

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Azizpour</id>
	<title>امامت‌پدیا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Azizpour"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Azizpour"/>
	<updated>2026-04-19T17:50:07Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85255</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85255"/>
		<updated>2018-04-02T16:25:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* داوود داداش‌زاده */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== داوود داداش‌زاده==&lt;br /&gt;
در پایان نامه:  علم امام در کتاب کافی و شروح آن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از روایات کافی به افزوده شدن علم امام در هر شب قدر و شب جمعه، و برخی دیگر به افزایش علم ایشان در هر شب و روز، و دسته ای از آنها به افزایش در هر ساعت، دلالت می کند و ائمه {{عم}} این علم را کامل تر از علوم دیگرشان دانسته و تأکید می‌کردند که اگر به دانش ما افزوده نشود علم ما تمام می‌شود. (محمد ابن یعقوب، الکافی، ج ۱،ص253و254)&lt;br /&gt;
نمونه ای از روایات:&lt;br /&gt;
امام صادق علیه السلام به مفضل فرمودند: ... برای ما در هر شب جمعه شادی و سروری است. عرض کردم: خدا آن را افزایش دهد، آن سرور چیست؟ فرمود: چون شب جمعه شود، پیغمبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام به عرش خدا می آیند و ما نیز با ایشان می آئیم، پس ارواح ما به بدنهایمان بازنگردد، مگر با علمی که استفاده شده باشد و اگر چنین نباشد علم ما تمام میشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می توان در توضیح تمام شدن علم امام به بیان ذیل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از علم استفاده شده (مستفاد) در روایت مذکور علم مخصوص به خداوند است که بنا به مصلحت و بر اساس حکمت برای خلیفه اش در روی زمین آشکار می کند و اگر این قسم را آشکار نکند علم امام نسبت به آن قطع و تمام خواهد شد.(محمد صالح مازندرانی، شرح الکافی - اصول و الروضه، ج 6، ص ۲۶ و ۲۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نگاه اول به نظر می رسد که این گروه از روایات با احادیث گذشته در تنافی است، چراکه این سؤال مطرح می شود که اضافه و حادث شدن علم امام، چگونه با این که علم ایشان به همه چیز احاطه داشته باشد، خزانه دار علم الهی باشند، از حوادث آگاه باشند، عالم به مرگ و میرها بوده و از اخبار آسمانها و زمین آگاه باشند و سازگار است؛ خلاصه این که گستره علم مذکور همه امور را در برمی گیرد و اضافه شدن به آن معنی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی با اندکی تأمل در خود این روایات، روشن می شود که تناقضی در کار نیست؛ و این احادیث دامنهای وسیع تر از روایات گذشته را اثبات می کنند، چراکه این روایات&amp;quot; (محمد ابن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۲۳۸ تا ۲۶، ح ۱) تصریح میکنند به این که علم افزوده شده، کامل تر از علم هایی است که در ذیل آنها را ذکر می کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک. کامل تر از هزار باب علمی که از هر باب آن هزار باب دیگر به امام گشوده می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو. کامل تر از علم هر حلال و حرام و کامل تر از علم به هرچه مردم به آن احتیاج دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه. کامل تر از علم انبیاء، اوصیاء، دانشمندان گذشته بنی اسرائیل، صحف ابراهیم، تورات، انجیل، زبور و الواح موسی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار. کامل تر از علم به پیشامدهای آینده، احوال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعد از وفاتش، احوال ذریه پیامبر و اسم پادشاهانی که در زمین فرمانروایی می کنند (مصحف فاطمه علیه السلام).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با همه این حرفها، هنوز این سؤال باقی است که، بالاخره این علم چیست که اگر اضافه نشود، علم امام تمام می شود؟&lt;br /&gt;
شرح دهندگان کتاب کافی در این باره احتمال های متعددی را مطرح کرده اند. (محمد باقر مجلسی، مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج ۳، ص ۱۸؛ محمد صالح مازندرانی، شرح الکافی - اصول و الروضه، ج 5، ص ۳۸۷، محسن فیض کاشانی، الوافی، ج ۳، ص 554) در اینجا احتمالی ذکر می شود که بهتر از بقیه به نظر می رسد و سازگاری بیشتری با روایات تبیین کننده علم خدای متعال دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علم الهی دو گونه است،(محمد ابن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۱۶۷ و ۱۶۸،ح 6 و 8 و 14؛ ص ۲۲۵ و ۲۲۹، ح ۲ و ۳ و ٤) قسم اول، علم محتوم و قطعی است که خداوند متعال ملائکه و پیغمبران و رسولانش را به آن آگاه ساخته، و از آنها به امام رسیده است و مقتضای این علم حتما اتفاق می افتد و تبدیل و تغییری در آن راه ندارد؛ قسم دوم، علم غیرمحتوم است که خدا به خودش اختصاص داده و احتمال تغییر در آن وجود دارد و هرگاه در آن بداء حاصل شود، خداوند امام را از آن آگاه می سازد و به علم ایشان می افزاید.(برای اطلاع بیشتر رک، صدر الدین شیرازی، شرح اصول الکافی، ج 4، ص ۲۰۹ تا ۲۰۸)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملاصالح مازندرانی همین احتمال را با تکیه بر روایات مطرح کرده و می پذیرید.(محمد صالح مازندرانی شرح الکافی - اصول و الروضه، ج 5، ص ۳۸۷ و ۳۸۸ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه مجلسی این علم را غیر از علوم دینی و علومی که مردم به آن احتیاج دارند می داند، بلکه آن را همان علمی میداند که بنابه عبارت برخی روایات برای امام از طرف خدا بسط داده میشود و امام عالم میشود. ایشان در این باره چنین می فرماید: «علمی که برای ائمه گشوده و گرفته میشود غیر از امور دینی و مطالبی است که مردم از امام می پرسند؛ زیرا امام احکام دینی و سؤالات مورد احتیاج مردم را همیشه می داند، چنانچه در حدیث است که ممکن نیست از امام چیزی بپرسند و او بگوید نمیدانم، پس مقصود علوم دیگری است غیر از احتیاجات مردم و همین علوم است که در هر شبانه روز و شبهای قدر و جمعه برای امام حاصل می شود.»(محمد باقر مجلسی، مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج ۳، ص ۱۱۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین شاید علمی که روز به روز و ساعت به ساعت برای امام پدید می آید همان الهاماتی است که از نظر مسائل روز و مقتضیات زمان از جانب خدای متعال به قلب امام افاضه می شود و تفصیل مطالبی را که از پیغمبر و امام سابق به صورت سربسته گرفته است در می یابد و دستور اجرای علوم و قوانین تصویب شده را در هر ساعت و هر روز دریافت می کند.(رک: جواد مصطفوی، اصول کافی ترجمه مصطفوی، چ اول، تهران: کتابفروشی علمیه اسلامیه ، ج ۱، ص 326) در تأیید این مطلب میتوان به روایت ذیل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام باقر علیه السلام می فرمایند: همانا هرسال در شب قدر تفسیر و تبیین امور بر ولی امر امام زمان) نازل میشود. در آن شب امام علیه السلام درباره کار خودش چنین و چنان دستور می گیرد و در رابطه با امور مردم نیز به چنین و چنان مأمور می شود، و علاوه بر این برای ولی امر (امام معصوم زمان) در هر روز علم مخصوص و مکنون و عجیب خدای عزوجل پدید می گردد؛ همان طور که در شب قدر نازل میشد؛ سپس این آیه را خواند و اگر درختهای روی زمین قلم شود و دریا برای آن مرکب گردد و هفت دریای دیگر بدان بپیوندد، (اینها همه تمام می شود ولی کلمات خدا تمام نشود».(محمد ابن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۲۶۸، ح ۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشتسهاد حضرت به آیه فوق می تواند جواب سؤال مذکور باشد که گمان نکنید که وقتی علومی بسیار وسیع برای امام بیان شد دیگر اضافه شدن علم امام بی معنی است چرا که کلمات خدا ناتمام می باشد و هر قدر هم گسترۂ علم مخلوق گسترده باشد - هر چند آن مخلوئق امام باشد - باز هم در برابر علم خدا ناچیز است و اگر خداوند متعال بخواهد با فضل خویش به علم او می افزاید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص62تا65&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11720.JPG |100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]&#039;&#039;&#039; نویسنده کتاب &#039;&#039;«[[علوم برگزیدگان(کتاب)|علوم برگزیدگان]]»&#039;&#039; در پاسخ به این پرسش گفته‌ است :&lt;br /&gt;
::::::«نگاهی به مباحث گذشته درباره روش‌های علم‌آموزی برگزیدگان خداوند، مؤید آن است که علوم الهی به‌ تدریج در طول زندگی‌شان به آنان عطا می‌شده است. بنابراین علوم آنان را می‌توان افزایش‌پذیر دانست؛ زیرا اگر علوم آنان تام و بی‌نقص می‌بود، فراگیری دانش به شیوه‌های مختلف یاد‌شده، تکرار علوم پیشین می‌بود؛ درحالی‌ که ظاهر آیات و مستندات پیشین آن است که ایشان این علوم را برای نخستین‌ بار از شیوه‌های یاد‌ شده دریافت می‌کردند. ظاهر آیات نقل‌ شده این است که وحی، الهام، شهود، دریافت از فرشتگان، رؤیای صادقه و... شیوه‌هایی برای تکرار معلومات برگزیدگان خداوند نیست؛ بلکه شیوه‌های انتقال علوم الهی به آنان است. با پرهیز از تکرار این آیات، به آیات دیگری که افزایش‌پذیری علوم آنان را با صراحت بیشتری می‌رسانند، اشاره می‌کنیم :&lt;br /&gt;
::::::فریب خوردن حضرت آدم در برابر وسوسه شیطان، نتیجه ندانستن دروغ‌ بودن قسم‌ و سخنان شیطان بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[اعراف، آیات ۲۰ و ۲۱]]&amp;lt;/ref&amp;gt; در این آیات به‌ صراحت بیان شده است که شیطان به‌ دروغ سخنانی را درباره درخت ممنوعه به آدم و حوا بیان کرد و قسم خورد که خیرخواه آنان است و آن دو فریب سخنان او را خوردند. اگر حضرت آدم، علم تام و کاملی داشت، در برابر دروغ شیطان فریب نمی‌خورد. حضرت زکریا، سرپرست حضرت مریم بود. او هرگاه به محل عبادت حضرت مریم می‌آمد، غذایی نزد او می‌دید. یک‌ بار از او پرسید : ای مریم! این را از کجا آورده‏ای؟! مریم پاسخ داد : این از جانب خداوند است. &amp;quot;خداوند به هرکس بخواهد، بی‌حساب روزی می‏دهد&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[آل عمران، ۳۷]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پرسش حضرت زکریا نشانه این است که آن حضرت راز وجود آن غذاها را نمی‌دانست. ادامه این آیات نیز همین نکته را تأیید می‌کند.آیات یاد‌شده، به‌خوبی نشان می‌دهند که علوم پیامبران الهی و حتی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} تام و کامل نبود و به‌ مرور بر دانش ایشان افزوده می‌شد. این تکامل و افزایش‌پذیری علمی چنان‌ که از شأن نزول آیات یاد‌ شده پیداست، در طول دوران پیامبری آنان ادامه داشته است. بنابراین نمی‌توان گفت که علوم آنان از ابتدای تولد یا آغاز نبوتشان کامل و تام بوده است؛ بلکه ایشان در طول دوران نبوت خود، معارف بسیاری را فراگرفته‌اند. حتی دلیلی نیست که علوم آنان در پایان دوران نبوت ایشان کامل شده باشد؛ بلکه ممکن است از برتری برخی پیامبران بر برخی دیگر،  تفاوت در مراتب علمی آنان، حتی در پایان دوران نبوتشان، برداشت شود. البته از ظاهر برخی آیات ممکن است تام بودن علوم پیامبران استنباط شود؛ مثلاً خداوند، علم‌الاسماء را به حضرت آدم آموخت. خداوند در آیات ۳۰ تا ۳۳ سوره مبارکه بقره، داستان آفرینش حضرت آدم و آموختن علم‌الاسماء به او را بیان می‌کند. بنا بر این آیات، دلیل شایستگی انسان‌ها برای خلافت خداوند در زمین و برتری آنان بر فرشتگان، توان آموختن علم‌الاسماء است. بنا بر برخی تفاسیر، مراد از علم‌الاسماء، علم به اسمای حسنای خداوند است. فرشتگان، اگر‌چه با برخی از اسمای الهی آشنا بودند و خداوند را با آن نام‌ها می‌خواندند، به همه آنها آگاهی نداشتند؛ ولی خداوند تمام آن نام‌های مقدس را به حضرت آدم آموخت {{عربی|اندازه=155%|﴿{{وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا|}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمدتقی مصباح یزدی، انسان‌شناسی در قرآن، تدوین محمود فتحعلی، ص ۸۴]]&amp;lt;/ref&amp;gt;. فراگیری این دانش، آگاهی به همه حقایق هستی، مجرد و مادی را در‌بردارد؛ زیرا تمام حقایق هستی، پرتوهایی از اسما و صفات خداوند، و مصادیقی از نام علیم و برخی صفات دیگر خداوندند. بنابراین از این‌گونه آیات ممکن است برای اثبات تام بودن علوم برخی پیامبران، مانند حضرت آدم استفاده شود. شواهد یاد‌شده، از جمله خطای حضرت آدم در حادثه خوردن میوه ممنوع، نشان می‌دهد که  حتی اگر تفسیر یاد‌شده از علم‌الأسماء را بپذیریم چنین دانشی به معنای علم تام و تفصیلی به همه حوادث جهان نیست و باید آن را به گونه ای توجیه کرد.  به‌ نظر می‌رسد دانشی مانند علم‌الاسماء، دانشی کلی و حضوری بوده که در عالم ملکوت فراگرفته شده است. از همین روی، تطبیق این دانش بر امور مادی، حضرت آدم را به وحی و شیوه‌های دیگر علم‌آموزی نیازمند می‌ساخته است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سیدعلی هاشمی، &amp;quot;ماهیت و قلمرو علم الاسماء&amp;quot;، قرآن‌شناخت، ش2‌(پیاپی‌10)، س5، ص109]]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;quot;علم‌الکتاب&amp;quot; نیز ممکن است دانشی جامع و تام تفسیر شود که برگزیدگان دست‌یافته‌ به آن، همه علوم را دارا می‌شوند. مطابق آیه‌ای که درباره علم‌الکتاب است، صاحب این علم، پس از خداوند متعال شاهد و گواهی بر درستی رسالت [[پیامبر خاتم|رسول اعظم]] {{صل}} معرفی شده است.  بنا بر برخی تفاسیر، مقصود از &amp;quot;الکتاب&amp;quot; در این آیه، قرآن کریم است  و بنا بر روایات، قرآن تمام علوم جهان را در‌بردارد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد‌بن‌حسن صفار، بصائر الدرجات، ص ۱۲۷ و ۱۲۸]]&amp;lt;/ref&amp;gt;بنابراین کسی که به علم‌الکتاب یا به تمام دانش قرآن کریم دست یابد، همه حقایق جهان را می‌داند و علوم او تام است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سیدعلی هاشمی، «ماهیت و قلمرو علم الکتاب»، معرفت، ش187، س23، ص47]]&amp;lt;/ref&amp;gt; با توجه به شواهد قرآنی یاد‌شده که نشان می‌دادند حتی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از برخی مطالب آگاه نبوده‌اند، چنین تفاسیری، بر فرض درستی، باید به گونه‌ای توجیه شوند. به ‌نظر می‌رسد این آیات و روایات مؤید آن، تام بودن بالفعل تمام دانش قرآن یا &amp;quot;الکتاب&amp;quot; را نمی‌رسانند.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[علوم برگزیدگان]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85250</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85250"/>
		<updated>2018-04-02T14:05:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* پاسخ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== داوود داداش‌زاده==&lt;br /&gt;
در پایان نامه:  علم امام در کتاب کافی و شروح آن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از روایات کافی به افزوده شدن علم امام در هر شب قدره و شب جمعه، و برخی دیگر به افزایش علم ایشان در هر شب و روز، ۲ و دسته ای از آنها به افزایش در هر ساعت، ^ دلالت می کند و ائمه علیه السلام این علم را کامل تر از علوم دیگرشان دانسته و تأکید می کردند که اگر به دانش ما افزوده نشود علم ما تمام میشود. (محمد ابن يعقوب، الکافی، ج ۱،ص253و254)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه ای از روایات:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق علیه السلام به مفضل فرمودند: ... برای ما در هر شب جمعه شادی و سروری است. عرض کردم: خدا آن را افزایش دهد، آن سرور چیست؟ فرمود: چون شب جمعه شود، پیغمبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام به عرش خدا می آیند و ما نیز با ایشان می آئیم، پس ارواح ما به بدنهایمان بازنگردد، مگر با علمی که استفاده شده باشد و اگر چنین نباشد علم ما تمام میشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می توان در توضیح تمام شدن علم امام به بیان ذیل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منظور از علم استفاده شده (مستفاد) در روایت مذکور علم مخصوص به خداوند است که بنا به مصلحت و بر اساس حکمت برای خلیفه اش در روی زمین آشکار می کند و اگر این قسم را آشکار نکند علم امام نسبت به آن قطع و تمام خواهد شد.(محمد صالح مازندرانی، شرح الكافي - اصول و الروضه، ج 6، ص ۲۶ و ۲۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نگاه اول به نظر می رسد که این گروه از روایات با احادیث گذشته در تنافی است، چراکه این سؤال مطرح می شود که اضافه و حادث شدن علم امام، چگونه با این که علم ایشان به همه چیز احاطه داشته باشد، خزانه دار علم الهی باشند، از حوادث آگاه باشند، عالم به مرگ و میرها بوده و از اخبار آسمانها و زمین آگاه باشند و سازگار است؛ خلاصه این که گستره علم مذکور همه امور را در برمی گیرد و اضافه شدن به آن معنی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی با اندکی تأمل در خود این روایات، روشن می شود که تناقضی در کار نیست؛ و این احادیث دامنهای وسیع تر از روایات گذشته را اثبات می کنند، چراکه این روایات&amp;quot; (محمد ابن يعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۲۳۸ تا ۲۶، ح ۱) تصریح میکنند به این که علم افزوده شده، کامل تر از علم هایی است که در ذیل آنها را ذکر می کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک. کامل تر از هزار باب علمی که از هر باب آن هزار باب دیگر به امام گشوده می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو. کامل تر از علم هر حلال و حرام و کامل تر از علم به هرچه مردم به آن احتیاج دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه. کامل تر از علم انبیاء، اوصیاء، دانشمندان گذشته بنی اسرائیل، صحف ابراهيم، تورات، انجیل، زبور و الواح موسی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار. کامل تر از علم به پیشامدهای آینده، احوال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعد از وفاتش، احوال ذریه پیامبر و اسم پادشاهانی که در زمین فرمانروایی می کنند (مصحف فاطمه عليه السلام).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با همه این حرفها، هنوز این سؤال باقی است که، بالاخره این علم چیست که اگر اضافه نشود، علم امام تمام می شود؟&lt;br /&gt;
شرح دهندگان کتاب کافی در این باره احتمال های متعددی را مطرح کرده اند. (محمد باقر مجلسی، مرآة العقول في شرح اخبار آل الرسول، ج ۳، ص ۱۸؛ محمد صالح مازندرانی، شرح الكافي - اصول و الروضه، ج 5، ص ۳۸۷، محسن فیض کاشانی، الوافی، ج ۳، ص 554) در اینجا احتمالی ذکر می شود که بهتر از بقیه به نظر می رسد و سازگاری بیشتری با روایات تبیین کننده علم خدای متعال دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علم الهی دو گونه است،(محمد ابن يعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۱۶۷ و ۱۶۸،ح 6 و 8 و 14؛ ص ۲۲۵ و ۲۲۹، ح ۲ و ۳ و ٤) قسم اول، علم محتوم و قطعی است که خداوند متعال ملائکه و پیغمبران و رسولانش را به آن آگاه ساخته، و از آنها به امام رسیده است و مقتضای این علم حتما اتفاق می افتد و تبدیل و تغییری در آن راه ندارد؛ قسم دوم، علم غیرمحتوم است که خدا به خودش اختصاص داده و احتمال تغییر در آن وجود دارد و هرگاه در آن بداء حاصل شود، خداوند امام را از آن آگاه می سازد و به علم ایشان می افزاید.(برای اطلاع بیشتر رک، صدر الدین شیرازی، شرح اصول الکافی، ج 4، ص ۲۰۹ تا ۲۰۸)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملاصالح مازندرانی همین احتمال را با تکیه بر روایات مطرح کرده و می پذیرید.(محمد صالح مازندرانی شرح الكافي - اصول و الروضه، ج 5، ص ۳۸۷ و ۳۸۸ )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه مجلسی این علم را غیر از علوم دینی و علومی که مردم به آن احتیاج دارند می داند، بلکه آن را همان علمی میداند که بنابه عبارت برخی روایات برای امام از طرف خدا بسط داده میشود و امام عالم میشود. ایشان در این باره چنین می فرماید: «علمی که برای ائمه گشوده و گرفته میشود غیر از امور دینی و مطالبی است که مردم از امام می پرسند؛ زیرا امام احکام دینی و سؤالات مورد احتیاج مردم را همیشه می داند، چنانچه در حدیث است که ممکن نیست از امام چیزی بپرسند و او بگوید نمیدانم، پس مقصود علوم دیگری است غیر از احتياجات مردم و همین علوم است که در هر شبانه روز و شبهای قدر و جمعه برای امام حاصل می شود.»(محمد باقر مجلسی، مرآة العقول في شرح اخبار آل الرسول، ج ۳، ص ۱۱۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین شاید علمی که روز به روز و ساعت به ساعت برای امام پدید می آید همان الهاماتی است که از نظر مسائل روز و مقتضیات زمان از جانب خدای متعال به قلب امام افاضه می شود و تفصيل مطالبی را که از پیغمبر و امام سابق به صورت سربسته گرفته است در می یابد و دستور اجرای علوم و قوانین تصویب شده را در هر ساعت و هر روز دریافت می کند.(رک: جواد مصطفوی، اصول کافی ترجمه مصطفوی، چ اول، تهران: کتابفروشی علمية اسلامية ، ج ۱، ص 326) در تأیید این مطلب میتوان به روایت ذیل اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام باقر عليه السلام می فرمایند: همانا هرسال در شب قدر تفسیر و تبیین امور بر ولی امر امام زمان) نازل میشود. در آن شب امام علیه السلام درباره کار خودش چنین و چنان دستور می گیرد و در رابطه با امور مردم نیز به چنین و چنان مأمور می شود، و علاوه بر این برای ولی امر (امام معصوم زمان) در هر روز علم مخصوص و مکنون و عجیب خدای عزوجل پدید می گردد؛ همان طور که در شب قدر نازل میشد؛ سپس این آیه را خواند و اگر درختهای روی زمین قلم شود و دریا برای آن مرکب گردد و هفت دریای دیگر بدان بپیوندد، (اینها همه تمام می شود ولی کلمات خدا تمام نشود».(محمد ابن يعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۲۶۸، ح ۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشتسهاد حضرت به آیه فوق می تواند جواب سؤال مذکور باشد که گمان نکنید که وقتی علومی بسیار وسیع برای امام بیان شد دیگر اضافه شدن علم امام بی معنی است چرا که کلمات خدا ناتمام می باشد و هر قدر هم گسترۂ علم مخلوق گسترده باشد - هر چند آن مخلوئق امام باشد - باز هم در برابر علم خدا ناچیز است و اگر خداوند متعال بخواهد با فضل خویش به علم او می افزاید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص62تا65&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11720.JPG |100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]&#039;&#039;&#039; نویسنده کتاب &#039;&#039;«[[علوم برگزیدگان(کتاب)|علوم برگزیدگان]]»&#039;&#039; در پاسخ به این پرسش گفته‌ است :&lt;br /&gt;
::::::«نگاهی به مباحث گذشته درباره روش‌های علم‌آموزی برگزیدگان خداوند، مؤید آن است که علوم الهی به‌ تدریج در طول زندگی‌شان به آنان عطا می‌شده است. بنابراین علوم آنان را می‌توان افزایش‌پذیر دانست؛ زیرا اگر علوم آنان تام و بی‌نقص می‌بود، فراگیری دانش به شیوه‌های مختلف یاد‌شده، تکرار علوم پیشین می‌بود؛ درحالی‌ که ظاهر آیات و مستندات پیشین آن است که ایشان این علوم را برای نخستین‌ بار از شیوه‌های یاد‌ شده دریافت می‌کردند. ظاهر آیات نقل‌ شده این است که وحی، الهام، شهود، دریافت از فرشتگان، رؤیای صادقه و... شیوه‌هایی برای تکرار معلومات برگزیدگان خداوند نیست؛ بلکه شیوه‌های انتقال علوم الهی به آنان است. با پرهیز از تکرار این آیات، به آیات دیگری که افزایش‌پذیری علوم آنان را با صراحت بیشتری می‌رسانند، اشاره می‌کنیم :&lt;br /&gt;
::::::فریب خوردن حضرت آدم در برابر وسوسه شیطان، نتیجه ندانستن دروغ‌ بودن قسم‌ و سخنان شیطان بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[اعراف، آیات ۲۰ و ۲۱]]&amp;lt;/ref&amp;gt; در این آیات به‌ صراحت بیان شده است که شیطان به‌ دروغ سخنانی را درباره درخت ممنوعه به آدم و حوا بیان کرد و قسم خورد که خیرخواه آنان است و آن دو فریب سخنان او را خوردند. اگر حضرت آدم، علم تام و کاملی داشت، در برابر دروغ شیطان فریب نمی‌خورد. حضرت زکریا، سرپرست حضرت مریم بود. او هرگاه به محل عبادت حضرت مریم می‌آمد، غذایی نزد او می‌دید. یک‌ بار از او پرسید : ای مریم! این را از کجا آورده‏ای؟! مریم پاسخ داد : این از جانب خداوند است. &amp;quot;خداوند به هرکس بخواهد، بی‌حساب روزی می‏دهد&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[آل عمران، ۳۷]]&amp;lt;/ref&amp;gt; پرسش حضرت زکریا نشانه این است که آن حضرت راز وجود آن غذاها را نمی‌دانست. ادامه این آیات نیز همین نکته را تأیید می‌کند.آیات یاد‌شده، به‌خوبی نشان می‌دهند که علوم پیامبران الهی و حتی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} تام و کامل نبود و به‌ مرور بر دانش ایشان افزوده می‌شد. این تکامل و افزایش‌پذیری علمی چنان‌ که از شأن نزول آیات یاد‌ شده پیداست، در طول دوران پیامبری آنان ادامه داشته است. بنابراین نمی‌توان گفت که علوم آنان از ابتدای تولد یا آغاز نبوتشان کامل و تام بوده است؛ بلکه ایشان در طول دوران نبوت خود، معارف بسیاری را فراگرفته‌اند. حتی دلیلی نیست که علوم آنان در پایان دوران نبوت ایشان کامل شده باشد؛ بلکه ممکن است از برتری برخی پیامبران بر برخی دیگر،  تفاوت در مراتب علمی آنان، حتی در پایان دوران نبوتشان، برداشت شود. البته از ظاهر برخی آیات ممکن است تام بودن علوم پیامبران استنباط شود؛ مثلاً خداوند، علم‌الاسماء را به حضرت آدم آموخت. خداوند در آیات ۳۰ تا ۳۳ سوره مبارکه بقره، داستان آفرینش حضرت آدم و آموختن علم‌الاسماء به او را بیان می‌کند. بنا بر این آیات، دلیل شایستگی انسان‌ها برای خلافت خداوند در زمین و برتری آنان بر فرشتگان، توان آموختن علم‌الاسماء است. بنا بر برخی تفاسیر، مراد از علم‌الاسماء، علم به اسمای حسنای خداوند است. فرشتگان، اگر‌چه با برخی از اسمای الهی آشنا بودند و خداوند را با آن نام‌ها می‌خواندند، به همه آنها آگاهی نداشتند؛ ولی خداوند تمام آن نام‌های مقدس را به حضرت آدم آموخت {{عربی|اندازه=155%|﴿{{وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا|}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمدتقی مصباح یزدی، انسان‌شناسی در قرآن، تدوین محمود فتحعلی، ص ۸۴]]&amp;lt;/ref&amp;gt;. فراگیری این دانش، آگاهی به همه حقایق هستی، مجرد و مادی را در‌بردارد؛ زیرا تمام حقایق هستی، پرتوهایی از اسما و صفات خداوند، و مصادیقی از نام علیم و برخی صفات دیگر خداوندند. بنابراین از این‌گونه آیات ممکن است برای اثبات تام بودن علوم برخی پیامبران، مانند حضرت آدم استفاده شود. شواهد یاد‌شده، از جمله خطای حضرت آدم در حادثه خوردن میوه ممنوع، نشان می‌دهد که  حتی اگر تفسیر یاد‌شده از علم‌الأسماء را بپذیریم چنین دانشی به معنای علم تام و تفصیلی به همه حوادث جهان نیست و باید آن را به گونه ای توجیه کرد.  به‌ نظر می‌رسد دانشی مانند علم‌الاسماء، دانشی کلی و حضوری بوده که در عالم ملکوت فراگرفته شده است. از همین روی، تطبیق این دانش بر امور مادی، حضرت آدم را به وحی و شیوه‌های دیگر علم‌آموزی نیازمند می‌ساخته است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سیدعلی هاشمی، &amp;quot;ماهیت و قلمرو علم الاسماء&amp;quot;، قرآن‌شناخت، ش2‌(پیاپی‌10)، س5، ص109]]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;quot;علم‌الکتاب&amp;quot; نیز ممکن است دانشی جامع و تام تفسیر شود که برگزیدگان دست‌یافته‌ به آن، همه علوم را دارا می‌شوند. مطابق آیه‌ای که درباره علم‌الکتاب است، صاحب این علم، پس از خداوند متعال شاهد و گواهی بر درستی رسالت [[پیامبر خاتم|رسول اعظم]] {{صل}} معرفی شده است.  بنا بر برخی تفاسیر، مقصود از &amp;quot;الکتاب&amp;quot; در این آیه، قرآن کریم است  و بنا بر روایات، قرآن تمام علوم جهان را در‌بردارد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد‌بن‌حسن صفار، بصائر الدرجات، ص ۱۲۷ و ۱۲۸]]&amp;lt;/ref&amp;gt;بنابراین کسی که به علم‌الکتاب یا به تمام دانش قرآن کریم دست یابد، همه حقایق جهان را می‌داند و علوم او تام است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سیدعلی هاشمی، «ماهیت و قلمرو علم الکتاب»، معرفت، ش187، س23، ص47]]&amp;lt;/ref&amp;gt; با توجه به شواهد قرآنی یاد‌شده که نشان می‌دادند حتی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از برخی مطالب آگاه نبوده‌اند، چنین تفاسیری، بر فرض درستی، باید به گونه‌ای توجیه شوند. به ‌نظر می‌رسد این آیات و روایات مؤید آن، تام بودن بالفعل تمام دانش قرآن یا &amp;quot;الکتاب&amp;quot; را نمی‌رسانند.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[علوم برگزیدگان]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85092</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85092"/>
		<updated>2018-03-29T20:49:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جمع شدن|حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11720.JPG |100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]&#039;&#039;&#039; نویسنده کتاب &#039;&#039;«[[علوم برگزیدگان(کتاب)|علوم برگزیدگان]]»&#039;&#039; در پاسخ به این پرسش گفته‌ است :&lt;br /&gt;
:::::*«نگاهی به مباحث گذشته درباره روش‌های علم‌آموزی برگزیدگان خداوند، مؤید آن است که علوم الهی به‌ تدریج در طول زندگی‌شان به آنان عطا می‌شده است. بنابراین علوم آنان را می‌توان افزایش‌پذیر دانست؛ زیرا اگر علوم آنان تام و بی‌نقص می‌بود، فراگیری دانش به شیوه‌های مختلف یاد‌شده، تکرار علوم پیشین می‌بود؛ درحالی‌ که ظاهر آیات و مستندات پیشین آن است که ایشان این علوم را برای نخستین‌ بار از شیوه‌های یاد‌ شده دریافت می‌کردند. ظاهر آیات نقل‌ شده این است که وحی، الهام، شهود، دریافت از فرشتگان، رؤیای صادقه و... شیوه‌هایی برای تکرار معلومات برگزیدگان خداوند نیست؛ بلکه شیوه‌های انتقال علوم الهی به آنان است. با پرهیز از تکرار این آیات، به آیات دیگری که افزایش‌پذیری علوم آنان را با صراحت بیشتری می‌رسانند، اشاره می‌کنیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فریب خوردن حضرت آدم در برابر وسوسه شیطان، نتیجه ندانستن دروغ‌ بودن قسم‌ و سخنان شیطان بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[اعراف، آیات ۲۰ و ۲۱]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. در این آیات به‌ صراحت بیان شده است که شیطان به‌ دروغ سخنانی را درباره درخت ممنوعه به آدم و حوا بیان کرد و قسم خورد که خیرخواه آنان است و آن دو فریب سخنان او را خوردند. اگر حضرت آدم، علم تام و کاملی داشت، در برابر دروغ شیطان فریب نمی‌خورد.&lt;br /&gt;
حضرت زکریا، سرپرست حضرت مریم بود. او هرگاه به محل عبادت حضرت مریم می‌آمد، غذایی نزد او می‌دید. یک‌ بار از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده‏ای؟! مریم پاسخ داد : این از جانب خداوند است. «خداوند به هرکس بخواهد، بی‌حساب روزی می‏دهد».&amp;lt;ref&amp;gt;[[آل عمران، ۳۷]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. پرسش حضرت زکریا نشانه این است که آن حضرت راز وجود آن غذاها را نمی‌دانست. ادامه این آیات نیز همین نکته را تأیید می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات یاد‌شده، به‌خوبی نشان می‌دهند که علوم پیامبران الهی و حتی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} تام و کامل نبود و به‌ مرور بر دانش ایشان افزوده می‌شد. این تکامل و افزایش‌پذیری علمی چنان‌ که از شأن نزول آیات یاد‌ شده پیداست، در طول دوران پیامبری آنان ادامه داشته است. بنابراین نمی‌توان گفت که علوم آنان از ابتدای تولد یا آغاز نبوتشان کامل و تام بوده است؛ بلکه ایشان در طول دوران نبوت خود، معارف بسیاری را فراگرفته‌اند. حتی دلیلی نیست که علوم آنان در پایان دوران نبوت ایشان کامل شده باشد؛ بلکه ممکن است از برتری برخی پیامبران بر برخی دیگر،  تفاوت در مراتب علمی آنان، حتی در پایان دوران نبوتشان، برداشت شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته از ظاهر برخی آیات ممکن است تام بودن علوم پیامبران استنباط شود؛ مثلاً خداوند، علم‌الاسماء را به حضرت آدم آموخت. خداوند در آیات ۳۰ تا ۳۳ سوره مبارکه بقره، داستان آفرینش حضرت آدم و آموختن علم‌الاسماء به او را بیان می‌کند. بنا بر این آیات، دلیل شایستگی انسان‌ها برای خلافت خداوند در زمین و برتری آنان بر فرشتگان، توان آموختن علم‌الاسماء است. بنا بر برخی تفاسیر، مراد از علم‌الاسماء، علم به اسمای حسنای خداوند است. فرشتگان، اگر‌چه با برخی از اسمای الهی آشنا بودند و خداوند را با آن نام‌ها می‌خواندند، به همه آنها آگاهی نداشتند؛ ولی خداوند تمام آن نام‌های مقدس را به حضرت آدم آموخت :{{عربی|اندازه=155%|﴿{{وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا|}}﴾}}.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمدتقی مصباح یزدی، انسان‌شناسی در قرآن، تدوین محمود فتحعلی، ص ۸۴]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراگیری این دانش، آگاهی به همه حقایق هستی، مجرد و مادی را در‌بردارد؛ زیرا تمام حقایق هستی، پرتوهایی از اسما و صفات خداوند، و مصادیقی از نام علیم و برخی صفات دیگر خداوندند. بنابراین از این‌گونه آیات ممکن است برای اثبات تام بودن علوم برخی پیامبران، مانند حضرت آدم استفاده شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شواهد یاد‌شده، از جمله خطای حضرت آدم در حادثه خوردن میوه ممنوع، نشان می‌دهد که  حتی اگر تفسیر یاد‌شده از علم‌الأسماء را بپذیریم چنین دانشی به معنای علم تام و تفصیلی به همه حوادث جهان نیست و باید آن را به گونه ای توجیه کرد.  به‌ نظر می‌رسد دانشی مانند علم‌الاسماء، دانشی کلی و حضوری بوده که در عالم ملکوت فراگرفته شده است. از همین روی، تطبیق این دانش بر امور مادی، حضرت آدم را به وحی و شیوه‌های دیگر علم‌آموزی نیازمند می‌ساخته است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سیدعلی هاشمی، &amp;quot;ماهیت و قلمرو علم الاسماء&amp;quot;، قرآن‌شناخت، ش2‌(پیاپی‌10)، س5، ص109]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&amp;quot;علم‌الکتاب&amp;quot; نیز ممکن است دانشی جامع و تام تفسیر شود که برگزیدگان دست‌یافته‌ به آن، همه علوم را دارا می‌شوند. مطابق آیه‌ای که درباره علم‌الکتاب است، صاحب این علم، پس از خداوند متعال شاهد و گواهی بر درستی رسالت [[رسول اعظم]] {{صل}} معرفی شده است.  بنا بر برخی تفاسیر، مقصود از &amp;quot;الکتاب&amp;quot; در این آیه، قرآن کریم است  و بنا بر روایات، قرآن تمام علوم جهان را در‌بردارد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد‌بن‌حسن صفار، بصائر الدرجات، ص ۱۲۷ و ۱۲۸]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.بنابراین کسی که به علم‌الکتاب یا به تمام دانش قرآن کریم دست یابد، همه حقایق جهان را می‌داند و علوم او تام است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سیدعلی هاشمی، «ماهیت و قلمرو علم الکتاب»، معرفت، ش187، س23، ص47]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به شواهد قرآنی یاد‌شده که نشان می‌دادند حتی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از برخی مطالب آگاه نبوده‌اند، چنین تفاسیری، بر فرض درستی، باید به گونه‌ای توجیه شوند. به ‌نظر می‌رسد این آیات و روایات مؤید آن، تام بودن بالفعل تمام دانش قرآن یا &amp;quot;الکتاب&amp;quot; را نمی‌رسانند.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[علوم برگزیدگان]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85091</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85091"/>
		<updated>2018-03-29T20:32:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جمع شدن|حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11720.JPG |100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]&#039;&#039;&#039; نویسنده کتاب &#039;&#039;«[[علوم برگزیدگان(کتاب)|علوم برگزیدگان]]»&#039;&#039; در پاسخ به این پرسش گفته‌ است :&lt;br /&gt;
:::::*«نگاهی به مباحث گذشته درباره روش‌های علم‌آموزی برگزیدگان خداوند، مؤید آن است که علوم الهی به‌ تدریج در طول زندگی‌شان به آنان عطا می‌شده است. بنابراین علوم آنان را می‌توان افزایش‌پذیر دانست؛ زیرا اگر علوم آنان تام و بی‌نقص می‌بود، فراگیری دانش به شیوه‌های مختلف یاد‌شده، تکرار علوم پیشین می‌بود؛ درحالی‌ که ظاهر آیات و مستندات پیشین آن است که ایشان این علوم را برای نخستین‌ بار از شیوه‌های یاد‌ شده دریافت می‌کردند. ظاهر آیات نقل‌ شده این است که وحی، الهام، شهود، دریافت از فرشتگان، رؤیای صادقه و... شیوه‌هایی برای تکرار معلومات برگزیدگان خداوند نیست؛ بلکه شیوه‌های انتقال علوم الهی به آنان است. با پرهیز از تکرار این آیات، به آیات دیگری که افزایش‌پذیری علوم آنان را با صراحت بیشتری می‌رسانند، اشاره می‌کنیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فریب خوردن حضرت آدم در برابر وسوسه شیطان، نتیجه ندانستن دروغ‌ بودن قسم‌ و سخنان شیطان بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[اعراف، آیات ۲۰ و ۲۱]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. در این آیات به‌ صراحت بیان شده است که شیطان به‌ دروغ سخنانی را درباره درخت ممنوعه به آدم و حوا بیان کرد و قسم خورد که خیرخواه آنان است و آن دو فریب سخنان او را خوردند. اگر حضرت آدم، علم تام و کاملی داشت، در برابر دروغ شیطان فریب نمی‌خورد.&lt;br /&gt;
حضرت زکریا، سرپرست حضرت مریم بود. او هرگاه به محل عبادت حضرت مریم می‌آمد، غذایی نزد او می‌دید. یک‌ بار از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده‏ای؟! مریم پاسخ داد : این از جانب خداوند است. «خداوند به هرکس بخواهد، بی‌حساب روزی می‏دهد».&amp;lt;ref&amp;gt;[[آل عمران، ۳۷]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. پرسش حضرت زکریا نشانه این است که آن حضرت راز وجود آن غذاها را نمی‌دانست. ادامه این آیات نیز همین نکته را تأیید می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات یاد‌شده، به‌خوبی نشان می‌دهند که علوم پیامبران الهی و حتی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} تام و کامل نبود و به‌ مرور بر دانش ایشان افزوده می‌شد. این تکامل و افزایش‌پذیری علمی چنان‌ که از شأن نزول آیات یاد‌ شده پیداست، در طول دوران پیامبری آنان ادامه داشته است. بنابراین نمی‌توان گفت که علوم آنان از ابتدای تولد یا آغاز نبوتشان کامل و تام بوده است؛ بلکه ایشان در طول دوران نبوت خود، معارف بسیاری را فراگرفته‌اند. حتی دلیلی نیست که علوم آنان در پایان دوران نبوت ایشان کامل شده باشد؛ بلکه ممکن است از برتری برخی پیامبران بر برخی دیگر،  تفاوت در مراتب علمی آنان، حتی در پایان دوران نبوتشان، برداشت شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته از ظاهر برخی آیات ممکن است تام بودن علوم پیامبران استنباط شود؛ مثلاً خداوند، علم‌الاسماء را به حضرت آدم آموخت. خداوند در آیات ۳۰ تا ۳۳ سوره مبارکه بقره، داستان آفرینش حضرت آدم و آموختن علم‌الاسماء به او را بیان می‌کند. بنا بر این آیات، دلیل شایستگی انسان‌ها برای خلافت خداوند در زمین و برتری آنان بر فرشتگان، توان آموختن علم‌الاسماء است. بنا بر برخی تفاسیر، مراد از علم‌الاسماء، علم به اسمای حسنای خداوند است. فرشتگان، اگر‌چه با برخی از اسمای الهی آشنا بودند و خداوند را با آن نام‌ها می‌خواندند، به همه آنها آگاهی نداشتند؛ ولی خداوند تمام آن نام‌های مقدس را به حضرت آدم آموخت : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا|}}﴾}}.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمدتقی مصباح یزدی، انسان‌شناسی در قرآن، تدوین محمود فتحعلی، ص ۸۴]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراگیری این دانش، آگاهی به همه حقایق هستی، مجرد و مادی را در‌بردارد؛ زیرا تمام حقایق هستی، پرتوهایی از اسما و صفات خداوند، و مصادیقی از نام علیم و برخی صفات دیگر خداوندند. بنابراین از این‌گونه آیات ممکن است برای اثبات تام بودن علوم برخی پیامبران، مانند حضرت آدم استفاده شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شواهد یاد‌شده، از جمله خطای حضرت آدم در حادثه خوردن میوه ممنوع، نشان می‌دهد که  حتی اگر تفسیر یاد‌شده از علم‌الأسماء را بپذیریم چنین دانشی به معنای علم تام و تفصیلی به همه حوادث جهان نیست و باید آن را به گونه ای توجیه کرد.  به‌ نظر می‌رسد دانشی مانند علم‌الاسماء، دانشی کلی و حضوری بوده که در عالم ملکوت فراگرفته شده است. از همین روی، تطبیق این دانش بر امور مادی، حضرت آدم را به وحی و شیوه‌های دیگر علم‌آموزی نیازمند می‌ساخته است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سیدعلی هاشمی، &amp;quot;ماهیت و قلمرو علم الاسماء&amp;quot;، قرآن‌شناخت، ش2‌(پیاپی‌10)، س5، ص109]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&amp;quot;علم‌الکتاب&amp;quot; نیز ممکن است دانشی جامع و تام تفسیر شود که برگزیدگان دست‌یافته‌ به آن، همه علوم را دارا می‌شوند. مطابق آیه‌ای که درباره علم‌الکتاب است، صاحب این علم، پس از خداوند متعال شاهد و گواهی بر درستی رسالت [[رسول اعظم]] {{صل}} معرفی شده است.  بنا بر برخی تفاسیر، مقصود از &amp;quot;الکتاب&amp;quot; در این آیه، قرآن کریم است  و بنا بر روایات، قرآن تمام علوم جهان را در‌بردارد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد‌بن‌حسن صفار، بصائر الدرجات، ص ۱۲۷ و ۱۲۸]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.بنابراین کسی که به علم‌الکتاب یا به تمام دانش قرآن کریم دست یابد، همه حقایق جهان را می‌داند و علوم او تام است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سیدعلی هاشمی، «ماهیت و قلمرو علم الکتاب»، معرفت، ش187، س23، ص47]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به شواهد قرآنی یاد‌شده که نشان می‌دادند حتی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از برخی مطالب آگاه نبوده‌اند، چنین تفاسیری، بر فرض درستی، باید به گونه‌ای توجیه شوند. به ‌نظر می‌رسد این آیات و روایات مؤید آن، تام بودن بالفعل تمام دانش قرآن یا &amp;quot;الکتاب&amp;quot; را نمی‌رسانند.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[علوم برگزیدگان]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85090</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85090"/>
		<updated>2018-03-29T15:15:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جمع شدن|حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11720.JPG |100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]&#039;&#039;&#039; نویسنده کتاب &#039;&#039;«[[علوم برگزیدگان(کتاب)|علوم برگزیدگان]]»&#039;&#039; در پاسخ به این پرسش گفته‌ است :&lt;br /&gt;
:::::*«نگاهی به مباحث گذشته درباره روش‌های علم‌آموزی برگزیدگان خداوند، مؤید آن است که علوم الهی به‌ تدریج در طول زندگی‌شان به آنان عطا می‌شده است. بنابراین علوم آنان را می‌توان افزایش‌پذیر دانست؛ زیرا اگر علوم آنان تام و بی‌نقص می‌بود، فراگیری دانش به شیوه‌های مختلف یاد‌شده، تکرار علوم پیشین می‌بود؛ درحالی‌ که ظاهر آیات و مستندات پیشین آن است که ایشان این علوم را برای نخستین‌ بار از شیوه‌های یاد‌ شده دریافت می‌کردند. ظاهر آیات نقل‌ شده این است که وحی، الهام، شهود، دریافت از فرشتگان، رؤیای صادقه و... شیوه‌هایی برای تکرار معلومات برگزیدگان خداوند نیست؛ بلکه شیوه‌های انتقال علوم الهی به آنان است. با پرهیز از تکرار این آیات، به آیات دیگری که افزایش‌پذیری علوم آنان را با صراحت بیشتری می‌رسانند، اشاره می‌کنیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فریب خوردن حضرت آدم در برابر وسوسه شیطان، نتیجه ندانستن دروغ‌ بودن قسم‌ و سخنان شیطان بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[اعراف، آیات ۲۰ و ۲۱]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. در این آیات به‌ صراحت بیان شده است که شیطان به‌ دروغ سخنانی را درباره درخت ممنوعه به آدم و حوا بیان کرد و قسم خورد که خیرخواه آنان است و آن دو فریب سخنان او را خوردند. اگر حضرت آدم، علم تام و کاملی داشت، در برابر دروغ شیطان فریب نمی‌خورد.&lt;br /&gt;
حضرت زکریا، سرپرست حضرت مریم بود. او هرگاه به محل عبادت حضرت مریم می‌آمد، غذایی نزد او می‌دید. یک‌ بار از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده‏ای؟! مریم پاسخ داد : این از جانب خداوند است. «خداوند به هرکس بخواهد، بی‌حساب روزی می‏دهد».&amp;lt;ref&amp;gt;[[آل عمران، ۳۷]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. پرسش حضرت زکریا نشانه این است که آن حضرت راز وجود آن غذاها را نمی‌دانست. ادامه این آیات نیز همین نکته را تأیید می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات یاد‌شده، به‌خوبی نشان می‌دهند که علوم پیامبران الهی و حتی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} تام و کامل نبود و به‌ مرور بر دانش ایشان افزوده می‌شد. این تکامل و افزایش‌پذیری علمی چنان‌ که از شأن نزول آیات یاد‌ شده پیداست، در طول دوران پیامبری آنان ادامه داشته است. بنابراین نمی‌توان گفت که علوم آنان از ابتدای تولد یا آغاز نبوتشان کامل و تام بوده است؛ بلکه ایشان در طول دوران نبوت خود، معارف بسیاری را فراگرفته‌اند. حتی دلیلی نیست که علوم آنان در پایان دوران نبوت ایشان کامل شده باشد؛ بلکه ممکن است از برتری برخی پیامبران بر برخی دیگر،  تفاوت در مراتب علمی آنان، حتی در پایان دوران نبوتشان، برداشت شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته از ظاهر برخی آیات ممکن است تام بودن علوم پیامبران استنباط شود؛ مثلاً خداوند، علم‌الاسماء را به حضرت آدم آموخت. خداوند در آیات 30 تا 33 سوره مبارکه بقره، داستان آفرینش حضرت آدم و آموختن علم‌الاسماء به او را بیان می‌کند. بنا بر این آیات، دلیل شایستگی انسان‌ها برای خلافت خداوند در زمین و برتری آنان بر فرشتگان، توان آموختن علم‌الاسماء است. بنا بر برخی تفاسیر، مراد از علم‌الاسماء، علم به اسمای حسنای خداوند است. فرشتگان، اگر‌چه با برخی از اسمای الهی آشنا بودند و خداوند را با آن نام‌ها می‌خواندند، به همه آنها آگاهی نداشتند؛ ولی خداوند تمام آن نام‌های مقدس را به حضرت آدم آموخت: وَعَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسمَْاءَ کلَُّهَا. @ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، انسان‌شناسی در قرآن، تدوین محمود فتحعلی، ص84.$ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراگیری این دانش، آگاهی به همه حقایق هستی، مجرد و مادی را در‌بردارد؛ زیرا تمام حقایق هستی، پرتوهایی از اسما و صفات خداوند، و مصادیقی از نام علیم و برخی صفات دیگر خداوندند. بنابراین از این‌گونه آیات ممکن است برای اثبات تام بودن علوم برخی پیامبران، مانند حضرت آدم، استفاده شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شواهد یاد‌شده، از جمله خطای حضرت آدم در حادثه خوردن میوه ممنوع، نشان می‌دهد که ـ حتی اگر تفسیر یاد‌شده از علم‌الأسماء را بپذیریم ـ چنین دانشی به معنای علم تام و تفصیلی به همه حوادث جهان نیست و باید آن را به گونه‌ای توجیه کرد.  به‌ نظر می‌رسد دانشی مانند علم‌الاسماء، دانشی کلی و حضوری بوده که در عالم ملکوت فراگرفته شده است. از همین روی، تطبیق این دانش بر امور مادی، حضرت آدم را به وحی و شیوه‌های دیگر علم‌آموزی نیازمند می‌ساخته است.@ر.ک: سیدعلی هاشمی، «ماهیت و قلمرو علم الاسماء»، قرآن‌شناخت، ش2‌(پیاپی‌10)، س5، ص109.$ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«علم‌الکتاب» نیز ممکن است دانشی جامع و تام تفسیر شود که برگزیدگان دست‌یافته‌ به آن، همه علوم را دارا می‌شوند. مطابق آیه‌ای که درباره علم‌الکتاب است، صاحب این علم، پس از خداوند متعال شاهد و گواهی بر درستی رسالت رسول اعظم معرفی شده است.  بنا بر برخی تفاسیر، مقصود از «الکتاب»‌ در این آیه، قرآن کریم است  و بنا بر روایات، قرآن تمام علوم جهان را در‌بردارد. @ر.ک: محمد‌بن‌حسن صفار، بصائر الدرجات، ص127ـ128.$ بنابراین کسی که به علم‌الکتاب یا به تمام دانش قرآن کریم دست یابد، همه حقایق جهان را می‌داند و علوم او تام است.@ر.ک: سیدعلی هاشمی، «ماهیت و قلمرو علم الکتاب»، معرفت، ش187، س23، ص47.$ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به شواهد قرآنی یاد‌شده که نشان می‌دادند حتی پیامبر اکرم از برخی مطالب آگاه نبوده‌اند، چنین تفاسیری، بر فرض درستی، باید به گونه‌ای توجیه شوند. به ‌نظر می‌رسد این آیات و روایات مؤید آن، تام بودن بالفعل تمام دانش قرآن یا «الکتاب»‌ را نمی‌رسانند.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[علوم برگزیدگان]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85089</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85089"/>
		<updated>2018-03-29T14:53:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جمع شدن|حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11720.JPG |100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]&#039;&#039;&#039; نویسنده کتاب &#039;&#039;«[[علوم برگزیدگان(کتاب)|علوم برگزیدگان]]»&#039;&#039; در پاسخ به این پرسش گفته‌ است :&lt;br /&gt;
:::::*«نگاهی به مباحث گذشته درباره روش‌های علم‌آموزی برگزیدگان خداوند، مؤید آن است که علوم الهی به‌ تدریج در طول زندگی‌شان به آنان عطا می‌شده است. بنابراین علوم آنان را می‌توان افزایش‌پذیر دانست؛ زیرا اگر علوم آنان تام و بی‌نقص می‌بود، فراگیری دانش به شیوه‌های مختلف یاد‌شده، تکرار علوم پیشین می‌بود؛ درحالی‌ که ظاهر آیات و مستندات پیشین آن است که ایشان این علوم را برای نخستین‌ بار از شیوه‌های یاد‌ شده دریافت می‌کردند. ظاهر آیات نقل‌ شده این است که وحی، الهام، شهود، دریافت از فرشتگان، رؤیای صادقه و... شیوه‌هایی برای تکرار معلومات برگزیدگان خداوند نیست؛ بلکه شیوه‌های انتقال علوم الهی به آنان است. با پرهیز از تکرار این آیات، به آیات دیگری که افزایش‌پذیری علوم آنان را با صراحت بیشتری می‌رسانند، اشاره می‌کنیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فریب خوردن حضرت آدم در برابر وسوسه شیطان، نتیجه ندانستن دروغ‌ بودن قسم‌ و سخنان شیطان بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[اعراف، آیات ۲۰ و ۲۱]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. در این آیات به‌ صراحت بیان شده است که شیطان به‌ دروغ سخنانی را درباره درخت ممنوعه به آدم و حوا بیان کرد و قسم خورد که خیرخواه آنان است و آن دو فریب سخنان او را خوردند. اگر حضرت آدم، علم تام و کاملی داشت، در برابر دروغ شیطان فریب نمی‌خورد.&lt;br /&gt;
حضرت زکریا، سرپرست حضرت مریم بود. او هرگاه به محل عبادت حضرت مریم می‌آمد، غذایی نزد او می‌دید. یک‌ بار از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده‏ای؟! مریم پاسخ داد : این از جانب خداوند است. «خداوند به هرکس بخواهد، بی‌حساب روزی می‏دهد».&amp;lt;ref&amp;gt;[[آل عمران، ۳۷]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. پرسش حضرت زکریا نشانه این است که آن حضرت راز وجود آن غذاها را نمی‌دانست. ادامه این آیات نیز همین نکته را تأیید می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات یاد‌شده، به‌خوبی نشان می‌دهند که علوم پیامبران الهی و حتی پیامبر اکرم تام و کامل نبود و به‌مرور بر دانش ایشان افزوده می‌شد. این تکامل و افزایش‌پذیری علمی ـ چنان‌که از شأن نزول آیات یاد‌شده پیداست ـ در طول دوران پیامبری آنان ادامه داشته است. بنابراین نمی‌توان گفت که علوم آنان از ابتدای تولد یا آغاز نبوتشان کامل و تام بوده است؛ بلکه ایشان در طول دوران نبوت خود، معارف بسیاری را فراگرفته‌اند. حتی دلیلی نیست که علوم آنان در پایان دوران نبوت ایشان کامل شده باشد؛ بلکه ممکن است از برتری برخی پیامبران بر برخی دیگر،  تفاوت در مراتب علمی آنان، حتی در پایان دوران نبوتشان، برداشت شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته از ظاهر برخی آیات ممکن است تام بودن علوم پیامبران استنباط شود؛ مثلاً خداوند، علم‌الاسماء را به حضرت آدم آموخت. خداوند در آیات 30 تا 33 سوره مبارکه بقره، داستان آفرینش حضرت آدم و آموختن علم‌الاسماء به او را بیان می‌کند. بنا بر این آیات، دلیل شایستگی انسان‌ها برای خلافت خداوند در زمین و برتری آنان بر فرشتگان، توان آموختن علم‌الاسماء است. بنا بر برخی تفاسیر، مراد از علم‌الاسماء، علم به اسمای حسنای خداوند است. فرشتگان، اگر‌چه با برخی از اسمای الهی آشنا بودند و خداوند را با آن نام‌ها می‌خواندند، به همه آنها آگاهی نداشتند؛ ولی خداوند تمام آن نام‌های مقدس را به حضرت آدم آموخت: وَعَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسمَْاءَ کلَُّهَا. @ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، انسان‌شناسی در قرآن، تدوین محمود فتحعلی، ص84.$ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراگیری این دانش، آگاهی به همه حقایق هستی، مجرد و مادی را در‌بردارد؛ زیرا تمام حقایق هستی، پرتوهایی از اسما و صفات خداوند، و مصادیقی از نام علیم و برخی صفات دیگر خداوندند. بنابراین از این‌گونه آیات ممکن است برای اثبات تام بودن علوم برخی پیامبران، مانند حضرت آدم، استفاده شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شواهد یاد‌شده، از جمله خطای حضرت آدم در حادثه خوردن میوه ممنوع، نشان می‌دهد که ـ حتی اگر تفسیر یاد‌شده از علم‌الأسماء را بپذیریم ـ چنین دانشی به معنای علم تام و تفصیلی به همه حوادث جهان نیست و باید آن را به گونه‌ای توجیه کرد.  به‌ نظر می‌رسد دانشی مانند علم‌الاسماء، دانشی کلی و حضوری بوده که در عالم ملکوت فراگرفته شده است. از همین روی، تطبیق این دانش بر امور مادی، حضرت آدم را به وحی و شیوه‌های دیگر علم‌آموزی نیازمند می‌ساخته است.@ر.ک: سیدعلی هاشمی، «ماهیت و قلمرو علم الاسماء»، قرآن‌شناخت، ش2‌(پیاپی‌10)، س5، ص109.$ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«علم‌الکتاب» نیز ممکن است دانشی جامع و تام تفسیر شود که برگزیدگان دست‌یافته‌ به آن، همه علوم را دارا می‌شوند. مطابق آیه‌ای که درباره علم‌الکتاب است، صاحب این علم، پس از خداوند متعال شاهد و گواهی بر درستی رسالت رسول اعظم معرفی شده است.  بنا بر برخی تفاسیر، مقصود از «الکتاب»‌ در این آیه، قرآن کریم است  و بنا بر روایات، قرآن تمام علوم جهان را در‌بردارد. @ر.ک: محمد‌بن‌حسن صفار، بصائر الدرجات، ص127ـ128.$ بنابراین کسی که به علم‌الکتاب یا به تمام دانش قرآن کریم دست یابد، همه حقایق جهان را می‌داند و علوم او تام است.@ر.ک: سیدعلی هاشمی، «ماهیت و قلمرو علم الکتاب»، معرفت، ش187، س23، ص47.$ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به شواهد قرآنی یاد‌شده که نشان می‌دادند حتی پیامبر اکرم از برخی مطالب آگاه نبوده‌اند، چنین تفاسیری، بر فرض درستی، باید به گونه‌ای توجیه شوند. به ‌نظر می‌رسد این آیات و روایات مؤید آن، تام بودن بالفعل تمام دانش قرآن یا «الکتاب»‌ را نمی‌رسانند.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[علوم برگزیدگان]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85088</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=85088"/>
