

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Jaafari</id>
	<title>امامت‌پدیا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Jaafari"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Jaafari"/>
	<updated>2026-04-19T08:30:57Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%B3_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366248</id>
		<title>ترس در عرفان اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%B3_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366248"/>
		<updated>2026-04-19T06:49:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = ترس | عنوان مدخل  = ترس | مداخل مرتبط = ترس در لغت - ترس در قرآن - ترس در معارف مهدویت - ترس در عرفان اسلامی - ترس در فقه سیاسی - ترس در معارف و سیره نبوی | پرسش مرتبط  =  }}  ==منزل خوف مثبت و خشیت علمی== از منازلی که ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = ترس&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = ترس&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[ترس در لغت]] - [[ترس در قرآن]] - [[ترس در معارف مهدویت]] - [[ترس در عرفان اسلامی]] - [[ترس در فقه سیاسی]] - [[ترس در معارف و سیره نبوی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منزل خوف مثبت و خشیت علمی==&lt;br /&gt;
از منازلی که [[سالک]] [[حقیقت]] بر [[طریقت]] [[شریعت]] بدان می‌رسد، خوف مثبت از [[آینده]] و خشیت نسبت به [[عظمت الهی]] است. اصولاً [[انسان]] نسبت به چیزی که نمی‌داند و نمی‌شناسد به گونه‌ای برخورد می‌کند که آثار [[ترس]] در آن ظاهر است؛ این ترس برای آن است که نمی‌داند، آینده چه می‌شود؟ بیشترین ترس و خوف نسبت به این است که داشته‌هایش را از دست بدهد و دچار فقدان چیزی یا کسی دچار شود؛ این حالت ترس خود [[اضطراب]] ایجاد می‌کند و [[آرامش]] و [[سکونت]] و [[اطمینان]] را از انسان سلب می‌کند.&lt;br /&gt;
خوف و ترس در حقیقت به [[معنای انتظار]] چیزی ناخوشایند به واسطه علایم ظنّی و احتمالی یا علمی و [[قطعی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۳۰۳، «خوف».&amp;lt;/ref&amp;gt;. گاه خوف نقیض [[رجا]] دانسته شده است؛ زیرا رجا به معنای [[امید]] در اصطلاح به [[توقع]] و [[انتظار]] امری [[پسندیده]] با توجه به نشانه‌های محتمل و [[گمان]] به وقوع امر شادمانی‌بخش و نشاط‌آور است&amp;lt;ref&amp;gt;مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه رجو.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که ترس و خوف دارای درجات و مراتب متعددی است؛ زیرا تأثیر عوامل بیرونی در [[درون انسان]] می‌تواند متفاوت باشد. هر یک از عوامل می‌تواند مرتبه‌ای ترس را ایجاد کند که با دیگری متفاوت است. از این روست که برای خوف حالات بسیاری گفته شده و در [[ادبیات]] و [[فرهنگ قرآنی]] برای هر یک از درجات و مراتب آن واژه و کلمه‌ای به کار برده شده است. در فرهنگ قرآنی برای بیان مراتب تشکیکی ترس و خوف از واژه‌هایی مانند «[[حذر]]»، «خشیت»، «خوف»، «[[رعب]]»، «رهب»، «شفق»، «فزع»، «وجلة»، «یفرقون»، «وجس» و آنچه به گونه‌ای معنای ترس را می‌رساند، مانند {{متن قرآن|وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنگاه که چشم‌ها کلاپیسه شد و دل‌ها به گلوها رسید» سوره احزاب، آیه ۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; استفاده شده است.&lt;br /&gt;
با توجه به اینکه عوامل خوف می‌تواند [[حقیقی]] یا غیر حقیقی باشد، [[خوف]] نیز می‌تواند مثبت یا منفی باشد؛ زیرا خوف [[و]] [[ترس]] نسبت به امر موهوم خوف مثبتی نیست و [[انسان]] نباید براساس تصورات خیالی و موهومات، [[زندگی]] را بر خود تلخ کند؛ زیرا ترس هر چند نسبت به [[آینده]] است؛ ولی آثار آن در لحظه خودنمایی می‌کند و [[آرامش]] را از وی سلب می‌کند؛ اما اگر این ترس نسبت به امر احتمال ظنی یا قطع [[علمی]] باشد، ترس مثبتی است؛ زیرا موجب می‌شود تا [[انسان]] خود را برای مواجهه با آن آماده کند یا عوامل آن را از میان بردارد؛ چراکه اگر این عوامل وجود داشته باشد، در آینده با [[نقص]] و مشکلی مواجه می‌شود.&lt;br /&gt;
از جمله مهم‌ترین نوع ترس مثبت، [[ترس از خدا]] است. اگر این ترس از روی [[علم]] و [[آگاهی]] و [[شناخت]] [[حقیقی]] نسبت به [[عظمت]] و [[جلال الهی]] باشد؛ چنین ترسی که از آن به [[خشیت]] یاد می‌شود، بسیار مفید و سازنده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]] ترس از خدا می‌تواند شامل ترس از [[مقام]] [[عظمت الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ}} «و شما را پس از آنان در این سرزمین جای خواهیم داد؛ این برای کسی است که از ایستادن در پیشگاه من و از هشدار من می‌هراسد» سوره ابراهیم، آیه ۱۴؛ {{متن قرآن|وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ}} «و برای آن کس که از ایستادن در برابر پروردگار خویش هراسیده است دو بهشت خواهد بود» سوره الرحمن، آیه ۴۶؛ {{متن قرآن|وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى}} «و اما آنکه از ایستادن در پیشگاه پروردگارش پروا کرده و روان خود را از خواهش (ناروا) بازداشته باشد؛» سوره نازعات، آیه ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عذاب]] الهی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}} «بگو اگر من از (فرمان) پروردگارم سرپیچی کنم از عذاب روزی سترگ بیم دارم» سوره انعام، آیه ۱۵؛ {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}} «و چون آیات روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمی‌برند می‌گویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ می‌هراسم» سوره یونس، آیه ۱۵؛ {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِمَنْ خَافَ عَذَابَ الْآخِرَةِ ذَلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ}} «به راستی در این، نشانه‌ای است برای کسی که از عذاب جهان واپسین بیم دارد؛ آن روزی است که مردم در آن فراهمند و آن، روز حضور (مردم) است» سوره هود، آیه ۱۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[وعید]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَلَنُسْكِنَنَّكُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ}} «و شما را پس از آنان در این سرزمین جای خواهیم داد؛ این برای کسی است که از ایستادن در پیشگاه من و از هشدار من می‌هراسد» سوره ابراهیم، آیه ۱۴؛ {{متن قرآن|نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ}} «ما به آنچه می‌گویند داناتریم و تو بر آنان چیره نیستی از این روی هر کس را که از وعده عذاب من می‌هراسد با قرآن پند بده!» سوره ق، آیه ۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[سوء]] [[حساب]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ}} «و کسانی که آنچه را خداوند فرمان به پیوند آن داده است می‌پیوندند و از پروردگار خویش می‌ترسند و از سختی حساب هراس دارند؛» سوره رعد، آیه ۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مانند آنها باشد. این [[ترس]] امری مثبت و سازنده برای [[انسان]] و کسب [[کمالات]] او است. از این روست که [[خدا]] در [[قرآن]] بندگانش را از این امور بیم می‌دهد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ}} «آنان را از فراز سر و از زیر پایشان سایه‌بان‌هایی از آتش است، این است که خداوند بندگانش را با آن می‌هراساند، ای بندگان من! از من پروا کنید» سوره زمر، آیه ۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه در [[عرفان]] از آن سخن به میان می‌آید، [[خوف از خدا]] و [[مقامات]] اوست که باید به عنوان یک [[خوف]] [[حقیقی]] در نفس هر [[انسانی]] وجود داشته باشد؛ زیرا این خوف به عنوان عامل مهم بازدارنده از کارهایی عمل می‌کند که مناسب [[انسان]] و کمال‌یابی او نیست یا [[سد]] راه کمال‌یابی او می‌شود. در [[حقیقت]] [[خوف از خدا]] و از [[آینده]] [[قطعی]] موجب می‌شود تا انسان گام‌ها را با [[احتیاط]] بردارد و در هر کار و امری بدون [[اندیشه]] و [[تدبر]] وارد نشود و به کاری نپردازد.&lt;br /&gt;
وقتی به [[فلسفه]] [[تخویف]] و [[ترساندن]] [[خدا]] از خود نظر می‌شود، به [[سادگی]] می‌توان اهمیت و [[ارزش]] [[خوف]] مثبت از خدا را دریافت؛ زیرا از مهم‌ترین کارکردها و [[اهداف]] خوف از خدا، [[تزکیه نفس]] است. وقتی [[خداوند]] از خود یا اموری [[انذار]] می‌دهد و می‌ترساند، این انذار موجب می‌شود تا انسان به سمت و سوی تزکیه نفس [[حرکت]] کند. خدا می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَنْ تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«تو تنها کسانی را که در نهان از پروردگارشان می‌هراسند و نماز را بپا می‌دارند هشدار می‌دهی و هر کس پاکیزگی پیشه کند به سود خویش کرده است و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره فاطر، آیه ۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[حقیقت انسان]] با خوف از خدا و [[خشیت]] عالمانه از او&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ}} «و همچنین از مردم و جنبندگان و چهارپایان که با رنگ‌های گونه گونند؛ از بندگان خداوند تنها دانشمندان از او می‌هراسند، بی‌گمان خداوند پیروزمندی آمرزنده است» سوره فاطر، آیه ۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; است که در مسیر کمالی گام بر می‌دارد و از [[آموزه‌های وحیانی]] [[شریعت اسلام]] برای [[عبادت]] تقوایی و کسب آثار آن تلاش می‌کند. این‌گونه است که صیرورت و شدن‌های او به سوی خدایی شدن و مظهریت [[اسم الله]] خواهد بود و با خدای کمالی با [[کمالات]] اکتسابی به شکل مظهریت مواجه می‌شود و در [[امنیت]] و [[آرامش]] و [[آسایش]] [[ابدی]] قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]] دومین تأثیر چنین خوف و خشیتی از خدا که به عنوان فلسفه و [[هدف]] مطرح شده، کسب [[تقوای الهی]] است که در همان ساختار تزکیه نفس قرار می‌گیرد. خدا می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و با آن (قرآن) کسانی را که از گرد آورده شدن نزد پروردگارشان می‌هراسند در حالی که جز او، هیچ سرور و میانجی ندارند، بیم بده باشد که پرهیزگاری ورزند» سوره انعام، آیه ۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که توجه به اهمیت و آثار [[خوف]] و [[خشیت از خدا]] نقش سازنده‌ای در ایجاد چنین [[ترس]] مثبتی دارد. از این روست که [[خدا]] در [[آیات قرآنی]] به آثار چنین خوفی اشاره کرده است. از نظر [[قرآن]]، ترس و خشیت از خدا موجب می‌شود تا [[انسان]] از [[محرمات]] و [[گناهان]] اجتناب کرده&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفًا وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ}} «و در خواستگاری از زنان (شوی مرده یا طلاق گرفته‌ای که در عدّه به سر می‌برند) در آنچه دو پهلو بر زبان آورید یا در دل پنهان بدارید، بر شما گناهی نیست، خداوند می‌داند که بی‌گمان شما به زودی از آنان یاد خواهید کرد، اما با آنها وعده نهانی ازدواج ننهید مگر آنکه سخنی شایسته بگویید و آهنگ پیوند زناشویی مکنید تا زمان مقرر (عدّه) سرآید و بدانید که خداوند آنچه را در درون شما می‌گذرد می‌داند پس از او بترسید و بدانید که خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره بقره، آیه ۲۳۵؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}} «و از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و (از بدی) بپرهیزید؛ بنابراین اگر رو بگردانید بدانید که تنها پیام‌رسانی روشن بر عهده فرستاده ماست» سوره مائده، آیه ۹۲؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! خداوند شما را (در حال احرام) به چیزی از شکاری که دست یا نیزه‌تان به آن می‌رسد می‌آزماید تا معلوم دارد که چه کسی از او در نهان می‌ترسد؟ بنابراین هر کس پس از این، تجاوز کند عذابی دردناک خواهد داشت» سوره مائده، آیه ۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به [[واجبات]] بپردازد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ}} «از پروردگارشان که بر آنها چیرگی دارد می‌هراسند و آنچه فرمان می‌یابند بجای می‌آورند» سوره نحل، آیه ۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از این روست که در [[قرآن]]، [[خوف از خدا]] را عاملی مهم در اجتناب از [[بدی‌ها]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}} «روزی که هر کس هر کار نیکی انجام داده است پیش رو می‌یابد و هر کار زشتی کرده است آرزو دارد کاش میان او و آن (کار زشت) فاصله‌ای دور می‌بود و خداوند شما را از خویش پروا می‌دهد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره آل عمران، آیه ۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[هواهای نفسانی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى}} «و اما آنکه از ایستادن در پیشگاه پروردگارش پروا کرده و روان خود را از خواهش (ناروا) بازداشته باشد؛» سوره نازعات، آیه ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[پرهیز]] از [[دین‌فروشی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}} «ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[پرهیز]] از [[قتل]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ}} «اگر به سوی من دست دراز کنی تا مرا بکشی، من به سوی تو دست دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم؛ که من از خداوند، پروردگار جهانیان می‌هراسم» سوره مائده، آیه ۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[اطعام]] به [[نیازمندان]] از [[اسیر]] و [[یتیم]] و [[فقیر]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ * وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ * وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ}} «ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است * خداوند به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که آنان آمرزش و پاداشی سترگ دارند * و کسانی که کفر ورزیده و آیات ما را دروغ دانسته‌اند دوزخی‌اند» سوره مائده، آیه ۸-۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[پایبندی به عهد]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ}} «ای بنی اسرائیل! نعمت مرا که ارزانی شما داشتم به یاد آورید و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان شما وفا کنم و تنها از من بهراسید» سوره بقره، آیه ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[سبقت]] در [[نیکی‌ها]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ * وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوْا وَقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ}} «به یقین آنان که از ترس پروردگارشان هراسانند * و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان دارند * و آنان که برای پروردگارشان شریک نمی‌آورند * و کسانی که آنچه (باید در راه خداوند) دهند می‌دهند، در حالی که دل‌های آنان هراسان است که به سوی پروردگارشان باز می‌گردند * آنان در نیکی‌ها می‌شتابند و برای آن پیشگامند» سوره مؤمنون، آیه ۵۷-۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، عمل به کتب الهی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَلَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الْأَلْوَاحَ وَفِي نُسْخَتِهَا هُدًى وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ}} «و چون خشم موسی فرو نشست الواح را برداشت و در نوشته آن برای آنان که از پروردگارشان می‌هراسند رهنمود و بخشایشی بود» سوره اعراف، آیه ۱۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مانند آنها دانسته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنین [[ترس]] و [[خوف]] آگاهانه و عالمانه موجب می‌شود تا [[انسان]] به گونه‌ای عمل کند که از [[نقص]] برهد و به [[کمال الهی]] نزدیک شود. به عنوان نمونه [[ترس از خدا]] و [[روز قیامت]]، عامل [[اطعام]] [[ابرار]] و [[مقربان]] به [[نیازمندان]] [[یتیم]] و [[اسیر]] و [[فقیر]] می‌شود و رفتارهای انسان را در [[دنیا]] به شکل بسیار مفید و سازنده تحت تأثیر قرار می‌دهد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا * يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا}} «نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است * از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند * به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * (با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی * بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم» سوره انسان، آیه ۵-۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]]، فقط [[خداوند]]، شایسته [[خوف]] و [[خشیت]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ}} «ای بنی اسرائیل! نعمت مرا که ارزانی شما داشتم به یاد آورید و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان شما وفا کنم و تنها از من بهراسید» سوره بقره، آیه ۴۰؛ {{متن قرآن|وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}} «و از هرجا بیرون رفتی رؤیت را به سوی مسجد الحرام بگردان و هرجا که باشید رؤیتان را به سوی آن بگردانید تا مردم را بر شما حجّتی نباشد مگر (از سوی) کسانی از ایشان که ستم می‌ورزند پس، از آنان مهراسید و از من بهراسید و (چنین فرمان دادم) تا نعمتم را بر شما تمام کنم و باشد که شما راه یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۰؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}} «جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را می‌ترساند؛ از آنان نترسید و اگر مؤمنید از من بترسید» سوره آل عمران، آیه ۱۷۵؛ {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ}} «ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود، فرو فرستادیم؛ پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (تورات‌شناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری می‌کردند؛ پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید؛ و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند» سوره مائده، آیه ۴۴؛ و آیات دیگر.&amp;lt;/ref&amp;gt;. البته همگان به چنین [[خوف]] آگاهانه نمی‌رسند، بلکه کسانی چون [[اولوا الالباب]] و صاحبان [[خرد]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ}} «آیا کسی که می‌داند آنچه از پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده حقّ است همگون کسی است که کوردل است؟ تنها خردمندان پند می‌پذیرند؛» سوره رعد، آیه ۱۹؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ}} «و کسانی که آنچه را خداوند فرمان به پیوند آن داده است می‌پیوندند و از پروردگار خویش می‌ترسند و از سختی حساب هراس دارند؛» سوره رعد، آیه ۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[متقین]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْرًا لِلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَهُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ}} «و به راستی به موسی و هارون فرقان و روشنایی و یادکردی برای پرهیزگاران دادیم * آنان که از پروردگارشان در نهان می‌هراسند و از رستخیز می‌ترسند» سوره انبیاء، آیه ۴۸-۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[بندگان]] خاص&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ}} «آنان را از فراز سر و از زیر پایشان سایه‌بان‌هایی از آتش است، این است که خداوند بندگانش را با آن می‌هراساند، ای بندگان من! از من پروا کنید» سوره زمر، آیه ۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مؤمنان&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ * حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است * مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۲-۳؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ}} «تنها آن کس مساجد خداوند را آباد می‌تواند کرد که به خداوند و روز واپسین ایمان آورده و نماز را بر پا داشته و زکات پرداخته و جز از خداوند نهراسیده است پس امید است که اینان از رهیافتگان باشند» سوره توبه، آیه ۱۸؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}} «مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دل‌هاشان بیمناک می‌شود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان می‌افزاید و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند» سوره انفال، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; به چنین مرتبه‌ای از [[خشیت]] می‌رسند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حال، [[خوف]] آثار متعددی دارد، ولی تأثیر اصلی خوف بر [[روح]] و [[جان]] [[سالک]] است که آن را می‌سوزاند و از آن طریق بر بدن سالک و جوارح و صفات او اثر می‌گذارد. خوف بر بدن تأثیر می‌گذارد و موجب لاغری و زردی و [[ضعف]] و [[گریه]] و گاه [[مرگ]] می‌شود، و گاهی [[اندیشه]] [[آدمی]] را آشفته می‌سازد و [[عقل]] را [[فاسد]] می‌کند یا [[انسان]] را به قنوط و [[یأس]] می‌کشاند که در [[آیات قرآنی]] از آن سخن به میان آمده است.&lt;br /&gt;
همچنین از نظر [[قرآن]]، انسان نباید حتی خشیت عالمانه از غیر [[خدا]] را هم‌سنگ [[خشیت از خدا]] قرار دهد؛ چراکه خشیت از خدا کجا و خشیت از [[خلق]] خدا کجا؟ پس کسانی که چنین عمل و [[رفتار]] نمی‌کنند، رویه‌ای [[ناپسند]] در پیش گرفته و باید آن را [[اصلاح]] کنند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا}} «آیا به (حال و روز) کسانی ننگریسته‌ای که به آنان گفته شد (چندی) دست (از جنگ) بکشید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید (ولی آنان آرزومند جهاد بودند) و چون بر آنان کارزار مقرر شد ناگهان دسته‌ای از آنان (چنان) از مردم (کافر) ترسیدند چون ترسیدن از خداوند یا فراتر از آن و گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ چرا زمانی کوتاه ما را مهلت ندادی؟ (به اینان) بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است و سر مویی بر شما ستم نخواهد رفت» سوره نساء، آیه ۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید توجه داشت که براساس [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، [[انسان]] باید عبادتش براساس [[محبت]] باشد که از آن به [[عبادت]] حبی یاد می‌شود؛ ولی این بدان معنا نیست که [[ایمان]] [[طمع]] به [[بهشت]] و [[خوف]] از [[دوزخ]] نادرست باشد؛ [[خدا]] می‌فرماید: {{متن قرآن|تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«از بسترها پهلو تهی می‌کنند (و برای نماز برمی‌خیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی کرده‌ایم می‌بخشند» سوره سجده، آیه ۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
در جایی دیگر درباره [[مقام]] [[محسنین]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است» سوره اعراف، آیه ۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس آن‌که از [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} [[روایت]] شده که [[بندگان]] و پرستش‌کنندگان سه قسم هستند: {{متن حدیث|إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;نهج‌البلاغه، ص۵۱۰، حکمت ۲۳۷؛ بحارالأنوار، ج۷۸، ص۱۱۷؛ موسوعه کلمات الامام الحسین، ص۷۴۸، ح۹۰۶؛ بلاغة الامام علی بن الحسین، ص۱۷۱، باب سوم کلمات قصار.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «گروهی خدا را برای [[چشم‌داشت]]، می‌پرستند و این [[پرستش]] [[بازرگانان]] است؛ گروهی او را از روی [[ترس]] عبادت می‌کنند و این عبادت [[بردگان]] است، و گروهی او را سپاس‌مندانه می‌پرستند و این پرستش [[آزادگان]] است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]] عبادت خوفی و یا همان رهبی بردگان و عبادت رغبتی و تجارتی به معنای آن نیست که عبادتی نادرست و ناروا باشد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}} «آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ زیرا [[خوف و رجا]] که در این [[عبادت]] خودش را نشان می‌دهد، یکی از انواع حالات مطلوب برای [[آدمی]] است و [[انسان]] باید [[خوف]] و [[خشیت از خدا]] داشته باشد و در برابر [[عظمت]] او [[تعظیم]] و [[تواضع]] کند؛ چنان‌که باید به رحمت‌الله [[امید]] داشته و این‌گونه خود را از [[یأس]] و [[نومیدی]] دور نگه دارد. با این همه ترکیب سه‌گانه بهترین حالت عبادت است که عاشقانه با خوف و رجا عبادت کند؛ چنان‌که [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} براساس [[آیات قرآنی]] از جمله [[آیات]] ۵ تا ۱۰ [[سوره انسان]] این‌گونه عبادت می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==درجات خشیت عرفانی و آثار آن==&lt;br /&gt;
[[خواجه]] [[عبدالله انصاری]] در تعریف و درجات خوف می‌نویسد: {{عربی|الخَوْفُ هُوَ الِانْخِلاعُ عَنْ طُمَأْنِينَةِ الْأَمْنِ بِمُطالَعَةِ الْخَبَرِ؛ هُوَ عَلى ثَلاثِ دَرَجاتٍ: الدَّرَجَةُ الْأُولى الْخَوْفُ مِنَ الْعُقُوبَةِ، وَ هُوَ الْخَوْفُ الَّذي يَصِحُّ بِهِ الْإِيمَانُ، وَ هُوَ خَوْفُ الْعامَّةِ، وَ هُوَ يَتَوَلَّدُ مِنْ تَصْدِيقِ الْوَعِيدِ، وَ ذِكْرِ الْجِنَايَةِ، وَ مُراقَبَةِ الْعَاقِبَةِ. وَ الدَّرَجَةُ الثّانِيَةُ خَوْفُ الْمَكْرِ فِي جَرَيَانِ الْأَنْفَاسِ الْمُسْتَغْرِقَةِ فِي الْيَقْظَةِ، الْمَشُوبَةِ بِالْحَلاوَةِ. وَ لَيْسَ فِي مَقَامِ أَهْلِ الْخُصُوصِ وَحْشَةُ الْخَوْفِ إِلَّا هَيْبَةُ الْإِجْلَالِ، وَ هِيَ أَقْصى دَرَجَةٍ يُشَارُ إِلَيْها فِي غَايَةِ الْخَوْفِ، وَ هِيَ هَيْبَةٌ تُعَارِضُ الْمَكاشِفَ أَوْقاتِ الْمُنَاجَاةِ، وَ تَصُونُ الْمَشاهِدَ أَحْيَانَ الْمُسامَرَةِ، وَ تَقْصِمُ الْمُعايِنَ بِصَدْمَةِ الْعِزَّةِ}}.&lt;br /&gt;
خوف اصطلاحی و عرفانی، کندن [[اطمینان]] و [[امنیت]] از [[دل]] به مطالعه [[اخبار]] است. اینکه انسان نسبت به [[آینده]] مطمئن نباشد و بی‌احتیاط عمل نکند. این خوف همانند دیگر منازل دارای سه مرتبه [[عام و خاص]] و اخص است.&lt;br /&gt;
مرتبه اول که همان خوف [[عامه]] است، خوف از [[عقوبت]] است که به وسیله آن [[ایمان]] تصحیح شده و بر ایمان شخص صحه گذاشته می‌شود. خاستگاه و منشأ این خوف از [[تصدیق]] [[وعید]] [[الهی]] و یادآوری [[جنایت]] خود و [[مراقبت]] نسبت به عواقب [[اعمال]] متولد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرتبه دوم که خوف خاص است، خوف از [[مکر الهی]] هنگامی که [[نفس انسانی]] [[غرق]] در [[یقظه]] و [[بیداری]] است و حلاوت و شیرینی آن را می‌چشد. و در این [[مقام]] [[وحشت]] خوف و [[ترس]] به سبب [[عظمت]] و هیبت [[جلال الهی]] دست می‌دهد. آن [[برترین]] درجه‌ای است که در [[غایت]] خوف به آن اشاره می‌شود و آن هیبتی است که قوت [[باطن]] به مرحله‌ای رسیده که [[نور]] و [[جلال]] [[خدا]] را در [[دل]] [[کشف]] می‌کند و بر اثر آن جلالی می‌شود. و هیبت جلال طوری در دل او می‌افتد که وقتی مشغول [[دعا]] و [[راز و نیاز]] و [[مناجات با خدا]] می‌گردد، حالت هیبت را بیشتر [[احساس]] می‌کند که [[اهل]] [[شهود]] را از افتادن در دام مسامره و [[رفاقت]] بسیار نزدیک مصون نگه می‌دارد و [[اجازه]] [[جسارت]] و [[گستاخی]] نمی‌دهد و وقتی هیبت و عظمت جلال در دل [[سالک]] وارد شود و [[عزت و جلال]] خدا را معاینه کند، آن خوف و هیبت در دل، او را به صدمه می‌اندازد و همان حالت مدهوشی و صعقه‌ای که برای [[حضرت موسی]] کلیم{{ع}} در [[کوه طور]] پیش آمد برای او رخ می‌دهد&amp;lt;ref&amp;gt;منازل السائرین، خواجه عبدالله انصاری.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
وی در صد [[منزل]] خوف را ترس دانسته و گفته است که ترس حصار ایمان است و تریاق [[تقوا]] و [[سلاح]] [[مؤمن]] است و آن سه قسم است: «یکی خاطر، دیگری مقیم و سوم غالب».&lt;br /&gt;
ترس خاطری، خوفی است که به مقام [[ثبات]] نرسیده یعنی می‌آید، خطور می‌کند و می‌رود. از این قوی‌تر [[خوف]] مقیم است؛ یعنی در دل اقامت و استمرار دارد. خوف بالاتر خوف غالب است. خوف اول و دوم، خوفی از ناحیه خود سالک است، اما خوف سوم، حالتی از [[غلبه]] است که خدا بر دل سالک می‌اندازد. وقتی در نشانه‌های خوف وارد شویم، هرکدام از سه خوف واضح‌تر می‌گردد.&lt;br /&gt;
به هر حال، خوف خاصان منبعث از [[ایمان]] است؛ خوف متوسطان از بریدگی از [[حق]] و تیرگی زلال معرفتشان است؛ خوف [[عوام]] از [[خشم]] و [[کیفر]] خداست.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خاستگاه و منشأ خوف==&lt;br /&gt;
[[عارفان]] منشأ خوف سالک را چهار چیز دانسته و نوشته‌اند:&lt;br /&gt;
#نخستین ترسی که گریبان‌گیر سالک می‌شود ناشی از [[تفکر]] و [[شناخت]] شدت [[سختی‌ها]] و خطراتی است که به اقتضای [[عدل]] و [[قهر الهی]]، به دلیل کوتاهی و تقصیر در انجام [[طاعت]] و [[جسارت]] در ارتکاب [[اعمال زشت]] و معصیت‌آمیز، او را تهدید می‌کند؛ خواه سختی‌های [[دنیوی]]، از قبیل [[مصائب]] و بلاهای مادی و ظاهری همچون [[درد]] و [[بیماری]] و نیز پیامدهای تلخ و ناگوار [[معنوی]] همچون سلب شدن ایمان، خواه سختی‌های [[عالم برزخ]] و....&lt;br /&gt;
#دومین امری که منجر به خوف سالک می‌شود [[نگرانی]] او از [[ابتلا]] به اموری است که مقدمه و سبب دچار شدن به سختی‌ها [[و]] محرومیت‌هایی است که در بند قبل ذکر شد مثل [[آلودگی]] به [[معصیت]] و [[گناه]].&lt;br /&gt;
#سومین ترسی که به [[عارف]] دست می‌دهد، ناشی از [[مشاهده]] نقصان ذاتی خود و جمیع ممکنات و سیه‌رویی ذاتی [[کائنات]] است؛ لذا عارف اگر [[عبادت]] همه [[خلق]] را داشته باشد، بر اثر [[رؤیت]] [[قصور]] و تقصیر خود در ادای [[وظایف]] [[بندگی]] آن‌گونه که سزاوار [[خداوند]] است و [[آگاهی]] بر کثرت [[معاصی]] و [[عیوب]] نفس خویش، تمام وجودش را خجلت و [[ترس]] در بر می‌گیرد.&lt;br /&gt;
#چهارمین ترسی که تمام وجود عارف را در بر می‌گیرد ناشی از هیبتی است که بر اثر [[معرفت شهودی]] به [[عظمت]] و [[کبریایی]] [[حضرت حق]] و تجلّی [[جلال]] و [[عظمت الهی]] بر [[قلب]] او، بر وی عارض می‌شود؛ چراکه نفس عظمت و بزرگی، خوف‌آفرین است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;عرفان در قرآن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:ترس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%B3&amp;diff=1366247</id>
		<title>ترس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B1%D8%B3&amp;diff=1366247"/>
		<updated>2026-04-19T06:40:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  =| مداخل مرتبط = [[ترس در لغت]] - [[ترس در قرآن]] - [[ترس در معارف مهدویت]] - [[ترس در عرفان اسلامی]] - [[ترس در فقه سیاسی]] - [[ترس در معارف و سیره نبوی]]| پرسش مرتبط  = }}&lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های دوران پیش از [[ظهور]]، پدیدار شدن &#039;&#039;&#039;ترس&#039;&#039;&#039; و [[وحشت]] در میان [[مردم]] است. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: «ترس»، [[قائم آل محمد]] {{عم}} را [[یاری]] خواهد داد. &lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
ترس یکی از ابزارها در [[زمان ظهور]] برای [[تسلیم]] [[دشمنان]] است. پیش از [[ظهور]] [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[ستمگران]] بر [[جهان]] [[فرمانروایی]] و [[بیم]] و ترس غالباً از [[حکومت]] آنان سرچشمه می‌گیرد. [[رسول خدا]] {{صل}} در این زمینه می‌فرماید: [[زمین]] از [[ستم]] و [[بیداد]] پر می‌شود، تا جایی که در هرخانه‌ای ترس و [[جنگ]] وارد می‌گردد&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج ۱۴، ص۵۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام باقر]] {{ع}} می‌فرماید: [[حضرت قائم]] {{ع}} [[قیام]] نمی‌کند مگر در دورانی پر از بیم و [[هراس]]&amp;lt;ref&amp;gt;امالی، ج ۲، ص۱۵۶؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[ترس از خدا]] ==&lt;br /&gt;
== [[ترس از مرگ]] ==&lt;br /&gt;
== [[خوف و رجاء]] ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترس سلاح امام زمان {{ع}} ==&lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‌های دوران [[پیش از ظهور]]، پدیدار شدن ترس و [[وحشت]] در میان [[مردم]] است. ترس را می‌توان یکی از [[لشکریان]] [[خدا]] دانست؛ زیرا در چندین [[آیه]] از [[قرآن کریم]] از آن با واژه «[[رعب]]» یاد نموده است {{متن قرآن|سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«به زودی در دل کافران بیم خواهیم افکند زیرا برای خداوند چیزی را شریک قرار می‌دهند که (خداوند) حجّتی بر آن فرو نفرستاده است و سرای آنان دوزخ است و سرای ستمکاران، بد (جایگاهی) است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;،  {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«(یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی می‌فرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردن‌ها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید» سوره انفال، آیه ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و کسانی از اهل کتاب را که پشتیبان ایشان  بودند از دژهای آنان فرود آورد و در دل‌هاشان هراس افکند، (چنانکه) دسته‌ای را می‌کشتید و دسته‌ای (دیگر) را اسیر می‌گرفتید» سوره احزاب، آیه ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«اوست که کافران اهل کتاب  را از خانه‌هایشان در نخستین گردآوری بیرون راند (هر چند) شما گمان نمی‌کردید که بیرون روند و (خودشان) گمان می‌کردند که دژهایشان بازدارنده آنان در برابر خداوند است اما (اراده) خداوند از جایی که گمان نمی‌بردند بدیشان رسید و در دل‌هایشان هراس افکند؛ به دست خویش و به دست مؤمنان خانه‌های خویش را ویران می‌کردند؛ پس ای دیده‌وران پند بگیرید!» سوره حشر، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. زمانی که [[خداوند]] ترس را در [[دل]] [[کافران]] و [[مشرکان]] برمی‌انگیخت و در [[رویارویی]] با حق‌طلبان، خود پا به فرار می‌گذاشتند و [[لشکر]] [[دشمن]] علاوه بر تعداد بیشترشان به زودی از هم می‌پاشید و باعث می‌شد [[مؤمنین]] [[پیروز]] باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امدادهای الهی]] گاهی در قدرتی است که خداوند به [[حضرت]] داده است و با انجام کراماتی، حضرت [[مشکلات]] را از سر راه برمی‌دارد و یا به وسیله رعب و ترسی است که خداوند در دل دشمن ایجاد می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه (کتاب)|موعودنامه، ص۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام صادق]] {{ع}} درباره آیه {{متن قرآن|أَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«فرمان (عذاب) خداوند در رسید، به شتاب آن را مخواهید» سوره نحل، آیه ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; فرمود: این «[[أمر]]» همان قیام حضرت [[قائم آل محمد]] {{عم}} است و خداوند ما را [[فرمان]] داده که در آن [[عجله]] نکنیم. زمانی که حضرت قائم {{ع}} [[ظهور]] نماید سه لشکر او را [[همراهی]] خواهند کرد و [[یاری]] خواهند داد؛ لشکری از [[ملائکه]] و لشکر از مؤمنین و لشکری از ترس و [[قیام]] [[حضرت قائم]] {{ع}} همانند به پاخواستن [[رسول]] خداست... (که با تعداد کمی از [[مؤمنین]] بر گروه زیادی از [[مشرکین]] [[غلبه]] می‌نمود و در پایان نیز با همان تعداد کم آنان را به زانو در آورد و [[مکه]] را فتح نمود، و [[مشرکان]] نیز از ترس، جملگی اظهار [[ایمان]] نمودند. [[ملائکه]] نیز در [[جنگ‌ها]] از جمله [[جنگ بدر]]، [[رسول خدا]] و [[مسلمانان]] را [[یاری]] می‌دادند و این خصوصیات در [[امام زمان]] {{ع}} و [[لشکریان]] او نیز در [[زمان ظهور]] وجود خواهد داشت&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر البرهان: ج ۲، ص۳۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام باقر]] {{ع}} فرمود: «ترس»، [[حضرت]] [[قائم آل محمد]] {{عم}} را یاری خواهد داد. (یعنی پیشاپیش، ترس در [[دل]] [[دشمنان]] می‌رود و آنها [[شکست]] می‌خورند و منهزم می‌شوند) و [[نصرت]] و [[پیروزی]] همیشه پشتوانه کارهای ایشان است... تا اینکه سلطنتش به [[شرق]] و [[غرب]] عالم گسترش می‌یابد و [[خداوند]] [[دین]] او را بر تمام [[ادیان]] غلبه داده، هر چند این کار، [[کافران]] را خوشایند نیست&amp;lt;ref&amp;gt;وافی: ج ۲، ص۱۱۲ و سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص۵۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام باقر{{ع}} می‌فرماید: پیشاپیش حضرت قائم {{ع}}، از چهار سوی، به فاصله یک ماه راه، ترس و [[وحشت]] پیشتاز است (و دشمنان به فاصله یک ماه راه از چهار سوی خواهند گریخت و از ترس پا به فرار گذاشته یا [[تسلیم]] می‌شوند)&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار: ج ۵۲، ص۳۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: [[پرچم]] رسول خدا {{صل}} پس از او فقط به دست [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در [[جنگ جمل]] گشوده شد و پس از آن دیگر گشوده نشود تا به دست حضرت قائم {{ع}} در [[زمان قیام]] دیگر باره آن را باز خواهد کرد و زمانی که آن را بگشاید، ترس از چهار سوی تا فاصله یک ماه راه گسترده شود. (و کسانی که بخواهند با آن پرچم به [[مبارزه]] برخیزند تا مسافت یک ماه راه از ترس می‌گریزند)&amp;lt;ref&amp;gt;غیبت نعمانی، ص۳۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترس را گاهی می‌توان به عنوان یک [[نعمت]] یاد کرد و شاید هم واسطه‌ای برای [[حفظ جان]] [[مؤمنین]] در زمان‌های خاص و دشوار؛ زیرا مؤمنین با توجه به [[قدرت]] [[ایمانی]] آنها هرگز نمی‌توانند در مقابل [[ظلم]] [[سکوت]] کنند و جولان‌دهی [[مستکبران]] را برنمی‌تابند. اما [[پیش از ظهور]] باید بسیار سنجیده عمل کرد، و به اصطلاح خود را هدر نداد از این روی گاهی ترس باعث حفظ جان برخی مؤمنین می‌شود تا آنها برای [[روز]] [[ظهور]] [[ذخیره]] شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام باقر]] {{ع}} فرمود: در [[دل]] [[شیعیان]] ما [[رعب]] و ترس می‌اندازد (تا در امور که باید [[صبر]] پیشه کنند و [[شکیبایی]] نمایند، [[عجله]] به [[خرج]] ندهند ولی) زمانی که [[حضرت]] [[قائم آل محمد]] {{عم}} [[قیام]] کند، هر کدام از آنان از شیران [[خشمگین]]، بی‌باک‌تر و از تیر و [[سنان]] برنده‌تر خواهند بود!&amp;lt;ref&amp;gt;سید [[محمود]] موسوی دهسرخی، یأتی علی [[الناس]] [[زمان]]، ص۱۵۷ و کفایة الخصام: ص۶۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام صادق]] {{ع}} در [[حدیثی]] فرمود: یکی از عذاب‌های پیش از [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} ترسی است که بر [[جان]] [[مردم]] [[عراق]] خواهد افتاد، ترسی که آرام و قرار از آنها بستاند&amp;lt;ref&amp;gt;ارشاد مفید، ص۳۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: [[زمین]] از [[ستم]] و [[بیداد]] پر خواهد شد تا جایی که در هر خانه‌ای ترس و [[جنگ]] وارد خواهد شد و [[امام باقر {{ع}} فرمود: [[حضرت قائم]] {{ع}} قیام نخواهد نمود مگر در دورانی که از [[بیم]] و [[هراس]] پر شده باشد&amp;lt;ref&amp;gt;موعود نامه: ص۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علت غیبت امام عصر {{ع}} ==&lt;br /&gt;
در برخی [[روایات]] علت [[غیبت حضرت مهدی]] {{ع}} را ترسِ از کشته شدن بیان می‌کند. این ترس چیست؟ آیا ترس [[پسندیده]] است یا [[ناپسند]]؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ائمه {{عم}} در طول [[امامت]] خود تا جایی که می‌توانستند از انجام [[کارهای خارق‌العاده]] و [[معجزات]] دوری می‌جستند و فقط در جایی که احتیاج به [[اثبات امامت]] و احتیاج بود، و بحث‌های [[عقلی]] برای اشخاص کفایت نمی‌کرد، [[اقدام]] به صدور معجزاتی گوناگون می‌نمودند. با توجه به این مطلب می‌توان گفت که [[ائمه]] ({{عم}}) سعی داشتند، [[زندگی]] آنان مانند سایرین، روشی عادی و طبیعی داشته باشد. از این روی جملگی آنان یا توسط [[شمشیر]] یا توسط سم به [[شهادت]] رسیدند، در حالی که با انجام معجزه‌ای می‌توانستند از [[قدرت]] مافوق بشری خود استفاده نموده و از خود دفع ضرر نمایند. بنابراین اگر امر بدین منوال پی گرفته می‌شد، آخرین [[حجت خدا]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} نیز به شهادت می‌رسید؛ لذا در این دسته [[روایات]] که حکایت از [[ترس حضرت]] نسبت به کشته شدن می‌نماید، مراد ترسِ از نفسِ کشته شدن نیست، بلکه منظور آن است که باید [[زمین]] همواره دارای امامی [[معصوم]] باشد، و چون این [[امام]] اگر در [[ملاء]] [[عالم ظاهر]] شود، از کشته شدن مصون نخواهد بود، بنابراین به پرده [[غیبت]] درآمده است تا زمین دارای حجتی از سوی [[خدا]] باشد و شیرازه [[نظام هستی]] از هم نگسلد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام صادق]] {{ع}} فرمود: [[حضرت قائم]] {{ع}} پیش از [[قیام]] خود از دیدگان غایب خواهد شد. [[راوی]] پرسید: جانم به قربانت! برای چه؟ [[حضرت]] پاسخ داد: زیرا او می‌ترسد و با دست اشاره به گلو و شکم [[مبارک]] خود نمود (یعنی از کشته شدن [[بیم]] دارد)... &amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین، ج ۲، ص۳۴۲ و ۳۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام زین العابدین]] {{ع}} در [[حدیثی]] فرمود: در [[قائم آل محمد]] {{عم}} مانند [[پیامبران]] گذشته ویژگیی‌هایی خواهد بود... و ویژگی او که مانند [[حضرت موسی]] {{ع}} است، ترس و پنهان شدن اوست (زیرا [[حضرت موسی {{ع}} نیز زمانی که یکی از [[فرعونیان]] را به [[قتل]] رسانید از ترس آنان به سوی «[[مدین]]» به نزد [[شعیب]] [[پیامبر]] رفت و از دیده [[فرعونیان]] در [[مصر]] غایب شد)&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین: ج ۱، ص۳۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در [[تفسیر]] [[آیه]] پنجاه و پنجم [[سوره نور]] فرمود: قسم به خدا آن کسانی که [[خداوند]] ترس‌شان را تبدیل به [[امنیت]] و [[آرامش]] می‌کند حضرت مهدی {{ع}} و [[شیعیان]] او خواهند بود، خداوند این کار را برای آنان به دست یکی از ما [[اهل بیت]] (حضرت قائم {{ع}}) انجام خواهد داد و آن شخص [[مهدی این امت]] است&amp;lt;ref&amp;gt;کنز الدقائق: ج ۹، ص۳۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]، ص۱۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پرسش مستقیم ==&lt;br /&gt;
* [[نقش ترس به عنوان یکی از لشکرهای امام مهدی چیست؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|&#039;&#039;&#039;موعودنامه&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|&#039;&#039;&#039;فرهنگنامه آخرالزمان&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:رذایل اخلاقی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل موعودنامه]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوف]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366246</id>
		<title>ریاضت در عرفان اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366246"/>
		<updated>2026-04-19T06:35:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = ریاضت | عنوان مدخل  = ریاضت | مداخل مرتبط = ریاضت در عرفان اسلامی | پرسش مرتبط  =  }}  ==ریاضت شرعی، طریقت حقیقت عرفانی== عصمت دارای مراتبی است که با اعتصام به حبل الله الهی که شامل قرآن و عترت محمدی{{صل}} است تحقق...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = ریاضت&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = ریاضت&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[ریاضت در عرفان اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ریاضت شرعی، طریقت حقیقت عرفانی==&lt;br /&gt;
[[عصمت]] دارای مراتبی است که با [[اعتصام به حبل الله]] [[الهی]] که شامل [[قرآن و عترت]] [[محمدی]]{{صل}} است تحقق می‌یابد. بنابراین، کسب هرگونه عصمت از راه دیگر یا شدنی نیست یا دیر دست‌یافتنی است؛ چنان‌که [[رهبانیت]] با طریقت ابتداعی خود تلاش کرد تا [[مستحبات]] [[شریعت]] عیسوی{{ع}} را بر خود [[واجب]] سازد تا این‌گونه [[رضایت خدا]] را بجوید و به [[مقام عصمت الهی]] درآید؛ اما بر خلاف [[نذر]] و [[تعهدات]] خویش عمل کرده و به خود [[خیانت]] کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[خداوند]] در [[قرآن]] بارها بر این نکته تأکید دارد که تنها طریقت حقیقت و وصول به آن، [[اسلام]] و [[شرایع]] آن است که خداوند به عنوان مالک و [[شارع]] بدان [[حکم]] کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}} «بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹؛ {{متن قرآن|قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}} «بگو به خداوند و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان داریم، میان هیچ‌یک از ایشان فرق نمی‌گذاریم و ما فرمانبردار اوییم» سوره آل عمران، آیه ۸۴؛ {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}} «از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳؛ {{متن قرآن|مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «شما به جای او جز نام‌هایی را نمی‌پرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیده‌اید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، [[فرمان]] داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره یوسف، آیه ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بنابراین، هیچ دینی غیر از اسلام و شرایع آن پذیرفته نیست؛ یعنی اصولاً نمی‌تواند طریقت رهایی از نواقص و عیوب و راه وصول به کمالات و مظهریت در اسماء و صفات الهی باشد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}} «بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹؛ {{متن قرآن|قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}} «بگو به خداوند و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان داریم، میان هیچ‌یک از ایشان فرق نمی‌گذاریم و ما فرمانبردار اوییم» سوره آل عمران، آیه ۸۴؛ {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}} «از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳؛ {{متن قرآن|مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «شما به جای او جز نام‌هایی را نمی‌پرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیده‌اید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره یوسف، آیه ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته برخی بر آن هستند تا در داخل [[شریعت]] با بدعت‌هایی به گونه‌ای عمل کنند که «ره صد ساله را یک شبه بپیمایند» و همچون صاحبان [[لیله القدر]] که با [[درک]] «[[لیلة القدر]]» [[حقیقی]] به مقصد و مقصود می‌رسند، ایشان با بدعت‌های خویش به این راه میانبر دسترسی یافته و به مقصود برسند؛ بر همین اساس در طول [[تاریخ]] کسانی از [[شرایع]] [[اسلامی]] وجود داشتند که این‌گونه دنبال راه میانبر با بدعت‌سازی بودند. هرچند که این [[بدعت‌ها]] در راستای [[رضایت]] و [[رضوان الهی]] بوده است؛ ولی توجه باید داشت که [[خدا]] به عنوان [[آفریدگار]] [[انسان]] از ظرفیت و توانایی‌های [[آدمی]] به تمام معنا [[آگاهی]] دارد و آموزه‌های [[دستوری]] در قالب شرایع اسلامی با توجه به این ظرفیت‌ها و [[استطاعت]] عمومی [[بشر]] بوده است؛ زیرا [[اسلام]] در طول [[تاریخ]] [[بشریت]] براساس [[فطرت]] و مطابق آن بوده&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هرگز خداوند قانونی وضع و [[جعل]] نکرده است که بیرون از فطرت و فراتر از توان و استطاعت بشر باشد. خدا می‌فرماید: {{متن قرآن|لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«خداوند به هیچ کس جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کند» سوره بقره، آیه ۲۸۶؛ {{متن قرآن|لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا}} «بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست» سوره بقره، آیه ۲۳۳؛ {{متن قرآن|لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا}} «ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم» سوره انعام، آیه ۱۵۲؛ {{متن قرآن|وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا}} «و ما به هیچ کس جز در خور توانش تکلیف نمی‌کنیم» سوره مؤمنون، آیه ۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما چنان‌که گفته شد برخی در همه شرایع اسلامی [[عادت]] دارند تا راه‌هایی را برای خود بجویند که [[بدعت]] خلاف کلیت دین و [[شریعت]] نیست؛ اما بسترهایی را فراهم می‌آورد که بیرون از توان آدمی و زمینه خروج از [[طریقت]] و [[گرفتاری]] به [[خیانت]] است. به عنوان نمونه [[رهبانیت]] [[مسیحی]] همانند [[تصوف اسلامی]]، اقدام به شریعت‌سازی در چارچوب کلیت [[دین اسلام]] و [[شرایع]] آن می‌کند و اموری که [[مستحب]] است بر خود [[واجب]] می‌کند. خدا می‌فرماید: {{متن قرآن|ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان که سزاوار نگاهداشت آن است نگاه نداشتند آنگاه ما پاداش مؤمنانشان را ارزانی داشتیم و بسیاری از آنان بزهکارند» سوره حدید، آیه ۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اصولاً اینکه [[انسان]] بخواهد با اموری چون [[نذر]]، امر مستحبی چون [[نماز اول وقت]] را بر خود واجب کند، [[رفتاری]] در چارچوب [[شریعت اسلام]] نیست؛ زیرا خدا توان و ظرفیت [[انسان‌ها]] را می‌داند و براساس آن امری را واجب و امری را [[مستحب]] قرار داده است. اگر [[انسانی]] بر خلاف [[واجبات]] هر چند واجب به نذر عمل کند، از مصادیق [[خیانت]] به خود و خدا تلقی می‌شود و به طور [[طبیعی]] آثار خیانت بر چنین رفتاری بار می‌شود و انسان [[روز]] به روز به جای آن‌که به خدا نزدیک شود از او دورتر خواهد شد. خدا حتی برخی از [[احکام]] را برای [[آسان‌گیری]] [[تغییر]] می‌دهد تا همگان بتوانند به آن عمل کنند و زمینه و بستر خیانت فراهم نیاید؛ چنان‌که درباره نزدیکی و [[زناشویی]] با [[همسران]] در شب‌های [[ماه مبارک رمضان]] می‌فرماید: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی می‌ورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (می‌توانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشته است باز جویید» سوره بقره، آیه ۱۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این در حالی است که در [[مکتب]] [[رهبانیت]] و تصوف و [[ریاضت]] حتی [[شرعی]]، افراد با [[واجب]] کردن اموری، خود شریعت‌ساز می‌شوند و شریعتی را ابتداع و [[نوآوری]] نمی‌کنند. بسیاری از این روش‌هایی که در [[تصوف اسلامی]] مطرح شده از قبیل رهبانیت است که باید از آن [[پرهیز]] کرد؛ زیرا [[راه مستقیم]] و آسان همان راه [[شریعت اسلام]] است که در توضیح‌المسائل در قالب [[احکام]] پنج‌گانه واجب و [[حرام]] و [[مستحب]] و [[مکروه]] و [[مباح]] بیان شده است.&lt;br /&gt;
پس اگر کسی دنبال ریاضت شرعی است خود را ملتزم و [[متعهد]] به انجام شریعت اسلام و در یک کلمه توضیح‌المسائل کند. روزی پس از درس از آیت‌الله‌العظمی بهجت فومنی پرسیدم که برای [[سیر و سلوک]] چه باید کرد، ایشان پاسخ داد: اینکه [[ایمان به خدا]] داشته و به تمام توضیح‌المسائل از اول تا آخر آن عمل شود.&lt;br /&gt;
هر چند که ایشان به برخی‌ها روش ساده‌تری را می‌گفت؛ ولی اگر [[پرسشگر]] [[طلبه]] و [[روحانی]] بود، دستور کمی سخت‌تر بود. به عموم مردمی که دستور سیر و سلوک می‌خواستند می‌گفت: [[عمل به واجبات]] و [[ترک محرمات]]؛ ولی به طلاب می‌گفت: عمل به توضیح‌المسائل؛ چون در توضیح‌المسائل و [[رسائل]] عملی افزون بر [[واجبات]] و [[محرمات]]، مکروهات و [[مستحبات]] نیز بیان شده است که بر طلبه است تا به آن نیز عمل کند تا [[مقامات]] بلند [[عرفانی]] را دریابد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اقسام ریاضت شرعی==&lt;br /&gt;
ریاضت در لغت [[عربی]] به معنای تمرین و ممارست و [[کوشش]] همراه با [[رنج]] و تعب است. [[ورزش]] و [[علوم]] ریاضی را [[ریاضیات]] گفته‌اند؛ زیرا بدن و [[ذهن]] را با تمرین ورزیده می‌کند.&lt;br /&gt;
در اصطلاح به معنای [[خودسازی]] و [[رام]] کردن نفس به [[تعلیم و تربیت]] و به تعبیر دیگر [[جهاد]] و [[مبارزه با نفس]] است که مورد [[تأیید]] [[اسلام]] بوده و در [[روایات]] بر آن تأکید شده است&amp;lt;ref&amp;gt;معارف و معاریف، ج۵، ص۷۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[خواجه]] [[عبدالله انصاری]] در منازل‌السائرین می‌نویسد: {{عربی|الرِّياضَةُ تَمْرِينُ النَّفْسِ عَلى قَبولِ الصِّدْقِ}}؛ نفس خود را آن قدر [[ریاضت]] و تمرین داده باشی که به مرحله [[صدق]]، [[باور]]، [[تصدیق]] و [[ایمان]] رسیده و در نفس هیچ‌گونه [[شک]] و تردیدی در [[حقانیت]] گفته‌ها و فرموده‌های [[خداوند متعال]] نداشته باشی». پس [[حقیقت]] ریاضت در [[عرفان]]، [[آماده‌سازی]] نفس با [[علم]] و عمل برای طی کردن مراحل [[سیر و سلوک]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بی‌گمان مراد از این تمرین نفس، تمرین در چارچوب [[شریعت اسلام]] با [[پرهیز از محرمات]] [[شرعی]] و انجام [[وظایف دینی]] و [[اخلاقی]] در قبال خود و [[خدا]] و [[مردم]] است که باید از آن به عنوان بالاترین ریاضت یاد کرد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} درباره ریاضت شرعی می‌فرماید: «خویشتن را به [[اخلاق نیکو]] ریاضت دهید؛ زیرا [[مسلمانی]] که دارای اخلاق نیکو است، به منزله کسی است که روزها روزه‌دارد و شب‌ها به [[عبادت]] [[قیام]] کرده باشد»&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج۱۰، ص۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
آن حضرت{{ع}} همچنین فرموده است: «هر کس به ریاضت خویش [[مداومت]] کند، [[سود]] برده است»&amp;lt;ref&amp;gt;غررالحکم، ج۵، ص۲۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[امام علی]]{{ع}} در نامه‌اش به [[عثمان بن حنیف]] نیز می‌نویسد: «به خدا [[سوگند]]! چنان نفس خود را ریاضت دهم و آن را بپرورم که در غذا به گرده نانی اگر بدان دست یابم، شاد گردد و در خورش به نمک [[قانع]] شود و کاسه چشمم را آن‌چنان به [[گریه]] از [[اشک]] تهی سازم، بسان چشمه‌ای که آبش فرو رفته باشد»&amp;lt;ref&amp;gt;نهج‌البلاغه، نامه ۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
در [[حدیثی]] از [[رسول خدا]]{{صل}} آمده است که [[حضرت موسی]]{{ع}} از [[خضر]]{{ع}} درخواست کرد او را [[نصیحت]] کند، که از جمله آنها این بود: «خویشتن را به [[صبر]] و [[استقامت]] ریاضت ده تا از [[گناه]] [[نجات]] یابی»&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۱، ص۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این [[حدیث]] بر عنصر صبر تأکید شده است؛ زیرا صبر از جمله راه‌های کسب [[استعانت از خدا]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ}} «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}} «ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ و [[انسان‌ها]] دیگران را نیز باید به آن سفارش کنند تا از [[خسران]] و [[زیان]] [[ابدی]] [[رهایی]] یابند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ}} «جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و یکدیگر را به راستی پند داده‌اند و همدیگر را به شکیبایی اندرز داده‌اند» سوره عصر، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[خدا]] خود در [[قرآن]] به [[صبر]] و [[استقامت]] و [[استعانت]] از [[حضرت حق]] [[دعوت]] فرموده و گفته است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در جایی دیگر نیز فرموده است: {{متن قرآن|وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و هر کس بکوشد تنها برای خویش می‌کوشد، بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره عنکبوت، آیه ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این [[آیات]] به شکلی از استقامت و صبر در [[مجاهدت]] [[نفسانی]] سخن به میان آمده است؛ پس [[ریاضت]] باید دایمی و مستدام باشد؛ [[حضرت علی]]{{ع}} در این باره می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنِ اسْتَدَامَ رِيَاضَةَ نَفْسِهِ انْتَفَعَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;غررالحکم، ص۲۳۸؛ ر.ک: میزان‌الحکمة، ج۲، ص۱۳۹-۱۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «کسی که [[مداومت]] بر ریاضت نفس داشته باشد، بهره‌مند خواهد شد».&lt;br /&gt;
