

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Berisam</id>
	<title>امامت‌پدیا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Berisam"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Berisam"/>
	<updated>2026-04-19T01:04:32Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C&amp;diff=1320793</id>
		<title>سیره علمی امام حسن مجتبی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C&amp;diff=1320793"/>
		<updated>2024-10-26T09:43:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Berisam: /* مکتب امام و فعالیت علمی‌ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = سیره امام حسن مجتبی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مرجعیت علمی و دینی‌==&lt;br /&gt;
{{همچنین|مرجعیت علمی|مرجعیت دینی}}&lt;br /&gt;
مرجعیت علمی و دینی [[امام مجتبی]]{{ع}} در [[تربیت]] جمع زیادی از [[دانشوران]] تجسّم یافت و با [[انحرافات دینی]] که [[دین]] و [[آیین الهی]] را دستخوش [[تغییر]] و [[دگرگونی]] ساخته بود، به [[مخالفت]] برخاست و از [[توطئه]] دگرگون ساختن [[سنت]] [[شریف]] [[نبی اکرم]]{{صل}} که معاویه از طریق فعال نمودن گردونه [[جعل]] [[روایات]] و جلوگیری از تدوین [[احادیث]] [[رسول خدا]]{{صل}} برای آن طرح و برنامه ریخته بود، جلوگیری به عمل آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[مکتب]] [[امام]] و فعالیت علمی‌==&lt;br /&gt;
[[امام حسن]]{{ع}} در [[مدینه]] دست به ایجاد مکتب بزرگ خویش زد و در نشر [[فرهنگ]] [[معارف اسلام]] در [[جامعه اسلامی]]، فوق العاده به تلاش پرداخت.&lt;br /&gt;
بسیاری از [[دانشمندان]] بزرگ و [[محدثان]] و [[راویان]] برجسته، به این مکتب گرایش‌ یافتند و امام{{ع}} آنان را برای انجام [[رسالت]] [[اصلاح‌گرانه]] جاوید خود که [[عقل]] و [[خرد]] [[جامعه]] را تبلور می‌بخشید و از [[غفلت]] و بی‌روحی [[بیدار]] می‌ساخت، بهترین [[یار]] و [[یاور]] به شمار آورد که [[مورّخان]] نام برخی از شاگردان و [[راویان حدیث]] آن [[بزرگوار]] را یادآورد شده‌اند از جمله:&lt;br /&gt;
فرزندش [[حسن مثنی]]، [[مسیب بن نجبة]]، [[سوید بن غفلة]]، [[علاء بن عبد الرحمان]]، [[شعبی]]، [[مبیرة بن برکم]]، [[اصبغ بن نباتة]]، [[جابر بن خلد]]، [[ابو الجوزا]]، [[عیسی بن مأمون بن زرارة]]، [[نفالة بن مأموم]]، [[ابو یحیی عمیر بن سعید نخعی]]، [[ابو مریم قیس ثقفی]]، [[طحرب عجلی]]، [[اسحاق بن یسار]] پدر [[محمد بن اسحاق]]، [[عبد الرحمان بن عوف]]، [[سفین بن لیل]] و [[عمرو بن قیس]] را که همه [[کوفی]] بودند می‌توان نام برد&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن عساکر ج۱۲، نسخه کپی در کتابخانه امام امیر المؤمنین.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[شهر مدینه]]، به فروغ وجود این اختران [[علم]] و [[دانش]] و راویان می‌درخشید و در علم و دانش و [[ادب]] و فرهنگ و [[معارف]]، بارورترین شهرهای [[اسلام]] به‌شمار می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام حسن{{ع}} همان‌گونه که [[مسئولیت]] [[نشر علم]] و دانش را در مدینه به عهده داشت، [[مردم]] را به [[فضایل اخلاقی]] و انجام [[کارهای نیک]] و آراسته شدن به سنت نبی اکرم{{صل}} فرا می‌خواند. این [[امام همام]] مشعل فروزان [[اخلاق]] پسندیده‌ای که جدّ بزرگوارش [[رسول خدا]]{{صل}} برای [[اصلاح]] و [[تهذیب جامعه]] به ارمغان آورده بود، پرفروغ نگاه داشت. [[فضایل]] بلند [[اخلاقی]] [[امام مجتبی]] به گونه‌ای بود که حتی نسبت به [[دشمنان]] و مخالفان خویش نیز، [[نیکی]] و [[احسان]] روا می‌داشت. وقتی اطلاع یافت [[ولید بن عقبه]] [[مبتلا]] به [[بیماری]] شده با اینکه ولید به [[کینه‌توزی]] و [[بغض]] [[اهل بیت]] معروف بود، [[امام]]{{ع}} به [[عیادت]] وی رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی امام در جای خود قرار گرفت ولید در مقابل او به‌پا خاست و گفت: «من از اموری که بین خود و تمام [[مردم]] وجود داشته به پیشگاه [[خدا]] [[توبه]] می‌کنم جز آن‌چه بین من و پدرت بوده که از آن توبه نخواهم کرد»&amp;lt;ref&amp;gt;شرح ابن ابی الحدید، ج۱، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
امام{{ع}} از وی رو گرداند و با وی مقابله‌به‌مثل نکرد، بلکه هدایایی نیز برایش فرستاد&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۲، ص۲۸۸- ۲۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[مرجعیت]] اجتماعی‌==&lt;br /&gt;
مرجعیت [[اجتماعی]] امام مجتبی{{ع}} در [[مهربانی]] و احسان و نیکی به [[مستمندان]] و [[پناه دادن]] به پناه‌جویان، برای [[رهایی]] از چنگال [[ظلم و ستم]] و [[آزار]] و [[اذیت]] [[امویان]]، تجلّی یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مهربانی با مستمندان‌===&lt;br /&gt;
[[امام حسن]]{{ع}} نسبت به [[فقرا]] و [[تهیدستان]] فوق العاده نیکی و احسان می‌نمود آن‌چه را داشت به آنان می‌بخشید و با نیکی و احسان خویش دلشان را سرشار از [[سرور]] و [[شادی]] می‌کرد، در مورد [[کرم]] و [[بخشش امام حسن]]{{ع}} آمده است که:&lt;br /&gt;
[[نیازمندی]] بدو مراجعه کرد حضرت به او فرمود: نیاز خود را در نامه‌ای بنویس و به ما بده. آن شخص چنین کرد و حضرت دستور داد دو برابر آن‌چه را خواسته بود به او بدهند، یکی از حاضران عرضه داشت:&lt;br /&gt;
ای پسر [[پیامبر]]! این [[نامه]] برای این فرد چه برکاتی به دنبال داشت؟ حضرت‌ به او پاسخ داد:&lt;br /&gt;
[[برکت]] این نامه برای ما بیشتر است،؛ چراکه او ما را شایسته انجام [[کار نیک]] دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا نمی‌دانی کار نیک باید پیش از درخواست شخص انجام پذیرد؛ زیرا اگر پس از [[اعلان]] نیاز، بدو [[احسان]] نمایی، در [[حقیقت]] به بهای آبرویش تمام شده و شاید این فرد نیازمند شب را میان [[امیدواری]] و [[نومیدی]] با [[اضطراب]] به‌سر برده و نداند چگونه نیازش برآورده می‌شود، با [[دل]] شکستگی به خواسته‌اش می‌رسد یا با [[شادی]] و [[سرور]] و [[کامیابی]]؟. آن‌گاه که نزد تو می‌آید، اندامش می‌لرزد، دلش ترسان است، اگر نیازش را در قبال آبرویش برآورده ساختی، این آبروریزی از احسانی که دریافت کرده است، برایش گرانتر تمام می‌شود.&lt;br /&gt;
[[امام مجتبی]]{{ع}} حامی [[مستمندان]] و [[محرومان]]، [[پناه]] [[زنان]] [[بی‌سرپرست]] و [[یتیمان]] بود. پیش از این نمونه‌ای از آثار [[کرم]] و [[بخشش]] و احسان آن [[بزرگوار]] که در بخشش و [[سخاوت]] ضرب المثل شده، از نظرتان گذشت.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پناهجویی به امام‌===&lt;br /&gt;
[[امام حسن]]{{ع}} در [[مدینه]] مرکز [[رسالت]] جدش [[رسول خدا]]{{صل}}، برای پناه جویان به آن حضرت، دژی [[استوار]] و پناهگاهی شکست‌ناپذیر تلقی می‌شد.&lt;br /&gt;
اوقات [[شریف]] خود را به برآوردن نیاز [[مردم]] و برداشتن [[ستم]] و [[ظلم]] و [[بیداد]] از آنان مصروف می‌داشت.&lt;br /&gt;
[[سعید بن ابی سرح]] که از ناحیه زیاد، مورد ستم و بیداد قرار گرفته بود، به حضرت پناه آورد، [[امام]] او را پناه داد. به گفته [[راویان]]: سعید به [[دوستی]] و [[محبت اهل بیت]]{{عم}} معروف بود، به همین دلیل زیاد او را تحت پیگرد قرار داد و جهت پناه جستن به امام حسن{{ع}} به مدینه گریخت، زیاد با اطلاع یافتن از ماجرا، به سراغ [[برادر]] و [[فرزندان]] و [[همسر]] سعید رفت و آنها را [[زندانی]] و خانه‌یشان را ویران و اموالش را [[مصادره]] کرد، وقتی امام حسن{{ع}} از قضیه [[آگاه]] شد، این کار فوق العاده بر او گران آمد و طی نامه‌ای به زیاد به او دستور داد، سعید را [[امان]] دهد و [[زن]] و فرزندانش را [[آزاد]] و خانه‌اش را بنا کند و اموالش را به وی بازگرداند&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۲، ص۲۸۹- ۲۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==میراث علمی امام مجتبی{{ع}}‌==&lt;br /&gt;
===[[میراث]] [[امام]]{{ع}} در چشم‌اندازی کلی‌===&lt;br /&gt;
[[امام مجتبی]]{{ع}} نیز مانند پدر ارجمند و جد بزرگوارش [[رهبری الهی]] به شمار می‌آمد که مسئولیت‌های [[رهبری]] وی را می‌توان در جمله‌ای کوتاه و پر معنا و دارای ابعاد گوناگون «[[ارشاد]] و [[هدایت]] به [[فرمان]] [[خدای متعال]]» که برخاسته از این فرموده اوست، عنوان کرد.&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[هدایتی]] که به فرمان [[خدای سبحان]] انجام می‌پذیرد در [[تبیین دین]] [[الهی]] و عرضه کردن جزئیات [[احکام کلی]] و یا مطلق آن‌که در [[قرآن]] و بیان [[رسول]] معظم [[اسلام]] بدان تصریح شده و نیز در [[تفسیر قرآن کریم]] و تشریح [[اهداف]] [[رسول اکرم]]{{صل}}، جلوه‌گر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدایت در [[اجرا]] و عملی ساختن [[احکام]] خدای متعال میان [[مسلمانان]] و [[حفظ]] و [[حراست]] [[دین]] و [[احکام الهی]] از هرگونه [[تحریف]] و [[تغییر]] و تبدیلی که [[گمراهان]] انحراف‌گر، درصدد به وجود آوردن آن هستند، متجلّی است.&lt;br /&gt;
انقلابی که اسلام بزرگ به وجود آورد پیش از آن‌که انقلابی [[اجتماعی]] یا [[اقتصادی]] باشد، انقلابی [[فرهنگی]] تلقّی می‌شد. بنابراین، اگر ملاحظه می‌کنید [[اهل بیت]]{{عم}} خود را [[وقف]] [[تربیت]] و [[تهذیب]] مسلمانان براساس [[معارف]] و ارزش‌های [[رسالت الهی]] قرار می‌دهند، جای [[شگفتی]] نیست. این بزرگواران با [[عنایت]] به بیان صریح قرآن در تشریح [[اهداف رسالت]] و [[پیامبری]] که امام{{ع}} خود را ادامه دهنده راه او و حامی و [[سرپرست]] «[[رسالت]]» «[[امت]]» و «دولتی» می‌داند که نتایج تلاش‌ها و زحمات آن [[پیامبر گرامی]] است، نخستین [[وظیفه]] و [[مسئولیت]] خویش را تربیت و تهذیب مسلمانان می‌دانند، خدای متعال با بیان اهداف رسالت و مسئولیت [[نبی اکرم]]{{صل}} می‌فرماید:&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آیات وی را بر آنان می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنها کتاب و فرزانگی می‌آموزد» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر [[امام مجتبی]]{{ع}} به علل و اسبابی [[دینی]] و مکتبی چشم از [[خلافت]] پوشید، امّا صحنه را تهی نگذاشت و به [[جاهلیت]] گرایان [[اجازه]] به یغما بردن [[میراث]] [[رسول اکرم]]{{صل}} را نداد، بلکه ملاحظه خواهید کرد که آن [[بزرگوار]] به [[تربیت]] پایگاهی [[همت]] گمارد که زیر بنای [[دولت]] به‌شمار آمده و [[احکام دین]] بر مبنای آن به [[اجرا]] و عمل در می‌آمد.&lt;br /&gt;
[[امام حسن مجتبی]]{{ع}} طی سخنان گهربار خود برای [[مسلمانان]] در قالب [[خطابه]]، سفارش، [[مناظره]]، [[نامه]] و یا روایاتی که در بخش‌های گوناگون [[معارف]] به‌دست ما رسیده، میراث [[فکری]] و [[علمی]] پرباری را به یادگار نهاده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سخنان حاکی از توجّهات همه جانبه [[امام]]{{ع}} و گستردگی دامنه [[علم]] و [[دانش]] و احاطه و [[آگاهی]] آن بزرگوار به نیازهای مسلمانان در دوران پرآشوب و فتنه‌ای است که حضرت در آن می‌زیست و مسلمانان با آن دست به گریبان بودند و اندک افرادی که مورد توجه و [[حمایت]] [[الهی]] قرار داشتند، کسی از [[حقیقت]] این مرحله و نیازمندی‌های آن آگاهی نداشت.&lt;br /&gt;
اکنون ضمن ارائه نمایی از توجهات علمی امام مجتبی{{ع}}، گلچینی از مفاهیم و ارزش‌های والایی را که بر زبان آن بزرگوار جاری شده و با سخنان [[بلیغ]] خویش بدان اشاره فرموده است و یا در [[تهذیب]] و [[تربیت شاگردان]] و یارانش تبلور یافته، برمی‌گیریم.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دانش و [[خرد]]===&lt;br /&gt;
# امام{{ع}} در [[تشویق]] به [[کسب علم]] و دانش و چگونگی آن و شیوه بالنده ساختنش فرمود:&lt;br /&gt;
##{{متن حدیث|تعلّموا العلم فإنكم صغار في القوم و كبارهم غدا و من لم يحفظ منكم فليكتب}}&amp;lt;ref&amp;gt;الفصول المهمة ابن صبّاغ مالکی، ص۱۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ در پی [[کسب دانش]] برآیید که شما امروز در جمع [[مردم]]، [[کودک]] هستید ولی فردا از بزرگان آنان به‌شمار خواهید آمد. هریک از شما [[قادر]] نیستید مطلبی را [[حفظ]] کنید، آن را یادداشت نمایید.&lt;br /&gt;
##{{متن حدیث|حُسْنُ السُّؤَالِ نِصْفُ الْعِلْمِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;نور الأبصار، ص۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ [[پرسش]] مناسب، نیمی از دانش است.&lt;br /&gt;
##{{متن حدیث|عَلِّمِ النَّاسَ وَ تَعَلَّمْ عِلْمَ غَيْرِكَ فَتَكُونَ قَدْ أَتْقَنْتَ عِلْمَكَ وَ عَلِمْتَ مَا لَمْ تَعْلَمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;الأئمة الاثنی عشر، ص۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ به [[مردم]] [[دانش]] بیاموز و از دانش دیگران بهره بگیر، با این کار پایه‌های دانش خود را [[تحکیم]] نموده و آن‌چه را نیز نمی‌دانی فراگرفته‌ای.&lt;br /&gt;
##{{متن حدیث|قَطَعَ الْعِلْمُ عُذْرَ الْمُتَعَلِّمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;تحف العقول، ص۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ دانش، [[عذر]] [[دانش‌پژوهان]] را از میان برداشته است.&lt;br /&gt;
##{{متن حدیث|الْيَقِينُ مَعَاذٌ لِلسَّلَامَةِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;تحف العقول، ص۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ [[یقین]]، [[پناه]] [[سلامت]] است.&lt;br /&gt;
##{{متن حدیث|أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ إِدَامَةِ التَّفَكُّرِ، فَإِنَّ التَّفَكُّرَ أَبُو كُلِّ خَيْرٍ وَ أُمُّهُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۴۳- ۳۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ شما را به [[پیروی]] از [[خدا]] و [[اندیشه]] مستمر سفارش می‌کنم؛ زیرا اندیشه، ریشه هر [[کار نیک]] و [[پسندیده]] به‌شمار می‌آید.&lt;br /&gt;
# [[عقل]] و [[خرد]] پایه و اساس [[علم]] و دانش است، از همین رهگذر [[امام]]{{ع}} با بیان لوازم و آثار [[علمی]] آن و درجه اهمیت و نقش خرد در کمال [[آدمی]]، آن را به تصویر کشیده و چنین می‌فرماید:&lt;br /&gt;
##{{متن حدیث|الْعَقْلُ حِفْظُ الْقَلْبِ كُلَّ مَا اسْتَرْعَيْتَهُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ عقل و خرد نگاهبان رازهای [[دل]] است.&lt;br /&gt;
##آن‌کس که از عقل و خرد برخوردار نیست فاقد [[ادب]] و [[فرهنگ]] است و کسی که [[همّت]] و [[اراده]] ندارد از [[ارزش]] [[دوستی]] و [[محبّت]] برخوردار نیست، کسی که [[شرم]] و [[حیا]] ندارد، [[دین]] ندارد. [[برترین]] درجه [[خردمندی]] [[رفتار نیک]] با مردم است، به وسیله عقل و خرد، [[خوشبختی]] [[دنیا]] و [[آخرت]] به‌دست می‌آید، آن‌کس که از خرد [[محروم]] باشد، از خوشبختی دنیا و آخرت نیز محروم خواهد بود&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|لَا أَدَبَ لِمَنْ لَا عَقْلَ لَهُ، وَ لَا مُرُوَّةَ لِمَنْ لَا هِمَّةَ لَهُ، وَ لَا حَيَاءَ لِمَنْ لَا دِينَ لَهُ، وَ رَأْسُ الْعَقْلِ مُعَاشَرَةُ النَّاسِ بِالْجَمِيلِ، وَ بِالْعَقْلِ تُدْرَكُ سَعَادَةُ الدَّارَيْنِ، وَ مَنْ حَرُمَ الْعَقْلَ حَرُمَهُمَا جَمِيعاً}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
##{{متن حدیث|لَا يَغُشُّ الْعَقْلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ}}؛ هرکس از عقل و خرد [[پند]] گیرد، [[فریب]] نمی‌خورد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[قرآن کریم]]‌===&lt;br /&gt;
# [[امام مجتبی]]{{ع}} در بیان [[حقیقت قرآن]] و [[رسالت]] و اهداف و [[فضیلت]] آن و نحوه [[سیراب شدن]] از سرچشمه زلال بیکرانش می‌فرماید:&lt;br /&gt;
##در این [[قرآن]] چراغ‌های [[هدایت]] می‌درخشد و [[دل‌ها]] به راهنمایی‌اش بهبود می‌یابد. بنابر این، باید [[دل]] را به فروغ تابناکش روشن و به دستوراتش [[استوار]] کرد. دل‌ها به وسیله [[اندیشه]] صحیح، روشن می‌ماند و راه می‌یابد هم‌چنان‌که رهروان، در پرتو [[نور]] از تاریکی‌ها می‌گذرند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ فِيهِ مَصَابِيحُ النُّورِ، وَ شِفَاءُ الصُّدُورِ، فَلْيَجْلُ جَالٍ بِضَوْئِهِ، وَ لْيُلْجِمِ الصِّفَةَ قَلْبَهُ، فَإِنَّ التَّفْكِيرَ حَيَاةُ الْقَلْبِ الْبَصِيرِ، كَمَا يَمْشِي الْمُسْتَنِيرُ فِي الظُّلُمَاتِ بِالنُّورِ}}؛ حیاة الامام الحسن دراسة تحلیلة، ج۱، ص۳۴۶- ۳۴۷ به نقل از کشف الغمة و ارشاد القلوب.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
##از این [[دنیا]] اثری غیر از قرآن باقی نمانده، آن را پیشوای خود گردانید. سزاوارترین [[مردم]] به قرآن کسی است که بدان عمل کند هرچند [[حافظ]] آن نباشد و آن‌که از همه دورتر از قرآن است کسی است که به قرآن عمل نکند هرچند آن را قرائت نماید&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|مَا بَقَي مِنْ هَذِهِ الدُّنْيَا بَقِيَّةٌ غَيْرُ هَذَا الْقُرْآنِ فَاتَّخِذُوهُ إِمَاماً وَ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِالْقُرْآنِ مَنْ عَمِلَ بِهِ وَ إِنْ لَمْ يَحْفَظْهُ وَ أَبعَدَهُمْ عَنْهُ مَنْ لَمْ يَعْمَلْ بِهِ وَ إِنْ كَانَ يَقْرَؤُهُ}}؛ حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۴۶- ۳۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
##به [[یقین]] بدانید که شما تا وصف هدایت را نفهمید، [[تقوا]] را نخواهید [[شناخت]] و تا [[قرآنی]] را که کنار نهاده‌اید نشناسید، هرگز به [[پیمان]] قرآن [[تمسک]] نخواهید جست و تا کسانی که قرآن را [[تحریف]] کردند برایتان شناخته شده نباشند، آن را آن‌گونه که باید [[تلاوت]] نخواهید کرد، هرگاه به همه امور یاد شده [[آگاه]] شدید، [[بدعت]] و [[زورگویی]] را شناخته‌اید و به [[دروغ بستن]] بر [[خدا]] و [[تحریف]]، پی برده‌اید و می‌دانید آن‌کس که به ورطه [[سقوط]] افتاده چگونه سقوط کرده است، افراد [[نادان]]، شما را به [[جهل و نادانی]] نکشانند، آن را نزد اهلش جستجو کنید آنها کسانی هستند که مخصوصان به [[نور]] افشانی‌اند، و از آنان کسب نور می‌شود، پیشوایانی‌اند که باید از آنها [[پیروی]] کرد. به واسطه وجود آنها [[دانش]] جاودان و [[جهل]] به نابودی کشیده می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|... وَ اعْلَمُوا عِلْماً يَقِيناً أَنَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقَى حَتَّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدَى، وَ لَنْ تَمَسَّكُوا بِمِيثَاقِ الْكِتَابِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي نَبَذَهُ، وَ لَنْ تَتْلُوا الْكِتَابَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي حَرَّفَهُ، فَإِذَا عَرَفْتُمْ ذَلِكَ، عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَيْتُمُ الْفِرْيَةَ عَلَى اللَّهِ وَ رَأَيْتُمْ كَيْفَ يَهْوِي مَنْ يَهْوِي، وَ لَا يُجْهِلَنَّكُمُ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ، وَ الْتَمِسُوا ذَلِكَ عِنْدَ أَهْلِهِ، فَإِنَّهُمْ خَاصَّةً نُورٌ يُسْتَضَاءُ بِهِمْ وَ أَئِمَّةٌ يُقْتَدَى بِهِمْ، بِهِمْ عَيْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ}}؛ حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۶۰ به نقل از تحف العقول.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
##در [[کتاب الهی]] ([[قرآن]]) شرح و تفصیل هرچیزی آمده است و در آن هیچ‌گونه باطلی راه ندارد، هرچیزی استناد به قرآن دارد ما در تأویلش دچار [[اشتباه]] نمی‌شویم و به [[حقایق]] آن [[یقین]] داریم. بنابراین، از ما [[اطاعت]] کنید زیرا اطاعت ما چون به [[اطاعت خدا]] و [[رسول]] و [[اولی الأمر]] مقرون است، بر همگان [[واجب]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|كتاب الله فيه تفصيل كلّ شي‌ء، لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه، و المعوّل عليه في كل شي‌ء، لا يخطئنا تأويله، بل نتيقّن حقائقه، فأطيعونا فإطاعتنا مفروضة إذا كانت بطاعة الله و الرسول و أولى الأمر مقرونة}}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[تاریخ‌نگاران]] نمونه‌هایی از [[تفسیر قرآن]] [[امام مجتبی]]{{ع}} را یادآور شده‌اند که فرازهایی از آن از نظرتان می‌گذرد: «مردی وارد [[مسجد رسول خدا]]{{صل}} شد تا [[تفسیر آیه]] [[شریف]] {{متن قرآن|وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و به گواهی‌دهنده و آنچه گواهی دهد (که از ستمکاران انتقام می‌کشیم)» سوره بروج، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; را از کسی بپرسد، آنجا سه تن را [[مشاهده]] کرد که پیرامون هریک‌ گروهی از [[مردم]] حلقه زده‌اند و درباره شنیده‌هایش از [[رسول خدا]]{{صل}} با آنان سخن می‌گوید. معنای [[شاهد]] و مشهود را از یک تن آنها پرسید، پاسخ داد: شاهد، یعنی [[روز جمعه]] و مشهود، یعنی [[روز عرفه]]. همین معنا را از دیگری پرسید، به وی پاسخ داد: شاهد، یعنی روز جمعه و مشهود یعنی [[روز عید قربان]]. از نفر سوم پرسید: وی در پاسخ گفت: [[شاهد]] [[رسول خدا]]{{صل}} و مشهود [[روز قیامت]] است به دلیل این فرموده [[خدا]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای پیامبر! ما تو را گواه و نویدبخش و بیم‌دهنده فرستاده‌ایم؛» سوره احزاب، آیه ۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در مورد [[قیامت]] فرمود: {{متن قرآن|ذَلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آن، روز حضور (مردم) است» سوره هود، آیه ۱۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. مرد پرسید: این سه تن کیانند؟ به او گفته شد: نفر اوّل: [[عبدالله بن عباس]]، دوم: [[عبدالله بن عمر]] و سوم: حسن بن [[علی بن ابی طالب]] است‌&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۶۲ به نقل از فصول المهمه ابن صبّاغ مالکی، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
کسانی که به دقت خطابه‌ها و [[پند]] و اندرزهای [[امام مجتبی]]{{ع}} را مورد بررسی قرار دهد، [[استدلال]] و استناد دقیق [[امام]]{{ع}} به [[آیات قرآن]] [[حکیم]]، به خوبی برای وی ملموس و حاکی از احاطه و [[آگاهی]] آن [[بزرگوار]] به مراد و منظور و [[راز]] و رمز این [[آیات]] است که نمونه‌هایی از آنها را در بیان بخش‌های بعدی سخنان حضرت ملاحظه خواهید کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[حدیث]] و سیره‌===&lt;br /&gt;
[[امام حسن مجتبی]]{{ع}} به گسترش [[احادیث]] و [[سیره]] و [[فضایل اخلاقی]] [[رسول اکرم]]{{صل}} [[عنایت]] ویژه‌ای داشت، اکنون گزیده‌ای از احادیثی را که آن امام والامقام از جد بزرگوارش رسول خدا{{صل}} [[روایت]] کرده، یادآور می‌شویم:&lt;br /&gt;
#از جمله اموری که سبب [[بخشش گناهان]] می‌شود، وارد کردن [[سرور]] [[شادمانی]] در [[دل]] [[برادر]] [[مسلمان]] توست.&lt;br /&gt;
# مسلمان! سه چیز را برایم تضمین کن، [[بهشت]] را برایت ضمانت خواهم کرد: اگر به دستوراتی که در [[قرآن]] بر تو [[واجب]] شده عمل نمایی، پرستشکاری [[انسان]] به‌شمار رفته‌ای و اگر به آن‌چه [[خداوند]] به تو روزی داده، [[قناعت]] کنی، بی‌نیازترین فرد هستی و اگر از [[محرّمات الهی]] دوری کنی، پرواپیشه‌ترین شخص تلقی خواهی شد...&lt;br /&gt;
#آن‌کس که پس از ادای [[نماز صبح]] تا [[طلوع]] [[آفتاب]] بر [[سجاده]] خود بنشیند، خداوند بدنش را از [[آتش دوزخ]] نگاه می‌دارد.&lt;br /&gt;
#هرکجا حضور دارید بر من [[درود]] بفرستید که درودتان به من می‌رسد.&lt;br /&gt;
#زنی به اتفاق دو کودکش [[خدمت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} رسید و از حضرت [[درخواست کمک]] کرد [[رسول خدا]]{{صل}} ۳ دانه خرما به او داد، آن [[زن]] هریک از دانه‌های خرما را به یکی از فرزندانش داد. [[کودکان]] پس از خوردن خرما به دست مادر نگاه کردند، مادرشان دانه باقیمانده خرما را نیز دو نیمه ساخت و نصف آن را به هریک داد، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: با ترحمی که این زن نسبت به [[فرزندان]] خویش انجام داد [[خداوند]] وی را مورد [[رحمت]] خویش قرار داد.&lt;br /&gt;
#این [[دعا]] از آن حضرت نقل شده: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَقِلْنِي عَثْرَتِي، وَ آمِنْ رَوْعَتِي، وَ اكْفِنِي مَنْ بَغَى عَلَيَّ، وَ انْصُرْنِي عَلَى مَنْ ظَلَمَنِي وَ أَرِنِي ثَأْرِي مِنْهُ...}}؛ خدایا! از لغزش‌هایم درگذر و [[ترس]] و وحشتم را به [[امنیت]] تبدیل گردان. آنان را که با من به [[ستیز]] برخاستند به [[کیفر]] برسان و بر کسانی که به من [[ستم]] روا داشتند پیروزم گردان و [[انتقام]] مرا از آنان بگیر...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام مجتبی]]{{ع}} در نشر و گسترش [[سیره]] و [[رفتار]] و [[فضایل اخلاقی]] [[نبی اکرم]]{{صل}} توجه فراوان مبذول می‌داشت و گاهی این [[فضایل]] را به نقل از دایی‌اش [[هند بن ابی هاله تمیمی]] پسرخوانده رسول خدا و [[برادر]] ناتنی حضرت‌ زهرا{{س}} که [[صفات پسندیده]] و فضایل اخلاقی [[پیامبر]] را دقیقا به وصف می‌کشید، بیان می‌داشت. از جمله مواردی که هند، [[شخصیت]] نبی اکرم{{صل}} را به توصیف آورده از نظرتان می‌گذرد: رسول اکرم{{صل}} همواره اندوهناک به نظر می‌رسید و پیوسته در [[اندیشه]] بود. هیچ گونه [[راحتی]] نداشت، جز در موارد لازم سخن نمی‌گفت، سکوتی طولانی داشت، هرگاه لب به سخن می‌گشود به آرامی سخن می‌گفت. سخنانش کوتاه و پرمعنا بود به گونه‌ای که مقصود را بیان کرده و سخن زائد در آن وجود نداشت. از [[اخلاقی]] نکو و [[پسندیده]] برخوردار بود و [[خشونت]] و [[درشتی]] نداشت. از [[نعمت‌های الهی]] هرچند اندک به [[عظمت]] یاد می‌کرد و آنها را ناچیز نمی‌شمرد، هیچ‌کس را [[سرزنش]] یا [[نکوهش]] نمی‌نمود. [[دنیا]] و امور مربوط به آن، وی را [[خشمگین]] نمی‌ساخت. در [[یاری]] [[حق]] از هیچ‌چیز [[پروا]] نداشت هرگاه با دستش اشاره می‌کرد با تمام [[کف دست]] اشاره می‌نمود و هرزمان شگفت‌زده می‌شد، دست‌ها را پشت و رو می‌کرد و هرگاه سخن می‌گفت آنها را به هم متصل می‌کرد و انگشت ابهام دست چپ را به کف دست راست می‌زد و هنگامی که [[خشم]] می‌گرفت رو برمی‌گرداند و زمانی که شادمان می‌گشت، چشمانش را برهم می‌نهاد. بیشتر خنده‌اش حالت تبسّم و لبخند داشت و دندانهایش نظیر دانه‌های تگرگ نمایان می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام حسن]]{{ع}} به این [[سیره]] و شیوه [[مبارک]] فوق العاده توجه و اهتمام داشت. روزی از پدر ارجمندش علی [[مرتضی]]{{ع}} دست‌پرورده و [[شاگرد]] و داماد و [[برادر رسول خدا]] که در [[تحمل]] بار سنگین مسئولیت‌های [[رسالت الهی]]، همدوش [[پیامبر اکرم]] و [[قبل از بعثت]] تا [[زمان]] [[رحلت]]، [[یار]] و همدمش بود، خواست سیره و [[رفتار رسول خدا]]{{صل}} را برایش توصیف کند، [[امیر مؤمنان]]{{ع}} در پاسخ به [[پرسش]] فرزندش امام حسن{{ع}} الگوی کاملی از راه و روش نبی‌ [[اکرم]]{{صل}} را برای مسلمانانی که خواهان [[پیروی]] از آن بزرگوارند، ارائه داد و فرمود:&lt;br /&gt;
[[پیامبر گرامی اسلام]] هرگاه به [[منزل]] خود می‌آمد، اوقات خویش را به سه بخش تقسیم می‌کرد، بخشی برای [[راز و نیاز]] با [[پروردگار]] جلّ جلاله، قسمتی برای امور [[خانواده]] و بخشی را به خود اختصاص می‌داد. قسمتی را که مربوط به شخص وی بود برای [[اداره امور]] [[مردم]] به کار می‌برد و به [[خواص یاران]] دستوراتی برای رسیدگی به کارهای عمومی دیگران می‌داد و این اوقات را صرف کارهای دیگر نمی‌نمود. [[شیوه]] [[رسول خدا]]{{صل}} این بود در آنجا که به امور [[امت]] می‌پرداخت، [[اهل فضل]] و [[دانش]] را [[برتری]] می‌داد و اوقات را به تناسب [[آگاهی]] بیشتر آنها در [[امور دینی]]، تقسیم می‌کرد.&lt;br /&gt;
برخی یک نیاز، بعضی دو خواسته و عدّه‌ای نیازها و خواسته‌های متعددی داشتند و به رسیدگی امور آنان مشغول می‌شد و آنها را به [[اصلاح]] کمبودهای امورشان سرگرم می‌نمود و آن‌چه را به [[مصلحت]] آنان بود برایشان بیان می‌کرد و می‌فرمود:&lt;br /&gt;
حاضران به غایبان برسانند. نیاز کسانی را که به من دسترسی ندارند به من اطلاع دهید زیرا هرکس نیاز افراد [[ناتوان]] را نزد صاحب قدرتی که دسترسی به او ندارد ببرد، [[خداوند]] در [[روز قیامت]] او را [[ثابت قدم]] نگاه می‌دارد. در حضور آن [[بزرگوار]] غیر از این‌گونه سخنان چیزی ابراز نمی‌شد. و از کسی غیر او پذیرفته نمی‌شد، کسانی که برای [[کسب علم]] و [[فضیلت]] حضور وی [[تشرّف]] می‌یافتند جز با چشیدن حلاوت و شیرینی بیان آن حضرت، از آنجا بیرون نمی‌رفتند و خود، دیگران را رهنمون می‌گشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام حسن]]{{ع}} فرمود: از پدر بزرگوارم پرسیدم [[رسول خدا]]{{صل}} در [[سخن گفتن]] چگونه بود؟.&lt;br /&gt;
پدرم فرمود: رسول خدا{{صل}} زبان خود را از سخن [[بیهوده]] و غیر ضروری باز می‌داشت، با [[مردم]] [[الفت]] و [[مهربانی]] داشت و آنها را از خود دور نمی‌ساخت به بزرگ هر فامیلی [[احترام]] قائل می‌شد و او را بر فامیلش [[حاکم]] می‌گرداند، همواره مردم را برحذر می‌داشت و بی‌آن‌که نسبت به آنها [[ترشرویی]] و [[بدخلقی]] انجام دهد، مراقب خویشتن بود، از [[یاران]] خود دیدار می‌کرد و از وضعیت مردم و آن‌چه بر آنها می‌گذشت، [[پرسش]] می‌کرد، کار [[پسندیده]] را [[تحسین]] و تقویت می‌کرد و [[کار ناپسند]] را [[نکوهش]] کرده و بی‌اعتبار می‌دانست. در کارها [[معتدل]] و میانه رو بود، از احوال مردم [[غافل]] نمی‌شد مبادا که آنها [[غفلت]] کنند و یا به سوی [[باطل]] کشیده شوند. در ابراز [[حق]] کوتاهی نمی‌کرد و از آن [[تجاوز]] نیز نمی‌نمود، [[خیرخواه‌ترین]] مردم را به کارها می‌گمارد، بزرگترین آنها از دیدگاه رسول خدا کسانی بودند که بیش از دیگران [[موعظه]] پذیرفته و برجسته‌ترین آنان افرادی به‌شمار می‌آمدند که در مورد دیگران [[خیرخواهی]] و [[حمایت]] بیشتری مبذول می‌داشتند...&lt;br /&gt;
[[امام مجتبی]]{{ع}} فرمود: از پدرم پرسیدم [[پیامبر اکرم]] در نشستن چگونه بود؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمود:&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم{{صل}} در هر [[مجلسی]] با یاد و [[نام خدا]] نشست و برخاست داشت و در مجالس، برای خویش جای ویژه‌ای در نظر نمی‌گرفت و دیگران را نیز از چنین کاری [[نهی]] می‌فرمود، هرگاه وارد مجلس جمعی می‌شد در آخر مجلس که جای خالی بود می‌نشست و به دیگران نیز دستور می‌داد چنین [[رفتار]] کنند، به تمام [[اهل]] مجلس [[احترام]] و توجه می‌نمود به گونه‌ای که هریک از حاضران با خود می‌پنداشتند گرامی‌ترین فرد نزد آن حضرت هستند، هرکس از او خواسته‌ای داشت با [[حاجت]] روا شده از نزدش خارج می‌گشت و یا به بیان خوش و شیرین آن حضرت [[راضی]] می‌شد. [[اخلاق]] نکویش به اندازه‌ای ملایم بود که همگان او را چونان پدری مهربان‌ می‌دانستند، از نظر [[حق]] همه در نزدش مساوی بودند.&lt;br /&gt;
مجلس او مجلس [[حلم]] و [[بردباری]] و [[حیا]] و [[صداقت]] و [[امانت]] بود، در حضور وی صداها بلند نمی‌شد و از کسی هتک حرمتی به عمل نمی‌آمد و اگر از کسی [[خطا]] و لغزشی سر می‌زد، در جای دیگری بازگو نمی‌شد و اهل مجلس در [[مقام]] [[عدالت]] با یکدیگر به عدالت و [[انصاف]] و [[احسان]] رفتار کرده و به [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]] سفارش می‌کردند، نسبت به یکدیگر [[تواضع]] و [[فروتنی]] داشتند و [[پیران]] سالخورده را احترام و با کوچکترها [[مهربانی]] می‌نمودند، [[نیازمندان]] را بر خود مقدم شمرده و [[غریبان]] را نگهداری می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام مجتبی]]{{ع}} عرضه داشت: (از پدر ارجمندم پرسیدم) [[رفتار پیامبر]] با مجلسیانش چگونه بود؟&lt;br /&gt;
وی فرمود:&lt;br /&gt;
[[رسول خدا]]{{صل}} [[گشاده‌رو]] و از [[اخلاقی]] خوش برخوردار و از درشتخویی و داد و فریاد برکنار بود. دیگران را زیاد [[مدح]] و [[ستایش]] نمی‌کرد و اگر چیزی مطابق میل آن [[بزرگوار]] نبود، از آن [[تغافل]] می‌نمود به‌گونه‌ای که [[مردم]] از او [[مأیوس]] و [[نومید]] می‌شدند. از سه چیز دوری می‌کرد: [[مجادله]]، [[پرگویی]] و سخنان بی‌فایده و درباره مردم از سه چیز [[پرهیز]] می‌کرد: هیچ‌گاه کسی را مورد مذمّت و [[سرزنش]] قرار نمی‌داد، از [[لغزش]] و خطای کسی جستجو نمی‌کرد و [[عیب]] کسی را ابراز و آشکار نمی‌نمود، جز در جایی که [[امید]] [[ثواب]] می‌رفت سخن نمی‌گفت و هرگاه لب به سخن می‌گشود، حاضران سر به زیر افکنده و به سخنش گوش فرا می‌دادند آن‌چنان ساکت بودند گویی پرنده بر سرشان نشسته بود و هرگاه حضرت ساکت می‌شد، دیگران آغاز سخن می‌کردند، در حضورش بر سر هر موضوعی بحث و [[جدل]] نمی‌کردند، اگر فردی از [[اهل]] مجلس سخن می‌گفت همه [[سکوت]] می‌کردند تا سخن او به پایان‌ می‌رسید و هرکس سخنی داشت به نوبت سخن می‌گفت، اگر مطلبی سبب [[خنده]] اهل مجلس می‌شد او نیز می‌خندید و اگر از چیزی شگفت‌زده می‌شدند، او نیز شگفت‌زده شده و تعجّب می‌کرد و بر گفتار اشخاص [[غریب]] تازه‌واردی که بی‌ادبانه با آن حضرت سخن می‌گفتند، [[صبر]] و [[بردباری]] نشان می‌داد تا جایی که یارانش آنان را جذب می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رسول خدا]]{{صل}} هرگز ثنا و [[ستایش]] کسی را در [[حق]] خود پذیرا نبود مگر اینکه ثنای او به عنوان تشکر از آن حضرت تلقی می‌شد و سخن کسی را قطع نمی‌کرد مگر این که از حدّ معمول [[تجاوز]] می‌نمود که در این صورت یا با [[نهی]] کردن و یا برخاستن از مجلس، سخنش را قطع می‌کرد.&lt;br /&gt;
[[امام مجتبی]]{{ع}} فرمود: به پدر بزرگوارم عرض کردم: سکوت حضرت چگونه بود؟&lt;br /&gt;
سکوت [[پیامبر خدا]]{{صل}} در چهار وجه متبلور بود: بر [[حلم]] و بردباری، بر [[حذر]]، بر تقدیر، بر [[تفکر]] و [[اندیشه]]. سکوت در تقدیر به گونه‌ای بود که همه [[مردم]] را به یک چشم می‌نگریست و به گفتار همه به یک نحو گوش می‌داد و سکوتش در تفکر چنان بود که درباره چیزهایی باقی ماندنی و امور فناناپذیر، می‌اندیشید. و سکوت حضرت در حذر به چهارگونه صورت می‌پذیرفت:&lt;br /&gt;
[[کار نیک]] را انجام دهد تا دیگران از او [[پیروی]] کنند. امور [[زشت]] و [[ناپسند]] را ترک کند تا مردم نیز از انجام آن خودداری نمایند. در اموری که [[مصلحت]] [[مسلمانان]] در آن بود تلاش کند. به کارهایی اقدام نماید که خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] [[مردم]] را در پی داشته باشد&amp;lt;ref&amp;gt;به الموفقیات، ص۳۵۴- ۳۵۹، أنساب الاشراف، ج۱، ص۳۹۰، المختصر فی الشمائل المحمدیة ترمذی، ص۲۹ مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اعتقادات‌===&lt;br /&gt;
====[[توحید]]====&lt;br /&gt;
[[امام علی]]{{ع}} به فرزندش [[امام مجتبی]]{{ع}} دستور داد در [[مسجد کوفه]] برای [[مردم]] سخن بگوید، [[امام حسن]]{{ع}} بر فراز [[منبر]] رفت و فرمود: «[[ستایش]] خدای یکتایی را که شبیهی ندارد، خدای [[ابدی]] بدون [[خلقت]] و [[آفریده]] شدن، آنکه بدون تکلّف و رنجی موجود است، [[آفریدگاری]] که آفریده‌هایش را بی‌هیچ رنجی آفریده و موصوف بی‌نهایت، آن‌که حدّ و مرزی برای نیکی‌هایش نمی‌توان تصور کرد، توانا و ابدی، آن‌که [[دل‌ها]] از [[بیم]] و هراسش لرزان است و خردها در برابر عزّتش و [[اله]] و حیران‌اند، همه در برابر قدرتش [[خاضع]] گشته، حدّ و اندازه [[قدرت]] و توانش بر [[قلب]] هیچ بشری خطور نمی‌کند، هیچ [[انسانی]] به [[حقیقت]] جلالش نمی‌رسد، توصیفگران، ژرفای عظمتش را نمی‌توانند به وصف کشند و [[دانشمندان]] با [[عقل]] و [[خرد]] خود بدو نرسند و [[اندیشمندان]] [[با تدبیر]] کارهایشان، بدو راه نیابند. [[آگاه‌ترین]] آفریده‌اش کسی است که [[خدا]] را به حد و مرزی توصیف نکند، او همه [[چشم‌ها]] را می‌بیند و [[مهربان]] و [[آگاه]] است»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الْوَاحِدِ بِغَيْرِ تَشْبِيهٍ، الدَّائِمِ بِغَيْرِ تَكْوِينٍ، الْقَائِمِ بِغَيْرِ كُلْفَةٍ، الْخَالِقِ بِغَيْرِ مَنْصَبَةٍ، الْمَوْصُوفِ بِغَيْرِ غَايَةٍ، الْمَعْرُوفِ بِغَيْرِ مَحْدُودِيَّةٍ، الْعَزِيزِ، لَمْ يَزَلْ قَدِيماً فِي الْقِدَمِ، رُدِعَتِ الْقُلُوبُ لِهَيْبَتِهِ، وَ ذَهِلَتِ الْعُقُولُ لِعِزَّتِهِ، وَ خَضَعَتِ الرِّقَابُ لِقُدْرَتِهِ، فَلَيْسَ يَخْطُرُ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ مَبْلَغُ جَبَرُوتِهِ، وَ لَا يَبْلُغُ النَّاسُ كُنْهَ جَلَالِهِ، وَ لَا يُفْصِحُ الْوَاصِفُونَ مِنْهُمْ لِكُنْهِ عَظَمَتِهِ، وَ لَا تَبْلُغُهُ الْعُلَمَاءُ بِأَلْبَابِهَا وَ لَا أَهْلُ التَّفَكُّرِ بِتَدْبِيرِ أُمُورِهَا، أَعْلَمُ خَلْقِهِ بِهِ الَّذِي بِالْحَدِّ لَا يَصِفُهُ، يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ لَا يُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ...}}؛ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۳۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردی حضور امام مجتبی{{ع}} شرفیاب شد و عرضه داشت: ای فرزند [[رسول خدا]]{{صل}}، [[خداوند]] را به گونه‌ای برایم وصف نما که گویی او را می‌بینم، امام حسن{{ع}} لحظاتی سر [[مبارک]] خود را به زیر افکند و سپس آن را بالا گرفت و بدو پاسخ داد: [[ستایش]] خدایی را می‌سزد که آغاز و پایانی ندارد و برای آن نمی‌توان قبل و بعدی تصور نمود و حدودی را معین کرد، تشخّصی ندارد تا تجزیه‌پذیر باشد، از [[اختلاف]] صفاتی برخوردار نیست که حدود هریک دیگری را محدود و متناهی کند. بنابر این، خردها و تخیلات آنها و [[اندیشه‌ها]] و تراوش‌های [[فکری]] و نیز عقل‌های [[نورانی]] و تصورات آنها از [[درک]] صفات خداوندی عاجزند. نمی‌توان گفت در چه زمانی و از چه‌چیز آغاز گردید و بر چه‌چیزی ظهور و بروز پیدا کرد و در چه‌چیزی نمایان گردید، ([[باطن]] چیزی قرار نگرفته است) او هرگز وانهاده نشده تا از وجودش [[پرسش]] شود، وی آفریده‌ها و پدیده‌های تازه و اشیاء نو پیدا و موجوداتی را که نبوده‌اند، به‌ وجود آورد، آن‌چه را خود [[اراده]] کرده بود، انجام داد و آنچه را خواست فزونی بخشید، اوست خداوندی که [[آفریدگار]] من و آفریدگار جهانیان است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَكُنْ لَهُ أَوَّلٌ مَعْلُومٌ وَ لَا آخِرٌ مُتَنَاهٍ، وَ لَا قَبْلٌ مُدْرَكٌ وَ لَا بَعْدٌ مَحْدُودٌ وَ لَا أَمَدٌ بِحَتَّى، وَ لَا شَخْصٌ فَيَتَجَزَّأَ، وَ لَا اخْتِلَافُ صِفَةٍ فَيَتَنَاهَى، فَلَا تُدْرِكُ الْعُقُولُ وَ أَوْهَامُهَا، وَ لَا الْفِكَرُ وَ خَطَرَاتُهَا، وَ لَا الْأَلْبَابُ وَ أَذْهَانُهَا، صِفَتَهُ فَيَقُولَ مَتَى، وَ لَا بُدِئَ مِمَّا، وَ لَا ظَاهِرٌ عَلَى مَا، وَ لَا بَاطِنٌ فِيمَا، وَ لَا تَارِكٌ فَهَلَّا، خَلَقَ الْخَلْقَ فَكَانَ بَدِيئاً بَدِيعاً، ابْتَدَأَ مَا ابْتَدَعَ، وَ ابْتَدَعَ مَا ابْتَدَأَ، وَ فَعَلَ مَا أَرَادَ، وَ أَرَادَ مَا اسْتَزَادَ، ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}؛ حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۳۵- ۳۴۰ به نقل از توحید صدوق.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====[[ابطال]] [[جبر]]====&lt;br /&gt;
گروهی از [[مردم بصره]] طی نامه‌ای از [[امام مجتبی]]{{ع}} درخواست کردند نظر [[مبارک]] خویش را در مورد جبر [[اعلان]] نماید، [[امام]]{{ع}} در پاسخ آنها چنین مرقوم فرمود:&lt;br /&gt;
کسی که به [[خدا]] و [[قضا]] و قدرش [[ایمان]] نیاورد، [[کافر]] است و آن‌کس که [[گناه]] خود را بر عهده خدا بداند، [[فاجر]] است. هیچ‌کس خدا را از سر جبر [[اطاعت]] نمی‌کند و کسی به [[قهر و غلبه]]، خدا را [[نافرمانی]] نمی‌نماید؛ زیرا [[خداوند]] مالک همه چیزهایی است که به [[مردم]] داده و به نیروهایی که بدان‌ها بخشیده تواناست. بنابراین، اگر از او [[فرمان]] بردند، مانع آنها نیست و اگر از فرمانش سربپیچند، آنها را مجبور نمی‌سازد،؛ چراکه اگر [[خداوند]] مردم را به [[اطاعت]] خود مجبور نماید، از [[پاداش]] برخوردار نیستند و اگر به [[گناه]] مجبورشان کند نباید آنها را [[عذاب]] نماید و اگر آنان را به [[حال]] خود وانهد قدرتش به [[ناتوانی]] می‌گراید، بلکه درباره [[بندگان]] خود مشیتی [[نهان]] دارد. از این‌رو، اگر از او اطاعت کردند، بر آنها [[منّت]] دارد و اگر نافرمانی‌اش نمودند، [[حجّت خدا]] بر آنها تمام است&amp;lt;ref&amp;gt;رسائل جمهرة العرب، ج۲، ص۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تشریح [[صفات خدا]]====&lt;br /&gt;
شخصی از [[امام مجتبی]]{{ع}} پرسید معنای [[جواد]] چیست؟ حضرت پاسخ داد: اگر منظورت [[آفریدگار جهان]] است، [[خدا]] جواد و [[بخشنده]] است چه به بندگانش عطا فرماید چه از آنها دریغ کند؛ زیرا اگر به بنده‌ای چیزی عطا کند آن‌چیز از آن [[بنده]] نبوده و اگر منع فرماید چیزی را که از آن بنده نیست، از او دریغ کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البحرین، «ماده جود».&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[ولایت اهل بیت]]{{عم}}‌===&lt;br /&gt;