		<updated>2018-03-29T14:00:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* سید علی هاشمی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جمع شدن|حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11720.JPG |100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]&#039;&#039;&#039; نویسنده کتاب &#039;&#039;«[[علوم برگزیدگان(کتاب)|علوم برگزیدگان]]»&#039;&#039; در پاسخ به این پرسش گفته‌ است :&lt;br /&gt;
:::::*«نگاهی به مباحث گذشته درباره روش‌های علم‌آموزی برگزیدگان خداوند، مؤید آن است که علوم الهی به‌ تدریج در طول زندگی‌شان به آنان عطا می‌شده است. بنابراین علوم آنان را می‌توان افزایش‌پذیر دانست؛ زیرا اگر علوم آنان تام و بی‌نقص می‌بود، فراگیری دانش به شیوه‌های مختلف یاد‌شده، تکرار علوم پیشین می‌بود؛ درحالی‌ که ظاهر آیات و مستندات پیشین آن است که ایشان این علوم را برای نخستین‌ بار از شیوه‌های یاد‌ شده دریافت می‌کردند. ظاهر آیات نقل‌ شده این است که وحی، الهام، شهود، دریافت از فرشتگان، رؤیای صادقه و... شیوه‌هایی برای تکرار معلومات برگزیدگان خداوند نیست؛ بلکه شیوه‌های انتقال علوم الهی به آنان است. با پرهیز از تکرار این آیات، به آیات دیگری که افزایش‌پذیری علوم آنان را با صراحت بیشتری می‌رسانند، اشاره می‌کنیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فریب خوردن حضرت آدم در برابر وسوسه شیطان، نتیجه ندانستن دروغ‌ بودن قسم‌ و سخنان شیطان بوده است. @اعراف (7)، 20ـ21$ در این آیات به‌ صراحت بیان شده است که شیطان به‌ دروغ سخنانی را درباره درخت ممنوعه به آدم و حوا بیان کرد و قسم خورد که خیرخواه آنان است و آن دو فریب سخنان او را خوردند. اگر حضرت آدم، علم تام و کاملی داشت، در برابر دروغ شیطان فریب نمی‌خورد.&lt;br /&gt;
حضرت زکریا، سرپرست حضرت مریم بود. او هرگاه به محل عبادت حضرت مریم می‌آمد، غذایی نزد او می‌دید. یک‌ بار از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده‏ای؟! مریم پاسخ داد : این از جانب خداوند است. «خداوند به هرکس بخواهد، بی‌حساب روزی می‏دهد». @آل عمران (3)، 37$ پرسش حضرت زکریا نشانه این است که آن حضرت راز وجود آن غذاها را نمی‌دانست. ادامه این آیات نیز همین نکته را تأیید می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات یاد‌شده، به‌خوبی نشان می‌دهند که علوم پیامبران الهی و حتی پیامبر اکرم تام و کامل نبود و به‌مرور بر دانش ایشان افزوده می‌شد. این تکامل و افزایش‌پذیری علمی ـ چنان‌که از شأن نزول آیات یاد‌شده پیداست ـ در طول دوران پیامبری آنان ادامه داشته است. بنابراین نمی‌توان گفت که علوم آنان از ابتدای تولد یا آغاز نبوتشان کامل و تام بوده است؛ بلکه ایشان در طول دوران نبوت خود، معارف بسیاری را فراگرفته‌اند. حتی دلیلی نیست که علوم آنان در پایان دوران نبوت ایشان کامل شده باشد؛ بلکه ممکن است از برتری برخی پیامبران بر برخی دیگر،  تفاوت در مراتب علمی آنان، حتی در پایان دوران نبوتشان، برداشت شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته از ظاهر برخی آیات ممکن است تام بودن علوم پیامبران استنباط شود؛ مثلاً خداوند، علم‌الاسماء را به حضرت آدم آموخت. خداوند در آیات 30 تا 33 سوره مبارکه بقره، داستان آفرینش حضرت آدم و آموختن علم‌الاسماء به او را بیان می‌کند. بنا بر این آیات، دلیل شایستگی انسان‌ها برای خلافت خداوند در زمین و برتری آنان بر فرشتگان، توان آموختن علم‌الاسماء است. بنا بر برخی تفاسیر، مراد از علم‌الاسماء، علم به اسمای حسنای خداوند است. فرشتگان، اگر‌چه با برخی از اسمای الهی آشنا بودند و خداوند را با آن نام‌ها می‌خواندند، به همه آنها آگاهی نداشتند؛ ولی خداوند تمام آن نام‌های مقدس را به حضرت آدم آموخت: وَعَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسمَْاءَ کلَُّهَا. @ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، انسان‌شناسی در قرآن، تدوین محمود فتحعلی، ص84.$ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراگیری این دانش، آگاهی به همه حقایق هستی، مجرد و مادی را در‌بردارد؛ زیرا تمام حقایق هستی، پرتوهایی از اسما و صفات خداوند، و مصادیقی از نام علیم و برخی صفات دیگر خداوندند. بنابراین از این‌گونه آیات ممکن است برای اثبات تام بودن علوم برخی پیامبران، مانند حضرت آدم، استفاده شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شواهد یاد‌شده، از جمله خطای حضرت آدم در حادثه خوردن میوه ممنوع، نشان می‌دهد که ـ حتی اگر تفسیر یاد‌شده از علم‌الأسماء را بپذیریم ـ چنین دانشی به معنای علم تام و تفصیلی به همه حوادث جهان نیست و باید آن را به گونه‌ای توجیه کرد.  به‌ نظر می‌رسد دانشی مانند علم‌الاسماء، دانشی کلی و حضوری بوده که در عالم ملکوت فراگرفته شده است. از همین روی، تطبیق این دانش بر امور مادی، حضرت آدم را به وحی و شیوه‌های دیگر علم‌آموزی نیازمند می‌ساخته است.@ر.ک: سیدعلی هاشمی، «ماهیت و قلمرو علم الاسماء»، قرآن‌شناخت، ش2‌(پیاپی‌10)، س5، ص109.$ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«علم‌الکتاب» نیز ممکن است دانشی جامع و تام تفسیر شود که برگزیدگان دست‌یافته‌ به آن، همه علوم را دارا می‌شوند. مطابق آیه‌ای که درباره علم‌الکتاب است، صاحب این علم، پس از خداوند متعال شاهد و گواهی بر درستی رسالت رسول اعظم معرفی شده است.  بنا بر برخی تفاسیر، مقصود از «الکتاب»‌ در این آیه، قرآن کریم است  و بنا بر روایات، قرآن تمام علوم جهان را در‌بردارد. @ر.ک: محمد‌بن‌حسن صفار، بصائر الدرجات، ص127ـ128.$ بنابراین کسی که به علم‌الکتاب یا به تمام دانش قرآن کریم دست یابد، همه حقایق جهان را می‌داند و علوم او تام است.@ر.ک: سیدعلی هاشمی، «ماهیت و قلمرو علم الکتاب»، معرفت، ش187، س23، ص47.$ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به شواهد قرآنی یاد‌شده که نشان می‌دادند حتی پیامبر اکرم از برخی مطالب آگاه نبوده‌اند، چنین تفاسیری، بر فرض درستی، باید به گونه‌ای توجیه شوند. به ‌نظر می‌رسد این آیات و روایات مؤید آن، تام بودن بالفعل تمام دانش قرآن یا «الکتاب»‌ را نمی‌رسانند.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[علوم برگزیدگان]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=83854</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=83854"/>
		<updated>2018-03-15T14:58:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* عسکری امام‌خان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جمع شدن|۱۱. حجت الاسلام و المسلمین امام‌خان؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11700.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عسکری امام‌خان|امام‌خان]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[عسکری امام‌خان]]&#039;&#039;&#039; در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان &#039;&#039;«[[منشأ و قلمرو علم امام (پایان‌نامه)|منشأ و قلمرو علم امام]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«روایات متعددی وجود دارد که در آن [امام|ائمه] {{عم}} به صراحت افزایش علوم خود را بیان کرده اند. مراد از این جمله امام چیست که فرمود : &amp;quot;آنچه بالاتر از علم به تمام وقایع گذشته و آینده است، علم‌هایی است که بر حضرات ائمه {{عم}} از ناحیه خداوند متعال در هر روز و شب عنایت می‌شود&amp;quot;، یا تعبیر می‌کند این نوع علم افضل دانش ما است، یا تعبیر می‌کند که علم فقط آن است که در شب و روز بر ما حادث می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثل روایت امام هفتم حضرت [امام کاظم|موسی ابن جعفر] {{ع}} که فرمود : &amp;quot;علوم ما به سه بخش تقسیم می‌گردد، گذشته، آینده و حادث، علوم گذشته برای ما تفسیر شده، علوم آینده برای ما نوشته شده، علوم جدید و حادث در قلب و گوش ما القا می‌گردد. و این نوع از علم افضل دانش ما است، اما پیامبری بعد از [پیامبرخاتم|رسول اکرم] {{صل]] ما نخواهد آمد&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt; کلینی، اصول کافی، ج ۱ ص ۲۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یا مثل روایتی که مفضل از [امام صادق|امام صادق] {{ع}} نقل می کند : {{عربی|اندازه=150%|&amp;quot; ان العلم الذی یحدث یوماً بعد یوم و ساعهً بعد ساعه &amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; همان، ج ۱ ص ۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این روایت هم امام خیلی چیزها را به عنوان علم امامت بیان می‌کند. و در آخر این جمله را می‌گوید که اصل علم آن است که روز به روز و ساعت به ساعت برای ما حادث می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یا روایتی که ضریس کناسی از امام صادق {{ع}} نقل می‌کند : {{عربی|اندازه=150%|&amp;quot; ...انما العلم ما یحدث باللیل و النهار یوماً بیوم و ساعهً بساعه &amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; کلینی، کافی، ج ۱ ص ۲۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در این روایت هم امام {{ع}} چیزهایی را به عنوان علم امامت بیان کرده. سپس می‌گوید : همانا علم فقط چیزی است که شب و روز و روز به روز و ساعت به ساعت بر ما افزوده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نظیر همین روایت از ابی بصیر روایت مفصلی نقل شده است که در این جا فقط به آن اشاره می‌کنیم و ان شاءالله در بحث «سرچشمه های علم امام(علیه السلام) مفصل ذکر می کنیم. در این روایت امام آموخته های امیر المومنین(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه وآله)و همین طور «جفر» و جامعه و علم ما کان و ما یکون الی یوم القیامه را بعنوان علم امامت ذکر می کند و بعد می گوید که اینها هم تمام علم نیست بلکه علم امامت علم هایی است که بر ما عنایت می شود هرشب و روز از علم الهی.(همان، ج 1، ص 240)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال وقتی امام علم غیب داردد به همه اشیاء و به همه اسرار نهانی چنانکه در روایات ملاحظه فرمودی و چه بسا روایاتی در این مختصر ذکر نشده و کتابهای حدیثی و روایی پر است از آن مطالب، پس در چه ناحیه علم امام(علیه السلام) روز بروز افزون می گردد، امام(علیه السلام) که همه چیز را می داند و از علم ما کان و ما یکون و ما هو کائن آگاه است، پس مقصود امام(علیه السلام)از اینکه هرروز و شب از علوم الهی بر ما افزون می شود چیست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم مجلسی(ره) در مرآه العقول بعد از نقل چند احتمال نظر خود را چنین بیان می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آنچه از اخبار زیاد بدست می آید این است که ائمه(علیهم السلام) در همه عوالم و نشأت، یعنی قبل از حلول ارواح در بدنهای مقدسشان و بعد از حلول در آن و بعد از مفارفت از آن و عروج به عالم قدس و طهارت، دارای پیشرفت و صعود در معارف الهیه و درجات کمال هستند. و پیوسته در حال عروج به قرب و وصال بوده اند و در دریای انوار معرفت غوص می نموده اند. زیرا در مدارج شناخت و معرفت خداوندی و حب و قرب او غایت و نهایتی وجود ندارد. و بین درجه عبودیت و ربوبیت منازل زیاد و بی شماری است. بنابر این آنچه امام(علیه السلام) در اوائل امامت خود از امام سابق گرفته تنها اکتفا به آن نمی کند. و در آن مرتبه نمی ماند، بلکه پیوسته اسباب قرب و پیشرفت برای او حاصل می شود. چگونه به این صورت نباشد در حالیکه این گونه تحصیل مدارج برای دیگران هست. و آن بزرگواران با آن استعداد قابلیت بیشتری دارند. بنابرین شاید مراد از علم حادث در شب و روز این باشد.»(مجلسی، محمدباقر، مرآه العقول، ج 3، ص 19)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس باید گفت که آن علمی که انتهائی ندارد معرفت الله است اهم علوم و افضل علمها است، و چیزی است که شایسته است امام(علیه السلام) علوم دیگری را در مقابل علوم ما کان و ما یکون را بی اهمیت دانسته علم معرفت الله را اصل علم و علم امامت بداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنانچه همه آن روایاتی را که ملاحظه فرمودی امام(علیه السلام) علم حادث شب و روز را فقط اشرف علوم دانسته و این نشانه آن است که بقیه علوم (از جمله علوم جفر و جامعه و علومی که امیر المومنین از پیغمبر اسلام آموخته یا علم ما کان و ما یکون) با علمی که شب و روز حادث می شود یک نوع مغایرتی بین آنها اشاره می کند که نشانه تقدس آن علوم است نسبت به سایر علمها و آن علم چیزی نمی تواند باشد جز معرفه الله و عروج مدارج عرفانی ائمه(علیهم السلام) زیرا معنی ندارد که کسی که علم قرآن که «تبیانا لکل شیء» است داشته باشد باز هم تمام علم و اشرف علم یک چیز دیگر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واین معنی که برای علم حادث در اینجا گفته شده تائید می شود وقتی به این آیه می رسیم «کل یوم هو فی الشان» جلوات جمال ذات اقدس ربوبی را نهایتی نیست، و امام کسی است که هرلحظه معرفت و شناخت بیشتری بصفات جمالیه و جلالیه پروردگار عالمیان می یابد و به عنایت حق تعالی هرروز و شب در کمال تزاید است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[عسکری امام‌خان]]، [[منشأ و قلمرو علم امام (پایان‌نامه)|منشأ و قلمرو علم امام]]، فصل پنجم.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عسکری امام‌خان==&lt;br /&gt;
منشأ و قلمرو علم امام (پایان‌نامه)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(فصل چهارم)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید علی هاشمی==&lt;br /&gt;
در کتاب: علوم برگزیدگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگاهی به مباحث گذشته دربارة روش‌های علم‌آموزی برگزیدگان خداوند، مؤید آن است که علوم الهی به‌تدریج در طول زندگی‌شان به آنان عطا می‌شده است. بنابراین علوم آنان را می‌توان افزایش‌پذیر دانست؛ زیرا اگر علوم آنان تام و بی‌نقص می‌بود، فراگیری دانش به شیوه‌های مختلف یاد‌شده، تکرار علوم پیشین می‌بود؛ درحالی‌که ظاهر آیات و مستندات پیشین آن است که ایشان این علوم را برای نخستین‌بار از شیوه‌های یاد‌شده دریافت می‌کردند. ظاهر آیات نقل‌شده این است که وحی، الهام، شهود، دریافت از فرشتگان، رؤیای صادقه و... شیوه‌هایی برای تکرار معلومات برگزیدگان خداوند نیست؛ بلکه شیوه‌های انتقال علوم الهی به آنان است. با پرهیز از تکرار این آیات، به آیات دیگری که افزایش‌پذیری علوم آنان را با صراحت بیشتری می‌رسانند، اشاره می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فریب خوردن حضرت آدم در برابر وسوسة شیطان، نتیجة ندانستن دروغ‌ بودن قسم‌ و سخنان شیطان بوده است. @اعراف (7)، 20ـ21$ در این آیات به‌صراحت بیان شده است که شیطان به‌دروغ سخنانی را دربارة درخت ممنوعه به آدم و حوا بیان کرد و قسم خورد که خیرخواه آنان است و آن دو فریب سخنان او را خوردند. اگر حضرت آدم، علم تام و کاملی داشت، در برابر دروغ شیطان فریب نمی‌خورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(...)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت زکریا، سرپرست حضرت مریم بود. او هرگاه به محل عبادت حضرت مریم می‌آمد، غذایی نزد او می‌دید. یک‌ بار از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده‏ای؟! مریم پاسخ داد: این از جانب خداوند است. «خداوند به هرکس بخواهد، بی‌حساب روزی می‏دهد». @آل عمران (3)، 37$ پرسش حضرت زکریا نشانة این است که آن حضرت راز وجود آن غذاها را نمی‌دانست. ادامة این آیات نیز همین نکته را تأیید می‌کند. (...)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیات یاد‌شده، به‌خوبی نشان می‌دهند که علوم پیامبران الهی و حتی پیامبر اکرم تام و کامل نبود و به‌مرور بر دانش ایشان افزوده می‌شد. این تکامل و افزایش‌پذیری علمی ـ چنان‌که از شأن نزول آیات یاد‌شده پیداست ـ در طول دوران پیامبری آنان ادامه داشته است. بنابراین نمی‌توان گفت که علوم آنان از ابتدای تولد یا آغاز نبوتشان کامل و تام بوده است؛ بلکه ایشان در طول دوران نبوت خود، معارف بسیاری را فراگرفته‌اند. حتی دلیلی نیست که علوم آنان در پایان دوران نبوت ایشان کامل شده باشد؛ بلکه ممکن است از برتری برخی پیامبران بر برخی دیگر،  تفاوت در مراتب علمی آنان، حتی در پایان دوران نبوتشان، برداشت شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته از ظاهر برخی آیات ممکن است تام بودن علوم پیامبران استنباط شود؛ مثلاً خداوند، علم‌الاسماء را به حضرت آدم آموخت. خداوند در آیات 30 تا 33 سورة مبارکة بقره، داستان آفرینش حضرت آدم و آموختن علم‌الاسماء به او را بیان می‌کند. بنا بر این آیات، دلیل شایستگی انسان‌ها برای خلافت خداوند در زمین و برتری آنان بر فرشتگان، توان آموختن علم‌الاسماء است. بنا بر برخی تفاسیر، مراد از علم‌الاسماء، علم به اسمای حسنای خداوند است. فرشتگان، اگر‌چه با برخی از اسمای الهی آشنا بودند و خداوند را با آن نام‌ها می‌خواندند، به همة آنها آگاهی نداشتند؛ ولی خداوند تمام آن نام‌های مقدس را به حضرت آدم آموخت: وَعَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسمَْاءَ کلَُّهَا. @ر.ک: محمدتقی مصباح یزدی، انسان‌شناسی در قرآن، تدوین محمود فتحعلی، ص84.$ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراگیری این دانش، آگاهی به همة حقایق هستی، مجرد و مادی را در‌بردارد؛ زیرا تمام حقایق هستی، پرتوهایی از اسما و صفات خداوند، و مصادیقی از نام علیم و برخی صفات دیگر خداوندند. بنابراین از این‌گونه آیات ممکن است برای اثبات تام بودن علوم برخی پیامبران، مانند حضرت آدم، استفاده شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شواهد یاد‌شده، از جمله خطای حضرت آدم در حادثة خوردن میوة ممنوع، نشان می‌دهد که ـ حتی اگر تفسیر یاد‌شده از علم‌الأسماء را بپذیریم ـ چنین دانشی به معنای علم تام و تفصیلی به همة حوادث جهان نیست و باید آن را به گونه‌ای توجیه کرد.  به‌ نظر می‌رسد دانشی مانند علم‌الاسماء، دانشی کلی و حضوری بوده که در عالم ملکوت فراگرفته شده است. از همین روی، تطبیق این دانش بر امور مادی، حضرت آدم را به وحی و شیوه‌های دیگر علم‌آموزی نیازمند می‌ساخته است.@ر.ک: سیدعلی هاشمی، «ماهیت و قلمرو علم الاسماء»، قرآن‌شناخت، ش2‌(پیاپی‌10)، س5، ص109.$ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«علم‌الکتاب» نیز ممکن است دانشی جامع و تام تفسیر شود که برگزیدگان دست‌یافته‌ به آن، همة علوم را دارا می‌شوند. مطابق آیه‌ای که دربارة علم‌الکتاب است، صاحب این علم، پس از خداوند متعال شاهد و گواهی بر درستی رسالت رسول اعظم معرفی شده است.  بنا بر برخی تفاسیر، مقصود از «الکتاب»‌ در این آیه، قرآن کریم است  و بنا بر روایات، قرآن تمام علوم جهان را در‌بردارد. @ر.ک: محمد‌بن‌حسن صفار، بصائر الدرجات، ص127ـ128.$ بنابراین کسی که به علم‌الکتاب یا به تمام دانش قرآن کریم دست یابد، همة حقایق جهان را می‌داند و علوم او تام است.@ر.ک: سیدعلی هاشمی، «ماهیت و قلمرو علم الکتاب»، معرفت، ش187، س23، ص47.$ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به شواهد قرآنی یاد‌شده که نشان می‌دادند حتی پیامبر اکرم از برخی مطالب آگاه نبوده‌اند، چنین تفاسیری، بر فرض درستی، باید به گونه‌ای توجیه شوند. به ‌نظر می‌رسد این آیات و روایات مؤید آن، تام بودن بالفعل تمام دانش قرآن یا «الکتاب»‌ را نمی‌رسانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=80156</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=80156"/>
		<updated>2018-02-17T19:57:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* محمد بیابانی اسکویی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۹. حجت الاسلام و المسلمین بیابانی اسکوئی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:098554.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین [[محمد بیابانی اسکوئی]] در کتاب &#039;&#039;«[[امامت ۵ (کتاب)|امامت]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«بر اساس آیات قرآن کریم و روایات [[ائمه|اهل بیت]] {{عم}} : هیچ شک و شبهه‌اى در ازدیاد علم [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و امام {{ع}} وجود ندارد. خداوند متعال به پیامبر {{صل}} مى‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;پیش از آن‌که وحى قرآن به سوى تو حکم شود تعجیل به آن نکن و بگو پروردگارا را بر علم من بیافزاى.&amp;quot; سوره طه آیه ۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سوره قدر آمده است که فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آیند : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آیند.&amp;quot; سوره قدر آیه ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بیشتر مسلمانان معتقدند که شب قدر هر سال تکرار مى‌شود و اختصاص به زمان پیامبر {{صل}} نداشته است. و در روایات اهل بیت : به صراحت بیان شده است که شب قدر اکنون نیز هست و با رحلت پیامبر {{صل}} از میان نرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt; کنز الدقائق جلد ۱۴، ۳۶۶ و ۳۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و نیز مسلّم است که &amp;quot;قدر&amp;quot; نامیده شدن این شب به این دلیل است که خداوند متعال در این شب از سال همه امور خلایق را تا شب قدر دیگر مورد تقدیر و اندازه‌گیرى قرار داده و به وسیله فرشتگان و روح به زمین فرو مى‌فرستد. و &amp;quot;من کل امر&amp;quot; در آیه شریفه مربوط به حوادث همین سال است. مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقدیرات یک سال بر زمین، اقتضا مى‌کند که فرشتگان این امور را به محلى خاص براى کارهاى خاص فرود آورند. از میان انسان‌ها کسى جزاهل بیت {{عم}} بعد از پیامبر {{صل}} مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خویش نیست. و تنها آنان هستند که در روایات متعدّد از این موضوع خبر داده‌اند. [[امام صادق|امام صادق]] {{ع}} در تفسیر آیه مذکور مى‌فرماید :{{عربی|اندازه=155%|«أَیْ مِن عِنْدَ رَبِّهِمْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِکُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ»}} &amp;lt;ref&amp;gt; یعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد {{صل}} براى هر امرِ سلام فرود مى‌آیند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; تأویل الآیات الظاهره، ۷۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار جلد۲۵، ص ۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام سجاد|امام سجّاد]] {{ع}} در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان که خدا خواسته است با امورى که مورد قضاى الهى قرار گرفته، بیان کرده، مى‌فرماید : &amp;quot;{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ}}﴾}} {{عربی|اندازه=155%|«عَلَی مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِهِ»}}&amp;quot; &amp;lt;ref&amp;gt; فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آیند... بر آن بندگانى که مورد مشیّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى که حکم کرده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; صحیفه سجادیه دعا و دخول شهر رمضان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; اقبال الاعمال، ۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و [[امام باقر|امام باقر]] {{ع}} مى‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|«إِنَّهُ لَیَنْزِلُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِیِّ الْأَمْرِ تَفْسِیرُ الْأُمُورِ سَنَهً سَنَهً یُوْمَرُ فِیهَا فِی أَمْرِ نَفْسِهِ بِکَذَا وَ کَذَا وَ فِی أَمْرِ النَّاسِ بِکَذَا وَ کَذَا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسیر امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى دیگر.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt; کافى جلد ۱، ۲۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالانوار جلد۲۵، ص ۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام {{ع}} تا یک سال در مورد خود امام {{ع}} و دیگران آورده مى‌شود. بدین ترتیب روشن مى‌شود که علم امام {{ع}} بلکه علم پیامبر {{صل}} هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زیرا روشن است اگر چه پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} از همه حوادث و وقایع تا قیامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى که در طول سال تا شب قدر دیگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجدید نظر شده و تقدیر مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پیامبر {{صل}} یا امام {{ع}} ابلاغ مى‌شود. از این امر استفاده مى‌شود که علم و آگاهى پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} پیش از شب قدر نسبت به حوادث آینده به صورت روشن و حتمى نبوده است یا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممکن است تغییراتى هم به صورت تقدیم و تأخیر و یا امر جدیدى که قبلاً اثرى از آن به صورت تفصیلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد. پس با توجّه به این بیان، پیدایش نوعى علم براى امام {{ع}} در شب قدر امکان دارد. و به نظر مى‌رسد به همین جهت است که ائمّه {{صل}} در روایات متعددى تأکید کرده‌اند که اگر آیه‌اى در کتاب خدا نبود از آنچه تا قیامت و اقع مى‌شود برایتان خبر مى‌دادم : {{عربی|اندازه=155%|«لَوْ لَا آیَةٌ فِی کِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُکُمْ بِمَا یَکُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَقُلْتُ أَیَّةُ آیَةٍ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;اگر آیه‌اى در کتاب خدا نبود از آنچه تا قیامت خواهد شد خبر مى‌دادم. پس گفتم :کدام آیه؟ فرمود : سخن خدا که مى‌فرماید : &amp;quot;خدا آن را که مى‌خواهد محو مى‌کند و اثبات مى‌کند و نزد اوست ام الکتاب.&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر عیاشى جلد ۲، ص ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;توحید صدوق ۳۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار جلد۴، ص ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر، آیه ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; هم بر این مطلب تأکید مى‌کند. زیرا زیادى وقتى معنا پیدا مى‌کند که از قبل تقدیرى صورت گرفته باشد. این امر اختصاص به تقدیرات پیشین ندارد بلکه در امورى که در شب قدر هم مورد تقدیر قرار مى‌گیرد جارى است. زیرا آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء}}﴾}}اطلاق دارد. و ممکن است اضافه شدن چیزى در آن واحد صورت پذیرد. علاوه بر این روایاتى داریم که علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلکه روایات دیگرى هم وجود دارد که امامان اهل بیت {{عم}} هر لحظه ممکن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق {{ع}} مى‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|«إِذَا كَانَ لَیْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ ص الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ وَ وَافَیْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِی»}}&amp;lt;ref&amp;gt;شب جمعه رسول خدا و امامان و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌کنیم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى که تازه استفاده کرده‌ام. واگر چنین نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;کافى جلد ۱، ص ۲۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این روایت به صراحت دلالت دارد که اگر به علوم اهل بیت {{عم}} افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گوید : امام باقر {{ع}}فرمود : {{عربی|اندازه=155%|«لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا قَالَ قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَیْئاً لَا یَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَیْنَا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد. زراره گفت : عرض کردم : آیا به شما علمـى داده مى‌شود که رسول خدا آن را نمى‌داند؟ فرمـود : آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا عرضه مى‌شود و بعد به امامان و سپس کار به ما منتهى مى‌شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt; کافى جلد ۱، ۲۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالانوار جلد ۱۷، ص ۱۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این روایت علاوه بر زیاد شدن علم امام {{ع}} نکته دیگرى نیز عنوان شده است که افزوده شدن علوم اهل بیت {{عم}} به گونه‌اى است که وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پیشین و پیامبر {{صل}} هم رسیده است. و نیز روایاتى در باب محدّث بودن امام {{ع}} رسیده است و روایات دیگرى نیز وجود دارد که افضل علم امام {{ع}} آن است که به صورت الهام و القا در قلب و یا با رسیدن صداى فرشته به گوش امام {{ع}}، برایش پدید مى‌آید. این دو گروه از روایات هم به این امر تأکید مى‌کند که علوم اهل بیت {{عم}} دائم در فزونى است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[امامت ۵ (کتاب)|امامت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است : &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزوده شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;quot; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکباره از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} دریافته باشند؟ &lt;br /&gt;
::::::علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: {{عربی|اندازه=155%|«یُفَتِحُ کُلُ حَدیثٍ بابٍ اَلفُ بابٍ»}} &amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره علق که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=80155</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=80155"/>
		<updated>2018-02-17T19:40:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* محمد بیابانی اسکویی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۹. حجت الاسلام و المسلمین بیابانی اسکوئی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:098554.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین [[محمد بیابانی اسکوئی]] در کتاب &#039;&#039;«[[امامت ۵ (کتاب)|امامت]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«بر اساس آیات قرآن کریم و روایات [[ائمه|اهل بیت]] {{عم}} : هیچ شک و شبهه‌اى در ازدیاد علم پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} وجود ندارد. خداوند متعال به پیامبر {{صل}} مى‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;پیش از آن‌که وحى قرآن به سوى تو حکم شود تعجیل به آن نکن و بگو پروردگارا را بر علم من بیافزاى.&amp;quot; سوره طه آیه ۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سوره قدر آمده است که فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آیند : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آیند.&amp;quot; سوره قدر آیه ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; بیشتر مسلمانان معتقدند که شب قدر هر سال تکرار مى‌شود و اختصاص به زمان پیامبر {{صل}} نداشته است. و در روایات اهل بیت : به صراحت بیان شده است که شب قدر اکنون نیز هست و با رحلت پیامبر {{صل}} از میان نرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt; کنز الدقائق ۱۴، ۳۶۶ و ۳۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و نیز مسلّم است که &amp;quot;قدر&amp;quot; نامیده شدن این شب به این دلیل است که خداوند متعال در این شب از سال همه امور خلایق را تا شب قدر دیگر مورد تقدیر و اندازه‌گیرى قرار داده و به وسیله فرشتگان و روح به زمین فرو مى‌فرستد. و &amp;quot;من کل امر&amp;quot; در آیه شریفه مربوط به حوادث همین سال است. مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقدیرات یک سال بر زمین، اقتضا مى‌کند که فرشتگان این امور را به محلى خاص براى کارهاى خاص فرود آورند. از میان انسان‌ها کسى جزاهل بیت {{عم}} بعد از پیامبر {{صل}} مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خویش نیست. و تنها آنان هستند که در روایات متعدّد از این موضوع خبر داده‌اند. [[امام صادق|امام صادق]] {{ع}} در تفسیر آیه مذکور مى‌فرماید :{{عربی|اندازه=155%|«أَیْ مِن عِنْدَ رَبِّهِمْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِکُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ»}} &amp;lt;ref&amp;gt; یعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد {{صل}} براى هر امرِ سلام فرود مى‌آیند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; تأویل الآیات الظاهره، ۷۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار جلد۲۵، ص ۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. امام سجّاد {{ع}} در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان که خدا خواسته است با امورى که مورد قضاى الهى قرار گرفته، بیان کرده، مى‌فرماید : &amp;quot;{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ}}﴾}} {{عربی|اندازه=155%|«عَلَی مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِهِ»}}&amp;quot; &amp;lt;ref&amp;gt; فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آیند... بر آن بندگانى که مورد مشیّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى که حکم کرده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; صحیفه سجادیه دعا و دخول شهر رمضان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; اقبال الاعمال، ۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و امام باقر {{ع}} مى‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|«إِنَّهُ لَیَنْزِلُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِیِّ الْأَمْرِ تَفْسِیرُ الْأُمُورِ سَنَهً سَنَهً یُوْمَرُ فِیهَا فِی أَمْرِ نَفْسِهِ بِکَذَا وَ کَذَا وَ فِی أَمْرِ النَّاسِ بِکَذَا وَ کَذَا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسیر امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى دیگر.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt; کافى ۱، ۲۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالانوار جلد۲۵، ص ۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام {{ع}} تا یک سال در مورد خود امام {{ع}} و دیگران آورده مى‌شود. بدین ترتیب روشن مى‌شود که علم امام {{ع}} بلکه علم پیامبر {{صل}} هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زیرا روشن است اگر چه پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} از همه حوادث و وقایع تا قیامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى که در طول سال تا شب قدر دیگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجدید نظر شده و تقدیر مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پیامبر {{صل}} یا امام {{ع}} ابلاغ مى‌شود. از این امر استفاده مى‌شود که علم و آگاهى پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} پیش از شب قدر نسبت به حوادث آینده به صورت روشن و حتمى نبوده است یا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممکن است تغییراتى هم به صورت تقدیم و تأخیر و یا امر جدیدى که قبلاً اثرى از آن به صورت تفصیلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد. پس با توجّه به این بیان، پیدایش نوعى علم براى امام {{ع}} در شب قدر امکان دارد. و به نظر مى‌رسد به همین جهت است که ائمّه {{صل}} در روایات متعددى تأکید کرده‌اند که اگر آیه‌اى در کتاب خدا نبود از آنچه تا قیامت و اقع مى‌شود برایتان خبر مى‌دادم : {{عربی|اندازه=155%|«لَوْ لَا آیَةٌ فِی کِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُکُمْ بِمَا یَکُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَقُلْتُ أَیَّةُ آیَةٍ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;اگر آیه‌اى در کتاب خدا نبود از آنچه تا قیامت خواهد شد خبر مى‌دادم. پس گفتم :کدام آیه؟ فرمود : سخن خدا که مى‌فرماید : &amp;quot;خدا آن را که مى‌خواهد محو مى‌کند و اثبات مى‌کند و نزد اوست ام الکتاب.&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر عیاشى جلد ۲، ص ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;توحید صدوق ۳۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار جلد۴، ص ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر، آیه ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; هم بر این مطلب تأکید مى‌کند. زیرا زیادى وقتى معنا پیدا مى‌کند که از قبل تقدیرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
این امر اختصاص به تقدیرات پیشین ندارد بلکه در امورى که در شب قدر هم مورد تقدیر قرار مى‌گیرد جارى است. زیرا آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء}}﴾}}اطلاق دارد. و ممکن است اضافه شدن چیزى در آن واحد صورت پذیرد. علاوه بر این روایاتى داریم که علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلکه روایات دیگرى هم وجود دارد که امامان اهل بیت {{عم}} هر لحظه ممکن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق {{ع}} مى‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|«إِذَا كَانَ لَیْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ ص الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ وَ وَافَیْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِی»}}&amp;lt;ref&amp;gt;شب جمعه رسول خدا و امامان و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌کنیم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى که تازه استفاده کرده‌ام. واگر چنین نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;کافى جلد ۱، ص ۲۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این روایت به صراحت دلالت دارد که اگر به علوم اهل بیت {{عم}} افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گوید : امام باقر {{ع}}فرمود : {{عربی|اندازه=155%|«لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا قَالَ قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَیْئاً لَا یَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَیْنَا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد. زراره گفت : عرض کردم : آیا به شما علمـى داده مى‌شود که رسول خدا آن را نمى‌داند؟ فرمـود : آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا عرضه مى‌شود و بعد به امامان و سپس کار به ما منتهى مى‌شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt; کافى ۱، ۲۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالانوار جلد ۱۷، ص ۱۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این روایت علاوه بر زیاد شدن علم امام {{ع}} نکته دیگرى نیز عنوان شده است که افزوده شدن علوم اهل بیت {{عم}} به گونه‌اى است که وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پیشین و پیامبر {{صل}} هم رسیده است. و نیز روایاتى در باب محدّث بودن امام {{ع}} رسیده است و روایات دیگرى نیز وجود دارد که افضل علم امام {{ع}} آن است که به صورت الهام و القا در قلب و یا با رسیدن صداى فرشته به گوش امام {{ع}}، برایش پدید مى‌آید. این دو گروه از روایات هم به این امر تأکید مى‌کند که علوم اهل بیت {{عم}} دائم در فزونى است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[امامت ۵ (کتاب)|امامت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است : &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزوده شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;quot; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکباره از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} دریافته باشند؟ &lt;br /&gt;
::::::علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: {{عربی|اندازه=155%|«یُفَتِحُ کُلُ حَدیثٍ بابٍ اَلفُ بابٍ»}} &amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره علق که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=80151</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=80151"/>
		<updated>2018-02-17T19:23:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* محمد بیابانی اسکویی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۹. حجت الاسلام و المسلمین بیابانی اسکوئی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:098554.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین [[محمد بیابانی اسکوئی]] در کتاب &#039;&#039;«[[امامت ۵ (کتاب)|امامت]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«بر اساس آیات قرآن کریم و روایات [[ائمه|اهل بیت]] {{عم}} : هیچ شک و شبهه‌اى در ازدیاد علم پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} وجود ندارد. خداوند متعال به پیامبر {{صل}} مى‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;پیش از آن‌که وحى قرآن به سوى تو حکم شود تعجیل به آن نکن و بگو پروردگارا را بر علم من بیافزاى.&amp;quot; سوره طه آیه ۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سوره قدر آمده است که فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آیند : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آیند.&amp;quot; سوره قدر آیه ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
بیشتر مسلمانان معتقدند که شب قدر هر سال تکرار مى‌شود و اختصاص به زمان پیامبر {{صل}} نداشته است. و در روایات اهل بیت : به صراحت بیان شده است که شب قدر اکنون نیز هست و با رحلت پیامبر {{صل}} از میان نرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt; کنز الدقائق ۱۴، ۳۶۶ و ۳۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نیز مسلّم است که &amp;quot;قدر&amp;quot; نامیده شدن این شب به این دلیل است که خداوند متعال در این شب از سال همه امور خلایق را تا شب قدر دیگر مورد تقدیر و اندازه‌گیرى قرار داده و به وسیله فرشتگان و روح به زمین فرو مى‌فرستد. و &amp;quot;من کل امر&amp;quot; در آیه شریفه مربوط به حوادث همین سال است. مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقدیرات یک سال بر زمین، اقتضا مى‌کند که فرشتگان این امور را به محلى خاص براى کارهاى خاص فرود آورند. از میان انسان‌ها کسى جزاهل بیت {{عم}} بعد از پیامبر {{صل}} مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خویش نیست. و تنها آنان هستند که در روایات متعدّد از این موضوع خبر داده‌اند. [[امام صادق|امام صادق]] {{ع}} در تفسیر آیه مذکور مى‌فرماید :{{عربی|اندازه=155%|«أَیْ مِن عِنْدَ رَبِّهِمْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِکُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ»}} &amp;lt;ref&amp;gt; یعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد {{صل}} براى هر امرِ سلام فرود مى‌آیند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; تأویل الآیات الظاهره، ۷۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار جلد۲۵، ص ۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
امام سجّاد {{ع}} در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان که خدا خواسته است با امورى که مورد قضاى الهى قرار گرفته، بیان کرده، مى‌فرماید : &amp;quot;{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ}}﴾}} {{عربی|اندازه=155%|«عَلَی مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِهِ»}}&amp;quot; &amp;lt;ref&amp;gt; فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آیند... بر آن بندگانى که مورد مشیّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى که حکم کرده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; صحیفه سجادیه دعا و دخول شهر رمضان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; اقبال الاعمال، ۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و امام باقر {{ع}} مى‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|«إِنَّهُ لَیَنْزِلُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِیِّ الْأَمْرِ تَفْسِیرُ الْأُمُورِ سَنَهً سَنَهً یُوْمَرُ فِیهَا فِی أَمْرِ نَفْسِهِ بِکَذَا وَ کَذَا وَ فِی أَمْرِ النَّاسِ بِکَذَا وَ کَذَا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسیر امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى دیگر.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt; کافى ۱، ۲۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالانوار جلد۲۵، ص ۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام {{ع}} تا یک سال در مورد خود امام {{ع}} و دیگران آورده مى‌شود. بدین ترتیب روشن مى‌شود که علم امام {{ع}} بلکه علم پیامبر {{صل}} هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زیرا روشن است اگر چه پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} از همه حوادث و وقایع تا قیامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى که در طول سال تا شب قدر دیگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجدید نظر شده و تقدیر مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پیامبر {{صل}} یا امام {{ع}} ابلاغ مى‌شود. از این امر استفاده مى‌شود که علم و آگاهى پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} پیش از شب قدر نسبت به حوادث آینده به صورت روشن و حتمى نبوده است یا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممکن است تغییراتى هم به صورت تقدیم و تأخیر و یا امر جدیدى که قبلاً اثرى از آن به صورت تفصیلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد. پس با توجّه به این بیان، پیدایش نوعى علم براى امام {{ع}} در شب قدر امکان دارد. و به نظر مى‌رسد به همین جهت است که ائمّه {{صل}} در روایات متعددى تأکید کرده‌اند که اگر آیه‌اى در کتاب خدا نبود از آنچه تا قیامت و اقع مى‌شود برایتان خبر مى‌دادم : {{عربی|اندازه=155%|«لَوْ لَا آیَةٌ فِی کِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُکُمْ بِمَا یَکُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَقُلْتُ أَیَّةُ آیَةٍ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;اگر آیه‌اى در کتاب خدا نبود از آنچه تا قیامت خواهد شد خبر مى‌دادم. پس گفتم :کدام آیه؟ فرمود : سخن خدا که مى‌فرماید : &amp;quot;خدا آن را که مى‌خواهد محو مى‌کند و اثبات مى‌کند و نزد اوست ام الکتاب.&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر عیاشى جلد ۲، ص ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;توحید صدوق ۳۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار جلد۴، ص ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر، آیه ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; هم بر این مطلب تأکید مى‌کند. زیرا زیادى وقتى معنا پیدا مى‌کند که از قبل تقدیرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
این امر اختصاص به تقدیرات پیشین ندارد بلکه در امورى که در شب قدر هم مورد تقدیر قرار مى‌گیرد جارى است. زیرا آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء}}﴾}}اطلاق دارد. و ممکن است اضافه شدن چیزى در آن واحد صورت پذیرد. علاوه بر این روایاتى داریم که علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلکه روایات دیگرى هم وجود دارد که امامان اهل بیت {{عم}} هر لحظه ممکن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق {{ع}} مى‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|«إِذَا كَانَ لَیْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ ص الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ وَ وَافَیْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِی»}}&amp;lt;ref&amp;gt;شب جمعه رسول خدا و امامان و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌کنیم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى که تازه استفاده کرده‌ام. واگر چنین نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;کافى جلد ۱، ص ۲۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این روایت به صراحت دلالت دارد که اگر به علوم اهل بیت {{عم}} افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گوید : امام باقر {{ع}}فرمود : {{عربی|اندازه=155%|«لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا قَالَ قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَیْئاً لَا یَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَیْنَا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسیر امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى دیگر.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt; کافى ۱، ۲۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.(. کافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض کردم: آیا به شما علمـى داده مى‌شود که رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس کار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در این روایت علاوه بر زیاد شدن علم امام 7 نکته دیگرى نیز عنوان شده است که افزوده شدن علوم اهل بیت: به گونه‌اى است که وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پیشین و پیامبر 6 هم رسیده است.&lt;br /&gt;
و نیز روایاتى در باب محدّث بودن امام رسیده است.   و روایات دیگرى نیز &lt;br /&gt;
وجود دارد که افضل علم امام 7 آن است که به صورت الهام و القا در قلب و یا با رسیدن صداى فرشته به گوش امام، برایش پدید مى‌آید. این دو گروه از روایات هم به این امر تأکید مى‌کند که علوم اهل بیت : دائمآ در فزونى است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[امامت ۵ (کتاب)|امامت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است : &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزوده شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;quot; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکباره از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} دریافته باشند؟ &lt;br /&gt;
::::::علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: {{عربی|اندازه=155%|«یُفَتِحُ کُلُ حَدیثٍ بابٍ اَلفُ بابٍ»}} &amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره علق که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=80149</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=80149"/>
		<updated>2018-02-17T19:01:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* محمد بیابانی اسکویی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۹. حجت الاسلام و المسلمین بیابانی اسکوئی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:098554.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین [[محمد بیابانی اسکوئی]] در کتاب &#039;&#039;«[[امامت ۵ (کتاب)|امامت]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«بر اساس آیات قرآن کریم و روایات [[ائمه|اهل بیت]] {{عم}} : هیچ شک و شبهه‌اى در ازدیاد علم پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} وجود ندارد. خداوند متعال به پیامبر {{صل}} مى‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;پیش از آن‌که وحى قرآن به سوى تو حکم شود تعجیل به آن نکن و بگو پروردگارا را بر علم من بیافزاى.&amp;quot; سوره طه آیه ۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سوره قدر آمده است که فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آیند : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آیند.&amp;quot; سوره قدر آیه ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
بیشتر مسلمانان معتقدند که شب قدر هر سال تکرار مى‌شود و اختصاص به زمان پیامبر {{صل}} نداشته است. و در روایات اهل بیت : به صراحت بیان شده است که شب قدر اکنون نیز هست و با رحلت پیامبر {{صل}} از میان نرفته است.(. ر. ک: کنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نیز مسلّم است که &amp;quot;قدر&amp;quot; نامیده شدن این شب به این دلیل است که خداوند متعال در این شب از سال همه امور خلایق را تا شب قدر دیگر مورد تقدیر و اندازه‌گیرى قرار داده و به وسیله فرشتگان و روح به زمین فرو مى‌فرستد. و &amp;quot;من کل امر&amp;quot; در آیه شریفه مربوط به حوادث همین سال است. مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقدیرات یک سال بر زمین، اقتضا مى‌کند که فرشتگان این امور را به محلى خاص براى کارهاى خاص فرود آورند. از میان انسان‌ها کسى جزاهل بیت {{عم}} بعد از پیامبر {{صل}} مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خویش نیست. و تنها آنان هستند که در روایات متعدّد از این موضوع خبر داده‌اند. [[امام صادق|امام صادق]] {{ع}} در تفسیر آیه مذکور مى‌فرماید :{{عربی|اندازه=155%|«أَیْ مِن عِنْدَ رَبِّهِمْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِکُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ»}} &amp;lt;ref&amp;gt; یعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد {{صل}} براى هر امرِ سلام فرود مى‌آیند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; تأویل الآیات الظاهره، ۷۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار جلد۲۵، ص ۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