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[نهج‌البلاغه]] به عنصر [[تقوای الهی]] به عنوان مهم‌ترین امر در ریاضت [[شرعی]] اشاره داشته و می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ إِنَّمَا هِيَ نَفْسِي أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى...}}&amp;lt;ref&amp;gt;نهج‌البلاغه، نامه ۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «جز آن نیست که نفس خویش را با [[پرهیزکاری]] ریاضت می‌دهم تا [[روز]] [[ترس]] بزرگتر و [[روز قیامت]] در [[امان]] باشم».&lt;br /&gt;
باید توجه داشت که از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، دست‌کم برای [[عبودیت]]، [[ایمان]]، [[تقوا]] و مانند آنها سه مرتبه از مراتب تشکیکی است که شامل عام، خاص و اخص یا [[خاصه]] الخاصه است. ریاضت شرعی نیز این‌گونه است. [[خواجه]] [[عبدالله انصاری]] در همان منازل‌السائرین می‌نویسد: اما ریاضت به سه درجه تقسیم شده است: {{عربی|رِياضَةُ الْعامَّةِ، رِياضَةُ الْخاصَّةِ وَ رِياضَةُ خاصَّةِ الْخاصَّةِ... رِياضَةُ الْعَامَّةِ تَهْذِيبُ الْأَخْلَاقِ بِالْعِلْمِ، تَصْفِيَةُ الْأَعْمَالِ بِالْإِخْلَاصِ، وَ تَوْفِيرُ الْحُقُوقِ فِي الْمُعَامَلَةِ}}؛ ریاضت [[عامه]] این است که نفس خود را به [[آداب]] [[الهی]] و [[شریعت اسلام]] [[تأدیب]] کرده و [[اعمال]] خود را از [[ریا]] و [[نفاق]] و [[شرک]] [[پاک]] کرده و به [[اخلاص]] دست یابد و در [[رفتار]] و [[معامله]] با [[مردم]] [[حق‌الناس]] را [[رعایت]] کند.&lt;br /&gt;
{{عربی|وَ رِيَاضَةُ الْخَاصَّةِ حَسْمُ التَّفَرُّقِ وَ قَطْعُ الِالْتِفاتِ إِلَى الْمَقامِ الَّذِي جَاوَزَهُ وَ إِبْقاءُ الْعِلْمِ يَجْرِي مَجَارِيَهُ}}؛ و ریاضت [[خاصه]] همان ریشه‌کن کردن [[تفرقه]] و راه‌هایی از [[میل‌های نفسانی]] و عدم توجه به مقامی که از آن عبور کرده و به‌کارگیری هر [[علم]] در مجاری آن با عمل بدان.&lt;br /&gt;
{{عربی|وَ رِيَاضَةُ خَاصَّةِ الْخَاصَّةِ تَجْرِيدُ الشُّهُودِ وَ الصُّعُودُ إِلَى الْجَمْعِ وَ رَفْضُ الْمُعَارَضاتِ وَ الْمُعَاوَضاتِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;منازل السائرین، انصاری، باب نهم، منزل ریاضت.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «و ریاضت اخص همان تجرید [[شهود]] با عبور از [[باطن]] به شهود و نیز صعود در [[مقام]] جمع یعنی جمع ظاهر و باطن و دور کردن هر [[تعارض]] و معاوضه‌ای از خود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از بزرگان [[عرفان]] و [[معرفت]]، ریاضت را دارای چهار رکن اساسی دانسته که عبارتند از:&lt;br /&gt;
# [[سکوت]]: یعنی بسته شدن هم زبان، لب و دهان [[انسان]] از یاد هر کس و هر چیزی که غیر از [[خدا]] باشد و نیز سکوت [[دل]] که به آن جز [[یاد خدا]] امری راه نیابد. سکوت زبان از مدارج [[اهل دل]] است و سکوت دل از صفات [[مقربین]] و [[اهل]] [[کشف و شهود]]. [[علامه حسن‌زاده آملی]] به [[زیبایی]] می‌فرماید: «از [[خاموشی]] گفتار زاید»&amp;lt;ref&amp;gt;نامه‌ها، برنامه‌ها، آیت‌الله حسن‌زاده آملی.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[عزلت]] یا [[گوشه‌گیری]] از هیاهوی [[دنیا]]: عزلت مایه سکوت [[سالک]] است. در این مرتبه است که سالک از خلط و آمیزش و مؤانست و معاشرت با مردم بی‌خبر خودداری می‌کند و در حال [[خلوت]] به دنیا و مافیها وقعی نمی‌گذارد.&lt;br /&gt;
# [[گرسنگی]] ([[صوم]]؛ [[روزه]]): برای [[تسلط بر نفس]] [[شهوانی]] و [[قوای حیوانی]]، گرسنگی بهترین [[توشه]] هر رهروی است. [[پرخوری]] دلیل بر دوری و [[محروم]] شدن از [[انوار الهی]] و بی‌نصیب ماندن از خیر و [[برکت]] است. گرسنگی، [[خشوع]] و [[خضوع]]، [[مسکنت]] و [[احساس]] [[فقر]] و سکون و [[آرامش]] را به همراه می‌آورد و [[رقت]] و [[صفا]] را در سالک بر می‌انگیزاند و موجب می‌گردد که به [[اخلاق الهی]] متخلق گردد. گرسنگی باید با [[همت]] مردانه سالک توأم باشد چه در غیر این صورت ثمری ندارد.&lt;br /&gt;
# [[بیداری]] ([[یقظه]]): بیداری مایه [[خودشناسی]] است که مقدمه [[خداشناسی]] است و هرگاه سالک از هیاهوی [[مردم]] دنیازده دوری گزید و به [[خدا]] مشغول شد و هنگامی که غفلت‌زدگان به [[خواب]] فرو می‌روند، بیداری کشید و ارکان [[ریاضت]] را به جا آورد، از دایره محدود [[بشریت]] خارج می‌شود و به [[عالم ملکوت]] راه می‌یابد. بیداری بر دو نوع است: یکی بیداری [[دل]] و دیگری بیداری [[چشم]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: حق الحقیقه، کاشف دزفولی صدرالدین، از صفحات آخر کتاب.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهداف ریاضت شرعی==&lt;br /&gt;
برخی از [[اهل معرفت]]، عمل به «ریاضت شرعی» را برای به دست آوردن سه [[هدف]] دانسته‌اند که عبارتند از:&lt;br /&gt;
#دور کردن غیر [[حق]] از سر راه: هدف اول از ریاضت، این است که [[عارف]]، برای رسیدن به حق، هرگونه مانعی را از بین ببرد که در اصطلاح «[[تزکیه]]» یا «[[تخلیه]] نفس» نامیده می‌شود؛ یعنی باید تلاش کرد تا هر آنچه که غیر از خدا در دل وجود دارد، از آن بیرون و دل را تخلیه کرد.&lt;br /&gt;
# [[مطیع]] ساختن [[نفس اماره]]: از آنجا که [[انسان]] ترکیبی از [[عقل]] و [[شهوت]] است، برای اینکه بتواند بدون [[مزاحم]] و مانع، به سوی خدا [[سیر]] کند، باید کاری کند که نفس اماره را مطیع و [[تسلیم]] [[نفس مطمئنه]] سازد. در نتیجه، [[نفس شیطانی]] را تحت امر و [[اختیار]] [[نفس رحمانی]] قرار دهد.&lt;br /&gt;
# لطیف و رقیق کردن [[روح]]: یعنی انسان به کمک این دو مورد یاد شده، با [[زهد]] در عمل و [[حضور قلب]] در [[عبادت]]، روح خود را برای قبول [[انوار الهی]] آماده سازد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: الاشارات والتنبیهات، شیخ ابو علی سینا، نمط نهم، مرحله اول و دوم سیر و سلوک.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;عرفان در قرآن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:ریاضت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%D8%AA&amp;diff=1366243</id>
		<title>ریاضت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%D8%AA&amp;diff=1366243"/>
		<updated>2026-04-19T06:29:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = فضایل اخلاقی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[ریاضت در عرفان اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
واژه ریاضت در لغت درباره حیوان به کار رفته و مراد از آن [[تأدیب]] و تمرین و وادار کردن حیوان بر [[رفتار]] مورد نظر صاحبش و بازداشتن آن از حرکات ناپسند می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریاضت نفس از همین معنا گرفته شده و مراد از آن [[تربیت]] و وادار ساختن نفس بر اطاعت از مولا و بازداشتن آن از [[سرکشی]] در برابر دستور او و پیرو [[عقل]] شدن است&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البحرین، واژه «روض»&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریاضت و [[تهذیب نفس]] با شیوه و روشی که در [[آیات]] و [[روایات]] توصیه شده، [[افضل]] [[اعمال]] و [[برترین]] [[عبادت]] است که از آن به [[جهاد اکبر]] تعبیر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریاضت نفس با واداشتن آن بر حرکت در [[صراط مستقیم]]؛ یعنی عمل به [[اوامر]] و اجتناب از [[نواهی]] شارع مقدس در [[اندیشه]]، گفتار و رفتار و بازداشتن نفس از سرکشی و [[عصیان]] در برابر [[اوامر و نواهی]] او تحقق می‏یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه ریاضت، [[طهارت]] نفس از صفات ناپسندی همچون [[بخل]]، [[حسد]]، [[کبر]]، [[حرص]] بر [[دنیا]]، و آراسته شدن به صفات پسندیده‏ای همچون [[جود]]، [[شجاعت]]، [[غیرت]]، [[طمأنینه]]، [[خضوع]] در برابر [[حق]] و [[فروتنی]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریاضت نفس با شیوه‏ای غیر [[مشروع]]، از قبیل آنچه صوفیان انجام می‌‏دهند، [[بدعت]] و [[حرام]] است. &amp;lt;ref&amp;gt;مستمسک العروة ۱۴/ ۲۹ ـ ۳۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رهبانیت]] از ریاضت‌هایی است که در [[اسلام]] از آن [[نهی]] شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۴، ص ۲۱۲-۲۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368945.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:فضایل اخلاقی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366240</id>
		<title>تفکر در عرفان اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366240"/>
		<updated>2026-04-19T06:23:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = تفکر&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = تفکر&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[تفکر در قرآن]] - [[تفکر در حدیث]] - [[تفکر در نهج البلاغه]] - [[تفکر در فقه سیاسی]] - [[تفکر در عرفان اسلامی]] - [[تفکر در اخلاق اسلامی]] - [[تفکر در سیره پیامبر خاتم]] - [[تفکر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تفکر و تذکر عامل فرار به سوی خدا==&lt;br /&gt;
[[انسان]] در [[منزل]] [[توبه]] و [[انابه]] می‌آموزد که از [[خطا]] و [[گناه]] بازگشته و [[اعلان]] [[پشیمانی]] و [[ندامت]] کرده و به [[اطاعت]] با [[ترک معصیت]] بازگردد. پس با سنجش و [[محاسبه]] نسبت به موقعیت و جایگاه خویش در هستی و کرده‌ها و ناکرده‌هایش، [[عزم]] خویش را با [[همت]] عالی چنان کند که دیگر به سوی گناه بازنگردد و راه [[معصیت]] نپیماید.&lt;br /&gt;
پس از اینکه متذکر [[حقیقت]] شد و راه در آن گذاشت، از عوامل تذکر بهره می‌گیرد و با تفکر مبتنی بر [[تعقل]]، به [[مقام عصمت]] در می‌آید و با [[اعتصام]] به حبل‌الله المتین [[قرآن و عترت]]{{عم}}، از هر چه غیر خدا است به سوی خدا فرار می‌کند و به مفاد [[آیه]] {{متن قرآن|فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«پس، به سوی خداوند بگریزید که من از سوی او برای شما بیم‌دهنده‌ای آشکارم» سوره ذاریات، آیه ۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تفکر در ذکر==&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]] [[خداوند]] [[عقلی]] به انسان داده تا با تعقل و [[خردورزی]] در امور بتواند به فرآیندی وارد شود که به تفکر می‌انجامد و برآیند آن [[فکر]] و [[اندیشه]] است. انسان گاه از اموری [[غافل]] است؛ از این‌رو نیازمند تذکر و ذکر است که موجبات یادآوری و خروج از [[غفلت]] انسان می‌شود؛ اما از نظر قرآن، تذکر بدون تبیین و تفکر نمی‌تواند برآیند مثبتی داشته باشد.&lt;br /&gt;
از این روست که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«(آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بر اساس این آیه، خداوند قرآن را به عنوان ذکر بر [[پیامبر]]{{صل}} فرو فرستاده است. این ذکر، حقیقتی را به پیامبر{{صل}} یادآور می‌شود و به نظر می‌رسد که همه [[انسان‌ها]]، مستقیم از ذکر بهره‌مند نیستند؛ زیرا در مرتبه‌ای نبوده‌اند که چیزی را پیش از آن دانسته و اینک از آن [[غافل]] شده باشند تا نیازمند ذکر باشند؛ بلکه تنها [[پیامبر]]{{صل}} است که آن [[دارایی]] را در مراتب عالی دارد و اینک در مرتبه نازل به شکل ذکر از آن بهره‌مند می‌شود. این بیان‌گر همان معانی است که در [[آیات]] دیگر بیان شده است؛ زیرا [[قرآن]] در مرتبه «لدن» از [[خداوند]] علیّ [[حکیم]] از سوی [[پیامبر]]{{صل}} دریافت شده بی‌آن‌که متصف به شکل و صورت زبانی باشد؛ آن‌که در [[مقام]] تنزل است که به شکل [[عربی]] [[مبین]] در [[اختیار]] پیامبر{{صل}} قرار می‌گیرد. خداوند می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید * و بی‌گمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است» سوره زخرف، آیه ۳-۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال این قرآن در [[آیه]] ۴۴ [[سوره نحل]] با عنوان ذکری برای پیامبر{{صل}} مطرح می‌شود و با آن‌که خود [[کتاب مبین]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ}} «سوگند به این کتاب روشن» سوره زخرف، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیازمند تبیین از سوی پیامبر{{صل}} برای توده‌های [[مردم]] است. در این مرتبه این قرآن برای مردم نازل می‌شود و این [[نزول]] برای این است تا براساس ظرفیت و [[توانایی]] مردم به‌گونه‌ای درآید که قابلیت [[تفکر]] در آن فراهم آید. پس [[حقیقت قرآن]]، برای پیامبر{{صل}} در مرتبه «لدن [[الله]]» [[حقیقت]] مکشوف بی‌زبانی است که در تنزل می‌یابد تا ذکری برای آن حضرت{{صل}} و بستری برای تفکر [[مردمان]] شود. البته خداوند در جایی دیگر بیان می‌کند که این تنزل در شکل و [[شمایل]] قرآن عربی برای [[تعقل]] مردمان است. [[خدا]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ما آن را قرآنی عربی فرو فرستاده‌ایم باشد که خرد ورزید» سوره یوسف، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس تعقل و [[خردورزی]] در [[آیات قرآنی]] در راستای تفکری است که [[انسان]] را به [[فکر]] و اندیشه‌ای [[ناب]] برساند.&lt;br /&gt;
به هر حال، قرآن به عنوان آیات تدوینی در کنار آیات [[تکوینی]] چنان‌که می‌آید برای تعقل و تفکر انسان‌هاست. این تعقل و تفکر انسان را نسبت به جایگاه خویش در هستی و موقعیت خدا و خود [[آگاه]] می‌کند و [[فلسفه]] و [[هدف آفرینش]] از جمله خود شخص را روشن می‌کند؛ زیرا از [[تفکر]] در [[آیات]] [[تکوینی]] از [[آفاقی]] و انفسی این معنا به دست می‌آید که هر چیزی به حکمتی دارای اهداف و [[فلسفه وجودی]] است؛ و با تفکر در آیات تدوینی و [[تدبر]] در آنکه نوعی نیل به [[بطون قرآن]] است، [[آدمی]] پشت پرده این الفاظ را می‌یابد و [[درک]] می‌کند که [[هدف آفرینش انسان]] کسب تقوای [[عبادی]] و نیل به [[لقاء الله]] از [[طریقت]] [[شریعت]] و متأله و خدایی شدن و قرار گرفتن در [[مقام]] مظهریت در [[ربوبیت]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}} «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}} «ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۳۰؛ {{متن قرآن|صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ}} «رنگ (و نگار) خداوند را (بگزینید) و خوش‌رنگ (و نگار)‌تر از خداوند کیست؟ و ما پرستندگان اوییم» سوره بقره، آیه ۱۳۸؛ {{متن قرآن|مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ}} «هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (می‌تواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش می‌داده و درس می‌گرفته‌اید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید» سوره آل عمران، آیه ۷۹؛ و آیات دیگر.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که [[انسان]] با [[تفکر]] به [[تذکر]] و ذکری دست می‌یابد که او را نسبت به [[فلسفه]] و [[حکمت]] هستی از [[غفلت]] بیرون می‌آورد؛ زیرا تفکر، برگرفته از ماده «[[فکر]]»، نوعی [[سیر]] و مرور بر معلومات حاضر در نزد انسان، جهت دستیابی به مجهول است&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج۲، ص۲۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و تذکر از ذکر به معنای یادآوری نسبت به موضوع دانسته‌ای است که اینک از آن [[غافل]] یا [[ناسی]] هستیم. فرق بین تفکر و تذکر این است که تفکر، [[شناخت]] چیزی است، هرچند هیچ‌گونه اطلاعی از آن نداشته باشیم؛ ولی تذکر در موردی است که انسان از پیش با آن موضوع آشنا باشد&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج۵-۶، ص۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، [[تعقل]] و تفکر مهم‌ترین راه شناخت [[آدمی]] نسبت به امور حتی [[امور غیبی]] و غیر ملموس است؛ زیرا [[خردورزی]] فرآیندی مادی نیست، بلکه عملی تجریدی است و نتایج تعقل و تفکر [[واقعی]] فرازمانی و فرامکانی است و متزمن و متکمن به [[زمان]] و مکانی نیست. از این روست که نتایج تعقل، امور کلی و قضایایی عمومی و کلی است که گرفتار زمان و مکان نیست&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ * رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ * رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ * رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ}} «(همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار * پروردگارا! هر که را به آتش (دوزخ) درآوری، خوار کرده‌ای و ستمگران را یاوری نخواهد بود * پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران * پروردگارا! و آنچه با پیامبرانت به ما وعده کردی عطا کن و روز رستخیز ما را خوار مگردان؛ بی‌گمان تو در وعده (خود) خلاف نمی‌ورزی» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱-۱۹۴؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ}} «آیا با خویش نیندیشیده‌اند که خداوند آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در میان آن دو، است جز راستین و با سرآمدی معین نیافریده است؟ و بی‌گمان بسیاری از مردم منکر لقای پروردگار خویشند» سوره روم، آیه ۸؛ و آیات دیگر.&amp;lt;/ref&amp;gt;. آیات یاد شده بیان می‌کند، که [[خردمندان]] خردورز، [[اعتقاد به خدا]]، [[ایمان به روز قیامت]] و [[پیامبران]] را از [[تعقل]]، [[تفکر]]، [[اندیشه]] و [[تأمل]] در [[نشانه‌های الهی]] به دست آورده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج۴، ص۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهم‌ترین موضوعات و مسائلی که باید با تعقل در آن تفکر کرد، [[ذکر الهی]] یعنی [[قرآن]] است؛ زیرا این ذکر ما را با حقایقی آشنا می‌کند که [[غیب]] هستی است؛ اگر تعقل در [[آیات آفاقی]] و تفکر در آن، موجب می‌شود تا [[انسان]] به کلیاتی از غیب [[شناخت]] و [[آگاهی]] یابد و در مسیر کلی [[حق]] و [[حقیقت]] قرار گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ * رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ * رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ * رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ * فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است * (همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار * پروردگارا! هر که را به آتش (دوزخ) درآوری، خوار کرده‌ای و ستمگران را یاوری نخواهد بود * پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران * پروردگارا! و آنچه با پیامبرانت به ما وعده کردی عطا کن و روز رستخیز ما را خوار مگردان؛ بی‌گمان تو در وعده (خود) خلاف نمی‌ورزی * آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمی‌گردانم بنابراین بی‌گمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم می‌پوشم و آنان را به بوستان‌هایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۰-۱۹۵؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ}} «آیا با خویش نیندیشیده‌اند که خداوند آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در میان آن دو، است جز راستین و با سرآمدی معین نیافریده است؟ و بی‌گمان بسیاری از مردم منکر لقای پروردگار خویشند» سوره روم، آیه ۸؛ {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «و پیش از تو جز مردانی از مردم شهرها را که به آنان وحی می‌کردیم نفرستادیم؛ آیا روی زمین گردش نکرده‌اند تا بنگرند سرانجام پیشینیانشان چگونه بوده است؟ و به راستی سرای واپسین برای پرهیزگاران بهتر است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یوسف، آیه ۱۰۹؛ {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در پیاپی آمدن شب و روز و در آن کشتی که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو می‌بارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده می‌دارد و بر آن هرگونه جنبنده‌ای را می‌پراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[تعقل]] و [[تفکر]] در ذکر و [[آیات]] تدوینی [[قرآن]] کمک می‌کند تا با جزییات [[غیب]] از [[خدا]] و صفات وی، [[فرشتگان]] و [[معاد]] و مانند آنها آشنا شویم&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|الم * ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ * وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ * أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «الف، لام، میم * این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است * همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند * و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند * آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیده‌اند و آنانند که رستگارند» سوره بقره، آیه ۱-۵؛ {{متن قرآن|لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «بی‌گمان کتابی برای شما فرستاده‌ایم که یادکرد شما در آن است، آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره انبیاء، آیه ۱۰؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ}} «بگو: تنها شما را به (سخن) یگانه‌ای اندرز می‌دهم و آن اینکه: دو تن دو تن و تک تک برای خداوند قیام کنید سپس بیندیشید، در همنشین شما دیوانگی نیست؛ او برای شما جز بیم‌دهنده‌ای پیش از (رسیدن) عذابی سخت نیست» سوره سبأ، آیه ۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[فرهنگ]] [[عارفان]]، [[تفکر]] عبارت از جست‌وجو و [[طلب]] [[بصیرت]] برای دست‌یابی به مطلوب بوده و آن بر سه نوع است: ۱. تفکر در عین [[توحید]]؛ ۲. تفکر در لطایف [[آفرینش]]؛ ۳. تفکر در معانی [[اعمال]] و احوال. تفکر در عین توحید؛ به معنی [[فرورفتن]] و غلتیدن در دریای [[جحود]] و [[انکار]] است که جز با چنگ زدن و [[متوسل]] شدن به [[نور]] [[کشف]] و [[تمسک]] به [[علم]] ظاهر نمی‌توان از آن [[نجات]] و خلاصی یافت. و اما تفکر در لطایف [[مخلوقات]] و [[آفریدگان]]، آن هم آبی است که کشت [[حکمت]] را آبیاری می‌کند. منظور از تفکر در معنای عمل و حالت [[انسان]] این است که به [[حقایق]] اعمال و احوال توجه کنیم نه به ظاهر آنها؛ یعنی اینکه ببینیم چقدر قلبمان، حالمان، کارمان و رفتارمان تحت تأثیر قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
تنها با سه راه می‌توان از تفکر در عین توحید خلاصی یافت، که عبارت‌اند از: راه اول: [[شناخت]] عجز و [[ناتوانی]] [[عقل]]؛ راه دوم: [[ناامیدی]] از رسیدن و دست‌یابی به [[غایت]] یعنی توحید؛ راه سوم: دست زدن به ریسمان [[تعظیم]]...&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: شرح منازل السائرین، آیت‌الله کمیلی خراسانی، منزل ۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و آثار تفکر تعقلی==&lt;br /&gt;
تفکر مبتنی بر [[تعقل]] نه تخیل و توهم، [[انسان]] را در مسیر کلی کمال قرار می‌دهد. از این روست که در [[آیات قرآنی]] بر تفکر تعقلی تأکید شده است.&lt;br /&gt;
از مهم‌ترین آثار چنین تفکری می‌توان به [[هدایت]] و راهیابی انسان به توحید و [[معارف]] صحیح [[الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا}} «آیا نمی‌دیدند که (آن گوساله) به آنان پاسخی نمی‌دهد و هیچ زیان و سودی برای آنان در بر ندارد؟» سوره طه، آیه ۸۹؛ {{متن قرآن|قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ * أُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «گفت: آیا به جای خداوند چیزی را می‌پرستید که برای شما هیچ سودی و زیانی ندارد؟ * ننگ بر شما و بر آنچه به جای خداوند می‌پرستید، آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره انبیاء، آیه ۶۶-۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، خداشناسی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}} «باری، گفتیم با پاره‌ای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، باشد که خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۷۳؛ {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در پیاپی آمدن شب و روز و در آن کشتی که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو می‌بارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده می‌دارد و بر آن هرگونه جنبنده‌ای را می‌پراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[تسبیح خدا]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}} «هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بهره‌مندی از [[آیات]] الهی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}} «باری، گفتیم با پاره‌ای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، باشد که خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۷۳؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ}} «ای مؤمنان! کسانی از غیر خودتان را محرم راز مگیرید که از هیچ تباهی در حقّ شما کوتاهی نمی‌کنند و دوست می‌دارند شما در سختی به سر برید؛ کینه از گفتارشان هویداست و آنچه دل‌هایشان پنهان می‌دارند، بزرگ‌تر است، بی‌گمان ما آیات (خود) را برای شما روشن گفته‌ایم» سوره آل عمران، آیه ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، قرار گرفتن در زمره [[اولوا الالباب]] مغزشناسان&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است * (همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۰-۱۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[شناخت معاد]] و [[رستاخیز]] و [[ایمان]] به آنها&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است * (همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۰-۱۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، پذیرش [[هدفداری]] آفرینش&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است * (همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۰-۱۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[درک]] [[حقانیت اسلام]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ}} «و برخی از آنان به (گفتار) تو گوش می‌دهند؛ آیا تو ناشنوایان را هر چند خرد نورزند، شنوا می‌توانی کرد؟» سوره یونس، آیه ۴۲؛ {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «(آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[شناخت پیامبر]] و [[ادب]] در برابرش&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}} «آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست» سوره اعراف، آیه ۱۸۴؛ {{متن قرآن|قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ}} «بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟» سوره انعام، آیه ۵۰؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}} «به راستی آنان که تو را از پشت (در) اتاق‌ها صدا می‌زنند، بیشترشان خرد نمی‌ورزند» سوره حجرات، آیه ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[خشوع]] و [[تواضع]] در برابر [[قرآن]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده می‌دیدی و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، عمل براساس و [[حی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عبرت]] از فرجام دیگران&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}} «پیش از شما سنّت‌هایی (بوده و) از میان رفته‌اند پس روی زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام دروغ‌انگاران چگونه بوده است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[رهایی]] از وسوسه‌ها و [[دام‌های شیطان]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}} «ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ}} «و به راستی گروهی فراوان از شما را بیراه کرد پس آیا خرد نمی‌ورزیدید؟» سوره یس، آیه ۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ابزار [[شناسایی]] [[دشمن]] و زمینه [[پرهیز]] از آنان&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ}} «ای مؤمنان! کسانی از غیر خودتان را محرم راز مگیرید که از هیچ تباهی در حقّ شما کوتاهی نمی‌کنند و دوست می‌دارند شما در سختی به سر برید؛ کینه از گفتارشان هویداست و آنچه دل‌هایشان پنهان می‌دارند، بزرگ‌تر است، بی‌گمان ما آیات (خود) را برای شما روشن گفته‌ایم» سوره آل عمران، آیه ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[نجات]] از [[دوزخ]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}} «و می‌گویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز می‌بودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مانند آنهاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]] معیار ارزش‌گذاری و [[کرامت انسان]] [[تفکر]] و بهره‌گیری از عقلانیتی است که به [[تقوا]] می‌انجامد؛ زیرا [[انسان]] را از جانوران و دیگران جدا می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}} «بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایانی گنگند که خرد نمی‌ورزند» سوره انفال، آیه ۲۲؛ {{متن قرآن|أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا}} «آیا گمان می‌کنی که بیشتر آنان می‌شنوند یا خرد می‌ورزند؟ آنها جز همگون چارپایان نیستند بلکه گمراه‌ترند» سوره فرقان، آیه ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. انسان باید به جایی برسد که [[قیام]] به [[عقل]] داشته باشد و عقل مقوم [[ذات]] او باشد. از این روست که چنین مردمانی را به خصوصیات مقوم ایشان {{متن قرآن|قَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}} «و شب و روز و خورشید و ماه را رام شما گردانید و ستارگان رام‌شدگانی به فرمان اویند، به راستی در آن برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هایی است» سوره نحل، آیه ۱۲؛ {{متن قرآن|وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}} «و از میوه‌های خرمابن و انگورها شراب و روزی نیکویی به دست می‌آورید، به راستی در این (کار) نشانه‌ای است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره نحل، آیه ۶۷؛ {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در پیاپی آمدن شب و روز و در آن کشتی که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو می‌بارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده می‌دارد و بر آن هرگونه جنبنده‌ای را می‌پراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌ستاید؛ زیرا عقل مقوم ذات و خصوصیت [[نژادی]] آنان شده است. [[انسانی]] که [[تعقل]] مقوم ذات ایشان باشد، [[تفکر]] و [[اندیشه‌ورزی]] نیز مقوم [[ذات]] او خواهد بود و متصف به {{متن قرآن|قَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «و اوست که زمین را گسترد و در آن کوه‌ها و رودهایی نهاد و از هر میوه در آن جفتی دوگانه برآورد؛ شب را با روز فرا می‌پوشد، بی‌گمان در آن (کار) نشانه‌هایی برای گروهی است که می‌اندیشند» سوره رعد، آیه ۳؛ {{متن قرآن|يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالْأَعْنَابَ وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «با آن (آب) برایتان کشت و زیتون و خرما بن و انگورها (ی گوناگون) و از همه میوه‌ها می‌رویاند؛ بی‌گمان در این برای گروهی که می‌اندیشند نشانه‌ای است» سوره نحل، آیه ۱۱؛ {{متن قرآن|ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «سپس از (گل) همه میوه‌ها بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره نحل، آیه ۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ذکر و فرار به سوی خدا برآیند تفکر تعقلی==&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]]، کسی که به تفکر تعقلی در [[آیات]] [[تکوین]] و تدوین می‌پردازد، به [[ذکر الهی]] می‌رسد و به سمت‌وسوی خدا از هر چیزی می‌گریزد تا بدان بپیوندد و از [[مقام]] [[غنا]] برخوردار شده و از [[فقر]] [[رهایی]] یابد.&lt;br /&gt;
ذکر، به معنای یاد آوردن چیزی است. البته به معنای هر آنچه که بر زبان جاری شود نیز ذکر گویند&amp;lt;ref&amp;gt;لسان العرب، ج۵، ص۴۸، «ذکر».&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین در معنای ذکر گفته شده است که «ذکر» همان «[[تذکر]]» در برابر «[[غفلت]]» و [[فراموشی]] است که اعم از تذکر به [[قلب]] و زبان است&amp;lt;ref&amp;gt;التحقیق، ج۳، ص۲۹۷، «ذکر».&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
در [[قرآن کریم]]، ذکر در معانی متعددی همچون احضار چیزی در [[ذهن]]، کتب [[انبیای پیشین]]، قرآن، [[نماز]]، محمد{{صل}} و مانند آنها به کار رفته است&amp;lt;ref&amp;gt;مفردات الفاظ قرآن کریم، ص۳۲۸، «ذکر».&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ اما ذکر [[واقعی]] همان [[ذکر قلبی]] است نسبت به خدا و [[اهداف]] [[آفرینش]] و [[حکمت]] [[زندگی]] [[انسانی]] است. به این معنا که [[انسان]] هماره به یاد داشته باشد خدایی است که [[ربوبیت]] هستی را در دست دارد و به حکمت و هدفی [[مخلوقات]] از جمله انسان را [[آفریده]] است و انسان باید این [[هدف]] را بشناسد و در راستای آن [[حرکت]] کند. این همان معنای واقعی و [[حقیقی]] است که در قالب [[ذکر زبانی]] و عملی و مانند آن خودنمایی می‌کند؛ بنابراین احضار چیزی در [[ذهن]] همچون کتب [[پیامبران]]، توجه و التفات به [[قرآن]] و [[استعانت]] به محمد{{صل}} و [[نماز]] برای آن است که انسان این مسیر را هماره در نظر داشته باشد و به عنوان [[غایت]] کمالی به سمت خدا و مظهریت در [[اسمای الهی]] تلاش کند. [[امام رضا]]{{ع}} می‌فرمایند: هرگاه [[بنده]]، اسم [[رب]] خود را یاد کرد بر [[محمد و آل محمد]] [[صلوات]] بفرستد&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۵۵۵، ح۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر همین اساس است که [[خداوند]] حضور در [[مساجد]] و یادکرد خدا&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}} «و ستمکارتر از کسی که نمی‌گذارد نام خداوند در مسجدهای او برده شود و در ویرانی آنها می‌کوشد کیست؟ آنان را جز این سزاوار نیست که هراسان در آن پا نهند، آنها در دنیا، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره بقره، آیه ۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، اسوه‌پذیری از [[پیامبر اکرم]]{{صل}}&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}} «بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند» سوره احزاب، آیه ۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، شتافتن به سوی [[ذکر خدا]] و ترک معامله&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}} «ای مؤمنان! چون روز آدینه گلبانگ نماز در دهند به یادکرد خدا بشتابید و خرید و فروش را وانهید! این برای شما اگر بدانید، بهتر است» سوره جمعه، آیه ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ترک گفتار بدون عمل&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ}} «و از شاعران، گمراهان پیروی می‌کنند» سوره شعراء، آیه ۲۲۴؛ {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ}} «جز آنان که ایمان دارند و کارهای شایسته انجام می‌دهند و خداوند را بسیار یاد می‌کنند و پس از آنکه ستم دیده باشند داد می‌ستانند و آنان که ستم ورزیده‌اند به زودی خواهند دانست که به کدام بازگشتگاه باز خواهند گشت» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[پرهیز]] از [[گزافه‌گویی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ}} «و از شاعران، گمراهان پیروی می‌کنند» سوره شعراء، آیه ۲۲۴؛ {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ}} «جز آنان که ایمان دارند و کارهای شایسته انجام می‌دهند و خداوند را بسیار یاد می‌کنند و پس از آنکه ستم دیده باشند داد می‌ستانند و آنان که ستم ورزیده‌اند به زودی خواهند دانست که به کدام بازگشتگاه باز خواهند گشت» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مانند آنها را از مصادیق ذکر معرفی می‌کند؛ زیرا [[انسان]] را متوجه [[حقیقت]] کمالی و اهداف غایی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار چنین ذکری را می‌بایست در برخورداری از [[هدایت خاص]] [[الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}} «و کافران می‌گویند: چرا بر او از سوی پروردگارش نشانه‌ای فرو فرستاده نمی‌شود؟! بگو: بی‌گمان خداوند هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و آن کس را که (به سوی او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد * همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌های ایشان با یاد خداوند آرام می‌گیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۷-۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عنایت]] و توجه خاص خدا&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ}} «پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس بگزارید و با من ناسپاسی نورزید» سوره بقره، آیه ۱۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بهره‌مندی از [[رحمت الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا}} «ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۴۱؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا}} «اوست آنکه بر شما درود می‌فرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[آرامش]] [[دل‌ها]] بلکه بدن‌ها&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}} «همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌های ایشان با یاد خداوند آرام می‌گیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ}} «خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است؛ پوست‌های آنان که از پروردگار خویش می‌هراسند از آن به لرزه می‌افتد سپس با یاد خداوند پوست‌ها و دل‌هاشان نرم می‌شود؛ این رهنمود خداوند است که با آن هر که» سوره زمر، آیه ۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، مایه [[رستگاری]] و [[فلاح]] ذاکران&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى * وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى}} «بی‌گمان آنکه پاکیزه زیست رستگار شد * و نام پروردگار خویش برد، آنگاه نماز گزارد» سوره اعلی، آیه ۱۴-۱۵؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ}} «و کسانی که چون (کار) ناشایسته‌ای می‌کنند یا به خویش ستم روا می‌دارند خداوند را به یاد می‌آورند و از گناهان خود آمرزش می‌خواهند- و چه کس جز خداوند گناهان را می‌آمرزد؟- و (آن کسان که) بر آنچه کرده‌اند دانسته پافشاری نمی‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۵؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «ای مؤمنان! چون با دسته‌ای (از دشمن) رویاروی شدید استوار باشید و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره انفال، آیه ۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[پاداش]] عظیم [[الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}} «بی‌گمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان راست‌گفتار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان بخشنده و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد می‌کنند، آمرزش و پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[بهشت اخروی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ * أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ}} «و کسانی که چون (کار) ناشایسته‌ای می‌کنند یا به خویش ستم روا می‌دارند خداوند را به یاد می‌آورند و از گناهان خود آمرزش می‌خواهند- و چه کس جز خداوند گناهان را می‌آمرزد؟- و (آن کسان که) بر آنچه کرده‌اند دانسته پافشاری نمی‌کنند * پاداش اینان آمرزش پروردگارشان و بوستان‌هایی است که از بن آن جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و پاداش اهل کردار، نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۳۵-۱۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[رهایی]] از هر گونه [[غفلت]] از [[حقیقت]] و [[حکمت]] و مانند آنها&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[رعایت]] [[حلال و حرام]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}} «آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است و خداوند می‌داند که چه انجام می‌دهید» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ چراکه از [[امام صادق]]{{ع}} درباره این سخن [[خداوند]]: {{متن قرآن|وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ}} [[روایت]] شده که مراد، یادآوری [[خدا]] به هنگام روبه‌رو شدن با [[حلال]] یا [[حرام]] [[الهی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر عیاشی، ج۲، ص۳۲۷، ح۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[نورانیت]] [[باطن]] و ظاهر و حتی خانه‌های ذاکران&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ * فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ}} «خداوند، نور آسمان‌ها و زمین است، مثل نور او چون چراغدانی است در آن چراغی، آن چراغ در شیشه‌ای، آن شیشه گویی ستاره‌ای درخشان است کز درخت خجسته زیتونی می‌فروزد که نه خاوری است و نه باختری، نزدیک است روغن آن هر چند آتشی بدان نرسیده برفروزد، نوری است فرا نوری، خداوند هر که را بخواهد به نور خویش رهنمون می‌گردد و خداوند این مثل‌ها را برای مردم می‌زند و خداوند به هر چیزی داناست * (این چراغ) در خانه‌هایی (است) که خداوند رخصت داده است تا والایی یابند و نامش در آنها برده شود؛ سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها در آنها او را به پاکی می‌ستایند» سوره نور، آیه ۳۵-۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، موجب [[حیات]] و روشنی‌بخش [[دل‌ها]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ * اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}} «آیا هنگام آن نرسیده است که دل‌های مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دل‌هاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟ * بدانید که خداوند زمین را پس از سترون شدن آن بارور می‌کند؛ به راستی که ما آیات را برایتان روشن بیان داشتیم باشد که خرد ورزید» سوره حدید، آیه ۱۶-۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[صلوات خدا]] و [[فرشتگان]] بر ذاکران&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا * وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا * هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا}} «ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید * و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستأیید * اوست آنکه بر شما درود می‌فرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عظمت]] مکان‌های حضور آنان&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا * وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا * هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا}} «ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید * و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستأیید * اوست آنکه بر شما درود می‌فرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[حرمت]] و [[قداست]] مکان‌های عبادی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «همان کسانی که ناحق از خانه‌های خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که می‌گفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمی‌داشت بی‌گمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشت‌ها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار می‌برند ویران می‌شد و بی‌گمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[رهایی]] از [[منکرات]] و [[فحشاء]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}} «آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است و خداوند می‌داند که چه انجام می‌دهید» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[مغفرت]] و [[آمرزش]] از گناهان&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ * أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ}} «و کسانی که چون (کار) ناشایسته‌ای می‌کنند یا به خویش ستم روا می‌دارند خداوند را به یاد می‌آورند و از گناهان خود آمرزش می‌خواهند- و چه کس جز خداوند گناهان را می‌آمرزد؟- و (آن کسان که) بر آنچه کرده‌اند دانسته پافشاری نمی‌کنند * پاداش اینان آمرزش پروردگارشان و بوستان‌هایی است که از بن آن جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و پاداش اهل کردار، نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۳۵-۱۳۶؛ {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}} «بی‌گمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان راست‌گفتار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان بخشنده و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد می‌کنند، آمرزش و پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[خوف]] [[واقعی]] از [[خدا]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}} «مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دل‌هاشان بیمناک می‌شود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان می‌افزاید و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند» سوره انفال، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، خروج از [[ظلمات]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا}} «ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۴۱؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا}} «اوست آنکه بر شما درود می‌فرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، خروج از [[حزب شیطان]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «شیطان بر آنان چیرگی یافت و یادکرد خداوند را از یاد آنان برد، آنان حزب شیطانند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب شیطان است که (گرویدگان به آن) زیانکارند» سوره مجادله، آیه ۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، پیروزی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «ای مؤمنان! چون با دسته‌ای (از دشمن) رویاروی شدید استوار باشید و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره انفال، آیه ۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[خشوع]] [[دل‌ها]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «آیا هنگام آن نرسیده است که دل‌های مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دل‌هاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و تأثیر ژرف در [[دل]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}} «مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دل‌هاشان بیمناک می‌شود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان می‌افزاید و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند» سوره انفال، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، تأثیر در کیفیت [[انابه]] و [[پرهیز]] از [[معصیت]] و انجام [[طاعت]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}} «و کافران می‌گویند: چرا بر او از سوی پروردگارش نشانه‌ای فرو فرستاده نمی‌شود؟! بگو: بی‌گمان خداوند هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و آن کس را که (به سوی او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد * همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌های ایشان با یاد خداوند آرام می‌گیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۷-۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، برخورداری از [[فضل الهی]] و نیز [[رزق و روزی]] بی‌حساب الهی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ * لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}} «مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمی‌دارد؛ از روزی می‌هراسند که دل‌ها و دیده‌ها در آن زیرورو می‌شوند * تا خداوند آنان را بهتر از آنچه انجام داده‌اند پاداش دهد و با بخشش خویش به آنان پاداشی افزون بخشد؛ و خداوند به هر که بخواهد بی‌شمار روزی می‌رساند» سوره نور، آیه ۳۷-۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مانند آنها دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته ذکر [[واقعی]] آدابی دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از: توجه کامل به [[پروردگار]] و [[انقطاع الی الله]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا}} «و نام پروردگارت را یاد کن و از همه بگسل و بدو بپیوند» سوره مزمل، آیه ۸؛ مجمع‌البیان، ج۹-۱۰، ص۵۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ذکر براساس [[تعلیمات الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ}} «و اگر در بیم بودید، (نماز خوف را) پیاده یا سواره بجای آورید و چون ایمنی یافتید خداوند را یاد کنید همان‌گونه که آنچه را نمی‌دانستید به شما آموخت» سوره بقره، آیه ۲۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[خوف]] [[خدا]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[تضرع]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ترک آوای بلند در هنگام ذکر زبانی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در [[دل]] خود به لابه و [[ترس]] و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» [[سوره اعراف]]، [[آیه]] ۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، نهان‌گویی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]]، مهم‌ترین ابزارهای ذکر اموری چون [[قلب]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}} «و با آنان که پروردگار خویش را سپیده‌دمان و در پایان روز به شوق لقای وی می‌خوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}} «آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بی‌فروغ است)؟ بنابراین وای بر سخت‌دلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[چشم]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاءٍ عَنْ ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا}} «همان کسان که چشم‌هاشان از یاد من در پرده‌ای بود و نمی‌توانستند شنید» سوره کهف، آیه ۱۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، گوش&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاءٍ عَنْ ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا}} «همان کسان که چشم‌هاشان از یاد من در پرده‌ای بود و نمی‌توانستند شنید» سوره کهف، آیه ۱۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; و زبان&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; است؛ زیرا مقصود از {{متن قرآن|مِنَ الْقَوْلِ}} همان ذکر با زبان است&amp;lt;ref&amp;gt;الجوهر الثمین، ج۲، ص۴۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[انسان]] باید در راستای ذکر [[واقعی]] و [[حقیقی]] تلاش کند و به جایی برسد که افزون بر [[ذکر زبانی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; به [[ذکر قلبی]] برسد و [[قلب]] او هماره به [[یاد خدا]] و [[حکمت آفرینش]] و اهداف [[زندگی]] باشد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵؛ {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}} «و با آنان که پروردگار خویش را سپیده‌دمان و در پایان روز به شوق لقای وی می‌خوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}} «آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بی‌فروغ است)؟ بنابراین وای بر سخت‌دلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ذکر به سبب آن‌که یادکرد دایم این [[حقایق]] است نمی‌تواند لحظه‌ای باشد، از این روست که صبح تا [[شام]] باید [[انسان]] متذکر باشد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا * وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا}} «تو را در روز، کوششی دراز دامن است * و نام پروردگارت را یاد کن و از همه بگسل و بدو بپیوند» سوره مزمل، آیه ۷-۸؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}} «(همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱؛ {{متن قرآن|فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا}} «و چون نماز را به پایان بردید خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد کنید و چون آرام یافتید نماز را برپا دارید که نماز بر مؤمنان فریضه‌ای است که زمان معیّن دارد» سوره نساء، آیه ۱۰۳؛ {{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و بر همین اساس در [[آیات قرآنی]] از [[ذکر کثیر]] سخن به میان آمده است تا [[بنده]] در همه احوال به ذکر [[اشتغال]] داشته باشد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا * وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}} «ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید * و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستأیید» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۲؛ {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است * (همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۰-۱۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. البته در برخی از زمان‌ها و مکان‌ها لازم است توجه و اهتمام بیشتری شود که از جمله آنها می‌توان به [[حج]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ}} «بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) بخششی از پروردگار خود بخواهید پس چون از عرفات رهسپار شدید در مشعر الحرام خداوند را یاد کنید و او را همان‌گونه که رهنمودتان داده است فرا یاد آورید و بی‌گمان پیش از آن از گمراهان بودید» سوره بقره، آیه ۱۹۸؛ {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}} «و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید و آنکه (برای کوچ کردن از منا) بشتابد (و اعمال را) دو روزه (انجام دهد) گناهی نکرده است و آنکه دیر کند (و سه روزه بجای آورد، نیز) گناهی بر او نیست (و این اختیار) برای کسی است که (از محرّمات احرام) پرهیز کرده باشد و از خداوند پروا کنید و بدانید که نزد او گرد آورده می‌شوید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ایام تشریق&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ}} «بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) بخششی از پروردگار خود بخواهید پس چون از عرفات رهسپار شدید در مشعر الحرام خداوند را یاد کنید و او را همان‌گونه که رهنمودتان داده است فرا یاد آورید و بی‌گمان پیش از آن از گمراهان بودید» سوره بقره، آیه ۱۹۸؛ {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}} «و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید و آنکه (برای کوچ کردن از منا) بشتابد (و اعمال را) دو روزه (انجام دهد) گناهی نکرده است و آنکه دیر کند (و سه روزه بجای آورد، نیز) گناهی بر او نیست (و این اختیار) برای کسی است که (از محرّمات احرام) پرهیز کرده باشد و از خداوند پروا کنید و بدانید که نزد او گرد آورده می‌شوید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، وقوف در [[مشعرالحرام]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ}} «بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) بخششی از پروردگار خود بخواهید پس چون از عرفات رهسپار شدید در مشعر الحرام خداوند را یاد کنید و او را همان‌گونه که رهنمودتان داده است فرا یاد آورید و بی‌گمان پیش از آن از گمراهان بودید» سوره بقره، آیه ۱۹۸؛ {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}} «و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید و آنکه (برای کوچ کردن از منا) بشتابد (و اعمال را) دو روزه (انجام دهد) گناهی نکرده است و آنکه دیر کند (و سه روزه بجای آورد، نیز) گناهی بر او نیست (و این اختیار) برای کسی است که (از محرّمات احرام) پرهیز کرده باشد و از خداوند پروا کنید و بدانید که نزد او گرد آورده می‌شوید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و صبح و عصر&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا * وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}} «ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید * و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستأیید» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسترهای چنین ذکری را باید در اموری چون [[ایمان به خدا]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا}} «ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر اکرم]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}} «و از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و (از بدی) بپرهیزید؛ بنابراین اگر رو بگردانید بدانید که تنها پیام‌رسانی روشن بر عهده فرستاده ماست» سوره مائده، آیه ۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، تقوای الهی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ * وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ}} «و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید * همان کسان که در شادی و رنج می‌بخشند و فروخورندگان خشم و در گذرندگان از مردم‌اند؛ و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد * و کسانی که چون (کار) ناشایسته‌ای می‌کنند یا به خویش ستم روا می‌دارند خداوند را به یاد می‌آورند و از گناهان خود آمرزش می‌خواهند- و چه کس جز خداوند گناهان را می‌آمرزد؟