# [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} در تشریح [[حقیقت]] [[ثقلین]] و موقعیت هریک نسبت به دیگری فرمود: به [[یقین]] بدانید که شما تا وصف [[هدایت]] را نفهمید، [[تقوا]] را نخواهید [[شناخت]] و تا [[قرآنی]] را که کنار نهاده‌اید نشناسید، هرگز به [[پیمان]] [[قرآن]] [[تمسک]] نخواهید جست و تا کسانی که قرآن را [[تحریف]] کرده‌اند برایتان شناخته شده نباشند، آن‌گونه‌ که باید، آن را [[تلاوت]] نخواهید کرد، هرگاه به همه موارد یاد شده [[آگاه]] گشتید، [[بدعت]] و [[زورگویی]] را شناخته‌اید و به [[دروغ بستن]] بر خدا و [[تحریف قرآن]] پی برده‌اید و می‌دانید آن‌کس که به ورطه [[سقوط]] افتاده چگونه سقوط کرده است، افراد [[نادان]]، شما را به [[جهل و نادانی]] نکشانند. آن را نزد اهلش جستجو کنید، آنان کسانی هستند که مخصوصان به نورافشانی‌اند و از آنان کسب [[نور]] می‌شود، پیشوایانی‌اند که باید از آنها [[پیروی]] کرد، جاودان ماندن [[علم]] و [[دانش]] و نابودی [[جهل]] به واسطه وجود آنهاست، حلمشان شما را به پایه علم و دانش آنان [[آگاه]] می‌سازد و خموشی آنها دلیل گفتارشان است و ظاهرشان از باطنشان سخن می‌گوید، با [[حق]] مخالف نیستند و در آن [[اختلاف]] ندارند و از [[خداوند]] درباره آنها روشی مقرر شده است و [[حکم الهی]] درباره آنان امضاء گردیده است. (به [[راستی]] این مطلب برای یادآوران، یادآوری خواهد بود).&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|... وَ اعْلَمُوا عِلْماً يَقِيناً أَنَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقَى حَتَّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدَى، وَ لَنْ تَمَسَّكُوا بِمِيثَاقِ الْكِتَابِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي نَبَذَهُ، وَ لَنْ تَتْلُوا الْكِتَابَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي حَرَّفَهُ، فَإِذَا عَرَفْتُمْ ذَلِكَ، عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ، وَ رَأَيْتُمُ الْفِرْيَةَ عَلَى اللَّهِ، وَ رَأَيْتُمْ كَيْفَ يَهْوِي مَنْ يَهْوِي، وَ لَا يُجْهِلَنَّكُمُ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ وَ الْتَمِسُوا ذَلِكَ عِنْدَ أَهْلِهِ فَإِنَّهُمْ خَاصَّةً نُورٌ يُسْتَضَاءُ بِهِمْ وَ أَئِمَّةٌ يُقْتَدَى بِهِمْ، بِهِمْ عَيْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ، وَ هُمُ الَّذِينَ أَخْبَرَكُمْ حِلْمُهُمْ عَنْ جَهْلِهِمْ، وَ حُكْمُ مَنْطِقِهِمْ عَنْ صَمْتِهِمْ، وَ ظَاهِرُهُمْ عَنْ بَاطِنِهِمْ، لَا يُخَالِفُونَ الْحَقَّ وَ لَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ، وَ قَدْ خَلَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ سُنَّةٌ، وَ مَضَى فِيهِمْ مِنَ اللَّهِ حُكْمٌ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ}}؛ حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۶۰ به نقل از تحف العقول.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# علم و [[موفقیت]] را از [[پروردگار]] خود بیاموزید خدای عز و جل [[آدم]] و نوح و [[خاندان ابراهیم]] و [[خاندان]] [[عمران]] را بر جهانیان برگزید، برخی، از [[دودمان]] یکدیگرند. بنابراین، ما دودمان آدم، خاندان نوح و [[برگزیدگان]] ابراهیم و سلاله [[پاک]] اسماعیل و خاندان محمدیم و میان شما بسان [[آسمان]] برافراشته و [[زمین]] گسترده و [[خورشید]] تابان و نورافشان می‌مانیم. نظیر درخت [[زیتون]] [[نه شرقی و نه غربی]] که روغنش [[برکت]] یافت. [[پیامبر]]، اصل آن درخت و علی{{ع}} شاخه آن و به [[خدا]] [[سوگند]]! ما میوه آن درختیم، هرکس به شاخه‌ای از آن چنگ زند، [[رهایی]] یافته و آن‌کس که [[نافرمانی]] کند، به [[آتش دوزخ]] [[سقوط]] کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;جلاء العیون، ج۱، ص۳۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[امام مجتبی]]{{ع}} با ایراد خطابه‌ای پس از [[حمد]] و [[ثنای الهی]] فرمود: به [[راستی]] [[خدای سبحان]] هر [[پیامبری]] را [[مبعوث]] نمود برایش [[خلیفه]] و [[جانشین]] و [[یاوران]] و خاندانی برگزید، [[سوگند]] به آن‌کس که محمد را به پیامبری برگزید! هرکس در [[حق]] ما [[اهل بیت]] کوتاهی کند [[خداوند]] به همان مقدار، اعمالش را ناقص خواهد گذاشت و هرچند دولتی بر ضد ما [[حاکمیت]] یابد ولی فرجام‌اش از آن ما خواهد بود و دیری نپاید که خبر آن را قطعا دریافت کنید&amp;lt;ref&amp;gt;مروج الذهب، ج۲، ص۳۰۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# و نیز فرمود: ما [[حزب]] [[رستگار]] [[خدا]]، [[عترت]] و [[نزدیکان]] [[نبی اکرم]]{{صل}} و اهل بیت [[پاک]] و پیراسته او و یکی از دو [[امانت]] گران سنگی هستیم که [[رسول خدا]]{{صل}} آنها را به [[ودیعه]] نهاد و همتای قرآنیم.. بنابراین، از ما [[فرمان]] ببرید؛ زیرا [[اطاعت]] ما چون به [[اطاعت از خدا]] و [[رسول]] و [[اولی الأمر]]، مقرون می‌باشد، بر همگان [[واجب]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|نحن حزب الله المفلحون، و عترة رسول الله الأقربون، و أهل بيته الطاهرون الطيّبون و أحد الثقلين الذين خلّفهما رسول الله و الثاني كتاب الله... فأطيعونا فإطاعتنا مفروضة، اذ كانت بطاعة الله و الرسول و أولي الأمر مقرونة}}؛ حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[امام حسن]]{{ع}} طی خطابه‌ای به بیان [[فلسفه]] [[تشریع احکام]] و ارتباط آن به [[ولایت اهل بیت]]{{عم}} پرداخت و فرمود: اگر [[پیامبر اکرم]] [[حضرت محمد]]{{صل}} و [[جانشینان]] وی نبودند، شما [[حیران]] و [[سرگردان]] بوده به هیچ‌یک از [[واجبات الهی]] [[آگاهی]] نداشتید، آیا می‌توانید به خانه‌ای غیر از در آن وارد شوید؟ [[امام]]{{ع}} پس از [[استدلال]] بر [[کمال دین]] و تمام [[نعمت الهی]] و اشاره به [[حقوق]] [[اولیاء]] خدا و نقش ادای این حقوق در [[سلامت]] و [[رشد]] [[زندگی]] و بیان اینکه [[بخیل]] [[واقعی]] کسی است که نسبت به [[دوستی]] و [[محبّت]] [[پیامبر]] [[بخل]] بورزد.. فرمود: از جد بزرگوارم رسول خدا{{صل}} شنیدم می‌فرمود: من از [[نور الهی]] [[آفریده]] شدم و [[اهل]] بیتم از [[نور]] من [[خلق]] شدند و دوستانشان از نور آنان به عرصه [[آفرینش]] آمدند و سایر [[مردم]] از نور آنان آفریده شدند&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۶۵، به نقل از ینابیع المودة، ج۳، ص۱۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مژده ظهور [[مهدی منتظر]]{{ع}}‌===&lt;br /&gt;
# [[امام مجتبی]]{{ع}} پس از [[صلح با معاویه]] که مردم حضور وی رسیده و زبان به ملامت و [[نکوهش]] آن [[بزرگوار]] می‌گشودند، فرمود: آیا نمی‌دانید که هریک از ما [[اهل بیت]] زیر [[سلطه]] و [[حاکمیت]] [[ستم‌پیشگان]] دورانش [[زندگی]] می‌کند، جز (حضرت) [[قائم]]{{ع}} که [[عیسی]] [[روح الله]] پشت‌سرش [[نماز]] می‌گزارد. [[خداوند]] ولادت آن بزرگوار را [[نهان]] ساخت و وجود مقدسش را در پرده [[غیب]] قرار داد تا به [[هنگام ظهور]]، بیعتی را از کسی برگردن نداشته باشد وی [[نهمین فرزند برادرم حسین]] و فرزند برجسته‌ترین کنیزان است. [[خدای متعال]] عمر او را در دوران غیبتش طولانی می‌گرداند و سپس به [[قدرت]] خود وی را در چهره مردی کمتر از چهل سال ظاهر می‌سازد&amp;lt;ref&amp;gt;جهت آشنایی به منابع این حدیث به معجم احادیث الامام المهدی، ج۳، ص۱۶۵ مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[امام حسن]]{{ع}} با نقل روایتی از پدر بزرگوارش [[امیر مؤمنان]]{{ع}} از [[حکمرانی]] معاویه و [[بدعت‌گذاری]] آنان و [[ستیز]] با دشمنانشان خبر داده تا آنجا که فرمود: تا اینکه خداوند در [[آخر الزمان]] و دوران سخت و [[دشواری]]، و در [[حال]] بی‌خبری از مردم، شخصی را بر می‌انگیزد و او را با فرشتگانش مورد [[حمایت]] قرار می‌دهد، یارانش را [[حافظ]] است و با [[معجزات]] خود وی را [[پیروز]] می‌گرداند و بر ساکنان [[زمین]] [[سیطره]] می‌بخشد. ناگزیر همه سر به [[فرمان]] او می‌نهند زمین را پر از [[عدل و داد]] و نور و [[برهان]] می‌نماید سراسر [[گیتی]] به [[اطاعت]] او در می‌آیند، هر کافری بدو [[ایمان]] می‌آورد و هر [[انسان]] [[تبهکاری]] [[درستکار]] می‌شود و در [[سایه]] حکومتش، درندگان نسبت به یکدیگر آزاری نمی‌رسانند. زمین گیاهانش را می‌رویاند و آسمان‌ برکاتش را فرو می‌ریزد گنج‌های زمین برایش آشکار می‌گردند، بر شرق و غرب [[جهان]] چهل سال [[حکمرانی]] خواهد کرد، [[سعادتمند]] کسی است که دورانش را [[درک]] کرده و به سخنانش گوش فرادهد&amp;lt;ref&amp;gt;معجم أحادیث الامام المهدی، ج۳، ص۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[اخلاق]] و تربیت‌===&lt;br /&gt;
جابر می‌گوید: از [[امام مجتبی]]{{ع}} شنیدم می‌فرمود: [[فضایل اخلاقی]] ده گونه است: [[راستگویی]]، [[درستکاری]]، [[بخشندگی]]، نیک‌خویی، [[پاداش نیک]] در ازای کار شایسته، پیوند و ارتباط با خویشاندان، [[حمایت]] از [[همسایگان]]، [[حق‌شناسی]]، [[مهمان‌نوازی]] و سرآمد همه این امور، [[شرم]] و حیاست.&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|مكارم الأخلاق عشرة: صدق اللسان، و صدق البأس، و اعطاء السائل، و حسن الخلق، و المكافأة بالصنائع، و صلة الرحم، و التذمّم على الجار، و معرفة الحق للصاحب، و قرى الضيف، و رأسهن الحياء}}؛ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۰۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[امام حسن مجتبی]]{{ع}} در پاسخ به پرسش‌های پدر بزرگوارش علی [[مرتضی]]{{ع}} به بیان مجموعه‌ای از [[فضائل اخلاقی]] پرداخته که گزیده‌ای از آن را یادآور می‌شویم:&lt;br /&gt;
#سداد چیست؟ دفع [[زشتی]] با نیکویی.&lt;br /&gt;
# [[شرافت]] چیست؟ [[خدمت]] به همسایگان و برداشتن [[سختی]] از آنان‌&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[جوانمرد]] کیست؟ آن‌که دارای [[عفت]] و [[پاکدامنی]] است، از اموالش به نحو شایسته استفاده کند (به [[امور دینی]] خود رسیدن، استفاده مناسب از [[اموال]]، بلند [[سلام کردن]] و [[دوستی]] و [[محبّت]] با [[مردم]])&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ یعقوبی، ص۲۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[سخاوت]] چیست؟ بخشندگی در [[ناداری]] و [[دارایی]].&lt;br /&gt;
# [[برادری]] چیست؟ [[همراهی]] در سختی و [[خوشی]].&lt;br /&gt;
# [[غنیمت]] چیست؟ توجه به [[تقوا]] و [[پارسایی]] در [[دنیا]].&lt;br /&gt;
# [[شکیبایی]] چیست؟ [[فروبردن خشم]] و زمام نفس را در دست داشتن.&lt;br /&gt;
# [[بی‌نیازی]] چیست؟ [[خشنود]] بودن به آن‌چه [[خدا]] می‌خواهد هرچند اندک؛ زیرا بی‌نیازی، [[غنای نفس]] است.&lt;br /&gt;
# [[نیرومندی]] چیست؟ سختکوشی و [[مبارزه]] با نیرومندان.&lt;br /&gt;
# [[سکوت]] چیست؟ پوشاندن [[عیب]] دیگران و [[زیبا]] جلوه دادن آنها، [[انسان]] ساکت همواره [[آسوده]] و همدمش در [[آرامش]] است‌&amp;lt;ref&amp;gt;امام مجتبی (حسن مصطفوی)، ص۲۴۵، به نقل از مطالب السؤول.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[بزرگواری]] در چیست؟ در ناداری و [[بی‌نوایی]] غرامت، عطا کنی و [به هنگام قدرت‌] از [[جرم]] درگذری.&lt;br /&gt;
# [[عقل]] و [[خرد]] چیست؟ نگاهداری رازهای [[دل]]، یا نگاهداری نهان‌های آن&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[ستایش]] چیست؟ ترک [[زشتی‌ها]] و انجام [[کار نیک]].&lt;br /&gt;
# [[استواری]] چیست؟ [[آرامش]] همیشگی و [[نرمخویی]] با بزرگان و برکناری از [[بدگمانی]] [[مردم]].&lt;br /&gt;
# [[کرم]] چیست؟ [[بخشش]] قبل از خواهش، داوطلب بودن در انجام [[کارهای نیک]] و [[اطعام]] در قحطی&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۴۴- ۳۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[همراهی]] چیست؟ [[حمایت]] از [[همسایه]] و [[همکاری]] در پیشامدها و [[شکیبایی]] در [[سختی‌ها]]&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[امام مجتبی]]{{ع}} در کمال روانی و بدون [[زحمت]] به مجموعه دیگری از پرسش‌های پدر ارجمندش در مورد [[رذائل اخلاقی]] پاسخ داد که گزیده‌ای از آن را ملاحظه خواهید کرد:&lt;br /&gt;
# [[پستی]] و [[فرومایگی]] چیست؟ اندک بخشیدن و گفتار [[ناهنجار]].&lt;br /&gt;
#ناکسی چیست؟ آن‌که [[شکر نعمت]] نکنی.&lt;br /&gt;
# [[بخل]] چیست؟ آن‌چه در کف داری [[شرف]] بدانی و آن‌چه [[انفاق]] کنی تلف شماری.&lt;br /&gt;
# [[ترس]] چیست؟ [[دلیری]] بر [[دوست]] و [[گریز]] از [[دشمن]].&lt;br /&gt;
# [[فقر]] چیست؟ [[آزمندی]] بر هرچیز.&lt;br /&gt;
# دلیری چیست؟ هماوردی با نیرومندان.&lt;br /&gt;
# [[دشواری]] در چیست؟ در سخنی که به تو مربوط نمی‌شود.&lt;br /&gt;
#کج‌خویی چیست؟ در افتادن با [[رهبر]] و در برابرش بلند [[سخن گفتن]].&lt;br /&gt;
# [[نادانی]] چیست؟ [[پیروی]] از پست‌فطرتان و [[همنشینی]] با [[گمراهان]].&lt;br /&gt;
# [[غفلت]] چیست؟ به [[مسجد]] نرفتن و پیروی از [[تبهکاران]].&lt;br /&gt;
#بی‌بهره‌گی چیست؟ از کف دادن بهره‌ای که به تو می‌دهند&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۴۱- ۳۴۴، به نقل از تاریخ ابن کثیر، ج۸، ص۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#بدترین مردم کیست؟ آن‌کس که دیگران در خوشی‌هایش [[شریک]] نیستند&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[امام]]{{ع}} با بیان اصل و ریشه کارهای [[خلاف اخلاق]] و [[اعمال ناپسند]]، می‌فرماید:&lt;br /&gt;
[[هلاکت]] مردم در سه چیز است: [[تکبّر]]، [[حرص]]، [[حسد]].&lt;br /&gt;
تکبّر: موجب [[تباهی]] [[دین]] است و [[شیطان]] به دلیل تکبّرش مورد [[لعن]] قرار گرفت.&lt;br /&gt;
حرص: دشمن [[جان آدمی]] است و موجب رانده شدن [[حضرت آدم]] از [[بهشت]] شد.&lt;br /&gt;
حسد: [[آدمی]] را به زشتی‌ها می‌کشاند و در اثر حسد، [[هابیل]] توسط [[قابیل]] کشته شد&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۴۵ به نقل از نور الأبصار.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پندهایی حکیمانه‌===&lt;br /&gt;
# [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} در تعریف [[تقوا]] و [[تشویق]] مردم به آن فرمود: [[خداوند]] شما را [[بیهوده]] نیافریده و به بازیچه نگرفته است، لحظات [[مرگ]] شما را در کتاب [[مشیت]] خود نگاشت و روزی شما را تقسیم کرد تا هرکس [[مقام]] و [[منزلت]] خویش را بشناسد. آن‌چه را [[خداوند]] تقدیر کرده، به فرد خواهد رسید و هرچه را از آن بازداشته بدان دست نخواهد یافت. [[توشه]] دنیای شما را مهیا ساخته و برای [[عبادت]] و [[پرستش]] خویش به شما [[فرصت]] داده است، به [[سپاس]] خود [[تشویق]] و [[ترغیب]] و ذکر و یاد خود را بر شما [[واجب]] گردانده و به [[تقوا]] و [[پارسایی]] سفارش فرموده است تقوا را آخرین وسیله [[خشنودی]] خویش ساخته و آن را دروازه بازگشت و [[توبه]] و سرآمد [[حکمت]] و [[ارزش]] هر عمل، قرار داد. پرواپیشگان به وسیله تقوا به [[سعادت]] دست می‌یابند. خداوند در [[قرآن]] فرموده است: سعادت و [[رهایی]] از آن [[پرهیزکاران]] است و فرموده: پرهیزکاران، به [[نعمت]] تقوای خویش رهایی می‌یابند و هرگز [[بدی]] به آنها نرسیده و [[اندوهگین]] نمی‌شوند بنابراین، ای [[بندگان خدا]]! از [[نافرمانی خداوند]] بپرهیزید و بدانید هرکس تقوا پیشه کند، [[خدا]] او را از [[فتنه‌ها]] رهانیده و در کارهایش مورد [[حمایت]] خویش قرار می‌دهد، وسیله [[رشد]] و کمالش را فراهم می‌آورد و [[حجّت]] او را [[پیروز]] و چهره‌اش را درخشان می‌گرداند و خواسته‌اش را برآورده می‌سازد و با [[پیامبران]] و [[راستگویان]] و [[شهدا]] و شایستگانی که بدان‌ها نعمت ارزانی داشته و همراهانی [[نیکو]] خصال‌اند، [[محشور]] می‌گرداند&amp;lt;ref&amp;gt;تحف العقول، ص۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[ثروتمندی]] [[خدمت]] [[امام حسن]]{{ع}} شرفیاب شد و عرضه داشت: ای فرزند [[رسول خدا]]{{صل}}! من از مرگ، [[بیم]] دارم حضرت به او فرمود: بیم تو از مرگ بدین جهت است که دارایی‌ات را پشت سر نهاده و از آن بهره نگرفتی، اگر آن را پیش فرستاده بودی از پیوستن به آن شادمان بودی&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# حضرت در زمینه کسب روزی فرمود: در کسب روزی با چیره‌دستی مکوش و به اتکای تقدیر [[تسلیم]] مشو و از کار باز نایست که جستجوی روزی، [[سنّت]] خداست و کم‌خواهی از [[پاکدامنی]] است، پاکدامنی هرگز روزی [[انسان]] را نابود نمی‌کند و هرگز [[حرص]] و [[طمع]] بر مقدار روزی تقسیم شده نمی‌افزاید و [[آزمندی]]، موجب [[گناهکاری]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|لَا تُجَاهِدِ الطَّلَبَ جِهَادَ الْغَالِبِ، وَ لَا تَتَّكِلْ عَلَى الْقَدَرِ اتِّكَالَ الْمُسْتَسْلِمِ، فَإِنَّ ابْتِغَاءَ الْفَضْلِ مِنَ السُّنَّةِ، وَ الْإِجْمَالَ فِي الطَّلَبِ مِنَ الْعِفَّةِ، وَ لَيْسَتِ الْعِفَّةُ بِدَافِعَةٍ رِزْقاً، وَ لَا الْحِرْصُ بِجَالِبٍ فَضْلًا، فَإِنَّ الرِّزْقَ مَقْسُومٌ، وَ اسْتِعْمَالَ الْحِرْصِ اسْتِعْمَالُ الْمَأْثَمِ}}؛ تحف العقول، ص۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
#در مورد [[تشویق]] [[مردم]] در [[پایبندی]] رفتن به [[مساجد]]، فرمود: کسی که همواره به [[مسجد]] برود، به یکی از این هشت امتیاز نائل شود: از [[آیات محکم]] [[پروردگار]] بهره گیرد، [[دوستی]] بیابد که به او [[سود]] رساند، [[دانش]] تازه فراگیرد، از جانب [[خدا]] رحمتی نصیبش گردد، سخنی هدایت‌آموز بشنود، [[کلامی]] که او را از [[هلاکت]] برهاند، بیاموزد و از [[بیم]] خدا و [[شرم]] از مردم [[مرتکب گناه]] نشود&amp;lt;ref&amp;gt;عیون الأخبار از ابن قتیبة، ج۳، ص۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[امام مجتبی]]{{ع}} با تعیین دقیق و جامع حد و [[مرز]] [[سیاست]] می‌فرماید: سیاست این است که [[حقوق خدا]] و زندگان و [[مردگان]]، در آن رعایت شود. [[حق خدا]] آن است: فرائضی که خواسته انجام شود و از گناهانی که [[نهی]] کرده دوری شود. [[حق مردم]] در این است که: [[وظائف]] خود را نسبت به [[برادران دینی]] خود انجام دهی و از [[خدمت به مردم]] بازنمانی و هم‌چنان که [[زمامدار]] با [[توبه]] [[درستی]] [[رفتار]] می‌کند تو نیز به درستی و خالصانه برایش عمل کن و هرگاه از [[راه راست]] [[منحرف]] شد، در برابر او [[ایستادگی]] کن و بر سرش فریاد برآور.&lt;br /&gt;
[[حق]] مردگان این است که: از خوبی‌های آنان سخن بگویی و از کارهای بدشان چشم بپوشی؛ زیرا آنها نیز پروردگاری دارند که به حسابشان رسیدگی خواهد فرمود&amp;lt;ref&amp;gt;حیاة الامام الحسن، ج۱، ص۳۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سخنان پربار و گرانبها&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
#آن‌کس که در پی [[عبادت]] است برای آن [[پاک]] و پیراسته گردد.&lt;br /&gt;
# [[مصیبت‌ها]]، کلید پاداش‌اند.&lt;br /&gt;
# [[نعمت]]، از جهتی گنج و از سویی دیگر [[بدبختی]] است. اگر آن را [[سپاس]] گفتی گنج است و اگر [[کفران نعمت]] کردی بلای [[جان]] خواهد بود.&lt;br /&gt;
#بدخویی، بدتر از [[مصیبت]] است.&lt;br /&gt;
#آن‌کس که [[سفر]] دور [[آخرت]] را به یاد آورد، خود را آماده می‌کند.&lt;br /&gt;
#پذیرش [[ننگ و عار]]، از [[آتش]] آسان‌تر است.&lt;br /&gt;
# بهترین [[دارایی]] آن است که آبروی [[انسان]] را [[حفظ]] کند.&lt;br /&gt;
# [[فرصت]]، زود می‌گذرد و دیر باز می‌گردد.&lt;br /&gt;
# انسان تا [[وعده]] نداده، [[آزاد]] است و اگر وعده داد در گرو آن است تا بدان [[وفا]] کند.&lt;br /&gt;
# [[مرگ]]، [[دنیا]] را [[رسوا]] کرد، آن‌چه را در دنیا در پی‌اش بودی و به آن دست نیافتی به منزله کاری قرار ده که در ذهنت نگذشته است.&lt;br /&gt;
# [[نیازمندی]] بهتر است از اینکه دست نیاز نزد ناکسان ببری.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:151918.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;پیشوایان هدایت ج۴&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام حسن مجتبی]]&lt;br /&gt;
[[رده:سیره امام حسن مجتبی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Berisam</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%87%D9%84_%D8%B3%D9%86%D8%AA&amp;diff=1319893</id>
		<title>امام حسن مجتبی از دیدگاه اهل سنت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%87%D9%84_%D8%B3%D9%86%D8%AA&amp;diff=1319893"/>
		<updated>2024-10-21T10:47:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Berisam: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = امام حسن مجتبی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = امام حسن مجتبی&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[امام حسن مجتبی در قرآن]] - [[امام حسن مجتبی در نهج البلاغه]] - [[امام حسن مجتبی در کلام اسلامی]] - [[امام حسن مجتبی در تاریخ اسلامی]] - [[امام حسن مجتبی در معارف و سیره نبوی]] - [[امام حسن مجتبی در معارف و سیره فاطمی]] - [[امام حسن مجتبی در معارف و سیره حسینی]] - [[امام حسن مجتبی در معارف و سیره رضوی]] - [[امام حسن مجتبی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[امام حسن مجتبی از دیدگاه اهل سنت]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[جایگاه امام]] [[مجتبی]]{{ع}} از نگاه [[اندیشمندان]] و تاریخ‌نگاران‌==&lt;br /&gt;
# [[حافظ ابو نعیم اصفهانی]] از اندیشمندان [[قرن پنجم]] درباره [[امام مجتبی]]{{ع}} می‌گوید: وی [[سالار جوانان]] و [[اصلاحگر]] [[نزدیکان]] و علاقه‌مندان، شبیه و [[محبوب]] [[دل]] [[رسول خدا]]{{صل}}، سلاله [[هدایت]]، [[هم‌پیمان]] [[تقواپیشگان]]، چهارمین اختر [[اصحاب کساء]] فرزند [[بانوی بانوان]]، حسن بن [[علی بن ابی طالب]] است.&lt;br /&gt;
#[[ابن عبد البر]] درباره او گفته است: کدام فرد را می‌توان والاتر از کسی دانست که رسول خدا{{صل}} او را [[سرور]] و سالار نامیده است. [[رضوان]] و [[رحمت خدا]] بر او (امام مجتبی) باد که [[انسانی]] [[بردبار]]، [[پروا]] پیشه و [[اندیشمند]] بود. [[ورع]] و [[تقوا]] و فضل و دانشش، او را به رها ساختن [[خلافت]] و [[دنیا]] واداشت تا به [[اجر]] و [[پاداش الهی]] دست یابد و خود فرمود: از آن [[زمان]] که به [[سود]] و [[زیان]] خود پی بردم، علاقه‌مند نبودم [[رهبری]] [[امت]] رسول خدا{{صل}} را به گونه‌ای که حتی قطره خونی بر [[زمین]] بریزد، به دست گیرم&amp;lt;ref&amp;gt;وفي حديث أبي بكرة في ذلك: وإنه ريحانتي من الدنيا. ولا أسود ممن سماه رسول الله {{صل}} سيدًا، وكان {{ع}} حليمًا ورعًا فاضلا، دعاه ورعه وفضله إلى أن ترك الملك والدنيا رغبة فيما عند الله، وقال: والله ما أحببت منذ علمت ما ينفعني وما يضرني أن ألي أمر أمّة محمد {{صل}} على أن يهراق في ذلك محجمة دم. استیعاب، ج۱، ص۳۸۵، چاپ مصر ۱۳۸۰. اگر سلطنت و حکومت برای به‌پاداری احکام الهی در زمین باشد، رها کردن آن را زهد و ورع نمی‌توان دانست، اینکه امام حسن{{ع}} از خلافت و حکومت گذشت، چون مسئولیت شرعی امام در آن شرایط چنین اقتضایی داشت.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[حافظ ابن کثیر دمشقی]] درباره‌اش گفته: [[ابو بکر]] و عمر از او [[تجلیل]] به عمل آورده و به [[عظمت]] یاد می‌کردند و به وی [[ارج]] و [[احترام]] قائل بوده و او را [[دوست]] می‌داشتند و همواره به او می‌گفتند: فدایت گردیم. و [[ابن عباس]] هنگام [[سوار شدن]] [[امام حسن]] و [[امام حسین]] بر مرکب، رکاب آن دو [[بزرگوار]] را می‌گرفت و آن را برای خود نوعی [[نعمت]] تلقی می‌کرد و هرگاه آن دو [[طواف]] [[خانه خدا]] انجام می‌دادند [[مردم]] برای [[ابلاغ]] [[سلام]] و [[درود]] خود به آن بزرگواران پیرامون آنها به نحوی ازدحام می‌کردند که گویی می‌خواستند دیوارهای [[کعبه]] را درهم بشکنند.&lt;br /&gt;
# [[حافظ ابن عساکر شافعی]] در مورد [[امام مجتبی]]{{ع}} گفته است: آن‌ [[بزرگوار]] [[نواده رسول اکرم]]{{صل}} و گل بوستان وی و یکی از سروران [[جوانان اهل بهشت]] است&amp;lt;ref&amp;gt;الحسن بن علي بن أبي طالب أبو محمد سبط سيدنا رسول الله  {{ص}}، وريحانته، وأحد سيدي شباب أهل الجنّة. مختصر تاریخ دمشق، ج۷، ص۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[حافظ سیوطی]] می‌گوید: [امام مجتبی‌] [[نواده رسول]] [[خدا]] و گل بوستان وی و به گفته صریح [[پیامبر]] آخرین [[جانشین]] او و پنجمین اختر [[اصحاب کساء]] به شمار می‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;الحسن بن علي بن أبي طالب {{ع}}: أبو محمد، سبط رسول الله {{ص}} وريحانته وآخر الخلفاء بنصّه. تاریخ الخلفاء، ص۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[محمد بن اسحاق]] درباره [[امام حسن]]{{ع}} می‌گوید: پس از [[نبی اکرم]] در [[مجد]] و [[عظمت]]، کسی به رتبه [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} نرسید&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن إسحاق في كتابه قال : ما بلغ أحد من الشرف بعد رسول الله ما بلغ الحسن. به مناقب ابن شهرآشوب، ج۲، ص۱۴۸ مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بیرون خانه‌اش فرشی برای امام گسترده می‌شد هرگاه حضرت از [[خانه]] خارج می‌شد و جلوس می‌فرمود به [[احترام]] آن بزرگوار هیچ‌کس از آن مسیر عبور نمی‌کرد و بدین‌ترتیب راه بسته می‌شد، امام{{ع}} به مجرّد اطلاع از این وضعیت به پا می‌خاست و وارد [[منزل]] می‌شد و آن‌گاه عبور و مرور [[مردم]] آغاز می‌شد. در راه [[مکه]] او را دیدم پیاده [[حرکت]] می‌کرد و در آن مسیر هرکس امام را [[مشاهده]] می‌کرد به احترامش از مرکب خود پیاده می‌شد و پای پیاده راه می‌پیمود حتی [[سعد بن ابی‌وقاص]] را دیدم به احترام او پیاده حرکت می‌کرد&amp;lt;ref&amp;gt;كان يُبسط له على باب داره، فإذا خرج وجلس انقطع الطريق، فما مرّ أحد من خلق الله إجلالاً له ، فإذا علم قام ودخل بيته فمرّ الناس، ولقد رأيته في طريق مكّة ماشياً فما من خلق الله أحد رآه إلّا نزل ومشى، حتّى رأيت سعد بن أبي وقّاص يمشي.الحسن المجتبی، ص۱۳۹، به نقل از مناقب، ج۲، ص۱۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[محمد بن طلحه شافعی]] درباره آن حضرت گفته است: [[خداوند]] به وی هوشی فزاینده و سرشار [[عنایت]] کرد تا در مشکلاتی که فرا روی‌اش قرار داشت، اهدافش را روشن سازد و بدو اندیشه‌ای نافذ بخشید که به [[اصلاح]] پایه و ارکان [[آیین الهی]] بپردازد و وجود مبارکش را از انواع [[علوم]] و [[معارف]] آکنده ساخت&amp;lt;ref&amp;gt;كان اللّه عزّ وجلّ قد رزقه الفطرة الثاقبة في إيضاح مراشد ما يعانيه، ومنحه الفطنة الصائبة لإصلاح قواعد الدين ومبانيه، وخصّه بالجبلة التي درت لها أخلاف مادّتها بصور العلم. مطالب السئوول، ص۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[سبط ابن جوزی]] در مورد امام مجتبی می‌گوید: وی از برجسته‌ترین انسان‌های [[اهل]] [[کرم]] و [[بخشش]] و از اندیشه‌ای درخشان برخوردار بود و [[رسول اکرم]]{{صل}} شدیدا به او [[عشق]] می‌ورزید&amp;lt;ref&amp;gt;كان من كبار الأجواد؛ و له الخاطر الوقاد، و كان رسول الله {{صل}} يحبّه حبّاً شديداً. تذکرة الخواص، ص ۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[ابن اثیر]] در [[حق]] او گفته است: [امام مجتبی‌] [[سالار جوانان اهل بهشت]] و گل خوشبوی بوستان نبی اکرم و شبیه آن [[بزرگوار]] بود، [[رسول خدا]]{{صل}} او را حسن نامید و او چهارمین درّ گرانمایه [[اصحاب کساء]] به‌شمار می‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;الحسن بْن عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب بْن عَبْد المطلب بن هاشم بْن عبد مناف، القرشي الهاشمي، أَبُو مُحَمَّد، سبط النَّبِيّ {{ص}} وأمّه فاطمة بِنْت رَسُول اللَّهِ {{ص}}، سيدة نساء العالمين، وهو سيد شباب أهل الجنة، وريحانة النَّبِيّ {{ص}} وشبيهه، سماه النَّبِيّ {{ص}} الحسن، وعقّ  عنه يَوْم سابعه، وحلّق شعره، وأمر أن يتصدّق بزنة شعره فضّة، وهو خامس أهل الكساء. اسد الغابه، ج۲، ص۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۴، ص ۳۸ - ۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:151918.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۴ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;پیشوایان هدایت ج۴&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام حسن مجتبی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Berisam</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1313174</id>
		<title>امامت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1313174"/>
		<updated>2024-08-18T07:57:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Berisam: /* قلمرو امامت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = امام&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[امامت در لغت]] - [[امامت در قرآن]] - [[امامت در حدیث]] - [[امامت در نهج البلاغه]] - [[امامت در کلام اسلامی]] - [[امامت در تاریخ اسلامی]] - [[امامت در عرفان اسلامی]] - [[امامت در فلسفه اسلامی]] - [[امامت در فرق و مذاهب]] - [[امامت در فقه سیاسی]] - [[امامت در معارف دعا و زیارات]] - [[امامت در معارف و سیره فاطمی]] - [[امامت در معارف و سیره حسینی]] - [[امامت در معارف و سیره سجادی]] - [[امامت در معارف و سیره رضوی]] - [[امامت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[امامت از دیدگاه اهل سنت]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = امامت (پرسش)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[امام]]&#039;&#039;&#039; به معنای [[مقتدا]] و [[پیشوا]]، در اصطلاح [[دینی]] به [[خلیفه رسول الله]] در [[اجرای دین]] گفته می‌شود. مسئله امامت میان [[علمای اسلامی]] اهمیت بسیاری داشته و وجه اصلی تمایز [[شیعه]] با سایر مذاهب اسلامی است. [[پیروان مکتب اهل بیت]] {{عم}} امامت را جایگاه ویژه و منصب الهی دانسته و آنرا از اصول [[عقاید اسلامی]] می‌دانند، درحالی که [[اهل سنت]] [[امام]] را مرادف [[امیر]] و [[حاکم]] و ناظم [[جامعه]] می‌‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای اثبات وجوب امامت، در کنار ادله عقلی مانند [[برهان لطف]]، ادله نقلی اعم از [[آیات]] و [[روایات]] نیز آنرا بیان کرده‌اند، مانند: [[آیه اولی الامر]]، [[آیه صادقین]]، [[حدیث ثقلین]]، [[حدیث من مات]] و ... .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهداف مختلفی برای امامت بیان شده است مانند: تبیین مفاهیم قرآنی؛ [[داوری]] در [[منازعات]]؛ [[ارشاد]] و [[هدایت]] [[انسان‌ها]]؛ [[اتمام حجت]] بر [[بندگان]]. همچنین برخی از شرایطی که برای امام بیان شده عبارت است از: نصب الهی؛ علم لدنی؛ عصمت؛ افضلیت و عدالت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره راه تعیین امام، [[شیعیان]] معتقدند تنها راه، «[[نص]]» از سوی [[خداوند]] و [[پیامبر]] {{صل}} است؛ اما سایر فرق اسلامی، پنج راه برای [[تعیین امام]] ذکر کرده‌اند: [[اجماع]]، [[استخلاف]] یا [[انتصاب]]، [[شورا]]، [[بیعت]]، قهر و غلبه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی امام و امامت ==&lt;br /&gt;
=== معنای لغوی ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت در لغت}}&lt;br /&gt;
واژه [[امام]] در لغت از ریشه “ام” است که معانی گوناگونی دارد. یکی از آنها [[مقتدا]] و پیشواست. امامت در لغت به معنای قصد، توجه و آهنگ چیزی کردن&amp;lt;ref&amp;gt;خلیل، العین، ج۱، ص۱۰۵؛ ابن منظور، لسان العرب، ص۲۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. طریحی می‌گوید: “امام به کسر الف، بر وزن فِعال به معنای کسی است که از او [[پیروی]] می‌شود”&amp;lt;ref&amp;gt;فخرالدین الطریحی، مجمع البحرین، ج۶، ص۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. به گروهی خاص که از نظر [[فکری]]، [[اعتقادی]]، [[سیاسی]] یا زبانی، زمانی و مکانی در یک امر یا اموری خاص با یکدیگر اشتراک دارند و با یکدیگر یکی شده‌اند [[امت]] می‌گویند و رهبرشان نیز [[امام]] نامیده می‌شود. بنابراین سه واژۀ [[امام]]، امامت و [[امت]] لازم و ملزوم یکدیگرند و بدون هم معنا ندارند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[لطف‌الله صافی گلپایگانی|صافی گلپایگانی، لطف‌الله]]، [[نظام امامت و رهبری (کتاب)| نظام امامت و رهبری]]، ص۱۱-۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. البته باید دقت شود که [[پیشوا]] در زبان فارسی، ترجمه تحت‌اللفظی کلمه [[امام]] است. در عربی کلمه &amp;quot;[[امام]]&amp;quot; یا &amp;quot;[[پیشوا]]&amp;quot; مفهوم مقدسی ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب‌های لغت برای [[امام]] مصادیقی برشمرده شده است که عبارت‌اند از: [[قرآن کریم]]، [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}}، [[جانشین پیامبر]] {{صل}}، [[امام]] در نماز جماعت، فرمانده سپاه، راهنمای مسافران، ساربان و راهنمای شتران، چوب و ریسمان، تراز در ساختمان، راه پهن و آشکار، دانشمندی که از او [[پیروی]] می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;معجم المقاییس فی اللغة، ص۴۸، المصباح المنیر، ج۱، ص۳۱- ۳۲؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱، ص۱۵۷؛ المفردات فی غریب القرآن، ص۲۴، اقرب الموارد، ج۱، ص۱۹؛ المعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷؛ فرهنگ عمید، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|امامت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۰۵؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== معنای اصطلاحی ===&lt;br /&gt;
در تعریف اصطلاحی [[امام]] گفته‌اند: [[امام]] [[خلیفه رسول الله]] در [[اجرای دین]] است؛ به گونه‌ای که [[پیروی]] از وی بر همه [[مسلمانان]] [[واجب]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|و عند المتكلمين هو خليفة الرسول {{صل}} في إقامة الدين بحيث يجب اتباعه على كافة الأمة}}، ر.ک: محمدعلی تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج۱، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام]] در اصطلاح [[شیعه]] به کسی می‌گویند که [[پیشوا]] و مقتدای عالمیان است. [[خداوند]] به وی در جمیع امور [[مصونیت]] و عصمت بخشیده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[سید محمد حسین حسینی تهرانی|حسینی تهرانی، سید محمد حسین]]، [[امام‌شناسی - حسینی طهرانی (کتاب)|امام‌شناسی]]، ج۱۸، ص۲۰۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام]] دارای سه ویژگی است: ویژگی نخست، [[جانشینی]] [[پیامبر گرامی اسلام]] است. [[امام]] کسی است که پس از [[پیامبر اسلام]] {{صل}} بر مسند او می‌نشیند. [[ولایت]] و [[سرپرستی]] بر همۀ [[مکلفان]]، از دیگر [[ویژگی‌های امام]] است. ویژگی دیگر، [[واجب‌الاطاعه]] بودن [[امام]] است. [[امام]]، [[جانشین پیامبر]] {{صل}} و [[ولیّ]] [[امت]] است؛ به گونه‌ای که [[اطاعت]] از [[فرمان]] او در حد [[اطاعت]] از فرمان پیامبر {{صل}} [[وجوب]] دارد. [[امام]]، تنها یک [[راهنما]] و [[هدایت‌گر]] نیست که [[امت]] در قبال وی هیچ وظیفه‌ای نداشته باشد، بلکه [[امت]]، هم در امور [[دین]] و هم در [[امور دنیا]] باید از وی [[اطاعت]] کند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]] (بررسی دیدگاه‌های امامیه، معتزله و اشاعره)، زیر نظر محمود یزدی مطلق، ص۴۹-۵۰؛ [[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روابط مفهومی امامت با واژگان همسو ===&lt;br /&gt;
==== رابطه با [[نبوت]] و [[رسالت]] ====&lt;br /&gt;
{{همچنین ببینید|نبوت|رسالت}}&lt;br /&gt;
در [[قرآن کریم]] چهار کلمه [[خلیفه]]، [[امام]]، [[نبوت]] و [[رسالت]] یا مشتقات آن، استعمال شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلمه [[امام]]، در [[قرآن مجید]]، بر مصادیق مختلفی استعمال شده است که به دو دسته تقسیم می‌شود:&lt;br /&gt;
# مصادیق غیر بشری، مانند [[لوح محفوظ‍‌]]: {{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و هر چیزی را در نوشته‌ای روشن بر شمرده‌ایم» سوره یس، آیه ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[کتاب آسمانی]]: {{متن قرآن|وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است» سوره هود، آیه ۱۷؛ سوره احقاف، آیه ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#مصادیق بشری که از جهت حقانیت و بطلان، به دو دسته تقسیم می‌شود:&lt;br /&gt;
## امام حق: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
## امام باطل: {{متن قرآن|فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید» سوره توبه، آیه ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را (به کیفر کفرشان) پیشوایانی کردیم که (مردم را) به سوی آتش دوزخ فرا می‌خوانند» سوره قصص، آیه ۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امّا امامت در اصطلاح [[دینی]] به دو صورت عام و خاص است که در معنای عام، شامل [[نبوت]] و [[رسالت]] به عنوان [[مقتدا]] و [[اسوه]] می‌شود و در معنای خاص، شامل آنها نشده و در بعضی موارد بعد از تحقق [[مقام نبوت]] و [[رسالت]] است: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستم‌کاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. یا مقام ویژه‌ای است که از طرف [[خدای سبحان]] به اوصایای [[پیامبران]] {{عم}}، عنایت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما کلمه [[نبوت]]، ۵ بار&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران، آیه ۷۹؛ سوره انعام، آیه ۸۹؛ سوره عنکبوت، آیه ۲۷؛ سوره جاثیه، آیه ۱۶؛ سوره حدید، آیه ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[قرآن]] استعمال شده و در اصل و ریشه آن، [[اختلاف]] است. بعضی گفته‌اند: از نَبَأ به معنای خبر مشتق شده&amp;lt;ref&amp;gt;تبیان، ج۷، ص۱۳۳؛ کنزالدقائق، ج۸، ص۲۳۲؛ المیزان، ج۲، ص۱۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و برخی دیگر نوشته‌اند: از نبوه (بر وزن نغمه) به معنای رفعت و بلندی مقام، مشتق شده است&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج۶، ص۸۰۰؛ کشف الاسرار، ج۶، ص۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ لذا با لحاظ‍ ریشه، ترجمه [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و در این کتاب از موسی یاد کن که ناب و فرستاده‌ای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; دو گونه می‌شود؛ ای [[پیامبر]]! در کتاب [[قرآن]] از [[موسی]] یاد کن که او [[بنده]] مخلَص و فرستاده [[حق]] و پیام‌آور برای خَلق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما کلمه [[رسالت]] فقط‍ یک بار: {{متن قرآن|فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«(صالح) از آنان روی گردانید و گفت: ای قوم من! بی‌گمان پیام پروردگارم را به شما رسانده‌ام و برای شما خیرخواهی کرده‌ام امّا شما خیرخواهان را دوست نمی‌دارید» سوره اعراف، آیه ۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و جمع آن &amp;quot;رسالات&amp;quot;، ۸ بار در [[قرآن مجید]] استعمال شده است؛ و معنای [[رسالت]] این است که مأموریتی بر عهده کسی بگذارند و او موظف به [[تبلیغ]] و ادای آن شود&amp;lt;ref&amp;gt;[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص۵۶-۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== رابطه با [[خلافت]] ====&lt;br /&gt;
{{همچنین ببینید|خلافت}}&lt;br /&gt;
در فرهنگ اسلامی &amp;quot;امامت&amp;quot; و &amp;quot;[[خلافت]]&amp;quot; حقیقتی واحد را بیان می‌‌کنند با این تفاوت که &amp;quot;[[خلافت]]&amp;quot; به جنبه [[جانشینی]] از [[پیامبر]] {{صل}} دلالت دارد و &amp;quot;امامت&amp;quot; به جنبه [[رهبری جامعه اسلامی]]. در متون [[دینی]] هر دو تعبیر به کار رفته است و اشاره به مصداق واحد دارد: در [[حدیث یوم الانذار]] [[رسول خدا]] {{صل}} امیرالمؤمنین علی {{ع}} را این گونه معرفی کرده است: {{متن حدیث|إِنَّ هَذَا أَخِي وَ وَصِيِّي وَ وَزِيرِي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ، فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا}}&amp;lt;ref&amp;gt;الأمالی (للطوسی)، ص ۵۸۳ سایر منابع و این حدیث در مباحث امامت خاصه می‌‌آید.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[رسول خدا]] {{صل}} در معرفی [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و سایر [[جانشینان]] خود کلمه &amp;quot;[[امام]]&amp;quot; را به کار گرفته و می‌‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا إِنَّهُ الْمُبَلِّغُ عَنِّي وَ الْإِمَامُ بَعْدِي فَزَوْجُ ابْنَتِي وَ أَبُو سِبْطَيَّ... هُوَ الْإِمَامُ أَبُو الْأَئِمَّةِ الزُّهْرِ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَكَمِ الْأَئِمَّةُ بَعْدَكَ قَالَ اثْنَا عَشَرَ عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;کفایة الأثر فی النصّ علی الأئمه الإنثی عشر، ص ۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]، ص ۲۵-۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امامت از نگاه قرآن ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت در قرآن}}&lt;br /&gt;
در [[قرآن]] و [[احادیث اسلامی]]، کلمه &amp;quot;[[امام]]&amp;quot;، فی الجمله در معنای لغویِ آن به کار رفته است؛ یعنی هر چیزی که مورد [[پیروی]] واقع شود اعم از [[انسان]] و غیر [[انسان]]، مانند: {{متن قرآن|وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً}}&amp;lt;ref&amp;gt;و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است؛ سوره هود، آیه۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[حق]] مانند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند؛ سوره انبیاء، آیه۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[باطل]] مانند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;و آنان را (به کیفر کفرشان) پیشوایانی کردیم که (مردم را) به سوی آتش دوزخ فرا می‌خوانند؛ سوره قصص، آیه۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ ولی غالبا این واژه به [[پیشوایان]] [[حق]] و کسانی که به بالاترین نقطه قلّه [[انسانیت]] صعود کرده‌اند، اطلاق می‌گردد و استعمال آن در معنای لغوی، اندک است و نیز استعمال آن در «[[امامان]] [[آتش]]»، به لحاظ نشان دادن نقطه نهاییِ انحطاط [[انسان]]، در مقابل نقطه اوج [[تکامل]] اوست&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [http://lib.eshia.ir/27255/6/214 دانشنامه قرآن و حدیث ج ۱۰]، ص۲۱۳ - ۲۱۴.].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[خدای سبحان]] در [[آیات]] متعددی به موضوع امامت اشاره و برای [[امام]] ویژگی‌هایی آورده است. این ویژگی‌ها در [[تعریف امامت]]، تأثیر بسزایی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه‌های زیر، برخی از مهم‌ترین [[آیات]] است:&lt;br /&gt;
#{{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#{{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اسحاق را و افزون بر آن (نوه‌اش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۲-۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم -بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی می‌کردند» سوره سجده، آیه ۲۳-۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر پایه [[آیات]] یاد شده، چند ویژگی برای امامت دست‌یافتنی است:&lt;br /&gt;
# امامت به جعل [[الهی]] است: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ}}، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ}}، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ}}. &lt;br /&gt;
# [[گستره امامت]] [[امام]]، [[مردم]] است: {{متن قرآن|جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ}}.&lt;br /&gt;
# امامت، [[عهد الهی]] است: {{متن قرآن|لَا يَنَالُ عَهْدِي}}.&lt;br /&gt;
# امامت به [[ظالمان]] نمی‌رسد: {{متن قرآن|لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}.&lt;br /&gt;
# [[امام]]، دارای [[هدایت تکوینی]] یا [[هدایت به امر]] است: {{متن قرآن|يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص۲۲-۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حقیقت امامت ==&lt;br /&gt;
تعریف امامت و [[شناخت]] [[حقیقت]] آن در مسائل مختلف امامت تاثیر دارد یعنی اگر امامت را براساس تعریف و [[تبیین]] [[حقیقت]] آن یک منصب و جایگاه [[الهی]] همانند [[نبوت]] بدانیم و به تعبیر دیگر اگر امامت را یک امر عرشی بدانیم، نوع نگاه ما به وظائف و ویژگی‌ها و راه‌های [[شناخت]]، نگاهی متناسب با این تلقی و برداشت از امامت خواهد بود. اما اگر امامت را مانند [[نبوت]] ندانیم، به تبع در مسأله [[وظائف]] و ویژگی‌ها و راه‌های تعیین و [[شناخت امام]] نگاه دیگری خواهیم داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پیروان مکتب اهل بیت]] {{عم}} امامت را یک جایگاه ویژه و منصب الهی می‌‌دانند درحالی که [[اهل سنت]] [[امام]] را مرادف [[امیر]] و [[حاکم]] و ناظم [[جامعه]] می‌‌دانند. بنابراین امامت نزد [[شیعیان]] حقیقتاً با امامت نزد [[اهل سنت]] متفاوت است&amp;lt;ref&amp;gt;[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]، ص ۲۵-۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضرورت امامت و ادله آن ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|ضرورت امامت|اثبات ضرورت امامت }}&lt;br /&gt;