امام سجّاد {{ع}} در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان که خدا خواسته است با امورى که مورد قضاى الهى قرار گرفته، بیان کرده، مى‌فرماید : &amp;quot;{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ}}﴾}} {{عربی|اندازه=155%|«عَلَی مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِهِ»}}&amp;quot; &amp;lt;ref&amp;gt; فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آیند... بر آن بندگانى که مورد مشیّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى که حکم کرده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; صحیفه سجادیه دعا و دخول شهر رمضان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; اقبال الاعمال، ۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و امام باقر {{ع}} مى‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|«إِنَّهُ لَیَنْزِلُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِیِّ الْأَمْرِ تَفْسِیرُ الْأُمُورِ سَنَهً سَنَهً یُوْمَرُ فِیهَا فِی أَمْرِ نَفْسِهِ بِکَذَا وَ کَذَا وَ فِی أَمْرِ النَّاسِ بِکَذَا وَ کَذَا»}}&amp;lt;ref&amp;gt;همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسیر امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى دیگر.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt; کافى ۱، ۲۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالانوار جلد۲۵، ص ۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام {{ع}} تا یک سال در مورد خود امام {{ع}} و دیگران آورده مى‌شود. بدین ترتیب روشن مى‌شود که علم امام {{ع}} بلکه علم پیامبر {{صل}} هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زیرا روشن است اگر چه پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} از همه حوادث و وقایع تا قیامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى که در طول سال تا شب قدر دیگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجدید نظر شده و تقدیر مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پیامبر {{صل}} یا امام {{ع}} ابلاغ مى‌شود. از این امر استفاده مى‌شود که علم و آگاهى پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} پیش از شب قدر نسبت به حوادث آینده به صورت روشن و حتمى نبوده است یا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممکن است تغییراتى هم به صورت تقدیم و تأخیر و یا امر جدیدى که قبلاً اثرى از آن به صورت تفصیلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد. پس با توجّه به این بیان، پیدایش نوعى علم براى امام {{ع}} در شب قدر امکان دارد. و به نظر مى‌رسد به همین جهت است که ائمّه {{صل}} در روایات متعددى تأکید کرده‌اند که اگر آیه‌اى در کتاب خدا نبود از آنچه تا قیامت و اقع مى‌شود برایتان خبر مى‌دادم : {{عربی|اندازه=155%|«لَوْ لَا آیَةٌ فِی کِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُکُمْ بِمَا یَکُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَقُلْتُ أَیَّةُ آیَةٍ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ»}}&amp;lt;ref&amp;gt;اگر آیه‌اى در کتاب خدا نبود از آنچه تا قیامت خواهد شد خبر مى‌دادم. پس گفتم :کدام آیه؟ فرمود : سخن خدا که مى‌فرماید : &amp;quot;خدا آن را که مى‌خواهد محو مى‌کند و اثبات مى‌کند و نزد اوست ام الکتاب.&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر عیاشى جلد ۲، ص ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;توحید صدوق ۳۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار جلد۴، ص ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره فاطر، آیه ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; هم بر این مطلب تأکید مى‌کند. زیرا زیادى وقتى معنا پیدا مى‌کند که از قبل تقدیرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
این امر اختصاص به تقدیرات پیشین ندارد بلکه در امورى که در شب قدر هم مورد تقدیر قرار مى‌گیرد جارى است. زیرا آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء}}﴾}}اطلاق دارد. و ممکن است اضافه شدن چیزى در آن واحد صورت پذیرد. علاوه بر این روایاتى داریم که علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلکه روایات دیگرى هم وجود دارد که امامان اهل بیت {{عم}} هر لحظه ممکن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق {{ع}} مى‌فرماید :  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا کَانَ لَیْلَهُ الْجُمُعَهِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّهُ وَ وَافَیْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِی.( کافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌کنیم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى که تازه استفاده کرده‌ام. واگر چنین نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
این روایت به صراحت دلالت دارد که اگر به علوم اهل بیت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گوید: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَیْئاً لَا یَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا کَانَ ذَلِکَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّهِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَیْنَا.(. کافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض کردم: آیا به شما علمـى داده مى‌شود که رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس کار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در این روایت علاوه بر زیاد شدن علم امام 7 نکته دیگرى نیز عنوان شده است که افزوده شدن علوم اهل بیت: به گونه‌اى است که وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پیشین و پیامبر 6 هم رسیده است.&lt;br /&gt;
و نیز روایاتى در باب محدّث بودن امام رسیده است.   و روایات دیگرى نیز &lt;br /&gt;
وجود دارد که افضل علم امام 7 آن است که به صورت الهام و القا در قلب و یا با رسیدن صداى فرشته به گوش امام، برایش پدید مى‌آید. این دو گروه از روایات هم به این امر تأکید مى‌کند که علوم اهل بیت : دائمآ در فزونى است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[امامت ۵ (کتاب)|امامت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است : &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزوده شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;quot; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکباره از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} دریافته باشند؟ &lt;br /&gt;
::::::علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: {{عربی|اندازه=155%|«یُفَتِحُ کُلُ حَدیثٍ بابٍ اَلفُ بابٍ»}} &amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره علق که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=80148</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=80148"/>
		<updated>2018-02-17T17:42:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* محمد بیابانی اسکویی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۹. حجت الاسلام و المسلمین بیابانی اسکوئی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:098554.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین [[محمد بیابانی اسکوئی]] در کتاب &#039;&#039;«[[امامت ۵ (کتاب)|امامت]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«بر اساس آیات قرآن کریم و روایات [[ائمه|اهل بیت]] {{عم}} : هیچ شک و شبهه‌اى در ازدیاد علم پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} وجود ندارد. خداوند متعال به پیامبر {{صل}} مى‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;پیش از آن‌که وحى قرآن به سوى تو حکم شود تعجیل به آن نکن و بگو پروردگارا را بر علم من بیافزاى.&amp;quot; سوره طه آیه ۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سوره قدر آمده است که فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آیند : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آیند.&amp;quot; سوره قدر آیه ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;   &lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
بیشتر مسلمانان معتقدند که شب قدر هر سال تکرار مى‌شود و اختصاص به زمان پیامبر {{صل}} نداشته است. و در روایات اهل بیت : به صراحت بیان شده است که شب قدر اکنون نیز هست و با رحلت پیامبر {{صل}} از میان نرفته است.(. ر. ک: کنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نیز مسلّم است که &amp;quot;قدر&amp;quot; نامیده شدن این شب به این دلیل است که خداوند متعال در این شب از سال همه امور خلایق را تا شب قدر دیگر مورد تقدیر و اندازه‌گیرى قرار داده و به وسیله فرشتگان و روح به زمین فرو مى‌فرستد. و &amp;quot;من کل امر&amp;quot; در آیه شریفه مربوط به حوادث همین سال است. مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقدیرات یک سال بر زمین، اقتضا مى‌کند که فرشتگان این امور را به محلى خاص براى کارهاى خاص فرود آورند. از میان انسان‌ها کسى جزاهل بیت {{عم}} بعد از پیامبر {{صل}} مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خویش نیست. و تنها آنان هستند که در روایات متعدّد از این موضوع خبر داده‌اند. [[امام صادق|امام صادق]] {{ع}} در تفسیر آیه مذکور مى‌فرماید :{{عربی|اندازه=155%|«أَیْ مِن عِنْدَ رَبِّهِمْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِکُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ»}} &amp;lt;ref&amp;gt; یعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد {{صل}} براى هر امرِ سلام فرود مى‌آیند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; تأویل الآیات الظاهره/ ۷۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار جلد۲۵/ ص ۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
امام سجّاد {{ع}} در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان که خدا خواسته است با امورى که مورد قضاى الهى قرار گرفته، بیان کرده، مى‌فرماید :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْکَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحیفه سجادیه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آیند... بر آن بندگانى که مورد مشیّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى که حکم کرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرماید :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَیَنْزِلُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِیِّ الْأَمْرِ تَفْسِیرُ الْأُمُورِ سَنَهً سَنَهً یُوْمَرُ فِیهَا فِی أَمْرِ نَفْسِهِ بِکَذَا وَ کَذَا وَ فِی أَمْرِ النَّاسِ بِکَذَا وَ کَذَا.(کافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسیر امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى دیگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا یک سال در مورد خود امام و دیگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدین ترتیب روشن مى‌شود که علم امام 7 بلکه علم پیامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زیرا روشن است اگر چه پیامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقایع تا قیامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى که در طول سال تا شب قدر دیگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجدید نظر شده و تقدیر مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پیامبر یا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از این امر استفاده مى‌شود که علم و آگاهى پیامبر 6 و امام 7 پیش از شب قدر نسبت به حوادث آینده به صورت روشن و حتمى نبوده است یا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممکن است تغییراتى هم به صورت تقدیم و تأخیر و یا امر جدیدى که قبلاً اثرى از آن به صورت تفصیلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به این بیان، پیدایش نوعى علم براى امام در شب قدر امکان دارد. و به نظر مى‌رسد به همین جهت است که ائمّه : در روایات متعددى تأکید کرده‌اند که اگر آیه‌اى در کتاب خدا نبود از آنچه تا قیامت و اقع مى‌شود برایتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آیَهٌ فِی کِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُکُمْ بِمَا یَکُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَیَّهُ آیَهٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ)( تفسیر عیاشى 2/215 و توحید صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آیه‌اى در کتاب خدا نبود از آنچه تا قیامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :کدام آیه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا که مى‌فرماید: «خدا آن را که مى‌خواهد محو مى‌کند و اثبات مى‌کند و نزد اوست ام الکتاب.&lt;br /&gt;
و آیه «یَزِیدُ فِی آلخَلْقِ ما یَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر این مطلب تأکید مى‌کند. زیرا زیادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پیدا مى‌کند که از قبل تقدیرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
این امر اختصاص به تقدیرات پیشین ندارد بلکه در امورى که در شب قدر هم مورد تقدیر قرار مى‌گیرد جارى است. زیرا آیه «یَزِیدُ فِی آلخَلْقِ ما یَشاءُ» اطلاق دارد. و ممکن است اضافه شدن چیزى در آن واحد صورت پذیرد. علاوه بر این روایاتى داریم که علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلکه روایات دیگرى هم وجود دارد که امامان اهل بیت : هر لحظه ممکن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرماید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا کَانَ لَیْلَهُ الْجُمُعَهِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّهُ  : وَ وَافَیْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِی.( کافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌کنیم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى که تازه استفاده کرده‌ام. واگر چنین نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
این روایت به صراحت دلالت دارد که اگر به علوم اهل بیت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گوید: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَیْئاً لَا یَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا کَانَ ذَلِکَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّهِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَیْنَا.(. کافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض کردم: آیا به شما علمـى داده مى‌شود که رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس کار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در این روایت علاوه بر زیاد شدن علم امام 7 نکته دیگرى نیز عنوان شده است که افزوده شدن علوم اهل بیت: به گونه‌اى است که وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پیشین و پیامبر 6 هم رسیده است.&lt;br /&gt;
و نیز روایاتى در باب محدّث بودن امام رسیده است.   و روایات دیگرى نیز &lt;br /&gt;
وجود دارد که افضل علم امام 7 آن است که به صورت الهام و القا در قلب و یا با رسیدن صداى فرشته به گوش امام، برایش پدید مى‌آید. این دو گروه از روایات هم به این امر تأکید مى‌کند که علوم اهل بیت : دائمآ در فزونى است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[امامت ۵ (کتاب)|امامت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است : &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزوده شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;quot; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکباره از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} دریافته باشند؟ &lt;br /&gt;
::::::علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: {{عربی|اندازه=155%|«یُفَتِحُ کُلُ حَدیثٍ بابٍ اَلفُ بابٍ»}} &amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره علق که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=80144</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=80144"/>
		<updated>2018-02-17T17:08:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* محمد بیابانی اسکویی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۹. حجت الاسلام و المسلمین بیابانی اسکوئی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:098554.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین [[محمد بیابانی اسکوئی]] در کتاب &#039;&#039;«[[امامت ۵ (کتاب)|امامت]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«بر اساس آیات قرآن کریم و روایات [[ائمه|اهل بیت]] {{عم}} : هیچ شک و شبهه‌اى در ازدیاد علم پیامبر {{صل}} و امام {{ع}} وجود ندارد. خداوند متعال به پیامبر {{صل}} مى‌فرماید: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضى إِلَـیْکَ وَحْیُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از آن‌که وحى قرآن به سوى تو حکم شود تعجیل به آن نکن و بگو پروردگار را بر علمم بیافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است که فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آیند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِکَهُ وَالرُّوحُ فِـیها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آیند.&lt;br /&gt;
بیشتر مسلمانان معتقدند که شب قدر هر سال تکرار مى‌شود و اختصاص به زمان پیامبر 6 نداشته است. و در روایات اهل بیت : به صراحت بیان شده است که شب قدر اکنون نیز هست و با رحلت پیامبر 6 از میان نرفته است.(. ر. ک: کنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نیز مسلّم است که «قدر» نامیده شدن این شب به این دلیل است که خداوند متعال در این شب از سال همه امور خلایق را تا شب قدر دیگر مورد تقدیر و اندازه‌گیرى قرار داده و به وسیله فرشتگان و روح به زمین فرو مى‌فرستد. و «من کل امر» در آیه شریفه مربوط به حوادث همین سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقدیرات یک سال بر زمین، اقتضا مى‌کند که فرشتگان این امور را به محلى خاص براى کارهاى خاص فرود آورند. از میان انسان‌ها کسى جز أئمّه اهل بیت: بعد از پیامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خویش نیست. و تنها آنان هستند که در روایات متعدّد از این موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسیر آیه مذکور مى‌فرماید :&lt;br /&gt;
أی مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِکُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأویل الآیات الظاهره/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آیند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان که خدا خواسته است با امورى که مورد قضاى الهى قرار گرفته، بیان کرده، مى‌فرماید :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْکَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحیفه سجادیه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آیند... بر آن بندگانى که مورد مشیّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى که حکم کرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرماید :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَیَنْزِلُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِیِّ الْأَمْرِ تَفْسِیرُ الْأُمُورِ سَنَهً سَنَهً یُوْمَرُ فِیهَا فِی أَمْرِ نَفْسِهِ بِکَذَا وَ کَذَا وَ فِی أَمْرِ النَّاسِ بِکَذَا وَ کَذَا.(کافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسیر امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى دیگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا یک سال در مورد خود امام و دیگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدین ترتیب روشن مى‌شود که علم امام 7 بلکه علم پیامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زیرا روشن است اگر چه پیامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقایع تا قیامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى که در طول سال تا شب قدر دیگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجدید نظر شده و تقدیر مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پیامبر یا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از این امر استفاده مى‌شود که علم و آگاهى پیامبر 6 و امام 7 پیش از شب قدر نسبت به حوادث آینده به صورت روشن و حتمى نبوده است یا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممکن است تغییراتى هم به صورت تقدیم و تأخیر و یا امر جدیدى که قبلاً اثرى از آن به صورت تفصیلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به این بیان، پیدایش نوعى علم براى امام در شب قدر امکان دارد. و به نظر مى‌رسد به همین جهت است که ائمّه : در روایات متعددى تأکید کرده‌اند که اگر آیه‌اى در کتاب خدا نبود از آنچه تا قیامت و اقع مى‌شود برایتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آیَهٌ فِی کِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُکُمْ بِمَا یَکُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَیَّهُ آیَهٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ)( تفسیر عیاشى 2/215 و توحید صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آیه‌اى در کتاب خدا نبود از آنچه تا قیامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :کدام آیه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا که مى‌فرماید: «خدا آن را که مى‌خواهد محو مى‌کند و اثبات مى‌کند و نزد اوست ام الکتاب.&lt;br /&gt;
و آیه «یَزِیدُ فِی آلخَلْقِ ما یَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر این مطلب تأکید مى‌کند. زیرا زیادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پیدا مى‌کند که از قبل تقدیرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
این امر اختصاص به تقدیرات پیشین ندارد بلکه در امورى که در شب قدر هم مورد تقدیر قرار مى‌گیرد جارى است. زیرا آیه «یَزِیدُ فِی آلخَلْقِ ما یَشاءُ» اطلاق دارد. و ممکن است اضافه شدن چیزى در آن واحد صورت پذیرد. علاوه بر این روایاتى داریم که علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلکه روایات دیگرى هم وجود دارد که امامان اهل بیت : هر لحظه ممکن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرماید &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا کَانَ لَیْلَهُ الْجُمُعَهِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّهُ  : وَ وَافَیْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِی.( کافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌کنیم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى که تازه استفاده کرده‌ام. واگر چنین نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
این روایت به صراحت دلالت دارد که اگر به علوم اهل بیت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گوید: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَیْئاً لَا یَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا کَانَ ذَلِکَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّهِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَیْنَا.(. کافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض کردم: آیا به شما علمـى داده مى‌شود که رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس کار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در این روایت علاوه بر زیاد شدن علم امام 7 نکته دیگرى نیز عنوان شده است که افزوده شدن علوم اهل بیت: به گونه‌اى است که وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پیشین و پیامبر 6 هم رسیده است.&lt;br /&gt;
و نیز روایاتى در باب محدّث بودن امام رسیده است.   و روایات دیگرى نیز &lt;br /&gt;
وجود دارد که افضل علم امام 7 آن است که به صورت الهام و القا در قلب و یا با رسیدن صداى فرشته به گوش امام، برایش پدید مى‌آید. این دو گروه از روایات هم به این امر تأکید مى‌کند که علوم اهل بیت : دائمآ در فزونى است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[[امامت ۵ (کتاب)|امامت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است : &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزوده شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;quot; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکباره از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} دریافته باشند؟ &lt;br /&gt;
::::::علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: {{عربی|اندازه=155%|«یُفَتِحُ کُلُ حَدیثٍ بابٍ اَلفُ بابٍ»}} &amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره علق که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78914</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78914"/>
		<updated>2018-02-07T20:37:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* علامه طباطبایی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است : &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزوده شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;quot; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکباره از [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} دریافته باشند؟ &lt;br /&gt;
::::::علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: {{عربی|اندازه=155%|«یُفَتِحُ کُلُ حَدیثٍ بابٍ اَلفُ بابٍ»}} &amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره علق که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78906</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78906"/>
		<updated>2018-02-07T20:01:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* علامه طباطبایی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است : &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزوده شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;quot; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکباره از حضرت رسول {{صل}} دریافته باشند؟ &lt;br /&gt;
::::::علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ بابٍ أَلفَ بابٍ &amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره علق که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78905</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78905"/>
		<updated>2018-02-07T19:59:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* علامه طباطبایی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است : &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزوده شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;quot; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکباره از [[حضرت رسول]] {{صل}} دریافته باشند؟ &lt;br /&gt;
::::::علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ بابٍ أَلفَ بابٍ &amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره علق که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78903</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78903"/>
		<updated>2018-02-07T19:50:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* علامه طباطبایی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است : &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزوده شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;quot; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکباره از حضرت رسول {{صل}} دریافته باشند؟ &lt;br /&gt;
::::::علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، امیرالمؤمنین {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ بابٍ أَلفَ بابٍ &amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره علق که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78900</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78900"/>
		<updated>2018-02-07T19:42:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* علامه طباطبایی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است : &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزوده شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکبارگی از حضرت رسول {{صل}} دریافته باشند؟ علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، امیرالمؤمنین {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ بابٍ أَلفَ بابٍ &amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره علق که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78896</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78896"/>
		<updated>2018-02-07T19:22:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* علامه طباطبایی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است : &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزوده شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکبارگی از حضرت رسول {{صل}} دریافته باشند؟ علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، امیرالمؤمنین {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ بابٍ أَلفَ بابٍ.&amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره [[علق]] که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78587</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78587"/>
		<updated>2018-02-06T08:42:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* علامه طباطبایی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزایش شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکبارگی از حضرت رسول {{صل}} دریافته باشند؟ علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، امیرالمؤمنین {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: {{عربی|اندازه=155%|«یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ بابٍ أَلفَ بابٍ»}}&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره [[علق]] که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78583</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78583"/>
		<updated>2018-02-06T08:31:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* علامه طباطبایی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزایش شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکبارگی از حضرت رسول {{صل}} دریافته باشند؟ علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، امیرالمؤمنین {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: &amp;quot;یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ بابٍ أَلفَ بابٍ&amp;quot;&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره [[علق]] که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ}}﴾}}» &amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳. &amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78581</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78581"/>
		<updated>2018-02-06T08:21:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* علامه طباطبایی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزایش شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکبارگی از حضرت رسول {{صل}} دریافته باشند؟ علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، امیرالمؤمنین {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: &amp;quot;یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ بابٍ أَلفَ بابٍ&amp;quot;&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره [[علق]] که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.»&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt; کتاب علم امام &amp;quot;مجموعه مقالات&amp;quot;، مقاله علم امام و عصمت انبیا و اوصیا، ص۳۳۱ &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78579</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78579"/>
		<updated>2018-02-06T08:15:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* علامه طباطبایی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
در مقاله: علم امام و عصمت انبیا و اوصیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب علم امام مجموعه مقالات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص331&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. علامه طباطبایی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:39587474.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علامه طباطبایی]]]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[علامه طباطبایی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله &#039;&#039;«[[علم امام و عصمت انبیا و اوصیا]]»&#039;&#039; در این باره گفته است: &lt;br /&gt;
::::::«آیا از این دسته روایات &amp;quot;روایات افزایش شدن علم [[ائمه|ائمه]] {{عم}}؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکبارگی از حضرت رسول {{صل}} دریافته باشند؟ علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله {{صل}} به امیرالمؤمنین {{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعهً واحدهً بوده است، &amp;quot;ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا {{صل}} در بیماری پایان عمر گران‌مایه‌اش، امیرالمؤمنین {{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: &amp;quot;یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ بابٍ أَلفَ بابٍ&amp;quot;&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt; بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt; بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; چنان که تعلّم حضرت رسول {{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&amp;quot; سوره النحل آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیرا کلمه &amp;quot;لِکُلِّ شَیْءٍ&amp;quot; یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره [[علق]]که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا {{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعهً واحدهً و یکباره در شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt; &amp;quot;بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&amp;quot; سوره الدخان آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;[http://lib.eshia.ir/50081/9/515 ترجمه تفسیر المیزان، ج‏ ۹، ص ۵۱۵.]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[]]]]&lt;br /&gt;
آقای [[]] در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان [[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]] در پاسخ به این پرسش آورده است:&lt;br /&gt;
::::::«نقد و تحلیل احادیثی که  دلالت بر فزونی علم ائمه{{عم}}  بر انبیاء دارد: این روایات  دو دسته‌اند، دسته اول روایاتی اند که دلالت دارد افزایش و فزونی علمی در ائمه{{عم}} هست و در انبیاء نیست که به دو نمونه از آن اشاره می‌کنم. روایت اول را ثمالی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند و می‌گوید از علی ابن الحسین{{ع}} پرسیدم آیا ائمه آنچه را که پنهان است می‌داند حضرت در پاسخ می‌فرماید: به خدا سوگند آنچه را که پیامبران و رسولان می‌دانند ائمه نیز میدانند، سپس فرمود بیشتر برایت بگویم به ما افزوده می‌شود آنچه را که بر انبیاء افزوده نمی‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۵۵، ح۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در حدیثی دیگر باز هم [[ثمالی]] از [[امام سجاد|امام زین العابدین]] نقل می‌کند که به حضرت گفتم فدایت شوم آیا همه آنچه که نزد پیامبر خدا بود به [[امام علی|امیرالمؤمنین]] و سپس به [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و بعد از او به هر امامی تا روز قیامت داد؟ حضرت فرمود بلی همراه با افزایش که در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علامه مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶ ، ص۹۱، ح۱۴. باب انهم یزدادون ارواحهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
::::::دسته دوم روایاتی‌اند که علم ائمه{{عم}} را مأخوذ از پیامبر می‌دانند و آنان را در واقع دانش‌آموخته‌گان پیامبر معرفی می‌دارد که روایت دیلمی از امام صادق{{ع}} و روایت زراره از [[امام باقر]]{{ع}}  و همچنین روایاتی که در بخش افزایش علم ائمه ع ذکر شد و روایاتی که ائمه را وارثان پیامبر  در علم معرفی می‌کنند از این دسته‌اند، این  روایات تصریح دارد که ابتدا پیامبر از چیزی آگاه می‌شود سپس ائمه{{عم}}؛ و در روایتی که امام علی{{ع}} را افضل بر انبیاء می‌داند مراد انبیاء دیگر غیر از پیامبر اسلام است و همچنین در روایت [[امام صادق]]{{ع}} در مورد موسی و خضر همه و همه نشانگر برتری علمی امام بر سایر انبیاء است نه پیامبر اسلام و این مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافی نیست. اما آنچه دقت و تامل بیشتر را می‌طلبد اعتقاد به فزونی علم ائمه برانبیاء سلف و پیامبر خاتم {{صل}} است بنا براین اگر احادیث دسته اول را چنین تفسیر نمائیم که مراد از انبیاء در آنها پیامبران گذشته و غیر از رسول اکرم {{صل}} است چنین چیزی با ظاهر احادیث مطابقت ندارد اگر چه می‌تواند تفسیر مورد قبول و پذیرش باشد. اما تفسیر دیگر این می‌تواند باشد که بگوییم این احادیث شامل پیامبر خاتم{{صل}} نیز می‌شود و در این صورت باید گفت  که بلی پیامبر اسلام{{صل}} تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه{{عم}} داده است که روایات فراوانی هم این مطلب را بیان می‌دارد، اما موارد افزایش شامل اتفاقات و حوادث جزئی خاص زمان هر امام می‌شود که در زمان حضرت رسول{{صل}} اتفاق نیافتاده است، و ائمه{{عم}} از طریق سماع و الهام از آنها مطلع می‌شوند و نه تنها عدم آگاهی بر این موارد باعث کسر شأن و تنزل مقام پیامبر{{صل}} نمی‌شود بلکه لزومی هم ندارد پیامبر براین موارد آگاهی داشته باشد. به نظر می‌رسد راه حل بهتر آن است که بگوییم همیشه روایات عام با روایات خاص تخصیص می‌خورد، به این معنا که از روایاتی که می‌فرماید ما وارث علم پیامبر خاتم{{صل}} هستیم و اول او مطلع می‌شود سپس ما، به روشنی فهمیده می‌شود که در سایر روایات هم مراد پیامبر اسلام نیست بلکه سایر پیامبران است».&amp;lt;ref&amp;gt;[[علم غیب در روایات (پایان‌نامه)|علم غیب در روایات]]، ص۷۵ و ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78433</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78433"/>
		<updated>2018-02-05T07:12:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==آیت الله محمد باقر تحریری==&lt;br /&gt;
در کتاب: جلوه‌های لاهوتی شرح زیارت جامعه کبیره جلداول&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باتوجه به روایات گوناگون در این باب، باید دقت کرد که ایشان شئون و جهات وجوديه مختلفی داشته‌اند که به حسب هر شأني، وظیفه‌ای داشته و حکمی جاری است و خود ایشان به مراعات این وظایف آگاه‌ترند، چون وظیفه اساسی ایشان هدایت است.&lt;br /&gt;
اولاً: از بازگو کردن معارف مختلف دین با وجود شرایطش (ظرفیت شنونده و نبودن تقیّه) دریغ نداشتند.&lt;br /&gt;
ثانياً: اگر گاهی لازم بود، به قوانین علمی اشاره‌ای کرده‌اند (اگرچه نوع دستورات استحبابی ایشان در خوردن، نوشیدن، خوابیدن، روابط زناشویی و... از داشتن آثار تجربی و علم ایشان به آن حکایت می‌کند) چنان‌که قرآن کریم گاهی به قوانین علمی از قبيل قانون جاذبه اشاراتی نموده است.&lt;br /&gt;
ثالثاً: ایشان نوعاً می‌خواستند به‌طور عادی زندگی کرده و از علوم غیبی خود استفاده ننمایند و گاهی که مصلحت نبوده آن را از خود نفی می‌نمودند، مانند این که راوی می‌گوید: با گروهی در مجلس امام صادق{{ع}} بودیم که ناگهان آن حضرت به‌صورت غصب‌آلود بیرون آمده و هنگامی که در مکانش مستقر شد فرمود: تعجب از گروهی که گمان می‌کنند ما علم غیب داریم، غیب را جز خداوند عزوجل نمی‌داند، من می‌خواستم به فلان کنیزم ضربه‌ای (برای تأدیب) بزنم، از نزدم فرار کرد و نمی‌دانم در کدام اتاق خانه می‌باشد.&lt;br /&gt;
سدیر گوید: هنگامی که حضرت از آن مجلس به منزل رفتند، من و ابوبصیر و میسّر بر آن حضرت (به داخل) وارد شدیم و به ایشان عرض کردیم: فدایت شویم، شنیدیم که نسبت به کنیزتان چنین مطالبی فرمودید، با این که می‌دانیم شما علم بسیاری دارید، حضرت پس از بیاناتی در برتری کسی که به تمامی کتاب علم دارد از کسی که به بعضی از کتاب علم دارد، فرمود: به خدا سوگند تمامی علم کتاب نزد ما می‌باشد@اصول کافی، ج 1، ص ۲۵۷، روایت ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
لذا در بعضی از روایات فرموده‌اند: امام هر وقت بخواهد (غیب را) بداند می‌داند@همان، ص ۲۵۸، روایت ۱.&amp;amp;، و در بعضی از آنها می‌فرماید، هروقت بخواهد بداند تعلیم داده می‌شود یا خدا تعلیمش می‌دهد@همان، ص ۲۵۸، روایت ۲ و ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
همچنین روایاتی می‌فرماید: لَوْلاَ أَنَّا نَزْدَادُ لأَنْفَدْنَا@همان، ص ۲۵۴، روایت ۱- ۳.&amp;amp;: اگر ما زیاد نشویم حتماً نابود می‌شویم، یا روایاتی که دلالت دارد ایشان شب‌های جمعه علمشان زیاد می‌شود، امام صادق{{ع}} می‌فرماید: هیچ شب جمعه‌ای نیست مگر این‌که برای اولیاء الهی در آن سروری است، راوی گوید: عرض کردم: فدایت شوم، آن سرور چگونه است؟ حضرت فرمود: هنگامی که شب جمعه می‌شود رسول خدا{{صل}} و ائمه{{عم}} عرش را درک می‌کنند و من هم با ایشان همراه هستم، پس جز با علم استفاده شده برنمی‌گردم و اگر این‌طور نبود حتماً آنچه نزد من بود تمام می‌شد@اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵۴، روایت ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
روایاتی نیز دلالت می‌کند که علم، آن چیزی است که در شب و روز حادث می‌شود، در روایتی طولانی ابوبصیر از امام صادق{{ع}} نقل می‌کند: که حضرت اموری را به‌عنوان علم خویش بیان کردند، مانند این‌که رسول خدا{{صل}} به علی{{ع}} هزار باب علم تعلیم فرمود که از هر بابی هزار باب دیگر باز می‌شد، و نیز نزد ایشان جامعه، جفر و مصحف حضرت زهرا{{س}} و علم آنچه بوده و موجود می‌شود تا روز قیامت می‌باشد، لكن فرمودند: اینها علم نیست، علم آن است که شب و روز حادث شده و تدریجاً امور یکی پس از دیگری تا روز قیامت تحقق می‌یابد@همان، ص ۲۳۸، روایت ۱؛ بصائرالدرجات، ص ۱۷۰، روایت ۱، و ص ۱۷۱، روایت ۳ و ۵.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
باتوجه به روایات گوناگون استفاده می‌شود که هریک از ائمه{{عم}} به جهت وجودشان در این عالم دارای مراتبی طولی می‌باشند مثلاً به جهت داشتن روح اعظم، به تمامی حقایق و واقعیات آگاهی دارند و از این آگاهی و احاطه علمی کمتر در امور جزیی استفاده می‌نمایند، لذا هر وقت بخواهند بدانند با آن حقیقت ارتباط گرفته و از آنجا خبر مطابق با واقع می‌دهند و گاهی شب‌های جمعه چنین اتفاق برای آنان رخ می‌دهد و نوعاً این امر در شبانه روز نسبت به وقایع جزئیه واقع می‌شود، شب‌های قدر نیز این چنین است گاهی وقایع سالانه از آن عالم به واسطه ملک و روح به ایشان عرضه می‌شود مانند: دانشمندی که در رشته‌ای تخصص کامل داشته باشد و کلیات آن علم برایش حاصل باشد، و به جهت اشتغال به امور زندگانی از آن علمش غافل است لکن اگر از مسائل آن علم از او سؤال شود یا مسائل جدیدتری پیش آید، با مراجعه به آگاهی‌های قبلی خود، جواب‌ها را استخراج می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص139&lt;br /&gt;
==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
در مقاله: علم امام و عصمت انبیا و اوصیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب علم امام مجموعه مقالات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا از این دسته روایات (روایات افزایش شدن علم ائمه؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال@بحارالأنوار، ج23، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.@ به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکبارگی از حضرت رسول{{صل}} دریافته باشند؟&lt;br /&gt;
علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله{{صل}} به امیرالمؤمنین{{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعةً واحدةً بوده است،@ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا{{صل}} در بیماری پایان عمر گرانمایه‌اش، امیرالمؤمنین{{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: «یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ [بابٍ] أَلفَ بایٍ» بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵؛ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.@ چنان که تعلّم حضرت رسول{{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ».@النحل(۱۶):89.@ و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&lt;br /&gt;
زیرا کلمه «لِكُلِّ شَيْءٍ» یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره «إِقرَأ بِاسم» که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا{{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعةً واحدةً و یکباره در شب 19 یا 21 یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ».@الدخان(۴۴): ۳.@ بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص331&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمد زمان رستمی و طاهره آل‌بویه==&lt;br /&gt;
در کتاب: علم امام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امامان{{عم}} روایت شده که علم ایشان هر روز و هر لحظه افزایش می‌یابد. زراره از امام باقر{{ع}} پرسید: آیا برای شما چیزی از علوم هست که رسول خدا آن را نمی‌دانست؟ امام{{ع}} فرمود: هرگاه علمی به ما دهند اول آن را بر رسول خدا عرضه کنند سپس بر همه امامان تا به ما برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق{{ع}} نیز فرموده‌اند: چیزی از نزد خداوند بیرون نیاید تا آغاز به رسول خدا{{صل}} شود و سپس به امیرمؤمنان و پس از آن به یک یک از ماها به ترتیب برسد تا امام بعدی از ما اعلم از امام قبلی نباشد.@کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۴۹۰-۴۹۱.@&lt;br /&gt;
در این‌جا جای اشکال است که اخبار بسیاری دلالت دارد بر این که پیامبر{{صل}} همه چیز و همه شرایع و احکام را می‌دانست و همه را به امیرالمؤمنین آموخت، او همه را به امام حسن{{ع}} و هم‌چنین هر امامی به امام بعدی آموخته است، پس اگر ایشان همه چیز را می‌دانستند چه چیز می‌ماند که در هر شب و هر روز و هر ساعت برای آنها پدیدار شود. ممکن است از این اعتراض به چند صورت پاسخ گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	علم آن نیست که به شنیدن و کتاب خواندن و حفظ کردن به دست آید، زیرا همه این‌ها تقلیدی است و همانا علم آن است که از طرف خدای سبحان بر قلب افاضه می‌شود و این علم که خدا بی‌واسطه رسولان و فرشتگان افاضه می‌کند، موجب افزایش ایمان و یقین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	خدا به ائمه، تفصیلات علومی را افاضه می‌کند که آن را به طور اجمال و کلی از امام قبلی آموخته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	این افاضات جدید بر اساس بداست و معلومات گذشته آنها بر اثر بدا تجدید می‌شود و تغییر می‌کند.&lt;br /&gt;
-	از فحوای اخبار بسیاری معلوم می‌شود که ائمه{{عم}} در همه مراحل هستی خود، یعنی پیش از آن‌که روحشان به تن حلول کند و پس از حلول در تن و پس از مفارقت از بدن و عروج به عالم قدسی، ترقی بسیاری در معارف ربانی و درجات کمال دارند و همیشه در معارج قرب و کمال و وصال و در سیرند و در بحار انوار معرفت حضرت ذوالجلال شناورند، زیرا مقامات عرفان و حبّ قرب الهی، نهایتی ندارد و از مقام ربوبیت تا درجات عبودیت، منازل بی‌شماری است. این نکته دلالت دارد که هر امامی در آغاز امامت، مقداری از علوم و معارفی که برای رتبه امامت لازم است را از امام قبلی دریافت می‌کند، ولی در همان درجه نمی‌ماند و به واسطه مزید قرب و طاعت، علم بیشتری نصیب او می‌گردد، ازاین‌رو، امامان{{عم}} در هر روز هفتاد بار و یا بیشتر استغفار می‌کردند با این که گناهی نداشتند، زیرا وقتی از درجه‌ای به درجه بالاتر عروج می‌کردند، درجه گذشته و عبادات و طاعات آن را ناچیز می‌شمردند و استغفار می‌نمودند و برای رسیدن به درجه بالاتر به خدا استغاثه می‌نمودند و این خود حدی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	شاید بتوان گفت: علومی که هر روز و هر ساعت پدید می‌شود، به فعالیت بی‌نهایت خدا اشاره دارد و تأثیر این فعالیت در وجود امام وقت که سرپرست عموم عالم امکان و به خصوص عالم انسان است، افزایش درجات علمی و کمالی اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيه شريفه «يُدَبِّرُ الأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ»@سجده، آیه5.@ می‌فرماید: خداوند متعال امور آسمان تا زمین را تدبیر می‌کند و سپس این امور در ظرف یک روز که اندازه آن هزار سال است به او برمی‌گردد. این آیه، بیانگر وسعت تدبیر و فعالیت خدا در عالم امکان است و این‌که می‌فرماید: از فراز آسمان‌ها تا زمین چون این مقدار در گنجایش فهم بشری است و یک روز واحد زمانی کار انسان است و هزار سال برای درک بهتر اندازه فعالیت ذات باری تعالی است و هزار به معنای بی‌نهایت است و این مطابق با قاعده مسلم میان حکمای الهیین است که «لاتکرار فی التجلی» یعنی در ظهور جلوه‌های حق، تکراری وجود ندارد، بلکه هر شب و هر روز و هر آن، جلوه‌ای تازه از خداوند متعال پدید آید، چنان‌که آیه شریفه «بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ»@ق، آیه۱۵.@؛ بلکه ایشان در پوششی از آفرینش تازه‌اند. نیز بر این امر دلالت دارد. این جلوه‌های تازه و تدبیر بی‌پایان خدا در هر شب و روز و هر ساعت، تحقق مسائل تازه‌ای است در عالم هستی که تعلق علمی و دستوری به امام وقت دارد و به عبارت دیگر، به دفتر اداره او تحویل می‌شود، از این نظر است که امام می‌فرماید شگفت این‌جا است که هر روز و هر شب و هر ساعت، علم تازه‌ای در کار است. این علم تازه همان گزارش جدید جلوه‌های خدا یا به تعبیر قرآن مجید تدبیرهای خداست در عالم امکان که به امام وقت می‌رسد و این با اصل کلی تکامل هم مطابق است و همین موضوع سر این است که خاتم انبیا و بلکه ائمه معصومین  از همه انبیای گذشته افضل هستند، ولی در موضوع تفاوت مراتب میان ائمه و نیز تفاوت مرتبه پیغمبر و ائمه باید گفت: «کلهم من نور واحد».@همان، ص434.@&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص153الی156&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱۰. پژوهشگران مرکز  مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پژوهشگران [http://www.welayatnet.com/fa/news/53331 مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات]&#039;&#039;&#039;، در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:&lt;br /&gt;
::::::«به تصریح برخی روایات، علم امام همواره در حال افزایش است، به عنوان مثال در روایتی از ابوبصیر آمده است که پس از پرسش او در خصوص علم امام و پاسخ‌های متوالی ایشان مبنی بر ذکر مصادیق و منابع علوم [[ائمه|ائمه]] {{عم}} و اشاره حضرت به اینکه [[علم|علم]] ما محدود به اینها نیست، ابوبصیر می‌پرسد: پس علم شما چیست؟ که حضرت پاسخ می‌دهد: علمی است که شبانه روز تا روز قیامت در حال افزایش است &amp;lt;ref&amp;gt; شیخ کلینی، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.welayatnet.com/fa/news/52755 نرم افزار مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات، وبگاه رهروان ولایت]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محسن غرویان و محمد حسین میر باقری==&lt;br /&gt;
در کتاب : بحثی مبسوط در آموزش عقاید&lt;br /&gt;
روایات متعددی نیز در این زمینه وارد شده است که علم ائمه به منبعی اتصال دارد که هموتره در حال تزاید است.&lt;br /&gt;
امام باقر میفرماید : اگر علم ما افزایش نمیافت هرآینه آگاهی ما محدود میشد راوی سوال کرد: آیا بر علم شما چیزهایی که رسول خدا نمیدانستند نیز اضافه میشود؟ حضرت فرمودند اگر چنین باشد ابتدا به رسول خدا عرضه میشود و پس از آن به هریک از ائمه تا به دست ما برسد. (کافی جلد 1 ص 255)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق فرمودند اگر علوم ما در شب و روز افزایش نمیافت حتما آگاهی و دانش ما محدود و تمام میشد.(بصائر الدرجات جزء هشتم  ص395)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص339&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمد جواد فاضل==&lt;br /&gt;
همگرایی قیام امام حسین با علم حضرت به شهادت خود و یارانش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه دائماً در حال ازدیاد علم هستند و بالاتر عرض کنم که ازدیاد علم ائمه و حتی علم نبی منحصر به دنیا هم نیست. حتي در عالم آخرت مقام ازدیاد علم برای آنها محفوظ است، اگر کسي این مطلب را در متون روایات بررسي کند به خوبی آن را مي‌يابد. گاهی اوقات اشکال مي‌کنند اين چه علمی است که برای ائمه خود درست می‌کنید و مي‌گوييد روز به روز علم‌شان بیشتر می‌شود، آيا علم پیامبر که اعظم خلق خداست از اینها کمتر است؟ پاسخ اين است که در روایات وارد شده هر علمی که در لیله‌ی جمعه به ائمه معصومین إفاضه می‌شود قبل از آن به پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و امام‌های ديگر و لو از دنیا رفته باشند اعطا می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضی از بزرگان تصریح نموده‌اند وقتی امام(علیه السلام) به دنیا می‌آید یک قوه‌ی قدسیه‌ی نوریه در او قرار داده می‌شود که منبع علم ايشان هم هست. قطع نظر از این روایات که مي‌فرمايد ائمه(علیهم السلام) از حين ولادت دارای یک قوه‌ی الهیه هستند و آيه مبارکه تطهير که مقام عصمت آنها را از حين ولادت و در تمام زمان حياتشان استفاده مي‌کنيم «إِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[42] در مسئله‌ی علم، این گروه از روایات تصريح مي‌نمايد علم آنها روز به روز و هفته به هفته و ماه به ماه افزایش پیدا می‌کند، البته این افزايش علم منافات با اصل آن قوه ندارد و نمي‌توان از روايات دال بر وجود قوه قدسيّه استفاده کرد از هنگام ولادت تمام علوم يک‌جا و دفعةً در اختیار آنها قرار داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://fazellankarani.com/persian/news/9482/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
در پایان نامه علم غیب در روایات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نقد و تحليل احاديثي كه  دلالت بر فزوني علم ائمه ع  بر انبياء دارد&lt;br /&gt;
اين روايات  دو دسته اند دسته ي اول رواياتي اند كه دلالت دارد افزايش و فزوني علمي در ائمه (ع) هست و در انبياء نيست كه به دو نمونه از آن اشاره مي كنم.&lt;br /&gt;