- و (آن کسان که) بر آنچه کرده‌اند دانسته پافشاری نمی‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳-۱۳۵؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ}} «بی‌گمان پرهیزگاران چون دمدمه‌ای از شیطان به ایشان رسد (از خداوند) یاد می‌کنند و ناگاه دیده‌ور می‌شوند» سوره اعراف، آیه ۲۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[توجه به آخرت]] و [[معاد]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي * إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى}} «بی‌گمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار * که رستخیز آمدنی است؛ برآنم که آن را پنهان دارم تا هر کس بدانچه می‌کوشد پاداش داده شود» سوره طه، آیه ۱۴-۱۵؛ {{متن قرآن|وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى * بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى}} «و نام پروردگار خویش برد، آنگاه نماز گزارد * بلکه، شما زندگی این جهان را برمی‌گزینید * با آنکه جهان واپسین بهتر و پایدارتر است» سوره اعلی، آیه ۱۵-۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، توجه به [[ارزش]] و اهمیت ذکر و آثار آن&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «ای مؤمنان! چون روز آدینه گلبانگ نماز در دهند به یادکرد خدا بشتابید و خرید و فروش را وانهید! این برای شما اگر بدانید، بهتر است * و چون نماز گزارده شد در زمین پراکنده شوید و (روزی خود را) از بخشش خداوند فرا جویید و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره جمعه، آیه ۹-۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، توجه به [[ربوبیت]] و پروردگاری [[خدا]] و نقش آن&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵؛ {{متن قرآن|وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا}} «و نام پروردگارت را یاد کن و از همه بگسل و بدو بپیوند» سوره مزمل، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، در [[هدایت الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ}} «بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) بخششی از پروردگار خود بخواهید پس چون از عرفات رهسپار شدید در مشعر الحرام خداوند را یاد کنید و او را همان‌گونه که رهنمودتان داده است فرا یاد آورید و بی‌گمان پیش از آن از گمراهان بودید» سوره بقره، آیه ۱۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مانند آنها یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته توجه به [[آثار غفلت]] که در برابر ذکر است خود نقش تعیین‌کننده‌ای می‌تواند در اهتمام به ذکر داشته باشد. از این روست که [[خداوند]] به آثار غفلت برای [[رهایی]] از آن و [[گرایش]] به ذکر توجه داده و به اموری چون [[افراط‌گرایی]] و خروج از [[حق]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}} «و با آنان که پروردگار خویش را سپیده‌دمان و در پایان روز به شوق لقای وی می‌خوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[پیروی]] از هواهای نفسانی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}} «و با آنان که پروردگار خویش را سپیده‌دمان و در پایان روز به شوق لقای وی می‌خوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ترک [[استغفار]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ}} «و کسانی که چون (کار) ناشایسته‌ای می‌کنند یا به خویش ستم روا می‌دارند خداوند را به یاد می‌آورند و از گناهان خود آمرزش می‌خواهند- و چه کس جز خداوند گناهان را می‌آمرزد؟- و (آن کسان که) بر آنچه کرده‌اند دانسته پافشاری نمی‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[خسران]] و [[زیان]] [[ابدی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «ای مؤمنان! مبادا دارایی‌ها و فرزندانتان شما را از یاد خداوند باز دارد و آنان که چنین کنند زیانکارند» سوره منافقون، آیه ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[گمراهی]] از [[حق]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}} «آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بی‌فروغ است)؟ بنابراین وای بر سخت‌دلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; به عنوان [[آثار غفلت]] توجه داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اموری موجب [[غفلت]] و [[فراموشی]] می‌شود که باید به آنها نیز توجه یافت. از جمله امور [[غفلت‌زا]] که موجب ترک ذکر می‌شود می‌توان به [[استکبار]] و خود بزرگ‌بینی درونی و بیرونی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ * إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش! * بی‌گمان کسانی که نزد پروردگار تو هستند از بندگی او سرکشی نمی‌ورزند و او را پاک می‌خوانند و برای او سجده می‌کنند» سوره اعراف، آیه ۲۰۵-۲۰۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[تجارت]] و [[داد و ستد]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ}} «مردانی که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی آنان را از یاد خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات (به خود) سرگرم نمی‌دارد؛ از روزی می‌هراسند که دل‌ها و دیده‌ها در آن زیرورو می‌شوند» سوره نور، آیه ۳۷؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}} «ای مؤمنان! چون روز آدینه گلبانگ نماز در دهند به یادکرد خدا بشتابید و خرید و فروش را وانهید! این برای شما اگر بدانید، بهتر است» سوره جمعه، آیه ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[ثروت]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «ای مؤمنان! مبادا دارایی‌ها و فرزندانتان شما را از یاد خداوند باز دارد و آنان که چنین کنند زیانکارند» سوره منافقون، آیه ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[فرزندان]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «ای مؤمنان! مبادا دارایی‌ها و فرزندانتان شما را از یاد خداوند باز دارد و آنان که چنین کنند زیانکارند» سوره منافقون، آیه ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، هواهای نفسانی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}} «و با آنان که پروردگار خویش را سپیده‌دمان و در پایان روز به شوق لقای وی می‌خوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، رفاه‌زدگی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا}} «می‌گویند: پاکا که تویی، سزاوار ما نیست که به جای تو دوستی برگزینیم امّا تو چندان آنان و پدرانشان را بهره‌مند کردی که یاد (تو) را فراموش کردند و گروهی شدند به نابودی افتاده» سوره فرقان، آیه ۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[شیطنت]] [[شیطان]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «شیطان بر آنان چیرگی یافت و یادکرد خداوند را از یاد آنان برد، آنان حزب شیطانند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب شیطان است که (گرویدگان به آن) زیانکارند» سوره مجادله، آیه ۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مانند آنها اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با نگاهی به آنچه درباره ذکر بیان شد می‌توان دریافت که [[انسان]] باید از همه چیز ببرد و به [[خدا]] بپیوندد و این [[انقطاع]] و بریدگی کامل تنها با [[فرار]] از هر چیزی به سوی خدا شدنی است. از این روست که فرار به عنوان [[منزل]] هشتم از منازل [[عارفان]] و سالکان مطرح است. [[خواجه]] [[عبدالله انصاری]] در منازل‌السائرین می‌نویسد: {{عربی|الفِرارُ هُوَ الْهَرَبُ مِمّا لَمْ يَكُنْ إِلَى ما لَمْ يَزَلْ؛ وَ هُوَ عَلى ثَلاثِ دَرَجاتٍ: فِرارُ الْعامَّةِ مِنَ الْجَهْلِ إِلَى الْعِلْمِ عَقْدًا وَ سَعْيًا، وَ مِنَ الْكَسَلِ إِلَى التَّشْمِيرِ حَذَرًا وَ عَزْمًا، وَ مِنَ الضِّيقِ إِلَى السَّعَةِ ثِقَةً وَ رَجاءً؛ وَ فِرارُ الْخاصَّةِ مِنَ الْخَبَرِ إِلَى الشُّهُودِ، وَ مِنَ الرُّسُومِ إِلَى الْأُصُولِ، وَ مِنَ الْحُظُوظِ إِلَى التَّجْرِيدِ؛ وَ فِرارُ خاصَّةِ الْخاصَّةِ مِمّا دُونَ الْحَقِّ إِلَى الْحَقِّ، ثُمَّ مِنْ شُهُودِ الْفِرارِ إِلَى الْحَقِّ، ثُمَّ الْفِرارُ مِنَ الْفِرارِ إِلَى الْحَقِّ}}؛ فرار به سوی خدا یعنی فرار از فانی به باقی. این فرار دارای سه درجه است؛ ۱. فرار العامه؛ ۲. فرار الخاصه؛ ۳. فرار [[خاصه]] الخاصه. یکی فرار از [[نادانی]] به [[دانایی]] است. این فرار از [[جهل]] به [[علم]] به دو جهت است، «عقدا» یعنی چون با خدا [[پیمان]] بسته‌اند می‌گویند که باید این [[جهل و نادانی]] را از خودمان برطرف کنیم. «سعیا» هم از این جهت است که اینها وقتی به علم می‌رسند که سعی و تلاش کنند، و از حالت [[سستی]] و کسالت و [[تنبلی]] به سوی عمل با بالا زدن آستین.&lt;br /&gt;
و فرار خاصه [[بندگان خدا]]، از سالکان [[طریقت]]، یکی اینکه می‌خواهند آنچه را که شنیده‌اند در وجودشان تحقق پیدا بکند؛ دوم اینکه: می‌خواهند از رسم‌های ظاهری [[شریعت]] به آن اصول و [[اسرار]] [[واقعی]] پی ببرند و سوم [[فرار]] خاصه اینکه اگر [[عامه]] از [[عبادت]] و [[افعال خیر]] حظّی، بهره‌ای و لذتی می‌برند، اینها این [[لذت]] را نمی‌خواهند، اینها به سوی تجرید فرار می‌کنند؛ یعنی تجرد از این حظوظ و [[لذائذ]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و فرار خاصه خاصه یعنی افراد اخص فرار از هر چه غیر [[حق]] به سوی حق مطلق، سپس فرار از [[شهود]]؛ یعنی فرارش به سوی حق که دیگر حتی فرار خودش را [[مشاهده]] نکند و سپس فرار از خود فرار است به سوی حق؛ یعنی از همان فراری که قبلاً از خود خودش به سوی [[حق‌تعالی]] داشته است فرار کند.&lt;br /&gt;
به نظر [[خواجه عبدالله انصاری]] اینکه می‌گوید: من به سوی حق‌تعالی فرار کردم، این هنوز حق را ندیده، هنوز به آن جایگاه اصلی حق نرسیده است، به آن [[وحدت وجود]] اشراقی که دیگر هیچ چیزی در وجودش نماند و تمام [[فکر]] و [[ذهن]] و [[قلب]] و وجودش سرتاسر [[نورانی]] از [[نور الهی]] بشود، نرسیده است؛ لذا مدام فرار می‌کند؛ یعنی مدام از آن چیزهای پایین می‌خواهد به جاهای بالاتر فرار کند، خودش را به آنجا برساند؛ لذا از این «فرار الی [[الحق]]» هم فرار می‌کند که به خود حق [[واصل]] شود، به آن اصل مطلب وصال پیدا بکند. این نهایت [[سیر]] تفکری و تذکری است که [[انسان]] باید بپیماید.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۵۴-۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;عرفان در قرآن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تفکر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366238</id>
		<title>تفکر در عرفان اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366238"/>
		<updated>2026-04-19T06:22:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = تفکر | عنوان مدخل  = تفکر | مداخل مرتبط = تفکر در قرآن - تفکر در حدیث - تفکر در نهج البلاغه - تفکر در فقه سیاسی - تفکر در عرفان اسلامی - تفکر در اخلاق اسلامی - تفکر در سیره پیامبر خاتم - تفکر در فرهنگ و معارف ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = تفکر&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = تفکر&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[تفکر در قرآن]] - [[تفکر در حدیث]] - [[تفکر در نهج البلاغه]] - [[تفکر در فقه سیاسی]] - [[تفکر در عرفان اسلامی]] - [[تفکر در اخلاق اسلامی]] - [[تفکر در سیره پیامبر خاتم]] - [[تفکر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تفکر و تذکر عامل فرار به سوی خدا==&lt;br /&gt;
[[انسان]] در [[منزل]] [[توبه]] و [[انابه]] می‌آموزد که از [[خطا]] و [[گناه]] بازگشته و [[اعلان]] [[پشیمانی]] و [[ندامت]] کرده و به [[اطاعت]] با [[ترک معصیت]] بازگردد. پس با سنجش و [[محاسبه]] نسبت به موقعیت و جایگاه خویش در هستی و کرده‌ها و ناکرده‌هایش، [[عزم]] خویش را با [[همت]] عالی چنان کند که دیگر به سوی گناه بازنگردد و راه [[معصیت]] نپیماید.&lt;br /&gt;
پس از اینکه متذکر [[حقیقت]] شد و راه در آن گذاشت، از عوامل تذکر بهره می‌گیرد و با تفکر مبتنی بر [[تعقل]]، به [[مقام عصمت]] در می‌آید و با [[اعتصام]] به حبل‌الله المتین [[قرآن و عترت]]{{عم}}، از هر چه غیر خدا است به سوی خدا فرار می‌کند و به مفاد [[آیه]] {{متن قرآن|فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«پس، به سوی خداوند بگریزید که من از سوی او برای شما بیم‌دهنده‌ای آشکارم» سوره ذاریات، آیه ۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تفکر در ذکر==&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]] [[خداوند]] [[عقلی]] به انسان داده تا با تعقل و [[خردورزی]] در امور بتواند به فرآیندی وارد شود که به تفکر می‌انجامد و برآیند آن [[فکر]] و [[اندیشه]] است. انسان گاه از اموری [[غافل]] است؛ از این‌رو نیازمند تذکر و ذکر است که موجبات یادآوری و خروج از [[غفلت]] انسان می‌شود؛ اما از نظر قرآن، تذکر بدون تبیین و تفکر نمی‌تواند برآیند مثبتی داشته باشد.&lt;br /&gt;
از این روست که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«(آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بر اساس این آیه، خداوند قرآن را به عنوان ذکر بر [[پیامبر]]{{صل}} فرو فرستاده است. این ذکر، حقیقتی را به پیامبر{{صل}} یادآور می‌شود و به نظر می‌رسد که همه [[انسان‌ها]]، مستقیم از ذکر بهره‌مند نیستند؛ زیرا در مرتبه‌ای نبوده‌اند که چیزی را پیش از آن دانسته و اینک از آن [[غافل]] شده باشند تا نیازمند ذکر باشند؛ بلکه تنها [[پیامبر]]{{صل}} است که آن [[دارایی]] را در مراتب عالی دارد و اینک در مرتبه نازل به شکل ذکر از آن بهره‌مند می‌شود. این بیان‌گر همان معانی است که در [[آیات]] دیگر بیان شده است؛ زیرا [[قرآن]] در مرتبه «لدن» از [[خداوند]] علیّ [[حکیم]] از سوی [[پیامبر]]{{صل}} دریافت شده بی‌آن‌که متصف به شکل و صورت زبانی باشد؛ آن‌که در [[مقام]] تنزل است که به شکل [[عربی]] [[مبین]] در [[اختیار]] پیامبر{{صل}} قرار می‌گیرد. خداوند می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید * و بی‌گمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است» سوره زخرف، آیه ۳-۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال این قرآن در [[آیه]] ۴۴ [[سوره نحل]] با عنوان ذکری برای پیامبر{{صل}} مطرح می‌شود و با آن‌که خود [[کتاب مبین]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ}} «سوگند به این کتاب روشن» سوره زخرف، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیازمند تبیین از سوی پیامبر{{صل}} برای توده‌های [[مردم]] است. در این مرتبه این قرآن برای مردم نازل می‌شود و این [[نزول]] برای این است تا براساس ظرفیت و [[توانایی]] مردم به‌گونه‌ای درآید که قابلیت [[تفکر]] در آن فراهم آید. پس [[حقیقت قرآن]]، برای پیامبر{{صل}} در مرتبه «لدن [[الله]]» [[حقیقت]] مکشوف بی‌زبانی است که در تنزل می‌یابد تا ذکری برای آن حضرت{{صل}} و بستری برای تفکر [[مردمان]] شود. البته خداوند در جایی دیگر بیان می‌کند که این تنزل در شکل و [[شمایل]] قرآن عربی برای [[تعقل]] مردمان است. [[خدا]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ما آن را قرآنی عربی فرو فرستاده‌ایم باشد که خرد ورزید» سوره یوسف، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس تعقل و [[خردورزی]] در [[آیات قرآنی]] در راستای تفکری است که [[انسان]] را به [[فکر]] و اندیشه‌ای [[ناب]] برساند.&lt;br /&gt;
به هر حال، قرآن به عنوان آیات تدوینی در کنار آیات [[تکوینی]] چنان‌که می‌آید برای تعقل و تفکر انسان‌هاست. این تعقل و تفکر انسان را نسبت به جایگاه خویش در هستی و موقعیت خدا و خود [[آگاه]] می‌کند و [[فلسفه]] و [[هدف آفرینش]] از جمله خود شخص را روشن می‌کند؛ زیرا از [[تفکر]] در [[آیات]] [[تکوینی]] از [[آفاقی]] و انفسی این معنا به دست می‌آید که هر چیزی به حکمتی دارای اهداف و [[فلسفه وجودی]] است؛ و با تفکر در آیات تدوینی و [[تدبر]] در آنکه نوعی نیل به [[بطون قرآن]] است، [[آدمی]] پشت پرده این الفاظ را می‌یابد و [[درک]] می‌کند که [[هدف آفرینش انسان]] کسب تقوای [[عبادی]] و نیل به [[لقاء الله]] از [[طریقت]] [[شریعت]] و متأله و خدایی شدن و قرار گرفتن در [[مقام]] مظهریت در [[ربوبیت]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}} «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}} «ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۳۰؛ {{متن قرآن|صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ}} «رنگ (و نگار) خداوند را (بگزینید) و خوش‌رنگ (و نگار)‌تر از خداوند کیست؟ و ما پرستندگان اوییم» سوره بقره، آیه ۱۳۸؛ {{متن قرآن|مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ}} «هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (می‌تواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش می‌داده و درس می‌گرفته‌اید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید» سوره آل عمران، آیه ۷۹؛ و آیات دیگر.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد که [[انسان]] با [[تفکر]] به [[تذکر]] و ذکری دست می‌یابد که او را نسبت به [[فلسفه]] و [[حکمت]] هستی از [[غفلت]] بیرون می‌آورد؛ زیرا تفکر، برگرفته از ماده «[[فکر]]»، نوعی [[سیر]] و مرور بر معلومات حاضر در نزد انسان، جهت دستیابی به مجهول است&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج۲، ص۲۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و تذکر از ذکر به معنای یادآوری نسبت به موضوع دانسته‌ای است که اینک از آن [[غافل]] یا [[ناسی]] هستیم. فرق بین تفکر و تذکر این است که تفکر، [[شناخت]] چیزی است، هرچند هیچ‌گونه اطلاعی از آن نداشته باشیم؛ ولی تذکر در موردی است که انسان از پیش با آن موضوع آشنا باشد&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج۵-۶، ص۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، [[تعقل]] و تفکر مهم‌ترین راه شناخت [[آدمی]] نسبت به امور حتی [[امور غیبی]] و غیر ملموس است؛ زیرا [[خردورزی]] فرآیندی مادی نیست، بلکه عملی تجریدی است و نتایج تعقل و تفکر [[واقعی]] فرازمانی و فرامکانی است و متزمن و متکمن به [[زمان]] و مکانی نیست. از این روست که نتایج تعقل، امور کلی و قضایایی عمومی و کلی است که گرفتار زمان و مکان نیست&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ * رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ * رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ * رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ}} «(همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار * پروردگارا! هر که را به آتش (دوزخ) درآوری، خوار کرده‌ای و ستمگران را یاوری نخواهد بود * پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران * پروردگارا! و آنچه با پیامبرانت به ما وعده کردی عطا کن و روز رستخیز ما را خوار مگردان؛ بی‌گمان تو در وعده (خود) خلاف نمی‌ورزی» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱-۱۹۴؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ}} «آیا با خویش نیندیشیده‌اند که خداوند آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در میان آن دو، است جز راستین و با سرآمدی معین نیافریده است؟ و بی‌گمان بسیاری از مردم منکر لقای پروردگار خویشند» سوره روم، آیه ۸؛ و آیات دیگر.&amp;lt;/ref&amp;gt;. آیات یاد شده بیان می‌کند، که [[خردمندان]] خردورز، [[اعتقاد به خدا]]، [[ایمان به روز قیامت]] و [[پیامبران]] را از [[تعقل]]، [[تفکر]]، [[اندیشه]] و [[تأمل]] در [[نشانه‌های الهی]] به دست آورده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج۴، ص۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مهم‌ترین موضوعات و مسائلی که باید با تعقل در آن تفکر کرد، [[ذکر الهی]] یعنی [[قرآن]] است؛ زیرا این ذکر ما را با حقایقی آشنا می‌کند که [[غیب]] هستی است؛ اگر تعقل در [[آیات آفاقی]] و تفکر در آن، موجب می‌شود تا [[انسان]] به کلیاتی از غیب [[شناخت]] و [[آگاهی]] یابد و در مسیر کلی [[حق]] و [[حقیقت]] قرار گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ * رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ * رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ * رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ * فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است * (همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار * پروردگارا! هر که را به آتش (دوزخ) درآوری، خوار کرده‌ای و ستمگران را یاوری نخواهد بود * پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران * پروردگارا! و آنچه با پیامبرانت به ما وعده کردی عطا کن و روز رستخیز ما را خوار مگردان؛ بی‌گمان تو در وعده (خود) خلاف نمی‌ورزی * آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن -که همانند یکدیگرید- تباه نمی‌گردانم بنابراین بی‌گمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم می‌پوشم و آنان را به بوستان‌هایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۰-۱۹۵؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ}} «آیا با خویش نیندیشیده‌اند که خداوند آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در میان آن دو، است جز راستین و با سرآمدی معین نیافریده است؟ و بی‌گمان بسیاری از مردم منکر لقای پروردگار خویشند» سوره روم، آیه ۸؛ {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «و پیش از تو جز مردانی از مردم شهرها را که به آنان وحی می‌کردیم نفرستادیم؛ آیا روی زمین گردش نکرده‌اند تا بنگرند سرانجام پیشینیانشان چگونه بوده است؟ و به راستی سرای واپسین برای پرهیزگاران بهتر است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یوسف، آیه ۱۰۹؛ {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در پیاپی آمدن شب و روز و در آن کشتی که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو می‌بارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده می‌دارد و بر آن هرگونه جنبنده‌ای را می‌پراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[تعقل]] و [[تفکر]] در ذکر و [[آیات]] تدوینی [[قرآن]] کمک می‌کند تا با جزییات [[غیب]] از [[خدا]] و صفات وی، [[فرشتگان]] و [[معاد]] و مانند آنها آشنا شویم&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|الم * ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ * وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ * أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «الف، لام، میم * این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است * همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند * و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند * آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیده‌اند و آنانند که رستگارند» سوره بقره، آیه ۱-۵؛ {{متن قرآن|لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «بی‌گمان کتابی برای شما فرستاده‌ایم که یادکرد شما در آن است، آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره انبیاء، آیه ۱۰؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ}} «بگو: تنها شما را به (سخن) یگانه‌ای اندرز می‌دهم و آن اینکه: دو تن دو تن و تک تک برای خداوند قیام کنید سپس بیندیشید، در همنشین شما دیوانگی نیست؛ او برای شما جز بیم‌دهنده‌ای پیش از (رسیدن) عذابی سخت نیست» سوره سبأ، آیه ۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[فرهنگ]] [[عارفان]]، [[تفکر]] عبارت از جست‌وجو و [[طلب]] [[بصیرت]] برای دست‌یابی به مطلوب بوده و آن بر سه نوع است: ۱. تفکر در عین [[توحید]]؛ ۲. تفکر در لطایف [[آفرینش]]؛ ۳. تفکر در معانی [[اعمال]] و احوال. تفکر در عین توحید؛ به معنی [[فرورفتن]] و غلتیدن در دریای [[جحود]] و [[انکار]] است که جز با چنگ زدن و [[متوسل]] شدن به [[نور]] [[کشف]] و [[تمسک]] به [[علم]] ظاهر نمی‌توان از آن [[نجات]] و خلاصی یافت. و اما تفکر در لطایف [[مخلوقات]] و [[آفریدگان]]، آن هم آبی است که کشت [[حکمت]] را آبیاری می‌کند. منظور از تفکر در معنای عمل و حالت [[انسان]] این است که به [[حقایق]] اعمال و احوال توجه کنیم نه به ظاهر آنها؛ یعنی اینکه ببینیم چقدر قلبمان، حالمان، کارمان و رفتارمان تحت تأثیر قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
تنها با سه راه می‌توان از تفکر در عین توحید خلاصی یافت، که عبارت‌اند از: راه اول: [[شناخت]] عجز و [[ناتوانی]] [[عقل]]؛ راه دوم: [[ناامیدی]] از رسیدن و دست‌یابی به [[غایت]] یعنی توحید؛ راه سوم: دست زدن به ریسمان [[تعظیم]]...&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: شرح منازل السائرین، آیت‌الله کمیلی خراسانی، منزل ۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و آثار تفکر تعقلی==&lt;br /&gt;
تفکر مبتنی بر [[تعقل]] نه تخیل و توهم، [[انسان]] را در مسیر کلی کمال قرار می‌دهد. از این روست که در [[آیات قرآنی]] بر تفکر تعقلی تأکید شده است.&lt;br /&gt;
از مهم‌ترین آثار چنین تفکری می‌توان به [[هدایت]] و راهیابی انسان به توحید و [[معارف]] صحیح [[الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا}} «آیا نمی‌دیدند که (آن گوساله) به آنان پاسخی نمی‌دهد و هیچ زیان و سودی برای آنان در بر ندارد؟» سوره طه، آیه ۸۹؛ {{متن قرآن|قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ * أُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «گفت: آیا به جای خداوند چیزی را می‌پرستید که برای شما هیچ سودی و زیانی ندارد؟ * ننگ بر شما و بر آنچه به جای خداوند می‌پرستید، آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره انبیاء، آیه ۶۶-۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، خداشناسی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}} «باری، گفتیم با پاره‌ای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، باشد که خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۷۳؛ {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در پیاپی آمدن شب و روز و در آن کشتی که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو می‌بارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده می‌دارد و بر آن هرگونه جنبنده‌ای را می‌پراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[تسبیح خدا]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}} «هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بهره‌مندی از [[آیات]] الهی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}} «باری، گفتیم با پاره‌ای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، باشد که خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۷۳؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ}} «ای مؤمنان! کسانی از غیر خودتان را محرم راز مگیرید که از هیچ تباهی در حقّ شما کوتاهی نمی‌کنند و دوست می‌دارند شما در سختی به سر برید؛ کینه از گفتارشان هویداست و آنچه دل‌هایشان پنهان می‌دارند، بزرگ‌تر است، بی‌گمان ما آیات (خود) را برای شما روشن گفته‌ایم» سوره آل عمران، آیه ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، قرار گرفتن در زمره [[اولوا الالباب]] مغزشناسان&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است * (همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۰-۱۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[شناخت معاد]] و [[رستاخیز]] و [[ایمان]] به آنها&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است * (همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۰-۱۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، پذیرش [[هدفداری]] آفرینش&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است * (همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۰-۱۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[درک]] [[حقانیت اسلام]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ}} «و برخی از آنان به (گفتار) تو گوش می‌دهند؛ آیا تو ناشنوایان را هر چند خرد نورزند، شنوا می‌توانی کرد؟» سوره یونس، آیه ۴۲؛ {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «(آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[شناخت پیامبر]] و [[ادب]] در برابرش&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}} «آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست» سوره اعراف، آیه ۱۸۴؛ {{متن قرآن|قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ}} «بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟» سوره انعام، آیه ۵۰؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}} «به راستی آنان که تو را از پشت (در) اتاق‌ها صدا می‌زنند، بیشترشان خرد نمی‌ورزند» سوره حجرات، آیه ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[خشوع]] و [[تواضع]] در برابر [[قرآن]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده می‌دیدی و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، عمل براساس و [[حی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عبرت]] از فرجام دیگران&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}} «پیش از شما سنّت‌هایی (بوده و) از میان رفته‌اند پس روی زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام دروغ‌انگاران چگونه بوده است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[رهایی]] از وسوسه‌ها و [[دام‌های شیطان]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}} «ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ}} «و به راستی گروهی فراوان از شما را بیراه کرد پس آیا خرد نمی‌ورزیدید؟» سوره یس، آیه ۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ابزار [[شناسایی]] [[دشمن]] و زمینه [[پرهیز]] از آنان&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ}} «ای مؤمنان! کسانی از غیر خودتان را محرم راز مگیرید که از هیچ تباهی در حقّ شما کوتاهی نمی‌کنند و دوست می‌دارند شما در سختی به سر برید؛ کینه از گفتارشان هویداست و آنچه دل‌هایشان پنهان می‌دارند، بزرگ‌تر است، بی‌گمان ما آیات (خود) را برای شما روشن گفته‌ایم» سوره آل عمران، آیه ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[نجات]] از [[دوزخ]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}} «و می‌گویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز می‌بودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مانند آنهاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]] معیار ارزش‌گذاری و [[کرامت انسان]] [[تفکر]] و بهره‌گیری از عقلانیتی است که به [[تقوا]] می‌انجامد؛ زیرا [[انسان]] را از جانوران و دیگران جدا می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}} «بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایانی گنگند که خرد نمی‌ورزند» سوره انفال، آیه ۲۲؛ {{متن قرآن|أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا}} «آیا گمان می‌کنی که بیشتر آنان می‌شنوند یا خرد می‌ورزند؟ آنها جز همگون چارپایان نیستند بلکه گمراه‌ترند» سوره فرقان، آیه ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. انسان باید به جایی برسد که [[قیام]] به [[عقل]] داشته باشد و عقل مقوم [[ذات]] او باشد. از این روست که چنین مردمانی را به خصوصیات مقوم ایشان {{متن قرآن|قَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}} «و شب و روز و خورشید و ماه را رام شما گردانید و ستارگان رام‌شدگانی به فرمان اویند، به راستی در آن برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هایی است» سوره نحل، آیه ۱۲؛ {{متن قرآن|وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}} «و از میوه‌های خرمابن و انگورها شراب و روزی نیکویی به دست می‌آورید، به راستی در این (کار) نشانه‌ای است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره نحل، آیه ۶۷؛ {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}} «بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در پیاپی آمدن شب و روز و در آن کشتی که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو می‌بارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده می‌دارد و بر آن هرگونه جنبنده‌ای را می‌پراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌ستاید؛ زیرا عقل مقوم ذات و خصوصیت [[نژادی]] آنان شده است. [[انسانی]] که [[تعقل]] مقوم ذات ایشان باشد، [[تفکر]] و [[اندیشه‌ورزی]] نیز مقوم [[ذات]] او خواهد بود و متصف به {{متن قرآن|قَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «و اوست که زمین را گسترد و در آن کوه‌ها و رودهایی نهاد و از هر میوه در آن جفتی دوگانه برآورد؛ شب را با روز فرا می‌پوشد، بی‌گمان در آن (کار) نشانه‌هایی برای گروهی است که می‌اندیشند» سوره رعد، آیه ۳؛ {{متن قرآن|يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالْأَعْنَابَ وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «با آن (آب) برایتان کشت و زیتون و خرما بن و انگورها (ی گوناگون) و از همه میوه‌ها می‌رویاند؛ بی‌گمان در این برای گروهی که می‌اندیشند نشانه‌ای است» سوره نحل، آیه ۱۱؛ {{متن قرآن|ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «سپس از (گل) همه میوه‌ها بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره نحل، آیه ۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;عرفان در قرآن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:تفکر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1&amp;diff=1366232</id>
		<title>تفکر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1&amp;diff=1366232"/>
		<updated>2026-04-19T05:56:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[تفکر در قرآن]] - [[تفکر در حدیث]] - [[تفکر در نهج البلاغه]] - [[تفکر در فقه سیاسی]] - [[تفکر در عرفان اسلامی]] - [[تفکر در اخلاق اسلامی]] - [[تفکر در سیره پیامبر خاتم]] - [[تفکر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تفکر&#039;&#039;&#039; به معنای تأمل درباره چیزی است؛ تفکّر، تجزیه و تحلیل معلوماتی است که [[انسان]] در ذهن خود اندوخته است. موضوعات مختلفی در اسلام برای تفکر بیان شده است: مانند: [[خداشناسی]]؛ [[جهان]] شناسی؛ [[انسان]] شناسی؛ [[اندیشه]] درباره [[قرآن]] و [[اندیشه]] درباره [[مرگ]]. تفکّر، [[آدمی]] را به [[حقیقت]] هستی و زندگی می‌رساند و مانع [[تباهی]] در عاقبت کار [[آدمی]] می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی ==&lt;br /&gt;
تفکر، مصدر باب تفعل از ماده &amp;quot;[[فکر]]&amp;quot;، به معنای تأمل درباره چیزی است&amp;lt;ref&amp;gt;خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۵، ص ۳۵۸ و ابن منظور، لسان العرب، ج ۵، ص ۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. تفکر و [[تدبر]] در امور از ویژگی‌های ممتازی است که در [[سیره]] و گفتار [[نبی خاتم]] {{صل}} [[جایگاه]] خاصی دارد؛ به گونه‌ای که [[سیره]] و [[منطق]] عملی [[رسول خدا]] {{صل}} پیوسته بر تفکر و [[تدبر]] در همه امور [[استوار]] بود&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تفکّر]]، تجزیه و تحلیل معلوماتی است که [[انسان]] در [[ذهن]] خود اندوخته است. تفکّر [[سیر]] در فراورده‌هایی است که برای ذهن ابتدا پیدا می‌شود؛ مانند عمل شناوری است که انسان در آب از این طرف به آن طرف می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. به عبارت دیگر &amp;quot;تفکّر&amp;quot; عبارت است از مربوط کردن چند معلوم به یکدیگر برای به دست آوردن معلوم جدید و تبدیل کردن یک مجهول به معلوم. در [[حقیقت]] تفکر عبارت است از سیر و حرکت ذهن از یک مطلوب مجهول به سوی یک سلسله مقدمات معلوم و سپس حرکت از آن مقدمات معلوم به سوی آن مطلوب برای تبدیل آن به معلوم&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۵، ص۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. تفکّر قوّه‌ای است در انسان ناشی از [[عقل]] داشتن. [[انسان]] چون یک موجود عاقلی است لذا موجود متفکّری است. [[قدرت]] دارد در مسائل تفکّر کند به واسطه تفکری که در مسائل می‌کند حقایق را تا حدودی که برایش مقدور است [[کشف]] می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، ص۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضوعات تفکر ==&lt;br /&gt;
تفکر در اسلام و [[سیره پیامبر اکرم]] {{صل}} جایگاه ویژه‌ای دارد و حضرت [[مسلمانان]] را به تفکر در اموری فرا می‌خواندند که برخی از آنها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[خداشناسی]]:&#039;&#039;&#039; از مواردی که [[رسول خدا]] {{صل}} [[مسلمانان]] را به تفکر در آن فرا خوانده اند، [[اندیشه]] درباره [[شناخت خداوند]] [[متعال]] است. آنچه [[پیامبر]] {{صل}} [[مردم]] را به تفکر در آن فرامی خواند، [[تعقل]] و تفکر درباره ذات [[الهی]] نیست، بلکه [[اندیشه]] درباره صنع [[الهی]] است. از [[ابن عباس]] [[نقل]] شده است: &amp;quot;روزی همراه جمعی در [[مسجد]] حلقه زده بودیم که [[رسول خدا]] {{صل}} به نزد ما وارد شد&amp;quot;؛ سپس [[پیامبر خدا]] {{صل}} فرمود: &amp;quot;چه می‌کنید؟&amp;quot; گفتند: درباره [[خورشید]] می‌اندیشیم که چگونه طلوع می‌کند و چگونه غروب می‌کند؛ آن حضرت فرمود: &amp;quot; آفرین بر شما! این چنین باشید! در مخلوق، تفکر کنید و در [[خالق]]، تفکر نکنید&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۴، ص ۳۴۸ و با اندکی تغییر در: مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[جهان]] شناسی:&#039;&#039;&#039; از دیگر اموری که [[رسول خدا]] {{صل}} آن را از موضوعات تفکر [[مسلمانان]] دانسته، آنان را به [[اندیشه]] درباره آن فرا خوانده‌اند، تفکر درباره [[جهان آفرینش]] است. با تفکر در [[جهان آفرینش]] به خوبی روشن می‌شود که همه چیز، نشانه [[خداوند]] و عالم، جلوه‌ای از ذات بی‌همتای اوست. [[نقل]] شده است، پس از [[نزول آیات]]: {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بی گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است * (همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۰-۱۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[حضرت رسول]] {{صل}} فرمود: &amp;quot;وای بر کسی که این [[آیات]] را بخواند و در آن نیندیشد و از آن [[عبرت]] نگیرد!&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَيْلٌ لِمَنْ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَاتِ وَ لَمْ يَتَفَكَّرَ فِيهَا}}؛ تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۲، ص ۳۳۲ - ۳۳۳؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۷۲ و جاراللّه زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۴۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[انسان]] شناسی:&#039;&#039;&#039; تفکر درباره [[انسان]] و [[کسب معرفت]] درباره او از سودمندترین و والاترین راه‌ها در [[شناخت خداوند]] [[متعال]] است؛ از این‌رو، [[رسول خدا]] {{صل}} ضمن [[نقل]] روایاتی، [[مسلمانان]] را به [[لزوم]] [[اندیشه]] درباره [[معرفت نفس]] فرامی‌خواند و بر [[شناخت]] خویشتن خود تأکید می‌فرمود. [[نقل]] شده است، روزی شخصی نزد [[رسول خدا]] {{صل}} آمد و پرسید: &amp;quot;راه [[شناخت حق]] چیست؟&amp;quot; [[رسول خدا]] {{صل}} پاسخ داد: &amp;quot;[[شناخت]] خود&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;عوالی اللآلی، ج ۱، ص ۲۴۶ و مستدرک الوسیله، ج ۱۱، ص ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. واضح است که این [[شناخت]]، جز از راه تفکر و [[اندیشه]] ممکن نیست.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[اندیشه]] درباره [[قرآن]] :&#039;&#039;&#039; [[رسول خدا]] {{صل}} بر تفکر و [[تدبر]] در [[قرآن]] و [[عبرت]] گرفتن از آموزه‌های آن، بسیار تأکید داشته، [[تدبر]] و [[تعقل]] درباره [[قرآن]] را [[عبادت]] شمرده است. از [[پیامبر خدا]] {{صل}} [[نقل]] شده است که روزی فرمود: &amp;quot;به چشمانتان بهره‌ای از [[عبادت]] برسانید&amp;quot;؛ [[مردم]] گفتند: &amp;quot;چگونه به چشمانمان بهره‌ای از [[عبادت]] برسانیم؟&amp;quot; فرمود: &amp;quot;با نگاه کردن به [[قرآن]] و تفکر در آن و [[عبرت]] گیری از عجایب آن&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[اندیشه]] درباره [[مرگ]] :&#039;&#039;&#039; [[مرگ]] نیز از اموری است که [[رسول اکرم]] {{صل}} بر [[اندیشه]] درباره آن تأکید کرده است. آن حضرت، ضمن توصیه‌هایشان، به [[ابوذر غفاری]] فرمود: &amp;quot;ای [[ابوذر]]! هرگاه جنازه‌ای را [[همراهی]] کردی، پس عملت در آن حال، تفکر و [[فروتنی]] باشد و بدان که تو نیز روزی به او ملحق خواهی شد&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;اعلام الدین، ص ۱۹۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۴۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۰۶-۳۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ثمرات تفکر ==&lt;br /&gt;
کم‌گویی و کوتاه کردن سخن از ثمرات تفکر است. انسانی که [[حقیقت]] تفکر را دریافته باشد، هرگز به گزاف سخن نمی‌ گوید، جدال نمی‌کند و... . همچنان که از [[پیامبر خدا]] {{صل}} [[نقل]] شده است، ایشان خود را از سه چیز به شدت دور نگه می‌داشت: &amp;quot;جدال و کشمکش، پرحرفی و بیان سخنان بی‌فایده&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج ۱، ص ۳۱۹؛ المعجم الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۵۸؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۴ - ۱۵ و معانی الاخبار، ص ۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تفکر بالاترین فضائل ==&lt;br /&gt;
در رتبه‌بندی [[فضائل]]، نمی‌توان از اثری که در نتیجه هریک از آنها پدید می‌‌آید، چشم پوشید. [[فضیلت]] [[اندیشه]] و [[تفکّر]] چون موفّقیّت در [[دنیا]] و [[آخرت]] را در پی خود دارد، در [[برترین]] مراتب قرار گرفته، شاید نتوان آن را به چشم دیگر [[فضائل]] دید؛ در [[حدیث]] است که: &amp;quot;ساعتی به تأمّل و [[اندیشه]] پرداختن، بهتر از یکسال [[عبادت]] کردن است&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ}}؛ بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۳۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نتیجه تفکر ==&lt;br /&gt;
تفکّر، [[آدمی]] را به [[حقیقت]] هستی و زندگی می‌رساند. [[انسان]] در سایه تفکر، خیر و شر خود را می‌شناسند و در مسیر صحیح گام برمی‌دارد. [[امام]] {{ع}} می‌فرماید: و اگر [[آفریدگار]] درباره [[قدرت]] عظیم و [[نعمت]] بزرگ [[آفریدگار]] می‌اندیشیدند، به راه می‌آمدند و از [[عذاب]] [[دوزخ]] می‌هراسیدند&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه ۲۲۷: {{متن حدیث|&amp;quot;وَ لَوْ فَكَّرُوا فِي عَظِيمِ الْقُدْرَةِ وَ جَسِيمِ النِّعْمَةِ لَرَجَعُوا إِلَى الطَّرِيقِ وَ خَافُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ&amp;quot;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اندیشیدن مانع [[تباهی]] در [[عاقبت]] کار [[آدمی]] و باعث بینایی در امور و جلوگیری از فرو رفتن [[انسان]] در مهلکه‌ها و پرتگاه‌ها می‌شود. در سایه تفکر، [[آدمی]] از اتفاق‌های پیرامون خود [[پند]] می‌گیرد و تجربه کسب می‌کند. از این‌رو فرمود: [[خدا]] [[رحمت]] کند کسی را که بیندیشد تا [[پند]] گیرد، آنگاه پذیرد و به کار بندد&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه ۱۰۲: {{متن حدیث|&amp;quot;رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً تَفَكَّرَ فَاعْتَبَرَ وَ اعْتَبَرَ فَأَبْصَرَ&amp;quot;}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[انسان]] در سایه تفکر حقایق امور را درمی‌یابد و به خواسته خود می‌رسد. [[امام علی]] {{ع}} فرمود: آن‌که چشم [[اندیشه]] خود را بیدار نگاه دارد، به منتهای خواسته خویش برسد»&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روش‌های [[فکری]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۵، صص ۱۵۰-۱۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;==&lt;br /&gt;
روش فکری [[مسلمانان]] در عرصه [[فکر]] و [[اندیشه]] و درباره [[هستی‌شناسی]] و [[جهان‌شناسی]] به چهار روش قابل تقسیم است. البته همه این روش‌ها تحت تأثیر تعلیمات [[اسلامی]] رنگ مخصوص پیدا کرده‌اند و با انواع مشابه خود در خارج از حوزه [[تفکر]] اسلامی تفاوت‌هایی داشته و دارند که مهم‌ترین آنها [[روح خاص]] [[فرهنگ اسلامی]] است که بر آنها [[حاکم]] است.&lt;br /&gt;
#روش [[فلسفی]] استدلالی. در این روش فقط بر [[استدلال]] و [[برهان عقلی]] تکیه می‌شود. اکثر [[فیلسوفان اسلامی]] که به [[فیلسوفان]] مشائی [[شهرت]] دارند پیرو این روش‌اند؛ [[نماینده]] کامل و سرآمد این روش [[بوعلی سینا]] (۴۲۸ ه‍) است.&lt;br /&gt;
#روش فلسفی اشراقی. در این روش علاوه بر استدلال و برهان عقلی بر [[مجاهده]] و [[تصفیه نفس]] نیز تکیه شده است. این روش [[پیروان]] کمتری دارد؛ شیخ شهاب‌الدین سهروردی نماینده و سرآمد آن است.&lt;br /&gt;
#روش سلوکی [[عرفانی]]. این روش فقط بر تصفیه نفس و بر اساس [[سلوک]] الی‌الله و [[تقرب]] به [[حق]] تا مرحله وصول به [[حقیقت]] تکیه دارد و به هیچ وجه به [[استدلال‌های عقلی]] اعتمادی ندارد و پای استدلالیان را چوبین می‌داند. به حسب این روش، [[هدف]] تنها [[کشف]] حقیقت نیست بلکه رسیدن به حقیقت است. نماینده کامل این روش محی‌الدین [[ابن عربی]] است.&lt;br /&gt;
#روش استدلالی – [[کلامی]]. این روش نیز مانند [[فلاسفه مشاء]] بر [[استدلال عقلی]] تکیه دارد؛ هرچند اصول و مبادی [[عقلی]] آن دو متفاوت است.&lt;br /&gt;
به علاوه [[متکلم]] خود را به [[دفاع از حریم اسلام]] [[متعهد]] می‌داند اما بحث فیلسوفانه [[آزاد]] است. [[فیلسوف]] قبلاً هدفش تعیین نشده که از چه عقیده‌ای [[دفاع]] کند، ولی هدف متکلم از قبل تعیین شده است.&lt;br /&gt;
[[کلام اسلامی]] خود به سه روش انشعاب پیدا کرده است: [[شیعه]] [[معتزله]] و [[اشعری]]&amp;lt;ref&amp;gt;تعریف، تشابه و تمایز هر یک را ببیند در دفتر «عقاید تشیع» دفتر نوزدهم از مجموعه چلچراغ حکمت.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد صفر جبرئیلی|جبرئیلی، محمد صفر]]، [[اسلام‌شناسی (کتاب)|اسلام‌شناسی]] ص ۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع [[شناخت اسلام]]==&lt;br /&gt;
مسلمانان بر اساس [[قرآن]] و [[حدیث]] برای [[شناخت]] [[احکام]] و [[مقررات اسلامی]] به چهار منبع استناد می‌کنند.&lt;br /&gt;
# [[قرآن]]. بدون [[شک]] [[قرآن مجید]] اولین منبع [[احکام]] و [[مقررات اسلام]] است. [[آیات قرآن]] به احکام و [[مقررات]] عملی منحصر نیست. در قرآن صدها گونه مسئله طرح شده است&amp;lt;ref&amp;gt;فهرستی اجمالی از آنها را در ۲۶ موضوع کلی ببینید در: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، صص ۲۱۸ – ۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. قرآن با ارائه مطالب و معانی گسترده‌ای به گونه‌ای آنها را مطرح کرده است که بعدها منبع الهام‌بخشی برای [[فیلسوفان]]، علمای [[حقوق]]، [[فقه]]، [[اخلاق]]، [[تاریخ]] و... شد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۲۲؛ ج۲۱، ص۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[سنت]]. یعنی گفتار، [[کردار]] و یا [[تأیید]] [[معصوم]]. بدیهی است که اگر در [[سخنان رسول اکرم]]{{صل}} [[حکم]] و قانونی بیان شده باشد و یا ثابت شود که آن حضرت عملاً وظیفه‌ای [[دینی]] را چگونه انجام می‌داده است و یا دیگران برخی از [[وظایف دینی]] خود را در حضور ایشان به گونه‌ای انجام داده که مورد تقریر، تأیید و امضای عملی ایشان قرار گرفته و آن حضرت عملاً با [[سکوت]] خود بر آن صحه گذاشته‌اند، می‌توان به آن بیان یا فعل و یا تقریر و امضای حضرت استناد کرد. [[اهل تسنن]] تنها [[سنت نبوی]] را [[حجت]] می‌شمارند، اما [[شیعیان]] به حکم برخی از آیات قرآن [[مجید]] و [[احادیث متواتر]] از [[رسول اکرم]]{{صل}} که در منابع اهل تسنن نیز [[روایت]] شده‌اند، به قول، فعل و [[تقریر ائمه اطهار]] نیز استناد کرده و آن را جزء منابع احکام و [[مقررات اسلامی]] می‌دانند&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۰، صص ۳۱ و ۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[عقل]]. به فرموده [[پیشوایان معصوم]] [[خداوند]] برای هر [[انسانی]] در کنار حجت ظاهری یعنی «[[وحی]] و [[نبوت]]»، [[حجت باطنی]] یعنی «عقل» نیز قرار داده است&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج۱، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[انسان]] خیلی از مسائل را به [[حکم عقل]] [[کشف]] و [[مصالح]] و [[مفاسد]] خودش را در امور مختلف بر اساس آن تشخیص می‌دهد&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۱، ص۲۳۹؛ ر.ک: مجموعه آثار، صص ۲۹۷ – ۳۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این [[افتخار]] بزرگی است که از [[صدر اسلام]] [[علما]] گفته‌اند بین [[عقل]] و [[شرع]] [[هماهنگی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|كل ما حكم به العقل حكم به الشرع وكل ما حكم به الشرع حكم به العقل}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ یعنی اگر عقل چیزی را اکتشاف کند به فرض اگر [[دلیل نقلی]] هم نداشته باشیم، همین اکتشاف عقل کافی است که بفهمیم [[اسلام]] با آن موافق است&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۱، ص۴۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان‌که عقل می‌تواند قانونی را تقیید یا تحدید کند، آن را تعمیم دهد و هم می‌تواند در [[استنباط]] از سایر منابع و مدارک مددکار خوبی باشد&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۳، ص۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[اجماع]]. یعنی اتفاق آرای علمای [[مسلمانان]] در یک مسئله. از نظر [[علمای شیعه]]، [[حجیت اجماع]] از آن جهت است که اتفاق و [[وحدت]] نظر عموم مسلمانان در یک مسئله دلیل بر این است که این نظر را از ناحیه [[شارع]] اسلام تلقی کرده‌اند؛ چون امکان ندارد که تمام [[مسلمین]] در یک مسئله‌ای از پیش خود وحدت نظر پیدا کنند. مثلاً اگر معلوم شود که در یک مسئله‌ای همه مسلمانان [[عصر پیامبر]] بدون استثنا یک نوع نظر داشته و یک نوع عمل کرده‌اند، دلیل بر آن است که از [[پیغمبر اکرم]] تلقی کرده‌اند. همچنین اگر همه [[اصحاب]] یکی از [[ائمه اطهار]] که جز از [[ائمه]] دستور نمی‌گرفته‌اند در یک مسئله وحدت نظر داشته باشند، دلیل بر این است که آن را از [[مکتب]] [[امام]] خود فرا گرفته‌اند.&lt;br /&gt;
لذا از نظر [[شیعه]] اجماع به شرطی که مستند به [[قول پیامبر اکرم]]{{صل}} یا امام [[معصوم]] و کاشف از آن باشد، [[حجت]] است؛ اما از نظر [[اهل سنت]]، اجماع به خودی خود اصالت دارد یعنی اگر [[علمای اسلامی]] در یک مسئله وحدت نظر پیدا کنند، حتما نظرشان صائب و [[مطابق با واقع]] شرع است. به نظر آنان ممکن است بعضی از [[امت]] [[خطا]] کنند اما همۀ امت بالاتفاق خطا نمی‌کنند لذا توافق آرای همه امت در یک [[زمان]] در [[حکم]] [[وحی الهی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۰، صص ۳۲ و ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد صفر جبرئیلی|جبرئیلی، محمد صفر]]، [[اسلام‌شناسی (کتاب)|اسلام‌شناسی]] ص ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
* [[تفکر در خدا]]&lt;br /&gt;
* [[تفکر در هستی]] ([[تفکر در خلق خدا]])&lt;br /&gt;
* [[تفکر در انسان‏]]&lt;br /&gt;
* [[غفلت]] (ضد تفکر)&lt;br /&gt;
* [[ستایش تفکر]]&lt;br /&gt;
* [[آثار تفکر]]&lt;br /&gt;
* [[مراتب تفکر]]&lt;br /&gt;
* [[منابع تفکر]]&lt;br /&gt;
* [[شرترین تفکر]]&lt;br /&gt;
* [[حسن تعقل]]&lt;br /&gt;
* [[قوای ادراکی]]&lt;br /&gt;
* [[تعقل]]&lt;br /&gt;
* [[تدبر]]&lt;br /&gt;
* [[علم]]&lt;br /&gt;
* [[یقین]]&lt;br /&gt;
* [[حدس]]&lt;br /&gt;
* [[ذهن]]&lt;br /&gt;
* [[فهم]]&lt;br /&gt;
* [[قوه متفکره]]&lt;br /&gt;
* [[تدبیر]]&lt;br /&gt;
* [[آینده‌نگری]]&lt;br /&gt;
* [[عاقبت‌اندیشی]]&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانش اخلاق اسلامی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه نهج البلاغه&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|&#039;&#039;&#039;فرهنگ مطهر&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:152259.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|&#039;&#039;&#039;فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100621.jpg|22px]] [[محمد صفر جبرئیلی|جبرئیلی، محمد صفر]]، [[اسلام‌شناسی (کتاب)|&#039;&#039;&#039;اسلام‌شناسی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:فضایل اخلاقی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل دانش اخلاق اسلامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366230</id>
		<title>انابه در عرفان اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366230"/>