[[ضرورت امامت]] به معنای [[واجب]] بودن [[نظام امامت]] برای [[جامعه]] و [[نصب امام]] از طرف [[خداوند]] است و امامت در اصطلاح متکلمین به معنای [[ریاست]] عمومی در [[دین]] و دنیاست که [[وجوب]] آن مورد [[اجماع]] [[مسلمانان]] است، اما اینکه [[وجوب امامت]] وجوبی [[عقلی]] است یا [[نقلی]]، بر خداوند واجب است یا بر [[مردم]]، در بین متکلمین [[مسلمان]]، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. [[امامیه]]، ضرورت امامت را ضرورتی عقلی دانسته و وجوب آن را به مقتضای [[حکمت الهی]]، واجب علی الله می‌‌داند، ادله عقلی مانند: [[قاعده لطف]]، یقین به فراغ ذمه، نیاز شرع به مفسر و ...&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد باقر شریعتی سبزواری|شریعتی سبزواری، محمد باقر]]، [[امامت و رهبری در نگاه عقل و دین (کتاب)|امامت و رهبری در نگاه عقل و دین]]، ص۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنار [[ادله عقلی]]، ادله نقلی اعم از [[آیات]] و [[روایات]] نیز [[وجوب وجود امام]] را بیان کرده است مانند: [[آیه اولی الامر]]، [[آیه صادقین]]، [[حدیث ثقلین]]، [[حدیث من مات]] و ...&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، ص۱۲۵-۱۲۹؛ [[محمد باقر شریعتی سبزواری|شریعتی سبزواری، محمد باقر]]، [[امامت و رهبری در نگاه عقل و دین (کتاب)|امامت و رهبری در نگاه عقل و دین]]، ص۲۳۹ـ ۲۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود [[امام]] {{ع}} در هر عصر و زمان و در هر جامعه‌ای برای [[هدایت]] [[انسان‌ها]] به سوی کمال و [[برقراری نظم]] در [[جامعه]] [[ضرورت]] دارد&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج ۱۳، ص ۱۶۵ ـ ۱۶۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد؛ سوره رعد، آیه۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; روایات تفسیری [[آیه]] نیز این [[حقیقت]] را [[تأیید]] می‌کند که امامی زنده تا [[روز قیامت]] در میان [[انسان‌ها]] حضور دارد&amp;lt;ref&amp;gt;الکافى، ج ۱، ص ۱۹۱ ـ ۱۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ همچنین براساس روایاتی درباره [[سوره قدر]]، در [[شب قدر]] هر سال تا [[روز قیامت]]، [[فرشتگان]] بر [[امام]] {{ع}} آن زمان نازل می‌شوند و این [[سوره]] [[دلیل]] روشنی بر [[وجود امام]] {{ع}} در همه زمانهاست&amp;lt;ref&amp;gt;نورالثقلین، ج ۵، ص ۶۱۹ ـ ۶۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا مصطفی‌پور|مصطفی‌پور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۱۹ - ۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فلسفه امامت ==&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;تبیین مفاهیم قرآنی:&#039;&#039;&#039; یکی از [[وظایف]] [[پیامبر]] {{صل}} تبیین معانی و مفاهیم [[قرآن کریم]] بود: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی» سوره نحل، آیه ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[حدیث ثقلین]]، [[رسول اکرم]] {{صل}} [[عترت]] خود را ملازم و همراه با [[قرآن]] قرار داده و فرموده است: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ اَلثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي}}&amp;lt;ref&amp;gt;«من دو شی، گران‌بها در میان شما میگذارم که این دو عبارت‌اند از: کتاب خدا و عترت من».&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ یعنی فهم [[حقایق]] قرآن باید با [[راهنمایی]] عترت باشد.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[داوری]] در [[منازعات]]:&#039;&#039;&#039; یکی از [[اهداف نبوت]] داوری در [[اختلافات]] و [[منازعات]] بوده است: {{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بدیهی است اختلافات و [[نزاع‌ها]] به زمان پیامبر اختصاص ندارد، لکن از آنجا که حل این اختلافات به وجود افراد [[برگزیده]] از جانب [[خدا]] نیاز دارد، ‌پس از [[ختم نبوت]] نیز این [[ضرورت]] وجود دارد و در نتیجه [[وجود امام]] بسان [[پیامبر]]، امری ضروری است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[ارشاد]] و [[هدایت]] [[انسان‌ها]]:&#039;&#039;&#039; ارشاد و هدایت انسان‌ها در زمینه [[عقاید]]، احکام دینی و مسائل [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] یکی دیگر از [[اهداف رسالت]] [[پیامبران الهی]] است: {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بی‌گمان خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که از خودشان فرستاده‌ای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنها کتاب و فرزانگی می‌آموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، این [[هدف]] نیز از ویژگی‌های [[نبوت]] نیست و به انسان‌هایی که در عصر پیامبر [[زندگی]] می‌کردند اختصاص ندارد، بنابراین، اگر [[تعلیم]] و ارشاد و هدایت[[بشر]] کاری بایسته و لازم بوده است، این بایستگی و [[لزوم]] در مورد امامت نیز موجود است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[اتمام حجت]] بر [[بندگان]]:&#039;&#039;&#039; یکی از اهداف رسالت [[پیامبران]]، اتمام حجت از جانب خداوند بر بندگان است: {{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، این امر نیز اختصاص به [[زمان]] خاصی ندارد، از اینرو [[امام علی]] {{ع}} فرموده است: &amp;quot;[[زمین]] از [[حجت خدا]] خالی نخواهد بود، یا آشکارا و مشهور است و یا خائف و پنهان تا [[حجت‌ها]] و دلائل [[الهی]] [[باطل]] نگردد... خدا به وسیله آنها حجت‌ها و دلائل خود را [[حفظ]] می‌کند... آنان [[جانشینان]] خدا در زمین و [[دعوت]] کنندگان به [[دین]] او هستند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| لاَ تَخْلُو اَلْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ، إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً، أَوْ خَائِفاً مَغْمُوراً، لِئَلاَّ تَبْطُلَ حُجَجُ اَللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ ... يَحْفَظُ اَللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ...  أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اَللَّهِ فِي أَرْضِهِ، اَلدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ}}؛ صبحی صالح، نهج البلاغه، ‌ کلمات قصار، شماره ۱۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جایگاه امامت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|جایگاه امامت|اهمیت بحث امامت}}&lt;br /&gt;
مسئله امامت در [[تفکر]] [[اسلامی]] جایگاه بسیار بالایی دارد. [[قرآن کریم]] امامت را [[برتر]] از [[نبوت]] دانسته است، زیرا درباره [[ابراهیم خلیل]]، یادآور شده است که او پس از آن که دارای [[مقام نبوت]] بود، مورد آزمون‌های ویژه‌ای قرار گرفت و آن گاه [[مقام امامت]] به او اعطا گردید: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}&amp;lt;ref&amp;gt; «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[احادیث]] متعددی از [[امامان اهل بیت]] {{عم}} [[روایت]] شده که [[نماز]]، [[زکات]]، [[روزه]]، [[حج]] و [[ولایت]] [[ارکان اسلام]] به شمار می‌روند و در این میان [[ولایت]] از جایگاه [[برتری]] برخوردار است، زیرا کلید و راهنمای آنهاست&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۱۶، ح۵و ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر از منظر [[تاریخی]] نیز به امامت بنگریم جایگاه ویژه آن نزد [[مسلمانان]] آشکار می‌گردد. پس از [[پیامبر گرامی]] {{صل}} مهم‌ترین و حساس‌ترین مسئله‌ای که مورد بحث و گفت وگوی [[مسلمانان]] قرار گرفت، امامت بود. هیچ یک از [[آموزه‌های دینی]]، در هیچ زمانی مانند امامت مورد بحث و [[نزاع]] واقع نشده است&amp;lt;ref&amp;gt;شهرستانی، عبدالکریم، الملل والنحل، ج۱، ص۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه [[شیعه]] امامت از اصول [[عقاید اسلامی]] است، ولی [[معتزله]] و [[اشاعره]] و دیگر [[مذاهب اسلامی]] آن را از [[فروع دین]] می‌دانند. بر این اساس، [[شیعه]] برای امامت جایگاه برجسته تری در مقایسه با [[اهل سنت]] قائل است، ولی همان گونه که اشاره شد از دیدگاه [[اهل سنت]] نیز امامت مسئله‌ای مهم و برجسته است، زیرا از [[فروع دین]] بودن یک مسئله با مهم بودن آن منافات ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|امامت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۰۶-۴۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غایت امامت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|کارکردهای امامت}}&lt;br /&gt;
در [[روایات]] از امامت، به عنوان [[فلسفه]] یا [[غایت خلقت]] تعبیر شده است؛ به گونه‌ای که اگر لحظه‌ای [[زمین]] از [[امام]] خالی باشد، بر اهلش [[خشم]] خواهد نمود و آنان را در کام خود فرو خواهد برد: {{متن حدیث|لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۱۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از این [[روایت]] و نظایر آن به دست می‌آید که [[سرنوشت]] [[زندگی]] [[انسان]] و سایر جانداران در [[زمین]] به [[وجود امام]] بستگی دارد؛ یعنی از زمانی که در [[زمین]] حیات وجود داشته، [[امام]] نیز بوده است و تا هنگامی که [[زندگی]] جریان دارد، [[امام]] نیز وجود خواهد داشت. بر این اساس، [[امام]] در نظام خلقت نقش علیت دارد. علیت [[امام]] در نظام طبیعت و در سطحی فراتر در نظام خلقت، به دو گونه فاعلی و غایی امکان‌پذیر است؛ یعنی [[وجود امام]] در سلسله علل فاعلی و غایی [[جهان]] قرار دارد، هر چند علة العلل در هر دو سلسله [[خداوند متعال]] است. بدین جهت است که درباره [[امام عصر]] {{ع}} آمده است: &amp;quot;بقای [[دنیا]] به بقای [[امام عصر]] {{ع}} است، و به [[یمن]] و [[برکت]] او موجودات روزی داده می‌شوند و به واسطه وجود او [[زمین]] و [[آسمان]] پابرجاست&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|الَّذِي بِبَقَائِهِ بَقِيَتِ الدُّنْيَا وَ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ}}؛ دعای عدیله.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت ۱ (مقاله)|امامت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۱۰-۴۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قلمرو امامت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|قلمرو امامت}}&lt;br /&gt;
امامت از نگاه [[شیعه]]، امری [[الهی]] و دارای قلمرو و گستره خاصی است، [[خدای سبحان]] در [[آیات]] متعددی، قلمرو و [[گستره امامت]] [[امام]] را مشخص نموده است:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;امامت بر همه [[انسان‌ها]]:&#039;&#039;&#039; قلمرو و [[گستره امامت]] [[امام]]، از حیث جمعیتی، همه [[مردم]] را در بر می‌گیرد: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;امامت بر [[زمین]]:&#039;&#039;&#039; بخشی از قلمرو و [[گستره امامت]] [[امام]]، از حیث فضای جغرافیایی [[زمین]] است. این ویژگی، از کاربرد واژه {{متن قرآن|فِي الْأَرْضِ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; دانسته می‌شود.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;امامت فراتر از [[نبوت]]:&#039;&#039;&#039; مقام امامت [[امام]]، بالاتر و فراتر از مقام [[نبوت]] [[نبی]] است. بر پایه [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; از یک سو، [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} پس از ابتلائات متعدد همچون [[ذبح]] [[حضرت اسماعیل]] {{ع}} و در سن [[پیری]] به [[مقام امامت]] رسیده و از سویی دیگر، پیش از [[فرزند]] دار شدن، [[نبی]] و [[رسول]] بوده‌اند؛ از این‌رو، جعل [[مقام امامت]] برای [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} در سن [[پیری]] و پس از [[مقام نبوت]] و [[رسالت]] بوده است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;امامت جایگاه [[اجتماعی]] است:&#039;&#039;&#039; [[گستره امامت]] از حیث فردی و [[اجتماعی]]، مقامی اجتماعی است. مضاف بودن واژه [[امام]]، [[گواه]] این [[باور]] است. واژه [[امام]]، مفهومی‌دارای اضافه است و با مفهوم مأموم معنا می‌یابد: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«من تو را پیشوای مردم می‌گمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص۲۵ ـ ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ابعاد امامت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|ابعاد امامت}}&lt;br /&gt;
مسئله امامت، ابعاد گوناگونی دارد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;بعد [[اعتقادی]]:&#039;&#039;&#039; از این نظر که [[حفظ]] و بقای [[دین]] به امامت وابسته است، امامت یک مسئله اعتقادی است. همان‌گونه که اعتقاد به نبوت، اعتقادی [[دینی]] و واجب است، [[اعتقاد به امامت]] نیز چنین خواهد بود.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;بعد [[سیاسی]]:&#039;&#039;&#039; [[سیاست]]، عبارت است از [[تدبیر]] امور جامعه از راه تدوین [[قوانین]] لازم و اجرای آنها و غایت [[عقلانی]] آن [[اصلاح]] زندگی مادی و [[معنوی]] افراد [[جامعه]] است. اصلاح زندگی مادی و معنوی [[بشر]]، از طریق [[تعلیم]] [[معارف الهی]] و [[اجرای احکام]] دینی، [[فلسفه]] اصلی امامت را تشکیل می‌دهد.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;بعد [[تاریخی]]:&#039;&#039;&#039; مسئله امامت در امتداد نبوت و [[خاتمیت]] است، از این رو در مرحله‌ای از تاریخ اسلام آغاز شده و تا امروز ادامه یافته و از این پس نیز تا آخرین لحظه حیات دنیوی بشر باقی خواهد بود. بنابراین، چگونگی تعیین نخستین [[امام]]، و [[امامان]] پس از او، و عکس‌العمل [[مسلمانان]] در این‌باره و بالاخره حوادث تاریخی امامت، از موضوعات مهم و حساس تاریخ اسلام به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اصولی امامت دارای سه بُعد است: [[حفظ]] موجودیت [[اسلام]]، اجرای اصول و مقاصد اسلام و [[هدایت امت]] به [[رشد]] و تعالی&amp;lt;ref&amp;gt;فقه سیاسی، ج۹، ص۱۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۲۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثبات امامت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|اثبات امامت}}&lt;br /&gt;
برای [[اثبات امامت ائمه]] {{عم}} به دو دسته [[دلایل]] تمسک شده است: دلایل عقلی و دلایل نقلی.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دلایل عقلی:&#039;&#039;&#039; مانند اینکه [[لطف الهی]] اقتضا می‌کند راه [[پیامبر]] {{صل}} ادامه یابد و [[امامان معصوم]] {{عم}} ادامه دهنده راه ایشان هستند که مردم را به راه مستقیم و کمال انسانی [[هدایت]] کنند&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه آثار شهید مطهری‌، ۴/ ۸۷۱؛ کشف المراد، ۳۸۸؛ کلم الطیب، ۳۲۹؛ الالهیات‌، ۱/ ۵۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 242؛ [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۱۶۱-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دلایل نقلی:&#039;&#039;&#039; در آیات [[قرآن کریم]] به موضوع امامت پرداخته شده است؛ از جمله آیات [[آیه اکمال الدین|اکمال دین]]؛ [[آیه ابلاغ|ابلاغ]]؛ [[آیه انذار|انذار]]؛ [[آیه تطهیر|تطهیر]]؛ [[خیرالبریه]]؛ [[آیه مودت|مودت]]؛ [[آیه مباهله|مباهله]] و ...&amp;lt;ref&amp;gt;کلم الطیب‌، ۴۷۱؛ پیام قرآن، ۹/ ۳۹۳- ۱۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین روایات فراوانی به موضوع امامت اختصاص دارد، از جمله: [[حدیث یوم الدار]]؛ [[حدیث ثقلین]]؛ [[حدیث سفینه]]؛ [[حدیث منزلت]] و ...&amp;lt;ref&amp;gt;اسرار الامامه، ۲۵۰؛ پیام قرآن‌، ۹/ ۱۰۵- ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط امامت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|شروط امامت}}&lt;br /&gt;
=== نصب الهی امام ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|نصب الهی امام}}&lt;br /&gt;
&amp;quot;[[نصب الهی]] [[امام]]&amp;quot;، اصطلاحی در [[فرهنگ]] [[کلامی]] [[شیعه]] است و به مفهوم [[انتصاب]] افراد [[معصوم]] از سوی [[خداوند]] می‌باشد، تا به [[جانشینی]] از [[پیامبر]] نقش و [[وظایف]] او را در [[جامعه انسانی]] ایفا ‌کند. با این مبنای کلامی، شیعه «امامت» را بعد از «[[نبوت]]» جزء [[اصول دین]] می‌شمارد و [[معتقد]] است امام به عنوان [[خلیفه خدا]] و [[نبی]]، [[برترین]] [[مردمان]] در [[فضل]] و [[کمال]]، دارای [[مقام عصمت]] و برخوردار از [[علم الهی]] و جامع تمام [[شئون پیامبر]] {{صل}} به جز دریافت وحی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس این دلائل عقلی، شیعه «به نصب امام» به [[امر خداوند]] و توسط [[پیامبر گرامی اسلام]] [[اعتقاد]] دارد و صدها [[دلیل نقلی]] در کتاب، مانند آیات: [[آیه تطهیر|تطهیر]]، [[آیه تبلیغ|تبلیغ]]، [[آیه ولایت|ولایت]]، [[آیه اولی‌الامر|اولی‌الأمر]]، [[آیه ابتلا|ابتلا]]، [[آیه اکمال دین|اکمال دین]] و... بر این امر دلالت دارند که [[حدیث غدیر]]، [[حدیث منزلت|منزلت]] و صدها دلیل نقلی دیگر از [[سیره]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}}، موجود در منابع شیعه و [[اهل سنت]] آن را تبیین و [[تفسیر]] می‌کنند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== علم ویژه الهی ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|علم لدنی امام}}&lt;br /&gt;
[[ائمه]] {{عم}} که [[مسئولیت]] خطیر [[هدایت مردم]] به [[سعادت]] و کمال و [[مدیریت]] [[جوامع انسانی]] را بر عهده دارند، باید از [[دانش]] گسترده برخوردار باشند، تا بتوانند این [[مسئولیت]] را به انجام رسانند، افزون بر این لازم است [[علم]] آنان از [[خطا]] و [[شک]] مصون باشد، تا [[مردم]] بتوانند به آنان اعتماد کنند و [[هدایت]] ایشان را پذیرفته و تحت [[حاکمیت]] آنان به اهداف مادی و [[معنوی]] خود برسند، ازاین‌رو [[خداوند]] [[طالوت]] را با [[برتری]] در [[دانش]] و نیروی جسمانی برای [[حاکمیت]] بر [[بنی‌اسرائیل]] برگزید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است؛ سوره بقره، آیه ۲۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز [[اولواالامر]] را [[مرجع]] [[علمی]] [[مسلمانان]] در تشخیص [[حق و باطل]] و [[صدق]] و [[کذب]] معرفی کرد و به آنان [[فرمان]] داد تا در هنگام دریافت گزارش‌ها به [[اولواالامر]] به عنوان صاحبان [[آگاهی]] و [[قدرت]] تشخیص مراجعه کنند تا با [[استنباط]] [[حق]] و [[صدق]]، آنان را [[آگاه]] سازند و مصادیق آن براساس [[روایات]]، [[امامان]]اند {{عم}} هستند&amp;lt;ref&amp;gt;روض‌الجنان، ج۶، ص۳۵؛ همان، ج۴، ص۳۸۷ـ ۳۹۱؛ ج ۵، ص ۲۳ ـ ۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا مصطفی‌پور|مصطفی‌پور، محمد رضا]]، [[امامت - مصطفی‌پور (مقاله)|امامت]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۲۹ ـ ۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عصمت ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|عصمت امام}}&lt;br /&gt;
بر اساس آموزه‌های [[قرآن]]، [[امام]] {{ع}} دارای ویژگی‌هایی است که مهم‌ترین آنها [[عصمت]] است. [[خدای متعال]] در پاسخ [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} که از [[خدا]] خواست تا امامت را در ذرّیه او قرار دهد فرمود: [[عهد]] من به [[ظالمان]] نمی‌رسد: {{متن قرآن|لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد؛ سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[مفسران]] با استناد به این [[آیه]] [[عصمت]] را برای [[امام]] {{ع}} لازم می‌دانند و [[لزوم]] [[عصمت]] را این‌گونه [[تبیین]] می‌کنند که [[امام]] {{ع}} [[مقتدا]] و [[رهبری]] است که اقتدای به او [[واجب]] است و اگر [[امام]] {{ع}} [[معصیت]] کند بر [[آدمیان]] نیز از باب [[لزوم اطاعت]] از [[امام]] {{ع}}، [[معصیت]] [[واجب]] خواهد بود و این امر محال است، زیرا [[معصیت]] ممنوع است و جمع فعل و ترک غیر ممکن است، ازاین‌رو [[عصمت]] در [[امامان]] {{عم}} لازم است تا این محذور پیش نیاید&amp;lt;ref&amp;gt;التفسيرالكبير، ج۴، ص ۳۶ ـ ۳۷، ج ۱۰، ص ۱۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ناگفته نماند که [[آیه]] بر [[عصمت امام]] {{ع}} در طول [[حیات]] و تمام [[عمر]] دلالت می‌کند بنابراین کسی که در قسمتی از [[عمر]] خود گرفتار [[فسق]] یا [[شرک]] باشد شایستگی [[مقام امامت]] را نخواهد داشت &amp;lt;ref&amp;gt;الميزان، ج ۱، ص ۲۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا مصطفی‌پور|مصطفی‌پور، محمد رضا]]، [[امامت - مصطفی‌پور (مقاله)|امامت]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== افضلیت ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|افضلیت امام}}&lt;br /&gt;
اصطلاح &amp;quot;افضلیت امام&amp;quot;، به معنای [[برتری امام]] نسبت به دیگران در دو امر است: نخست در زیادی [[ثواب]] و [[قرب به خداوند]] و دیگری در صفات کمال انسانی. این سوال که &amp;quot;آیا [[امام]] باید [[افضل]] از دیگران باشد یا [[خیر]]؟&amp;quot; از دیرباز مورد [[نزاع]] میان [[شیعه امامیه]] و [[اهل سنت]] بوده و در باب [[شروط امامت]]، بدان پرداخته شده است. [[شیعه]] شرط لازم امامت را &amp;quot;[[افضلیت]]&amp;quot; می‌‌داند و در مقابل، [[اکثریت]] اهل سنت تقدیم فرد عادی ([[مفضول]]) بر افضل را جائز می‌‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گستره افضلیت امام از نظر شیعه دو معنای&amp;quot; [[برتری]] در [[پاداش اخروی]] و برتری در کمالات انسانی&amp;quot; را شامل می‌‌شود. علمای شیعه برای افضلیت به معنای اول، پنج [[دلیل]] اقامه کرده‌اند که تیتروار چنین است: استلزام [[کثرت]] [[تکلیف]] و افضلیت امام؛ استلزام برتری در کمالات نفسانی و افضلیت امام؛ استلزام [[عصمت]] و افضلیت امام؛ [[لزوم]] [[تعظیم]] بر امام و افضلیت؛ [[حجت]] بودن امام و افضلیت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افضلیت به معنای دوم (برتری امام بر دیگران در کمالات انسانی و هر امری که راستای [[اهداف امامت]] و مسؤولیت امام است)، صفاتی مثل [[علم]] به مسائل [[دین]]، ‌ [[شجاعت]]، [[سخاوت]]، [[مدیریت]]، [[تدبیر]] [[سیاسی]] و... را شامل می‌‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علمای شیعه به دلیل عقلی (قبح [[تقدیم مفضول بر افضل]]) و [[نقلی]] ([[سوره یونس]] [[آیه]] ۳۵ و...) استناد کرده‌اند و اشکالاتی که از سوی علمای اهل سنت مطرح شده را پاسخ داده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص۹۳؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[افضلیت امام (مقاله)|مقاله «افضلیت امام»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۳۴۰-۳۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عدالت ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|عدالت امام}}&lt;br /&gt;
[[مذاهب]] کلامی درباره این صفت [[اتفاق نظر]] ندارند. از نظر [[شیعه امامیه]] [[عدالت]] و [[پارسایی]] از [[شرایط لازم امامت]] است؛ زیرا اگر [[امام]] {{ع}} [[عادل]] نباشد، یا [[تسلیم]] [[ظلم]] می‌شود که از [[رذایل اخلاقی]] و مخالف با [[عصمت]] است یا به دیگران [[ستم]] خواهد کرد که از [[گناهان کبیره]] و با [[عصمت]] [[مخالفت]] دارد&amp;lt;ref&amp;gt;قواعد المرام؛ ص۱۷۹ـ ۱۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[شیعه]] [[اسماعیلیه]] و [[زیدیه]] نیز [[عدالت]] و [[پارسایی]] را از صفات لازم [[امام]] {{ع}} دانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;شرح المواقف؛ ج۸؛ ص۳۵۱؛ الزیدیه؛ ص۳۳۸ـ ۳۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[معتزله]] نیز [[عدالت]] و [[پاکدامنی]] را از صفات [[امام]] {{ع}} شناخته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;المغنی؛ ج۱؛ ص۲۰۱ـ ۲۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نظر [[اباضیه]] نیز [[عدالت]] از شرایط لازم امامت است&amp;lt;ref&amp;gt;الأباضیه مذهب اسلامی معتدل؛ ص۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «امامت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۰۴-۴۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[تعیین امام]] ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|تعیین امام}}&lt;br /&gt;
=== راه‌های تعیین امام ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه تعیین امام}}&lt;br /&gt;
راه تعیین امام، از مهمترین مباحث امامت در میان [[متکلمان]] [[فریقین]] است. [[شیعیان]] با تمام نحله‌ها و فرقی که دارند، معتقدند تنها راه تعیین امام، «[[نص]]» از سوی [[خداوند]] و [[پیامبر]] {{صل}} است؛ اما سایر فرق اسلامی، پنج راه برای [[تعیین امام]] ذکر کرده‌اند: [[اجماع]]، [[استخلاف]] یا [[انتصاب]]، [[شورا]]، [[بیعت]]، قهر و غلبه. دیدگاه شیعیان در حوزه [[امامت عامه]] و [[خاصه]]، مستند به [[آیات]] و روایات صحیح است؛ اما [[ادله]] [[اهل سنت]] جز امور و روش انجام شده در صدر [[اسلام]] توسط [[خلفا]] و [[مسلمانان]] و یا خلفای [[جور]]، چیزی دیگری نیست&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص۷۹-۸۳؛ [[القواعد الکلامیة (کتاب)|القواعد الکلامیة]]، ص۱۰۹؛ [[آیه ولایت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|آیه ولایت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]؛ [[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]]، ص۱۴۱-۱۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دیدگاه [[شیعه]] ===&lt;br /&gt;
==== نصب یا جعل الهی امام ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|نصب الهی امام}}&lt;br /&gt;
&amp;quot;[[نصب الهی]] [[امام]]&amp;quot;، اصطلاحی در [[فرهنگ]] [[کلامی]] [[شیعه]] است و به مفهوم [[انتصاب]] افراد [[معصوم]] از سوی [[خداوند]] می‌باشد، تا به [[جانشینی]] از [[پیامبر]] نقش و [[وظایف]] او را در [[جامعه انسانی]] ایفا ‌کند. با این مبنای کلامی، شیعه «امامت» را بعد از «[[نبوت]]» جزء [[اصول دین]] می‌شمارد و [[معتقد]] است امام به عنوان [[خلیفه خدا]] و [[نبی]]، [[برترین]] [[مردمان]] در [[فضل]] و [[کمال]]، دارای [[مقام عصمت]] و برخوردار از [[علم الهی]] و جامع تمام [[شئون پیامبر]] {{صل}} به جز دریافت وحی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس این دلائل عقلی، شیعه «به نصب امام» به [[امر خداوند]] و توسط [[پیامبر گرامی اسلام]] [[اعتقاد]] دارد و صدها [[دلیل نقلی]] در کتاب، مانند آیات: [[آیه تطهیر|تطهیر]]، [[آیه تبلیغ|تبلیغ]]، [[آیه ولایت|ولایت]]، [[آیه اولی‌الامر|اولی‌الأمر]]، [[آیه ابتلا|ابتلا]]، [[آیه اکمال دین|اکمال دین]] و... بر این امر دلالت دارند که [[حدیث غدیر]]، [[حدیث منزلت|منزلت]] و صدها دلیل نقلی دیگر از [[سیره]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}}، موجود در منابع شیعه و [[اهل سنت]] آن را تبیین و [[تفسیر]] می‌کنند&amp;lt;ref&amp;gt;[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دیدگاه [[اهل سنت]] ===&lt;br /&gt;
تمام فرق [[اهل سنت]] جز اندکی، [[وجود امام]] را در [[جامعه]] امری ضروری می‌دانند. بر این اساس معتقدند [[اطاعت از امام]] منتخب [[واجب]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|فقال جمهور أصحابنا من المتکلمین و الفقهاء، مع الشیعة و الخوارج و أکثر المعتزلة، بوجوب الإمامة و إنها فرض واجب إتباع المنصوب له... و خالفهم شرذمة من القدریة کأبی بکر الأصم و هشام الفوطی‏}}، تفتازانی، أصول الإیمان، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهل سنت پنج طریق را برای انعقاد و استقرار [[خلافت]] مطرح نموده و آن را مستند به عملکرد [[صحابه]] در صدر اسلام می‌دانند. این راه‌ها عبارت‌اند از: [[اجماع]] ([[اجماع مسلمین]]؛ [[اجماع اهل حل و عقد]])؛ [[شورا]] ([[شورای صحابه]]؛ [[شورای اهل حل و عقد]])؛ [[بیعت]] ([[بیعت مسلمین]]؛ [[بیعت اهل حل و عقد]]) و قهر و غلبه (عملکرد برخی از [[اصحاب]] و [[تابعین]])&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲]]، ص۲۲۲-۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شئون امام ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|شأن امام}}&lt;br /&gt;
[[امام]] به عنوان پیشوای [[حقیقی]] [[جامعه]] نسبت به [[حفظ دین]]، پاسداری از خون مسلمانان و نیز پایداری نظام اجتماعی مسلمانان وظایف و شؤونی دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[رهبری]]:&#039;&#039;&#039; یکی از [[شؤون امامت]]، [[ریاست عامه]] است؛ یعنی پس از [[پیغمبر]]، یکی از کارهای مهمی که بلاتکلیف می‌ماند، [[رهبری اجتماع]] است؛ زیرا [[اجتماع]] [[زعیم]] و [[پیشوا]] لازم دارد که این اصل را [[شیعه]] و [[سنی]] هر دو قبول دارند اما شیعه می‌گوید: پیغمبر {{صل}} در [[زمان]] حیاتش، [[مردم]] را از بلاتکلیفی بیرون آورد و [[رهبر]] پس از خود را تعیین کرد و به [[فرمان خدا]] از [[طریق وحی]] فرمود: «زمام امور [[مسلمین]] بعد از من با علی است». ولی [[اهل تسنن]] می‌گویند: [[پیامبر]]، کسی را تعیین نکرد و [[وظیفه]] خود [[مسلمانان]] بوده که رهبر خود را پس از پیغمبر تعیین کنند&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]]، ص ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[مرجعیت دینی]]:&#039;&#039;&#039; یکی از شؤون پیغمبر، ابلاغ وحی بود، [[مردم]] متن [[اسلام]] را از پیغمبر می‌پرسیدند، آنچه در [[قرآن]] نبود از پیغمبر سؤال می‌کردند، اما مسأله این است که آیا همه [[احکام]] و [[دستورات]] و [[معارف اسلامی]] همان است که در قرآن آمده و پیغمبر به مردم گفته است؟ یا نه، پیغمبر آنچه گفته مقداری از [[دستورات اسلام]] بوده و [[زمان]]، اجازه نداده همه احکام را به عموم مردم برساند؟ قهراً چنین بوده است، و لذا [[پیامبر خدا]] {{صل}} تمام آنچه را که زمان، اجازه گفتن آنها را نداد به علی {{ع}} که [[وصی]] او بود، آموخت و او را به عنوان یک عالم ممتاز و سرآمد همه [[صحابه]] که حتی در گفته و عمل، [[خطا]] و [[اشتباه]] ندارد به مردم معرفی کرد. در [[حقیقت]] [[امام]] پس از [[پیامبر]]، یک کارشناس و اسلام شناس کامل، از جانب خداست، البته به او [[وحی]] نمی‌شود.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[ولایت معنوی]]:&#039;&#039;&#039; در هر دوره‌ای یک [[انسان کامل]] که حامل [[معنویت]] کلی [[انسانیت]] است وجود دارد و [[امام]]، یعنی انسان کامل و به تعبیر دیگر، [[حجت]] [[زمان]] است: {{متن حدیث|لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ‌، لَسَاخَتْ‌}}&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج۱، ص۱۷۹، حدیث ۱۰؛ نعمانی، کتاب الغیبه نعمانی، ص۱۳۸، باب هشتم، حدیث ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; هیچ وقت نبوده و نخواهد بود که [[زمین]] از [[حجت خدا]] و انسان کامل خالی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین امامت سه درجه و مرتبه دارد: [[رهبری سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[جامعه]]، [[مرجعیت دینی]] و [[ولایت معنوی]]. امامان معصوم {{عم}}، این سه شان را دارا بودند و پیامبر اسلام نیز علاوه بر [[نبوت]] و [[رسالت]] این سه مرتبه را هم به تمام و کمال داشتند&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص۳۳ ـ ۳۶؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وظایف امام ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|وظیفه امام}}&lt;br /&gt;
بر اساس مجموعه‌ای از [[آیات]] استفاده می‌‌شود که اساس [[وظایف]] مترتب بر امامت و [[ولایت]] بر دو رکن استوارند؛ [[هدایت]] و [[نصرت]] که [[هدایت]] به دو دسته هدایت عام و هدایت خاص تقسیم می‌شود که هدایت عام به هدایت ارائه طریق یا هدایت تعلیمی یا [[تبیین]] نیز نامیده شده است و از بارزترین مصادیق آن [[تفسیر قرآن]] و رفع اختلافات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدایت خاص یا هدایت ایصال الی المطلوب یا هدایت راهبری) شامل موارد ذیل است: تشکیل [[حکومت]]، اجرای عدالت، تربیت امت صالحان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وظیفه کلان دوم امام [[نصرت]] است که [[دفاع از دین]]، [[جلوگیری از وقوع تحریف]]، ([[جلوگیری از انحراف در دین]])، پاسخگویی شبهات، دفاع از مؤمنان را شامل می شود&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۸۷-89.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از منظر [[امامیه]] [[امام]] {{ع}} ادامه دهندۀ راه [[پیامبر]] می باشد که اجرای حدود اسلامی، [[حفظ]] [[شریعت اسلامی]] از [[تحریف]] و [[تغییر]] و ... از [[وظایف]] اوست&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی ج۲]]، ص۲۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حقوق امام (وظایف امت در برابر امام) ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|وظایف امت نسبت به امام|حقوق متقابل امامت}}&lt;br /&gt;
[[امّت]] در قبال [[امام]] [[تکالیف]] و وظایفی دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[شناخت امام]]:&#039;&#039;&#039; اوّلین و مهم‌ترین [[وظیفه امّت]] در قبال [[امام]]، [[معرفت]] نسبت به اوست؛ زیرا بهره‌گیری از وجود امام و هدایت‌های او فرع بر [[شناخت]] است و اگر کسی [[امام]] خود را نشناسد در [[گمراهی]] و [[جهل]] خواهد بود&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;وظایف قلبی و [[عاطفی]]:&#039;&#039;&#039; این وظیفه شامل برخی از موارد است مانند: [[ایمان]] به امام و کفر به دشمنان او؛ [[تولی امام]] ([[پذیرش ولایت امام|پذیرش ولایت او]]) و [[تبری از دشمن امام]]، محبّت به امام و [[بغض به دشمنان]] او، مودّت امام و عداوت با دشمنان او،  خیرخواهی برای امام و ... .&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;وظایف رفتاری و عملی:&#039;&#039;&#039; این نوع از وظایف نیز شاخه‌های مختلفی دارد که برخی از آنها عبارت است از: تمسّک به امام براساس [[حدیث ثقلین]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}؛ وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ تبعیت از امام؛ وفاداری در بیعت با امام؛ پرداخت حقوق مالی امام؛ [[توسل]] و ...&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|وظایف امت نسبت به قرآن و عترت]]، ص ۹۳-۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امامت عامه ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت عامه}}&lt;br /&gt;
مقصود از [[امامت عامّه]]، اصل نیاز [[جامعه]] بعد از [[پیامبر]] {{صل}} به امامی است که از طرف [[خداوند]] برای [[رهبری]] و [[هدایت]] جامعه [[منصوب]] شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید قاسم علی‌احمدی|علی‌احمدی، سید قاسم]]، [[حقانیت در اوج مظلومیت ج۱ (کتاب)|حقانیت در اوج مظلومیت ج۱]]، ص ۸۹-۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امامت خاصه ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت خاصه}}&lt;br /&gt;
امامت خاصه در کل، ناظر به [[حق]] اختصاصی [[اهل‌بیت]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} برای امامت [[امت]] است و در نگاهی خاص نیز، متمرکز بر شایستگی [[امام علی]] بن ابی‌ طالب {{ع}} برای ایستادن در جایگاه نخستین [[امام]] پس از [[پیامبر]] {{صل}}. هر دو موضوع فوق در عبارات [[نهج البلاغه]] مورد تأکید قرار گرفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{:امامت (نمایه)}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:152066.jpg|22px]] [[لطف‌الله صافی گلپایگانی|صافی گلپایگانی، لطف‌الله]]، [[نظام امامت و رهبری (کتاب)| &#039;&#039;&#039;نظام امامت و رهبری&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:000070.jpg|22px]] [[سید محمد حسین حسینی طهرانی|حسینی طهرانی، سید محمد حسین]]، [[امام‌شناسی - حسینی طهرانی (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امام‌شناسی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:Jawahir-kalam-2.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲ (کتاب)| &#039;&#039;&#039;جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100498.jpg|22px]] [[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن - حق‌جو (کتاب)| &#039;&#039;&#039;ولایت در قرآن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[محمد رضا مصطفی‌پور|مصطفی‌پور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|امامت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه کلام اسلامی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[افضلیت امام (مقاله)|افضلیت امام]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه کلام اسلامی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368130.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;براهین و نصوص امامت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010222.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[القواعد الکلامیة (کتاب)|&#039;&#039;&#039;القواعد الکلامیة&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه ولایت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|&#039;&#039;&#039;آیه ولایت - ربانی گلپایگانی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:Ka2-m17 91815.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;کلام تطبیقی ج۲&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:110015.jpeg|22px]] [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، &#039;&#039;&#039;[http://lib.eshia.ir/27255/6/214 دانشنامه قرآن و حدیث ج ۱۰]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# [[پرونده:978964298273.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امامت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|&#039;&#039;&#039;فرهنگ غدیر&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010259.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;وظایف امت نسبت به قرآن و عترت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368142.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|&#039;&#039;&#039;درسنامه امام‌شناسی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100838.jpg|22px]] [[سید قاسم علی‌احمدی|علی‌احمدی، سید قاسم]]، [[حقانیت در اوج مظلومیت ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;حقانیت در اوج مظلومیت ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:4670311.jpg|22px]] [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امام‌شناسی ۵&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:4432.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;تجلی امامت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;معارف و عقاید ۵&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100538.jpg|22px]] [[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1379151.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش]]، [[فرید محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه فقه سیاسی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010218.jpg|22px]] [[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امامت و دلایل انتصابی بودن آن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه نهج البلاغه ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، &#039;&#039;&#039;فرهنگ شیعه&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:Imamat.jpg|22px]] جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امامت‌پژوهی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010522.jpg|22px]] پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;تاریخ اسلام بخش اول ج۲&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اصول دین}}&lt;br /&gt;
{{امامت شناسی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:حجت‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصول دین اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصطلاحات کلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مناصب شرعی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصطلاحات سیاسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اختلافات کلامی شیعه و سنی]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقه سیاسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Berisam</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1313173</id>
		<title>امامت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1313173"/>
		<updated>2024-08-18T07:57:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Berisam: /* قلمرو امامت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = امام&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[امامت در لغت]] - [[امامت در قرآن]] - [[امامت در حدیث]] - [[امامت در نهج البلاغه]] - [[امامت در کلام اسلامی]] - [[امامت در تاریخ اسلامی]] - [[امامت در عرفان اسلامی]] - [[امامت در فلسفه اسلامی]] - [[امامت در فرق و مذاهب]] - [[امامت در فقه سیاسی]] - [[امامت در معارف دعا و زیارات]] - [[امامت در معارف و سیره فاطمی]] - [[امامت در معارف و سیره حسینی]] - [[امامت در معارف و سیره سجادی]] - [[امامت در معارف و سیره رضوی]] - [[امامت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[امامت از دیدگاه اهل سنت]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = امامت (پرسش)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[امام]]&#039;&#039;&#039; به معنای [[مقتدا]] و [[پیشوا]]، در اصطلاح [[دینی]] به [[خلیفه رسول الله]] در [[اجرای دین]] گفته می‌شود. مسئله امامت میان [[علمای اسلامی]] اهمیت بسیاری داشته و وجه اصلی تمایز [[شیعه]] با سایر مذاهب اسلامی است. [[پیروان مکتب اهل بیت]] {{عم}} امامت را جایگاه ویژه و منصب الهی دانسته و آنرا از اصول [[عقاید اسلامی]] می‌دانند، درحالی که [[اهل سنت]] [[امام]] را مرادف [[امیر]] و [[حاکم]] و ناظم [[جامعه]] می‌‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای اثبات وجوب امامت، در کنار ادله عقلی مانند [[برهان لطف]]، ادله نقلی اعم از [[آیات]] و [[روایات]] نیز آنرا بیان کرده‌اند، مانند: [[آیه اولی الامر]]، [[آیه صادقین]]، [[حدیث ثقلین]]، [[حدیث من مات]] و ... .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهداف مختلفی برای امامت بیان شده است مانند: تبیین مفاهیم قرآنی؛ [[داوری]] در [[منازعات]]؛ [[ارشاد]] و [[هدایت]] [[انسان‌ها]]؛ [[اتمام حجت]] بر [[بندگان]]. همچنین برخی از شرایطی که برای امام بیان شده عبارت است از: نصب الهی؛ علم لدنی؛ عصمت؛ افضلیت و عدالت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره راه تعیین امام، [[شیعیان]] معتقدند تنها راه، «[[نص]]» از سوی [[خداوند]] و [[پیامبر]] {{صل}} است؛ اما سایر فرق اسلامی، پنج راه برای [[تعیین امام]] ذکر کرده‌اند: [[اجماع]]، [[استخلاف]] یا [[انتصاب]]، [[شورا]]، [[بیعت]]، قهر و غلبه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی امام و امامت ==&lt;br /&gt;
=== معنای لغوی ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت در لغت}}&lt;br /&gt;