روايت اول را ثمالي از امام زين العابدين نقل مي كند و مي گويد از علي ابن الحسين ع پرسيدم آيا ائمه آنچه را كه پنهان است مي داند حضرت در پاسخ مي فرمايد: به خدا سوگند آنچه را كه پيامبران و رسولان مي دانند ائمه نيز ميدانند، سپس فرمود بيشتر برايت بگويم به ما افزوده مي شود آنچه را كه بر انبياء افزوده نمي شد.1&lt;br /&gt;
در حديثي ديگر باز هم ثمالي از امام زين العابدين نقل مي كند كه به حضرت گفتم فدايت شوم آيا همه آنچه كه نزد پيامبر خدا بود به اميرالمومنين و سپس به امام حسن و امام حسين و بعد از او به هر امامي تا روز قيامت داد؟ حضرت فرمود بلي همراه با افزايش كه در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ ميدهد.2&lt;br /&gt;
دسته دوم رواياتي اند كه علم ائمه ع را ماخوذ از پيامبر مي دانند و آنان را در واقع دانش آموخته گان پيامبر معرفي مي دارد كه روايت ديلمي از امام صادق ع و روايت زراره از امام باقر ع  و همچنين رواياتي كه در بخش افزايش علم ائمه ع ذكر شد و رواياتي كه ائمه را وارثان پيامبر  در علم معرفي مي كنند از اين دسته اند ، اين  روايات تصريح دارد كه ابتدا پيامبر از چيزي آگاه مي شود سپس ائمه ع؛ و در روايتي كه امام علي ع را افضل بر انبياء مي داند مراد انبياء ديگرغير از پيامبر اسلام است وهم چنين در روايت امام صادق ع در مورد موسي و خضر همه و همه نشانگر برتري علمي امام بر ساير انبياء است نه پيامبر اسلام و اين مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافي نيست.&lt;br /&gt;
اما آنچه دقت و تامل بيشتر را مي طلبد اعتقاد به فزوني علم ائمه برانبياء سلف و پيامبر خاتم ص است بنا براين اگر احاديث دسته اول را چنين تفسير نمائيم که مراد از انبياء در آنها پيامبران گذشته و غير از رسول اكرم ص است چنين چيزي با ظاهر احاديث مطابقت ندارد اگر چه مي تواند تفسير مورد قبول و پذيرش باشد.&lt;br /&gt;
اما تفسير ديگر اين مي تواند باشد كه بگوييم اين احاديث شامل پيامبر خاتم ص نيز مي شود و در اين صورت بايد گفت  كه بلي پيامبر اسلام ص تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه ع داده است كه روايات فراواني هم اين مطلب را بيان ميدارد، اما موارد افزايش شامل اتفاقات و حوادث جزئي خاص زمان هر امام مي شود كه در زمان حضرت رسول ص اتفاق نيافتاده است، و ائمه ع از طريق سماع و الهام از آنها مطلع مي شوند و نه تنها عدم آگاهي بر اين موارد باعث كسر شان و تنزل مقام پيامبر ص نمي شود بلكه لزومي هم ندارد پيامبر براين موارد آگاهي داشته باشد. &lt;br /&gt;
به نظر مي رسد راه حل بهتر آن است كه بگوييم هميشه روايات عام با روايات خاص تخصيص مي خورد ، به اين معنا كه از رواياتي كه مي فرمايد ما وارث علم پيامبر خاتم ص هستيم و اول او مطلع مي شود سپس ما ، به روشني فهميده مي شود كه در ساير روايات هم مراد پيامبر اسلام نيست بلكه ساير پيامبران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 75 و 76&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78432</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78432"/>
		<updated>2018-02-05T07:10:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==آیت الله محمد باقر تحریری==&lt;br /&gt;
در کتاب: جلوه‌های لاهوتی شرح زیارت جامعه کبیره جلداول&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باتوجه به روایات گوناگون در این باب، باید دقت کرد که ایشان شئون و جهات وجوديه مختلفی داشته‌اند که به حسب هر شأني، وظیفه‌ای داشته و حکمی جاری است و خود ایشان به مراعات این وظایف آگاه‌ترند، چون وظیفه اساسی ایشان هدایت است.&lt;br /&gt;
اولاً: از بازگو کردن معارف مختلف دین با وجود شرایطش (ظرفیت شنونده و نبودن تقیّه) دریغ نداشتند.&lt;br /&gt;
ثانياً: اگر گاهی لازم بود، به قوانین علمی اشاره‌ای کرده‌اند (اگرچه نوع دستورات استحبابی ایشان در خوردن، نوشیدن، خوابیدن، روابط زناشویی و... از داشتن آثار تجربی و علم ایشان به آن حکایت می‌کند) چنان‌که قرآن کریم گاهی به قوانین علمی از قبيل قانون جاذبه اشاراتی نموده است.&lt;br /&gt;
ثالثاً: ایشان نوعاً می‌خواستند به‌طور عادی زندگی کرده و از علوم غیبی خود استفاده ننمایند و گاهی که مصلحت نبوده آن را از خود نفی می‌نمودند، مانند این که راوی می‌گوید: با گروهی در مجلس امام صادق{{ع}} بودیم که ناگهان آن حضرت به‌صورت غصب‌آلود بیرون آمده و هنگامی که در مکانش مستقر شد فرمود: تعجب از گروهی که گمان می‌کنند ما علم غیب داریم، غیب را جز خداوند عزوجل نمی‌داند، من می‌خواستم به فلان کنیزم ضربه‌ای (برای تأدیب) بزنم، از نزدم فرار کرد و نمی‌دانم در کدام اتاق خانه می‌باشد.&lt;br /&gt;
سدیر گوید: هنگامی که حضرت از آن مجلس به منزل رفتند، من و ابوبصیر و میسّر بر آن حضرت (به داخل) وارد شدیم و به ایشان عرض کردیم: فدایت شویم، شنیدیم که نسبت به کنیزتان چنین مطالبی فرمودید، با این که می‌دانیم شما علم بسیاری دارید، حضرت پس از بیاناتی در برتری کسی که به تمامی کتاب علم دارد از کسی که به بعضی از کتاب علم دارد، فرمود: به خدا سوگند تمامی علم کتاب نزد ما می‌باشد@اصول کافی، ج 1، ص ۲۵۷، روایت ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
لذا در بعضی از روایات فرموده‌اند: امام هر وقت بخواهد (غیب را) بداند می‌داند@همان، ص ۲۵۸، روایت ۱.&amp;amp;، و در بعضی از آنها می‌فرماید، هروقت بخواهد بداند تعلیم داده می‌شود یا خدا تعلیمش می‌دهد@همان، ص ۲۵۸، روایت ۲ و ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
همچنین روایاتی می‌فرماید: لَوْلاَ أَنَّا نَزْدَادُ لأَنْفَدْنَا@همان، ص ۲۵۴، روایت ۱- ۳.&amp;amp;: اگر ما زیاد نشویم حتماً نابود می‌شویم، یا روایاتی که دلالت دارد ایشان شب‌های جمعه علمشان زیاد می‌شود، امام صادق{{ع}} می‌فرماید: هیچ شب جمعه‌ای نیست مگر این‌که برای اولیاء الهی در آن سروری است، راوی گوید: عرض کردم: فدایت شوم، آن سرور چگونه است؟ حضرت فرمود: هنگامی که شب جمعه می‌شود رسول خدا{{صل}} و ائمه{{عم}} عرش را درک می‌کنند و من هم با ایشان همراه هستم، پس جز با علم استفاده شده برنمی‌گردم و اگر این‌طور نبود حتماً آنچه نزد من بود تمام می‌شد@اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵۴، روایت ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
روایاتی نیز دلالت می‌کند که علم، آن چیزی است که در شب و روز حادث می‌شود، در روایتی طولانی ابوبصیر از امام صادق{{ع}} نقل می‌کند: که حضرت اموری را به‌عنوان علم خویش بیان کردند، مانند این‌که رسول خدا{{صل}} به علی{{ع}} هزار باب علم تعلیم فرمود که از هر بابی هزار باب دیگر باز می‌شد، و نیز نزد ایشان جامعه، جفر و مصحف حضرت زهرا{{س}} و علم آنچه بوده و موجود می‌شود تا روز قیامت می‌باشد، لكن فرمودند: اینها علم نیست، علم آن است که شب و روز حادث شده و تدریجاً امور یکی پس از دیگری تا روز قیامت تحقق می‌یابد@همان، ص ۲۳۸، روایت ۱؛ بصائرالدرجات، ص ۱۷۰، روایت ۱، و ص ۱۷۱، روایت ۳ و ۵.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
باتوجه به روایات گوناگون استفاده می‌شود که هریک از ائمه{{عم}} به جهت وجودشان در این عالم دارای مراتبی طولی می‌باشند مثلاً به جهت داشتن روح اعظم، به تمامی حقایق و واقعیات آگاهی دارند و از این آگاهی و احاطه علمی کمتر در امور جزیی استفاده می‌نمایند، لذا هر وقت بخواهند بدانند با آن حقیقت ارتباط گرفته و از آنجا خبر مطابق با واقع می‌دهند و گاهی شب‌های جمعه چنین اتفاق برای آنان رخ می‌دهد و نوعاً این امر در شبانه روز نسبت به وقایع جزئیه واقع می‌شود، شب‌های قدر نیز این چنین است گاهی وقایع سالانه از آن عالم به واسطه ملک و روح به ایشان عرضه می‌شود مانند: دانشمندی که در رشته‌ای تخصص کامل داشته باشد و کلیات آن علم برایش حاصل باشد، و به جهت اشتغال به امور زندگانی از آن علمش غافل است لکن اگر از مسائل آن علم از او سؤال شود یا مسائل جدیدتری پیش آید، با مراجعه به آگاهی‌های قبلی خود، جواب‌ها را استخراج می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص139&lt;br /&gt;
==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
در مقاله: علم امام و عصمت انبیا و اوصیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب علم امام مجموعه مقالات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا از این دسته روایات (روایات افزایش شدن علم ائمه؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال@بحارالأنوار، ج23، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.@ به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکبارگی از حضرت رسول{{صل}} دریافته باشند؟&lt;br /&gt;
علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله{{صل}} به امیرالمؤمنین{{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعةً واحدةً بوده است،@ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا{{صل}} در بیماری پایان عمر گرانمایه‌اش، امیرالمؤمنین{{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: «یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ [بابٍ] أَلفَ بایٍ» بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵؛ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.@ چنان که تعلّم حضرت رسول{{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ».@النحل(۱۶):89.@ و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&lt;br /&gt;
زیرا کلمه «لِكُلِّ شَيْءٍ» یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره «إِقرَأ بِاسم» که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا{{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعةً واحدةً و یکباره در شب 19 یا 21 یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ».@الدخان(۴۴): ۳.@ بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص331&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمد زمان رستمی و طاهره آل‌بویه==&lt;br /&gt;
در کتاب: علم امام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امامان{{عم}} روایت شده که علم ایشان هر روز و هر لحظه افزایش می‌یابد. زراره از امام باقر{{ع}} پرسید: آیا برای شما چیزی از علوم هست که رسول خدا آن را نمی‌دانست؟ امام{{ع}} فرمود: هرگاه علمی به ما دهند اول آن را بر رسول خدا عرضه کنند سپس بر همه امامان تا به ما برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق{{ع}} نیز فرموده‌اند: چیزی از نزد خداوند بیرون نیاید تا آغاز به رسول خدا{{صل}} شود و سپس به امیرمؤمنان و پس از آن به یک یک از ماها به ترتیب برسد تا امام بعدی از ما اعلم از امام قبلی نباشد.@کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۴۹۰-۴۹۱.@&lt;br /&gt;
در این‌جا جای اشکال است که اخبار بسیاری دلالت دارد بر این که پیامبر{{صل}} همه چیز و همه شرایع و احکام را می‌دانست و همه را به امیرالمؤمنین آموخت، او همه را به امام حسن{{ع}} و هم‌چنین هر امامی به امام بعدی آموخته است، پس اگر ایشان همه چیز را می‌دانستند چه چیز می‌ماند که در هر شب و هر روز و هر ساعت برای آنها پدیدار شود. ممکن است از این اعتراض به چند صورت پاسخ گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	علم آن نیست که به شنیدن و کتاب خواندن و حفظ کردن به دست آید، زیرا همه این‌ها تقلیدی است و همانا علم آن است که از طرف خدای سبحان بر قلب افاضه می‌شود و این علم که خدا بی‌واسطه رسولان و فرشتگان افاضه می‌کند، موجب افزایش ایمان و یقین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	خدا به ائمه، تفصیلات علومی را افاضه می‌کند که آن را به طور اجمال و کلی از امام قبلی آموخته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	این افاضات جدید بر اساس بداست و معلومات گذشته آنها بر اثر بدا تجدید می‌شود و تغییر می‌کند.&lt;br /&gt;
-	از فحوای اخبار بسیاری معلوم می‌شود که ائمه{{عم}} در همه مراحل هستی خود، یعنی پیش از آن‌که روحشان به تن حلول کند و پس از حلول در تن و پس از مفارقت از بدن و عروج به عالم قدسی، ترقی بسیاری در معارف ربانی و درجات کمال دارند و همیشه در معارج قرب و کمال و وصال و در سیرند و در بحار انوار معرفت حضرت ذوالجلال شناورند، زیرا مقامات عرفان و حبّ قرب الهی، نهایتی ندارد و از مقام ربوبیت تا درجات عبودیت، منازل بی‌شماری است. این نکته دلالت دارد که هر امامی در آغاز امامت، مقداری از علوم و معارفی که برای رتبه امامت لازم است را از امام قبلی دریافت می‌کند، ولی در همان درجه نمی‌ماند و به واسطه مزید قرب و طاعت، علم بیشتری نصیب او می‌گردد، ازاین‌رو، امامان{{عم}} در هر روز هفتاد بار و یا بیشتر استغفار می‌کردند با این که گناهی نداشتند، زیرا وقتی از درجه‌ای به درجه بالاتر عروج می‌کردند، درجه گذشته و عبادات و طاعات آن را ناچیز می‌شمردند و استغفار می‌نمودند و برای رسیدن به درجه بالاتر به خدا استغاثه می‌نمودند و این خود حدی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	شاید بتوان گفت: علومی که هر روز و هر ساعت پدید می‌شود، به فعالیت بی‌نهایت خدا اشاره دارد و تأثیر این فعالیت در وجود امام وقت که سرپرست عموم عالم امکان و به خصوص عالم انسان است، افزایش درجات علمی و کمالی اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيه شريفه «يُدَبِّرُ الأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ»@سجده، آیه5.@ می‌فرماید: خداوند متعال امور آسمان تا زمین را تدبیر می‌کند و سپس این امور در ظرف یک روز که اندازه آن هزار سال است به او برمی‌گردد. این آیه، بیانگر وسعت تدبیر و فعالیت خدا در عالم امکان است و این‌که می‌فرماید: از فراز آسمان‌ها تا زمین چون این مقدار در گنجایش فهم بشری است و یک روز واحد زمانی کار انسان است و هزار سال برای درک بهتر اندازه فعالیت ذات باری تعالی است و هزار به معنای بی‌نهایت است و این مطابق با قاعده مسلم میان حکمای الهیین است که «لاتکرار فی التجلی» یعنی در ظهور جلوه‌های حق، تکراری وجود ندارد، بلکه هر شب و هر روز و هر آن، جلوه‌ای تازه از خداوند متعال پدید آید، چنان‌که آیه شریفه «بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ»@ق، آیه۱۵.@؛ بلکه ایشان در پوششی از آفرینش تازه‌اند. نیز بر این امر دلالت دارد. این جلوه‌های تازه و تدبیر بی‌پایان خدا در هر شب و روز و هر ساعت، تحقق مسائل تازه‌ای است در عالم هستی که تعلق علمی و دستوری به امام وقت دارد و به عبارت دیگر، به دفتر اداره او تحویل می‌شود، از این نظر است که امام می‌فرماید شگفت این‌جا است که هر روز و هر شب و هر ساعت، علم تازه‌ای در کار است. این علم تازه همان گزارش جدید جلوه‌های خدا یا به تعبیر قرآن مجید تدبیرهای خداست در عالم امکان که به امام وقت می‌رسد و این با اصل کلی تکامل هم مطابق است و همین موضوع سر این است که خاتم انبیا و بلکه ائمه معصومین  از همه انبیای گذشته افضل هستند، ولی در موضوع تفاوت مراتب میان ائمه و نیز تفاوت مرتبه پیغمبر و ائمه باید گفت: «کلهم من نور واحد».@همان، ص434.@&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص153الی156&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱۰. پژوهشگران مرکز  مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پژوهشگران [http://www.welayatnet.com/fa/news/53331 مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات]&#039;&#039;&#039;، در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:&lt;br /&gt;
::::::«به تصریح برخی روایات، علم امام همواره در حال افزایش است، به عنوان مثال در روایتی از ابوبصیر آمده است که پس از پرسش او در خصوص علم امام و پاسخ‌های متوالی ایشان مبنی بر ذکر مصادیق و منابع علوم [[ائمه|ائمه]] {{عم}} و اشاره حضرت به اینکه [[علم|علم]] ما محدود به اینها نیست، ابوبصیر می‌پرسد:پس علم شما چیست؟ که حضرت پاسخ می‌دهد:علمی است که شبانه روز تا روز قیامت در حال افزایش است &amp;lt;ref&amp;gt; شیخ کلینی، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.welayatnet.com/fa/news/52755 نرم افزار مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات، وبگاه رهروان ولایت]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محسن غرویان و محمد حسین میر باقری==&lt;br /&gt;
در کتاب : بحثی مبسوط در آموزش عقاید&lt;br /&gt;
روایات متعددی نیز در این زمینه وارد شده است که علم ائمه به منبعی اتصال دارد که هموتره در حال تزاید است.&lt;br /&gt;
امام باقر میفرماید : اگر علم ما افزایش نمیافت هرآینه آگاهی ما محدود میشد راوی سوال کرد: آیا بر علم شما چیزهایی که رسول خدا نمیدانستند نیز اضافه میشود؟ حضرت فرمودند اگر چنین باشد ابتدا به رسول خدا عرضه میشود و پس از آن به هریک از ائمه تا به دست ما برسد. (کافی جلد 1 ص 255)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق فرمودند اگر علوم ما در شب و روز افزایش نمیافت حتما آگاهی و دانش ما محدود و تمام میشد.(بصائر الدرجات جزء هشتم  ص395)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص339&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمد جواد فاضل==&lt;br /&gt;
همگرایی قیام امام حسین با علم حضرت به شهادت خود و یارانش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه دائماً در حال ازدیاد علم هستند و بالاتر عرض کنم که ازدیاد علم ائمه و حتی علم نبی منحصر به دنیا هم نیست. حتي در عالم آخرت مقام ازدیاد علم برای آنها محفوظ است، اگر کسي این مطلب را در متون روایات بررسي کند به خوبی آن را مي‌يابد. گاهی اوقات اشکال مي‌کنند اين چه علمی است که برای ائمه خود درست می‌کنید و مي‌گوييد روز به روز علم‌شان بیشتر می‌شود، آيا علم پیامبر که اعظم خلق خداست از اینها کمتر است؟ پاسخ اين است که در روایات وارد شده هر علمی که در لیله‌ی جمعه به ائمه معصومین إفاضه می‌شود قبل از آن به پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و امام‌های ديگر و لو از دنیا رفته باشند اعطا می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضی از بزرگان تصریح نموده‌اند وقتی امام(علیه السلام) به دنیا می‌آید یک قوه‌ی قدسیه‌ی نوریه در او قرار داده می‌شود که منبع علم ايشان هم هست. قطع نظر از این روایات که مي‌فرمايد ائمه(علیهم السلام) از حين ولادت دارای یک قوه‌ی الهیه هستند و آيه مبارکه تطهير که مقام عصمت آنها را از حين ولادت و در تمام زمان حياتشان استفاده مي‌کنيم «إِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[42] در مسئله‌ی علم، این گروه از روایات تصريح مي‌نمايد علم آنها روز به روز و هفته به هفته و ماه به ماه افزایش پیدا می‌کند، البته این افزايش علم منافات با اصل آن قوه ندارد و نمي‌توان از روايات دال بر وجود قوه قدسيّه استفاده کرد از هنگام ولادت تمام علوم يک‌جا و دفعةً در اختیار آنها قرار داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://fazellankarani.com/persian/news/9482/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
در پایان نامه علم غیب در روایات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نقد و تحليل احاديثي كه  دلالت بر فزوني علم ائمه ع  بر انبياء دارد&lt;br /&gt;
اين روايات  دو دسته اند دسته ي اول رواياتي اند كه دلالت دارد افزايش و فزوني علمي در ائمه (ع) هست و در انبياء نيست كه به دو نمونه از آن اشاره مي كنم.&lt;br /&gt;
روايت اول را ثمالي از امام زين العابدين نقل مي كند و مي گويد از علي ابن الحسين ع پرسيدم آيا ائمه آنچه را كه پنهان است مي داند حضرت در پاسخ مي فرمايد: به خدا سوگند آنچه را كه پيامبران و رسولان مي دانند ائمه نيز ميدانند، سپس فرمود بيشتر برايت بگويم به ما افزوده مي شود آنچه را كه بر انبياء افزوده نمي شد.1&lt;br /&gt;
در حديثي ديگر باز هم ثمالي از امام زين العابدين نقل مي كند كه به حضرت گفتم فدايت شوم آيا همه آنچه كه نزد پيامبر خدا بود به اميرالمومنين و سپس به امام حسن و امام حسين و بعد از او به هر امامي تا روز قيامت داد؟ حضرت فرمود بلي همراه با افزايش كه در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ ميدهد.2&lt;br /&gt;
دسته دوم رواياتي اند كه علم ائمه ع را ماخوذ از پيامبر مي دانند و آنان را در واقع دانش آموخته گان پيامبر معرفي مي دارد كه روايت ديلمي از امام صادق ع و روايت زراره از امام باقر ع  و همچنين رواياتي كه در بخش افزايش علم ائمه ع ذكر شد و رواياتي كه ائمه را وارثان پيامبر  در علم معرفي مي كنند از اين دسته اند ، اين  روايات تصريح دارد كه ابتدا پيامبر از چيزي آگاه مي شود سپس ائمه ع؛ و در روايتي كه امام علي ع را افضل بر انبياء مي داند مراد انبياء ديگرغير از پيامبر اسلام است وهم چنين در روايت امام صادق ع در مورد موسي و خضر همه و همه نشانگر برتري علمي امام بر ساير انبياء است نه پيامبر اسلام و اين مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافي نيست.&lt;br /&gt;
اما آنچه دقت و تامل بيشتر را مي طلبد اعتقاد به فزوني علم ائمه برانبياء سلف و پيامبر خاتم ص است بنا براين اگر احاديث دسته اول را چنين تفسير نمائيم که مراد از انبياء در آنها پيامبران گذشته و غير از رسول اكرم ص است چنين چيزي با ظاهر احاديث مطابقت ندارد اگر چه مي تواند تفسير مورد قبول و پذيرش باشد.&lt;br /&gt;
اما تفسير ديگر اين مي تواند باشد كه بگوييم اين احاديث شامل پيامبر خاتم ص نيز مي شود و در اين صورت بايد گفت  كه بلي پيامبر اسلام ص تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه ع داده است كه روايات فراواني هم اين مطلب را بيان ميدارد، اما موارد افزايش شامل اتفاقات و حوادث جزئي خاص زمان هر امام مي شود كه در زمان حضرت رسول ص اتفاق نيافتاده است، و ائمه ع از طريق سماع و الهام از آنها مطلع مي شوند و نه تنها عدم آگاهي بر اين موارد باعث كسر شان و تنزل مقام پيامبر ص نمي شود بلكه لزومي هم ندارد پيامبر براين موارد آگاهي داشته باشد. &lt;br /&gt;
به نظر مي رسد راه حل بهتر آن است كه بگوييم هميشه روايات عام با روايات خاص تخصيص مي خورد ، به اين معنا كه از رواياتي كه مي فرمايد ما وارث علم پيامبر خاتم ص هستيم و اول او مطلع مي شود سپس ما ، به روشني فهميده مي شود كه در ساير روايات هم مراد پيامبر اسلام نيست بلكه ساير پيامبران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 75 و 76&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78431</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78431"/>
		<updated>2018-02-05T07:08:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==آیت الله محمد باقر تحریری==&lt;br /&gt;
در کتاب: جلوه‌های لاهوتی شرح زیارت جامعه کبیره جلداول&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باتوجه به روایات گوناگون در این باب، باید دقت کرد که ایشان شئون و جهات وجوديه مختلفی داشته‌اند که به حسب هر شأني، وظیفه‌ای داشته و حکمی جاری است و خود ایشان به مراعات این وظایف آگاه‌ترند، چون وظیفه اساسی ایشان هدایت است.&lt;br /&gt;
اولاً: از بازگو کردن معارف مختلف دین با وجود شرایطش (ظرفیت شنونده و نبودن تقیّه) دریغ نداشتند.&lt;br /&gt;
ثانياً: اگر گاهی لازم بود، به قوانین علمی اشاره‌ای کرده‌اند (اگرچه نوع دستورات استحبابی ایشان در خوردن، نوشیدن، خوابیدن، روابط زناشویی و... از داشتن آثار تجربی و علم ایشان به آن حکایت می‌کند) چنان‌که قرآن کریم گاهی به قوانین علمی از قبيل قانون جاذبه اشاراتی نموده است.&lt;br /&gt;
ثالثاً: ایشان نوعاً می‌خواستند به‌طور عادی زندگی کرده و از علوم غیبی خود استفاده ننمایند و گاهی که مصلحت نبوده آن را از خود نفی می‌نمودند، مانند این که راوی می‌گوید: با گروهی در مجلس امام صادق{{ع}} بودیم که ناگهان آن حضرت به‌صورت غصب‌آلود بیرون آمده و هنگامی که در مکانش مستقر شد فرمود: تعجب از گروهی که گمان می‌کنند ما علم غیب داریم، غیب را جز خداوند عزوجل نمی‌داند، من می‌خواستم به فلان کنیزم ضربه‌ای (برای تأدیب) بزنم، از نزدم فرار کرد و نمی‌دانم در کدام اتاق خانه می‌باشد.&lt;br /&gt;
سدیر گوید: هنگامی که حضرت از آن مجلس به منزل رفتند، من و ابوبصیر و میسّر بر آن حضرت (به داخل) وارد شدیم و به ایشان عرض کردیم: فدایت شویم، شنیدیم که نسبت به کنیزتان چنین مطالبی فرمودید، با این که می‌دانیم شما علم بسیاری دارید، حضرت پس از بیاناتی در برتری کسی که به تمامی کتاب علم دارد از کسی که به بعضی از کتاب علم دارد، فرمود: به خدا سوگند تمامی علم کتاب نزد ما می‌باشد@اصول کافی، ج 1، ص ۲۵۷، روایت ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
لذا در بعضی از روایات فرموده‌اند: امام هر وقت بخواهد (غیب را) بداند می‌داند@همان، ص ۲۵۸، روایت ۱.&amp;amp;، و در بعضی از آنها می‌فرماید، هروقت بخواهد بداند تعلیم داده می‌شود یا خدا تعلیمش می‌دهد@همان، ص ۲۵۸، روایت ۲ و ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
همچنین روایاتی می‌فرماید: لَوْلاَ أَنَّا نَزْدَادُ لأَنْفَدْنَا@همان، ص ۲۵۴، روایت ۱- ۳.&amp;amp;: اگر ما زیاد نشویم حتماً نابود می‌شویم، یا روایاتی که دلالت دارد ایشان شب‌های جمعه علمشان زیاد می‌شود، امام صادق{{ع}} می‌فرماید: هیچ شب جمعه‌ای نیست مگر این‌که برای اولیاء الهی در آن سروری است، راوی گوید: عرض کردم: فدایت شوم، آن سرور چگونه است؟ حضرت فرمود: هنگامی که شب جمعه می‌شود رسول خدا{{صل}} و ائمه{{عم}} عرش را درک می‌کنند و من هم با ایشان همراه هستم، پس جز با علم استفاده شده برنمی‌گردم و اگر این‌طور نبود حتماً آنچه نزد من بود تمام می‌شد@اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵۴، روایت ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
روایاتی نیز دلالت می‌کند که علم، آن چیزی است که در شب و روز حادث می‌شود، در روایتی طولانی ابوبصیر از امام صادق{{ع}} نقل می‌کند: که حضرت اموری را به‌عنوان علم خویش بیان کردند، مانند این‌که رسول خدا{{صل}} به علی{{ع}} هزار باب علم تعلیم فرمود که از هر بابی هزار باب دیگر باز می‌شد، و نیز نزد ایشان جامعه، جفر و مصحف حضرت زهرا{{س}} و علم آنچه بوده و موجود می‌شود تا روز قیامت می‌باشد، لكن فرمودند: اینها علم نیست، علم آن است که شب و روز حادث شده و تدریجاً امور یکی پس از دیگری تا روز قیامت تحقق می‌یابد@همان، ص ۲۳۸، روایت ۱؛ بصائرالدرجات، ص ۱۷۰، روایت ۱، و ص ۱۷۱، روایت ۳ و ۵.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
باتوجه به روایات گوناگون استفاده می‌شود که هریک از ائمه{{عم}} به جهت وجودشان در این عالم دارای مراتبی طولی می‌باشند مثلاً به جهت داشتن روح اعظم، به تمامی حقایق و واقعیات آگاهی دارند و از این آگاهی و احاطه علمی کمتر در امور جزیی استفاده می‌نمایند، لذا هر وقت بخواهند بدانند با آن حقیقت ارتباط گرفته و از آنجا خبر مطابق با واقع می‌دهند و گاهی شب‌های جمعه چنین اتفاق برای آنان رخ می‌دهد و نوعاً این امر در شبانه روز نسبت به وقایع جزئیه واقع می‌شود، شب‌های قدر نیز این چنین است گاهی وقایع سالانه از آن عالم به واسطه ملک و روح به ایشان عرضه می‌شود مانند: دانشمندی که در رشته‌ای تخصص کامل داشته باشد و کلیات آن علم برایش حاصل باشد، و به جهت اشتغال به امور زندگانی از آن علمش غافل است لکن اگر از مسائل آن علم از او سؤال شود یا مسائل جدیدتری پیش آید، با مراجعه به آگاهی‌های قبلی خود، جواب‌ها را استخراج می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص139&lt;br /&gt;
==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
در مقاله: علم امام و عصمت انبیا و اوصیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب علم امام مجموعه مقالات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا از این دسته روایات (روایات افزایش شدن علم ائمه؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال@بحارالأنوار، ج23، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.@ به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکبارگی از حضرت رسول{{صل}} دریافته باشند؟&lt;br /&gt;
علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله{{صل}} به امیرالمؤمنین{{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعةً واحدةً بوده است،@ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا{{صل}} در بیماری پایان عمر گرانمایه‌اش، امیرالمؤمنین{{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: «یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ [بابٍ] أَلفَ بایٍ» بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵؛ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.@ چنان که تعلّم حضرت رسول{{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ».@النحل(۱۶):89.@ و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&lt;br /&gt;
زیرا کلمه «لِكُلِّ شَيْءٍ» یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره «إِقرَأ بِاسم» که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا{{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعةً واحدةً و یکباره در شب 19 یا 21 یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ».@الدخان(۴۴): ۳.@ بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص331&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمد زمان رستمی و طاهره آل‌بویه==&lt;br /&gt;
در کتاب: علم امام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امامان{{عم}} روایت شده که علم ایشان هر روز و هر لحظه افزایش می‌یابد. زراره از امام باقر{{ع}} پرسید: آیا برای شما چیزی از علوم هست که رسول خدا آن را نمی‌دانست؟ امام{{ع}} فرمود: هرگاه علمی به ما دهند اول آن را بر رسول خدا عرضه کنند سپس بر همه امامان تا به ما برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق{{ع}} نیز فرموده‌اند: چیزی از نزد خداوند بیرون نیاید تا آغاز به رسول خدا{{صل}} شود و سپس به امیرمؤمنان و پس از آن به یک یک از ماها به ترتیب برسد تا امام بعدی از ما اعلم از امام قبلی نباشد.@کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۴۹۰-۴۹۱.@&lt;br /&gt;
در این‌جا جای اشکال است که اخبار بسیاری دلالت دارد بر این که پیامبر{{صل}} همه چیز و همه شرایع و احکام را می‌دانست و همه را به امیرالمؤمنین آموخت، او همه را به امام حسن{{ع}} و هم‌چنین هر امامی به امام بعدی آموخته است، پس اگر ایشان همه چیز را می‌دانستند چه چیز می‌ماند که در هر شب و هر روز و هر ساعت برای آنها پدیدار شود. ممکن است از این اعتراض به چند صورت پاسخ گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	علم آن نیست که به شنیدن و کتاب خواندن و حفظ کردن به دست آید، زیرا همه این‌ها تقلیدی است و همانا علم آن است که از طرف خدای سبحان بر قلب افاضه می‌شود و این علم که خدا بی‌واسطه رسولان و فرشتگان افاضه می‌کند، موجب افزایش ایمان و یقین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	خدا به ائمه، تفصیلات علومی را افاضه می‌کند که آن را به طور اجمال و کلی از امام قبلی آموخته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	این افاضات جدید بر اساس بداست و معلومات گذشته آنها بر اثر بدا تجدید می‌شود و تغییر می‌کند.&lt;br /&gt;
-	از فحوای اخبار بسیاری معلوم می‌شود که ائمه{{عم}} در همه مراحل هستی خود، یعنی پیش از آن‌که روحشان به تن حلول کند و پس از حلول در تن و پس از مفارقت از بدن و عروج به عالم قدسی، ترقی بسیاری در معارف ربانی و درجات کمال دارند و همیشه در معارج قرب و کمال و وصال و در سیرند و در بحار انوار معرفت حضرت ذوالجلال شناورند، زیرا مقامات عرفان و حبّ قرب الهی، نهایتی ندارد و از مقام ربوبیت تا درجات عبودیت، منازل بی‌شماری است. این نکته دلالت دارد که هر امامی در آغاز امامت، مقداری از علوم و معارفی که برای رتبه امامت لازم است را از امام قبلی دریافت می‌کند، ولی در همان درجه نمی‌ماند و به واسطه مزید قرب و طاعت، علم بیشتری نصیب او می‌گردد، ازاین‌رو، امامان{{عم}} در هر روز هفتاد بار و یا بیشتر استغفار می‌کردند با این که گناهی نداشتند، زیرا وقتی از درجه‌ای به درجه بالاتر عروج می‌کردند، درجه گذشته و عبادات و طاعات آن را ناچیز می‌شمردند و استغفار می‌نمودند و برای رسیدن به درجه بالاتر به خدا استغاثه می‌نمودند و این خود حدی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	شاید بتوان گفت: علومی که هر روز و هر ساعت پدید می‌شود، به فعالیت بی‌نهایت خدا اشاره دارد و تأثیر این فعالیت در وجود امام وقت که سرپرست عموم عالم امکان و به خصوص عالم انسان است، افزایش درجات علمی و کمالی اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيه شريفه «يُدَبِّرُ الأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ»@سجده، آیه5.@ می‌فرماید: خداوند متعال امور آسمان تا زمین را تدبیر می‌کند و سپس این امور در ظرف یک روز که اندازه آن هزار سال است به او برمی‌گردد. این آیه، بیانگر وسعت تدبیر و فعالیت خدا در عالم امکان است و این‌که می‌فرماید: از فراز آسمان‌ها تا زمین چون این مقدار در گنجایش فهم بشری است و یک روز واحد زمانی کار انسان است و هزار سال برای درک بهتر اندازه فعالیت ذات باری تعالی است و هزار به معنای بی‌نهایت است و این مطابق با قاعده مسلم میان حکمای الهیین است که «لاتکرار فی التجلی» یعنی در ظهور جلوه‌های حق، تکراری وجود ندارد، بلکه هر شب و هر روز و هر آن، جلوه‌ای تازه از خداوند متعال پدید آید، چنان‌که آیه شریفه «بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ»@ق، آیه۱۵.@؛ بلکه ایشان در پوششی از آفرینش تازه‌اند. نیز بر این امر دلالت دارد. این جلوه‌های تازه و تدبیر بی‌پایان خدا در هر شب و روز و هر ساعت، تحقق مسائل تازه‌ای است در عالم هستی که تعلق علمی و دستوری به امام وقت دارد و به عبارت دیگر، به دفتر اداره او تحویل می‌شود، از این نظر است که امام می‌فرماید شگفت این‌جا است که هر روز و هر شب و هر ساعت، علم تازه‌ای در کار است. این علم تازه همان گزارش جدید جلوه‌های خدا یا به تعبیر قرآن مجید تدبیرهای خداست در عالم امکان که به امام وقت می‌رسد و این با اصل کلی تکامل هم مطابق است و همین موضوع سر این است که خاتم انبیا و بلکه ائمه معصومین  از همه انبیای گذشته افضل هستند، ولی در موضوع تفاوت مراتب میان ائمه و نیز تفاوت مرتبه پیغمبر و ائمه باید گفت: «کلهم من نور واحد».@همان، ص434.@&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص153الی156&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱۰. پژوهشگران مرکز  مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پژوهشگران [http://www.welayatnet.com/fa/news/53331 مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات]&#039;&#039;&#039;، در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:&lt;br /&gt;
::::::«به تصریح برخی روایات، علم امام همواره در حال افزایش است، به عنوان مثال در روایتی از ابوبصیر آمده است که پس از پرسش او در خصوص علم امام و پاسخ‌های متوالی ایشان مبنی بر ذکر مصادیق و منابع علوم [[ائمه|ائمه]] {{عم}} و اشاره حضرت به اینکه [[علم|علم]] ما محدود به اینها نیست، ابوبصیر می‌پرسد:پس علم شما چیست؟ که حضرت پاسخ می‌دهد:علمی است که شبانه روز تا روز قیامت در حال افزایش است.&amp;lt;ref&amp;gt; شیخ کلینی، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.welayatnet.com/fa/news/52755 نرم افزار مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات، وبگاه رهروان ولایت]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محسن غرویان و محمد حسین میر باقری==&lt;br /&gt;
در کتاب : بحثی مبسوط در آموزش عقاید&lt;br /&gt;
روایات متعددی نیز در این زمینه وارد شده است که علم ائمه به منبعی اتصال دارد که هموتره در حال تزاید است.&lt;br /&gt;
امام باقر میفرماید : اگر علم ما افزایش نمیافت هرآینه آگاهی ما محدود میشد راوی سوال کرد: آیا بر علم شما چیزهایی که رسول خدا نمیدانستند نیز اضافه میشود؟ حضرت فرمودند اگر چنین باشد ابتدا به رسول خدا عرضه میشود و پس از آن به هریک از ائمه تا به دست ما برسد. (کافی جلد 1 ص 255)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق فرمودند اگر علوم ما در شب و روز افزایش نمیافت حتما آگاهی و دانش ما محدود و تمام میشد.(بصائر الدرجات جزء هشتم  ص395)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص339&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمد جواد فاضل==&lt;br /&gt;
همگرایی قیام امام حسین با علم حضرت به شهادت خود و یارانش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه دائماً در حال ازدیاد علم هستند و بالاتر عرض کنم که ازدیاد علم ائمه و حتی علم نبی منحصر به دنیا هم نیست. حتي در عالم آخرت مقام ازدیاد علم برای آنها محفوظ است، اگر کسي این مطلب را در متون روایات بررسي کند به خوبی آن را مي‌يابد. گاهی اوقات اشکال مي‌کنند اين چه علمی است که برای ائمه خود درست می‌کنید و مي‌گوييد روز به روز علم‌شان بیشتر می‌شود، آيا علم پیامبر که اعظم خلق خداست از اینها کمتر است؟ پاسخ اين است که در روایات وارد شده هر علمی که در لیله‌ی جمعه به ائمه معصومین إفاضه می‌شود قبل از آن به پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و امام‌های ديگر و لو از دنیا رفته باشند اعطا می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضی از بزرگان تصریح نموده‌اند وقتی امام(علیه السلام) به دنیا می‌آید یک قوه‌ی قدسیه‌ی نوریه در او قرار داده می‌شود که منبع علم ايشان هم هست. قطع نظر از این روایات که مي‌فرمايد ائمه(علیهم السلام) از حين ولادت دارای یک قوه‌ی الهیه هستند و آيه مبارکه تطهير که مقام عصمت آنها را از حين ولادت و در تمام زمان حياتشان استفاده مي‌کنيم «إِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[42] در مسئله‌ی علم، این گروه از روایات تصريح مي‌نمايد علم آنها روز به روز و هفته به هفته و ماه به ماه افزایش پیدا می‌کند، البته این افزايش علم منافات با اصل آن قوه ندارد و نمي‌توان از روايات دال بر وجود قوه قدسيّه استفاده کرد از هنگام ولادت تمام علوم يک‌جا و دفعةً در اختیار آنها قرار داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://fazellankarani.com/persian/news/9482/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
در پایان نامه علم غیب در روایات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نقد و تحليل احاديثي كه  دلالت بر فزوني علم ائمه ع  بر انبياء دارد&lt;br /&gt;
اين روايات  دو دسته اند دسته ي اول رواياتي اند كه دلالت دارد افزايش و فزوني علمي در ائمه (ع) هست و در انبياء نيست كه به دو نمونه از آن اشاره مي كنم.&lt;br /&gt;
روايت اول را ثمالي از امام زين العابدين نقل مي كند و مي گويد از علي ابن الحسين ع پرسيدم آيا ائمه آنچه را كه پنهان است مي داند حضرت در پاسخ مي فرمايد: به خدا سوگند آنچه را كه پيامبران و رسولان مي دانند ائمه نيز ميدانند، سپس فرمود بيشتر برايت بگويم به ما افزوده مي شود آنچه را كه بر انبياء افزوده نمي شد.1&lt;br /&gt;
در حديثي ديگر باز هم ثمالي از امام زين العابدين نقل مي كند كه به حضرت گفتم فدايت شوم آيا همه آنچه كه نزد پيامبر خدا بود به اميرالمومنين و سپس به امام حسن و امام حسين و بعد از او به هر امامي تا روز قيامت داد؟ حضرت فرمود بلي همراه با افزايش كه در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ ميدهد.2&lt;br /&gt;
دسته دوم رواياتي اند كه علم ائمه ع را ماخوذ از پيامبر مي دانند و آنان را در واقع دانش آموخته گان پيامبر معرفي مي دارد كه روايت ديلمي از امام صادق ع و روايت زراره از امام باقر ع  و همچنين رواياتي كه در بخش افزايش علم ائمه ع ذكر شد و رواياتي كه ائمه را وارثان پيامبر  در علم معرفي مي كنند از اين دسته اند ، اين  روايات تصريح دارد كه ابتدا پيامبر از چيزي آگاه مي شود سپس ائمه ع؛ و در روايتي كه امام علي ع را افضل بر انبياء مي داند مراد انبياء ديگرغير از پيامبر اسلام است وهم چنين در روايت امام صادق ع در مورد موسي و خضر همه و همه نشانگر برتري علمي امام بر ساير انبياء است نه پيامبر اسلام و اين مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافي نيست.&lt;br /&gt;
اما آنچه دقت و تامل بيشتر را مي طلبد اعتقاد به فزوني علم ائمه برانبياء سلف و پيامبر خاتم ص است بنا براين اگر احاديث دسته اول را چنين تفسير نمائيم که مراد از انبياء در آنها پيامبران گذشته و غير از رسول اكرم ص است چنين چيزي با ظاهر احاديث مطابقت ندارد اگر چه مي تواند تفسير مورد قبول و پذيرش باشد.&lt;br /&gt;
اما تفسير ديگر اين مي تواند باشد كه بگوييم اين احاديث شامل پيامبر خاتم ص نيز مي شود و در اين صورت بايد گفت  كه بلي پيامبر اسلام ص تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه ع داده است كه روايات فراواني هم اين مطلب را بيان ميدارد، اما موارد افزايش شامل اتفاقات و حوادث جزئي خاص زمان هر امام مي شود كه در زمان حضرت رسول ص اتفاق نيافتاده است، و ائمه ع از طريق سماع و الهام از آنها مطلع مي شوند و نه تنها عدم آگاهي بر اين موارد باعث كسر شان و تنزل مقام پيامبر ص نمي شود بلكه لزومي هم ندارد پيامبر براين موارد آگاهي داشته باشد. &lt;br /&gt;
به نظر مي رسد راه حل بهتر آن است كه بگوييم هميشه روايات عام با روايات خاص تخصيص مي خورد ، به اين معنا كه از رواياتي كه مي فرمايد ما وارث علم پيامبر خاتم ص هستيم و اول او مطلع مي شود سپس ما ، به روشني فهميده مي شود كه در ساير روايات هم مراد پيامبر اسلام نيست بلكه ساير پيامبران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 75 و 76&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78429</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78429"/>
		<updated>2018-02-05T06:36:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==آیت الله محمد باقر تحریری==&lt;br /&gt;
در کتاب: جلوه‌های لاهوتی شرح زیارت جامعه کبیره جلداول&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باتوجه به روایات گوناگون در این باب، باید دقت کرد که ایشان شئون و جهات وجوديه مختلفی داشته‌اند که به حسب هر شأني، وظیفه‌ای داشته و حکمی جاری است و خود ایشان به مراعات این وظایف آگاه‌ترند، چون وظیفه اساسی ایشان هدایت است.&lt;br /&gt;
اولاً: از بازگو کردن معارف مختلف دین با وجود شرایطش (ظرفیت شنونده و نبودن تقیّه) دریغ نداشتند.&lt;br /&gt;
ثانياً: اگر گاهی لازم بود، به قوانین علمی اشاره‌ای کرده‌اند (اگرچه نوع دستورات استحبابی ایشان در خوردن، نوشیدن، خوابیدن، روابط زناشویی و... از داشتن آثار تجربی و علم ایشان به آن حکایت می‌کند) چنان‌که قرآن کریم گاهی به قوانین علمی از قبيل قانون جاذبه اشاراتی نموده است.&lt;br /&gt;
ثالثاً: ایشان نوعاً می‌خواستند به‌طور عادی زندگی کرده و از علوم غیبی خود استفاده ننمایند و گاهی که مصلحت نبوده آن را از خود نفی می‌نمودند، مانند این که راوی می‌گوید: با گروهی در مجلس امام صادق{{ع}} بودیم که ناگهان آن حضرت به‌صورت غصب‌آلود بیرون آمده و هنگامی که در مکانش مستقر شد فرمود: تعجب از گروهی که گمان می‌کنند ما علم غیب داریم، غیب را جز خداوند عزوجل نمی‌داند، من می‌خواستم به فلان کنیزم ضربه‌ای (برای تأدیب) بزنم، از نزدم فرار کرد و نمی‌دانم در کدام اتاق خانه می‌باشد.&lt;br /&gt;
سدیر گوید: هنگامی که حضرت از آن مجلس به منزل رفتند، من و ابوبصیر و میسّر بر آن حضرت (به داخل) وارد شدیم و به ایشان عرض کردیم: فدایت شویم، شنیدیم که نسبت به کنیزتان چنین مطالبی فرمودید، با این که می‌دانیم شما علم بسیاری دارید، حضرت پس از بیاناتی در برتری کسی که به تمامی کتاب علم دارد از کسی که به بعضی از کتاب علم دارد، فرمود: به خدا سوگند تمامی علم کتاب نزد ما می‌باشد@اصول کافی، ج 1، ص ۲۵۷، روایت ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
لذا در بعضی از روایات فرموده‌اند: امام هر وقت بخواهد (غیب را) بداند می‌داند@همان، ص ۲۵۸، روایت ۱.&amp;amp;، و در بعضی از آنها می‌فرماید، هروقت بخواهد بداند تعلیم داده می‌شود یا خدا تعلیمش می‌دهد@همان، ص ۲۵۸، روایت ۲ و ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
همچنین روایاتی می‌فرماید: لَوْلاَ أَنَّا نَزْدَادُ لأَنْفَدْنَا@همان، ص ۲۵۴، روایت ۱- ۳.&amp;amp;: اگر ما زیاد نشویم حتماً نابود می‌شویم، یا روایاتی که دلالت دارد ایشان شب‌های جمعه علمشان زیاد می‌شود، امام صادق{{ع}} می‌فرماید: هیچ شب جمعه‌ای نیست مگر این‌که برای اولیاء الهی در آن سروری است، راوی گوید: عرض کردم: فدایت شوم، آن سرور چگونه است؟ حضرت فرمود: هنگامی که شب جمعه می‌شود رسول خدا{{صل}} و ائمه{{عم}} عرش را درک می‌کنند و من هم با ایشان همراه هستم، پس جز با علم استفاده شده برنمی‌گردم و اگر این‌طور نبود حتماً آنچه نزد من بود تمام می‌شد@اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵۴، روایت ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
روایاتی نیز دلالت می‌کند که علم، آن چیزی است که در شب و روز حادث می‌شود، در روایتی طولانی ابوبصیر از امام صادق{{ع}} نقل می‌کند: که حضرت اموری را به‌عنوان علم خویش بیان کردند، مانند این‌که رسول خدا{{صل}} به علی{{ع}} هزار باب علم تعلیم فرمود که از هر بابی هزار باب دیگر باز می‌شد، و نیز نزد ایشان جامعه، جفر و مصحف حضرت زهرا{{س}} و علم آنچه بوده و موجود می‌شود تا روز قیامت می‌باشد، لكن فرمودند: اینها علم نیست، علم آن است که شب و روز حادث شده و تدریجاً امور یکی پس از دیگری تا روز قیامت تحقق می‌یابد@همان، ص ۲۳۸، روایت ۱؛ بصائرالدرجات، ص ۱۷۰، روایت ۱، و ص ۱۷۱، روایت ۳ و ۵.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
باتوجه به روایات گوناگون استفاده می‌شود که هریک از ائمه{{عم}} به جهت وجودشان در این عالم دارای مراتبی طولی می‌باشند مثلاً به جهت داشتن روح اعظم، به تمامی حقایق و واقعیات آگاهی دارند و از این آگاهی و احاطه علمی کمتر در امور جزیی استفاده می‌نمایند، لذا هر وقت بخواهند بدانند با آن حقیقت ارتباط گرفته و از آنجا خبر مطابق با واقع می‌دهند و گاهی شب‌های جمعه چنین اتفاق برای آنان رخ می‌دهد و نوعاً این امر در شبانه روز نسبت به وقایع جزئیه واقع می‌شود، شب‌های قدر نیز این چنین است گاهی وقایع سالانه از آن عالم به واسطه ملک و روح به ایشان عرضه می‌شود مانند: دانشمندی که در رشته‌ای تخصص کامل داشته باشد و کلیات آن علم برایش حاصل باشد، و به جهت اشتغال به امور زندگانی از آن علمش غافل است لکن اگر از مسائل آن علم از او سؤال شود یا مسائل جدیدتری پیش آید، با مراجعه به آگاهی‌های قبلی خود، جواب‌ها را استخراج می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص139&lt;br /&gt;
==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
در مقاله: علم امام و عصمت انبیا و اوصیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب علم امام مجموعه مقالات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا از این دسته روایات (روایات افزایش شدن علم ائمه؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال@بحارالأنوار، ج23، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.@ به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکبارگی از حضرت رسول{{صل}} دریافته باشند؟&lt;br /&gt;
علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله{{صل}} به امیرالمؤمنین{{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعةً واحدةً بوده است،@ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا{{صل}} در بیماری پایان عمر گرانمایه‌اش، امیرالمؤمنین{{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: «یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ [بابٍ] أَلفَ بایٍ» بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵؛ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.@ چنان که تعلّم حضرت رسول{{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ».@النحل(۱۶):89.@ و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&lt;br /&gt;
زیرا کلمه «لِكُلِّ شَيْءٍ» یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره «إِقرَأ بِاسم» که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا{{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعةً واحدةً و یکباره در شب 19 یا 21 یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ».@الدخان(۴۴): ۳.@ بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص331&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمد زمان رستمی و طاهره آل‌بویه==&lt;br /&gt;
در کتاب: علم امام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امامان{{عم}} روایت شده که علم ایشان هر روز و هر لحظه افزایش می‌یابد. زراره از امام باقر{{ع}} پرسید: آیا برای شما چیزی از علوم هست که رسول خدا آن را نمی‌دانست؟ امام{{ع}} فرمود: هرگاه علمی به ما دهند اول آن را بر رسول خدا عرضه کنند سپس بر همه امامان تا به ما برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق{{ع}} نیز فرموده‌اند: چیزی از نزد خداوند بیرون نیاید تا آغاز به رسول خدا{{صل}} شود و سپس به امیرمؤمنان و پس از آن به یک یک از ماها به ترتیب برسد تا امام بعدی از ما اعلم از امام قبلی نباشد.@کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۴۹۰-۴۹۱.@&lt;br /&gt;
در این‌جا جای اشکال است که اخبار بسیاری دلالت دارد بر این که پیامبر{{صل}} همه چیز و همه شرایع و احکام را می‌دانست و همه را به امیرالمؤمنین آموخت، او همه را به امام حسن{{ع}} و هم‌چنین هر امامی به امام بعدی آموخته است، پس اگر ایشان همه چیز را می‌دانستند چه چیز می‌ماند که در هر شب و هر روز و هر ساعت برای آنها پدیدار شود. ممکن است از این اعتراض به چند صورت پاسخ گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	علم آن نیست که به شنیدن و کتاب خواندن و حفظ کردن به دست آید، زیرا همه این‌ها تقلیدی است و همانا علم آن است که از طرف خدای سبحان بر قلب افاضه می‌شود و این علم که خدا بی‌واسطه رسولان و فرشتگان افاضه می‌کند، موجب افزایش ایمان و یقین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	خدا به ائمه، تفصیلات علومی را افاضه می‌کند که آن را به طور اجمال و کلی از امام قبلی آموخته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	این افاضات جدید بر اساس بداست و معلومات گذشته آنها بر اثر بدا تجدید می‌شود و تغییر می‌کند.&lt;br /&gt;
-	از فحوای اخبار بسیاری معلوم می‌شود که ائمه{{عم}} در همه مراحل هستی خود، یعنی پیش از آن‌که روحشان به تن حلول کند و پس از حلول در تن و پس از مفارقت از بدن و عروج به عالم قدسی، ترقی بسیاری در معارف ربانی و درجات کمال دارند و همیشه در معارج قرب و کمال و وصال و در سیرند و در بحار انوار معرفت حضرت ذوالجلال شناورند، زیرا مقامات عرفان و حبّ قرب الهی، نهایتی ندارد و از مقام ربوبیت تا درجات عبودیت، منازل بی‌شماری است. این نکته دلالت دارد که هر امامی در آغاز امامت، مقداری از علوم و معارفی که برای رتبه امامت لازم است را از امام قبلی دریافت می‌کند، ولی در همان درجه نمی‌ماند و به واسطه مزید قرب و طاعت، علم بیشتری نصیب او می‌گردد، ازاین‌رو، امامان{{عم}} در هر روز هفتاد بار و یا بیشتر استغفار می‌کردند با این که گناهی نداشتند، زیرا وقتی از درجه‌ای به درجه بالاتر عروج می‌کردند، درجه گذشته و عبادات و طاعات آن را ناچیز می‌شمردند و استغفار می‌نمودند و برای رسیدن به درجه بالاتر به خدا استغاثه می‌نمودند و این خود حدی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	شاید بتوان گفت: علومی که هر روز و هر ساعت پدید می‌شود، به فعالیت بی‌نهایت خدا اشاره دارد و تأثیر این فعالیت در وجود امام وقت که سرپرست عموم عالم امکان و به خصوص عالم انسان است، افزایش درجات علمی و کمالی اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيه شريفه «يُدَبِّرُ الأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ»@سجده، آیه5.@ می‌فرماید: خداوند متعال امور آسمان تا زمین را تدبیر می‌کند و سپس این امور در ظرف یک روز که اندازه آن هزار سال است به او برمی‌گردد. این آیه، بیانگر وسعت تدبیر و فعالیت خدا در عالم امکان است و این‌که می‌فرماید: از فراز آسمان‌ها تا زمین چون این مقدار در گنجایش فهم بشری است و یک روز واحد زمانی کار انسان است و هزار سال برای درک بهتر اندازه فعالیت ذات باری تعالی است و هزار به معنای بی‌نهایت است و این مطابق با قاعده مسلم میان حکمای الهیین است که «لاتکرار فی التجلی» یعنی در ظهور جلوه‌های حق، تکراری وجود ندارد، بلکه هر شب و هر روز و هر آن، جلوه‌ای تازه از خداوند متعال پدید آید، چنان‌که آیه شریفه «بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ»@ق، آیه۱۵.@؛ بلکه ایشان در پوششی از آفرینش تازه‌اند. نیز بر این امر دلالت دارد. این جلوه‌های تازه و تدبیر بی‌پایان خدا در هر شب و روز و هر ساعت، تحقق مسائل تازه‌ای است در عالم هستی که تعلق علمی و دستوری به امام وقت دارد و به عبارت دیگر، به دفتر اداره او تحویل می‌شود، از این نظر است که امام می‌فرماید شگفت این‌جا است که هر روز و هر شب و هر ساعت، علم تازه‌ای در کار است. این علم تازه همان گزارش جدید جلوه‌های خدا یا به تعبیر قرآن مجید تدبیرهای خداست در عالم امکان که به امام وقت می‌رسد و این با اصل کلی تکامل هم مطابق است و همین موضوع سر این است که خاتم انبیا و بلکه ائمه معصومین  از همه انبیای گذشته افضل هستند، ولی در موضوع تفاوت مراتب میان ائمه و نیز تفاوت مرتبه پیغمبر و ائمه باید گفت: «کلهم من نور واحد».@همان، ص434.@&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص153الی156&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پژوهشگران [http://www.welayatnet.com/fa/news/53331 مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات]&#039;&#039;&#039;، در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:&lt;br /&gt;
::::::«به تصریح برخی روایات، علم امام همواره در حال افزایش است، به عنوان مثال در روایتی از ابوبصیر آمده است که پس از پرسش او در خصوص علم امام و پاسخ‌های متوالی ایشان مبنی بر ذکر مصادیق و منابع علوم [[ائمه|ائمه]] {{عم}} و اشاره حضرت به اینکه [[علم|علم]] ما محدود به این ها نیست، ابوبصیر می پرسد : پس علم شما چیست؟ که حضرت پاسخ می دهد : علمی است که شبانه روز تا روز قیامت در حال افزایش است.»&amp;lt;ref&amp;gt; شیخ کلینی، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.welayatnet.com/fa/news/52755 نرم افزار مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات، وبگاه رهروان ولایت]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محسن غرویان و محمد حسین میر باقری==&lt;br /&gt;
در کتاب : بحثی مبسوط در آموزش عقاید&lt;br /&gt;
روایات متعددی نیز در این زمینه وارد شده است که علم ائمه به منبعی اتصال دارد که هموتره در حال تزاید است.&lt;br /&gt;