		<updated>2026-04-19T05:51:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = انابه | عنوان مدخل  = انابه | مداخل مرتبط = انابه در قرآن - انابه در عرفان اسلامی | پرسش مرتبط  =  }}  ==انابه منزل ترک معصیت== پس از بیداری و توبه از گناه، انسان باید در حالتی قرار گیرد که از آن به «انابه» یاد می‌کن...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = انابه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = انابه&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[انابه در قرآن]] - [[انابه در عرفان اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انابه منزل ترک معصیت==&lt;br /&gt;
پس از [[بیداری]] و [[توبه از گناه]]، [[انسان]] باید در حالتی قرار گیرد که از آن به «انابه» یاد می‌کنند. اگر [[توبه]] بازگشت و برگشت از راه خطای سابق و [[گناه]] گذشته است؛ انابه، بازگشت و برگشت به [[طاعت خدا]] و دور ماندن از [[خطا]] و گناه [[آینده]] است. پس در [[حقیقت توبه]] و انابه در کلیت برگشت و [[رجعت]] همانند است؛ با این فرق که یکی برگشت از خطا و دیگری برگشت به [[طاعت]] است. پس انسان با انابه، [[عزم]] خویش را جزم می‌کند تا هماره در راه [[طاعت الهی]] باشد و به گناه در نیاید و [[آلوده]] آن نشود. از این روست که [[عارفان]] و سالکان، انابه را نوعی توبه و رجعت دانسته‌اند که تنها فرق آن در نوع برگشت و بازگشت است. از این‌رو [[مقام]] توبه را مقدم بر مقام انابه دانسته‌اند. پس کسی که توبه کرده در مقام انابه در می‌آید و نمی‌توان بدون توبه در مقام و منزل انابه وارد شد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه نوب؛ فروق اللغه، ابی هلال عسکری، ذیل واژه.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ چرا انسان نخست باید از گناه و خطا و [[گمراهی]] و کژراهی باز گردد و سپس به [[اطاعت]] بازگردد. برگشت اول توبه و برگشت دوم انابه است؛ هرچند که برخی توبه را بازگشت از [[معصیت]] به اطاعت و انابه را بازگشت از [[غفلت]] به ذکر و [[فکر]] دانسته‌اند؛ اما به نظر می‌رسد که توبه همراه با [[ندامت]] از گذشته است، در حالی که انابه بازگشت از معصیت به اطاعت است؛ چنان‌که از [[امام سجاد]]{{ع}} چنین [[تفسیری]] از توبه و انابه و فرق میان آن دو نقل می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==معنای لغوی و اصطلاحی انابه==&lt;br /&gt;
انابه مصدر باب [[افعال]] از ریشه «ن و ب» است. این ماده گاهی با «الی» و گاهی با «عن» به‌کار می‌رود. در صورت نخست ثلاثی مجرد و باب افعال آن هر دو در لغت به معنای بازگشت چیزی به صورت مکرر است. به [[زنبور عسل]] نیز چون پیوسته به کندویش باز می‌گردد نوب می‌گویند و نیز حادثه را که [[شأن]] آن پی‌در‌پی بودن است نائبه می‌نامند&amp;lt;ref&amp;gt;مقاییس اللغه، ج۵، ص۳۶۷؛ مفردات، ص۸۲۷؛ لسان العرب، ج۱۴، ص۳۱۹؛ قاموس قرآن، ج۷، ص۱۱۸، «نوب».&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
در صورت دوم ثلاثی مجرد آن به معنای [[جانشین]] شدن و باب [[افعال]] آن به معنای [[جانشین کردن]] است&amp;lt;ref&amp;gt;اقرب الموارد، ج۵، ص۵۰۸؛ القاموس المحیط، ج۱، ص۲۳۳؛ لسان العرب، ج۱۴، ص۳۱۹، «نوب».&amp;lt;/ref&amp;gt;. برخی گفته‌اند: اصل در لغت نوب، فرود آمدن در جایگاهی با [[اختیار]] و قصد است که از مصادیق آن [[جانشین]] کسی شدن و بازگشت به مکانی از روی قصد است و [[انابه]] را برای تعدیه و عبارت از آن دانسته‌اند که شخصی، دیگری یا خودش را در مقامی فرود آورد&amp;lt;ref&amp;gt;التحقیق، ج۱۲، ص۲۶۹، «نوب».&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بعضی نیز احتمال داده‌اند انابه معتل یایی از «[[ناب]]» به معنای [[انقطاع]] باشد&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر بیضاوی، ج۳، ص۳۴۵؛ روض الجنان، ج۱۵، ص۲۶۰؛ تفسیر موضوعی، ج۱۲، ص۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. «ناب» به معنای دندان نیش نیز آمده است که با آن چیزی را قطع می‌کنند&amp;lt;ref&amp;gt;لسان العرب، ج۱۴، ص۳۴۵، «نیب»؛ القاموس المحیط، ج۱، ص۲۳۳، «الناب».&amp;lt;/ref&amp;gt;. براساس معنای لغوی اگر انابه از نوب باشد انابه به سوی [[خدا]] به معنای بازگشت به اوست و اگر از ناب باشد، به معنای انقطاع کامل به سوی [[خدای سبحان]] است&amp;lt;ref&amp;gt;فطرت در قرآن، ص۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشتقات نوب در [[قرآن]] ۱۸ بار و تنها از باب [[افعال]] به کار رفته است که ۱۱ بار آن به صورت فعلی و ۷ بار آن به صورت اسمی است.&lt;br /&gt;
در معنای اصطلاحی انابه [[اختلاف]] و اقوال چندی مطرح است. از جمله گفته شد که انابه، بازگشت از [[غفلت]] به ذکر و از [[وحشت]] به انس، ترک [[اصرار]] بر [[گناهان]] و ملازمت [[استغفار]]، [[فرار]] از [[خلق]] به سوی [[حق]]، [[اشتغال]] به [[خدمت]] حق، [[اخلاص]] داشتن، بازگشت به حق با صفای [[نیت]] و [[صدق]] [[عقیده]]، [[اجابت]] [[راستین]] و مانند آن است. این گروه انابه را [[منزل]] چهارم از ۱۰۰ منزل [[سلوک]] به سوی خدا دانسته و برای آن مراتبی یاد کرده‌اند؛ مانند انابه از [[سیئات]] به [[حسنات]]، از غیر خدا به خدا و از خدا به خدا. [[خواجه]] [[عبدالله انصاری]] در [[منازل السائرین]] سه مرتبه گفته است که شامل موارد زیر است: انابه از روی [[اصلاح]] چنان‌که بر پایه عذر، از روی [[وفا]] چنان‌که بر پایه [[عهد]] و از روی حال چنان‌که بر پایه اجابت باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نیز سه مرتبه را انابه نفس، [[قلب]] و [[روح]] دانسته‌اند. انابه نفس آن است که عبد آن را به [[خدمت]] وادارد و انابه قلب آن است که او را از غیر [[حق]] تهی سازد و [[انابه]] روح [[دوام ذکر]] است تا غیر او را یاد نکرده و جز به او نگراید. همچنین انابه نزد [[اهل]] [[کلام]] خارج کردن [[قلب]] از تیرگی‌های [[شبهات]] است.&lt;br /&gt;
[[امام سجاد]]{{ع}} [[توبه]] را [[پشیمانی]] از خطای گذشته و انابه را [[ترک گناهان]] و به تبع [[اطاعت خدا]] دانسته و فرموده است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً إِلَيْكَ فَأَنَا أَنْدَمُ النَّادِمِينَ، وَ إِنْ يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ إِنَابَةً فَأَنَا أَوَّلُ الْمُنِيبِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;صحیفه سجادیه، دعای ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «خدایا، اگر پشیمانی توبه است پس من پشیمان‌ترین پشیمانان هستم و اگر ترک معصیت انابه است پس من اولین انابه کنندگانم».&lt;br /&gt;
آن حضرت{{ع}} در [[مناجات]] التائبین نیز می‌فرماید: {{متن حدیث|إِلَهِي إِنْ كَانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَةً فَإِنِّي وَ عِزَّتِكَ مِنَ النَّادِمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;مناجات خمس عشرة؛ المناجاة الاولی: مناجاة التائبین.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «خدایا اگر [[پشیمانی از گناه]] توبه است، پس به عزتت [[سوگند]] که من از پشیمانان هستم».&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اقسام انابه اصطلاحی==&lt;br /&gt;
انابه اصطلاحی و [[قرآنی]] دو گونه است:&lt;br /&gt;
# انابه برای [[ربوبیت خدا]] که [[مؤمن]] و [[کافر]] در آن مشترک‌اند؛ زیرا هر [[انسانی]] در هنگام [[سختی]] و [[اضطرار]] به سوی [[خدا]] انابه می‌کند: {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چون گزندی به مردم رسد پروردگارشان را با بازگشت به سوی او، می‌خوانند» سوره روم، آیه ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. حتی [[مشرکان]] و [[کافران]] نیز هنگامی که از همه جا [[ناامید]] می‌شوند به سوی خدا باز می‌گردند: {{متن قرآن|ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ * لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سپس چون از خویش بخشایشی به آنان بچشاند ناگاه دسته‌ای از آنان به پروردگارشان شرک می‌ورزند * تا سرانجام به آنچه دادیمشان ناسپاسی کنند» سوره روم، آیه ۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# انابه [[اولیای خدا]] برای [[الوهیت]] او که انابه [[عبودیت]] و [[محبت]] است&amp;lt;ref&amp;gt;التوبة و الانابه، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. انابه نخست [[اضطراری]] و ناپایدار و انابه دوم اختیاری و [[پایدار]] است.&lt;br /&gt;
البته برخی انابه اول را [[انابه]] ظاهری و [[دروغین]] و انابه دوم را انابه [[حقیقی]] و [[راستین]] دانسته و گفته‌اند: در انابه اول، شخص هنگام [[تنگدستی]] و سختی به پروردگارش پناه می‌برد؛ زیرا از روی [[فطرت]] می‌داند دارای خالقی است که او را روزی داده و [[یاری]] می‌کند؛ ولی زمانی که به مطلوبش رسید از خدا باز می‌گردد: {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چون آدمی را بلایی رسد پروردگارش را با بازگشت به سوی او می‌خواند سپس چون (خداوند) نعمتی از خویش بدو بخشد آنچه را پیش‌تر از درگاه او فرا می‌خواند، از یاد می‌برد و برای خداوند همانندهایی برمی‌سازد تا (دیگران را هم) از راه او گمراه گرداند؛ بگو: چند روزی» سوره زمر، آیه ۸؛ و نیز ر.ک: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ * فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}} «اوست که شما را در خشکی و دریا می‌گرداند تا چون در کشتی‌ها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتی‌ها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شده‌اند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود * و چون رهاییشان دهد ناگاه به ناحقّ بر زمین، ستم می‌ورزند، ای مردم! ستم شما به زیان خودتان است، (چند روزی) بهره زندگانی این جهان را می‌برید سپس به سوی ما باز می‌گردید و شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌گردانیم» سوره یونس، آیه ۲۲-۲۳؛ {{متن قرآن|وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ}} «و چون موجی سایه‌بان‌آسا آنان را فراگیرد خداوند را در حالی که دین (خود) را برای وی ناب داشته‌اند می‌خوانند امّا همین که آنان را رهانید و به خشکی رسانید آنگاه (تنها) برخی از ایشان میانه‌رو هستند و نشانه‌های ما را جز هر فریبکار ناسپاس انکار نمی‌کند» سوره لقمان، آیه ۳۲؛ موسوعة اخلاق القرآن، ج۱، ص۲۵۴ و ۲۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی دیگر نیز گفته‌اند: [[انابه]] به سه امر محقق می‌شود: ۱. انابه در [[باطن]] و با [[قلب]] به گونه‌ای که دائماً متوجه [[خدا]] بوده و با [[افکار]] و عزائمش، [[تقرب]] به او را [[طلب]] کند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ}} «همان که از (خداوند) بخشنده در نهان می‌هراسد و دلی بازگردنده (به درگاه ما) می‌آورد» سوره ق، آیه ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ ۲. انابه در گفتار به گونه‌ای که دائماً مشغول [[ذکر خدا]] و ذکر [[نعمت‌ها]] و [[مقربان]] [[الهی]] باشد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ}} «اوست که آیات خویش را به شما می‌نمایاند و از آسمان برای شما روزی فرو می‌فرستد و جز آن کس که (به سوی خداوند) باز می‌گردد پند نمی‌گیرد» سوره غافر، آیه ۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ ۳. انابه در [[اعمال]] ظاهری به گونه‌ای که بر [[طاعات]] و [[عبادات]] و [[اعمال پسندیده]] مواظبت کند&amp;lt;ref&amp;gt;اوصاف الاشراف، ص۳۷؛ جامع السعادات، ج۳، ص۹۰؛ شرح منظومه، ص۳۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. برخی از مقدم شدن [[توکل]] بر انابه در آیه {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بر او توکل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره هود، آیه ۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; استفاده کرده‌اند که شرط انابه، توکل است؛ زیرا لازم است ابتدا [[اعتماد]] محقق شود و سپس [[بنده]] به خدا توجه کرده و در [[مقام]] [[سیر]] به سوی او برآید&amp;lt;ref&amp;gt;التحقیق، ج۱۲، ص۲۷۰، «نوب».&amp;lt;/ref&amp;gt;. براساس این نظر، [[مقام توکل]] بر مقام و [[منزل]] انابه مقدم است.&lt;br /&gt;
برخی انابه را متضمن ۴ امر شامل [[محبت خدا]]، [[خضوع]] برای او، اقبال به او و [[اعراض]] از غیر او دانسته و گفته‌اند: اگر این ۴ [[خصلت]] در کسی جمع نشود، وی مستحق اسم منیب نیست. به [[عقیده]] ایشان در لفظ انابه معنای اسراع و [[رجوع]] و تقدم نهفته است، بنابراین، منیب کسی است که به سوی [[خشنودی خدا]] بشتابد و همواره به او بازگشته و به سوی آنچه [[خدا]] [[دوست]] دارد پیشی گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;التوبة و الانابه، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و آثار انابه==&lt;br /&gt;
انابه از چنان ارزشی در [[فرهنگ قرآنی]] برخوردار است که [[خداوند]] پیامبرانش را به عنوان «منیب» بدان [[ستوده]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ}} «ابراهیم به راستی بردبار دردمند توبه‌کاری بود» سوره هود، آیه ۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین آثار و برکاتی برای انابه در [[قرآن]] بیان شده که خود بیانگر [[ارزش]] و اهمیت آن در فرهنگ قرآنی است.&lt;br /&gt;
از نظر قرآن، انابه به درگاه خدا موجب بهره‌مندی از [[غفران]] و [[آمرزش]] الهی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ * فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}} «(داوود) گفت: بی‌گمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میش‌های خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا می‌دارند جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزموده‌ایم و از پروردگار خویش آمرزش خواست و به سجده درافتاد و (به‌سوی ما) بازگشت * آنگاه ما آن کار او را آمرزیدیم و بی‌گمان او را نزد ما نزدیکی و سرانجامی نیک بود» سوره ص، آیه ۲۴-۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[اجابت دعا]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ}} «و چون گزندی به مردم رسد پروردگارشان را با بازگشت به سوی او، می‌خوانند سپس چون از خویش بخشایشی به آنان بچشاند ناگاه دسته‌ای از آنان به پروردگارشان شرک می‌ورزند» سوره روم، آیه ۳۳؛ {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَنْدَادًا لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ}} «و چون آدمی را بلایی رسد پروردگارش را با بازگشت به سوی او می‌خواند سپس چون (خداوند) نعمتی از خویش بدو بخشد آنچه را پیش‌تر از درگاه او فرا می‌خواند، از یاد می‌برد و برای خداوند همانندهایی برمی‌سازد تا (دیگران را هم) از راه او گمراه گرداند؛ بگو: چند روزی» سوره زمر، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[اسوه]] شدن&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}} «و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمی‌دانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر و در این جهان با آنان به شایستگی همراهی کن و راه کسی را که به درگاه من باز می‌گردد پیش گیر، سپس بازگشتتان به سوی من است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید می‌آگاهانم» سوره لقمان، آیه ۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[بشارت]] [[اله]] ی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ}} «و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیده‌اند و به درگاه خداوند بازگشته‌اند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده!» سوره زمر، آیه ۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بهره‌مندی از [[مقام]] [[بصیرت]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ * وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ * تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ}} «آیا در آسمان بر فراز سرشان ننگریسته‌اند که چگونه آن را ساختیم و آراستیم و هیچ رخنه‌ای ندارد؟ * و زمین را گستردیم و در آن کوهسارهایی گماردیم و در آن از هر گونه زیبا گیاهی رویاندیم * برای دیده‌ور کردن و یادکرد هر بنده اهل بازگشت» سوره ق، آیه ۶-۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، قرار گرفتن در زمره [[اولوا الالباب]] و [[خردمندان]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ}} «و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیده‌اند و به درگاه خداوند بازگشته‌اند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده! * کسانی که گفتار را می‌شنوند آنگاه از بهترین آن پیروی می‌کنند، آنانند که خداوند راهنمایی‌شان کرده است و آنانند که خردمندند» سوره زمر، آیه ۱۷-۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[شناخت]] [[آیات خدا]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِنَ السَّمَاءِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ}} «آیا به آسمان و زمین پیش رو و پشت سرشان نگاه نکرده‌اند؟ اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو می‌بریم یا پاره‌هایی از آسمان را بر سرشان فرو می‌افکنیم؛ بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای هر بنده‌ای که (به سوی خداوند) بازگشته است» سوره سبأ، آیه ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، کسب عبرت&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ}} «اوست که آیات خویش را به شما می‌نمایاند و از آسمان برای شما روزی فرو می‌فرستد و جز آن کس که (به سوی خداوند) باز می‌گردد پند نمی‌گیرد» سوره غافر، آیه ۱۳؛ {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ * وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ * تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ}} «آیا در آسمان بر فراز سرشان ننگریسته‌اند که چگونه آن را ساختیم و آراستیم و هیچ رخنه‌ای ندارد؟ * و زمین را گستردیم و در آن کوهسارهایی گماردیم و در آن از هر گونه زیبا گیاهی رویاندیم * برای دیده‌ور کردن و یادکرد هر بنده اهل بازگشت» سوره ق، آیه ۶-۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[تذکر]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ}} «اوست که آیات خویش را به شما می‌نمایاند و از آسمان برای شما روزی فرو می‌فرستد و جز آن کس که (به سوی خداوند) باز می‌گردد پند نمی‌گیرد» سوره غافر، آیه ۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، مصونیت از [[عذاب الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}} «و پیش از آنکه عذاب به شما دررسد و دیگر یاری نیابید به سوی پروردگارتان باز گردید و در برابر (فرمان) او گردن نهید» سوره زمر، آیه ۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[هدایت خاص]] و تشویقی [[الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;رعد، آیه ۲۷؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ}} «و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیده‌اند و به درگاه خداوند بازگشته‌اند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده! * کسانی که گفتار را می‌شنوند آنگاه از بهترین آن پیروی می‌کنند، آنانند که خداوند راهنمایی‌شان کرده است و آنانند که خردمندند» سوره زمر، آیه ۱۷-۱۸؛ شوری، آیه ۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مانند آنها می‌شود.&lt;br /&gt;
همچنین از نظر [[قرآن]]، کسانی که به [[انابه]] [[متوسل]] می‌شوند، برخوردار از [[سلامت]] و [[امنیت]] در آخرت&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ * ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ}} «همان که از (خداوند) بخشنده در نهان می‌هراسد و دلی بازگردنده (به درگاه ما) می‌آورد * بدان با سلامتی درآیید که این روز جاودانگی است» سوره ق، آیه ۳۳-۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[بهشت]] الهی&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ق، آیه ۳۱-۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[فضل الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ق، آیه ۳۱-۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نعمت‌های دلخواه&amp;lt;ref&amp;gt;سوره ق، آیه ۳۱-۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمینه‌های انابه==&lt;br /&gt;
از نظر قرآن کسانی به انابه رو می‌آورند که بسترهای لازم را داشته باشند. از مهم‌ترین زمینه‌ها و بسترهای انابه‌گری [[انسان]] می‌توان [[علم]] و توجه انسان به خطای خویش&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ}} «(داود) گفت: بی‌گمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میش‌های خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا می‌دارند جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزموده‌ایم و از پروردگار خویش آمرزش خواست و به سجده درافتاد و (به‌سوی ما) بازگشت» سوره ص، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ * قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ}} «و به راستی ما سلیمان را آزمودیم و کالبدی را بر اورنگ (پادشاهی) او افکندیم سپس (به سوی ما) بازگشت * گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و مرا آن پادشاهی ده که پس از من هیچ کس را نسزد؛ بی‌گمان این تویی که بسیار بخشنده‌ای» سوره ص، آیه ۳۴-۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[اطمینان قلبی]] به خدا&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}} «و [[کافران]] می‌گویند: چرا بر او از سوی پروردگارش نشانه‌ای فرو فرستاده نمی‌شود؟! بگو: بی‌گمان [[خداوند]] هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و آن کس را که (به سوی او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» [[سوره رعد]]، [[آیه]] ۲۷-۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[امید]] به [[مغفرت]]، [[رحمت]] و [[فضل الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ * وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}} «بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کرده‌اید! از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند همه گناهان را می‌آمرزد؛ بی‌گمان اوست که آمرزنده بخشاینده است * و پیش از آنکه عذاب به شما دررسد و دیگر یاری نیابید به سوی پروردگارتان باز گردید و در برابر (فرمان) او گردن نهید» سوره زمر، آیه ۵۳-۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[ایمان به خدا]] و نیروی کارساز [[الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}} «و کافران می‌گویند: چرا بر او از سوی پروردگارش نشانه‌ای فرو فرستاده نمی‌شود؟! بگو: بی‌گمان خداوند هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و آن کس را که (به سوی او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره رعد، آیه ۲۷-۲۸؛ {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}} «گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز می‌دارم نمی‌خواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که می‌توانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره هود، آیه ۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[ایمان]] به [[ربوبیت]] الهی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}} «و در هر چیزی اختلاف پیدا کنید داوری آن با خداوند است؛ این است خداوند پروردگار من، بر او توکّل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره شوری، آیه ۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و قرار گرفتن در [[مشکلات]] و [[سختی‌های زندگی]] و [[ناتوانی]] از عبور از آن&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ}} «و چون گزندی به مردم رسد پروردگارشان را با بازگشت به سوی او، می‌خوانند سپس چون از خویش بخشایشی به آنان بچشاند ناگاه دسته‌ای از آنان به پروردگارشان شرک می‌ورزند» سوره روم، آیه ۳۳؛ {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَنْدَادًا لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ}} «و چون آدمی را بلایی رسد پروردگارش را با بازگشت به سوی او می‌خواند سپس چون (خداوند) نعمتی از خویش بدو بخشد آنچه را پیش‌تر از درگاه او فرا می‌خواند، از یاد می‌برد و برای خداوند همانندهایی برمی‌سازد تا (دیگران را هم) از راه او گمراه گرداند؛ بگو: چند روزی» سوره زمر، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته [[انسان]] در دو حالت [[سختی]] و [[آسایش]] باید به [[انابه]] توجه کند، نه آن‌که تنها در سختی انابه کند و در آسایش [[خدا]] را فراموش کند؛ زیرا بسیاری از [[مردم]] این‌گونه هستند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ}} «و چون گزندی به مردم رسد پروردگارشان را با بازگشت به سوی او، می‌خوانند سپس چون از خویش بخشایشی به آنان بچشاند ناگاه دسته‌ای از آنان به پروردگارشان شرک می‌ورزند» سوره روم، آیه ۳۳؛ {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَنْدَادًا لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ}} «و چون آدمی را بلایی رسد پروردگارش را با بازگشت به سوی او می‌خواند سپس چون (خداوند) نعمتی از خویش بدو بخشد آنچه را پیش‌تر از درگاه او فرا می‌خواند، از یاد می‌برد و برای خداوند همانندهایی برمی‌سازد تا (دیگران را هم) از راه او گمراه گرداند؛ بگو: چند روزی» سوره زمر، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;عرفان در قرآن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:انابه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=1366229</id>
		<title>انابه در قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=1366229"/>
		<updated>2026-04-19T05:43:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = انابه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = انابه&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[انابه در قرآن]] - [[انابه در عرفان اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ * وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ * أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و بدین‌گونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی * و اگر خداوند می‌خواست آنان را امّتی یگانه می‌کرد امّا هر کس را که بخواهد در بخشایش خویش درمی‌آورد و ستمگران را هیچ یار و یاوری نیست * آیا به جای او سرورانی (را به پرستش) گرفتند؟ اما خداوند است که سرور (راستین) است و او مردگان را زنده می‌گرداند و او بر هر کاری تواناست * و در هر چیزی اختلاف پیدا کنید داوری آن با خداوند است؛ این است خداوند پروردگار من، بر او توکّل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره شوری، آیه ۷-۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نکات ==&lt;br /&gt;
در این [[آیات]] این موضوع مطرح شده که انابه و درخواست و [[رجوع]] [[پیامبر]] فقط به [[خداوند]] است. (انابه، باز گشت به [[اطاعت خدا]]، یا [[توبه]] است). برخی گفته‌اند فرق [[توبه]] و انابه این است که [[توبه]] بازگشت از [[معصیت]] سابق و انابه تصمیم به ترک [[معصیت]] نسبت به [[آینده]] است&amp;lt;ref&amp;gt;لسان العرب و معجم الفروق اللغویة، ماده اناب&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مفاهیم در قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده:انابه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=1366228</id>
		<title>انابه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%87&amp;diff=1366228"/>
		<updated>2026-04-19T05:42:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[انابه در قرآن]] - [[انابه در عرفان اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واژه‌شناسی ==&lt;br /&gt;
[[انابه]] مصدر باب [[افعال]] از ریشه «ن ـ و ـ ب» است. این ماده گاهی با «إلی» و گاهی با «عن» به‌کار می‌رود. در صورت نخست ثلاثی مجرد &amp;lt;ref&amp;gt;مقاییس‌اللغه، ج ۵، ص۳۶۷؛ مفردات، ص۸۲۷، «نوب».&amp;lt;/ref&amp;gt; و باب افعال &amp;lt;ref&amp;gt;قاموس قرآن، ج ۷، ص۱۱۸، «نوب».&amp;lt;/ref&amp;gt; آن هر دو در لغت به معنای بازگشت چیزی به صورت مکرر است. به [[زنبور عسل]] نیز چون پیوسته به کندویش باز می‌گردد نُوب می‌گویند و نیز حادثه را که [[شأن]] آن پی در پی بودن است نائبه می‌نامند.&amp;lt;ref&amp;gt;مفردات، ص۸۲۷؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۳۱۹؛ قاموس قرآن، ج ۷، ص۱۱۸، «نوب».&amp;lt;/ref&amp;gt; در صورت دوم ثلاثی مجرد آن به معنای [[جانشین]] شدن و باب افعال آن به معنای [[جانشین کردن]] است. &amp;lt;ref&amp;gt;اقرب‌الموارد، ج۵، ص۵۰۸؛ القاموس‌المحیط، ج۱، ص۲۳۳؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۳۱۹، «نوب».&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی گفته‌اند: اصل در لغت نوب، فرود آمدن در جایگاهی با [[اختیار]] و قصد است که از مصادیق آن جانشین کسی شدن و بازگشت به مکانی از روی قصد است و انابه را برای تعدیه و عبارت از آن دانسته‌اند که شخصی، دیگری یا خودش را در مقامی فرود آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;التحقیق، ج ۱۲، ص۲۶۹، «نوب».&amp;lt;/ref&amp;gt; بعضی نیز احتمال داده‌اند انابه معتلّ‌یایی از «[[ناب]]» به معنای [[انقطاع]] باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص۳۴۵؛ روض‌الجنان، ج ۱۵، ص۲۶۰؛ تفسیر موضوعی، ج ۱۲، ص۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «ناب» به معنای دندان نیش نیز آمده است &amp;lt;ref&amp;gt;لسان‌العرب، ج۱۴، ص۳۴۵، «نیب»؛ القاموس‌المحیط، ج ۱، ص۲۳۳، «الناب».&amp;lt;/ref&amp;gt; که با آن چیزی را قطع می‌کنند. براساس معنای لغوی اگر انابه از نوب باشد انابه به سوی [[خدا]] به معنای بازگشت به اوست و اگر از ناب باشد، به معنای انقطاع کامل به سوی [[خدای سبحان]] است. &amp;lt;ref&amp;gt;فطرت در قرآن، ص۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اهل]] [[سلوک]] از انابه با تعابیری گوناگون یاد کرده‌اند؛ مانند: بازگشت از [[غفلت]] به ذکر و از [[وحشت]] به انس، ترک [[اصرار]] بر [[گناهان]] و ملازمت [[استغفار]]، [[فرار]] از [[خلق]] به سوی [[حق]]، [[اشتغال]] به [[خدمت]][[حق]]، [[اخلاص]] داشتن، بازگشت به [[حق]] با صفای [[نیت]] و [[صدق]] [[عقیده]]، [[اجابت]] [[راستین]] و....&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص۱۳۷؛ فرهنگ نوربخش، ج ۲، ص۱۱۲ ـ ۱۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; این گروه [[انابه]] را [[منزل]] چهارم از ۱۰۰ منزل [[سلوک]] به سوی [[خدا]] دانسته &amp;lt;ref&amp;gt;منازل السائرین، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و برای آن مراتبی یاد کرده‌اند؛ مانند انابه از [[سیئات]] به [[حسنات]]، از غیر خدا به خدا و از خدا به خدا &amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ نوربخش، ج۲، ص۱۱۳؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص۲۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز انابه از روی [[اصلاح]] چنان‌که بر پایه عذر، از روی [[وفا]] چنان‌که بر پایه [[عهد]] و از روی [[حال]] چنان‌که بر پایه اجابت باشد &amp;lt;ref&amp;gt;منازل‌السائرین، ص۱۷؛ التوبه‌والانابه، ص۳۸۰ـ۳۸۱؛ فرهنگ نوربخش، ج ۲، ص۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا انابه نفس، [[قلب]] و [[روح]].[[انابه]] نفس آن است که عبد آن را به [[خدمت]] وادارد و انابه قلب آن است که او را از غیر حق تهی سازد و انابه [[روح]] [[دوام ذکر]] است تا غیر او را یاد نکرده و جز به او نگراید.&amp;lt;ref&amp;gt;کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص۲۷۴؛ فرهنگ نوربخش، ج ۲، ص۱۱۳ ـ ۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انابه نزد [[اهل]] [[کلام]] خارج کردن قلب از تیرگی‌های [[شبهات]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص۲۷۴؛ التعریفات، ص۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص 424-425.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==انابه در قرآن کریم==&lt;br /&gt;
مشتقات نوب در [[قرآن]] ۱۸ بار و تنها از باب [[افعال]] به‌کار رفته است که ۱۱ بار آن به صورت فعلی {{متن قرآن|أَنِيبُوا}}، {{متن قرآن|يُنِيبُ}}، {{متن قرآن|أَنَابُوا}}، {{متن قرآن| أَنَابَ}}، {{متن قرآن| أُنِيبُ}}، {{متن قرآن| أَنَبْنَا}} و ۷ بار آن به صورت اسمی {{متن قرآن|مُنِيبٍ}}، {{متن قرآن|مُنِيبِينَ}}، {{متن قرآن|مُنِيبًا}} است.&amp;lt;ref&amp;gt;توبه در قرآن و سنت، ص۴۲ ـ ۴۴؛ نثر طوبی، ج ۲، ص۵۰۴؛ المعجم الاحصائی، ج ۱، ص۵۶۱؛ ج ۳، ص۱۴۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص 425.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[حقیقت]] انابه و تفاوت آن با [[توبه]]==&lt;br /&gt;
از [[آیات]] {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و کافران می‌گویند: چرا بر او از سوی پروردگارش نشانه‌ای  فرو فرستاده نمی‌شود؟! بگو: بی‌گمان خداوند هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و آن کس را که (به سوی او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره رعد، آیه ۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌های ایشان با یاد خداوند آرام می‌گیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; برمی‌آید که [[ایمان]] و [[آرامش]] قلب با [[یاد خدا]]، همان انابه است و آن نوعی [[آمادگی]] از جانب [[بنده]] است که [[هدایت الهی]] را در پی دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج ۱۱، ص۳۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در توضیح انابه و [[بیان حقیقت]] آن، گفته‌های گوناگونی ارائه شده است؛ برخی گفته‌اند: انابه [[بازگشت به سوی خدا]] و بازگشت به [[فطرت توحیدی]] است؛ یعنی هر [[زمان]] که عاملی [[انسان]] را از نظر [[عقیده]] و عمل از اصل [[توحید]] [[منحرف]] سازد، باید به سوی آن باز گردد: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بنابراین با درستی آیین  روی (دل) را برای این دین راست بدار!  بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«با بازگشتن به سوی او ؛ و از او پروا کنید و نماز را بپا دارید و از مشرکان نباشید،» سوره روم، آیه ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;نمونه، ج ۱۶، ص۴۱۹ ـ ۴۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; تکیه روی {{متن قرآن|مُنِيبِينَ إِلَيْهِ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چون گزندی به مردم رسد پروردگارشان را با بازگشت به سوی او، می‌خوانند سپس چون از خویش بخشایشی به آنان بچشاند ناگاه دسته‌ای از آنان به پروردگارشان شرک می‌ورزند» سوره روم، آیه ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; با توجه به مفهوم لغوی انابه، برای اشاره به این معناست که پایه و اساس در [[فطرت انسان]] [[توحید]] و [[خداپرستی]]، و [[شرک]] امر عارضی است، که وقتی شخص از آن [[قطع امید]] می‌کند خواه ناخواه به سوی [[ایمان]] و توحید باز می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;نمونه، ج ۱۶، ص۴۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی انابه را متضمن ۴ امر [[محبت خدا]]، [[خضوع]] برای او، اقبال به او و [[اعراض]] از غیر او دانسته و گفته‌اند: اگر این ۴ [[خصلت]] در کسی جمع نشود، وی مستحق اسم منیب نیست. به عقیده ایشان در لفظ انابه معنای اسراع و [[رجوع]] و تقدم نهفته است، بنابراین، منیب کسی است که به سوی [[خشنودی خدا]] بشتابد و همواره به او بازگشته و به سوی آنچه [[خدا]] [[دوست]] دارد پیشی گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;التوبة و الانابه، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; براساس آنچه گذشت بین انابه و [[توبه]] تفاوت وجود دارد که موارد استعمال انابه در [[قرآن]] و [[سنت]] آن را [[تأیید]] می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انابه رجوع به خدا از همه چیز غیر از خدا و اقبال به او با سِرّ و [[قول و فعل]] است تا اینکه شخص دائما در [[فکر]] خدا و ذکر او و اطاعتش باشد، بنابراین، انابه [[غایت]] درجات توبه و [[برترین]] مراتب آن است؛ زیرا توبه، [[بازگشت از گناه]] است؛ ولی انابه افزون بر آن بازگشت از مباحات نیز هست و آن از [[مقامات]] والاست.&amp;lt;ref&amp;gt;جامع السعادات، ج ۳، ص۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تفاوت [[توبه]] و انابه نظرات گوناگون دیگری نیز ارائه شده است؛ از جمله:&lt;br /&gt;
#[[توبه]] [[پشیمانی]] از فعل و انابه [[ترک گناهان]] و [[شاهد]] آن قول [[امام سجاد]] {{ع}} است: {{متن حدیث| اَللَّهُمَّ إِنْ يَكُنِ اَلنَّدَمُ تَوْبَةً إِلَيْكَ فَأَنَا أَنْدَمُ اَلنَّادِمِينَ، وَ إِنْ يَكُنِ اَلتَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ إِنَابَةً فَأَنَا أَوَّلُ اَلْمُنِيبِينَ}} = خدایا، اگر پشیمانی توبه است پس من پشیمان‌ترین پشیمانان هستم و اگر [[ترک معصیت]]انابه است پس من اولین انابه کنندگان.&amp;lt;ref&amp;gt;الفروق اللغویه، ص۱۴۶ ـ ۱۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#توبه در [[افعال]] ظاهری است و انابه در امور [[باطنی]].&lt;br /&gt;
#توبه [[رهبت]] ([[ترس]] و [[بیم]]) است و انابه [[رغبت]] ([[اشتیاق]]).&lt;br /&gt;
#انابه مقامی پس از [[مقام]] توبه است.&lt;br /&gt;
#توبه بازگشت از [[معصیت]] به [[اطاعت]] و انابه بازگشت از [[غفلت]] به ذکر و [[فکر]] است.&lt;br /&gt;
#اگر سبب بازگشت، ترس از [[عقوبت]] باشد، توبه و اگر رغبت در [[ثواب]] باشد انابه است.&lt;br /&gt;
#انابه بازگشت [[بنده]] است به خدای خویش با [[دل]] و [[همت]]؛ ولی توبه بازگشت بنده است از معصیت به اطاعت&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص۱۳۷؛ فرهنگ نوربخش، ج ۲، ص۱۱۳؛ التوبة فی ضوء القرآن، ص۷۵ ـ ۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#توبه و [[استغفار]] و انابه همه توجه به خداست؛ اما استغفار توجهی است که پس از توبه است و انابه توجهی است که پس از استغفار[[دست]] می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;المکاسب، ص۳۳۶؛ توبه در قرآن و سنت، ص۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته بسیاری از [[مفسران]] &amp;lt;ref&amp;gt;جامع‌البیان، مج۸،ج۱۳،ص۱۸۹ـ۱۹۰؛ روض‌الجنان، ج ۱۶، ص۳۰۴؛ المنیر، ج ۲۴، ص۳۵، ۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و لغویان &amp;lt;ref&amp;gt;لسان‌العرب، ج۴،ص۳۱۹؛ تاج‌العروس، ج۲،ص۴۵۵، «نوب»، القاموس‌المحیط، ج ۱، ص۲۳۳، «ناب».&amp;lt;/ref&amp;gt; انابه را هم‌معنای توبه دانسته‌اند. برخی آن را [[بازگشت به سوی خدا]] با توبه &amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البحرین، ج ۴، ص۳۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[خالص]] کردن عمل&amp;lt;ref&amp;gt; مفردات، ص۸۲۷، «نوب»؛ قاموس قرآن، ج ۷، ص۱۱۸؛ نثر طوبی، ج ۲، ص۵۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و برخی اقبال به سوی [[خدا]] و توبه و بازگشت به [[اطاعت الهی]] دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt; لسان‌العرب، ج۴، ص۳۱۹؛ الصحاح، ج۱، ص۲۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی دیگر آن را فرود آوردن نفس و قرار دادن آن در منزلی از منازل [[سلوک]] دانسته و آن را به معنای [[آمادگی عملی]] و خارجی برای [[توبه]] و سلوک به سوی [[خدا]] به [[حساب]] آورده‌اند، به همین جهت انابه با حرف «إلی» به‌کار می‌رود تا بر [[سیر]] و رسیدن به [[غایت]] دلالت کند.&amp;lt;ref&amp;gt;التحقیق، ج ۱۲، ص۲۷۰، «نوب».&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص 426.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت و آثار انابه==&lt;br /&gt;
در [[آیات]] و [[روایات]] به انابه اهمیت خاصی داده شده است. خدای متعالی [[بندگان]] خود و در رأس آنان [[پیامبران]] را به انابه فرا خوانده است: {{متن قرآن|وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و پیش از آنکه عذاب به شما دررسد و دیگر یاری نیابید به سوی پروردگارتان باز گردید و در برابر (فرمان) او گردن نهید» سوره زمر، آیه 54.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بنابراین با درستی آیین  روی (دل) را برای این دین راست بدار!  بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«با بازگشتن به سوی او ؛ و از او پروا کنید و نماز را بپا دارید و از مشرکان نباشید،» سوره روم، آیه ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ {{متن قرآن|وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمی‌دانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر و در این جهان با آنان به شایستگی همراهی کن  و راه کسی را که به درگاه من باز می‌گردد پیش گیر، سپس بازگشتتان به سوی من است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید می‌آگاهانم» سوره لقمان، آیه ۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;موسوعة اخلاق القرآن، ج ۱، ص۲۵۰ ـ ۲۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[قرآن کریم]] به انابه [[پیامبر اسلام]] {{صل}} {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و در هر چیزی اختلاف پیدا کنید داوری آن با خداوند است؛ این است خداوند پروردگار من، بر او توکّل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره شوری، آیه ۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ابراهیم {{ع}} {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بی‌گمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونه‌ای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید بیزاریم، شما را انکار می‌کنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی می‌آوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره ممتحنه، آیه ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;،  {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ابراهیم به راستی بردبار دردمند توبه‌کاری بود» سوره هود، آیه ۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[شعیب]] {{ع}} {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز می‌دارم نمی‌خواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که می‌توانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره هود، آیه ۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، داوود {{ع}} {{متن قرآن|قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«(داود) گفت: بی‌گمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میش‌های خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران  بر یکدیگر ستم روا می‌دارند جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و آنان اندکند؛ و داود دانست که ما او را آزموده‌ایم و از پروردگار» سوره ص، آیه ۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و سلیمان {{ع}} {{متن قرآن|وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و به راستی ما سلیمان را آزمودیم و کالبدی را بر اورنگ (پادشاهی) او افکندیم سپس (به سوی ما) بازگشت» سوره ص، آیه ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; اشاره شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی [[نبوی]] از [[سعادت انسان]] آن دانسته شده که خدا انابه را روزیش سازد.&amp;lt;ref&amp;gt;المستدرک، ج ۴، ص۲۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از آثار مهم و گوناگون انابه نیز می‌توان به اهمیت آن پی برد، چنان که گفته شده بر اثر انابه [[قلبی]]، [[قلب]] [[انسان کامل]] [[باطن]] بیت‌الحرام می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;شرح منظومه، ص۳۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار انابه که در [[قرآن]] ذکر شده دو دسته است:&lt;br /&gt;
#دسته‌ای که اثر انابه به [[تنهایی]] دانسته شده:&lt;br /&gt;
##[[هدایت الهی]]؛ [[خداوند]][[انابه]] کنندگان را به سوی خود [[هدایت]] می‌کند: {{متن قرآن|وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره رعد، آیه 27.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره شوری، آیه ۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
##[[تذکر]]؛ تنها کسی که به سوی خدا انابه می‌کند از [[آیات الهی]] متذکر می‌شود: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«اوست که آیات خویش را به شما می‌نمایاند و از آسمان برای شما روزی فرو می‌فرستد و جز آن کس که (به سوی خداوند) باز می‌گردد پند نمی‌گیرد» سوره غافر، آیه ۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; در آیات دیگری [[آسمان]] و [[زمین]] و آیات موجود در آن دو موجب [[بصیرت]] و [[تذکر]] برای شخص منیب دانسته شده است: {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آیا در آسمان بر فراز سرشان ننگریسته‌اند که چگونه آن را ساختیم و آراستیم و هیچ رخنه‌ای ندارد؟» سوره ق، آیه ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و زمین را گستردیم و در آن کوهسارهایی گماردیم و در آن از هر گونه زیبا  گیاهی رویاندیم» سوره ق، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«برای دیده‌ور کردن و یادکرد هر بنده اهل بازگشت» سوره ق، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;،  {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِنَ السَّمَاءِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آیا به آسمان و زمین پیش رو و پشت سرشان نگاه نکرده‌اند؟ اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو می‌بریم یا پاره‌هایی از آسمان را بر سرشان فرو می‌افکنیم؛ بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای هر بنده‌ای که (به سوی خداوند) بازگشته است» سوره سبأ، آیه ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; وقوف بر [[دلایل]] [[توحید الهی]] در [[عقل انسان]] مرتکز است؛ ولی [[شرک]] و [[اشتغال]] به [[عبادت غیر خدا]] مانع تجلی این [[انوار]] می‌شود و هنگامی که [[انسان]] از این امور [[اعراض]] کرده، به سوی [[خدا]] [[انابه]] می‌کند، پرده کنار رفته و [[توحید]] آشکار می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;التفسیر الکبیر، ج ۲۸، ص۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی پروای از خصوص [[خداوند]] را نیز از دسته نخست آثار انابه برشمرده‌اند: {{متن قرآن|مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ}}&amp;lt;ref&amp;gt; سوره روم، آیه 31.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر موضوعی، ج ۱۲، ص۱۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#دسته‌ای که اثر انابه همراه با وصفی دیگر شمرده شده است:&lt;br /&gt;
##[[بشارت]]؛ به کسانی که از [[عبادت طاغوت]] [[پرهیز]] کرده و به سوی خدا انابه کنند، بشارت داده می‌شود: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیده‌اند و به درگاه خداوند بازگشته‌اند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده!» سوره زمر، آیه ۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
##وارد [[بهشت]] شدن؛ بهشت [[پاداش]] کسانی است که [[خدا ترس]] بوده و با [[قلبی]] منیب به [[لقای الهی]] بروند: {{متن قرآن|وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک می‌آورند چنان‌که دور نباشد» سوره ق، آیه ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«این چیزی است که به هر توبه‌کار خویشتنداری از شما وعده می‌دادند» سوره ق، آیه ۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«همان که از (خداوند) بخشنده در نهان می‌هراسد و دلی بازگردنده (به درگاه ما) می‌آورد» سوره ق، آیه ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; کسی که [[عمر]] خود را با [[رجوع]] به خدا بگذراند، می‌تواند با قلبی به دیدار [[پروردگار]] برود که انابه و رجوع به خدا بر اثر تکرار در [[طول عمر]]، [[ملکه]] و صفت آن [[قلب]] شده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع‌البیان، ج۹، ص۲۲۴؛ المیزان، ج۱۸، ص۳۵۵؛ توبه در قرآن و سنت، ص۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی قلب منیب را از نظر مصداق همان [[قلب سلیم]] در [[آیه]] {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد» سوره صافات، آیه ۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; دانسته‌اند؛ زیرا کسی که از شرک سالم باشد غیر خدا را ترک کرده و به سوی خدا انابه می‌کند، چنان‌که اگر کسی به سوی خدا انابه کند، از شرک [[پاک]] شده و [[سلیم]] می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;التفسیر الکبیر، ج ۲۸، ص۱۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
##[[نجات]] از [[عذاب]]؛ [[انابه]] به سوی خدا و [[تسلیم]] شدن در برابر او موجب [[نجات از عذاب الهی]] است: {{متن قرآن|وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و پیش از آنکه عذاب به شما دررسد و دیگر یاری نیابید به سوی پروردگارتان باز گردید و در برابر (فرمان) او گردن نهید» سوره زمر، آیه ۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص 427-428.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اقسام و شرایط [[انابه]]==&lt;br /&gt;
انابه دو گونه است:&lt;br /&gt;
#[[انابه]] برای [[ربوبیت خدا]] که [[مؤمن]] و [[کافر]] در آن مشترک‌اند؛ زیرا هر [[انسانی]] در هنگام [[سختی]] و [[اضطرار]] به سوی [[خدا]] انابه می‌کند: {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چون گزندی به مردم رسد پروردگارشان را با بازگشت به سوی او، می‌خوانند سپس چون از خویش بخشایشی به آنان بچشاند ناگاه دسته‌ای از آنان به پروردگارشان شرک می‌ورزند» سوره روم، آیه ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، حتی [[مشرکان]] و [[کافران]] نیز هنگامی که از همه جا [[ناامید]] می‌شوند به سوی خدا باز می‌گردند: {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چون گزندی به مردم رسد پروردگارشان را با بازگشت به سوی او، می‌خوانند سپس چون از خویش بخشایشی به آنان بچشاند ناگاه دسته‌ای از آنان به پروردگارشان شرک می‌ورزند» سوره روم، آیه ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«تا سرانجام به آنچه دادیمشان ناسپاسی کنند؛ پس (چند روزی) بهره‌مند گردید که به زودی خواهید دانست» سوره روم، آیه ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#انابه [[اولیای خدا]] برای [[الوهیت]] او که انابه [[عبودیت]] و [[محبت]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;التوبة و الانابه، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; انابه نخست [[اضطراری]] و ناپایدار و انابه دوم اختیاری و [[پایدار]] است. برخی انابه اول را انابه ظاهری [[دروغین]] و انابه دوم را انابه [[حقیقی]] [[راستین]] دانسته و گفته‌اند: در انابه اول، شخص هنگام [[تنگدستی]] و سختی به پروردگارش [[پناه]] می‌برد؛ زیرا از روی [[فطرت]] می‌داند دارای خالقی است که او را روزی داده و [[یاری]] می‌کند؛ ولی زمانی که به مطلوبش رسید از خدا باز می‌گردد: {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَنْدَادًا لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چون آدمی را بلایی رسد پروردگارش را با بازگشت به سوی او  می‌خواند سپس چون (خداوند) نعمتی از خویش بدو بخشد آنچه را پیش‌تر از درگاه او فرا می‌خواند، از یاد می‌برد و برای خداوند همانندهایی برمی‌سازد تا (دیگران را هم) از راه او گمراه گرداند؛ بگو: چند روزی» سوره زمر، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«اوست که شما را در خشکی و دریا می‌گرداند تا چون در کشتی‌ها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتی‌ها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شده‌اند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره یونس، آیه ۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چون رهاییشان دهد ناگاه به ناحقّ بر زمین، ستم  می‌ورزند، ای مردم! ستم شما به زیان خودتان است، (چند روزی) بهره زندگانی این جهان را می‌برید سپس به سوی ما باز می‌گردید و شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌گردانیم» سوره یونس، آیه ۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; در آیه‌ای نیز به هر دو گروه [[اهل]] انابه اشاره شده است: {{متن قرآن|وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چون موجی سایه‌بان‌آسا  آنان را فراگیرد خداوند را در حالی که دین (خود) را برای وی ناب داشته‌اند می‌خوانند امّا همین که آنان را رهانید و به خشکی رسانید آنگاه (تنها) برخی از ایشان میانه‌رو هستند و نشانه‌های ما را جز هر فریبکار ناسپاس انکار نمی‌کند» سوره لقمان، آیه ۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;موسوعة اخلاق القرآن، ج ۱، ص۲۵۴ ـ ۲۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی گفته‌اند:[[انابه]] به سه امر محقق می‌شود:&lt;br /&gt;
#انابه در [[باطن]] و با [[قلب]] به‌گونه‌ای که دائما متوجه [[خدا]] بوده و با [[افکار]] و عزائمش،[[تقرب]] به او را [[طلب]] کند. {{متن قرآن|مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«همان که از (خداوند) بخشنده در نهان می‌هراسد و دلی بازگردنده (به درگاه ما) می‌آورد» سوره ق، آیه 33.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#انابه در گفتار به‌گونه‌ای که دائما مشغول [[ذکر خدا]] و ذکر [[نعمت‌ها]] و [[مقربان]] [[الهی]] باشد {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«اوست که آیات خویش را به شما می‌نمایاند و از آسمان برای شما روزی فرو می‌فرستد و جز آن کس که (به سوی خداوند) باز می‌گردد پند نمی‌گیرد» سوره غافر، آیه ۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#انابه در [[اعمال]] ظاهری به‌گونه‌ای که بر [[طاعات]] و [[عبادات]] و [[اعمال پسندیده]] مواظبت کند.&amp;lt;ref&amp;gt;اوصاف‌الاشراف،ص۳۷؛ جامع‌السعادات،ج۳، ص۹۰؛ شرح منظومه، ص۳۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی از مقدم شدن [[توکل]] بر [[انابه]] در [[آیه]] {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بر او توکل دارم و به سوی او باز می‌گردم» سوره هود، آیه ۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; استفاده کرده‌اند که شرط انابه،[[توکل]] است؛ زیرا لازم است ابتدا [[اعتماد]] محقق شود و سپس [[بنده]] به خدا توجه کرده و در [[مقام]] [[سیر]] به سوی او برآید.&amp;lt;ref&amp;gt;التحقیق، ج ۱۲، ص۲۷۰، «نوب».&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص 428-429.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[انابه (مقاله)|مقاله «انابه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دائرة المعارف قرآن کریم ج۴&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{فضایل اخلاقی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:فضایل اخلاقی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=1366227</id>
		<title>توبه در قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=1366227"/>
		<updated>2026-04-19T05:41:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = توبه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = توبه&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[توبه در قرآن]] - [[توبه در حدیث]] - [[توبه در نهج البلاغه]] - [[توبه در عرفان اسلامی]] - [[توبه در اخلاق اسلامی]] - [[توبه در فقه اسلامی]] - [[توبه در معارف دعا و زیارات]] - [[توبه در معارف و سیره سجادی]] - [[توبه در معارف و سیره نبوی]] - [[توبه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی ==&lt;br /&gt;
[[توبه]] بر اساس لغت اگر با حرف &amp;quot;اِلی&amp;quot; متعدی شود، به معنای بازگشت [[بنده]] از [[گناه]] به [[اطاعت خداوند]] و چنانچه با حرف &amp;quot;[[علی]]&amp;quot; متعدی گردد، به معنای بازگشت [[خدا]] به سوی [[بنده]] به یکی از این دو صورت است:&lt;br /&gt;
