلک یؤدی الى انهما مشارکان للقدیم تعالى فی جمیع معلوماته، ومعلوماته لاتتناهی وانما یجب ان یکونا عالمین لانفسهما وقد ثبت انهما عالمان بعلم محدث، والعلم لایتعلق على التفصیل الا بمعلوم واحد ولو علما ما لایتناهی لوجب ان یعلما وجود ما لایتناهی من المعلومات وذلک محال. ویجوز أن یعلما الغایبات والکاینات الماضیات او المستقبلات بأعلام الله تعالى لهما شیئا منها». متشابهات القرآن و مختلفه، محمد ابن شهر آشوب، ج١، ص٢١١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[شیخ مفید]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::شیخ مفید در کتاب [[اوائل المقالات (کتاب)|اوائل المقالات]] مى‌نویسد:&lt;br /&gt;
::::::ائمه اطهار{{عم}} از نهان بعضى از انسان‌ها، اطلاع داشتند و در بعضى موارد، قبل از وقوع حادثه از آن آگاه بودند. البته عقل لازم نمى‌داند که امام{{ع}} از همه حوادث تکوین، آگاهى داشته باشد؛ هرچند ادله نقلى به این مطلب دلالت دارد. گفتنى است که [[علم غیب]]، شایسته خداست؛ زیرا علم و آگاهى خداوند ذاتى است. اما دیگران چون علمشان اکتسابى است، برخوردار از علم غیب نیستند.&amp;lt;ref&amp;gt;«إن الائمه من آل محمد{{صل}} قد کانوا یعرفون ضمائر بعض العباد ویعرفون ما یکون قبل کونه ولیس ذلک بواجب فی صفاتهم ولا شرطا فی إمامتهم وإنما أکرمهم الله تعالى به وأعلمهم إیاه للطف فی طاعتهم و التمسک بإمامتهم ولیس ذلک بواجب عقلا ولکنه وجب لهم من جهة السماع...»؛ [[اوائل المقالات (کتاب)|اوائل المقالات]]، ص۶٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[شیخ طوسى]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::شیخ طوسى درباره حدود [[علم امام]]{{ع}} مى‌نویسد: ما علم امام را در محدوده‌اى که به او ربط دارد، لازم شمردیم و در نتیجه در مسائلى که به مقام امامت او ربط ندارد، علم او لازم نیست؛ مانند صنایع و چیزهایى مثل آن.&amp;lt;ref&amp;gt;«ولا یلزم اذا قلنا انه یجب أن یکون عالما بما أسند الیه، أن یکون عالما بما لیس هو اماما فیه کالصنائع وغیر ذلک...»؛ الاقتصاد الهادى إلى طریق الرشاد، الشیخ الطوسى، ص١٩٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[کراجکى]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::صاحب کتاب «کنزالفوائد» درباره محدوده علم امام مى‌گوید: لازم و ضرورى است که این باور پدید آید که امامان{{عم}} در نهایت کمال و عصمت هستند. و اينكه خداوند سبحان، معجزات خويش را به دست آنان آشكار ساخت و بسيارى از امور پنهان و رخدادهاى آينده را به آنان تعليم داد، حكمت و مصلحتى است كه خداوند بدان آگاه است. اما آنان پيوسته به تمامى اسرار درونى و امور پنهانى آگاه نيستند. همچنين آنان به تمامى دانش پروردگار، آگاهى ندارند.&amp;lt;ref&amp;gt;«...و أنهم في كمال العلم و العصمة من الآثام نظير الأنبياء ...و أنه سبحانه أظهر على أيديهم الآيات و أعلمهم كثيرا من الغائبات و الأمور المستقبلات و لم يعطهم من ذلك إلا ما قارن وجها يعمله من اللطف و الصلاح و ليسوا عارفين بجميع الضمائر و الغائبات على الدوام و لا يحيطون بالعلم بكل ما علمه الله تعالى...»، كنزالفوائد، ابن الفتح محمد بن على الكراجكى، ص١١٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[سید على قزوینى]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::مرحوم سید على قزوینى در این زمینه مى‌نویسد: آنچه از روایات اشاره شده پس از رعایت جمع‌بندى میان آنها و روایات دیگرى که از جهات مختلف با آنها تعارض دارد، بر اهل تحقیق روشن مى‌شود، چیزى بیش از علم به بعضى از موضوعات جزئى و حوادث خاص به نحو قضیه مهمله نمى‌باشد. پس سزاوار نیست ترسى داشت که امام برخى مسائل فرد سؤال‌کننده را که خداوند از راه‌هاى غیرعادى براى ایشان روشن ننموده است، نداند.&amp;lt;ref&amp;gt;«...والمستفاد من الروایات المشار الیها بعد مراعاة الجمع بینها وبین معارضاتها من جهات شتى کما یقف علیه المتتبع لیس بازید من العلم بالموضوعات الجزئیة و الوقایع الشخصیة فی الجملة على طریقة القضیة المهملة... فلاینبغی لتوحش فی جواز خفاه مالم یظهره الله علیه بالاسباب الغیر العادیة من الوقایع الشخصیة المبتلى بها السائلون من اصحابه». حاشیه قوانین الاصول میرزا ابوالقاسم القمى، سید على قزوینى، ص٢٢٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;&amp;lt;big&amp;gt;۳. توقف در علم امام&amp;lt;/big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::بعضى از محققان معتقدند نمى‌توانيم درباره حدود علم امام، به دليل روشن و قانع‌کننده‌اى دست یابیم؛ زیرا هیچ‌یک از دلایل عقلى و نقلى، در این زمینه نتیجه روشن و قطعى ندارند؛ چرا که از سویى نمى‌توان در مسائل اعتقادى و دینى به عقل تکیه کرد. از طرفى نیز روایات مربوط به علم امام با یکدیگر تعارض دارند؛ به‌گونه‌اى که بعضى از آنها بر آگاهى همیشگى امامان بر تمام جهان دلالت دارد و بعضى دیگر از این روایات چنین علمى را براى ائمه{{عم}} ثابت نمى‌کند. ازاین‌رو برخى از عالمان شیعه به توقف در این مسئله اعتقاد دارند که در اینجا نام بعضى از آنان را مى‌آوریم:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[مرتضى انصارى|شیخ مرتضى انصارى]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::ایشان در کتاب «فرائد الاصول» مى‌نویسد: و اما مسئله اندازه علوم امام{{ع}} به لحاظ فراگیر بودن و فراگیر نبودن و نیز چگونگى علم امام به لحاظ متوقف بودن بر خواست آنها یا توقف بر توجه آنها بر خود یا توقف نداشتن بر آن، از روایات گوناگون چیزى که اطمینان‌بخش باشد، به دست نمى‌آید. در نتیجه، بهتر است که علم آن را به خودشان واگذار کنیم.«واما مسالة مقدار معلومات الامام{{ع}} من حیث العموم والخصوص وکیفیة علمه بها من حیث توقفه على مشیتهم اوعلى التفاتهم الى نفس الشىء اوعدم توقفه على ذلک فلا یکاد یظهر من الاخبار المختلفة فی ذلک ما یطمئن به النفس فالاولى وکول علم ذلک الیهم صلوات الله علیهم اجمعین».&amp;lt;ref&amp;gt;فرائد الاصول، مرتضى انصارى، ج١، ص٣٧۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;میرزا ابوالحسن مشکینى&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::مرحوم میرزا ابوالحسن مشکینى در حاشیه خود بر کفایة الاصول [[آخوند خراسانى]]، مى‌گوید که روایات باب علم، مفید قطع نیست؛ چون باید در مسائل اعتقادى به قطع رسید. در ضمن، اعتقاد به چگونگى علم امام واجب نیست. آن‌گاه مى‌نویسد: پس باید به آنچه واقعیت دارد، به نحو اجمالى اعتقاد داشت و تفصیل و توضیح آن را به خود ائمه معصوم واگذار نمود؛ مانند شیخ [مرتضى انصارى] که در رسائل این راه را رفته است. &amp;lt;ref&amp;gt;فالمتیقن هو الاعتقاد الاجمالی بما هو الواقع وایکال التفصیل الیهم علیهم السلام کما سلکه الشیخ فی الرسالة.کفایة الاصول با حاشیه مرحوم مشکینى، [[محمد کاظم خراسانى]]، ج١، ص٣٧۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۴۳-۵۱].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۶. حجت الاسلام و المسلمین دکتر رنجبر؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11719.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محسن رنجبر|رنجبر]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محسن رنجبر|رنجبر]]&#039;&#039;&#039;، در مقاله &#039;&#039;«[[بررسی علم امام حسین به شهادت (مقاله)|بررسی علم امام حسین به شهادت]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«تنها چیزی‌که مسلما و بالاتفاق، احدی غیر خداوند متعال از آن آگاه نیست، [[غیب مطلق چیست و مصداق‌های آن کدام‌اند؟ (پرسش)|علم به غیب مطلق]] می‌باشد که همان ذات باری تعالی‌ست. اما در مورد [[غیب اضافی یا نسبی چیست و مصداق‌های آن کدام‌اند؟ (پرسش)|غیب نسبی]]، در دو محدوده می‌توان سخن گفت:&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;محدوده زمانی:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::۱. [[علم غیب فعلی یا دائمی به چه معناست؟ (پرسش)|بالفعل و همیشه می‌دانند]]؛&lt;br /&gt;
::::::۲. [[علم غیب شأنى یا استعدادی یا ارادی و اختیاری به چه معناست؟ (پرسش)|هرگاه اراده کنند می‌دانند]]:&lt;br /&gt;
:::::::الف) با اصول و قواعدی که می‌دانند از اخبار غیبی آگاه می‌گردند؛&lt;br /&gt;
:::::::ب) کتبی نزد آنهاست که در آنها اخبار غیب آمده است؛&lt;br /&gt;
::::::۳. هرگاه مصلحت باشد و خداوند بخواهد، از غیب آگاه می‌گردند.&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;محدوده موضوعات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::۱. همه چیز را می‌دانند؛&lt;br /&gt;
::::::۲. هرچه که مربوط به هدایت بشر است می‌دانند؛&lt;br /&gt;
::::::۳. به مسائل غیبی کلی احاطه دارند نه به جزئیاتش؛&lt;br /&gt;
::::::۴. [[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|به آنچه در لوح محو و اثبات است علم دارند نه آنچه که در لوح محفوظ نوشته شده]]. (در لوح محو و اثبات، تقدیراتی که به قطعیت نرسیده و مشروط است وجود دارد؛ در این مرحله شخص عالم، از حوادث آگاه است اما ممکن است تمام شرایط و موانع آن نزد غیر خدا روشن نباشد لذا نمی‌تواند به طور قطع از وقوع آن حوادث خبر دهد).&lt;br /&gt;
::::::افزون بر این که در جوامع حدیثی شیعه در ابواب علم ائمه{{عم}}، احادیث متعددی درباره علم تفصیلی امامان‏{{عم}} به حوادث روزگار خویش و از جمله به فرجام کارشان موجود است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: صفار قمی، [[بصائر الدرجات (کتاب)|بصائر الدرجات]]، ص ۱۱۴-۱۶۱؛ [[شیخ کلینی]]، [[الکافی (کتاب)|الکافی]]، ج۱، ص ۲۵۵-۲۶۵ و ۲۷۹-۲۸۳؛ [[علامه مجلسی‌]]، [[بحار الأنوار (کتاب)|بحار الأنوار]]، ج۲۶، باب۶، ص ۱۰۹-۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز احادیث فراوانی از آگاهی معصومان‏{{عم}} به [[رابطه مصحف فاطمه یا کتاب‌هایی مثل جفر با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|&amp;quot;جفر&amp;quot;، &amp;quot;جامعه&amp;quot; و &amp;quot;مصحف&amp;quot;]] (مجموعه‏‌های حاوی اطلاعات غیبی) خبر داده‏‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;صفار قمی، همان، ص ۱۷۰-۱۸۱؛ کلینی، همان‌، ج۱، ص ۲۳۹-۲۴۱؛ مجلسی، همان، ج۲۶، ص ۱۸ بـه بـعد. جـهت آگاهی از ماهیت و حقیقت جفر ر.ک: [[حـقیقة الجـفر‌ (کتاب)|حـقیقة الجـَفْر‌]]، نـوشته‌ [[اکرم برکات العاملی]]، با مقدمه [[سید جعفر مرتضی العاملی]].&amp;lt;/ref&amp;gt; در منابع تاریخی و حدیثی شیعه و اهل سنت، اخبار فراوان و متعددی درباره آگاهی و خبر دادن [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]‏{{صل}} و [[انبیا|انبیای پیشین]]{{عم}}، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} و [[امام حسن]]{{ع}} از شهادت [[امام حسین]]{{ع}} وجود دارد،&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[طبرانی]]، المعجم الکبیر، ج۳، ص ۱۰۵-۱۱۱؛ [[محمد جواد المحمودی]]، ترتیب الأمالی، ج۵، ۱۶۱-۱۸۰؛ خوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص ۲۳۱-۲۴۷؛ [[علامه مجلسی]]، همان، ج۴۴، ص ۲۲۳-۲۶۷. [[علامه‌ امـینی‌]] و [[سید مـرتضی عـسگری]] بخشی از این اخبار را جمع‌آوری کرده‌اند: [[عبدالحسین امینی|علامه امینی]]، [[سیرتنا و سنتنا (کتاب)|سیرتنا و سنتنا]]، ص ۴۹-۱۵۰]]؛ [[سید مـرتضی عـسگری]]، مـعالم‌ المدرستین‌، ج۳، ص ۲۶-۴۴. محقق معاصر محمودی نیز این اخـبار را با مصادر‌ جدیدتر‌ آورده است: [[محمد باقر محمودی]]، [[عبرات المصطفین فی مقتل الحسین (کتاب)|عبرات المصطفَیْن فی مقتل الحسین]]، ج۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنان که روایات متعدد دیگری نیز در حدّ تواتر، در م‏آخذ تاریخی، کلامی و حدیثی کهن وجود دارد که به روشنی دلالت می‏‌کند که [[امام حسین]]{{ع}} از فرجام کار خویش کاملاً آگاه بود و از آن در مقاطع مختلف قیام با تعبیرات و شیوه‏‌های مختلف خبر داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[موسوعة کـلمات الإمـام الحسین (کتاب)|موسوعة کـلمات الإمـام الحسین]]{{ع}}، ص۲۹۰ بـه بعد&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر این، اموری همانند لطف الهی، ضرورت اتمام نعمت، شاهد بودن [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} وامام {{ع}} بر احوال امت و...، نیز مقتضی آگاه بودن امامان‏{{عم}} از جزئیات حوادث است»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.ensani.ir/fa/content/93105/default.aspx بررسی علم امام حسین به شهادت، فصلنامه کلام اسلامی، شماره ۵۲، ص۹۵-۹۷].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۷. آقای موسوی حُصَینی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:87544444.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آقای &#039;&#039;&#039;[[عبدالرحیم موسوی|موسوی حُصَینی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی امامان از غیب  (کتاب)|آگاهی امامان از غیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«برخی اعتراف می‌کنند که پیامبران [[معجزه]] داشته‌اند و خداوند به آن‌ها [[علم غیب]] داده تا درستی رسالت خویش را اثبات نمایند اما معتقدند این علم به صورت اتفاقی و محدود و در هنگام مصلحت پدید می‌آمده است نه برای همیشه. بعضی از آن‌ها این علم را به شیر آب تشبیه کرده‌اند که هنگام نیاز و مصلحت باز می‌گردد و سپس بسته می‌شود. پس درست است که [[پیامبر]] قدرت غیبی دارد و می‌تواند معجزه انجام دهد اما این امر فقط به موقعیت‌های مشخص اختصاص دارد و در غیر آنها این توانایی وجود ندارد. اما درست آن است که توانایی [[انبیا|پیامبران]] و [[علم غیب]] خدادادی آنها&lt;br /&gt;
همیشگی و مستمر است، چند آیه از قرآن این مطلب را اثبات میکند از جمله:&lt;br /&gt;
::::::۱. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۴۹ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَی‌ بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«که من برای شما نشانه‌ای از پروردگارتان آورده‌ام؛ من برای شما از گل، (اندامواره‌ای) به گونه پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم، به اذن خداوند پرنده‌ای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد»؛ سوره آل عمران، آیه ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; این آیه ثابت می‌کند که توانایی حضرت عیسی بر انجام معجزات، مخصوص یک واقعه معین نبوده است، زیرا ایشان نفرمود: &amp;quot;پرنده‌ای برای شما ساختم و نابینای مادرزاد و پیس را بهبود بخشیدم و مرده‌ای را زنده گردانیدم&amp;quot;. تا از این سخن بفهمیم که منظور ایشان یک اتفاق معین بوده که در گذشته رخ داده است. نفرمود: &amp;quot;پرنده‌ای برای شما خواهم ساخت و نابینای مادرزاد و پیس را بهبود خواهم بخشید و مرده‌ای را زنده خواهم کرد&amp;quot;، تا دریابیم که این کارها را در زمان مشخصی در آینده و به طور اتفاقی انجام خواهد داد. بلکه کلام خویش را به زمان حال بیان کرد و درباره نوع پرنده و نابینا و پیس سخن گفت (نه چند مورد خاص). فرمود: &amp;quot;از گل پرنده می‌سازم و نابینا و پیس را بهبود می‌بخشم و مرده را زنده می‌کنم&amp;quot;، که از آن چنین بر می‌آید که ایشان همواره این توانایی را داراست. و هر زمان که اراده کند می‌تواند این کارها را انجام دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;الولایة التکوینیة بین الکتاب و السنة، هشام شرى العاملی، ص ۱۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
::::::۲. خداوند متعال در قرآن کریم از قول حضرت سلیمان می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ * فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيْثُ أَصَابَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و مرا آن پادشاهی ده که پس از من هیچ کس را نسزد؛ بی‌گمان این تویی که بسیار بخشنده‌ای. * پس ما باد را رام او کردیم که به فرمان او هر جا می‌خواست به نرمی روان می‌شد»؛ سوره ص، آیه ۳۵ و ۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; به خدمت گرفتن باد توسط سلیمان به خاطر مستجاب شدن دعا و درخواست آن حضرت بود که به خداوند گفت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هَبْ لِي مُلْكًا لّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي}}﴾}} روشن است که خداوند دعای سلیمان را برای یک لحظه یا یک حادثه مشخص مستجاب نکرده است. بلکه به خدمت بودن باد جزو سلطنتی بود که خداوند متعال در نتیجه دعای سلیمان به او ارزانی داشت و در قرآن از آن چنین یاد شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«این بخشش ماست، پس بی‌شمار ببخش یا (برای خود) نگه‌دار!»؛ سوره ص، آیه ۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین فرمانروایی حضرت سلیمان بر باد، به اذن خدا به طور پیوسته و دائم بوده است.&lt;br /&gt;
::::::۳. خداوند در قرآن می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آهن را برای او نرم کردیم»؛ سوره سبأ، آیه ۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نرم گرداندن آهن برای داوود به طور موّقت و در یک مورد معین و به سبب خاصی نبود، بلکه فضل دائمی خداوند بود که به او بخشید و آیه کریمه این نکته را آشکارا بیان می‌کند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;« ای کوه‌ها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم»؛ همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی امامان از غیب  (کتاب)|آگاهی امامان از غیب]]، ص ۴۸-۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۷. آقای حسین واعظی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[حسین واعظی|واعظی]]]]&lt;br /&gt;
آقای &#039;&#039;&#039;[[حسین واعظی|واعظی]]&#039;&#039;&#039;، در مقاله &#039;&#039;«[[گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل (مقاله)|گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«شیعه در لزوم وجود [[عصمت امام]] و وجود علم ویژه ([[علم لدنی|لدنی]]) برای او اتفاق نظر دارند؛ اما در کمیت و کیفیت این علم در میان آنها اختلاف است. گروهی معتقدند که علم امام به لحاظ کمیت، عام است و دایره آن به‌گونه‌ای گسترده است که افزون بر احکام شرعی، علم به تمام وقایع و حوادث گذشته و حال و آینده را شامل می‌شود. در حقیقت هیچ چیزی نیست که در محدوده علم امام قرار نگیرد و امام از آن آگاه نباشد. دسته دیگر بر این باورند که علم امام از لحاظ گستره، جزئی است؛ یعنی لزوم آگاهی امام، تنها به احکام شرعی که وی را در امر امامت و رهبری جامعه کمک می‌کند، به اثبات رسیده است. به بیان دیگر، موضوعات جزئی در دایره علم امام جای نمی‌گیرند و لزومی نداردکه مثلا امام بداند نام  فلان شخص زید است یا عمرو».&amp;lt;ref&amp;gt;[[گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل (مقاله)|گستره و چگونگی علم امام از منظر كتاب سنت و عقل]]؛ ص۱۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|٨. حجت الاسلام و المسلمین علی جزیری احسائی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«از روایات متواتر تنها این مسئله بدست می‌آید که معصومین علم وسیعی داشتند بدون اینکه به جزئیات مسئله بپردازند. در رابطه با تفصیل و جزئیات علم معصوم روایات متواتر وجود ندارد بلکه روایات در این باره متناقض‌اند. بعضی از اخبار مثبت علم غیب فعلی هستند و بعضی از روایات علم  فعلی را نفی می‌کنند و علم را متوقف بر ارداده می‌کنند. با توجه به این تعارضی که در روایات موجود است ما سکوت اختیار می‌کنیم و این امر را به اهلش که خود اهل بیت {{عم}} هستند واگذار میکنیم. در ادامه آراء برخی از بزرگان را نیز ذکر می‌کنیم. &lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ مفید:&#039;&#039;&#039; اجماع شیعه بر این است که امام به احکام همه موجودات علم دارد. اما درباره علم امام به خود اعیان و آنچه که حادث می‌شود اجماعی وجود ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;المسائل الاکبریه، ص٦٩&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ محمد حسن نجفی (صاحب جواهر):&#039;&#039;&#039; علم به گذشته و آینده از اول دهر تا انقراضش نزد اهل بیت {{عم}} است&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج١٣، ص٧٢-٧٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;شیخ مرتضی انصاری:&#039;&#039;&#039; درباره مسئله علم امام از جهت عموم و خصوص و چگونگی علم او از این جهت که متوقف است بر اراده او یا توجه به اشیاء یا عدم توقف آن به این مسائل مطلبی که به وسیله اطمینان حاصل شود در روایات وجود ندارد پس بهتر این است که آن را موکول کنیم به خود اهل بیت {{عم}}&amp;lt;ref&amp;gt;قرائد الاصول، ج٢، ص٣٤&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;میرزا محمد آشتیانی:&#039;&#039;&#039; معصوم به جمیع جزئیات افعال و اقوال مکلفین به صورت بالفعل علم ندارد. نهایتا می‌توان گفت که اگر اراده کنند قادرند به آن علم پیدا کنند (...)&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب القضا، ص٥١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;آیت الله سید ابوالقاسم خویی:&#039;&#039;&#039; (...) بحث از علم امام از مباحث غامضه است و اولی این است که آن را به اهلش واگذار کنیم (...)     &amp;lt;ref&amp;gt;مصباح الفقاهه، ج١، ص٥٨٣ &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی: مثل علم امام مثل دیدن شخص بینا است و در ظرف اراده و خواست خود امام محقق می‎‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب القضا، ج١، ص٧٤&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٣٢٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[مهم‌ترین مصادیق علم غیب کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم به چه مواردی تنها نزد خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصوم عالم به ملکوت است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصوم آگاهی از اسم اعظم الهی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصوم از خطورات قلبی اطلاع دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصوم از اعمال و احوال خلق اطلاع دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم به ما کان و ما یکون و ماهو کائن علم غیب است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم به بلایا و منایا علم غیب است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم به گذشته و حال و آینده علم غیب است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم به ایمان یا عدم ایمان افراد علم غیب است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصوم به زمان و کیفیت مرگش علم دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصوم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم غیب با معجزه و کرامت چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معجزه به واسطه علم غیب است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم غیب با رویدادهای فراحسی چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B9%D9%82%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=49838</id>
		<title>دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B9%D9%82%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=49838"/>
		<updated>2017-04-24T18:12:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{جعبه اطلاعات پرسش | موضوع اصلی        = علم غیب معصوم (پرسش)|...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        =  دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[دلایل اثبات علم غیب معصوم (نمایه)|دلایل اثبات علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         =[[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی]]&lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039; دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*آیا بواسطه عقل می‌توان بهره‌مندی پیامبران از غیب را اثبات کرد؟&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«از آنجا که حکمت خداوند اقتضا می‌کند که بندگان خود را مکلف کند و از طرفی بندگان محتاج هدایت هستند و هدایت متوقف بر وجود شریعت و ترغیب و ارهاب بندگان به سوی آن شریعت است و شریعت هم چیزی نیست جز احکامی که خداوند برای اصلاح شئون دینی و دنیایی بندگان قرار داده پس همان حکمت بالغه خداوند اقتضا می‌کند که ایشان رسولان خود را از بعضی از علوم غیبی که انجام درخواست خداوند از رسولان مانند اقامه قسط و عدل و انذار و تبشیر و تعلیم و اصلاح متوقف بر علم به آنهاست آگاه کند.&lt;br /&gt;
مضافا اینکه مطلع کردن رسولان از علوم غیبی فضل و کرم خداوند است و خداوند کریم و فاضل است و هرجا که مستحق فضل و کرم خود را یافت آن را به او عطا می‌کند»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٦٥.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در قرآن موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب پیامبران وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا پیامبران اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب امام چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب امام چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امام وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا امامان اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D9%81%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%A8%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%88_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%AC%D9%85%D8%B9_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=49836</id>
		<title>چگونه آیات نافی علم غیب از غیر خدا با آیات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D9%81%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%A8%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%88_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%AC%D9%85%D8%B9_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=49836"/>
		<updated>2017-04-24T17:47:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: /* پاسخ‌های دیگر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = چگونه آیات نافی علم غیب از غیر خدا با &amp;lt;br/&amp;gt; آیات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[دلایل اثبات علم غیب معصوم (نمایه)|دلایل اثبات علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[علامه طباطبایی]]&lt;br /&gt;
* [[علی نمازی شاهرودی|نمازی شاهرودی]]&lt;br /&gt;
* [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&lt;br /&gt;
* [[سید هاشم حسینی بوشهری|حسینی بوشهری]]&lt;br /&gt;
* [[مهدی هادوی تهرانی|هادوی تهرانی]]&lt;br /&gt;
* [[احمد مطهری|مطهری]] و [[غلام رضا کاردان|کاردان]]&lt;br /&gt;
* [[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی]]&lt;br /&gt;
* [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چگونه آیات نافی علم غیب از غیر خدا با آیات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟ &#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*آیا میان آیات قرآن در رابطه با علم غیب غیر خداوند تعارضی وجود دارد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب [[المیزان (کتاب)|المیزان]] در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«از ضمیمه نمودن آیات [[آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|اثبات‌کننده علم غیب برای پیامبر]] با [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|آیاتی که علم غیب را مختص به خداوند می‌دانند]]، به این نتیجه می‌رسیم که [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)|علم غیب اصالتا و بالاستقلال، از آن خداست]]؛ اما دیگران نیز می‌توانند از طریق وحی و با تعلیم و اذن خداوند از آن بهره‌مند گردند. در حقیقت، این دو دسته از آیات، همانند آیات مرگ و موت هستند که در یک‌جا، میراندن افراد را مختص خدا می‌دانند و می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ يَتَوَفَّى الأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«خداوند، جان‌ها را هنگام مرگشان و آن (جان) را که نمرده است هنگام خوابیدن آن می‌گیرد»؛ سوره زمر، آیه ۴۲&amp;lt;/ref&amp;gt; و در یک‌جا به رسولان منتسب نموده، می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|حَتَّىَ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«تا زمانی که مرگ یکی از شما فرا رسد، فرستادگان ما جان او را می‌گیرند»؛ سوره انعام، آیه ۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; همان‌گونه که در آیات مرگ، می‌توان گفت توفی و میراندن اصالتا و بالاستقلال، کار خداوند و به تبع، منسوب به فرشتگان و رسولان است (زیرا آنها اسباب متوسط و مسخر خداوند هستند)، در آیات غیب نیز این‌گونه است؛ یعنی علم غیب اصالتا و ذاتا مخصوص خداوند است. اگر پیامبران و امامان هم از آن بهره‌ای دارند، بالعرض و با اذن و تعلیم الهی است»&amp;lt;ref&amp;gt;[[المیزان (کتاب)|تفسیر المیزان]]؛ ج ۷، ص ۹۵؛ ج‏ ۲۰، ص ۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. آیت‌الله نمازی شاهرودی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11546943.jpg|بندانگشتی|100px|right|[[علی نمازی شاهرودی]]]]&lt;br /&gt;
آیت‌الله [[علی نمازی شاهرودی|نمازی شاهرودی]] در کتاب &#039;&#039;«[[علم غیب (کتاب)|علم غیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«خداوند می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۶۵ سوره نمل چگونه علم غیب غیر از خدا اثبات می‌شود؟ (پرسش)|قُل لّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ]]}}﴾}}.&amp;lt;ref&amp;gt; به چز خدا، کسانی که در آسمان‌ها و زمین می‌باشند غیب را نمی‌دانند و نمی‌فهمند که در چه وقت برانگیخته می‌شوند؛ سوره نمل: ۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; (...) به سه دلیل، این آیه با آیاتی که [[علم غیب]] [[پیغمبر]] و [[ائمه]] {{عم}} را اثبات می‌کند مخالف نیست:&lt;br /&gt;
::::# مراد از این [[غیب]]، که کسی جز خدا نمی‌داند قیام رستاخیز است؛ چنان که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] فرموده است: {{عربی|اندازه=150%|«یَا أَخَا کَلْبٍ لَیْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَیْبٍ وَإِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِی عِلْمٍ وَإِنَّمَا عِلْمُ الْغَیْبِ عِلْمُ السَّاعَهِ وَمَا عَدَّدَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِقَوْلِهِ:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)|فإِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ]]}}﴾}}.&amp;lt;ref&amp;gt;سوره لقمان: ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;...»}}.&amp;lt;ref&amp;gt; ای مرد کلبی این علم غیب نیست. بلکه چیزی است که از صاحب علمی آموخته شده. علم غیب علم به زمان قیامت است و آنچه خدا در این آیه برشمرده: خداست که علم زمان قیامت در نزد اوست. اوست که می داند، که در رحمهای زنان چگونه فرزندی است . . . نهج البلاغه، خطبه۱۲۸، ص۱۸۵ (و من کلام له {{ع}} فیما یخبر به عن الملاحم بالبصره منه...)&amp;lt;/ref&amp;gt; و آخر آیه هم این موضوع را تاکید می کند.&lt;br /&gt;
::::# این آیه [[علم ذاتی]] را نفی می‌کند؛ یعنی کسی بذاته [[علم غیب]] ندارد مگر پروردگار که عین علم و قدرت است. [[پیغمبر]] {{صل}} و [[ائمه هدی]] {{عم}} نیز [[علم ذاتی]] ندارند، هرچه دارند به [[تعلیم]] و بخشش خداوند تبارک و تعالی است.&lt;br /&gt;
::::# ممکن است مراد از این آیه نفی علم مخلوق، نسبت به علم خالق باشد؛ یعنی علم خالق ذاتی است و حد و نهایت ندارد و علم مخلوق محدود و بخشش خالق است. در بین مردم هم متعارف است که اگر کسی مقداری علم و هنر داشته باشد و در مقابل شخصی که هزاران برابر او علم و هنر دارد قرار گیرد، ابداً او را به حساب نمی‌آورند؛ تا چه رسد به این که صحبت از [[علم ذاتی]] خالق باشد که همچون ذات مقدس او اصلاً با علم مخلوق سنخیت ندارد و قابل قیاس نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::شیخ [[طبرسی]] در تفسیر این آیه فرموده است: [[غیب]] را نمی‌داند مگر خدای یگانه و کسی که خداوند او را [[تعلیم]] فرماید.&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&amp;amp;option=com_mtree&amp;amp;task=readonline&amp;amp;link_id=16234&amp;amp;page=112&amp;amp;chkhashk=21EBF452F4&amp;amp;Itemid=&amp;amp;lang=fa علم غیب، ص۱۵۹.]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۲. آیت‌الله مکارم شیرازی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[تفسیر نمونه ج٢٥ (کتاب)|تفسیر نمونه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«در اينجا طرق مختلفى براى جمع وجود دارد:&lt;br /&gt;
::::#از معروفترين راههاى جمع اين است كه منظور از [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)|اختصاص علم غيب به خدا]] [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم ذاتى و استقلالى]] است. بنا بر اين، غير او مستقلاً هيچگونه [[آگاهى از غيب]] ندارند، و هر چه دارند از ناحيه خدا است، با الطاف و عنايت او است، و جنبه تبعى دارد. (...)&lt;br /&gt;
::::#اسرار غيب دو گونه است: قسمتى مخصوص به خدا است و هيچكس جز او نمی‌داند؛ مانند: &amp;quot;[[آیا معصوم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)|قيام قيامت]]&amp;quot; و امورى از قبيل آن؛ و قسمتى از آن را به [[انبيا]] و [[اوليا]] می‌آموزد. (...)&lt;br /&gt;
::::#راه ديگر براى جمع ميان اين دو گروه از آيات و روايات اينكه [[اسرار غيب]] در دو جا ثبت است: در &amp;quot;[[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|لوح محفوظ]]&amp;quot; (خزانه مخصوص علم خداوند) كه هيچ‌گونه دگرگونى در آن رخ نمیدهد و هيچكس از آن آگاه نيست و&amp;quot;[[لوح محو و اثبات]]&amp;quot; كه علم به مقتضيات است؛ نه علت تامه، و به همين دليل قابل دگرگونى است و آنچه ديگران نمی‌دانند مربوط به همين قسمت است. (...)&lt;br /&gt;
::::#راه ديگر اينكه خداوند بالفعل از همه [[اسرار غيب]] آگاه است، ولى [[انبيا]] و [[اوليا]] ممكن است بالفعل بسيارى از [[اسرار غيب]] را ندانند، اما [[آیا علم معصوم به غیب دائمی است؟ (پرسش)|هنگامى كه اراده كنند خداوند به آنها تعليم می‌دهد]]، و البته اين اراده نيز با اذن و رضاى خدا انجام میگيرد. بنابر اين جمع، آيات و رواياتى كه می‌گويد آنها نمی‌دانند اشاره به ندانستن فعلى است و آنها كه میگويد می‌دانند اشاره به امكان دانستن آن است»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نمونه، ج٢٥، ص١٤٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۳. آیت‌الله  حسینی بوشهری؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11690.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید هاشم حسینی بوشهری|حسینی بوشهری]]]]&lt;br /&gt;
[[مرکز پاسخگویی به سؤالات دینی انوار طاها]] وابسته به آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[سید هاشم حسینی بوشهری|حسینی بوشهری]]&#039;&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«آیاتى که از [[علم غیب]] سخن گفته‌اند، سه دسته‌اند:&lt;br /&gt;
::::# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|آیاتى که علم غیب را به خدا منحصر ساخته‌اند]]؛(...)&lt;br /&gt;
::::# آياتى كه علم غيب را از پيامبران و [[آیاتی که مخالفان علم غیب پیامبر خاتم به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|رسول خدا نفى مى كنند]]؛&lt;br /&gt;
::::# [[آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|آیاتى که از آگاهى پیامبران و پیامبر بزرگوار اسلام از غیب خبر مى‌دهند]].(...)&lt;br /&gt;
::::::با توجه به دسته سوم آیات مربوط به غیب، معنى دو دسته آیات قبل این خواهد بود که [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)|علم غیب به اصالت از آن خداست]]، و به تبعیت خدا دیگران هم مى‏‌توانند به هر مقدارى که او بخواهد، به تعلیم او داشته باشند. یعنی هیچ‌کس بدون اجازه خداوند نمى‌تواند به [[علم غیب]] دست یابد و [[انبیا|پیامبران]] نیز فقط با مدد خداوند و اراده او از علم غیب برخوردارند. بنابراین، آیات دسته اول و دوم، [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم غیب استقلالى]] و بى کمک [[وحی]] را از پیامبران نفى مى‌کنند و به هیچ روى، علم غیب الهى انبیا ـ و از جمله برترین پیامبر خدا حضرت محمد {{صل}} ـ را انکار نمى‌نمایند. در نتیجه براى گروهى از بندگان خالص خدا، برخى امور، دیگر حالت غیب و پنهان نخواهد داشت. از این روست که [[امام علی|امیرمؤمنان على]] {{ع}} فرموده است: {{عربی|اندازه=155%|«لَوْ کُشِفَ الْغِطاءُ ما ازْدَدْتُ یَقیناً‏»}}&amp;lt;ref&amp;gt;«اگر پرده کنار رود (غیب آشکار شود) به یقین من افزوده نمى‎‌گردد».&amp;lt;/ref&amp;gt; یعنى آنچه براى مردم عادى غیب است، براى من مشهود و محسوس است و وقتى همه چیز براى مردم آشکار مى‌گردد نیز، تفاوتى براى من نخواهد داشت. در کل می‌توان گفت این آیات که برخی علم غیب را مختص به خدا مى‌‏داند، و دسته دیگر آن را در باره غیر خدا هم ممکن مى‏‌داند، نظیر آیات راجع به میراندن است، که یک جا آن را مختص خدا مى‌داند و مى‌‏فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ يَتَوَفَّى الأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا}}﴾}}،&amp;lt;ref&amp;gt;«خداوند است‌ که‌ جان‌‌ها را هنگام مرگشان می‌گیرد»؛ سوره زمر، آیه ۴۲&amp;lt;/ref&amp;gt; یک جا آن را به ملائکه نسبت مى‏ دهد و مى‏‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بگو: آن فرشته مرگ که بر شما گمارده‌اند جان شما را می‌ستاند». سوره سجده، آیه ۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; و جایى دیگر آن را به رسل نسبت مى‏‌دهد و مى ‏فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|حَتَّىَ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا}}﴾}}، &amp;lt;ref&amp;gt;«و تا زمانی که‌ چون‌ مرگ‌ به‌ نزدیکی از شما بیاید رسولان‌ و فرستادگان‌ ما او را قبض‌ روح‌ می‌کنند»‌. سوره انعام، آیه ۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس توفى به اصالت منسوب به خداست، و به تبعیت منسوب به ملائکه و یا به عبارتى رسل است، چون ملائکه اسباب متوسطى هستند که مسخر خدا و تحت فرمان اویند&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏ ۲۰، ص ۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.anvartaha.ir/fa/Content/42/13951007 وبگاه مرکز پاسخگویی به سؤالات دینی انوار طاها]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۴. آیت‌الله هادوی تهرانی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11718.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[مهدی هادوی تهرانی|هادوی تهرانی]]]]&lt;br /&gt;