واژه [[امام]] در لغت از ریشه “ام” است که معانی گوناگونی دارد. یکی از آنها [[مقتدا]] و پیشواست. امامت در لغت به معنای قصد، توجه و آهنگ چیزی کردن&amp;lt;ref&amp;gt;خلیل، العین، ج۱، ص۱۰۵؛ ابن منظور، لسان العرب، ص۲۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. طریحی می‌گوید: “امام به کسر الف، بر وزن فِعال به معنای کسی است که از او [[پیروی]] می‌شود”&amp;lt;ref&amp;gt;فخرالدین الطریحی، مجمع البحرین، ج۶، ص۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. به گروهی خاص که از نظر [[فکری]]، [[اعتقادی]]، [[سیاسی]] یا زبانی، زمانی و مکانی در یک امر یا اموری خاص با یکدیگر اشتراک دارند و با یکدیگر یکی شده‌اند [[امت]] می‌گویند و رهبرشان نیز [[امام]] نامیده می‌شود. بنابراین سه واژۀ [[امام]]، امامت و [[امت]] لازم و ملزوم یکدیگرند و بدون هم معنا ندارند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[لطف‌الله صافی گلپایگانی|صافی گلپایگانی، لطف‌الله]]، [[نظام امامت و رهبری (کتاب)| نظام امامت و رهبری]]، ص۱۱-۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. البته باید دقت شود که [[پیشوا]] در زبان فارسی، ترجمه تحت‌اللفظی کلمه [[امام]] است. در عربی کلمه &amp;quot;[[امام]]&amp;quot; یا &amp;quot;[[پیشوا]]&amp;quot; مفهوم مقدسی ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب‌های لغت برای [[امام]] مصادیقی برشمرده شده است که عبارت‌اند از: [[قرآن کریم]]، [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}}، [[جانشین پیامبر]] {{صل}}، [[امام]] در نماز جماعت، فرمانده سپاه، راهنمای مسافران، ساربان و راهنمای شتران، چوب و ریسمان، تراز در ساختمان، راه پهن و آشکار، دانشمندی که از او [[پیروی]] می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;معجم المقاییس فی اللغة، ص۴۸، المصباح المنیر، ج۱، ص۳۱- ۳۲؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱، ص۱۵۷؛ المفردات فی غریب القرآن، ص۲۴، اقرب الموارد، ج۱، ص۱۹؛ المعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷؛ فرهنگ عمید، ص۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|امامت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۰۵؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== معنای اصطلاحی ===&lt;br /&gt;
در تعریف اصطلاحی [[امام]] گفته‌اند: [[امام]] [[خلیفه رسول الله]] در [[اجرای دین]] است؛ به گونه‌ای که [[پیروی]] از وی بر همه [[مسلمانان]] [[واجب]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|و عند المتكلمين هو خليفة الرسول {{صل}} في إقامة الدين بحيث يجب اتباعه على كافة الأمة}}، ر.ک: محمدعلی تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج۱، ص۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام]] در اصطلاح [[شیعه]] به کسی می‌گویند که [[پیشوا]] و مقتدای عالمیان است. [[خداوند]] به وی در جمیع امور [[مصونیت]] و عصمت بخشیده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[سید محمد حسین حسینی تهرانی|حسینی تهرانی، سید محمد حسین]]، [[امام‌شناسی - حسینی طهرانی (کتاب)|امام‌شناسی]]، ج۱۸، ص۲۰۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام]] دارای سه ویژگی است: ویژگی نخست، [[جانشینی]] [[پیامبر گرامی اسلام]] است. [[امام]] کسی است که پس از [[پیامبر اسلام]] {{صل}} بر مسند او می‌نشیند. [[ولایت]] و [[سرپرستی]] بر همۀ [[مکلفان]]، از دیگر [[ویژگی‌های امام]] است. ویژگی دیگر، [[واجب‌الاطاعه]] بودن [[امام]] است. [[امام]]، [[جانشین پیامبر]] {{صل}} و [[ولیّ]] [[امت]] است؛ به گونه‌ای که [[اطاعت]] از [[فرمان]] او در حد [[اطاعت]] از فرمان پیامبر {{صل}} [[وجوب]] دارد. [[امام]]، تنها یک [[راهنما]] و [[هدایت‌گر]] نیست که [[امت]] در قبال وی هیچ وظیفه‌ای نداشته باشد، بلکه [[امت]]، هم در امور [[دین]] و هم در [[امور دنیا]] باید از وی [[اطاعت]] کند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]] (بررسی دیدگاه‌های امامیه، معتزله و اشاعره)، زیر نظر محمود یزدی مطلق، ص۴۹-۵۰؛ [[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روابط مفهومی امامت با واژگان همسو ===&lt;br /&gt;
==== رابطه با [[نبوت]] و [[رسالت]] ====&lt;br /&gt;
{{همچنین ببینید|نبوت|رسالت}}&lt;br /&gt;
در [[قرآن کریم]] چهار کلمه [[خلیفه]]، [[امام]]، [[نبوت]] و [[رسالت]] یا مشتقات آن، استعمال شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلمه [[امام]]، در [[قرآن مجید]]، بر مصادیق مختلفی استعمال شده است که به دو دسته تقسیم می‌شود:&lt;br /&gt;
# مصادیق غیر بشری، مانند [[لوح محفوظ‍‌]]: {{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و هر چیزی را در نوشته‌ای روشن بر شمرده‌ایم» سوره یس، آیه ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[کتاب آسمانی]]: {{متن قرآن|وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است» سوره هود، آیه ۱۷؛ سوره احقاف، آیه ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#مصادیق بشری که از جهت حقانیت و بطلان، به دو دسته تقسیم می‌شود:&lt;br /&gt;
## امام حق: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
## امام باطل: {{متن قرآن|فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید» سوره توبه، آیه ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را (به کیفر کفرشان) پیشوایانی کردیم که (مردم را) به سوی آتش دوزخ فرا می‌خوانند» سوره قصص، آیه ۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امّا امامت در اصطلاح [[دینی]] به دو صورت عام و خاص است که در معنای عام، شامل [[نبوت]] و [[رسالت]] به عنوان [[مقتدا]] و [[اسوه]] می‌شود و در معنای خاص، شامل آنها نشده و در بعضی موارد بعد از تحقق [[مقام نبوت]] و [[رسالت]] است: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستم‌کاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. یا مقام ویژه‌ای است که از طرف [[خدای سبحان]] به اوصایای [[پیامبران]] {{عم}}، عنایت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما کلمه [[نبوت]]، ۵ بار&amp;lt;ref&amp;gt;سوره آل عمران، آیه ۷۹؛ سوره انعام، آیه ۸۹؛ سوره عنکبوت، آیه ۲۷؛ سوره جاثیه، آیه ۱۶؛ سوره حدید، آیه ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[قرآن]] استعمال شده و در اصل و ریشه آن، [[اختلاف]] است. بعضی گفته‌اند: از نَبَأ به معنای خبر مشتق شده&amp;lt;ref&amp;gt;تبیان، ج۷، ص۱۳۳؛ کنزالدقائق، ج۸، ص۲۳۲؛ المیزان، ج۲، ص۱۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و برخی دیگر نوشته‌اند: از نبوه (بر وزن نغمه) به معنای رفعت و بلندی مقام، مشتق شده است&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج۶، ص۸۰۰؛ کشف الاسرار، ج۶، ص۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ لذا با لحاظ‍ ریشه، ترجمه [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و در این کتاب از موسی یاد کن که ناب و فرستاده‌ای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; دو گونه می‌شود؛ ای [[پیامبر]]! در کتاب [[قرآن]] از [[موسی]] یاد کن که او [[بنده]] مخلَص و فرستاده [[حق]] و پیام‌آور برای خَلق بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما کلمه [[رسالت]] فقط‍ یک بار: {{متن قرآن|فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«(صالح) از آنان روی گردانید و گفت: ای قوم من! بی‌گمان پیام پروردگارم را به شما رسانده‌ام و برای شما خیرخواهی کرده‌ام امّا شما خیرخواهان را دوست نمی‌دارید» سوره اعراف، آیه ۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و جمع آن &amp;quot;رسالات&amp;quot;، ۸ بار در [[قرآن مجید]] استعمال شده است؛ و معنای [[رسالت]] این است که مأموریتی بر عهده کسی بگذارند و او موظف به [[تبلیغ]] و ادای آن شود&amp;lt;ref&amp;gt;[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص۵۶-۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== رابطه با [[خلافت]] ====&lt;br /&gt;
{{همچنین ببینید|خلافت}}&lt;br /&gt;
در فرهنگ اسلامی &amp;quot;امامت&amp;quot; و &amp;quot;[[خلافت]]&amp;quot; حقیقتی واحد را بیان می‌‌کنند با این تفاوت که &amp;quot;[[خلافت]]&amp;quot; به جنبه [[جانشینی]] از [[پیامبر]] {{صل}} دلالت دارد و &amp;quot;امامت&amp;quot; به جنبه [[رهبری جامعه اسلامی]]. در متون [[دینی]] هر دو تعبیر به کار رفته است و اشاره به مصداق واحد دارد: در [[حدیث یوم الانذار]] [[رسول خدا]] {{صل}} امیرالمؤمنین علی {{ع}} را این گونه معرفی کرده است: {{متن حدیث|إِنَّ هَذَا أَخِي وَ وَصِيِّي وَ وَزِيرِي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ، فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا}}&amp;lt;ref&amp;gt;الأمالی (للطوسی)، ص ۵۸۳ سایر منابع و این حدیث در مباحث امامت خاصه می‌‌آید.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[رسول خدا]] {{صل}} در معرفی [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و سایر [[جانشینان]] خود کلمه &amp;quot;[[امام]]&amp;quot; را به کار گرفته و می‌‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا إِنَّهُ الْمُبَلِّغُ عَنِّي وَ الْإِمَامُ بَعْدِي فَزَوْجُ ابْنَتِي وَ أَبُو سِبْطَيَّ... هُوَ الْإِمَامُ أَبُو الْأَئِمَّةِ الزُّهْرِ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَكَمِ الْأَئِمَّةُ بَعْدَكَ قَالَ اثْنَا عَشَرَ عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;کفایة الأثر فی النصّ علی الأئمه الإنثی عشر، ص ۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]، ص ۲۵-۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امامت از نگاه قرآن ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت در قرآن}}&lt;br /&gt;
در [[قرآن]] و [[احادیث اسلامی]]، کلمه &amp;quot;[[امام]]&amp;quot;، فی الجمله در معنای لغویِ آن به کار رفته است؛ یعنی هر چیزی که مورد [[پیروی]] واقع شود اعم از [[انسان]] و غیر [[انسان]]، مانند: {{متن قرآن|وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً}}&amp;lt;ref&amp;gt;و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است؛ سوره هود، آیه۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[حق]] مانند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند؛ سوره انبیاء، آیه۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[باطل]] مانند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;و آنان را (به کیفر کفرشان) پیشوایانی کردیم که (مردم را) به سوی آتش دوزخ فرا می‌خوانند؛ سوره قصص، آیه۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ ولی غالبا این واژه به [[پیشوایان]] [[حق]] و کسانی که به بالاترین نقطه قلّه [[انسانیت]] صعود کرده‌اند، اطلاق می‌گردد و استعمال آن در معنای لغوی، اندک است و نیز استعمال آن در «[[امامان]] [[آتش]]»، به لحاظ نشان دادن نقطه نهاییِ انحطاط [[انسان]]، در مقابل نقطه اوج [[تکامل]] اوست&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [http://lib.eshia.ir/27255/6/214 دانشنامه قرآن و حدیث ج ۱۰]، ص۲۱۳ - ۲۱۴.].&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[خدای سبحان]] در [[آیات]] متعددی به موضوع امامت اشاره و برای [[امام]] ویژگی‌هایی آورده است. این ویژگی‌ها در [[تعریف امامت]]، تأثیر بسزایی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه‌های زیر، برخی از مهم‌ترین [[آیات]] است:&lt;br /&gt;
#{{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#{{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اسحاق را و افزون بر آن (نوه‌اش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۲-۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم -بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی می‌کردند» سوره سجده، آیه ۲۳-۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر پایه [[آیات]] یاد شده، چند ویژگی برای امامت دست‌یافتنی است:&lt;br /&gt;
# امامت به جعل [[الهی]] است: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ}}، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ}}، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ}}. &lt;br /&gt;
# [[گستره امامت]] [[امام]]، [[مردم]] است: {{متن قرآن|جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ}}.&lt;br /&gt;
# امامت، [[عهد الهی]] است: {{متن قرآن|لَا يَنَالُ عَهْدِي}}.&lt;br /&gt;
# امامت به [[ظالمان]] نمی‌رسد: {{متن قرآن|لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}.&lt;br /&gt;
# [[امام]]، دارای [[هدایت تکوینی]] یا [[هدایت به امر]] است: {{متن قرآن|يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص۲۲-۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حقیقت امامت ==&lt;br /&gt;
تعریف امامت و [[شناخت]] [[حقیقت]] آن در مسائل مختلف امامت تاثیر دارد یعنی اگر امامت را براساس تعریف و [[تبیین]] [[حقیقت]] آن یک منصب و جایگاه [[الهی]] همانند [[نبوت]] بدانیم و به تعبیر دیگر اگر امامت را یک امر عرشی بدانیم، نوع نگاه ما به وظائف و ویژگی‌ها و راه‌های [[شناخت]]، نگاهی متناسب با این تلقی و برداشت از امامت خواهد بود. اما اگر امامت را مانند [[نبوت]] ندانیم، به تبع در مسأله [[وظائف]] و ویژگی‌ها و راه‌های تعیین و [[شناخت امام]] نگاه دیگری خواهیم داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پیروان مکتب اهل بیت]] {{عم}} امامت را یک جایگاه ویژه و منصب الهی می‌‌دانند درحالی که [[اهل سنت]] [[امام]] را مرادف [[امیر]] و [[حاکم]] و ناظم [[جامعه]] می‌‌دانند. بنابراین امامت نزد [[شیعیان]] حقیقتاً با امامت نزد [[اهل سنت]] متفاوت است&amp;lt;ref&amp;gt;[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]، ص ۲۵-۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضرورت امامت و ادله آن ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|ضرورت امامت|اثبات ضرورت امامت }}&lt;br /&gt;
[[ضرورت امامت]] به معنای [[واجب]] بودن [[نظام امامت]] برای [[جامعه]] و [[نصب امام]] از طرف [[خداوند]] است و امامت در اصطلاح متکلمین به معنای [[ریاست]] عمومی در [[دین]] و دنیاست که [[وجوب]] آن مورد [[اجماع]] [[مسلمانان]] است، اما اینکه [[وجوب امامت]] وجوبی [[عقلی]] است یا [[نقلی]]، بر خداوند واجب است یا بر [[مردم]]، در بین متکلمین [[مسلمان]]، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. [[امامیه]]، ضرورت امامت را ضرورتی عقلی دانسته و وجوب آن را به مقتضای [[حکمت الهی]]، واجب علی الله می‌‌داند، ادله عقلی مانند: [[قاعده لطف]]، یقین به فراغ ذمه، نیاز شرع به مفسر و ...&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد باقر شریعتی سبزواری|شریعتی سبزواری، محمد باقر]]، [[امامت و رهبری در نگاه عقل و دین (کتاب)|امامت و رهبری در نگاه عقل و دین]]، ص۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنار [[ادله عقلی]]، ادله نقلی اعم از [[آیات]] و [[روایات]] نیز [[وجوب وجود امام]] را بیان کرده است مانند: [[آیه اولی الامر]]، [[آیه صادقین]]، [[حدیث ثقلین]]، [[حدیث من مات]] و ...&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، ص۱۲۵-۱۲۹؛ [[محمد باقر شریعتی سبزواری|شریعتی سبزواری، محمد باقر]]، [[امامت و رهبری در نگاه عقل و دین (کتاب)|امامت و رهبری در نگاه عقل و دین]]، ص۲۳۹ـ ۲۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود [[امام]] {{ع}} در هر عصر و زمان و در هر جامعه‌ای برای [[هدایت]] [[انسان‌ها]] به سوی کمال و [[برقراری نظم]] در [[جامعه]] [[ضرورت]] دارد&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج ۱۳، ص ۱۶۵ ـ ۱۶۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد؛ سوره رعد، آیه۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; روایات تفسیری [[آیه]] نیز این [[حقیقت]] را [[تأیید]] می‌کند که امامی زنده تا [[روز قیامت]] در میان [[انسان‌ها]] حضور دارد&amp;lt;ref&amp;gt;الکافى، ج ۱، ص ۱۹۱ ـ ۱۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ همچنین براساس روایاتی درباره [[سوره قدر]]، در [[شب قدر]] هر سال تا [[روز قیامت]]، [[فرشتگان]] بر [[امام]] {{ع}} آن زمان نازل می‌شوند و این [[سوره]] [[دلیل]] روشنی بر [[وجود امام]] {{ع}} در همه زمانهاست&amp;lt;ref&amp;gt;نورالثقلین، ج ۵، ص ۶۱۹ ـ ۶۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا مصطفی‌پور|مصطفی‌پور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۱۹ - ۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فلسفه امامت ==&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;تبیین مفاهیم قرآنی:&#039;&#039;&#039; یکی از [[وظایف]] [[پیامبر]] {{صل}} تبیین معانی و مفاهیم [[قرآن کریم]] بود: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی» سوره نحل، آیه ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[حدیث ثقلین]]، [[رسول اکرم]] {{صل}} [[عترت]] خود را ملازم و همراه با [[قرآن]] قرار داده و فرموده است: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ اَلثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي}}&amp;lt;ref&amp;gt;«من دو شی، گران‌بها در میان شما میگذارم که این دو عبارت‌اند از: کتاب خدا و عترت من».&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ یعنی فهم [[حقایق]] قرآن باید با [[راهنمایی]] عترت باشد.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[داوری]] در [[منازعات]]:&#039;&#039;&#039; یکی از [[اهداف نبوت]] داوری در [[اختلافات]] و [[منازعات]] بوده است: {{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بدیهی است اختلافات و [[نزاع‌ها]] به زمان پیامبر اختصاص ندارد، لکن از آنجا که حل این اختلافات به وجود افراد [[برگزیده]] از جانب [[خدا]] نیاز دارد، ‌پس از [[ختم نبوت]] نیز این [[ضرورت]] وجود دارد و در نتیجه [[وجود امام]] بسان [[پیامبر]]، امری ضروری است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[ارشاد]] و [[هدایت]] [[انسان‌ها]]:&#039;&#039;&#039; ارشاد و هدایت انسان‌ها در زمینه [[عقاید]]، احکام دینی و مسائل [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] یکی دیگر از [[اهداف رسالت]] [[پیامبران الهی]] است: {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بی‌گمان خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که از خودشان فرستاده‌ای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنها کتاب و فرزانگی می‌آموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، این [[هدف]] نیز از ویژگی‌های [[نبوت]] نیست و به انسان‌هایی که در عصر پیامبر [[زندگی]] می‌کردند اختصاص ندارد، بنابراین، اگر [[تعلیم]] و ارشاد و هدایت[[بشر]] کاری بایسته و لازم بوده است، این بایستگی و [[لزوم]] در مورد امامت نیز موجود است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[اتمام حجت]] بر [[بندگان]]:&#039;&#039;&#039; یکی از اهداف رسالت [[پیامبران]]، اتمام حجت از جانب خداوند بر بندگان است: {{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، این امر نیز اختصاص به [[زمان]] خاصی ندارد، از اینرو [[امام علی]] {{ع}} فرموده است: &amp;quot;[[زمین]] از [[حجت خدا]] خالی نخواهد بود، یا آشکارا و مشهور است و یا خائف و پنهان تا [[حجت‌ها]] و دلائل [[الهی]] [[باطل]] نگردد... خدا به وسیله آنها حجت‌ها و دلائل خود را [[حفظ]] می‌کند... آنان [[جانشینان]] خدا در زمین و [[دعوت]] کنندگان به [[دین]] او هستند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| لاَ تَخْلُو اَلْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ، إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً، أَوْ خَائِفاً مَغْمُوراً، لِئَلاَّ تَبْطُلَ حُجَجُ اَللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ ... يَحْفَظُ اَللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ...  أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اَللَّهِ فِي أَرْضِهِ، اَلدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ}}؛ صبحی صالح، نهج البلاغه، ‌ کلمات قصار، شماره ۱۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جایگاه امامت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|جایگاه امامت|اهمیت بحث امامت}}&lt;br /&gt;
مسئله امامت در [[تفکر]] [[اسلامی]] جایگاه بسیار بالایی دارد. [[قرآن کریم]] امامت را [[برتر]] از [[نبوت]] دانسته است، زیرا درباره [[ابراهیم خلیل]]، یادآور شده است که او پس از آن که دارای [[مقام نبوت]] بود، مورد آزمون‌های ویژه‌ای قرار گرفت و آن گاه [[مقام امامت]] به او اعطا گردید: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}&amp;lt;ref&amp;gt; «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[احادیث]] متعددی از [[امامان اهل بیت]] {{عم}} [[روایت]] شده که [[نماز]]، [[زکات]]، [[روزه]]، [[حج]] و [[ولایت]] [[ارکان اسلام]] به شمار می‌روند و در این میان [[ولایت]] از جایگاه [[برتری]] برخوردار است، زیرا کلید و راهنمای آنهاست&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۱۶، ح۵و ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر از منظر [[تاریخی]] نیز به امامت بنگریم جایگاه ویژه آن نزد [[مسلمانان]] آشکار می‌گردد. پس از [[پیامبر گرامی]] {{صل}} مهم‌ترین و حساس‌ترین مسئله‌ای که مورد بحث و گفت وگوی [[مسلمانان]] قرار گرفت، امامت بود. هیچ یک از [[آموزه‌های دینی]]، در هیچ زمانی مانند امامت مورد بحث و [[نزاع]] واقع نشده است&amp;lt;ref&amp;gt;شهرستانی، عبدالکریم، الملل والنحل، ج۱، ص۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه [[شیعه]] امامت از اصول [[عقاید اسلامی]] است، ولی [[معتزله]] و [[اشاعره]] و دیگر [[مذاهب اسلامی]] آن را از [[فروع دین]] می‌دانند. بر این اساس، [[شیعه]] برای امامت جایگاه برجسته تری در مقایسه با [[اهل سنت]] قائل است، ولی همان گونه که اشاره شد از دیدگاه [[اهل سنت]] نیز امامت مسئله‌ای مهم و برجسته است، زیرا از [[فروع دین]] بودن یک مسئله با مهم بودن آن منافات ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|امامت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۰۶-۴۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غایت امامت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|کارکردهای امامت}}&lt;br /&gt;
در [[روایات]] از امامت، به عنوان [[فلسفه]] یا [[غایت خلقت]] تعبیر شده است؛ به گونه‌ای که اگر لحظه‌ای [[زمین]] از [[امام]] خالی باشد، بر اهلش [[خشم]] خواهد نمود و آنان را در کام خود فرو خواهد برد: {{متن حدیث|لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۱۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از این [[روایت]] و نظایر آن به دست می‌آید که [[سرنوشت]] [[زندگی]] [[انسان]] و سایر جانداران در [[زمین]] به [[وجود امام]] بستگی دارد؛ یعنی از زمانی که در [[زمین]] حیات وجود داشته، [[امام]] نیز بوده است و تا هنگامی که [[زندگی]] جریان دارد، [[امام]] نیز وجود خواهد داشت. بر این اساس، [[امام]] در نظام خلقت نقش علیت دارد. علیت [[امام]] در نظام طبیعت و در سطحی فراتر در نظام خلقت، به دو گونه فاعلی و غایی امکان‌پذیر است؛ یعنی [[وجود امام]] در سلسله علل فاعلی و غایی [[جهان]] قرار دارد، هر چند علة العلل در هر دو سلسله [[خداوند متعال]] است. بدین جهت است که درباره [[امام عصر]] {{ع}} آمده است: &amp;quot;بقای [[دنیا]] به بقای [[امام عصر]] {{ع}} است، و به [[یمن]] و [[برکت]] او موجودات روزی داده می‌شوند و به واسطه وجود او [[زمین]] و [[آسمان]] پابرجاست&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|الَّذِي بِبَقَائِهِ بَقِيَتِ الدُّنْيَا وَ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ}}؛ دعای عدیله.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت ۱ (مقاله)|امامت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۱۰-۴۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قلمرو امامت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|قلمرو امامت}}&lt;br /&gt;
امامت از نگاه [[شیعه]]، امری [[الهی]] و دارای قلمرو و گستره خاصی است، [[خدای سبحان]] در [[آیات]] متعددی، قلمرو و [[گستره امامت]] [[امام]] را مشخص نموده است:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;امامت بر همه [[انسان‌ها]]:&#039;&#039;&#039; قلمرو و [[گستره امامت]] [[امام]]، از حیث جمعیتی، همه [[مردم]] را در بر می‌گیرد: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;امامت بر [[زمین]]:&#039;&#039;&#039; بخشی از قلمرو و [[گستره امامت]] [[امام]]، از حیث فضای جغرافیایی [[زمین]] است. این ویژگی، از کاربرد واژه {{متن قرآن|فِي الْأَرْضِ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; دانسته می‌شود.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;امامت فراتر از [[نبوت]]:&#039;&#039;&#039; مقام امامت [[امام]]،بالاتر و فراتر از مقام [[نبوت]] [[نبی]] است. بر پایه [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; از یک سو، [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} پس از ابتلائات متعدد همچون [[ذبح]] [[حضرت اسماعیل]] {{ع}} و در سن [[پیری]] به [[مقام امامت]] رسیده و از سویی دیگر، پیش از [[فرزند]] دار شدن، [[نبی]] و [[رسول]] بوده‌اند؛ از این‌رو، جعل [[مقام امامت]] برای [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} در سن [[پیری]] و پس از [[مقام نبوت]] و [[رسالت]] بوده است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;امامت جایگاه [[اجتماعی]] است:&#039;&#039;&#039; [[گستره امامت]] از حیث فردی و [[اجتماعی]]، مقامی اجتماعی است. مضاف بودن واژه [[امام]]، [[گواه]] این [[باور]] است. واژه [[امام]]، مفهومی‌دارای اضافه است و با مفهوم مأموم معنا می‌یابد: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«من تو را پیشوای مردم می‌گمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص۲۵ ـ ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ابعاد امامت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|ابعاد امامت}}&lt;br /&gt;
مسئله امامت، ابعاد گوناگونی دارد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;بعد [[اعتقادی]]:&#039;&#039;&#039; از این نظر که [[حفظ]] و بقای [[دین]] به امامت وابسته است، امامت یک مسئله اعتقادی است. همان‌گونه که اعتقاد به نبوت، اعتقادی [[دینی]] و واجب است، [[اعتقاد به امامت]] نیز چنین خواهد بود.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;بعد [[سیاسی]]:&#039;&#039;&#039; [[سیاست]]، عبارت است از [[تدبیر]] امور جامعه از راه تدوین [[قوانین]] لازم و اجرای آنها و غایت [[عقلانی]] آن [[اصلاح]] زندگی مادی و [[معنوی]] افراد [[جامعه]] است. اصلاح زندگی مادی و معنوی [[بشر]]، از طریق [[تعلیم]] [[معارف الهی]] و [[اجرای احکام]] دینی، [[فلسفه]] اصلی امامت را تشکیل می‌دهد.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;بعد [[تاریخی]]:&#039;&#039;&#039; مسئله امامت در امتداد نبوت و [[خاتمیت]] است، از این رو در مرحله‌ای از تاریخ اسلام آغاز شده و تا امروز ادامه یافته و از این پس نیز تا آخرین لحظه حیات دنیوی بشر باقی خواهد بود. بنابراین، چگونگی تعیین نخستین [[امام]]، و [[امامان]] پس از او، و عکس‌العمل [[مسلمانان]] در این‌باره و بالاخره حوادث تاریخی امامت، از موضوعات مهم و حساس تاریخ اسلام به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اصولی امامت دارای سه بُعد است: [[حفظ]] موجودیت [[اسلام]]، اجرای اصول و مقاصد اسلام و [[هدایت امت]] به [[رشد]] و تعالی&amp;lt;ref&amp;gt;فقه سیاسی، ج۹، ص۱۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۲۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اثبات امامت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|اثبات امامت}}&lt;br /&gt;
برای [[اثبات امامت ائمه]] {{عم}} به دو دسته [[دلایل]] تمسک شده است: دلایل عقلی و دلایل نقلی.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دلایل عقلی:&#039;&#039;&#039; مانند اینکه [[لطف الهی]] اقتضا می‌کند راه [[پیامبر]] {{صل}} ادامه یابد و [[امامان معصوم]] {{عم}} ادامه دهنده راه ایشان هستند که مردم را به راه مستقیم و کمال انسانی [[هدایت]] کنند&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه آثار شهید مطهری‌، ۴/ ۸۷۱؛ کشف المراد، ۳۸۸؛ کلم الطیب، ۳۲۹؛ الالهیات‌، ۱/ ۵۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 242؛ [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱]]، ص۱۶۱-۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دلایل نقلی:&#039;&#039;&#039; در آیات [[قرآن کریم]] به موضوع امامت پرداخته شده است؛ از جمله آیات [[آیه اکمال الدین|اکمال دین]]؛ [[آیه ابلاغ|ابلاغ]]؛ [[آیه انذار|انذار]]؛ [[آیه تطهیر|تطهیر]]؛ [[خیرالبریه]]؛ [[آیه مودت|مودت]]؛ [[آیه مباهله|مباهله]] و ...&amp;lt;ref&amp;gt;کلم الطیب‌، ۴۷۱؛ پیام قرآن، ۹/ ۳۹۳- ۱۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین روایات فراوانی به موضوع امامت اختصاص دارد، از جمله: [[حدیث یوم الدار]]؛ [[حدیث ثقلین]]؛ [[حدیث سفینه]]؛ [[حدیث منزلت]] و ...&amp;lt;ref&amp;gt;اسرار الامامه، ۲۵۰؛ پیام قرآن‌، ۹/ ۱۰۵- ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط امامت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|شروط امامت}}&lt;br /&gt;
=== نصب الهی امام ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|نصب الهی امام}}&lt;br /&gt;
&amp;quot;[[نصب الهی]] [[امام]]&amp;quot;، اصطلاحی در [[فرهنگ]] [[کلامی]] [[شیعه]] است و به مفهوم [[انتصاب]] افراد [[معصوم]] از سوی [[خداوند]] می‌باشد، تا به [[جانشینی]] از [[پیامبر]] نقش و [[وظایف]] او را در [[جامعه انسانی]] ایفا ‌کند. با این مبنای کلامی، شیعه «امامت» را بعد از «[[نبوت]]» جزء [[اصول دین]] می‌شمارد و [[معتقد]] است امام به عنوان [[خلیفه خدا]] و [[نبی]]، [[برترین]] [[مردمان]] در [[فضل]] و [[کمال]]، دارای [[مقام عصمت]] و برخوردار از [[علم الهی]] و جامع تمام [[شئون پیامبر]] {{صل}} به جز دریافت وحی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس این دلائل عقلی، شیعه «به نصب امام» به [[امر خداوند]] و توسط [[پیامبر گرامی اسلام]] [[اعتقاد]] دارد و صدها [[دلیل نقلی]] در کتاب، مانند آیات: [[آیه تطهیر|تطهیر]]، [[آیه تبلیغ|تبلیغ]]، [[آیه ولایت|ولایت]]، [[آیه اولی‌الامر|اولی‌الأمر]]، [[آیه ابتلا|ابتلا]]، [[آیه اکمال دین|اکمال دین]] و... بر این امر دلالت دارند که [[حدیث غدیر]]، [[حدیث منزلت|منزلت]] و صدها دلیل نقلی دیگر از [[سیره]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}}، موجود در منابع شیعه و [[اهل سنت]] آن را تبیین و [[تفسیر]] می‌کنند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== علم ویژه الهی ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|علم لدنی امام}}&lt;br /&gt;
[[ائمه]] {{عم}} که [[مسئولیت]] خطیر [[هدایت مردم]] به [[سعادت]] و کمال و [[مدیریت]] [[جوامع انسانی]] را بر عهده دارند، باید از [[دانش]] گسترده برخوردار باشند، تا بتوانند این [[مسئولیت]] را به انجام رسانند، افزون بر این لازم است [[علم]] آنان از [[خطا]] و [[شک]] مصون باشد، تا [[مردم]] بتوانند به آنان اعتماد کنند و [[هدایت]] ایشان را پذیرفته و تحت [[حاکمیت]] آنان به اهداف مادی و [[معنوی]] خود برسند، ازاین‌رو [[خداوند]] [[طالوت]] را با [[برتری]] در [[دانش]] و نیروی جسمانی برای [[حاکمیت]] بر [[بنی‌اسرائیل]] برگزید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است؛ سوره بقره، آیه ۲۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز [[اولواالامر]] را [[مرجع]] [[علمی]] [[مسلمانان]] در تشخیص [[حق و باطل]] و [[صدق]] و [[کذب]] معرفی کرد و به آنان [[فرمان]] داد تا در هنگام دریافت گزارش‌ها به [[اولواالامر]] به عنوان صاحبان [[آگاهی]] و [[قدرت]] تشخیص مراجعه کنند تا با [[استنباط]] [[حق]] و [[صدق]]، آنان را [[آگاه]] سازند و مصادیق آن براساس [[روایات]]، [[امامان]]اند {{عم}} هستند&amp;lt;ref&amp;gt;روض‌الجنان، ج۶، ص۳۵؛ همان، ج۴، ص۳۸۷ـ ۳۹۱؛ ج ۵، ص ۲۳ ـ ۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا مصطفی‌پور|مصطفی‌پور، محمد رضا]]، [[امامت - مصطفی‌پور (مقاله)|امامت]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۲۹ ـ ۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عصمت ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|عصمت امام}}&lt;br /&gt;
بر اساس آموزه‌های [[قرآن]]، [[امام]] {{ع}} دارای ویژگی‌هایی است که مهم‌ترین آنها [[عصمت]] است. [[خدای متعال]] در پاسخ [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} که از [[خدا]] خواست تا امامت را در ذرّیه او قرار دهد فرمود: [[عهد]] من به [[ظالمان]] نمی‌رسد: {{متن قرآن|لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد؛ سوره بقره، آیه ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[مفسران]] با استناد به این [[آیه]] [[عصمت]] را برای [[امام]] {{ع}} لازم می‌دانند و [[لزوم]] [[عصمت]] را این‌گونه [[تبیین]] می‌کنند که [[امام]] {{ع}} [[مقتدا]] و [[رهبری]] است که اقتدای به او [[واجب]] است و اگر [[امام]] {{ع}} [[معصیت]] کند بر [[آدمیان]] نیز از باب [[لزوم اطاعت]] از [[امام]] {{ع}}، [[معصیت]] [[واجب]] خواهد بود و این امر محال است، زیرا [[معصیت]] ممنوع است و جمع فعل و ترک غیر ممکن است، ازاین‌رو [[عصمت]] در [[امامان]] {{عم}} لازم است تا این محذور پیش نیاید&amp;lt;ref&amp;gt;التفسيرالكبير، ج۴، ص ۳۶ ـ ۳۷، ج ۱۰، ص ۱۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ناگفته نماند که [[آیه]] بر [[عصمت امام]] {{ع}} در طول [[حیات]] و تمام [[عمر]] دلالت می‌کند بنابراین کسی که در قسمتی از [[عمر]] خود گرفتار [[فسق]] یا [[شرک]] باشد شایستگی [[مقام امامت]] را نخواهد داشت &amp;lt;ref&amp;gt;الميزان، ج ۱، ص ۲۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا مصطفی‌پور|مصطفی‌پور، محمد رضا]]، [[امامت - مصطفی‌پور (مقاله)|امامت]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۲۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== افضلیت ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|افضلیت امام}}&lt;br /&gt;
اصطلاح &amp;quot;افضلیت امام&amp;quot;، به معنای [[برتری امام]] نسبت به دیگران در دو امر است: نخست در زیادی [[ثواب]] و [[قرب به خداوند]] و دیگری در صفات کمال انسانی. این سوال که &amp;quot;آیا [[امام]] باید [[افضل]] از دیگران باشد یا [[خیر]]؟&amp;quot; از دیرباز مورد [[نزاع]] میان [[شیعه امامیه]] و [[اهل سنت]] بوده و در باب [[شروط امامت]]، بدان پرداخته شده است. [[شیعه]] شرط لازم امامت را &amp;quot;[[افضلیت]]&amp;quot; می‌‌داند و در مقابل، [[اکثریت]] اهل سنت تقدیم فرد عادی ([[مفضول]]) بر افضل را جائز می‌‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گستره افضلیت امام از نظر شیعه دو معنای&amp;quot; [[برتری]] در [[پاداش اخروی]] و برتری در کمالات انسانی&amp;quot; را شامل می‌‌شود. علمای شیعه برای افضلیت به معنای اول، پنج [[دلیل]] اقامه کرده‌اند که تیتروار چنین است: استلزام [[کثرت]] [[تکلیف]] و افضلیت امام؛ استلزام برتری در کمالات نفسانی و افضلیت امام؛ استلزام [[عصمت]] و افضلیت امام؛ [[لزوم]] [[تعظیم]] بر امام و افضلیت؛ [[حجت]] بودن امام و افضلیت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افضلیت به معنای دوم (برتری امام بر دیگران در کمالات انسانی و هر امری که راستای [[اهداف امامت]] و مسؤولیت امام است)، صفاتی مثل [[علم]] به مسائل [[دین]]، ‌ [[شجاعت]]، [[سخاوت]]، [[مدیریت]]، [[تدبیر]] [[سیاسی]] و... را شامل می‌‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علمای شیعه به دلیل عقلی (قبح [[تقدیم مفضول بر افضل]]) و [[نقلی]] ([[سوره یونس]] [[آیه]] ۳۵ و...) استناد کرده‌اند و اشکالاتی که از سوی علمای اهل سنت مطرح شده را پاسخ داده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص۹۳؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[افضلیت امام (مقاله)|مقاله «افضلیت امام»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۳۴۰-۳۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عدالت ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|عدالت امام}}&lt;br /&gt;
[[مذاهب]] کلامی درباره این صفت [[اتفاق نظر]] ندارند. از نظر [[شیعه امامیه]] [[عدالت]] و [[پارسایی]] از [[شرایط لازم امامت]] است؛ زیرا اگر [[امام]] {{ع}} [[عادل]] نباشد، یا [[تسلیم]] [[ظلم]] می‌شود که از [[رذایل اخلاقی]] و مخالف با [[عصمت]] است یا به دیگران [[ستم]] خواهد کرد که از [[گناهان کبیره]] و با [[عصمت]] [[مخالفت]] دارد&amp;lt;ref&amp;gt;قواعد المرام؛ ص۱۷۹ـ ۱۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[شیعه]] [[اسماعیلیه]] و [[زیدیه]] نیز [[عدالت]] و [[پارسایی]] را از صفات لازم [[امام]] {{ع}} دانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;شرح المواقف؛ ج۸؛ ص۳۵۱؛ الزیدیه؛ ص۳۳۸ـ ۳۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[معتزله]] نیز [[عدالت]] و [[پاکدامنی]] را از صفات [[امام]] {{ع}} شناخته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;المغنی؛ ج۱؛ ص۲۰۱ـ ۲۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; از نظر [[اباضیه]] نیز [[عدالت]] از شرایط لازم امامت است&amp;lt;ref&amp;gt;الأباضیه مذهب اسلامی معتدل؛ ص۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «امامت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۰۴-۴۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[تعیین امام]] ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|تعیین امام}}&lt;br /&gt;
=== راه‌های تعیین امام ===&lt;br /&gt;
{{اصلی|راه تعیین امام}}&lt;br /&gt;
راه تعیین امام، از مهمترین مباحث امامت در میان [[متکلمان]] [[فریقین]] است. [[شیعیان]] با تمام نحله‌ها و فرقی که دارند، معتقدند تنها راه تعیین امام، «[[نص]]» از سوی [[خداوند]] و [[پیامبر]] {{صل}} است؛ اما سایر فرق اسلامی، پنج راه برای [[تعیین امام]] ذکر کرده‌اند: [[اجماع]]، [[استخلاف]] یا [[انتصاب]]، [[شورا]]، [[بیعت]]، قهر و غلبه. دیدگاه شیعیان در حوزه [[امامت عامه]] و [[خاصه]]، مستند به [[آیات]] و روایات صحیح است؛ اما [[ادله]] [[اهل سنت]] جز امور و روش انجام شده در صدر [[اسلام]] توسط [[خلفا]] و [[مسلمانان]] و یا خلفای [[جور]]، چیزی دیگری نیست&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص۷۹-۸۳؛ [[القواعد الکلامیة (کتاب)|القواعد الکلامیة]]، ص۱۰۹؛ [[آیه ولایت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|آیه ولایت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]؛ [[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]]، ص۱۴۱-۱۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دیدگاه [[شیعه]] ===&lt;br /&gt;
==== نصب یا جعل الهی امام ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|نصب الهی امام}}&lt;br /&gt;
&amp;quot;[[نصب الهی]] [[امام]]&amp;quot;، اصطلاحی در [[فرهنگ]] [[کلامی]] [[شیعه]] است و به مفهوم [[انتصاب]] افراد [[معصوم]] از سوی [[خداوند]] می‌باشد، تا به [[جانشینی]] از [[پیامبر]] نقش و [[وظایف]] او را در [[جامعه انسانی]] ایفا ‌کند. با این مبنای کلامی، شیعه «امامت» را بعد از «[[نبوت]]» جزء [[اصول دین]] می‌شمارد و [[معتقد]] است امام به عنوان [[خلیفه خدا]] و [[نبی]]، [[برترین]] [[مردمان]] در [[فضل]] و [[کمال]]، دارای [[مقام عصمت]] و برخوردار از [[علم الهی]] و جامع تمام [[شئون پیامبر]] {{صل}} به جز دریافت وحی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس این دلائل عقلی، شیعه «به نصب امام» به [[امر خداوند]] و توسط [[پیامبر گرامی اسلام]] [[اعتقاد]] دارد و صدها [[دلیل نقلی]] در کتاب، مانند آیات: [[آیه تطهیر|تطهیر]]، [[آیه تبلیغ|تبلیغ]]، [[آیه ولایت|ولایت]]، [[آیه اولی‌الامر|اولی‌الأمر]]، [[آیه ابتلا|ابتلا]]، [[آیه اکمال دین|اکمال دین]] و... بر این امر دلالت دارند که [[حدیث غدیر]]، [[حدیث منزلت|منزلت]] و صدها دلیل نقلی دیگر از [[سیره]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}}، موجود در منابع شیعه و [[اهل سنت]] آن را تبیین و [[تفسیر]] می‌کنند&amp;lt;ref&amp;gt;[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دیدگاه [[اهل سنت]] ===&lt;br /&gt;
تمام فرق [[اهل سنت]] جز اندکی، [[وجود امام]] را در [[جامعه]] امری ضروری می‌دانند. بر این اساس معتقدند [[اطاعت از امام]] منتخب [[واجب]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|فقال جمهور أصحابنا من المتکلمین و الفقهاء، مع الشیعة و الخوارج و أکثر المعتزلة، بوجوب الإمامة و إنها فرض واجب إتباع المنصوب له... و خالفهم شرذمة من القدریة کأبی بکر الأصم و هشام الفوطی‏}}، تفتازانی، أصول الإیمان، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهل سنت پنج طریق را برای انعقاد و استقرار [[خلافت]] مطرح نموده و آن را مستند به عملکرد [[صحابه]] در صدر اسلام می‌دانند. این راه‌ها عبارت‌اند از: [[اجماع]] ([[اجماع مسلمین]]؛ [[اجماع اهل حل و عقد]])؛ [[شورا]] ([[شورای صحابه]]؛ [[شورای اهل حل و عقد]])؛ [[بیعت]] ([[بیعت مسلمین]]؛ [[بیعت اهل حل و عقد]]) و قهر و غلبه (عملکرد برخی از [[اصحاب]] و [[تابعین]])&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲]]، ص۲۲۲-۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شئون امام ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|شأن امام}}&lt;br /&gt;