# موفق کردن [[عبد]] به [[توبه]]؛&lt;br /&gt;
# قبول توبه وی&amp;lt;ref&amp;gt;لسان العرب، ج ۲، ص ۶۱؛ المنجد، ص ۶۶، «توب»؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۳۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[توبه]] در اصطلاح [[متکلمان]]، [[پشیمانی]] [[انسان]] از ارتکاب [[عمل]] ناپسند &amp;quot;[[گناه]] یا هر فعل [[مکروه]] یا مباحی که بهتر از آن را می‌توان انجام داد&amp;quot; به جهت [[زشتی]] آن &amp;quot;نه [[ترس]] از [[آبرو]] یا [[بیماری]] و...&amp;quot; و در نتیجه ترک کردن آن کار در حال و نیز [[عزم]] [[قاطع]] بر عدم بازگشت به آن در [[آینده]] است&amp;lt;ref&amp;gt;کشف المراد، ص ۵۶۶؛ منشور جاوید، ج ۸، ص ۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای تحقق [[توبه]] صیغه و عبارت خاصی [[تشریع]] نشده است، چنان که این مطلب از اختلاف روایات و نیز سخنان [[مفسران]] ذیل [[آیه]] ۳۷ [[سوره بقره]] به دست می‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۲۴۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۲۰۰؛جامع البیان، ج ۱، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[توبه]] و واژه‌های أوْبه، [[انابه]]، [[تقوا]] و [[استغفار]] معنایی نزدیک هم دارند و میان آنها تفاوت‌هایی هم هست؛ &amp;quot;اَوْبه&amp;quot; به معنای مطلق بازگشتن به اصل و [[مرجع]] است&amp;lt;ref&amp;gt;المصباح، ص ۲۹، «آب»؛ مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۱۵۲، «اوب».&amp;lt;/ref&amp;gt;. &amp;quot;اِنابه&amp;quot;، مرتبه بالاتر از [[توبه]] است؛ به این معنا که [[توبه]] رجوع از [[احکام]] و تبعات طبیعت به سوی [[احکام]] [[روحانیت]] و [[فطرت]] است و [[انابه]]، بازگشت از [[فطرت]] و [[روحانیت]] به سوی [[خدا]] و سفر کردن از بیتِ [[نفْس]] به سوی سر منزل مقصود است&amp;lt;ref&amp;gt;چهل حدیث، ص ۲۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;[[تقوا]]&amp;quot; با [[توبه]] در اصل ترک و اجتناب مشترک هستند؛ اما [[تقوا]] اجتناب از گناهی است که [[انسان]] انجام نداده است و تصمیم دارد که هرگز هم آن را انجام ندهد&amp;lt;ref&amp;gt;جامع السعادات، ج ۳، ص ۵۲ - ۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;[[استغفار]]&amp;quot; هم بنا بر قولی به [[اصلاح]] گذشته اختصاص دارد&amp;lt;ref&amp;gt;التوبة والانابه، ص ۲۰۷ - ۲۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و بنا بر نظریه‌ای مطلق طلب [[آمرزش]] است که گاهی با [[دعا]] عملی می‌شود و زمانی با [[توبه]] و هنگامی با سایر [[طاعات]]&amp;lt;ref&amp;gt;الفروق اللغویه، ص ۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و بنابر قول سومی [[استغفار]]، طلب از [[خداوند]] برای ازاله بدی هاست؛ ولی [[توبه]] [[سعی]] خود [[انسان]] در این مسیر است&amp;lt;ref&amp;gt;التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص ۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ - ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[توبه]] در [[قرآن]] ==&lt;br /&gt;
[[توبه]] و مشتقات آن ۸۷ بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته‌اند: ۲۴ مورد به صورت‌های مختلف اسمی و ۶۴ بار به اشکال گوناگون فعلی و ثلاثی مجرداند&amp;lt;ref&amp;gt;المعجم الاحصائی، ج ۱، ص ۳۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; در این موارد بیشتر از مطالبی چون [[وجوب توبه]]: {{متن قرآن|وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید؛ سوره نور، آیه ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt; ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید، امید است که پروردگار شما از گناهانتان چشم پوشد و شما را در بوستان‌هایی درآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمی‌گذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان می‌شتابد، می‌گویند: پروردگارا! فروغ ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی؛ سوره تحریم، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، شرایط پذیرش [[توبه]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا }}&amp;lt;ref&amp;gt; پذیرش) توبه بر خداوند تنها برای آنان است که از نادانی کار زشتی انجام می‌دهند سپس زود توبه می‌کنند پس، این کسانند که خداوند توبه آنها را می‌پذیرد و خداوند دانایی فرزانه است. و توبه آن کسان که کارهای زشت می‌کنند تا هنگامی که مرگ هر یک از ایشان فرا رسد، می‌گوید: اکنون توبه کردم و نیز توبه آنان که در کفر می‌میرند پذیرفته نیست؛ برای آنها عذابی دردناک فراهم ساخته‌ایم؛ سوره نساء، آیه ۱۷- ۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُوْلَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}&amp;lt;ref&amp;gt; خداوند و لعنت‌کنندگان، کسانی را لعنت می‌کنند که برهان‌ها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان می‌دارند. جز کسانی که توبه کردند و به اصلاح (کار خود) پرداختند و (پوشیده‌ها را) روشن بیان داشتند، که آنان را می‌آمرزم و من توبه‌پذیر بخشاینده‌ام؛ سوره بقره، آیه ۱۵۹- ۱۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|إِلاَّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا }}&amp;lt;ref&amp;gt; جز کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که خداوند نیکی آنان را جانشین بدی‌هایشان می‌گرداند و خداوند آمرزنده بخشاینده است؛ سوره فرقان، آیه۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛{{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ أُوْلَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَّحِيمٌ }}&amp;lt;ref&amp;gt; چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمی‌کند. کیفر آنان لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنهاست. در آن جاودانند و نه از عذابشان کاسته می‌شود و نه به آنان مهلت خواهند داد. مگر آنان که پس از آن، توبه کنند و به راه آیند؛ که بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره آل عمران، آیه ۸۶- ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ویژگی [[توبه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt; ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید، امید است که پروردگار شما از گناهانتان چشم پوشد و شما را در بوستان‌هایی درآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمی‌گذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان می‌شتابد، می‌گویند: پروردگارا! فروغ ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی؛ سوره تحریم، آیه۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;[[سخن]] به میان آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ - ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[وجوب توبه]] ==&lt;br /&gt;
[[قرآن]] در ۷ [[آیه]] به صراحت با صیغه امر که بر [[وجوب]] دلالت می‌‌کند به [[توبه]] [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید؛ سوره نور، آیه ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ أُوْلَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَّحِيمٌ }}&amp;lt;ref&amp;gt; چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمی‌کند. کیفر آنان لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنهاست. در آن جاودانند و نه از عذابشان کاسته می‌شود و نه به آنان مهلت خواهند داد. مگر آنان که پس از آن، توبه کنند و به راه آیند؛ که بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره آل عمران، آیه ۸۶- ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ویژگی [[توبه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt; ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید، امید است که پروردگار شما از گناهانتان چشم پوشد و شما را در بوستان‌هایی درآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمی‌گذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان می‌شتابد، می‌گویند: پروردگارا! فروغ ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی؛ سوره تحریم، آیه۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;افزون بر این، برای [[اثبات]] [[وجوب توبه]] به روایاتِ متواتر، [[اجماع]] و ادلّه [[عقلی]] نیز [[استدلال]] شده است&amp;lt;ref&amp;gt;مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۲۳۵ - ۲۳۶؛ حق الیقین، ج ۲، ص ۱۹۶ - ۱۹۷؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۵۶ - ۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ همچنین از ظاهر [[ادله]] [[وجوب توبه]] و برخی از [[روایات]] و ادلّه دیگر برداشت می‌شود که [[وجوب توبه]] فوری است&amp;lt;ref&amp;gt;مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۲۳۶ - ۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره [[وجوب توبه]] پرسش‌هایی هست که به مهم‌ترین آنها پاسخ داده می‌شود:&lt;br /&gt;
# آیا [[توبه]] از هر گناهی [[واجب]] است؟ بیشتر محقّقان بر این عقیده‌اند که [[توبه]] تنها از [[گناهان کبیره]] و نیز از [[گناهان]] صغیره در صورتی که بر اثر عواملی مانند کوچک شمردن گناه، تکرار یا اظهار آن و... [[حکم]] کبیره یابند [[واجب]] است؛ ولی [[توبه]] از دیگر [[گناهان]] صغیره به شرط اجتناب از کبایر، [[واجب]] نیست، زیرا اجتناب از [[گناهان کبیره]] سبب بخشیده شدن [[گناهان]] صغیره است: {{متن قرآن|إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيمًا }}&amp;lt;ref&amp;gt; اگر از گناهان بزرگی که از آن بازداشته شده‌اید دوری گزینید از گناهان (کوچک) تان چشم می‌پوشیم و شما را به جایگاهی کرامند در می‌آوریم؛ سوره نساء، آیه ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۶، ص ۴۲؛ حق الیقین، ص ۲۰۶ - ۲۰۷؛ منشور جاوید، ج ۸، ص ۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
# آیا [[مؤمنان]] [[مرتکب گناه]] کبیره اگر قبل از [[توبه]] از [[دنیا]] رفته باشند، حتما [[عذاب]] می‌‌شوند؟ به نظر برخی طبق [[آیه]] {{متن قرآن|أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا}}&amp;lt;ref&amp;gt; هر جا باشید هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در می‌یابد و اگر نیکی‌یی به ایشان رسد می‌گویند این از سوی خداوند است و اگر بدی‌یی به آنان رسد می‌گویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را دریابند؛ سوره نساء، آیه ۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[عذاب]] ایشان قطعی است؛ ولی این برداشت درست نیست، زیرا اولاً ممکن است وعید به [[عذاب]]، به کافرانی اختصاص داشته باشد که پیش از آن ذکر شده‌اند. ثانیا ممکن است مراد [[آیه]]، اعلام این مطلب باشد که ما برای آنان [[عذاب]] آماده کرده ایم؛ اگر بخواهیم با [[عدالت]] [[رفتار]] کنیم و نخواهیم از ایشان درگذریم. فایده این اعلام نیز آن است که [[مؤمنان]] خود را از [[مکر]] [[الهی]] ایمن ندانند. ثالثا مفادِ {{متن قرآن|وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا }}&amp;lt;ref&amp;gt; و توبه آن کسان که کارهای زشت می‌کنند تا هنگامی که مرگ هر یک از ایشان فرا رسد، می‌گوید: اکنون توبه کردم و نیز توبه آنان که در کفر می‌میرند پذیرفته نیست؛ برای آنها عذابی دردناک فراهم ساخته‌ایم؛ سوره نساء، آیه ۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; صرفا وعید به [[عذاب]] است و نه تنها در [[آیه]] مذکور [[دلیل]] بر حتمی بودن [[عذاب]] نیست، بلکه عقلاً هم خُلْف وعید [[قبیح]] نیست&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج ۳، ص ۳۷ - ۳۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۸؛ روح المعانی، ج ۴، ص ۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرسش‌های درخور دیگری نیز در این بحث هست؛ نظیر اینکه آیا برای هر گناهی توبه‌ای لازم است یا ترک توبه خود گناهی مستقل است؟ در پاسخ گفته شده است: برای هر گناهی [[توبه]] ای مستقل لازم نیست، زیرا این امکان هست که [[انسان]] از همه گناهانش پشیمان شود ولی متذکر مورد خاصی نیز نباشد&amp;lt;ref&amp;gt;کشف المراد، ص ۵۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. تأخیر یا ترک توبه نیز [[گناه]] مستقلی نیست، چون [[اوامر الهی]] درباره [[توبه]] ارائه طریق و [[ارشاد]] به [[حکم عقل]] است، از این رو [[مخالفت]] با آنها جز پیامدهای اصل [[گناه]] نتیجه ای ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;منشور جاوید، ج ۸، ص ۲۲۲ - ۲۲۳؛ التوبة والانابه، ص ۱۵۶؛ روح المعانی، ج ۱۵، ص ۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ - ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[ضرورت]] پذیرش [[توبه]] ==&lt;br /&gt;
ظاهر برخی [[آیات]] [[قرآن کریم]] مانند {{متن قرآن|إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا }}&amp;lt;ref&amp;gt; پذیرش) توبه بر خداوند تنها برای آنان است که از نادانی کار زشتی انجام می‌دهند سپس زود توبه می‌کنند پس، این کسانند که خداوند توبه آنها را می‌پذیرد و خداوند دانایی فرزانه است؛ سوره نساء، آیه ۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز مدلول التزامی ادله‌ای که [[توبه]] را بر [[گنهکاران]] [[واجب]] می‌کنند، این است که قبول توبه بر [[خداوند]] [[واجب]] باشد و گرنه در مواردی که [[توبه]] پذیرفته نمی‌شود لازم می‌آید که [[فرمان الهی]] به [[توبه]] لغو و [[عبث]] باشد و صدور [[عبث]] از [[خداوند حکیم]] محال است. این [[ضرورت]] به معنای [[واجب]] بودن &amp;quot;بر&amp;quot; [[خداوند]] نیست، بلکه [[خداوند]] خود پذیرش [[توبه]] را از روی [[رحمت]] بر خویش [[واجب]] کرده است: {{متن قرآن|وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ }}&amp;lt;ref&amp;gt; و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمی‌داند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند و هیچ برگی فرو نمی‌افتد مگر که او آن را می‌داند و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین و هیچ‌تر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است؛ سوره انعام، آیه ۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، چنان که ذکر وصف &amp;quot;رحیم&amp;quot; بعد از &amp;quot;غفور&amp;quot; و &amp;quot;[[توّاب]]&amp;quot; در موارد فراوانی از [[آیات]] [[قرآن کریم]] نظیر {{متن قرآن|إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}&amp;lt;ref&amp;gt; جز کسانی که توبه کردند و به اصلاح (کار خود) پرداختند و (پوشیده‌ها را) روشن بیان داشتند، که آنان را می‌آمرزم و من توبه‌پذیر بخشاینده‌ام؛ سوره بقره، آیه ۱۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt; و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره انعام، آیه ۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; گویای این است که قبول توبه خطاکاران نه از روی الزام و [[اجبار]] بلکه از سر [[احسان]] و [[کرم]] است&amp;lt;ref&amp;gt;التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر این اساس در برخی [[آیات]] [[قرآن]] برای تمام [[گناهان]] [[وعده]] پذیرش [[توبه]] آمده است: {{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ }}&amp;lt;ref&amp;gt; بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کرده‌اید! از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند همه گناهان را می‌آمرزد؛ بی‌گمان اوست که آمرزنده بخشاینده است؛ سوره زمر، آیه ۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، چنان که در [[آیه]] ۸۲ [[سوره طه]] مطلقا درباره [[توبه]] از هر گناهی [[وعده]] پذیرش و [[آمرزش]] آمده است: {{متن قرآن|وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى}}&amp;lt;ref&amp;gt; و به راستی من آمرزنده آن کسم که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته کند سپس به راه آید؛ سوره طه، آیه ۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از آنجا که [[خلف]] [[وعده]] از [[خداوند حکیم]] [[قبیح]] و محال است، [[عقل]] به شکلی قطعی به [[لزوم]] پذیرش [[توبه]] [[حکم]] می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج ۴، ص ۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است [[وعده]] پذیرش [[توبه]] برای ایجاد [[امید]] در [[دل]] [[گنهکاران]] است. در قلمرو [[تربیت]] تنها ترساندن کافی نیست، بلکه کنار آن باید [[امید]] را هم پرورش داد، چنان که از عناصر مهم [[دعوت]] [[انبیا]] [[انذار]] و [[تبشیر]] است&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ص ۲۴۶؛ منشور جاوید، ج ۸، ص ۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;{{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند؛ سوره انبیاء، آیه ۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللَّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt; که جز خداوند را نپرستید بی‌گمان من از سوی او شما را بیم‌دهنده و نویدبخشم؛ سوره هود، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از [[روایات]] فراوانی نیز برمی‌آید که پذیرش [[توبه]] از وعده‌های قطعی [[خداوند]] است&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج ۴، ص ۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز از هر گناهی پذیرفته می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج ۴، ص ۲۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بر این اساس، [[توبه]] [[کافر]] نیز پذیرفتنی است، چنان که معنای [[توبه]] در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا }}&amp;lt;ref&amp;gt; پذیرش) توبه بر خداوند تنها برای آنان است که از نادانی کار زشتی انجام می‌دهند سپس زود توبه می‌کنند پس، این کسانند که خداوند توبه آنها را می‌پذیرد و خداوند دانایی فرزانه است؛ سوره نساء، آیه ۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; اعم از [[توبه]] از [[شرک]] و غیر [[شرک]] است، چون در [[آیه]] بعدی: {{متن قرآن|وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ}} حال [[مؤمن]] و [[کافر]] هر دو را بازگو می‌کند، بنابراین [[کافر]] هم مانند [[مؤمن]] [[فاسق]] از مصادیق {{متن قرآن|لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ }} است. آری، [[آیات]] و روایاتی [[توبه]] از برخی [[گناهان]] نظیر [[شرک]]، [[اصرار]] بر [[کفر]] پس از [[ایمان]] و بدعتگذاری در [[دین]] را پذیرفته نمی‌دانند؛ امّا در همه این موارد یا [[توبه]] صوری بوده است نه واقعی تا پذیرفته شود یا [[توبه]] در ظرف قبول انجام نگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۴۴۱ - ۴۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، زیرا [[توبه]] که به معنای [[رجوع]] اختیاری از [[نافرمانی]] به [[اطاعت]] و [[بندگی]] است تنها در ظرف [[اختیار]] که همان [[حیات]] دنیاست شدنی است&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج ۴، ص ۲۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، چنان که در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; توبه کسانی که پس از ایمان خویش کفر ورزیدند سپس بر کفر افزودند هرگز پذیرفته نخواهد شد و آنانند که گمراهند؛ سوره آل عمران، آیه ۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; علت عدم قبولی [[توبه]] &amp;quot;به قرینه فقره {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ}}&amp;quot; عدم وقوع [[توبه]] با [[اخلاص]] دانسته شده است، چنان که در ذیل همین [[آیه]] روایتی هست که طبق آن، گروه یاد شده در آیه توبه نمی‌کنند، مگر هنگام [[مرگ]] و دیدن احوال [[آخرت]] که بر اثر [[یأس]] از [[حیات]] [[دنیا]] و [[ترس]] از [[آخرت]] مجبور به [[توبه]] می‌شوند&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج ۲، ص ۷۹۱؛ المیزان، ج ۴، ص ۲۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگرچه [[توبه]] از تمام [[گناهان]] لازم است، [[توبه]] از برخی [[گناهان]] نیز صحیح است، زیرا [[گناهان]] از نظر قبح و [[زشتی]] و پیامدهای آنها مختلف‌اند و عوامل خارجی و روانی نیز در تصمیم گیری‌های خوب و بد [[انسان]] مؤثر، بنابراین همان‌گونه که [[انسان]] در مقام [[ارتکاب گناه]] ممکن است مرتکب بعضی از [[گناهان]] شود، در مقام [[پشیمانی]] و [[توبه]] نیز ممکن است از برخی [[گناهان]] [[توبه]] کند و اساسا شدنی نیست که انسان‌های معمولی در یک لحظه آن چنان [[پاک]] و [[وارسته]] شوند که پیوند خود را با هر‌گونه گناهی بگسلند. برای صحت این [[توبه]] می‌توان از [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt; و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره انعام، آیه ۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; کمک گرفت، چون کلمه &amp;quot;[[سوء]]&amp;quot; به صورت نکره آمده و به حسب ظاهر مفید آن است که اگر کسی یک بدی انجام بدهد و از آن [[توبه]] کند توبه‌اش پذیرفته می‌شود. افزون بر آنکه لازمِ [[رحمت]] گسترده [[الهی]] هم آن است که [[توبه]] از برخی از [[گناهان]] را نیز بپذیرد&amp;lt;ref&amp;gt;منشور جاوید، ج ۸، ص ۲۳۲ - ۲۳۶؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۸۱ - ۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ - ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ظرف [[توبه]] و شرایط پذیرش آن ==&lt;br /&gt;
برخی از [[مفسران]] به استناد [[آیات]] ۱۷ ـ ۱۸ [[سوره نساء]] با احترازی دانستن دو قید {{متن قرآن|بِجَهَالَةٍ}} و {{متن قرآن|ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج ۴، ص ۲۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; پذیرش [[توبه]] را در گرو دو شرط دانسته اند: ۱. [[گناه]] کردن از روی [[جهالت]] باشد نه عناد و [[استکبار]]. ۲. قبل از فرا رسیدن زمان [[مرگ]] باشد: {{متن قرآن|إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا }}&amp;lt;ref&amp;gt; پذیرش) توبه بر خداوند تنها برای آنان است که از نادانی کار زشتی انجام می‌دهند سپس زود توبه می‌کنند پس، این کسانند که خداوند توبه آنها را می‌پذیرد و خداوند دانایی فرزانه است. و توبه آن کسان که کارهای زشت می‌کنند تا هنگامی که مرگ هر یک از ایشان فرا رسد، می‌گوید: اکنون توبه کردم و نیز توبه آنان که در کفر می‌میرند پذیرفته نیست؛ برای آنها عذابی دردناک فراهم ساخته‌ایم؛ سوره نساء، آیه ۱۷ - ۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; به نظر می‌‌رسد که قید {{متن قرآن|بِجَهَالَةٍ}} در [[آیه]] نخست توضیحی&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج ۴، ص ۲۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; و بدین معناست که هرکس مرتکب هر گناهی می‌شود، گونه‌ای [[جهالت]] او را به آن وادشته است، هرچند آگاهانه و از سر عناد باشد، زیرا کسی که با [[علم]] به [[زشتی]] عمل و پیامدهای [[دنیوی]] و [[اخروی]] آن باز هم به [[ارتکاب گناه]] [[اقدام]] می‌کند، در [[حقیقت]]، فاقد [[عقل عملی]] بوده، گرفتار نوعی [[جهالت]] است. قید {{متن قرآن|ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ}} نیز بیانگر موضوع [[توبه]] و ظرف آن است، چون [[توبه]] به معنای بازگشت [[بنده]] به [[خداوند]] است و در نتیجه [[توبه]] [[خداوند]] نیز پذیرش این بازگشت است و آن هنگامی تحقق می‌‌یابد که [[بنده]] دارای [[تکلیف]] و [[اختیار]] باشد، بنابراین با مشاهده [[مرگ]] و برداشته شدن قلم [[تکلیف]] از او موضوع [[توبه]] رخت برمی بندد&amp;lt;ref&amp;gt;روان جاوید، ج ۲، ص ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر این اساس و نیز به استناد روایات مستفیض می‌‌توان گفت که [[توبه]] [[انسان]] تا لحظاتِ پایانی [[حیات]] هم پذیرفته می‌شود و [[خدای متعال]] دَرِ [[توبه]] را بر روی خطاکاران تا زمانی که [[جان]] ایشان به گلوگاه می‌رسد نیز گشوده و این سخن، مقبول جمهور مفسّران است&amp;lt;ref&amp;gt;المیزان، ج ۴، ص ۲۴۰؛ اوائل المقالات، ج ۴، ص ۸۵؛ مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۲۴۳ - ۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی مراد از قید {{متن قرآن|ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ}} را وقوع [[توبه]] در زمانی دانسته‌اند که عرفا نزدیک به زمان وقوع [[معصیت]] باشد، بنابراین [[توبه]] در غیر این زمان پذیرفته نمی‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر المنار، ج ۴، ص ۴۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ اما این نظر درست نیست، زیرا اولاً از [[حصر]] {{متن قرآن|إِنَّمَا}} در [[آیه]] نخست این معنا به دست می‌آید که این دو [[آیه]] با هم در مقام بیان ضابطه‌ای کلی برای قبول توبه هستند. ثانیاً این قول موجب [[فاسد]] شدن معنای [[آیه]] بعدی می‌شود که در آن تنها به دو مورد از توبه‌های نامقبول &amp;quot;توبه‌ای که تا زمان فرا رسیدن [[مرگ]] به تأخیر افتد و [[توبه]] [[کافر]]، پس از [[مرگ]]&amp;quot; اشاره شده است، در حالی که بنابر قول یاد شده باید مصادیق دیگری نیز برای عدم پذیرش [[توبه]] باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به این [[پرسش]] که چرا از فرصت [[توبه]]، با اینکه طولانی به نظر می‌رسد، به &amp;quot;قریب&amp;quot; یاد شده؟ وجوهی ذکر شده است: ۱. اَجل هرکسی حتما خواهد رسید و هرآنچه سرانجام می‌رسد نزدیک است. ۲. احتمال رسیدن [[اجل]] در هر لحظه وجود دارد و چیزی که تا این مقدار انتظارش می‌رود، به قریب متصف می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پذیرش [[توبه]] از برخی [[گناهان]]، شروط خاصی دخالت دارند؛ مانند [[توبه]] از گناهِ [[کتمان]] [[آیات]] روشن [[الهی]] که قبولی آن [[نیازمند]] اظهار [[حقیقت]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُوْلَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}&amp;lt;ref&amp;gt; خداوند و لعنت‌کنندگان، کسانی را لعنت می‌کنند که برهان‌ها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان می‌دارند. جز کسانی که توبه کردند و به اصلاح (کار خود) پرداختند و (پوشیده‌ها را) روشن بیان داشتند، که آنان را می‌آمرزم و من توبه‌پذیر بخشاینده‌ام؛ سوره بقره، آیه ۱۵۹- ۱۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، چنان که بیشتر [[مفسران]] این [[آیه]] را مربوط به برخی از علمای [[یهود]] و [[نصارا]] دانسته‌اند که بشارت‌های مربوط به [[ظهور]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را که در [[کتاب‌های آسمانی]] آنان آمده بود [[کتمان]] می‌کردند&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; شاید بتوان همه شروط اختصاصی را تحت عنوان &amp;quot;باز گرداندن و اَدای حق الله و [[حق الناس]]&amp;quot; گرد آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرایطی نیز برای کمال [[توبه]] هست؛ شرایطی که بی آنها [[توبه]] محقّق می‌شود ولی کامل نیست. این شرایط بسیارند و در [[روایات]] با عبارات مختلفی به آنها اشاره شده است؛ مانند اینکه زحمت [[طاعت]] را به خود بچشاند، چنان که [[لذت]] [[گناه]] را چشیده است و نیز گوشتی را که از راه [[حرام]] بر بدنش روییده است با [[غم]] و [[اندوه]] از بین ببرد، تا آنجا که پوست به استخوان بچسبد و از نو گوشت بروید&amp;lt;ref&amp;gt;چهل حدیث، ص ۲۷۷ - ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[توبه]] صحیح و کامل بسیار دشوار است و به ریاضت‌های [[علمی]] و عملی نیاز دارد، زیرا [[ارتکاب گناهان]] به ویژه کبائر، [[انسان]] را از یاد [[توبه]] [[غافل]] می‌کند، بنابراین بهار [[توبه]] ایام [[جوانی]] است که بار [[گناهان]] و [[ظلمت]] [[باطنی]] کمتر و شرایط توبه آسان‌تر است&amp;lt;ref&amp;gt;چهل حدیث، ص ۲۷۲ - ۲۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ - ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار توبه ==&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;تبدیل [[سیئات]] به [[حسنات]]:&#039;&#039;&#039; {{متن قرآن|إِلاَّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا }}&amp;lt;ref&amp;gt; جز کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که خداوند نیکی آنان را جانشین بدی‌هایشان می‌گرداند و خداوند آمرزنده بخشاینده است؛ سوره فرقان، آیه ۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ به این معنا که وقتی بر اثر [[توبه]]، ریشه‌های [[شرک]] و [[گناه]] از [[زمین]] [[دل انسان]] برکنده و به جای آن بذر [[ایمان]] و [[عمل صالح]] کاشته می‌شود، محصول کار [[انسان]] نیز از [[سیئات]] به [[حسنات]] بدل می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;الدرالمنثور، ج ۵، ص ۱۴۵؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۲۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[رهایی]] از [[لعنت خدا]] و [[خلق]] و برخورداری از [[هدایت]] و [[رحمت الهی]]:&#039;&#039;&#039; آنان که بعد از [[ایمان]] آوردن به [[خدا]] و [[شهادت]] به [[رسالت]] [[پیامبر]] {{صل}} [[کفر]] ورزند و [[مرتد]] شوند، از [[هدایت]] [[خدا]] [[محروم]] و دچار [[لعنت]] وی، [[فرشتگان]] و [[مردم]] و نیز مستحق جهنّم و [[عذاب]] [[ابدی]] خواهند شد، مگر از [[ارتداد]] [[توبه]] کنند و به [[اصلاح]] خویش بپردازند: {{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ أُوْلَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَّحِيمٌ }}&amp;lt;ref&amp;gt; چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمی‌کند. کیفر آنان لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنهاست. در آن جاودانند و نه از عذابشان کاسته می‌شود و نه به آنان مهلت خواهند داد. مگر آنان که پس از آن، توبه کنند و به راه آیند؛ که بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره آل عمران، آیه ۸۶- ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;بهره‌مندی از [[استغفار]] حاملان [[عرش]]:&#039;&#039;&#039; {{متن قرآن|الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ}}&amp;lt;ref&amp;gt; کسانی که عرش خداوند را برمی‌دارند و پیرامونیان آن، با سپاس پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و بدو ایمان می‌آورند و برای مؤمنان آمرزش می‌خواهند که: پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است پس، آنان را که توبه آورده و از راه تو پیروی کرده‌اند بیامرز و از عذاب دوزخ باز دار؛ سوره غافر، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;محبوب [[خدا]] شدن:&#039;&#039;&#039; {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; و از تو درباره حیض می‌پرسند؛ بگو که آن، گونه‌ای رنج است. پس در حیض از زنان کناره گیرید و با آنان آمیزش نکنید تا پاک شوند و چون شست و شو کردند، از همان‌جا که خداوند به شما فرموده است با آنان آمیزش کنید، بی‌گمان خداوند توبه کاران و شست‌وشوکنندگان را دوست می‌دارد؛ سوره بقره، آیه ۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[ادعیه]] و [[روایات]] نیز از [[خداوند]] با اسم [[شریف]] محب التوابین یاد شده است&amp;lt;ref&amp;gt;صحیفه سجادیه، دعای ۳۸، ص ۱۹۰؛ المجتنی من دعاء المجتبی، ص ۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;بهشتی شدن:&#039;&#039;&#039; {{متن قرآن|إِلاَّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلا يُظْلَمُونَ شَيْئًا}}&amp;lt;ref&amp;gt; جز آنان که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که آنان به بهشت درمی‌آیند و هیچ ستم نمی‌بینند؛ سوره مریم، آیه۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;برخورداری از نعمت‌های بهشتی و عنایات ویژه [[خدا]]:&#039;&#039;&#039; {{متن قرآن|لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt; در آن است آنچه بخواهند و نزد ما، بیشتر (نیز) هست؛ سوره ق، آیه ۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; آثار دیگری نیز برای [[توبه]] از خصوص برخی [[گناهان]] می‌‌توان ذکر کرد؛ از جمله تملک سرمایه در صورت [[توبه]] از رباخواری{{متن قرآن|فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; و اگر (رها) نکردید پس، از پیکاری از سوی خداوند و فرستاده وی (با خویش) آگاه باشید و اگر توبه کنید سرمایه‌هایتان از آن شماست، نه ستم می‌ورزید و نه بر شما ستم می‌رود؛ سوره بقره، آیه۲۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ارتفاع [[حکم]] به [[فسق]] و پذیرفته نشدن [[شهادت]] در صورت [[توبه]] از [[قذف]] [[زنان]] پاکدامن{{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt; و به کسانی که به زنان پاکدامن تهمت (زنا) می‌زنند سپس چهار گواه نمی‌آورند هشتاد تازیانه بزنید و دیگر هرگز گواهی آنان را نپذیرید و آنانند که نافرمانند. مگر آنان که پس از آن توبه کنند و شایستگی ورزند که بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره نور، آیه ۴- ۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، قطع [[کیفر]] عاملان فحشاء در صورت [[توبه]] و [[اصلاح]]: {{متن قرآن|وَاللَّذَانَ يَأْتِيَانِهَا مِنكُمْ فَآذُوهُمَا فَإِن تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ تَوَّابًا رَّحِيمًا }}&amp;lt;ref&amp;gt; و از میان شما آن دو تن (زن و مرد) را که آن (زنا) را انجام می‌دهند بیازارید و اگر توبه کنند و به راه آیند از ایشان دست باز دارید که بی‌گمان خداوند توبه‌پذیری بخشاینده است؛ سوره نساء، آیه ۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و سقوط حدود چهارگانه &amp;quot;کشته شدن، مصلوب شدن، قطع شدن دست و پای مخالف و [[تبعید]] شدن&amp;quot; از مفسدانی که قبل از دستگیر شدن [[توبه]] کنند{{متن قرآن|إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْا مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt; کیفر کسانی که با خداوند و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند و در زمین به تبهکاری می‌کوشند جز این نیست که کشته یا به دار آویخته شوند یا دست‌ها و پاهایشان ناهمتا بریده شود یا از سرزمین خود تبعید گردند؛ این (کیفرها) برای آنان خواری در این جهان است و در جهان واپسین عذابی سترگ خواهند داشت. جز آن کسان که پیش از آنکه بر آنان دست یابید توبه کرده باشند، پس بدانید که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره مائده، آیه ۳۳- ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ همچنین سقوط [[عذاب اخروی]] از [[محاربان]] در صورت [[توبه]] قبل از دستگیر شدن{{متن قرآن|إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْا مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt; کیفر کسانی که با خداوند و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند و در زمین به تبهکاری می‌کوشند جز این نیست که کشته یا به دار آویخته شوند یا دست‌ها و پاهایشان ناهمتا بریده شود یا از سرزمین خود تبعید گردند؛ این (کیفرها) برای آنان خواری در این جهان است و در جهان واپسین عذابی سترگ خواهند داشت. جز آن کسان که پیش از آنکه بر آنان دست یابید توبه کرده باشند، پس بدانید که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره مائده، آیه ۳۳- ۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ - ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[توبه]] [[انبیا]] و [[اوصیا]] ==&lt;br /&gt;
[[قرآن کریم]] همه [[اهل]] [[ایمان]] را به [[توبه]] [[دستور]] داده: {{متن قرآن|وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید؛ سوره نور، آیه ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، پس [[توبه]] وظیفه‌ای عمومی است و همه مکلّفان حتی [[پیامبران]] را در برمی‌گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;منشور جاوید، ج ۸، ص ۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، چنان که در [[قرآن کریم]] به [[توبه]] برخی از [[پیامبران]] مانند [[حضرت آدم]] {{ع}}: {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}&amp;lt;ref&amp;gt; آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه ۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[حضرت یونس]] {{ع}}{{متن قرآن|وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لّا إِلَهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; و یونس را (یاد کن) هنگامی که خشمناک راه خویش در پیش گرفت و گمان برد که هیچ‌گاه او را در تنگنا نمی‌نهیم پس در آن تاریکی‌ها بانگ برداشت که هیچ خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، بی‌گمان من از ستمکاران بوده‌ام؛ سوره انبیاء، آیه ۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[حضرت موسی]] {{ع}}: {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ }}&amp;lt;ref&amp;gt; و چون موسی به وعده‌گاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم؛ سوره اعراف، آیه ۱۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; اشاره شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[هدف]] [[توبه]] [[پاک]] شدن [[روح]] از [[آلودگی]] [[گناهان]] است، پس [[توبه]] [[پیامبران]] و [[اولیای الهی]] که از [[گناه]] پیراسته‌اند برای چیست؟ پاسخ این است که انتظارات از هرکس به [[شأن]] و مرتبه، امکانات و توانایی‌های او بستگی دارد؛ چه بسا کاری از کسی [[ادب]] و [[محبت]] ولی از دیگری عین بی‌ادبی و نامهربانی به شمار می‌آید و از آنجا که [[امامان]] و [[پیامبران]] {{عم}} مستقیما با مبدأ [[جهان هستی]] مرتبط و از [[انوار]] [[علوم]] بی‌کران [[الهی]] بهره‌مندند و حقایق بسیاری برایشان آشکار است که بر دیگران پنهان است و به اندازه‌ای به [[خدا]] نزدیک‌اند که لحظه‌ای هم [[غفلت]] از او و اشتغال به مباحات برای آنها [[خطا]] و [[لغزش]] به حساب می‌آید، تعجبی نیست که کارهای [[مباح]] و [[مکروه]] دیگران برای ایشان [[گناه]] شمرده شود&amp;lt;ref&amp;gt;منشور جاوید، ص ۲۲۶ - ۲۳۰؛ حق الیقین، ج ۲، ص ۱۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بنابراین سنخ [[گناه]] و [[توبه]] [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] با گونه [[گناه]] و [[توبه]] افراد عادی متفاوت است و از همین رو &amp;quot;[[پیامبر اکرم]] {{صل}} در هر شبانه روز ۱۰۰ بار [[توبه]] و [[استغفار]] می‌کردند، بی‌آنکه گناهی مانند [[گناهان]] دیگران مرتکب شده باشند&amp;lt;ref&amp;gt;جامع السعادات، ج ۳، ص ۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، [[توبه]] که همان [[پشیمانی]] و انقطاع از [[گناه]] است، جز با نابودی ریشه [[ارتکاب گناهان]] مانند صفات ناپسند [[نفسانی]]، [[جهل]] و [[نادانی]] و [[غفلت]] محقّق نمی‌شود و از آنجا که [[انسان]] حتی اگر گناهی هم نکرده باشد، هیچ گاه از زمینه‌های [[لغزش]] و [[ارتکاب گناه]] خالی نیست، [[وجوب توبه]] نه تنها عمومی بلکه دائمی هست. این [[وجوب]]، اعمّ از وجوب شرعی است، زیرا [[توبه]] از برخی [[گناهان]]، مانند ترک [[واجبات]] و ارتکاب [[محرمات]]، واجب شرعی است؛ به این معنا که تارک آن، مستحق [[عذاب]] است؛ امّا وجوب توبه در برخی موارد مانند [[توبه]] از [[غفلت]]، به معنای شرط لازم برای [[رشد]] و نزدیکی بیشتر به [[خداوند]] است&amp;lt;ref&amp;gt;جامع السعادات، ج ۳، ص ۶۱؛ المحجه البیضاء، ج ۷، ص ۱۸ - ۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ - ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== توبه نصوح ==&lt;br /&gt;
در [[قرآن کریم]] تنها یک جا [[توبه]] وصف شده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt; ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید، امید است که پروردگار شما از گناهانتان چشم پوشد و شما را در بوستان‌هایی درآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمی‌گذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان می‌شتابد، می‌گویند: پروردگارا! فروغ ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی؛ سوره تحریم، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; در معنای توبه نصوح دو احتمال هست: ۱. از آنجا که نُصح در لغت [[عرب]] به معنای خاص است، توبه نصوح توبه‌ای است که تنها برای رضای [[خداوند]] انجام می‌گیرد و از هر انگیزه دیگری پیراسته و [[خالص]] است. ۲. چون نصح در لغت به معنای دوختن هم آمده، توبه نصوح توبه‌ای است که [[دین]] [[انسان]] را که گویا بر اثر [[گناه]] مانند پارچه ای پاره پاره شده، می‌دوزد و ترمیم و [[اصلاح]] می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;منشور جاوید، ج ۸، ص ۲۴۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۱۲۹ - ۱۳۰؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۷۷ - ۴۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[روایات]]، توبه نصوح با عباراتی گوناگون معرفی شده است که مضمون آنها گویای [[قوّت]] و استحکام بالای این [[توبه]] است؛ مانند این [[روایت]] از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} که توبه نصوح آن است که شخص [[توبه]] کند و دیگر هرگز به [[گناه]] باز نگردد، چنان که شیر هرگز به پستان بازنمی‌گردد&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۷۷؛ البرهان، ج ۵، ص ۴۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ - ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[توبه]] یکی از اسباب [[رستگاری]] ==&lt;br /&gt;
«توبه»، بازگشت از گناه به سوی [[خدا]] و [[پشیمانی]] از آن است&amp;lt;ref&amp;gt;الصحاح، ج۱، ص ۹۱، لسان العرب، ج۱، ص ۲۳۳، التحقیق، ج۱، ص ۳۹۹، &amp;quot;توب&amp;quot;.&amp;lt;/ref&amp;gt; که گاه به تنهایی: {{متن قرآن|وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید؛ سوره نور، آیه۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; و گاه کنار [[ایمان]] و [[عمل صالح]]: {{متن قرآن|فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَن يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; اما آنکه توبه کرده و ایمان آورده و کاری شایسته انجام داده است، امید است که از رستگاران باشد؛ سوره قصص، آیه ۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; از اسباب [[رستگاری]] دانسته شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص ۶۱۰ - ۶۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:توبه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB&amp;diff=1366226</id>
		<title>توبه در حدیث</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB&amp;diff=1366226"/>
		<updated>2026-04-19T05:41:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = توبه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = توبه&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[توبه در قرآن]] - [[توبه در حدیث]] - [[توبه در نهج البلاغه]] - [[توبه در عرفان اسلامی]] - [[توبه در اخلاق اسلامی]] - [[توبه در فقه اسلامی]] - [[توبه در معارف دعا و زیارات]] - [[توبه در معارف و سیره سجادی]] - [[توبه در معارف و سیره نبوی]] - [[توبه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
# [[حضرت علی]] {{ع}} در بیان مفهوم توبه، گفتاری نغز دارد: «توبه، [[پشیمانی]] به [[دل]]، آمرزش‌طلبی به زبان، [[ترک گناه]] با جوارح، و تصمیم به بازنگشتن به گناه است»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|التَّوْبَةُ نَدَمٌ بِالْقَلْبِ وَ اسْتِغْفَارٌ بِاللِّسَانِ وَ تَرْكٌ بِالْجَوَارِحِ وَ إِضْمَارُ أَنْ لَا يَعُودَ}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۱، ص۱۷۶).&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید بهشتی|بهشتی، سعید]]، [[تربیت عقلانی (مقاله)| مقاله «تربیت عقلانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۲۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: &amp;quot;چون [[بنده]] به [[توبه]] بی‌بازگشت رو آرد، [[خداوند]] او را [[دوست]] خواهد داشت؛ از این رو در [[دنیا]] و [[آخرت]] پرده‌ای بر او می‌‌افکند تا گناهانش آشکار نشود. راوی گوید: از [[امام]] سؤال کردم: چگونه او را می‌‌پوشاند؟ فرمودند: دو فرشته‌اش گناهانی که از او ضبط کرده‌اند را محو می‌‌نمایند، و [[خداوند]] به اندام‌های او [[فرمان]] می‌‌دهد که [[گناهان]] او را [[کتمان]] کنید، و به مناطق [[زمین]] [[فرمان]] می‌‌دهد که گناهانی که بر شما انجام داده را [[کتمان]] نمایید. بدین ترتیب آن [[بنده]] [[خداوند]] را [[ملاقات]] می‌‌کند در حالی که هیچ چیزی وجود ندارد که بر [[گناهان]] او [[شهادت]] بدهد&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}}: إِذَا تَابَ الْعَبْدُ تَوْبَةً نَصُوحًا أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَقُلْتُ وَ كَيْفَ يَسْتُرُ عَلَيْهِ قَالَ يُنْسِي مَلَكَيْهِ مَا كَتَبَا عَلَيْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ يُوحِي إِلَى جَوَارِحِهِ اكْتُمِي عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ وَ يُوحِي إِلَى بِقَاعِ الْأَرْضِ اكْتُمِي مَا كَانَ يَعْمَلُ عَلَيْكِ مِنَ الذُّنُوبِ فَيَلْقَى اللَّهَ حِينَ يَلْقَاهُ وَ لَيْسَ شَيْءٌ يَشْهَدُ عَلَيْهِ بِشَيْءٍ مِنَ الذُّنُوبِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &lt;br /&gt;
# [[محمد بن مسلم]] از [[امام باقر]] {{ع}} و یا [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] می‌‌نماید، که ایشان در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«پس کسانی که اندرزی از پروردگارشان به آنان برسد و (از رباخواری) باز ایستند، آنچه گذشته، از آن آنهاست» سوره بقره، آیه ۲۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; فرمودند: &amp;quot;منظور از [[موعظه]]، همان [[توبه]] است&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا {{ع}} فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ قَالَ الْمَوْعِظَةُ التَّوْبَةُ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۱. &amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &lt;br /&gt;
# [[ابوصباح کنانی]] گوید: از [[امام صادق]] {{ع}} درباره [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید» سوره تحریم، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; پرسیدم، آن حضرت فرمودند: &amp;quot;منظور از [[توبه]] نصوح، آن است که [[بنده]] از [[گناه]] [[توبه]] کند و پس از آن هرگز به آن روی نیاورد&amp;quot;. [[محمد بن فضیل]] نیز گوید: از [[امام کاظم]] {{ع}} در همین مورد سؤال کردم، آن حضرت نیز فرمودند: منظور از [[توبه]] نصوح، آن است که [[بنده]] از [[گناه]] [[توبه]] کند و پس از آن هرگز به آن روی نیاورد؛ و در میان [[بندگان]]، [[خداوند]] [[گناه]] کاران [[توبه]] کننده را بیشتر از همه [[دوست]] می‌‌دارد&amp;quot; &amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا قَالَ يَتُوبُ الْعَبْدُ مِنَ الذَّنْبِ ثُمَّ لَا يَعُودُ فِيهِ. قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْفُضَيْلِ سَأَلْتُ عَنْهَا أَبَا الْحَسَنِ {{ع}} فَقَالَ يَتُوبُ مِنَ الذَّنْبِ ثُمَّ لَا يَعُودُ فِيهِ وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى الْمُفَتَّنُونَ التَّوَّابُونَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &lt;br /&gt;
# [[ابوبصیر]] گوید: از [[امام صادق]] {{ع}} درباره [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید» سوره تحریم، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; سؤال کردم، آن حضرت فرمودند: &amp;quot;[[توبه]] نصوح، در مورد گناهی است که ترک و هرگز به سوی آن بازگشت نشود. [[ابوبصیر]] گوید: کدام‌یک از ما هست که بعد از [[توبه]] دیگر هرگز به [[گناه]] بازگشت نکند؟ آن حضرت فرمودند: ای ابامحمّد! [[خداوند]] از میان بندگانش [[بنده]] [[گناه‌کار]] توبه‌کار را [[دوست]] می‌‌دارد&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا قَالَ هُوَ الذَّنْبُ الَّذِي لَا يَعُودُ فِيهِ أَبَداً قُلْتُ وَ أَيُّنَا لَمْ يَعُدْ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ مِنْ عِبَادِهِ الْمُفَتَّنَ التَّوَّابَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
# [[ابوبصیر]] گوید: از [[امام صادق]] {{ع}} درباره [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بی‌گمان پرهیزگاران چون دمدمه‌ای از شیطان به ایشان رسد (از خداوند) یاد می‌کنند» سوره اعراف، آیه ۲۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، سؤال کردم، آن حضرت فرمودند: منظور بنده‌ای است که می‌‌خواهد گناهی انجام دهد، امّا با یادآوری به خویشتن از آن دست می‌‌شود. این معنای [[آیه شریفه]] است که می‌‌فرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و ناگاه دیده‌ور می‌شوند» سوره اعراف، آیه ۲۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا قَالَ هُوَ الْعَبْدُ يَهُمُّ بِالذَّنْبِ ثُمَّ يَتَذَكَّرُ فَيُمْسِكُ فَذَلِكَ قَوْلُهُ فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۴. &amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &lt;br /&gt;
# [[امام باقر]] {{ع}} فرمودند: &amp;quot;[[خداوند]] از [[توبه]] بنده‌اش بیشتر از مردی که شتر و توشه‌اش را در شبی تاریک گم کرده و بعد آن را می‌‌یابد، شادمان می‌گردد؛ [[خداوند]] از [[توبه]] بنده‌اش بیشتر از این مرد به هنگام یافتن توشه‌اش، شادمان می‌‌شود&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ {{ع}}: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ رَجُلٍ أَضَلَّ رَاحِلَتَهُ وَ زَادَهُ فِي لَيْلَةٍ ظَلْمَاءَ فَوَجَدَهَا فَاللَّهُ أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ ذَلِكَ الرَّجُلِ بِرَاحِلَتِهِ حِينَ وَجَدَهَا}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
# [[امام باقر]] {{ع}} فرمودند: &amp;quot;آن کس که از [[گناه]] [[توبه]] کند، مانند کسی است که اصلاً [[گناه]] نکرده؛ امّا آن کس که از [[گناه]] [[استغفار]] کند در حالی که آن را مجدّداً انجام می‌‌دهد، مانند کسی است که به [[استهزاء]] [[توبه]] پرداخته است&amp;quot;. &amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ {{ع}} قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ وَ الْمُقِيمُ عَلَى الذَّنْبِ وَ هُوَ مُسْتَغْفِرٌ مِنْهُ كَالْمُسْتَهْزِئِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &lt;br /&gt;
# [[امام باقر]] {{ع}} فرمودند: &amp;quot;[[خداوند متعال]] به [[حضرت داوود]] {{ع}} [[وحی]] فرستاد که: به سوی [[بنده]] من [[دانیال]] برو و به او بگو: گناهی انجام دادی و تو را بخشیدم، باز گناهی انجام دادی و تو را بخشیدم، و باز گناهی انجام دادی و تو را بخشیدم؛ اما اگر برای مرتبه چهارم [[گناه]] کنی دیگر تو را نخواهم بخشید. [[حضرت داوود]] {{ع}} به نزد [[دانیال]] آمد و گفت: من فرستاده [[خداوند]] به سوی تو هستم، [[خداوند]] این‌گونه می‌‌فرماید که: ای [[دانیال]]! گناهی انجام دادی و تو را بخشیدم، باز گناهی انجام دادی و تو را بخشیدم، و باز گناهی انجام دادی و تو را بخشیدم؛ اما اگر برای مرتبه چهارم [[گناه]] کنی دیگر تو را نخواهم بخشید. [[دانیال]] نیز گفت: ای [[فرستاده خدا]]! [[پیام]] او را به کمال به من رسانیدی. پس از آن، چون [[سحر]] شد [[دانیال]] برخاست و به مناجات با [[حضرت حق]] پرداخت و گفت: پروردگارا! پیامبرت [[داوود]] برایم از جانب تو خبر آورد که من گناهی انجام دادم و تو مرا بخشیدی، و باز گناهی انجام دادم و تو مرا بخشیدی، و باز گناهی انجام دادم و تو مرا بخشیدی، و از جانب تو خبر داد که اگر من در مرتبه چهارم باز [[گناه]] کنم تو مرا نخواهی بخشید؛ امّا به [[عزّت]] تو قسم اگر تو خود مرا از [[گناه]] برکنار نداری باز [[گناه]] می‌‌کنم!، باز [[گناه]] می‌کنم!، و باز [[گناه]] می‌کنم!&amp;quot; &amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ {{ع}} قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَى دَاوُدَ {{ع}} أَنِ ائْتِ عَبْدِي دَانِيَالَ فَقُلْ لَهُ إِنَّكَ عَصَيْتَنِي فَغَفَرْتُ لَكَ وَ عَصَيْتَنِي فَغَفَرْتُ لَكَ وَ عَصَيْتَنِي فَغَفَرْتُ لَكَ فَإِنْ أَنْتَ عَصَيْتَنِيَ الرَّابِعَةَ لَمْ أَغْفِرْ لَكَ فَأَتَاهُ دَاوُدُ ع فَقَالَ يَا دَانِيَالُ إِنَّنِي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكَ وَ هُوَ يَقُولُ لَكَ إِنَّكَ عَصَيْتَنِي فَغَفَرْتُ لَكَ وَ عَصَيْتَنِي فَغَفَرْتُ لَكَ وَ عَصَيْتَنِي فَغَفَرْتُ لَكَ فَإِنْ أَنْتَ عَصَيْتَنِيَ الرَّابِعَةَ لَمْ أَغْفِرْ لَكَ فَقَالَ لَهُ دَانِيَالُ قَدْ أَبْلَغْتَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ فَلَمَّا كَانَ فِي السَّحَرِ قَامَ دَانِيَالُ فَنَاجَى رَبَّهُ فَقَالَ يَا رَبِّ إِنَّ دَاوُدَ نَبِيَّكَ أَخْبَرَنِي عَنْكَ أَنَّنِي قَدْ عَصَيْتُكَ فَغَفَرْتَ لِي وَ عَصَيْتُكَ فَغَفَرْتَ لِي وَ عَصَيْتُكَ فَغَفَرْتَ لِي وَ أَخْبَرَنِي عَنْكَ أَنَّنِي إِنْ عَصَيْتُكَ الرَّابِعَةَ لَمْ تَغْفِرْ لِي فَوَ عِزَّتِكَ لَئِنْ لَمْ تَعْصِمْنِي لَأَعْصِيَنَّكَ ثُمَّ لَأَعْصِيَنَّكَ ثُمَّ لَأَعْصِيَنَّكَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &lt;br /&gt;
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: &amp;quot;چون [[بنده]] به [[توبه]] بی‌بازگشت رو آرد، [[خداوند]] او را [[دوست]] خواهد داشت؛ از این رو در [[دنیا]] و [[آخرت]] پرده‌ای بر او می‌‌افکند تا گناهانش آشکار نشود. راوی گوید: از [[امام]] سؤال کردم: چگونه او را می‌‌پوشاند؟ فرمودند: دو فرشته‌اش گناهانی که از او ضبط کرده‌اند را محو می‌‌نمایند، و [[خداوند]] به اندام‌های او [[فرمان]] می‌‌دهد که [[گناهان]] او را [[کتمان]] کنید، و به مناطق [[زمین]] [[فرمان]] می‌‌دهد که گناهانی که بر شما انجام داده را [[کتمان]] نمایید. بدین ترتیب آن [[بنده]] [[خداوند]] را [[ملاقات]] می‌‌کند در حالی که هیچ چیزی وجود ندارد که بر [[گناهان]] او [[شهادت]] بدهد&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}}: إِذَا تَابَ الْعَبْدُ تَوْبَةً نَصُوحًا أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَقُلْتُ وَ كَيْفَ يَسْتُرُ عَلَيْهِ قَالَ يُنْسِي مَلَكَيْهِ مَا كَتَبَا عَلَيْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ يُوحِي إِلَى جَوَارِحِهِ اكْتُمِي عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ وَ يُوحِي إِلَى بِقَاعِ الْأَرْضِ اكْتُمِي مَا كَانَ يَعْمَلُ عَلَيْكِ مِنَ الذُّنُوبِ فَيَلْقَى اللَّهَ حِينَ يَلْقَاهُ وَ لَيْسَ شَيْءٌ يَشْهَدُ عَلَيْهِ بِشَيْءٍ مِنَ الذُّنُوبِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &lt;br /&gt;
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: &amp;quot;[[خداوند]] به‌واسطه [[توبه]] [[بنده]] مؤمنش آن چنان شادمان می‌‌شود، که شما به هنگامی که گمشده‌ای را بیابید شادمان می‌‌شوید&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَفْرَحُ بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ إِذَا تَابَ كَمَا يَفْرَحُ أَحَدُكُمْ بِضَالَّتِهِ إِذَا وَجَدَهَا}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &lt;br /&gt;