[[اسلام کوئست (وبگاه)|وبگاه اسلام کوئست]] وابسته به آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[مهدی هادوی تهرانی|هادوی تهرانی]]&#039;&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«در مورد چگونگی جمع بین این آیات، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
::::::۱. اختصاص علم غیب به خداوند، [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم ذاتی و استقلالی است]]. بنابراین، [[علم غیب غیر ذاتی چیست؟ (پرسش)|غیر او مستقلا هیچ‌گونه آگاهی از غیب ندارند]]، بلکه تنها با لطف و عنایت او است که دیگران به علم غیب آگاه می‌شوند و آگاهی دیگران، تبعی است.&lt;br /&gt;
::::::۲. علوم غیبی را به صورت تفصیلی، فقط خداوند می‌داند و غیر خداوند نیز اجمالاً از علم غیب آگاه می‌شوند؛ یعنی آگاهی از جزئیات آن امور، مخصوص خدا است.&lt;br /&gt;
::::::۳. [[فرق بین علم غیب فعلی و شأنى چیست؟ (پرسش)|خداوند، بالفعل از همه اسرار غیب آگاه است، اما انبیا و ائمه و برخی اولیا ممکن است بالفعل، بسیاری از اسرار غیبی را ندانند]]، ولی هنگامی که خدا اراده کند آگاه می‌شوند و یا هنگامی که خودشان اراده کنند با اذن و رضای پروردگار از علوم غیبی مطلع می‌گردند. در تأیید این مطلب روایاتی وجود دارد؛ از جمله در حدیثی از امام صادق{{ع}} می خوانیم: &amp;quot;هنگامی که امام اراده می‌کند چیزی را بداند، خدا به او تعلیم می‌دهد&amp;quot;.»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa607 وبگاه اسلام کوئست]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۵. حجت الاسلام و المسلمین مطهری و آقای کاردان؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11576.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[احمد مطهری]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[احمد مطهری|مطهری]]&#039;&#039;&#039; و آقای &#039;&#039;&#039;[[غلام رضا کاردان|کاردان]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[ع‍ل‍م‌ پ‍ی‍ام‍ب‍ر و ام‍ام‌ در ق‍رآن‌ (کتاب)|ع‍ل‍م‌ پ‍ی‍ام‍ب‍ر و ام‍ام‌ در ق‍رآن‌]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌اند:&lt;br /&gt;
::::::«برای جمع این دو دسته آیات می‌توان گفت: مقصود از [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|آیات حصر]] این است که [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)|علم غیب اصالتاً و ذاتاً مال خدا است]] و خدا مالک حقیقی آن است و او به هر کس دیگری نیز [[تعلیم]] دهد زمام این علم باز به دست اوست و از مالکیت و سلطنت او خارج نمی‌شود بلکه هر گاه بخواهد از آن‌کس که به او [[تعلیم]] داده می‌ستاند و رابطه او با غیب قطع می‌شود. (...) شاهد این جمع‌بندی در این آیات این است که [[علم غیب]] به خدا اختصاص یافته و مخصوصاً در بعضی از آیات با تعبیر &amp;quot;لام ملکیت&amp;quot; [[غیب]] مملوک خداوند قلمداد شده و در آیاتی که استثناء وارد شده استثناء از مملوکیت علم نیست بلکه استثناء از آگاهی [[علم غیب]] است که تنها به صورت [[تعلیم الهی]] و [[افاضه]] از جانب او انجام می‌گیرد. نظیر این جمع جمعی است که در سایر صفات الهی نیز - مانند: &amp;quot;حیات&amp;quot; و &amp;quot;قدرت&amp;quot; و &amp;quot;خلق&amp;quot; وجود دارد یک دسته از آیات، حیات و قدرت و آفرینش را به خدا اختصاص می‌دهد ولی در آیات دیگر همین امور را به غیر خدا هم نسبت می‌دهد؛ مثلاً: در آیه مبارکه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الْحَيُّ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«اوست که زنده است، هیچ خدایی جز او نیست»، سوره غافر، آیه ۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; تنها خدا را زنده می‌داند ولی در آیات دیگر مانند این آیه: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بدانید که خداوند زمین را پس از مردنش زنده می‌گرداند»، سوره حدید، آیه ۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;حیات را به زمین نسبت می‌دهد و جمع بین این دو دسته با ملاحظه مضمون خود این آیات این است که حیات و زندگی  مال خداست و به هر موجودی بخواهد اعطاء می‌کند. این‌گونه جمع در تمام صفات خداوند و صفات مخلوقات وی جاری است به خصوص در مسئله [[علم غیب]] که در آیات زیادی با کلمه لام دلالت بر مالکیت حقیقی می‌کند که غیب را مال خدا و ملک او قرار داده است که منافات با این ندارد که فردی یا افرادی با تعلیم الهی بتواند با غیب ارتباط پیدا کند. (...) در برابر این‌گونه آیات نمی‌توان آیاتی  را که صریحاً [[تعلیم]] [[علم غیب]] را به [[پیامبران]] اعلام می‌کند نادیده گرفت، بلکه به مقتضای سخن [[امیر مؤمنان]] در [[نهج البلاغه]] {{عربی|اندازه=155%|«كِتابُ اللَّهِ تُبْصِرُونَ بِهِ، وَ تَنْطِقُونَ بِهِ، وَ تَسْمَعُونَ بِهِ، وَ يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ، وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْضٍ،وَ لا يَخْتَلِفُ فِي اللَّهِ، وَ لا يُخالِفُ بِصاحِبِهِ عَنِ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;«كتاب خداست ، كه به يارى آن حق را مى‌بينيد و مى‌گوييد و مى‌شنويد. برخى از آن ، برخى ديگر را تفسير مى‌كند و برخى از آن، به برخى ديگر شهادت مى‌دهد. در دين خدا اختلاف ندارد و پيرو خود را از خدا منحرف نگرداند»، خطبه ۱۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن برخی از آن بیانگر برخی دیگر است؛ این‌گونه آیات را باید در نظر گرفت، و هنگامی که این دو دسته آیات در کنار همدیگر قرار می‌گیرند قرائن و شواهدی در خود این دو دسته آیات دیده ‌می‌شود که حکایت می‌کند اصلاً اصطکاک و تنافی بین این دو دسته وجود ندارد، بلکه [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|آیات نفی]]، [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم غیب ذاتی و استقلالی]] را نفی می‌کند و [[آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|آیات مثبته]] علمی را که توسط [[تعلیم الهی]] انجام گیرد اثبات می‌نماید، بنابراین منافاتی بین آنها وجود ندارد و کسی که درباره [[پیامبران]] و یا [[امامان]] ادعای [[علم غیب]] می‌کند علم غیب ذاتی و متکی به خود آنان را ادعا نمی‌کند»&amp;lt;ref&amp;gt;[[ع‍ل‍م‌ پ‍ی‍ام‍ب‍ر و ام‍ام‌ در ق‍رآن‌ (کتاب)|ع‍ل‍م‌ پ‍ی‍ام‍ب‍ر و ام‍ام‌ در ق‍رآن‌]]، ص ۱۷-۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۶. حجت الاسلام و المسلمین نجفی یزدی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Pic1419.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید محمد نجفی یزدی|نجفی یزدی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[سید محمد نجفی یزدی|نجفی یزدی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[پیشگویی‌های امیرالمؤمنین ع‍ل‍ی‌ ب‍ن‌ اب‍ی‌ طال‍ب‌ (کتاب)|پیشگویی‌های امیرالمؤمنین ع‍ل‍ی‌ ب‍ن‌ اب‍ی‌ طال‍ب‌]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«منبع غیب خداوند است و کسی جز از طریق او نمی‌تواند بر آن آگاهی یابد، بنابراین هیچ منافاتی ندارد که غیب‌ها در نزد حضرت حق باشد و او برخی از اولیاء خود را از آن مطلع گرداند. آری [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)|عالم به غیب در حقیقت خداوند متعال است]] که [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم او ذاتی و از دیگری گرفته نشده است]] و اما [[علم غیب غیر ذاتی چیست؟ (پرسش)|علوم سایر انبیاء و اولیاء اکتسابی و برگرفته از آن کانون غیب است]]»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ghbook.ir/index.php?name=%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%20%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%88%D9%85%D9%86%DB%8C%D9%86%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%20%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;amp;option=com_mtree&amp;amp;task=readonline&amp;amp;link_id=2617&amp;amp;chkhashk=F8A4C7A335&amp;amp;page=3&amp;amp;Itemid=214 پیشگویی‌های امیرالمؤمنین ع‍ل‍ی‌ ب‍ن‌ اب‍ی‌ طال‍ب‌، ص۳]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۷. حجت الاسلام والمسلمین علی جزیری احسائی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«علما دو وجه برای جمع بین این آیات ذکر کرده‌اند:&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اول:&#039;&#039;&#039; آیاتی که علم غیب غیر خدا را نفی می‌کنند بواسطه آیات مثبت علم غیب برای غیر خدا تخصیص می‌خورند پس نتیجه این می‌شود که هر موجودی غیر از خداوند علم غیب نمی‌داند مگر ملائکه و انبیاء و متقون و ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;دوم:&#039;&#039;&#039; آیات نافی علم غیب برای غیر خدا حمل بر علم غیب ذاتی می‌شوند و آیات مثبت علم غیب برای غیر خدا حمل بر علم غیب موهوب و اکتسابی می‌شوند. پیس نتیجه این می‌شود که هر موجودی غی خدا بنفسه علم غیب نمی‌داند و بعضی از عباد الله بواسطه تعلیم خداوند از به علم غیب دست پیدا می‌کنند.&lt;br /&gt;
به نظر ما وجه اول خالی از اشکال نیست و وجه دوم صحیح است (...).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;اشکال وجه اول:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::برخی از آیات نافی علم غیب برای غیر خدا این وجه حمل را بر نمی‌تابد مثل: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;آیه ٥٠ سوره انعام&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
::::::نمی‌توان این آیه را حمل بر این کرد که غیر خداوند علم غیب را نمی‌داند مگر رسول الله چرا که عبارت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ}}﴾}} عبارت عامی نیست که تخصیص بخورد بلکه خود مخصوص پیامبر است. و از این قبیل است آیاتی که در آنها خداوند مدح شده به اینکه فقط او عالم غیب است (...).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;توضیح وجه دوم:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
::::::این وجه را ضمن مقدماتی توضیح خواهیم داد.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;مقدمه اول:&#039;&#039;&#039; آیات نافی علم غیب برای غیر خدا دارای دو مضمون هستند. هم مثبت علم غیب برای خدا هستند و هم نافی علم غیب برای غیر خدا هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;مقدمه دوم:&#039;&#039;&#039; در این آیات  همان علم غیبی که برای خدا اثبات می‌شود از غیر خدا نفی می‌شود چرا که در غیر این صورت نه حصر درست در می‌آید نه استثنا و مدح هم معنی پیدا نمی‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;مقدمه سوم:&#039;&#039;&#039; علم اکتسابی در حق خداوند ممتنع است به دو دلیل:&lt;br /&gt;
::::::#هر چیزی غیر از خداوند متعال فی نفسه فاقد علم است و فاقد شیء نمی‌تواند معطی آن باشد که بخواهد از علم خود به خداوند بدهد.&lt;br /&gt;
::::::#خداند متعال عالم الغیب و الشهاده است پس هر موجودی بخواهد علمی به او بدهد می‌شود تحصیل حاصل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;مقدمه چهارم:&#039;&#039;&#039; مراد از علمی که در این آیات گفته می‌شود مختص به خداست و کسی غیر از او آن را نمی‌داند سه احتمال بیشتر ندارد:&lt;br /&gt;
::::::#علم ذاتی است.&lt;br /&gt;
::::::#علم اکتسابی است.&lt;br /&gt;
::::::#اعم از ذاتی و اکتسابی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::با توضیحات قبل روشن می‌شود که احتمال دوم باطل است و احتمال سوم هم قابل قبول نیست چراکه ادله اربعه دلالت بر این دارند که خداوند به بعضی از بندگانش علم غیب داده است. پس احتمال اول ثابت می‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص١٠٠ تا ١١٤.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۸. حجت الاسلام و المسلمین دکتر سبحانی.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:020120223262.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی]] در کتاب &#039;&#039;«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«علماى کلام، براى جمع بین آیات و روایاتى که [[علم غیب]] را براى غیر خداوند ثابت مى‌کند و آیات و روایاتى که آن را نفى مى‌نماید، راه‌حل‌هایى بیان نموده‌اند که در این نوشتار به برخى از آنان اشاره مى‌نماییم:&lt;br /&gt;
::::::۱. &#039;&#039;&#039;[[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم ذاتى و استقلالى]] و [[علم غیب غیر ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم غیرذاتى و تبعى]]:&#039;&#039;&#039; [[علم غیب]] به‌طور مطلق و بدون هیچ قید و بندى (علم ذاتى و استقلالى)، مخصوص ذات خداوند است و آگاهى دیگران از غیب، غیرذاتى و تبعى است. حضرت على {{ع}} در این‌باره فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْم»}}&amp;lt;ref&amp;gt;«این اخبارى که اطلاع مى‌دهم، علم غیب نیست. بلکه علمى است که از دارنده علم غیب آموخته‌ام». نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::۲. &#039;&#039;&#039;&amp;quot;لوح محفوظ&amp;quot; و &amp;quot;لوح محو و اثبات&amp;quot;:&#039;&#039;&#039; علم غیبى که مخصوص خداست، آگاهى از لوح محفوظ است که آنچه در آن است بى‌کم‌وکاست تحقق مى‌یابد. در حقیقت علم به علت تامه اشیاء است که هیچ وقت از معلول آن جدا نخواهد بود. اما پیامبران {{عم}} و امامان معصوم {{عم}} از لوح محو و اثبات باخبرند که تغییرپذیر است؛ زیرا علم به علل ناقصه است؛ نه علت تامه؛ به تعبیر دیگر، ممکن است با بروز موانع یا نرسیدن به کمال، دگرگون گردد. امام باقر {{ع}} در این‌باره فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«وَ الله لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ الله لَحَدَّثْنَاكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ...»}}&amp;lt;ref&amp;gt;«اگر نبود آیه‌اى در قرآن، حتماً به شما خبر مى‌دادم از گذشته و از آنچه واقع مى‌شود»؛ قرب الاسناد، ص٣۵۴؛ نور الثقلین، ج٢، ص۵١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; در واقع اسرار غیب دو قسم است: قسمتى مخصوص خداوند است؛ به‌طورى که هیچ‌کس جز خدا آن را نمى‌داند و قسمتى دیگر، اسرارى است که خداوند به انبیا و اولیاى خود مى‌آموزد. حضرت على {{ع}} در این زمینه فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْم»}}&amp;lt;ref&amp;gt;«این اخبارى که اطلاع مى‌دهم، علم غیب نیست. بلکه علمى است که از دارنده علم غیب آموخته‌ام»؛ نهج البلاغه، خطبه١٢٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::٣. &#039;&#039;&#039;[[فرق بین علم غیب فعلی و شأنى چیست؟ (پرسش)|علم فعلى و علم شأنى (استعدادى)]]:&#039;&#039;&#039; خداوند به همه چیز آگاه است ([[علم غیب فعلى چیست؟ (پرسش)|علم فعلى]]) و هیچ چیز از او پنهان نمى‌ماند. ولى [[انبیا]] و اولیا ممکن است بالفعل بسیارى از [[اسرار غیب]] را ندانند. اما اگر اراده کنند، خداوند آنان را آگاه مى‌نماید (علم شأنى و استعدادى). ازاین‌رو &amp;quot;کلینى&amp;quot; در کتاب کافى، بابى را با این عنوان نوشته است: {{عربی|اندازه=155%|«بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ {{عم}} إِذَا شَاءُوا أَنْ یَعْلَمُوا عُلِّمُوا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;«امامان هرگاه بخواهند چیزى را بدانند به آنها تعلیم داده مى‌شود»؛ کافى، ج١، ص٢۵٨.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثى از امام صادق {{ع}} مى‌خوانیم: {{عربی|اندازه=155%|«عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ المَدَائِنِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله {{ع}} قَالَ إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ يَعْلَمَ شَيْئاً أَعْلَمَهُ الله ذَلِك»}}&amp;lt;ref&amp;gt;«هنگامى که امام اراده مى‌کند چیزى را بداند، خدا او را از آن چیز آگاه مى‌کند»؛ کافى، ج ١، ص ٢۵٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::۴. &#039;&#039;&#039;تفاوت حال افراد:&#039;&#039;&#039; راه دیگر جمع بین روایات مختلف در [[علم غیب]] این است که مخاطبان این روایات مختلف بوده‌اند. ازاین‌رو سخن به اندازه فهم شنونده بیان مى‌شده است؛ براى مثال در حدیثى مى‌خوانیم که «ابوبصیر» و چند تن از یاران بزرگ امام صادق {{ع}} در مجلسى حاضر بودند. امام آزرده خاطر وارد مجلس شد. هنگامى که نشست، در حضور جمع فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«...يَا عَجَباً لِأَقْوَامٍ يَزْعُمُونَ أَنَّا نَعْلَمُ الْغَيْبَ مَا يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلَّا الله عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ هَمَمْتُ بِضَرْبِ جَارِيَتِي فُلَانَةَ فَهَرَبَتْ مِنِّي فَمَا عَلِمْتُ فِي أَيِّ بُيُوتِ الدَّارِ هِيَ...»}}&amp;lt;ref&amp;gt;«عجیب است که عده‌اى گمان مى‌کنند ما علم غیب داریم. هیچ‌کس جز خداوند متعال از غیب آگاه نیست. من الآن مى‌خواستم کنیزم را تأدیب کنم که از دست من گریخت و ندانستم در کدام‌یک از اتاق‌هاى خانه پنهان شده است»؛ همان، ص٢۵٧.&amp;lt;/ref&amp;gt; راوى حدیث مى‌گوید: هنگامى که امام {{ع}} از مجلس برخاست، من و بعضى دیگر از یاران حضرت وارد اندرون منزل شدیم و گفتیم فدایت شویم شما درباره کنیزتان چنین گفتى؛ درحالى‌که ما مى‌دانیم شما علوم زیادى دارید و ما نامى از علم غیب نمى‌بریم. سپس امام {{ع}} شرحى در این زمینه داد که مفهومش آگاهى او بر اسرار غیب بود. روشن است که در آن مجلس، افرادى بودند که آمادگى و استعداد لازم براى درک این معانى و معرفت مقام امام را نداشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::باید توجه داشت این راه‌هایى که براى جمع بین آیات و روایات بیان شد، منافاتى با یکدیگر ندارند و مى‌تواند همه آن‌ها صادق باشد»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۷۸-۸۲].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در قرآن موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در حدیث موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با وجود آیاتی که علم غیب غیر خدا را نفی می‌کنند چگونه این علم اثبات می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب پیامبر خاتم به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب پیامبران وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا پیامبران اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا امامان اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چرا امامان علم غیب خود را انکار می‌کردند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[نشانه وجود علم غیب نزد معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B0%DB%B2_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%B1%D8%A7_%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=49753</id>
		<title>آیا آیه ۱۰۲ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B0%DB%B2_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%B1%D8%A7_%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=49753"/>
		<updated>2017-04-23T18:09:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{جعبه اطلاعات پرسش | موضوع اصلی        = علم غیب معصوم (پرسش)|...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = آیا آیه ۱۰۲ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[دلایل اثبات علم غیب معصوم (نمایه)|دلایل اثبات علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = [[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی]]&lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039; آیا آیه ۱۰۲ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟&#039;&#039;&#039; یکی از سؤال‌های مصداقی پرسشی تحت عنوان &#039;&#039;«[[آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟»]]&#039;&#039; است. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مجموعه پرسش‌های مرتبط به این بحث &#039;&#039;&#039;([[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]])&#039;&#039;&#039; یا به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُواْ أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُونَ}}﴾}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
« (اى پيامبر) اين از خبرهاى نهانى است كه به تو وحى مى‏‌كنيم و تو هنگامى كه (برادران يوسف) بر كار خود هم‏داستان شدند و نيرنگ مى‌‏باختند نزد آنها نبودى.».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::«این آیه داستان حضرت نوح {{ع}} و ماجرای کفیل شدن زکریا برای حضرت مریم و حیله برادران حضرت یوسف را از اخبار غیبی می‌داند که خداوند به پیامبر خود {{صل}} خبر داده است. پس این آیه و آیاتی از این قبیل بر آگاه بودن انبیای الهی از اخبار الهی بواسطه اخبار خداوند دلالت دارند»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٨٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های مصداقی همطراز==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
#[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۹۴ سوره توبه علم غیب پیامبر را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۷۵ سوره حجر که سخن از متوسمین آورده درباره علم غیب غیر خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۱۰۵ سوره توبه علم غیب معصوم را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۴۴ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۴۹ سوره هود علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۷ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۱۷۹ سوره آل عمران علم غیب پیامبر خاتم را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۲۵۵ سوره بقره نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۴۹ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۳ و ۴ سوره تحريم علم غیب پیامبر خاتم را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۱۴ سوره بقره علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۱۱۹ و ۱۲۰ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۸۹ سوره نساء علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۱ سوره منافقون علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۲۷ سوره فتح علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۲ تا ۴ سوره روم علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۱ تا ۵ سوره مسد علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۴۹ سوره عنكبوت علم غیب امامان را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۶ سوره صف علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۲۲ تا ۲۴ سوره تکویر علم غیب پیامبر خاتم را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۴۰ سوره نمل علم غیب معصوم را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۳۱ سوره بقره علم غیب معصوم را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۳۷ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۱۶ سوره نمل علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۶۵ سوره کهف علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۱۰۱ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۴۱ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۴۷ تا ۴۹ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۶ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۹۳ سوره یوسف علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۶۴ سوره هود علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۲۶ و ۲۷ سوره نوح علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۱۸ و ۱۹ سوره نمل علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
#[[آیا آیه ۴۳ سوره رعد علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در قرآن موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در حدیث موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با وجود آیاتی که علم غیب غیر خدا را نفی می‌کنند چگونه این علم اثبات می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چگونه آیات نافی علم غیب از غیر خدا با آیات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب پیامبر خاتم به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا روایاتی وجود دارند که علم غیب غیر خدا را نفی می‌کنند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چگونه روایات نافی علم غیب از غیر خدا با روایات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب پیامبران وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا پیامبران اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا امامان اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چرا امامان علم غیب خود را انکار می‌کردند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[نشانه وجود علم غیب نزد معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%BA%D9%8A%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D9%82%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=49690</id>
		<title>بحث:آیا علم غیب غير خدا امکان عقلی دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%BA%D9%8A%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D9%82%D9%84%DB%8C_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=49690"/>
		<updated>2017-04-22T16:10:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جمع شدن|۱. پاسخ}}&lt;br /&gt;
در روایتی از عمربن فرج نقل شده که یک بار در کنار دجله به امام باقر (علیه السلام) می گوید (با حالت پرسش): شیعیان شما معتقدند که شما از اتمام آنچه در دجله هست و وزن آن اطلاع دارید. حضرت می فرمایند: آیا خدا می تواند علم آن را به پشه ای بدهد یا نه؟ هنگامی که وی امکان آن را تصدیق می کند، حضرت می فرمایند: من نزد خدا از پشه و از اکثر خلق او محترم تر هستم.(http://rasekhoon.net/article/show/790394/فرایند%20آگاهی%20شیعیان%20از%20علم%20غیب%20امامان/)&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|٢. پاسخ}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::*«علم غیب به معنای علم به غیر مشهود برای خداوند متعال واجب است و برای مخلوقات ممکن است. یعنی برای مخلوقات امکان عقلی دارد.(...)وجه امکان علم غیب برای مخلوق این است که همانطور که برای خداوند  آسان است که علم به مشهود را به مخلوقات عطا کند عطای علم غیب به مخلوقات نیز برای او آسان است. چراکه علم بندگان مطلقا از جانب خداوند است و بواسطه تعلیم اوست که بندگان عالم می‌شوند و همانطور که می‌تواند علم به مشهود را به مخلوقات بدهد می‌تواند علم به غیب را نیز به آنها بدهد.&lt;br /&gt;
::::::پس آنچه که برای مخلوقات ممتنع است این است که مستقلا و بدون تعلیم از جانب خداوند عالم به غیب شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٦٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::*«علم غیب به معنای معلوم بالذات یا همان عالم شدن بدون تعلیم واضح است که برای خداوند واجب و برای مخلوقین حتی انبیاء و رسل ممتنع است.(...)وجه امتناع آن برای مخلوقین این است که مخلوقات از همه جهات محتاج و فقیر ال الله هستند پس هیچ علمی حتی علم به مشهودات هم نمی‌توانند داشته باشند الا اینکه از جانب خداوند باشد»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٧١.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::*«علم غیب به معنای [[رابطه علم غیب معصوم با علم مستأثر چیست؟ (پرسش)|علم مستاثر]] نیز مانند قبلی برای خداوند واجب و برای مخلوقات حتی انبیاء و رسل ممتنع است چراکه اگر اثبات شود علومی هستند که مخصوص خداوند اند و خداوند این علوم را از دسترس بندگان خود خارج کرده و آنها را از غیر خود پوشانده است پس دیگر هیچ راهی وجود ندارد که دیگران از آن آگاه شوند چراکه دستیابی مخلوقات به این علوم نقض قدرت و سلطنت خداوند تبارک و تعالی است و از طرفی این مطلب ثابت است که بدون اجازه و تعلیم خداوند مخلوقات نمی‌توانند به هیچ علمی دست پیدا کنند»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٧٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D9%81%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%A8%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%88_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%AC%D9%85%D8%B9_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=46417</id>
		<title>چگونه آیات نافی علم غیب از غیر خدا با آیات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D9%81%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%A8%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%88_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%AC%D9%85%D8%B9_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=46417"/>
		<updated>2017-03-11T19:11:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = چگونه آیات نافی علم غیب از غیر خدا با &amp;lt;br/&amp;gt; آیات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[دلایل اثبات علم غیب معصوم (نمایه)|دلایل اثبات علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&lt;br /&gt;
* [[احمد مطهری|مطهری]] و [[غلام رضا کاردان|کاردان]]&lt;br /&gt;
* [[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چگونه آیات نافی علم غیب از غیر خدا با آیات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟ &#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*آیا میان آیات قرآن در رابطه با علم غیب غیر خداوند تعارضی وجود دارد؟&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[تفسیر نمونه ج٢٥ (کتاب)|تفسیر نمونه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«در اينجا طرق مختلفى براى جمع وجود دارد:&lt;br /&gt;
::::#از معروفترين راههاى جمع اين است كه منظور از اختصاص علم غيب به خدا علم ذاتى و استقلالى است. بنا بر اين، غير او مستقلاً هيچگونه [[آگاهى از غيب]] ندارند، و هر چه دارند از ناحيه خدا است، با الطاف و عنايت او است، و جنبه تبعى دارد. (...)&lt;br /&gt;
::::#اسرار غيب دو گونه است: قسمتى مخصوص به خدا است و هيچكس جز او نمی‌داند؛ مانند: &amp;quot;قيام قيامت&amp;quot; و امورى از قبيل آن؛ و قسمتى از آن را به [[انبيا]] و [[اوليا]] می‌آموزد. (...)&lt;br /&gt;
::::#راه ديگر براى جمع ميان اين دو گروه از آيات و روايات اينكه [[اسرار غيب]] در دو جا ثبت است: در &amp;quot;[[لوح محفوظ]]&amp;quot; (خزانه مخصوص علم خداوند) كه هيچ‌گونه دگرگونى در آن رخ نمیدهد و هيچكس از آن آگاه نيست و&amp;quot;[[لوح محو و اثبات]]&amp;quot; كه علم به مقتضيات است؛ نه علت تامه، و به همين دليل قابل دگرگونى است و آنچه ديگران نمی‌دانند مربوط به همين قسمت است. (...)&lt;br /&gt;
::::#راه ديگر اينكه خداوند بالفعل از همه [[اسرار غيب]] آگاه است، ولى [[انبيا]] و [[اوليا]] ممكن است بالفعل بسيارى از [[اسرار غيب]] را ندانند، اما هنگامى كه اراده كنند خداوند به آنها تعليم می‌دهد، و البته اين اراده نيز با اذن و رضاى خدا انجام میگيرد. بنابر اين جمع، آيات و رواياتى كه می‌گويد آنها نمی‌دانند اشاره به ندانستن فعلى است و آنها كه میگويد می‌دانند اشاره به امكان دانستن آن است»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نمونه، ج٢٥، ص١٤٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام و المسلمین مطهری و آقای کاردان؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11576.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[احمد مطهری]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[احمد مطهری|مطهری]]&#039;&#039;&#039; و آقای &#039;&#039;&#039;[[غلام رضا کاردان|کاردان]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[ع‍ل‍م‌ پ‍ی‍ام‍ب‍ر و ام‍ام‌ در ق‍رآن‌ (کتاب)|ع‍ل‍م‌ پ‍ی‍ام‍ب‍ر و ام‍ام‌ در ق‍رآن‌]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌اند:&lt;br /&gt;
::::::«برای جمع این دو دسته آیات می‌توان گفت: مقصود از [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|آیات حصر]] این است که [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)|علم غیب اصالتاً و ذاتاً مال خدا است]] و خدا مالک حقیقی آن است و او به هر کس دیگری نیز [[تعلیم]] دهد زمام این علم باز به دست اوست و از مالکیت و سلطنت او خارج نمی‌شود بلکه هر گاه بخواهد از آن‌کس که به او [[تعلیم]] داده می‌ستاند و رابطه او با غیب قطع می‌شود. (...) شاهد این جمع‌بندی در این آیات این است که [[علم غیب]] به خدا اختصاص یافته و مخصوصاً در بعضی از آیات با تعبیر &amp;quot;لام ملکیت&amp;quot; [[غیب]] مملوک خداوند قلمداد شده و در آیاتی که استثناء وارد شده استثناء از مملوکیت علم نیست بلکه استثناء از آگاهی [[علم غیب]] است که تنها به صورت [[تعلیم الهی]] و [[افاضه]] از جانب او انجام می‌گیرد. نظیر این جمع جمعی است که در سایر صفات الهی نیز - مانند: &amp;quot;حیات&amp;quot; و &amp;quot;قدرت&amp;quot; و &amp;quot;خلق&amp;quot; وجود دارد یک دسته از آیات، حیات و قدرت و آفرینش را به خدا اختصاص می‌دهد ولی در آیات دیگر همین امور را به غیر خدا هم نسبت می‌دهد؛ مثلاً: در آیه مبارکه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الْحَيُّ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«اوست که زنده است، هیچ خدایی جز او نیست»، سوره غافر، آیه ۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; تنها خدا را زنده می‌داند ولی در آیات دیگر مانند این آیه: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بدانید که خداوند زمین را پس از مردنش زنده می‌گرداند»، سوره حدید، آیه ۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;حیات را به زمین نسبت می‌دهد و جمع بین این دو دسته با ملاحظه مضمون خود این آیات این است که حیات و زندگی  مال خداست و به هر موجودی بخواهد اعطاء می‌کند. این‌گونه جمع در تمام صفات خداوند و صفات مخلوقات وی جاری است به خصوص در مسئله [[علم غیب]] که در آیات زیادی با کلمه لام دلالت بر مالکیت حقیقی می‌کند که غیب را مال خدا و ملک او قرار داده است که منافات با این ندارد که فردی یا افرادی با تعلیم الهی بتواند با غیب ارتباط پیدا کند. (...) در برابر این‌گونه آیات نمی‌توان آیاتی  را که صریحاً [[تعلیم]] [[علم غیب]] را به [[پیامبران]] اعلام می‌کند نادیده گرفت، بلکه به مقتضای سخن [[امیر مؤمنان]] در [[نهج البلاغه]] {{عربی|اندازه=155%|«كِتابُ اللَّهِ تُبْصِرُونَ بِهِ، وَ تَنْطِقُونَ بِهِ، وَ تَسْمَعُونَ بِهِ، وَ يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ، وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْضٍ،وَ لا يَخْتَلِفُ فِي اللَّهِ، وَ لا يُخالِفُ بِصاحِبِهِ عَنِ اللَّهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;«كتاب خداست ، كه به يارى آن حق را مى‌بينيد و مى‌گوييد و مى‌شنويد. برخى از آن ، برخى ديگر را تفسير مى‌كند و برخى از آن، به برخى ديگر شهادت مى‌دهد. در دين خدا اختلاف ندارد و پيرو خود را از خدا منحرف نگرداند»، خطبه ۱۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن برخی از آن بیانگر برخی دیگر است؛ این‌گونه آیات را باید در نظر گرفت، و هنگامی که این دو دسته آیات در کنار همدیگر قرار می‌گیرند قرائن و شواهدی در خود این دو دسته آیات دیده ‌می‌شود که حکایت می‌کند اصلاً اصطکاک و تنافی بین این دو دسته وجود ندارد، بلکه [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|آیات نفی]]، [[علم غیب ذاتی چیست؟ (پرسش)|علم غیب ذاتی و استقلالی]] را نفی می‌کند و [[آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|آیات مثبته]] علمی را که توسط [[تعلیم الهی]] انجام گیرد اثبات می‌نماید، بنابراین منافاتی بین آنها وجود ندارد و کسی که درباره [[پیامبران]] و یا [[امامان]] ادعای [[علم غیب]] می‌کند علم غیب ذاتی و متکی به خود آنان را ادعا نمی‌کند»&amp;lt;ref&amp;gt;[[ع‍ل‍م‌ پ‍ی‍ام‍ب‍ر و ام‍ام‌ در ق‍رآن‌ (کتاب)|ع‍ل‍م‌ پ‍ی‍ام‍ب‍ر و ام‍ام‌ در ق‍رآن‌]]، ص ۱۷-۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام والمسلمین علی جزیری احسائی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«بدون شک ما میدانیم که خداوند متعال عالم است و هیچ کسی به جز او عالم به غیب یا شهادت نیست. پس هیچکس چیزی از عالم شهود نمیدانید مگر به تعلیم خداوند چه برسد به علم به غیب. کما اینکه خداوند در قرآن میفرماید : {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;بقره، آیه٢٥٥.&amp;lt;/ref&amp;gt; و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;بقره، آیه ٣٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
همچنین از اعتقادات ما این است که خداوند متعال میتواند علم خود را به هر یک از بندگانش که اراده کرده بدهد و هیچ تعارضی بین این دو عقیده نیست.&lt;br /&gt;