[[امام]] به عنوان پیشوای [[حقیقی]] [[جامعه]] نسبت به [[حفظ دین]]، پاسداری از خون مسلمانان و نیز پایداری نظام اجتماعی مسلمانان وظایف و شؤونی دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[رهبری]]:&#039;&#039;&#039; یکی از [[شؤون امامت]]، [[ریاست عامه]] است؛ یعنی پس از [[پیغمبر]]، یکی از کارهای مهمی که بلاتکلیف می‌ماند، [[رهبری اجتماع]] است؛ زیرا [[اجتماع]] [[زعیم]] و [[پیشوا]] لازم دارد که این اصل را [[شیعه]] و [[سنی]] هر دو قبول دارند اما شیعه می‌گوید: پیغمبر {{صل}} در [[زمان]] حیاتش، [[مردم]] را از بلاتکلیفی بیرون آورد و [[رهبر]] پس از خود را تعیین کرد و به [[فرمان خدا]] از [[طریق وحی]] فرمود: «زمام امور [[مسلمین]] بعد از من با علی است». ولی [[اهل تسنن]] می‌گویند: [[پیامبر]]، کسی را تعیین نکرد و [[وظیفه]] خود [[مسلمانان]] بوده که رهبر خود را پس از پیغمبر تعیین کنند&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]]، ص ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[مرجعیت دینی]]:&#039;&#039;&#039; یکی از شؤون پیغمبر، ابلاغ وحی بود، [[مردم]] متن [[اسلام]] را از پیغمبر می‌پرسیدند، آنچه در [[قرآن]] نبود از پیغمبر سؤال می‌کردند، اما مسأله این است که آیا همه [[احکام]] و [[دستورات]] و [[معارف اسلامی]] همان است که در قرآن آمده و پیغمبر به مردم گفته است؟ یا نه، پیغمبر آنچه گفته مقداری از [[دستورات اسلام]] بوده و [[زمان]]، اجازه نداده همه احکام را به عموم مردم برساند؟ قهراً چنین بوده است، و لذا [[پیامبر خدا]] {{صل}} تمام آنچه را که زمان، اجازه گفتن آنها را نداد به علی {{ع}} که [[وصی]] او بود، آموخت و او را به عنوان یک عالم ممتاز و سرآمد همه [[صحابه]] که حتی در گفته و عمل، [[خطا]] و [[اشتباه]] ندارد به مردم معرفی کرد. در [[حقیقت]] [[امام]] پس از [[پیامبر]]، یک کارشناس و اسلام شناس کامل، از جانب خداست، البته به او [[وحی]] نمی‌شود.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[ولایت معنوی]]:&#039;&#039;&#039; در هر دوره‌ای یک [[انسان کامل]] که حامل [[معنویت]] کلی [[انسانیت]] است وجود دارد و [[امام]]، یعنی انسان کامل و به تعبیر دیگر، [[حجت]] [[زمان]] است: {{متن حدیث|لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ‌، لَسَاخَتْ‌}}&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج۱، ص۱۷۹، حدیث ۱۰؛ نعمانی، کتاب الغیبه نعمانی، ص۱۳۸، باب هشتم، حدیث ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; هیچ وقت نبوده و نخواهد بود که [[زمین]] از [[حجت خدا]] و انسان کامل خالی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین امامت سه درجه و مرتبه دارد: [[رهبری سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[جامعه]]، [[مرجعیت دینی]] و [[ولایت معنوی]]. امامان معصوم {{عم}}، این سه شان را دارا بودند و پیامبر اسلام نیز علاوه بر [[نبوت]] و [[رسالت]] این سه مرتبه را هم به تمام و کمال داشتند&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص۳۳ ـ ۳۶؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وظایف امام ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|وظیفه امام}}&lt;br /&gt;
بر اساس مجموعه‌ای از [[آیات]] استفاده می‌‌شود که اساس [[وظایف]] مترتب بر امامت و [[ولایت]] بر دو رکن استوارند؛ [[هدایت]] و [[نصرت]] که [[هدایت]] به دو دسته هدایت عام و هدایت خاص تقسیم می‌شود که هدایت عام به هدایت ارائه طریق یا هدایت تعلیمی یا [[تبیین]] نیز نامیده شده است و از بارزترین مصادیق آن [[تفسیر قرآن]] و رفع اختلافات است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدایت خاص یا هدایت ایصال الی المطلوب یا هدایت راهبری) شامل موارد ذیل است: تشکیل [[حکومت]]، اجرای عدالت، تربیت امت صالحان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وظیفه کلان دوم امام [[نصرت]] است که [[دفاع از دین]]، [[جلوگیری از وقوع تحریف]]، ([[جلوگیری از انحراف در دین]])، پاسخگویی شبهات، دفاع از مؤمنان را شامل می شود&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۸۷-89.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از منظر [[امامیه]] [[امام]] {{ع}} ادامه دهندۀ راه [[پیامبر]] می باشد که اجرای حدود اسلامی، [[حفظ]] [[شریعت اسلامی]] از [[تحریف]] و [[تغییر]] و ... از [[وظایف]] اوست&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی ج۲]]، ص۲۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حقوق امام (وظایف امت در برابر امام) ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|وظایف امت نسبت به امام|حقوق متقابل امامت}}&lt;br /&gt;
[[امّت]] در قبال [[امام]] [[تکالیف]] و وظایفی دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[شناخت امام]]:&#039;&#039;&#039; اوّلین و مهم‌ترین [[وظیفه امّت]] در قبال [[امام]]، [[معرفت]] نسبت به اوست؛ زیرا بهره‌گیری از وجود امام و هدایت‌های او فرع بر [[شناخت]] است و اگر کسی [[امام]] خود را نشناسد در [[گمراهی]] و [[جهل]] خواهد بود&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;وظایف قلبی و [[عاطفی]]:&#039;&#039;&#039; این وظیفه شامل برخی از موارد است مانند: [[ایمان]] به امام و کفر به دشمنان او؛ [[تولی امام]] ([[پذیرش ولایت امام|پذیرش ولایت او]]) و [[تبری از دشمن امام]]، محبّت به امام و [[بغض به دشمنان]] او، مودّت امام و عداوت با دشمنان او،  خیرخواهی برای امام و ... .&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;وظایف رفتاری و عملی:&#039;&#039;&#039; این نوع از وظایف نیز شاخه‌های مختلفی دارد که برخی از آنها عبارت است از: تمسّک به امام براساس [[حدیث ثقلین]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}؛ وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ تبعیت از امام؛ وفاداری در بیعت با امام؛ پرداخت حقوق مالی امام؛ [[توسل]] و ...&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|وظایف امت نسبت به قرآن و عترت]]، ص ۹۳-۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امامت عامه ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت عامه}}&lt;br /&gt;
مقصود از [[امامت عامّه]]، اصل نیاز [[جامعه]] بعد از [[پیامبر]] {{صل}} به امامی است که از طرف [[خداوند]] برای [[رهبری]] و [[هدایت]] جامعه [[منصوب]] شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید قاسم علی‌احمدی|علی‌احمدی، سید قاسم]]، [[حقانیت در اوج مظلومیت ج۱ (کتاب)|حقانیت در اوج مظلومیت ج۱]]، ص ۸۹-۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امامت خاصه ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت خاصه}}&lt;br /&gt;
امامت خاصه در کل، ناظر به [[حق]] اختصاصی [[اهل‌بیت]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} برای امامت [[امت]] است و در نگاهی خاص نیز، متمرکز بر شایستگی [[امام علی]] بن ابی‌ طالب {{ع}} برای ایستادن در جایگاه نخستین [[امام]] پس از [[پیامبر]] {{صل}}. هر دو موضوع فوق در عبارات [[نهج البلاغه]] مورد تأکید قرار گرفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{:امامت (نمایه)}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:152066.jpg|22px]] [[لطف‌الله صافی گلپایگانی|صافی گلپایگانی، لطف‌الله]]، [[نظام امامت و رهبری (کتاب)| &#039;&#039;&#039;نظام امامت و رهبری&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:000070.jpg|22px]] [[سید محمد حسین حسینی طهرانی|حسینی طهرانی، سید محمد حسین]]، [[امام‌شناسی - حسینی طهرانی (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امام‌شناسی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:Jawahir-kalam-2.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲ (کتاب)| &#039;&#039;&#039;جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100498.jpg|22px]] [[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن - حق‌جو (کتاب)| &#039;&#039;&#039;ولایت در قرآن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[محمد رضا مصطفی‌پور|مصطفی‌پور، محمد رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|امامت]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه کلام اسلامی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[افضلیت امام (مقاله)|افضلیت امام]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه کلام اسلامی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368130.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;براهین و نصوص امامت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010222.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[القواعد الکلامیة (کتاب)|&#039;&#039;&#039;القواعد الکلامیة&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه ولایت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|&#039;&#039;&#039;آیه ولایت - ربانی گلپایگانی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:Ka2-m17 91815.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;کلام تطبیقی ج۲&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:110015.jpeg|22px]] [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، &#039;&#039;&#039;[http://lib.eshia.ir/27255/6/214 دانشنامه قرآن و حدیث ج ۱۰]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# [[پرونده:978964298273.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امامت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|&#039;&#039;&#039;فرهنگ غدیر&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010259.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[وظایف امت نسبت به قرآن و عترت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;وظایف امت نسبت به قرآن و عترت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368142.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|&#039;&#039;&#039;درسنامه امام‌شناسی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100838.jpg|22px]] [[سید قاسم علی‌احمدی|علی‌احمدی، سید قاسم]]، [[حقانیت در اوج مظلومیت ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;حقانیت در اوج مظلومیت ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:4670311.jpg|22px]] [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امام‌شناسی ۵&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:4432.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;تجلی امامت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;معارف و عقاید ۵&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100538.jpg|22px]] [[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1379151.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش]]، [[فرید محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه فقه سیاسی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010218.jpg|22px]] [[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امامت و دلایل انتصابی بودن آن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه نهج البلاغه ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، &#039;&#039;&#039;فرهنگ شیعه&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:Imamat.jpg|22px]] جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امامت‌پژوهی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010522.jpg|22px]] پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;تاریخ اسلام بخش اول ج۲&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{اصول دین}}&lt;br /&gt;
{{امامت شناسی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:حجت‌شناسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصول دین اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصطلاحات کلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مناصب شرعی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصطلاحات سیاسی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اختلافات کلامی شیعه و سنی]]&lt;br /&gt;
[[رده:فقه سیاسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Berisam</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D9%87_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%86&amp;diff=1313141</id>
		<title>آیه صادقین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D9%87_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%86&amp;diff=1313141"/>
		<updated>2024-08-17T09:15:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Berisam: /* اقوال و ادله اهل‌ سنت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = آیات امامت&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[آیه صادقین در قرآن]] - [[آیه صادقین در حدیث]] - [[آیه صادقین در کلام اسلامی]] - [[آیه صادقین از دیدگاه اهل سنت]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات آیات نامدار&lt;br /&gt;
| نام آیه = آیه صادقین&lt;br /&gt;
| نام تصویر = آیه ۱۱۹ سوره توبه.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| متن آیه =  &lt;br /&gt;
| معنی آیه = ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!&lt;br /&gt;
| شماره آیه = ۱۱۹&lt;br /&gt;
| نام سوره = توبه&lt;br /&gt;
| شماره جزء = ۱۱&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| شأن نزول = نزول آیه بعد از تخلف سه نفر از جنگ تبوک&lt;br /&gt;
| مصداق آیه = &lt;br /&gt;
| دلالت آیه = {{فهرست جعبه|دلالت بر وجوب پیروی از امام|ضرورت وجود امام|دلالت بر عصمت امام}}&lt;br /&gt;
| نتایج آیه = اثبات امامت و عصمت اهل بیت{{ع}} و وجوب اطاعت از ایشان&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[آیه]] ۱۱۹ [[سوره توبه]] که در آن به همراهی با صادقین [[فرمان]] داده شده، معروف به &#039;&#039;&#039;آیه صادقین&#039;&#039;&#039; است. [[شیعه]] قائل است بر پایه [[روایات]] و با توجه به مفهوم [[صادقین]]، مصداق [[صادقین]]، [[اهل‌بیت]]{{ع}} هستند. آیه بر امور مختلفی دلالت می‌کند از جمله: دلالت بر وجوب پیروی از امام ([[وجوب اطاعت]] و وجوب نصرت)؛ دلالت بر [[ضرورت وجود امام]] و دلالت بر [[عصمت امام]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه == &lt;br /&gt;
{{اصلی|شأن نزول آیه صادقین}}&lt;br /&gt;
[[خداوند]] در [[آیه]] ۱۱۹ [[سوره توبه]] فرموده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ای کسانی که به [[آیین اسلام]] [[ایمان]] آورده‌اید، از [[مخالفت]] با [[دستورات]] خداوند بپرهیزید و با [[صادقین]] همراه باشید [از صادیقین [[پیروی]] کنید]. این آیه که به همراهی با صادقین [[فرمان]] داده معروف به آیه صادقین است&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این [[آیه]] در سیاق آیات [[جنگ تبوک]] است که طی آن، سه نفر از [[فرمان]] [[رسول خدا]] {{صل}} تخلف کردند و از شرکت در [[جنگ]] خودداری نمودند. آنها سپس [[توبه]] کردند و توبه‌شان پذیرفته شد. در ادامه، [[خداوند]] به [[مؤمنین]] [[دستور]] به [[تقوا]] و همراهی با صادقین می‌دهد&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶]]، ص ۱۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی صدق ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|صدق}}&lt;br /&gt;
«صدق» در لغت به معنای مطابقت [[حکم]] با واقع است&amp;lt;ref&amp;gt;جرجانی، سید شریف، التعریفات، ص۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. به عبارت دیگر، [[صدق]] در اصل وصف گفتاری است که با واقعیت خارج مطابقت دارد. ولی از آنجا که بر [[عقیده]]، [[نیت]] و [[عزم]] و [[اراده]] نیز قول اطلاق می‌شود، امور یاد شده نیز به وصف [[صدق]] و [[راستی]] توصیف می‌گردند. بر این اساس کسی که عقیده‌اش با نفس الأمر مطابقت داشته باشد، یا ظاهر و باطنش هماهنگ باشد، یا به [[اراده]] خویش [[جامه]] عمل بپوشاند، در [[عقیده]]، [[نیت]] و اراده‌اش صادق است&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبائی، محمدحسین، المیزان، ج۹، ص۴۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[زمخشری]] گفته است: [[صادقین]] کسانی‌اند که در [[دین خدا]] از نظر [[عقیده]]، گفتار و [[رفتار]] صادق هستند&amp;lt;ref&amp;gt;زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج۲، ص۲۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه صادقین (مقاله)|مقاله «آیه صادقین»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۱۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[صادقان]] باید کسانی باشند که هم [[افکار]] و هم گفتار و هم [[رفتار]] آنها مطابق با [[حق]] باشد و کسی که چنین باشد، [[معصوم]] است&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۱۱۹-۱۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مصداق‌شناسی [[صادقین]] ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|مصداق‌شناسی صادقین}}&lt;br /&gt;
در اینکه مصداق [[صادقین]] چه کسانی هستند، دو قول است:&lt;br /&gt;
# [[شیعه]]: بر پایه [[روایات]] و با توجه به مفهوم [[صادقین]]، مصداق [[صادقین]] [[اهل‌بیت]] پیامبرند.&lt;br /&gt;
# [[اهل‌ سنت]]: در تشخیص مصداق [[صادقین]] [[اختلاف]] نظر و دستِ‌کم چهار دیدگاه دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[ادله]] [[شیعه]] ===&lt;br /&gt;
مرحوم شیخ مفید با استفاده از یک قرینه [[عقلی]] و یک قرینه [[نقلی]]&amp;lt;ref&amp;gt;گفتنی است مرحوم مفید، اشاره‌ای به عقلی یا نقلی بودن قراین ندارد، و نگارنده نام‌گذاری کرده است.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر این [[باور]] است که مصداق صادقین، امام علی {{ع}} است و از این راه، حکم آیه را درباره دیگر امامان نیز جاری کرده است. قرینه عقلی این مدعا را می‌توان در قالب یک قیاس مرکب این گونه تقریر کرد: مقصود از صادقین، یا همه راست‌گویان هستند یا برخی از آنان؛ اما اینکه مقصود، همه راست‌گویان باشند، محال است؛ پس مقصود از صادقین، برخی از راست‌گویان‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلیل مقدمه دوم این است که همه [[مؤمنان]] که به پیروی از صادقین خوانده شده‌اند، به لحاظ ایمانشان صادق‌اند؛ پس اگر مقصود از [[صادقین]]، همه راست‌گویان باشند، امر به [[پیروی]] از صادقین، به این معناست که [[خداوند]] [[مؤمنان]] را به پیروی از خودشان امر کرده، و این محال است. به بیان دیگر، باید منادی به و منادی الیه از یکدیگر متفاوت باشند؛ زیرا محال است [[انسان]] را به پیروی از خودش [[دعوت]] کنند&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|&amp;quot;فلا يخلو أن يكون الصادقون الذين دعا الله تعالى إليهم جميع من صدق و كان صادقا حتى يعمهم اللفظ و يستغرق جنسهم أو يكونوا بعض الصادقين و قد تقدم إفسادنا لمقال من زعم أنه عم الصادقين لأن كل مؤمن فهو صادق بإيمانه فكان يجب بذلك أن يكون الدعاء للإنسان إلى اتباع نفسه و ذلك محال&amp;quot;}}؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختارة، ص۱۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به قیاسی که بیان شد، روشن می‌شود که مراد از صادقین باید گروه ویژه‌ای باشند. حال این گروه ویژه، یا معروف و شناخته شده هستند یا ناشناخته؛ اگر شناخته شده باشند، باید نام‌های آنان در [[روایات]] آمده باشد؛ به گونه‌ای که مورد [[اختلاف]] نباشد، و اگر ناشناخته باشند، باید به گونه‌ای قراینی بر معرفی آنان آورده شود؛ وگرنه [[تکلیف]] از [[مکلفان]] ساقط خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض اول غیرواقع است؛ اما درباره فرض دوم که درست است، باید گفت با توجه به اینکه هیچ کدام از فرق اسلامی قرینه‌ای بر غیر افرادی که بیان کردیم، اقامه نکرده‌اند، ثابت می‌شود مقصود از صادقین، امامان‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزون بر این، همان‌گونه که بیان شد، با این [[آیه]] عصمت صادقین ثابت می‌شود؛ حال آنکه هیچ یک از کسانی که مخالفان ما، آنها را مصداق صادقین دانسته‌اند، از دیدگاه خودشان [[معصوم]] نیستند&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختارة، ص۱۳۷-۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرینه [[نقلی]] مرحوم مفید، در [[حقیقت]] یکی از [[آیات قرآن کریم]] است. وی با استفاده از این آیه بر این [[باور]] است که مراد از صادقین در آیه مورد [[استدلال]]، گروه ویژه‌ای، یعنی [[امام علی]] {{ع}} است: {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس کریمه فوق، [[صادقین]] دارای ویژگی‌هایی هستند که در [[آیه]] بیان شده است، و همه آنها بر [[امام علی]] {{ع}} منطبق‌اند.&lt;br /&gt;
از دیدگاه ایشان، نخستین شرط صادق بودن در این آیه، ایمان به خدا، [[قیامت]]، [[ملائکه]]، کتاب و [[پیامبران]] است و بر اساس روایت‌های متواتر، امام علی {{ع}} نخستین مردی بود که [[ایمان]] آورد&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختارة، ص۱۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دومین شرط صادق بودن، [[انفاق مال]] در راه محبت خدا به بستگان، [[ایتام]]، [[فقرا]] و... است. بر اساس [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند» سوره انسان، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به پشتوانه [[روایات]] متواتری که [[شأن نزول]] این آیه را امام علی {{ع}} و خانواده‌اش معرفی می‌کنند، ثابت می‌شود که این شرط نیز در [[امام]] {{ع}} هست&amp;lt;ref&amp;gt;درباره روایات مربوط به این آیه، ر.ک: محمد محمدی ری‌شهری، اهل البیت فی الکتاب و السنة، ص۲۴۹-۲۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین با استفاده از {{متن قرآن|الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آنان که دارایی‌های خود را در شب و روز پنهان و آشکار می‌بخشند پاداششان نزد خداوند است و نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره بقره، آیه ۲۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; که [[روایات]] مستفیضه، [[شأن نزول]] آن را [[امام علی]] {{ع}} می‌دانند، مدعای ما ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سومین شرط صادق بودن، در [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]]، بر پا کردن [[نماز]] و [[پرداخت زکات]] است. [[شیخ مفید]] بر این [[باور]] است که با استفاده از آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[اتفاق نظر]] ناقلان [[حدیث]] بر اینکه این آیه در شأن امام علی {{ع}} نازل شده است، می‌توان قاطعانه گفت که این ویژگی در امام علی {{ع}} هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرط چهارم صادق بودن در آیه مزبور، [[وفای به عهد]] است. درباره هیچ یک از [[اصحاب پیامبر اکرم]] {{صل}} نمی‌توان گفت که وی [[نقض عهد]] نکرده است، مگر [[امیرالمؤمنین]] {{ع}}، که احدی نمی‌تواند بگوید او به [[عهد]] و پیمانی که با [[رسول خدا]] {{صل}} مبنی بر [[یاری کردن]] او بسته بود، [[بی‌وفایی]] کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین شرط صادق بودن در این آیه، [[صابر]] بودن در سختی‌هاست، و هیچ کس را نمی‌توان یافت که مانند علی {{ع}} در گرفتاری‌های رسول خدا {{صل}} در کنار او [[صبر]] و [[استقامت]] کرده باشد. [[دوست]] و [[دشمن]]، هم‌داستان‌اند که وی در هیچ [[جنگی]]، از صحنه [[نبرد]] فرار نکرد&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختارة، ص۱۳۹-۱۴۰؛ همو، المسائل العکبریة، ص۴۷-۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین پس از اینکه عصمت صادقین با [[استدلال]] ثابت شد، [[عصمت]] مصداق آن، یعنی امام علی {{ع}} نیز ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین مرحوم شیخ بر این باور است که [[آیه کریمه]]، [[عصمت امام]] در امور مربوط به [[دین]] (اعم از [[تبیین دین]] و عمل به آن را) ثابت می‌کند. از این عبارت می‌توان به دیدگاه شیخ پی برد: {{عربی|&amp;quot;قد ثبت أنّ الله سبحانه دعا المؤمنين... إلى اتّباع الصادقين و الكون معهم فيما يقتضي الدين&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختارة، ص۱۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ایشان در ادامه بیان [[استدلال]] خود درباره تسری [[حکم]] این [[آیه]] به دیگر [[امامان]] [[پاک]] {{عم}}، تنها این جمله را بیان می‌کند: {{عربی|&amp;quot;و ذلك يوجب عصمتهم و براءة ساحتهم و الأمان من زللهم&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختارة، ص۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. مرحوم شیخ اگرچه این آیه را وسیله‌ای برای [[اثبات عصمت]] دیگر امامان نیز دانسته، توضیحی در این باره ارائه نکرده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۲۹۸ و ۳۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اقوال و [[ادله]] [[اهل‌ سنت]] ===&lt;br /&gt;
محدّثان و [[مفسران]] [[اهل‌ سنت]] در تعیین مصداق [[آیه]] [[اختلاف]] دیدگاه داشته و دستِ‌کم سه گروه‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;التفسیر المظهری، ج۴، ص۳۲۰: {{متن حدیث|قال ابن عباس و کذا روی عن ابن عمر ای کونوا مع محمد و أصحابه الذین صدقت نیاتهم و استقامت قلوبهم و أعمالهم و خرجوا مع رسول الله الی تبوک بإخلاص نیة دون المنافقین المتخلفین عنه و قال سعید بن جبیر مع أبی بکر و عمر و قال الضحاک أمروا ان یکونوا مع ابی بکر و عمر و أصحابهما و روی انه قال ابن عباس مع علی ابن ابی طالب عن سفیان قال تفسیر اختلاف انما هو کلام جامع یراد به هذا و هذا و قال ابن جریج مع المهاجرین لقوله تعالی للفقراء المهاجرین الی قوله أولئک هم الصادقون و قیل من الذین صدقوا فی الاعتراف بالذنب و لم یعتذروا بالاعذار الکاذب}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از [[مفسران]] اهل‌سنّت مانند [[محمد عبده]] در [[تفسیر]] المنار، ج۱۱، ص۷۲: با استناد به [[قرائت]] [[عبدالله بن مسعود]] کلمه «مع» در [[آیه]] را به معنای «من» [[تفسیر]] کرده‌اند یعنی [[مؤمنان]] باید [[پرهیزکار]] و [[راستگو]] باشند، در پاسخ به این [[مفسران]] گفته می‌شود: اولاً: بر فرض که کلمه «مع» در [[ادبیات عرب]] به معنای «من» به کار رفته باشد، چنین کاربردی رایج نبوده و [[نیازمند]] [[دلیل]] است و چنین دلیلی در دسترس نیست. ثانیاً: [[قرائت]] [[عبد الله بن مسعود]] در این باره نیز شاذ و غیر قابل اعتماد است.&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گروه نخست؛&#039;&#039;&#039; مصداقی برای [[صادقین]] مشخص ننموده‌اند. [[زحیلی]] صاحب &amp;quot;[[تفسیر المنیر]]&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;زحیلی وهبة بن مصطفی، التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، ج۱۱ ص۶۸ - ۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[مراغی]]&amp;lt;ref&amp;gt;مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیر المراغی، ج۱۱، ص۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این گروه‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گروه دوّم؛&#039;&#039;&#039; مصداق [[صادقین]] را [[پیامبر]] و [[صحابه]] می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از [[مفسران]] [[اهل سنت]]، [[پیامبر]] و [[اصحاب]] ایشان، [[ابوبکر]] و [[عمر]] و [[کعب بن مالک]] و [[مرارة بن ربیعه]] و [[هلال بن امیه]] و [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} را از مصادیق دانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۴، ص۲۰۵؛ تفسیر القرآن العظیم (ابن أبی حاتم)، ج۶، ص۱۹۰۶؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۶، ص۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#{{عربی|&amp;quot;عن نافع في قوله {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ}} قال نزلت في الثلاثة الذين خلفوا قيل لهم كانوا مع محمد وأصحابه&amp;quot;}} &amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور فی تفسير المأثور، ج۳، ص۲۹۰؛ التفسیر المظهری، ج۴، ص۳۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; {{عربی|&amp;quot;فالمناسب أن يراد بالصادقين الثلاثة أي كونوا مثلهم في الصدق وخلوص النية&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;روح المعانی فی تفسير القرآن العظیم، ج۶، ص۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#{{عربی|&amp;quot;عن ابن عباس في قوله&amp;quot;}} {{متن قرآن|اتَّقُواْ اللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!؛ سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; {{عربی|&amp;quot;قال: مع علي بن أبي طالب&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۲۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#{{عربی|&amp;quot;عن سعيد بن جبير في قوله&amp;quot;}} {{متن قرآن|وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;با راستگویان باشید!؛ سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; {{عربی|&amp;quot;قال مع أبي بكر و عمر&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۲۹۰؛ جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#{{عربی|&amp;quot;عن السدي في قوله&amp;quot;}} {{متن قرآن|اتَّقُواْ اللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ }}&amp;lt;ref&amp;gt;ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!؛ سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; {{عربی|&amp;quot;قال كونوا مع كعب بن مالك ومرارة بن ربيعة وهلال بن أمية&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۲۹۰؛ تفسیر القرآن العظیم (ابن أبی حاتم)، ج۶، ص۱۹۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نقد:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# گروهی که [[صادقین]] را بر [[صحابه]] تطبیق می‌دهند، [[عصمت]] را برای آنان شرط نمی‌دانند و فقط به [[عدالت صحابه]] بسنده می‌کنند؛ حال آنکه، بزرگانی از [[اهل سنت]] همچون [[فخر رازی]] به عصمت صادقین [[باور]] داشته و بر آن [[استدلال]] نموده‌اند.&lt;br /&gt;
# اگر [[صادقین]]، [[صحابه]] باشند، [[آیه]] به زمان خاصی محدود می‌شود و آیندگان را دربر نمی‌گیرد؛ آنگاه با خطاب عام [[آیه]] ناسازگار خواهد بود. از این‌رو، خطاب [[آیه]] همه [[مردم]]، در همه زمان‌ها را دربر می‌گیرد و همان‌گونه که [[فخر رازی]] [[استدلال]] نمود باید در هر عصری صادقی باشند تا [[مؤمنان]] با او [[همراهی]] کنند.&lt;br /&gt;
# برای کسی جز [[علی]] {{ع}} ادّعای [[عصمت]] نشده است. از سویی [[اهل سنت]]، [[خلفا]] و [[صحابه]] را [[معصوم]] ندانسته، برای آنان ادّعای [[عصمت]] نکرده‌اند؛ از این‌رو [[صادقین]]، [[خلفای راشدین]] و دیگر [[صحابه]] را در بر نمی‌گیرد.&lt;br /&gt;
# در سند روایاتی که مصادیق [[صادقین]] را غیر [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل‌بیت]] {{عم}} می‌دانند، افرادی چون [[جویبر بن سعید ازدی]] و [[اسحاق‌ بن بشر کاهلی]] است که بسیاری از بزرگان [[اهل‌سنت]] در علم رجال [[روایات]] آنها را ضعیف می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گروه سوّم،&#039;&#039;&#039; مصداق [[صادقین]] را مجموع [[امّت اسلام]] می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از بزرگان [[اهل‌ سنت]] مانند [[فخر رازی]]، شخص خاصی را برای &amp;quot;[[صادقین]]&amp;quot; معین نمی‌کنند، بلکه [[صادقین]] را به &amp;quot;مجموع [[امّت اسلامی]]&amp;quot; [[تفسیر]] می‌کنند. او می‌نویسد: {{عربی|&amp;quot;لأنه تعالی أوجب علی کل واحد من المؤمنین أن یکون مع الصادقین، و إنما یمکنه ذلك لو کان عالما بأن ذلك الصادق من هو لا الجاهل بأنه من هو، فلو کان مأمورا بالکون معه کان ذلك تکلیف ما لا یطاق، و أنه لا یجوز، لکنا لا نعلم إنسانا معینا موصوفا بوصف العصمة، و العلم بأنا لا نعلم هذا الإنسان حاصل بالضرورة، فثبت أن قوله:}} {{متن قرآن|وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} {{عربی|&amp;quot;لیس أمرا بالکون مع شخص معین، و لما بطل هذا بقی أن المراد منه الکون مع مجموع الأمة، وذلك یدل علی أن قول مجموع الأمة حق و صواب و لا معنی لقولنا الإجماع إلا ذلك&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۶، ص۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نقد:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# اگر [[اجماع امّت]] [[حجّت]] باشد، [[مخالفت]] یک نفر هم از تحقّق [[اجماع]] جلوگیری خواهد کرد. پس، حجّیت و عدم‌ حجّیت [[کلام]] [[امت]]، به پذیرفتن یا نپذیرفتن کسی بستگی دارد که خودش در حال تحقیق و بررسی است و می‌خواهد از راه [[اجماع امّت]]، [[حق]] را بشناسد و این دَوْر است&amp;lt;ref&amp;gt;ادب فنای مقربان، ج۳، ص۳۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[اجتماع]] و [[اجماع]] انسان‌های غیر [[معصوم]]، [[عصمت]] نتیجه نمی‌دهد؛ چرا که نتیجه تابع اخس مقدمتین است و [[اجماع امّت]] اگر بر فرد [[معصوم]] مشتمل نباشد، به [[عصمت]] نمی‌انجامد و همچنان احتمال [[خطا]] دارد.&lt;br /&gt;
# اگر در هنگام نزول [[آیه]]، مصداق &amp;quot;[[صادقین]]&amp;quot; مجموع [[امّت اسلامی]] بود، به ذهن [[اصحاب پیامبر]] هم می‌رسید و برای صحت اجماع امت به آن [[استدلال]] می‌کردند؛ پس &amp;quot;[[صادقین]]&amp;quot; در نگاه [[صحابه]] افراد خاصی بودند که [[عصمت]] نیز داشتند.&lt;br /&gt;
# به دست آوردن [[اجماع]] [[امّت اسلامی]] محال است؟ چگونه ممکن است با گسترش جمعیتی حوزه [[اسلام]]، به دیدگاه [[امّت اسلامی]] درباره یک مسئله دست یافت و آن را ملاک [[همراهی]] و [[پیروی]] دانست؟!&lt;br /&gt;
# رسیدن به دیدگاهی واحد از [[امّت]]، دست‌نیافتنی است؛ زیرا [[امّت]] [[افکار]] و دیدگاه‌هایی متفاوت دارند. پس نمی‌توان آن [[امّت]] را معیار [[پیروی]] دانست. از سویی، اگر چنین است، چرا تاکنون چنین اجماعی از [[امّت اسلامی]] درباره یک مسئله یا رویداد در [[تاریخ]] [[ثبت]] نشده و به دست نرسیده است؟!&lt;br /&gt;
# آنجایی که [[امّت اسلامی]] به [[اجماع]] نرسند، [[تکلیف]] مکلّفان چیست؟&lt;br /&gt;
# [[شیعیان]] این حکم الهی ([[همراهی]] با [[صادقان]]) را [[تکلیف]] بیرون از توان نمی‌دانند. [[شیعه]]، راه [[شناخت]] [[معصوم]] را تصریح [[معصوم]] پیشین می‌داند. [[رسول خدا]] {{صل}} نیز در [[احادیث]] فراوانی مصادیق [[صادقین]] را مشخص کرده‌اند. ادّعای بیرون از توان بودن چنین تکلیفی، از توجّه نکردن به گفته‌های روشن [[پیامبر]] {{صل}} بر آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۱۲۲-۱۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صادقین در روایات ===&lt;br /&gt;
[[بهترین]] راه تشخیص مصداق [[صادقین]]، مراجعه به قول [[امین]] [[وحی]] حضرت ختمی [[مرتبت]] [[پیامبر خاتم|محمد بن عبدالله]] {{صل}} است. ایشان در [[روایات]] متعددی که [[اهل سنت]] برخی از آن [[روایات]] را در کتاب‌های خود آورده‌اند، مصادیق [[صادقین]] را مشخص و معین کرده‌اند: &lt;br /&gt;
# &amp;quot;هنگامی که آیه صادقین نازل گردید، [[سلمان]] از [[پیامبر]] پرسید: آیا [[صادقین]] عام است یا خاص؟ [[پیامبر]] پاسخ دادند: مأموران به [[همراهی]] با [[صادقین]] عام است و همه [[مؤمنان]] را در بر میگیرد، ولی [[صادقون]]، خاص است و به برادرم [[علی]] و دیگر [[جانشینان]] من تا [[روز قیامت]] اختصاص دارد&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|أَنَّ اللَّهَ جَلَّ اسْمُهُ أَنْزَلَ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} فَقَالَ سَلْمَانُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ عَامَّةٌ أَمْ خَاصَّةٌ فَقَالَ أَمَّا الْمَأْمُورُونَ فَعَامَّةٌ لِأَنَّ جَمَاعَةَ الْمُؤْمِنِينَ أُمِرُوا بِذَلِكَ وَ أَمَّا الصَّادِقُونَ فَخَاصَّةٌ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ أَوْصِيَائِي مِنْ بَعْدِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ }}؛ اکمال‌الدین، ص۲۶۲، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۴۹؛ ینابیع الموده، ص۵۲..&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# {{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ}} قَالَ: أَمَرَ اللَّهُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ بِأَجْمَعِهِمْ أَنْ يَخَافُوا اللَّهَ ثُمَّ قَالَ لَهُمْ: {{متن قرآن|وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} يَعْنِي مُحَمَّداً وَ أَهْلَ بَيْتِهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۳۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# {{متن حدیث|عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي قَوْلِهِ: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} قَالَ: نَزَلَتْ فِي عَلِيِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ خَاصَّةً&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، عبیدالله بن احمد حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۳۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ ایضاً فِي قَوْلِهِ: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} قَالَ: مَعَ عَلِيِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۲۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۱۲۱ ـ ۱۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایات دیگری از اهل بیت {{عم}} نیز به این مطلب اشاره شده. به عنوان نمونه:  {{متن حدیث|عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا {{ع}} قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ‏ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;‏ قَالَ الصَّادِقُونَ هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ الصِّدِّيقُونَ بِطَاعَتِهِمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج۱، باب ما فرض الله عزّوجلّ، حدیث ۲، ص۲۹۸، مترجم و نگاه کنید حدیث ۱ همین باب.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ یعنی [[امام رضا]] {{ع}} فرمود: صادقین همان [[ائمه]] هستند (که به سبب [[اطاعت از خدا]] صادق و صدیق هستند). [[امامت]] به امر: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجه [[استدلال]] در این دو [[آیه]] به این ترتیب است که: در آیه اول می‌فرماید در فعل [[خیرات]] را به آنان [[وحی]] کردیم و در این جا به دو نکته باید توجّه کرد: یکی آنکه «الخیرات» افاده عموم می‌کند و شامل همه کارهای خوب می‌شود و بدیهی است که [[گناه]] و [[نافرمانی]] نقیض آن می‌باشد. همچنین [[اشتباه]] و [[انحراف]] [[خیر]] نیست و چون «الخیرات» همه [[افعال]] و دیدگاه‌های [[امام]] را در بر می‌گیرد. ارتکاب هرنوع گناه و یا هر [[خطا]] و اشتباهی خلاف {{متن قرآن|فِعْلَ الْخَيْرَاتِ}} است. پس از این [[کلام]] [[خدای تعالی]] نتیجه گرفته می‌شود که: امام تحت عنایات خاص [[الهی]] از ارتکاب هر نوع گناه و اشتباهی مصون است. نکته دوم واژه {{متن قرآن|أَوْحَيْنَا}} است. وحی به معنای القای سرّی و سریع یک [[پیام]] است، طوری که هیچ القاء شیطانی نتواند در آن راه یابد. و چون [[خداوند]] فعل خیرات را به [[امامان]] وحی فرموده است، این پیام به صورت پنهانی و دفعی به امام می‌رسد و در واقع به منزله «[[برهان]] [[رب]]» است که امام را از هر خطا و عصیانی [[حفظ]] می‌کند. از ذیل آیه نیز [[عصمت امام]] استفاده می‌شود چون «[[عابد]]» بودن [[ائمه]] را با لفظ {{متن قرآن|كَانُوا}} مستمر کرده است و از طرفی «عابد» صفت مشبه است که دارا بودن صفت را به نحو ثبوت و مستمر افاده می‌کند و خلاصه امام «عابد» است و روشن است که «عابد» مغایر «عاصی» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجه استدلال به آیه دوم بیشتر با استفاده از جمله {{متن قرآن|وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و به آیات ما یقین داشتند» سوره سجده، آیه ۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; است. از این جمله استفاده می‌شود که، [[امام]] نسبت به [[آیات الهی]] به [[درجه]] «ایقان» رسیده است. و برای رسیدن به این درجه باید [[ملکوت]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] را مشاهده کرده باشد. چون [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و این‌گونه ما گستره آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ملکوت یعنی [[حقیقت]] و [[باطن]] اشیا و این که پس از مشاهده حقایق اشیاء ملاحظه خواهد شد [[هویّت]] و هستی آنها تنها ربط و تعلّق و [[وابستگی]] به [[خدا]] است و جز همین ملکیّت و مملوکیّت برای ذات [[حق]]، حقیقت دیگری ندارند. حال کسی که چنین بینشی پیدا کند، (ملکوت آسمان‌ها و زمین را مشاهده کند). خواهد دید که [[گناه]] [[ملکوتی]] بسیار [[زشت]] و تنفرآور دارد. طوری که حتّی تصوّر ارتکاب آن را نیز در مخیّله خود راه نمی‌دهد. چنان که ما انسان‌های عادی تصوّر بسیاری از [[گناهان]] را نیز در ذهن خود نمی‌کنیم، تا چه رسد به ارتکاب آن. آنجا که تا اندازه‌ای از حقیقت و ملکوت بعضی [[اعمال]] [[آگاه]] هستیم. [[فکر]] انجام آن را نیز نمی‌کنیم؛ چون کمابیش چهره زشت و نفرت‌انگیز آن را مشاهده می‌کنیم. هیچ [[انسان]] [[عاقل]] و علاقمند به حمایت خود فکر خوردن مقدار زیادی سم مهلک را به مخیّله خود راه نمی‌دهد، هرگز فکر خوردن مدفوع دیگران با وجود غذاهای [[پاک]] و [[حلال]] را نمی‌کند. هیچ گاه بدون [[لباس]] در [[اجتماع]] حاضر نمی‌شود و.... بدیهی است که ما به طور کامل ملکوت نوشیدن سم را مشاهده نمی‌کنیم، ولی همین مقدار نیز برای عدم ارتکاب آن کافی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال امام حقیقت و ملکوت و باطن همه اشیاء از جمله گناه را مشاهده می‌کند. در چنین صورتی حتّی تصوّر [[ارتکاب گناه]] را نیز نخواهد داشت&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]] ص ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلالت [[آیه]] ==&lt;br /&gt;
=== نخست: دلالت بر وجوب پیروی از امام ([[وجوب اطاعت]] و وجوب نصرت) ===&lt;br /&gt;
[[خداوند تعالی]] در [[آیه مع الصادقین]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[همراهی]] با [[صادقان]] مستلزم [[تبعیت]] و [[پیروی]] از آنان در همه کارهاست و از سوی دیگر چون مقید به گروه خاصی از [[مکلفان]] و زمان خاصی نشده پس شامل همه مکلفان در تمام زمان‌ها می‌‌شود، بنابراین باید در هر زمان و دوره‌ای صادقانی وجود داشته باشند تا امر [[خداوند]] به [[همراهی]] و معیت با [[صابران]] قابلیت [[امتثال]] داشته باشد. مراد از راستگویانی که [[مؤمنان]] باتقوا باید با آنان معیت و همراهی داشته باشند، نمی‌تواند غیر از هادیان الهی و [[امامان معصوم]] باشد یعنی کسانی که در اعلا [[درجه]] [[صدق]] و [[راستگویی]] قرار دارند&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی ۵]]، ص۳۹-۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فخر رازی]] در [[تفسیر]] خود زیر این [[آیه]] آورده است: &amp;quot;[[آیه]] دلالت می‌کند بر [[وجوب]] [[اقتداء]] [[انسان]] جایز الخطا به [[انسان]] [[معصوم]]، تا اینکه [[انسان]] [[معصوم]]، مانع خطاء [[انسان]] جائز الخطا شود و این انسان‌های [[معصوم]] کسانی‌اند که در [[آیه شریف]] از آنها با عنوان [[صادقین]] یاد شده است و این مطلب در همه زمان‌ها جریان دارد و ما اعتراف می‌کنیم که در هر زمانی باید یک [[معصوم]] باشد&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|&amp;quot;فكانت الآية دالة على أن من كان جائز الخطاء وجب كونه مقتديا بمن كان واجب العصمة و هم الذين حكم الله تعالی بكونهم صادقين، فهذا يدل على أنه واجب على جائز الخطاء كونه مع المعصوم عن الخطاء حتی یکون المعصوم عن الخطاء مانعا لجائز الخطاء، و هذا المعنى قائم في جميع الأزمان فوجب حصوله في كل الأزمان&amp;quot;}}؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۶، ص۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دوم: دلالت بر [[ضرورت وجود امام]] ===&lt;br /&gt;