امام باقر میفرماید : اگر علم ما افزایش نمیافت هرآینه آگاهی ما محدود میشد راوی سوال کرد: آیا بر علم شما چیزهایی که رسول خدا نمیدانستند نیز اضافه میشود؟ حضرت فرمودند اگر چنین باشد ابتدا به رسول خدا عرضه میشود و پس از آن به هریک از ائمه تا به دست ما برسد. (کافی جلد 1 ص 255)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق فرمودند اگر علوم ما در شب و روز افزایش نمیافت حتما آگاهی و دانش ما محدود و تمام میشد.(بصائر الدرجات جزء هشتم  ص395)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص339&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمد جواد فاضل==&lt;br /&gt;
همگرایی قیام امام حسین با علم حضرت به شهادت خود و یارانش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه دائماً در حال ازدیاد علم هستند و بالاتر عرض کنم که ازدیاد علم ائمه و حتی علم نبی منحصر به دنیا هم نیست. حتي در عالم آخرت مقام ازدیاد علم برای آنها محفوظ است، اگر کسي این مطلب را در متون روایات بررسي کند به خوبی آن را مي‌يابد. گاهی اوقات اشکال مي‌کنند اين چه علمی است که برای ائمه خود درست می‌کنید و مي‌گوييد روز به روز علم‌شان بیشتر می‌شود، آيا علم پیامبر که اعظم خلق خداست از اینها کمتر است؟ پاسخ اين است که در روایات وارد شده هر علمی که در لیله‌ی جمعه به ائمه معصومین إفاضه می‌شود قبل از آن به پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و امام‌های ديگر و لو از دنیا رفته باشند اعطا می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضی از بزرگان تصریح نموده‌اند وقتی امام(علیه السلام) به دنیا می‌آید یک قوه‌ی قدسیه‌ی نوریه در او قرار داده می‌شود که منبع علم ايشان هم هست. قطع نظر از این روایات که مي‌فرمايد ائمه(علیهم السلام) از حين ولادت دارای یک قوه‌ی الهیه هستند و آيه مبارکه تطهير که مقام عصمت آنها را از حين ولادت و در تمام زمان حياتشان استفاده مي‌کنيم «إِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[42] در مسئله‌ی علم، این گروه از روایات تصريح مي‌نمايد علم آنها روز به روز و هفته به هفته و ماه به ماه افزایش پیدا می‌کند، البته این افزايش علم منافات با اصل آن قوه ندارد و نمي‌توان از روايات دال بر وجود قوه قدسيّه استفاده کرد از هنگام ولادت تمام علوم يک‌جا و دفعةً در اختیار آنها قرار داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://fazellankarani.com/persian/news/9482/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
در پایان نامه علم غیب در روایات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نقد و تحليل احاديثي كه  دلالت بر فزوني علم ائمه ع  بر انبياء دارد&lt;br /&gt;
اين روايات  دو دسته اند دسته ي اول رواياتي اند كه دلالت دارد افزايش و فزوني علمي در ائمه (ع) هست و در انبياء نيست كه به دو نمونه از آن اشاره مي كنم.&lt;br /&gt;
روايت اول را ثمالي از امام زين العابدين نقل مي كند و مي گويد از علي ابن الحسين ع پرسيدم آيا ائمه آنچه را كه پنهان است مي داند حضرت در پاسخ مي فرمايد: به خدا سوگند آنچه را كه پيامبران و رسولان مي دانند ائمه نيز ميدانند، سپس فرمود بيشتر برايت بگويم به ما افزوده مي شود آنچه را كه بر انبياء افزوده نمي شد.1&lt;br /&gt;
در حديثي ديگر باز هم ثمالي از امام زين العابدين نقل مي كند كه به حضرت گفتم فدايت شوم آيا همه آنچه كه نزد پيامبر خدا بود به اميرالمومنين و سپس به امام حسن و امام حسين و بعد از او به هر امامي تا روز قيامت داد؟ حضرت فرمود بلي همراه با افزايش كه در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ ميدهد.2&lt;br /&gt;
دسته دوم رواياتي اند كه علم ائمه ع را ماخوذ از پيامبر مي دانند و آنان را در واقع دانش آموخته گان پيامبر معرفي مي دارد كه روايت ديلمي از امام صادق ع و روايت زراره از امام باقر ع  و همچنين رواياتي كه در بخش افزايش علم ائمه ع ذكر شد و رواياتي كه ائمه را وارثان پيامبر  در علم معرفي مي كنند از اين دسته اند ، اين  روايات تصريح دارد كه ابتدا پيامبر از چيزي آگاه مي شود سپس ائمه ع؛ و در روايتي كه امام علي ع را افضل بر انبياء مي داند مراد انبياء ديگرغير از پيامبر اسلام است وهم چنين در روايت امام صادق ع در مورد موسي و خضر همه و همه نشانگر برتري علمي امام بر ساير انبياء است نه پيامبر اسلام و اين مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافي نيست.&lt;br /&gt;
اما آنچه دقت و تامل بيشتر را مي طلبد اعتقاد به فزوني علم ائمه برانبياء سلف و پيامبر خاتم ص است بنا براين اگر احاديث دسته اول را چنين تفسير نمائيم که مراد از انبياء در آنها پيامبران گذشته و غير از رسول اكرم ص است چنين چيزي با ظاهر احاديث مطابقت ندارد اگر چه مي تواند تفسير مورد قبول و پذيرش باشد.&lt;br /&gt;
اما تفسير ديگر اين مي تواند باشد كه بگوييم اين احاديث شامل پيامبر خاتم ص نيز مي شود و در اين صورت بايد گفت  كه بلي پيامبر اسلام ص تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه ع داده است كه روايات فراواني هم اين مطلب را بيان ميدارد، اما موارد افزايش شامل اتفاقات و حوادث جزئي خاص زمان هر امام مي شود كه در زمان حضرت رسول ص اتفاق نيافتاده است، و ائمه ع از طريق سماع و الهام از آنها مطلع مي شوند و نه تنها عدم آگاهي بر اين موارد باعث كسر شان و تنزل مقام پيامبر ص نمي شود بلكه لزومي هم ندارد پيامبر براين موارد آگاهي داشته باشد. &lt;br /&gt;
به نظر مي رسد راه حل بهتر آن است كه بگوييم هميشه روايات عام با روايات خاص تخصيص مي خورد ، به اين معنا كه از رواياتي كه مي فرمايد ما وارث علم پيامبر خاتم ص هستيم و اول او مطلع مي شود سپس ما ، به روشني فهميده مي شود كه در ساير روايات هم مراد پيامبر اسلام نيست بلكه ساير پيامبران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 75 و 76&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78428</id>
		<title>بحث:آیا علم معصوم قابلیت افزایش دارد؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=78428"/>
		<updated>2018-02-05T06:34:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: /* پژوهشگران مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==آیت الله محمد باقر تحریری==&lt;br /&gt;
در کتاب: جلوه‌های لاهوتی شرح زیارت جامعه کبیره جلداول&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باتوجه به روایات گوناگون در این باب، باید دقت کرد که ایشان شئون و جهات وجوديه مختلفی داشته‌اند که به حسب هر شأني، وظیفه‌ای داشته و حکمی جاری است و خود ایشان به مراعات این وظایف آگاه‌ترند، چون وظیفه اساسی ایشان هدایت است.&lt;br /&gt;
اولاً: از بازگو کردن معارف مختلف دین با وجود شرایطش (ظرفیت شنونده و نبودن تقیّه) دریغ نداشتند.&lt;br /&gt;
ثانياً: اگر گاهی لازم بود، به قوانین علمی اشاره‌ای کرده‌اند (اگرچه نوع دستورات استحبابی ایشان در خوردن، نوشیدن، خوابیدن، روابط زناشویی و... از داشتن آثار تجربی و علم ایشان به آن حکایت می‌کند) چنان‌که قرآن کریم گاهی به قوانین علمی از قبيل قانون جاذبه اشاراتی نموده است.&lt;br /&gt;
ثالثاً: ایشان نوعاً می‌خواستند به‌طور عادی زندگی کرده و از علوم غیبی خود استفاده ننمایند و گاهی که مصلحت نبوده آن را از خود نفی می‌نمودند، مانند این که راوی می‌گوید: با گروهی در مجلس امام صادق{{ع}} بودیم که ناگهان آن حضرت به‌صورت غصب‌آلود بیرون آمده و هنگامی که در مکانش مستقر شد فرمود: تعجب از گروهی که گمان می‌کنند ما علم غیب داریم، غیب را جز خداوند عزوجل نمی‌داند، من می‌خواستم به فلان کنیزم ضربه‌ای (برای تأدیب) بزنم، از نزدم فرار کرد و نمی‌دانم در کدام اتاق خانه می‌باشد.&lt;br /&gt;
سدیر گوید: هنگامی که حضرت از آن مجلس به منزل رفتند، من و ابوبصیر و میسّر بر آن حضرت (به داخل) وارد شدیم و به ایشان عرض کردیم: فدایت شویم، شنیدیم که نسبت به کنیزتان چنین مطالبی فرمودید، با این که می‌دانیم شما علم بسیاری دارید، حضرت پس از بیاناتی در برتری کسی که به تمامی کتاب علم دارد از کسی که به بعضی از کتاب علم دارد، فرمود: به خدا سوگند تمامی علم کتاب نزد ما می‌باشد@اصول کافی، ج 1، ص ۲۵۷، روایت ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
لذا در بعضی از روایات فرموده‌اند: امام هر وقت بخواهد (غیب را) بداند می‌داند@همان، ص ۲۵۸، روایت ۱.&amp;amp;، و در بعضی از آنها می‌فرماید، هروقت بخواهد بداند تعلیم داده می‌شود یا خدا تعلیمش می‌دهد@همان، ص ۲۵۸، روایت ۲ و ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
همچنین روایاتی می‌فرماید: لَوْلاَ أَنَّا نَزْدَادُ لأَنْفَدْنَا@همان، ص ۲۵۴، روایت ۱- ۳.&amp;amp;: اگر ما زیاد نشویم حتماً نابود می‌شویم، یا روایاتی که دلالت دارد ایشان شب‌های جمعه علمشان زیاد می‌شود، امام صادق{{ع}} می‌فرماید: هیچ شب جمعه‌ای نیست مگر این‌که برای اولیاء الهی در آن سروری است، راوی گوید: عرض کردم: فدایت شوم، آن سرور چگونه است؟ حضرت فرمود: هنگامی که شب جمعه می‌شود رسول خدا{{صل}} و ائمه{{عم}} عرش را درک می‌کنند و من هم با ایشان همراه هستم، پس جز با علم استفاده شده برنمی‌گردم و اگر این‌طور نبود حتماً آنچه نزد من بود تمام می‌شد@اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵۴، روایت ۳.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
روایاتی نیز دلالت می‌کند که علم، آن چیزی است که در شب و روز حادث می‌شود، در روایتی طولانی ابوبصیر از امام صادق{{ع}} نقل می‌کند: که حضرت اموری را به‌عنوان علم خویش بیان کردند، مانند این‌که رسول خدا{{صل}} به علی{{ع}} هزار باب علم تعلیم فرمود که از هر بابی هزار باب دیگر باز می‌شد، و نیز نزد ایشان جامعه، جفر و مصحف حضرت زهرا{{س}} و علم آنچه بوده و موجود می‌شود تا روز قیامت می‌باشد، لكن فرمودند: اینها علم نیست، علم آن است که شب و روز حادث شده و تدریجاً امور یکی پس از دیگری تا روز قیامت تحقق می‌یابد@همان، ص ۲۳۸، روایت ۱؛ بصائرالدرجات، ص ۱۷۰، روایت ۱، و ص ۱۷۱، روایت ۳ و ۵.&amp;amp;.&lt;br /&gt;
باتوجه به روایات گوناگون استفاده می‌شود که هریک از ائمه{{عم}} به جهت وجودشان در این عالم دارای مراتبی طولی می‌باشند مثلاً به جهت داشتن روح اعظم، به تمامی حقایق و واقعیات آگاهی دارند و از این آگاهی و احاطه علمی کمتر در امور جزیی استفاده می‌نمایند، لذا هر وقت بخواهند بدانند با آن حقیقت ارتباط گرفته و از آنجا خبر مطابق با واقع می‌دهند و گاهی شب‌های جمعه چنین اتفاق برای آنان رخ می‌دهد و نوعاً این امر در شبانه روز نسبت به وقایع جزئیه واقع می‌شود، شب‌های قدر نیز این چنین است گاهی وقایع سالانه از آن عالم به واسطه ملک و روح به ایشان عرضه می‌شود مانند: دانشمندی که در رشته‌ای تخصص کامل داشته باشد و کلیات آن علم برایش حاصل باشد، و به جهت اشتغال به امور زندگانی از آن علمش غافل است لکن اگر از مسائل آن علم از او سؤال شود یا مسائل جدیدتری پیش آید، با مراجعه به آگاهی‌های قبلی خود، جواب‌ها را استخراج می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص139&lt;br /&gt;
==محمد بیابانی اسکویی==&lt;br /&gt;
در کتاب: امامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت : هيچ شك و شبهه‌اى در ازدياد علم پيامبر 6 و امام عليه السلام وجود ندارد. خداوند متعال به پيامبر 6 مى‌فرمايد: &lt;br /&gt;
(وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَـيْکَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(طه / 114)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پيش از آن‌كه وحى قرآن به سوى تو حكم شود تعجيل به آن نكن و بگو پروردگار را بر علمم بيافزاى.&lt;br /&gt;
و در سوره قدر آمده است كه فرشتگان و روح در شب قدر براى هر امرى فرود مى‌آيند: &lt;br /&gt;
(تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِـيها بِـإِذنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمَرٍْ).(قدر / 4)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
بيشتر مسلمانان معتقدند كه شب قدر هر سال تكرار مى‌شود و اختصاص به زمان پيامبر 6 نداشته است. و در روايات اهل بيت : به صراحت بيان شده است كه شب قدر اكنون نيز هست و با رحلت پيامبر 6 از ميان نرفته است.(. ر. ك: كنز الدقائق 14/ 366 و 367.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز مسلّم است كه «قدر» ناميده شدن اين شب به اين دليل است كه خداوند متعال در اين شب از سال همه امور خلايق را تا شب قدر ديگر مورد تقدير و اندازه‌گيرى قرار داده و به وسيله فرشتگان و روح به زمين فرو مى‌فرستد. و «من كل امر» در آيه شريفه مربوط به حوادث همين سال است.&lt;br /&gt;
مناسبت شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح و آوردن تقديرات يك سال بر زمين، اقتضا مى‌كند كه فرشتگان اين امور را به محلى خاص براى كارهاى خاص فرود آورند. از ميان انسان‌ها كسى جز أئمّه اهل بيت: بعد از پيامبر 6 مدعى فرود فرشتگان و روح در شب قدر براى خويش نيست. و تنها آنان هستند كه در روايات متعدّد از اين موضوع خبر داده‌اند. امام صادق 7 در تفسير آيه مذكور مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
أي مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ عَلَى محمّد وَ آلِ محمّد بِكُلِّ أَمْرٍ سَلَامٍ.(. تأويل الآيات الظاهرة/ 793؛ بحار الانوار 25/ 70.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يعنى از سوى پروردگارشان بر محمّد وآل محمّد براى هر امرِسلام فرود مى‌آيند.&lt;br /&gt;
امام سجّاد 7 در دعاى دخول ماه رمضان، نزول فرشتگان و روح را بر آنان كه خدا خواسته است با امورى كه مورد قضاى الهى قرار گرفته، بيان كرده، مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ...  عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِه.(. صحيفه سجاديه دعا و دخول شهر رمضان؛ اقبال الاعمال / 42.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان وروح در آن شب به اذن پروردگارشان از جهت همه امور فرود مى‌آيند... بر آن بندگانى كه مورد مشيّت خدا هستند از براى آن قضاى الهى كه حكم كرده است.&lt;br /&gt;
و امام باقر 7 مى‌فرمايد :&lt;br /&gt;
إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُوْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا.(كافى 1/ 248؛ بحارالانوار 25/ 79)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در شب قدر به ولىِّ امر سال به سال تفسير امور نازل مى‌شود. در آن شب درباره خودش به امورى امر مى‌شود و درباره مردم هم به امورى ديگر.&lt;br /&gt;
پس در شب قدر دستورهاى لازم براى امام 7 تا يك سال در مورد خود امام و ديگران آورده مى‌شود.&lt;br /&gt;
بدين ترتيب روشن مى‌شود كه علم امام 7 بلكه علم پيامبر 7 هم در شب‌هاى قدر افزوده مى‌شود. زيرا روشن است اگر چه پيامبر 6 و امام 7 از همه حوادث و وقايع تا قيامت به صورت اجمالى اطلاع دارند، ولى در شب قدر همه آن حوادثى كه در طول سال تا شب قدر ديگر قبلاً ثبت شده بود دوباره تجديد نظر شده و تقدير مى‌گردد و مورد امضاى خداوند سبحانه واقع شده به پيامبر يا امام ابلاغ مى‌شود.&lt;br /&gt;
از اين امر استفاده مى‌شود كه علم و آگاهى پيامبر 6 و امام 7 پيش از شب قدر نسبت به حوادث آينده به صورت روشن و حتمى نبوده است يا حداقل حتمى بودن تعدادى از آن امور روشن و مسلّم نبوده است. ممكن است تغييراتى هم به صورت تقديم و تأخير و يا امر جديدى كه قبلاً اثرى از آن به صورت تفصيلى نبود در مقدّرات شب قدر وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
پس با توجّه به اين بيان، پيدايش نوعى علم براى امام در شب قدر امكان دارد. و به نظر مى‌رسد به همين جهت است كه ائمّه : در روايات متعددى تأكيد كرده‌اند كه اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت و اقع مى‌شود برايتان خبر مى‌دادم: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. &lt;br /&gt;
فَقُلْتُ: أَيَّةُ آيَةٍ؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ: (يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ)( تفسير عياشى 2/215 و توحيد صدوق / 305؛ بحارالانوار 4/ 118)    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر آيه‌اى در كتاب خدا نبود از آنچه تا قيامت خواهد شد خبر مى‌دادم.&lt;br /&gt;
پس گفتم :كدام آيه؟ &lt;br /&gt;
فرمود: سخن خدا كه مى‌فرمايد: «خدا آن را كه مى‌خواهد محو مى‌كند و اثبات مى‌كند و نزد اوست ام الكتاب.&lt;br /&gt;
و آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» (فاطر / 1)  هم بر اين مطلب تأكيد مى‌كند. زيرا زيادى وقتى &lt;br /&gt;
معنا پيدا مى‌كند كه از قبل تقديرى صورت گرفته باشد.&lt;br /&gt;
اين امر اختصاص به تقديرات پيشين ندارد بلكه در امورى كه در شب قدر هم مورد تقدير قرار مى‌گيرد جارى است. زيرا آيه «يَزِيدُ فِي آلخَلْقِ ما يَشاءُ» اطلاق دارد. و ممكن است اضافه شدن چيزى در آن واحد صورت پذيرد. علاوه بر اين رواياتى داريم كه علم امام هر شب جمعه افزوده مى‌شود. بلكه روايات ديگرى هم وجود دارد كه امامان اهل بيت : هر لحظه ممكن است بر علومشان افزوده شود. امام صادق7 مى‌فرمايد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ 6 الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ  : وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي.( كافى 1/254)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب جمعه رسول خدا 6 و امامان : و من هم با آن‌ها، با عرش الهى برخورد مى‌كنيم. و من بر نمى‌گردم مگر با علمى كه تازه استفاده كرده‌ام. واگر چنين نباشد، آنچه نزد ماست تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
اين روايت به صراحت دلالت دارد كه اگر به علوم اهل بيت: افزوده نشود علم آن‌ها تمام مى‌شود. زراره مى‌گويد: امام باقر7 فرمود: &lt;br /&gt;
لَوْ لَا أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا. &lt;br /&gt;
قَالَ: قُلْتُ تَزْدَادُونَ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ رَسُولُ اللَّهِ  6؟ &lt;br /&gt;
قَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ  6 ثُمَّ عَلَى الْأَئِمَّةِ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَيْنَا.(. كافى 1/255؛ بحارالانوار 17/ 136.)  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به علم ما افزوده نشود علم ما تمام مى‌گردد.&lt;br /&gt;
زراره گفت: عرض كردم: آيا به شما علمـى داده مى‌شود كه رسول خدا6 آن را نمى‌داند؟&lt;br /&gt;
فرمـود: آگاه باش؛ همانا وقتى علمى به ما داده مـى‌شود، ابتدا به رسول خدا 6 عرضه مى‌شود و بعد به امامان : و سپس كار به ما منتهى مى‌شود.&lt;br /&gt;
در اين روايت علاوه بر زياد شدن علم امام 7 نكته ديگرى نيز عنوان شده است كه افزوده شدن علوم اهل بيت: به گونه‌اى است كه وقتى مطلبى به امام حاضر القا و الهام مى‌شود به أئمّه پيشين و پيامبر 6 هم رسيده است.&lt;br /&gt;
و نيز رواياتى در باب محدّث بودن امام رسيده است.   و روايات ديگرى نيز &lt;br /&gt;
وجود دارد كه افضل علم امام 7 آن است كه به صورت الهام و القا در قلب و يا با رسيدن صداى فرشته به گوش امام، برايش پديد مى‌آيد. اين دو گروه از روايات هم به اين امر تأكيد مى‌كند كه علوم اهل بيت : دائمآ در فزونى است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==علامه طباطبایی==&lt;br /&gt;
در مقاله: علم امام و عصمت انبیا و اوصیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب علم امام مجموعه مقالات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا از این دسته روایات (روایات افزایش شدن علم ائمه؛ در شب‌های جمعه، و روایات عرض اعمال@بحارالأنوار، ج23، ص۳۳۳، روایات باب ۲۰.@ به دست نمی‌آید که علوم آنان تدریجی است، نه اینکه دفعی باشد و به یکبارگی از حضرت رسول{{صل}} دریافته باشند؟&lt;br /&gt;
علوم آنان دفعی است، گرچه معلوم تدریجی باشد، پس علم به معلومِ تدریجی دارند، نه اینکه خود علم هم تدریجی باشد. تعلیم رسول الله{{صل}} به امیرالمؤمنین{{ع}} مثل تعلیم رایج در میان ما تدریجی نبوده، بلکه دفعةً واحدةً بوده است،@ملاحظه شود روایاتی که می‌فرماید: رسول خدا{{صل}} در بیماری پایان عمر گرانمایه‌اش، امیرالمؤمنین{{ع}} را فرا خواند و در مدت کوتاه هزار حدیث، و یا هزار دَر از دانش را به آن بزرگوار آموخت که هر کدام از آن، هزار دَر را می‌گشاید: «یَفتَحُ کُلُّ حدیثٍ [بابٍ] أَلفَ بایٍ» بصائر الدرجات، ص۳۱۳-۳۱۵؛ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۶۱، روایت ۹.@ چنان که تعلّم حضرت رسول{{صل}} نیز دفعی بوده است. خداوند متعال می‌فرماید: «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ».@النحل(۱۶):89.@ و ما کتاب را بر تو نازل نمودیم، تا بیانگر تمام اشیا باشد.&lt;br /&gt;
زیرا کلمه «لِكُلِّ شَيْءٍ» یعنی همه چیز، با تدریج سازگار نیست. و به طور کلی باید توجه داشت که روز مبعث، روز رسالت است و از سوره «إِقرَأ بِاسم» که سیاق آیاتش بیانگر آن است که نخستین سوره‌ای است که بر رسول خدا{{صل}} نازل شده، نیز بر می‌آید که نبوت قبل از رسالت بوده است، و از آیات دیگر استفاده می‌شود که قرآن دفعةً واحدةً و یکباره در شب 19 یا 21 یا ۲۳ ماه رمضان همان سال نازل گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ».@الدخان(۴۴): ۳.@ بی‌گمان ما قرآن را در شب خجسته‌ای فرو فرستادیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص331&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمد زمان رستمی و طاهره آل‌بویه==&lt;br /&gt;
در کتاب: علم امام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امامان{{عم}} روایت شده که علم ایشان هر روز و هر لحظه افزایش می‌یابد. زراره از امام باقر{{ع}} پرسید: آیا برای شما چیزی از علوم هست که رسول خدا آن را نمی‌دانست؟ امام{{ع}} فرمود: هرگاه علمی به ما دهند اول آن را بر رسول خدا عرضه کنند سپس بر همه امامان تا به ما برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق{{ع}} نیز فرموده‌اند: چیزی از نزد خداوند بیرون نیاید تا آغاز به رسول خدا{{صل}} شود و سپس به امیرمؤمنان و پس از آن به یک یک از ماها به ترتیب برسد تا امام بعدی از ما اعلم از امام قبلی نباشد.@کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۴۹۰-۴۹۱.@&lt;br /&gt;
در این‌جا جای اشکال است که اخبار بسیاری دلالت دارد بر این که پیامبر{{صل}} همه چیز و همه شرایع و احکام را می‌دانست و همه را به امیرالمؤمنین آموخت، او همه را به امام حسن{{ع}} و هم‌چنین هر امامی به امام بعدی آموخته است، پس اگر ایشان همه چیز را می‌دانستند چه چیز می‌ماند که در هر شب و هر روز و هر ساعت برای آنها پدیدار شود. ممکن است از این اعتراض به چند صورت پاسخ گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	علم آن نیست که به شنیدن و کتاب خواندن و حفظ کردن به دست آید، زیرا همه این‌ها تقلیدی است و همانا علم آن است که از طرف خدای سبحان بر قلب افاضه می‌شود و این علم که خدا بی‌واسطه رسولان و فرشتگان افاضه می‌کند، موجب افزایش ایمان و یقین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	خدا به ائمه، تفصیلات علومی را افاضه می‌کند که آن را به طور اجمال و کلی از امام قبلی آموخته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	این افاضات جدید بر اساس بداست و معلومات گذشته آنها بر اثر بدا تجدید می‌شود و تغییر می‌کند.&lt;br /&gt;
-	از فحوای اخبار بسیاری معلوم می‌شود که ائمه{{عم}} در همه مراحل هستی خود، یعنی پیش از آن‌که روحشان به تن حلول کند و پس از حلول در تن و پس از مفارقت از بدن و عروج به عالم قدسی، ترقی بسیاری در معارف ربانی و درجات کمال دارند و همیشه در معارج قرب و کمال و وصال و در سیرند و در بحار انوار معرفت حضرت ذوالجلال شناورند، زیرا مقامات عرفان و حبّ قرب الهی، نهایتی ندارد و از مقام ربوبیت تا درجات عبودیت، منازل بی‌شماری است. این نکته دلالت دارد که هر امامی در آغاز امامت، مقداری از علوم و معارفی که برای رتبه امامت لازم است را از امام قبلی دریافت می‌کند، ولی در همان درجه نمی‌ماند و به واسطه مزید قرب و طاعت، علم بیشتری نصیب او می‌گردد، ازاین‌رو، امامان{{عم}} در هر روز هفتاد بار و یا بیشتر استغفار می‌کردند با این که گناهی نداشتند، زیرا وقتی از درجه‌ای به درجه بالاتر عروج می‌کردند، درجه گذشته و عبادات و طاعات آن را ناچیز می‌شمردند و استغفار می‌نمودند و برای رسیدن به درجه بالاتر به خدا استغاثه می‌نمودند و این خود حدی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-	شاید بتوان گفت: علومی که هر روز و هر ساعت پدید می‌شود، به فعالیت بی‌نهایت خدا اشاره دارد و تأثیر این فعالیت در وجود امام وقت که سرپرست عموم عالم امکان و به خصوص عالم انسان است، افزایش درجات علمی و کمالی اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آيه شريفه «يُدَبِّرُ الأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ»@سجده، آیه5.@ می‌فرماید: خداوند متعال امور آسمان تا زمین را تدبیر می‌کند و سپس این امور در ظرف یک روز که اندازه آن هزار سال است به او برمی‌گردد. این آیه، بیانگر وسعت تدبیر و فعالیت خدا در عالم امکان است و این‌که می‌فرماید: از فراز آسمان‌ها تا زمین چون این مقدار در گنجایش فهم بشری است و یک روز واحد زمانی کار انسان است و هزار سال برای درک بهتر اندازه فعالیت ذات باری تعالی است و هزار به معنای بی‌نهایت است و این مطابق با قاعده مسلم میان حکمای الهیین است که «لاتکرار فی التجلی» یعنی در ظهور جلوه‌های حق، تکراری وجود ندارد، بلکه هر شب و هر روز و هر آن، جلوه‌ای تازه از خداوند متعال پدید آید، چنان‌که آیه شریفه «بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ»@ق، آیه۱۵.@؛ بلکه ایشان در پوششی از آفرینش تازه‌اند. نیز بر این امر دلالت دارد. این جلوه‌های تازه و تدبیر بی‌پایان خدا در هر شب و روز و هر ساعت، تحقق مسائل تازه‌ای است در عالم هستی که تعلق علمی و دستوری به امام وقت دارد و به عبارت دیگر، به دفتر اداره او تحویل می‌شود، از این نظر است که امام می‌فرماید شگفت این‌جا است که هر روز و هر شب و هر ساعت، علم تازه‌ای در کار است. این علم تازه همان گزارش جدید جلوه‌های خدا یا به تعبیر قرآن مجید تدبیرهای خداست در عالم امکان که به امام وقت می‌رسد و این با اصل کلی تکامل هم مطابق است و همین موضوع سر این است که خاتم انبیا و بلکه ائمه معصومین  از همه انبیای گذشته افضل هستند، ولی در موضوع تفاوت مراتب میان ائمه و نیز تفاوت مرتبه پیغمبر و ائمه باید گفت: «کلهم من نور واحد».@همان، ص434.@&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص153الی156&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پژوهشگران [http://www.welayatnet.com/fa/news/53331 مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات]&#039;&#039;&#039;، در پاسخ به این پرسش آورده‌اند:&lt;br /&gt;
::::::«به تصریح برخی روایات، علم امام همواره در حال افزایش است، به عنوان مثال در روایتی از ابوبصیر آمده است که پس از پرسش او در خصوص علم امام و پاسخ‌های متوالی ایشان مبنی بر ذکر مصادیق و منابع علوم [[ائمه|ائمه]] {{عم}} و اشاره حضرت به اینکه [[علم|علم]] ما محدود به این ها نیست، ابوبصیر می پرسد: پس علم شما چیست؟ که حضرت پاسخ می دهد:علمی است که شبانه روز تا روز قیامت در حال افزایش است.»&amp;lt;ref&amp;gt; شیخ کلینی، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.welayatnet.com/fa/news/52755 نرم افزار مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات، وبگاه رهروان ولایت]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محسن غرویان و محمد حسین میر باقری==&lt;br /&gt;
در کتاب : بحثی مبسوط در آموزش عقاید&lt;br /&gt;
روایات متعددی نیز در این زمینه وارد شده است که علم ائمه به منبعی اتصال دارد که هموتره در حال تزاید است.&lt;br /&gt;
امام باقر میفرماید : اگر علم ما افزایش نمیافت هرآینه آگاهی ما محدود میشد راوی سوال کرد: آیا بر علم شما چیزهایی که رسول خدا نمیدانستند نیز اضافه میشود؟ حضرت فرمودند اگر چنین باشد ابتدا به رسول خدا عرضه میشود و پس از آن به هریک از ائمه تا به دست ما برسد. (کافی جلد 1 ص 255)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق فرمودند اگر علوم ما در شب و روز افزایش نمیافت حتما آگاهی و دانش ما محدود و تمام میشد.(بصائر الدرجات جزء هشتم  ص395)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ص339&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==محمد جواد فاضل==&lt;br /&gt;
همگرایی قیام امام حسین با علم حضرت به شهادت خود و یارانش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه دائماً در حال ازدیاد علم هستند و بالاتر عرض کنم که ازدیاد علم ائمه و حتی علم نبی منحصر به دنیا هم نیست. حتي در عالم آخرت مقام ازدیاد علم برای آنها محفوظ است، اگر کسي این مطلب را در متون روایات بررسي کند به خوبی آن را مي‌يابد. گاهی اوقات اشکال مي‌کنند اين چه علمی است که برای ائمه خود درست می‌کنید و مي‌گوييد روز به روز علم‌شان بیشتر می‌شود، آيا علم پیامبر که اعظم خلق خداست از اینها کمتر است؟ پاسخ اين است که در روایات وارد شده هر علمی که در لیله‌ی جمعه به ائمه معصومین إفاضه می‌شود قبل از آن به پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و امام‌های ديگر و لو از دنیا رفته باشند اعطا می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضی از بزرگان تصریح نموده‌اند وقتی امام(علیه السلام) به دنیا می‌آید یک قوه‌ی قدسیه‌ی نوریه در او قرار داده می‌شود که منبع علم ايشان هم هست. قطع نظر از این روایات که مي‌فرمايد ائمه(علیهم السلام) از حين ولادت دارای یک قوه‌ی الهیه هستند و آيه مبارکه تطهير که مقام عصمت آنها را از حين ولادت و در تمام زمان حياتشان استفاده مي‌کنيم «إِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[42] در مسئله‌ی علم، این گروه از روایات تصريح مي‌نمايد علم آنها روز به روز و هفته به هفته و ماه به ماه افزایش پیدا می‌کند، البته این افزايش علم منافات با اصل آن قوه ندارد و نمي‌توان از روايات دال بر وجود قوه قدسيّه استفاده کرد از هنگام ولادت تمام علوم يک‌جا و دفعةً در اختیار آنها قرار داده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://fazellankarani.com/persian/news/9482/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعلا در بحث بماند==&lt;br /&gt;
در پایان نامه علم غیب در روایات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نقد و تحليل احاديثي كه  دلالت بر فزوني علم ائمه ع  بر انبياء دارد&lt;br /&gt;
اين روايات  دو دسته اند دسته ي اول رواياتي اند كه دلالت دارد افزايش و فزوني علمي در ائمه (ع) هست و در انبياء نيست كه به دو نمونه از آن اشاره مي كنم.&lt;br /&gt;
روايت اول را ثمالي از امام زين العابدين نقل مي كند و مي گويد از علي ابن الحسين ع پرسيدم آيا ائمه آنچه را كه پنهان است مي داند حضرت در پاسخ مي فرمايد: به خدا سوگند آنچه را كه پيامبران و رسولان مي دانند ائمه نيز ميدانند، سپس فرمود بيشتر برايت بگويم به ما افزوده مي شود آنچه را كه بر انبياء افزوده نمي شد.1&lt;br /&gt;
در حديثي ديگر باز هم ثمالي از امام زين العابدين نقل مي كند كه به حضرت گفتم فدايت شوم آيا همه آنچه كه نزد پيامبر خدا بود به اميرالمومنين و سپس به امام حسن و امام حسين و بعد از او به هر امامي تا روز قيامت داد؟ حضرت فرمود بلي همراه با افزايش كه در هر سال و در هر ماه و به خدا سوگند در هر ساعت رخ ميدهد.2&lt;br /&gt;
دسته دوم رواياتي اند كه علم ائمه ع را ماخوذ از پيامبر مي دانند و آنان را در واقع دانش آموخته گان پيامبر معرفي مي دارد كه روايت ديلمي از امام صادق ع و روايت زراره از امام باقر ع  و همچنين رواياتي كه در بخش افزايش علم ائمه ع ذكر شد و رواياتي كه ائمه را وارثان پيامبر  در علم معرفي مي كنند از اين دسته اند ، اين  روايات تصريح دارد كه ابتدا پيامبر از چيزي آگاه مي شود سپس ائمه ع؛ و در روايتي كه امام علي ع را افضل بر انبياء مي داند مراد انبياء ديگرغير از پيامبر اسلام است وهم چنين در روايت امام صادق ع در مورد موسي و خضر همه و همه نشانگر برتري علمي امام بر ساير انبياء است نه پيامبر اسلام و اين مسئله مورد اتفاق همه است و در آن اختلافي نيست.&lt;br /&gt;
اما آنچه دقت و تامل بيشتر را مي طلبد اعتقاد به فزوني علم ائمه برانبياء سلف و پيامبر خاتم ص است بنا براين اگر احاديث دسته اول را چنين تفسير نمائيم که مراد از انبياء در آنها پيامبران گذشته و غير از رسول اكرم ص است چنين چيزي با ظاهر احاديث مطابقت ندارد اگر چه مي تواند تفسير مورد قبول و پذيرش باشد.&lt;br /&gt;
اما تفسير ديگر اين مي تواند باشد كه بگوييم اين احاديث شامل پيامبر خاتم ص نيز مي شود و در اين صورت بايد گفت  كه بلي پيامبر اسلام ص تمام علوم از جمله حلال و حرام را به ائمه ع داده است كه روايات فراواني هم اين مطلب را بيان ميدارد، اما موارد افزايش شامل اتفاقات و حوادث جزئي خاص زمان هر امام مي شود كه در زمان حضرت رسول ص اتفاق نيافتاده است، و ائمه ع از طريق سماع و الهام از آنها مطلع مي شوند و نه تنها عدم آگاهي بر اين موارد باعث كسر شان و تنزل مقام پيامبر ص نمي شود بلكه لزومي هم ندارد پيامبر براين موارد آگاهي داشته باشد. &lt;br /&gt;
به نظر مي رسد راه حل بهتر آن است كه بگوييم هميشه روايات عام با روايات خاص تخصيص مي خورد ، به اين معنا كه از رواياتي كه مي فرمايد ما وارث علم پيامبر خاتم ص هستيم و اول او مطلع مي شود سپس ما ، به روشني فهميده مي شود كه در ساير روايات هم مراد پيامبر اسلام نيست بلكه ساير پيامبران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفحه 75 و 76&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌هایی برای بازنویسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%82%D8%B3%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=76832</id>
		<title>اقسام و انواع علم کدام‌اند؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%82%D8%B3%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=76832"/>
		<updated>2018-01-27T20:24:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم معصوم]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        =  اقسام و انواع علم کدام‌اند؟ &lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626252.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[اقسام علم معصوم (نمایه)|اقسام علم معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم معصوم]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         =&lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = [[سید علی هاشمی|هاشمی]]؛ [[سید نسیم عباس نقوی|نقوی]]؛ [[قاسم علی شیخ‌زاده|شیخ‌زاده]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اقسام و انواع علم کدام‌اند؟ &#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم معصوم (پرسش)|علم معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم معصوم]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:11720.JPG|100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه (کتاب)|ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
:::::*«[[فیض کاشانى]]&amp;lt;ref&amp;gt;ملا محسن فیض کاشانی، أنوار الحکمة، ص۱۹۶-۱۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; علوم را به دو قسم: [[علم اکتسابی یا علم مستفاد معصوم چیست؟ (پرسش)|اکتسابی]] و  [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|موهوبی]] تقسیم می‌کند که بخشی از [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|علوم موهوبی]] (وحیانی) ویژه [[پیامبران]] است؛ اما بخشی دیگر از این علوم (از راه [[رابطه وحی یا الهام با علم معصوم چیست؟ (پرسش)|الهام]] و [[رابطه تحدیث با علم معصوم چیست؟ (پرسش)|تحدیث]]) ویژه [[اولیا]] و [[ائمه]]{{عم}} است. (...)&lt;br /&gt;
:::::*[[حسن بن جعفر نجفی|کاشف الغطاء]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسن بن جعفر نجفی (کاشف الغطاء)، أنوار الفقاهة - کتاب القضاء، ص۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt; تصریح کرده است که [[علم امام]] دو قسم است: بخشی از آن علومی است که از [[علم عادی معصوم چیست؟ (پرسش)|راه‌های عادی]] به دست می‌آید و این بخش از [[علم امام]] مانند: علم دیگر افراد بشر است؛ البته امام از [[علوم غیبی]] نیز برخوردار است که [[منابع علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|اسباب الهی]] دارد و از دسترس دیگران خارج است.&lt;br /&gt;
:::::*[[سید حسین بروجردى]] نوشته است: &amp;quot;علم منحصر به (علم) کسبی نیست؛ بلکه قسم دیگری نیز دارد که (علم) وهبی است&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;سید حسین بروجردی، تفسیر الصراط المستقیم، ج‏۱، ص ۴۲۲&amp;lt;/ref&amp;gt;. او ادامه می‌دهد که امامیه می‌دانند برای تحصیل علوم حقه ربانی راه دیگری غیر از اکتساب وجود دارد که موهبت نامیده می‌شود و علوم به دست آمده از آن، علوم ربانی و لدنی نامیده می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;سید حسین بروجردی، تفسیر الصراط المستقیم، ج‏۱، ص ۴۲۳&amp;lt;/ref&amp;gt;. او به تشکیکی بودن علوم موهوبی نیز توجه کرده است و علوم موهوبی را دو دسته معرفی می‌کند: قسمی از آن به [[پیامبران]] و [[وصی|اوصیای ایشان]] اختصاص دارد و در بخشی دیگر، سایر مردم نیز شریک هستند؛ البته کسانی که خداوند دل آنها را به نور خود روشن کرده باشد و با رعایت تقوا و پرهیز از رذایل اخلاقی به درجاتی رسیده باشند که بخشی از علوم موهوبی را دریافت کنند&amp;lt;ref&amp;gt;سید حسین بروجردی، تفسیر الصراط المستقیم، ج‏۱، ص ۴۲۵&amp;lt;/ref&amp;gt;. وی این اعتقاد را که [[پیامبران]] و [[خلیفه|جانشینان آنان]]{{ع}}، اهل اجتهاد در احکام و مسائل هستند، از باورهای نادرست اهل‌سنت معرفی کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;سید حسین بروجردی، تفسیر الصراط المستقیم، ج‏۳، ص ۷۱۵&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://fa.imamatpedia.com/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1 ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ‌های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. حجت الاسلام و المسلمین نقوی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:60727626.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[سید نسیم عباس نقوی|نقوی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[سید نسیم عباس نقوی]]&#039;&#039;&#039; در پایان‌نامه دکتری خود با عنوان &#039;&#039;«[[ علم پیامبر و ائمه به غیب (پایان‌نامه)| علم پیامبر و ائمه به غیب]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«اقسام علم، اولین تقسیمی که حکماء برای علم ذکر کردند علم را به حضوری و حصولی نموده‌اند.&lt;br /&gt;
::::#[[علم فعلی یا حضوری یا دائمی و احاطی معصوم به چه معناست؟ (پرسش)|علم حضوری]]: علمی است که عین واقعیت معلوم پیش عالم حاضر است و عالم معلوم می‌یابد مانند علم نفس به ذات خود... و حالات وجدانی و ذهنی خود.&lt;br /&gt;
::::#[[علم حصولی معصوم چیست؟ (پرسش)|علم حصولی]]: علمی است که معلوم عین واقعیت نیست بلکه واقعیت‌نما است از اینرو آثار خارجی را دارا نمی‌باشد به عبارت دیگر واقعیت معلوم پیش عالم حاضر نیست بلکه فقط مفهوم و تصویری از معلوم پیش عالم حاضر است.&lt;br /&gt;
::::::تفاوت علم حصولی و حضوری:&lt;br /&gt;
::::::الف) علم حضوری یک حقیقت وجودی داری شدت و ضعف است و از تشکیک وجودی برخوردار است اما علم حصولی یک امر متوالی است.&lt;br /&gt;
::::::ب) علم حضوری قابل انتقال نیست اما علم حصولی قابل انتقال و استدلال است.&lt;br /&gt;
::::::ج) فرق اساسی میان علم حضوری و علم حصولی واسطه است اگر معلوم بدون واسطه نزد عالم حاضر باشد آن علم حضوری است اگر حصول معلوم برای عالم با واسطه صورت گیرد آن علم حصولی خواهد بود.&lt;br /&gt;
::::::د) شک، یقین، تصدیق، خطا، صواب، حافظه، توجه، تفکر، تعقّل، استدلال تفهیم تفهّم و فلسفه و علوم همه به علم‌های حصولی مربوط است و در مورد علم‌های حضوری هیچ یکی از معانی بالا معنا ندارد.&lt;br /&gt;
::::::و علم تقسیم دیگر هم دارد مثل تصور و تصدیق و بدیهی و نظری، حقیقی و اعتباری در مقام خود مذکور هستند»&amp;lt;ref&amp;gt; علم پیامبر و ائمه به غیب (پایان‌نامه)|علم پیامبر و ائمه به غیب]]، ص۷ - ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۴. آقای شیخ‌زاده.}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11818.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[قاسم علی شیخ‌زاده|شیخ‌زاده]]]]&lt;br /&gt;
::::::آقای &#039;&#039;&#039;[[قاسم علی شیخ‌زاده|شیخ‌زاده]]&#039;&#039;&#039; در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان &#039;&#039;«[[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایان‌نامه)| رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]»&#039;&#039; در پاسخ به این پرسش گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«علم طبق حصر عقلی دو قسم بیشتر نیست یا حصولی است یا حضوری:&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[علم حصولی معصوم چیست؟ (پرسش)|علم حصولی]]:&#039;&#039;&#039; عبارت است از &amp;quot;صورتی که از چیزی در صفحه ذهن حاصل می‌شود&amp;quot; بنابراین در علم حصولی صورت و ماهیت معلوم نیز عالم حاضر است ولی وجود علمی معلوم غیر از وجود عینی آنست و به تصور و تصدیق تقسیم گردیده و صواب و خطاء نیز در آن راه دارد مثلاً وقتی درختی را می‌بینیم صورتی از درخت در ذهن ما پیدا می‌شود این صورت ذهنی درخت معلوم اصلی ما بوده و خود درخت یعنی وجود خارجی آن معلوم باالعرض است چون شیء خارجی وارد ذهن نمی‌گردد خلاصه علم حصولی بواسطه صورت علمی نسبت به یک شیء حاصل می‌شود.&lt;br /&gt;
::::::&#039;&#039;&#039;[[علم فعلی یا حضوری یا دائمی و احاطی معصوم به چه معناست؟ (پرسش)|علم حضوری]]:&#039;&#039;&#039; عبارت است از &amp;quot;حضور معلوم نزد عالم بدون هیچ واسطه‌ای&amp;quot; لذا در علم حضوری خود معلوم با وجود خارجی‌اش نزد عالم حاضر است بطور مباشر و وجود معلوم حضوری عین و جود عینی آنست که به تصور و تصدیق تقسیم نگردیده و خطا در آن راه ندارد چون علم و معلوم یکی‌اند مانند علم ما به نفس خویش و حالات نفسانی همچون شادی، غم، لذت، درد، محبت، نفرت و ... .&lt;br /&gt;
::::::خلاصه حضور معلوم نزد عالم اگر با ماهیتش باشد علم حصولی و اگر با وجودش باشد علم حضوری است»&amp;lt;ref&amp;gt;[[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایان‌نامه)| رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]؛ ص ۸ و ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[علم معصوم مطلق چیست و مصداق‌های آن کدام‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم معصوم مراتب و درجات دارند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم ذاتی معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم غیر ذاتی معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم استقلالی معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم غیر استقلالی معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم باطنی معصوم به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم فطری معصوم به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم اکتسابی یا علم مستفاد معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم تام یا کامل معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم محدود معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم دفعی معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم تدریجی معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم اجمالی معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم تفصیلی معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم حصولی معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم حضوری معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم فعلی یا دائمی معصوم به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[علم شأنى یا استعدادی یا ارادی و اختیاری معصوم به چه معناست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[فرق بین علم فعلی و شأنى معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم معصوم متوقف بر اراده اوست یا بر صرف التفات و توجه؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم معصوم مراتب و درجات دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[فرق علم پیامبر با امام چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم پیامبران از لحاظ مرتبه یکسان است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم پیامبران و امامان از لحاظ مرتبه یکسان یا متفاوت است؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[فرق بین علم معصوم و علم فرشتگان چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا پیامبران پیش از آغاز وحی و نبوت و امامان پیش از تصدی امامت از علم ویژه معصوم برخوردار بوده‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم معصوم در شب قدر نازل می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا علم معصوم در شب جمعه نازل می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[امام معصوم از چه زمانی صاحب علم ویژه می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا غیر معصوم می‌تواند از علوم ویژه معصوم آگاهی یابد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[تفاوت علم خدا و معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا مقام علم معصوم به غیر معصوم داده می‌شود؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شرایط دستیابی غیر معصوم به علم معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[غیر معصوم از چه راهی می‌تواند به علم معصوم آگاهی یابد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا غیر معصوم وظیفه دارد به دنبال فراگیری علوم معصوم باشد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا آگاهی غیر معصوم از علم ویژه معصوم با حکمت الهی در امتحان او منافات ندارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا از راه غیر مشروع می‌توان به علم ویژه معصوم دست یافت؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
## &amp;lt;sub&amp;gt;[[آیا آگاهی از علم معصوم با سحر و جادو قابل دسترسی است؟ (پرسش)]]&amp;lt;/sub&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم معصوم با علم مکنون یا مستأثر چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم معصوم با اجتباء الهی چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[رابطه علم معصوم با بداء الهی چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم معصوم|منبع‌شناسی جامع علم معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم معصوم|کتاب‌شناسی علم معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم معصوم|مقاله‌شناسی علم معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم معصوم]].&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:(اث): پرسش‌هایی با ۵ پاسخ]]&lt;br /&gt;
[[رده:(اث): پرسش‌های علم معصوم با ۵ پاسخ]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%B4%D8%B1%D8%B7%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=76516</id>
		<title>آیا آگاهی از غیب شرطی از شروط امامت است؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%B4%D8%B1%D8%B7%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=76516"/>
		<updated>2018-01-24T11:52:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = آیا آگاهی از [[غیب]] شرطی از شروط [[امامت]] است؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[ضرورت علم غیب معصوم (نمایه)|ضرورت علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی]]؛ [[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]؛ [[ محمد مشکی]]؛ [[مصطفی سلطانی]]؛ [[محمد حسین نصیری|نصیری]]؛ [[جواد رنجبر|رنجبر]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیا آگاهی از [[غیب]] شرطی از شروط [[امامت]] است؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا از شرایط امامت امامان این است که از عالم غیب آگاهی داشته باشند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[پیام قرآن ج۹ (کتاب)|پیام قرآن]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌اند:&lt;br /&gt;
::::::«نخستین شرط برای تصدی مقام امامت علم و آگاهی و دانش نسبت به تمام معارف دینی و نیازهای مردم و آنچه در اداره جوامع انسانی لازم است، می‌باشند و بدون چنان علمی این مسئولیت هرگز به انجام نمی‌رسد، و [[ائمه|ائمه اطهار]]{{عم}} از چنین علمی برخوردار بودند و معلومات خویش را هرگز نزد معلمان ننموده‌اند بلکه علم حضوری بوده است زیرا:&lt;br /&gt;
:::::*&#039;&#039;&#039;اولاً:&#039;&#039;&#039; با تحقیق و تفحص در قرآن مجید و روایات منابع علمی امامان در پنج منبع خلاصه می‌شود:&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[آیا علم به تمام حقایق قرآن علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|آگاهی کامل از کتاب اللَّه]]:&#039;&#039;&#039; قرآن مجید به‌گونه‌ای که تفسیر و تأویل و ظاهر و باطن و محکم و متشابه آن را بخوبی می‌دانند، قرآن در این باره فرموده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۷ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;در حالى که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‌دانند، سوره آل عمران، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; . [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: راسخان در علم امیر مؤمنان بعد از او هستند.&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[رابطه وراثت از پیامبر یا امام پیشین با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|وراثت از پیامبر]]:&#039;&#039;&#039; [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} تمام معارف و شرایع اسلام را به علی آموخت و طبق بعضی از روایات علی با خط خود در کتابی نوشت و این علم نسل اندر نسل به فرزندان علی یعنی امامان معصوم رسید.&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[رابطه تحدیث با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|ارتباط با فرشتگان]]:&#039;&#039;&#039; [[ائمه]]، مانند: [[خضر]] و [[ذوالقرنین]] و [[مریم]] که مطابق ظاهر آیات قرآن با فرشتگان الهی ارتباط داشتند و حقایق از عالم غیب به آنان [[الهام]] می‌شد، هستند. از حسن بن یحیای مدائنی نقل شده که از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدم: هنگامی که سؤالی از امامی می‌شود چگونه جواب می‌دهد؟ امام فرمود: گاهی به او [[الهام]] می‌شود و گاهی از فرشته می‌شنود و گاهی هر دو.&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|روح القدس]]:&#039;&#039;&#039; از روایاتی که در منابع [[اهل بیت]]{{عم}} وارد شده به خوبی بر می‌آید که [[روح القدس]] روح مقدسی بوده که با همه پیامبران و انبیاء و معصومین بوده و امدادهای الهی را در موارد مختلف به آنها منتقل می‌ساخته.&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[رابطه عمود نور با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|نور الهی]]:&#039;&#039;&#039; همانطور که ملاحظه فرمودید منابع علم [[امامان]]{{عم}} معصوم متعدد و متنوع است و در هیچ منبعی نقل نگردیده که امامی نزد معلمی درس خوانده باشد و اصولاً با وجود این منابع متصل به علم لایتناهی الهی که همه‌اش هم حضوری است چه نیازی است که به علم حصولی در نزد افراد که شأن علمی شان به مراتب از خود ائمه پایین‌تر است روی آورند.&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;ثانیاً:&#039;&#039;&#039; [[امامان]]{{عم}} به عنوان جانشیان [[پیامبر]]{{صل}} باید علم و دانشی در خور مأموریت عظیم‌شان داشته باشند تا مردم به آنها اعتماد کنند، این علم باید خالی از نقص باشد و گرنه جلب اعتماد نمی‌کند، باید در خور مأموریتشان باشد یعنی [[آیا علم به گذشته و حال و آینده علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|از گذشته و حال و آینده آگاه باشند]]، چون مأموریتشان ظاهر و باطن اجتماع و درون و برون مردم را شامل است این علم باید چنین معلوماتی باشد. پر واضح است که علمی با چنین شرایطی از عهده بشر خارج است و تنها منبعی که می‌تواند چنین شرایطی داشته باشد اتصال به غیب و با علم لدنی است.&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;ثالثاً:&#039;&#039;&#039; در پاره‌ای از روایات تصریح شده است که [[معصوم چگونه عالم به غیب می‌شود؟ (پرسش)|ائمه همه علوم را از ناحیه خداوند دریافت می‌دارند]] مثلا: الف): [[امام رضا]] {{ع}} درباره [[امامت]] فرمود: هنگامی که خداوند کسی را برای مردم بر می‌گزیند چشمه‌های حکمت را در دلش قرار می‌دهد و علم را به وی [[الهام]] می‌کند تا برای جواب از هیچ سئوالی درنمانده و در تشخیص حق سرگردان نشود. ب): [[امام صادق]]{{ع}} فرموده‌اند: کسی که گمان کند خدا بنده‌ای را حجت خویش در زمین قرار داده، سپس تمام آنچه را او به آن نیاز دارد از وی پنهان می‌کند بر خدا افتراء زده است. ملاحظه می‌فرمائید که در روایت اول تصریح دارد بگونه‌ای علم به [[امامان]]{{عم}} [[الهام]] می‌شود که از هیچ سئوالی درنمانند و در روایت دوم ظاهر می‌شود هر کس بگوید که خداوند همه علوم مورد نیاز امام را به او نداده به خدا افتراء زده، بنابراین نیازی به اکتساب نیست.&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;رابعاً:&#039;&#039;&#039; [[آیا پیامبران پیش از آغاز وحی و نبوت و امامان پیش از تصدی امامت از علم غیب برخوردار بوده‌اند؟ (پرسش)|امامان از دوران کودکی از قوه قدسیه الهامی برخوردار بوده‌اند و نسبت به همه علوم و دانش‌ها مهارت داشته‌اند]] و در برابر همه پرسش‌های مردم در زمینه‌های گوناگون برای ایشان عرضه می‌شد بدون آنکه به کتب و مأخذی مراجعه کنند بی‌درنگ پاسخ لازم و قانع کننده‌ای را ارائه می‌نمودند. حاصل آنکه همه علم امامان معصوم لدنی بوده است و از ناحیه خداوند به ایشان رسیده یا بواسطه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یا [[الهام]] و یا تحدیث فرشتگان این است که نیازمند کسب علوم از دانشمندان بشری نبوده‌اند زیرا این ائمه بوده‌اند که مشکلات علمی دانشمندان را حل می نموده‌اند و تاریخ بهترین شاهد بر این مدعا است»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?pid=61835&amp;amp;lid=0&amp;amp;mid=12950&amp;amp;catid=0 پیام قرآن، ج۹، ص۱۱۹ تا ۱۲۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد حسن قدردان قراملکی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11355.JPG|100px|right|بندانگشتی|[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[محمد حسن قدردان قراملکی|محمد حسن قدردان قراملکی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[امامت ۲(کتاب)|امامت]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