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: چون [[بنده]] گناهی انجام دهد، از صبح تا شب به او فرصت داده می‌‌شود، اگر در این مدت استغفارکرد آن [[گناه]] بر او نوشته نمی‌شود&amp;quot; &amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} يَقُولُ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً أُجِّلَ مِنْ غُدْوَةٍ إِلَى اللَّيْلِ فَإِنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &lt;br /&gt;
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: &amp;quot;هرکس گناهی انجام دهد، هفت [[ساعت]] در شب به او مهلت داده می‌‌شود، اگر در این مدت سه مرتبه بگوید: {{متن حدیث|أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، آن [[گناه]] در پرونده او نوشته نمی‌شود&amp;quot; &amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً أُجِّلَ فِيهَا سَبْعَ سَاعَاتٍ مِنَ النَّهَارِ فَإِنْ قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَمْ تُكْتَبْ عَلَيْهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &lt;br /&gt;
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: &amp;quot;هیچ مؤمنی نیست که اگر در هر شبانه روز حتّی [[چهل]] [[گناه کبیره]] انجام دهد اما با حالت [[پشیمانی]] بگوید: {{متن حدیث|أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«پدیدآور آسمان‌ها و زمین است» سوره بقره، آیه ۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و (تنها) ذات بشکوه و کرامند پروردگارت ماندگار است» سوره الرحمن، آیه ۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَتُوبَ عَلَيَّ}} [[خداوند]] [[گناه]] او را [[عفو]] نفرماید؛ و هیچ خیری در کسی که در یک روز بیش از [[چهل]] [[گناه کبیره]] انجام دهد نمی‌باشد&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُقَارِفُ فِي يَوْمِهِ وَ لَيْلَتِهِ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً فَيَقُولُ وَ هُوَ نَادِمٌ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَتُوبَ عَلَيَّ إِلَّا غَفَرَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ وَ لَا خَيْرَ فِيمَنْ يُقَارِفُ فِي يَوْمٍ أَكْثَرَ مِنْ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &lt;br /&gt;
# [[سماعه بن مهران]] گوید: از [[امام صادق]] {{ع}} درباره [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را که آیات ما را دروغ شمردند آرام‌آرام از جایی که درنمی‌یابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; سؤال کردم، حضرت فرمودند: &amp;quot;منظور بنده‌ای است که گناهی انجام می‌‌دهد امّا نعمتی [[جدید]] می‌‌یابد که با آن [[نعمت]]، [[استغفار]] از آن [[گناه]] را از یاد می‌‌برد&amp;quot; &amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث| عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ قَالَ هُوَ الْعَبْدُ يُذْنِبُ الذَّنْبَ فَتُجَدَّدُ لَهُ النِّعْمَةُ مَعَهُ تُلْهِيهِ تِلْكَ النِّعْمَةُ عَنِ الِاسْتِغْفَارِ مِنْ ذَلِكَ الذَّنْبِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۳۱-۳۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانش اخلاق اسلامی ج۳&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368102.jpg|22px]] [[سعید بهشتی|بهشتی، سعید]]، [[تربیت عقلانی (مقاله)| مقاله «تربیت عقلانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه امام علی ج۴&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:توبه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87&amp;diff=1366225</id>
		<title>توبه در نهج البلاغه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87&amp;diff=1366225"/>
		<updated>2026-04-19T05:41:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = توبه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = توبه&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[توبه در قرآن]] - [[توبه در حدیث]] - [[توبه در نهج البلاغه]] - [[توبه در عرفان اسلامی]] - [[توبه در اخلاق اسلامی]] - [[توبه در فقه اسلامی]] - [[توبه در معارف دعا و زیارات]] - [[توبه در معارف و سیره سجادی]] - [[توبه در معارف و سیره نبوی]] - [[توبه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
[[توبه]] یا [[بازگشت به سوی خدا]] بابی است که [[خداوند]] به‌روی [[انسان]] گشوده است تا [[انسان]] به هنگام [[ندامت]] و [[پشیمانی]] از گناه [[توبه]] کند و به‌سوی [[خداوند]] بازگردد. [[امام]] بر مغتنم شمردن فرصت [[توبه]] تأکید دارد و به [[انسان‌ها]] هشدار می‌دهد تا هنگامی که فرصت دارند به [[توبه]] برخیزند، زیرا همواره [[آدمی]] در معرض خطر [[مرگ]] قرار دارد و باید به این موضوع توجه داشته باشد که هر آینه ممکن است [[مرگ]] او فرا رسد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ وَ وَجِلَ فَعَمِلَ وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ وَ أَيْقَنَ فَأَحْسَنَ وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ وَ أَجَابَ فَأَنَابَ وَ رَاجَعَ فَتَابَ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منطق [[امام]]، در اصل، گناه نکردن مقدم بر [[توبه]] است. [[امام]] {{ع}} گناه نکردن را آسان‌تر از [[توبه]] کردن برمی‌شمرد&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱: {{متن حدیث|تَرْكُ الذَّنْبِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْمَعُونَةِ التَّوْبَةِ}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;. هم‌چنین [[امام]] در فرازهایی درباره توبه‌پذیری [[خداوند]] و میل او به درگذشتن از گناه‌های [[مردمان]] و رأفت او نسبت به [[مردمان]] توجه داشته است، چنان‌که می‌فرماید:[[خداوند]] بر آستان مقدسش دربانی نگماشته است تا بین تو و مهر او حجابی شود و تو را ناگزیر به آوردن میانجی نکرده، به [[جرم]] زشت‌کاری راه توبه‌ات را نبسته، در کیفرت شتاب نکرده و بازگشت تو را بی‌هیچ سرزنشی پذیرا شده است؛ و آن‌جا که استحقاق رسوایی داشتی شرمسارت نساخته و به آسانی توبه‌ات را پذیرفته است و در پرداخت تاوان، توانت را نفرسوده و از [[مهربانی]] و [[رحمت]] خویش ناامیدت نکرده است، بلکه [[دل]] برکندن از گناه را &amp;quot;[[کار نیک]]&amp;quot; شمرده و در حساب، گناهت را &amp;quot;یک&amp;quot; و [[کردار]] نیکت را &amp;quot;ده&amp;quot; نبشته است&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، نامه ۳۱، نیز نک: خطبه ۱۷۷: {{متن حدیث|وَ لَمْ يَجْعَلْ [بَيْنَهُ وَ بَيْنَكَ] بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلَى مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْهِ وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةِ وَ لَمْ يُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ وَ لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالْإِنَابَةِ وَ لَمْ يَفْضَحْكَ حَيْثُ [تَعَرَّضْتَ لِلْفَضِيحَةِ] الْفَضِيحَةُ بِكَ أَوْلَى وَ لَمْ يُشَدِّدْ عَلَيْكَ فِي قَبُولِ الْإِنَابَةِ وَ لَمْ يُنَاقِشْكَ بِالْجَرِيمَةِ وَ لَمْ يُؤْيِسْكَ مِنَ الرَّحْمَةِ بَلْ جَعَلَ نُزُوعَكَ عَنِ الذَّنْبِ حَسَنَةً وَ حَسَبَ سَيِّئَتَكَ وَاحِدَةً وَ حَسَبَ حَسَنَتَكَ عَشْرا}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فرهنگ دینی، [[توبه]] آن‌گاه مقبول درگاه [[خداوند]] واقع می‌شود که با عمل و [[اراده]] [[ترک گناه]] همراه باشد و تا این‌گونه نباشد، در واقع توبه‌ای صورت نگرفته است تا مقبول درگاه [[خداوند]] واقع شود&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|الْعَزْمُ عَلَى تَرْكِ الْعَوْدِ إِلَيْهِ أَبَداً}}؛ حکمت ۴١٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از این‌رو [[امام]] {{ع}} در فرازی می‌فرماید: در [[دنیا]] دو کس بر خیر و خوبی‌اند: نخست مردی که به گناهانی دست یازیده ولی با [[آب]] [[توبه]] آن‌ها را شست‌وشو داده و دیگری آن‌که در خیرات پیشتاز است&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه ۹۱: {{متن حدیث|وَ لَا خَيْرَ فِي الدُّنْيَا إِلَّا لِرَجُلَيْنِ، رَجُلٍ أَذْنَبَ ذُنُوباً فَهُوَ يَتَدَارَكُهَا بِالتَّوْبَةِ، وَ رَجُلٍ يُسَارِعُ فِي الْخَيْرَاتِ}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;. برخی از حوادث روزگار و اعمال [[آدمی]] نقش [[کفاره]] بر [[گناهان]] [[آدمی]] دارند. برای مثال، [[مصائب]] و شدایدی که در طول [[زندگی]]، [[آدمی]] ناگزیر از [[درک]] آن‌هاست. این [[مصائب]] افزون بر نقش سازنده‌ای که در [[زندگی]] [[آدمی]] دارند، از [[گناهان]] او می‌کاهند. هم‌چنین بیماری‌ها نیز گرچه فضیلتی برای [[آدمی]] به‌حساب نمی‌آیند، اما تحمل [[سختی]] [[بیماری]] به‌مثابه کفاره‌ای برای [[گناهان]] [[آدمی]] است. [[امام]] {{ع}} به یکی از یارانش که [[بیمار]] شده بود، فرمود: [[خداوند]] ناله تو را وسیله فروریختن گناهانت قرار داده است، زیرا در [[بیماری]] پاداشی نیست، اما [[گناهان]] را چون برگ درخت می‌ریزد&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، حکمت ۴۰: {{متن حدیث|جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ [مِنْكَ] مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَيِّئَاتِكَ، فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِيهِ وَ لَكِنَّهُ يَحُطُّ السَّيِّئَاتِ وَ يَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;. هم‌چنین برخی اعمال حسنه نیز چنین نقشی ایفا می‌کنند. [[نماز]] [[گناهان]] را چون برگ درختان فرومی‌ریزد و [[انسان]] را از بند [[بندگی]] [[شهوت]] آزاد می‌سازد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَ إِنَّهَا لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَقِ وَ تُطْلِقُهَا إِطْلَاقَ الرِّبَقِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[حج]] [[خانه خدا]] و [[عمره]] از عوامل فروریزنده [[گناهان]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|جَعَلَهُ اللَّهُ سَبَباً لِرَحْمَتِهِ وَ وُصْلَةً إِلَى جَنَّتِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. نیز فریادرسی از ستم‌دیدگان و غم‌زداییِ اندوهگینان نیز تاوان [[گناهان]] بزرگ است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|مِنْ كَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ، إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفِيسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[توبه]] (به‌معنای بازگشت)، پشیمانی [[انسان]] گناه‌کار از گناهی است که انجام داده است، با این قصد که دیگر بار مرتکب آن [[گناه]] نشود. [[توبه]] در دو گونه انابت به‌مفهوم [[توبه]] از روی [[ترس]] از [[خداوند]] و استجابت به‌مفهوم [[توبه]] از روی شرم از [[خداوند]]، در [[فرهنگ]] [[دین]] مطرح شده است. [[انسان‌ها]] در طول زندگی به‌دلایل گوناگون از جمله [[غفلت]]، [[دنیاطلبی]]، اغواگری [[ابلیس]]، آرزوهای دست‌نیافتنی و... [[مرتکب گناه]] می‌شوند. [[خداوند]] برای [[بخشش]] [[انسان‌ها]] و [[عبرت‌پذیری]] [[بندگان]] از [[گناه]] و عدم تکرار آن، باب [[توبه]] را باز کرده است. اولین تجربه [[توبه]] [[انسان]] هنگامی رخ داد که [[حضرت آدم]] {{ع}} [[نافرمانی]] امر [[خداوند]] کرد و از [[بهشت]] بیرون رانده شد. او از این اتفاق بسیار اندوهگین شد و [[خداوند]] در [[توبه]] را به‌روی او گشود و کلمه [[رحمت]] خود را به [[آموزش]] داد و او را به بازگشت به [[بهشت]] وعده داد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|ثُمَّ أَسْكَنَ سُبْحَانَهُ آدَمَ دَاراً أَرْغَدَ فِيهَا [عِيشَتَهُ‏] عَيْشَهُ وَ آمَنَ فِيهَا مَحَلَّتَهُ وَ حَذَّرَهُ إِبْلِيسَ وَ عَدَاوَتَهُ فَاغْتَرَّهُ عَدُوُّهُ نَفَاسَةً عَلَيْهِ بِدَارِ الْمُقَامِ وَ مُرَافَقَةِ الْأَبْرَارِ فَبَاعَ الْيَقِينَ بِشَكِّهِ وَ الْعَزِيمَةَ بِوَهْنِهِ وَ اسْتَبْدَلَ بِالْجَذَلِ وَجَلًا وَ [بِالاعْتِزَازِ] بِالاغْتِرَارِ نَدَماً ثُمَّ بَسَطَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لَهُ فِي تَوْبَتِهِ وَ لَقَّاهُ كَلِمَةَ رَحْمَتِهِ}}؛ [[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۱ نهج البلاغه|خطبه ۱]].&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام علی]] {{ع}} [[انسان‌ها]] را به [[توبه]] امر می‌کند. گناه‌کاران در خانه‌های خود آرام گیرند و با یکدیگر آشتی و از [[گناهان]] خود [[توبه]] کنند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ التَّوْبَةُ مِنْ وَرَائِكُمْ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. یعنی [[گناه]] و مخاصمه را ترک گویند و سپس [[توبه]] کنند. در فرازی دیگر [[انسان‌ها]] را ضمن رعایت [[تقوای الهی]] و حفظ حریم‌های الهی سفارش می‌کند که [[توبه]] خویش را به تأخیر نیندازند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|فَاتَّقَى عَبْدٌ رَبَّهُ نَصَحَ نَفْسَهُ وَ قَدَّمَ تَوْبَتَهُ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در نامه‌ای به [[فرزند]] خویش می‌فرماید: ([[خداوند]]) به [[جرم]] زشت‌کاری راه توبه‌ات را نبسته و در کیفرت شتاب نکرده است؛ [[توبه]] تو را بی‌هیچ سرزنشی می‌پذیرد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةِ وَ لَمْ يُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ وَ لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالْإِنَابَةِ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۱۵- ۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ریشه‌یابی به‌تأخیر انداختن [[توبه]] ==&lt;br /&gt;
با این همه [[انسان‌ها]] در آرزوی [[عمر]] دراز، [[توبه]] را به تأخیر می‌اندازند. [[گناه]] در کامشان شیرین می‌آید و میلی به ترک آن ندارند. [[امام]] {{ع}} [[دلیل]] به تأخیر انداختن [[توبه]] را چنین بیان می‌کند: [[شیطان]] [[گناه]] را برای [[انسان]] زینت می‌بخشد و [[توبه]] او را به [[امید]] آینده به تأخیر می‌اندازد تا فرصت از دست برود&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَ الشَّيْطَانُ مُوَكَّلٌ بِهِ يُزَيِّنُ لَهُ الْمَعْصِيَةَ لِيَرْكَبَهَا وَ يُمَنِّيهِ التَّوْبَةَ لِيُسَوِّفَهَا إِذَا هَجَمَتْ مَنِيَّتُهُ عَلَيْهِ أَغْفَلَ مَا يَكُونُ عَنْهَا}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ [[انسان‌ها]] در اثر فراوانی [[نعمت‌های الهی]] غافل و گستاخ می‌شوند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|نَسْأَلُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَنْ يَجْعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِمَّنْ لَا تُبْطِرُهُ نِعْمَةٌ}}؛ خطبه ۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ داشتن آرزوهای دراز و باور نداشتن [[مرگ]] سبب ترک [[توبه]] می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَ إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ بِطُولِ آمَالِهِمْ وَ تَغَيُّبِ آجَالِهِمْ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ تا این‌که فرارسیدن [[مرگ]]، درحالی که هر روز [[توبه]] را به تأخیر می‌اندازد، فرصت را برای همیشه از [[انسان]] می‌گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|حَتَّى نَزَلَ بِهِمُ الْمَوْعُودُ الَّذِي تُرَدُّ عَنْهُ الْمَعْذِرَةُ وَ تُرْفَعُ عَنْهُ التَّوْبَةُ وَ تَحُلُّ مَعَهُ الْقَارِعَةُ وَ النِّقْمَةُ}}؛ خطبه ۱۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام]] {{ع}} ضمن آگاه‌سازی [[انسان‌ها]]، در مواردی چند آن‌ها را به فرارسیدن [[مرگ]] هشدار می‌دهد و به بازگشت به آستان الهی توجه می‌دهد: مبادا [[مرگ]]، تو را هنگام [[گناه]] دریابد، درحالی که با خود از [[توبه]] سخن می‌گویی و [[مرگ]]، حائلی میان تو و [[توبه]] باشد که در این‌صورت خود را به هلاکت انداخته‌ای&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|فَكُنْ مِنْهُ عَلَى حَذَرِ أَنْ يُدْرِكَكَ وَ أَنْتَ عَلَى حَالٍ سَيِّئَةٍ قَدْ كُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَكَ مِنْهَا بِالتَّوْبَةِ فَيَحُولَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ ذَلِكَ فَإِذَا أَنْتَ قَدْ أَهْلَكْتَ نَفْسَكَ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام]] {{ع}} به [[قدرت]] [[انتخاب]] [[انسان‌ها]] در [[دنیا]] اشاره می‌کند و به آن‌ها هشدار می‌دهد که اکنون که فرصت دارید و شرایط [[توبه]] فراهم است و شما [[قدرت]] [[انتخاب]] دارید و با این که گناه‌کارید، اما در فشار و تنگنا نیستید، [[توبه]] کنید و به‌سوی [[خدا]] بازگردید&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|الْآنَ عِبَادَ اللَّهِ وَ الْخِنَاقُ مُهْمَلٌ وَ الرُّوحُ مُرْسَلٌ فِي فَيْنَةِ الْإِرْشَادِ وَ رَاحَةِ الْأَجْسَادِ وَ بَاحَةِ الِاحْتِشَادِ وَ مَهَلِ الْبَقِيَّةِ وَ أُنُفِ الْمَشِيَّةِ وَ إِنْظَارِ التَّوْبَةِ وَ انْفِسَاحِ الْحَوْبَةِ قَبْلَ الضَّنْكِ وَ الْمَضِيقِ وَ الرَّوْعِ وَ الزُّهُوقِ وَ قَبْلَ قُدُومِ الْغَائِبِ الْمُنْتَظَرِ وَ إِخْذَةِ الْعَزِيزِ الْمُقْتَدِرِ}}؛ [[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۸۲ نهج البلاغه|خطبه ۸۲]].&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ درفرازی دیگر بیان می‌کند که اکنون در جریان زندگی این جهانی، [[توبه]] سود می‌بخشد، [[دعا]] شنیده می‌شود و شما از [[آرامش]] برخوردارید... بکوشید و با کوشش و تلاش بر دگرگونی‌هایی که پیش می‌آید (مانند بیماری‌ها، مصیبت‌ها و...) و پیش از [[مرگ]] که همه فرصت‌ها را می‌سوزاند، [[توبه]] کنید&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|فَاعْمَلُوا وَ الْعَمَلُ يُرْفَعُ وَ التَّوْبَةُ تَنْفَعُ وَ الدُّعَاءُ يُسْمَعُ، وَ الْحَالُ هَادِئَةٌ وَ الْأَقْلَامُ جَارِيَةٌ وَ بَادِرُوا بِالْأَعْمَالِ عُمُراً نَاكِساً أَوْ مَرَضاً حَابِساً أَوْ مَوْتاً خَالِساً}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۲۱ و نیز خطبه ۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[پرهیزکاران]] و [[توبه]] ==&lt;br /&gt;
[[امام]] {{ع}} در بیان خصوصیات [[پرهیزکاران]]، به شتاب آن‌ها در [[توبه]] اشاره دارد. مجموعه‌ای از خصلت‌ها در آنان وجود دارد که آن‌ها را نسبت به [[توبه]] مشتاق و آماده کرده است. برخی از این ویژگی‌ها عبارت‌اند از: [[تقوا]]، [[خوف]] از [[خدا]]، قوت در [[دین]]، [[ایمان]] [[استوار]]، [[ترس]] از [[عذاب الهی]]، میل به [[اطاعت خداوند]]، [[یقین]] به وعده‌های الهی، پندپذیری، [[نیکوکاری]]، میل به دعوت الهی، میل به بازگشت به‌سوی [[خداوند]]، [[الگو]] قراردهی [[دوستان]] [[خدا]] در مسیر زندگی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ وَ وَجِلَ فَعَمِلَ وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ وَ أَيْقَنَ فَأَحْسَنَ وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ وَ أَجَابَ فَأَنَابَ وَ رَاجَعَ فَتَابَ وَ اقْتَدَى فَاحْتَذَى وَ أُرِيَ فَرَأَى فَأَسْرَعَ طَالِباً وَ نَجَا هَارِباً فَأَفَادَ ذَخِيرَةً وَ أَطَابَ سَرِيرَةً وَ عَمَّرَ مَعَاداً وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً لِيَوْمِ رَحِيلِهِ وَ وَجْهِ سَبِيلِهِ وَ حَالِ حَاجَتِهِ وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ وَ قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ}}؛ [[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۸۲ نهج البلاغه|خطبه ۸۲]] و نیز خطبه ۱۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تأثیر [[گناه]] و [[توبه]] در [[نعمت‌های الهی]] ==&lt;br /&gt;
[[انسان‌ها]] در اثر [[گناه]] موجب محرومیت خود از [[نعمت‌های الهی]] می‌شوند. در این شرایط تنها عاملی که سبب بازگشت نعمت‌ها به زندگی آن‌ها می‌شود، [[توبه]] است. [[امام]] {{ع}} سه شرط [[توبه]] از روی [[راستی]]، [[خلوص]] [[نیت]] و توجه به [[خداوند]] را [[دلیل]] پذیرش [[توبه]] و بازگردانی نعمت‌ها برمی‌شمرد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ حِينَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا إِلَى رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِيَّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ شَارِدٍ وَ أَصْلَحَ لَهُمْ كُلَّ فَاسِدٍ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در فرازی دیگر می‌فرماید: [[خداوند متعال]] بندگانش را که مرتکب اعمال ناشایست شوند، به کاسته شدن میوه‌هاشان و نگه داشتن [[برکات]] از ایشان و فروبستن خزاین خیرات به روی آنان می‌آزماید تا توبه‌کنندگان [[توبه]] کنند و گناه‌کاران از [[گناه]] کردن بازایستند و پندگیرندگان [[پند]] گیرند و آن‌که [[اراده]] [[گناه]] کرده منزجر شود. [[خداوند]]، [[آمرزش]] خواستن را سبب فراوانی روزی و [[رحمت]] بر آفریدگان قرار داده، که فرماید: &amp;quot;از پروردگارتان [[آمرزش]] بخواهید که او [[آمرزنده]] است، تا از [[آسمان]] برایتان پی در پی [[باران]] فرستد و شما را به [[اموال]] و [[فرزندان]] مدد کند.&amp;quot; پس، [[خداوند]] [[رحمت]] کند کسی را که به [[توبه]] روی آورد، از خطاهای خود [[بخشش]] طلبد، بر [[مرگ]] خود پیشی گیرد و تدارک امر [[آخرت]] کند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ يَبْتَلِي عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّيِّئَةِ بِنَقْصِ الثَّمَرَاتِ وَ حَبْسِ الْبَرَكَاتِ وَ إِغْلَاقِ خَزَائِنِ الْخَيْرَاتِ لِيَتُوبَ تَائِبٌ وَ يُقْلِعَ مُقْلِعٌ وَ يَتَذَكَّرَ مُتَذَكِّرٌ وَ يَزْدَجِرَ مُزْدَجِرٌ، وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الِاسْتِغْفَارَ سَبَباً لِدُرُورِ الرِّزْقِ وَ رَحْمَةِ الْخَلْقِ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ «اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً» فَرَحِمَ اللَّهُ امْرَأً اسْتَقْبَلَ تَوْبَتَهُ وَ اسْتَقَالَ خَطِيئَتَهُ وَ بَادَرَ مَنِيَّتَهُ}} نهج البلاغه، خطبه ۱۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سنت الهی]] بر این [[استوار]] است که [[توبه]] [[بندگان]] را بپذیرد، چنان‌که فرمود: &amp;quot;بخوانید مرا تا [[اجابت]] کنم شما را&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ }}؛ سوره غافر؛ آیه ۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[اولیای الهی]] همواره سعی دارند [[امید]] پذیرش [[توبه]] را در [[دل]] [[انسان‌ها]] زنده نگه دارند و آن‌ها را به بازگشت به‌سوی [[پروردگار]] فراخوانند. [[امام علی]] {{ع}} در عباراتی به این امر پرداخته و با اشاره با [[آیه]] [[قرآن کریم]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمَن يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَّحِيمًا }}؛ سوره نساء؛ آیه ۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌فرماید: &amp;quot;و کسی را که [[توفیق]] [[توبه]] دهند از پذیرفته شدن [[توبه]] محروم نماند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَ مَنْ أُعْطِيَ التَّوْبَةَ لَمْ يُحْرَمِ الْقَبُولَ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و در فرازی دیگر می‌فرماید: سزاوار نیست [[خداوند]]... در [[دعا]] را بگشاید و در [[اجابت]] را ببندد یا در [[توبه]] را بگشاید و در [[مغفرت]] را ببندد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَ لَا لِيَفْتَحَ لِعَبْدٍ بَابَ التَّوْبَةِ، وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْمَغْفِرَةِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام]] {{ع}} در کلامی پذیرش [[توبه]] راستین را ضمانت کرده و از [[توبه]] به‌عنوان پیروزمندترین شفیع یاد می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;َ{{متن حدیث|لَا شَفِيعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَةِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ٣٧١.&amp;lt;/ref&amp;gt;. اما در عین‌حال [[گناه]] به معنای شکستن [[حدود الهی]] و رعایت نکردن حریم [[خداوند]] است. از این‌رو در منظر [[امام]] [[گناه]] نکردن آسان‌تر از [[توبه]] کردن است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|تَرْكُ الذَّنْبِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ [التَّوْبَةِ] الْمَعُونَةِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۱۷- ۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== توبه کامل ==&lt;br /&gt;
[[امام]] {{ع}} توبه کامل را در شش مرحله می‌داند: نخست، پشیمانی بر گذشته؛ دوم، [[عزم]] بر [[ترک گناه]] برای همیشه؛ سوم، ادای [[حقوق]] از دست‌شده [[مردم]]، تا [[خداوند]] را بدون [[گناه]] دیدار کند؛ چهارم، هر واجبی را که بر عهده‌اش بوده و انجام نگرفته است، به‌جای آورد؛ پنجم، گوشتی را که از [[گناه]] بر پیکرش روییده، با [[غم]] و [[اندوه]] [[آب]] کند، به‌گونه‌ای که پوست به استخوان بچسبد و میان پوست و استخوان گوشت تازه بروید؛ ششم، جسم را [[رنج]] [[طاعت]] بچشاند، چنان‌که شیرینی [[گناه]] را بر او چشانده بود&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَ قَالَ (عليه السلام) لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ &amp;quot;أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ&amp;quot;: ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ، أَ تَدْرِي مَا الِاسْتِغْفَارُ؟ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ: أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى، وَ الثَّانِي الْعَزْمُ عَلَى تَرْكِ الْعَوْدِ إِلَيْهِ أَبَداً، وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ أَمْلَسَ لَيْسَ عَلَيْكَ تَبِعَةٌ، وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى كُلِّ فَرِيضَةٍ عَلَيْكَ ضَيَّعْتَهَا فَتُؤَدِّيَ حَقَّهَا، وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِي نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِيبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ يَنْشَأَ بَيْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِيدٌ، وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِيقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ كَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِيَةِ؛ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== توبه‌های پذیرفته‌نشدنی ==&lt;br /&gt;
اگر چه [[وعده خداوند]] بر این است که [[گناهان]] [[انسان‌ها]] را ببخشاید، اما برخی [[گناهان]] هرگز بخشیده نخواهد شد: [[شرک]] داشتن در [[دل]] نسبت به عباداتی که [[واجب]] است، کشتن انسانی دیگر، کاری که دیگری انجام داده به خود نسبت دادن، نیاز خود را برطرف کردن با [[بدعت]] در [[دین خدا]]، دورویی و [[نفاق]]. [[امام]] {{ع}} در [[خطبه]] ۱۵۲ ضمن اشاره به این [[گناهان]]، مردمان را به اندیشیدن در آن‌ها فرامی‌خواند. می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که [[حق]] الناس، [[شرک]] در [[دل]] نسبت به [[خدا]]، جذب منفعت با [[بدعت]] در [[دین]]، در محدوده گناهانی است که هرگز بخشوده نخواهد شد»&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه نهج البلاغه ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:توبه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مفاهیم در نهج البلاغه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل نهج البلاغه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366224</id>
		<title>توبه در فقه اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366224"/>
		<updated>2026-04-19T05:22:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = توبه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = توبه&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[توبه در قرآن]] - [[توبه در حدیث]] - [[توبه در نهج البلاغه]] - [[توبه در عرفان اسلامی]] - [[توبه در اخلاق اسلامی]] - [[توبه در فقه اسلامی]] - [[توبه در معارف دعا و زیارات]] - [[توبه در معارف و سیره سجادی]] - [[توبه در معارف و سیره نبوی]] - [[توبه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
«[[توبه]]» عبارت است از [[پشیمانی]] و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن. حقیقت توبه بازگشت [[گناهکار]] به سوی [[خداوند]] کریم و غفور است که با ندامت از گناه و تصمیم بر عدم ارتکاب مجدّد آن تحقق می‌یابد. برخی، [[عزم]] بر ترک را در تحقق توبه معتبر ندانسته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۱۰۹ و ۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[توبه]] امری [[قلبی]] و درونی است؛ از این‌رو، لازم نیست به زبان آورده شود&amp;lt;ref&amp;gt;العروة الوثقی، ج ۱، ص۳۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفاوت توبه با [[استغفار]] آن است که استغفار، طلب [[غفران]] و [[آمرزش]] از خداوند است؛ در حالی که توبه بازگشت به سوی [[پروردگار]]، توأم با [[پشیمانی]] از [[معصیت]] انجام گرفته می‌باشد. [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید » سوره هود، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; به تفاوت آن دو اشاره دارد. البتّه در اینکه قوام استغفار به توبه است یا نه [[اختلاف]] است&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۳۳، ص۱۶۳؛ کتاب الطهارة (شیخ انصاری) (ق)، ج ۲، ص۴۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از این عنوان به مناسبت در بابهای [[طهارت]]، [[صلات]]، [[حج]] [[نکاح]] و حدود سخن رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکم ==&lt;br /&gt;
توبه از اهمّ واجبات الهی است که در [[قرآن کریم]] و [[روایات]] با تأکید فراوان به آن سفارش شده است؛ به‌ویژه برای مریض&amp;lt;ref&amp;gt;العروة الوثقی، ج ۱، ص۳۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، هنگام [[نماز]]&amp;lt;ref&amp;gt;العروة الوثقی، ج ۱، ص۶۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[دعا]]&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۱۲، ص۱۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[زیارت]] [[معصومان]]{{عم}}&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۲۰، ص۱۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از غسل‌های [[مستحب]] [[غسل]] توبه است که پس از [[توبه از گناه]] انجام می‌گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۵، ص۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از توابع [[گناه]] ==&lt;br /&gt;
گناهی که شخص از آن توبه کرده یا حقّی از [[حقوق]] [[اللّه]] یا حقوق النّاس را بر ذمّه او در پی نداشته و یا داشته است. در صورت دوم، [[حق]] یا از [[حقوق مالی]] است و یا از حقوق غیر [[مالی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فرض اوّل ـ که حقّی را در پی نداشته ـ صرف پشیمانی از گناه و عزم بر ترک آن کفایت می‌کند. در فرض دوم (مانند موردی که شخص، [[زکات]] یا [[خمس]] [[واجب]] خود را پرداخت نکرده یا [[مال]] کسی را دزدیده یا [[غصب]] کرده باشد) [[واجب]] است آن را ادا کرده، به مستحقان [[شرعی]] یا صاحب [[مال]] برگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فرض سوم ([[حقوق]] غیر [[مالی]]) اگر از [[حقّ]] [[اللّه]] (حدود) باشد، مانند [[زنا]] و نوشیدن شراب، اظهار آن نزد [[حاکم شرع]] از جهت [[اجرای حد]] بر او واجب نیست؛ بلکه ترک آن [[افضل]] است و اگر از [[حقّ النّاس]] باشد همچون [[قصاص]]، بر او واجب است جهت اجرای قصاص یا [[عفو]]، خود را در [[اختیار]] صاحب [[حق]] قرار دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البتّه خروج از توابع [[گناه]]، واجبی مستقل است و دخلی در صحّت [[توبه]] ندارد هرچند موجب کمال آن می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۱۱۱ ـ ۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار توبه ==&lt;br /&gt;
۱. بازگشت [[عدالت]]: [[ارتکاب گناه]] موجب زوال عدالت شخص می‌گردد. در نتیجه [[گناهکار]] از اهلیّت تصدی مناصبی همچون امامت جماعت و [[جمعه]]، [[مرجعیت]] و [[شهادت]] که عدالت در آنها شرط است، می‌افتد؛ لکن [[توبه از گناه]] سبب بازگشت عدالت و اهلیّت پیدا کردن توبه کننده برای تصدّی مناسب یاد شده می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابر مشهور اظهار توبه نزد [[قاضی]] از سوی فرد مشتهر به [[فسق]] برای پذیرش شهادت وی کفایت نمی‌کند؛ بلکه باید زمانی بگذرد تا استمرار و مداومت [[توبه]] کننده بر [[طاعت]] و ترک گناه آشکار شود. برخی گفته‌اند: جایز است قاضی به [[فاسق]] بگوید: اگر توبه کنی شهادتت را قبول می‌کنم&amp;lt;ref&amp;gt;مسالک‌الافهام، ج ۱۴، ص۲۱۶ ـ ۲۱۹؛ جواهرالکلام، ج ۴۱، ص۱۰۹ـ ۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر گناهکار مرتکب [[قذف]] شده باشد توبه‌اش منوط به این است که خود را در نسبتی که داده [[تکذیب]] کند؛ بدین صورت که بگوید: آنچه گفته‌ام [[دروغ]] بوده است. البتّه اگر دروغی از او سر نزده باشد، در این گفته خود توریه می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی گفته‌اند: اگر دروغ گفته است، خود را تکذیب و اگر راست گفته، خود را تخطئه کند؛ بدین گونه که بگوید: قذف، امری [[باطل]] است و از این پس آن را تکرار نخواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرط دیگر قبولی توبه قذف کننده، [[اصلاح]] خویش است. در اینکه مراد از اصلاح، همان تکذیب خود است یا علاوه بر آن، [[استمرار]] [[توبه]] است، [[اختلاف]] می‌باشد&amp;lt;ref&amp;gt;مسالک الافهام، ج ۱۴، ص۱۷۳ ـ ۱۷۵؛ جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۳۷ ـ ۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. [[سقوط]] حد: کسی که مرتکب عملی همچون [[زنا]]، لواط یا مساحقه شده که موجب حد است، چنانچه قبل از [[قیام]] [[بیّنه]] و ثبوت آن نزد [[حاکم]] [[توبه]] کند، حدّ از او ساقط می‌شود. نظر مشهور عدم سقوط حد، بعد از ثبوت آن به بیّنه است&amp;lt;ref&amp;gt;مسالک الافهام، ج ۱۴، ص۴۱۵؛ جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۴۶۸ ـ ۴۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر شخصِ مستوجب حد توبه کند ـ در صورتی که حد به [[اقرار]] [[ثابت]] شده و [[حقّ]] [[اللّه]] باشد، مانند زنا و لواط ـ بنابر مشهور [[امام]] بین [[اجرای حد]] و [[عفو]] او مخیّر است&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۲۹۳ ـ ۲۹۵ و ۴۶۸ ـ ۴۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محارب]] اگر قبل از [[تسلط]] حاکم بر او توبه کند حدّ محاربه از وی ساقط می‌شود؛ امّا حقوقی که از دیگران تضییع کرده و حدودی که از این جهت بر عهده او آمده است مانند [[سرقت]]، ساقط نمی‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;مسالک الافهام، ج ۱۵، ص۱۴؛ جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۵۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. سقوط آثار [[ارتداد]]: بر ارتداد [[مسلمان]] آثاری از قبیل اعدام، [[حبس]]، عدم جواز [[ازدواج]] با مسلمان و سقوط [[ولایت]] بر [[فرزندان]] مسلمان مترتّب است که با توبه (در مواردی که پذیرفته می‌شود) همه این آثار رفع می‌گردد&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۶۰۵ و ۶۱۱ ـ ۶۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. رفع [[کراهت]]: ازدواج با [[زن]] زناکار قبل از توبه بنابر مشهور [[مکروه]] است و کراهت با توبه رفع می‌گردد&amp;lt;ref&amp;gt;جواهر الکلام، ج ۳۰، ص۱۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۲، صفحه ۶۵۲-۶۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368945.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:توبه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D8%AF%D8%B9%D8%A7_%D9%88_%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=1366223</id>
		<title>توبه در معارف دعا و زیارات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D8%AF%D8%B9%D8%A7_%D9%88_%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA&amp;diff=1366223"/>
		<updated>2026-04-19T05:21:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = توبه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = توبه&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[توبه در قرآن]] - [[توبه در حدیث]] - [[توبه در نهج البلاغه]] - [[توبه در عرفان اسلامی]] - [[توبه در اخلاق اسلامی]] - [[توبه در فقه اسلامی]] - [[توبه در معارف دعا و زیارات]] - [[توبه در معارف و سیره سجادی]] - [[توبه در معارف و سیره نبوی]] - [[توبه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
واژه “توبه” در عربی به معنای دست کشیدن از [[گناه]] و [[بازگشتن از گناه]] است&amp;lt;ref&amp;gt;تاج المصادر.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در باب [[توبه]] و تعریف آن جستارها و تحلیل‌های بسیاری انجام شده است، چرا که اهمیت توبه و [[جایگاه]] خاص آن در [[بندگی]] و بازگشت به سوی [[الطاف]] خاص [[خداوند]] ارحم الراحمین در [[دین]] ما بسیار [[ارزشمند]] است. [[آیات]]، [[روایات]]، [[احادیث]] و [[ادعیه]] بسیاری در این باب وجود دارد که خود یکی از نشانه‌های اهمیت توبه می‌باشد. [[سوره توبه]] خود بی‌واسطه این قابلیت را دارد که جایباشِ ممتاز توبه را برای [[اهل معرفت]] آشکار سازد. توبه و مشتقات آن بیش از ۸۰ بار در [[قرآن]] آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۱، ص۸۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، مانند: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اوست که توبه را از بندگانش می‌پذیرد» سوره شوری، آیه ۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از قرآن و آیات موجود در آن، روایات و احادیث بسیاری نیز در این باب [[نقل]] شده است؛ از جمله در بیان [[نبوی]] آمده است: {{متن حدیث|اللَّهُ‏ أَفْرَحُ‏ بِتَوْبَةِ الْعَبْدِ...}}&amp;lt;ref&amp;gt;نهج الفصاحه، ص۶۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «خداوند از توبه بنده‌اش بیش از عقیمی که صاحب فرزند شود و گم‌کرده‌ای که گم‌شده‌اش را پیدا می‌کند، خوشحال می‌شود». برخی توبه را نوعی [[اعتذار]] یا عذرخواهی شخص عذرخواه از [[خداوند متعال]] دانسته‌اند و عذرخواهی از کسی را بر سه‌گونه دانسته‌اند: نخست اینکه بگوید فلان کار را نکرده ام؛ دوم اینکه بگوید آن کار را کرده‌ام اما مقصودم فلان چیز بود؛ سوم اینکه بگوید: آن کار را کرده‌ام ولی بد کرده‌ام و دیگر آن را انجام نمی‌دهم، قسم اخیر همان توبه است، که رساترین و زیباترین وجوه عذرخواهی و پوزش است&amp;lt;ref&amp;gt;المفردات فی غریب القرآن، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و در همین منبع آمده است: «توبه، در اصطلاح [[شرع]]، عبارت است از [[ترک گناه]] به خاطر [[زشتی]] آن، [[پشیمانی]] شخص بر معصیتی که در گذشته از او سر زده است و [[عزم]] ترک و عدم بازگشت به آن در [[آینده]] و جبران کردن کارهای ترک شده‌ای که از طریق اعاده قابل جبران است. هرگاه این چهار شرط با هم جمع شود [[شرایط توبه]] کامل است»&amp;lt;ref&amp;gt;المفردات فی غریب القرآن، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و یا “توبه عبارت است از [[تأسف]] شدید نسبت به خطایی که رفته است توأم با [[تصمیم]] جدی به [[پرهیز]] از [[آلودگی]] [[مجدد]] در [[آینده]]؛ پس [[توبه]] عبارت است از نَدَم و [[پشیمانی]] و [[غم]] و [[اندوه]] از آنچه بر [[انسان]] واقع شده است و آرزوی اینکه کاش چنین نشده بود”&amp;lt;ref&amp;gt;تعریفات جرجانی. فرهنگ فلسفی، ص۶۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در باب توبه و تعاریف آن سخن گفتیم و در ادامه به توبه و نتایج آن از منظر [[صحیفه سجادیه]] خواهیم پرداخت. به‌طور کلی در صحیفه سجادیه واژه توبه بیش از ۳۰ بار به کار رفته است و در ضمن آنها به [[حقیقت توبه]] و انواع آن اشاره شده است. به علت ارتباطی که توبه با پشیمانی (نَدَم) و [[آمرزش‌خواهی]] ([[استغفار]]) دارد، با ملاحظه مجموع این واژگان می‌توان تصویری روشن از [[رحمت خدا]] در [[پذیرش]] [[عذر]] [[بندگان]] به دست آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا که انسان [[عاصی]] امروزی [[رسالت]] اصلی خویش را که [[بندگی]] خداست از یاد برده و به [[بیراهه]] می‌رود، صحیفه سجادیه و [[تأمل]] در مضامین [[ارزشمند]] آن می‌تواند راهنمای دست‌یابی به [[امن]] و [[آرامش]] و بازگشت به سوی خدای [[مهربان]] باشد&amp;lt;ref&amp;gt;[[صدیقه بیات|بیات، صدیقه]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== توبه از دیدگاه [[امام]] ==&lt;br /&gt;
از منظر [[امام سجاد]] {{ع}} [[قبول توبه]] [[نشانه]] [[رحمت الهی]] است در [[حق]] بندگان، تا همواره بتوانند راهی برای بازگشت به سوی [[خداوند]] داشته باشند. در این راستا، امام، در [[نیایش]] نخست [[صحیفه]] می‌فرماید: «[[سپاس]] [[خدا]] را که ما را به کارهایی [[فرمان]] داد تا [[میزان]] [[فرمانبرداری]] ما را بیازماید، و از اعمالی [[نهی]] کرد تا [[شکرگزاری]] ما را بسنجد؛ ولی ما از فرمانش سرپیچیدیم و بر مرکب نافرمانی‌اش تکیه زدیم. با این همه، او به [[کیفر]] دادن ما شتاب نکرد و بر [[انتقام]] گرفتن از ما پیشی نگرفت، بلکه از روی [[رحمت]] خویش با ما [[مدارا]] نمود و از سر [[مهربانی]] و [[بردباری]] ما را مهلت داد تا به سوی او بازگردیم. [[سپاس]] خداوندی را که [[راه]] [[توبه]] به ما نمایاند و این بهره را جز از عطای او نیافتیم و اگر تنها همین یک عطیه از عطایای او را به حساب آوریم همانا انعام او در [[حق]] ما [[نیکو]] و احسانش درباره ما [[عظیم]] و فضلش بر ما بی‌منتهاست، چرا که [[سنت]] [[خداوند]] در [[پذیرش توبه]] پیشینیان این‌گونه نبوده است. [[تکلیف]] به آنچه [[برتر]] از توان ما بود ننمود و جز به [[میزان]] توان ما از ما تکلیف نخواست، و ما را جز به کار آسان نگمارد، و هیچ بهانه و عذری برای ما باقی نگذاشت». آنچه از این سخنان [[ارزشمند]] فهمیده می‌شود این است که خداوند از سر [[لطف]] و رحمت خویش باب توبه را گشوده و باز از سر لطف و کرامتی افزون بر [[امّت]] [[محمدی]] {{صل}}، [[شرایط توبه]] را نسبت به گذشتگان سهل‌تر قرار داده است. و مسلماً در این حالت دیگر عذری برای کوتاهی در توبه پذیرفته نیست&amp;lt;ref&amp;gt;[[صدیقه بیات|بیات، صدیقه]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[پشیمانی]] جوهر درونی توبه ==&lt;br /&gt;
[[ندامت]] و پشیمانی از کار [[ناشایست]] و گذشته ناصواب، جوهره درونی توبه و گام نخست آن است. از این‌رو توبه واقعی بدون پشیمانی و ندامت از سابقه بد تحقق پیدا نمی‌کند. از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[روایت]] شده است: «توبه عبارت است از پشیمانی در [[دل]] و [[آمرزش‌خواهی]] با [[زبان]]، و [[ترک گناه]] به وسیله اعضا، و [[تصمیم]] [[قلبی]] که دیگر به [[گناه]] بازنگردد»&amp;lt;ref&amp;gt;گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۱، ص۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام سجاد]] {{ع}} در این مورد به [[خدا]] عرض می‌کند: {{متن حدیث|إِنْ‏ يَكُنِ‏ النَّدَمُ‏ تَوْبَةً إِلَيْكَ‏ فَأَنَا أَنْدَمُ‏ النَّادِمِينَ‏}}&amp;lt;ref&amp;gt;دعای ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «بار خدایا، اگر پشیمانی به درگاه تو توبه است، من پشیمان‌ترین پشیمانانم»؛ و در جای دیگری می‌فرماید: «در این مکان که ایستاده‌ام به درگاه تو توبه می‌کنم؛ توبه کسی که از [[افراط]] در [[گناه]] نادم شده و از آن بار گران [[معاصی]] که بر گردن دارد ترسان است و از ورطه‌ای که در آن افتاده سخت پشیمان است»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش دوازدهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[صدیقه بیات|بیات، صدیقه]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[توبه]] راستین ==&lt;br /&gt;
هرچند باب توبه باز و گشوده است و [[آدمی]] هماره از این فرصت برخوردار است که با اظهار [[پشیمانی]] به درگاه [[خدا]] بازگشت نماید و در جبران گذشته‌اش تلاش و کوشش نماید، و در این مسیر حتی آنان که توبه را شکسته و شرایط آن را به‌جا نیاورده‌اند باز در [[رحمت خدا]] به سوی ایشان بسته نیست؛ اما شایسته است که توبه [[انسان]] توبه‌ای عمیق و راستین باشد و شرایط آن را با [[مردانگی]] و البته با [[توفیق الهی]] به‌جا آورد. [[قرآن]] به ما [[دستور]] می‌دهد که به‌سوی خدا توبه کنیم، آن هم توبه‌ای راستین: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید» سوره تحریم، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بر همین اساس، [[امام]] از [[خداوند]] درخواست “توبه نصوح” می‌نماید: «بار خدایا (مرا)... به توبه‌ای بی‌بازگشت [[توبه نصوح]] و راستین که پس از آن نه گناه خُردم باقی ماند و نه [[گناه بزرگ]]، نه [[گناه آشکار]] و نه گناه پنهان، [[توفیق]] ده»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش چهل‌و‌هفتم.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام {{ع}} در برخی از مناجات‌هایش به شرط‌هایی که توبه‌کار راستین به آنها ملتزم است اشاره می‌کند و چنین می‌گوید: «ای خداوند در همین مکان که ایستاده‌ام... به درگاه تو توبه می‌کنم، چونان توبه کسی که از آن پس حتی با خود سخن از گناه نگوید و در خاطر نگذراند که خطای پیشین را از سر گیرد»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش سی‌و‌یکم.&amp;lt;/ref&amp;gt;. سپس با [[یادآوری]] [[وعده خداوند]] که توبه بندگانش را می‌پذیرد و توبه‌کنندگان را [[دوست]] می‌دارد، با خدایش چنین شرط می‌کند: «ای [[پروردگار]]، من نیز شرط می‌کنم که زین پس کاری را که تواش ناخوش داشته‌ای مرتکب نشوم و برعهده می‌گیرم که عملی را که تواش [[ناپسند]] دانسته‌ای انجام ندهم و از هرچه [[معصیت]] توست دوری گزینم»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش سی‌و‌یکم.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
چنین توبه‌ای آن چنان [[استوار]] است که دیگر پس از آن به [[توبه]] [[مجدد]] نیاز نمی‌افتد و از [[برکات]] آن، محو گذشته و تضمین [[سلامت]] [[انسان]] از معصیت در [[آینده]] است: «ای [[خداوند]] این توبه مرا آن‌گونه قرار ده که بعد از آن [[نیازمند]] توبه نشوم. توبه‌ای که موجب زدودن [[گناهان]] گذشته من باشد و سبب درامان ماندن در باقی [[عمر]] از گناهکاری»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش سی‌و‌یکم.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[صدیقه بیات|بیات، صدیقه]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== توبه‌کاران محبوب خدایند ==&lt;br /&gt;
به [[پیروی]] از آموزه‌های ارزشمند [[قرآن]] که بر محبت خدا نسبت به توبه‌کنندگان تأکید می‌کند - {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بی‌گمان خداوند توبه کاران و شست‌وشوکنندگان را دوست» سوره بقره، آیه ۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ در [[صحیفه سجادیه]] نیز در موارد متعدد از این موضوع یاد شده است: «ای خداوند من، تو خود در کتاب محکمت گفته‌ای که توبه [[بندگان]] را می‌پذیری و گناهانشان را [[عفو]] می‌کنی و توبه‌کنندگان را [[دوست]] می‌داری، پس همچنان که [[وعده]] داده‌ای توبه من بپذیر و همچنان که برعهده گرفته‌ای از خطاهای من درگذر و آن‌سان که شرط کرده‌ای [[محبت]] خود نصیب من ساز»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش سی‌و‌یکم.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌راستی چنین است و خداوند محبت خود را شامل حال توبه‌کاران می‌نماید؛ بلکه آنها را به مقامی بلند می‌رساند. همان‌طور که [[حرّ]] در صحرای [[کربلا]] توبه‌اش پذیرفته شد و نامش تا امروز هماره به [[سربلندی]] و [[افتخار]] برده می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;صدیقه بیات|بیات، صدیقه، دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه، ص ۱۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نتایج توبه ==&lt;br /&gt;
پس از بررسی اجمالی توبه از دیدگاه [[امام]] به نتایج مهمی در خصوص اهمیت و [[جایگاه]] ارزشمند توبه دست پیدا می‌کنیم. توبه موجب پاکسازی وجود انسان از تیرگی و [[گناه]] است، و از نتایج آن [[نورانی]] شدن [[قلب]] و نزدیکی به [[پروردگار]] و جذب [[الطاف]] خداوندی است که [[رستگاری]] [[آخرت]] را نیز در پی خواهد داشت. [[حضرت]] در نیایش‌های خود عرض می‌کند: «خدایا بر [[محمد و آل او]] [[درود]] بفرست و مرا از [[گناهان]] مصون دار، به کار طاعتم بگمار، بازگشت [[نیک]] به سوی خودت روزیم گردان، با [[توبه]] از آلودگی‌ها پاکم ساز، با [[عصمت]] خویش یاریم فرما، با [[عافیت]] و [[سلامت]] کارم را [[اصلاح]] نما، شیرینی آمرزشت را بر من بچشان، مرا رها گشته بخشایشت و آزادشده [[رحمت]] خویش قرار ده، برایم خط امانی از خشمت بنگار و در همین [[دنیا]] و نه در [[آخرت]] با [[بشارت]] آن مسرورم گردان، بشارتی که آن را بشناسم، و در آن علامتی نشانم ده که آن را آشکارا بیابم»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش شانزدهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و همچنین در [[نیایش چهل و پنجم]] چنین درخواست می‌کند: خدایا ما را نزد خود از توبه‌کنندگانی قرار ده که محبتت را بر آنها لازم نموده‌ای، و بازگشت آنان به [[طاعت]] خویش را پذیرفته‌ای، ای عادل‌ترین عادل‌ها. و در [[نیایش چهلم]]: بار خدایا ما را در حالی بمیران که هدایت‌یافته باشیم، و توبه‌کنندگانی باشیم که دوباره [[گناه]] نکرده باشیم، ای که [[پاداش]] [[نیکوکاران]] را ضمانت کرده‌ای و از فسادکنندگان، اصلاح کارهایشان را خواهانی&amp;lt;ref&amp;gt;راهنمای موضوعی، شیروانی، ۳۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;تاج المصادر، احمد بن علی بیهقی، مصحح: هادی عالم زاده، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۶؛ دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، بهاء الدین خرمشاهی، تهران، دوستان: ناهید، ۱۳۷۷؛ الدلیل الی موضوعات الصحیفة السجادیة محمدحسین مظفر، م: انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ ق؛ راهنمای موضوعی صحیفه سجادیه: براساس الدلیل الی موضوعات الصحیفة السجادیه، علی شیروانی، سازمان تبلیغات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، ۲۹ آبان، ۱۳۸۵؛ صحیفه سجادیه ترجمه عبدالمحمد آیتی، سروش، تهران، ۱۳۹۴، فرهنگ فلسفی، منوچهر صانعی دره بیدی، جمیل صلیبا، حکمت، تهران، ۱۳۶۶؛ فرهنگ نامه موضوعی صحیفه سجادیه، سید احمد سجادی، پژوهش مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان، ۱۳۹۲؛ قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، ج۱ و ۲، ارومیه، چاپخانه فردوسی، ۱۳۵۲؛ المفردات فی غریب القرآن، الراغب الأصفهانی، ارومیه، ظرافت، ۱۳۸۵؛ گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ترجمه غررالحکم، سید حسین شیخ الاسلامی، ج۱، انصاریان، قم، ۱۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[صدیقه بیات|بیات، صدیقه]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100609.jpg|22px]] [[صدیقه بیات|بیات، صدیقه]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|&#039;&#039;&#039;مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:توبه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1366222</id>
		<title>توبه در معارف و سیره سجادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1366222"/>
		<updated>2026-04-19T05:21:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = توبه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = توبه&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[توبه در قرآن]] - [[توبه در حدیث]] - [[توبه در نهج البلاغه]] - [[توبه در عرفان اسلامی]] - [[توبه در اخلاق اسلامی]] - [[توبه در فقه اسلامی]] - [[توبه در معارف دعا و زیارات]] - [[توبه در معارف و سیره سجادی]] - [[توبه در معارف و سیره نبوی]] - [[توبه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
واژه “توبه” در [[عربی]] به معنای دست کشیدن از [[گناه]] و [[بازگشتن از گناه]] است&amp;lt;ref&amp;gt;تاج المصادر.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
در باب [[توبه]] و تعریف آن جستارها و تحلیل‌های بسیاری انجام شده است، چرا که اهمیت توبه و [[جایگاه]] خاص آن در [[بندگی]] و بازگشت به سوی [[الطاف]] خاص [[خداوند]] ارحم الراحمین در [[دین]] ما بسیار [[ارزشمند]] است. [[آیات]]، [[روایات]]، [[احادیث]] و [[ادعیه]] بسیاری در این باب وجود دارد که خود یکی از نشانه‌های اهمیت توبه می‌باشد. [[سوره توبه]] خود بی‌واسطه این قابلیت را دارد که جایباشِ ممتاز توبه را برای [[اهل معرفت]] آشکار سازد. توبه و مشتقات آن بیش از ۸۰ بار در [[قرآن]] آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۱، ص۸۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، مانند: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اوست که توبه را از بندگانش می‌پذیرد» سوره شوری، آیه ۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از قرآن و آیات موجود در آن، روایات و احادیث بسیاری نیز در این باب [[نقل]] شده است؛ از جمله در بیان [[نبوی]] آمده است: {{متن حدیث|اللَّهُ‏ أَفْرَحُ‏ بِتَوْبَةِ الْعَبْدِ...}}&amp;lt;ref&amp;gt;نهج الفصاحه، ص۶۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «خداوند از توبه بنده‌اش بیش از عقیمی که صاحب فرزند شود و گم‌کرده‌ای که گم‌شده‌اش را پیدا می‌کند، خوشحال می‌شود». برخی توبه را نوعی [[اعتذار]] یا عذرخواهی شخص عذرخواه از [[خداوند متعال]] دانسته‌اند و عذرخواهی از کسی را بر سه‌گونه دانسته‌اند: نخست اینکه بگوید فلان کار را نکرده ام؛ دوم اینکه بگوید آن کار را کرده‌ام اما مقصودم فلان چیز بود؛ سوم اینکه بگوید: آن کار را کرده‌ام ولی بد کرده‌ام و دیگر آن را انجام نمی‌دهم، قسم اخیر همان توبه است، که رساترین و زیباترین وجوه عذرخواهی و پوزش است&amp;lt;ref&amp;gt;المفردات فی غریب القرآن، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و در همین منبع آمده است: «توبه، در اصطلاح [[شرع]]، عبارت است از [[ترک گناه]] به خاطر [[زشتی]] آن، [[پشیمانی]] شخص بر معصیتی که در گذشته از او سر زده است و [[عزم]] ترک و عدم بازگشت به آن در [[آینده]] و جبران کردن کارهای ترک شده‌ای که از طریق اعاده قابل جبران است. هرگاه این چهار شرط با هم جمع شود [[شرایط توبه]] کامل است»&amp;lt;ref&amp;gt;المفردات فی غریب القرآن، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و یا “توبه عبارت است از [[تأسف]] شدید نسبت به خطایی که رفته است توأم با [[تصمیم]] جدی به [[پرهیز]] از [[آلودگی]] [[مجدد]] در [[آینده]]؛ پس [[توبه]] عبارت است از نَدَم و [[پشیمانی]] و [[غم]] و [[اندوه]] از آنچه بر [[انسان]] واقع شده است و آرزوی اینکه کاش چنین نشده بود”&amp;lt;ref&amp;gt;تعریفات جرجانی. فرهنگ فلسفی، ص۶۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در باب توبه و تعاریف آن سخن گفتیم و در ادامه به توبه و نتایج آن از منظر [[صحیفه سجادیه]] خواهیم پرداخت. به‌طور کلی در صحیفه سجادیه واژه توبه بیش از ۳۰ بار به کار رفته است و در ضمن آنها به [[حقیقت توبه]] و انواع آن اشاره شده است. به علت ارتباطی که توبه با پشیمانی (نَدَم) و [[آمرزش‌خواهی]] ([[استغفار]]) دارد، با ملاحظه مجموع این واژگان می‌توان تصویری روشن از [[رحمت خدا]] در [[پذیرش]] [[عذر]] [[بندگان]] به دست آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا که انسان [[عاصی]] امروزی [[رسالت]] اصلی خویش را که [[بندگی]] خداست از یاد برده و به [[بیراهه]] می‌رود، صحیفه سجادیه و [[تأمل]] در مضامین [[ارزشمند]] آن می‌تواند راهنمای دست‌یابی به [[امن]] و [[آرامش]] و بازگشت به سوی خدای [[مهربان]] باشد&amp;lt;ref&amp;gt;[[صدیقه بیات|بیات، صدیقه]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== توبه از دیدگاه امام سجاد{{ع}} ==&lt;br /&gt;