بنابر آنچه گذشت، ضرورت وجود امام و پیشوای [[معصوم]] در هر زمان و دوره از [[آیه]] قابل استفاده است و دانشمندان [[امامیه]] به این آیه برای ضرورت وجود امام معصوم استفاده کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;الالفین، ص ۹۶؛ امامت در بینش اسلامی، ص ۲۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. علاوه بر این در سخنان دانشمندان [[اهل سنت]] نظیر [[فخر زاری]] از [[متکلمان]] و [[مفسران]] [[اشاعره]] نیز به دلالت [[آیه کریمه]] بر این مطلب به روشنی تصریح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[امام]] معصوم تنها از راه [[نصب الهی]] تعیین می‌‌گردد&amp;lt;ref&amp;gt;[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]، ص ۱۲۵-۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سوم: دلالت بر [[عصمت امام]] ===&lt;br /&gt;
درباره دلالت [[آیه]] بر عصمت صادقین سه تقریر ارائه شده است:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;تلازم پیروی مطلق با [[عصمت]]&#039;&#039;&#039;: مفاد [[آیه شریفه]] [[پیروی]] مطلق از [[صادقین]] است، و پیروی مطلق از فرد یا افرادی ملازم با عصمت آنان است&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|&amp;quot;إن الأمر ورد باتباعهم على الإطلاق، و ذلك يوجب عصمتهم و براءة ساحتهم و الأمان من زللهم؛ بدلالة إطلاق الأمر باتباعهم&amp;quot;}}. الفصول المختارة، ص۱۳۸، نیز ر.ک: تقریب المعارف، ص۱۲۴؛ بحارالأنوار، ج۲، ص۳۳؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این تقریر همانند تقریر اول [[آیه اولی‌الامر]] است و همه مطالب مذکور در مورد آن آیه از نظر اشکال و جواب در مورد این آیه جاری است و نیاز به تکرار نخواهد بود.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;تلازم [[علم]] به صادق بودن صادقین با عصمت&#039;&#039;&#039;: [[علامه حلی]] در شرح [[کلام]] [[محقق طوسی]] که آیه {{متن قرآن|كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} را از دلایل امامت امام علی {{ع}} دانسته، گفته است: «[[خداوند متعال]] به بودن با صادقین (پیروی از آنان و [[همراهی]] با آنان) [[امر]] کرده است و مقصود از «صادقین” کسانی‌اند که صادق بودن آنها معلوم است، و این ویژگی جز در مورد [[معصوم]] تحقق نمی‌یابد؛ زیرا نمی‌توان از صادق بودن غیر معصوم [[آگاه]] شد، و به [[اجماع]] [[مسلمانان]]، از [[اصحاب پیامبر]] {{صل}} غیر از [[علی]] {{ع}} کسی معصوم نیست. بنابراین، علی {{ع}} معصوم است، پس باید از او پیروی کرد”&amp;lt;ref&amp;gt;کشف المراد، ص۵۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|عصمت از منظر فریقین]] ص ۱۳۲؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۷۸؛ [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[پرهیزگاری]] و نیاز به پیشوای معصوم&#039;&#039;&#039;: فخرالدین رازی در تقریر [[استدلال]] به این آیه بر عصمت صادقین گفته است: «جمله {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ}} [[مؤمنان]] را به رعایت [[تقوای الهی]] [[دستور]] داده است و از آنان خواسته است که با صادقین باشند؛ یعنی از آنان [[الگو]] بگیرند و پیروی نمایند. از این جا روشن می‌شود که مؤمنان، معصوم نیستند و احتمال [[خطا]] در آنان می‌رود. بدین جهت برای آنکه از خطا مصون بمانند باید از کسانی [[پیروی]] کنند که از خطا مصون باشند و آنان همان [[صادقین]] هستند، و چون این مطلب ([[مؤمنان]] خطاپذیر) در همه زمان‌ها موجود است پس در همه زمان‌ها نیز باید [[معصوم]] وجود داشته باشد تا مؤمنان از او پیروی کنند”. آن گاه گفته است: «پیروی از معصوم در صورتی ممکن است که [[انسان]] به او عالم باشد و او را بشناسد. اما اگر راهی برای [[شناخت]] او وجود نداشته باشد، [[دستور]] به پیروی از او، [[تکلیف]] به مالا یطاق خواهد بود، و چون ما انسان معیّنی را به عنوان معصوم نمی‌شناسیم، بنابراین، [[آیه]] ما را به پیروی از فردی خاص دستور نمی‌دهد. در این جا فرض دیگری جز مجموع [[امت]] باقی نمی‌ماند. بر این اساس، مجموع امت مصداق صادقین و معصوم است و مؤمنان باید پیرو آن باشند”&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتیح الغیب، ج۱۶، ص۲۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سخن [[فخرالدین رازی]] در این که مقصود از صادقین در آیه، افراد معصوم است، [[استوار]] است، ولی این گفتار وی که ما فرد یا افراد معینی را نمی‌شناسیم که از ویژگی [[عصمت]] برخوردار باشند و بدین [[دلیل]] باید مصداق آن را اجماع امت یا [[اجماع]] [[اهل حلّ و عقد]] بدانیم، نادرست است؛ زیرا:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولاً: مسائل مورد [[اجماع امّت]]، اندک است و نمی‌تواند راه‌گشای [[مسلمانان]] در احکام دینی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانیاً: اجماع امّت اگر مشتمل بر فرد معصوم نباشد، به عصمت نمی‌انجامد و هم چنان احتمال خطا در مورد آن وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثالثاً: با رجوع به [[قرآن]] و [[سنت نبوی]] می‌توان [[معصومان]] را شناخت. از [[آیه تطهیر]]، [[حدیث ثقلین]]، [[حدیث سفینه]] و نظائر آنها به روشنی معصوم بودن [[اهل بیت پیامبر]] اکرم {{صل}} به دست می‌آید و در نتیجه آنان همان صادقینی هستند که [[خداوند]]، مسلمانان را به پیروی از آنان دستور داده و فرموده است: {{متن قرآن|كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} چنان‌که در برخی [[روایات]]، صادقین در این آیه به [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل‌بیت]] او، به ویژه [[علی]] {{ع}} [[تفسیر]] شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور، ج۴، ص۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه صادقین از دیدگاه اهل سنت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|آیه صادقین از دیدگاه اهل سنت}}&lt;br /&gt;
علمای [[اهل سنت]] تصریح کرده‌اند که آیه صادقین درباره [[امام علی]]{{ع}} و [[ائمه معصوم]]{{عم}} نازل شده است. [[ابن جوزی]] می‌گوید: «دیدگاه علمای سیره‌نویس این است که آیه صادقین درباره امام علی{{ع}} نازل شده است»&amp;lt;ref&amp;gt;تذکرة الخواص من الامة بذکر خصائص الائمة، ص۲۵. {{عربی|&amp;quot;علماء السير معناه كونوا مع علي&amp;quot;}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[شوکانی]] به نقل از [[ابن عباس]] می‌گوید: «مقصود از [[صادقین]] امام علی{{ع}} است». [[ابن مردویه]] نیز در این‌باره از این عباس نقل کرده است: «با امام علی{{ع}} باشید»&amp;lt;ref&amp;gt;فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة و الدرایة من علم التفسیر، ج۲، ص۴۱۴. {{عربی|&amp;quot;مَعَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ&amp;quot;}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بنا بر قاعده معروف نزد علمای [[اهل سنت]]، تعدد و تکثر [[روایات]] موجب تقویت و تحکیم یکدیگرند. این مطلب [[شأن نزول آیه صادقین]] را درباره امام علی{{ع}} ثابت می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
* [[مقام صادقین]]&lt;br /&gt;
* [[صادقین]]&lt;br /&gt;
* [[صدیقین]]&lt;br /&gt;
* [[آیات امامت امام علی]]&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پرسش‌های وابسته ==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
# [[مفاد آیه صادقین چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[صادقین چه کسانی هستند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شأن نزول آیه صادقین چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیه صادقین چگونه نصب الهی امام را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیه صادقین چگونه بر ضرورت وجود امام دلالت دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیه صادقین چگونه بر عصمت اهل بیت و امامان دوازده‌گانه دلالت می‌‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا درباره مصداق صادقین اختلافی وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[مراد از صادقین در آیه صادقین چه کسانی هستند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیه صادقین چگونه بر عصمت امام علی دلالت می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه صادقین (مقاله)|مقاله «آیه صادقین»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه کلام اسلامی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681032.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امامت اهل بیت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;معارف و عقاید ۵ ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:4670311.jpg|22px]] [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امام‌شناسی ۵&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:136871.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;ولایت و امامت در قرآن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1379719.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;عصمت از منظر فریقین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100767.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|&#039;&#039;&#039;عصمت امام&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010218.jpg|22px]] [[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امامت و دلایل انتصابی بودن آن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{امامت شناسی}}&lt;br /&gt;
{{فضائل امام علی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آیات امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات نامدار]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات دارای شأن نزول]]&lt;br /&gt;
[[رده:اثبات امامت امام علی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Berisam</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D9%87_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%86&amp;diff=1313140</id>
		<title>آیه صادقین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D9%87_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%86&amp;diff=1313140"/>
		<updated>2024-08-17T09:12:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Berisam: /* ادله شیعه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = آیات امامت&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[آیه صادقین در قرآن]] - [[آیه صادقین در حدیث]] - [[آیه صادقین در کلام اسلامی]] - [[آیه صادقین از دیدگاه اهل سنت]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات آیات نامدار&lt;br /&gt;
| نام آیه = آیه صادقین&lt;br /&gt;
| نام تصویر = آیه ۱۱۹ سوره توبه.jpg &lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| متن آیه =  &lt;br /&gt;
| معنی آیه = ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!&lt;br /&gt;
| شماره آیه = ۱۱۹&lt;br /&gt;
| نام سوره = توبه&lt;br /&gt;
| شماره جزء = ۱۱&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر = &lt;br /&gt;
| شأن نزول = نزول آیه بعد از تخلف سه نفر از جنگ تبوک&lt;br /&gt;
| مصداق آیه = &lt;br /&gt;
| دلالت آیه = {{فهرست جعبه|دلالت بر وجوب پیروی از امام|ضرورت وجود امام|دلالت بر عصمت امام}}&lt;br /&gt;
| نتایج آیه = اثبات امامت و عصمت اهل بیت{{ع}} و وجوب اطاعت از ایشان&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[آیه]] ۱۱۹ [[سوره توبه]] که در آن به همراهی با صادقین [[فرمان]] داده شده، معروف به &#039;&#039;&#039;آیه صادقین&#039;&#039;&#039; است. [[شیعه]] قائل است بر پایه [[روایات]] و با توجه به مفهوم [[صادقین]]، مصداق [[صادقین]]، [[اهل‌بیت]]{{ع}} هستند. آیه بر امور مختلفی دلالت می‌کند از جمله: دلالت بر وجوب پیروی از امام ([[وجوب اطاعت]] و وجوب نصرت)؛ دلالت بر [[ضرورت وجود امام]] و دلالت بر [[عصمت امام]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه == &lt;br /&gt;
{{اصلی|شأن نزول آیه صادقین}}&lt;br /&gt;
[[خداوند]] در [[آیه]] ۱۱۹ [[سوره توبه]] فرموده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ای کسانی که به [[آیین اسلام]] [[ایمان]] آورده‌اید، از [[مخالفت]] با [[دستورات]] خداوند بپرهیزید و با [[صادقین]] همراه باشید [از صادیقین [[پیروی]] کنید]. این آیه که به همراهی با صادقین [[فرمان]] داده معروف به آیه صادقین است&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این [[آیه]] در سیاق آیات [[جنگ تبوک]] است که طی آن، سه نفر از [[فرمان]] [[رسول خدا]] {{صل}} تخلف کردند و از شرکت در [[جنگ]] خودداری نمودند. آنها سپس [[توبه]] کردند و توبه‌شان پذیرفته شد. در ادامه، [[خداوند]] به [[مؤمنین]] [[دستور]] به [[تقوا]] و همراهی با صادقین می‌دهد&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶]]، ص ۱۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی صدق ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|صدق}}&lt;br /&gt;
«صدق» در لغت به معنای مطابقت [[حکم]] با واقع است&amp;lt;ref&amp;gt;جرجانی، سید شریف، التعریفات، ص۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. به عبارت دیگر، [[صدق]] در اصل وصف گفتاری است که با واقعیت خارج مطابقت دارد. ولی از آنجا که بر [[عقیده]]، [[نیت]] و [[عزم]] و [[اراده]] نیز قول اطلاق می‌شود، امور یاد شده نیز به وصف [[صدق]] و [[راستی]] توصیف می‌گردند. بر این اساس کسی که عقیده‌اش با نفس الأمر مطابقت داشته باشد، یا ظاهر و باطنش هماهنگ باشد، یا به [[اراده]] خویش [[جامه]] عمل بپوشاند، در [[عقیده]]، [[نیت]] و اراده‌اش صادق است&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبائی، محمدحسین، المیزان، ج۹، ص۴۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[زمخشری]] گفته است: [[صادقین]] کسانی‌اند که در [[دین خدا]] از نظر [[عقیده]]، گفتار و [[رفتار]] صادق هستند&amp;lt;ref&amp;gt;زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج۲، ص۲۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه صادقین (مقاله)|مقاله «آیه صادقین»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۱۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[صادقان]] باید کسانی باشند که هم [[افکار]] و هم گفتار و هم [[رفتار]] آنها مطابق با [[حق]] باشد و کسی که چنین باشد، [[معصوم]] است&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۱۱۹-۱۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مصداق‌شناسی [[صادقین]] ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|مصداق‌شناسی صادقین}}&lt;br /&gt;
در اینکه مصداق [[صادقین]] چه کسانی هستند، دو قول است:&lt;br /&gt;
# [[شیعه]]: بر پایه [[روایات]] و با توجه به مفهوم [[صادقین]]، مصداق [[صادقین]] [[اهل‌بیت]] پیامبرند.&lt;br /&gt;
# [[اهل‌ سنت]]: در تشخیص مصداق [[صادقین]] [[اختلاف]] نظر و دستِ‌کم چهار دیدگاه دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[ادله]] [[شیعه]] ===&lt;br /&gt;
مرحوم شیخ مفید با استفاده از یک قرینه [[عقلی]] و یک قرینه [[نقلی]]&amp;lt;ref&amp;gt;گفتنی است مرحوم مفید، اشاره‌ای به عقلی یا نقلی بودن قراین ندارد، و نگارنده نام‌گذاری کرده است.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر این [[باور]] است که مصداق صادقین، امام علی {{ع}} است و از این راه، حکم آیه را درباره دیگر امامان نیز جاری کرده است. قرینه عقلی این مدعا را می‌توان در قالب یک قیاس مرکب این گونه تقریر کرد: مقصود از صادقین، یا همه راست‌گویان هستند یا برخی از آنان؛ اما اینکه مقصود، همه راست‌گویان باشند، محال است؛ پس مقصود از صادقین، برخی از راست‌گویان‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلیل مقدمه دوم این است که همه [[مؤمنان]] که به پیروی از صادقین خوانده شده‌اند، به لحاظ ایمانشان صادق‌اند؛ پس اگر مقصود از [[صادقین]]، همه راست‌گویان باشند، امر به [[پیروی]] از صادقین، به این معناست که [[خداوند]] [[مؤمنان]] را به پیروی از خودشان امر کرده، و این محال است. به بیان دیگر، باید منادی به و منادی الیه از یکدیگر متفاوت باشند؛ زیرا محال است [[انسان]] را به پیروی از خودش [[دعوت]] کنند&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|&amp;quot;فلا يخلو أن يكون الصادقون الذين دعا الله تعالى إليهم جميع من صدق و كان صادقا حتى يعمهم اللفظ و يستغرق جنسهم أو يكونوا بعض الصادقين و قد تقدم إفسادنا لمقال من زعم أنه عم الصادقين لأن كل مؤمن فهو صادق بإيمانه فكان يجب بذلك أن يكون الدعاء للإنسان إلى اتباع نفسه و ذلك محال&amp;quot;}}؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختارة، ص۱۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به قیاسی که بیان شد، روشن می‌شود که مراد از صادقین باید گروه ویژه‌ای باشند. حال این گروه ویژه، یا معروف و شناخته شده هستند یا ناشناخته؛ اگر شناخته شده باشند، باید نام‌های آنان در [[روایات]] آمده باشد؛ به گونه‌ای که مورد [[اختلاف]] نباشد، و اگر ناشناخته باشند، باید به گونه‌ای قراینی بر معرفی آنان آورده شود؛ وگرنه [[تکلیف]] از [[مکلفان]] ساقط خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرض اول غیرواقع است؛ اما درباره فرض دوم که درست است، باید گفت با توجه به اینکه هیچ کدام از فرق اسلامی قرینه‌ای بر غیر افرادی که بیان کردیم، اقامه نکرده‌اند، ثابت می‌شود مقصود از صادقین، امامان‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزون بر این، همان‌گونه که بیان شد، با این [[آیه]] عصمت صادقین ثابت می‌شود؛ حال آنکه هیچ یک از کسانی که مخالفان ما، آنها را مصداق صادقین دانسته‌اند، از دیدگاه خودشان [[معصوم]] نیستند&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختارة، ص۱۳۷-۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرینه [[نقلی]] مرحوم مفید، در [[حقیقت]] یکی از [[آیات قرآن کریم]] است. وی با استفاده از این آیه بر این [[باور]] است که مراد از صادقین در آیه مورد [[استدلال]]، گروه ویژه‌ای، یعنی [[امام علی]] {{ع}} است: {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس کریمه فوق، [[صادقین]] دارای ویژگی‌هایی هستند که در [[آیه]] بیان شده است، و همه آنها بر [[امام علی]] {{ع}} منطبق‌اند.&lt;br /&gt;
از دیدگاه ایشان، نخستین شرط صادق بودن در این آیه، ایمان به خدا، [[قیامت]]، [[ملائکه]]، کتاب و [[پیامبران]] است و بر اساس روایت‌های متواتر، امام علی {{ع}} نخستین مردی بود که [[ایمان]] آورد&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختارة، ص۱۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دومین شرط صادق بودن، [[انفاق مال]] در راه محبت خدا به بستگان، [[ایتام]]، [[فقرا]] و... است. بر اساس [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند» سوره انسان، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به پشتوانه [[روایات]] متواتری که [[شأن نزول]] این آیه را امام علی {{ع}} و خانواده‌اش معرفی می‌کنند، ثابت می‌شود که این شرط نیز در [[امام]] {{ع}} هست&amp;lt;ref&amp;gt;درباره روایات مربوط به این آیه، ر.ک: محمد محمدی ری‌شهری، اهل البیت فی الکتاب و السنة، ص۲۴۹-۲۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین با استفاده از {{متن قرآن|الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آنان که دارایی‌های خود را در شب و روز پنهان و آشکار می‌بخشند پاداششان نزد خداوند است و نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره بقره، آیه ۲۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; که [[روایات]] مستفیضه، [[شأن نزول]] آن را [[امام علی]] {{ع}} می‌دانند، مدعای ما ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سومین شرط صادق بودن، در [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]]، بر پا کردن [[نماز]] و [[پرداخت زکات]] است. [[شیخ مفید]] بر این [[باور]] است که با استفاده از آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[اتفاق نظر]] ناقلان [[حدیث]] بر اینکه این آیه در شأن امام علی {{ع}} نازل شده است، می‌توان قاطعانه گفت که این ویژگی در امام علی {{ع}} هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرط چهارم صادق بودن در آیه مزبور، [[وفای به عهد]] است. درباره هیچ یک از [[اصحاب پیامبر اکرم]] {{صل}} نمی‌توان گفت که وی [[نقض عهد]] نکرده است، مگر [[امیرالمؤمنین]] {{ع}}، که احدی نمی‌تواند بگوید او به [[عهد]] و پیمانی که با [[رسول خدا]] {{صل}} مبنی بر [[یاری کردن]] او بسته بود، [[بی‌وفایی]] کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین شرط صادق بودن در این آیه، [[صابر]] بودن در سختی‌هاست، و هیچ کس را نمی‌توان یافت که مانند علی {{ع}} در گرفتاری‌های رسول خدا {{صل}} در کنار او [[صبر]] و [[استقامت]] کرده باشد. [[دوست]] و [[دشمن]]، هم‌داستان‌اند که وی در هیچ [[جنگی]]، از صحنه [[نبرد]] فرار نکرد&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختارة، ص۱۳۹-۱۴۰؛ همو، المسائل العکبریة، ص۴۷-۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین پس از اینکه عصمت صادقین با [[استدلال]] ثابت شد، [[عصمت]] مصداق آن، یعنی امام علی {{ع}} نیز ثابت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین مرحوم شیخ بر این باور است که [[آیه کریمه]]، [[عصمت امام]] در امور مربوط به [[دین]] (اعم از [[تبیین دین]] و عمل به آن را) ثابت می‌کند. از این عبارت می‌توان به دیدگاه شیخ پی برد: {{عربی|&amp;quot;قد ثبت أنّ الله سبحانه دعا المؤمنين... إلى اتّباع الصادقين و الكون معهم فيما يقتضي الدين&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختارة، ص۱۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ایشان در ادامه بیان [[استدلال]] خود درباره تسری [[حکم]] این [[آیه]] به دیگر [[امامان]] [[پاک]] {{عم}}، تنها این جمله را بیان می‌کند: {{عربی|&amp;quot;و ذلك يوجب عصمتهم و براءة ساحتهم و الأمان من زللهم&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختارة، ص۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. مرحوم شیخ اگرچه این آیه را وسیله‌ای برای [[اثبات عصمت]] دیگر امامان نیز دانسته، توضیحی در این باره ارائه نکرده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۲۹۸ و ۳۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اقوال و [[ادله]] [[اهل‌ سنت]] ===&lt;br /&gt;
محدّثان و [[مفسران]] [[اهل‌ سنت]] در تعیین مصداق [[آیه]] [[اختلاف]] دیدگاه داشته و دستِ‌کم سه گروه‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;التفسیر المظهری، ج۴، ص۳۲۰: {{متن حدیث|قال ابن عباس و کذا روی عن ابن عمر ای کونوا مع محمد و أصحابه الذین صدقت نیاتهم و استقامت قلوبهم و أعمالهم و خرجوا مع رسول الله الی تبوک بإخلاص نیة دون المنافقین المتخلفین عنه و قال سعید بن جبیر مع أبی بکر و عمر و قال الضحاک أمروا ان یکونوا مع ابی بکر و عمر و أصحابهما و روی انه قال ابن عباس مع علی ابن ابی طالب عن سفیان قال تفسیر اختلاف انما هو کلام جامع یراد به هذا و هذا و قال ابن جریج مع المهاجرین لقوله تعالی للفقراء المهاجرین الی قوله أولئک هم الصادقون و قیل من الذین صدقوا فی الاعتراف بالذنب و لم یعتذروا بالاعذار الکاذب}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از [[مفسران]] اهل‌سنّت مانند [[محمد عبده]] در [[تفسیر]] المنار، ج۱۱، ص۷۲: با استناد به [[قرائت]] [[عبدالله بن مسعود]] کلمه «مع» در [[آیه]] را به معنای «من» [[تفسیر]] کرده‌اند یعنی [[مؤمنان]] باید [[پرهیزکار]] و [[راستگو]] باشند، در پاسخ به این [[مفسران]] گفته می‌شود: اولاً: بر فرض که کلمه «مع» در [[ادبیات عرب]] به معنای «من» به کار رفته باشد، چنین کاربردی رایج نبوده و [[نیازمند]] [[دلیل]] است و چنین دلیلی در دسترس نیست. ثانیاً: [[قرائت]] [[عبد الله بن مسعود]] در این باره نیز شاذ و غیر قابل اعتماد است.&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گروه نخست؛&#039;&#039;&#039; مصداقی برای [[صادقین]] مشخص ننموده‌اند. [[زحیلی]] صاحب &amp;quot;[[تفسیر المنیر]]&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;زحیلی وهبة بن مصطفی، التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، ج۱۱ ص۶۸ - ۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[مراغی]]&amp;lt;ref&amp;gt;مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیر المراغی، ج۱۱، ص۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; از این گروه‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گروه دوّم؛&#039;&#039;&#039; مصداق [[صادقین]] را [[پیامبر]] و [[صحابه]] می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از [[مفسران]] [[اهل سنت]]، [[پیامبر]] و [[اصحاب]] ایشان، [[ابوبکر]] و [[عمر]] و [[کعب بن مالک]] و [[مرارة بن ربیعه]] و [[هلال بن امیه]] و [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} را از مصادیق دانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۴، ص۲۰۵؛ تفسیر القرآن العظیم (ابن أبی حاتم)، ج۶، ص۱۹۰۶؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۶، ص۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#{{عربی|&amp;quot;عن نافع في قوله {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ}} قال نزلت في الثلاثة الذين خلفوا قيل لهم كانوا مع محمد وأصحابه&amp;quot;}} &amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور فی تفسير المأثور، ج۳، ص۲۹۰؛ التفسیر المظهری، ج۴، ص۳۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; {{عربی|&amp;quot;فالمناسب أن يراد بالصادقين الثلاثة أي كونوا مثلهم في الصدق وخلوص النية&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;روح المعانی فی تفسير القرآن العظیم، ج۶، ص۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#{{عربی|&amp;quot;عن ابن عباس في قوله&amp;quot;}} {{متن قرآن|اتَّقُواْ اللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!؛ سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; {{عربی|&amp;quot;قال: مع علي بن أبي طالب&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۲۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#{{عربی|&amp;quot;عن سعيد بن جبير في قوله&amp;quot;}} {{متن قرآن|وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;با راستگویان باشید!؛ سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; {{عربی|&amp;quot;قال مع أبي بكر و عمر رضي الله عنهما&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۲۹۰؛ جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#{{عربی|&amp;quot;عن السدي في قوله&amp;quot;}} {{متن قرآن|اتَّقُواْ اللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ }}&amp;lt;ref&amp;gt;ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!؛ سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; {{عربی|&amp;quot;قال كونوا مع كعب بن مالك ومرارة بن ربيعة وهلال بن أمية&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۲۹۰؛ تفسیر القرآن العظیم (ابن أبی حاتم)، ج۶، ص۱۹۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نقد:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# گروهی که [[صادقین]] را بر [[صحابه]] تطبیق می‌دهند، [[عصمت]] را برای آنان شرط نمی‌دانند و فقط به [[عدالت صحابه]] بسنده می‌کنند؛ حال آنکه، بزرگانی از [[اهل سنت]] همچون [[فخر رازی]] به عصمت صادقین [[باور]] داشته و بر آن [[استدلال]] نموده‌اند.&lt;br /&gt;
# اگر [[صادقین]]، [[صحابه]] باشند، [[آیه]] به زمان خاصی محدود می‌شود و آیندگان را دربر نمی‌گیرد؛ آنگاه با خطاب عام [[آیه]] ناسازگار خواهد بود. از این‌رو، خطاب [[آیه]] همه [[مردم]]، در همه زمان‌ها را دربر می‌گیرد و همان‌گونه که [[فخر رازی]] [[استدلال]] نمود باید در هر عصری صادقی باشند تا [[مؤمنان]] با او [[همراهی]] کنند.&lt;br /&gt;
# برای کسی جز [[علی]] {{ع}} ادّعای [[عصمت]] نشده است. از سویی [[اهل سنت]]، [[خلفا]] و [[صحابه]] را [[معصوم]] ندانسته، برای آنان ادّعای [[عصمت]] نکرده‌اند؛ از این‌رو [[صادقین]]، [[خلفای راشدین]] و دیگر [[صحابه]] را در بر نمی‌گیرد.&lt;br /&gt;
# در سند روایاتی که مصادیق [[صادقین]] را غیر [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل‌بیت]] {{عم}} می‌دانند، افرادی چون [[جویبر بن سعید ازدی]] و [[اسحاق‌ بن بشر کاهلی]] است که بسیاری از بزرگان [[اهل‌سنت]] در علم رجال [[روایات]] آنها را ضعیف می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گروه سوّم،&#039;&#039;&#039; مصداق [[صادقین]] را مجموع [[امّت اسلام]] می‌دانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از بزرگان [[اهل‌ سنت]] مانند [[فخر رازی]]، شخص خاصی را برای &amp;quot;[[صادقین]]&amp;quot; معین نمی‌کنند، بلکه [[صادقین]] را به &amp;quot;مجموع [[امّت اسلامی]]&amp;quot; [[تفسیر]] می‌کنند. او می‌نویسد: {{عربی|&amp;quot;لأنه تعالی أوجب علی کل واحد من المؤمنین أن یکون مع الصادقین، و إنما یمکنه ذلك لو کان عالما بأن ذلك الصادق من هو لا الجاهل بأنه من هو، فلو کان مأمورا بالکون معه کان ذلك تکلیف ما لا یطاق، و أنه لا یجوز، لکنا لا نعلم إنسانا معینا موصوفا بوصف العصمة، و العلم بأنا لا نعلم هذا الإنسان حاصل بالضرورة، فثبت أن قوله:}} {{متن قرآن|وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} {{عربی|&amp;quot;لیس أمرا بالکون مع شخص معین، و لما بطل هذا بقی أن المراد منه الکون مع مجموع الأمة، وذلك یدل علی أن قول مجموع الأمة حق و صواب و لا معنی لقولنا الإجماع إلا ذلك&amp;quot;}}&amp;lt;ref&amp;gt;فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۶، ص۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نقد:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
# اگر [[اجماع امّت]] [[حجّت]] باشد، [[مخالفت]] یک نفر هم از تحقّق [[اجماع]] جلوگیری خواهد کرد. پس، حجّیت و عدم‌ حجّیت [[کلام]] [[امت]]، به پذیرفتن یا نپذیرفتن کسی بستگی دارد که خودش در حال تحقیق و بررسی است و می‌خواهد از راه [[اجماع امّت]]، [[حق]] را بشناسد و این دَوْر است&amp;lt;ref&amp;gt;ادب فنای مقربان، ج۳، ص۳۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[اجتماع]] و [[اجماع]] انسان‌های غیر [[معصوم]]، [[عصمت]] نتیجه نمی‌دهد؛ چرا که نتیجه تابع اخس مقدمتین است و [[اجماع امّت]] اگر بر فرد [[معصوم]] مشتمل نباشد، به [[عصمت]] نمی‌انجامد و همچنان احتمال [[خطا]] دارد.&lt;br /&gt;
# اگر در هنگام نزول [[آیه]]، مصداق &amp;quot;[[صادقین]]&amp;quot; مجموع [[امّت اسلامی]] بود، به ذهن [[اصحاب پیامبر]] هم می‌رسید و برای صحت اجماع امت به آن [[استدلال]] می‌کردند؛ پس &amp;quot;[[صادقین]]&amp;quot; در نگاه [[صحابه]] افراد خاصی بودند که [[عصمت]] نیز داشتند.&lt;br /&gt;
# به دست آوردن [[اجماع]] [[امّت اسلامی]] محال است؟ چگونه ممکن است با گسترش جمعیتی حوزه [[اسلام]]، به دیدگاه [[امّت اسلامی]] درباره یک مسئله دست یافت و آن را ملاک [[همراهی]] و [[پیروی]] دانست؟!&lt;br /&gt;
# رسیدن به دیدگاهی واحد از [[امّت]]، دست‌نیافتنی است؛ زیرا [[امّت]] [[افکار]] و دیدگاه‌هایی متفاوت دارند. پس نمی‌توان آن [[امّت]] را معیار [[پیروی]] دانست. از سویی، اگر چنین است، چرا تاکنون چنین اجماعی از [[امّت اسلامی]] درباره یک مسئله یا رویداد در [[تاریخ]] [[ثبت]] نشده و به دست نرسیده است؟!&lt;br /&gt;
# آنجایی که [[امّت اسلامی]] به [[اجماع]] نرسند، [[تکلیف]] مکلّفان چیست؟&lt;br /&gt;
# [[شیعیان]] این حکم الهی ([[همراهی]] با [[صادقان]]) را [[تکلیف]] بیرون از توان نمی‌دانند. [[شیعه]]، راه [[شناخت]] [[معصوم]] را تصریح [[معصوم]] پیشین می‌داند. [[رسول خدا]] {{صل}} نیز در [[احادیث]] فراوانی مصادیق [[صادقین]] را مشخص کرده‌اند. ادّعای بیرون از توان بودن چنین تکلیفی، از توجّه نکردن به گفته‌های روشن [[پیامبر]] {{صل}} بر آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۱۲۲-۱۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صادقین در روایات ===&lt;br /&gt;
[[بهترین]] راه تشخیص مصداق [[صادقین]]، مراجعه به قول [[امین]] [[وحی]] حضرت ختمی [[مرتبت]] [[پیامبر خاتم|محمد بن عبدالله]] {{صل}} است. ایشان در [[روایات]] متعددی که [[اهل سنت]] برخی از آن [[روایات]] را در کتاب‌های خود آورده‌اند، مصادیق [[صادقین]] را مشخص و معین کرده‌اند: &lt;br /&gt;
# &amp;quot;هنگامی که آیه صادقین نازل گردید، [[سلمان]] از [[پیامبر]] پرسید: آیا [[صادقین]] عام است یا خاص؟ [[پیامبر]] پاسخ دادند: مأموران به [[همراهی]] با [[صادقین]] عام است و همه [[مؤمنان]] را در بر میگیرد، ولی [[صادقون]]، خاص است و به برادرم [[علی]] و دیگر [[جانشینان]] من تا [[روز قیامت]] اختصاص دارد&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|أَنَّ اللَّهَ جَلَّ اسْمُهُ أَنْزَلَ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} فَقَالَ سَلْمَانُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ عَامَّةٌ أَمْ خَاصَّةٌ فَقَالَ أَمَّا الْمَأْمُورُونَ فَعَامَّةٌ لِأَنَّ جَمَاعَةَ الْمُؤْمِنِينَ أُمِرُوا بِذَلِكَ وَ أَمَّا الصَّادِقُونَ فَخَاصَّةٌ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ أَوْصِيَائِي مِنْ بَعْدِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ }}؛ اکمال‌الدین، ص۲۶۲، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۴۹؛ ینابیع الموده، ص۵۲..&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# {{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ}} قَالَ: أَمَرَ اللَّهُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ بِأَجْمَعِهِمْ أَنْ يَخَافُوا اللَّهَ ثُمَّ قَالَ لَهُمْ: {{متن قرآن|وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} يَعْنِي مُحَمَّداً وَ أَهْلَ بَيْتِهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۳۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# {{متن حدیث|عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي قَوْلِهِ: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} قَالَ: نَزَلَتْ فِي عَلِيِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ خَاصَّةً&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، عبیدالله بن احمد حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۳۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ ایضاً فِي قَوْلِهِ: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} قَالَ: مَعَ عَلِيِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۲۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۱۲۱ ـ ۱۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایات دیگری از اهل بیت {{عم}} نیز به این مطلب اشاره شده. به عنوان نمونه:  {{متن حدیث|عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا {{ع}} قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ‏ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;‏ قَالَ الصَّادِقُونَ هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ الصِّدِّيقُونَ بِطَاعَتِهِمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج۱، باب ما فرض الله عزّوجلّ، حدیث ۲، ص۲۹۸، مترجم و نگاه کنید حدیث ۱ همین باب.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ یعنی [[امام رضا]] {{ع}} فرمود: صادقین همان [[ائمه]] هستند (که به سبب [[اطاعت از خدا]] صادق و صدیق هستند). [[امامت]] به امر: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجه [[استدلال]] در این دو [[آیه]] به این ترتیب است که: در آیه اول می‌فرماید در فعل [[خیرات]] را به آنان [[وحی]] کردیم و در این جا به دو نکته باید توجّه کرد: یکی آنکه «الخیرات» افاده عموم می‌کند و شامل همه کارهای خوب می‌شود و بدیهی است که [[گناه]] و [[نافرمانی]] نقیض آن می‌باشد. همچنین [[اشتباه]] و [[انحراف]] [[خیر]] نیست و چون «الخیرات» همه [[افعال]] و دیدگاه‌های [[امام]] را در بر می‌گیرد. ارتکاب هرنوع گناه و یا هر [[خطا]] و اشتباهی خلاف {{متن قرآن|فِعْلَ الْخَيْرَاتِ}} است. پس از این [[کلام]] [[خدای تعالی]] نتیجه گرفته می‌شود که: امام تحت عنایات خاص [[الهی]] از ارتکاب هر نوع گناه و اشتباهی مصون است. نکته دوم واژه {{متن قرآن|أَوْحَيْنَا}} است. وحی به معنای القای سرّی و سریع یک [[پیام]] است، طوری که هیچ القاء شیطانی نتواند در آن راه یابد. و چون [[خداوند]] فعل خیرات را به [[امامان]] وحی فرموده است، این پیام به صورت پنهانی و دفعی به امام می‌رسد و در واقع به منزله «[[برهان]] [[رب]]» است که امام را از هر خطا و عصیانی [[حفظ]] می‌کند. از ذیل آیه نیز [[عصمت امام]] استفاده می‌شود چون «[[عابد]]» بودن [[ائمه]] را با لفظ {{متن قرآن|كَانُوا}} مستمر کرده است و از طرفی «عابد» صفت مشبه است که دارا بودن صفت را به نحو ثبوت و مستمر افاده می‌کند و خلاصه امام «عابد» است و روشن است که «عابد» مغایر «عاصی» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجه استدلال به آیه دوم بیشتر با استفاده از جمله {{متن قرآن|وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و به آیات ما یقین داشتند» سوره سجده، آیه ۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; است. از این جمله استفاده می‌شود که، [[امام]] نسبت به [[آیات الهی]] به [[درجه]] «ایقان» رسیده است. و برای رسیدن به این درجه باید [[ملکوت]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] را مشاهده کرده باشد. چون [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و این‌گونه ما گستره آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ملکوت یعنی [[حقیقت]] و [[باطن]] اشیا و این که پس از مشاهده حقایق اشیاء ملاحظه خواهد شد [[هویّت]] و هستی آنها تنها ربط و تعلّق و [[وابستگی]] به [[خدا]] است و جز همین ملکیّت و مملوکیّت برای ذات [[حق]]، حقیقت دیگری ندارند. حال کسی که چنین بینشی پیدا کند، (ملکوت آسمان‌ها و زمین را مشاهده کند). خواهد دید که [[گناه]] [[ملکوتی]] بسیار [[زشت]] و تنفرآور دارد. طوری که حتّی تصوّر ارتکاب آن را نیز در مخیّله خود راه نمی‌دهد. چنان که ما انسان‌های عادی تصوّر بسیاری از [[گناهان]] را نیز در ذهن خود نمی‌کنیم، تا چه رسد به ارتکاب آن. آنجا که تا اندازه‌ای از حقیقت و ملکوت بعضی [[اعمال]] [[آگاه]] هستیم. [[فکر]] انجام آن را نیز نمی‌کنیم؛ چون کمابیش چهره زشت و نفرت‌انگیز آن را مشاهده می‌کنیم. هیچ [[انسان]] [[عاقل]] و علاقمند به حمایت خود فکر خوردن مقدار زیادی سم مهلک را به مخیّله خود راه نمی‌دهد، هرگز فکر خوردن مدفوع دیگران با وجود غذاهای [[پاک]] و [[حلال]] را نمی‌کند. هیچ گاه بدون [[لباس]] در [[اجتماع]] حاضر نمی‌شود و.... بدیهی است که ما به طور کامل ملکوت نوشیدن سم را مشاهده نمی‌کنیم، ولی همین مقدار نیز برای عدم ارتکاب آن کافی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال امام حقیقت و ملکوت و باطن همه اشیاء از جمله گناه را مشاهده می‌کند. در چنین صورتی حتّی تصوّر [[ارتکاب گناه]] را نیز نخواهد داشت&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]] ص ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلالت [[آیه]] ==&lt;br /&gt;
=== نخست: دلالت بر وجوب پیروی از امام ([[وجوب اطاعت]] و وجوب نصرت) ===&lt;br /&gt;
[[خداوند تعالی]] در [[آیه مع الصادقین]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[همراهی]] با [[صادقان]] مستلزم [[تبعیت]] و [[پیروی]] از آنان در همه کارهاست و از سوی دیگر چون مقید به گروه خاصی از [[مکلفان]] و زمان خاصی نشده پس شامل همه مکلفان در تمام زمان‌ها می‌‌شود، بنابراین باید در هر زمان و دوره‌ای صادقانی وجود داشته باشند تا امر [[خداوند]] به [[همراهی]] و معیت با [[صابران]] قابلیت [[امتثال]] داشته باشد. مراد از راستگویانی که [[مؤمنان]] باتقوا باید با آنان معیت و همراهی داشته باشند، نمی‌تواند غیر از هادیان الهی و [[امامان معصوم]] باشد یعنی کسانی که در اعلا [[درجه]] [[صدق]] و [[راستگویی]] قرار دارند&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی ۵]]، ص۳۹-۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فخر رازی]] در [[تفسیر]] خود زیر این [[آیه]] آورده است: &amp;quot;[[آیه]] دلالت می‌کند بر [[وجوب]] [[اقتداء]] [[انسان]] جایز الخطا به [[انسان]] [[معصوم]]، تا اینکه [[انسان]] [[معصوم]]، مانع خطاء [[انسان]] جائز الخطا شود و این انسان‌های [[معصوم]] کسانی‌اند که در [[آیه شریف]] از آنها با عنوان [[صادقین]] یاد شده است و این مطلب در همه زمان‌ها جریان دارد و ما اعتراف می‌کنیم که در هر زمانی باید یک [[معصوم]] باشد&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|&amp;quot;فكانت الآية دالة على أن من كان جائز الخطاء وجب كونه مقتديا بمن كان واجب العصمة و هم الذين حكم الله تعالی بكونهم صادقين، فهذا يدل على أنه واجب على جائز الخطاء كونه مع المعصوم عن الخطاء حتی یکون المعصوم عن الخطاء مانعا لجائز الخطاء، و هذا المعنى قائم في جميع الأزمان فوجب حصوله في كل الأزمان&amp;quot;}}؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۶، ص۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دوم: دلالت بر [[ضرورت وجود امام]] ===&lt;br /&gt;
بنابر آنچه گذشت، ضرورت وجود امام و پیشوای [[معصوم]] در هر زمان و دوره از [[آیه]] قابل استفاده است و دانشمندان [[امامیه]] به این آیه برای ضرورت وجود امام معصوم استفاده کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;الالفین، ص ۹۶؛ امامت در بینش اسلامی، ص ۲۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. علاوه بر این در سخنان دانشمندان [[اهل سنت]] نظیر [[فخر زاری]] از [[متکلمان]] و [[مفسران]] [[اشاعره]] نیز به دلالت [[آیه کریمه]] بر این مطلب به روشنی تصریح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص ۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[امام]] معصوم تنها از راه [[نصب الهی]] تعیین می‌‌گردد&amp;lt;ref&amp;gt;[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]، ص ۱۲۵-۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سوم: دلالت بر [[عصمت امام]] ===&lt;br /&gt;