::::::«[[شیخ مفید]] - مانند دیگر علمای [[امامیه]] - معتقد است که [[علوم ویژه ائمه]]{{عم}}، [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|موهوبی]] است. او معتقد بود که [[ائمه]]{{عم}} از ضمایر بندگان و [[ آیا علم به گذشته و حال و آینده علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|حوادث آینده]] آگاه بودند. البته این علوم،  [[آیا آگاهی از غیب شرطی از شروط امامت است؟ (پرسش)|شرط امامت]] ایشان و ویژگی ضروری آنان نبوده است. با وجود این، خداوند آنان را با دادن این علوم برتری داده و به خاطر لطفی که در پیروی و التزام به امامت ایشان وجود دارد، آنان را از این علوم آگاه ساخته است»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://fa.imamatpedia.com/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1 ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۲. حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11720.JPG|100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه (کتاب)|ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
::::::«[[شیخ مفید]] - مانند دیگر علمای [[امامیه]] - معتقد است که [[علوم ویژه ائمه]]{{عم}}، [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|موهوبی]] است. او معتقد بود که [[ائمه]]{{عم}} از ضمایر بندگان و [[ آیا علم به گذشته و حال و آینده علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|حوادث آینده]] آگاه بودند. البته این علوم،  [[آیا آگاهی از غیب شرطی از شروط امامت است؟ (پرسش)|شرط امامت]] ایشان و ویژگی ضروری آنان نبوده است. با وجود این، خداوند آنان را با دادن این علوم برتری داده و به خاطر لطفی که در پیروی و التزام به امامت ایشان وجود دارد، آنان را از این علوم آگاه ساخته است»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://fa.imamatpedia.com/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1 ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۳. حجت الاسلام و المسلمین مشکی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Pic1765.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد مشکی|مشکی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محمد مشکی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله خود با عنوان &#039;&#039;«[[بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید (مقاله)|بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«شیخ مفید در مورد علم غیب امامان، دیدگاه خود را در کتاب اوائل المقالات چنـین بیـان کرده است: من می‌گویم که [[ائمه|ائمه آل محمد]]{{ص}} از ضمایر بعضی از بندگان آگـاه بودنـد، و از هر چه باید بشود، پیش از تحقق و شدن آن خبر داشتند، ولی این صـفتی واجـب در آنـان ، یـا شرطی لازم، برای امامت نیست، بلکه تنها بدان جهت چنین می‌گوید کـه خـدا در حـق ایشـان اکرام می‌کند، و این دانش از باب لطف به آنان ارزانی می‌دارد، که دیگـران بهتـر فرمـان ایشـان ببرند، و به امامت آنان متمسک شوند، و این دانش به طریق استدلال عقلی واجب نیست. بلکه برای آنان از جهت وحی و سمع واجب شده است؛ و اما به صورت مطلق گفتن کـه امامـان، از غیب آگاه‌اند، خطای آشکار است. چه این صفت تنها مخصوص کسی است که علـم ذاتـی بـه اشیاء داشته باشد، نه علم مستفاد، و این جز، مخصوص خداوند عزوجل نیست. همه امامیـه بـا گفته من موافق‌اند، جز معدودی از ایشان که مفوضه و غلات وابسته به آنان‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مفیـد ، اوائـل المقالات، ۱۴۱۴؛ مکدرموت، ۱۳۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::از این سخن نکات زیر استنباط می‌شود:&lt;br /&gt;
::::::#امامان، آگاهی نسبت به ضمایر و درون بعضی افراد و رخدادهای آینده دارند.&lt;br /&gt;
::::::#آگاهی از غیب، از شرایط و صفاتی که در امامت آنان دخیل باشد نیست.&lt;br /&gt;
::::::#آگاهی ائمه از غیب، لطف الهی است در حق آنان، و وجوب و لزوم عقلی ندارد.&lt;br /&gt;
::::::#وجود علم برای امامان و آگاهی آنها از غیب، برای پیروی و اطاعت مردم از آنـان لازم است.&lt;br /&gt;
::::::#نسبت دادن علم غیب، به طور مطلق به امامان، صحیح نیست؛ چراکه چنـین چیـزی از ویژگی‌های خداوند است»&amp;lt;ref&amp;gt;[[ بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید (مقاله)| بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید]]، [[فلسفی کلامی (نشریه)|فصلنامه فلسفی کلامی]]، پاییز ۱۳۸۹ (شماره ۴۵) ص ۳۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۴. حجت الاسلام و المسلمین سلطانی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:765454.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[مصطفی سلطانی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[مصطفی سلطانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه (کتاب)|امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
::::::«به عقیده بعضی از متلکان شیعه علم به غیب داشتن، از صفات واجب [[امام]] و شرط [[امامت]] نیست و عقل به وجوب چنین شرطی حکم نمی‌کند و اگر خداوند [[امام]] را به این صفت متصف کند، از باب اکرام و لطف است. اگر اخباری در این باره رسیده که [[ائمه اطهار]]{{عم}} چنین علمی دارند، واجب است بپذریریم و مانعی هم در تحقق چنین علمی برای [[امام]] وجود ندارد و اشکال‌هایی که بر امکان چنین علمی برای [[امام]] وارد شده است نیز درست نمی‌باشد؛ زیرا [[امام]] به تأیید الهی و به اذن او، و در صورت وجود مصلحت، از غیب اطلاع می‌یابد&amp;lt;ref&amp;gt;اوائل المقالات، ص۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D9%88_%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه، ص۶۹ ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۵. حجت الاسلام و المسلمین نصیری؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:1368238.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد حسین نصیری]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محمد حسین نصیری|نصیری]]&#039;&#039;&#039; در پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد خود با عنوان &#039;&#039;«[[گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات (پایان‌نامه)|گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته است: &lt;br /&gt;
:::::«آگاهی [[امام]]{{ع}} از علوم و امور غیبی جزو صفاتی نیست که در تحقق [[امامت]] آنان دخیل باشد؛ یعنی جزو شروط [[امامت]] برخورداری از [[علم غیب]] نیست و اگر معتقد باشیم که [[امام]]{{ع}} فاقد چنین دانشی هست، زیانی به [[امامت]] او نمی‏‌زند»&amp;lt;ref&amp;gt;[[گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات (پایان‌نامه)|گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۶. آقای رنجبر (پژوهشگر وبگاه راسخون).}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جواد رنجبر|رنجبر]]]]&lt;br /&gt;
آقای &#039;&#039;&#039;[[جواد رنجبر|رنجبر]]&#039;&#039;&#039;، در مقاله &#039;&#039;«[http://rasekhoon.net/article/show/173509/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%B3%D8%B1%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%AA(%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)/ کنکاشی در کیفیت و سرچشمه‌های علم امام]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
::::::«این نکته لازم ذکر است که در هر جا که [[علم امام]]{{ع}} فضیلت نداشته باشد، [[امامت]] وی قابل اثبات نمی‌باشد؛ چون، لازم می‌آید که شخص [[امام]]{{ع}} در آن لحظه نسبت به آن مورد خاص علم کافی نداشته باشد؛ پس [[امام]]{{ع}} در آن مورد خاص، هیچ برتری بر دیگران ندارد تا بتواند [[امام]]{{ع}} و راهنمای آنها باشد؛ بنابراین لازمه قول به اینکه &amp;quot;هیچ زمانی خداوند هیچ امّتی را بدون [[امام]]{{ع}} نگذاشته است؛ و همیشه و در همه زمان‌ها، لحظه به لحظه و کمتر از آن متوجه آنهاست، و ایشان را به سوی راه راست هدایت می‌کند&amp;quot;؛ این است که بگوئیم: [[امام]]{{ع}} باید همیشه نسبت به همه چیز علم داشته باشد تا بتواند [[امام]]{{ع}} مردم باشد، و این چیزی جز فعلیت علم ایشان نمی‌باشد. اینجا فرض دیگری نیز قابل تصوّر است: علم به موضوعاتی که دارای احکامی متعلق به آن موضوعات باشد؛ زیرا، چنان چه علم فعلی به موضوعات آن وجود نداشته باشد، علم به احکام آن نیز فعلیت نخواهد داشت»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/173509/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%B3%D8%B1%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%AA(%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)/ کنکاشی در کیفیت و سرچشمه‌های علم امام].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[ضرورت عقلی علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چرا معصوم باید علم غیب داشته باشد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[ضرورت شرعی علم به غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;br /&gt;
[[رده:(اخ): پرسش‌هایی با ۷ پاسخ]]&lt;br /&gt;
[[رده:(اخ): پرسش‌های علم غیب معصوم با ۷ پاسخ]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%B4%D8%B1%D8%B7%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=76125</id>
		<title>آیا آگاهی از غیب شرطی از شروط امامت است؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%B4%D8%B1%D8%B7%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=76125"/>
		<updated>2018-01-21T12:16:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = آیا آگاهی از [[غیب]] شرطی از شروط [[امامت]] است؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[ضرورت علم غیب معصوم (نمایه)|ضرورت علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = [[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]؛ [[ محمد مشکی]]؛ [[مصطفی سلطانی]]؛ [[محمد حسین نصیری|نصیری]]؛ [[جواد رنجبر|رنجبر]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیا آگاهی از [[غیب]] شرطی از شروط [[امامت]] است؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا از شرایط امامت امامان این است که از عالم غیب آگاهی داشته باشند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[پیام قرآن ج۹ (کتاب)|پیام قرآن]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌اند:&lt;br /&gt;
::::::«نخستین شرط برای تصدی مقام امامت علم و آگاهی و دانش نسبت به تمام معارف دینی و نیازهای مردم و آنچه در اداره جوامع انسانی لازم است، می‌باشند و بدون چنان علمی این مسئولیت هرگز به انجام نمی‌رسد، و [[ائمه|ائمه اطهار]]{{عم}} از چنین علمی برخوردار بودند و معلومات خویش را هرگز نزد معلمان ننموده‌اند بلکه علم حضوری بوده است زیرا:&lt;br /&gt;
:::::*&#039;&#039;&#039;اولاً:&#039;&#039;&#039; با تحقیق و تفحص در قرآن مجید و روایات منابع علمی امامان در پنج منبع خلاصه می‌شود:&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[آیا علم به تمام حقایق قرآن علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|آگاهی کامل از کتاب اللَّه]]:&#039;&#039;&#039; قرآن مجید به‌گونه‌ای که تفسیر و تأویل و ظاهر و باطن و محکم و متشابه آن را بخوبی می‌دانند، قرآن در این باره فرموده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۷ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;در حالى که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‌دانند، سوره آل عمران، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; . [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: راسخان در علم امیر مؤمنان بعد از او هستند.&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[رابطه وراثت از پیامبر یا امام پیشین با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|وراثت از پیامبر]]:&#039;&#039;&#039; [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} تمام معارف و شرایع اسلام را به علی آموخت و طبق بعضی از روایات علی با خط خود در کتابی نوشت و این علم نسل اندر نسل به فرزندان علی یعنی امامان معصوم رسید.&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[رابطه تحدیث با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|ارتباط با فرشتگان]]:&#039;&#039;&#039; [[ائمه]]، مانند: [[خضر]] و [[ذوالقرنین]] و [[مریم]] که مطابق ظاهر آیات قرآن با فرشتگان الهی ارتباط داشتند و حقایق از عالم غیب به آنان [[الهام]] می‌شد، هستند. از حسن بن یحیای مدائنی نقل شده که از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدم: هنگامی که سؤالی از امامی می‌شود چگونه جواب می‌دهد؟ امام فرمود: گاهی به او [[الهام]] می‌شود و گاهی از فرشته می‌شنود و گاهی هر دو.&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|روح القدس]]:&#039;&#039;&#039; از روایاتی که در منابع [[اهل بیت]]{{عم}} وارد شده به خوبی بر می‌آید که [[روح القدس]] روح مقدسی بوده که با همه پیامبران و انبیاء و معصومین بوده و امدادهای الهی را در موارد مختلف به آنها منتقل می‌ساخته.&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[رابطه عمود نور با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|نور الهی]]:&#039;&#039;&#039; همانطور که ملاحظه فرمودید منابع علم [[امامان]]{{عم}} معصوم متعدد و متنوع است و در هیچ منبعی نقل نگردیده که امامی نزد معلمی درس خوانده باشد و اصولاً با وجود این منابع متصل به علم لایتناهی الهی که همه‌اش هم حضوری است چه نیازی است که به علم حصولی در نزد افراد که شأن علمی شان به مراتب از خود ائمه پایین‌تر است روی آورند.&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;ثانیاً:&#039;&#039;&#039; [[امامان]]{{عم}} به عنوان جانشیان [[پیامبر]]{{صل}} باید علم و دانشی در خور مأموریت عظیم‌شان داشته باشند تا مردم به آنها اعتماد کنند، این علم باید خالی از نقص باشد و گرنه جلب اعتماد نمی‌کند، باید در خور مأموریتشان باشد یعنی [[آیا علم به گذشته و حال و آینده علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|از گذشته و حال و آینده آگاه باشند]]، چون مأموریتشان ظاهر و باطن اجتماع و درون و برون مردم را شامل است این علم باید چنین معلوماتی باشد. پر واضح است که علمی با چنین شرایطی از عهده بشر خارج است و تنها منبعی که می‌تواند چنین شرایطی داشته باشد اتصال به غیب و با علم لدنی است.&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;ثالثاً:&#039;&#039;&#039; در پاره‌ای از روایات تصریح شده است که [[معصوم چگونه عالم به غیب می‌شود؟ (پرسش)|ائمه همه علوم را از ناحیه خداوند دریافت می‌دارند]] مثلا: الف): [[امام رضا]] {{ع}} درباره [[امامت]] فرمود: هنگامی که خداوند کسی را برای مردم بر می‌گزیند چشمه‌های حکمت را در دلش قرار می‌دهد و علم را به وی [[الهام]] می‌کند تا برای جواب از هیچ سئوالی درنمانده و در تشخیص حق سرگردان نشود. ب): [[امام صادق]]{{ع}} فرموده‌اند: کسی که گمان کند خدا بنده‌ای را حجت خویش در زمین قرار داده، سپس تمام آنچه را او به آن نیاز دارد از وی پنهان می‌کند بر خدا افتراء زده است. ملاحظه می‌فرمائید که در روایت اول تصریح دارد بگونه‌ای علم به [[امامان]]{{عم}} [[الهام]] می‌شود که از هیچ سئوالی درنمانند و در روایت دوم ظاهر می‌شود هر کس بگوید که خداوند همه علوم مورد نیاز امام را به او نداده به خدا افتراء زده، بنابراین نیازی به اکتساب نیست.&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;رابعاً:&#039;&#039;&#039; [[آیا پیامبران پیش از آغاز وحی و نبوت و امامان پیش از تصدی امامت از علم غیب برخوردار بوده‌اند؟ (پرسش)|امامان از دوران کودکی از قوه قدسیه الهامی برخوردار بوده‌اند و نسبت به همه علوم و دانش‌ها مهارت داشته‌اند]] و در برابر همه پرسش‌های مردم در زمینه‌های گوناگون برای ایشان عرضه می‌شد بدون آنکه به کتب و مأخذی مراجعه کنند بی‌درنگ پاسخ لازم و قانع کننده‌ای را ارائه می‌نمودند. حاصل آنکه همه علم امامان معصوم لدنی بوده است و از ناحیه خداوند به ایشان رسیده یا بواسطه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یا [[الهام]] و یا تحدیث فرشتگان این است که نیازمند کسب علوم از دانشمندان بشری نبوده‌اند زیرا این ائمه بوده‌اند که مشکلات علمی دانشمندان را حل می نموده‌اند و تاریخ بهترین شاهد بر این مدعا است»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?pid=61835&amp;amp;lid=0&amp;amp;mid=12950&amp;amp;catid=0 پیام قرآن، ج۹، ص۱۱۹ تا ۱۲۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11720.JPG|100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه (کتاب)|ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
::::::«[[شیخ مفید]] - مانند دیگر علمای [[امامیه]] - معتقد است که [[علوم ویژه ائمه]]{{عم}}، [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|موهوبی]] است. او معتقد بود که [[ائمه]]{{عم}} از ضمایر بندگان و [[ آیا علم به گذشته و حال و آینده علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|حوادث آینده]] آگاه بودند. البته این علوم،  [[آیا آگاهی از غیب شرطی از شروط امامت است؟ (پرسش)|شرط امامت]] ایشان و ویژگی ضروری آنان نبوده است. با وجود این، خداوند آنان را با دادن این علوم برتری داده و به خاطر لطفی که در پیروی و التزام به امامت ایشان وجود دارد، آنان را از این علوم آگاه ساخته است»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://fa.imamatpedia.com/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1 ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۲. حجت الاسلام و المسلمین مشکی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:Pic1765.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد مشکی|مشکی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محمد مشکی]]&#039;&#039;&#039; در مقاله خود با عنوان &#039;&#039;«[[بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید (مقاله)|بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است:&lt;br /&gt;
::::::«شیخ مفید در مورد علم غیب امامان، دیدگاه خود را در کتاب اوائل المقالات چنـین بیـان کرده است: من می‌گویم که [[ائمه|ائمه آل محمد]]{{ص}} از ضمایر بعضی از بندگان آگـاه بودنـد، و از هر چه باید بشود، پیش از تحقق و شدن آن خبر داشتند، ولی این صـفتی واجـب در آنـان ، یـا شرطی لازم، برای امامت نیست، بلکه تنها بدان جهت چنین می‌گوید کـه خـدا در حـق ایشـان اکرام می‌کند، و این دانش از باب لطف به آنان ارزانی می‌دارد، که دیگـران بهتـر فرمـان ایشـان ببرند، و به امامت آنان متمسک شوند، و این دانش به طریق استدلال عقلی واجب نیست. بلکه برای آنان از جهت وحی و سمع واجب شده است؛ و اما به صورت مطلق گفتن کـه امامـان، از غیب آگاه‌اند، خطای آشکار است. چه این صفت تنها مخصوص کسی است که علـم ذاتـی بـه اشیاء داشته باشد، نه علم مستفاد، و این جز، مخصوص خداوند عزوجل نیست. همه امامیـه بـا گفته من موافق‌اند، جز معدودی از ایشان که مفوضه و غلات وابسته به آنان‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مفیـد ، اوائـل المقالات، ۱۴۱۴؛ مکدرموت، ۱۳۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
::::::از این سخن نکات زیر استنباط می‌شود:&lt;br /&gt;
::::::#امامان، آگاهی نسبت به ضمایر و درون بعضی افراد و رخدادهای آینده دارند.&lt;br /&gt;
::::::#آگاهی از غیب، از شرایط و صفاتی که در امامت آنان دخیل باشد نیست.&lt;br /&gt;
::::::#آگاهی ائمه از غیب، لطف الهی است در حق آنان، و وجوب و لزوم عقلی ندارد.&lt;br /&gt;
::::::#وجود علم برای امامان و آگاهی آنها از غیب، برای پیروی و اطاعت مردم از آنـان لازم است.&lt;br /&gt;
::::::#نسبت دادن علم غیب، به طور مطلق به امامان، صحیح نیست؛ چراکه چنـین چیـزی از ویژگی‌های خداوند است»&amp;lt;ref&amp;gt;[[ بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید (مقاله)| بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید]]، [[فلسفی کلامی (نشریه)|فصلنامه فلسفی کلامی]]، پاییز ۱۳۸۹ (شماره ۴۵) ص ۳۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۳. حجت الاسلام و المسلمین سلطانی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:765454.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[مصطفی سلطانی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[مصطفی سلطانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه (کتاب)|امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
::::::«به عقیده بعضی از متلکان شیعه علم به غیب داشتن، از صفات واجب امام و شرط امامت نیست و عقل به وجوب چنین شرطی حکم نمی‌کند و اگر خداوند امام را به این صفت متصف کند، از باب اکرام و لطف است. اگر اخباری در این باره رسیده که [[ائمه]] اطهار{{عم}} چنین علمی دارند، واجب است بپذریریم و مانعی هم در تحقق چنین علمی برای امام وجود ندارد و اشکال‌هایی که بر امکان چنین علمی برای امام وارد شده است نیز درست نمی‌باشد؛ زیرا امام به تأیید الهی و به اذن او، و در صورت وجود مصلحت، از غیب اطلاع می‌یابد&amp;lt;ref&amp;gt;اوائل المقالات، ص۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D9%88_%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه، ص۶۹ ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۴. حجت الاسلام و المسلمین نصیری؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:1368238.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد حسین نصیری]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محمد حسین نصیری|نصیری]]&#039;&#039;&#039; در پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد خود با عنوان &#039;&#039;«[[گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات (پایان‌نامه)|گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته است: &lt;br /&gt;
:::::«آگاهی [[امام]]{{ع}} از علوم و امور غیبی جزو صفاتی نیست که در تحقق [[امامت]] آنان دخیل باشد؛ یعنی جزو شروط [[امامت]] برخورداری از [[علم غیب]] نیست و اگر معتقد باشیم که [[امام]]{{ع}} فاقد چنین دانشی هست، زیانی به [[امامت]] او نمی‏‌زند»&amp;lt;ref&amp;gt;[[گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات (پایان‌نامه)|گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۵. آقای رنجبر (پژوهشگر وبگاه راسخون).}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جواد رنجبر|رنجبر]]]]&lt;br /&gt;
آقای &#039;&#039;&#039;[[جواد رنجبر|رنجبر]]&#039;&#039;&#039;، در مقاله &#039;&#039;«[http://rasekhoon.net/article/show/173509/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%B3%D8%B1%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%AA(%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)/ کنکاشی در کیفیت و سرچشمه‌های علم امام]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
::::::«این نکته لازم ذکر است که در هر جا که [[علم امام]]{{ع}} فضیلت نداشته باشد، [[امامت]] وی قابل اثبات نمی‌باشد؛ چون، لازم می‌آید که شخص [[امام]]{{ع}} در آن لحظه نسبت به آن مورد خاص علم کافی نداشته باشد؛ پس [[امام]]{{ع}} در آن مورد خاص، هیچ برتری بر دیگران ندارد تا بتواند [[امام]]{{ع}} و راهنمای آنها باشد؛ بنابراین لازمه قول به اینکه &amp;quot;هیچ زمانی خداوند هیچ امّتی را بدون [[امام]]{{ع}} نگذاشته است؛ و همیشه و در همه زمان‌ها، لحظه به لحظه و کمتر از آن متوجه آنهاست، و ایشان را به سوی راه راست هدایت می‌کند&amp;quot;؛ این است که بگوئیم: [[امام]]{{ع}} باید همیشه نسبت به همه چیز علم داشته باشد تا بتواند [[امام]]{{ع}} مردم باشد، و این چیزی جز فعلیت علم ایشان نمی‌باشد. اینجا فرض دیگری نیز قابل تصوّر است: علم به موضوعاتی که دارای احکامی متعلق به آن موضوعات باشد؛ زیرا، چنان چه علم فعلی به موضوعات آن وجود نداشته باشد، علم به احکام آن نیز فعلیت نخواهد داشت»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/173509/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%B3%D8%B1%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%AA(%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)/ کنکاشی در کیفیت و سرچشمه‌های علم امام].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[ضرورت عقلی علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چرا معصوم باید علم غیب داشته باشد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[ضرورت شرعی علم به غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;br /&gt;
[[رده:(اح): پرسش‌هایی با ۶ پاسخ]]&lt;br /&gt;
[[رده:(اح): پرسش‌های علم غیب معصوم با ۶ پاسخ]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%B4%D8%B1%D8%B7%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=76122</id>
		<title>آیا آگاهی از غیب شرطی از شروط امامت است؟ (پرسش)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%B4%D8%B1%D8%B7%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F_(%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4)&amp;diff=76122"/>
		<updated>2018-01-21T11:36:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پرسش&lt;br /&gt;
| موضوع اصلی        = [[علم غیب معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوع فرعی        = آیا آگاهی از [[غیب]] شرطی از شروط [[امامت]] است؟&lt;br /&gt;
| تصویر             = 7626626262.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| نمایه وابسته      = [[ضرورت علم غیب معصوم (نمایه)|ضرورت علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
| مدخل اصلی         = [[علم غیب]]&lt;br /&gt;
| موضوعات وابسته    = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهنده         = &lt;br /&gt;
| پاسخ‌دهندگان       = [[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]؛ [[مصطفی سلطانی]]؛ [[محمد حسین نصیری|نصیری]]؛ [[جواد رنجبر|رنجبر]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیا آگاهی از [[غیب]] شرطی از شروط [[امامت]] است؟&#039;&#039;&#039; یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث &#039;&#039;&#039;[[علم غیب معصوم (پرسش)|علم غیب معصوم]]&#039;&#039;&#039; است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی &#039;&#039;&#039;[[علم غیب]]&#039;&#039;&#039; مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==&lt;br /&gt;
* آیا از شرایط امامت امامان این است که از عالم غیب آگاهی داشته باشند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ نخست==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مکارم شیرازی.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[ناصر مکارم شیرازی]]]]&lt;br /&gt;
::::::آیت‌الله &#039;&#039;&#039;[[ناصر مکارم شیرازی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[پیام قرآن ج۹ (کتاب)|پیام قرآن]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌اند:&lt;br /&gt;
::::::«نخستین شرط برای تصدی مقام امامت علم و آگاهی و دانش نسبت به تمام معارف دینی و نیازهای مردم و آنچه در اداره جوامع انسانی لازم است، می‌باشند و بدون چنان علمی این مسئولیت هرگز به انجام نمی‌رسد، و [[ائمه|ائمه اطهار]]{{عم}} از چنین علمی برخوردار بودند و معلومات خویش را هرگز نزد معلمان ننموده‌اند بلکه علم حضوری بوده است زیرا:&lt;br /&gt;
:::::*&#039;&#039;&#039;اولاً:&#039;&#039;&#039; با تحقیق و تفحص در قرآن مجید و روایات منابع علمی امامان در پنج منبع خلاصه می‌شود:&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[آیا علم به تمام حقایق قرآن علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|آگاهی کامل از کتاب اللَّه]]:&#039;&#039;&#039; قرآن مجید به‌گونه‌ای که تفسیر و تأویل و ظاهر و باطن و محکم و متشابه آن را بخوبی می‌دانند، قرآن در این باره فرموده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|[[آیا آیه ۷ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را نفی نمی‌کند؟ (پرسش)|وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ]]}}﴾}}&amp;lt;ref&amp;gt;در حالى که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‌دانند، سوره آل عمران، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; . [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: راسخان در علم امیر مؤمنان بعد از او هستند.&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[رابطه وراثت از پیامبر یا امام پیشین با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|وراثت از پیامبر]]:&#039;&#039;&#039; [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} تمام معارف و شرایع اسلام را به علی آموخت و طبق بعضی از روایات علی با خط خود در کتابی نوشت و این علم نسل اندر نسل به فرزندان علی یعنی امامان معصوم رسید.&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[رابطه تحدیث با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|ارتباط با فرشتگان]]:&#039;&#039;&#039; [[ائمه]]، مانند: [[خضر]] و [[ذوالقرنین]] و [[مریم]] که مطابق ظاهر آیات قرآن با فرشتگان الهی ارتباط داشتند و حقایق از عالم غیب به آنان [[الهام]] می‌شد، هستند. از حسن بن یحیای مدائنی نقل شده که از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدم: هنگامی که سؤالی از امامی می‌شود چگونه جواب می‌دهد؟ امام فرمود: گاهی به او [[الهام]] می‌شود و گاهی از فرشته می‌شنود و گاهی هر دو.&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[رابطه روح یا روح القدس با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|روح القدس]]:&#039;&#039;&#039; از روایاتی که در منابع [[اهل بیت]]{{عم}} وارد شده به خوبی بر می‌آید که [[روح القدس]] روح مقدسی بوده که با همه پیامبران و انبیاء و معصومین بوده و امدادهای الهی را در موارد مختلف به آنها منتقل می‌ساخته.&lt;br /&gt;
::::#&#039;&#039;&#039;[[رابطه عمود نور با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|نور الهی]]:&#039;&#039;&#039; همانطور که ملاحظه فرمودید منابع علم [[امامان]]{{عم}} معصوم متعدد و متنوع است و در هیچ منبعی نقل نگردیده که امامی نزد معلمی درس خوانده باشد و اصولاً با وجود این منابع متصل به علم لایتناهی الهی که همه‌اش هم حضوری است چه نیازی است که به علم حصولی در نزد افراد که شأن علمی شان به مراتب از خود ائمه پایین‌تر است روی آورند.&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;ثانیاً:&#039;&#039;&#039; [[امامان]]{{عم}} به عنوان جانشیان [[پیامبر]]{{صل}} باید علم و دانشی در خور مأموریت عظیم‌شان داشته باشند تا مردم به آنها اعتماد کنند، این علم باید خالی از نقص باشد و گرنه جلب اعتماد نمی‌کند، باید در خور مأموریتشان باشد یعنی [[آیا علم به گذشته و حال و آینده علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|از گذشته و حال و آینده آگاه باشند]]، چون مأموریتشان ظاهر و باطن اجتماع و درون و برون مردم را شامل است این علم باید چنین معلوماتی باشد. پر واضح است که علمی با چنین شرایطی از عهده بشر خارج است و تنها منبعی که می‌تواند چنین شرایطی داشته باشد اتصال به غیب و با علم لدنی است.&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;ثالثاً:&#039;&#039;&#039; در پاره‌ای از روایات تصریح شده است که [[معصوم چگونه عالم به غیب می‌شود؟ (پرسش)|ائمه همه علوم را از ناحیه خداوند دریافت می‌دارند]] مثلا: الف): [[امام رضا]] {{ع}} درباره [[امامت]] فرمود: هنگامی که خداوند کسی را برای مردم بر می‌گزیند چشمه‌های حکمت را در دلش قرار می‌دهد و علم را به وی [[الهام]] می‌کند تا برای جواب از هیچ سئوالی درنمانده و در تشخیص حق سرگردان نشود. ب): [[امام صادق]]{{ع}} فرموده‌اند: کسی که گمان کند خدا بنده‌ای را حجت خویش در زمین قرار داده، سپس تمام آنچه را او به آن نیاز دارد از وی پنهان می‌کند بر خدا افتراء زده است. ملاحظه می‌فرمائید که در روایت اول تصریح دارد بگونه‌ای علم به [[امامان]]{{عم}} [[الهام]] می‌شود که از هیچ سئوالی درنمانند و در روایت دوم ظاهر می‌شود هر کس بگوید که خداوند همه علوم مورد نیاز امام را به او نداده به خدا افتراء زده، بنابراین نیازی به اکتساب نیست.&lt;br /&gt;
:::::* &#039;&#039;&#039;رابعاً:&#039;&#039;&#039; [[آیا پیامبران پیش از آغاز وحی و نبوت و امامان پیش از تصدی امامت از علم غیب برخوردار بوده‌اند؟ (پرسش)|امامان از دوران کودکی از قوه قدسیه الهامی برخوردار بوده‌اند و نسبت به همه علوم و دانش‌ها مهارت داشته‌اند]] و در برابر همه پرسش‌های مردم در زمینه‌های گوناگون برای ایشان عرضه می‌شد بدون آنکه به کتب و مأخذی مراجعه کنند بی‌درنگ پاسخ لازم و قانع کننده‌ای را ارائه می‌نمودند. حاصل آنکه همه علم امامان معصوم لدنی بوده است و از ناحیه خداوند به ایشان رسیده یا بواسطه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یا [[الهام]] و یا تحدیث فرشتگان این است که نیازمند کسب علوم از دانشمندان بشری نبوده‌اند زیرا این ائمه بوده‌اند که مشکلات علمی دانشمندان را حل می نموده‌اند و تاریخ بهترین شاهد بر این مدعا است»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?pid=61835&amp;amp;lid=0&amp;amp;mid=12950&amp;amp;catid=0 پیام قرآن، ج۹، ص۱۱۹ تا ۱۲۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پاسخ های دیگر==&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۱. حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:11720.JPG|100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین دکتر &#039;&#039;&#039;[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]&#039;&#039;&#039;، در کتاب &#039;&#039;«[[ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه (کتاب)|ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
::::::«[[شیخ مفید]] - مانند دیگر علمای [[امامیه]] - معتقد است که [[علوم ویژه ائمه]]{{عم}}، [[علم موهوبی و موهبتی یا علم لدنی معصوم چیست؟ (پرسش)|موهوبی]] است. او معتقد بود که [[ائمه]]{{عم}} از ضمایر بندگان و [[ آیا علم به گذشته و حال و آینده علم غیب است و معصوم از آن آگاهی دارد؟ (پرسش)|حوادث آینده]] آگاه بودند. البته این علوم،  [[آیا آگاهی از غیب شرطی از شروط امامت است؟ (پرسش)|شرط امامت]] ایشان و ویژگی ضروری آنان نبوده است. با وجود این، خداوند آنان را با دادن این علوم برتری داده و به خاطر لطفی که در پیروی و التزام به امامت ایشان وجود دارد، آنان را از این علوم آگاه ساخته است»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://fa.imamatpedia.com/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%A7%D8%A6%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1 ویژگی‌های علوم ائمه از دیدگاه علمای امامیه]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۲. حجت الاسلام و المسلمین سلطانی؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:765454.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[مصطفی سلطانی]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[مصطفی سلطانی]]&#039;&#039;&#039; در کتاب &#039;&#039;«[[امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه (کتاب)|امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه]]»&#039;&#039; در این باره گفته است:&lt;br /&gt;
::::::«به عقیده بعضی از متلکان شیعه علم به غیب داشتن، از صفات واجب امام و شرط امامت نیست و عقل به وجوب چنین شرطی حکم نمی‌کند و اگر خداوند امام را به این صفت متصف کند، از باب اکرام و لطف است. اگر اخباری در این باره رسیده که [[ائمه]] اطهار{{عم}} چنین علمی دارند، واجب است بپذریریم و مانعی هم در تحقق چنین علمی برای امام وجود ندارد و اشکال‌هایی که بر امکان چنین علمی برای امام وارد شده است نیز درست نمی‌باشد؛ زیرا امام به تأیید الهی و به اذن او، و در صورت وجود مصلحت، از غیب اطلاع می‌یابد&amp;lt;ref&amp;gt;اوائل المقالات، ص۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87_%D9%88_%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه، ص۶۹ ]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۳. حجت الاسلام و المسلمین نصیری؛}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:1368238.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد حسین نصیری]]]]&lt;br /&gt;
::::::حجت الاسلام و المسلمین &#039;&#039;&#039;[[محمد حسین نصیری|نصیری]]&#039;&#039;&#039; در پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد خود با عنوان &#039;&#039;«[[گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات (پایان‌نامه)|گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات]]»&#039;&#039; در این‌باره گفته است: &lt;br /&gt;
:::::«آگاهی [[امام]]{{ع}} از علوم و امور غیبی جزو صفاتی نیست که در تحقق [[امامت]] آنان دخیل باشد؛ یعنی جزو شروط [[امامت]] برخورداری از [[علم غیب]] نیست و اگر معتقد باشیم که [[امام]]{{ع}} فاقد چنین دانشی هست، زیانی به [[امامت]] او نمی‏‌زند»&amp;lt;ref&amp;gt;[[گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات (پایان‌نامه)|گستره علم امام از دیدگاه آیات و روایات]].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
{{جمع شدن|۴. آقای رنجبر (پژوهشگر وبگاه راسخون).}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:9030760879.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جواد رنجبر|رنجبر]]]]&lt;br /&gt;
آقای &#039;&#039;&#039;[[جواد رنجبر|رنجبر]]&#039;&#039;&#039;، در مقاله &#039;&#039;«[http://rasekhoon.net/article/show/173509/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%B3%D8%B1%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%AA(%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)/ کنکاشی در کیفیت و سرچشمه‌های علم امام]»&#039;&#039; در این‌باره گفته‌ است: &lt;br /&gt;
::::::«این نکته لازم ذکر است که در هر جا که [[علم امام]]{{ع}} فضیلت نداشته باشد، [[امامت]] وی قابل اثبات نمی‌باشد؛ چون، لازم می‌آید که شخص [[امام]]{{ع}} در آن لحظه نسبت به آن مورد خاص علم کافی نداشته باشد؛ پس [[امام]]{{ع}} در آن مورد خاص، هیچ برتری بر دیگران ندارد تا بتواند [[امام]]{{ع}} و راهنمای آنها باشد؛ بنابراین لازمه قول به اینکه &amp;quot;هیچ زمانی خداوند هیچ امّتی را بدون [[امام]]{{ع}} نگذاشته است؛ و همیشه و در همه زمان‌ها، لحظه به لحظه و کمتر از آن متوجه آنهاست، و ایشان را به سوی راه راست هدایت می‌کند&amp;quot;؛ این است که بگوئیم: [[امام]]{{ع}} باید همیشه نسبت به همه چیز علم داشته باشد تا بتواند [[امام]]{{ع}} مردم باشد، و این چیزی جز فعلیت علم ایشان نمی‌باشد. اینجا فرض دیگری نیز قابل تصوّر است: علم به موضوعاتی که دارای احکامی متعلق به آن موضوعات باشد؛ زیرا، چنان چه علم فعلی به موضوعات آن وجود نداشته باشد، علم به احکام آن نیز فعلیت نخواهد داشت»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/173509/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%B3%D8%B1%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%AA(%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)/ کنکاشی در کیفیت و سرچشمه‌های علم امام].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
{{پایان جمع شدن}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پرسش‌های وابسته==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
# [[ضرورت عقلی علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[چرا معصوم باید علم غیب داشته باشد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[ضرورت شرعی علم به غیب معصوم چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[:رده:آثار علم غیب معصوم|منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم]]==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های علم غیب معصوم|کتاب‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های علم غیب معصوم|مقاله‌شناسی علم غیب معصوم]]؛&lt;br /&gt;
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های علم غیب معصوم|پایان‌نامه‌شناسی علم غیب معصوم]]. &lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;br /&gt;
[[رده:پرسش‌های علم غیب امام]]&lt;br /&gt;
[[رده:(اج): پرسش‌هایی با ۵ پاسخ]]&lt;br /&gt;
[[رده:(اج): پرسش‌های علم غیب معصوم با ۵ پاسخ]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88_%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_(%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87)&amp;diff=74563</id>
		<title>ویژگی‌های حکومت توسعه‌یافته در پرتو رهنمودهای امام علی (مقاله)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88_%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_(%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87)&amp;diff=74563"/>
		<updated>2018-01-06T10:35:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{جعبه اطلاعات مقاله | عنوان             = ویژگی‌های حکومت توسعه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات مقاله&lt;br /&gt;
| عنوان             = ویژگی‌های حکومت توسعه‌یافته در پرتو رهنمودهای امام علی{{ع}}&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی        = &lt;br /&gt;
| تصویر             = 1360111.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| رتبه              = علمی پژوهشی&lt;br /&gt;
| زبان              = فارسی&lt;br /&gt;
| زبان اصلی         = &lt;br /&gt;
| نویسنده           = &lt;br /&gt;
| نویسندگان         = *[[علی اصغر سعدآبادی]]&lt;br /&gt;
*[[علی اصغر پورعزت]]&lt;br /&gt;
| تحقیق یا تدوین    =&lt;br /&gt;
| زیر نظر           =&lt;br /&gt;
| با راهنمایی       =&lt;br /&gt;
| مترجم             =&lt;br /&gt;
| مترجمان           =&lt;br /&gt;
| ویراستار          =&lt;br /&gt;
| ویراستاران        =&lt;br /&gt;
| موضوع             = [[امامت]]&lt;br /&gt;
| مذهب              = [[شیعه]]&lt;br /&gt;
| منتشر شده در      = [[پژوهش‌نامه علوی (نشریه)|دوفصلنامه پژوهش‌نامه علوی]]&lt;br /&gt;
| به همت            =&lt;br /&gt;
| وابسته به         = &lt;br /&gt;
| محل نشر           =  تهران، ایران&lt;br /&gt;
| تاریخ نشر         = بهار و تابستان ۱۳۹۲&lt;br /&gt;
| شماره             = ۷&lt;br /&gt;
| صفحه              = ۲۰&lt;br /&gt;
| صفحات در مجله     = از صفحه ۳۳ تا ۵۲ مجله&lt;br /&gt;
| ناشر الکترونیک    = [[پایگاه تخصصی مجلات نور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ویژگی‌های حکومت توسعه‌یافته در پرتو رهنمودهای امام علی{{ع}}&#039;&#039;&#039; عنوان مقاله‌ای است که با زبان فارسی به بررسی اهداف و شاخص‌های توسعه سیاسی در سه شاخه اصلی رفتاری، ساختاری و زمینه‌ای می‌پردازد. این مقاله ۲۰ صفحه‌ای به قلم [[علی اصغر سعدآبادی‌ و علی اصغر پورعزت]] نگاشته شده و در [[پژوهش‌نامه علوی (نشریه)|دوفصلنامه پژوهش‌نامه علوی]] (شماره ۷، بهار و تابستان ۱۳۹۲) منتشر گشته است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1008194/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C---%D8%B9--?q=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%20%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88%20%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%7B%7B%D8%B9%7D%7D&amp;amp;score=3647.819&amp;amp;rownumber=2 پایگاه مجلات تخصصی نور ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده مقاله==&lt;br /&gt;
نویسنده در چکیده مقاله خود می‌نویسد: «بسیاری از کشورهای در حال توسعه، به ویژه کشورهای مسلمان مانند ایران اسلامی، به دنبال مدلی مناسب برای رسیدن به توسعه سیاسی پایدار هستند. جهان غرب، علی رغم موفقیت‌های فراوان در عرصه توسعه سیاسی، از بعد معنوی و انسانی دچار معضلات و مشکلات عدیده‌ای در این حیطه است. آنچه سبب شد توسعه سیاسی در غرب با این مشکلات مواجه شود، نگاه تک بعدی و مادی غرب به انسان و خواسته‌های او است.مدل‌های پیاده شده در کشورهای پیشرفته غربی را نمی‌توان عینا در کشورهای در حال توسعه پیاده کرد؛ زیرا این مدل‌ها علاوه بر نگاه تک بعدی به انسان، پیش‌زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی این کشورها را نیز‌ در‌نظر‌نمی‌گیرند. از این حیث، هر ملت به یک مدل جامع مطابق با ارزش‌ها و هنجارهای خود نیاز دارد. با توجه به انطباق فرموده‌های امام علی{{ع}} با مسائل فرهنگی، اجتماعی و مذهبی کشور ما، به نظر می رسد توسعه علوی را می توان به عنوان مدلی مادر، جهت رسیدن به توسعه سیاسی پایدار درنظر گرفت. در پژوهش حاضر سعی شده است با استفاده از مدل سه شاخگی (3C)، اهداف و شاخص‌های توسعه سیاسی در سه شاخه اصلی رفتاری، ساختاری و زمینه‌ای از دیدگاه امام علی {{ع}} به روش توصیفی ـ تحلیلی بررسی و سپس با تحلیل متون و گردآوری اطلاعات به شیوه غیر مستقیم کتابخانه‌ای و اسنادی، مدلی از توسعه سیاسی پایدار منطبق با فرموده‌های امام علی {{ع}} ارائه شود»&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فهرست==&lt;br /&gt;
* چکیده؛&lt;br /&gt;
* مقدمه؛&lt;br /&gt;
* بیان مسئله؛&lt;br /&gt;
* روش‌‌شناسی پژوهش؛&lt;br /&gt;
* مبانی نظری پژوهش؛&lt;br /&gt;
* پیشینه پژوهش؛&lt;br /&gt;
* توسعه سياسی در پر تو بيانات امام علی{{ع}}؛&lt;br /&gt;
* بحث و نتیجه؛&lt;br /&gt;
* منابع.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ پدیدآورندگان==&lt;br /&gt;
{{Gallery&lt;br /&gt;
|title=&lt;br /&gt;
|width=160 | height=170 | lines=4&lt;br /&gt;
|align=center&lt;br /&gt;
|footer=&lt;br /&gt;
|File:110111.jpg |&lt;br /&gt;
 alt2=&lt;br /&gt;
 |[[علی اصغر پورعزت]]&amp;lt;br/&amp;gt;(پدیدآورنده)&lt;br /&gt;
|File:110112.jpg |&lt;br /&gt;
 alt1=&lt;br /&gt;
 |[[علی اصغر سعدآبادی]]&amp;lt;br/&amp;gt;(پدیدآورنده)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*دکتر [[علی اصغر سعدآبادی]]، تحصیلات دانشگاهی خود را در مقطع دکتری سیاست‌گذاری علم و فناوری دانشگاه تهران به اتمام رساند. رییس هیات مدیره و مدیر عامل [[مرکز نوآوری اجتماعی سلام]] و رییس [[مرکز روش‌شناسی دانشگاه امام صادق]]{{ع}}ازجمله فعالیت‌های وی است. او تاکنون چندین مقاله به رشته تحریر در آورده است. &#039;&#039;«ملاحظات نظام بودجه­‌ریزی در راستای تحقق عدالت منطقه­‌ای با توجه به تنوع قومی موجود در ایران»&#039;&#039;، &#039;&#039;«راهبری راهبرد ملت­‌سازی پایدار مبتنی بر عدالت اجتماعی»&#039;&#039;، برخی از این آثار است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://salamco.co/Resume/1/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1/%D8%B3%D8%B9%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C12 وبگاه مرکز نوآوری اجتماعی سلام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
*دکتر [[علی اصغر پورعزت]]، تحصیلات دانشگاهی خود را در مقطع دکترای مدیریت دولتی به اتمام رساند، ریاست انجمن علمی مدیریت دولتی ایران و رئیس کتابخانه مرکزی ازجمله فعالیت های وی است. او علاوه بر تدریس دروس دانشگاهی تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر در آورده است. &#039;&#039;«[[مختصات حکومت حق مدار در پرتو نهج البلاغه امام علی‌ (کتاب)|مختصات حکومت حق مدار در پرتو نهج البلاغه امام علی‌]]{{ع}}»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[مدیریت ایران (کتاب)|مدیریت ایران]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[مدیریت اسلامی در پرتو نهج البلاغه امام علی‌ (کتاب)|مدیریت اسلامی در پرتو نهج البلاغه امام علی‌]]{{ع}}»&#039;&#039;، &#039;&#039;«خط مشی‌گذاری دولتی برای تحقق عدالت اجتماعی در حدفاصل تدوین تا اجرای قانون اساسی، اندیشه سیاسی متفکران مسلمان»&#039;&#039;، &#039;&#039;«مدیریت دولتی و عدالت اجتماعی»&#039;&#039;، برخی از این آثار است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.pourezzat.ir/resume وبگاه شخصی پدیدآورنده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
==دریافت متن==&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1008194/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C---%D8%B9--?q=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%20%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88%20%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%7B%7B%D8%B9%7D%7D&amp;amp;score=3641.0369&amp;amp;rownumber=2 دریافت متن PDF مقاله از پایگاه مجلات تخصصی نور]&lt;br /&gt;
* [http://alavi.ihcs.ac.ir/article_847_969f749fd71867561110d308dd2b58a0.pdf دریافت متن PDF مقاله در وبگاه نشریه]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی امامت علی اصغر سعدآبادی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت علی اصغر سعدآبادی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی امامت علی اصغر پورعزت]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت علی اصغر پورعزت]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های امامت تک شماره‌ای]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های امامت منتشر‌ شده در ۱۳۹۲]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های امامت با تعداد صفحات بیش از ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی جامع امامت و ولایت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های امامت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های امامت دوفصلنامه پژوهش‌نامه علوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های دارای چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های دارای فهرست]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های دارای متن pdf]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AC%DB%B2_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65458</id>
		<title>بررسی‌های اسلامی ج۲ (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AC%DB%B2_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65458"/>
		<updated>2017-09-18T14:38:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{جعبه اطلاعات کتاب | عنوان           = بررسی‌های اسلامی ج۲ | عن...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان           = بررسی‌های اسلامی ج۲&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی      = &lt;br /&gt;
| تصویر           = 000116.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر   = 200px&lt;br /&gt;
| از مجموعه   = [[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|بررسی‌های اسلامی]]&lt;br /&gt;
| زبان            = فارسی&lt;br /&gt;
|زبان اصلی     =&lt;br /&gt;
| نویسنده         = [[سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
| نویسندگان         =&lt;br /&gt;
| تحقیق یا تدوین    =&lt;br /&gt;
| زیر نظر           = &lt;br /&gt;
| به کوشش           = [[سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
| مترجم             =&lt;br /&gt;
| مترجمان           =&lt;br /&gt;
| ویراستار          = &lt;br /&gt;
| ویراستاران        = &lt;br /&gt;
| موضوع           =&lt;br /&gt;
| مذهب            = [[شیعه]]&lt;br /&gt;
| ناشر            = [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
| به همت            =&lt;br /&gt;
| وابسته به         = &lt;br /&gt;
| محل نشر    = قم، ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر       = *۱۳۸۷&lt;br /&gt;
*۱۳۸۸&lt;br /&gt;
*۱۳۹۰&lt;br /&gt;
*۱۳۹۳&lt;br /&gt;
| تعداد جلد         = ۱&lt;br /&gt;
| صفحه            = ۳۳۶&lt;br /&gt;
| قطع             = وزیری&lt;br /&gt;
| نوع جلد        = شومیز&lt;br /&gt;
| شابک            = 9789640900222&lt;br /&gt;
| رده‌بندی کنگره     = ۱۳۰۰ی ۴ب۲ط/۴/۶ BP&lt;br /&gt;
| رده‌بندی دیویی     = ۲۹۷/۰۸&lt;br /&gt;
| شماره ملی         = 	&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بررسی‌های اسلامی ج۲&#039;&#039;&#039;، جلد دوم از مجموعهٔ دو جلدی &#039;&#039;&#039;[[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|بررسی‌های اسلامی]]&#039;&#039;&#039; است که شامل بررسی‌های گوناگونی در زمینه‌های مختلف مباحث اسلامی می‌باشد. این مجموعه اثر [[سید محمد حسین طباطبایی]] است که به کوشش [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و توسط [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]] انتشار یافته است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[https://bookroom.ir/book/2769 وبگاه پاتوق کتاب فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ کتاب==&lt;br /&gt;
در معرفی این کتاب آمده است: «نوشتار حاضر شامل برخی از مقاله‌‏ها، پرسش‏‌ها و پاسخ‏‌های فلسفی، اجتماعی و دینی علامه [[سید محمد حسین طباطبایی]] است که به مناسبت‌‏های گوناگون نوشته شده و به کوشش [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و تنظیم گردیده است. نویسنده در بخش نخست این کتاب نگاهی اجمالی بر حوادث زندگی، شخصیت و اندیشه‏‌های [[ملاصدرا]] و نیز آثار و اساتید و شاگردان او دارد و سپس با پژوهش در آثار صدرالمتألهین، گزیده‏‌ای از نظریه‏‌ها و افکار وی در معرفت‌‏شناسی، هستی‏‌شناسی، اصالت وجود، امکان و ماهیت را مورد بحث و بررسی قرار داده است».&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;[http://ketab.ir/modules.php?name=News&amp;amp;op=pirbook&amp;amp;bcode=1403234 وبگاه خانه کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فهرست کتاب== &lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|3}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۶. مسائل فلسفی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