از منظر [[امام سجاد]] {{ع}} [[قبول توبه]] [[نشانه]] [[رحمت الهی]] است در [[حق]] بندگان، تا همواره بتوانند راهی برای بازگشت به سوی [[خداوند]] داشته باشند. در این راستا، امام، در [[نیایش]] نخست [[صحیفه]] می‌فرماید: «[[سپاس]] [[خدا]] را که ما را به کارهایی [[فرمان]] داد تا [[میزان]] [[فرمانبرداری]] ما را بیازماید، و از اعمالی [[نهی]] کرد تا [[شکرگزاری]] ما را بسنجد؛ ولی ما از فرمانش سرپیچیدیم و بر مرکب نافرمانی‌اش تکیه زدیم. با این همه، او به [[کیفر]] دادن ما شتاب نکرد و بر [[انتقام]] گرفتن از ما پیشی نگرفت، بلکه از روی [[رحمت]] خویش با ما [[مدارا]] نمود و از سر [[مهربانی]] و [[بردباری]] ما را مهلت داد تا به سوی او بازگردیم. [[سپاس]] خداوندی را که [[راه]] [[توبه]] به ما نمایاند و این بهره را جز از عطای او نیافتیم و اگر تنها همین یک عطیه از عطایای او را به حساب آوریم همانا انعام او در [[حق]] ما [[نیکو]] و احسانش درباره ما [[عظیم]] و فضلش بر ما بی‌منتهاست، چرا که [[سنت]] [[خداوند]] در [[پذیرش توبه]] پیشینیان این‌گونه نبوده است. [[تکلیف]] به آنچه [[برتر]] از توان ما بود ننمود و جز به [[میزان]] توان ما از ما تکلیف نخواست، و ما را جز به کار آسان نگمارد، و هیچ بهانه و عذری برای ما باقی نگذاشت». آنچه از این سخنان [[ارزشمند]] فهمیده می‌شود این است که خداوند از سر [[لطف]] و رحمت خویش باب توبه را گشوده و باز از سر لطف و کرامتی افزون بر [[امّت]] [[محمدی]] {{صل}}، [[شرایط توبه]] را نسبت به گذشتگان سهل‌تر قرار داده است. و مسلماً در این حالت دیگر عذری برای کوتاهی در توبه پذیرفته نیست&amp;lt;ref&amp;gt;[[صدیقه بیات|بیات، صدیقه]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[پشیمانی]] جوهر درونی توبه ==&lt;br /&gt;
[[ندامت]] و پشیمانی از کار [[ناشایست]] و گذشته ناصواب، جوهره درونی توبه و گام نخست آن است. از این‌رو توبه واقعی بدون پشیمانی و ندامت از سابقه بد تحقق پیدا نمی‌کند. از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[روایت]] شده است: «توبه عبارت است از پشیمانی در [[دل]] و [[آمرزش‌خواهی]] با [[زبان]]، و [[ترک گناه]] به وسیله اعضا، و [[تصمیم]] [[قلبی]] که دیگر به [[گناه]] بازنگردد»&amp;lt;ref&amp;gt;گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۱، ص۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام سجاد]] {{ع}} در این مورد به [[خدا]] عرض می‌کند: {{متن حدیث|إِنْ‏ يَكُنِ‏ النَّدَمُ‏ تَوْبَةً إِلَيْكَ‏ فَأَنَا أَنْدَمُ‏ النَّادِمِينَ‏}}&amp;lt;ref&amp;gt;دعای ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «بار خدایا، اگر پشیمانی به درگاه تو توبه است، من پشیمان‌ترین پشیمانانم»؛ و در جای دیگری می‌فرماید: «در این مکان که ایستاده‌ام به درگاه تو توبه می‌کنم؛ توبه کسی که از [[افراط]] در [[گناه]] نادم شده و از آن بار گران [[معاصی]] که بر گردن دارد ترسان است و از ورطه‌ای که در آن افتاده سخت پشیمان است»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش دوازدهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[صدیقه بیات|بیات، صدیقه]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[توبه]] راستین ==&lt;br /&gt;
هرچند باب توبه باز و گشوده است و [[آدمی]] هماره از این فرصت برخوردار است که با اظهار [[پشیمانی]] به درگاه [[خدا]] بازگشت نماید و در جبران گذشته‌اش تلاش و کوشش نماید، و در این مسیر حتی آنان که توبه را شکسته و شرایط آن را به‌جا نیاورده‌اند باز در [[رحمت خدا]] به سوی ایشان بسته نیست؛ اما شایسته است که توبه [[انسان]] توبه‌ای عمیق و راستین باشد و شرایط آن را با [[مردانگی]] و البته با [[توفیق الهی]] به‌جا آورد. [[قرآن]] به ما [[دستور]] می‌دهد که به‌سوی خدا توبه کنیم، آن هم توبه‌ای راستین: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید» سوره تحریم، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بر همین اساس، [[امام]] از [[خداوند]] درخواست “توبه نصوح” می‌نماید: «بار خدایا (مرا)... به توبه‌ای بی‌بازگشت [[توبه نصوح]] و راستین که پس از آن نه گناه خُردم باقی ماند و نه [[گناه بزرگ]]، نه [[گناه آشکار]] و نه گناه پنهان، [[توفیق]] ده»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش چهل‌و‌هفتم.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام {{ع}} در برخی از مناجات‌هایش به شرط‌هایی که توبه‌کار راستین به آنها ملتزم است اشاره می‌کند و چنین می‌گوید: «ای خداوند در همین مکان که ایستاده‌ام... به درگاه تو توبه می‌کنم، چونان توبه کسی که از آن پس حتی با خود سخن از گناه نگوید و در خاطر نگذراند که خطای پیشین را از سر گیرد»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش سی‌و‌یکم.&amp;lt;/ref&amp;gt;. سپس با [[یادآوری]] [[وعده خداوند]] که توبه بندگانش را می‌پذیرد و توبه‌کنندگان را [[دوست]] می‌دارد، با خدایش چنین شرط می‌کند: «ای [[پروردگار]]، من نیز شرط می‌کنم که زین پس کاری را که تواش ناخوش داشته‌ای مرتکب نشوم و برعهده می‌گیرم که عملی را که تواش [[ناپسند]] دانسته‌ای انجام ندهم و از هرچه [[معصیت]] توست دوری گزینم»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش سی‌و‌یکم.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنین توبه‌ای آن چنان [[استوار]] است که دیگر پس از آن به [[توبه]] [[مجدد]] نیاز نمی‌افتد و از [[برکات]] آن، محو گذشته و تضمین [[سلامت]] [[انسان]] از معصیت در [[آینده]] است: «ای [[خداوند]] این توبه مرا آن‌گونه قرار ده که بعد از آن [[نیازمند]] توبه نشوم. توبه‌ای که موجب زدودن [[گناهان]] گذشته من باشد و سبب درامان ماندن در باقی [[عمر]] از گناهکاری»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش سی‌و‌یکم.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[صدیقه بیات|بیات، صدیقه]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== توبه‌کاران محبوب خدایند ==&lt;br /&gt;
به [[پیروی]] از آموزه‌های ارزشمند [[قرآن]] که بر محبت خدا نسبت به توبه‌کنندگان تأکید می‌کند - {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بی‌گمان خداوند توبه کاران و شست‌وشوکنندگان را دوست» سوره بقره، آیه ۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ در [[صحیفه سجادیه]] نیز در موارد متعدد از این موضوع یاد شده است: «ای خداوند من، تو خود در کتاب محکمت گفته‌ای که توبه [[بندگان]] را می‌پذیری و گناهانشان را [[عفو]] می‌کنی و توبه‌کنندگان را [[دوست]] می‌داری، پس همچنان که [[وعده]] داده‌ای توبه من بپذیر و همچنان که برعهده گرفته‌ای از خطاهای من درگذر و آن‌سان که شرط کرده‌ای [[محبت]] خود نصیب من ساز»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش سی‌و‌یکم.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌راستی چنین است و خداوند محبت خود را شامل حال توبه‌کاران می‌نماید؛ بلکه آنها را به مقامی بلند می‌رساند. همان‌طور که [[حرّ]] در صحرای [[کربلا]] توبه‌اش پذیرفته شد و نامش تا امروز هماره به [[سربلندی]] و [[افتخار]] برده می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;صدیقه بیات|بیات، صدیقه، دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه، ص ۱۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نتایج توبه ==&lt;br /&gt;
پس از بررسی اجمالی توبه از دیدگاه [[امام]] به نتایج مهمی در خصوص اهمیت و [[جایگاه]] ارزشمند توبه دست پیدا می‌کنیم. توبه موجب پاکسازی وجود انسان از تیرگی و [[گناه]] است، و از نتایج آن [[نورانی]] شدن [[قلب]] و نزدیکی به [[پروردگار]] و جذب [[الطاف]] خداوندی است که [[رستگاری]] [[آخرت]] را نیز در پی خواهد داشت. [[حضرت]] در نیایش‌های خود عرض می‌کند: «خدایا بر [[محمد و آل او]] [[درود]] بفرست و مرا از [[گناهان]] مصون دار، به کار طاعتم بگمار، بازگشت [[نیک]] به سوی خودت روزیم گردان، با [[توبه]] از آلودگی‌ها پاکم ساز، با [[عصمت]] خویش یاریم فرما، با [[عافیت]] و [[سلامت]] کارم را [[اصلاح]] نما، شیرینی آمرزشت را بر من بچشان، مرا رها گشته بخشایشت و آزادشده [[رحمت]] خویش قرار ده، برایم خط امانی از خشمت بنگار و در همین [[دنیا]] و نه در [[آخرت]] با [[بشارت]] آن مسرورم گردان، بشارتی که آن را بشناسم، و در آن علامتی نشانم ده که آن را آشکارا بیابم»&amp;lt;ref&amp;gt;نیایش شانزدهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و همچنین در [[نیایش چهل و پنجم]] چنین درخواست می‌کند: خدایا ما را نزد خود از توبه‌کنندگانی قرار ده که محبتت را بر آنها لازم نموده‌ای، و بازگشت آنان به [[طاعت]] خویش را پذیرفته‌ای، ای عادل‌ترین عادل‌ها. و در [[نیایش چهلم]]: بار خدایا ما را در حالی بمیران که هدایت‌یافته باشیم، و توبه‌کنندگانی باشیم که دوباره [[گناه]] نکرده باشیم، ای که [[پاداش]] [[نیکوکاران]] را ضمانت کرده‌ای و از فسادکنندگان، اصلاح کارهایشان را خواهانی&amp;lt;ref&amp;gt;راهنمای موضوعی، شیروانی، ۳۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;تاج المصادر، احمد بن علی بیهقی، مصحح: هادی عالم زاده، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۶؛ دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، بهاء الدین خرمشاهی، تهران، دوستان: ناهید، ۱۳۷۷؛ الدلیل الی موضوعات الصحیفة السجادیة محمدحسین مظفر، م: انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ ق؛ راهنمای موضوعی صحیفه سجادیه: براساس الدلیل الی موضوعات الصحیفة السجادیه، علی شیروانی، سازمان تبلیغات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، ۲۹ آبان، ۱۳۸۵؛ صحیفه سجادیه ترجمه عبدالمحمد آیتی، سروش، تهران، ۱۳۹۴، فرهنگ فلسفی، منوچهر صانعی دره بیدی، جمیل صلیبا، حکمت، تهران، ۱۳۶۶؛ فرهنگ نامه موضوعی صحیفه سجادیه، سید احمد سجادی، پژوهش مرکز تحقیقات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان، ۱۳۹۲؛ قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، ج۱ و ۲، ارومیه، چاپخانه فردوسی، ۱۳۵۲؛ المفردات فی غریب القرآن، الراغب الأصفهانی، ارومیه، ظرافت، ۱۳۸۵؛ گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ترجمه غررالحکم، سید حسین شیخ الاسلامی، ج۱، انصاریان، قم، ۱۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[صدیقه بیات|بیات، صدیقه]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100609.jpg|22px]] [[صدیقه بیات|بیات، صدیقه]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|&#039;&#039;&#039;مقاله «توبه»، دانشنامه صحیفه سجادیه&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:توبه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C&amp;diff=1366221</id>
		<title>توبه در معارف و سیره نبوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C&amp;diff=1366221"/>
		<updated>2026-04-19T05:21:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = توبه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = توبه&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[توبه در قرآن]] - [[توبه در حدیث]] - [[توبه در نهج البلاغه]] - [[توبه در عرفان اسلامی]] - [[توبه در اخلاق اسلامی]] - [[توبه در فقه اسلامی]] - [[توبه در معارف دعا و زیارات]] - [[توبه در معارف و سیره سجادی]] - [[توبه در معارف و سیره نبوی]] - [[توبه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
[[رسول خدا]] {{صل}} در آخرین خطبه‌ای که برای [[مردم]] خواند و [[موعظه]] فرمود، بحثی راجع به توبه و بازگشت [[بنده]] از [[معصیت]] و [[گناه]] کرد و فرمود: «هر کس یک سال قبل از مردنش توبه کند، [[خداوند]] توبه او را می‌پذیرد». بعد فرمود: «یک سال زیاد است و در کمتر از یک سال هم ممکن است. اگر در یک ماه قبل از مردنش توبه کند، خداوند توبه او را پذیرد». باز فرمود: «یک ماه هم زیاد است و در کمتر از یک ماه هم ممکن است. اگر کسی یک [[روز]] قبل از مردنش توبه کند، خداوند توبه او را می‌پذیرد». باز فرمود: «یک روز هم زیاد است و در کمتر از یک روز هم ممکن است. اگر کسی در یک [[ساعت]] قبل از مردنش توبه کند، خداوند توبه او را می‌پذیرد». باز فرمود: «یک ساعت باز هم زیاد است و در کمتر از یک ساعت هم ممکن است». در این وقت فرمود: «اگر کسی یک لحظه قبل از مردنش [[توفیق]] توبه پیدا کند، خداوند توبه او را می‌پذیرد&amp;lt;ref&amp;gt;مرتضی مطهری، حکمت‌ها و اندرزها، ص۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توبه، رجوع و بازگشت [[واقعی]] بنده به سوی خداوند است و البته ممکن نیست که بنده‌ای واقعاً و حقیقتاً راه کج را که می‌رفته است، رها کند و به سوی [[راه راست]] و مستقیم باز گردد و از عمق [[باطن]] و [[روح]] خود به سوی خداوند بیاید - نه فقط به دلیل [[اجبار]] و [[اضطرار]] - و خداوند او را در جوار [[رحمت]] خود نپذیرد. آن چیزی که رکن و اساس توبه را تشکیل می‌دهد، [[ندامت]] و [[پشیمانی]] از کار بد و تصمیم به [[ترک گناه]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توبه در دو موقف و دو موطن پذیرفته نمی‌شود. یکی در همین [[دنیا]] آن گاه که [[کیفر]] رسیده باشد. در [[حقیقت]]، حالتی که [[انسان]] در این وقت به خود می‌گیرد، صورت توبه دارد، ولی حقیقت توبه ندارد. در [[سوره]] [[مؤمن]] [[آیه]] ۸۵ درباره بعضی از اقوام گذشته که دچار عقوبت الهی شدند، می‌فرماید: «همین که عقوبت‌های سخت را دیدند، اظهار داشتند که به خدای یگانه [[ایمان]] آورده‌ایم و تمام آن چیزهایی را که [[شریک خداوند]] ساخته بودیم، به دور ریختیم، ولی چنین [[توبه]] و [[ایمانی]] که بعد از مشاهده [[عقوبت]] سخت پیدا شود، هرگز به حال آنها سود نخواهد بخشید. این سنتی است از [[خداوند]] که همیشه بوده است و [[کافران]] در این موطن و موقف زیان کرده‌اند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقف دوم که توبه پذیرفته نمی‌شود، [[جهان آخرت]] است. همین که [[آدمی]] به آن [[جهان]] رفت، دیگر توبه و [[پشیمانی]] سودی ندارد، نه تنها بدان جهت که در آنجا آدمی [[کیفر]] را حاضر و مشهود می‌بیند، بلکه بدان جهت که در آنجا دیگر عمل و [[تغییر]] تصمیم و حرکت و [[تکامل]] معنا ندارد. هر کس در آنجا به هرحالت و با هر درجه و هر مقام که رفت، برای همیشه در همان حالت باقی است و نمی‌تواند در خودش تغییر ایجاد کند. در آنجا هم توبه و انصراف [[واقعی]] پیدا نمی‌شود، نه اینکه انصراف واقعی پیدا می‌شود و مورد قبول واقع نمی‌گردد»&amp;lt;ref&amp;gt;مرتضی مطهری، حکمت‌ها و اندرزها، ص۷۹-۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[حسن اردشیری لاجیمی|اردشیری لاجیمی، حسن]]، [[سیره نبوی از نگاه استاد مطهری (کتاب)|سیره نبوی از نگاه استاد مطهری]] ص ۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افسار [[گناه]]، [[آدمی]] را به [[خواری]] و زنگار آن، [[دل]] را به [[تباهی]] می‌کشاند و [[رهایی]] از این [[تسلیم]]، در گرو بازگشتی مطمئن به سوی جاده نور و [[سلامت]] است. روزی [[حضرت محمد]] {{صل}} به [[یاران]] خود فرمود: آیا شما را از درد و درمان تان [[آگاه]] نکنم؟ گفتند: چرا یا [[رسول الله]]! ایشان فرمود: «دردتان، گناه است و درمان‌تان، [[استغفار]]»&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج۹۰، ص۲۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پیامبر خدا]]، [[طلب آمرزش]] از [[خدا]] را وسیله رهایی از آسیب‌های [[نافرمانی]] و رنج‌های گناه می‌داند و جلای دل را در گرو استغفار برمی‌شمارد و می‌فرماید: {{متن حدیث|إِنَّ لِلْقُلُوبِ صَدَأً كَصَدَإِ النُّحَاسِ فَاجْلُوهَا بِالاسْتِغْفَارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«[[دل‌ها]] نیز مانند مس زنگ می‌گیرد. پس آن را با استغفار جلا دهید.» ابن فهد حلی، عدة الداعی، ص۲۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس باید به سرعت از مسیر خلاف [[حق]] بازگشت و سر به آستان [[رحمت]] او سایید. [[خداوند]] نیز همگان را این گونه به سوی خویش فرا می‌خواند: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آیا هنگام آن نرسیده است که دل‌های مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد» سوره حدید، آیه ۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند توبه برای همه پسندیده است، تأکید آن درباره [[جوانان]] بیش از دیگران است. از پیامبر خدا نقل است: {{متن حدیث|التَّوْبَةُ حَسَنٌ وَ لَكِنَّ فِي الشَّبَابِ أَحْسَنُ‌}}&amp;lt;ref&amp;gt;«توبه نیکوست، ولی در [[جوانی]] نیکوتر است» کنزالعمال، ج۱۶، ص۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رسول خدا]] {{صل}} از علاقه شدید خود به [[جوان]] پشیمان از گناه یاد می‌کند و می‌فرماید: {{متن حدیث|مَا فِي الدُّنْيَا شَيْ‌ءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ شَابٍّ تَائِبٍ‌}}&amp;lt;ref&amp;gt;«هیچ چیز در [[دنیا]]، نزد [[پروردگار]]، [[دوست]] داشتنی‌تر از جوان توبه‌کار نیست» مشکوه الانوار، ص۲۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خنجر گناه، [[چشم]] دل را کور می‌کند و این کوردلی، به ناپاکی جسم و [[روح]] می‌انجامد، چنان که [[پیامبر]] فرمود: {{متن حدیث|إِذَا خَبُثَ الْقَلْبُ خَبُثَ الْجَسَدُ}}؛ «هرگاه دل آدمی [[ناپاک]] شد، جسم نیز ناپاک می‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج۶۷، ص۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[نگین رسالت (کتاب)|نگین رسالت]] ص ۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1379752.jpg|22px]] [[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[نگین رسالت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;نگین رسالت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1379758.jpg|22px]] [[حسن اردشیری لاجیمی|اردشیری لاجیمی، حسن]]، [[سیره نبوی از نگاه استاد مطهری (کتاب)|&#039;&#039;&#039;سیره نبوی از نگاه استاد مطهری&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:توبه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366220</id>
		<title>توبه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366220"/>
		<updated>2026-04-19T05:21:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = توبه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = توبه&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[توبه در قرآن]] - [[توبه در حدیث]] - [[توبه در نهج البلاغه]] - [[توبه در عرفان اسلامی]] - [[توبه در اخلاق اسلامی]] - [[توبه در فقه اسلامی]] - [[توبه در معارف دعا و زیارات]] - [[توبه در معارف و سیره سجادی]] - [[توبه در معارف و سیره نبوی]] - [[توبه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[توبه]]&#039;&#039;&#039; به معنای رجوع کردن، در اصطلاح [[اخلاقی]] به معنای رجوع کردن از [[گناه]] است. [[توبه]] از مسائل مهم اخلاقی ـ [[عرفانی]] است که در [[ادیان الهی]] مانند [[یهود]] و [[مسیحیت]] جایگاه ویژه ای دارد. پشیمانی از گناه و [[عزم]] برای [[ترک گناه]]، دو رکن اصلی توبه محسوب می‌شوند. توبه و [[استغفار]] از نخستین [[مقامات]] [[دین]] و سرمایه سالکان است که موجب [[محبت]] [[حق‌تعالی]] و سبب [[نجات]] و [[رستگاری]] است. مهمترین نوع توبه، توبه نصوح است. پاک شدن از گناهان؛ تبدیل گناهان به حسنات؛ برخورداری از محبت الهی و پوشیده شدن و محجوب شدن [[اعمال]] در [[آخرت]] از مهمترین نتایج توبه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
[[امام خمینی]] [[توبه]] را رجوع از طبیعت به [[روحانیت]] نفس و حقیقت توبه را بازگشت از طبیعت و تاریکی‌های [[عالم ماده]]، به سوی [[فطرت]] و روحانیت نفس می‌داند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان [[پشیمانی]] و [[عزم]] بر ترک گناهان را از ارکان [[توبه]] می‌شمارد و برگرداندن تمام [[حقوق مردم]] و به‌جای‌آوردن واجبات الهی ترک‌شده را شرط صحت و پذیرش توبه و از میان بردن گوشت‌های روییده شده از [[گناه]] و چشاندن [[سختی]] [[عبادت]] به بدن را شرط کمال توبه می‌داند و پناه بردن به مقام غفاریت [[حق‌تعالی]] را از امور لازم بر شخص تائب می‌شمارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی تأخیر در توبه را امری ناپسند و بهار توبه را ایام [[جوانی]] می‌داند. و [[معتقد]] است [[ندامت]] و پشیمانی از گناه و [[عقاب]] نفس برای زدودن آثار [[گناهان]] لازم است، و نتایجی برای توبه چون: پاک شدن از گناهان، تبدیل گناهان به [[حسنات]] و محبت الهی برمی‌شمرد، و توبه را [[واجب]] فوری و از [[امور قلبی]] و عدم عقاب توبه‌کننده را تفضلی از سوی [[خداوند]] می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ ـ ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی ==&lt;br /&gt;
توبه، به معانی رجوع کردن،&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، الصحاح تاج اللغة، ۱/۹۱؛ ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ۱/۳۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنده شدن از گناه&amp;lt;ref&amp;gt;فیومی، المصباح المنیر، ۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و حیا کردن&amp;lt;ref&amp;gt;فراهیدی، کتاب العین، ۸/۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; به‌کار رفته است. توبه در دو معنای رجوع [[بنده]] به خداوند و رجوع خداوند به بنده به کار می‌رود. رجوع بنده به [[خدا]]، به معنای برگشت بنده از [[نافرمانی]] به [[طاعت]] است&amp;lt;ref&amp;gt;ابن‌منظور، لسان العرب، ۱/۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و رجوع خدا به بنده، به معنای موفق کردن بنده به توبه&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، الصحاح تاج اللغة، ۱/۹۲؛ زمخشری، اساس البلاغه، ۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا بخشیدن و [[نجات]] وی از گناهان&amp;lt;ref&amp;gt;فیّومی، المصباح المنیر، ۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توبه در اصطلاح [[اخلاقی]]، به معنای رجوع کردن از گناه&amp;lt;ref&amp;gt;خواجه‌نصیر، اوصاف الاشراف، ۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[بازگشت به سوی خدا]] از قصد [[معصیت]]&amp;lt;ref&amp;gt;نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; است و در اصطلاح [[عارفان]]، به معنای بازگشت از [[مخالفت]] به موافقت&amp;lt;ref&amp;gt;کاشانی، عبدالرزاق، لطائف الاعلام، ۱۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا از هر چیز ناپسند در [[شرع]]، به سوی هر آنچه پسندیده&amp;lt;ref&amp;gt;قشیری، رساله قشیریه، ۱۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; است. [[امام خمینی]] [[توبه]] را رجوع از طبیعت به [[روحانیت]] نفس معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از واژگان مرتبط با [[توبه]]، می‌توان به [[استغفار]] و [[انابه]] اشاره کرد. [[استغفار]]، به معنای [[طلب مغفرت]] است که به واسطه [[دعا]] یا توبه به دست می‌آید و توبه، پشیمانی از گناه و [[اراده]] عدم بازگشت به [[گناه]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، التبیان، ۳/۶۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;[[انابه]] به معنای رجوع است.&amp;lt;ref&amp;gt;فیومی، المصباح المنیر، ۶۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام خمینی همسو با دیگر عرفا&amp;lt;ref&amp;gt;قشیری، رساله قشیریه، ۲۰۱؛ ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ۲/۱۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; مقام انابه را [[برتر]] از مقام توبه می‌داند؛ زیرا انابه رجوع از [[فطرت]] و روحانیت نفس، به سوی [[خداوند]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ ـ ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه ==&lt;br /&gt;
توبه از مسائل مهم [[اخلاقی]]-[[عرفانی]] است که در [[ادیان الهی]]، مانند [[یهود]] و [[مسیحیت]]&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب مقدس، مزامیر، ب ۱۳، ۱–۶ و ب ۱۹، ۱۲–۱۳؛ متی، ب ۹، ۱۳؛ مرقس، ب ۱، ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; جایگاه ویژه‌ای دارد. در فرهنگ اسلامی نیز به این مسئله توجه خاصی شده است. [[قرآن کریم]] بر توبه بسیار تأکید کرده است {{متن قرآن|أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آیا ندانسته‌اند: خداوند است که از بندگانش توبه را می‌پذیرد و زکات‌ها را دریافت می‌دارد و خداوند است که توبه‌پذیر بخشاینده است؟!» سوره توبه، آیه ۱۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آنان توبه‌کنندگان، پرستشگران، ستایشگران، رهپویان ، نمازگزاران، سجده‌کنندگان ، فرمان دهندگان به کار شایسته و بازدارندگان از کار ناشایست و پاسداران حدود خداوندند و به (چنین) مؤمنان نوید ده» سوره توبه، آیه ۱۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|وَمَنْ تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابً}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و هر که توبه آرد و کرداری شایسته دارد بی‌گمان به سوی خداوند به بایستگی باز می‌گردد» سوره فرقان، آیه ۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بی‌گمان بسیار توبه‌پذیر است» سوره نصر، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن را سبب پاک شدن [[گناهان]] {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اوست که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و از گناهان درمی‌گذرد و آنچه می‌کنید می‌داند» سوره شوری، آیه ۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;،  {{متن قرآن|وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و به راستی من آمرزنده آن کسم که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته کند سپس به راه آید» سوره طه، آیه ۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و محبوب شدن نزد [[پروردگار]] {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و از تو درباره حیض می‌پرسند؛ بگو که آن، گونه‌ای رنج است. پس در حیض از زنان کناره گیرید و با آنان آمیزش نکنید تا پاک شوند و چون شست و شو کردند، از همان‌جا که خداوند به شما فرموده است با آنان آمیزش کنید، بی‌گمان خداوند توبه کاران و شست‌وشوکنندگان را دوست می‌دارد» سوره بقره، آیه ۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;می‌داند. [[روایات]] بسیاری نیز در موضوعاتی چون [[فضیلت]] توبه&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۲/۴۳۰–۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; چگونگی وقوع،&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۶/۷۶–۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; وقت انجام&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۲/۴۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و شرایط قبول آن&amp;lt;ref&amp;gt;دیلمی، ارشاد القلوب، ۱/۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحث توبه در کتاب‌های عرفانی پیشینه‌ای طولانی دارد. [[اهل معرفت]] به بررسی [[حقیقت]] و ویژگی‌های آن پرداخته‌اند. [[سرّاج]] - از عرفای [[قرن چهارم]] - را می‌توان از نخستین عارفانی دانست که در کتاب خود، باب مستقلی برای توبه قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سرّاج، اللمع فی التصوف، ۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[قشیری]] نیز در رساله خود، با استناد به [[آیات]] و روایات، به بیان حکایات [[اهل]] [[سلوک]]، دربارهٔ [[توبه]] می‌پردازد.&amp;lt;ref&amp;gt;قشیری، رساله قشیریه، ۱۹۷–۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; خواجه [[عبدالله انصاری]] در [[منازل السائرین (کتاب)|منازل السائرین]]، [[توبه]] را یکی از [[مقامات]] [[اهل]] سلوک معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;انصاری، خواجه‌عبدالله، منازل السائرین، ۳۷–۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و پس از ایشان، شارحان منازل السائرین &amp;lt;ref&amp;gt;تلمسانی، شرح منازل السائرین، ۶۱–۷۱؛ کاشانی، عبدالرزاق، شرح منازل، ۱۵۷–۱۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این بحث پرداخته‌اند. [[عارفان]] دیگری چون [[عزالدین کاشانی]] در کتاب [[مصباح الهدایه (کتاب)|مصباح الهدایه]]&amp;lt;ref&amp;gt;عزالدین کاشانی، مصباح الهدایه، ۳۶۶–۳۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; این روند را ادامه داده‌اند. در راستای مباحث [[عرفانی]]، مباحث [[اخلاقی]] توبه در کتاب‌های اخلاقی مورد توجه بوده است و [[قوت القلوب (کتاب)|قوت القلوب]] [[ابوطالب مکی]]،&amp;lt;ref&amp;gt;مکی، قوت القلوب، ۱/۳۱۷–۳۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[احیاء علوم الدین (کتاب)|احیاء علوم الدین]] [[غزالی]]&amp;lt;ref&amp;gt;غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۴۳–۲۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[المحجة البیضاء (کتاب)|المحجة البیضاء]] [[فیض کاشانی]]&amp;lt;ref&amp;gt;فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۷/۳–۱۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; را می‌توان ازجمله نخستین کتاب‌های اخلاقی این زمینه دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام خمینی]] در آثار خود، اهتمام ویژه‌ای به مسئله توبه دارد و آن را از جهات عرفانی، اخلاقی و [[فقهی]] بررسی کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۱–۲۸۶؛ امام خمینی، سرّ الصلاة، ۶۱–۶۲؛ امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۵–۳۶؛ امام خمینی، توضیح المسائل، ۱۱۵؛ امام خمینی، جواهر الاصول، ۳/۱۵۲–۱۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایشان بیشتر مسائل عرفانی و اخلاقی توبه را در کتاب [[شرح چهل حدیث (کتاب)|شرح چهل حدیث]] بیان می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۱–۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در کتاب‌های دیگری همچون [[سر الصلاة (کتاب)|سرّ الصلاة]]&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، سرّ الصلاة، ۶۱–۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[شرح حدیث جنود عقل و جهل (کتاب)|شرح حدیث جنود عقل و جهل]]&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، حدیث جنود، ۱۰۵ و۱۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز اشاره‌هایی به آن دارد&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ ـ ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[حقیقت]] و ارکان ==&lt;br /&gt;
دانشمندان و متفکران اسلامی درباره حقیقت توبه آرای مختلفی دارند. بعضی معتقدند [[ندامت]] و پشیمانی از گناه، حقیقت و [[روح]] توبه است&amp;lt;ref&amp;gt;قشیری، رساله قشیریه، ۱۹۷–۱۹۸؛ غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۵۰؛ حلی، علامه، تحریر الاحکام، ۵/۲۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و برخی دیگر، حقیقت توبه را بازگشت [[بنده]] به [[خداوند]] معنا کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;انصاری، مرتضی، رسائل فقهیه، ۵۵؛ طباطبایی، المیزان، ۴/۲۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام خمینی حقیقت توبه را بازگشت از طبیعت و تاریکی‌های [[عالم ماده]]، به سوی [[فطرت]] و [[روحانیت]] نفس می‌داند؛ زیرا نفس و [[قلب]]، با [[گناهان]] و نافرمانی‌ها کدورت پیدا می‌کنند و [[نور]] فطرتشان پوشیده می‌شود؛ اما با [[تفکر]] در آثار شوم گناهان، شعله‌ای درون آنها برافروخته می‌شود، [[پشیمانی]] [[واقعی]] رخ می‌دهد و تمام آثار گناهان را می‌سوزاند و این [[پشیمانی]] موجب می‌شود [[بنده]] به [[فطرت]] اصلی خود بازگردد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; به [[باور]] ایشان پشیمانی و ندامت از گناه و [[عزم]] برای [[ترک گناه]]، دو رکن [[توبه]] محسوب می‌شوند و مقوم [[حقیقت]] توبه‌اند. [[ندامت]] و پشیمانی باید عزم بر ترک گناه را به دنبال داشته باشد و اگر نداشته باشد، حقیقت توبه محقق نمی‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۵–۲۷۶؛ امام خمینی، صحیفه، ۲/۲۲–۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ ـ ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جایگاه و مرتبه ==&lt;br /&gt;
علمای اخلاق، [[توبه]] را ازجمله صفات [[نجات‌دهنده]]&amp;lt;ref&amp;gt;غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و سرمایه پیروزمندان و نخستین گام‌های مریدان&amp;lt;ref&amp;gt;فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۷/۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; ذکر کرده‌اند. [[عارفان]] نیز آن را نخستین گامی می‌دانند که سالک در آغاز [[سلوک]]، [[مأمور]] به آن می‌باشد و آن را نخستین [[منزل]] و باب‌الابواب می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;قشیری، رساله قشیریه، ۱۹۷؛ هجویری، کشف المحجوب، ۳۷۸؛ غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[امام خمینی]] مانند دیگر [[اهل معرفت]]،&amp;lt;ref&amp;gt;انصاری، خواجه‌عبدالله، منازل السائرین، ۳۵؛ تلمسانی، شرح منازل السائرین، ۱/۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; توبه را از دیدگاه [[عرفانی]]، یکی از منازل [[اهل]] سلوک و مرتبه آن را پس از مقام [[یقظه]] می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; هر چند برخی از اهل سلوک یقظه را نخستین منزل سلوک می‌دانند ولی به اعنقاد امام خمینی به [[هوش]] آمدن و بیدار شدن مقدمه دخول در [[سیر]] است و رفع همه حجب ظلمانی و سپس [[نورانی]]، وصل به اول منزل [[توحید]] است&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، صحیفه، ۲۰/۴۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به [[اعتقاد]] امام خمینی هر یک از منازل سلوک، مراتب بسیاری دارد که اگر توبه‌کننده بخواهد افزون بر [[آمرزش گناهان]]، به آن [[کمالات]] [[دست]] یابد، باید کردارهای ناپسندی را که انجام داده و کارهای [[نیکی]] را که ترک کرده است، جبران کند. در این مرحله، باید تمام آثار جسمی و [[روحی]] را که به وسیله [[گناه]] در وجود او تحقق پیدا کرده است، با انجام ریاضات جسمی و روحی از میان ببرد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۹–۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایشان به مراتب و درجات [[توبه]] توجه داشته است؛ اما به سبب [[علو]] مرتبه آن، از بیانش خودداری کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ ـ ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط توبه ==&lt;br /&gt;
علمای [[عرفان]]، ارکان و شرایطی برای توبه [[حقیقی]] ذکر کرده‌اند: بعضی [[پشیمانی]] از [[گناهان]] را از شرایط توبه شمرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;انصاری، خواجه‌عبدالله، منازل السائرین، ۳۷؛ ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ۱/۳۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ اما برخی [[عزم]] بر [[ترک گناه]] و پشیمانی از آن را از علایم توبه دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;تلمسانی، شرح منازل السائرین، ۱/۶۳؛ کاشانی، عزالدین، مصباح الهدایة، ۳۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; علمای اخلاق، افزون بر پشیمانی، شرط‌های دیگری چون: قصد ترک گناه در [[آینده]]، انجام واجبات، طلب حلال در خوردن و پوشیدن، ردّ مظالم، [[مجاهدت]] و [[ریاضت]] نفس را نیز از ارکان توبه بیان کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;کاشانی، عزالدین، مصباح الهدایة، ۳۶۸–۳۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; شماری افزون بر این شرایط، تأکید بسیاری بر جبران خطاهای گذشته دارند و آن را لازمه برطرف‌شدن [[تاریکی]] [[قلب]] می‌دانند. در این راستا به [[روزه‌داری]]، [[کوشش]] در [[عبادت]] و انجام [[کار نیک]] مناسب با [[کردار]] ناپسند انجام‌شده، سفارش می‌کنند&amp;lt;ref&amp;gt;فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۷/۱۸–۱۹ و ۸۴–۸۵؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۳/۵۲ و ۶۲–۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام خمینی]] [[پشیمانی]] و عزم بر ترک گناهان را با استناد به بعضی [[روایات]]&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، ترجمه سیدجمال‌الدین دین‌پرور، ح۴۰۹، ۵۹۸؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۶/۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; از ارکان توبه می‌شمارد. در نگاه ایشان اگرچه توبه‌کننده برای تحصیل آن باید متحمل سختی‌های بسیاری شود، اما با تحصیل آن، توفیقات [[الهی]] شامل او شده، راه طریق [[آخرت]]، آسان می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۵–۲۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایشان که بر [[ندامت]] [[واقعی]] در توبه تأکید داشت،&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، صحیفه، ۲/۲۱–۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; خاطرنشان می‌کرد توبه‌کننده باید [[آتش]] [[ندامت]] را در [[دل]] خود روشن کند؛ زیرا به واسطه این آتش ندامت است که [[گناهان]] و زنگار [[قلب]] او برطرف می‌شود؛ وگرنه آتشی که از گناهان افروخته شده باشد، در [[آخرت]] او را می‌سوزاند&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، صحیفه، ۲۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام خمینی]] در بیان [[شرایط توبه]]، به تبیین این موضوع پرداخته، با استناد به روایتی از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، ترجمه سیدجمال‌الدین دین‌پرور، ح۴۰۹، ۵۹۸؛ طبرسی، مکارم الاخلاق، ۳۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; شرایطی برای پذیرش و کمال [[توبه]] بیان می‌کند. ایشان، برگرداندن تمام [[حقوق مردم]] و به‌جای آوردن تمام واجبات الهی ترک‌شده را شرط صحت و پذیرش توبه می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۸؛ امام خمینی، صحیفه، ۴/۴۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ همچنین از میان‌بردن گوشت‌های روییده شده از [[گناه]] و چشاندن [[سختی]] [[عبادت]] به بدن را شرط کمال توبه می‌شمارد&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۸–۲۷۹؛ امام خمینی، مکاسب، ۱/۴۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ ـ ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== طلب بخشش و استغفار ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|استغفار}}&lt;br /&gt;
علمای اخلاق، [[توبه]] و استغفار را از نخستین [[مقامات]] [[دین]] و سرمایه سالکان می‌شمارند که موجب [[محبت]] [[حق‌تعالی]] و سبب [[نجات]] و [[رستگاری]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; به [[اعتقاد]] امام خمینی، از امور لازم بر شخص تائب، پناه بردن به مقام غفاریت حق‌تعالی و طلب [[غفران]] و استغفار است؛ اینکه شخص با حال [[تضرع]] و ناله از [[خداوند]] بخواهد گناهان او را بپوشاند و آثار آنها را مرتفع کند. به [[باور]] ایشان، [[حقیقت]] استغفار جدایی از صورت‌های [[ملکوتی]] اعمال زشت است.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایشان یکی از معانی استغفار را [[غفران ذنوب]] و تقیداتی می‌داند که لازمه سیر معنوی و عروج درجات کمالی است؛ زیرا سالک بر اساس نقشه [[دنیایی]] و بشری خود دارای قیود و [[شئون]] مادی است و برای انتقال از مقامات پایین‌تر به مقامات بالاتر، باید از این شئون [[رهایی]] یابد و این همان [[ذنب]] و گناه وجودی است و مبدأ همه گناهان است&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۳۴۲–۳۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ ـ ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[زمان]] [[توبه]] ==&lt;br /&gt;
[[امام خمینی]] مانند دیگر علمای اخلاق،&amp;lt;ref&amp;gt;غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۶۲–۱۶۱؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۳/۵۸–۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; تأخیر در توبه را امری ناپسند می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[شتاب]] در آن را لازم می‌دانست&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، صحیفه، ۲/۲۱–۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و با استناد به برخی [[دعاها]]،&amp;lt;ref&amp;gt; ابن‌طاووس، الاقبال، ۳/۲۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; در موارد متعددی به توبه [[تشویق]] می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، جهاد اکبر، ۳۰؛ امام خمینی، صحیفه، ۲/۳۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایشان، بهار توبه را ایام [[جوانی]] می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۳؛ امام خمینی، صحیفه، ۱۶/۲۲۱–۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و توبه در [[پیری]] را از سخت‌ترین [[اعمال]] معرفی می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۵–۳۶؛ امام خمینی، جواهر الاصول، ۳/۱۴۷؛ امام خمینی، صحیفه، ۱۱/۳۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به [[فریب]] نفس و [[شیطان]] در تأخیرانداختن توبه به ایام پیری، هشدار می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، جهاد اکبر، ۴۲–۴۳؛ امام خمینی، آداب الصلاة، ۳۵؛ امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایشان بعضی از زمان‌ها، مانند پیش از [[ماه مبارک رمضان]]&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، جهاد اکبر، ۳۶؛ امام خمینی، صحیفه، ۲/۳۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هنگام [[نماز]]&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، تعلیقه عروه، ۳۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; را برای توبه مناسب‌تر می‌داند و [[ارتکاب گناه]] و اصرار بر آن تا سن پیری را موجب [[غفلت]] و رویگردانی شخص از توبه می‌شمارد&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۳؛ امام خمینی، جهاد اکبر، ۴۲–۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ تا آنجا که افزایش [[گناهان]]، عامل [[تاریکی]] [[قلب]]، اصلاح‌ناپذیری آن و ناتوان‌شدن شخص بر توبه می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، صحیفه، ۱۳/۲۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی، ج۳]]، ص۵۵۲ ـ ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چگونگی توبه ==&lt;br /&gt;
[[قرآن]]، [[مؤمنان]] را به «توبه نصوح» [[امر]] کرده، آن را سبب زدودن گناهان و ورود به [[بهشت]] برشمرده است.{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید، امید است که پروردگار شما از گناهانتان چشم پوشد و شما را در بوستان‌هایی درآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمی‌گذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان می‌شتابد، می‌گویند: پروردگارا! فروغ ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی» سوره تحریم، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; «نَصوح» صیغه [[مبالغه]] از ریشه «نصح»، به معنای [[نصیحت]]، [[اخلاق]] و [[خالص]] است،&amp;lt;ref&amp;gt;فیومی، المصباح المنیر، ۶۰۷؛ ابن‌اثیر، النهایه، ۵/۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا از «نصاحه» به معنای خیاطت است؛ زیرا توبه، [[دین]] شخص را که به واسطه گناهان پاره گشته است، می‌دوزد.&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحار الانوار، ۶/۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابر روایتی، مراد از توبه نصوح، [[توبه]] از گناهی است که شخص به انجام آن برنگردد.&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۲/۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی، مقصود از آن را توبه‌ای دانسته‌اند که برای [[خدا]] [[خالص]] باشد&amp;lt;ref&amp;gt;غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا صاحبش را [[نصیحت]] کند که دیگر به آنچه از آن [[توبه]] کرده است، بازنگردد.&amp;lt;ref&amp;gt;میبدی، کشف الاسرار، ۱۰/۱۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[امام خمینی]] در این موضوع، به بیان برخی احتمالات یادشده که [[مجلسی]]&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، مرآة العقول، ۱۱/۲۹۵–۲۹۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; از [[شیخ بهایی]]&amp;lt;ref&amp;gt;بهایی، الاربعون حدیثا، ۴۶۴–۴۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; نقل کرده است، بسنده می‌کند و همه را محتمل می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علمای اخلاق چگونگی توبه را در گناهانی که [[حق‌الناس]] است، به ادای حقوق تضییع‌شده از دیگران&amp;lt;ref&amp;gt;نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۳/۷۰–۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و گناهانی که حق‌الله است، به انجام [[وظایف]] و [[عبادات]] ترک‌شده و [[استغفار]] از [[گناهان]] و تصمیم بر عدم رجوع به آن می‌دانند.&amp;lt;ref&amp;gt;نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۳/۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام خمینی چگونگی توبه را [[ندامت]] و [[پشیمانی از گناه]] دانسته، [[عقاب]] نفس را برای زدودن آثار گناهان لازم می‌داند.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۹۸ و ۲۷۵–۲۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایشان با استناد به [[روایت]] یادشده در [[نهج البلاغه]] ردّ حقوق مردم و انجام [[حقوق]] فوت‌شده [[الهی]] را در قبول توبه مؤثر می‌شمارد&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ ـ ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نتایج توبه ==&lt;br /&gt;
امام خمینی مانند دیگر علمای اخلاق،&amp;lt;ref&amp;gt;نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۳/۵۱–۵۲؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۷۶–۶۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; با استفاده از برخی [[آیات]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید، امید است که پروردگار شما از گناهانتان چشم پوشد و شما را در بوستان‌هایی درآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمی‌گذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان می‌شتابد، می‌گویند: پروردگارا! فروغ ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی» سوره تحریم، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[روایات]]&amp;lt;ref&amp;gt;صحیفه سجادیه، ۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; نتایج فراوانی برای توبه برمی‌شمرد؛ از آن جمله:&lt;br /&gt;
# پاک شدن از گناهان؛&lt;br /&gt;
# تبدیل گناهان به [[حسنات]]&amp;lt;ref&amp;gt;فرقان، ۷۰؛ امام خمینی، چهل حدیث، ۹۸ و ۵۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
# برخورداری از محبت الهی&amp;lt;ref&amp;gt;بقره، ۲۲۲؛ کلینی، ۲/۴۳۲؛ امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
# پوشیده شدن و محجوب شدن [[اعمال]] در [[آخرت]]&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، ایشان اشاره می‌کند که اگرچه توبه‌کننده گناهانش [[پاک]] می‌شود، آن صفای [[باطنی]] و [[نور]] خالص فطری‌اش، به حالت پیش از [[گناه]] بر نمی‌گردد و به ظرف شکسته‌ای می‌ماند که با مهارت تعمیر شده، به حالت اولی خود بر نمی‌گردد؛ همچنان‌که میان [[دوستی]] که در تمام [[عمر]] با صمیمیت و [[خلوص]] [[رفتار]] می‌کند و دوستی که [[خیانت]] می‌کند و سپس [[عذر]] تقصیر طلب می‌کند، فرق وجود دارد و در صورت پذیرش عذر و [[عفو]] نیز آن صمیمیت سابق بازنمی‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ ـ ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== توبه از نگاه فقهی ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|توبه در فقه اسلامی}}&lt;br /&gt;
[[امام خمینی]] در مباحث فقهی، مانند فقهای دیگر،&amp;lt;ref&amp;gt;فاضل هندی، کشف اللثام، ۱۰/۶۶۴؛ نجفی، جواهر الکلام، ۳۳/۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; توبه را [[واجب]] فوری&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از [[امور قلبی]] می‌داند که [[عزم]] بر ترک معصیت، در آن معتبر است.&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، تعلیقه عروه، ۱۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; ایشان دیدگاه بعضی اصولیان&amp;lt;ref&amp;gt;عراقی، بدائع الافکار، ۳۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; که توبه‌کننده را مستحق [[عقاب]] ندانسته، توبه را کاشف از عدم استحقاق عقاب او می‌دانند، نمی‌پذیرد و [[معتقد]] است این امر مخالف ظاهر [[کتاب و سنت]] و [[عقل]] است و عدم عقاب توبه‌کننده، تنها تفضلی از سوی [[خداوند]] است&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، جواهر الاصول، ۳/۱۵۳–۱۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[فقه]]، برخی توبه‌ها آثار وضعی دارند؛ مانند [[توبه]] پیش از اقامه [[بینه]] که [[کیفر]] حدّ از شخص برداشته می‌شود و برخی از آنها اثر ندارند؛ مانند توبه پس از [[اثبات]] [[جرم]] که حد برداشته نمی‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مفید، المقنعه، ۷۷۷؛ طوسی، النهایه، ۶۹۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام خمینی مانند دیگر [[فقها]]،&amp;lt;ref&amp;gt;نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۶۰۰–۶۱۱؛ بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۱/۱۵؛ حلی، محقق، شرائع الاسلام، ۴/۱۷۰–۱۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; توبه [[مرتد ملی]] را قابل قبول می‌داند؛ اما [[مرتد فطری]] در صورتی که مرد باشد، هرچند باید توبه کند، اما توبه اثر وضعی [[سقوط]] حد را ندارد و محکوم به [[مرگ]] می‌شود و [[زن]]، چه مرتد ملی و چه [[فطری]]، وادار به توبه می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۳۴۹–۳۵۰ و ۴۶۹–۴۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ ـ ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM009800.jpg|22px]] [[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه امام خمینی ج۳&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:توبه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل‌های تلخیص شده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366219</id>
		<title>توبه در عرفان اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366219"/>
		<updated>2026-04-19T05:20:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = توبه | عنوان مدخل  = توبه | مداخل مرتبط = توبه در قرآن - توبه در حدیث - توبه در نهج البلاغه - توبه در عرفان اسلامی - توبه در اخلاق اسلامی - توبه در فقه اسلامی - توبه در معارف دعا و زیارات - توبه در معارف و سیره...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = توبه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = توبه&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[توبه در قرآن]] - [[توبه در حدیث]] - [[توبه در نهج البلاغه]] - [[توبه در عرفان اسلامی]] - [[توبه در اخلاق اسلامی]] - [[توبه در فقه اسلامی]] - [[توبه در معارف دعا و زیارات]] - [[توبه در معارف و سیره سجادی]] - [[توبه در معارف و سیره نبوی]] - [[توبه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقام توبه، بازگشت به راه==&lt;br /&gt;
[[امام سجاد]]{{ع}} نخستین گام در راه [[سیر و سلوک]] را در دعای خمسه [[عشر]]، توبه دانسته است؛ زیرا [[بیداری]] از [[غفلت]] اگر همراه با توبه و بازگشت به راه نرفته نباشد، گویی هیچ اتفاقی در سیر و سلوک نیافتاده است؛ زیرا خطایا [[جامه]] [[ذلت]] بر تن [[آدمی]] می‌کند و موجب بُعد و [[دوری از خدا]] شده و [[انسان]] را از [[حرکت]] به [[سکونی]] می‌رساند که [[مسکنت]] و زمین‌گیر شدن است و [[دل]] به [[جنایت]] می‌میرد و [[توانایی]] [[درک]] و [[فهم]] [[حقایق]] را از دست می‌دهد. بنابراین، اگر انسان به این [[آگاهی]] و [[معرفت حقیقی]] رسید که گناه‌ها و خطایا چنین با او می‌کند، تنها زمانی می‌تواند [[موفقیت]] را برای خود رقم زند که از آنچه کرده توبه نماید و با این کار [[قلب]] خویش را زنده و [[احیا]] کند و با بهره‌گیری از [[عنایت الهی]] و [[لطف]] خداوندی، از [[غفران]] و [[آمرزش خدا]] بهره‌مند شده و [[خداوند]] جبار به جبران مافات او پردازد و بستر [[اصلاح]] را فراهم آورد. از این روست که خداوند توبه را با غفران خویش و [[اصلاح‌گری]] [[بنده]] آمیخته است: {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«جز کسانی که توبه کردند و به اصلاح (کار خود) پرداختند و (پوشیده‌ها را) روشن بیان داشتند، که آنان را می‌آمرزم و من توبه‌پذیر بخشاینده‌ام» سوره بقره، آیه ۱۶۰؛ {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}} «مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه)‌اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد» سوره نساء، آیه ۱۴۶؛ {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}} «از تو از انفال می‌پرسند بگو: انفال از آن خداوند و پیامبر است پس، از خداوند پروا کنید و میانه خود را سازش دهید و اگر مؤمنید از خداوند و پیامبرش فرمان برید» سوره انفال، آیه ۱؛ {{متن قرآن|ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ}} «سپس بی‌گمان پروردگارت نسبت به کسانی که از سر نادانی کار بد انجام داده‌اند آنگاه پس از آن توبه کرده و به راه آمده‌اند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۱۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید توجه داشت که هر توبه [[انسانی]] محفوف به دو توبه و بازگشت [[الهی]] است؛ زیرا تا عنایتی از سوی [[خدا]] نباشد [[انسان]] نسبت به [[خطا]] و [[گناه]] خویش [[آگاهی]] نیافته و [[اراده]] و [[عزم]] عملی برای بازگشت از [[گمراهی]] و کژراهی در او ایجاد نمی‌شود؛ پس از آن است که انسان توبه می‌کند و سپس باز خداوند است که توبه او را پذیرفته و در [[مقام]] [[غفران]] او را می‌بخشد و به عنوان جبار به جبران خطایش می‌پردازد و بستری را برای [[اصلاح اعمال]] وی فراهم می‌آورد تا از آن پس در مسیر درست و راست برود و عمل کند.&lt;br /&gt;
پس در [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، دو نوع توبه؛ یعنی توبه خدا و توبه انسان مطرح است؛ زیرا توبه در لغت به معنای بازگشت و [[رجوع]] است. از این رو می‌توان به [[ذات باری تعالی]] نیز نسبت توبه را داد. خدا درباره توبه خویش می‌فرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«خداوند بر پیامبر و مهاجران و انصار بخشایش آورد» سوره توبه، آیه ۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
با توجه به [[آیات قرآنی]] از جمله آیه ۱۱۸ [[سوره توبه]]، بازگشت و رجوع [[آدمی]] به اصل و اساس خویش، جز با رجوع آن [[ذات]] یگانه به سوی [[بندگان]]، امکان‌پذیر نیست؛ خدا در این آیه می‌فرماید: {{متن قرآن|ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آنگاه (خداوند) بر ایشان بخشایش آورد تا توبه کنند که خداوند بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته توبه الهی همراه با [[عنایت خاص]] نسبت به بندگان است. در این عنایت خاص است که [[خدا]] گاه بر بندگان چنان سخت می‌گیرد تا [[جهان]] با همه فراخی بر ایشان تنگ آید و به این نتیجه برسند که پناهگاهی جز خدا برای آنان نیست. این [[زمان]] است که خدا به ایشان بازگشت کرده و زمینه برای [[توبه]] و بازگشت آنان فراهم می‌آید.&lt;br /&gt;