::::::همانطور که خداوند خالق و مالک و ناصر و رازق و ولی و عزیز است و در عین حال به هرکس که بخواهد اجازه خلقت میدهد و به هر کس که اراده کند فرمانروایی و حکمت عطا میکند و مقام ولایت در هر کسی که اراده کند قرار میدهد.&lt;br /&gt;
::::::و هیچ فرقی بین صفت علم با فرمانروایی یا حکمت یا نصر یا رزق یا ولایت یا عزت نیست. پس آن صفاتی که به خداوند نسبت میدهیم صفات ذاتی خداوند هستند و آن صفاتی که به غیر او نسبت میدهیم اکتسابی و بخشیده شده از جانب خداوند است»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٢٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در قرآن موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در حدیث موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با وجود آیاتی که علم غیب غیر خدا را نفی می‌کنند چگونه این علم اثبات می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب پیامبر خاتم به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب پیامبران وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا پیامبران اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا امامان اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چرا امامان علم غیب خود را انکار می‌کردند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[نشانه وجود علم غیب نزد معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%BA%D9%84%D9%88_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=46416</id>
		<title>آیا اعتقاد به علم غیب امام غلو نیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%BA%D9%84%D9%88_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=46416"/>
		<updated>2017-03-11T19:04:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = آیا اعتقاد به علم غیب امام غلو نیست؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[امکان علم غیب معصوم (نمایه)|امکان علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[علامه طباطبایی]]&lt;br /&gt;
* [[علی نمازی شاهرودی|نمازی شاهرودی]]&lt;br /&gt;
* [[علی جزیری احسائی|جزیری احسائی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیا اعتقاد به علم غیب امام غلو نیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*آیا اثبات علم غیب برای امام غلو است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«المیزان»&#039;&#039; در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کسی‌ که چیزی از [[علم غیب]] و [[قدرت غیبی‌]] را از غیر طریق [[فکر]] و [[قدرت]] بشری‌، و خارج از مجرای‌ عادی‌ و طبیعی‌ برای‌ غیر خدای‌ تعالی‌ یعنی‌ [[انبیا]] و [[اولیا|اولیای‌]] او اثبات می‌‏کند، - همچنان که در [[روایات]] و تواریخ بسیاری‌ اثبات شده و در عین حال اصالت و استقلال را از آن حضرات در اینگونه امور نفی‌ کرده و می‌‏گوید: این حضرات به طور استقلال [[علم غیب]] و [[قدرت غیبی‌]] ندارند، و هرچه از آنان به ظهور رسیده به اذن خدا و به افاضه وجود او بوده - تناقضی‌ نگفته، بلکه سخنی‌ منطقی‌ گفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و بر عکس کسی‌ که برای‌ آن حضرات معتقد به اصالت و استقلال در داشتن اینگونه امور باشد (...) با فهم عوام‌الناس قضاوت کرده و چنین کسی‌ خالی‌ از غلو نیست، هر چند که بگوید این اصالت و استقلال را خدای‌ تعالی‌ به [[انبیا]] و [[اولیا]] داده (...) و چنین کسی‌ مشمول آیه شریفه زیر است که می‌‏فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ سوره نساء آیه ۱۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.eshia.ir/50081/10/317 ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۱۰، ص۳۱۷].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● آیت‌الله نمازی شاهرودی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11546943.jpg|بندانگشتی|100px|right|[[علی نمازی شاهرودی]]]]&lt;br /&gt;
آیت‌الله [[علی نمازی شاهرودی|نمازی شاهرودی]] در کتاب &#039;&#039;«[[علم غیب (کتاب)|علم غیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«واضح است که اعتقاد به این مطالب غلو نیست. توضیح ما این است که از طرفی ذوات مقدسه ائمه هدی{{عم}} به نص قرآن در آیه تطهیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا }}﴾}}.&amp;lt;ref&amp;gt; سوره احزاب: ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، پاکیزه‌اند و در نهایت قابلیت و استعداد نمی‌باشند و اشرف و افضل جمیع خلایق‌اند و از طرف دیگر در مبدأ اعلای کریم بی‌نهایت، بخل وجود ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عبارت ساده‌تر: نه خدا بخیل است و نه ائمه هدی{{عم}} نالایق‌اند، پس این آیات و روایات ممکنِ عقلی را ثابت می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلو آن است که چیزی که عقل و نقل اجازه نمی‌دهد گفته شود و یا مطلبی را درباره کسی بگوییم که او فاقد لیاقت آن باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عقل مانع کرم خدا نیست؛ پس مانعی ندارد که آن کریم بی‌نهایت بر آن ذوات مقدسه کمال لیاقت را افاضه فرماید چنان که عقول مخلوق از درک آن مبهوت گردد. پس استبعادی برای [[علم غیب]] آنان نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علم غیبی که برای آنان ادعا می‌شود مختص به باری تعالی نیست. چون علم غیب باری تعالی ذاتی است و [[علم غیب]] ائمه هدی{{عم}} غیر ذاتی» &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&amp;amp;option=com_mtree&amp;amp;task=readonline&amp;amp;link_id=16234&amp;amp;page=122&amp;amp;chkhashk=7E47CFD238&amp;amp;Itemid=&amp;amp;lang=fa  علم غیب، ص۱۲۲.]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام والمسلمین علی جزیری احسائی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[علی جزیری احسائی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بدون شک ما میدانیم که خداوند متعال عالم است و هیچ کسی به جز او عالم به غیب یا شهادت نیست. پس هیچکس چیزی از عالم شهود نمیدانید مگر به تعلیم خداوند چه برسد به علم به غیب. کما اینکه خداوند در قرآن میفرماید : {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء}}﴾}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;بقره، آیه٢٥٥.&amp;lt;/ref&amp;gt; و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;بقره، آیه ٣٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
همچنین از اعتقادات ما این است که خداوند متعال میتواند علم خود را به هر یک از بندگانش که اراده کرده بدهد و هیچ تعارضی بین این دو عقیده نیست.&lt;br /&gt;
همانطور که خداوند خالق و مالک و ناصر و رازق و ولی و عزیز است و در عین حال به هرکس که بخواهد اجازه خلقت میدهد و به هر کس که اراده کند فرمانروایی و حکمت عطا میکند و مقام ولایت در هر کسی که اراده کند قرار میدهد.&lt;br /&gt;
و هیچ فرقی بین صفت علم با فرمانروایی یا حکمت یا نصر یا رزق یا ولایت یا عزت نیست. پس آن صفاتی که به خداوند نسبت میدهیم صفات ذاتی خداوند هستند و آن صفاتی که به غیر او نسبت میدهیم اکتسابی و بخشیده شده از جانب خداوند است»&amp;lt;ref&amp;gt;دفع الریب عن علم الغیب، ص٢٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[چگونه انسان محدود می‌تواند دارای علم غیب نامحدود شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب معصوم با اختیار وی منافات ندارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا اعتقاد به علم غیب معصوم شرک نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا مقام علم غیب به غیر معصوم داده می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شرایط دستیابی غیر معصوم به علم غیب چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[اگر علم غیب منحصر به خداست پس آیا پیامبران یا امامان علم غیب نداشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آگاهی انسان غیر معصوم از آینده یا امور غیبی چه توجیهی دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%DB%8C%DA%A9_%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%DB%8C_%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%86_%DA%86%D9%87_%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45462</id>
		<title>معصومی که می‌داند در یک حادثه آسیبی نخواهد دید حضور در آن چه فضیلتی خواهد داشت؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%DB%8C%DA%A9_%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%DB%8C_%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%86_%DA%86%D9%87_%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45462"/>
		<updated>2017-02-27T10:54:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = معصومی که می‌داند در یک حادثه آسیبی نخواهد دید حضور در آن چه فضیلتی خواهد             داشت؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[تاثیر علم غیب بر فضیلت معصوم (نمایه)|قلمرو علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;معصومی که می‌داند در یک حادثه آسیبی نخواهد دید حضور در آن چه فضیلتی خواهد داشت؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سوال‌های مصداقی از این پرسش==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
#[[اگر امام علی با علم غیب میدانست در شب لیله المبیت به او آسیبی نمی‌رسد، پس خوابیدن او در بستر پیامبر چه فضیلتی برای او داشت؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[آیا علم معصوم به غیب از افضلیت او بر دیگران نمی‌کاهد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[اگر معصوم می‌داند چه سرنوشتی دارد آیا عملکرد او همانند روبات نخواهد بود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%DB%8C%DA%A9_%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%DB%8C_%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%86_%DA%86%D9%87_%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45461</id>
		<title>معصومی که می‌داند در یک حادثه آسیبی نخواهد دید حضور در آن چه فضیلتی خواهد داشت؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%DB%8C%DA%A9_%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%DB%8C_%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%86_%DA%86%D9%87_%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45461"/>
		<updated>2017-02-27T10:51:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = معصومی که می‌داند در یک حادثه آسیبی نخواهد دید حضور در آن چه فضیلتی خواهد             داشت؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[تاثیر علم غیب بر فضیلت معصوم (نمایه)|قلمرو علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;معصومی که می‌داند در یک حادثه آسیبی نخواهد دید حضور در آن چه فضیلتی خواهد داشت؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سوال‌های مصداقی از این پرسش==&lt;br /&gt;
#[[اگر امام علی با علم غیب میدانست در شب لیله المبیت به او آسیبی نمی‌رسد، پس خوابیدن او در بستر پیامبر چه فضیلتی برای او داشت؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[آیا علم معصوم به غیب از افضلیت او بر دیگران نمی‌کاهد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[اگر معصوم می‌داند چه سرنوشتی دارد آیا عملکرد او همانند روبات نخواهد بود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%DB%8C%DA%A9_%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%DB%8C_%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%86_%DA%86%D9%87_%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45460</id>
		<title>معصومی که می‌داند در یک حادثه آسیبی نخواهد دید حضور در آن چه فضیلتی خواهد داشت؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%DB%8C%DA%A9_%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%DB%8C_%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%86_%DA%86%D9%87_%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45460"/>
		<updated>2017-02-27T10:50:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = رابطه علم غیب با رویدادهای فراحسی چیست؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[تاثیر علم غیب بر فضیلت معصوم (نمایه)|قلمرو علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;معصومی که می‌داند در یک حادثه آسیبی نخواهد دید حضور در آن چه فضیلتی خواهد داشت؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سوال‌های مصداقی از این پرسش==&lt;br /&gt;
#[[اگر امام علی با علم غیب میدانست در شب لیله المبیت به او آسیبی نمی‌رسد، پس خوابیدن او در بستر پیامبر چه فضیلتی برای او داشت؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[آیا علم معصوم به غیب از افضلیت او بر دیگران نمی‌کاهد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[اگر معصوم می‌داند چه سرنوشتی دارد آیا عملکرد او همانند روبات نخواهد بود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%DB%8C%DA%A9_%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%DB%8C_%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%86_%DA%86%D9%87_%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45458</id>
		<title>معصومی که می‌داند در یک حادثه آسیبی نخواهد دید حضور در آن چه فضیلتی خواهد داشت؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%DB%8C%DA%A9_%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%DB%8C_%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%86_%DA%86%D9%87_%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45458"/>
		<updated>2017-02-27T10:43:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{جعبه اطلاعات پرسش | موضوع اصلی        = علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرس...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = رابطه علم غیب با رویدادهای فراحسی چیست؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[تاثیر علم غیب بر فضیلت معصوم (نمایه)|قلمرو علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;معصومی که می‌داند در یک حادثه آسیبی نخواهد دید حضور در آن چه فضیلتی خواهد داشت؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سوال‌های مصداقی از این پرسش==&lt;br /&gt;
#اگر امام علی با علم غیب میدانست در شب لیله المبیت به او آسیبی نمی‌رسد، پس خوابیدن او در بستر پیامبر چه فضیلتی برای او داشت؟&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[آیا علم معصوم به غیب از افضلیت او بر دیگران نمی‌کاهد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[اگر معصوم می‌داند چه سرنوشتی دارد آیا عملکرد او همانند روبات نخواهد بود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B9%D9%82%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45327</id>
		<title>دلیل عقلی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B9%D9%82%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45327"/>
		<updated>2017-02-24T14:58:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = دلیل عقلی علم غیب امامان چیست؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[دلایل اثبات علم غیب معصوم (نمایه)|دلایل اثبات علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&lt;br /&gt;
* [[غلام حسین اعرابی|اعرابی]] و [[سید حبیب بخارایی‌زاده|بخارایی‌زاده]]&lt;br /&gt;
* [[علی اصغر رضوانی|رضوانی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دلیل عقلی علم غیب امامان چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا دلیل عقلی بر علم غیب امامان وجود دارد؟&lt;br /&gt;
* آیا می‌توان علم غیب امامان را با ادله عقلی به اثبات رساند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[پیام قرآن ج۷ (کتاب)|پیام قرآن]]»&#039;&#039; و &#039;&#039;«تفسیر نمونه»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::*«مسلم است که آنها از طریق [[علوم معمولی]] نمی‌توانستند تمام اعصار و قرون را ببینند؛ یا از تمام اقوام و طوائف آگاه باشند؛ پس راهی جز از طریق [[علم غیب]] &amp;quot;به [[تعلیم الهی]]&amp;quot; وجود نخواهد داشت. از این گذشته مأموریت آنها، ظاهر و باطن اجتماع و درون و برون انسان‌ها را شامل می‌شده، و قلمرو آنها تنها ظواهر نبوده است؛ این گستردگی مأموریت نیز ایجاب می‌کند که اجمالاً از اسرار درون مردم جامعه نیز آگاه باشند؛ این همان چیزی است که در [[روایات]] متعدد به صورت یک [[استدلال عقلی]] منعکس است و نه یک [[حکم تعبدی]]. مثلاً [[امام صادق]] {{ع}}، به یکی از [[راویان اخبار]] به نام [[عبدالعزیز الصائغ]] می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|«اَتَرى اَنَّ اللهَ اسْتَرْعى رَاعِیاً (عَلى عِبَادِهِ) وَ اسْتَخْلَفَ خَلیفَةً عَلَیْهِمْ یَحْجُبُ عَنْهُ شَیْئاً مِنْ اُمُورِهِمْ»}}»&amp;lt;ref&amp;gt;آیا تو فکر می‌کنی ممکن است خداوند سرپرستی بر بندگان خود بگمارد، و خلیفه‌ای برای آنها قرار دهد و چیزی از امور و اسرار آنان بر وی مکتوم باشد؟؛ [[بصائر الدرجات (کتاب)|بصائر الدرجات]]، طبق نقل [[بحارالأنوار (کتاب)|بحارالأنوار]]، ج ۲۶، صفحه ۱۳۷، حدیث ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین معنا به تعبیر روشن‌تری در حدیث [[ابراهیم بن عمر]] آمده است که می‌گوید: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«مَنْ زَعَمَ اَنَّ اللهَ یَحْتَجُّ بِعَبْد فى بِلاَدِهِ ثُمَّ یَسْتُرُ عَنْهُ جَمیعَ مَا یَحْتَاجُ اِلَیهِ فَقَدْ اِفْتَرى عَلَى اللهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;کسی که گمان کند خداوند بنده‌ای را حجت خویش در زمین قرار داده، سپس تمام نیازهای او را از او پنهان دارد بر خدا افترا زده است؛ [[بصائر الدرجات (کتاب)|بصائر الدرجات]]، طبق نقل [[بحارالأنوار (کتاب)|بحارالأنوار]]، ج ۲۶، صفحه ۱۳۹، حدیث ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?lid=0&amp;amp;mid=17238&amp;amp;catid=0&amp;amp;pid=61859 [[پیام قرآن ج۷ (کتاب)|پیام قرآن]]، ج۷، ص ۲۴۶.]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::*«در اينجا دو راه ديگر براى اثبات اين واقعيت كه پيامبر {{صل}} و امامان معصوم {{عم}} اجمالا از اسرار غيب آگاه بودند وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;١.&#039;&#039;&#039;نخست اين كه: مى‌‏دانيم دايره ماموريت آنها محدود به مكان و زمان خاصى نبوده، بلكه رسالت پيامبر {{صل}} و امامت امامان {{عم}} جهانى و جاودانى است، چگونه ممكن است كسى چنين ماموريت گسترده‌‏اى داشته باشد؟ در حالى كه هيچگونه آگاهى جز بر زمان و محيط محدود خود نداشته باشد؟ آيا كسى را كه مثلا مامور امارت و استاندارى بخش عظيمى از كشورى مى‌‏كنند مى‌‏تواند از آن منطقه آگاهى نداشته باشد و در عين حال ماموريت خود را به خوبى انجام دهد؟!.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;به تعبير ديگر:&#039;&#039;&#039; پيامبر {{صل}} و امام {{عم}} در مدت حيات خود بايد آن چنان احكام الهى را بيان و اجرا كند كه جوابگوى نيازمندی‌هاى همه انسانها در هر زمان و مكان باشد، و اين ممكن نيست مگر اينكه لااقل بخشى از اسرار غيب را بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;٢.&#039;&#039;&#039;ديگر اينكه سه آيه در قرآن مجيد است كه اگر آنها را در كنار هم بچينيم مساله علم غيب پيامبر {{صل}} و امامان {{عم}} از آن روشن مى‏‌شود، نخست اينكه قرآن در مورد كسى كه تخت ملكه &amp;quot;سبا&amp;quot; را در يك چشم بر هم زدن نزد &amp;quot;سليمان&amp;quot; آورد (يعنى آصف بن برخيا) مى‌‏گويد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي }}﴾}} «كسى كه دانشى از كتاب داشت گفت من آن را پيش از آنكه چشم بر هم زنى نزد تو خواهم آورد، و هنگامى كه (سليمان) آن را نزد خود مستقر ديد گفت: اين از فضل پروردگار من است.»&amp;lt;ref&amp;gt;نمل، آیه٤٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;.                        &lt;br /&gt;
::::::در آيه ديگر مى‌‏خوانيم:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ }}﴾}} «بگو كافى است براى گواه ميان من و شما، خداوند، و كسى كه علم كتاب نزد او است.»&amp;lt;ref&amp;gt;رعد ٤٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::از سوى ديگر در احاديث متعددى كه در كتب اهل سنت و شيعه نقل شده چنين مى‏‌خوانيم كه ابو سعيد خدرى مى‌‏گويد «از رسول خدا {{صل}} معنى {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ}}﴾}} را سؤال كردم، فرمود: او وصى برادرم سليمان بن داود بود، گفتم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}}﴾}}&amp;quot; كيست؟ فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«ذاك اخى على بن ابى طالب!»}} او برادرم على بن ابى طالب است»&amp;lt;ref&amp;gt;به جلد ٣ &amp;quot;احقاق الحق&amp;quot; صفحه ٢٨٠- ٢٨١ و &amp;quot;نور الثقلين&amp;quot; جلد ٢ صفحه ٥٢٣ مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::با توجه به اينكه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ }}﴾}} كه در مورد &amp;quot;آصف&amp;quot; آمده علم جزئى را مى‏گويد، و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عِلْمُ الْكِتابِ}}﴾}} كه در باره على {{ع}} آمده علم كلى را مى‏‌گويد، تفاوت ميان مقام علمى &amp;quot;آصف&amp;quot; و على {{ع}} روشن مى‌‏گردد.&lt;br /&gt;
::::::از سوى سوم در آيه ٨٩ سوره نحل مى‌‏خوانيم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ}}﴾}} «ما قرآن را بر تو نازل كرديم كه بيانگر هر چيزى است».&lt;br /&gt;
::::::روشن است كسى كه عالم به اسرار چنين كتابى باشد، بايد اسرار غيب را بداند، و اين دليلى است آشكار بر اينكه ممكن است انسانى از اولياء اللَّه، از اسرار غيب به فرمان خدا آگاه گردد»&amp;lt;ref&amp;gt;                        تفسير نمونه، ج‏٢٥، ص١٥٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ دوم==&lt;br /&gt;
[[پرونده:11117.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[غلام حسین اعرابی]]]]&lt;br /&gt;
حجج الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[غلام حسین اعرابی|اعرابی]]&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[سید حبیب بخارایی‌زاده|بخارایی‌زاده]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم غیب امامان در آینه عقل (مقاله)|علم غیب امامان در آینه عقل]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بر حسب اعتقادات [[شیعه]]، [[امام]] باید کامل‌ترین شخص موجود در زمان خود باشد، به نحوی که هیچ فردی در هیچ صفتی از صفات کمال همانند [[علم]]، [[قدرت]]، [[شجاعت]]، [[سخاوت]] ، [[قرب به خداوند]] و ... نه تنها برتری بر [[امام]] نداشته، بلکه مساوی نیز نباشد؛ چه اینکه در صورت اول لازمه‌اش [[تقدیم مفضول بر فاضل]] است و این عقلاً قبیح است و مطابق اعتقادات [[عدلیه]] ([[معتزله]] و [[شیعه]]) صدور فعل قبیح از خداوند متعال ممتنع است، و در صورت دوم لازمه‌اش ترجیح بلا مرجح است که به ترجح بلا مرجح که خود محال عقلی است برمی‌گردد و از آنجایی که خداوند، [[نصب امام]] را خود عهده‌دار است محال است کسی را نصب کند که از نظر [[علم]] (کیفیت و کمیت علم)، شخص برتر یا مساوی با وی وجود داشته باشد. حال با توجه به این دلیل به میان [[امت]] می‌رویم. آنچه از تورق صفحات کتب تاریخ و [[سیر]] و [[روایات]] وارده و آثار منقوله در شرح احوال [[صحابه]] [[امام علی|علی]] {{ع}} و نیز اصحاب سایر [[ائمه]] {{عم}} و نیز علما، صلحا و عرفا، از ابتدای تاریخ اسلام تا کنون، به دست می‌آید، آن است که در هر عصری بزرگانی بوده‌اند که مقامات قرب الی‌الله را به حسب استعداد خود طی کرده، به مراتبی از کمال رسیده‌اند که اشراف بر ضمایر افراد و حالات درونی آنها داشته و مطلع از [[اخبار غیبی]] و حوادث گذشته و آینده بوده‌اند. این گونه اخبار در مورد صاحبان [[علم غیب]] به قدری فراوان است کوه فوق حد تواتر است و جای هیچگونه شک و شبهه‌ای را باقی نمیگذارد (...). حال که در میان امت چنین افرادی بوده و هستند که هر گاه اراده کنند بر احوال و اخبار و [[حوادث غیبی]] مطلع می‌شوند آیا ممکن است امام چنین امتی خود دارای این فضیلت و بلکه مراتب بالاتر آن نباشد؟ و اگر فرض کنیم، [[امام]] چنین امتی [[عالم به غیوب]] نیست آیا قائل به جواز [[تقدیم مفضول بر فاضل]] نشده‌ایم و امری قبیح را به خداوند نسبت نداده‌ایم (که صدورش از حکیم علی‌الاطلاق مستحیل است)؟ و اگر کمی کوتاه آمده، فرض کنیم [[امام]] چنین امتی هم، همانند بعضی از افراد امتش و در حد آنان (کما و کیفا)، [[علم غیب]] دارد آیا قائل به تحقق امری که عقلا ممتنع است یعنی ترجیح بلا مرجح نشده‌ایم؟ مسلما چنین است. بنابراین، عقل حکم می‌کند که خداوند حکیم، که خود نصب‌کننده امامان {{عم}}، یعنی جانشینان [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}}، است، کسی را به چنین مقامی نصب کند که اگر امتش هنگام اراده، عولم به [[غیب]] می‌شوند و نه قبل از آن، او همیشه، بالفعل [[عالم به غیب]] باشد و اگر امتش بر بعضی از ضمایر و احوال درونی افراد اشراف دارند، او بر تمامی ضمایر و احوال باطنی مشرف باشد و اگر امتش بوه برخی حوادث گذشته و آینده علم دارند، او بر جمیع ما کان و ما یکون احاطه داشته باشد و به راستی اگر اینگونه نباشد، تقدیم امامی جاهل به [[غیب]] بر افورادی از امتش که عالم به غیب‌اند، همانند تقدیم [[خلفای ثلاثه]] بر [[علی بن ابی‌طالب]] {{ع}} نخواهد بود؟»&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب امامان در آینه عقل (مقاله)|علم غیب امامان در آینه عقل]]، [[پژوهش‌های فلسفی و کلامی (نشریه)|فصلنامه پژوهش‌های فلسفی و کلامی]]، ص ۱۵۹ و ۱۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==پاسخ سوم==&lt;br /&gt;
[[پرونده:15207.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[علی اصغر رضوانی]] (پدیدآورنده)]]&lt;br /&gt;
::::::آقای &#039;&#039;&#039;[[علی اصغر رضوانی|رضوانی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات ج۱ (کتاب)|شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«پیامبر اسلام {{صل}} مبعوث بر تمام افراد عالم است. چنین شریعتی طبعاً باید کامل باشد، در هر عصر و زمانی و برای هر قوم و دسته‌‏ای قابل اجرا باشد. و نیز صاحب آن شریعت به خصوصیات افراد و نفوس آنان، تا روز [[قیامت]]، آگاه باشد، در غیر این صورت رسالت او ناقص و اصلاح و عدالت‌گستری او فراگیر نخواهد بود. در نتیجه، باید پیامبر {{صل}} احاطه غیبی نه تنها به احکام و موضوعات آنها داشته باشد، بلکه از موضوعات خارجی نیز مطلع باشد. می‌‏دانیم که همه موقعیت‏‌ها به طور کلی برای [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} فراهم نگشت تا شریعت اسلامی را به طور کامل تبیین نماید. عمر پیامبر اکرم {{صل}} محدود بود و لذا باید برای بعد از خود خلیفه و [[ائمه|امامان]] و جانشینانی قرار می‏‌داد تا ادامه‌دهنده راه او باشند. و به همان دلیل که پیامبر {{صل}} احتیاج به علم غیب دارد، امام و جانشین او نیز باید از این علم بهره‌‏مند گردد.»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1084 شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات، ج ۱، ص ۵۴۵]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در قرآن موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در حدیث موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب پیامبران وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا پیامبران اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا امامان اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چرا امامان علم غیب خود را انکار می‌کردند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[نشانه وجود علم غیب نزد معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B9%D9%82%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45326</id>
		<title>دلیل عقلی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B9%D9%82%D9%84%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45326"/>
		<updated>2017-02-24T14:57:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: /* پاسخ نخست */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = دلیل عقلی علم غیب امامان چیست؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[دلایل اثبات علم غیب معصوم (نمایه)|دلایل اثبات علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&lt;br /&gt;
* [[غلام حسین اعرابی|اعرابی]] و [[سید حبیب بخارایی‌زاده|بخارایی‌زاده]]&lt;br /&gt;
* [[علی اصغر رضوانی|رضوانی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دلیل عقلی علم غیب امامان چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا دلیل عقلی بر علم غیب امامان وجود دارد؟&lt;br /&gt;
* آیا می‌توان علم غیب امامان را با ادله عقلی به اثبات رساند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[پیام قرآن ج۷ (کتاب)|پیام قرآن]]»&#039;&#039; و &#039;&#039;«تفسیر نمونه»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::*«مسلم است که آنها از طریق [[علوم معمولی]] نمی‌توانستند تمام اعصار و قرون را ببینند؛ یا از تمام اقوام و طوائف آگاه باشند؛ پس راهی جز از طریق [[علم غیب]] &amp;quot;به [[تعلیم الهی]]&amp;quot; وجود نخواهد داشت. از این گذشته مأموریت آنها، ظاهر و باطن اجتماع و درون و برون انسان‌ها را شامل می‌شده، و قلمرو آنها تنها ظواهر نبوده است؛ این گستردگی مأموریت نیز ایجاب می‌کند که اجمالاً از اسرار درون مردم جامعه نیز آگاه باشند؛ این همان چیزی است که در [[روایات]] متعدد به صورت یک [[استدلال عقلی]] منعکس است و نه یک [[حکم تعبدی]]. مثلاً [[امام صادق]] {{ع}}، به یکی از [[راویان اخبار]] به نام [[عبدالعزیز الصائغ]] می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|«اَتَرى اَنَّ اللهَ اسْتَرْعى رَاعِیاً (عَلى عِبَادِهِ) وَ اسْتَخْلَفَ خَلیفَةً عَلَیْهِمْ یَحْجُبُ عَنْهُ شَیْئاً مِنْ اُمُورِهِمْ»}}»&amp;lt;ref&amp;gt;آیا تو فکر می‌کنی ممکن است خداوند سرپرستی بر بندگان خود بگمارد، و خلیفه‌ای برای آنها قرار دهد و چیزی از امور و اسرار آنان بر وی مکتوم باشد؟؛ [[بصائر الدرجات (کتاب)|بصائر الدرجات]]، طبق نقل [[بحارالأنوار (کتاب)|بحارالأنوار]]، ج ۲۶، صفحه ۱۳۷، حدیث ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. همین معنا به تعبیر روشن‌تری در حدیث [[ابراهیم بن عمر]] آمده است که می‌گوید: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«مَنْ زَعَمَ اَنَّ اللهَ یَحْتَجُّ بِعَبْد فى بِلاَدِهِ ثُمَّ یَسْتُرُ عَنْهُ جَمیعَ مَا یَحْتَاجُ اِلَیهِ فَقَدْ اِفْتَرى عَلَى اللهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;کسی که گمان کند خداوند بنده‌ای را حجت خویش در زمین قرار داده، سپس تمام نیازهای او را از او پنهان دارد بر خدا افترا زده است؛ [[بصائر الدرجات (کتاب)|بصائر الدرجات]]، طبق نقل [[بحارالأنوار (کتاب)|بحارالأنوار]]، ج ۲۶، صفحه ۱۳۹، حدیث ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?lid=0&amp;amp;mid=17238&amp;amp;catid=0&amp;amp;pid=61859 [[پیام قرآن ج۷ (کتاب)|پیام قرآن]]، ج۷، ص ۲۴۶.]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::*«در اينجا دو راه ديگر براى اثبات اين واقعيت كه پيامبر {{صل}} و امامان معصوم {{عم}} اجمالا از اسرار غيب آگاه بودند وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;١.&#039;&#039;&#039;نخست اين كه: مى‌‏دانيم دايره ماموريت آنها محدود به مكان و زمان خاصى نبوده، بلكه رسالت پيامبر {{صل}} و امامت امامان {{عم}} جهانى و جاودانى است، چگونه ممكن است كسى چنين ماموريت گسترده‌‏اى داشته باشد؟ در حالى كه هيچگونه آگاهى جز بر زمان و محيط محدود خود نداشته باشد؟ آيا كسى را كه مثلا مامور امارت و استاندارى بخش عظيمى از كشورى مى‌‏كنند مى‌‏تواند از آن منطقه آگاهى نداشته باشد و در عين حال ماموريت خود را به خوبى انجام دهد؟!.&lt;br /&gt;
::::::::&#039;&#039;&#039;به تعبير ديگر:&#039;&#039;&#039; پيامبر {{صل}} و امام {{عم}} در مدت حيات خود بايد آن چنان احكام الهى را بيان و اجرا كند كه جوابگوى نيازمندی‌هاى همه انسانها در هر زمان و مكان باشد، و اين ممكن نيست مگر اينكه لااقل بخشى از اسرار غيب را بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;٢.&#039;&#039;&#039;ديگر اينكه سه آيه در قرآن مجيد است كه اگر آنها را در كنار هم بچينيم مساله علم غيب پيامبر {{صل}} و امامان {{عم}} از آن روشن مى‏‌شود، نخست اينكه قرآن در مورد كسى كه تخت ملكه &amp;quot;سبا&amp;quot; را در يك چشم بر هم زدن نزد &amp;quot;سليمان&amp;quot; آورد (يعنى آصف بن برخيا) مى‌‏گويد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي }}﴾}} «كسى كه دانشى از كتاب داشت گفت من آن را پيش از آنكه چشم بر هم زنى نزد تو خواهم آورد، و هنگامى كه (سليمان) آن را نزد خود مستقر ديد گفت: اين از فضل پروردگار من است.»&amp;lt;ref&amp;gt;نمل، آیه٤٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;.                        &lt;br /&gt;
::::::در آيه ديگر مى‌‏خوانيم:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ }}﴾}} «بگو كافى است براى گواه ميان من و شما، خداوند، و كسى كه علم كتاب نزد او است.»&amp;lt;ref&amp;gt;رعد ٤٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::از سوى ديگر در احاديث متعددى كه در كتب اهل سنت و شيعه نقل شده چنين مى‏‌خوانيم كه ابو سعيد خدرى مى‌‏گويد «از رسول خدا {{صل}} معنى {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ}}﴾}} را سؤال كردم، فرمود: او وصى برادرم سليمان بن داود بود، گفتم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ}}﴾}}&amp;quot; كيست؟ فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«ذاك اخى على بن ابى طالب!»}} او برادرم على بن ابى طالب است»&amp;lt;ref&amp;gt;به جلد ٣ &amp;quot;احقاق الحق&amp;quot; صفحه ٢٨٠- ٢٨١ و &amp;quot;نور الثقلين&amp;quot; جلد ٢ صفحه ٥٢٣ مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::با توجه به اينكه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ }}﴾}} كه در مورد &amp;quot;آصف&amp;quot; آمده علم جزئى را مى‏گويد، و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عِلْمُ الْكِتابِ}}﴾}} كه در باره على {{ع}} آمده علم كلى را مى‏‌گويد، تفاوت ميان مقام علمى &amp;quot;آصف&amp;quot; و على {{ع}} روشن مى‌‏گردد.&lt;br /&gt;
::::::از سوى سوم در آيه ٨٩ سوره نحل مى‌‏خوانيم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ}}﴾}} «ما قرآن را بر تو نازل كرديم كه بيانگر هر چيزى است».&lt;br /&gt;
::::::روشن است كسى كه عالم به اسرار چنين كتابى باشد، بايد اسرار غيب را بداند، و اين دليلى است آشكار بر اينكه ممكن است انسانى از اولياء اللَّه، از اسرار غيب به فرمان خدا آگاه گردد»&amp;lt;ref&amp;gt;                        تفسير نمونه، ج‏٢٥، ص١٥٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ دوم==&lt;br /&gt;
[[پرونده:11117.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[غلام حسین اعرابی]]]]&lt;br /&gt;
حجج الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[غلام حسین اعرابی|اعرابی]]&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[سید حبیب بخارایی‌زاده|بخارایی‌زاده]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم غیب امامان در آینه عقل (مقاله)|علم غیب امامان در آینه عقل]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بر حسب اعتقادات [[شیعه]]، [[امام]] باید کامل‌ترین شخص موجود در زمان خود باشد، به نحوی که هیچ فردی در هیچ صفتی از صفات کمال همانند [[علم]]، [[قدرت]]، [[شجاعت]]، [[سخاوت]] ، [[قرب به خداوند]] و ... نه تنها برتری بر [[امام]] نداشته، بلکه مساوی نیز نباشد؛ چه اینکه در صورت اول لازمه‌اش [[تقدیم مفضول بر فاضل]] است و این عقلاً قبیح است و مطابق اعتقادات [[عدلیه]] ([[معتزله]] و [[شیعه]]) صدور فعل قبیح از خداوند متعال ممتنع است، و در صورت دوم لازمه‌اش ترجیح بلا مرجح است که به ترجح بلا مرجح که خود محال عقلی است برمی‌گردد و از آنجایی که خداوند، [[نصب امام]] را خود عهده‌دار است محال است کسی را نصب کند که از نظر [[علم]] (کیفیت و کمیت علم)، شخص برتر یا مساوی با وی وجود داشته باشد. حال با توجه به این دلیل به میان [[امت]] می‌رویم. آنچه از تورق صفحات کتب تاریخ و [[سیر]] و [[روایات]] وارده و آثار منقوله در شرح احوال [[صحابه]] [[امام علی|علی]] {{ع}} و نیز اصحاب سایر [[ائمه]] {{عم}} و نیز علما، صلحا و عرفا، از ابتدای تاریخ اسلام تا کنون، به دست می‌آید، آن است که در هر عصری بزرگانی بوده‌اند که مقامات قرب الی‌الله را به حسب استعداد خود طی کرده، به مراتبی از کمال رسیده‌اند که اشراف بر ضمایر افراد و حالات درونی آنها داشته و مطلع از [[اخبار غیبی]] و حوادث گذشته و آینده بوده‌اند. این گونه اخبار در مورد صاحبان [[علم غیب]] به قدری فراوان است کوه فوق حد تواتر است و جای هیچگونه شک و شبهه‌ای را باقی نمیگذارد (...). حال که در میان امت چنین افرادی بوده و هستند که هر گاه اراده کنند بر احوال و اخبار و [[حوادث غیبی]] مطلع می‌شوند آیا ممکن است امام چنین امتی خود دارای این فضیلت و بلکه مراتب بالاتر آن نباشد؟ و اگر فرض کنیم، [[امام]] چنین امتی [[عالم به غیوب]] نیست آیا قائل به جواز [[تقدیم مفضول بر فاضل]] نشده‌ایم و امری قبیح را به خداوند نسبت نداده‌ایم (که صدورش از حکیم علی‌الاطلاق مستحیل است)؟ و اگر کمی کوتاه آمده، فرض کنیم [[امام]] چنین امتی هم، همانند بعضی از افراد امتش و در حد آنان (کما و کیفا)، [[علم غیب]] دارد آیا قائل به تحقق امری که عقلا ممتنع است یعنی ترجیح بلا مرجح نشده‌ایم؟ مسلما چنین است. بنابراین، عقل حکم می‌کند که خداوند حکیم، که خود نصب‌کننده امامان {{عم}}، یعنی جانشینان [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}}، است، کسی را به چنین مقامی نصب کند که اگر امتش هنگام اراده، عولم به [[غیب]] می‌شوند و نه قبل از آن، او همیشه، بالفعل [[عالم به غیب]] باشد و اگر امتش بر بعضی از ضمایر و احوال درونی افراد اشراف دارند، او بر تمامی ضمایر و احوال باطنی مشرف باشد و اگر امتش بوه برخی حوادث گذشته و آینده علم دارند، او بر جمیع ما کان و ما یکون احاطه داشته باشد و به راستی اگر اینگونه نباشد، تقدیم امامی جاهل به [[غیب]] بر افورادی از امتش که عالم به غیب‌اند، همانند تقدیم [[خلفای ثلاثه]] بر [[علی بن ابی‌طالب]] {{ع}} نخواهد بود؟»&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب امامان در آینه عقل (مقاله)|علم غیب امامان در آینه عقل]]، [[پژوهش‌های فلسفی و کلامی (نشریه)|فصلنامه پژوهش‌های فلسفی و کلامی]]، ص ۱۵۹ و ۱۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==پاسخ سوم==&lt;br /&gt;