*تاریخ حیات و روش فلسفی [[ملاصدرا]]:&lt;br /&gt;
*اجمال تاریخ زندگی؛&lt;br /&gt;
*دوره‌های مختلف زندگی صدرالمتألهین؛&lt;br /&gt;
*مواد فکری صدرالمتألهین؛&lt;br /&gt;
*روش فلسفی صدرالمتألهین؛&lt;br /&gt;
*آثار و تألیفات صدرالمتألهین.&lt;br /&gt;
*انتقاد بر انتقاد یادنامهٔ [[ملاصدرا]]؛&lt;br /&gt;
*دربارهٔ بحث استاد علامه:&lt;br /&gt;
*نامهٔ وارده.&lt;br /&gt;
*بحثی دربارهٔ [[ملاصدرا]]؛&lt;br /&gt;
*امکان عام:&lt;br /&gt;
*توضیحی درباره مفهوم امکان عام و امکان خاص.&lt;br /&gt;
*بحثی درباره امکان:&lt;br /&gt;
*امکان به معنای سلب ضرورت طرفین، ایجاب عدولی است نه سلب تحصیلی.&lt;br /&gt;
*موجبهٔ سالبةالمحمول چیست؟&lt;br /&gt;
*قضیه‌ای به نام موجبهٔ سالبةالمحمول؛&lt;br /&gt;
*قضیه و علم تصدیقی؛&lt;br /&gt;
*اصالت وجود و هدف حیات؛&lt;br /&gt;
*مسئله «استحقاق» چیست؟&lt;br /&gt;
*تناسخ وعود ارواح؛&lt;br /&gt;
*اثر ایمان به رستاخیز چیست؟&lt;br /&gt;
*وجود و ماهیت؛&lt;br /&gt;
*تذییلات و محاکمات:&lt;br /&gt;
*تصدیر؛&lt;br /&gt;
*تذییل اول بر مکتوب اول مرحوم شیخ رحمه الله؛&lt;br /&gt;
*تذییل اول، بر مکتوب اول مرحوم سیّد قدّس سرّه؛&lt;br /&gt;
*تذییل دوم بر مکتوب دوم مرحوم شیخ قدّس سرّه؛&lt;br /&gt;
*تذییل دوم، بر مکتوب دوم حضرت سیّد(أعلی الله درجته)؛&lt;br /&gt;
*تذییل سوم بر مکتوب سوم شیخ قدّس سرّه؛&lt;br /&gt;
*تذییل سوم بر مکتوب سوم حضرت سیّد قدّس سرّه.&lt;br /&gt;
*علیت واجب نسبت به ممکنات؛&lt;br /&gt;
*ازلیّت و قدم ذاتی ماده؛&lt;br /&gt;
*وحدت وجود:&lt;br /&gt;
*آیا [[امام علی|علی]]{{ع}} اول و آخر است؟&lt;br /&gt;
*ترجمه فلسفه یونانی؛&lt;br /&gt;
*اثبات مجردات؛&lt;br /&gt;
*دلیل عقلی بر ختم نبوت و مسئله عصمت.&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۷. مسئله آفرینش و رستاخیز&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
*غرض از آفرینش چیست؟&lt;br /&gt;
*بررسی و تجزیه و تحلیل سؤال؛&lt;br /&gt;
*اطراد و عمومیت غرض و آرمان؛&lt;br /&gt;
*آرمان و غرض جهانی؛&lt;br /&gt;
*غرض خدا از آفرینش جهان.&lt;br /&gt;
*خداوند چه نیازی به آزمایش بشر دارد؟&lt;br /&gt;
*چرا جهان در شش روز خلق شد؟&lt;br /&gt;
*چرا ظلم وجود دارد؟&lt;br /&gt;
*شخصیت انسان و روز رستاخیز؛&lt;br /&gt;
*جهان چگونه آفریده شد؟&lt;br /&gt;
*[[نبوت]] و [[امامت]].&lt;br /&gt;
*معرفةالنفس:&lt;br /&gt;
*پاسخ‌ها به طور اجمال:&lt;br /&gt;
*تقیّه:&lt;br /&gt;
*تقیه در مذهب شیعه؛&lt;br /&gt;
*مدرک شیعه در قول به تقیه؛&lt;br /&gt;
*خلاصه.&lt;br /&gt;
*سؤالات؛&lt;br /&gt;
*پاسخ‌ها.&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۸. مسائل اجتماعی اسلام&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
*قانون و ایمان به خدا؛&lt;br /&gt;
*اسلام و پیمان‌ها؛&lt;br /&gt;
*مشروبات الکلی از نظر اسلام؛&lt;br /&gt;
*ربا و مفاسد اجتماعی آن:&lt;br /&gt;
*یک بحث جالب اقتصادی و اجتماعی؛&lt;br /&gt;
*ربا چیست؟&lt;br /&gt;
*نتایج ربا.&lt;br /&gt;
*آیا مالکیت امر فطری است؟&lt;br /&gt;
*ملاک تلاش‌ها و کشمکش‌ها؛&lt;br /&gt;
*آیا مالکیت فطری است؟&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۹. مسائل گوناگون&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
*مسئله اتحاد اسلامی؛&lt;br /&gt;
*منشأ اختلاف قوابل؛&lt;br /&gt;
*چرا دست دزد را باید برید؟&lt;br /&gt;
*پیامی به کنفرانس بزرگداشت شهید شُشتری؛&lt;br /&gt;
*دستی از غیب... برون آید و کاری بکند؛&lt;br /&gt;
*نظری کوتاه به داستان [[مسیح]] و انجیل؛&lt;br /&gt;
*دولت پوشالی و دست‌نشانده‌ای به نام «اسرائیل»؛&lt;br /&gt;
*گفت و گویی با استاد درباره شهید مطهری؛&lt;br /&gt;
*چهل پرسش و پاسخ:&lt;br /&gt;
*سؤالات؛&lt;br /&gt;
*پاسخ‌ها.&lt;br /&gt;
*معنای اسلام:&lt;br /&gt;
*معنای اسلام؛&lt;br /&gt;
*شیخیه و کریمخانیه؛&lt;br /&gt;
*عرفان و تصوف؛&lt;br /&gt;
*اشکالاتی در تفسیر المیزان.&lt;br /&gt;
*نمایه:&lt;br /&gt;
*اشخاص؛&lt;br /&gt;
*مکان‌ها؛&lt;br /&gt;
*کتاب‌ها.&amp;lt;ref name=p3&amp;gt;[http://ketab.ir/modules.php?name=News&amp;amp;op=pirbook&amp;amp;bcode=1403234 فهرست PDF کتاب در وبگاه خانه کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ پدیدآورندگان==&lt;br /&gt;
{{Gallery&lt;br /&gt;
|title=&lt;br /&gt;
|width=160 | height=170 | lines=4&lt;br /&gt;
|align=center&lt;br /&gt;
|footer=&lt;br /&gt;
|File:57743345.jpg |&lt;br /&gt;
 alt2=&lt;br /&gt;
 |[[سید هادی خسروشاهی]](گردآورنده)&lt;br /&gt;
|File:39587474.jpg |&lt;br /&gt;
 alt1=&lt;br /&gt;
 |[[سید محمد حسین طباطبایی]](پدیدآورنده)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* آیت‌الله [[سید محمد حسین طباطبایی]] مشهور به &#039;&#039;&#039;علامه طباطبایی&#039;&#039;&#039; (متولد ۱۲۸۲ ش، تبریز و متوفای ١٣۶٠ ش)، تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[سید علی قاضی]]، [[مرتضی طالقانی]]، [[سید حسین بادکوبه‌ای]]، [[سید ابوالقاسم خوانساری]]، [[محمد حسین غروی اصفهانی]]، [[حسین نائینی]] و [[سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]] به اتمام رساند. اهتمام جدی به تبیین و تدریس تفسیر قرآن کریم و مباحث فلسفی و حکمی و نیز تربیت شاگردان برجسته از جمله فعالیت‌های وی است.&amp;lt;ref name=p4&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/122044/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%8C%20%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%20%D9%88%20%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%28%D8%B1%D9%87%29/ وبگاه راسخون]&amp;lt;/ref&amp;gt; او احیاکنندهٔ دروس تفسیر قرآن و فلسفه و حکمت در حوزه‌های علمیه بوده و آثار تأثیرگذاری در موضوعات مختلف علوم عقلی و نقلی تألیف کرده است. &#039;&#039;«[[رسالة النبوة و الإمامة (کتاب)|رسالة النبوة و الإمامة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة الولایة (کتاب)|رسالة الولایة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[سنن النبی (کتاب)|سنن النبی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[علی و فلسفه الهی (کتاب)|علی و فلسفهٔ الهی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[شیعه در اسلام (کتاب)|شیعه در اسلام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز (کتاب)|وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب (مقاله)|رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[مجموعه رسائل (کتاب)|مجموعه رسائل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«تفسیر المیزان»&#039;&#039;، &#039;&#039;«کتاب توحید»&#039;&#039;،  &#039;&#039;«قرآن در اسلام»&#039;&#039;، &#039;&#039;«اصول فلسفه و روش رئالیسم»&#039;&#039;، &#039;&#039;«بدایة الحکمة»&#039;&#039; و &#039;&#039;«نهایة الحکمة»&#039;&#039;،  برخی از این آثار است.&amp;lt;ref name=p4&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* حجت الاسلام و المسلمین [[سید هادی خسروشاهی]] (متولد ۱۳۱۷ ش، تبریز)، تحصیلات حوزوی را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[بروجردی]]، [[امام خمینی]]، [[سید محمد کاظم شریعتمداری]] و [[ سید محمد حسین طباطبایی]] پیگیری کرد.  نماینده [[امام خمینی]] در [[وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی]]، سفیر ایران در واتیکان، تأسیس «[[مرکز فرهنگی اسلامی اروپا]]» در رم و تأسیس دوماهنامه انگلیسی زبان اینکوایری (Inquiry) و افریکن ایونتس (Aferican Events) و هفته‌نامه عربی «العالم» در لندن از جمله فعالیت‌های وی است. او علاوه بر تدریس در حوزه و دانشگاه تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«[[امام علی و قومیت عربی (کتاب)|امام علی و قومیت عربی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[چرا امام حسین قیام کرد؟ (مقاله)|چرا امام حسین قیام کرد؟]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[امام علی و سقراط (کتاب)|امام علی و سقراط]]»&#039;&#039; و &#039;&#039;«[[ نهضت حسینی و اهل سنت (مقاله)| نهضت حسینی و اهل سنت]]»&#039;&#039; برخی از این آثار است. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=856 پایگاه اطلاع‌رسانی گردآورنده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب‌های وابسته==&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|اصل مجموعه]]؛&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی ج۱ (کتاب)]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
 {{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دریافت متن کتاب==&lt;br /&gt;
*[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%20%D8%AC%D9%84%D8%AF%202&amp;amp;option=com_mtree&amp;amp;task=readonline&amp;amp;link_id=16713&amp;amp;page=1&amp;amp;chkhashk=&amp;amp;Itemid=&amp;amp;tmpl=component&amp;amp;lang=fa متن دیجیتال کتاب در پایگاه مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه]&lt;br /&gt;
*[http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/5993 دریافت متن PDF کتاب از پایگاه کتابخانه دیجیتال نور]&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* [https://www.adinehbook.com/gp/product/9640900222/ref=sr_1_d200_img_3 وبگاه آدینه بوک]&lt;br /&gt;
* [https://www.gisoom.com/book/11039627/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%AF-2/ وبگاه شبکه جامع کتاب گیسوم]&lt;br /&gt;
* [http://iranbuybook.com/9789640900222 وبگاه بای بوک]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت دو جلدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت منتشر‌شده در ۱۳۸۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت با تعداد صفحات بیشتر از ۳۰۰]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای فهرست]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن PDF]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن دیجیتال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65457</id>
		<title>بررسی‌های اسلامی (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65457"/>
		<updated>2017-09-18T13:38:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان           = بررسی‌های اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی      = &lt;br /&gt;
| تصویر           = 000116.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر   = 200px&lt;br /&gt;
| از مجموعه   =&lt;br /&gt;
| زبان            = فارسی&lt;br /&gt;
|زبان اصلی     =&lt;br /&gt;
| نویسنده         = [[سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
| نویسندگان         =&lt;br /&gt;
| تحقیق یا تدوین    =&lt;br /&gt;
| زیر نظر           = &lt;br /&gt;
| به کوشش           = [[سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
| مترجم             =&lt;br /&gt;
| مترجمان           =&lt;br /&gt;
| ویراستار          = &lt;br /&gt;
| ویراستاران        = &lt;br /&gt;
| موضوع           =&lt;br /&gt;
| مذهب            = [[شیعه]]&lt;br /&gt;
| ناشر            = [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
| به همت            =&lt;br /&gt;
| وابسته به         = &lt;br /&gt;
| محل نشر    = قم، ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر       = *۱۳۸۷&lt;br /&gt;
*۱۳۸۸&lt;br /&gt;
*۱۳۹۰&lt;br /&gt;
*۱۳۹۳&lt;br /&gt;
| تعداد جلد         =۲ جلد: &amp;lt;br/&amp;gt; [[بررسی‌های اسلامی ج۱ (کتاب)|جلد یکم]] &amp;lt;br/&amp;gt; [[بررسی‌های اسلامی ج۲ (کتاب)|جلد دوم]]&lt;br /&gt;
| صفحه            = &lt;br /&gt;
| قطع             = وزیری&lt;br /&gt;
| نوع جلد        = شومیز&lt;br /&gt;
| شابک            =&lt;br /&gt;
| رده‌بندی کنگره     = ۱۳۰۰ی ۴ب۲ط/۴/۶ BP&lt;br /&gt;
| رده‌بندی دیویی     = ۲۹۷/۰۸&lt;br /&gt;
| شماره ملی         = 	&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بررسی‌های اسلامی&#039;&#039;&#039;، مجموعه‌ای است دو جلدی که شامل بررسی‌های گوناگونی در زمینه‌های مختلف مباحث اسلامی می‌باشد. این مجموعه اثر [[سید محمد حسین طباطبایی]] است که به کوشش [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و توسط [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]] انتشار یافته است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[https://article.tebyan.net/124414/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%D9%8A-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%A6%D9%8A وبگاه تبیان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ کتاب==&lt;br /&gt;
در معرفی این کتاب آمده است: «نوشتار حاضر شامل برخی از مقاله‌‏ها، پرسش‏‌ها و پاسخ‏‌های فلسفی، اجتماعی و دینی علامه [[سید محمد حسین طباطبایی]] است که به مناسبت‌‏های گوناگون نوشته شده و به کوشش [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و تنظیم گردیده است. نویسنده در بخش نخست این کتاب نگاهی اجمالی بر حوادث زندگی، شخصیت و اندیشه‏‌های [[ملاصدرا]] و نیز آثار و اساتید و شاگردان او دارد و سپس با پژوهش در آثار صدرالمتألهین، گزیده‏‌ای از نظریه‏‌ها و افکار وی در معرفت‌‏شناسی، هستی‏‌شناسی، اصالت وجود، امکان و ماهیت را مورد بحث و بررسی قرار داده است».&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;[http://ketab.ir/modules.php?name=News&amp;amp;op=pirbook&amp;amp;bcode=1403234 وبگاه خانه کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاکنون دو جلد از این مجموعه به چاپ رسیده است:&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی ج۱ (کتاب)]]؛&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی ج۲ (کتاب)]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مباحث جلدهای کتاب==&lt;br /&gt;
در این مورد اطلاعاتی در دست نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ پدیدآورندگان==&lt;br /&gt;
{{Gallery&lt;br /&gt;
|title=&lt;br /&gt;
|width=160 | height=170 | lines=4&lt;br /&gt;
|align=center&lt;br /&gt;
|footer=&lt;br /&gt;
|File:57743345.jpg |&lt;br /&gt;
 alt2=&lt;br /&gt;
 |[[سید هادی خسروشاهی]](گردآورنده)&lt;br /&gt;
|File:39587474.jpg |&lt;br /&gt;
 alt1=&lt;br /&gt;
 |[[سید محمد حسین طباطبایی]](پدیدآورنده)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* آیت‌الله [[سید محمد حسین طباطبایی]] مشهور به &#039;&#039;&#039;علامه طباطبایی&#039;&#039;&#039; (متولد ۱۲۸۲ ش، تبریز و متوفای ١٣۶٠ ش)، تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[سید علی قاضی]]، [[مرتضی طالقانی]]، [[سید حسین بادکوبه‌ای]]، [[سید ابوالقاسم خوانساری]]، [[محمد حسین غروی اصفهانی]]، [[حسین نائینی]] و [[سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]] به اتمام رساند. اهتمام جدی به تبیین و تدریس تفسیر قرآن کریم و مباحث فلسفی و حکمی و نیز تربیت شاگردان برجسته از جمله فعالیت‌های وی است.&amp;lt;ref name=p3&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/122044/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%8C%20%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%20%D9%88%20%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%28%D8%B1%D9%87%29/ وبگاه راسخون]&amp;lt;/ref&amp;gt; او احیاکنندهٔ دروس تفسیر قرآن و فلسفه و حکمت در حوزه‌های علمیه بوده و آثار تأثیرگذاری در موضوعات مختلف علوم عقلی و نقلی تألیف کرده است. &#039;&#039;«[[رسالة النبوة و الإمامة (کتاب)|رسالة النبوة و الإمامة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة الولایة (کتاب)|رسالة الولایة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[سنن النبی (کتاب)|سنن النبی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[علی و فلسفه الهی (کتاب)|علی و فلسفهٔ الهی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[شیعه در اسلام (کتاب)|شیعه در اسلام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز (کتاب)|وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب (مقاله)|رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[مجموعه رسائل (کتاب)|مجموعه رسائل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«تفسیر المیزان»&#039;&#039;، &#039;&#039;«کتاب توحید»&#039;&#039;،  &#039;&#039;«قرآن در اسلام»&#039;&#039;، &#039;&#039;«اصول فلسفه و روش رئالیسم»&#039;&#039;، &#039;&#039;«بدایة الحکمة»&#039;&#039; و &#039;&#039;«نهایة الحکمة»&#039;&#039;،  برخی از این آثار است.&amp;lt;ref name=p3&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* حجت الاسلام و المسلمین [[سید هادی خسروشاهی]] (متولد ۱۳۱۷ ش، تبریز)، تحصیلات حوزوی را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[بروجردی]]، [[امام خمینی]]، [[سید محمد کاظم شریعتمداری]] و [[ سید محمد حسین طباطبایی]] پیگیری کرد.  نماینده [[امام خمینی]] در [[وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی]]، سفیر ایران در واتیکان، تأسیس «[[مرکز فرهنگی اسلامی اروپا]]» در رم و تأسیس دوماهنامه انگلیسی زبان اینکوایری (Inquiry) و افریکن ایونتس (Aferican Events) و هفته‌نامه عربی «العالم» در لندن از جمله فعالیت‌های وی است. او علاوه بر تدریس در حوزه و دانشگاه تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«[[امام علی و قومیت عربی (کتاب)|امام علی و قومیت عربی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[چرا امام حسین قیام کرد؟ (مقاله)|چرا امام حسین قیام کرد؟]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[امام علی و سقراط (کتاب)|امام علی و سقراط]]»&#039;&#039; و &#039;&#039;«[[ نهضت حسینی و اهل سنت (مقاله)| نهضت حسینی و اهل سنت]]»&#039;&#039; برخی از این آثار است. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=856 پایگاه اطلاع‌رسانی گردآورنده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
 {{پانویس}}&lt;br /&gt;
==دریافت متن کتاب==&lt;br /&gt;
*[http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_mtree&amp;amp;task=viewlink&amp;amp;link_id=16714&amp;amp;Itemid=128&amp;amp;lang=fa متن دیجیتال کتاب در پایگاه مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه]&lt;br /&gt;
*[http://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/image/5992 دریافت متن PDF کتاب از پایگاه کتابخانه دیجیتال نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* [https://www.gisoom.com/book/11039626/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%AF-1/ وبگاه شبکه جامع کتاب گیسوم]&lt;br /&gt;
* [https://bookroom.ir/book/13809 وبگاه پاتوق کتاب فردا]&lt;br /&gt;
* [http://iranbuybook.com/9789640900215 وبگاه بای بوک]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت دو جلدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت منتشر‌شده در ۱۳۸۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن PDF]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن دیجیتال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65456</id>
		<title>بررسی‌های اسلامی (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65456"/>
		<updated>2017-09-18T13:38:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان           = بررسی‌های اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی      = &lt;br /&gt;
| تصویر           = 000116.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر   = 200px&lt;br /&gt;
| از مجموعه   =&lt;br /&gt;
| زبان            = فارسی&lt;br /&gt;
|زبان اصلی     =&lt;br /&gt;
| نویسنده         = [[سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
| نویسندگان         =&lt;br /&gt;
| تحقیق یا تدوین    =&lt;br /&gt;
| زیر نظر           = &lt;br /&gt;
| به کوشش           = [[سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
| مترجم             =&lt;br /&gt;
| مترجمان           =&lt;br /&gt;
| ویراستار          = &lt;br /&gt;
| ویراستاران        = &lt;br /&gt;
| موضوع           =&lt;br /&gt;
| مذهب            = [[شیعه]]&lt;br /&gt;
| ناشر            = [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
| به همت            =&lt;br /&gt;
| وابسته به         = &lt;br /&gt;
| محل نشر    = قم، ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر       = *۱۳۸۷&lt;br /&gt;
*۱۳۸۸&lt;br /&gt;
*۱۳۹۰&lt;br /&gt;
*۱۳۹۳&lt;br /&gt;
| تعداد جلد         =۲ جلد: &amp;lt;br/&amp;gt; [[بررسی‌های اسلامی ج۱ (کتاب)|جلد یکم]] &amp;lt;br/&amp;gt; [[بررسی‌های اسلامی ج۲ (کتاب)|جلد دوم]]&lt;br /&gt;
| صفحه            = &lt;br /&gt;
| قطع             = وزیری&lt;br /&gt;
| نوع جلد        = شومیز&lt;br /&gt;
| شابک            =&lt;br /&gt;
| رده‌بندی کنگره     = ۱۳۰۰ی ۴ب۲ط/۴/۶ BP&lt;br /&gt;
| رده‌بندی دیویی     = ۲۹۷/۰۸&lt;br /&gt;
| شماره ملی         = 	&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بررسی‌های اسلامی&#039;&#039;&#039;، مجموعه‌ای است دو جلدی که شامل بررسی‌های گوناگونی در زمینه‌های مختلف مباحث اسلامی می‌باشد. این مجموعه اثر [[سید محمد حسین طباطبایی]] است که به کوشش [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و توسط [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]] انتشار یافته است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[https://article.tebyan.net/124414/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%D9%8A-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%A6%D9%8A وبگاه تبیان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ کتاب==&lt;br /&gt;
در معرفی این کتاب آمده است: «نوشتار حاضر شامل برخی از مقاله‌‏ها، پرسش‏‌ها و پاسخ‏‌های فلسفی، اجتماعی و دینی علامه [[سید محمد حسین طباطبایی]] است که به مناسبت‌‏های گوناگون نوشته شده و به کوشش [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و تنظیم گردیده است. نویسنده در بخش نخست این کتاب نگاهی اجمالی بر حوادث زندگی، شخصیت و اندیشه‏‌های [[ملاصدرا]] و نیز آثار و اساتید و شاگردان او دارد و سپس با پژوهش در آثار صدرالمتألهین، گزیده‏‌ای از نظریه‏‌ها و افکار وی در معرفت‌‏شناسی، هستی‏‌شناسی، اصالت وجود، امکان و ماهیت را مورد بحث و بررسی قرار داده است».&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[http://ketab.ir/modules.php?name=News&amp;amp;op=pirbook&amp;amp;bcode=1403234 وبگاه خانه کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاکنون دو جلد از این مجموعه به چاپ رسیده است:&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی ج۱ (کتاب)]]؛&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی ج۲ (کتاب)]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مباحث جلدهای کتاب==&lt;br /&gt;
در این مورد اطلاعاتی در دست نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ پدیدآورندگان==&lt;br /&gt;
{{Gallery&lt;br /&gt;
|title=&lt;br /&gt;
|width=160 | height=170 | lines=4&lt;br /&gt;
|align=center&lt;br /&gt;
|footer=&lt;br /&gt;
|File:57743345.jpg |&lt;br /&gt;
 alt2=&lt;br /&gt;
 |[[سید هادی خسروشاهی]](گردآورنده)&lt;br /&gt;
|File:39587474.jpg |&lt;br /&gt;
 alt1=&lt;br /&gt;
 |[[سید محمد حسین طباطبایی]](پدیدآورنده)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* آیت‌الله [[سید محمد حسین طباطبایی]] مشهور به &#039;&#039;&#039;علامه طباطبایی&#039;&#039;&#039; (متولد ۱۲۸۲ ش، تبریز و متوفای ١٣۶٠ ش)، تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[سید علی قاضی]]، [[مرتضی طالقانی]]، [[سید حسین بادکوبه‌ای]]، [[سید ابوالقاسم خوانساری]]، [[محمد حسین غروی اصفهانی]]، [[حسین نائینی]] و [[سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]] به اتمام رساند. اهتمام جدی به تبیین و تدریس تفسیر قرآن کریم و مباحث فلسفی و حکمی و نیز تربیت شاگردان برجسته از جمله فعالیت‌های وی است.&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/122044/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%8C%20%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%20%D9%88%20%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%28%D8%B1%D9%87%29/ وبگاه راسخون]&amp;lt;/ref&amp;gt; او احیاکنندهٔ دروس تفسیر قرآن و فلسفه و حکمت در حوزه‌های علمیه بوده و آثار تأثیرگذاری در موضوعات مختلف علوم عقلی و نقلی تألیف کرده است. &#039;&#039;«[[رسالة النبوة و الإمامة (کتاب)|رسالة النبوة و الإمامة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة الولایة (کتاب)|رسالة الولایة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[سنن النبی (کتاب)|سنن النبی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[علی و فلسفه الهی (کتاب)|علی و فلسفهٔ الهی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[شیعه در اسلام (کتاب)|شیعه در اسلام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز (کتاب)|وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب (مقاله)|رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[مجموعه رسائل (کتاب)|مجموعه رسائل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«تفسیر المیزان»&#039;&#039;، &#039;&#039;«کتاب توحید»&#039;&#039;،  &#039;&#039;«قرآن در اسلام»&#039;&#039;، &#039;&#039;«اصول فلسفه و روش رئالیسم»&#039;&#039;، &#039;&#039;«بدایة الحکمة»&#039;&#039; و &#039;&#039;«نهایة الحکمة»&#039;&#039;،  برخی از این آثار است.&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* حجت الاسلام و المسلمین [[سید هادی خسروشاهی]] (متولد ۱۳۱۷ ش، تبریز)، تحصیلات حوزوی را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[بروجردی]]، [[امام خمینی]]، [[سید محمد کاظم شریعتمداری]] و [[ سید محمد حسین طباطبایی]] پیگیری کرد.  نماینده [[امام خمینی]] در [[وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی]]، سفیر ایران در واتیکان، تأسیس «[[مرکز فرهنگی اسلامی اروپا]]» در رم و تأسیس دوماهنامه انگلیسی زبان اینکوایری (Inquiry) و افریکن ایونتس (Aferican Events) و هفته‌نامه عربی «العالم» در لندن از جمله فعالیت‌های وی است. او علاوه بر تدریس در حوزه و دانشگاه تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«[[امام علی و قومیت عربی (کتاب)|امام علی و قومیت عربی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[چرا امام حسین قیام کرد؟ (مقاله)|چرا امام حسین قیام کرد؟]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[امام علی و سقراط (کتاب)|امام علی و سقراط]]»&#039;&#039; و &#039;&#039;«[[ نهضت حسینی و اهل سنت (مقاله)| نهضت حسینی و اهل سنت]]»&#039;&#039; برخی از این آثار است. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=856 پایگاه اطلاع‌رسانی گردآورنده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
 {{پانویس}}&lt;br /&gt;
==دریافت متن کتاب==&lt;br /&gt;
*[http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_mtree&amp;amp;task=viewlink&amp;amp;link_id=16714&amp;amp;Itemid=128&amp;amp;lang=fa متن دیجیتال کتاب در پایگاه مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه]&lt;br /&gt;
*[http://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/image/5992 دریافت متن PDF کتاب از پایگاه کتابخانه دیجیتال نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* [https://www.gisoom.com/book/11039626/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%AF-1/ وبگاه شبکه جامع کتاب گیسوم]&lt;br /&gt;
* [https://bookroom.ir/book/13809 وبگاه پاتوق کتاب فردا]&lt;br /&gt;
* [http://iranbuybook.com/9789640900215 وبگاه بای بوک]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت دو جلدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت منتشر‌شده در ۱۳۸۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن PDF]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن دیجیتال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AC%DB%B1_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65455</id>
		<title>بررسی‌های اسلامی ج۱ (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AC%DB%B1_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65455"/>
		<updated>2017-09-18T13:34:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان           = بررسی‌های اسلامی ج۱&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی      = &lt;br /&gt;
| تصویر           = 000117.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر   = 200px&lt;br /&gt;
| از مجموعه   = [[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|بررسی‌های اسلامی]]&lt;br /&gt;
| زبان            = فارسی&lt;br /&gt;
|زبان اصلی     =&lt;br /&gt;
| نویسنده         = [[سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
| نویسندگان         =&lt;br /&gt;
| تحقیق یا تدوین    =&lt;br /&gt;
| زیر نظر           = &lt;br /&gt;
| به کوشش           = [[سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
| مترجم             =&lt;br /&gt;
| مترجمان           =&lt;br /&gt;
| ویراستار          = &lt;br /&gt;
| ویراستاران        = &lt;br /&gt;
| موضوع           =&lt;br /&gt;
| مذهب            = [[شیعه]]&lt;br /&gt;
| ناشر            = [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
| به همت            =&lt;br /&gt;
| وابسته به         = &lt;br /&gt;
| محل نشر    = قم، ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر       = *۱۳۸۷&lt;br /&gt;
*۱۳۸۸&lt;br /&gt;
*۱۳۹۰&lt;br /&gt;
*۱۳۹۳&lt;br /&gt;
| تعداد جلد         = ۱&lt;br /&gt;
| صفحه            = ۳۵۲&lt;br /&gt;
| قطع             = وزیری&lt;br /&gt;
| نوع جلد        = شومیز&lt;br /&gt;
| شابک            = 9789640900215&lt;br /&gt;
| رده‌بندی کنگره     = ۱۳۰۰ی ۴ب۲ط/۴/۶ BP&lt;br /&gt;
| رده‌بندی دیویی     = ۲۹۷/۰۸&lt;br /&gt;
| شماره ملی         = 	&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بررسی‌های اسلامی ج۱&#039;&#039;&#039;، جلد اول از مجموعهٔ دو جلدی &#039;&#039;&#039;[[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|بررسی‌های اسلامی]]&#039;&#039;&#039; است که شامل بررسی‌های گوناگونی در زمینه‌های مختلف مباحث اسلامی می‌باشد. این مجموعه اثر [[سید محمد حسین طباطبایی]] است که به کوشش [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و توسط [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]] انتشار یافته است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[https://bookroom.ir/book/2770 وبگاه پاتوق کتاب فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ کتاب==&lt;br /&gt;
در معرفی این کتاب آمده است: «این اثر، مجموعه مقاله‌ها، پرسش‌ها و پاسخ‌هایی است که علامه طباطبایی به مناسبت‌های گوناگون به نگارش آنها همت ورزیده یا سؤال‌هایی را در طول سالیان متمادی به صورت کتبی پاسخ داده است. این نگاشته‌ها که هر یک در گوشه‌ای و نزد صاحب‌نظری یافت می‌شد، به همت [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و در دو جلد تنظیم شده‌اند. جلد نخست این اثر، به مباحثی نظیر: اسلام‌شناسی، [[امامت]] و تشیع، مسائل قرآنی و مقام و موقعیت زن در اسلام می‌پردازد».&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فهرست کتاب== &lt;br /&gt;
در این مورد اطلاعاتی در دست نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ پدیدآورندگان==&lt;br /&gt;
{{Gallery&lt;br /&gt;
|title=&lt;br /&gt;
|width=160 | height=170 | lines=4&lt;br /&gt;
|align=center&lt;br /&gt;
|footer=&lt;br /&gt;
|File:57743345.jpg |&lt;br /&gt;
 alt2=&lt;br /&gt;
 |[[سید هادی خسروشاهی]](گردآورنده)&lt;br /&gt;
|File:39587474.jpg |&lt;br /&gt;
 alt1=&lt;br /&gt;
 |[[سید محمد حسین طباطبایی]](پدیدآورنده)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* آیت‌الله [[سید محمد حسین طباطبایی]] مشهور به &#039;&#039;&#039;علامه طباطبایی&#039;&#039;&#039; (متولد ۱۲۸۲ ش، تبریز و متوفای ١٣۶٠ ش)، تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[سید علی قاضی]]، [[مرتضی طالقانی]]، [[سید حسین بادکوبه‌ای]]، [[سید ابوالقاسم خوانساری]]، [[محمد حسین غروی اصفهانی]]، [[حسین نائینی]] و [[سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]] به اتمام رساند. اهتمام جدی به تبیین و تدریس تفسیر قرآن کریم و مباحث فلسفی و حکمی و نیز تربیت شاگردان برجسته از جمله فعالیت‌های وی است.&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/122044/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%8C%20%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%20%D9%88%20%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%28%D8%B1%D9%87%29/ وبگاه راسخون]&amp;lt;/ref&amp;gt; او احیاکنندهٔ دروس تفسیر قرآن و فلسفه و حکمت در حوزه‌های علمیه بوده و آثار تأثیرگذاری در موضوعات مختلف علوم عقلی و نقلی تألیف کرده است. &#039;&#039;«[[رسالة النبوة و الإمامة (کتاب)|رسالة النبوة و الإمامة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة الولایة (کتاب)|رسالة الولایة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[سنن النبی (کتاب)|سنن النبی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[علی و فلسفه الهی (کتاب)|علی و فلسفهٔ الهی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[شیعه در اسلام (کتاب)|شیعه در اسلام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز (کتاب)|وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب (مقاله)|رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[مجموعه رسائل (کتاب)|مجموعه رسائل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«تفسیر المیزان»&#039;&#039;، &#039;&#039;«کتاب توحید»&#039;&#039;،  &#039;&#039;«قرآن در اسلام»&#039;&#039;، &#039;&#039;«اصول فلسفه و روش رئالیسم»&#039;&#039;، &#039;&#039;«بدایة الحکمة»&#039;&#039; و &#039;&#039;«نهایة الحکمة»&#039;&#039;،  برخی از این آثار است.&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* حجت الاسلام و المسلمین [[سید هادی خسروشاهی]] (متولد ۱۳۱۷ ش، تبریز)، تحصیلات حوزوی را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[بروجردی]]، [[امام خمینی]]، [[سید محمد کاظم شریعتمداری]] و [[ سید محمد حسین طباطبایی]] پیگیری کرد.  نماینده [[امام خمینی]] در [[وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی]]، سفیر ایران در واتیکان، تأسیس «[[مرکز فرهنگی اسلامی اروپا]]» در رم و تأسیس دوماهنامه انگلیسی زبان اینکوایری (Inquiry) و افریکن ایونتس (Aferican Events) و هفته‌نامه عربی «العالم» در لندن از جمله فعالیت‌های وی است. او علاوه بر تدریس در حوزه و دانشگاه تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«[[امام علی و قومیت عربی (کتاب)|امام علی و قومیت عربی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[چرا امام حسین قیام کرد؟ (مقاله)|چرا امام حسین قیام کرد؟]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[امام علی و سقراط (کتاب)|امام علی و سقراط]]»&#039;&#039; و &#039;&#039;«[[ نهضت حسینی و اهل سنت (مقاله)| نهضت حسینی و اهل سنت]]»&#039;&#039; برخی از این آثار است. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=856 پایگاه اطلاع‌رسانی گردآورنده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب‌های وابسته==&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|اصل مجموعه]]؛&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی ج۲ (کتاب)]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
 {{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دریافت متن کتاب==&lt;br /&gt;
*[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%20%D8%AC%D9%84%D8%AF%201&amp;amp;option=com_mtree&amp;amp;task=readonline&amp;amp;link_id=16712&amp;amp;page=1&amp;amp;chkhashk=18A0AD00E3&amp;amp;Itemid=&amp;amp;tmpl=component&amp;amp;lang=fa متن دیجیتال کتاب در پایگاه مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه]&lt;br /&gt;
*[http://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/image/5992 دریافت متن PDF کتاب از پایگاه کتابخانه دیجیتال نور]&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* [https://www.adinehbook.com/gp/product/9640900215/ref=sr_1_d200_img_2 وبگاه آدینه بوک]&lt;br /&gt;
* [https://www.gisoom.com/book/11039626/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%AF-1/ وبگاه شبکه جامع کتاب گیسوم]&lt;br /&gt;
* [http://iranbuybook.com/9789640900215 وبگاه بای بوک]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت دو جلدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت منتشر‌شده در ۱۳۸۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت با تعداد صفحات بیشتر از ۳۰۰]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های فاقد فهرست]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن PDF]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن دیجیتال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AC%DB%B1_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65454</id>
		<title>بررسی‌های اسلامی ج۱ (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%AC%DB%B1_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65454"/>
		<updated>2017-09-18T13:32:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{جعبه اطلاعات کتاب | عنوان           = بررسی‌های اسلامی | عنوان...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان           = بررسی‌های اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی      = &lt;br /&gt;
| تصویر           = 000117.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر   = 200px&lt;br /&gt;
| از مجموعه   = [[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|بررسی‌های اسلامی]]&lt;br /&gt;
| زبان            = فارسی&lt;br /&gt;
|زبان اصلی     =&lt;br /&gt;
| نویسنده         = [[سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
| نویسندگان         =&lt;br /&gt;
| تحقیق یا تدوین    =&lt;br /&gt;
| زیر نظر           = &lt;br /&gt;
| به کوشش           = [[سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
| مترجم             =&lt;br /&gt;
| مترجمان           =&lt;br /&gt;
| ویراستار          = &lt;br /&gt;
| ویراستاران        = &lt;br /&gt;
| موضوع           =&lt;br /&gt;
| مذهب            = [[شیعه]]&lt;br /&gt;
| ناشر            = [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
| به همت            =&lt;br /&gt;
| وابسته به         = &lt;br /&gt;
| محل نشر    = قم، ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر       = *۱۳۸۷&lt;br /&gt;
*۱۳۸۸&lt;br /&gt;
*۱۳۹۰&lt;br /&gt;
*۱۳۹۳&lt;br /&gt;
| تعداد جلد         = ۱&lt;br /&gt;
| صفحه            = ۳۵۲&lt;br /&gt;
| قطع             = وزیری&lt;br /&gt;
| نوع جلد        = شومیز&lt;br /&gt;
| شابک            = 9789640900215&lt;br /&gt;
| رده‌بندی کنگره     = ۱۳۰۰ی ۴ب۲ط/۴/۶ BP&lt;br /&gt;
| رده‌بندی دیویی     = ۲۹۷/۰۸&lt;br /&gt;
| شماره ملی         = 	&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بررسی‌های اسلامی&#039;&#039;&#039;، جلد اول از مجموعهٔ دو جلدی &#039;&#039;&#039;[[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|بررسی‌های اسلامی]]&#039;&#039;&#039; است که شامل بررسی‌های گوناگونی در زمینه‌های مختلف مباحث اسلامی می‌باشد. این مجموعه اثر [[سید محمد حسین طباطبایی]] است که به کوشش [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و توسط [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]] انتشار یافته است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[https://bookroom.ir/book/2770 وبگاه پاتوق کتاب فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ کتاب==&lt;br /&gt;
در معرفی این کتاب آمده است: «این اثر، مجموعه مقاله‌ها، پرسش‌ها و پاسخ‌هایی است که علامه طباطبایی به مناسبت‌های گوناگون به نگارش آنها همت ورزیده یا سؤال‌هایی را در طول سالیان متمادی به صورت کتبی پاسخ داده است. این نگاشته‌ها که هر یک در گوشه‌ای و نزد صاحب‌نظری یافت می‌شد، به همت [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و در دو جلد تنظیم شده‌اند. جلد نخست این اثر، به مباحثی نظیر: اسلام‌شناسی، [[امامت]] و تشیع، مسائل قرآنی و مقام و موقعیت زن در اسلام می‌پردازد».&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فهرست کتاب== &lt;br /&gt;
در این مورد اطلاعاتی در دست نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ پدیدآورندگان==&lt;br /&gt;
{{Gallery&lt;br /&gt;
|title=&lt;br /&gt;
|width=160 | height=170 | lines=4&lt;br /&gt;
|align=center&lt;br /&gt;
|footer=&lt;br /&gt;
|File:57743345.jpg |&lt;br /&gt;
 alt2=&lt;br /&gt;
 |[[سید هادی خسروشاهی]](گردآورنده)&lt;br /&gt;
|File:39587474.jpg |&lt;br /&gt;
 alt1=&lt;br /&gt;
 |[[سید محمد حسین طباطبایی]](پدیدآورنده)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* آیت‌الله [[سید محمد حسین طباطبایی]] مشهور به &#039;&#039;&#039;علامه طباطبایی&#039;&#039;&#039; (متولد ۱۲۸۲ ش، تبریز و متوفای ١٣۶٠ ش)، تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[سید علی قاضی]]، [[مرتضی طالقانی]]، [[سید حسین بادکوبه‌ای]]، [[سید ابوالقاسم خوانساری]]، [[محمد حسین غروی اصفهانی]]، [[حسین نائینی]] و [[سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]] به اتمام رساند. اهتمام جدی به تبیین و تدریس تفسیر قرآن کریم و مباحث فلسفی و حکمی و نیز تربیت شاگردان برجسته از جمله فعالیت‌های وی است.&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/122044/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%8C%20%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%20%D9%88%20%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%28%D8%B1%D9%87%29/ وبگاه راسخون]&amp;lt;/ref&amp;gt; او احیاکنندهٔ دروس تفسیر قرآن و فلسفه و حکمت در حوزه‌های علمیه بوده و آثار تأثیرگذاری در موضوعات مختلف علوم عقلی و نقلی تألیف کرده است. &#039;&#039;«[[رسالة النبوة و الإمامة (کتاب)|رسالة النبوة و الإمامة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة الولایة (کتاب)|رسالة الولایة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[سنن النبی (کتاب)|سنن النبی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[علی و فلسفه الهی (کتاب)|علی و فلسفهٔ الهی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[شیعه در اسلام (کتاب)|شیعه در اسلام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز (کتاب)|وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب (مقاله)|رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[مجموعه رسائل (کتاب)|مجموعه رسائل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«تفسیر المیزان»&#039;&#039;، &#039;&#039;«کتاب توحید»&#039;&#039;،  &#039;&#039;«قرآن در اسلام»&#039;&#039;، &#039;&#039;«اصول فلسفه و روش رئالیسم»&#039;&#039;، &#039;&#039;«بدایة الحکمة»&#039;&#039; و &#039;&#039;«نهایة الحکمة»&#039;&#039;،  برخی از این آثار است.&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* حجت الاسلام و المسلمین [[سید هادی خسروشاهی]] (متولد ۱۳۱۷ ش، تبریز)، تحصیلات حوزوی را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[بروجردی]]، [[امام خمینی]]، [[سید محمد کاظم شریعتمداری]] و [[ سید محمد حسین طباطبایی]] پیگیری کرد.  نماینده [[امام خمینی]] در [[وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی]]، سفیر ایران در واتیکان، تأسیس «[[مرکز فرهنگی اسلامی اروپا]]» در رم و تأسیس دوماهنامه انگلیسی زبان اینکوایری (Inquiry) و افریکن ایونتس (Aferican Events) و هفته‌نامه عربی «العالم» در لندن از جمله فعالیت‌های وی است. او علاوه بر تدریس در حوزه و دانشگاه تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«[[امام علی و قومیت عربی (کتاب)|امام علی و قومیت عربی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[چرا امام حسین قیام کرد؟ (مقاله)|چرا امام حسین قیام کرد؟]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[امام علی و سقراط (کتاب)|امام علی و سقراط]]»&#039;&#039; و &#039;&#039;«[[ نهضت حسینی و اهل سنت (مقاله)| نهضت حسینی و اهل سنت]]»&#039;&#039; برخی از این آثار است. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=856 پایگاه اطلاع‌رسانی گردآورنده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب‌های وابسته==&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی (کتاب)|اصل مجموعه]]؛&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی ج۲ (کتاب)]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
 {{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دریافت متن کتاب==&lt;br /&gt;
*[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%20%D8%AC%D9%84%D8%AF%201&amp;amp;option=com_mtree&amp;amp;task=readonline&amp;amp;link_id=16712&amp;amp;page=1&amp;amp;chkhashk=18A0AD00E3&amp;amp;Itemid=&amp;amp;tmpl=component&amp;amp;lang=fa متن دیجیتال کتاب در پایگاه مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه]&lt;br /&gt;
*[http://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/image/5992 دریافت متن PDF کتاب از پایگاه کتابخانه دیجیتال نور]&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* [https://www.adinehbook.com/gp/product/9640900215/ref=sr_1_d200_img_2 وبگاه آدینه بوک]&lt;br /&gt;
* [https://www.gisoom.com/book/11039626/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%AF-1/ وبگاه شبکه جامع کتاب گیسوم]&lt;br /&gt;
* [http://iranbuybook.com/9789640900215 وبگاه بای بوک]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت دو جلدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت منتشر‌شده در ۱۳۸۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت با تعداد صفحات بیشتر از ۳۰۰]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های فاقد فهرست]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن PDF]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن دیجیتال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65450</id>
		<title>بررسی‌های اسلامی (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65450"/>
		<updated>2017-09-18T13:12:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان           = بررسی‌های اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی      = &lt;br /&gt;
| تصویر           = 000116.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر   = 200px&lt;br /&gt;
| از مجموعه   =&lt;br /&gt;
| زبان            = فارسی&lt;br /&gt;
|زبان اصلی     =&lt;br /&gt;
| نویسنده         = [[سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
| نویسندگان         =&lt;br /&gt;
| تحقیق یا تدوین    =&lt;br /&gt;
| زیر نظر           = &lt;br /&gt;
| به کوشش           = [[سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
| مترجم             =&lt;br /&gt;
| مترجمان           =&lt;br /&gt;
| ویراستار          = &lt;br /&gt;
| ویراستاران        = &lt;br /&gt;
| موضوع           =&lt;br /&gt;
| مذهب            = [[شیعه]]&lt;br /&gt;
| ناشر            = [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
| به همت            =&lt;br /&gt;
| وابسته به         = &lt;br /&gt;
| محل نشر    = قم، ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر       = *۱۳۸۷&lt;br /&gt;
*۱۳۸۸&lt;br /&gt;
*۱۳۹۰&lt;br /&gt;
*۱۳۹۳&lt;br /&gt;
| تعداد جلد         =۲ جلد: &amp;lt;br/&amp;gt; [[بررسی‌های اسلامی ج۱ (کتاب)|جلد یکم]] &amp;lt;br/&amp;gt; [[بررسی‌های اسلامی ج۲ (کتاب)|جلد دوم]]&lt;br /&gt;
| صفحه            = &lt;br /&gt;
| قطع             = وزیری&lt;br /&gt;
| نوع جلد        = شومیز&lt;br /&gt;
| شابک            =&lt;br /&gt;
| رده‌بندی کنگره     = ۱۳۰۰ی ۴ب۲ط/۴/۶ BP&lt;br /&gt;
| رده‌بندی دیویی     = ۲۹۷/۰۸&lt;br /&gt;
| شماره ملی         = 	&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بررسی‌های اسلامی&#039;&#039;&#039;، مجموعه‌ای است دو جلدی که شامل بررسی‌های گوناگونی در زمینه‌های مختلف مباحث اسلامی می‌باشد. این مجموعه اثر [[سید محمد حسین طباطبایی]] است که به کوشش [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و توسط [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]] انتشار یافته است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[https://article.tebyan.net/124414/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%D9%8A-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%A6%D9%8A وبگاه تبیان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ کتاب==&lt;br /&gt;
در معرفی این کتاب آمده است: «نوشتار حاضر شامل برخی از مقاله‌‏ها، پرسش‏‌ها و پاسخ‏‌های فلسفی، اجتماعی و دینی علامه [[سید محمد حسین طباطبایی]] است که به مناسبت‌‏های گوناگون نوشته شده و به کوشش [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و تنظیم گردیده است. نویسنده در بخش نخست این کتاب نگاهی اجمالی بر حوادث زندگی، شخصیت و اندیشه‏‌های [[ملاصدرا]] و نیز آثار و اساتید و شاگردان او دارد و سپس با پژوهش در آثار صدرالمتألهین، گزیده‏‌ای از نظریه‏‌ها و افکار وی در معرفت‌‏شناسی، هستی‏‌شناسی، اصالت وجود، امکان و ماهیت را مورد بحث و بررسی قرار داده است».&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاکنون دو جلد از این مجموعه به چاپ رسیده است:&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی ج۱ (کتاب)]]؛&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی ج۲ (کتاب)]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مباحث جلدهای کتاب==&lt;br /&gt;
در این مورد اطلاعاتی در دست نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ پدیدآورندگان==&lt;br /&gt;
{{Gallery&lt;br /&gt;
|title=&lt;br /&gt;
|width=160 | height=170 | lines=4&lt;br /&gt;
|align=center&lt;br /&gt;
|footer=&lt;br /&gt;
|File:57743345.jpg |&lt;br /&gt;
 alt2=&lt;br /&gt;
 |[[سید هادی خسروشاهی]](گردآورنده)&lt;br /&gt;
|File:39587474.jpg |&lt;br /&gt;
 alt1=&lt;br /&gt;
 |[[سید محمد حسین طباطبایی]](پدیدآورنده)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* آیت‌الله [[سید محمد حسین طباطبایی]] مشهور به &#039;&#039;&#039;علامه طباطبایی&#039;&#039;&#039; (متولد ۱۲۸۲ ش، تبریز و متوفای ١٣۶٠ ش)، تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[سید علی قاضی]]، [[مرتضی طالقانی]]، [[سید حسین بادکوبه‌ای]]، [[سید ابوالقاسم خوانساری]]، [[محمد حسین غروی اصفهانی]]، [[حسین نائینی]] و [[سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]] به اتمام رساند. اهتمام جدی به تبیین و تدریس تفسیر قرآن کریم و مباحث فلسفی و حکمی و نیز تربیت شاگردان برجسته از جمله فعالیت‌های وی است.&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/122044/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%8C%20%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%20%D9%88%20%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%28%D8%B1%D9%87%29/ وبگاه راسخون]&amp;lt;/ref&amp;gt; او احیاکنندهٔ دروس تفسیر قرآن و فلسفه و حکمت در حوزه‌های علمیه بوده و آثار تأثیرگذاری در موضوعات مختلف علوم عقلی و نقلی تألیف کرده است. &#039;&#039;«[[رسالة النبوة و الإمامة (کتاب)|رسالة النبوة و الإمامة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة الولایة (کتاب)|رسالة الولایة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[سنن النبی (کتاب)|سنن النبی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[علی و فلسفه الهی (کتاب)|علی و فلسفهٔ الهی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[شیعه در اسلام (کتاب)|شیعه در اسلام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز (کتاب)|وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب (مقاله)|رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[مجموعه رسائل (کتاب)|مجموعه رسائل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«تفسیر المیزان»&#039;&#039;، &#039;&#039;«کتاب توحید»&#039;&#039;،  &#039;&#039;«قرآن در اسلام»&#039;&#039;، &#039;&#039;«اصول فلسفه و روش رئالیسم»&#039;&#039;، &#039;&#039;«بدایة الحکمة»&#039;&#039; و &#039;&#039;«نهایة الحکمة»&#039;&#039;،  برخی از این آثار است.&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* حجت الاسلام و المسلمین [[سید هادی خسروشاهی]] (متولد ۱۳۱۷ ش، تبریز)، تحصیلات حوزوی را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[بروجردی]]، [[امام خمینی]]، [[سید محمد کاظم شریعتمداری]] و [[ سید محمد حسین طباطبایی]] پیگیری کرد.  نماینده [[امام خمینی]] در [[وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی]]، سفیر ایران در واتیکان، تأسیس «[[مرکز فرهنگی اسلامی اروپا]]» در رم و تأسیس دوماهنامه انگلیسی زبان اینکوایری (Inquiry) و افریکن ایونتس (Aferican Events) و هفته‌نامه عربی «العالم» در لندن از جمله فعالیت‌های وی است. او علاوه بر تدریس در حوزه و دانشگاه تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«[[امام علی و قومیت عربی (کتاب)|امام علی و قومیت عربی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[چرا امام حسین قیام کرد؟ (مقاله)|چرا امام حسین قیام کرد؟]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[امام علی و سقراط (کتاب)|امام علی و سقراط]]»&#039;&#039; و &#039;&#039;«[[ نهضت حسینی و اهل سنت (مقاله)| نهضت حسینی و اهل سنت]]»&#039;&#039; برخی از این آثار است. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=856 پایگاه اطلاع‌رسانی گردآورنده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