درباره دلالت [[آیه]] بر عصمت صادقین سه تقریر ارائه شده است:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;تلازم پیروی مطلق با [[عصمت]]&#039;&#039;&#039;: مفاد [[آیه شریفه]] [[پیروی]] مطلق از [[صادقین]] است، و پیروی مطلق از فرد یا افرادی ملازم با عصمت آنان است&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|&amp;quot;إن الأمر ورد باتباعهم على الإطلاق، و ذلك يوجب عصمتهم و براءة ساحتهم و الأمان من زللهم؛ بدلالة إطلاق الأمر باتباعهم&amp;quot;}}. الفصول المختارة، ص۱۳۸، نیز ر.ک: تقریب المعارف، ص۱۲۴؛ بحارالأنوار، ج۲، ص۳۳؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این تقریر همانند تقریر اول [[آیه اولی‌الامر]] است و همه مطالب مذکور در مورد آن آیه از نظر اشکال و جواب در مورد این آیه جاری است و نیاز به تکرار نخواهد بود.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;تلازم [[علم]] به صادق بودن صادقین با عصمت&#039;&#039;&#039;: [[علامه حلی]] در شرح [[کلام]] [[محقق طوسی]] که آیه {{متن قرآن|كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} را از دلایل امامت امام علی {{ع}} دانسته، گفته است: «[[خداوند متعال]] به بودن با صادقین (پیروی از آنان و [[همراهی]] با آنان) [[امر]] کرده است و مقصود از «صادقین” کسانی‌اند که صادق بودن آنها معلوم است، و این ویژگی جز در مورد [[معصوم]] تحقق نمی‌یابد؛ زیرا نمی‌توان از صادق بودن غیر معصوم [[آگاه]] شد، و به [[اجماع]] [[مسلمانان]]، از [[اصحاب پیامبر]] {{صل}} غیر از [[علی]] {{ع}} کسی معصوم نیست. بنابراین، علی {{ع}} معصوم است، پس باید از او پیروی کرد”&amp;lt;ref&amp;gt;کشف المراد، ص۵۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|عصمت از منظر فریقین]] ص ۱۳۲؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۷۸؛ [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[پرهیزگاری]] و نیاز به پیشوای معصوم&#039;&#039;&#039;: فخرالدین رازی در تقریر [[استدلال]] به این آیه بر عصمت صادقین گفته است: «جمله {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ}} [[مؤمنان]] را به رعایت [[تقوای الهی]] [[دستور]] داده است و از آنان خواسته است که با صادقین باشند؛ یعنی از آنان [[الگو]] بگیرند و پیروی نمایند. از این جا روشن می‌شود که مؤمنان، معصوم نیستند و احتمال [[خطا]] در آنان می‌رود. بدین جهت برای آنکه از خطا مصون بمانند باید از کسانی [[پیروی]] کنند که از خطا مصون باشند و آنان همان [[صادقین]] هستند، و چون این مطلب ([[مؤمنان]] خطاپذیر) در همه زمان‌ها موجود است پس در همه زمان‌ها نیز باید [[معصوم]] وجود داشته باشد تا مؤمنان از او پیروی کنند”. آن گاه گفته است: «پیروی از معصوم در صورتی ممکن است که [[انسان]] به او عالم باشد و او را بشناسد. اما اگر راهی برای [[شناخت]] او وجود نداشته باشد، [[دستور]] به پیروی از او، [[تکلیف]] به مالا یطاق خواهد بود، و چون ما انسان معیّنی را به عنوان معصوم نمی‌شناسیم، بنابراین، [[آیه]] ما را به پیروی از فردی خاص دستور نمی‌دهد. در این جا فرض دیگری جز مجموع [[امت]] باقی نمی‌ماند. بر این اساس، مجموع امت مصداق صادقین و معصوم است و مؤمنان باید پیرو آن باشند”&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتیح الغیب، ج۱۶، ص۲۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سخن [[فخرالدین رازی]] در این که مقصود از صادقین در آیه، افراد معصوم است، [[استوار]] است، ولی این گفتار وی که ما فرد یا افراد معینی را نمی‌شناسیم که از ویژگی [[عصمت]] برخوردار باشند و بدین [[دلیل]] باید مصداق آن را اجماع امت یا [[اجماع]] [[اهل حلّ و عقد]] بدانیم، نادرست است؛ زیرا:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولاً: مسائل مورد [[اجماع امّت]]، اندک است و نمی‌تواند راه‌گشای [[مسلمانان]] در احکام دینی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانیاً: اجماع امّت اگر مشتمل بر فرد معصوم نباشد، به عصمت نمی‌انجامد و هم چنان احتمال خطا در مورد آن وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثالثاً: با رجوع به [[قرآن]] و [[سنت نبوی]] می‌توان [[معصومان]] را شناخت. از [[آیه تطهیر]]، [[حدیث ثقلین]]، [[حدیث سفینه]] و نظائر آنها به روشنی معصوم بودن [[اهل بیت پیامبر]] اکرم {{صل}} به دست می‌آید و در نتیجه آنان همان صادقینی هستند که [[خداوند]]، مسلمانان را به پیروی از آنان دستور داده و فرموده است: {{متن قرآن|كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}} چنان‌که در برخی [[روایات]]، صادقین در این آیه به [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل‌بیت]] او، به ویژه [[علی]] {{ع}} [[تفسیر]] شده است&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور، ج۴، ص۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آیه صادقین از دیدگاه اهل سنت ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|آیه صادقین از دیدگاه اهل سنت}}&lt;br /&gt;
علمای [[اهل سنت]] تصریح کرده‌اند که آیه صادقین درباره [[امام علی]]{{ع}} و [[ائمه معصوم]]{{عم}} نازل شده است. [[ابن جوزی]] می‌گوید: «دیدگاه علمای سیره‌نویس این است که آیه صادقین درباره امام علی{{ع}} نازل شده است»&amp;lt;ref&amp;gt;تذکرة الخواص من الامة بذکر خصائص الائمة، ص۲۵. {{عربی|&amp;quot;علماء السير معناه كونوا مع علي&amp;quot;}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[شوکانی]] به نقل از [[ابن عباس]] می‌گوید: «مقصود از [[صادقین]] امام علی{{ع}} است». [[ابن مردویه]] نیز در این‌باره از این عباس نقل کرده است: «با امام علی{{ع}} باشید»&amp;lt;ref&amp;gt;فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة و الدرایة من علم التفسیر، ج۲، ص۴۱۴. {{عربی|&amp;quot;مَعَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ&amp;quot;}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بنا بر قاعده معروف نزد علمای [[اهل سنت]]، تعدد و تکثر [[روایات]] موجب تقویت و تحکیم یکدیگرند. این مطلب [[شأن نزول آیه صادقین]] را درباره امام علی{{ع}} ثابت می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
* [[مقام صادقین]]&lt;br /&gt;
* [[صادقین]]&lt;br /&gt;
* [[صدیقین]]&lt;br /&gt;
* [[آیات امامت امام علی]]&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پرسش‌های وابسته ==&lt;br /&gt;
{{پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
# [[مفاد آیه صادقین چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[صادقین چه کسانی هستند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[شأن نزول آیه صادقین چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیه صادقین چگونه نصب الهی امام را اثبات می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیه صادقین چگونه بر ضرورت وجود امام دلالت دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیه صادقین چگونه بر عصمت اهل بیت و امامان دوازده‌گانه دلالت می‌‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیا درباره مصداق صادقین اختلافی وجود دارد؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[مراد از صادقین در آیه صادقین چه کسانی هستند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
# [[آیه صادقین چگونه بر عصمت امام علی دلالت می‌کند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
{{پایان پرسش‌های وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی| ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه صادقین (مقاله)|مقاله «آیه صادقین»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه کلام اسلامی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681032.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امامت اهل بیت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;معارف و عقاید ۵ ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:4670311.jpg|22px]] [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امام‌شناسی ۵&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:136871.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;ولایت و امامت در قرآن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1379719.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;عصمت از منظر فریقین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100767.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|&#039;&#039;&#039;عصمت امام&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010218.jpg|22px]] [[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;امامت و دلایل انتصابی بودن آن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{امامت شناسی}}&lt;br /&gt;
{{فضائل امام علی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آیات امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات نامدار]]&lt;br /&gt;
[[رده:آیات دارای شأن نزول]]&lt;br /&gt;
[[رده:اثبات امامت امام علی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Berisam</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=1312727</id>
		<title>امامت امام علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=1312727"/>
		<updated>2024-08-12T09:51:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Berisam: /* دلایل عقلی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = امام علی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[امامت امام علی در قرآن]] - [[امامت امام علی در حدیث]] - [[امامت امام علی در کلام اسلامی]] - [[امامت امام علی در تاریخ اسلامی]] - [[امامت امام علی در معارف و سیره فاطمی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = امام علی (پرسش)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[امام علی]] {{ع}}&#039;&#039;&#039; [[جانشین]] بلافصل [[پیامبر خاتم]] {{صل}} است. [[ادله]] مختلف عقلی و نقلی بر این موضوع بیان شده است که برخی از دلایل عقلی عبارت است از: [[عصمت امام علی]] {{ع}}؛ [[افضلیت]] و اعلمیت آن حضرت. از دلایل نقلی نیز مواردی را می‌توان نام برد مانند: [[آیه ولایت]]؛ [[آیه تبلیغ]]؛ [[آیه اکمال دین]]؛ [[آیه اولوالامر]]؛ [[آیه صادقین]] و روایات فراوانی که در این زمینه وارد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
[[امام علی بن ابی طالب]] {{ع}} [[روز جمعه]] سیزدهم [[ماه رجب]]، سی سال پس از [[عام الفیل]] و بیست و سه سال قبل از هجرت در [[مکه]] و در داخل [[کعبه]] معظمه به [[دنیا]] آمد. پدرش [[ابوطالب]] [[فرزند]] [[عبدالمطلب]] و مادرش [[فاطمه دختر اسد]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی]] {{ع}} از کودکی زیر نظر [[پیامبر]] {{صل}} [[تربیت]] شد و راه و روش رشد و کمال را از او آموخت و آنگاه که [[رسول]] گرامی {{صل}} به [[پیامبری]] [[برگزیده]] شد، نخستین فرد از مردان بود که به او [[ایمان]] آورد. وی به [[پیامبر]] {{صل}} ارادت و [[انقیاد]] کامل داشت و سرباز فداکاری بود که هرگاه خطری [[اسلام]] را تهدید می‌کرد، به [[دفاع]] از آن برمی خاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پیامبر]] {{صل}} در سال آخر عمر خویش با [[مسلمانان]] برای انجام [[مناسک]] [[حج]] ([[حجة الوداع]]) رهسپار [[مکه]] گردید و [[علی]] {{ع}} نیز به دستور پیامبر از [[یمن]] به [[مکه]] رفت و در مراسم شکوهمند [[حج]] شرکت کرد و پس از انجام [[مناسک]] [[حج]] به هنگام بازگشت در سرزمین [[جحفه]] و در کنار [[غدیر خم]] در جمع انبوه [[مسلمانان]] [[علی]] {{ع}} را به [[جانشینی]] خود [[منصوب]] کرد&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۴۱ ـ ۴۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلایل امامت امام علی {{ع}} ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|اثبات امامت امام علی}}&lt;br /&gt;
متکلمان شیعه از طریق [[عقل]] و [[نقل]] بر اثبات [[امامت امام علی]] {{ع}} [[استدلال]] کرده‌اند، که به [[نقل]] و تبیین برخی از مهم‌ترین آنها بسنده می‌کنیم:&lt;br /&gt;
=== دلایل عقلی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ١. [[عصمت]] ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|عصمت امام علی}}&lt;br /&gt;
یکی از ادله بر [[امامت علی]] {{ع}} این است که [[امام]] باید [[معصوم]] باشد و کسانی که غیر از [[علی]] {{ع}} مدعی [[امامت]] بودند یا دیگران مدعی امامت آنان بودند ([[ابوبکر]] و [[عباس]] و [[سعد بن عباده]]) [[معصوم]] نبودند؛ زیرا قبل از [[اسلام]]، [[بت]] پرست و [[مشرک]] بودند، و پس از اسلام آوردن نیز کسی مدعی اینکه از مقام [[عصمت علمی]] و عملی برخوردار باشند، نبوده است. بنابراین، در میان [[اصحاب پیامبر]] {{صل}}، غیر از [[علی]] {{ع}} کسی از ویژگی [[عصمت]] برخوردار نبوده است. بر این اساس [[امامت]] او اثبات می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عصمت]] آن حضرت یکی از این طریق اثبات می‌شود که اگر او هم دارای [[مقام عصمت]] نباشد، هیچ کس در [[امت اسلامی]] شایستگی [[امامت]] را نخواهد داشت، با اینکه [[وجود امام]] [[واجب]] است، در این فرض لازم می‌آید که این [[فریضه]] [[اسلامی]] هرگز تحقق نیابد و این، برخلاف [[اجماع]] [[امت اسلامی]] است؛ زیرا [[حق]] از [[امت اسلامی]] بیرون نخواهد بود&amp;lt;ref&amp;gt;سید مرتضی، علی بن الحسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۳۷؛ طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فیما یتعلق بالإعتقاد، ص۳۱۷- ۳۱۸؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۰۰؛ فاضل مقداد، جمال الدین، ارشاد الطالبین، ص۳۳۹؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام، ۱۸۶- ۱۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ۲. [[افضلیت]] ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|افضلیت امام علی}}&lt;br /&gt;
یکی از [[شرایط امامت]]، [[افضلیت]] است ([[افضلیت امام]]) و از طرفی، [[علی]] {{ع}} [[افضل]] [[صحابه]] و بلکه [[افضل]] افراد [[بشر]] پس از [[پیامبر]] {{صل}} است؛ بنابراین، [[امامت]] در وی تعین یافته است&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ۳. اعلمیت ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|اعلمیت امام علی}}&lt;br /&gt;
[[امام]] باید به عموم [[احکام شریعت]] [[علم بالفعل]] و [[مصون از خطا]] داشته باشد ([[امامت]]، [[صفات امام]]) هیچ یک از مدعیان [[امامت]] به جز [[علی]] {{ع}} از چنین [[علم گسترده]] و کاملی برخوردار نبودند. آنچه [[اهل سنت]] درباره [[ابوبکر]] و [[عباسیه]] درباره [[عباس]] عموی پیامبر معتقدند، علم اجتهادی است که هم محدود است و هم خطاپذیر. بنابراین، [[امامت]] به [[علی]] {{ع}} اختصاص داشته است&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ۴. عدم صلاحیت دیگران برای [[امامت]] ====&lt;br /&gt;
کسانی که مدعی [[امامت]] بودند علاوه بر این که فاقد صفات [[عصمت]]، [[افضلیت]] و اعلمیت بودند، دست به کارهایی زدند که نشان دهنده عدم صلاحیت آنان برای احراز [[مقام امامت]] است. متکلمان شیعه این بحث را ذیل عنوان [[مطاعن]] [[خلفا]] مطرح کرده و موارد بسیاری از [[مطاعن]] [[خلفای سه گانه]] را [[نقل]] کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۵۰۴- ۵۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; با اثبات عدم شایستگی مدعیان [[امامت]]، [[امامت]] در [[علی]] {{ع}} تعین خواهد یافت؛ زیرا در غیر این صورت، [[حق]] از [[امت اسلامی]] بیرون خواهد بود که بر خلاف [[اجماع]] است&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ۵. [[معجزات امام علی]] {{ع}} ====&lt;br /&gt;
[[معجزه]]، همان‌گونه که اثبات کننده [[صدق]] مدعی [[نبوت]] است، [[راستگویی]] مدعی [[امامت]] را نیز اثبات می‌کند (طریق [[تعیین امام]]). [[علی]] {{ع}} خود را شایسته‌ترین فرد برای [[امامت]] می‌دانست: {{متن حدیث|أَنَا أَحَقُّ بِهَذَا الْأَمْرِ مِنْكُمْ لَا أُبَايِعُكُمْ وَ أَنْتُمْ أَوْلَى بِالْبَيْعَةِ لِي}}&amp;lt;ref&amp;gt;دینوری، ابن قتیبه، الإمامة والسیاسة، ج۱، ص۱۸؛ نهج البلاغه، خطبه۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; از سوی دیگر [[معجزات]] بسیاری به دست او آشکار گردید. این [[معجزات]] [[دلیل]] روشن [[امامت]] اوست&amp;lt;ref&amp;gt;حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۵۰۲- ۵۰۳؛ حلبی، ابوالصلاح، تقریب المعارف، ص۱۱۹- ۱۲۰؛ فاضل مقداد، جمال الدین، اللوامع الإلهیة، ص۳۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دلایل نقلی ===&lt;br /&gt;
==== امامت امام علی در قرآن ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت امام علی در قرآن}}&lt;br /&gt;
چندین [[آیه قرآن]] به صورت صریح یا ضمنی بر [[ولایت]] و [[امامت علی]]{{ع}} دلالت دارد. &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه ولایت]]:&#039;&#039;&#039; [[حاکم حسکانی]] در بیان [[شأن نزول آیه]] شریفه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; چندین [[روایت]] از [[ابن عباس]] نقل می‌کند که این [[آیه]] درباره [[علی بن ابی‌طالب]] نازل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۹ - ۲۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. وی برای [[اثبات]] تواتر روایات درباره نزول آیه یادشده در [[ولایت علی]]{{ع}}، قضیه [[خاتم‌بخشی]] علی{{ع}} در حال [[نماز]] را با عبارت‌های مختلف از چندین [[شخصیت]] صدر اسلام از جمله [[انس بن مالک]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۱۳ - ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[محمد بن حنفیه]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۱۶-۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عطاء بن سائب]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عبدالملک بن جریج مکی]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عمار بن یاسر]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[جابر بن عبدالله أنصاری]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۴ – ۲۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[مقداد بن أسود کندی]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[ابوذر غفاری]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۹ – ۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; نقل می‌کند که گزارش کرده‌اند [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; در اثبات ولایت علی{{ع}} نازل شده است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه تبلیغ]]:&#039;&#039;&#039; یکی دیگر از [[آیات]] نازل شده پیرامون [[ولایت علی]]{{ع}}، آیه «[[تبلیغ]]» است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَئِكَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضَلُّ عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ}} «بگو آیا می‌خواهید از کسانی که نزد خداوند کیفری بدتر از این دارند، آگاهتان گردانم؟» سوره مائده، آیه ۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بر اساس روایاتی که در منابع شیعه و برخی منابع [[اهل سنت]]&amp;lt;ref&amp;gt;سیوطی، الدر المنثور، ج۲، ص۲۹۸؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۵۰ – ۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; نقل شده، این آیه درباره ولایت علی{{ع}} نازل شده است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه اکمال دین]]:&#039;&#039;&#039; آیه {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم » سوره مائده، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز در [[روز]] [[واقعه غدیر خم]]&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۷، طبری؛ کتاب الولایة فی طرق حدیث الغدیر» به نقل از: امینی، الغدیر، ج۱، ص۴۲۴ - ۴۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به روایتی، بلافاصله پس از [[نصب علی]]{{ع}} به ولایت [[مسلمانان]] نازل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ صدوق، الأمالی، ص۳۵۶؛ طبری، آملی، بشارة المصطفی، ص۲۱۱؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه اولوالامر]]:&#039;&#039;&#039; برخی [[آیات]] نیز به [[امامت]] و [[ولایت]] همه [[ائمه اهل بیت]]{{عم}} تطبیق شده است؛ از جمله [[آیه]] [[اطاعت از اولوالامر]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. منظور از [[اولوالامر]] به تصریح [[روایات]] [[ائمه دوازده‌گانه]] [[شیعه]] هستند&amp;lt;ref&amp;gt;قندوزی، ینابیع المودة، ج۱، ص۳۵۰ و ج۲، ص۴۳۷ و ج۳، ص۲۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه صادقین]]:&#039;&#039;&#039; یکی دیگر از آیاتی که به امامت و ولایت همه ائمه اهل بیت{{عم}} تطبیق شده، آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; است. مراد از {{متن قرآن|كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}، صِرف [[همراهی]] نیست؛ بلکه [[تبعیت]] و [[پیروی]] کردن مد نظر است&amp;lt;ref&amp;gt;طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ از این رو همۀ علمای شیعه و بسیاری از علمای [[اهل سنت]] مراد از «[[صادقین]]» را علی{{ع}} دانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;گنجی، کفایة الطالب، ص۲۳۶، به نقل از: الغدیر، ج۲، ص۴۳۰؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۲۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[حافظ نجفی|نجفی، حافظ]]، [[قرآن و امامت اهل بیت (مقاله)|مقاله «قرآن و امامت اهل بیت»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۲۱ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۲۱]]، ص ۲۱ ـ ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امامت امام علی در حدیث ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت امام علی در حدیث}}&lt;br /&gt;
روایات فراوانی از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه]] {{ع}} درباره امامت امام علی {{ع}} وجود دارد مانند اینکه [[رسول خاتم]] {{صل}} در این باره فرمودند: ای [[علی]]! پس از من، تو [[وصی]] و [[جانشین]] من و [[امام]] [[امت]] هستی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|یا عَلِی، أنتَ وَصِیی وخَلیفَتی وإمامُ امتی بَعدی}}، الأمالی، صدوق، ص ۴۳۴، ح ۵۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و یا اینکه فرمودند: &amp;quot;ای [[علی]]! تو [[وصی]] من و [[امام]] [[امت]] [[منی]]. هر کس از تو [[اطاعت]] کند، از من [[اطاعت]] کرده و هر کس از تو سرپیچد، از من سرپیچیده است&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|یا عَلِی، أنتَ وَصِیی وإمامُ امتی؛ مَن أطاعَک أطاعَنی، ومَن عَصاک عَصانی}}؛ الأمالی، صدوق، ص ۶۲، ح ۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۰۶ ـ ۱۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{:امامت (نمایه)}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681148.jpg|22px]] [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه کلام اسلامی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010024.jpg|22px]] [[حافظ نجفی|نجفی، حافظ]]، [[قرآن و امامت اهل بیت (مقاله)|مقاله «قرآن و امامت اهل بیت»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۲۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;موسوعه رد شبهات ج۲۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امامت اهل بیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:امام علی]]&lt;br /&gt;
[[رده:باورهای اختصاصی شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های اولویت دو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Berisam</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=1312720</id>
		<title>امامت امام علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=1312720"/>
		<updated>2024-08-12T09:26:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Berisam: /* #عصمت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = امام علی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[امامت امام علی در قرآن]] - [[امامت امام علی در حدیث]] - [[امامت امام علی در کلام اسلامی]] - [[امامت امام علی در تاریخ اسلامی]] - [[امامت امام علی در معارف و سیره فاطمی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = امام علی (پرسش)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[امام علی]] {{ع}}&#039;&#039;&#039; [[جانشین]] بلافصل [[پیامبر خاتم]] {{صل}} است. [[ادله]] مختلف عقلی و نقلی بر این موضوع بیان شده است که برخی از دلایل عقلی عبارت است از: [[عصمت امام علی]] {{ع}}؛ [[افضلیت]] و اعلمیت آن حضرت. از دلایل نقلی نیز مواردی را می‌توان نام برد مانند: [[آیه ولایت]]؛ [[آیه تبلیغ]]؛ [[آیه اکمال دین]]؛ [[آیه اولوالامر]]؛ [[آیه صادقین]] و روایات فراوانی که در این زمینه وارد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
[[امام علی بن ابی طالب]] {{ع}} [[روز جمعه]] سیزدهم [[ماه رجب]]، سی سال پس از [[عام الفیل]] و بیست و سه سال قبل از هجرت در [[مکه]] و در داخل [[کعبه]] معظمه به [[دنیا]] آمد. پدرش [[ابوطالب]] [[فرزند]] [[عبدالمطلب]] و مادرش [[فاطمه دختر اسد]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی]] {{ع}} از کودکی زیر نظر [[پیامبر]] {{صل}} [[تربیت]] شد و راه و روش رشد و کمال را از او آموخت و آنگاه که [[رسول]] گرامی {{صل}} به [[پیامبری]] [[برگزیده]] شد، نخستین فرد از مردان بود که به او [[ایمان]] آورد. وی به [[پیامبر]] {{صل}} ارادت و [[انقیاد]] کامل داشت و سرباز فداکاری بود که هرگاه خطری [[اسلام]] را تهدید می‌کرد، به [[دفاع]] از آن برمی خاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پیامبر]] {{صل}} در سال آخر عمر خویش با [[مسلمانان]] برای انجام [[مناسک]] [[حج]] ([[حجة الوداع]]) رهسپار [[مکه]] گردید و [[علی]] {{ع}} نیز به دستور پیامبر از [[یمن]] به [[مکه]] رفت و در مراسم شکوهمند [[حج]] شرکت کرد و پس از انجام [[مناسک]] [[حج]] به هنگام بازگشت در سرزمین [[جحفه]] و در کنار [[غدیر خم]] در جمع انبوه [[مسلمانان]] [[علی]] {{ع}} را به [[جانشینی]] خود [[منصوب]] کرد&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۴۱ ـ ۴۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلایل امامت امام علی {{ع}} ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|اثبات امامت امام علی}}&lt;br /&gt;
متکلمان شیعه از طریق [[عقل]] و [[نقل]] بر اثبات [[امامت امام علی]] {{ع}} [[استدلال]] کرده‌اند، که به [[نقل]] و تبیین برخی از مهم‌ترین آنها بسنده می‌کنیم:&lt;br /&gt;
=== دلایل عقلی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== # [[عصمت]] ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|عصمت امام علی}}&lt;br /&gt;
یکی از ادله بر [[امامت علی]] {{ع}} این است که [[امام]] باید [[معصوم]] باشد و کسانی که غیر از [[علی]] {{ع}} مدعی [[امامت]] بودند یا دیگران مدعی امامت آنان بودند ([[ابوبکر]] و [[عباس]] و [[سعد بن عباده]]) [[معصوم]] نبودند؛ زیرا قبل از [[اسلام]]، [[بت]] پرست و [[مشرک]] بودند، و پس از اسلام آوردن نیز کسی مدعی اینکه از مقام [[عصمت علمی]] و عملی برخوردار باشند، نبوده است. بنابراین، در میان [[اصحاب پیامبر]] {{صل}}، غیر از [[علی]] {{ع}} کسی از ویژگی [[عصمت]] برخوردار نبوده است. بر این اساس [[امامت]] او اثبات می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عصمت]] آن حضرت یکی از این طریق اثبات می‌شود که اگر او هم دارای [[مقام عصمت]] نباشد، هیچ کس در [[امت اسلامی]] شایستگی [[امامت]] را نخواهد داشت، با اینکه [[وجود امام]] [[واجب]] است، در این فرض لازم می‌آید که این [[فریضه]] [[اسلامی]] هرگز تحقق نیابد و این، برخلاف [[اجماع]] [[امت اسلامی]] است؛ زیرا [[حق]] از [[امت اسلامی]] بیرون نخواهد بود&amp;lt;ref&amp;gt;سید مرتضی، علی بن الحسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۳۷؛ طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فیما یتعلق بالإعتقاد، ص۳۱۷- ۳۱۸؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۰۰؛ فاضل مقداد، جمال الدین، ارشاد الطالبین، ص۳۳۹؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام، ۱۸۶- ۱۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# ==== [[افضلیت]] ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|افضلیت امام علی}}&lt;br /&gt;
یکی از [[شرایط امامت]]، [[افضلیت]] است ([[افضلیت امام]]) و از طرفی، [[علی]] {{ع}} [[افضل]] [[صحابه]] و بلکه [[افضل]] افراد [[بشر]] پس از [[پیامبر]] {{صل}} است ([[افضلیت علی]] {{ع}}) بنابراین، [[امامت]] در وی تعین یافته است&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اعلمیت و [[امامت امام علی]] {{ع}} ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|اعلمیت امام علی}}&lt;br /&gt;
[[امام]] باید به عموم [[احکام شریعت]] [[علم بالفعل]] و [[مصون از خطا]] داشته باشد ([[امامت]]، [[صفات امام]]) هیچ یک از مدعیان [[امامت]] به جز [[علی]] {{ع}} از چنین [[علم گسترده]] و کاملی برخوردار نبودند. آنچه [[اهل سنت]] درباره [[ابوبکر]] و [[عباسیه]] درباره [[عباس]] عموی پیامبر معتقدند، علم اجتهادی است که هم محدود است و هم خطاپذیر. بنابراین، [[امامت]] به [[علی]] {{ع}} اختصاص داشته است&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== عدم صلاحیت دیگران برای [[امامت]] ====&lt;br /&gt;
کسانی که مدعی [[امامت]] بودند علاوه بر این که فاقد صفات [[عصمت]]، [[افضلیت]] و اعلمیت بودند، دست به کارهایی زدند که نشان دهنده عدم صلاحیت آنان برای احراز [[مقام امامت]] است. متکلمان شیعه این بحث را ذیل عنوان [[مطاعن]] [[خلفا]] مطرح کرده و موارد بسیاری از [[مطاعن]] [[خلفای سه گانه]] را [[نقل]] کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۵۰۴- ۵۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; با اثبات عدم شایستگی مدعیان [[امامت]]، [[امامت]] در [[علی]] {{ع}} تعین خواهد یافت، زیرا در غیر این صورت، [[حق]] از [[امت اسلامی]] بیرون خواهد بود که بر خلاف [[اجماع]] است&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== [[معجزات امام علی]] {{ع}} ====&lt;br /&gt;
[[معجزه]]، همان‌گونه که اثبات کننده [[صدق]] مدعی [[نبوت]] است، [[راستگویی]] مدعی [[امامت]] را نیز اثبات می‌کند (طریق [[تعیین امام]]). [[علی]] {{ع}} خود را شایسته‌ترین فرد برای [[امامت]] می‌دانست: {{متن حدیث|أَنَا أَحَقُّ بِهَذَا الْأَمْرِ مِنْكُمْ لَا أُبَايِعُكُمْ وَ أَنْتُمْ أَوْلَى بِالْبَيْعَةِ لِي}}&amp;lt;ref&amp;gt;دینوری، ابن قتیبه، الإمامة والسیاسة، ج۱، ص۱۸؛ نهج البلاغه، خطبه۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; از سوی دیگر [[معجزات]] بسیاری به دست او آشکار گردید. این [[معجزات]] [[دلیل]] روشن [[امامت]] اوست&amp;lt;ref&amp;gt;حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۵۰۲- ۵۰۳؛ حلبی، ابوالصلاح، تقریب المعارف، ص۱۱۹- ۱۲۰؛ فاضل مقداد، جمال الدین، اللوامع الإلهیة، ص۳۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دلایل نقلی ===&lt;br /&gt;
==== امامت امام علی در قرآن ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت امام علی در قرآن}}&lt;br /&gt;
چندین [[آیه قرآن]] به صورت صریح یا ضمنی بر [[ولایت]] و [[امامت علی]]{{ع}} دلالت دارد. &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه ولایت]]:&#039;&#039;&#039; [[حاکم حسکانی]] در بیان [[شأن نزول آیه]] شریفه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; چندین [[روایت]] از [[ابن عباس]] نقل می‌کند که این [[آیه]] درباره [[علی بن ابی‌طالب]] نازل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۹ - ۲۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. وی برای [[اثبات]] تواتر روایات درباره نزول آیه یادشده در [[ولایت علی]]{{ع}}، قضیه [[خاتم‌بخشی]] علی{{ع}} در حال [[نماز]] را با عبارت‌های مختلف از چندین [[شخصیت]] صدر اسلام از جمله [[انس بن مالک]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۱۳ - ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[محمد بن حنفیه]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۱۶-۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عطاء بن سائب]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عبدالملک بن جریج مکی]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عمار بن یاسر]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[جابر بن عبدالله أنصاری]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۴ – ۲۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[مقداد بن أسود کندی]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[ابوذر غفاری]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۹ – ۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; نقل می‌کند که گزارش کرده‌اند [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; در اثبات ولایت علی{{ع}} نازل شده است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه تبلیغ]]:&#039;&#039;&#039; یکی دیگر از [[آیات]] نازل شده پیرامون [[ولایت علی]]{{ع}}، آیه «[[تبلیغ]]» است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَئِكَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضَلُّ عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ}} «بگو آیا می‌خواهید از کسانی که نزد خداوند کیفری بدتر از این دارند، آگاهتان گردانم؟» سوره مائده، آیه ۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بر اساس روایاتی که در منابع شیعه و برخی منابع [[اهل سنت]]&amp;lt;ref&amp;gt;سیوطی، الدر المنثور، ج۲، ص۲۹۸؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۵۰ – ۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; نقل شده، این آیه درباره ولایت علی{{ع}} نازل شده است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه اکمال دین]]:&#039;&#039;&#039; آیه {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم » سوره مائده، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز در [[روز]] [[واقعه غدیر خم]]&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۷، طبری؛ کتاب الولایة فی طرق حدیث الغدیر» به نقل از: امینی، الغدیر، ج۱، ص۴۲۴ - ۴۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به روایتی، بلافاصله پس از [[نصب علی]]{{ع}} به ولایت [[مسلمانان]] نازل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ صدوق، الأمالی، ص۳۵۶؛ طبری، آملی، بشارة المصطفی، ص۲۱۱؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه اولوالامر]]:&#039;&#039;&#039; برخی [[آیات]] نیز به [[امامت]] و [[ولایت]] همه [[ائمه اهل بیت]]{{عم}} تطبیق شده است؛ از جمله [[آیه]] [[اطاعت از اولوالامر]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. منظور از [[اولوالامر]] به تصریح [[روایات]] [[ائمه دوازده‌گانه]] [[شیعه]] هستند&amp;lt;ref&amp;gt;قندوزی، ینابیع المودة، ج۱، ص۳۵۰ و ج۲، ص۴۳۷ و ج۳، ص۲۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه صادقین]]:&#039;&#039;&#039; یکی دیگر از آیاتی که به امامت و ولایت همه ائمه اهل بیت{{عم}} تطبیق شده، آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; است. مراد از {{متن قرآن|كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}، صِرف [[همراهی]] نیست؛ بلکه [[تبعیت]] و [[پیروی]] کردن مد نظر است&amp;lt;ref&amp;gt;طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ از این رو همۀ علمای شیعه و بسیاری از علمای [[اهل سنت]] مراد از «[[صادقین]]» را علی{{ع}} دانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;گنجی، کفایة الطالب، ص۲۳۶، به نقل از: الغدیر، ج۲، ص۴۳۰؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۲۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[حافظ نجفی|نجفی، حافظ]]، [[قرآن و امامت اهل بیت (مقاله)|مقاله «قرآن و امامت اهل بیت»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۲۱ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۲۱]]، ص ۲۱ ـ ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امامت امام علی در حدیث ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت امام علی در حدیث}}&lt;br /&gt;
روایات فراوانی از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه]] {{ع}} درباره امامت امام علی {{ع}} وجود دارد مانند اینکه [[رسول خاتم]] {{صل}} در این باره فرمودند: ای [[علی]]! پس از من، تو [[وصی]] و [[جانشین]] من و [[امام]] [[امت]] هستی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|یا عَلِی، أنتَ وَصِیی وخَلیفَتی وإمامُ امتی بَعدی}}، الأمالی، صدوق، ص ۴۳۴، ح ۵۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و یا اینکه فرمودند: &amp;quot;ای [[علی]]! تو [[وصی]] من و [[امام]] [[امت]] [[منی]]. هر کس از تو [[اطاعت]] کند، از من [[اطاعت]] کرده و هر کس از تو سرپیچد، از من سرپیچیده است&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|یا عَلِی، أنتَ وَصِیی وإمامُ امتی؛ مَن أطاعَک أطاعَنی، ومَن عَصاک عَصانی}}؛ الأمالی، صدوق، ص ۶۲، ح ۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۰۶ ـ ۱۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{:امامت (نمایه)}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681148.jpg|22px]] [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه کلام اسلامی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010024.jpg|22px]] [[حافظ نجفی|نجفی، حافظ]]، [[قرآن و امامت اهل بیت (مقاله)|مقاله «قرآن و امامت اهل بیت»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۲۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;موسوعه رد شبهات ج۲۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امامت اهل بیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:امام علی]]&lt;br /&gt;
[[رده:باورهای اختصاصی شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های اولویت دو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Berisam</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=1312719</id>
		<title>امامت امام علی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=1312719"/>
		<updated>2024-08-12T09:25:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Berisam: /* دلایل جانشینی بلافصل امام علی {{ع}} */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = امام علی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[امامت امام علی در قرآن]] - [[امامت امام علی در حدیث]] - [[امامت امام علی در کلام اسلامی]] - [[امامت امام علی در تاریخ اسلامی]] - [[امامت امام علی در معارف و سیره فاطمی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = امام علی (پرسش)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[امام علی]] {{ع}}&#039;&#039;&#039; [[جانشین]] بلافصل [[پیامبر خاتم]] {{صل}} است. [[ادله]] مختلف عقلی و نقلی بر این موضوع بیان شده است که برخی از دلایل عقلی عبارت است از: [[عصمت امام علی]] {{ع}}؛ [[افضلیت]] و اعلمیت آن حضرت. از دلایل نقلی نیز مواردی را می‌توان نام برد مانند: [[آیه ولایت]]؛ [[آیه تبلیغ]]؛ [[آیه اکمال دین]]؛ [[آیه اولوالامر]]؛ [[آیه صادقین]] و روایات فراوانی که در این زمینه وارد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
[[امام علی بن ابی طالب]] {{ع}} [[روز جمعه]] سیزدهم [[ماه رجب]]، سی سال پس از [[عام الفیل]] و بیست و سه سال قبل از هجرت در [[مکه]] و در داخل [[کعبه]] معظمه به [[دنیا]] آمد. پدرش [[ابوطالب]] [[فرزند]] [[عبدالمطلب]] و مادرش [[فاطمه دختر اسد]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی]] {{ع}} از کودکی زیر نظر [[پیامبر]] {{صل}} [[تربیت]] شد و راه و روش رشد و کمال را از او آموخت و آنگاه که [[رسول]] گرامی {{صل}} به [[پیامبری]] [[برگزیده]] شد، نخستین فرد از مردان بود که به او [[ایمان]] آورد. وی به [[پیامبر]] {{صل}} ارادت و [[انقیاد]] کامل داشت و سرباز فداکاری بود که هرگاه خطری [[اسلام]] را تهدید می‌کرد، به [[دفاع]] از آن برمی خاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پیامبر]] {{صل}} در سال آخر عمر خویش با [[مسلمانان]] برای انجام [[مناسک]] [[حج]] ([[حجة الوداع]]) رهسپار [[مکه]] گردید و [[علی]] {{ع}} نیز به دستور پیامبر از [[یمن]] به [[مکه]] رفت و در مراسم شکوهمند [[حج]] شرکت کرد و پس از انجام [[مناسک]] [[حج]] به هنگام بازگشت در سرزمین [[جحفه]] و در کنار [[غدیر خم]] در جمع انبوه [[مسلمانان]] [[علی]] {{ع}} را به [[جانشینی]] خود [[منصوب]] کرد&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۴۱ ـ ۴۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلایل امامت امام علی {{ع}} ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|اثبات امامت امام علی}}&lt;br /&gt;
متکلمان شیعه از طریق [[عقل]] و [[نقل]] بر اثبات [[امامت امام علی]] {{ع}} [[استدلال]] کرده‌اند، که به [[نقل]] و تبیین برخی از مهم‌ترین آنها بسنده می‌کنیم:&lt;br /&gt;
=== دلایل عقلی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== #[[عصمت]] ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|عصمت امام علی}}&lt;br /&gt;
یکی از ادله بر [[امامت علی]] {{ع}} این است که [[امام]] باید [[معصوم]] باشد و کسانی که غیر از [[علی]] {{ع}} مدعی [[امامت]] بودند یا دیگران مدعی امامت آنان بودند ([[ابوبکر]] و [[عباس]] و [[سعد بن عباده]]) [[معصوم]] نبودند؛ زیرا قبل از [[اسلام]]، [[بت]] پرست و [[مشرک]] بودند، و پس از اسلام آوردن نیز کسی مدعی اینکه از مقام [[عصمت علمی]] و عملی برخوردار باشند، نبوده است. بنابراین، در میان [[اصحاب پیامبر]] {{صل}}، غیر از [[علی]] {{ع}} کسی از ویژگی [[عصمت]] برخوردار نبوده است. بر این اساس [[امامت]] او اثبات می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عصمت]] آن حضرت یکی از این طریق اثبات می‌شود که اگر او هم دارای [[مقام عصمت]] نباشد، هیچ کس در [[امت اسلامی]] شایستگی [[امامت]] را نخواهد داشت، با اینکه [[وجود امام]] [[واجب]] است، در این فرض لازم می‌آید که این [[فریضه]] [[اسلامی]] هرگز تحقق نیابد و این، برخلاف [[اجماع]] [[امت اسلامی]] است؛ زیرا [[حق]] از [[امت اسلامی]] بیرون نخواهد بود&amp;lt;ref&amp;gt;سید مرتضی، علی بن الحسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۳۷؛ طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فیما یتعلق بالإعتقاد، ص۳۱۷- ۳۱۸؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۰۰؛ فاضل مقداد، جمال الدین، ارشاد الطالبین، ص۳۳۹؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام، ۱۸۶- ۱۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#==== [[افضلیت]] ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|افضلیت امام علی}}&lt;br /&gt;
یکی از [[شرایط امامت]]، [[افضلیت]] است ([[افضلیت امام]]) و از طرفی، [[علی]] {{ع}} [[افضل]] [[صحابه]] و بلکه [[افضل]] افراد [[بشر]] پس از [[پیامبر]] {{صل}} است ([[افضلیت علی]] {{ع}}) بنابراین، [[امامت]] در وی تعین یافته است&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اعلمیت و [[امامت امام علی]] {{ع}} ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|اعلمیت امام علی}}&lt;br /&gt;