[[پرونده:15207.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[علی اصغر رضوانی]] (پدیدآورنده)]]&lt;br /&gt;
::::::آقای &#039;&#039;&#039;[[علی اصغر رضوانی|رضوانی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات ج۱ (کتاب)|شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«پیامبر اسلام {{صل}} مبعوث بر تمام افراد عالم است. چنین شریعتی طبعاً باید کامل باشد، در هر عصر و زمانی و برای هر قوم و دسته‌‏ای قابل اجرا باشد. و نیز صاحب آن شریعت به خصوصیات افراد و نفوس آنان، تا روز [[قیامت]]، آگاه باشد، در غیر این صورت رسالت او ناقص و اصلاح و عدالت‌گستری او فراگیر نخواهد بود. در نتیجه، باید پیامبر {{صل}} احاطه غیبی نه تنها به احکام و موضوعات آنها داشته باشد، بلکه از موضوعات خارجی نیز مطلع باشد. می‌‏دانیم که همه موقعیت‏‌ها به طور کلی برای [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} فراهم نگشت تا شریعت اسلامی را به طور کامل تبیین نماید. عمر پیامبر اکرم {{صل}} محدود بود و لذا باید برای بعد از خود خلیفه و [[ائمه|امامان]] و جانشینانی قرار می‏‌داد تا ادامه‌دهنده راه او باشند. و به همان دلیل که پیامبر {{صل}} احتیاج به علم غیب دارد، امام و جانشین او نیز باید از این علم بهره‌‏مند گردد.»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1084 شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات، ج ۱، ص ۵۴۵]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در قرآن موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در حدیث موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب پیامبران وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا پیامبران اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا امامان اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چرا امامان علم غیب خود را انکار می‌کردند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[نشانه وجود علم غیب نزد معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B9_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%AD%D9%82%D8%A7%D9%81_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D9%86%D9%81%DB%8C_%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45316</id>
		<title>آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B9_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%AD%D9%82%D8%A7%D9%81_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D9%86%D9%81%DB%8C_%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45316"/>
		<updated>2017-02-23T19:21:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        =  آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[کلیاتی از علم غیب (نمایه)|کلیاتی از علم غیب]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[علامه طباطبایی]]&lt;br /&gt;
*[[ناصر مکارم|مکارم]]&lt;br /&gt;
* [[جعفر سبحانی|سبحانی]]&lt;br /&gt;
* [[محمد اسعدی|اسعدی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟&#039;&#039;&#039; یکی از سؤال‌های مصداقی پرسشی تحت عنوان &#039;&#039;«[[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟»]]&#039;&#039; است. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مجموعه پرسش‌های مرتبط به این بحث &#039;&#039;&#039;([[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]])&#039;&#039;&#039; یا به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِينٌ}}﴾}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;small&amp;gt;بگو من در میان پیامبران، نوپدید نیستم و نمی‌دانم با من و شما چه خواهند کرد، جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم و من جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیستم&lt;br /&gt;
&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیت الله [[سید محمد حسین طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آیه مورد بحث علم به غیب خاصی‌ را نفی‌ می‌‏کند، و آن حوادثی‌ است که ممکن است بعدها متوجه آن جناب و یا متوجه مخاطبین او شود، چون مشرکین -که روی‌ سخن با ایشان است- خیال می‌‏کردند کسی‌ که دارای‌ مقام رسالت می‌‏شود -به فرضی‌ که چنین کسی‌ پیدا شود- باید خودش ذاتا دارای‌ علم به غیب و نهانی‌‏ها باشد و قدرتی‌ غیبی‌ مطلق داشته باشد، هم چنان که این خیال از کلام آنها که گفتند &amp;quot;چرا فرشته‏‌ای‌ با او نیست ...&amp;quot; و قرآن حکایتش کرده، به خوبی‌ فهمیده می‌‏شود، لذا رسول گرامی‌ خود را دستور می‌‏دهد که صریحا اعتراف کند که: او هیچ نمی‌‏داند که در آینده بر او و برایشان چه می‌‏گذرد، و در نتیجه علم غیب را از خود نفی‌ کند، و بگوید: که آنچه از حوادث که بر او و برایشان می‌‏گذرد خارج از اراده و اختیار خود او است، و او هیچ دخل و تصرفی‌ در آنها ندارد، بلکه دیگری‌ است که آن حوادث را پیش می‌‏آورد، و او خدای‌ سبحان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس اینکه فرمود: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلا بِكُمْ}}﴾}} همانطور که علم به غیب را از خود نفی‌ می‌‏کند، قدرت و دخالت خود را نیز نسبت به حوادثی‌ که در پس پرده غیب بنا است پیش‏ بیاید، از خود نفی‌ می‌‏نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر در این آیه علم به غیب را از آن جناب نفی‌ می‌‏کند، منافات با این ندارد که به وسیله وحی‌ عالم به غیب باشد، هم چنان که در مواردی‌ از کلام خدای‌ تعالی‌ به آن تصریح شده، یک جا می‌‏فرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;این از خبرهای نهانی است که به تو وحی می‌کنیم؛ سوره آل عمران، آیه ۴۴؛ سوره یوسف، آیه ۱۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و جای‌ دیگر می‌‏فرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم؛ سوره هود، آیه ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و جای‌ دیگر می‌‏فرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد؛ سوره جن، آیه ۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز از همین باب است سخن مسیح که قرآن آن را حکایت نموده، می‌‏فرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت؛ سوره آل عمران، آیه ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز از یوسف حکایت نموده که به دو رفیق زندانیش گفت: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيَكُمَا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;خوراکی که روزی شماست نزدتان نمی‌رسد مگر آنکه پیش از رسیدن آن شما را از تعبیر آن آگاه می‌کنم. این از چیزهایی است که پروردگارم به من آموخته است؛ سوره یوسف، آیه ۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
و وجه منافات نداشتن این است که: آیاتی‌ که علم به غیب را از آن جناب و از سایر انبیاء (ع) نفی‌ می‌‏کند، تنها در این مقام است که این حضرات از آن جهت که بشری‌ هستند و طبیعت بشری‌ دارند علم به غیب ندارند، و خلاصه طبیعت بشری‌ و یا طبیعتی‌ که اعلا مرتبه طبیعت بشری‌ را دارد، چنین نیست که علم به غیب از خواص آن باشد به طوری‌ که بتواند این خاصه و اثر را در جلب هر منفعت و دفع هر ضرر استعمال کند، همان طور که ما به وسیله اسباب ظاهر جلب نفع و دفع ضرر می‌‏کنیم.&lt;br /&gt;
و این منافات ندارد که با تعلیم الهی‌ از طریق وحی‌ حقایقی‌ از غیب برایشان منکشف گردد، همان طور که می‌‏بینیم اگر معجزه می‌‏آورند، بدین جهت نیست که افرادی‌ از بشر و یا برجستگانی‌ از بشرند، و این خاصیت خود آنان است، بلکه هر چه از این معجزات می‌‏آورند به اذن خدای‌ تعالی‌ و امر او است (...).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهد این جمع جمله‌‏ای‌ است که بعد از جمله مورد بحث و متصل به آن آمده که فرموده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما یُوحی‌‏ إِلَیَّ}}﴾}} برای‌ اینکه اتصال این جمله به ما قبل می‌‏رساند که در حقیقت اعراض از آن است، و معنای‌ مجموع دو جمله چنین است: من هیچ یک از این حوادث را به غیب و از ناحیه خود نمی‌‏دانم، بلکه من تنها پیروی‌ می‌‏کنم آنچه را که از این حوادث به من وحی‌ می‌‏شود»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.eshia.ir/50081/18/290 ترجمه تفسیر المیزان، ج‏ ۱۸، ص ۲۹۰]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● آیت‌الله مکارم شیرازی؛}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«تفسیر نمونه»&#039;&#039;در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مفاد اين آيه با آيات ديگرى كه نشان مى‏‌دهد پيامبر {{صل}} از غيب آگاهى دارد، مانند آنچه در سوره فتح در باره فتح مكه، و ورود در مسجد الحرام آمده (آيه ٢٧ سوره فتح) و يا آنچه در مورد مسيح {{ع}} آمده كه مى‌‏فرمود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ}}﴾}} «من شما را به آنچه مى‌‏خوريد و در خانه‌‏ها ذخيره مى‌‏كنيد خبر مى‏‌دهم»&amp;lt;ref&amp;gt;آل عمران، ٤٤.&amp;lt;/ref&amp;gt; و امثال اينها منافات ندارد، چرا كه آيه مورد بحث نفى&amp;quot; علم غيب مطلق&amp;quot; مى‌‏كند، نه &amp;quot;مطلق علم غيب&amp;quot;، به تعبير ديگر اين آيه نفى علم غيب استقلالى مى‏‌كند، ولى آن آيات از علم غيب به بركت تعليم الهى سخن مى‏‌گويد.&lt;br /&gt;
شاهد اين گفتار آيه ٢٦ و ٢٧ سوره &amp;quot;جن&amp;quot; است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ}}﴾}} «خدا عالم الغيب است، و هيچكس را بر مكنون علم خود آگاه نمى‌‏كند مگر رسولانى كه مورد رضايت اويند» &amp;lt;ref&amp;gt;تفسير نمونه، ج‏٢١، ص٣١١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● آیت الله جعفر سبحانی؛}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی|سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«این آیه از چهار جمله تشکیل شده است و آگاهی از مفاد آن در گرو آن است که در هر یک از آن چهار جمله دقت کافی به عمل آوریم.&lt;br /&gt;
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«کار و رفتار من بدعت و نوظهور و بی‌سابقه نیست».&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلا بِكُمْ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«نمی‌دانم با من و شما چگونه رفتار خواهد شد».&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«من فقط از وحی پیروی می کنم».&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِينٌ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;«من فقط بیم دهنده روشنی هستم».&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
درباره فراز نخست، اجمال سخن این است که: مشرکان تصور می‌کردند که پیامبر باید از لوازم بشری مانند غذا خوردن و راه رفتن و خوابیدن و... پیراسته باشد و می‌گفتند اگر محمد {{صل}} پیامبر است پس چرا غذا می‌خورد و در کوچه و بازار راه می‌رود اگر پیامبر باشد باید از چنین آثار بشری منزه و پیراسته باشد و این انتقاد را با جمله زیر و اشباه آن بیان می‌کردند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الأَسْوَاقِ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;و گفتند: چگونه پیغمبری است این، که خوراک می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟!؛ سوره فرقان، آیه ٧.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن مجید در سوره فرقان و نیز در آغاز آیه مورد بحث، به این انتقاد پاسخ می‌دهد که این پیامبر با پیامبران پیشین از این جهت‌ها یکسان است زیرا آنان نیز غذا می‌خوردند و با مردم معاشرت داشتند و در این صورت کار این پیامبر، نوظهور و بی‌سابقه نیست چنان که می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ}}﴾}}. &amp;lt;ref&amp;gt;بگو من در میان پیامبران، نوپدید نیستم؛ سوره احقاف، آیه ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سوره فرقان می فرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الأَسْوَاقِ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;و پیش از تو پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه بی‌گمان آنان خوراک می‌خورند و در بازارها راه می‌رفتند؛ سوره فرقان، آیه ٢٠&amp;lt;/ref&amp;gt; از نخستین جمله آیه مورد بحث، و نیز از آیه سوره فرقان برمی‌آید که مشرکان از پیامبر {{صل}} انتظار مافوق بشری داشتند به این معنی که مقام نبوت را با غذا خوردن و راه رفتن در بازار سازگار نمی‌دانستند. و به دنبال این انتظار باز انتظار داشتند که پیامبر دارای قدرت خاص و مافوق بشری، و ذاتاً و بدون تعلیم و وحی الهی از غیب آگاه باشد و از پنهانی‌ها خبر دهد به گمان اینکه [[علم غیب]] برای او تفویض شده است. خداوند در رد این اندیشه بی‌اساس، به پیامبر خود می‌فرماید: به آنان بگو: من بشری بیش نیستم و هیچ بشری بدون تعلیم الهی نمی‌توند از آینده و سرنوشت خود و دیگران آگاه گردد. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلا بِكُمْ}}﴾}}.&amp;lt;ref&amp;gt;نمی‌دانم با من و شما چگونه رفتار می‌شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین، آیه شریفه، به آن رشته آگاهی از [[غیب]] نظر داد که بدون تعلیم الهی و به صورت تفویض باشد و این نوع [[علم غیب]] با صراحت کامل از پیامبر نفی شده است ولی نفی این [[علم غیب]]، &amp;quot;به معنی ذاتی و بدون تعلیم الهی و یا به صورت تفویض&amp;quot; با آگاه بودن آن حضرت از [[غیب]]، به وسیله [[وحی]] و تعلیم الهی هیچ‌گونه منافاتی ندارد. گواه این مطلب جمله سوم است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ}}﴾}}.&amp;lt;ref&amp;gt;«من تنها پیرو وحی هستم».&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا یکی از راه‌های آگاهی از [[غیب]] [[وحی]] است که خداوند به وسیله آن پیامبران خود را از یک رشته مطالب پنهانی و به دور از حس، آگاه و مطلع می‌سازد. اگر راستی هدف آیه این بود که بگوید پیامبر به هیچ وجه از [[غیب]] آگاه نیست &amp;quot;حتی به تعلیم الهی&amp;quot; پس میان جمله دوم و سوم یک نوع تناقض و تضاد پدید می‌آید زیرا هرگز صحیح نیست کسی هرگونه [[علم غیب]] را به طور مطلق از خود سلب کند وبلافاصله یک قسم آن را برای خود اثبات نماید. اگر جمله بعد به صورت استثنا بیان شده بود جا داشت که بگوییم حکم استثنا را دارد اما چنان که می‌بینیم به صورت استثنا بیان نشده است و بنابراین واضح است که هدف جمله پیش نفی یک نوع آگاهی از [[غیب]] &amp;quot;آگاهی بدون تعلیم الهی&amp;quot; بوده و هدف جمله بعد اثبات نوعی دیگر از آگاهی از [[غیب]]، یعنی آگاهی از طریق وحی و تعلیم الهی است. و گواه روشن دیگر بر این که هدف آیه نفی علم ذاتی و بدون تعلیم الهی است همان جمله چهارم می‌باشد. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِينٌ}}﴾}}. &amp;lt;ref&amp;gt;من بیم دهنده‌ای آشکار، بیش نیستم.&amp;lt;/ref&amp;gt; یعنی انتظار شما بی‌جا است که می‌خواهید من ذاتاً عالم به [[غیب]] باشم زیرا من فقط پیامبرم و هرچه را در اختیارم بگذارند، می‌دانم و از پیش خود و بدون تعلیم الهی چیزی را نمی‌دانم»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tohid.ir/fa/index/book?bookID=171&amp;amp;page=5#id152_p152 آگاهی سوم یا علم غیب، ص١۵٢]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام و المسلمین محمد اسعدی؛}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:11.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد اسعدی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین&#039;&#039;&#039;[[محمد اسعدی|اسعدی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن (کتاب)|ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در این آیه، پیامبر {{صل}} مأمور می‌شود که از یک‌سو بر نفی آگاهی خود از سرنوشت و رخدادهای آینده مربوط به خود و کافران تأکید کند و از سوی دیگر، به بهره‌مندی خود از وحی الهی تصریح نماید. طبعاً از آن‌جا که آیه به دلیل فضای سیاقی آن در مواجهه ایشان با کافران و انتظارهای نامعقول آنان مطرح شده،&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عاشور، تفسیر التحریر و التنویز، ج ۲۶، ص ۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیان گستره علوم الهی ایشان در پرتو [[وحی]] در آن مورد نظر نبوده است؛ از این‌رو فقط به اجمال از بهره‌مندی ایشان از وحی سخن رفته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بیان می‌تواند گویای آن باشد که منظور آیه نفی آگاهی بدون تکیه به وحی و بدون هدایت خاص الهی است. در واقع مقام آیه، تأکید بر بشر بودن ایشان و مجانست با مخاطبان و توجه دادن به علم و قدرت الهی در دیگر تصرف‌ها و دخالت‌ها در شئون بشر است، تا باب برخی شبهه‌ها و انتظارهای نابجا را به روی آنان ببندد.&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی، المیزان، ج ۱۸، ص ۱۹۰ و ۱۹۱؛ ج ۱۵، ص ۱۹۳؛ نیز: سبحانی، کاوش‌های پیرامون ولایت، ص ۲۰۵-۲۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; در واقع، کافران گمان می‌کردند کسی که داعیه نبوت دارد، باید از دانش‌ها و توانمندی‌های [[غیبی]] و مطلق برخوردار شده و این امور به‌طور مطلق به او تفویض شده باشد و مانند توده انسان‌ها اهل خوردن و راه رفتن در کوچه و بازار و همدمی با مردم نباشد؛ چنان که از انتظارها و درخواست‌های آنان پیداست؛&amp;lt;ref&amp;gt;اسراء، ۹۳ و ۹۴ و عنکبوت، ۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما خداوند در این آیه به پیامبر {{صل}} دستور می‌دهد که خود را همچون دیگر انبیا معرفی کند که آن‌ها نیز بشری چون دیگران بوده‌اند و علم و توان آنان تنها از مجرای علم و قدرت الهی و به واسطه وحی می‌رسیده و منهای آن، کاری به دست ایشان نبوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آیات دیگر نیز می‌بینیم که مشابه این آیه در پاسخ برخی انتظارهای کفار در خصوص آوردن معجزات خاص، بر بشر و رسول بودن [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و نذیر بودن ایشان تأکید شده و ریشه لجاجت و عدم ایمان آنان عدم تصور درست آن‌ها از رابطه رسالی و وحیانی میان پیامبرانی از جنس انسان با خداوند بوده است.  همچنین در جای دیگر از امکان آوردن معجزه، فقط به اذن خدا یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;غافر، ۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;  بنابراین، شبهه نفی مطلق [[علم غیب|علوم غیبی]] از [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} طبق آیه یاد شده،&amp;lt;ref&amp;gt;احقاف، ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; ریشه در نگاهی انتزاعی و مطلق و منهای قراین سیاقی و مقامی به عبارت‌های این آیه و دیگر شواهد قرآنی و دینی دارد».&amp;lt;ref&amp;gt;ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن، ص ۳۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۲۰ سوره یونس چگونه علم غیب غیر خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۶۵ سوره نمل چگونه علم غیب غیر از خدا اثبات می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۰ سوره انعام آیا پیامبر خاتم علم غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۷ سوره اعراف آیا پیامبر خاتم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷۷ سوره نحل نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۳ سوره بقره نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۸ سوره فاطر نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۶ سوره هود نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره ص علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره هود علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره کهف نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۲۳ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۳ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره ملک علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۶ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۱ سوره انبیا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۲ سوره شعرا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳ سوره عبس نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۹ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۶ سوره اسرا علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره فصلت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸۵ سوره زخرف علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۱ سوره مدثر علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره ابراهیم نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره رعد علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹۹ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
{{دانشنامه امامت-خرد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B3%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D9%88%D8%AF_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45233</id>
		<title>با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B3%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D9%88%D8%AF_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45233"/>
		<updated>2017-02-22T18:43:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: /* پاسخ نخست */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[دلایل اثبات علم غیب معصوم (نمایه)|دلایل اثبات علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[ناصر مکارم|مکارم]]&lt;br /&gt;
* [[محسن قرائتی|قرائتی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ}}﴾}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا مفاد این آیه علم غیب پیامبر خاتم را نفی نمی‌کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«تفسیر نمونه»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«آگاهى از غيب به طور مطلق و بدون هيچگونه قيد و شرط از آن خدا است، ولى او هر مقدار از اين آگاهى را مصلحت ببيند در اختيار پيامبران و اولياى خود می‌‏گذارد همانطور كه در آيه ٢٦ و ٢٧ سوره&amp;quot; جن&amp;quot; می‌خوانيم: [[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ}}﴾}}]] &lt;br /&gt;
«خداوند از تمام امور پنهانى آگاه است و هيچكس را از علم غيب خود آگاه نمی‌كند مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند».&lt;br /&gt;
::::::بنابراين هيچگونه تضادى ميان آيات مورد بحث كه نفى علم غيب از پيامبران می‌كند و آيات يا رواياتى كه آگاهى بعضى از غيوب را به پيامبران يا امامان {{عم}} نسبت می‌‏دهد وجود ندارد.&lt;br /&gt;
::::::آگاهى از اسرار غيب بالذات مخصوص خدا است و ديگران هر چه دارند بالعرض و از طريق تعليم الهى می‌باشد و به همين دليل محدود به حدودى است كه او اراده می‌‏كند&amp;lt;ref&amp;gt;براى توضيح بيشتر به جلد پنجم تفسير نمونه صفحه ٢٤٥ و جلد ٧ صفحه ٤٦ مراجعه فرمائيد.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نمونه، ج٩، ص٨٠&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام و المسلمین قرائتی؛}}&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محسن قرائتی|قرائتی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب  &#039;&#039;«تفسیر نور»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«علم غيب، به طور مطلق و نسبت به هر چيز و در هر شرايطى مخصوص خداوند است، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ}}﴾}} &amp;lt;ref&amp;gt; انعام، ٥٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; امّا به اذن و اراده‏ى الهى گاهى براى اولياى خدا دريچه‌‏هايى از غيب گشوده می‌‏شود، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; هود، ٤٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; لذا پيامبران الهى، از علم غيب برخوردارند. چنان كه در آيه‏ى ٢٦ سوره‏ جنّ می‌‏فرمايد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ}}﴾}} نه فقط علم غيب، بلكه قدرت انجام كارهاى خارق العاده نيز مخصوص خداست، امّا خداوند به هر كس كه بخواهد و به هر مقدار كه مصلحت بداند عطا مى‏كند. با آنكه مرگ و حيات بدست اوست،   {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;نجم، ٤٤.&amp;lt;/ref&amp;gt; ، لكن حضرت عيسى‏ {{ع}} نيز با اذن او مردگان را زنده می‌كند، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران، ٤٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; با آنكه خداوند جان‌‏ها را می‌‏گيرد،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; زمر، ٤٣&amp;lt;/ref&amp;gt;لكن فرشتگان نيز با اذن او جان مردم را می‌گيرند، :    {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; سجده، ١١.&amp;lt;/ref&amp;gt; با آنكه تنها او خالق است،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; رعد، ١٦.&amp;lt;/ref&amp;gt;، لكن حضرت عيسى‏ نيز با اذن الهى خلق می‌‏كرد. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;مائده، ١١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نور، ج٥، ص٣١١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۲۰ سوره یونس چگونه علم غیب غیر خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۶۵ سوره نمل چگونه علم غیب غیر از خدا اثبات می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۰ سوره انعام آیا پیامبر خاتم علم غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۷ سوره اعراف آیا پیامبر خاتم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷۷ سوره نحل نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۳ سوره بقره نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۸ سوره فاطر نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۶ سوره هود نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره ص علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره هود علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره کهف نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۲۳ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۳ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره ملک علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۶ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۱ سوره انبیا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۲ سوره شعرا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳ سوره عبس نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۹ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۶ سوره اسرا علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره فصلت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸۵ سوره زخرف علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۱ سوره مدثر علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره ابراهیم نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره رعد علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹۹ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B0%DB%B9_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D8%A6%D8%AF%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%86%D9%81%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45232</id>
		<title>با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B0%DB%B9_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D8%A6%D8%AF%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%86%D9%81%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45232"/>
		<updated>2017-02-22T18:41:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[دلایل اثبات علم غیب معصوم (نمایه)|دلایل اثبات علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[علامه طباطبایی]]&lt;br /&gt;
* [[ناصر مکارم|مکارم]]&lt;br /&gt;
* [[جعفر سبحانی|سبحانی]]&lt;br /&gt;
* [[محسن غرویان|غرویان]]، [[سید محمد حسین میرباقری|میرباقری]] و [[محمد رضا غلامی|غلامی]]&lt;br /&gt;
* [[محمد اسعدی|اسعدی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟&#039;&#039;&#039; یکی از سؤال‌های مصداقی پرسشی تحت عنوان &#039;&#039;«[[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)|آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟»]]&#039;&#039; است. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مجموعه پرسش‌های مرتبط به این بحث &#039;&#039;&#039;([[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]])&#039;&#039;&#039; یا به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}﴾}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزی که خداوند پیامبران را گرد می‌آورد و می‌فرماید که به (دعوت) شما چه پاسخ داده شد؟ می‌گویند: ما را هیچ دانشی نیست، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا عبارت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}} علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در [[المیزان (کتاب)|المیزان]] در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«مراد از علمی که از خود نفی می‏‌کنند و می‌‏گویند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}} اصل علم نیست بلکه همان جمیع علوم غیبی است که برای خداوند اثباتش می‌‏کند، زیرا ظاهر گفتارشان که می‏‌گویند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}﴾}} بدرستی تویی علام الغیوب دلالت دارد بر این‌که این بیان تعلیل می‏‌کند نفی را و معلوم است که انحصار علم همه غیب‌‏ها در خداوند سبحان دلیل بر این نیست که غیر خداوند فاقد اصل علم هستند، مخصوصا در اینجا که سؤال خداوند از این است که مردم چگونه دعوت شما انبیا را پذیرفتند؟ چون علم به چگونگی پذیرفتن مردم از قبیل علم به غیب نیست بلکه از قبیل علم شهودی است، پس معلوم شد اینکه انبیا گفتند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}} نفی مطلق علم نیست بلکه نفی علم حقیقتی است که به عالم غیب هم راه داشته باشد. حقیقت امر این است که حقیقت علم جز در نزد خداوند سبحان یافت نمی‏‌شود. بنابراین جوابی هم که در آیه مورد بحث در روز قیامت، انبیاء(ع) در پاسخ‏{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَاذَا أُجِبْتُمْ}}﴾}}داده، می‏‌گویند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}﴾}} جوابی است که علم‏ را که همان غیب است حقیقتا از خود نفی نموده و برای پروردگار سبحان اثبات می‌‏کنند، و این جوابشان یک نوع خضوعی است در برابر عظمت و کبریایی پروردگار و اعتراف به احتیاج ذاتی و بطلان حقیقی خود در برابر مولای حقیقیشان و رعایت آداب حضور و اظهار حقیقت امر است نه جواب نهایی که بعد از آن جواب دیگری نباشد»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.eshia.ir/50081/6/292 ترجمه تفسیر المیزان، ج‏ ۶، ص: ۲۹۲]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● آیت‌الله مکارم؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«تفسیر نمونه»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«به عقيده ما روشن است كه منظور انبياء آن است كه علم خود را در برابر علم خدا هيچ بشمرند و در حقيقت چنين است، هستى ما در برابر هستى بى ‏پايان او چيزى نيست و علم ما در برابر علم او علم محسوب نمى‌‏شود، و خلاصه &amp;quot;ممكن&amp;quot; هر چه باشد در برابر &amp;quot;واجب&amp;quot; چيزى ندارد و به تعبير ديگر: دانش انبياء اگر چه در حد خود دانش قابل ملاحظه‏‌اى است ولى با مقايسه به دانش پروردگار چيزى محسوب نمى‏‌شود.&lt;br /&gt;
و در حقيقت عالم واقعى كسى است كه در همه جا و هر زمان حاضر و ناظر و از پيوند تمام ذرات عالم با خبر و از تمام خصوصيات اين جهان كه يك واحد به هم پيوسته است آگاه باشد، و اين صفت مخصوص ذات پاك خدا است.&lt;br /&gt;
::::::از آنچه گفتيم روشن مى‌‏شود كه اين آيه دليل بر نفى هر گونه علم غيب از پيامبران و امامان نمى‏‌شود، آن چنان كه بعضى پنداشته‌‏اند، زيرا &amp;quot;علم غيب&amp;quot; بالذات مربوط به كسى است كه همه جا و هر زمان حاضر است، و غير او بالذات چنين علمى را ندارد بلكه آنچه را خدا از غيب به او تعليم داده است مى‌‏داند، شاهد اين  سخن آيات متعددى از قرآن است، از جمله در سوره جن آيه ٢٦ مى‌‏خوانيم [[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ }}﴾}}]] «خداوند عالم الغيب است و هيچكس را از علم غيب خود آگاه نمى‌‏كند مگر رسولانى را كه برگزيده است» و در سوره هود آيه ٤٩ مى‏‌خوانيم:[[آیا آیه ۴۹ سوره هود علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ }}﴾}}]] «اينها از خبرهاى غيبى است كه ما به تو وحى مى‏‌فرستيم».&lt;br /&gt;
::::::از اين آيات و مانند آن استفاده مى‌‏شود كه علم غيب مخصوص ذات خدا است ولى به هر كس آنچه صلاح ببيند تعليم مى‌‏دهد و كميت و كيفيت آن مربوط به خواست و مشيت او است»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير نمونه، ج‏٥، ص ١٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● آیت‌الله سبحانی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی|سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«در آیه مورد بحث جریان از این قبیل است: وقتی پیامبران علم و آگاهی محدود خود را، با علم و آگاهی بی پایان خداوند مقایسه می‌کنند، و نیز متوجه می‌شوند که هر علم و آگاهی که دارند از جانب او است، و خداست که این علم و آگاهی را به آنان داده است و از خود چیزی ندارند؛ بی‌اختیار در برابر علم اصیل و ذاتی و نامحدود او، خضوع نموده و هر نوع علم و آگاهی را از خود سلب می‌نمایند و می‌گویند ما آگاه نیستیم و تنها تویی آگاه از مطلب و آگاه به حق. در فلسفه اسلامی پیرامون واقعیت علم و آگاهی آمده است: که علم حقیقی و آگاهی کامل، این است که از مجموع عللی که در طول زمان مایه پیدایش حادثه‌ای گردیده و حوادثی که فعلاً با آن همگام و همزمان است، آگاه گردیم و چنین علمی، از توانایی بشر بیرون است. با در نظر گرفتن این جهات صحیح است که پیامبران در برابر علم الهی خضوع کنند و بگویند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}} خصوصاً با توجه به این که اگر علمی دارند، مربوط به خود آنان نیست، بلکه پرتوی است از نور و علم الهی که برای آن حد و مرزی نیست، و خداوند درباره علم بشر چنین گفته است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند؛ سوره اسراء، آیه۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;ثانیاً:&#039;&#039;&#039; آیات مربوط به شهادت پیامبر {{صل}} و گروه‌های دیگر، با صراحت کامل می‌رساند که اینان در روز بازپسین برای اداء شهادت دعوت می‌شوند چنان که می فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاء}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;و کارنامه‌ها برنهاده می‌شود و پیامبران و گواهان را می‌آورند و میان آنان به حق داوری می‌کنند؛ سوره زمر، آیه ۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. آیا ممکن است که گواهان محکمه الهی، بدون آگاهی به چیزی شهادت دهند و یا چیزی را گواهی نمایند در این صورت آیات شهادت خصوصاً آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيدًا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;و تو را (ای پیامبر) برای آنان گواه می‌آوریم؛ سوره نساء، آیه۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;  و همچنین آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;روزی که گواهان برای ادای شهادت به پا می‌خیزند؛ سوره غافر، آیه ۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;  ما را وادار می‌کند که جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}} را به همان صورتی که ذکر شد معنی کنیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;ثالثاً:&#039;&#039;&#039; چگونه می‌توان گفت که پیامبران هیچ آگاهی از وضع امت خود ندارند در حالی که پیامبر در محشر و روز گردآوری پیامبران، در محکمه عدل الهی چنین می‌گوید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;در چنین روزی پیامبر {{صل}} می گوید: پروردگارا امت من، قرآن را ترک کردند؛ سوره فرقان، آیه ٣٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; و با در نظر گرفتن سیاق آیات بالأخص آیه ماقبل : {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ}}﴾}} &amp;lt;ref&amp;gt;روزی که ستمگر دست به دندان می‌گیرد؛ سوره فرقان، آیه ۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; روشن می‌شود که پیامبر {{صل}} روز بازپسین این چنین سخن می‌گوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;رابعاً:&#039;&#039;&#039; چگونه می‌توان گفت که در چنین روزی پیامبران آگاهی از وضع امت خود ندارند در صورتی که در اعراف گروهی، نیکوکاران و بدکاران را با سیمای آنان می‌شناسند و چنان که می‌گوید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; در اعراف مردانی هستند که همه را به چهره‌هایشان می‌شناسند؛ سوره اعراف، آیه ۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا پیامبری که درباره سرنوشت ابولهب در برزخ و قیامت، پیشاپیش از مقام ربوبی آیاتی تلقی کرده است و یا درباره ولید بن مغیره، وحی الهی بر او نازل شده است &amp;lt;ref&amp;gt;به سوره «ن» آیه‌های ١٠ـ ۱۵ و سوره مدثر آیه‌های ١١ـ ۲۶ مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ... جا دارد که در روز رستاخیز به طور واقعی بگوید که: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}}؟! این قراین ما را به مراد الهی نزدیک کرده و می‌رساند که نفی هر نوع آگاهی جنبه تأدبی داشته که یک نوع خضوع صحیح و عقلانی بوده است بالأخص که گفتیم علمی که پیامبران دارند، از خدا است. و مربوط به خود آنان نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;خامساً:&#039;&#039;&#039; قرآن مجید می‌گوید: از پیامبران و امت ها جدا سؤال می شود چنان که می فرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;از افرادی که برای آنان پیامبر اعزام کرده ایم، سؤال می‌کنیم، و از پیامبران نیز می‌پرسیم؛ سوره اعراف، آیه ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بسیاری از آیات استفاده می شود که مجرمان و گنهکاران از آینده خود آگاه می‌باشند و با تأسّف فراوانی می‌گویند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;ای کاش راه پیامبر را می رفتم؛ سوره فرقان، آیه ٢٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلانًا خَلِيلا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;ای کاش با فلانی دوست نمی شدم؛ سوره فرقان، آیه ٢٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;ما را باز گردان تا عمل صالح انجام دهیم ما به یقین رسیده‌ایم؛ سوره سجده، آیه ١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیا صحیح است که امت، از وضع خود آگاه بوده و سر به زیر افکنده و آرزوهایی بنماید اما پیامبران که مدت‌ها با امت‌های خود زندگی کرده‌اند، از خود، هر نوع آگاهی را به طور حقیقی سلب نمایند؟! بنابراین ، مفاد آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}} روشن است و با آیات مربوط به آگاهی پیامبر از غیب منافاتی ندارد»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tohid.ir/fa/index/book?bookID=171&amp;amp;page=5#id170_p170 آگاهی سوم یا علم غیب، ص ١٧٢-۱۷۷].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجج الاسلام و المسلمین غرویان، میرباقری و غلامی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11212121.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محسن غرویان]]]]&lt;br /&gt;