 {{پانویس}}&lt;br /&gt;
==دریافت متن کتاب==&lt;br /&gt;
*[http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_mtree&amp;amp;task=viewlink&amp;amp;link_id=16714&amp;amp;Itemid=128&amp;amp;lang=fa متن دیجیتال کتاب در پایگاه مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه]&lt;br /&gt;
*[http://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/image/5992 دریافت متن PDF کتاب از پایگاه کتابخانه دیجیتال نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* [https://www.gisoom.com/book/11039626/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%AF-1/ وبگاه شبکه جامع کتاب گیسوم]&lt;br /&gt;
* [https://bookroom.ir/book/13809 وبگاه پاتوق کتاب فردا]&lt;br /&gt;
* [http://iranbuybook.com/9789640900215 وبگاه بای بوک]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت دو جلدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت منتشر‌شده در ۱۳۸۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن PDF]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن دیجیتال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65381</id>
		<title>بررسی‌های اسلامی (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65381"/>
		<updated>2017-09-17T14:18:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{جعبه اطلاعات کتاب | عنوان           = بررسی‌های اسلامی | عنوان...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان           = بررسی‌های اسلامی&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی      = &lt;br /&gt;
| تصویر           = 000116.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر   = 200px&lt;br /&gt;
| از مجموعه   =&lt;br /&gt;
| زبان            = فارسی&lt;br /&gt;
|زبان اصلی     =&lt;br /&gt;
| نویسنده         = [[سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
| نویسندگان         =&lt;br /&gt;
| تحقیق یا تدوین    =&lt;br /&gt;
| زیر نظر           = &lt;br /&gt;
| به کوشش           = [[سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
| مترجم             =&lt;br /&gt;
| مترجمان           =&lt;br /&gt;
| ویراستار          = &lt;br /&gt;
| ویراستاران        = &lt;br /&gt;
| موضوع           =&lt;br /&gt;
| مذهب            = [[شیعه]]&lt;br /&gt;
| ناشر            = [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
| به همت            =&lt;br /&gt;
| وابسته به         = &lt;br /&gt;
| محل نشر    = قم، ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر       = *۱۳۸۷&lt;br /&gt;
*۱۳۸۸&lt;br /&gt;
*۱۳۹۰&lt;br /&gt;
*۱۲۹۳&lt;br /&gt;
| تعداد جلد         =۲ جلد: &amp;lt;br/&amp;gt; [[بررسی‌های اسلامی ج۱ (کتاب)|جلد یکم]] &amp;lt;br/&amp;gt; [[بررسی‌های اسلامی ج۲ (کتاب)|جلد دوم]]&lt;br /&gt;
| صفحه            = &lt;br /&gt;
| قطع             = وزیری&lt;br /&gt;
| نوع جلد        = شومیز&lt;br /&gt;
| شابک            =&lt;br /&gt;
| رده‌بندی کنگره     = ۱۳۰۰ی ۴ب۲ط/۴/۶ BP&lt;br /&gt;
| رده‌بندی دیویی     = ۲۹۷/۰۸&lt;br /&gt;
| شماره ملی         = 	&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بررسی‌های اسلامی&#039;&#039;&#039;، مجموعه‌ای است دو جلدی که شامل بررسی‌های گوناگونی در زمینه‌های مختلف مباحث اسلامی می‌باشد. این مجموعه اثر [[سید محمد حسین طباطبایی]] است که به کوشش [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و توسط [[مؤسسه بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]] انتشار یافته است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[https://article.tebyan.net/124414/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%D9%8A-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%A6%D9%8A وبگاه تبیان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ کتاب==&lt;br /&gt;
در معرفی این کتاب آمده است: «نوشتار حاضر شامل برخی از مقاله‌‏ها، پرسش‏‌ها و پاسخ‏‌های فلسفی، اجتماعی و دینی علامه [[سید محمد حسین طباطبایی]] است که به مناسبت‌‏های گوناگون نوشته شده و به کوشش [[سید هادی خسروشاهی]] گردآوری و تنظیم گردیده است. نویسنده در بخش نخست این کتاب نگاهی اجمالی بر حوادث زندگی، شخصیت و اندیشه‏‌های [[ملاصدرا]] و نیز آثار و اساتید و شاگردان او دارد و سپس با پژوهش در آثار صدرالمتألهین، گزیده‏‌ای از نظریه‏‌ها و افکار وی در معرفت‌‏شناسی، هستی‏‌شناسی، اصالت وجود، امکان و ماهیت را مورد بحث و بررسی قرار داده است».&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاکنون دو جلد از این مجموعه به چاپ رسیده است:&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی ج۱ (کتاب)]]؛&lt;br /&gt;
*[[بررسی‌های اسلامی ج۲ (کتاب)]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مباحث جلدهای کتاب==&lt;br /&gt;
در این مورد اطلاعاتی در دست نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ پدیدآورندگان==&lt;br /&gt;
{{Gallery&lt;br /&gt;
|title=&lt;br /&gt;
|width=160 | height=170 | lines=4&lt;br /&gt;
|align=center&lt;br /&gt;
|footer=&lt;br /&gt;
|File:57743345.jpg |&lt;br /&gt;
 alt2=&lt;br /&gt;
 |[[سید هادی خسروشاهی]](گردآورنده)&lt;br /&gt;
|File:39587474.jpg |&lt;br /&gt;
 alt1=&lt;br /&gt;
 |[[سید محمد حسین طباطبایی]](پدیدآورنده)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* آیت‌الله [[سید محمد حسین طباطبایی]] مشهور به &#039;&#039;&#039;علامه طباطبایی&#039;&#039;&#039; (متولد ۱۲۸۲ ش، تبریز و متوفای ١٣۶٠ ش)، تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[سید علی قاضی]]، [[مرتضی طالقانی]]، [[سید حسین بادکوبه‌ای]]، [[سید ابوالقاسم خوانساری]]، [[محمد حسین غروی اصفهانی]]، [[حسین نائینی]] و [[سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]] به اتمام رساند. اهتمام جدی به تبیین و تدریس تفسیر قرآن کریم و مباحث فلسفی و حکمی و نیز تربیت شاگردان برجسته از جمله فعالیت‌های وی است.&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/122044/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%8C%20%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%20%D9%87%D8%A7%20%D9%88%20%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%28%D8%B1%D9%87%29/ وبگاه راسخون]&amp;lt;/ref&amp;gt; او احیاکنندهٔ دروس تفسیر قرآن و فلسفه و حکمت در حوزه‌های علمیه بوده و آثار تأثیرگذاری در موضوعات مختلف علوم عقلی و نقلی تألیف کرده است. &#039;&#039;«[[رسالة النبوة و الإمامة (کتاب)|رسالة النبوة و الإمامة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة الولایة (کتاب)|رسالة الولایة]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[سنن النبی (کتاب)|سنن النبی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[علی و فلسفه الهی (کتاب)|علی و فلسفهٔ الهی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[شیعه در اسلام (کتاب)|شیعه در اسلام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز (کتاب)|وح‍ی‌ ی‍ا ش‍ع‍ور م‍رم‍وز]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب (مقاله)|رسالة فی علم النبی و الإمام بالغیب]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[بحثی کوتاه درباره علم امام (مقاله)|بحثی کوتاه درباره علم امام]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[مجموعه رسائل (کتاب)|مجموعه رسائل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«تفسیر المیزان»&#039;&#039;، &#039;&#039;«کتاب توحید»&#039;&#039;،  &#039;&#039;«قرآن در اسلام»&#039;&#039;، &#039;&#039;«اصول فلسفه و روش رئالیسم»&#039;&#039;، &#039;&#039;«بدایة الحکمة»&#039;&#039; و &#039;&#039;«نهایة الحکمة»&#039;&#039;،  برخی از این آثار است.&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* حجت الاسلام و المسلمین [[سید هادی خسروشاهی]] (متولد ۱۳۱۷ ش، تبریز)، تحصیلات حوزوی را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[بروجردی]]، [[امام خمینی]]، [[سید محمد کاظم شریعتمداری]] و [[ سید محمد حسین طباطبایی]] پیگیری کرد.  نماینده [[امام خمینی]] در [[وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی]]، سفیر ایران در واتیکان، تأسیس «[[مرکز فرهنگی اسلامی اروپا]]» در رم و تأسیس دوماهنامه انگلیسی زبان اینکوایری (Inquiry) و افریکن ایونتس (Aferican Events) و هفته‌نامه عربی «العالم» در لندن از جمله فعالیت‌های وی است. او علاوه بر تدریس در حوزه و دانشگاه تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«[[امام علی و قومیت عربی (کتاب)|امام علی و قومیت عربی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[چرا امام حسین قیام کرد؟ (مقاله)|چرا امام حسین قیام کرد؟]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[امام علی و سقراط (کتاب)|امام علی و سقراط]]»&#039;&#039; و &#039;&#039;«[[ نهضت حسینی و اهل سنت (مقاله)| نهضت حسینی و اهل سنت]]»&#039;&#039; برخی از این آثار است. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=856 پایگاه اطلاع‌رسانی گردآورنده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
 {{پانویس}}&lt;br /&gt;
==دریافت متن کتاب==&lt;br /&gt;
*[http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_mtree&amp;amp;task=viewlink&amp;amp;link_id=16714&amp;amp;Itemid=128&amp;amp;lang=fa متن دیجیتال کتاب در پایگاه مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه]&lt;br /&gt;
*[http://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/image/5992 دریافت متن PDF کتاب از پایگاه کتابخانه دیجیتال نور]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
* [https://www.gisoom.com/book/11039626/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%AF-1/ وبگاه شبکه جامع کتاب گیسوم]&lt;br /&gt;
* [https://bookroom.ir/book/13809 وبگاه پاتوق کتاب فردا]&lt;br /&gt;
* [http://iranbuybook.com/9789640900215 وبگاه بای بوک]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید محمد حسین طباطبایی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت دو جلدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت منتشر‌شده در ۱۳۸۷]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت انتشارات مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن PDF]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای متن دیجیتال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;diff=65379</id>
		<title>سید هادی خسروشاهی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;diff=65379"/>
		<updated>2017-09-17T13:57:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:57743345.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[سید هادی خسروشاهی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین [[سید هادی خسروشاهی]] (متولد ۱۳۱۷ ش، تبریز)، تحصیلات حوزوی را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[بروجردى]]، [[امام خمینی]]، [[سید محمد کاظم شریعتمدارى]] و [[ سید محمد حسین طباطبایی]] پیگیری کرد.  نماینده [[امام خمینی]] در [[وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى]]، سفیر ایران در واتیکان، تأسیس «[[مرکز فرهنگى اسلامى اروپا]]» در رم و تأسیس دوماهنامه انگلیسى زبان اینکوایرى (Inquiry) و افریکن ایونتس (Aferican Events) و هفته‌نامه عربى «العالم» در لندن از جمله فعالیت‌های وی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او علاوه بر تدریس در حوزه و دانشگاه تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«[[امام علی و قومیت عربی (کتاب)|امام علی و قومیت عربی]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[چرا امام حسين قيام كرد؟ (مقاله)|چرا امام حسين قيام كرد؟]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[امام علی و سقراط (کتاب)|امام علی و سقراط]]»&#039;&#039; و &#039;&#039;«[[ نهضت حسينی و اهل سنت (مقاله)| نهضت حسينی و اهل سنت]]»&#039;&#039; برخی از این آثار است. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&amp;amp;UID=856 پایگاه اطلاع‌رسانی گردآورنده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
* [[:رده:آثار امامت و ولایت سید هادی خسروشاهی|آثار امامت و ولایت سید هادی خسروشاهی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*[http://www.noormags.ir/view/fa/creator/72811 صفحه آثار پدیدآورنده در پایگاه مجلات تخصصی نور]&lt;br /&gt;
* [http://bookroom.ir/people/146/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C صفحه آثار پدیدآورنده در وبگاه پاتوق کتاب فردا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:معرفی اجمالی پدیدآورندگان آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان کتاب در امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان آثار وابسته به وحی و الهام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=65378</id>
		<title>وحید پاشایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=65378"/>
		<updated>2017-09-17T13:03:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:1368262.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[وحید پاشایی]]]]&lt;br /&gt;
دکتر [[وحید پاشایی]] (متولد ۱۳۶۶ ش، همدان)، علاوه بر تحصیلات حوزوی، تحصیلات دانشگاهی خود را در مقطع دکتری شیعه‌شناسی [[دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی]] به اتمام رساند. عضو هیئت علمی افتخاری [[مؤسسه سفیران فرهنگی مبین]]، قائم مقام دائرةالمعارف اسلام پدیا و استادیار گروه معارف [[دانشگاه بوعلی سینا]] همدان از جمله فعالیت‌های وی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او علاوه بر تدریس دروس حوزوی و دانشگاهی به راهنمایی و مشاوره پایان‌نامه‌های دانشجویان نیز مشغول است و تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«خودگروی اخلاقی»&#039;&#039;، &#039;&#039;«پاسخ به شبهات ناصر القفاری درباره بداء»&#039;&#039;، &#039;&#039;«خودگروی اخلاقی نگاهی قرآنی»&#039;&#039; و &#039;&#039;«[[قیام امام حسین عاقلانه یا عاشقانه؟ (مقاله)|قیام امام حسین عاقلانه یا عاشقانه؟]]»&#039;&#039;برخی از این آثار است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://profs.basu.ac.ir/pashaei/ سامانه جامع پرتال اساتید دانشگاه بوعلی سینا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
* [[:رده:آثار امامت و ولایت وحید پاشایی|آثار امامت و ولایت وحید پاشایی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*[http://www.noormags.ir/view/fa/creator/269415/%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C صفحه آثار پدیدآورنده در پایگاه مجلات تخصصی نور]&lt;br /&gt;
*[http://profile.riqh.ac.ir/fa/ScholarMainpage.html?UserID=4683&amp;amp; صفحه پدیدآورنده در وبگاه پژوهشگران]&lt;br /&gt;
*[http://www.ensani.ir/fa/154958/profile.aspx صفحه پدیدآورنده در پرتال جامع علوم انسانی]&lt;br /&gt;
[[رده:معرفی اجمالی پدیدآورندگان آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان آثار امامت و ولایت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1&amp;diff=65377</id>
		<title>ابراهیم علی‌پور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1&amp;diff=65377"/>
		<updated>2017-09-17T12:47:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:000115.jpeg|بندانگشتی|right|100px|[[ابراهیم علی‌پور]]]]&lt;br /&gt;
دکتر [[ابراهیم علی‌پور]] تحصیلات خود را در مقطع دکتری رشته فلسفه و کلام اسلامی [[دانشگاه قم]] پیگیری کرد. عضو هیئت علمی [[پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی]]، مدیر گروه فلسفه [[پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی]] و مدیر گروه علمی فلسفه [[مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران]] از جمله فعالیت‌های وی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او علاوه بر تدریس دروس حوزوی و دانشگاهی تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«درآمدی بر چیستی فلسفه اسلامی»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[فلسفه عدالت امام علی (مقاله)|فلسفه عدالت امام علی]]{{ع}}»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[علم امام از دیدگاه شیخ مفید و علامه طباطبایی (مقاله)|علم امام از دیدگاه شیخ مفید و علامه طباطبایی]]»&#039;&#039; و &#039;&#039;«مسئولیت‌های اخلاقی انسان معاصر»&#039;&#039; برخی از این آثار است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[http://www.dte.ir/portal/home/?news/130984/107752/132550/%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87%20%D8%B9%D9%84%D9%85%D9%8A%20%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%BE%D9%88%D8%B1 صفحه پدیدآورنده در پایگاه پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
* [[:رده:آثار امامت و ولایت ابراهیم علی‌پور|آثار امامت و ولایت ابراهیم علی‌پور]]&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*[http://www.noormags.ir/view/fa/creator/80207/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1 صفحه آثار پدیدآورنده در پایگاه مجلات تخصصی نور]&lt;br /&gt;
[[رده:معرفی اجمالی پدیدآورندگان آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان مقاله در امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌دهندگان به پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1&amp;diff=65260</id>
		<title>ابراهیم علی‌پور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1&amp;diff=65260"/>
		<updated>2017-09-15T10:09:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:000115.jpeg|بندانگشتی|right|100px|[[ابراهیم علی‌پور]]]]&lt;br /&gt;
[[ابراهیم علی‌پور]] تحصیلات خود را در مقطع دکتری رشته فلسفه و کلام اسلامی [[دانشگاه قم]] پیگیری کرد. عضو هیئت علمی [[پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی]]، مدیر گروه فلسفه [[پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی]] و مدیر گروه علمی فلسفه [[مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران]] از جمله فعالیت‌های وی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او علاوه بر تدریس دروس حوزوی و دانشگاهی تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«درآمدی بر چیستی فلسفه اسلامی»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[فلسفه عدالت امام علی (مقاله)|فلسفه عدالت امام علی]]{{ع}}»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[علم امام از دیدگاه شیخ مفید و علامه طباطبایی (مقاله)|علم امام از دیدگاه شیخ مفید و علامه طباطبایی]]»&#039;&#039; و &#039;&#039;«مسئولیت‌های اخلاقی انسان معاصر»&#039;&#039; برخی از این آثار است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[http://www.dte.ir/portal/home/?news/130984/107752/132550/%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87%20%D8%B9%D9%84%D9%85%D9%8A%20%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85%20%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%BE%D9%88%D8%B1 صفحه پدیدآورنده در پایگاه پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
* [[:رده:آثار امامت و ولایت ابراهیم علی‌پور|آثار امامت و ولایت ابراهیم علی‌پور]]&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*[http://www.noormags.ir/view/fa/creator/80207/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1 صفحه آثار پدیدآورنده در پایگاه مجلات تخصصی نور]&lt;br /&gt;
[[رده:معرفی اجمالی پدیدآورندگان آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان مقاله در امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌دهندگان به پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%AA_%D8%AA%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D9%87_%D9%88_%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84_%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65258</id>
		<title>فروغ ابدیت تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اکرم (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%AA_%D8%AA%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D9%87_%D9%88_%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84_%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65258"/>
		<updated>2017-09-14T19:34:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان           = فروغ ابدیت&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی      = تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}}&lt;br /&gt;
| تصویر           = 000108.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر   = 200px&lt;br /&gt;
| از مجموعه   =&lt;br /&gt;
| زبان            = فارسی&lt;br /&gt;
|زبان اصلی     =&lt;br /&gt;
| نویسنده         = [[جعفر سبحانی]]&lt;br /&gt;
| نویسندگان         = &lt;br /&gt;
| تحقیق یا تدوین    =&lt;br /&gt;
| زیر نظر           =&lt;br /&gt;
| به کوشش           =&lt;br /&gt;
| مترجم             =&lt;br /&gt;
| مترجمان           =&lt;br /&gt;
| ویراستار          =&lt;br /&gt;
| ویراستاران        =&lt;br /&gt;
| موضوع           = [[امامت]]، [[ولایت]]&lt;br /&gt;
| مذهب            = [[شیعه]]&lt;br /&gt;
| ناشر            = *[[دفتر تبلیغات اسلامی (ناشر)|انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی]]&lt;br /&gt;
*[[بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
| به همت            =&lt;br /&gt;
| وابسته به         = &lt;br /&gt;
| محل نشر    = قم، ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر       = ۱۳۶۱؛ ۱۳۶۴؛ ۱۳۶۵؛ ۱۳۷۳؛ ۱۳۷۵؛ ۱۳۷۶؛ ۱۳۷۷؛ ۱۳۷۸؛ ۱۳۸۰؛ ۱۳۸۲؛ ۱۳۸۳؛ ۱۳۸۴؛ ۱۳۸۵؛ ۱۳۸۶؛ ۱۳۸۹؛ ۱۳۹۰؛ ۱۳۹۱؛ ۱۳۹۲؛ ۱۳۹۴؛ ۱۳۹۶&lt;br /&gt;
| تعداد جلد       = ۱&lt;br /&gt;
| صفحه            = ۱۰۴۸&lt;br /&gt;
| قطع             = وزیری&lt;br /&gt;
| نوع جلد        = سلفون&lt;br /&gt;
| شابک            = 9789640913772&lt;br /&gt;
| رده‌بندی کنگره    = ۱۳۹۳ ۴ف۲س/۲۲/۹ BP&lt;br /&gt;
|رده‌بندی دیویی     =‏ ۲۹۷.۹۳&lt;br /&gt;
| شماره ملی         =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فروغ ابدیت تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}}&#039;&#039;&#039; کتابی است که با زبان فارسی به سیری در زندگانی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌پردازد. این کتاب اثر [[جعفر سبحانی]] است و [[دفتر تبلیغات اسلامی (ناشر)|انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی]] و [[بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات بوستان کتاب]] انتشار آن را به عهده داشته است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[http://www.ketab.ir/modules.php?name=News&amp;amp;op=pirbook&amp;amp;bcode=1934990 وبگاه خانه کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ کتاب==&lt;br /&gt;
در این مورد اطلاعاتی در دست نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فهرست کتاب==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|2}}&lt;br /&gt;
*مقدمه چاپ نوزدهم؛&lt;br /&gt;
*مقدمه چاپ سوم؛&lt;br /&gt;
*مقدمه چاپ دوم؛&lt;br /&gt;
*شبه جزیره عربستان یا گهواره تمدن اسلامی؛&lt;br /&gt;
*عرب پیش از اسلام؛&lt;br /&gt;
*اوضاع روم و ایران؛&lt;br /&gt;
*نیاکان [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]؛&lt;br /&gt;
*میلاد پیامبر؛&lt;br /&gt;
*دوران کودکی پیامبر؛&lt;br /&gt;
*بازگشت به آغوش خانواده؛&lt;br /&gt;
*دوران جوانی؛&lt;br /&gt;
*از شبانی تا تجارت؛&lt;br /&gt;
*از ازدواج تا بعثت؛&lt;br /&gt;
*نخستین جلوه حقیقت؛&lt;br /&gt;
*نخستین [[وحی]]؛&lt;br /&gt;
*پیش‌گامانِ ایمان؛&lt;br /&gt;
*دعوت سرّی؛&lt;br /&gt;
*دعوت عمومی؛&lt;br /&gt;
*داوری قریش درباره قرآن؛&lt;br /&gt;
*نخستین هجرت؛&lt;br /&gt;
*حربه‌های زنگ زده؛&lt;br /&gt;
*افسانه غرانیق؛&lt;br /&gt;
*محاصره اقتصادی؛&lt;br /&gt;
*مرگ [[ابوطالب]]؛&lt;br /&gt;
*معراج؛&lt;br /&gt;
*سفری به طائف؛&lt;br /&gt;
*پیمان عقبه؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال اول هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال دوم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال سوم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال چهارم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال پنجم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال ششم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال هفتم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال هشتم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال نهم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال دهم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال یازدهم؛&lt;br /&gt;
*فهرست‌ها.&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;[http://www.ketab.ir/modules.php?name=News&amp;amp;op=pirbook&amp;amp;bcode=1934990 فهرست PDF کتاب در وبگاه خانه کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ پدیدآورنده==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
آیت الله [[جعفر سبحانی]] (متولد ۱۳۰۸ ش، تبریز)، از مراجع تقلید [[شیعیان]] و اساتید خارج [[حوزه علمیه قم]] می‌باشد. تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[سید حسین طباطبایی بروجردی]]، [[سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]]، [[سید روح الله موسوی خمینی (پدیدآورنده)|امام خمینی]] و [[سید محمد حسین طباطبایی|علامه طباطبایی]] به اتمام رساند. مشارکت در تأسیس مجله [[مکتب اسلام (نشریه)|مکتب اسلام]]، شرکت در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تأسیس [[مؤسسه تعلیماتی تحقیقاتی امام صادق]]{{ع}}، ایجاد رشته تحصیلی کلام اسلامی از جمله فعالیت‌های وی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او علاوه بر انجام فعالیت‌های علمی و اجرایی به تألیف آثار فراوان با موضوعات تفسیر، حدیث، فقه، اصول، کلام، تاریخ، فلسفه، ملل و نحل، رجال، درایه، نقد وهابیت و زمینه‌های دیگر علوم اسلامی و انسانی اهتمام ورزیده است و تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«[[مفاهیم القرآن (کتاب)|مفاهیم القرآن]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل (کتاب)|خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[پیشوایی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوایی از نظر اسلام (امامت و خلافت)]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[شفاعت از دیدگاه قرآن و حدیث و عقل (کتاب)|شفاعت از دیدگاه قرآن و حدیث و عقل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[کاوش‌هایی پیرامون ولایت (کتاب)|کاوش‌هایی پیرامون ولایت]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم (مقاله)|خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم]]{{عم}}»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[مصحف علی (مقاله)|مصحف علی]]{{ع}}»&#039;&#039;،  &#039;&#039;«[[منبع علم و آگاهی امامان (مقاله)|منبع علم و آگاهی امامان]]{{عم}}»&#039;&#039; و &#039;&#039;«[[مصحف فاطمه (مقاله)|مصحف فاطمه]]{{س}}»&#039;&#039;برخی از این آثار است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tohid.ir/fa/persian/biografyfa#25 پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر پدیدآورنده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==طرح جلد دیگر کتاب==&lt;br /&gt;
{{Gallery&lt;br /&gt;
|title=&lt;br /&gt;
|width=160 | height=170 | lines=5&lt;br /&gt;
|align=center&lt;br /&gt;
|footer=&lt;br /&gt;
|File:000114.jpg |&lt;br /&gt;
 alt5=&lt;br /&gt;
 |از انتشارات [[دفتر تبلیغات اسلامی]]&lt;br /&gt;
|File:000113.jpg |&lt;br /&gt;
 alt4=&lt;br /&gt;
 |از انتشارات [[مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
|File:000112.jpg |&lt;br /&gt;
 alt3=&lt;br /&gt;
 |از انتشارات [[مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
|File:000111.jpg |&lt;br /&gt;
 alt2=&lt;br /&gt;
 |از انتشارات [[مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
|File:000109.jpg |&lt;br /&gt;
 alt1=&lt;br /&gt;
 |از انتشارات [[مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
 {{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*[https://www.gisoom.com/book/11310263/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85-%D8%B5/ وبگاه شبکه جامع گیسوم]&lt;br /&gt;
*[https://www.adinehbook.com/gp/product/9640913774/ref=sr_1_1000_title_2 وبگاه آدینه بوک]&lt;br /&gt;
*[https://bookroom.ir/book/426 وبگاه پاتوق کتاب فردا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت جعفر سبحانی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت جعفر سبحانی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت تک جلدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت منتشر‌شده در ۱۳۶۱]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت انتشارات بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت با تعداد صفحات بیش از ۱۰۰۰]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های فاقد چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای فهرست]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های فاقد متن PDF]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های فاقد متن دیجیتال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%AA_%D8%AA%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D9%87_%D9%88_%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84_%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65257</id>
		<title>فروغ ابدیت تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اکرم (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%AA_%D8%AA%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D9%87_%D9%88_%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84_%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65257"/>
		<updated>2017-09-14T19:09:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{جعبه اطلاعات کتاب | عنوان           = فروغ ابدیت | عنوان اصلی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات کتاب&lt;br /&gt;
| عنوان           = فروغ ابدیت&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی      = تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}}&lt;br /&gt;
| تصویر           = 000108.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر   = 200px&lt;br /&gt;
| از مجموعه   =&lt;br /&gt;
| زبان            = فارسی&lt;br /&gt;
|زبان اصلی     =&lt;br /&gt;
| نویسنده         = [[جعفر سبحانی]]&lt;br /&gt;
| نویسندگان         = &lt;br /&gt;
| تحقیق یا تدوین    =&lt;br /&gt;
| زیر نظر           =&lt;br /&gt;
| به کوشش           =&lt;br /&gt;
| مترجم             =&lt;br /&gt;
| مترجمان           =&lt;br /&gt;
| ویراستار          =&lt;br /&gt;
| ویراستاران        =&lt;br /&gt;
| موضوع           = [[امامت]]، [[ولایت]]&lt;br /&gt;
| مذهب            = [[شیعه]]&lt;br /&gt;
| ناشر            = [[بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
| به همت            =&lt;br /&gt;
| وابسته به         = &lt;br /&gt;
| محل نشر    = قم، ایران&lt;br /&gt;
| سال نشر       = ۱۳۶۱؛ ۱۳۶۴؛ ۱۳۶۵؛ ۱۳۷۳؛ ۱۳۷۵؛ ۱۳۷۶؛ ۱۳۷۷؛ ۱۳۷۸؛ ۱۳۸۰؛ ۱۳۸۲؛ ۱۳۸۳؛ ۱۳۸۴؛ ۱۳۸۵؛ ۱۳۸۶؛ ۱۳۸۹؛ ۱۳۹۰؛ ۱۳۹۱؛ ۱۳۹۲؛ ۱۳۹۴؛ ۱۳۹۶&lt;br /&gt;
| تعداد جلد       = ۱&lt;br /&gt;
| صفحه            = ۱۰۴۸&lt;br /&gt;
| قطع             = وزیری&lt;br /&gt;
| نوع جلد        = سلفون&lt;br /&gt;
| شابک            = 9789640913772&lt;br /&gt;
| رده‌بندی کنگره    = ۱۳۹۳ ۴ف۲س/۲۲/۹ BP&lt;br /&gt;
|رده‌بندی دیویی     =‏ ۲۹۷.۹۳&lt;br /&gt;
| شماره ملی         =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فروغ ابدیت تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}}&#039;&#039;&#039; کتابی است که با زبان فارسی به سیری در زندگانی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌پردازد. این کتاب اثر [[جعفر سبحانی]] است و [[بوستان کتاب (ناشر)|انتشارات بوستان کتاب]] انتشار آن را به عهده داشته است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[http://www.ketab.ir/modules.php?name=News&amp;amp;op=pirbook&amp;amp;bcode=1934990 وبگاه خانه کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ کتاب==&lt;br /&gt;
در این مورد اطلاعاتی در دست نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فهرست کتاب==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|2}}&lt;br /&gt;
*مقدمه چاپ نوزدهم؛&lt;br /&gt;
*مقدمه چاپ سوم؛&lt;br /&gt;
*مقدمه چاپ دوم؛&lt;br /&gt;
*شبه جزیره عربستان یا گهواره تمدن اسلامی؛&lt;br /&gt;
*عرب پیش از اسلام؛&lt;br /&gt;
*اوضاع روم و ایران؛&lt;br /&gt;
*نیاکان [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]؛&lt;br /&gt;
*میلاد پیامبر؛&lt;br /&gt;
*دوران کودکی پیامبر؛&lt;br /&gt;
*بازگشت به آغوش خانواده؛&lt;br /&gt;
*دوران جوانی؛&lt;br /&gt;
*از شبانی تا تجارت؛&lt;br /&gt;
*از ازدواج تا بعثت؛&lt;br /&gt;
*نخستین جلوه حقیقت؛&lt;br /&gt;
*نخستین [[وحی]]؛&lt;br /&gt;
*پیش‌گامانِ ایمان؛&lt;br /&gt;
*دعوت سرّی؛&lt;br /&gt;
*دعوت عمومی؛&lt;br /&gt;
*داوری قریش درباره قرآن؛&lt;br /&gt;
*نخستین هجرت؛&lt;br /&gt;
*حربه‌های زنگ زده؛&lt;br /&gt;
*افسانه غرانیق؛&lt;br /&gt;
*محاصره اقتصادی؛&lt;br /&gt;
*مرگ [[ابوطالب]]؛&lt;br /&gt;
*معراج؛&lt;br /&gt;
*سفری به طائف؛&lt;br /&gt;
*پیمان عقبه؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال اول هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال دوم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال سوم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال چهارم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال پنجم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال ششم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال هفتم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال هشتم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال نهم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال دهم هجرت؛&lt;br /&gt;
*حوادث سال یازدهم؛&lt;br /&gt;
*فهرست‌ها.&amp;lt;ref name=p2&amp;gt;[http://www.ketab.ir/modules.php?name=News&amp;amp;op=pirbook&amp;amp;bcode=1934990 فهرست PDF کتاب در وبگاه خانه کتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ پدیدآورنده==&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
آیت الله [[جعفر سبحانی]] (متولد ۱۳۰۸ ش، تبریز)، از مراجع تقلید [[شیعیان]] و اساتید خارج [[حوزه علمیه قم]] می‌باشد. تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[سید حسین طباطبایی بروجردی]]، [[سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]]، [[سید روح الله موسوی خمینی (پدیدآورنده)|امام خمینی]] و [[سید محمد حسین طباطبایی|علامه طباطبایی]] به اتمام رساند. مشارکت در تأسیس مجله [[مکتب اسلام (نشریه)|مکتب اسلام]]، شرکت در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تأسیس [[مؤسسه تعلیماتی تحقیقاتی امام صادق]]{{ع}}، ایجاد رشته تحصیلی کلام اسلامی از جمله فعالیت‌های وی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او علاوه بر انجام فعالیت‌های علمی و اجرایی به تألیف آثار فراوان با موضوعات تفسیر، حدیث، فقه، اصول، کلام، تاریخ، فلسفه، ملل و نحل، رجال، درایه، نقد وهابیت و زمینه‌های دیگر علوم اسلامی و انسانی اهتمام ورزیده است و تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«[[مفاهیم القرآن (کتاب)|مفاهیم القرآن]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل (کتاب)|خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[پیشوایی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوایی از نظر اسلام (امامت و خلافت)]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[شفاعت از دیدگاه قرآن و حدیث و عقل (کتاب)|شفاعت از دیدگاه قرآن و حدیث و عقل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[کاوش‌هایی پیرامون ولایت (کتاب)|کاوش‌هایی پیرامون ولایت]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم (مقاله)|خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم]]{{عم}}»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[مصحف علی (مقاله)|مصحف علی]]{{ع}}»&#039;&#039;،  &#039;&#039;«[[منبع علم و آگاهی امامان (مقاله)|منبع علم و آگاهی امامان]]{{عم}}»&#039;&#039; و &#039;&#039;«[[مصحف فاطمه (مقاله)|مصحف فاطمه]]{{س}}»&#039;&#039;برخی از این آثار است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tohid.ir/fa/persian/biografyfa#25 پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر پدیدآورنده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==طرح جلد دیگر کتاب==&lt;br /&gt;
{{Gallery&lt;br /&gt;
|title=&lt;br /&gt;
|width=160 | height=170 | lines=5&lt;br /&gt;
|align=center&lt;br /&gt;
|footer=&lt;br /&gt;
|File:000114.jpg |&lt;br /&gt;
 alt5=&lt;br /&gt;
 |از انتشارات [[دفتر تبلیغات اسلامی]]&lt;br /&gt;
|File:000113.jpg |&lt;br /&gt;
 alt4=&lt;br /&gt;
 |از انتشارات [[مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
|File:000112.jpg |&lt;br /&gt;
 alt3=&lt;br /&gt;
 |از انتشارات [[مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
|File:000111.jpg |&lt;br /&gt;
 alt2=&lt;br /&gt;
 |از انتشارات [[مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
|File:000109.jpg |&lt;br /&gt;
 alt1=&lt;br /&gt;
 |از انتشارات [[مؤسسه بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
 {{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
*[https://www.gisoom.com/book/11310263/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85-%D8%B5/ وبگاه شبکه جامع گیسوم]&lt;br /&gt;
*[https://www.adinehbook.com/gp/product/9640913774/ref=sr_1_1000_title_2 وبگاه آدینه بوک]&lt;br /&gt;
*[https://bookroom.ir/book/426 وبگاه پاتوق کتاب فردا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت جعفر سبحانی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت جعفر سبحانی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت تک جلدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت منتشر‌شده در ۱۳۶۱]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت انتشارات بوستان کتاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌شناسی امامت با تعداد صفحات بیش از ۱۰۰۰]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های فاقد چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های دارای فهرست]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های فاقد متن PDF]]&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های فاقد متن دیجیتال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%AA_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65251</id>
		<title>فروغ ابدیت (کتاب)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%AA_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)&amp;diff=65251"/>
		<updated>2017-09-14T18:29:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: تغییرمسیر به فروغ ابدیت تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اکرم (کتاب)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[فروغ ابدیت تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اکرم (کتاب)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=65250</id>
		<title>جعفر سبحانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B3%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=65250"/>
		<updated>2017-09-14T18:28:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:sobhani.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[جعفر سبحانی]]]]&lt;br /&gt;
آیت الله [[جعفر سبحانی]] (متولد ۱۳۰۸ ش، تبریز)، از مراجع تقلید [[شیعیان]] و اساتید خارج [[حوزه علمیه قم]] می‌باشد. تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[سید حسین طباطبایی بروجردی]]، [[سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای]]، [[سید روح الله موسوی خمینی (پدیدآورنده)|امام خمینی]] و [[سید محمد حسین طباطبایی|علامه طباطبایی]] به اتمام رساند. مشارکت در تأسیس مجله [[مکتب اسلام (نشریه)|مکتب اسلام]]، شرکت در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تأسیس [[مؤسسه تعلیماتی تحقیقاتی امام صادق]]{{ع}}، ایجاد رشته تحصیلی کلام اسلامی از جمله فعالیت‌های وی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او علاوه بر انجام فعالیت‌های علمی و اجرایی به تألیف آثار فراوان با موضوعات تفسیر، حدیث، فقه، اصول، کلام، تاریخ، فلسفه، ملل و نحل، رجال، درایه، نقد وهابیت و زمینه‌های دیگر علوم اسلامی و انسانی اهتمام ورزیده است و تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«[[مفاهیم القرآن (کتاب)|مفاهیم القرآن]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[آگاهی سوم یا علم غیب (کتاب)|آگاهی سوم یا علم غیب]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل (کتاب)|خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[پیشوایی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوایی از نظر اسلام (امامت و خلافت)]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[شفاعت از دیدگاه قرآن و حدیث و عقل (کتاب)|شفاعت از دیدگاه قرآن و حدیث و عقل]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[کاوش‌هایی پیرامون ولایت (کتاب)|کاوش‌هایی پیرامون ولایت]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[فروغ ابدیت (کتاب)|فروغ ابدیت]]»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم (مقاله)|خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم]]{{عم}}»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[مصحف علی (مقاله)|مصحف علی]]{{ع}}»&#039;&#039;،  &#039;&#039;«[[منبع علم و آگاهی امامان (مقاله)|منبع علم و آگاهی امامان]]{{عم}}»&#039;&#039; و &#039;&#039;«[[مصحف فاطمه (مقاله)|مصحف فاطمه]]{{س}}»&#039;&#039;برخی از این آثار است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tohid.ir/fa/persian/biografyfa#25 پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر پدیدآورنده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
* [[:رده:آثار امامت و ولایت جعفر سبحانی|آثار امامت و ولایت جعفر سبحانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند به بیرون==&lt;br /&gt;
[[رده:معرفی اجمالی پدیدآورندگان آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان کتاب در امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان مقاله در امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان آثار وابسته به وحی و الهام]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدیدآورندگان آثار وابسته به علم غیب]]&lt;br /&gt;
[[رده:پاسخ‌دهندگان به پرسش‌های علم غیب معصوم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%AF%D9%84_%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D9%85%D9%86%D8%AF_%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C_(%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87)&amp;diff=64168</id>
		<title>تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی (مقاله)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%AF%D9%84_%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D9%85%D9%86%D8%AF_%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C_(%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87)&amp;diff=64168"/>
		<updated>2017-09-02T17:09:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Azizpour: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{ویرایش غیرنهایی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات مقاله&lt;br /&gt;
| عنوان             = تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی&lt;br /&gt;
| عنوان اصلی        =&lt;br /&gt;
| تصویر             = 21254.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 200px&lt;br /&gt;
| رتبه              = علمی پژوهشی&lt;br /&gt;
| زبان              = فارسی&lt;br /&gt;
| زبان اصلی         = &lt;br /&gt;
| نویسنده           = [[سید حسین تقوی]]&lt;br /&gt;
| نویسندگان         =&lt;br /&gt;
| تحقیق یا تدوین    = &lt;br /&gt;
| زیر نظر           =&lt;br /&gt;
| با راهنمایی       =&lt;br /&gt;
| مترجم             =&lt;br /&gt;
| مترجمان           =&lt;br /&gt;
| ویراستار          =&lt;br /&gt;
| ویراستاران        =&lt;br /&gt;
| موضوع             = [[سیره]]، [[سیره مدیریتی پیامبر خاتم]]&lt;br /&gt;
| مذهب              = [[شیعه]]&lt;br /&gt;
| منتشر شده در      = [[پژوهش‌های اعتقادی کلامی (نشریه)|فصلنامه پژوهش‌های اعتقادی کلامی]]&lt;br /&gt;
| به همت            =&lt;br /&gt;
| وابسته به         = [[دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه]]&lt;br /&gt;
| محل نشر           = قم، ایران&lt;br /&gt;
| تاریخ نشر         = زمستان ۱۳۹۱&lt;br /&gt;
| شماره             = ۸&lt;br /&gt;
| صفحه              = ۲۸&lt;br /&gt;
| صفحات در مجله     = از صفحه ۴۳ تا ۷۰ مجله&lt;br /&gt;
| ناشر الکترونیک    = [[پایگاه مجلات تخصصی نور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تبیین مدل مدیریت نظام‌مند نبوی&#039;&#039;&#039; عنوان مقاله‌ای است که با زبان فارسی به بررسی نقش مدل مدیریت نظام‌مند [[پیامبر خاتم|پیامبر اعظم]]{{صل}} و تعیین شاخص‌های نظام‌مندی در مقایسه با مدیریت نوین می‌پردازد. این مقاله ۲۸ صفحه‌ای به قلم [[سید حسین تقوی]] نگاشته شده و در [[پژوهش‌های اعتقادی کلامی (نشریه)|فصلنامه پژوهش‌های اعتقادی کلامی]] (شماره ۸، زمستان ۱۳۹۱) منتشر گشته است.&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;[http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/964369/%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C پایگاه مجلات تخصصی نور]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==چکیده مقاله==&lt;br /&gt;
نویسنده در چکیده مقاله خود می‌نویسد: «امروزه نظام‌مندی و مدیریت پدیده‌ای نوین محسوب می‌گردد و نقش مؤثری در پیشرفت مادی و معنوی کشورها ایفا می‌کند به ویژه اگر این نظام‌مندی مُدلی برگرفته شده از سنت و سیره [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] باشد؛ در این تحقیق جریان مدیریت نظام‌مند [[پیامبر خاتم|رسول اعظم]] به بحث و بررسی گذارده شده است. هدف کلی این پژوهش بررسی نقش مدل مدیریت نظام‌مند [[پیامبر خاتم|پیامبر اعظم]] و همچنین تعیین شاخص‌های نظام‌مندی در مقایسه با مدیریت نوین است از نظر روش تاریخی و کتابخانه‌ای است که پس از جمع‌آوری مطالب به تجزیه و تحلیل کیفی پرداخته و نتایج حاصل از این تحقیق نشان می‌دهد که مدیریت نظام‌مند [[پیامبر خاتم|پیامبر اعظم]] تأثیر مهمی در ایجاد جامعه متحد، عدالت‌محور، کارآمد ، تحول‌پذیر، و نظم‌گرا داشته است».&amp;lt;ref name=p1&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فهرست مقاله ==&lt;br /&gt;
{{ستون-شروع|2}}&lt;br /&gt;
* چکیده؛&lt;br /&gt;
* طرح مسأله؛&lt;br /&gt;
:۱. مسأله تحقیق؛&lt;br /&gt;
:۲. ضرورت تحقیق؛&lt;br /&gt;
:۳. نظریه اندیشه نظام‌مند در اسلام چیست؟&lt;br /&gt;
:۴. تعریف اصطلاحات:&lt;br /&gt;
:۴-۱. مدیریت؛&lt;br /&gt;
:۴-۲. نظام‌مند؛&lt;br /&gt;
:۴-۳. مدیریت نظام‌مند؛&lt;br /&gt;
:۴-۴. نظام چیست؟&lt;br /&gt;
:۴-۵. نظام اجتماعی؛&lt;br /&gt;
:۴-۶. نظام فرهنگی؛&lt;br /&gt;
:۴-۷. نظام سیاسی.&lt;br /&gt;
:۵. فواید نظام‌سازی؛&lt;br /&gt;
:۶. نظام‌مندی اسلام:&lt;br /&gt;
:۶-۱. نظام‌مندی دستورات اسلام.&lt;br /&gt;
:۷. شاخصه‌های نظام‌مندی:&lt;br /&gt;
*اول: تعادل‌گرایی؛&lt;br /&gt;
*دوم: کارایی؛&lt;br /&gt;
*سوم: نوآوری:&lt;br /&gt;
*الف) اصلاح نام‌ها؛&lt;br /&gt;
*ب) اصلاح باورها.&lt;br /&gt;
*چهارم: تمایل به نظم:&lt;br /&gt;
*الف) برپایی نظام ولایی؛&lt;br /&gt;
*ب) تنظیم قرارداد سیاسی.&lt;br /&gt;
*پنجم: تحوّل‌گرایی:&lt;br /&gt;
*تحوّل نظام قبیلگی به امّت.&lt;br /&gt;
*نتیجه‌گیری؛&lt;br /&gt;
*فهرست منابع.&lt;br /&gt;
{{پایان}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دربارهٔ پدیدآورنده==&lt;br /&gt;
[[پرونده:1368223.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[سید حسین تقوی]]]]&lt;br /&gt;
حجت الاسلام و المسلمین [[سید حسین تقوی]] (متولد ۱۳۵۵ ش، اصفهان)، تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی همچون حضرات آیات: [[حسین مظاهری]]، [[حسین وحید خراسانی]] و [[جواد تبریزی]] پیگیری کرد. معاونت آموزشی [[دانشکده سپاه]] و مسئول [[کمیته انقلاب اسلامی]] از جمله فعالیت‌های وی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او علاوه بر تدریس دروس حوزوی تاکنون چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است. &#039;&#039;«آسیب شناسی دینی فمینیسم»&#039;&#039;، &#039;&#039;«[[روش‌شناسی اهل بیت در تفسیر و تأویل و تطبیق قرآن (کتاب)|روش‌شناسی اهل بیت در تفسیر و تأویل و تطبیق قرآن]]»&#039;&#039;، و &#039;&#039;«[[ اهل بیت و تأویل قرآن (مقاله)|اهل بیت و تأویل قرآن]]»&#039;&#039; برخی از این آثار است.&amp;lt;ref name=p3&amp;gt;[http://shtaghavid.andishvaran.ir/fa/ScholarMainpage.html پایگاه اندیشوران حوزه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&amp;lt;br/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دریافت متن==&lt;br /&gt;
* [http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/964369/%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C دریافت متن PDF و دیجیتال مقاله از پایگاه مجلات تخصصی نور]&lt;br /&gt;
* [http://isq.iau-saveh.ac.ir/Files/Journal/2015-12-07_06.22.29_3.pdf دریافت متن PDF مقاله از وبگاه دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی جامع امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی امامت سید حسین تقوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:آثار امامت و ولایت سید حسین تقوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های امامت تک شماره‌ای]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های امامت منتشر‌ شده در ۱۳۹۱]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های امامت با تعداد صفحات بیش از ۲۰]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی جامع امامت و ولایت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های امامت به زبان فارسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های امامت فصلنامه پژوهش‌های اعتقادی کلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های امامت دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های دارای چکیده]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های دارای فهرست]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های دارای متن pdf]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های دارای متن دیجیتال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Azizpour</name></author>
	</entry>
</feed>