[[امام]] باید به عموم [[احکام شریعت]] [[علم بالفعل]] و [[مصون از خطا]] داشته باشد ([[امامت]]، [[صفات امام]]) هیچ یک از مدعیان [[امامت]] به جز [[علی]] {{ع}} از چنین [[علم گسترده]] و کاملی برخوردار نبودند. آنچه [[اهل سنت]] درباره [[ابوبکر]] و [[عباسیه]] درباره [[عباس]] عموی پیامبر معتقدند، علم اجتهادی است که هم محدود است و هم خطاپذیر. بنابراین، [[امامت]] به [[علی]] {{ع}} اختصاص داشته است&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== عدم صلاحیت دیگران برای [[امامت]] ====&lt;br /&gt;
کسانی که مدعی [[امامت]] بودند علاوه بر این که فاقد صفات [[عصمت]]، [[افضلیت]] و اعلمیت بودند، دست به کارهایی زدند که نشان دهنده عدم صلاحیت آنان برای احراز [[مقام امامت]] است. متکلمان شیعه این بحث را ذیل عنوان [[مطاعن]] [[خلفا]] مطرح کرده و موارد بسیاری از [[مطاعن]] [[خلفای سه گانه]] را [[نقل]] کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۵۰۴- ۵۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; با اثبات عدم شایستگی مدعیان [[امامت]]، [[امامت]] در [[علی]] {{ع}} تعین خواهد یافت، زیرا در غیر این صورت، [[حق]] از [[امت اسلامی]] بیرون خواهد بود که بر خلاف [[اجماع]] است&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== [[معجزات امام علی]] {{ع}} ====&lt;br /&gt;
[[معجزه]]، همان‌گونه که اثبات کننده [[صدق]] مدعی [[نبوت]] است، [[راستگویی]] مدعی [[امامت]] را نیز اثبات می‌کند (طریق [[تعیین امام]]). [[علی]] {{ع}} خود را شایسته‌ترین فرد برای [[امامت]] می‌دانست: {{متن حدیث|أَنَا أَحَقُّ بِهَذَا الْأَمْرِ مِنْكُمْ لَا أُبَايِعُكُمْ وَ أَنْتُمْ أَوْلَى بِالْبَيْعَةِ لِي}}&amp;lt;ref&amp;gt;دینوری، ابن قتیبه، الإمامة والسیاسة، ج۱، ص۱۸؛ نهج البلاغه، خطبه۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; از سوی دیگر [[معجزات]] بسیاری به دست او آشکار گردید. این [[معجزات]] [[دلیل]] روشن [[امامت]] اوست&amp;lt;ref&amp;gt;حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۵۰۲- ۵۰۳؛ حلبی، ابوالصلاح، تقریب المعارف، ص۱۱۹- ۱۲۰؛ فاضل مقداد، جمال الدین، اللوامع الإلهیة، ص۳۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دلایل نقلی ===&lt;br /&gt;
==== امامت امام علی در قرآن ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت امام علی در قرآن}}&lt;br /&gt;
چندین [[آیه قرآن]] به صورت صریح یا ضمنی بر [[ولایت]] و [[امامت علی]]{{ع}} دلالت دارد. &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه ولایت]]:&#039;&#039;&#039; [[حاکم حسکانی]] در بیان [[شأن نزول آیه]] شریفه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; چندین [[روایت]] از [[ابن عباس]] نقل می‌کند که این [[آیه]] درباره [[علی بن ابی‌طالب]] نازل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۹ - ۲۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. وی برای [[اثبات]] تواتر روایات درباره نزول آیه یادشده در [[ولایت علی]]{{ع}}، قضیه [[خاتم‌بخشی]] علی{{ع}} در حال [[نماز]] را با عبارت‌های مختلف از چندین [[شخصیت]] صدر اسلام از جمله [[انس بن مالک]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۱۳ - ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[محمد بن حنفیه]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۱۶-۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عطاء بن سائب]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عبدالملک بن جریج مکی]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عمار بن یاسر]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[جابر بن عبدالله أنصاری]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۴ – ۲۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[مقداد بن أسود کندی]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[ابوذر غفاری]]&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۹ – ۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; نقل می‌کند که گزارش کرده‌اند [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; در اثبات ولایت علی{{ع}} نازل شده است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه تبلیغ]]:&#039;&#039;&#039; یکی دیگر از [[آیات]] نازل شده پیرامون [[ولایت علی]]{{ع}}، آیه «[[تبلیغ]]» است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَئِكَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضَلُّ عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ}} «بگو آیا می‌خواهید از کسانی که نزد خداوند کیفری بدتر از این دارند، آگاهتان گردانم؟» سوره مائده، آیه ۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بر اساس روایاتی که در منابع شیعه و برخی منابع [[اهل سنت]]&amp;lt;ref&amp;gt;سیوطی، الدر المنثور، ج۲، ص۲۹۸؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۵۰ – ۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; نقل شده، این آیه درباره ولایت علی{{ع}} نازل شده است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه اکمال دین]]:&#039;&#039;&#039; آیه {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم » سوره مائده، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز در [[روز]] [[واقعه غدیر خم]]&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۷، طبری؛ کتاب الولایة فی طرق حدیث الغدیر» به نقل از: امینی، الغدیر، ج۱، ص۴۲۴ - ۴۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به روایتی، بلافاصله پس از [[نصب علی]]{{ع}} به ولایت [[مسلمانان]] نازل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ صدوق، الأمالی، ص۳۵۶؛ طبری، آملی، بشارة المصطفی، ص۲۱۱؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه اولوالامر]]:&#039;&#039;&#039; برخی [[آیات]] نیز به [[امامت]] و [[ولایت]] همه [[ائمه اهل بیت]]{{عم}} تطبیق شده است؛ از جمله [[آیه]] [[اطاعت از اولوالامر]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. منظور از [[اولوالامر]] به تصریح [[روایات]] [[ائمه دوازده‌گانه]] [[شیعه]] هستند&amp;lt;ref&amp;gt;قندوزی، ینابیع المودة، ج۱، ص۳۵۰ و ج۲، ص۴۳۷ و ج۳، ص۲۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[آیه صادقین]]:&#039;&#039;&#039; یکی دیگر از آیاتی که به امامت و ولایت همه ائمه اهل بیت{{عم}} تطبیق شده، آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; است. مراد از {{متن قرآن|كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}، صِرف [[همراهی]] نیست؛ بلکه [[تبعیت]] و [[پیروی]] کردن مد نظر است&amp;lt;ref&amp;gt;طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۱۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ از این رو همۀ علمای شیعه و بسیاری از علمای [[اهل سنت]] مراد از «[[صادقین]]» را علی{{ع}} دانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;گنجی، کفایة الطالب، ص۲۳۶، به نقل از: الغدیر، ج۲، ص۴۳۰؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۲۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[حافظ نجفی|نجفی، حافظ]]، [[قرآن و امامت اهل بیت (مقاله)|مقاله «قرآن و امامت اهل بیت»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۲۱ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۲۱]]، ص ۲۱ ـ ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== امامت امام علی در حدیث ====&lt;br /&gt;
{{اصلی|امامت امام علی در حدیث}}&lt;br /&gt;
روایات فراوانی از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه]] {{ع}} درباره امامت امام علی {{ع}} وجود دارد مانند اینکه [[رسول خاتم]] {{صل}} در این باره فرمودند: ای [[علی]]! پس از من، تو [[وصی]] و [[جانشین]] من و [[امام]] [[امت]] هستی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|یا عَلِی، أنتَ وَصِیی وخَلیفَتی وإمامُ امتی بَعدی}}، الأمالی، صدوق، ص ۴۳۴، ح ۵۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و یا اینکه فرمودند: &amp;quot;ای [[علی]]! تو [[وصی]] من و [[امام]] [[امت]] [[منی]]. هر کس از تو [[اطاعت]] کند، از من [[اطاعت]] کرده و هر کس از تو سرپیچد، از من سرپیچیده است&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|یا عَلِی، أنتَ وَصِیی وإمامُ امتی؛ مَن أطاعَک أطاعَنی، ومَن عَصاک عَصانی}}؛ الأمالی، صدوق، ص ۶۲، ح ۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۰۶ ـ ۱۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{:امامت (نمایه)}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681148.jpg|22px]] [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه کلام اسلامی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010024.jpg|22px]] [[حافظ نجفی|نجفی، حافظ]]، [[قرآن و امامت اهل بیت (مقاله)|مقاله «قرآن و امامت اهل بیت»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۲۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;موسوعه رد شبهات ج۲۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امامت اهل بیت]]&lt;br /&gt;
[[رده:امام علی]]&lt;br /&gt;
[[رده:باورهای اختصاصی شیعه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های اولویت دو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Berisam</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D9%81%D8%B6%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=1312278</id>
		<title>گستره افضلیت امام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D9%81%D8%B6%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=1312278"/>
		<updated>2024-08-06T08:40:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Berisam: /* عدم لزوم افضلیت در همه چیز در کلام شیعه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = افضلیت امام&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = [[گستره افضلیت امام]]&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[گستره افضلیت امام در حدیث]] - [[گستره افضلیت امام در کلام اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی گستره افضلیت از سوی متکلمان ==&lt;br /&gt;
پنج معنا از سوی متکلمین برای گستره افضلیت بیان شده است:&lt;br /&gt;
# [[برتری]] در داشتن بیشترین [[ثواب]]؛&lt;br /&gt;
# برتری در شرایط لازم برای [[امامت]]؛&lt;br /&gt;
# برتری در کمالات نفسانی؛&lt;br /&gt;
# برتری هم در فضایل نفسانی و هم در فضایل بدنی مطرح در [[شرایط امامت]]؛&lt;br /&gt;
# برتری در تمام جهات [[دین]] و [[دنیا]]&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقاط ابهام دیدگاه‌های پنج‌گانه ==&lt;br /&gt;
هر کدام از این دیدگاه‌ها با ابهاماتی روبه‌روست که جداگانه به آنها اشاره می‌شود:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دیدگاه اول:&#039;&#039;&#039; برتری در داشتن بیشترین ثواب: این دیدگاه را برخی [[عالمان]] [[شیعی]] و غیرشیعی انتخاب کرده‌اند. این نظریه نمی‌تواند مرزهای دقیق و روشنی برای [[افضلیت امام]] [[تعیین]] کند. برخورداری از بیشترین ثواب با انجام بیشترین و [[بهترین عبادت]] پیوندی ناگسستنی دارد. یعنی هرکس [[عبادت]] بیشتر و بهتری داشته باشد، ثواب بیشتری نیز نزد [[خداوند]] دارد. اما سؤال این است که مقصود از عبادت چیست؟ [[اهل سنت]] میان دو گزینه مخیر هستند: [[عابدتر]] و عالم‌تر. کدام گزینه اکثر ثواباً هست؟ البته سخن بر روی این نیست که چه کسی به [[امامت]] [[برگزیده]] شده است، بلکه سخن اینجاست که [[امام]] باید چه کارهایی کرده باشد تا اکثر ثواباً شده باشد. [[شیعه]] هم با [[پرسش‌ها]] روبروست است. یعنی اگر [[خدا]] بخواهد کسی را که “اکثر ثوابا” است، برگزیند، چه معیارهایی در نظر می‌گیرد؟ پاسخی در کتاب‌های باورمندان به این نظریه برای این پرسش دیده نشده است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دیدگاه دوم:&#039;&#039;&#039; [[برتری]] در شرایط لازم برای [[امامت]] به طور مطلق: این دیدگاه [[برتری]] در شرایط لازم برای امامت را ملاک [[افضلیت]] می‌داند، اما پرسشی که باید پاسخ‌گوی آن باشد، این است که شرایط لازم برای امامت دقیقاً چیست؟ &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دیدگاه سوم:&#039;&#039;&#039; [[برتری]] در تمام [[کمالات نفسانی]] به طور مطلق: این دیدگاه برای نخستین بار از سوی [[خواجه نصیرالدین طوسی]] مطرح شد. این نظریه بر [[کمالات]] و [[فضائل نفسانی]] که همان [[فضایل اخلاقی]] هستند، تأکید دارد. بنابراین برتری‌های [[تکوینی]] یا فیزیولوژی از دایره این نظریه خارج است. به دیگر بیان، آن دسته از [[فضایل اخلاقی]] که مربوط به [[روح]] و [[روان انسان]] بوده و قابلیت اکتساب دارند، مقصود طرف‌داران نظریه سوم است. اما سؤالی مطرح می‌شود: آیا کسی که بیشترین کمالات نفسانی را دارد، لزوماً [[برترین انسان]] برای امر [[حکومت]] نیز به شمار می‌رود؟ &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دیدگاه چهارم:&#039;&#039;&#039; [[برتری]] در [[فضایل نفسانی]] و بدنی و آنچه در [[ریاست]] بر [[مردم]] به آن نیاز است: این دیدگاه نیز که تنها از سوی مرحوم استرآبادی مطرح شده است، به نظر هوشمندانه‌تر از دیدگاه‌های قبل است، زیرا هم فضایل نفسانی را در نظر گرفته تا امام بتواند لایق تربیت امت باشد و هم هر چیز دیگری که برای ریاستش بر مردم به آن نیاز دارد. اما این نظریه روشن نساخته امام برای ریاست بر مردم دقیقاً باید در چه اموری سرآمد دیگران باشد و به کلی‌گویی بسنده کرده است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دیدگاه پنجم:&#039;&#039;&#039; برتری در تمام جهات [[دین]] و [[دنیا]]: مرحوم [[فیاض لاهیجی]] و فرزندش میرزاحسن [[لاهیجی]] نظریه پردازان این دیدگاه هستند. در ابتدا پذیرش این دیدگاه سخت به نظر می‌آید، به این [[دلیل]] که گستره آن دقیقاً روشن نیست، آیا واقعا مقصود تمام جهات دین و دنیاست؟ اساساً مقصود از جهات دین و دنیا چیست؟&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدگاه [[برگزیده]] ==&lt;br /&gt;
=== عدم لزوم افضلیت در همه چیز در کلام شیعه ===&lt;br /&gt;
مسئله [[علم امام]] به غیر معارف دینی در دیدگاه [[عالمان]] [[شیعی]] از قرن چهارم تا هفتم هجری این چنین است&amp;lt;ref&amp;gt;به دلیل رعایت اختصار به دیدگاه عالمان شیعی در این چهار قرن که از قرون طلایی تاریخ کلام شیعه به شمار می‌آیند، بسنده کرده‌ایم. البته اذعان می‌کنم که ممکن است در دوره‌های بعدی نظریاتی مخالف با نظریاتی که نقل می‌کنیم، به چشم آید.&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[شیخ صدوق]]&#039;&#039;&#039; (۳۸۱ق):&lt;br /&gt;
## شرط و لازمه [[منصب امامت]]، [[علم به دین]] و [[احکام الهی]] است: (...امر [[امامت]] تمام نمی‌شود مگر با علم به دین و [[معرفت]] به [[احکام]] [[خداوند]] و [[تأویل]] کتاب خدا”&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ صدوق، کمال‌الدین، ج۱، ص۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
## [[مرحوم صدوق]] در مواردی که در [[مقام]] بیان [[عظمت]] [[علمی]] [[امامان]] است، تنها از [[لزوم]] واقف بودن امامان به احکام الهی و [[تفسیر]]، تأویل، [[ناسخ]]، [[منسوخ]]، [[محکم و متشابه]] [[قرآن]] سخن به میان آورده است&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ صدوق، کمال‌الدین، ج۲، ذیل ح۳، ص۶۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
## مرحوم صدوق در مواردی حتی [[پیامبران]] را نیز [[ناآگاه]] از برخی مسائل دانسته است؛ مانند اینکه [[موسی]] {{ع}} معنی کارهای [[خضر]] {{ع}} را نمی‌دانست&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[شیخ مفید]]&#039;&#039;&#039; (۴۱۳ق):&lt;br /&gt;
## اینکه بگوییم [[امام]] {{ع}} همه چیز را می‌داند، ادعایی بدون [[دلیل]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|ولسنا نمنع أن یعلم الامام اعیان الحوادث تکون باعلام انه له ذلک فاما القول بانه یعلم کل ما یکون فلسنا نطلقه و لا نصوب قائله لدعواه فیه من غیر حجة و لا بیان}} (محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، المسائل العکبریة، ص۶۹).&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
## [[آگاهی امام]] {{ع}} از امور غیردینی، ضروری نیست؛ ولی امری ممکن و واقع است و به [[مصلحت]] و [[لطف خداوند]] بستگی دارد&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، اوائل المقالات، ص۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[سید مرتضی]]&#039;&#039;&#039; (۴۳۶ق):&lt;br /&gt;
## امام {{ع}} لازم نیست به همه علوم غیردینی عالم باشد. در [[اندیشه]] مرحوم سید مرتضی، آنچه برای امام لازم است، [[علم به احکام شریعت]] و سیاست است و بیش از آن عقلاً لازم نیست. امام، [[رئیس جامعه]] است و باید هر آنچه برای [[ریاست]] یک [[رئیس]] نیاز است، داشته باشد و عالم بودن امام به علومی غیر از [[علم شریعت]] و سیاست، از شرایط لازم برای امام به شمار نمی‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|و لیس یلزم علی ما اوجبناه من علمه بأحکام الشرائع ان یکون عالما بالصنائع والمهن و ترکیب الادویة وعقد الحلوی لان ذلک کله مما لا تعلق له بما کان رئیسا فیه و لا یوجب ریاسته العلم به}} (سیدمرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۳، ص۱۶۳-۱۶۴).&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
## [[امام]] {{ع}}، ضرورتاً به [[باطن]] امور [[آگاه]] نیست&amp;lt;ref&amp;gt;سیدمرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۲، ص۳۱ و ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. به بیان مرحوم [[سید]]، لازم نیست امام {{ع}} [[علم غیب]] داشته باشد و از [[امور غیبی]] خبردارمان کند؛ اما [[خدای متعال]] بر اساس [[فضل]] خود، آنان را از امور غیبی نیز مطلع کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;سیدمرتضی علم الهدی، الرسائل، ج۱، ص۲۸۲، ۳۹۱-۳۹۵؛ همان، ج۳، ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[شیخ طوسی]]&#039;&#039;&#039; (۴۶۰): &lt;br /&gt;
## لازمه منصب امامت، [[علم به باطن]] یا [[آگاهی]] به [[راست‌گویی]] [[شاهدان]] در [[دادگاه]] نیست&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|لا یلزم أن یکون الامام عالما بالیواطن و یصدق الشهود لموقع الحکم علی مستحقه لانه انما یعبد بتنفیذ الأحکام فی الظاهر فاما البواطن فلا حکم یجب علیه فیها}} (محمد بن حسن طوسی، تمهید الاصول، ص۳۶۸).&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
## امام، در غیر احکام دین و سیاست، باید به کارشناس مراجعه کند&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن حسن طوسی، تلخیص الشافی، ج۱، ص۲۵۲. نیز، ر. ک: همو، تمهید الاصول، ص۳۶۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در صورت [[اختلاف]] کارشناسان، باید به عادل‌ترین آنها و در صورت [[تساوی]] در [[عدالت]]، مخیر است به هر کدام از آنها [[رجوع]] کند&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن حسن طوسی، تلخیص الشافی، ج۱، ص۲۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این دیدگاه‌ها و مانند آن به‌دست می‌آید لازم نیست امام در [[علوم]] غیردینی از دیگران [[برتر]] باشد، بلکه ممکن است [[مفضول]] از دیگران نیز باشد&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[قرآن]] چه می‌گوید؟ ===&lt;br /&gt;
برای اثبات مدعای گفته شده از قرآن به داستان [[حضرت موسی]] {{ع}} و [[هارون]] اشاره می‌شود: این دو [[پیامبر]] در یک [[زمان]] حضور داشته‌اند، اما حضرت موسی {{ع}} [[پیامبری]] [[اولوالعزم]] و [[حضرت هارون]] {{ع}} در [[حقیقت]] همکار اوست. در آیات قرآن کریم به این نکته تصریح شده که هارون {{ع}} به لحاظ بیانی فصیح‌تر از حضرت موسی {{ع}} بوده است. حضرت موسی {{ع}} خود از [[خدای سبحان]] چنین درخواست می‌کند: {{متن قرآن|وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و برادرم هارون زبان‌آورتر از من است پس، او را با من بفرست تا به راستی من، گواهی دهد که می‌ترسم مرا دروغگو شمارند» سوره قصص، آیه ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. البته در این [[آیه]] نمی‌فرماید حضرت موسی {{ع}} [[فصیح]] نبوده، اما به هر حال نمی‌توان از این نکته مهم گذشت که حضرت هارون {{ع}} فصیح‌تر معرفی شده است. یعنی حضرت موسی {{ع}} که [[پیامبر]] و پیشوای یک [[جامعه]] است در مسئله [[فصاحت]] بیان، از هارون برتر نبوده است و حتی بعید نیست افراد بسیاری میان [[امت]] او بوده که به لحاظ فصاحت بیان از پیامبر خود برتر باشند. بنابراین لازم نیست پیامبر و پیشوای جامعه [[افضل]] مطلق ـ در همه امور ـ باشد&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[تاریخ]] زندگانی [[معصومان]] {{عم}} ===&lt;br /&gt;
اگر نگاهی به [[زندگی پیامبر]] اکرم {{صل}} و [[جانشینان راستین]] [[حضرت]] بیندازیم، این انگاره تقویت می‌شود که [[امام]] لازم نیست در همه چیز افضل باشد؛ مانند: &lt;br /&gt;
# کمتر کسی وجود دارد که گفته باشد فصاحت و [[بلاغت]] سخنان شخصی [[پیامبر خدا]] {{صل}} برتر از سخنان فصیحان هم‌روزگارش بوده است. [[دوران جاهلیت]] و پس از آن، دوران [[رشد]] و [[شکوفایی]] [[شعر]] و [[ادب]] [[عرب]] از جهت [[فصاحت]] و [[بلاغت]] بود و چنان که گفته می‌شود نوع [[معجزه پیامبر اسلام]] {{صل}} با زمانه او [[ارتباط]] داشته است&amp;lt;ref&amp;gt;فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۷۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. استناد به عدم فصاحت فوق‌العاده سخنان شخصی [[پیامبر خدا]] {{صل}} کاملاً توجیه‌پذیر است.&lt;br /&gt;
# [[شاهد]] دیگر مسئله [[توانایی]] پیامبر اکرم {{صل}} بر خواندن و نوشتن بوده است. ایشان قبل از [[نبوت]]، [[درس نخوانده]] بود و توان خواندن و نوشتن نداشت: {{متن قرآن|وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و تو پیش از آن (قرآن) نه کتابی می‌خواندی و نه به دست خویش آن را می‌نوشتی که آنگاه، تباه‌اندیشان، بدگمان می‌شدند» سوره عنکبوت، آیه ۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. درباره اینکه ایشان پس از نبوت به [[تعلیم الهی]] خواندن و نوشتن را آموخته باشد، [[دلیل]] متقنی وجود ندارد. حاصل آنکه، اگر عدم [[توانایی]] پیامبر بر [[خواندن و نوشتن]] پذیرفته شود در این صورت، تردیدی باقی نمی‌ماند که با وجود برخی افرادی که توانایی خواندن و نوشتن را داشته‌اند، [[رسول گرامی اسلام]] {{صل}} در این زمینه از آنها پایین‌تر بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کلید حل مسئله ===&lt;br /&gt;
برای حل مسالۀ افضلیت امام موضوع سنخیت و هماهنگی میان [[وظایف امام]] با چگونگی [[افضلیت]] مطرح می‌شود؛ برای آنکه بدانیم [[امام]] باید در چه مواردی [[برتر]] باشد، در آغاز باید [[وظایف]] او را بشناسیم. این طبیعی‌ترین روشی است که عقلای عالم بدان ملتزم‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام]] [[جانشین پیامبر]] است و وظایفش [[وظایف]] اوست، جز آنکه [[پیامبر]]، پیامبر است و امام، امام. به [[نبی]] [[وحی تشریعی]] می‌شود، اما امام چنین شأنی ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;در این باره، ر. ک: محمدحسین فاریاب، بررسی انطباق شئون امام در کلام امامیه با قرآن و سنت (رساله دکتری)، ص۱۲۴-۱۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پهنه [[وظایف امام]] در سه چیز گرد آید: [[آموزش]]، پرورش و [[ریاست]] بر [[جامعه]]. چون [[آموزگار]] است، باید بداند. پرورش‌دهنده است؛ پس باید خودساخته و تهی از آلودگی‌های ظاهری و [[باطنی]] باشد. مدیر جامعه است؛ پس توان [[تدبیر امور]]، [[شایسته]] و بلکه بایسته اوست. امام باید در [[شناخت دین]] و نیز [[تزکیه]] و [[خودسازی]] باطنی، افضل و سرآمد دیگران باشد. دلیل آن روشن است زیرا اگر او نسبت به دیگران بهره کمتری از [[علوم]] و [[معارف دینی]] داشته باشد، چگونه می‌تواند [[دین]] را به آموزش دهد؟ و چرا باید به چنین امامی مراجعه کرد؟ پس او باید عالم‌ترین فرد به دین باشد. همچنین اگر امام در [[فضیلت‌های اخلاقی]] پایین‌تر باشد، نمی‌تواند دیگران را تزکیه کند و به کمال برساند؛ پس او باید در تمام [[فضایل اخلاقی]] از دیگران برتر باشد. در مورد وظیفه سوم، امام باید بیشترین [[توانمندی]] را در عرصه [[اداره جامعه]] داشته باشد؛ بیشترین [[شجاعت]] را در برخورد با [[فتنه‌گران]] داخلی و خارجی داشته باشد؛ حکیمانه‌ترین [[تصمیم‌ها]] را در شرایط [[بحرانی]] بگیرد و خلاصه آنچه را در این قسمت نیاز است باید داشته باشد&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نتیجه گیری ==&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه امام باید در آنچه مربوط به وظایفش می‌شود، سرآمد امتش باشد، پس باید مدبرترین [[انسان]] باشد تا تدبیرش در [[جامعه]] [[بهترین]] [[تدبیر]] باشد. باید متخلق‌ترین باشد تا مربی [[فاسقان]] و [[صالحان]] باشد. باید عالم‌ترین باشد تا [[مردم]] را به سوی [[خدا]] [[هدایت]] کند&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{افضلیت}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100562.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|&#039;&#039;&#039;افضلیت امام از منظر عقل و نقل&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:افضلیت امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Berisam</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D9%81%D8%B6%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=1312277</id>
		<title>گستره افضلیت امام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D9%81%D8%B6%D9%84%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=1312277"/>
		<updated>2024-08-06T08:17:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Berisam: /* نقاط ابهام دیدگاه‌های پنج‌گانه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = افضلیت امام&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = [[گستره افضلیت امام]]&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[گستره افضلیت امام در حدیث]] - [[گستره افضلیت امام در کلام اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی گستره افضلیت از سوی متکلمان ==&lt;br /&gt;
پنج معنا از سوی متکلمین برای گستره افضلیت بیان شده است:&lt;br /&gt;
# [[برتری]] در داشتن بیشترین [[ثواب]]؛&lt;br /&gt;
# برتری در شرایط لازم برای [[امامت]]؛&lt;br /&gt;
# برتری در کمالات نفسانی؛&lt;br /&gt;
# برتری هم در فضایل نفسانی و هم در فضایل بدنی مطرح در [[شرایط امامت]]؛&lt;br /&gt;
# برتری در تمام جهات [[دین]] و [[دنیا]]&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقاط ابهام دیدگاه‌های پنج‌گانه ==&lt;br /&gt;
هر کدام از این دیدگاه‌ها با ابهاماتی روبه‌روست که جداگانه به آنها اشاره می‌شود:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دیدگاه اول:&#039;&#039;&#039; برتری در داشتن بیشترین ثواب: این دیدگاه را برخی [[عالمان]] [[شیعی]] و غیرشیعی انتخاب کرده‌اند. این نظریه نمی‌تواند مرزهای دقیق و روشنی برای [[افضلیت امام]] [[تعیین]] کند. برخورداری از بیشترین ثواب با انجام بیشترین و [[بهترین عبادت]] پیوندی ناگسستنی دارد. یعنی هرکس [[عبادت]] بیشتر و بهتری داشته باشد، ثواب بیشتری نیز نزد [[خداوند]] دارد. اما سؤال این است که مقصود از عبادت چیست؟ [[اهل سنت]] میان دو گزینه مخیر هستند: [[عابدتر]] و عالم‌تر. کدام گزینه اکثر ثواباً هست؟ البته سخن بر روی این نیست که چه کسی به [[امامت]] [[برگزیده]] شده است، بلکه سخن اینجاست که [[امام]] باید چه کارهایی کرده باشد تا اکثر ثواباً شده باشد. [[شیعه]] هم با [[پرسش‌ها]] روبروست است. یعنی اگر [[خدا]] بخواهد کسی را که “اکثر ثوابا” است، برگزیند، چه معیارهایی در نظر می‌گیرد؟ پاسخی در کتاب‌های باورمندان به این نظریه برای این پرسش دیده نشده است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دیدگاه دوم:&#039;&#039;&#039; [[برتری]] در شرایط لازم برای [[امامت]] به طور مطلق: این دیدگاه [[برتری]] در شرایط لازم برای امامت را ملاک [[افضلیت]] می‌داند، اما پرسشی که باید پاسخ‌گوی آن باشد، این است که شرایط لازم برای امامت دقیقاً چیست؟ &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دیدگاه سوم:&#039;&#039;&#039; [[برتری]] در تمام [[کمالات نفسانی]] به طور مطلق: این دیدگاه برای نخستین بار از سوی [[خواجه نصیرالدین طوسی]] مطرح شد. این نظریه بر [[کمالات]] و [[فضائل نفسانی]] که همان [[فضایل اخلاقی]] هستند، تأکید دارد. بنابراین برتری‌های [[تکوینی]] یا فیزیولوژی از دایره این نظریه خارج است. به دیگر بیان، آن دسته از [[فضایل اخلاقی]] که مربوط به [[روح]] و [[روان انسان]] بوده و قابلیت اکتساب دارند، مقصود طرف‌داران نظریه سوم است. اما سؤالی مطرح می‌شود: آیا کسی که بیشترین کمالات نفسانی را دارد، لزوماً [[برترین انسان]] برای امر [[حکومت]] نیز به شمار می‌رود؟ &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دیدگاه چهارم:&#039;&#039;&#039; [[برتری]] در [[فضایل نفسانی]] و بدنی و آنچه در [[ریاست]] بر [[مردم]] به آن نیاز است: این دیدگاه نیز که تنها از سوی مرحوم استرآبادی مطرح شده است، به نظر هوشمندانه‌تر از دیدگاه‌های قبل است، زیرا هم فضایل نفسانی را در نظر گرفته تا امام بتواند لایق تربیت امت باشد و هم هر چیز دیگری که برای ریاستش بر مردم به آن نیاز دارد. اما این نظریه روشن نساخته امام برای ریاست بر مردم دقیقاً باید در چه اموری سرآمد دیگران باشد و به کلی‌گویی بسنده کرده است.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;دیدگاه پنجم:&#039;&#039;&#039; برتری در تمام جهات [[دین]] و [[دنیا]]: مرحوم [[فیاض لاهیجی]] و فرزندش میرزاحسن [[لاهیجی]] نظریه پردازان این دیدگاه هستند. در ابتدا پذیرش این دیدگاه سخت به نظر می‌آید، به این [[دلیل]] که گستره آن دقیقاً روشن نیست، آیا واقعا مقصود تمام جهات دین و دنیاست؟ اساساً مقصود از جهات دین و دنیا چیست؟&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدگاه [[برگزیده]] ==&lt;br /&gt;
=== عدم لزوم افضلیت در همه چیز در کلام شیعه ===&lt;br /&gt;
مسئله [[علم امام]] به غیر معارف دینی در دیدگاه [[عالمان]] [[شیعی]] از قرن چهارم تا هفتم هجری این چنین است&amp;lt;ref&amp;gt;به دلیل رعایت اختصار به دیدگاه عالمان شیعی در این چهار قرن که از قرون طلایی تاریخ کلام شیعه به شمار می‌آیند، بسنده کرده‌ایم. البته اذعان می‌کنم که ممکن است در دوره‌های بعدی نظریاتی مخالف با نظریاتی که نقل می‌کنیم، به چشم آید.&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[شیخ صدوق]]&#039;&#039;&#039; (۳۸۱ق):&lt;br /&gt;
## شرط و لازمه [[منصب امامت]]، [[علم به دین]] و [[احکام الهی]] است: (...امر [[امامت]] تمام نمی‌شود مگر با علم به دین و [[معرفت]] به [[احکام]] [[خداوند]] و [[تأویل]] کتاب خدا”&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ صدوق، کمال‌الدین، ج۱، ص۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
## [[مرحوم صدوق]] در مواردی که در [[مقام]] بیان [[عظمت]] [[علمی]] [[امامان]] است، تنها از [[لزوم]] واقف بودن امامان به احکام الهی و [[تفسیر]]، تأویل، [[ناسخ]]، [[منسوخ]]، [[محکم و متشابه]] [[قرآن]] سخن به میان آورده است&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ صدوق، کمال‌الدین، ج۲، ذیل ح۳، ص۶۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
## مرحوم صدوق در مواردی حتی [[پیامبران]] را نیز [[ناآگاه]] از برخی مسائل دانسته است؛ مانند اینکه [[موسی]] {{ع}} معنی کارهای [[خضر]] {{ع}} را نمی‌دانست&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[شیخ مفید]]&#039;&#039;&#039; (۴۱۳ق):&lt;br /&gt;
## اینکه بگوییم [[امام]] {{ع}} همه چیز را می‌داند، ادعایی بدون [[دلیل]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|ولسنا نمنع أن یعلم الامام اعیان الحوادث تکون باعلام انه له ذلک فاما القول بانه یعلم کل ما یکون فلسنا نطلقه و لا نصوب قائله لدعواه فیه من غیر حجة و لا بیان}} (محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، المسائل العکبریة، ص۶۹).&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
## [[آگاهی امام]] {{ع}} از امور غیردینی، ضروری نیست؛ ولی امری ممکن و واقع است و به [[مصلحت]] و [[لطف خداوند]] بستگی دارد&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، اوائل المقالات، ص۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[سید مرتضی]]&#039;&#039;&#039; (۴۳۶ق):&lt;br /&gt;
## امام {{ع}} لازم نیست به همه علوم غیردینی عالم باشد. در [[اندیشه]] مرحوم سید مرتضی، آنچه برای امام لازم است، [[علم به احکام شریعت]] و سیاست است و بیش از آن عقلاً لازم نیست. امام، [[رئیس جامعه]] است و باید هر آنچه برای [[ریاست]] یک [[رئیس]] نیاز است، داشته باشد و عالم بودن امام به علومی غیر از [[علم شریعت]] و سیاست، از شرایط لازم برای امام به شمار نمی‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|و لیس یلزم علی ما اوجبناه من علمه بأحکام الشرائع ان یکون عالما بالصنائع والمهن و ترکیب الادویة وعقد الحلوی لان ذلک کله مما لا تعلق له بما کان رئیسا فیه و لا یوجب ریاسته العلم به}} (سیدمرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۳، ص۱۶۳-۱۶۴).&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
# [[امام]] {{ع}}، ضرورتاً به [[باطن]] امور [[آگاه]] نیست&amp;lt;ref&amp;gt;سیدمرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، ج۲، ص۳۱ و ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. به بیان مرحوم [[سید]]، لازم نیست امام {{ع}} [[علم غیب]] داشته باشد و از [[امور غیبی]] خبردارمان کند؛ اما [[خدای متعال]] بر اساس [[فضل]] خود، آنان را از امور غیبی نیز مطلع کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;سیدمرتضی علم الهدی، الرسائل، ج۱، ص۲۸۲، ۳۹۱-۳۹۵؛ همان، ج۳، ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[شیخ طوسی]]&#039;&#039;&#039; (۴۶۰): &lt;br /&gt;
## لازمه منصب امامت، [[علم به باطن]] یا [[آگاهی]] به [[راست‌گویی]] [[شاهدان]] در [[دادگاه]] نیست&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|لا یلزم أن یکون الامام عالما بالیواطن و یصدق الشهود لموقع الحکم علی مستحقه لانه انما یعبد بتنفیذ الأحکام فی الظاهر فاما البواطن فلا حکم یجب علیه فیها}} (محمد بن حسن طوسی، تمهید الاصول، ص۳۶۸).&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
## امام، در غیر احکام دین و سیاست، باید به کارشناس مراجعه کند&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن حسن طوسی، تلخیص الشافی، ج۱، ص۲۵۲. نیز، ر. ک: همو، تمهید الاصول، ص۳۶۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در صورت [[اختلاف]] کارشناسان، باید به عادل‌ترین آنها و در صورت [[تساوی]] در [[عدالت]]، مخیر است به هر کدام از آنها [[رجوع]] کند&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن حسن طوسی، تلخیص الشافی، ج۱، ص۲۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این دیدگاه‌ها و مانند آن به‌دست می‌آید لازم نیست امام در [[علوم]] غیردینی از دیگران [[برتر]] باشد، بلکه ممکن است [[مفضول]] از دیگران نیز باشد&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[قرآن]] چه می‌گوید؟ ===&lt;br /&gt;
برای اثبات مدعای گفته شده از قرآن به داستان [[حضرت موسی]] {{ع}} و [[هارون]] اشاره می‌شود: این دو [[پیامبر]] در یک [[زمان]] حضور داشته‌اند، اما حضرت موسی {{ع}} [[پیامبری]] [[اولوالعزم]] و [[حضرت هارون]] {{ع}} در [[حقیقت]] همکار اوست. در آیات قرآن کریم به این نکته تصریح شده که هارون {{ع}} به لحاظ بیانی فصیح‌تر از حضرت موسی {{ع}} بوده است. حضرت موسی {{ع}} خود از [[خدای سبحان]] چنین درخواست می‌کند: {{متن قرآن|وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و برادرم هارون زبان‌آورتر از من است پس، او را با من بفرست تا به راستی من، گواهی دهد که می‌ترسم مرا دروغگو شمارند» سوره قصص، آیه ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. البته در این [[آیه]] نمی‌فرماید حضرت موسی {{ع}} [[فصیح]] نبوده، اما به هر حال نمی‌توان از این نکته مهم گذشت که حضرت هارون {{ع}} فصیح‌تر معرفی شده است. یعنی حضرت موسی {{ع}} که [[پیامبر]] و پیشوای یک [[جامعه]] است در مسئله [[فصاحت]] بیان، از هارون برتر نبوده است و حتی بعید نیست افراد بسیاری میان [[امت]] او بوده که به لحاظ فصاحت بیان از پیامبر خود برتر باشند. بنابراین لازم نیست پیامبر و پیشوای جامعه [[افضل]] مطلق ـ در همه امور ـ باشد&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[تاریخ]] زندگانی [[معصومان]] {{عم}} ===&lt;br /&gt;
اگر نگاهی به [[زندگی پیامبر]] اکرم {{صل}} و [[جانشینان راستین]] [[حضرت]] بیندازیم، این انگاره تقویت می‌شود که [[امام]] لازم نیست در همه چیز افضل باشد؛ مانند: &lt;br /&gt;
# کمتر کسی وجود دارد که گفته باشد فصاحت و [[بلاغت]] سخنان شخصی [[پیامبر خدا]] {{صل}} برتر از سخنان فصیحان هم‌روزگارش بوده است. [[دوران جاهلیت]] و پس از آن، دوران [[رشد]] و [[شکوفایی]] [[شعر]] و [[ادب]] [[عرب]] از جهت [[فصاحت]] و [[بلاغت]] بود و چنان که گفته می‌شود نوع [[معجزه پیامبر اسلام]] {{صل}} با زمانه او [[ارتباط]] داشته است&amp;lt;ref&amp;gt;فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۷۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. استناد به عدم فصاحت فوق‌العاده سخنان شخصی [[پیامبر خدا]] {{صل}} کاملاً توجیه‌پذیر است.&lt;br /&gt;
# [[شاهد]] دیگر مسئله [[توانایی]] پیامبر اکرم {{صل}} بر خواندن و نوشتن بوده است. ایشان قبل از [[نبوت]]، [[درس نخوانده]] بود و توان خواندن و نوشتن نداشت: {{متن قرآن|وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و تو پیش از آن (قرآن) نه کتابی می‌خواندی و نه به دست خویش آن را می‌نوشتی که آنگاه، تباه‌اندیشان، بدگمان می‌شدند» سوره عنکبوت، آیه ۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. درباره اینکه ایشان پس از نبوت به [[تعلیم الهی]] خواندن و نوشتن را آموخته باشد، [[دلیل]] متقنی وجود ندارد. حاصل آنکه، اگر عدم [[توانایی]] پیامبر بر [[خواندن و نوشتن]] پذیرفته شود در این صورت، تردیدی باقی نمی‌ماند که با وجود برخی افرادی که توانایی خواندن و نوشتن را داشته‌اند، [[رسول گرامی اسلام]] {{صل}} در این زمینه از آنها پایین‌تر بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کلید حل مسئله ===&lt;br /&gt;
برای حل مسالۀ افضلیت امام موضوع سنخیت و هماهنگی میان [[وظایف امام]] با چگونگی [[افضلیت]] مطرح می‌شود؛ برای آنکه بدانیم [[امام]] باید در چه مواردی [[برتر]] باشد، در آغاز باید [[وظایف]] او را بشناسیم. این طبیعی‌ترین روشی است که عقلای عالم بدان ملتزم‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام]] [[جانشین پیامبر]] است و وظایفش [[وظایف]] اوست، جز آنکه [[پیامبر]]، پیامبر است و امام، امام. به [[نبی]] [[وحی تشریعی]] می‌شود، اما امام چنین شأنی ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;در این باره، ر. ک: محمدحسین فاریاب، بررسی انطباق شئون امام در کلام امامیه با قرآن و سنت (رساله دکتری)، ص۱۲۴-۱۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پهنه [[وظایف امام]] در سه چیز گرد آید: [[آموزش]]، پرورش و [[ریاست]] بر [[جامعه]]. چون [[آموزگار]] است، باید بداند. پرورش‌دهنده است؛ پس باید خودساخته و تهی از آلودگی‌های ظاهری و [[باطنی]] باشد. مدیر جامعه است؛ پس توان [[تدبیر امور]]، [[شایسته]] و بلکه بایسته اوست. امام باید در [[شناخت دین]] و نیز [[تزکیه]] و [[خودسازی]] باطنی، افضل و سرآمد دیگران باشد. دلیل آن روشن است زیرا اگر او نسبت به دیگران بهره کمتری از [[علوم]] و [[معارف دینی]] داشته باشد، چگونه می‌تواند [[دین]] را به آموزش دهد؟ و چرا باید به چنین امامی مراجعه کرد؟ پس او باید عالم‌ترین فرد به دین باشد. همچنین اگر امام در [[فضیلت‌های اخلاقی]] پایین‌تر باشد، نمی‌تواند دیگران را تزکیه کند و به کمال برساند؛ پس او باید در تمام [[فضایل اخلاقی]] از دیگران برتر باشد. در مورد وظیفه سوم، امام باید بیشترین [[توانمندی]] را در عرصه [[اداره جامعه]] داشته باشد؛ بیشترین [[شجاعت]] را در برخورد با [[فتنه‌گران]] داخلی و خارجی داشته باشد؛ حکیمانه‌ترین [[تصمیم‌ها]] را در شرایط [[بحرانی]] بگیرد و خلاصه آنچه را در این قسمت نیاز است باید داشته باشد&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نتیجه گیری ==&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه امام باید در آنچه مربوط به وظایفش می‌شود، سرآمد امتش باشد، پس باید مدبرترین [[انسان]] باشد تا تدبیرش در [[جامعه]] [[بهترین]] [[تدبیر]] باشد. باید متخلق‌ترین باشد تا مربی [[فاسقان]] و [[صالحان]] باشد. باید عالم‌ترین باشد تا [[مردم]] را به سوی [[خدا]] [[هدایت]] کند&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۱۸۹-۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{افضلیت}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100562.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|&#039;&#039;&#039;افضلیت امام از منظر عقل و نقل&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:افضلیت امام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Berisam</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3:%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B0%D8%B1&amp;diff=1308358</id>
		<title>پیش‌نویس:ابوذر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3:%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B0%D8%B1&amp;diff=1308358"/>
		<updated>2024-06-30T13:12:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Berisam: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ابوذر&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، از صحابۀ پیامبر و امیرالمؤمنین بود&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، تاریخ ج 1 ص 25.&amp;lt;/ref&amp;gt;  == زندگی‌نامه == == فعالیت‌ها == === فعالیت سیاسی ===  == پانویس == {{پانویس}}  == منابع ==» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;ابوذر&#039;&#039;&#039;، از صحابۀ [[پیامبر]] و [[امیرالمؤمنین]] بود&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، تاریخ ج 1 ص 25.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
== فعالیت‌ها ==&lt;br /&gt;
=== فعالیت سیاسی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Berisam</name></author>
	</entry>
</feed>