حجج الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محسن غرویان|غرویان]]&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;[[سید محمد حسین میرباقری|میرباقری]]&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[محمد رضا غلامی|غلامی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[بحثی مبسوط در آموزش عقاید (کتاب)|بحثی مبسوط در آموزش عقاید]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«پاسخ این اشکال این است که آنچه در اینگونه آیات از غیر خداوند –از جمله انبیاء – سلب شده علم غیب ذاتی است و نه آن علم و معرفتی که از ناحیه خود او به انسان‌های برگزیده‌ای همچون انبیاء آسمانی اعطا شده است»&amp;lt;ref&amp;gt;بحثی مبسوط در آموزش عقائد، ج٢، ص٢٩&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام و المسلمین دکتر اسعدی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد اسعدی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محمد اسعدی|اسعدی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن (کتاب)|ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«در این آیه، هرچند «لای نفس جنس» به کار رفته و معنای حقیقی آن، نفی مطلق است، اما با توجه به قراین موجود باید به معنای مجازی آن اذعان کرد و معنایی نسبی برای آن در نظر گرفت. توضیح آنکه آیات زیادی گواه آن است که انبیا و برخی اولیای الهی در قیامت به عنوان شاهدان اعمال احضار شده و آنان بر اعمال مردم گواهی می‌دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای مثال: زمر، ۶۹؛ نساء، ۴۱؛ غافر، ۵۱؛ فرقان، ۳۰؛ اعراف، ۴۶؛ روم، ۵۶؛ زخرف، ۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  با وجود این، چگونه می‌توان به معنای حقیقی نفی جنس در آیه باور داشت و انبیا را از هر گونه علمی در قیامت بی‌بهره شمرد؟  آنچه در فضای این آیه قابل توجه است آن است که در محکمه الهی سوال و جواب سربسته گذشته به نوعی با توبیخ و طعنه به دشمنان و مخالفان پیامبران همراه است. در واقع، پیامبران می‌خواهند خطاب به خدا بگویند در قیاس با [[علم]] مطلق تو، دانش ما قابل ذکر نیست و تو خود بهتر می‌دانی که آنان چه پاسخی به دعوت ما دادند. چنین پاسخی در محکومیت رفتار آنان شدیدتر است.&amp;lt;ref&amp;gt;ابوحیان، البحر المحیط، ج ۴، ص ۴۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر این، نوع پاسخ آنان با توجه به دیگر آیات بیانگر علم و شهادت ایشان، نشان می‌دهد که می‌توان آن را بر ادب و خضوع پیامبران در برابر عظمت علم الهی حمل کرد و طبعاً در مرحله نخست صورت گرفته و با ادای شهادت و بیان اخبار در مراحل دیگر سازگار است»&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی، المیزان، ج ۶، ص ۲۰۱ و ۲۰۲؛ درباره وجوه دیگر: فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، ج ۱۲، ص ۴۵۶ و ۴۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;ref&amp;gt;ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن، ص ۳۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۲۰ سوره یونس چگونه علم غیب غیر خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۶۵ سوره نمل چگونه علم غیب غیر از خدا اثبات می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۰ سوره انعام آیا پیامبر خاتم علم غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۷ سوره اعراف آیا پیامبر خاتم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷۷ سوره نحل نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۳ سوره بقره نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۸ سوره فاطر نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۶ سوره هود نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره ص علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره هود علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره کهف نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۲۳ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۳ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره ملک علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۶ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۱ سوره انبیا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۲ سوره شعرا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳ سوره عبس نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۹ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۶ سوره اسرا علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره فصلت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸۵ سوره زخرف علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۱ سوره مدثر علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره ابراهیم نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره رعد علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹۹ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B3%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D9%88%D8%AF_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45231</id>
		<title>با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B3%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D9%88%D8%AF_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45231"/>
		<updated>2017-02-22T18:29:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: /* پاسخ نخست */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[دلایل اثبات علم غیب معصوم (نمایه)|دلایل اثبات علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[ناصر مکارم|مکارم]]&lt;br /&gt;
* [[محسن قرائتی|قرائتی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ}}﴾}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا مفاد این آیه علم غیب پیامبر خاتم را نفی نمی‌کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«تفسیر نمونه»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«آگاهى از غيب به طور مطلق و بدون هيچگونه قيد و شرط از آن خدا است، ولى او هر مقدار از اين آگاهى را مصلحت ببيند در اختيار پيامبران و اولياى خود می‌‏گذارد همانطور كه در آيه ٢٦ و ٢٧ سوره&amp;quot; جن&amp;quot; می‌خوانيم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ}}﴾}} &lt;br /&gt;
«خداوند از تمام امور پنهانى آگاه است و هيچكس را از علم غيب خود آگاه نمی‌كند مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند».&lt;br /&gt;
::::::بنابراين هيچگونه تضادى ميان آيات مورد بحث كه نفى علم غيب از پيامبران می‌كند و آيات يا رواياتى كه آگاهى بعضى از غيوب را به پيامبران يا امامان {{عم}} نسبت می‌‏دهد وجود ندارد.&lt;br /&gt;
::::::آگاهى از اسرار غيب بالذات مخصوص خدا است و ديگران هر چه دارند بالعرض و از طريق تعليم الهى می‌باشد و به همين دليل محدود به حدودى است كه او اراده می‌‏كند&amp;lt;ref&amp;gt;براى توضيح بيشتر به جلد پنجم تفسير نمونه صفحه ٢٤٥ و جلد ٧ صفحه ٤٦ مراجعه فرمائيد.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نمونه، ج٩، ص٨٠&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام و المسلمین قرائتی؛}}&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محسن قرائتی|قرائتی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب  &#039;&#039;«تفسیر نور»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«علم غيب، به طور مطلق و نسبت به هر چيز و در هر شرايطى مخصوص خداوند است، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ}}﴾}} &amp;lt;ref&amp;gt; انعام، ٥٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; امّا به اذن و اراده‏ى الهى گاهى براى اولياى خدا دريچه‌‏هايى از غيب گشوده می‌‏شود، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; هود، ٤٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; لذا پيامبران الهى، از علم غيب برخوردارند. چنان كه در آيه‏ى ٢٦ سوره‏ جنّ می‌‏فرمايد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ}}﴾}} نه فقط علم غيب، بلكه قدرت انجام كارهاى خارق العاده نيز مخصوص خداست، امّا خداوند به هر كس كه بخواهد و به هر مقدار كه مصلحت بداند عطا مى‏كند. با آنكه مرگ و حيات بدست اوست،   {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;نجم، ٤٤.&amp;lt;/ref&amp;gt; ، لكن حضرت عيسى‏ {{ع}} نيز با اذن او مردگان را زنده می‌كند، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران، ٤٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; با آنكه خداوند جان‌‏ها را می‌‏گيرد،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; زمر، ٤٣&amp;lt;/ref&amp;gt;لكن فرشتگان نيز با اذن او جان مردم را می‌گيرند، :    {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; سجده، ١١.&amp;lt;/ref&amp;gt; با آنكه تنها او خالق است،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; رعد، ١٦.&amp;lt;/ref&amp;gt;، لكن حضرت عيسى‏ نيز با اذن الهى خلق می‌‏كرد. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;مائده، ١١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نور، ج٥، ص٣١١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۲۰ سوره یونس چگونه علم غیب غیر خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۶۵ سوره نمل چگونه علم غیب غیر از خدا اثبات می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۰ سوره انعام آیا پیامبر خاتم علم غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۷ سوره اعراف آیا پیامبر خاتم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷۷ سوره نحل نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۳ سوره بقره نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۸ سوره فاطر نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۶ سوره هود نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره ص علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره هود علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره کهف نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۲۳ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۳ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره ملک علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۶ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۱ سوره انبیا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۲ سوره شعرا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳ سوره عبس نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۹ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۶ سوره اسرا علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره فصلت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸۵ سوره زخرف علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۱ سوره مدثر علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره ابراهیم نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره رعد علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹۹ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B3%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D9%88%D8%AF_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45230</id>
		<title>با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B3%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D9%88%D8%AF_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45230"/>
		<updated>2017-02-22T18:04:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[دلایل اثبات علم غیب معصوم (نمایه)|دلایل اثبات علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[ناصر مکارم|مکارم]]&lt;br /&gt;
* [[محسن قرائتی|قرائتی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ}}﴾}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا مفاد این آیه علم غیب پیامبر خاتم را نفی نمی‌کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[تفسیر نمونه ج۵ (کتاب)|تفسیر نمونه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«آگاهى از غيب به طور مطلق و بدون هيچگونه قيد و شرط از آن خدا است، ولى او هر مقدار از اين آگاهى را مصلحت ببيند در اختيار پيامبران و اولياى خود می‌‏گذارد همانطور كه در آيه ٢٦ و ٢٧ سوره&amp;quot; جن&amp;quot; می‌خوانيم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ}}﴾}} &lt;br /&gt;
«خداوند از تمام امور پنهانى آگاه است و هيچكس را از علم غيب خود آگاه نمی‌كند مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند».&lt;br /&gt;
::::::بنابراين هيچگونه تضادى ميان آيات مورد بحث كه نفى علم غيب از پيامبران می‌كند و آيات يا رواياتى كه آگاهى بعضى از غيوب را به پيامبران يا امامان {{عم}} نسبت می‌‏دهد وجود ندارد.&lt;br /&gt;
::::::آگاهى از اسرار غيب بالذات مخصوص خدا است و ديگران هر چه دارند بالعرض و از طريق تعليم الهى می‌باشد و به همين دليل محدود به حدودى است كه او اراده می‌‏كند&amp;lt;ref&amp;gt;براى توضيح بيشتر به جلد پنجم تفسير نمونه صفحه ٢٤٥ و جلد ٧ صفحه ٤٦ مراجعه فرمائيد.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نمونه، ج٩، ص٨٠&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام و المسلمین قرائتی؛}}&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محسن قرائتی|قرائتی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب  &#039;&#039;«تفسیر نور»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«علم غيب، به طور مطلق و نسبت به هر چيز و در هر شرايطى مخصوص خداوند است، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ}}﴾}} &amp;lt;ref&amp;gt; انعام، ٥٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; امّا به اذن و اراده‏ى الهى گاهى براى اولياى خدا دريچه‌‏هايى از غيب گشوده می‌‏شود، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; هود، ٤٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; لذا پيامبران الهى، از علم غيب برخوردارند. چنان كه در آيه‏ى ٢٦ سوره‏ جنّ می‌‏فرمايد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ}}﴾}} نه فقط علم غيب، بلكه قدرت انجام كارهاى خارق العاده نيز مخصوص خداست، امّا خداوند به هر كس كه بخواهد و به هر مقدار كه مصلحت بداند عطا مى‏كند. با آنكه مرگ و حيات بدست اوست،   {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;نجم، ٤٤.&amp;lt;/ref&amp;gt; ، لكن حضرت عيسى‏ {{ع}} نيز با اذن او مردگان را زنده می‌كند، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران، ٤٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; با آنكه خداوند جان‌‏ها را می‌‏گيرد،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; زمر، ٤٣&amp;lt;/ref&amp;gt;لكن فرشتگان نيز با اذن او جان مردم را می‌گيرند، :    {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; سجده، ١١.&amp;lt;/ref&amp;gt; با آنكه تنها او خالق است،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; رعد، ١٦.&amp;lt;/ref&amp;gt;، لكن حضرت عيسى‏ نيز با اذن الهى خلق می‌‏كرد. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;مائده، ١١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نور، ج٥، ص٣١١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۲۰ سوره یونس چگونه علم غیب غیر خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۶۵ سوره نمل چگونه علم غیب غیر از خدا اثبات می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۰ سوره انعام آیا پیامبر خاتم علم غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۷ سوره اعراف آیا پیامبر خاتم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷۷ سوره نحل نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۳ سوره بقره نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۸ سوره فاطر نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۶ سوره هود نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره ص علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره هود علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره کهف نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۲۳ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۳ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره ملک علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۶ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۱ سوره انبیا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۲ سوره شعرا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳ سوره عبس نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۹ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۶ سوره اسرا علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره فصلت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸۵ سوره زخرف علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۱ سوره مدثر علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره ابراهیم نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره رعد علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹۹ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B3%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D9%88%D8%AF_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45229</id>
		<title>با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B3%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D9%88%D8%AF_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45229"/>
		<updated>2017-02-22T18:02:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[دلایل اثبات علم غیب معصوم (نمایه)|دلایل اثبات علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = حضرات آقایان:&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[ناصر مکارم|مکارم]]&lt;br /&gt;
* [[محسن قرائتی|قرائتی]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ}}﴾}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا مفاد این آیه علم غیب پیامبر خاتم را نفی نمی‌کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[تفسیر نمونه ج۵ (کتاب)|تفسیر نمونه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«آگاهى از غيب به طور مطلق و بدون هيچگونه قيد و شرط از آن خدا است، ولى او هر مقدار از اين آگاهى را مصلحت ببيند در اختيار پيامبران و اولياى خود می‌‏گذارد همانطور كه در آيه ٢٦ و ٢٧ سوره&amp;quot; جن&amp;quot; می‌خوانيم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ}}﴾}} &lt;br /&gt;
«خداوند از تمام امور پنهانى آگاه است و هيچكس را از علم غيب خود آگاه نمی‌كند مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند».&lt;br /&gt;
::::::بنابراين هيچگونه تضادى ميان آيات مورد بحث كه نفى علم غيب از پيامبران می‌كند و آيات يا رواياتى كه آگاهى بعضى از غيوب را به پيامبران يا امامان {{عم}} نسبت می‌‏دهد وجود ندارد.&lt;br /&gt;
::::::آگاهى از اسرار غيب بالذات مخصوص خدا است و ديگران هر چه دارند بالعرض و از طريق تعليم الهى می‌باشد و به همين دليل محدود به حدودى است كه او اراده می‌‏كند&amp;lt;ref&amp;gt;براى توضيح بيشتر به جلد پنجم تفسير نمونه صفحه ٢٤٥ و جلد ٧ صفحه ٤٦ مراجعه فرمائيد.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نمونه، ج٩، ص٨٠&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|● حجت الاسلام و المسلمین قرائتی؛}}&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محسن قرائتی|قرائتی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب  &#039;&#039;«تفسیر نور»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«علم غيب، به طور مطلق و نسبت به هر چيز و در هر شرايطى مخصوص خداوند است، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ}}﴾}} &amp;lt;ref&amp;gt; انعام، ٥٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; امّا به اذن و اراده‏ى الهى گاهى براى اولياى خدا دريچه‌‏هايى از غيب گشوده می‌‏شود، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; هود، ٤٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; لذا پيامبران الهى، از علم غيب برخوردارند. چنان كه در آيه‏ى ٢٦ سوره‏ جنّ می‌‏فرمايد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ}}﴾}} نه فقط علم غيب، بلكه قدرت انجام كارهاى خارق العاده نيز مخصوص خداست، امّا خداوند به هر كس كه بخواهد و به هر مقدار كه مصلحت بداند عطا مى‏كند. با آنكه مرگ و حيات بدست اوست،   {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;نجم، ٤٤.&amp;lt;/ref&amp;gt; ، لكن حضرت عيسى‏ {{ع}} نيز با اذن او مردگان را زنده می‌كند، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; آل عمران، ٤٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; با آنكه خداوند جان‌‏ها را می‌‏گيرد،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; زمر، ٤٣&amp;lt;/ref&amp;gt;لكن فرشتگان نيز با اذن او جان مردم را می‌گيرند، :    {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; سجده، ١١.&amp;lt;/ref&amp;gt; با آنكه تنها او خالق است،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; رعد، ١٦.&amp;lt;/ref&amp;gt;، لكن حضرت عيسى‏ نيز با اذن الهى خلق می‌‏كرد. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;مائده، ١١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نور، ج٥، ص٣١١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۲۰ سوره یونس چگونه علم غیب غیر خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۶۵ سوره نمل چگونه علم غیب غیر از خدا اثبات می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۰ سوره انعام آیا پیامبر خاتم علم غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۷ سوره اعراف آیا پیامبر خاتم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷۷ سوره نحل نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۳ سوره بقره نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۸ سوره فاطر نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۶ سوره هود نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره ص علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره هود علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره کهف نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۲۳ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۳ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره ملک علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۶ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۱ سوره انبیا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۲ سوره شعرا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳ سوره عبس نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۹ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۶ سوره اسرا علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره فصلت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸۵ سوره زخرف علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۱ سوره مدثر علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره ابراهیم نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره رعد علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹۹ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B3%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D9%88%D8%AF_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45145</id>
		<title>با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B3%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D9%88%D8%AF_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=45145"/>
		<updated>2017-02-22T08:03:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: /* پاسخ به این پرسش */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[دلایل اثبات علم غیب معصوم (نمایه)|دلایل اثبات علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ}}﴾}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا مفاد این آیه علم غیب پیامبر خاتم را نفی نمی‌کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[تفسیر نمونه ج۵ (کتاب)|تفسیر نمونه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::آگاهى از غيب به طور مطلق و بدون هيچگونه قيد و شرط از آن خدا است، ولى او هر مقدار از اين آگاهى را مصلحت ببيند در اختيار پيامبران و اولياى خود می‌‏گذارد همانطور كه در آيه ٢٦ و ٢٧ سوره&amp;quot; جن&amp;quot; می‌خوانيم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ}}﴾}} &lt;br /&gt;
«خداوند از تمام امور پنهانى آگاه است و هيچكس را از علم غيب خود آگاه نمی‌كند مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند».&lt;br /&gt;
::::::بنابراين هيچگونه تضادى ميان آيات مورد بحث كه نفى علم غيب از پيامبران می‌كند و آيات يا رواياتى كه آگاهى بعضى از غيوب را به پيامبران يا امامان {{عم}} نسبت می‌‏دهد وجود ندارد.&lt;br /&gt;
::::::آگاهى از اسرار غيب بالذات مخصوص خدا است و ديگران هر چه دارند بالعرض و از طريق تعليم الهى می‌باشد و به همين دليل محدود به حدودى است كه او اراده می‌‏كند&amp;lt;ref&amp;gt;براى توضيح بيشتر به جلد پنجم تفسير نمونه صفحه ٢٤٥ و جلد ٧ صفحه ٤٦ مراجعه فرمائيد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نمونه، ج٩، ص٨٠&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۹ سوره انعام چگونه علم غیب غیر از خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۲۰ سوره یونس چگونه علم غیب غیر خدا ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۶۵ سوره نمل چگونه علم غیب غیر از خدا اثبات می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۰ سوره انعام آیا پیامبر خاتم علم غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۱۸۷ سوره اعراف آیا پیامبر خاتم به زمان قیامت علم دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷۷ سوره نحل نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۳ سوره بقره نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۸ سوره فاطر نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۶ سوره هود نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره ص علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۶۹ سوره هود علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره کهف نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۲۳ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۳ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۲۶ سوره ملک علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۶ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۱ سوره انبیا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره هود علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۱۲ سوره شعرا نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳ سوره عبس نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۹ سوره مطففین نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۶ سوره اسرا علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۴۷ سوره فصلت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸۵ سوره زخرف علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۱ سوره مدثر علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹ سوره ابراهیم نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۸ سوره رعد علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۷ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۹۹ سوره مائده علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D9%81%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%A8%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%88_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%AC%D9%85%D8%B9_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=44446</id>
		<title>چگونه آیات نافی علم غیب از غیر خدا با آیات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D9%81%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%A8%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%88_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%AC%D9%85%D8%B9_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=44446"/>
		<updated>2017-02-17T17:53:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{علم معصوم}}  &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;چگونه آیات نافی علم غیب از غیر خدا با آیات مثبت علم غیب ب...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چگونه آیات نافی علم غیب از غیر خدا با آیات مثبت علم غیب برای غیر او قابل جمع هستند؟ &#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*آیا میان آیات قرآن در رابطه با علم غیب غیر خداوند تعارضی وجود دارد؟&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[تفسیر نمونه ج٢٥ (کتاب)|تفسیر نمونه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
«در اينجا طرق مختلفى براى جمع وجود دارد.&lt;br /&gt;
#از معروفترين راههاى جمع اين است كه منظور از اختصاص علم غيب به خدا علم ذاتى و استقلالى است، بنا بر اين غير او مستقلا هيچگونه آگاهى از غيب ندارند، و هر چه دارند از ناحيه خدا است، با الطاف و عنايت او است، و جنبه تبعى دارد(...).&lt;br /&gt;
#اسرار غيب دو گونه است قسمتى مخصوص به خدا است و هيچكس جز او نمى‏داند مانند قيام قيامت، و امورى از قبيل آن، و قسمتى از آن را به انبياء و اولياء مى‏آموزد(...).&lt;br /&gt;
#راه ديگر براى جمع ميان اين دو گروه از آيات و روايات اينكه اسرار غيب در دو جا ثبت است: در&amp;quot; لوح محفوظ&amp;quot; (خزانه مخصوص علم خداوند) كه هيچگونه دگرگونى در آن رخ نمى‏دهد و هيچكس از آن آگاه نيست و&amp;quot; لوح محو و اثبات&amp;quot; كه علم به مقتضيات است نه علت تامه، و به همين دليل قابل دگرگونى است و آنچه ديگران نمى‏دانند مربوط به همين قسمت است(...).&lt;br /&gt;
#راه ديگر اينكه خداوند بالفعل از همه اسرار غيب آگاه است، ولى انبياء و اولياء ممكن است بالفعل بسيارى از اسرار غيب را ندانند، اما هنگامى كه اراده كنند خداوند به آنها تعليم مى‏دهد، و البته اين اراده نيز با اذن و رضاى خدا انجام مى‏گيرد. بنا بر اين جمع، آيات و رواياتى كه مى‏گويد آنها نمى‏دانند اشاره به ندانستن فعلى است و آنها كه مى‏گويد مى‏دانند اشاره به امكان دانستن آن است(...)»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نمونه، ج٢٥، ص١٤٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در قرآن موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در حدیث موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با وجود آیاتی که علم غیب غیر خدا را نفی می‌کنند چگونه این علم اثبات می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب پیامبر خاتم به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب پیامبران وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا پیامبران اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا امامان اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چرا امامان علم غیب خود را انکار می‌کردند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[نشانه وجود علم غیب نزد معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D9%85%D9%84_%D8%A8%D8%B1_%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=44111</id>
		<title>روایات مشتمل بر بهره‌مندی معصوم از علم غیب کدام‌اند؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D9%85%D9%84_%D8%A8%D8%B1_%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D8%A7%D8%B2_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=44111"/>
		<updated>2017-02-14T16:20:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{علم معصوم}}  &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; روایات مشتمل بر بهره‌مندی معصوم از علم غیب کدام‌اند؟&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039; روایات مشتمل بر بهره‌مندی معصوم از علم غیب کدام‌اند؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*چه روایاتی بر بهره‌مندی معصوم از علم غیب دلالت دارد؟&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی|سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::«در این باره دلیل‌های فراوانی داریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::::::* [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)|خبرهای غیبی نهج البلاغه]] (...).&lt;br /&gt;
::::::* [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)|صدها خبر غیبی که در غیر نهج البلاغه از علی و سایر امامان نقل شده]].&lt;br /&gt;
::::::* خبرهای صحیح السند و قطعی که امامان {{عم}} را وارث علوم انبیا و به ویژه وارث علوم پیامبر گرامی اسلام {{صل}} معرفی می‌کند؛ نیز یکی از دلیل ‌های قطعی آگاهی امامان از [[غیب]] است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از باب نمونه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:::::#کلینی در [[کافی (کتاب)|کافی]] با سند صحیح از امام صادق {{ع}} روایت کرده است: {{عربی|اندازه=150%|«إِنَّ دَاوُدَ وَرِثَ عِلْمَ الانْبِيَاءِ وَإِنَّ سُلَيْمَانَ وَرِثَ دَاوُدَ وَإِنَّ مُحَمَّداً {{صل}} وَرِثَ سُلَيْمَانَ وَإِنَّا وَرِثْنَا مُحَمَّداً {{صل}}»}}.&amp;lt;ref&amp;gt;حضرت داود، علم پیامبران پیش از خود را به ارث برد و حضرت سلیمان از داود ارث برد و پیامبر گرامی اسلام، علوم سلیمان را به ارث برد و ما اهل بیت، وارث علوم پیامبر گرامی اسلام هستیم؛ [[کافی (کتاب)|کافی]]، ج١، ص ٢٢٥؛ [[مرآة العقول (کتاب)|مرآة العقول]]، ج١، ص ١٦٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
:::::#در کتاب [[کافی (کتاب)|کافی]] با سند صحیح از امام باقر {{ع}} روایت شده است که حضرت باقر {{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«قَالَ إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِی نَزَلَ مَعَ آدَمَ {{ع}} لَمْ یُرْفَعْ وَ الْعِلْمُ یُتَوَارَثُ وَ كَانَ عَلِیٌّ {{ع}} عَالِمَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ إِنَّهُ لَمْ یَهْلِكْ مِنَّا عَالِمٌ قَطُّ إِلَّا خَلَفَهُ مِنْ أَهْلِهِ مَنْ عَلِمَ مِثْلَ عِلْمِهِ أَوْ مَا شَاءَ اللَّهُ}}.&amp;lt;ref&amp;gt;علمی که با حضرت آدم {{ع}} به زمین آمده از زمین به بالا برده نشد و کسانی آن را به ارث بردند، علی {{ع}} عالم این امت بود(که علم آدم {{ع}} نزد او بود) و هیچ عالمی از ما نمی‌میرد مگر آن که از اهل بیت خود جانشینی دارد که علم او را به ارث می‌برد؛ [[کافی (کتاب)|کافی]]، ج١، ص ٢٢٢؛ [[مرآة العقول (کتاب)|مرآة العقول]]، ج١، ص ١٦٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
:::::# در [[کافی (کتاب)|کافی]] با سند صحیح از امام باقر {{ع}} روایت شده است که آن حضرت در ضمن حدیثی فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«فَمَا أَظْهَرَ عَلَیْهِ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِیَاءَهُ فَقَدْ عَلِمْنَاهُ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;هر علمی که خدای متعال به فرشتگان و پیامبران آموخته است؛ ما نیز آن را می‌دانیم؛ [[کافی (کتاب)|کافی]]، ج١، ص ٢٥٦؛ [[مرآة العقول (کتاب)|مرآة العقول]]، ج١، ص ١٨٦.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
:::::#در [[کافی (کتاب)|کافی]] با سند موثق از امام باقر {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود:{{عربی|اندازه=150%|«فلم يعلم والله رسول الله {{صل}} حرفا مما علمه الله عزوجل إلا وقد علمه علياً ثم انتهى العلم إلينا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;به خدا سوگند هیچ علمی را خداوند به پیامبر گرامی اسلام نیاموخت مگر آن که آن حضرت، آن علم را به علی {{ع}} آموخت و علم علی {{ع}} پس از او به ارث به ما رسیده است؛ [[کافی (کتاب)|کافی]]، ج١، ص ٢٦٣؛ [[مرآة العقول (کتاب)|مرآة العقول]]، ج١، ص ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
:::::#در [[کافی (کتاب)|کافی]] با سند صحیح از امام باقر {{ع}} روایت شده است که آن حضرت فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«فالنبوة ليس لك فيها شئ، وأما الأخرى فهو العلم فأنت شريكي فيه»}}&amp;lt;ref&amp;gt;رسول گرامی {{صل}}، به علی{{ع}} فرمود: یا علی از نبوت نصیبی برای تو نیست اما در علم با من شریک هستی؛ [[کافی (کتاب)|کافی]]، ج١، ص ٢٦٣؛ [[مرآة العقول (کتاب)|مرآة العقول]]، ج١، ص ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
:::::#در [[کافی (کتاب)|کافی]] با سند صحیح از امام هشتم {{ع}} در ضمن حدیثی روایت شده است که آن حضرت فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«اسْتَوْدَعَنَا عِلْمَهُمْ نَحْنُ وَرَثَةُ أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا علوم پیامبران را نزد ما به ودیعت گذارد و ما أهل بیت وارثان پیامبران اولی العزم هستیم؛[[کافی (کتاب)|کافی]]، ج١، ص ٢٢٤؛ [[مرآة العقول (کتاب)|مرآة العقول]]، ج١، ص ١٦٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
:::::#در [[کافی (کتاب)|کافی]] از امام باقر{{ع}} در ضمن حدیثی نقل شده است: «خداوند علوم همه پیامبران را به رسول گرامی اسلام داد و او همه علومش را به امیرمؤمنان علی {{ع}} آموخت»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
:::::#در [[بصائر الدرجات (کتاب)|بصائر الدرجات]] از امام صادق {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود:{{عربی|اندازه=150%|«إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ فَضَّلَهُمْ بِالْعِلْمِ وَ أَوْرَثَنَا عِلْمَهُمْ وَ فَضَّلَهُمْ»}}&amp;lt;ref&amp;gt; خداوند پیامبران اولوالعزم را با علم، برتری داد و علم و برتری آنان را ما به ارث برده‌ایم؛ [[بصائر الدرجات (کتاب)|بصائر الدرجات]]، ص ٢٢٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
:::::# در [[بصائر الدرجات (کتاب)|بصائر الدرجات]] از امام باقر {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود:{{عربی|اندازه=155%|«نَحْنُ وَرَثَةُ أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ‌».}}&amp;lt;ref&amp;gt;ما اهل بیت، وارثان (علوم) پیامبران اولوالعزم هستیم؛ [[بصائر الدرجات (کتاب)|بصائر الدرجات]]، ص ١٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
:::::#در همان کتاب از امیرمؤمنان علی {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود: «خداوند رسول گرامی را بر هر چه آگاه کرد آن حضرت هم مرا بر همان آگاه نمود...»&amp;lt;ref&amp;gt;همان کتاب، جزء دوم، باب بیست و یکم.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
:::::#نیز از امام هشتم {{ع}} روایت شده است: {{عربی|اندازه=150%|«أوَلَيسَ اللّه ُ يَقولُ: ﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}﴾، فَرَسولُ اللّه ِ عِندَ اللّه ِ مُرتَضىً، ونَحنُ وَرَثَةُ ذلِكَ الرَّسولِ الَّذي أطلَعَهُ اللّه ُ عَلى ما شاءَ مِن غَيبِهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;آیا خدا نمی گوید: [[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]] او آگاه از غیب است و کسی را بر غیب خود مطلع نمی سازد مگر رسولی را که برگزیده است؟؛ سوره جن، آیه ۲۶ و ۲۷ رسول خدا در پیشگاه او برگزیده است و ما وارثان این رسول هستیم که او را بر آنچه از غیب که خواسته، مطلع ساخته است.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tohid.ir/fa/index/book?bookID=171&amp;amp;page=6#id190_p190 آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)، ١٩٠]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در قرآن موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب پیامبران وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا پیامبران اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب امام چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب امام چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امام وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا امامان اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیات مشتمل بر بهره‌مندی معصوم از علم غیب کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87_%D8%B1%D9%88%D8%AD_%DB%8C%D8%A7_%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%AF%D8%B3_%D8%A8%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=43000</id>
		<title>رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87_%D8%B1%D9%88%D8%AD_%DB%8C%D8%A7_%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%AF%D8%B3_%D8%A8%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=43000"/>
		<updated>2017-02-06T21:53:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{علم معصوم}}  &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یکی از پر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*چه ارتباطی میان روح القدس و علم غیب هست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:11212121.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محسن غرویان]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محسن غرویان|غرویان]]&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;[[سید محمد حسین میرباقری|میرباقری]]&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[محمد رضا غلامی|غلامی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[بحثی مبسوط در آموزش عقاید (کتاب)|بحثی مبسوط در آموزش عقاید]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌اند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در بعضی روایات آمده است که علوم ائمه {{عم}} گاه از راه &amp;quot;روح&amp;quot; است. نخست به روایاتی در این زمینه اشاره کرده ، سپس با توجه به معانی آنها، منظور از روح نیز تا حدودی روشن خواهد شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*ابو حمزه نقل می‌کند: {{عربی|اندازه=155%|«سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْعِلْمِ أَ هُوَ عِلْمٌ يَتَعَلَّمُهُ الْعَالِمُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ أَمْ فِي الْكِتَابِ عِنْدَكُمْ تَقْرَءُونَهُ فَتَعْلَمُونَ مِنْهُ قَالَ الْأَمْرُ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَوْجَبُ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ}}﴾}}... فَلَمَّا أَوْحَاهَا إِلَيْهِ عَلَّمَ بِهَا الْعِلْمَ وَ الْفَهْمَ وَ هِيَ الرُّوحُ الَّتِي يُعْطِيهَا اللَّهُ تَعَالَى مَنْ شَاءَ فَإِذَا أَعْطَاهَا عَبْداً عَلَّمَهُ الْفَهْمَ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی (بدون ترجمه)، ج١، ص٢٧٣، ح٥&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابو حمزه نقل می‌کند از امام صادق {{ع}} در باره علمشان پرسیدم که آیا آن را همچون علوم دیگر افراد از دهان مردم فرا می‌گیرند یا در کتابی است که در نزد آنان است و آن را می‌خوانند و علومی را می‌آموزند؟ امام {{ع}}‌ فرمودند: «مسئله از آنچه می‌پنداری بالاتر و مهمتر است! آیا آیه قرآن را نشنیده‌ای که می‍فرماید: «ای پیامبر {{صل}} ما بودیم که &amp;quot;روح&amp;quot; را که از امر  ماست&amp;lt;ref&amp;gt;اشاره به آیه ٨٥ سوره اسراء است که می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي}}﴾}}.&amp;lt;/ref&amp;gt; ، به سویت فرستادیم و تو پیش از آن نسبت به کتاب و ایمان چیزی نمی‌دانستی؟»&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آیه ٥٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;... پس آن هنگام که خداوند روح را به سوی پیامبر{{صل}} فرستاد، از طریق آن آگاهی و فهم کسب نمود، و این روح امری است که خداوند به هرکس که مشیت‌اش تعلق گیرد اعطا می‌نماید و هرگاه به بنده‌ای اعطا نفرماید، او را فهم و آگاهی تعلیم دهد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*امیر المؤمنین {{ع}} در ضمن مطالب مفصلی که به سلمان فارسی و شخصی به نام &amp;quot;جندب&amp;quot; فرموده‌اند، بعد از بیان این آیه از قرآن کریم:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مومن آیه ١٥&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌فرمایند: {{عربی|اندازه=155%|«وَ هُوَ رُوحُ اللَّهِ لَا يُعْطِيهِ وَ لَا يُلْقِي هَذَا الرُّوحَ إِلَّا عَلَى مَلَكٍ مُقَرَّبٍ أَوْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ وَصِيٍّ مُنْتَجَبٍ فَمَنْ أَعْطَاهُ اللَّهُ هَذَا الرُّوحَ فَقَدْ أَبَانَهُ مِنَ النَّاسِ وَ فَوَّضَ إِلَيْهِ الْقُدْرَةَ وَ أَحْيَا الْمَوْتَى وَ عَلِمَ بِمَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ وَ سَارَ مِنَ الْمَشْرِقِ إِلَى الْمَغْرِبِ وَ مِنَ الْمَغْرِبِ إِلَى الْمَشْرِقِ فِي لَحْظَةِ عَيْنٍ وَ عَلِمَ مَا فِي الضَّمَائِرِ وَ الْقُلُوبِ وَ عَلِمَ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ»}}.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج٢٦ ص٥ پاراگراف اول&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مراد از روح در آیه مذکور روح خداست که آن را جز بر فرشتگان مقرب الهی ویا بر نبی صاحب رسالت و یا بر جانشین و وصی برگزیده رسول القا و اعطا نمی‌فرماید. از این رو آن کس که مورد چنین عنایت و اعطائی قرار گیرد از مردم دیگر امتیازاتی یافته و به او قدرتی عطا می‌شود که مرده را زنده می‌سازد و به علوم گذشته و آینده آگاه شده، در یک چشم ر هم زدن، شرق تا غرب و غرب تا شرق عالم را سیر می‌کند و نیز آنچه را در قلب‌ها و ضمائر  مردم است و می‌داند و به طور کلی از آنچه در آسمان‌ها و زمین است آگاه می‌گردد» &amp;lt;ref&amp;gt;[[بحثی مبسوط در آموزش عقاید (کتاب)|بحثی مبسوط در آموزش عقاید]]، ص٤٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[منابع علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم لدنی با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه وحی یا الهام با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه کشف یا شهود با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه امام مبین یا کتاب مبین با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه ام الکتاب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه کتاب اعمال با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم‌الکتاب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه عرش با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه مصحف فاطمه یا کتاب‌هایی مثل جفر با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه ارتباط با فرشته با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه عمود نور با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه تحدیث با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه اسم اعظم با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا برهان می‌تواند راه آگاهی به غیب باشد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم غیب امام به طور مستقیم از جانب خدا به او داده می‌شود یا با وساطت پیامبر خاتم؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصومان کتابی داشتند که نام‌های پادشاهان یا شیعیان یا اهل بهشت و جهنم در آن ذکر شده است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا تعلیم اسماء با علم غیب پیامبر ارتباط دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب با خاتمیت منافات دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87_%D9%84%D9%88%D8%AD_%DB%8C%D8%A7_%D9%84%D9%88%D8%AD_%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%88%D8%B8_%D8%A8%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42980</id>
		<title>رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87_%D9%84%D9%88%D8%AD_%DB%8C%D8%A7_%D9%84%D9%88%D8%AD_%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%88%D8%B8_%D8%A8%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42980"/>
		<updated>2017-02-06T18:51:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*رابطه ام‌الکتاب با علم غیب معصوم چیست؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:11212121.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محسن غرویان]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجج الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محسن غرویان|غرویان]]&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;[[سید محمد حسین میرباقری|میرباقری]]&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[محمد رضا غلامی|غلامی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[بحثی مبسوط در آموزش عقاید (کتاب)|بحثی مبسوط در آموزش عقاید]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌اند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«یکی دیگر از راه‌های علوم ائمه {{عم}} آگاهی به لوح محفوظ یا ام‌الکتاب است.(...)&lt;br /&gt;
در جای خود اثبات شده است که با توجه به آیات قرآن کریم، لوحی وجود دارد که در آن محو و اثبات امور توسط پروردگار صورت می‌گیرد و این خود حاکی از این است که آنچه از امور مخلوقاتدر این لوح معلوم و مکشوف است، در مرتبه علل ناقصه این امور است که محو و اثبات در آن راه دارد.&lt;br /&gt;
علاوه بر این لوح دیگری وجود دارد که در آن تمامی موجودات هستی با تمام حقیقت و واقعیتشان منعکس‌اند و هم از این روست که اگر کسی بدین لوح دست یابد و از آن آگاه گردد، گویا بر همه چیز عالم آگاه گشته است. آیاتی که در این زمینه در قرآن کریم آمده، عبارتند از:&lt;br /&gt;
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|یَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}} &amp;lt;ref&amp;gt;رعد، ٣٩&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«خداوند هرچه را (از احکام و حوادث عالم) بخواهد محو، و هرچه را بخواهد اثبات می‌کند و در نزد اوست ام‌الکتاب».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;انعام، ٥٩&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
«تمام کلید‌های عوالم هستی در نزد پروردگار است و جز او کسی از آنها آگاه نیس و اوست که به آنچه در دریا و خشکی است آگاه است و هیچ برگی از درختی بر زمین نمی‌افتد مگر آنکه خداوند به آن علم داردو و هیچ ذره‌ای در دل تاریک زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتاب الهی، بصورت آشکار و روشن آمده است و مکشوف می‌باشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ }}﴾}} &amp;lt;ref&amp;gt;واقعه ٧٧-٧٩&amp;lt;/ref&amp;gt; که می‌فرماید: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«همانا این کتاب، قرآنی است ارزشمند که در کتاب پنهانی و مکنون دیگری است که آن را جز انسان‌های پاک نهاد و پیراسته نمی‌توانندمورد استفاده قرار دهند و با آن تماس بگیرند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و با توجه به آیه تطهیر که در مورد خاندان پیامبر {{صل}} می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;احزاب ٣٣&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
«خداوند اراده‌اش بر این تعلق گرفته که رجس و پلیدی را به طور کلی از شما خانواده پیامبر {{صل}} دور سازد و شما را کاملا پاک و مطهر سازد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که مصادیق بارز &amp;quot;مطهرون&amp;quot; که قادر به تماس با &amp;quot;کتاب مکنون&amp;quot; الهی هستند و از آن باخبرند، پیامبر و خاندان امامت و ولایت هستند.اینک در اینجا مناسب است به روایاتی چند در این زمینه اشاره کنیم:&lt;br /&gt;
*امیر المؤمنین {{ع}} :{{عربی|اندازه=155%|«وَ أَنَا صَاحِبُ اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ أَلْهَمَنِي اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَ مَا فِيه‏»}}.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج٢٦، ص٤&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن حدیث طویلی می‌فرمایند: «من صاحب و عالم بر لوح محفوظم و خداوند تمام آنچه را از علوم و دانش‌ها در آن است بر من الهام فرموده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*امام باقر {{ع}} از پدر بزرگوارش امام سجاد {{ع}} نقل می‌کنند که فرمود:{{عربی|اندازه=155%|«مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا أَعْطَاهُ مِنَ الْعِلْمِ بَعْضَهُ مَا خَلَا النَّبِيَّ ص فَإِنَّهُ أَعْطَاهُ مِنَ الْعِلْمِ كُلَّهُ ...وَ قَالَ لِمُحَمَّدٍ {{صل}}: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا}}﴾}} فَهَذَا الْكُلُّ وَ نَحْنُ الْمُصْطَفَوْن‏»}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«خداوند هیچ پیامبری را به نبوت مبعوث نساخت، مگر اینکه بعضی از علم و دانش را به او اعطا نمود، به استثنای پیامبر اسلام {{صل}} که کل علم و دانش را بدو مرحمت فرمود... و خطاب به ایشان فرمود: «ما &amp;quot;کتاب&amp;quot; را به برگزیدگان از میان بندگانمان واگذار نمودیم»&amp;lt;ref&amp;gt;فاطر، آیه٣٢&amp;lt;/ref&amp;gt; پس اینک، این کل کتاب است که در نزد ماست و ما هستیم بندگان برگزیده»» &amp;lt;ref&amp;gt;[[بحثی مبسوط در آموزش عقاید (کتاب)|بحثی مبسوط در آموزش عقاید]]، ص٤٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[منابع علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم لدنی با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه وحی یا الهام با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه کشف یا شهود با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه امام مبین یا کتاب مبین با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه ام الکتاب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه کتاب اعمال با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم‌الکتاب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه عرش با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه مصحف فاطمه یا کتاب‌هایی مثل جفر با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه ارتباط با فرشته با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه عمود نور با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه تحدیث با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه اسم اعظم با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا برهان می‌تواند راه آگاهی به غیب باشد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم غیب امام به طور مستقیم از جانب خدا به او داده می‌شود یا با وساطت پیامبر خاتم؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصومان کتابی داشتند که نام‌های پادشاهان یا شیعیان یا اهل بهشت و جهنم در آن ذکر شده است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا تعلیم اسماء با علم غیب پیامبر ارتباط دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب با خاتمیت منافات دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87_%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42976</id>
		<title>رابطه ام الکتاب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87_%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42976"/>
		<updated>2017-02-06T18:14:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{علم معصوم}}  &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یکی از پر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:11212121.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محسن غرویان]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* حجج الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محسن غرویان|غرویان]]&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;[[سید محمد حسین میرباقری|میرباقری]]&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[محمد رضا غلامی|غلامی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[بحثی مبسوط در آموزش عقاید (کتاب)|بحثی مبسوط در آموزش عقاید]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌اند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«یکی دیگر از راه‌های علوم ائمه {{عم}} آگاهی به لوح محفوظ یا ام‌الکتاب است.(...)&lt;br /&gt;
در جای خود اثبات شده است که با توجه به آیات قرآن کریم، لوحی وجود دارد که در آن محو و اثبات امور توسط پروردگار صورت می‌گیرد و این خود حاکی از این است که آنچه از امور مخلوقاتدر این لوح معلوم و مکشوف است، در مرتبه علل ناقصه این امور است که محو و اثبات در آن راه دارد.&lt;br /&gt;
علاوه بر این لوح دیگری وجود دارد که در آن تمامی موجودات هستی با تمام حقیقت و واقعیتشان منعکس‌اند و هم از این روست که اگر کسی بدین لوح دست یابد و از آن آگاه گردد، گویا بر همه چیز عالم آگاه گشته است. آیاتی که در این زمینه در قرآن کریم آمده، عبارتند از:&lt;br /&gt;
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|یَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}} &amp;lt;ref&amp;gt;رعد، ٣٩&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«خداوند هرچه را (از احکام و حوادث عالم) بخواهد محو، و هرچه را بخواهد اثبات می‌کند و در نزد اوست ام‌الکتاب».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;انعام، ٥٩&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
«تمام کلید‌های عوالم هستی در نزد پروردگار است و جز او کسی از آنها آگاه نیس و اوست که به آنچه در دریا و خشکی است آگاه است و هیچ برگی از درختی بر زمین نمی‌افتد مگر آنکه خداوند به آن علم داردو و هیچ ذره‌ای در دل تاریک زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتاب الهی، بصورت آشکار و روشن آمده است و مکشوف می‌باشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ }}﴾}} &amp;lt;ref&amp;gt;واقعه ٧٧-٧٩&amp;lt;/ref&amp;gt; که می‌فرماید: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«همانا این کتاب، قرآنی است ارزشمند که در کتاب پنهانی و مکنون دیگری است که آن را جز انسان‌های پاک نهاد و پیراسته نمی‌توانندمورد استفاده قرار دهند و با آن تماس بگیرند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و با توجه به آیه تطهیر که در مورد خاندان پیامبر {{صل}} می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;احزاب ٣٣&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
«خداوند اراده‌اش بر این تعلق گرفته که رجس و پلیدی را به طور کلی از شما خانواده پیامبر {{صل}} دور سازد و شما را کاملا پاک و مطهر سازد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که مصادیق بارز &amp;quot;مطهرون&amp;quot; که قادر به تماس با &amp;quot;کتاب مکنون&amp;quot; الهی هستند و از آن باخبرند، پیامبر و خاندان امامت و ولایت هستند.اینک در اینجا مناسب است به روایاتی چند در این زمینه اشاره کنیم:&lt;br /&gt;
*امیر المؤمنین {{ع}} :{{عربی|اندازه=155%|«وَ أَنَا صَاحِبُ اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ أَلْهَمَنِي اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَ مَا فِيه‏»}}.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج٢٦، ص٤&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن حدیث طویلی می‌فرمایند: «من صاحب و عالم بر لوح محفوظم و خداوند تمام آنچه را از علوم و دانش‌ها در آن است بر من الهام فرموده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*امام باقر {{ع}} از پدر بزرگوارش امام سجاد {{ع}} نقل می‌کنند که فرمود:{{عربی|اندازه=155%|«مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا أَعْطَاهُ مِنَ الْعِلْمِ بَعْضَهُ مَا خَلَا النَّبِيَّ ص فَإِنَّهُ أَعْطَاهُ مِنَ الْعِلْمِ كُلَّهُ ...وَ قَالَ لِمُحَمَّدٍ {{صل}}: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا}}﴾}} فَهَذَا الْكُلُّ وَ نَحْنُ الْمُصْطَفَوْن‏»}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«خداوند هیچ پیامبری را به نبوت مبعوث نساخت، مگر اینکه بعضی از علم و دانش را به او اعطا نمود، به استثنای پیامبر اسلام {{صل}} که کل علم و دانش را بدو مرحمت فرمود... و خطاب به ایشان فرمود: «ما &amp;quot;کتاب&amp;quot; را به برگزیدگان از میان بندگانمان واگذار نمودیم»&amp;lt;ref&amp;gt;فاطر، آیه٣٢&amp;lt;/ref&amp;gt; پس اینک، این کل کتاب است که در نزد ماست و ما هستیم بندگان برگزیده»» &amp;lt;ref&amp;gt;[[بحثی مبسوط در آموزش عقاید (کتاب)|بحثی مبسوط در آموزش عقاید]]، ص٤٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[منابع علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم لدنی با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه وحی یا الهام با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه کشف یا شهود با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه امام مبین یا کتاب مبین با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه کتاب اعمال با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم‌الکتاب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه عرش با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه مصحف فاطمه یا کتاب‌هایی مثل جفر با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه ارتباط با فرشته با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه عمود نور با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه تحدیث با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه اسم اعظم با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا برهان می‌تواند راه آگاهی به غیب باشد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم غیب امام به طور مستقیم از جانب خدا به او داده می‌شود یا با وساطت پیامبر خاتم؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصومان کتابی داشتند که نام‌های پادشاهان یا شیعیان یا اهل بهشت و جهنم در آن ذکر شده است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا تعلیم اسماء با علم غیب پیامبر ارتباط دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب با خاتمیت منافات دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87_%D9%84%D9%88%D8%AD_%DB%8C%D8%A7_%D9%84%D9%88%D8%AD_%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%88%D8%B8_%D8%A8%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42975</id>
		<title>رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87_%D9%84%D9%88%D8%AD_%DB%8C%D8%A7_%D9%84%D9%88%D8%AD_%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%88%D8%B8_%D8%A8%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42975"/>
		<updated>2017-02-06T18:12:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{علم معصوم}}  &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یکی از پر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رابطه لوح یا لوح محفوظ با علم غیب معصوم چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*رابطه ام‌الکتاب با علم غیب معصوم چیست؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:11212121.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محسن غرویان]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* حجج الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محسن غرویان|غرویان]]&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;[[سید محمد حسین میرباقری|میرباقری]]&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[محمد رضا غلامی|غلامی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[بحثی مبسوط در آموزش عقاید (کتاب)|بحثی مبسوط در آموزش عقاید]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌اند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«یکی دیگر از راه‌های علوم ائمه {{عم}} آگاهی به لوح محفوظ یا ام‌الکتاب است.(...)&lt;br /&gt;
در جای خود اثبات شده است که با توجه به آیات قرآن کریم، لوحی وجود دارد که در آن محو و اثبات امور توسط پروردگار صورت می‌گیرد و این خود حاکی از این است که آنچه از امور مخلوقاتدر این لوح معلوم و مکشوف است، در مرتبه علل ناقصه این امور است که محو و اثبات در آن راه دارد.&lt;br /&gt;
علاوه بر این لوح دیگری وجود دارد که در آن تمامی موجودات هستی با تمام حقیقت و واقعیتشان منعکس‌اند و هم از این روست که اگر کسی بدین لوح دست یابد و از آن آگاه گردد، گویا بر همه چیز عالم آگاه گشته است. آیاتی که در این زمینه در قرآن کریم آمده، عبارتند از:&lt;br /&gt;
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|یَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}} &amp;lt;ref&amp;gt;رعد، ٣٩&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«خداوند هرچه را (از احکام و حوادث عالم) بخواهد محو، و هرچه را بخواهد اثبات می‌کند و در نزد اوست ام‌الکتاب».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;انعام، ٥٩&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
«تمام کلید‌های عوالم هستی در نزد پروردگار است و جز او کسی از آنها آگاه نیس و اوست که به آنچه در دریا و خشکی است آگاه است و هیچ برگی از درختی بر زمین نمی‌افتد مگر آنکه خداوند به آن علم داردو و هیچ ذره‌ای در دل تاریک زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتاب الهی، بصورت آشکار و روشن آمده است و مکشوف می‌باشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ }}﴾}} &amp;lt;ref&amp;gt;واقعه ٧٧-٧٩&amp;lt;/ref&amp;gt; که می‌فرماید: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«همانا این کتاب، قرآنی است ارزشمند که در کتاب پنهانی و مکنون دیگری است که آن را جز انسان‌های پاک نهاد و پیراسته نمی‌توانندمورد استفاده قرار دهند و با آن تماس بگیرند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و با توجه به آیه تطهیر که در مورد خاندان پیامبر {{صل}} می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;احزاب ٣٣&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
«خداوند اراده‌اش بر این تعلق گرفته که رجس و پلیدی را به طور کلی از شما خانواده پیامبر {{صل}} دور سازد و شما را کاملا پاک و مطهر سازد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که مصادیق بارز &amp;quot;مطهرون&amp;quot; که قادر به تماس با &amp;quot;کتاب مکنون&amp;quot; الهی هستند و از آن باخبرند، پیامبر و خاندان امامت و ولایت هستند.اینک در اینجا مناسب است به روایاتی چند در این زمینه اشاره کنیم:&lt;br /&gt;
*امیر المؤمنین {{ع}} :{{عربی|اندازه=155%|«وَ أَنَا صَاحِبُ اللَّوْحِ الْمَحْفُوظِ أَلْهَمَنِي اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَ مَا فِيه‏»}}.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج٢٦، ص٤&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن حدیث طویلی می‌فرمایند: «من صاحب و عالم بر لوح محفوظم و خداوند تمام آنچه را از علوم و دانش‌ها در آن است بر من الهام فرموده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*امام باقر {{ع}} از پدر بزرگوارش امام سجاد {{ع}} نقل می‌کنند که فرمود:{{عربی|اندازه=155%|«مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا أَعْطَاهُ مِنَ الْعِلْمِ بَعْضَهُ مَا خَلَا النَّبِيَّ ص فَإِنَّهُ أَعْطَاهُ مِنَ الْعِلْمِ كُلَّهُ ...وَ قَالَ لِمُحَمَّدٍ {{صل}}: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا}}﴾}} فَهَذَا الْكُلُّ وَ نَحْنُ الْمُصْطَفَوْن‏»}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«خداوند هیچ پیامبری را به نبوت مبعوث نساخت، مگر اینکه بعضی از علم و دانش را به او اعطا نمود، به استثنای پیامبر اسلام {{صل}} که کل علم و دانش را بدو مرحمت فرمود... و خطاب به ایشان فرمود: «ما &amp;quot;کتاب&amp;quot; را به برگزیدگان از میان بندگانمان واگذار نمودیم»&amp;lt;ref&amp;gt;فاطر، آیه٣٢&amp;lt;/ref&amp;gt; پس اینک، این کل کتاب است که در نزد ماست و ما هستیم بندگان برگزیده»» &amp;lt;ref&amp;gt;[[بحثی مبسوط در آموزش عقاید (کتاب)|بحثی مبسوط در آموزش عقاید]]، ص٤٣&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[منابع علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم لدنی با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه وحی یا الهام با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه کشف یا شهود با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه امام مبین یا کتاب مبین با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه ام الکتاب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه کتاب اعمال با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم‌الکتاب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه عرش با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه مصحف فاطمه یا کتاب‌هایی مثل جفر با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه ارتباط با فرشته با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه عمود نور با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه تحدیث با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه اسم اعظم با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا برهان می‌تواند راه آگاهی به غیب باشد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم غیب امام به طور مستقیم از جانب خدا به او داده می‌شود یا با وساطت پیامبر خاتم؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا معصومان کتابی داشتند که نام‌های پادشاهان یا شیعیان یا اهل بهشت و جهنم در آن ذکر شده است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا تعلیم اسماء با علم غیب پیامبر ارتباط دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب با خاتمیت منافات دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42753</id>
		<title>دلیل حدیثی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42753"/>
		<updated>2017-02-05T20:32:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دلیل حدیثی علم غیب امامان چیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*آیا احادیث وارد شده از معصومین {{عم}} علم غیب را برای ایشان اثبات می‌کنند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:11546943.jpg|بندانگشتی|100px|right|[[علی نمازی شاهرودی]]]]&lt;br /&gt;
آیت‌الله [[علی نمازی شاهرودی]] در کتاب &#039;&#039;«[[علم غیب (کتاب)|علم غیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در کتاب شریف خرائج در باب معجزات [[حضرت رضا]] {{ع}} حدیث مفصلی نقل کرده‌اند؛ در آن حدیث آمده است که حضرت رضا {{ع}} به سفر بصره تشریف بردند و در آن سفر، معجزاتی از حضرت دیده شد؛ از جمله آن که ایشان با زبان‌ها و لغات گوناگون تکلم فرمودند. سپس، حضرت رضا {{ع}} به عمرو بن هذاب فرمودند: اگر به تو خبر دهم که چند روز دیگر خون یکی از خویشان خود را خواهی ریخت، تصدیق می کنی؟ عرض کرد: خیر، تصدیق نمی‌کنم؛ زیرا غیب را غیر از خداوند دیگری نمی‌داند. [[حضرت رضا]] {{ع}} فرمودند: مگر نمی‌دانی که خداوند فرموده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|[[با توجه به آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن غیر از خدا چه کسی از غیب خبر دارد؟ (پرسش)|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد؛ سروه جن: ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین آیه شریفه، [[رسول الله]] پسندیده خداوند است برای دانستن [[غیب]]، ما هم [[وارث پیامبر]] {{صل}} هستیم؛ لذا آن چه را واقع شده است و آن چه را تا روز قیامت واقع خواهد شد می دانیم. تو تا پنج روز دیگر به ریختن خون یکی از ارحام مبتلا خواهی شد؛ اگر نشدی بدان من امام نیستم و نیز، فرمود: تو تا چند روز دیگر، نابینا می شوی و سوگند به دروغ یاد می کنی و پیس خواهی شد. راوی گوید: به خدا قسم، آن چه حضرت فرمودند پس از چندی دیده شد و همه واقع گردید&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&amp;amp;option=com_mtree&amp;amp;task=readonline&amp;amp;link_id=16234&amp;amp;page=34&amp;amp;chkhashk=1156FDC102&amp;amp;Itemid=&amp;amp;lang=fa علم غیب، ص۳۴.]&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام صادق]] {{ع}} در بیان صفات [[ائمه هدی]] {{عم}} فرموده است: {{عربی|اندازه=155%|«إنَّ اللّه َ عزوجل أوضَحَ بِأَئِمَّةِ الهُدى مِن أهلِ بَيتِ نَبِيِّنا عَن دينِهِ، وأبلَجَ بِهِم عَن سَبيلِ مِنهاجِهِ، وفَتَحَ بِهِم عَن باطِنِ يَنابيعِ عِلمِهِ، فَمَن عَرَفَ مِن اُمَّةِ مُحَمَّدٍ {{صل}} واجِبَ حَقِّ إمامِهِ وَجَدَ طَعمَ حَلاوَةِ إيمانِهِ، وعَلِمَ فَضلَ طِلاوَةِ إسلامِهِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;خداوند به [[امامان]] از لطف و احسان باطن چشمه‌های علم را ظاهر کرده امام است که منتجب و پسندیده حق است حکمت و [[علم غیب]] به [[امام]] بخشیده شده؛ و چون پاکیزه است، مختار و پسندیده شده است به علم پروردگار؛ کافی، ج۱، ص۲۰۳، ح۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&amp;amp;option=com_mtree&amp;amp;task=readonline&amp;amp;link_id=16234&amp;amp;page=41&amp;amp;chkhashk=6F351FF592&amp;amp;Itemid=&amp;amp;lang=fa علم غیب، ص۳۴.]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ دوم==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|١٠٠px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«خبرهای صحیح السند و قطعی که امامان را وارث علوم انبیا و به ویژه وارث علوم پیامبر گرامی اسلام معرفی می کند؛ نیز یکی از دلیل های قطعی آگاهی امامان از غیب است. در اینجا از باب نمونه ده حدیث نقل می شود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف:&#039;&#039;&#039; کلینی در کافی با سند صحیح از امام صادق {{ع}} روایت کرده است که آن حضرت فرمود: «حضرت داود، علم پیامبران پیش از خود را به ارث برد و حضرت سلیمان از داود ارث برد و پیامبر گرامی اسلام، علوم سلیمان را به ارث برد و ما اهل بیت، وارث علوم پیامبر گرامی اسلام هستیم»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٥؛ مرات العقول، ج١، ص ١٦٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب:&#039;&#039;&#039; در کتاب کافی با سند صحیح از امام باقر {{ع}} روایت شده است که حضرت باقر {{ع}} فرمود: «علمی که با حضرت آدم به زمین آمده از زمین به بالا برده نشد و کسانی آن را به ارث بردند، علی {{ع}} عالم این امت بود(که علم آدم {{ع}} نزد او بود) و هیچ عالمی از ما نمی میرد مگر آن که از اهل بیت خود جانشینی دارد که علم او را به ارث می برد...»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٢؛ مرات العقول، ج١، ص ١٦٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پ.&#039;&#039;&#039; در کافی با سند صحیح از امام باقر {{ع}} روایت شده است که آن حضرت در ضمن حدیثی فرمود: «هر علمی که خدای متعال به فرشتگان و پیامبران آموخته است؛ ما نیز آن را می دانیم»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٥٦؛ مرات العقول، ج١، ص ١٨٦.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ت.&#039;&#039;&#039; در کافی با سند موثق از امام باقر {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود: «به خدا سوگند هیچ علمی را خداوند به پیامبر گرامی اسلام نیاموخت مگر آن که آن حضرت، آن علم را به علی {{ع}} آموخت و علم علی {{ع}} پس از او به ارث به ما رسیده است»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٦٣؛ مرات العقول، ج١، ص ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ث.&#039;&#039;&#039; در کافی با سند صحیح از امام باقر {{ع}} روایت شده است که آن حضرت فرمود: «رسول گرامی {{صل}}، به علی{{ع}} فرمود: یا علی از نبوت نصیبی برای تو نیست امّا در علم با من شریک هستی»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٦٣؛ مرات العقول، ج١، ص ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج.&#039;&#039;&#039; در کافی با سند صحیح از امام هشتم {{ع}} در ضمن حدیثی روایت شده است که آن حضرت فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«استودعنا علمهم نحن ورثة أولی العزم من الرسل...»}}. «رسول خدا علوم پیامبران را نزد ما به ودیعت گذارد و ما أهل بیت وارثان پیامبران اولی العزم هستیم»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٤؛ مرات العقول، ج١، ص ١٦٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چ.&#039;&#039;&#039; در کافی از امام باقر{{ع}} در ضمن حدیثی نقل شده است: «خداوند علوم همه پیامبران را به رسول گرامی اسلام داد و او همه علومش را به امیرمؤمنان علی {{ع}} آموخت»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ح.&#039;&#039;&#039; در بصائر الدرجات از امام صادق{{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود: «خداوند پیامبران اولوالعزم را با علم، برتری داد و علم و برتری آنان را ما به ارث برده ایم...»&amp;lt;ref&amp;gt;بصائر الدرجات، ص ٢٢٨ ، چاپ جدید.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خ:&#039;&#039;&#039; در همان کتاب از امام باقر {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود:{{عربی|اندازه=155%|«نحن ورثة أُولی العزم من الرسل».}}    &amp;lt;ref&amp;gt;همان کتاب، ص ١٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;«ما اهل بیت، وارثان (علوم) پیامبران اولوالعزم هستیم». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د.&#039;&#039;&#039; در همان کتاب از امیرمؤمنان علی {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود: «خداوند رسول گرامی را بر هر چه آگاه کرد آن حضرت هم مرا بر همان آگاه نمود...»&amp;lt;ref&amp;gt;همان کتاب، جزء دوم، باب بیست و یکم، چاپ سنگی.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذ.&#039;&#039;&#039; نیز از امام هشتم {{ع}} روایت شده است: «آیا خدا نمی گوید: او آگاه از غیب است و کسی را بر غیب خود مطلع نمی سازد مگر رسولی را که برگزیده است؟ رسول خدا در پیشگاه او برگزیده است و ما وارثان این رسول هستیم که او را بر آنچه از غیب که خواسته، مطلع ساخته است»&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|اندازه=155%|«ألیس اللّه یقول: (عالِمُ الغَیبِ فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَداً إِلاّ مَن ارتَضی مِنْ رَسُول) فرسول اللّه عند اللّه مرتضی ونحن ورثة ذلک الرسول الذی اطلعه اللّه علی ما یشاء من غیبه»}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]، ١٩٠&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پاسخ سوم==&lt;br /&gt;
[[پرونده:11115.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[محمد حسین مختاری مازندرانی]] (پدیدآورنده)]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[محمد حسین مختاری مازندرانی]]  در کتاب &#039;&#039;«[[امامت و رهبری ۲ (کتاب)|امامت و رهبری]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«طبق نص صریح [[روایات]]، [[امامان]] آنچه را در آسمان و زمین و در بهشت و جهنم است می‌دانند و گذشته و آنیده به خوبی برای ایشان روشن است و از اخبار آسمانی از طریق [[الهام]] و [[تحدیث]] آگاهی دارند، چنان که مفضل به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کرد: فدایت شوم، ممکن است خدا [[اطاعت]] شخصی را بر بندگانش واجب سازد و خبر آسمان را از او پوشیده دارد؟&lt;br /&gt;
فرمود: نه، خدا برزگوارتر و مهربان‌تر و مشفقق‌تر از آن است که اطاعت و پیروی شخصی را بر بندگانش واجب کند و سپس خبر آسمان را در هر صبح و شام از وی پوشیده دارد»&amp;lt;ref&amp;gt;[[امامت و رهبری ۲ (کتاب)|امامت و رهبری]]، ص۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در قرآن موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در حدیث موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که موافقان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب پیامبران وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا پیامبران اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب امامان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا امامان اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[نشانه وجود علم غیب نزد معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1_%D9%81%D8%B1%D8%B6_%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42752</id>
		<title>بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1_%D9%81%D8%B1%D8%B6_%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42752"/>
		<updated>2017-02-05T20:26:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: /* پاسخ به این پرسش */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*آیا دلیلی داریم که اثبات کند علاوه بر پیامبران، امامان هم علم غیب داشتند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|١٠٠px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در این باره دلیل های فراوانی داریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)|خبرهای غیبی نهج البلاغه]] (...).&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)|صدها خبر غیبی که در غیر نهج البلاغه از علی و سایر امامان نقل شده]].&lt;br /&gt;
# خبرهای صحیح السند و قطعی که امامان را وارث علوم انبیا و به ویژه وارث علوم پیامبر گرامی اسلام معرفی می کند؛ نیز یکی از دلیل های قطعی آگاهی امامان از غیب است. در اینجا از باب نمونه ده حدیث نقل می شود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف:&#039;&#039;&#039; کلینی در کافی با سند صحیح از امام صادق {{ع}} روایت کرده است که آن حضرت فرمود: «حضرت داود، علم پیامبران پیش از خود را به ارث برد و حضرت سلیمان از داود ارث برد و پیامبر گرامی اسلام، علوم سلیمان را به ارث برد و ما اهل بیت، وارث علوم پیامبر گرامی اسلام هستیم»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٥؛ مرات العقول، ج١، ص ١٦٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب:&#039;&#039;&#039; در کتاب کافی با سند صحیح از امام باقر {{ع}} روایت شده است که حضرت باقر {{ع}} فرمود: «علمی که با حضرت آدم به زمین آمده از زمین به بالا برده نشد و کسانی آن را به ارث بردند، علی {{ع}} عالم این امت بود(که علم آدم {{ع}} نزد او بود) و هیچ عالمی از ما نمی میرد مگر آن که از اهل بیت خود جانشینی دارد که علم او را به ارث می برد...»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٢؛ مرات العقول، ج١، ص ١٦٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پ.&#039;&#039;&#039; در کافی با سند صحیح از امام باقر {{ع}} روایت شده است که آن حضرت در ضمن حدیثی فرمود: «هر علمی که خدای متعال به فرشتگان و پیامبران آموخته است؛ ما نیز آن را می دانیم»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٥٦؛ مرات العقول، ج١، ص ١٨٦.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ت.&#039;&#039;&#039; در کافی با سند موثق از امام باقر {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود: «به خدا سوگند هیچ علمی را خداوند به پیامبر گرامی اسلام نیاموخت مگر آن که آن حضرت، آن علم را به علی {{ع}} آموخت و علم علی {{ع}} پس از او به ارث به ما رسیده است»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٦٣؛ مرات العقول، ج١، ص ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ث.&#039;&#039;&#039; در کافی با سند صحیح از امام باقر {{ع}} روایت شده است که آن حضرت فرمود: «رسول گرامی {{صل}}، به علی{{ع}} فرمود: یا علی از نبوت نصیبی برای تو نیست امّا در علم با من شریک هستی»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٦٣؛ مرات العقول، ج١، ص ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج.&#039;&#039;&#039; در کافی با سند صحیح از امام هشتم {{ع}} در ضمن حدیثی روایت شده است که آن حضرت فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«استودعنا علمهم نحن ورثة أولی العزم من الرسل...»}}. «رسول خدا علوم پیامبران را نزد ما به ودیعت گذارد و ما أهل بیت وارثان پیامبران اولی العزم هستیم»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٤؛ مرات العقول، ج١، ص ١٦٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چ.&#039;&#039;&#039; در کافی از امام باقر{{ع}} در ضمن حدیثی نقل شده است: «خداوند علوم همه پیامبران را به رسول گرامی اسلام داد و او همه علومش را به امیرمؤمنان علی {{ع}} آموخت»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ح.&#039;&#039;&#039; در بصائر الدرجات از امام صادق{{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود: «خداوند پیامبران اولوالعزم را با علم، برتری داد و علم و برتری آنان را ما به ارث برده ایم...»&amp;lt;ref&amp;gt;بصائر الدرجات، ص ٢٢٨ ، چاپ جدید.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خ:&#039;&#039;&#039; در همان کتاب از امام باقر {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود:{{عربی|اندازه=155%|«نحن ورثة أُولی العزم من الرسل».}}    &amp;lt;ref&amp;gt;همان کتاب، ص ١٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;«ما اهل بیت، وارثان (علوم) پیامبران اولوالعزم هستیم». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د.&#039;&#039;&#039; در همان کتاب از امیرمؤمنان علی {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود: «خداوند رسول گرامی را بر هر چه آگاه کرد آن حضرت هم مرا بر همان آگاه نمود...»&amp;lt;ref&amp;gt;همان کتاب، جزء دوم، باب بیست و یکم، چاپ سنگی.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذ.&#039;&#039;&#039; نیز از امام هشتم {{ع}} روایت شده است: «آیا خدا نمی گوید: او آگاه از غیب است و کسی را بر غیب خود مطلع نمی سازد مگر رسولی را که برگزیده است؟ رسول خدا در پیشگاه او برگزیده است و ما وارثان این رسول هستیم که او را بر آنچه از غیب که خواسته، مطلع ساخته است»&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|اندازه=155%|«ألیس اللّه یقول: (عالِمُ الغَیبِ فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَداً إِلاّ مَن ارتَضی مِنْ رَسُول) فرسول اللّه عند اللّه مرتضی ونحن ورثة ذلک الرسول الذی اطلعه اللّه علی ما یشاء من غیبه»}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]، ١٩٠&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|٣}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|٣}}&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در قرآن موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب پیامبران وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب امام چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب امام چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب امام چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امام وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا امامان اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1_%D9%81%D8%B1%D8%B6_%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42751</id>
		<title>بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1_%D9%81%D8%B1%D8%B6_%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42751"/>
		<updated>2017-02-05T20:25:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{علم معصوم}}  &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{خرد}}&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بر فرض اثبات علم غیب پیامبران علم غیب امامان چگونه ثابت می‌شود؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
*آیا دلیلی داریم که اثبات کند علاوه بر پیامبران، امامان هم علم غیب داشتند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|١٠٠px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در این باره دلیل های فراوانی داریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)|خبرهای غیبی نهج البلاغه]] (...).&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امامان وجود دارد؟ (پرسش)|صدها خبر غیبی که در غیر نهج البلاغه از علی و سایر امامان نقل شده]].&lt;br /&gt;
# خبرهای صحیح السند و قطعی که امامان را وارث علوم انبیا و به ویژه وارث علوم پیامبر گرامی اسلام معرفی می کند؛ نیز یکی از دلیل های قطعی آگاهی امامان از غیب است. در اینجا از باب نمونه ده حدیث نقل می شود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف:&#039;&#039;&#039; کلینی در کافی با سند صحیح از امام صادق {{ع}} روایت کرده است که آن حضرت فرمود: «حضرت داود، علم پیامبران پیش از خود را به ارث برد و حضرت سلیمان از داود ارث برد و پیامبر گرامی اسلام، علوم سلیمان را به ارث برد و ما اهل بیت، وارث علوم پیامبر گرامی اسلام هستیم»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٥؛ مرات العقول، ج١، ص ١٦٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب:&#039;&#039;&#039; در کتاب کافی با سند صحیح از امام باقر {{ع}} روایت شده است که حضرت باقر {{ع}} فرمود: «علمی که با حضرت آدم به زمین آمده از زمین به بالا برده نشد و کسانی آن را به ارث بردند، علی {{ع}} عالم این امت بود(که علم آدم {{ع}} نزد او بود) و هیچ عالمی از ما نمی میرد مگر آن که از اهل بیت خود جانشینی دارد که علم او را به ارث می برد...»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٢؛ مرات العقول، ج١، ص ١٦٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پ.&#039;&#039;&#039; در کافی با سند صحیح از امام باقر {{ع}} روایت شده است که آن حضرت در ضمن حدیثی فرمود: «هر علمی که خدای متعال به فرشتگان و پیامبران آموخته است؛ ما نیز آن را می دانیم»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٥٦؛ مرات العقول، ج١، ص ١٨٦.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ت.&#039;&#039;&#039; در کافی با سند موثق از امام باقر {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود: «به خدا سوگند هیچ علمی را خداوند به پیامبر گرامی اسلام نیاموخت مگر آن که آن حضرت، آن علم را به علی {{ع}} آموخت و علم علی {{ع}} پس از او به ارث به ما رسیده است»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٦٣؛ مرات العقول، ج١، ص ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ث.&#039;&#039;&#039; در کافی با سند صحیح از امام باقر {{ع}} روایت شده است که آن حضرت فرمود: «رسول گرامی {{صل}}، به علی{{ع}} فرمود: یا علی از نبوت نصیبی برای تو نیست امّا در علم با من شریک هستی»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٦٣؛ مرات العقول، ج١، ص ١٩٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج.&#039;&#039;&#039; در کافی با سند صحیح از امام هشتم {{ع}} در ضمن حدیثی روایت شده است که آن حضرت فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«استودعنا علمهم نحن ورثة أولی العزم من الرسل...»}}. «رسول خدا علوم پیامبران را نزد ما به ودیعت گذارد و ما أهل بیت وارثان پیامبران اولی العزم هستیم»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٤؛ مرات العقول، ج١، ص ١٦٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چ.&#039;&#039;&#039; در کافی از امام باقر{{ع}} در ضمن حدیثی نقل شده است: «خداوند علوم همه پیامبران را به رسول گرامی اسلام داد و او همه علومش را به امیرمؤمنان علی {{ع}} آموخت»&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج١، ص ٢٢٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ح.&#039;&#039;&#039; در بصائر الدرجات از امام صادق{{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود: «خداوند پیامبران اولوالعزم را با علم، برتری داد و علم و برتری آنان را ما به ارث برده ایم...»&amp;lt;ref&amp;gt;بصائر الدرجات، ص ٢٢٨ ، چاپ جدید.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خ:&#039;&#039;&#039; در همان کتاب از امام باقر {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود:{{عربی|اندازه=155%|«نحن ورثة أُولی العزم من الرسل».}}    &amp;lt;ref&amp;gt;همان کتاب، ص ١٢٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;«ما اهل بیت، وارثان (علوم) پیامبران اولوالعزم هستیم». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د.&#039;&#039;&#039; در همان کتاب از امیرمؤمنان علی {{ع}} روایت شده است که در ضمن حدیثی فرمود: «خداوند رسول گرامی را بر هر چه آگاه کرد آن حضرت هم مرا بر همان آگاه نمود...»&amp;lt;ref&amp;gt;همان کتاب، جزء دوم، باب بیست و یکم، چاپ سنگی.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ذ.&#039;&#039;&#039; نیز از امام هشتم {{ع}} روایت شده است: «آیا خدا نمی گوید: او آگاه از غیب است و کسی را بر غیب خود مطلع نمی سازد مگر رسولی را که برگزیده است؟ رسول خدا در پیشگاه او برگزیده است و ما وارثان این رسول هستیم که او را بر آنچه از غیب که خواسته، مطلع ساخته است»&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|اندازه=155%|«ألیس اللّه یقول: (عالِمُ الغَیبِ فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَداً إِلاّ مَن ارتَضی مِنْ رَسُول) فرسول اللّه عند اللّه مرتضی ونحن ورثة ذلک الرسول الذی اطلعه اللّه علی ما یشاء من غیبه.»}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]، ١٩٠&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|٣}}&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|٣}}&lt;br /&gt;
# [[آیا نمونه‌هایی از علم غیب غیر خدا در قرآن موجود است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب پیامبران چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب پیامبران وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل عقلی علم غیب امام چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل قرآنی علم غیب امام چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[دلیل حدیثی علم غیب امام چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شاهد تاریخی بر علم غیب امام وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا امامان اخبارات غیبی داشته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B9_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%AD%D9%82%D8%A7%D9%81_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D9%86%D9%81%DB%8C_%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42748</id>
		<title>آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B9_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%AD%D9%82%D8%A7%D9%81_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D9%86%D9%81%DB%8C_%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42748"/>
		<updated>2017-02-05T18:45:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟&lt;br /&gt;
{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیا آیه ۹ سوره احقاف علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
﴿{{متن قرآن|قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِينٌ}}﴾. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بگو من در میان پیامبران، نوپدید نیستم و نمی‌دانم با من و شما چه خواهند کرد، جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم و من جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیت الله [[سید محمد حسین طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آیه مورد بحث علم به غیب خاصی‌ را نفی‌ می‌‏کند، و آن حوادثی‌ است که ممکن است بعدها متوجه آن جناب و یا متوجه مخاطبین او شود، چون مشرکین -که روی‌ سخن با ایشان است- خیال می‌‏کردند کسی‌ که دارای‌ مقام رسالت می‌‏شود -به فرضی‌ که چنین کسی‌ پیدا شود- باید خودش ذاتا دارای‌ علم به غیب و نهانی‌‏ها باشد و قدرتی‌ غیبی‌ مطلق داشته باشد، هم چنان که این خیال از کلام آنها که گفتند &amp;quot;چرا فرشته‏‌ای‌ با او نیست ...&amp;quot; و قرآن حکایتش کرده، به خوبی‌ فهمیده می‌‏شود، لذا رسول گرامی‌ خود را دستور می‌‏دهد که صریحا اعتراف کند که: او هیچ نمی‌‏داند که در آینده بر او و برایشان چه می‌‏گذرد، و در نتیجه علم غیب را از خود نفی‌ کند، و بگوید: که آنچه از حوادث که بر او و برایشان می‌‏گذرد خارج از اراده و اختیار خود او است، و او هیچ دخل و تصرفی‌ در آنها ندارد، بلکه دیگری‌ است که آن حوادث را پیش می‌‏آورد، و او خدای‌ سبحان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس اینکه فرمود: ﴿{{متن قرآن|وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلا بِكُمْ}}﴾ همانطور که علم به غیب را از خود نفی‌ می‌‏کند، قدرت و دخالت خود را نیز نسبت به حوادثی‌ که در پس پرده غیب بنا است پیش‏ بیاید، از خود نفی‌ می‌‏نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اگر در این آیه علم به غیب را از آن جناب نفی‌ می‌‏کند، منافات با این ندارد که به وسیله وحی‌ عالم به غیب باشد، هم چنان که در مواردی‌ از کلام خدای‌ تعالی‌ به آن تصریح شده، یک جا می‌‏فرماید: ﴿{{متن قرآن|ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ}}﴾&amp;lt;ref&amp;gt;این از خبرهای نهانی است که به تو وحی می‌کنیم؛ سوره آل عمران، آیه ۴۴؛ سوره یوسف، آیه ۱۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و جای‌ دیگر می‌‏فرماید: ﴿{{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ}}﴾&amp;lt;ref&amp;gt;این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم؛ سوره هود، آیه ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و جای‌ دیگر می‌‏فرماید: ﴿{{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ}}﴾&amp;lt;ref&amp;gt; او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند. جز فرستاده‌ای را که بپسندد؛ سوره جن، آیه ۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز از همین باب است سخن مسیح که قرآن آن را حکایت نموده، می‌‏فرماید: ﴿{{متن قرآن|وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ}}﴾&amp;lt;ref&amp;gt;و شما را از آنچه می‌خورید یا در خانه می‌انبارید آگاه خواهم ساخت؛ سوره آل عمران، آیه ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز از یوسف حکایت نموده که به دو رفیق زندانیش گفت: ﴿{{متن قرآن|لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيَكُمَا}}﴾&amp;lt;ref&amp;gt;خوراکی که روزی شماست نزدتان نمی‌رسد مگر آنکه پیش از رسیدن آن شما را از تعبیر آن آگاه می‌کنم. این از چیزهایی است که پروردگارم به من آموخته است؛ سوره یوسف، آیه ۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
و وجه منافات نداشتن این است که: آیاتی‌ که علم به غیب را از آن جناب و از سایر انبیاء (ع) نفی‌ می‌‏کند، تنها در این مقام است که این حضرات از آن جهت که بشری‌ هستند و طبیعت بشری‌ دارند علم به غیب ندارند، و خلاصه طبیعت بشری‌ و یا طبیعتی‌ که اعلا مرتبه طبیعت بشری‌ را دارد، چنین نیست که علم به غیب از خواص آن باشد به طوری‌ که بتواند این خاصه و اثر را در جلب هر منفعت و دفع هر ضرر استعمال کند، همان طور که ما به وسیله اسباب ظاهر جلب نفع و دفع ضرر می‌‏کنیم.&lt;br /&gt;
و این منافات ندارد که با تعلیم الهی‌ از طریق وحی‌ حقایقی‌ از غیب برایشان منکشف گردد، همان طور که می‌‏بینیم اگر معجزه می‌‏آورند، بدین جهت نیست که افرادی‌ از بشر و یا برجستگانی‌ از بشرند، و این خاصیت خود آنان است، بلکه هر چه از این معجزات می‌‏آورند به اذن خدای‌ تعالی‌ و امر او است (...).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهد این جمع جمله‌‏ای‌ است که بعد از جمله مورد بحث و متصل به آن آمده که فرموده: ﴿{{متن قرآن|إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما یُوحی‌‏ إِلَیَّ}}﴾ برای‌ اینکه اتصال این جمله به ما قبل می‌‏رساند که در حقیقت اعراض از آن است، و معنای‌ مجموع دو جمله چنین است: من هیچ یک از این حوادث را به غیب و از ناحیه خود نمی‌‏دانم، بلکه من تنها پیروی‌ می‌‏کنم آنچه را که از این حوادث به من وحی‌ می‌‏شود»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.eshia.ir/50081/18/290 ترجمه تفسیر المیزان، ج‏ ۱۸، ص ۲۹۰]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==پاسخ دوم==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«این آیه از چهار جمله تشکیل شده است و آگاهی از مفاد آن در گرو آن است که در هر یک از آن چهار جمله دقت کافی به عمل آوریم.&lt;br /&gt;
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ما کُنْتُ بِدعاً مِنَ الرُّسل }}﴾}}«کار و رفتار من بدعت و نوظهور و بی سابقه نیست». &lt;br /&gt;
#{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ولا أَدری ما یَفْعَلُ بی ولا بِکُمْ }}﴾}} «نمی دانم با من و شما چگونه رفتار خواهد شد». &lt;br /&gt;
#{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنْ أَتِّبع إِلاّ ما یُوحی إِلَیَّ  }}﴾}}«من فقط از وحی پیروی می کنم».&lt;br /&gt;
# {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَما أَنَا إِلاّ نَذیرٌ مُبین }}﴾}}«من فقط بیم دهنده روشنی هستم». &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
درباره فراز نخست، اجمال سخن این است که: مشرکان تصور می کردند که پیامبر باید از لوازم بشری مانند غذا خوردن و راه رفتن و خوابیدن و... پیراسته باشد و می گفتند اگر محمد {{صل}} پیامبر است پس چرا غذا می خورد و در کوچه و بازار راه می رود اگر پیامبر باشد باید از چنین آثار بشری منزه و پیراسته باشد و این انتقاد را با جمله زیر و اشباه آن بیان می کردند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ما لِهذا الرَّسُولِ یَأَکُلُ الطَّعامَ وَیَمْشی فِی الأَسْواقِ... }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان، آیه ٧.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن مجید در سوره فرقان و نیز در آغاز آیه مورد بحث، به این انتقاد پاسخ می دهد که این پیامبر با پیامبران پیشین از این جهت ها یکسان است زیرا آنان نیز غذا می خوردند و با مردم معاشرت داشتند و در این صورت کار این پیامبر، نوظهور و بی سابقه نیست چنان که می فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ ما کُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُل }}﴾}}. «من در این کارها بر خلاف روش پیامبران پیشین نیستم». و در سوره فرقان می فرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلینَ إِلاّ انّهُمْ لیَأْکُلُونَ الطَّعام وَیَمْشُونَ فِی الأَسواق... }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان، آیه ٢٠&amp;lt;/ref&amp;gt; «پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم همگی (مانند تو) غذا می خوردند و در بازار آمد و شد داشتند». از نخستین جمله آیه مورد بحث، و نیز از آیه سوره فرقان برمی آید که مشرکان از پیامبر {{صل}} انتظار مافوق بشری داشتند به این معنی که مقام نبوت را با غذا خوردن و راه رفتن در بازار سازگار نمی دانستند. و به دنبال این انتظار باز انتظار داشتند که پیامبر دارای قدرت خاص و مافوق بشری، و ذاتاً و بدون تعلیم و وحی الهی از غیب آگاه باشد و از پنهانی ها خبر دهد به گمان اینکه علم غیب برای او تفویض شده است. خداوند در رد این اندیشه بی اساس، به پیامبر خود می فرماید: به آنان بگو: من بشری بیش نیستم و هیچ بشری بدون تعلیم الهی نمی توند از آینده و سرنوشت خود و دیگران آگاه گردد. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَما أَدْری ما یَفْعَلُ بی وَلا بِکُمْ }}﴾}}. «من هم نمی دانم که با من و شما چگونه رفتار می شود». بنابراین، آیه شریفه، به آن رشته آگاهی از غیب نظر داد که بدون تعلیم الهی و به صورت تفویض باشد و این نوع علم غیب با صراحت کامل از پیامبر نفی شده است ولی نفی این علم غیب، (به معنی ذاتی و بدون تعلیم الهی و یا به صورت تفویض) با آگاه بودن آن حضرت از غیب، به وسیله وحی و تعلیم الهی هیچ گونه منافاتی ندارد. گواه این مطلب جمله سوم است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنْ أَتّبعُ إِلاّ ما یُوحی إِلَیّ }}﴾}}. «من تنها پیرو وحی هستم». زیرا یکی از راه های آگاهی از غیب وحی است که خداوند به وسیله آن پیامبران خود را از یک رشته مطالب پنهانی و به دور از حس، آگاه و مطلع می سازد. اگر راستی هدف آیه این بود که بگوید پیامبر به هیچ وجه از غیب آگاه نیست(حتی به تعلیم الهی) پس میان جمله دوم و سوم یک نوع تناقض و تضاد پدید می آید زیرا هرگز صحیح نیست کسی هرگونه علم غیب را به طور مطلق از خود سلب کند وبلافاصله یک قسم آن را برای خود اثبات نماید. اگر جمله بعد به صورت استثنا بیان شده بود جا داشت که بگوییم حکم استثنا را دارد امّا چنان که می بینیم به صورت استثنا بیان نشده است و بنابراین واضح است که هدف جمله پیش نفی یک نوع آگاهی از غیب (آگاهی بدون تعلیم الهی) بوده و هدف جمله بعد اثبات نوعی دیگر از آگاهی از غیب، یعنی آگاهی از طریق وحی و تعلیم الهی است. و گواه روشن دیگر بر این که هدف آیه نفی علم ذاتی و بدون تعلیم الهی است همان جمله چهارم می باشد. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَما أَنَا إِلاّ نَذیرٌ مُبینٌ }}﴾}}. «من بیم دهنده ای آشکار، بیش نیستم». یعنی انتظار شما بی جا است که می خواهید من ذاتاً عالم به غیب باشم زیرا من فقط پیامبرم و هرچه را در اختیارم بگذارند، می دانم و از پیش خود و بدون تعلیم الهی چیزی را نمی دانم»&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]، ص١٥٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ سوم==&lt;br /&gt;
[[پرونده:11.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد اسعدی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محمد اسعدی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن (کتاب)|ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در این آیه، پیامبر {{صل}} مأمور می‌شود که از یک‌سو بر نفی آگاهی خود از سرنوشت و رخدادهای آینده مربوط به خود و کافران تأکید کند و از سوی دیگر، به بهره‌مندی خود از وحی الهی تصریح نماید. طبعاً از آن‌جا که آیه به دلیل فضای سیاقی آن در مواجهه ایشان با کافران و انتظارهای نامعقول آنان مطرح شده،&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عاشور، تفسیر التحریر و التنویز، ج ۲۶، ص ۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیان گستره علوم الهی ایشان در پرتو [[وحی]] در آن مورد نظر نبوده است؛ از این‌رو فقط به اجمال از بهره‌مندی ایشان از وحی سخن رفته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بیان می‌تواند گویای آن باشد که منظور آیه نفی آگاهی بدون تکیه به وحی و بدون هدایت خاص الهی است. در واقع مقام آیه، تأکید بر بشر بودن ایشان و مجانست با مخاطبان و توجه دادن به علم و قدرت الهی در دیگر تصرف‌ها و دخالت‌ها در شئون بشر است، تا باب برخی شبهه‌ها و انتظارهای نابجا را به روی آنان ببندد.&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی، المیزان، ج ۱۸، ص ۱۹۰ و ۱۹۱؛ ج ۱۵، ص ۱۹۳؛ نیز: سبحانی، کاوش‌های پیرامون ولایت، ص ۲۰۵-۲۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; در واقع، کافران گمان می‌کردند کسی که داعیه نبوت دارد، باید از دانش‌ها و توانمندی‌های غیبی و مطلق برخوردار شده و این امور به‌طور مطلق به او تفویض شده باشد و مانند توده انسان‌ها اهل خوردن و راه رفتن در کوچه و بازار و همدمی با مردم نباشد؛ چنان که از انتظارها و درخواست‌های آنان پیداست؛&amp;lt;ref&amp;gt;اسراء، ۹۳ و ۹۴ و عنکبوت، ۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; امّا خداوند در این آیه به پیامبر {{صل}} دستور می‌دهد که خود را همچون دیگر انبیا معرفی کند که آن‌ها نیز بشری چون دیگران بوده‌اند و علم و توان آنان تنها از مجرای علم و قدرت الهی و به واسطه وحی می‌رسیده و منهای آن، کاری به دست ایشان نبوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آیات دیگر نیز می‌بینیم که مشابه این آیه در پاسخ برخی انتظارهای کفار در خصوص آوردن معجزات خاص، بر بشر و رسول بودن [[پیامبر خاتم|پیامبر]] و نذیر بودن ایشان تأکید شده و ریشه لجاجت و عدم ایمان آنان عدم تصور درست آن‌ها از رابطه رسالی و وحیانی میان پیامبرانی از جنس انسان با خداوند بوده است.  همچنین در جای دیگر از امکان آوردن معجزه، فقط به اذن خدا یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;غافر، ۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;  بنابراین، شبهه نفی مطلق [[علم غیب|علوم غیبی]] از [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} طبق آیه یاد شده،&amp;lt;ref&amp;gt;احقاف، ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; ریشه در نگاهی انتزاعی و مطلق و منهای قراین سیاقی و مقامی به عبارت‌های این آیه و دیگر شواهد قرآنی و دینی دارد».&amp;lt;ref&amp;gt;ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن، ص ۳۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B0%DB%B9_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D8%A6%D8%AF%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%86%D9%81%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42637</id>
		<title>با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B0%DB%B9_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D8%A6%D8%AF%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%86%D9%81%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42637"/>
		<updated>2017-02-04T18:08:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: /* پاسخ دوم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}﴾}}.&amp;lt;ref&amp;gt;سروه مائده: ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزی که خداوند پیامبران را گرد می‌آورد و می‌فرماید که به (دعوت) شما چه پاسخ داده شد؟ می‌گویند: ما را هیچ دانشی نیست، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا عبارت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}} علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیت الله [[سید محمد حسین طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مراد از علمی که از خود نفی می‏‌کنند و می‌‏گویند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}} اصل علم نیست بلکه همان جمیع علوم غیبی است که برای خداوند اثباتش می‌‏کند، زیرا ظاهر گفتارشان که می‏‌گویند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}﴾}} بدرستی تویی علام الغیوب دلالت دارد بر این‌که این بیان تعلیل می‏‌کند نفی را و معلوم است که انحصار علم همه غیب‌‏ها در خداوند سبحان دلیل بر این نیست که غیر خداوند فاقد اصل علم هستند، مخصوصا در اینجا که سؤال خداوند از این است که مردم چگونه دعوت شما انبیا را پذیرفتند؟ چون علم به چگونگی پذیرفتن مردم از قبیل علم به غیب نیست بلکه از قبیل علم شهودی است، پس معلوم شد اینکه انبیا گفتند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}} نفی مطلق علم نیست بلکه نفی علم حقیقتی است که به عالم غیب هم راه داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیقت امر این است که حقیقت علم جز در نزد خداوند سبحان یافت نمی‏‌شود. بنابراین جوابی هم که در آیه مورد بحث در روز قیامت، انبیاء(ع) در پاسخ‏{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَاذَا أُجِبْتُمْ}}﴾}}داده، می‏‌گویند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}﴾}} جوابی است که علم‏ را که همان غیب است حقیقتا از خود نفی نموده و برای پروردگار سبحان اثبات می‌‏کنند، و این جوابشان یک نوع خضوعی است در برابر عظمت و کبریایی پروردگار و اعتراف به احتیاج ذاتی و بطلان حقیقی خود در برابر مولای حقیقیشان و رعایت آداب حضور و اظهار حقیقت امر است نه جواب نهایی که بعد از آن جواب دیگری نباشد»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.eshia.ir/50081/6/292 ترجمه تفسیر المیزان، ج‏ ۶، ص: ۲۹۲]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ دوم==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در آیه مورد بحث جریان از این قبیل است: وقتی پیامبران علم و آگاهی محدود خود را، با علم و آگاهی بی پایان خداوند مقایسه می کنند، و نیز متوجه می شوند که هر علم و آگاهی که دارند از جانب او است، و خداست که این علم و آگاهی را به آنان داده است و از خود چیزی ندارند; بی اختیار در برابر علم اصیل و ذاتی و نامحدود او، خضوع نموده و هر نوع علم و آگاهی را از خود سلب می نمایند و می گویند ما آگاه نیستیم و تنها تویی آگاه از مطلب و آگاه به حق. در فلسفه اسلامی پیرامون واقعیت علم و آگاهی آمده است: که علم حقیقی و آگاهی کامل، این است که از مجموع عللی که در طول زمان مایه پیدایش حادثه ای گردیده و حوادثی که فعلاً با آن همگام و همزمان است، آگاه گردیم و چنین علمی، از توانایی بشر بیرون است. با در نظر گرفتن این جهات صحیح است که پیامبران در برابر علم الهی خضوع کنند و بگویند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لا علم لنا }}﴾}} خصوصاً با توجه به این که اگر علمی دارند، مربوط به خود آنان نیست، بلکه پرتوی است از نور و علم الهی که برای آن حد و مرزی نیست، وخداوند درباره علم بشر چنین گفته است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّ قَلیلاً }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره اسراء، آیه٨٥.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ثانیاً:&#039;&#039;&#039; آیات مربوط به شهادت پیامبر {{صل}} و گروه های دیگر، با صراحت کامل می رساند که اینان در روز بازپسین برای اداء شهادت دعوت می شوند چنان که می فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ وُضِعَ الْکِتابُ وَ جیءَ بِالنَّبِیّیِنَ وَالشُّهَداءِ... }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره زمر، آیه ٦٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;. آیا ممکن است که گواهان محکمه الهی، بدون آگاهی به چیزی شهادت دهند و یا چیزی را گواهی نمایند در این صورت آیات شهادت خصوصاً آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجِئْنا بِکَ عَلی هؤلاءِ شَهیداً }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره نساء، آیه٤١.&amp;lt;/ref&amp;gt; «و تو را (ای پیامبر) برای آنان گواه می آوریم». و همچنین آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَیَومَ یَقُومُ الأَشهادُ }}﴾}})&amp;lt;ref&amp;gt;سوره غافر، آیه ٥١.&amp;lt;/ref&amp;gt; «روزی که گواهان برای ادای شهادت به پا می خیزند». ما را وادار می کند که جمله «لا عِلْمَ لنا» را به همان صورتی که ذکر شد معنی کنیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ثالثاً:&#039;&#039;&#039; چگونه می توان گفت که پیامبران هیچ آگاهی از وضع امت خود ندارند در حالی که پیامبر در محشر و روز گردآوری پیامبران، در محکمه عدل الهی چنین می گوید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَومی اتَّخَذُوا هذا القُرآنَ مَهْجُوراً }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان، آیه ٣٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; «در چنین روزی پیامبر {{صل}} می گوید: پروردگارا امت من، قرآن را ترک کردند ». و با در نظر گرفتن سیاق آیات بالأخص آیه ماقبل : {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَیَوم یَعَضُّ الظّالِمُ عَلی یَدَیهِ }}﴾}} «روزی که ستمگر دست به دندان می گیرد». روشن می شود که پیامبر {{صل}} روز بازپسین این چنین سخن می گوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رابعاً:&#039;&#039;&#039; چگونه می توان گفت که در چنین روزی پیامبران آگاهی از وضع امت خود ندارند در صورتی که در اعراف گروهی، نیکوکاران و بدکاران را با سیمای آنان می شناسند و چنان که می گوید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَعَلی الأَعرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلاً بِسیماهُمْ... }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره اعراف، آیه ٤٦.&amp;lt;/ref&amp;gt; «در اعراف مردانی هستند که همه را به چهره هایشان می شناسند». آیا پیامبری که درباره سرنوشت ابولهب در برزخ و قیامت، پیشاپیش از مقام ربوبی آیاتی تلقی کرده است و یا درباره ولید بن مغیره، وحی الهی بر او نازل شده است &amp;lt;ref&amp;gt;به سوره «ن» آیه های ١٠ـ١٥ و سوره مدثر آیه های ١١ـ ٢٦ مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ... جا دارد که در روز رستاخیز به طور واقعی بگوید که: «لا علم لنا»؟! این قراین ما را به مراد الهی نزدیک کرده و می رساند که نفی هر نوع آگاهی جنبه تأدبی داشته که یک نوع خضوع صحیح و عقلانی بوده است بالأخص که گفتیم علمی که پیامبران دارند، از خدا است. و مربوط به خود آنان نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خامساً:&#039;&#039;&#039; قرآن مجید می گوید: از پیامبران و امت ها جدا سؤال می شود چنان که می فرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَنَسأَلنّ الَّذینَ أُرسلَ إِلیهِمْ وَلَنَسأَلنّ المُرسَلینَ }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره اعراف، آیه ٦.&amp;lt;/ref&amp;gt; «از افرادی که برای آنان پیامبر اعزام کرده ایم، سؤال می کنیم، واز پیامبران نیز می پرسیم». از بسیاری از آیات استفاده می شود که مجرمان و گنهکاران از آینده خود آگاه می باشند و با تأسّف فراوانی می گویند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|یا لَیْتَنی اتَّخذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان، آیه ٢٧.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ای کاش راه پیامبر را می رفتم». {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|یا وَیْلَتا لَیْتنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فرقان، آیه ٢٨.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ای کاش با فلانی دوست نمی شدم». {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنّا مُوقِنُون }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره سجده، آیه ١٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ما را باز گردان تا عمل صالح انجام دهیم ما به یقین رسیده ایم». آیا صحیح است که امت، از وضع خود آگاه بوده و سر به زیر افکنده و آرزوهایی بنماید امّا پیامبران که مدت ها با امت های خود زندگی کرده اند، از خود، هر نوع آگاهی را به طور حقیقی سلب نمایند؟! بنابراین ، مفاد آیه «لا عِلْمَ لَنا» روشن است و با آیات مربوط به آگاهی پیامبر از غیب منافاتی ندارد»&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]، ص١٧٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ سوم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:11.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد اسعدی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محمد اسعدی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن (کتاب)|ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در این آیه، هرچند «لای نفس جنس» به کار رفته و معنای حقیقی آن، نفی مطلق است، امّا با توجه به قراین موجود باید به معنای مجازی آن اذعان کرد و معنایی نسبی برای آن در نظر گرفت. توضیح آنکه آیات زیادی گواه آن است که انبیا و برخی اولیای الهی در قیامت به عنوان شاهدان اعمال احضار شده و آنان بر اعمال مردم گواهی می‌دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای مثال: زمر، ۶۹؛ نساء، ۴۱؛ غافر، ۵۱؛ فرقان، ۳۰؛ اعراف، ۴۶؛ روم، ۵۶؛ زخرف، ۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  با وجود این، چگونه می‌توان به معنای حقیقی نفی جنس در آیه باور داشت و انبیا را از هر گونه علمی در قیامت بی‌بهره شمرد؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه در فضای این آیه قابل توجه است آن است که در محکمه الهی سوال و جواب سربسته گذشته به نوعی با توبیخ و طعنه به دشمنان و مخالفان پیامبران همراه است. در واقع، پیامبران می‌خواهند خطاب به خدا بگویند در قیاس با [[علم]] مطلق تو، دانش ما قابل ذکر نیست و تو خود بهتر می‌دانی که آنان چه پاسخی به دعوت ما دادند. چنین پاسخی در محکومیت رفتار آنان شدیدتر است.&amp;lt;ref&amp;gt;ابوحیان، البحر المحیط، ج ۴، ص ۴۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر این، نوع پاسخ آنان با توجه به دیگر آیات بیانگر علم و شهادت ایشان، نشان می‌دهد که می‌توان آن را بر ادب و خضوع پیامبران در برابر عظمت علم الهی حمل کرد و طبعاً در مرحله نخست صورت گرفته و با ادای شهادت و بیان اخبار در مراحل دیگر سازگار است»&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی، المیزان، ج ۶، ص ۲۰۱ و ۲۰۲؛ درباره وجوه دیگر: فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، ج ۱۲، ص ۴۵۶ و ۴۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;ref&amp;gt;ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن، ص ۳۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B0%DB%B9_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D8%A6%D8%AF%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%86%D9%81%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42635</id>
		<title>با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B0%DB%B9_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D8%A6%D8%AF%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D8%B2_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%86%D9%81%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42635"/>
		<updated>2017-02-04T17:46:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با توجه به آیه ۱۰۹ سوره مائده آیا علم غیب از پیامبران نفی شده است؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}﴾}}.&amp;lt;ref&amp;gt;سروه مائده: ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزی که خداوند پیامبران را گرد می‌آورد و می‌فرماید که به (دعوت) شما چه پاسخ داده شد؟ می‌گویند: ما را هیچ دانشی نیست، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا عبارت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}} علم غیب پیامبران را نفی نمی‌کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیت الله [[سید محمد حسین طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مراد از علمی که از خود نفی می‏‌کنند و می‌‏گویند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}} اصل علم نیست بلکه همان جمیع علوم غیبی است که برای خداوند اثباتش می‌‏کند، زیرا ظاهر گفتارشان که می‏‌گویند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}﴾}} بدرستی تویی علام الغیوب دلالت دارد بر این‌که این بیان تعلیل می‏‌کند نفی را و معلوم است که انحصار علم همه غیب‌‏ها در خداوند سبحان دلیل بر این نیست که غیر خداوند فاقد اصل علم هستند، مخصوصا در اینجا که سؤال خداوند از این است که مردم چگونه دعوت شما انبیا را پذیرفتند؟ چون علم به چگونگی پذیرفتن مردم از قبیل علم به غیب نیست بلکه از قبیل علم شهودی است، پس معلوم شد اینکه انبیا گفتند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا}}﴾}} نفی مطلق علم نیست بلکه نفی علم حقیقتی است که به عالم غیب هم راه داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیقت امر این است که حقیقت علم جز در نزد خداوند سبحان یافت نمی‏‌شود. بنابراین جوابی هم که در آیه مورد بحث در روز قیامت، انبیاء(ع) در پاسخ‏{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَاذَا أُجِبْتُمْ}}﴾}}داده، می‏‌گویند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}﴾}} جوابی است که علم‏ را که همان غیب است حقیقتا از خود نفی نموده و برای پروردگار سبحان اثبات می‌‏کنند، و این جوابشان یک نوع خضوعی است در برابر عظمت و کبریایی پروردگار و اعتراف به احتیاج ذاتی و بطلان حقیقی خود در برابر مولای حقیقیشان و رعایت آداب حضور و اظهار حقیقت امر است نه جواب نهایی که بعد از آن جواب دیگری نباشد»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.eshia.ir/50081/6/292 ترجمه تفسیر المیزان، ج‏ ۶، ص: ۲۹۲]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ دوم==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بحث ما در کمیت و مقدار علم پیامبر و دیگر پیشوایان معصوم نیست، بلکه بحث در اصل آگاهی آنان از امور پشت پرده غیب می باشد و آیا چنین آگاهی ممکن است یا نه، و بر فرض امکان، تحقق پذیرفته است یا نه؟ حالا اگر پیامبر در موردی اظهار بی اطلاعی نمود، هرگز با اصل [[علم غیب|آگاهی سوم]] منافاتی نخواهد داشت. نکته قابل توجه در آیه این است که پیامبر در موضوعی اظهار بی اطلاعی نموده است که آگاهی از آن، مختص مقام ربوبی است و آن موضوع وقت رستاخیز که زمان تحقق وعده ها و وعیدهای الهی است و آگاهی از وقت قیامت، از مسائلی است که خداوند، احدی از بندگان خود را بر آن مطلع نساخته است، و آیات قرآن در این مسأله به اندازه ای صریح است که نمی توان خلاف آن را احتمال داد و هیچ مانعی ندارد که خداوند پیامبر خود را از حوادث گذشته وآینده مطلع سازد، امّا آگاهی از وقت برپا شدن رستاخیز را به خود اختصاص دهد»&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]، ص١٦٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ سوم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:11.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد اسعدی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محمد اسعدی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن (کتاب)|ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در این آیه، هرچند «لای نفس جنس» به کار رفته و معنای حقیقی آن، نفی مطلق است، امّا با توجه به قراین موجود باید به معنای مجازی آن اذعان کرد و معنایی نسبی برای آن در نظر گرفت. توضیح آنکه آیات زیادی گواه آن است که انبیا و برخی اولیای الهی در قیامت به عنوان شاهدان اعمال احضار شده و آنان بر اعمال مردم گواهی می‌دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای مثال: زمر، ۶۹؛ نساء، ۴۱؛ غافر، ۵۱؛ فرقان، ۳۰؛ اعراف، ۴۶؛ روم، ۵۶؛ زخرف، ۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  با وجود این، چگونه می‌توان به معنای حقیقی نفی جنس در آیه باور داشت و انبیا را از هر گونه علمی در قیامت بی‌بهره شمرد؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه در فضای این آیه قابل توجه است آن است که در محکمه الهی سوال و جواب سربسته گذشته به نوعی با توبیخ و طعنه به دشمنان و مخالفان پیامبران همراه است. در واقع، پیامبران می‌خواهند خطاب به خدا بگویند در قیاس با [[علم]] مطلق تو، دانش ما قابل ذکر نیست و تو خود بهتر می‌دانی که آنان چه پاسخی به دعوت ما دادند. چنین پاسخی در محکومیت رفتار آنان شدیدتر است.&amp;lt;ref&amp;gt;ابوحیان، البحر المحیط، ج ۴، ص ۴۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; افزون بر این، نوع پاسخ آنان با توجه به دیگر آیات بیانگر علم و شهادت ایشان، نشان می‌دهد که می‌توان آن را بر ادب و خضوع پیامبران در برابر عظمت علم الهی حمل کرد و طبعاً در مرحله نخست صورت گرفته و با ادای شهادت و بیان اخبار در مراحل دیگر سازگار است»&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی، المیزان، ج ۶، ص ۲۰۱ و ۲۰۲؛ درباره وجوه دیگر: فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، ج ۱۲، ص ۴۵۶ و ۴۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;ref&amp;gt;ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن، ص ۳۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B0%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D9%81%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D8%B2_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42634</id>
		<title>آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B0%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA_%D9%86%D8%A7%D9%81%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%BA%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D8%B2_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42634"/>
		<updated>2017-02-04T17:39:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ}}﴾}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و از پیرامونیان شما از &amp;quot;اعراب&amp;quot; و از اهل مدینه منافقانی هستند که به دورویی خو کرده‌اند؛ تو آنان را نمی‌شناسی ما آنها را می‌شناسیم؛ به زودی آنان را دوبار عذاب خواهیم کرد سپس به سوی عذابی سترگ برده می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* اگر پیامبر خاتم (ص) علم غیب دارد، چگونه منافقین را نمی‌شناسد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«&#039;&#039;&#039;اوّلاً:&#039;&#039;&#039; این آیه بیش از آن نمی رساند که پیامبر گرامی {{صل}} از پای بندی برخی به نفاق، در زمان نزول قرآن، آگاه نبوده ولی عدم آگاهی در این ظرف خاص، دلیل بر آن نیست که تا آخر عمر از آن آگاه نشد. شکی نیست خداوند بزرگ، روی مصالحی برخی از حوادث را در وقت وقوع از پیامبر گرامی پنهان می داشت، بالأخص اوضاع تأسف آور منافقان که مایه تأثر روحی عمیق پیامبر می گردید، ولی این مطلب غیر از این است که بگوییم این اخفاء دائمی و پیوسته بوده و پیامبر تا آخر عمر از آن جریان بی خبر مانده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ثانیاً:&#039;&#039;&#039; همان قرآنی که در این آیه به پیامبر می گوید :{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لا تعلمهم }}﴾}} در سوره محمّد {{صل}} به پیامبر چنین می گوید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ نَشاءُ لأَرَیْناکَهُمْ فَلَعَرفتَهُمْ بِسیماهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَولِ وَاللّهُ یَعْلَمُ أَعمالَکُمْ }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره محمد، آیه ٣٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; «اگر می خواستیم آنان را به تو نشان می دادیم تا از چهره هایشان بشناسی. آنان را از شیوه گفتارشان می شناسی. خداوند از اعمال شما آگاه است». این آیه به خوبی می رساند که راه شناسایی آنان از طریق شیوه گفتار، به روی پیامبر باز بوده و سرانجام به نفاق آنها پی می برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ثالثاً:&#039;&#039;&#039; آگاهی پیامبر و پیشوایان معصوم از هر حادثه و جریانی یک علم فعلی و قهری نیست، بلکه علم مشیتی است که اگر بخواهند آگاه می گردند اگر نخواهند آگاه نمی شوند و در احادیث به این مطلب تصریح شده است. فرض کنید نامه ای در اختیار شما است و در آن، یک رشته مطالب مرموز و پنهان توضیح داده شده است، شما اگر بخواهید می توانید با مراجعه به متن آن، از آنها آگاه گردید. علم پیامبر و امام به حکم احادیث&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج١، ص ٢٥٨.&amp;lt;/ref&amp;gt; مشیتی است، نه فعلی و قهری، و بسان آگاهی آن فرد از محتویات نامه است که بدون خواست فعلیت پیدا نمی کند. در صورتی که شرایط ایجاب کند، با یک خواستن از آن آگاه می گردند و برای این مطالب در زندگانی پیشوایان شواهدی وجود دارد که فعلاً مجال بازگویی آنها نیست&amp;lt;ref&amp;gt;سیره ابن هشام، ج٢، ص ٥٢٣&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رابعاً:&#039;&#039;&#039; منافقان عصر رسالت آن چنان نبودند که تا آخر شناخته نشوند قرآن مجید آنان را به عناوین مختلف معرفی کرده است مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجسامُهُمْ وَان یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَولِهِمْ کأَنّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدةٌ یَحْسَبُونَ کُلّ صَیْحَة عَلَیْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللّهُ أَنّی یُؤْفَکُونَ }}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره منافقین، آیه٤.&amp;lt;/ref&amp;gt;. «هنگامی که آنها را می بینی شکل و قیافه آن ها ترا به شگفت می آورد و اگر سخن بگویند(بر اثر قیافه حق به جانبی که به خود می گیرند) ترا به سخنان خود جلب می کنند، و به گفتار آنها گوش می دهی گویا چوب هایی هستند که به دیوار تکیه داده شده هر صدایی را بر ضد خود می پندارند. آنها دشمنان واقعی هستند از آنها بپرهیز! خدا آنها را بکشد! چگونه از حقیقت روی گردانند»»&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]، ص١٦٠&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ دوم==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:11.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد اسعدی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محمد اسعدی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن (کتاب)|ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«طبیعی است که اذعان به علم گسترده اولیا در حوزه‌های غیبی و باطنی فراتر از راه اسباب و امارات ظاهری است و نفی حوزه دوم ندارد. [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} در تعاملات اجتماعی مأمور به ظواهر است و در همین سطح ایشان به حسب اسباب ظاهری از حال منافقان بی‌خبر است، امّا با توجه به مقام نورانیت غیبی حاصل از اتصال به وحی و حقیقت قرآن، اگر بخواهد و به آن مقام توجه کند، از این امور نیز آگاه خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;برخی محققان آیه اخیر را بر نفی علم پیامبر در ظرف زمانی نزول آیه حمل کرده‌اند و به دیگر آیات حاکی از شناخت منافقان از سوی پیامبر به تعلیم الهی استناد کرده‌اند (ر. ک: نادم، «[[علم امام در دیدگاه شیخ مفید و شاگردان وی (مقاله)|علم امام در دیدگاه شیخ مفید و شاگردان وی]]»، مجموعه مقالات علم امام، ص ۵۷۶).&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مطلب در روایات اهل بیت {{عم}} پیرامون [[علم امام]]، به روشنی آمده است که در برخی امور امام اگر بخواهد، عالم می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;برای مثال، مجلسی، بحار الانوار، ج۲۶، ص ۵۶، ح ۱۱۶ و ۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[علامه طباطبایی]] با تکیه به برخی دیگر از روایات که علم امام را متکی به مقام نورانیت ویژه ایشان معرفی کرده،&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۱، ح۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌گوید: این مقام مانند ملکه اجتهاد فقیه است که ممکن است در مقام استنباط مورد توجه نباشد، اما، پس از توجه او استنباط حکم برایش میسّر است&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی، «[[علم امام (مقاله)|علم امام]]»، مجموعه مقالات علم امام (به کوشش محمد حسن نادم)، ص ۳۲۶ و ۳۳۰؛ نیز همو، المیزان، ج۱۱۹، ص ۲۸۴. &amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt; ولایت و امامت پژوهشی از منظر قرآن، ص ۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[با توجه به آیه ۵۰ سوره انعام آیا پیامبر خاتم علم غیب دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B8%DB%B8_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%81_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42633</id>
		<title>با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B8%DB%B8_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%81_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42633"/>
		<updated>2017-02-04T17:21:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با توجه به آیه ۱۸۸ سوره اعراف چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
﴿{{متن قرآن|قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللَّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}﴾. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا علم غیب معصوم محدود است؟&lt;br /&gt;
* آیا علم به قیامت اختصاص به خداوند دارد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیت الله [[سید محمد حسین طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«از آنجایی‌ که سؤال ایشان از رسول خدا (ص) و اینکه وی‌ ایشان را از غیب خبر دهد حکایت می‌‏کرد از اینکه ایشان ادعای‌ نبوت آن جناب را ادعای‌ علم به غیب تلقی‌ کرده‏‌اند، و چون علم به غیب حقیقتش از خدا است، و اگر غیر او هم چیزی‌ از آن دارد به تعلیم خدا و وحی‌ او است لذا دستور داد تا پیغمبرش خود را از ادعای‌ داشتن علم به غیب بری‌ ساخته، و این اشتباه را از ذهن ایشان بیرون کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سبب حقیقی‌ اختصاص علم غیب به خدای‌ تعالی‌ این است که غیر او هر چه باشد وجودش محدود است، و ممکن نیست که از حدش بیرون شده و به آنچه که خارج از حد او و غایت از او است آگاه شود، و معلوم است که هیچ موجودی‌ غیر محدود و غیر متناهی‌ و محیط به‏ تمام اشیاء نیست مگر خدای‌ تعالی‌، پس تنها او عالم به غیب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و لیکن از آنجایی‌ که سؤال کنندگان از رسول خدا (ص) فهم ساده و عامیانه‌‏شان قاصر از درک این معنا بوده لذا خدای‌ تعالی‌ دستور داده که جواب ایشان را طوری‌ بدهد که در خور فهم ایشان باشد، و آن این است که بگوید: علم غیب آدمی‌ را به تمامی‌ خیر و شرها واقف می‌‏سازد، و عادتا معقول نیست کسی‌ که به همه خیر و شرها اطلاع دارد از اطلاعات خود استفاده نکند، و اگر کسی‌ تمامی‌ خیرات را به خود جلب نکرده و همه شرور را از خود دفع نمی‌‏کند باید بفهمیم که قطعا علم غیب نداشته است.&lt;br /&gt;
پس جمله‏﴿{{متن قرآن|قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا}}﴾ در صدر آیه توصیف رسول خدا (ص) است از خود بنحوی‌ که با نتیجه داشتن علم غیب منافات داشته باشد: ﴿{{متن قرآن|وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ ...}}﴾، بیان نتیجه داشتن علم غیب است، تا این دو فصل از آیه نتیجه دهد که وی‌ علم به غیب ندارد، آن گاه جمله‏ ﴿{{متن قرآن|إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ}}﴾ بیان حقیقت حال آن جناب در ادعایی‌ است که می‌‏کند، و آن این است که من فقط مدعی‌ رسالتم و با این ادعا ادعای‌ دیگری‌ ندارم»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.eshia.ir/50081/8/484 ترجمه تفسیر المیزان، ج‏ ۸، ص ۴۸۴]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==پاسخ دوم==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف آیه، ابطال نظریه ای است که مشرکان درباره پیامبر داشتند. آنها فکر می کردند که پیامبر باید از قدرت وسیع و دامنه داری، آن هم از پیش خود و بدون استمداد از مقام ربوبی، برخوردار باشد و در پرتو آن قدرت بتواند هر نوع سودی را به سوی خود جلب کند و هر ضرری و زیانی را از خود دور نماید و از غیب خبر دهد. خداوند به پیامبر گرامی خود دستور می دهد که برای ابطال این فکر غلط و سراسر شرک آنان، هر نوع قدرت و علم را که از جانب خدا نباشد از خود سلب کند و بگوید من با صرف نظر از قدرت الهی، مالک هیچ گونه نفع و ضرری نیستم مگر آن که از طرف خدا قدرتی به من اعطا گردد. و جمله: (إِلاّ ما شاء اللّه); مگر آنچه خدا بخواهد، گواهی می دهد که مقصود، نفی هر نوع قدرت و توانایی نیست بلکه نفی قدرتی است که از جانب خدا نباشد. و لذا علم و قدرتی که از جانب خدا باشد را از خود سلب نکرده بلکه با جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِلاّ ما شاء اللّه }}﴾}}آن را اثبات کرده است. بر این اساس، مفاد جمله دوم آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَوْ کُنْت أَعلم الغیب... }}﴾}} هم روشن می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی اگر بدون تعلیم الهی و از پیش خود عالم به غیب بودم خیر فراوانی برای خویش جمع آوری می کردم و هیچ بدی به من نمی رسید. امّا چون آگاهی من از غیب، ذاتی نیست و به تعلیم الهی است هر کجا خدا بخواهد من از غیب آگاه خواهم شد همان طور که هر کجا خدا بخواهد از قدرت و توانایی مخصوصی برخوردار خواهم بود&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]، ص١٥٨&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B3%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D9%88%D8%AF_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42632</id>
		<title>با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B3%DB%B1_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%87%D9%88%D8%AF_%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42632"/>
		<updated>2017-02-04T17:14:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt; {{علم معصوم}}  &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;با توجه به آ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با توجه به آیه ۳۱ سوره هود چگونه علم غیب پیامبر خاتم ثابت می‌شود؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ}}﴾}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو:&lt;br /&gt;
آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا عبارت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ}}﴾}} علم غیب پیامبر خاتم را نفی نمی‌کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«این آیه با [[با توجه به آیه ۵۰ سوره انعام آیا پیامبر خاتم علم غیب دارد؟ (پرسش)|آیه دوم]] یکسان است و توضیح بیشتری لازم ندارد»&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]، ص١٥٧&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B5%DB%B0_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%85_%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42631</id>
		<title>با توجه به آیه ۵۰ سوره انعام آیا پیامبر خاتم علم غیب دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B5%DB%B0_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%85_%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=42631"/>
		<updated>2017-02-04T17:03:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Aleali: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{در دست ویرایش ۲|ماه=ژانویه|روز=۲۵|سال=۲۰۱۶}}&amp;lt;/noinclude&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{علم معصوم}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;با توجه به آیه ۵۰ سوره انعام آیا پیامبر خاتم علم غیب دارد؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه مورد اشاره پرسش ==&lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ}}﴾}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو:&lt;br /&gt;
آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا عبارت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ}}﴾}} علم غیب پیامبر خاتم را نفی نمی‌کند؟&lt;br /&gt;
* خداوند به پیامبرش فرمود: بگو علم غیب نمی‌دانم، پس چطور امامان {{عم}} درباره آینده سخن‌های فراوانی دارند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به این پرسش==&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیت الله [[سید محمد حسین طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«غرض از اینکه فرمود:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ}}﴾}} این است که من در علم به چیزی‌ از خود، استقلال ندارم، و چنان نیستم که بی‌ اینکه از وحی‌ بیاموزم به چیزی‌ علم پیدا کنم.&lt;br /&gt;
این مطلب از اینجا استفاده می‌‏شود که خدای‌ تعالی‌ از طرفی‌ در ذیل آیه، مساله وحی‌ را اثبات می‌‏کند و می‌‏فرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ}}﴾}} و از طرفی‌ دیگر در مواضع دیگری‌ از کلام خود بیان می‌‏کند که بعضی‌ از وحی‌‏ها غیب است. از آن جمله می‌‏فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند.جز فرستاده‌ای را که بپسندد. سوره جن آیه ۲۶&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز در خلال داستان یوسف (ع) می‌‏فرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُواْ أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُونَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;(ای پیامبر) این از خبرهای نهانی است که به تو وحی می‌کنیم و تو هنگامی که (برادران یوسف) بر کار خود هم‌داستان شدند و نیرنگ می‌باختند نزد آنها نبودی. سوره یوسف آیه ۱۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt; در داستان مریم(ع) می‌‏فرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُون أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;این از خبرهای نهانی است که به تو وحی می‌کنیم و تو هنگامی که آنان تیرچه‌های (قرعه) خود را (در آب) می‌افکندند تا (بدانند) کدام، مریم را سرپرستی کند و هنگامی که با هم (در این کار) ستیزه می‌ورزیدند نزد آنان نبودی. سوره آل عمران آیه ۴۴&amp;lt;/ref&amp;gt; و بعد از حکایت داستان نوح (ع) می‌‏فرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَذَا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمی‌دانستید. سوره هود آیه ۴۹&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس مراد از اینکه می‌‏فرماید: &amp;quot;من علم غیب ندارم&amp;quot; این است که من از ناحیه خودم و به طبع خود مجهز به چیزی‌ نیستم که با آن به اسرار نهفته‌‏ای‌ که انسان به حسب عادت راه به علم آن ندارد راه پیدا کنم»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.eshia.ir/50081/7/135 ترجمه تفسیر المیزان، ج‏ ۷، ص ۱۳۵]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ دوم==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله &#039;&#039;&#039;[[جعفر سبحانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«با توجه به اندیشه های باطلی که مشرکان درباره پیامبران داشنتد (...)، آنها از پیامبر انتظار داشتند که از پیش خود عالم به غیب باشد و این آیه در ردّ آنها می گوید: بدون تعلیم الهی از غیب آگاه نیستم، گواه این مطلب جمله بعد است: &lt;br /&gt;
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنْ أَتّبِعُ إِلاّ ما یُوحی إِلَیّ }}﴾}}. «من تنها پیرو وحی هستم». یعنی بدون تعلیم الهی و وحی، علم غیب ندارم امّا از راه وحی آگاه می شوم»&amp;lt;ref&amp;gt;[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]، ص١٥٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (پرسش)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب معصوم (نمایه موضوعی)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب غیر خدا (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[آیات علم غیب معصوم (نمایه)]]&lt;br /&gt;
* [[بررسی علم غیب معصومان (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[تحلیل علم غیب پیامبر و امام از دیدگاه قرآن و عترت (پایان‌نامه)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب حضرت ختمی مرتبت از نگاه قرآن و سنت و تجلی آن در ادب عرفانی (مقاله)]]&lt;br /&gt;
* [[علم غیب پیامبر و امام از نگاه متکلمین و فلاسفه (مقاله)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}} &lt;br /&gt;
# [[آیا علم غیب منحصر به خداست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیاتی که مخالفان علم غیب غیر خدا به آنها استدلال می‌کنند کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۰۱ سوره برائت به صراحت نافی علم غیب غیر از خدا نیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۳۴ سوره لقمان علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آیه ۱۶۳ سوره احزاب علم غیب را از پیامبر خاتم نفی نمی‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Aleali</name></author>
	</entry>
</feed>