با نگاهی به [[آیات قرآنی]] به دست می‌آید که توبه [[انسان]] به دو توبه از [[خداوند]] نیاز دارد. یکی پیش از توبه ما، که از آن سخن گفتیم، و دیگری بعد از توبه ما. پس [[بنده]] [[گناهکار]] در صورت [[موفقیت]] در توبه، همچنان به توبه دیگری از سوی مولای خویش محتاج و نیازمند است تا بار دیگر خداوند به بنده‌اش [[رجوع]] کند و بازگشت او را پذیرا شود. در این صورت است که توبه آن بنده توبه‌کار نتیجه‌بخش خواهد بود.&lt;br /&gt;
در بیشتر آیاتی که از توبه خدا سخن به میان آمده است، به هر دو رجوع و بازگشت آغازین و پایانی خدا نیز اشاره شده است. مثلاً در آیاتی مثل {{متن قرآن|فَتَابَ عَلَيْكُمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آنگاه، خداوند از شما در گذشت» سوره بقره، آیه ۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و {{متن قرآن|وَتُبْ عَلَيْنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و توبه ما را بپذیر» سوره بقره، آیه ۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; منظور همان بازگشت اولیه خداوند است که [[توفیق]] توبه را همراه دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و منظور از [[توّاب]] که با وصف «[[رحیم]]» توأم گشته مثل [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«خداوند است که توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، توبه دوم خداوند است که متضمن [[قبول توبه]] بندگان می‌باشد. و به همین جهت است که معمول مترجمان، توّاب را به غلط و از روی [[مسامحه]] «بسیار توبه‌پذیر» معنا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
صیغه [[مبالغه]] توّاب (بسیار توبه‌کننده) جمعاً یازده مرتبه در [[قرآن]] به کار رفته است. جالب است که در همه این موارد توّاب وصف خداوند آورده شده تا معلوم شود بازگشت خداوند به سوی بنده، از بازگشت بنده بیشتر است.&lt;br /&gt;
[[علامه]] و [[مفسر]] سترگ، [[سید محمد حسین طباطبائی]] در [[تفسیر آیه]] ۳۷ [[سوره بقره]] آنجا که درباره توبه [[آدم]] سخن می‌گوید چنین می‌نویسد: «از این [[آیه]] استفاده می‌شود که توبه بر دوگونه است: توبه خداوند که عبارت است از بازگشت او به سوی بنده‌اش همراه با [[رحمت]] و [[مرحمت]]، و توبه [[بنده]] که بازگشت اوست به سوی [[خداوند]]، به وسیله [[استغفار]] و خودداری از [[گناه]]».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امام سجاد]]{{ع}} در [[مناجات]] تائبین که مناجات نخست از پانزده‌گانه است از تباعد [[انسان]] از [[خدا]] سخن به میان آورده که موجبات [[مسکنت]] [[آدمی]] می‌شود. بدیهی است که [[پروردگار]] همواره به مخلوق، نزدیک است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}} «اوست که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ آنچه به زمین درون می‌رود یا از آن برون می‌آید و آنچه از آسمان فرود می‌آید یا به آن فرا می‌رود می‌داند و هر جا باشید او با شماست و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره حدید، آیه ۴؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}} «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی می‌شود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده می‌شوید» سوره انفال، آیه ۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این [[بنده]] است که خود را از خدا دور کرده و [[انوار]] [[رحمت الهی]] [[محروم]] ساخته و به واسطه تبهکاری‌هایش، گام‌به‌گام از او دور می‌شود. پس به محض اینکه به سوی خدا، به [[توبه]] و استغفار و [[پشیمانی]] از بدکرداری‌هایش، بازگشت و [[توّاب]] شد، خداوند نیز به نظر [[لطف]] به وی خواهد نگریست؛ زیرا خداوند توّاب است؛ یعنی سریع‌الرضا و بسیار توبه‌پذیر و بازگردنده بر بنده است.&lt;br /&gt;
امام سجاد{{ع}} می‌فرماید [[گناهکار]] همانند برده فراری از مولای خویش است که [[خشم]] مولایش را نیز برانگیخته است. حال این مولای تا چه اندازه [[مهربان]] و [[رحیم]] است که خشم او را به کاری علیه برده فراری بر نمی‌انگیزاند، بلکه خود گامی به سوی او می‌گذارد تا او را به سوی خویش بیاورد و لطف و [[رحمت]] خویش را بر او ارزانی دارد.&lt;br /&gt;
[[امام سجاد]]{{ع}} در [[مناجات]] «تائبین» به [[زیبایی]] مسئله توبه را باز می‌کنند. ایشان در این مناجات می‌فرمایند خدایا به [[راستی]] تو به روی بندگانت دری را گشوده‌ای و اسم آن را توبه نهادی، اگر کسی از ورود به این در [[غفلت]] کند، در پیشگاه تو چه عذری دارد؟&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==توبه، صیرورتی در مسیر کمال==&lt;br /&gt;
[[عارفان]] و سالکان، [[منزل]] توبه را اولین منزل از مراتب سلوکی می‌دانند؛ زیرا در مسیر [[عرفان علمی]] و شدن‌های کمالی و به اصطلاح [[قرآنی]]، صیرورت و [[انقلاب]]، [[انسان]] باید خود را به آب [[معنوی]] توبه بشوید و از زنگارهای [[گناه]] [[پاک]] کند. [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آمرزنده گناه و پذیرای توبه، سخت کیفر فراخ‌دست (که) هیچ خدایی جز او نیست بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره غافر، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]]، انسان چه بخواهد یا نخواهد به سوی خداوند و [[ملاقات]] او به شدت تلاش و [[کوشش]] می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}} «ای انسان! بی‌گمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشنده‌ای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، پس بهتر است که آگاهانه و خردمندانه با خدایی ملاقات کند که [[رحیم]] است. این صیرورت‌ها و شدن‌های در مسیر الی [[الله]] در [[آیات قرآنی]] دارای مراتبی است که در [[آیه]] ۹۳ [[سوره مائده]]، سه‌گانه دانسته شده است. هر یک از این مراتب نتایجی دارد که شامل [[علم‌الیقین]]، [[عین‌الیقین]] و [[حق‌الیقین]] است. البته برخی از عارفان [[اسفار اربعه]] یا [[اسفار]] چهارگانه دانسته که عبارتند از:&lt;br /&gt;
#«[[سفر]] من الخلق الی [[الحق]]» یا به اختصار «سفر الی الحق»؛&lt;br /&gt;
#«سفر من الحق الی الحق فی الحق» یا به اختصار «سفر فی الحق»؛&lt;br /&gt;
#«سفر من الحق الی الخلق بالحق» یا به اختصار «سفر الی الخلق»؛&lt;br /&gt;
#«سفر من الخلق الی الخلق فی الخلق بالحق» یا به اختصار «سفر فی الخلق».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی دیگر نیز آن را متشکل از سه [[سیر]] کلی دانسته که عبارتند از:&lt;br /&gt;
#«سیر من الخلق الی الحق»؛ بریدن از [[ماسوی‌الله]] برای پیوند به خداوند.&lt;br /&gt;
#«سیر من الحق فی الحق بالحق»؛ ادامه و استمرار پیوند با [[خدای سبحان]] تا نیل به [[مقام]] آدمیت.&lt;br /&gt;
#«سیر من الحق الی الخلق بالحق»؛ بازگشت به میان [[خلق]] و [[اجتماع]] به منظور [[هدایت مردم]].&lt;br /&gt;
از نظر [[عارفان]] و سالکان [[حقیقت]] بر [[طریقت]] [[شریعت]]، سیر اول [[حرکت]] [[عرفانی]] [[انسان]]، [[سیر به سوی خداوند]] [[متعال]] است و در آن حرکت باید مسیری باریک‌تر از مو و برنده‌تر از [[شمشیر]] را بپیماید تا به مطلوب برسد و خود این سیر، دارای هفت [[منزل]] است. در واقع می‌توان گفت [[سیر و سلوک]] دارای سه منزل کلی است که منزل اول آن، شامل هفت منزل است و عمده [[اهداف]] سیر و سلوک برای [[سالک]] عادی در همین هفت منزل تحقق می‌یابد. منازل بعدی که مربوط به «سیر من الحق فی الحق» و «سیر من الحق الی الخلق» است، پس از [[لقاء]] یعنی [[فناء]] [[الهی]] که منزل هفتم از سیر اول است، طی خواهد شد. منازل هفتگانه عبارتند از:&lt;br /&gt;
# منزل اول: [[یقظه]] ([[بیداری]])؛ «یقظه»، موجب بیداری و تنبّه سالک می‌شود. این منزل [[اهل معرفت]] را به توجه وا می‌دارد و از طریق [[مداومت]] بر ذکر، [[تفکر]] و [[مراقبت]]، دائم‌التوجه می‌کند.&lt;br /&gt;
# منزل دوم: [[توبه]]؛ در منزل دوم باید یک حالت [[پشیمانی]] در مقابل خداوند برای سالک پیدا شود و بفهمد که نیاز به یک شست‌وشوی [[باطنی]] دارد.&lt;br /&gt;
# منزل سوم: [[تقوا]]؛ بعد از انجام توبه و [[پاک]] شدن سالک از [[گناه]]، در منزل سوم، [[روح]] [[خشیت از خداوند]] در عمق [[جان]] او به [[حکومت]] خواهد رسید.&lt;br /&gt;
# منزل چهارم: [[تخلیه]]؛ سالک در این منزل رذایلی مانند [[حسادت]]، [[خودخواهی]]، [[دنیاطلبی]]، [[ریاست‌طلبی]]، [[هواپرستی]] و... را از وجود خود پاک می‌نماید.&lt;br /&gt;
#پنجم: [[تحلیه]]؛ پس از ریشه‌کن کردن [[رذیلت‌ها]]، مملکت [[دل]] سالک، به [[زیور]] [[شجره طیبه]] [[فضائل اخلاقی]] آراسته می‌شود و به مرور [[زمان]] [[درخت]] [[فضائل]] را در وجود خویش بارور می‌کند، به گونه‌ای که خودش و دیگران از میوه این درخت، بهره‌مند می‌شوند.&lt;br /&gt;
# منزل ششم: [[تجلیه]]؛ در منزل ششم [[نور خدا]] در وجود [[انسان]] جلوه‌گر می‌شود. این [[نور]] در [[دنیا]] ممکن است حتی برای کسانی جلوه‌گر شود که [[سواد]] ابتدایی نیز ندارند، اما بین [[حق و باطل]] را به خوبی تشخیص می‌دهند.&lt;br /&gt;
# منزل هفتم: لقاء؛ در منزل هفتم، سالک به لقای [[پروردگار]] نائل می‌آید و فانی‌فی‌الله می‌شود؛ از این‌رو به این منزل، «فناء» یا «[[فناء فی الله]]» نیز می‌توان گفت. در این [[مقام]]، سالک به جایی می‌رسد که در می‌یابد عالم محضر خداست و خود را دائماً و در هر حال، مکان و [[زمان]]، در محضر [[خداوند سبحان]] می‌بیند.&lt;br /&gt;
از نظر [[عرفا]] و [[اهل دل]]، منزل لقاء، منزل آخر است؛ اما بنابر تعبیر [[حضرت امام خمینی]] همه این منازل، در [[حقیقت]] مقدمه بوده و تازه سالک به ابتدای راه رسیده است. چنین [[انسانی]] نباید از [[حرکت]] بایستد؛ چراکه توقف در [[وادی]] [[سلوک]]، آهسته‌آهسته سالک را به منزل اول برمی‌گرداند و سپس از مسیر خارج می‌سازد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: منازل سیر و سلوک، آیت‌الله مظاهری.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، [[توبه واقعی]] یا همان [[توبه نصوح]]، فواید و آثاری دارد که شامل [[تکفیر]] [[بدی‌ها]] و [[زشتی‌ها]]، کسب [[نور الهی]] و رسیدن به [[بهشت]] [[رضوان الهی]] است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید، امید است که پروردگار شما از گناهانتان چشم پوشد و شما را در بوستان‌هایی درآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمی‌گذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان می‌شتابد، می‌گویند: پروردگارا! فروغ ما را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی» سوره تحریم، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]]، [[توبه]] بستری برای [[اجابت دعا]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ}} «و یونس را (یاد کن) هنگامی که خشمناک راه خویش در پیش گرفت و گمان برد که هیچ‌گاه او را در تنگنا نمی‌نهیم پس در آن تاریکی‌ها بانگ برداشت که هیچ خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، بی‌گمان من از ستمکاران بوده‌ام * آنگاه او را پاسخ گفتیم و او را از اندوه رهاندیم و بدین‌گونه مؤمنان را می‌رهانیم» سوره انبیاء، آیه ۸۷-۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[اجتناب از گناه]] و عدم [[تکرار]] آن&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}} «آنان که ربا می‌خورند جز به گونه کسی که شیطان او را با برخورد، آشفته سر کرده باشد (به انجام کارها) بر نمی‌خیزند؛ این (آشفته سری) از آن روست که آنان می‌گویند خرید و فروش هم مانند رباست در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است پس کسانی که اندرزی از پروردگارشان به آنان برسد و (از رباخواری) باز ایستند، آنچه گذشته، از آن آنهاست و کارشان با خداوند است و کسانی که (بدین کار) باز گردند دمساز آتشند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بهره‌مندی از [[استغفار]] فرشتگان&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ}} «کسانی که عرش خداوند را برمی‌دارند و پیرامونیان آن، با سپاس پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و بدو ایمان می‌آورند و برای مؤمنان آمرزش می‌خواهند که: پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است پس، آنان را که توبه آورده و از راه تو پیروی کرده‌اند بیامرز و از عذاب دوزخ باز دار» سوره غافر، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[امداد الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا * إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}} «منافقان در اشکوبه فروتر دوزخ‌اند و برای آنان یاوری نمی‌یابی * مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه)‌اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد» سوره نساء، آیه ۱۴۵-۱۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[افزایش ایمان]] و قرار گرفتن در زمره [[مؤمنان]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا * إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}} «منافقان در اشکوبه فروتر دوزخ‌اند و برای آنان یاوری نمی‌یابی * مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه)‌اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد» سوره نساء، آیه ۱۴۵-۱۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بهره‌مندی از [[حسنات]] دنیوی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}} «و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشته‌ایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم می‌رسانم و بخشایشم همه چیز را فرا می‌گیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری می‌ورزند و زکات می‌دهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر می‌دارم» سوره اعراف، آیه ۱۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، تبدیل [[بدی]] به نیکی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}} «جز کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که خداوند نیکی آنان را جانشین بدی‌هایشان می‌گرداند و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره فرقان، آیه ۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، کسب [[تقوای الهی]] و مراتب عالی‌تر آن&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شَيْئًا}} «جز آنان که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که آنان به بهشت درمی‌آیند و هیچ ستم نمی‌بینند» سوره مریم، آیه ۶۰؛ {{متن قرآن|تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا}} «این همان بهشتی است که ما از بندگان خویش به کسانی که پرهیزگارند به میراث می‌دهیم» سوره مریم، آیه ۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[تزکیه نفس]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}} «و اگر بخشش و بخشایش خداوند در این جهان و در جهان واپسین بر شما نمی‌بود برای آنچه که در آن به سخن در آمدید عذابی سترگ به شما می‌رسید» سوره نور، آیه ۱۴؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! گام‌های شیطان را پی نگیرید و هر کس گام‌های شیطان را پی بگیرد (بداند که) بی‌گمان او به کار زشت و ناپسند فرمان می‌دهد و اگر بخشش خداوند و بخشایش وی بر شما نبود هرگز هیچ یک از شما پاک نمی‌ماند اما خداوند هر که را بخواهد پاک می‌دارد و خداوند شنوایی داناست» سوره نور، آیه ۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بهره‌مندی از خیر و سعادت&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْرًا لَهُمْ وَإِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}} «به خداوند سوگند می‌خورند که (سخنی) نگفته‌اند در حالی که بی‌گمان کلمه کفر (آمیز) را بر زبان آورده‌اند و پس از اسلام خویش کفر ورزیده‌اند و به چیزی دل نهادند که بدان دست نیافته‌اند و کینه‌جویی نکرده‌اند مگر بدان روی که خداوند و پیامبرش با بخشش خویش آنان را توانگر کرده‌اند؛ پس اگر توبه کنند برای آنان بهتر است و اگر رو بگردانند خداوند آنان را در این جهان و جهان واپسین به عذابی دردناک دچار خواهد کرد و در (این سر) زمین یار و یاوری نخواهند داشت» سوره توبه، آیه ۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بهره‌مندی از [[رحمت خاص الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! بی‌گمان شما با (به پرستش) گرفتن گوساله بر خویش ستم روا داشتید پس به درگاه آفریدگار خود توبه کنید و یکدیگر را بکشید، این کار نزد آفریدگارتان برای شما بهتر است. آنگاه، خداوند از شما در گذشت که او توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[فلاح]] و رستگاری&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[طهارت قلب]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ}} «اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید (بسی شایسته است)؛ چراکه به راستی دلتان برگشته است و اگر از هم در برابر پیامبر پشتیبانی کنید بی‌گمان خداوند و جبرئیل و (آن) مؤمن شایسته، یار اویند و فرشتگان هم پس از آن پشتیبان وی‌اند» سوره تحریم، آیه ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[سعادت]] اخروی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدِي مَنْ تَشَاءُ أَنْتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ * وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}} «و موسی هفتاد تن از قوم خود را برای میقات ما برگزید پس همین که زمین‌لرزه آنان را فرا گرفت (موسی) گفت: پروردگارا! اگر اراده می‌فرمودی آنان و مرا پیش از این نابود می‌کردی، آیا ما را برای آنچه برخی از کم‌خردان ما کرده‌اند نابود می‌فرمایی؟ این، جز آزمون تو نیست که با آن هرکس را بخواهی گمراه می‌داری و هرکس را بخواهی راهنمایی می‌فرمایی، تو سرور مایی پس ما را بیامرز و بر ما بخشایش آور و تو بهترین آمرزندگانی * و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشته‌ایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم می‌رسانم و بخشایشم همه چیز را فرا می‌گیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری می‌ورزند و زکات می‌دهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر می‌دارم» سوره اعراف، آیه ۱۵۵-۱۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[قبولی اعمال]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ * إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «و به کسانی که به زنان پاکدامن تهمت (زنا) می‌زنند سپس چهار گواه نمی‌آورند هشتاد تازیانه بزنید و دیگر هرگز گواهی آنان را نپذیرید و آنانند که نافرمانند * مگر آنان که پس از آن، توبه کنند و به راه آیند؛ که بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نور، آیه ۴-۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، افزایش قوت و [[توانایی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ}} «و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید و گناهکارانه رو مگردانید» سوره هود، آیه ۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[رهایی]] از خسران&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ * ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِينَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که از شما [[پیمان]] گرفتیم و ([[کوه]]) طور را بر فراز (سر) تان برافراختیم. (و گفتیم) آنچه به شما دادیم با [[توانمندی]] بگیرید و از آنچه در آن است ی [[اد]] کنید، باشد که [[پرهیزگاری]] ورزید * باز از پس آن (پیمان) روی گرداندید و اگر [[بخشش]] و [[بخشایش خداوند]] بر شما نبود از [[زیانکاران]] می‌بودید» [[سوره بقره]]، آیه ۶۳-۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[مغفرت الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «مگر آنان که پس از آن، توبه کنند و به راه آیند؛ که بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره آل عمران، آیه ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[محبت الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ}} «و از تو درباره حیض می‌پرسند؛ بگو که آن، گونه‌ای رنج است. پس در حیض از زنان کناره گیرید و با آنان آمیزش نکنید تا پاک شوند و چون شست و شو کردند، از همان‌جا که خداوند به شما فرموده است با آنان آمیزش کنید، بی‌گمان خداوند توبه کاران و شست‌وشوکنندگان را دوست می‌دارد» سوره بقره، آیه ۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[نجات]] از [[حزن]] و [[اندوه]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ}} «و یونس را (یاد کن) هنگامی که خشمناک راه خویش در پیش گرفت و گمان برد که هیچ‌گاه او را در تنگنا نمی‌نهیم پس در آن تاریکی‌ها بانگ برداشت که هیچ خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، بی‌گمان من از ستمکاران بوده‌ام * آنگاه او را پاسخ گفتیم و او را از اندوه رهاندیم و بدین‌گونه مؤمنان را می‌رهانیم» سوره انبیاء، آیه ۸۷-۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ نجات از [[عذاب]] الهی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا}} «و چون به آنان گویند: به ([[خداوند]]) [[بخشنده]] [[سجده]] [[برید]] می‌گویند: (خداوند) بخشنده چیست؟» [[سوره فرقان]]، [[آیه]] ۶۰؛ {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}} «جز کسانی که [[توبه]] کنند و [[ایمان]] آورند و کاری شایسته کنند؛ که خداوند [[نیکی]] آنان را [[جانشین]] بدی‌هایشان می‌گرداند و خداوند [[آمرزنده]] [[بخشاینده]] است» سوره فرقان، آیه ۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بهره‌مندی از [[هدایت خاص]] [[الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى}} «و به راستی من آمرزنده آن کسم که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته کند سپس به راه آید» سوره طه، آیه ۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مانند آنها از جمله آثار و [[برکات]] توبه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای کسب توبه و [[بسترسازی]] آن باید نخست [[توفیق]] توبه نصیب الهی از سوی [[خدا]] شود. بنابراین باید [[استعاذه]] و پناه به خدا برد تا چنین توفیقی [[رفیق]] راه شود&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لَا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}} «و نیز بر آن سه تن که (از رفتن به جنگ تبوک) واپس نهاده شدند تا آنگاه که زمین با همه فراخنایش بر آنان تنگ آمد و جانشان به لب رسید و دریافتند که پناهگاهی از خداوند جز به سوی خود او نیست؛ آنگاه (خداوند) بر ایشان بخشایش آورد تا توبه کنند که خداوند بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[استغفار]] و [[طلب آمرزش]] از خدا&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}} «و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عبرت‌گیری]] از آزمون‌ها و [[امتحانات]] الهی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الْأَرْضِ أُمَمًا مِنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}} «و آنان را در زمین به امّت‌هایی (گوناگون) بخش کردیم، برخی از ایشان شایسته‌اند و برخی، نه چنین‌اند و آنان را با خوشی‌ها و ناخوشی‌ها آزمودیم باشد که (به راه راست) باز گردند» سوره اعراف، آیه ۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، داشتن [[ایمان]] فراتر از [[اسلام]] ابتدایی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، تقوای الهی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ}} «ای مؤمنان! از بسیاری از گمان‌ها دوری کنید که برخی از گمان‌ها گناه است و (در کار مردم) کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست می‌دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند می‌دارید و از خداوند پروا کنید که خداوند توبه‌پذیری بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، یاد و [[ذکر خدا]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ}} «و کسانی که چون (کار) ناشایسته‌ای می‌کنند یا به خویش ستم روا می‌دارند خداوند را به یاد می‌آورند و از گناهان خود آمرزش می‌خواهند- و چه کس جز خداوند گناهان را می‌آمرزد؟- و (آن کسان که) بر آنچه کرده‌اند دانسته پافشاری نمی‌کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[توفیق]] و [[رحمت الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}} «خداوند بر پیامبر و مهاجران و انصاری که از او هنگام دشواری پیروی کردند- پس از آنکه نزدیک بود دل گروهی از ایشان بگردد- بخشایش آورد سپس توبه آنان را پذیرفت که او نسبت به آنها مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۱۷؛ {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}} «آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عبادت خدا]] براساس [[شریعت]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ * وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ}} «که جز خداوند را نپرستید بی‌گمان من از سوی او شما را بیم‌دهنده و نویدبخشم * و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهره‌ای نیکو بهره‌مند سازد و به هر کس که سزاوار بخششی است، بخشش شایسته او را عطا کند و اگر روی گردانید من به راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیم دارم» سوره هود، آیه ۲-۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; از بسترهای مهم قرار گرفتن در مسیر [[توبه]] و انجام و قبولی آن است. در [[حقیقت]] این امور فرصتی را برای [[آدمی]] فراهم می‌آورد تا توبه کند و در مسیر بازگشت در مسیر کمالی قرار گیرد.&lt;br /&gt;
البته برای توبه شرایط و [[حقایق]] و لطایف و اسراری است که در اینجا نمی‌توان به همه آنها پرداخت و در اینجا تنها به همین کلیات بسنده می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;عرفان در قرآن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:توبه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87&amp;diff=1366218</id>
		<title>توبه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87&amp;diff=1366218"/>
		<updated>2026-04-19T05:13:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = فضایل اخلاقی| عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[توبه در قرآن]] - [[توبه در حدیث]] - [[توبه در نهج البلاغه]] - [[توبه در عرفان اسلامی]] - [[توبه در اخلاق اسلامی]] - [[توبه در فقه اسلامی]] - [[توبه در معارف دعا و زیارات]] - [[توبه در معارف و سیره سجادی]] - [[توبه در معارف و سیره نبوی]] - [[توبه در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;توبه&#039;&#039;&#039; به‌معنای بازگشت و عبارت از [[پشیمانی]] و [[ترک گناه]] و بازگشت به سوی [[خداوند]] است و کسی را که توبه می‌‌کند «تائب» می‌‌نامند. براساس [[آیات]] و [[روایات]] توبه از [[گناهان]] [[واجب]] است، مانند: {{متن قرآن|وَ تُوبُواْ إِلىَ اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكمُ‏ تُفْلِحُونَ}}. البته توبه شرایطی مانند: پشیمانی از گذشته؛ [[عزم]] بر ترک گناه برای همیشه و ... نیز دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی ==&lt;br /&gt;
=== معنای لغوی ===&lt;br /&gt;
«توبه» در لغت به معانی رجوع کردن&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، الصحاح تاج اللغة، ۱/۹۱؛ ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ۱/۳۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، کنده شدن از گناه&amp;lt;ref&amp;gt;فیومی، المصباح المنیر، ۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و حیا کردن&amp;lt;ref&amp;gt;فراهیدی، کتاب العین، ۸/۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; به‌کار رفته است. توبه در دو معنای رجوع [[بنده]] به خداوند و رجوع خداوند به بنده به کار می‌رود. رجوع بنده به [[خدا]]، به معنای برگشت بنده از [[نافرمانی]] به [[طاعت]] است&amp;lt;ref&amp;gt;ابن‌منظور، لسان العرب، ۱/۲۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و رجوع خدا به بنده، به معنای موفق کردن بنده به توبه&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، الصحاح تاج اللغة، ۱/۹۲؛ زمخشری، اساس البلاغه، ۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا بخشیدن و [[نجات]] وی از گناهان&amp;lt;ref&amp;gt;فیّومی، المصباح المنیر، ۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; است&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ – ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== معنای اصطلاحی ===&lt;br /&gt;
«توبه» در اصطلاح [[علم اخلاق]] یعنی بازگشت از [[سرکشی]] به [[بندگی]]؛ از [[اطاعت]] نفس به [[اطاعت]] [[پروردگار]] و برای تحقق توبه صیغه و عبارت خاصی [[تشریع]] نشده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۳]]، ص ۳۰۴؛ [[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ ـ ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توبه عبارت است از «قیام [[انسان]] علیه خودش»، یک [[قیام]] اصلاحی&amp;lt;ref&amp;gt;اسلام و مقتضیات زمان، ج۲، ص۱۶۵؛ گفتارهای معنوی، ص۱۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; به انگیزه [[پاکیزه]] کردن خود&amp;lt;ref&amp;gt;گفتارهای معنوی، ص۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. توبه یعنی حرکت دادن [[انسان‌ها]] از نفس‌پرستی به سوی حقیقت‌پرستی&amp;lt;ref&amp;gt;سیری در سیره نبوی، ص۱۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. توبه یک حالت روانی و [[روحی]] و بلکه یک [[انقلاب]] روحی در انسان است، که لفظ {{متن حدیث|أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي‏ وَ أَتُوبُ‏ إِلَيْهِ‏}} بیان این حالت است&amp;lt;ref&amp;gt;گفتارهای معنوی، ص۱۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه ==&lt;br /&gt;
توبه از مسائل مهم [[اخلاقی]] ـ [[عرفانی]] است که در [[ادیان الهی]]، مانند [[یهود]] و [[مسیحیت]]&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب مقدس، مزامیر، ب ۱۳، ۱–۶ و ب ۱۹، ۱۲–۱۳؛ متی، ب ۹، ۱۳؛ مرقس، ب ۱، ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; جایگاه ویژه‌ای دارد. در فرهنگ اسلامی نیز به این مسئله توجه خاصی شده است. [[قرآن کریم]] بر توبه بسیار تأکید کرده&amp;lt;ref&amp;gt;سوره توبه، آیه ۱۰۴، سوره توبه، آیه ۱۱۲، سوره فرقان، آیه ۷۱، سوره نصر، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن را سبب پاک شدن [[گناهان]]&amp;lt;ref&amp;gt;سوره شوری، آیه ۲۵، سوره طه، آیه ۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و محبوب شدن نزد [[پروردگار]]&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه ۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;می‌داند. [[روایات]] بسیاری نیز در موضوعاتی چون [[فضیلت]] توبه&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۲/۴۳۰–۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، چگونگی وقوع&amp;lt;ref&amp;gt;حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۶/۷۶–۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، وقت انجام&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ۲/۴۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و شرایط قبول آن&amp;lt;ref&amp;gt;دیلمی، ارشاد القلوب، ۱/۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; آمده است. [[احیاء علوم الدین (کتاب)|احیاء علوم الدین]] [[غزالی]]&amp;lt;ref&amp;gt;غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۴۳–۲۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[المحجة البیضاء (کتاب)|المحجة البیضاء]] [[فیض کاشانی]]&amp;lt;ref&amp;gt;فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۷/۳–۱۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; را می‌توان از جمله نخستین کتاب‌های اخلاقی در این زمینه دانست&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ – ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== توبه و [[وجوب]] آن در [[قرآن]] ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|توبه در قرآن}}&lt;br /&gt;
توبه نام نهمین سورۀ [[قرآن]] است که به [[سوره]] [[برائت]] هم مشهور است و تنها سوره‌ای است که در آغاز آن {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ}} نیست&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. توبه و مشتقات آن ۸۷ بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته‌‌اند و در این موارد از مطالبی چون [[وجوب توبه]]؛ شرایط پذیرش توبه؛ آثار و ویژگی توبه [[سخن]] به میان آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۷ [[آیه]] به صراحت [[وجوب توبه]] بیان شده است، مانند: {{متن قرآن|وَ تُوبُواْ إِلىَ اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكمُ‏ تُفْلِحُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;سورۀ نور، آیۀ ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از این [[آیات]] استفاده می‌‌شود [[وجوب توبه]] فوری است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دربارۀ [[وجوب]] [[توبه در قرآن]] پرسش‌‌هایی وجود دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
# آیا توبه از هر گناهی [[واجب]] است؟ بیشتر محقّقان بر این عقیده‌اند که توبه تنها از [[گناهان کبیره]] و نیز از [[گناهان]] صغیره در صورتی که بر اثر عواملی مانند کوچک شمردن گناه، تکرار یا اظهار آن و... [[حکم]] کبیره یابند [[واجب]] است؛ ولی توبه از دیگر [[گناهان]] صغیره به شرط اجتناب از کبایر [[واجب]] نیست؛ زیرا اجتناب از [[گناهان کبیره]] سبب بخشیده شدن [[گناهان]] صغیره است: {{متن قرآن|إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيمًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«اگر از گناهان بزرگی که از آن بازداشته شده‌اید دوری گزینید از گناهان (کوچک) تان چشم می‌پوشیم و شما را به جایگاهی کرامند در می‌آوریم» سوره نساء، آیه ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# آیا برای هر گناهی توبه‌‌ای لازم است یا ترک توبه خود گناهی مستقل است؟ برای هر گناهی توبه ای مستقل لازم نیست؛ زیرا این امکان هست که [[انسان]] از همۀ گناهانش پشیمان شود ولی متذکر مورد خاصی نیز نباشد&amp;lt;ref&amp;gt;کشف المراد، ص ۵۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. تأخیر یا ترک توبه نیز [[گناه]] مستقلی نیست؛ چون [[اوامر الهی]] دربارۀ توبه ارائۀ طریق و [[ارشاد]] به [[حکم عقل]] است، لذا [[گناه]] مستقلی محسوب نمی‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ ـ ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# آیا ممکن است [[انسان]] از بعضی [[گناهان]] توبه کند در حالی که مرتکب [[گناهان]] دیگری می‌‌شود؟ همان‌‌گونه که [[انسان]] در مقام [[ارتکاب گناه]] ممکن است مرتکب بعضی از [[گناهان]] شود، در مقام [[پشیمانی]] و توبه نیز ممکن است از برخی [[گناهان]] توبه کند و اساسا شدنی نیست که انسان‌‌های معمولی در یک لحظه آنچنان [[پاک]] و [[وارسته]] شوند که پیوند خود را با هر‌گونه گناهی قطع کنند. البته برخی هم قائلند [[تبعیض]] در توبه صحیح نیست زیرا [[بنده]] یا دست از تمامی [[گناهان]] می‌‌کشد و یا بدون توبه باقی می‌‌ماند و در شمار [[گناهکاران]] قرار می‌‌‌گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۳]]، ص ۳۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== توبه در [[روایات]] ==&lt;br /&gt;
{{اصلی|توبه در حدیث}}&lt;br /&gt;
برخی از روایاتی که در مورد توبه آمده است عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
# [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «چون [[بنده]] به توبه بی‌بازگشت رو آورد، [[خداوند]] او را [[دوست]] خواهد داشت؛ از این رو در [[دنیا]] و [[آخرت]] پرده‌ای بر او می‌‌افکند تا گناهانش آشکار نشود. راوی می‌‌گوید: از [[امام]] سؤال کردم: چگونه او را می‌‌پوشاند؟ فرمودند: دو فرشته‌اش گناهانی که از او ضبط کرده‌اند را محو می‌‌نمایند و [[خداوند]] به اندام‌های او [[فرمان]] می‌‌دهد که [[گناهان]] او را [[کتمان]] کنید و به مناطق [[زمین]] [[فرمان]] می‌‌دهد گناهانی که بر شما انجام داده را [[کتمان]] نمایید. بدین ترتیب آن [[بنده]] [[خداوند]] را [[ملاقات]] می‌‌کند در حالی که هیچ چیزی وجود ندارد که بر [[گناهان]] او [[شهادت]] بدهد»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ {{ع}}: إِذَا تَابَ الْعَبْدُ تَوْبَةً نَصُوحًا أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ فَقُلْتُ وَ کَیْفَ یَسْتُرُ عَلَیْهِ قَالَ یُنْسِی مَلَکَیْهِ مَا کَتَبَا عَلَیْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ یُوحِی إِلَی جَوَارِحِهِ اکْتُمِی عَلَیْهِ ذُنُوبَهُ وَ یُوحِی إِلَی بِقَاعِ الْأَرْضِ اکْتُمِی مَا کَانَ یَعْمَلُ عَلَیْکِ مِنَ الذُّنُوبِ فَیَلْقَی اللَّهَ حِینَ یَلْقَاهُ وَ لَیْسَ شَیْءٌ یَشْهَدُ عَلَیْهِ بِشَیْءٍ مِنَ الذُّنُوبِ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۴۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[امام صادق]]{{ع}} دربارۀ آیۀ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! به سوی خداوند توبه‌ای راستین کنید» سوره تحریم، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; فرمودند: «منظور از توبۀ نصوح، آن است که [[بنده]] از [[گناه]] توبه کند و پس از آن هرگز به آن روی نیاورد»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا قَالَ یَتُوبُ الْعَبْدُ مِنَ الذَّنْبِ ثُمَّ لَا یَعُودُ فِیهِ. قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْفُضَیْلِ سَأَلْتُ عَنْهَا أَبَا الْحَسَنِ {{ع}} فَقَالَ یَتُوبُ مِنَ الذَّنْبِ ثُمَّ لَا یَعُودُ فِیهِ وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی الْمُفَتَّنُونَ التَّوَّابُونَ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۴۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
# [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: «[[خداوند]] از توبۀ بنده‌اش بیشتر از مردی که شتر و توشه‌اش را در شبی تاریک گم کرده و بعد آن را می‌‌یابد، شادمان می‌گردد؛ [[خداوند]] از توبۀ بنده‌اش بیشتر از این مرد به هنگام یافتن توشه‌اش، شادمان می‌‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ {{ع}}: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ رَجُلٍ أَضَلَّ رَاحِلَتَهُ وَ زَادَهُ فِی لَیْلَةٍ ظَلْمَاءَ فَوَجَدَهَا فَاللَّهُ أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ ذَلِکَ الرَّجُلِ بِرَاحِلَتِهِ حِینَ وَجَدَهَا}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۴۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «چون [[بنده]] گناهی انجام دهد از صبح تا شب به او فرصت داده می‌‌شود اگر در این مدت [[استغفار]] کرد آن [[گناه]] بر او نوشته نمی‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} یَقُولُ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً أُجِّلَ مِنْ غُدْوَةٍ إِلَی اللَّیْلِ فَإِنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ لَمْ یُکْتَبْ عَلَیْهِ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۴۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و...&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۳]]، ص ۳۳۱ـ ۳۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[حقیقت]] و ارکان ==&lt;br /&gt;
دانشمندان و متفکران اسلامی دربارۀ حقیقت توبه آرای مختلفی دارند. بعضی معتقدند [[ندامت]] و پشیمانی از گناه، حقیقت و [[روح]] توبه است&amp;lt;ref&amp;gt;قشیری، رساله قشیریه، ۱۹۷–۱۹۸؛ غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۵۰؛ حلی، علامه، تحریر الاحکام، ۵/۲۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و برخی دیگر، حقیقت توبه را بازگشت [[بنده]] به [[خداوند]] معنا کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;انصاری، مرتضی، رسائل فقهیه، ۵۵؛ طباطبایی، المیزان، ۴/۲۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پشیمانی و ندامت از گناه و [[عزم]] برای [[ترک گناه]]، دو رکن [[توبه]] محسوب می‌شوند و مقوّم [[حقیقت]] توبه‌اند. [[ندامت]] و پشیمانی باید عزم بر ترک گناه را به دنبال داشته باشد و اگر نداشته باشد، حقیقت توبه محقق نمی‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ۲۷۵–۲۷۶؛ امام خمینی، صحیفه، ۲/۲۲–۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ – ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط پذیرش توبه ==&lt;br /&gt;
برخی از شرایط پذیرش توبه بدین شرح است: &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[گناه]] کردن از روی [[جهالت]] باشد نه عناد و [[استکبار]]:&#039;&#039;&#039; {{متن قرآن|إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«(پذیرش) توبه بر خداوند تنها برای آنان است که از نادانی کار زشتی انجام می‌دهند سپس زود توبه می‌کنند پس، این کسانند که خداوند توبه آنها را می‌پذیرد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;قبل از فرا رسیدن زمان [[مرگ]] باشد:&#039;&#039;&#039; {{متن قرآن|وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و توبه آن کسان که کارهای زشت می‌کنند تا هنگامی که مرگ هر یک از ایشان فرا رسد، می‌گوید: اکنون توبه کردم و نیز توبه آنان که در کفر می‌میرند پذیرفته نیست؛ برای آنها عذابی دردناک فراهم ساخته‌ایم» سوره نساء، آیه ۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ ـ ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;توبه را به تأخیر نیندازد:&#039;&#039;&#039; آیۀ شریفۀ {{متن قرآن|ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سپس زود توبه می‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[بندگان]] را از خطر تسویف یعنی به [[آینده]] واگذار کردن [[آگاه]] می‌‌سازد؛ چون تأخیر در توبه و نپرداختن به آن، [[گناه]] را اندک اندک از ذهن [[آدمی]] [[پاک]] کرده و آن را به [[فراموشی]] می‌‌سپارد. &lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[توسّل]] به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{ع}} و [[شفاعت]] ایشان:&#039;&#039;&#039; بدون [[توسل]] نه دعایی به [[اجابت]] می‌‌رسد و نه توبه‌ای پذیرفته می‌‌شود؛ زیرا [[خداوند]]، تمامی امور را بر اساس مجاری و علل خود به انجام می‌‌رساند و در این زمینه نیز [[توسّل]] را وسیله و سبب پذیرش توبه و [[دعا]] قرار داده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید» سوره مائده، آیه ۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۳]]، ص ۳۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;جبران حق الله:&#039;&#039;&#039; برخی از [[گناهان]] به حق الله تعلّق می‌‌گیرد و حق الله دارای دو قسم است: &lt;br /&gt;
## [[حق]] اللّهی که جبران‌ناپذیر است و پس از انجام آن هرچند می‌‌باید به [[پشیمانی]] و [[استغفار]] پرداخت، امّا راهی برای جبران آن وجود ندارد مانند: دروغ‌زنی، شنیدن موسیقی‌های [[حرام]]، مشروب [[خواری]] و....&lt;br /&gt;
## [[حق]] اللّهی که جبران پذیر است. این نوع [[گناهان]] قابل جبرانند و [[انسان]] هنگام توبه باید آنها را جبران کند مانند: ترک [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]] و دیگر [[عبادات]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ ـ ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;جبران [[حق الناس]]:&#039;&#039;&#039; برخی از [[گناهان]] به [[حق]] النّاس تعلّق می‌گیرد و [[حق]] النّاس نیز دارای دو قسم است: &lt;br /&gt;
## [[حق]] النّاسی که جبران آن ممکن است مانند: استفادۀ ناروا از [[اموال]] دیگران، [[گمراه کردن]] آنان در [[اصول دین]]، [[قتل]] عمد یا غیر عمد، ضرر وارد آوردن به اندام دیگران و.... در این موارد، توبه [[پشیمانی]] از آن [[گناه]] است، امّا جبران ننمودن آن، خودْ گناهی دیگر است که تنها با جبران آنچه انجام گرفته، رفع خواهد شد.&lt;br /&gt;
## [[حق]] النّاسی که امکان جبران نخواهد داشت مانند: [[غیبت]] دیگران و [[تهمت]] زدن به آنها و...&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۳]]، ص ۳۳۰؛ [[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ ـ ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرایطی برای کمال توبه نیز وجود دارد؛ شرایطی که بدون آنها توبه محقّق می‌‌شود ولی کامل نیست؛ مانند اینکه زحمت [[طاعت]] را به خود بچشاند، چنانکه [[لذت]] [[گناه]] را چشیده است و نیز گوشتی را که از راه [[حرام]] بر بدنش روییده است با [[غم]] و [[اندوه]] از بین ببرد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ ـ ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام علی]] {{ع}} توبۀ کامل را در شش مرحله می‌داند: &lt;br /&gt;
# [[پشیمانی]] از گذشته؛ &lt;br /&gt;
# [[عزم]] بر [[ترک گناه]] برای همیشه؛ &lt;br /&gt;
# ادای حقوق از دست رفتۀ [[مردم]] تا [[خداوند]] را بدون [[گناه]] دیدار کند؛ &lt;br /&gt;
# هر واجبی را که بر عهده‌اش بوده و انجام نگرفته است، به‌جای آورد؛ &lt;br /&gt;
# گوشتی را که از [[گناه]] بر بدنش روییده، با [[غم]] و [[اندوه]] [[آب]] کند؛ &lt;br /&gt;
# تحمل [[سختی]] [[اطاعت]] همانطور که شیرینی [[گناه]] را چشیده بود&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَ قَالَ {{ع}} لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ &amp;quot;أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ&amp;quot;: ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ، أَ تَدْرِی مَا الِاسْتِغْفَارُ؟ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّیِّینَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَی سِتَّةِ مَعَانٍ: أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَی مَا مَضَی، وَ الثَّانِی الْعَزْمُ عَلَی تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً، وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَی الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّی تَلْقَی اللَّهَ أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَةٌ، وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَی کُلِّ فَرِیضَةٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَهَا فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا، وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَی اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَی السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّی تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ یَنْشَأَ بَیْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ، وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِیَةِ؛ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[ضرورت]] پذیرش توبه ==&lt;br /&gt;
براساس برخی از [[آیات]] و [[روایات]] پذیرش توبه امری ضروری است یعنی اگر شخصی توبه واقعی کرد توبه او مورد پذیرش قرار خواهد گرفت:&lt;br /&gt;
#{{متن قرآن|وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند» سوره غافر، آیه ۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ [[سنت الهی]] بر این [[استوار]] است که توبۀ [[بندگان]] را بپذیرد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۲۱۷ ـ ۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
# ظاهر برخی [[آیات]] مانند: {{متن قرآن|إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«(پذیرش) توبه بر خداوند تنها برای آنان است که از نادانی کار زشتی انجام می‌دهند سپس زود توبه می‌کنند پس، این کسانند که خداوند توبه آنها را می‌پذیرد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز مدلول التزامی ادله‌‌ای که توبه را بر [[گنهکاران]] [[واجب]] می‌‌کنند، این است که قبول توبه بر [[خداوند]] [[واجب]] باشد و گرنه در مواردی که توبه پذیرفته نمی‌‌شود لازم می‌‌آید [[فرمان الهی]] به توبه لغو و [[بیهوده]] باشد و صادر شدن لغو از [[خداوند حکیم]] محال است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ ـ ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[امام علی]] {{ع}} در عباراتی با اشاره به آیۀ {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و هر کس کار بدی کند یا بر خود ستم روا دارد سپس از خداوند آمرزش بخواهد خداوند را آمرزنده‌ای بخشاینده خواهد یافت» سوره نساء، آیه ۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; فرمودند: «کسی را که [[توفیق]] توبه دهند از پذیرفته شدن توبه [[محروم]] نماند»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَ مَنْ أُعْطِیَ التَّوْبَةَ لَمْ یُحْرَمِ الْقَبُولَ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# همچنین فرمودند: «سزاوار نیست [[خداوند]]... در [[دعا]] را بگشاید و در [[اجابت]] را ببندد یا در توبه را بگشاید و در [[مغفرت]] را ببندد»&amp;lt;ref&amp;gt;وَ قَالَ {{ع}}: {{متن حدیث|مَا کَانَ اللَّهُ لِیَفْتَحَ عَلَی عَبْدٍ بَابَ الشُّکْرِ، وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الزِّیَادَةِ؛ وَ لَا لِیَفْتَحَ عَلَی عَبْدٍ بَابَ الدُّعَاءِ، وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْإِجَابَةِ؛ وَ لَا لِیَفْتَحَ لِعَبْدٍ بَابَ التَّوْبَةِ، وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْمَغْفِرَةِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و....&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۲۱۷ـ ۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین پذیرش توبه از وعده‌های قطعی [[خداوند]] است&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۴، ص ۲۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز از هر گناهکاری پذیرفته می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج ۴، ص ۲۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بر این اساس توبۀ [[کافر]] نیز پذیرفتنی است و در [[آیات]] و روایاتی که توبه از برخی [[گناهان]] نظیر [[شرک]]، اصرار بر [[کفر]] پس از [[ایمان]] و [[بدعت]] گذاری در [[دین]] را پذیرفته نمی‌دانند، منظور یا توبۀ صوری است و یا توبه در ظرف قبول انجام نگرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ ـ ۵۸. &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار توبه ==&lt;br /&gt;
توبه واقعی آثاری دارد که برخی از آنها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;تبدیل [[سیئات]] به [[حسنات]]:&#039;&#039;&#039; {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«جز کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کاری شایسته کنند؛ که خداوند نیکی آنان را جانشین بدی‌هایشان می‌گرداند و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره فرقان، آیه ۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[رهایی]] از [[لعنت خدا]] و [[خلق]] و برخورداری از [[هدایت]] و [[رحمت الهی]]:&#039;&#039;&#039; {{متن قرآن|أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«کیفر آنان لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنهاست در آن جاودانند و نه از عذابشان کاسته می‌شود و نه به آنان مهلت خواهند داد مگر آنان که پس از آن، توبه کنند و به راه آیند؛ که بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره آل عمران، آیه ۸۷ ـ ۸۹&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;بهره‌مندی از [[استغفار]] حاملان [[عرش]]:&#039;&#039;&#039; {{متن قرآن|الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«کسانی که عرش خداوند را برمی‌دارند و پیرامونیان آن، با سپاس پروردگارشان را به پاکی می‌ستایند و بدو ایمان می‌آورند و برای مؤمنان آمرزش می‌خواهند که: پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است پس آنان را كه توبه كرده‏‌اند و به راه تو آمده‏اند بيامرز و از عذاب جهنم نگه دار» سوره غافر، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;محبوب [[خدا]] شدن:&#039;&#039;&#039; {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بی‌گمان خداوند توبه کاران و شست‌وشوکنندگان را دوست» سوره بقره، آیه ۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، در [[ادعیه]] و [[روایات]] نیز از [[خداوند]] با اسم [[شریف]] &amp;quot;محب التوابین&amp;quot; یاد شده است&amp;lt;ref&amp;gt;صحیفۀ سجادیه، دعای ۳۸، ص ۱۹۰؛ المجتنی من دعاء المجتبی، ص ۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و...&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۵۰ ـ ۵۸؛ [[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[توبه - نصیری (مقاله)|مقاله «توبه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۵۵۲ – ۵۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عوامل مؤثر در تقویت انگیزۀ توبه ==&lt;br /&gt;
برخی از عوامل موجب تقویت انگیزه برای توبه می‌‌شود مانند:&lt;br /&gt;
# [[تفکّر]] در عاقبت [[گناه]] و [[گناهکاران]]: در [[قرآن کریم]] بیش از ده مورد [[دعوت]] شده است تا در [[سرنوشت]] [[گناهکاران]] [[فکر]] شود: {{متن قرآن|فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«پیش از شما سنّت‌هایی (بوده و) از میان رفته‌اند پس روی زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام دروغ‌انگاران چگونه بوده است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
# [[تفکّر]] در اینکه تمامی [[مصیبت‌ها]] و [[مشکلات]] [[آدمی]] در دو [[دنیا]] و به ویژه [[مشکلات]] [[روحی]] اثر [[گناهان]] است.&lt;br /&gt;
# [[فکر]] در اینکه رسیدن به [[خداوند]]، [[هدف]] نهایی از [[خلقت انسان]] است و این [[هدف]] با توبه از [[گناهان]] امکان دارد و...&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۳]]، ص ۳۲۷ـ ۳۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
* [[آداب باطنی دعا]]&lt;br /&gt;
* [[انابه]]&lt;br /&gt;
* [[توبه مجمل]]&lt;br /&gt;
* [[توبه موقت]]&lt;br /&gt;
* [[توبه ربانی]]&lt;br /&gt;
* [[توبه نفسانی]]&lt;br /&gt;
* [[درجات تائبان]]&lt;br /&gt;
* [[توبه اوصیا]]&lt;br /&gt;
* [[توبه اصفیا]]&lt;br /&gt;
* [[توبه انبیا]]&lt;br /&gt;
* [[توبه اولیا]]&lt;br /&gt;
* [[توبه استجابت]]&lt;br /&gt;
* [[توبه انابت]]&lt;br /&gt;
* [[توبه از بعضی گناهان]]&lt;br /&gt;
* [[توبه از جمیع گناهان]]&lt;br /&gt;
* [[توبه نصوح]]&lt;br /&gt;
* [[توبه اخص]]&lt;br /&gt;
* [[توبه خاص]]&lt;br /&gt;
* [[توبه عام]]&lt;br /&gt;
* [[توبه از حقوق خداوند]]&lt;br /&gt;
* [[توبه از حقوق مردم]]&lt;br /&gt;
* [[توبه از گناه صغیره]]&lt;br /&gt;
* [[توبه از گناه کبیره]]&lt;br /&gt;
* [[آثار توبه]]&lt;br /&gt;
* [[اخلاص در توبه]]&lt;br /&gt;
* [[آداب توبه]]&lt;br /&gt;
* [[یادآوری استغفار]]&lt;br /&gt;
* [[اسباب توبه]]&lt;br /&gt;
* [[استغفار]]&lt;br /&gt;
* [[اسرار توبه]]&lt;br /&gt;
* [[اصرار بر گناه]]&lt;br /&gt;
* [[تدارک سیئه با توبه]]&lt;br /&gt;
* [[تدارک گناهان]]&lt;br /&gt;
* [[ترک توبه]]&lt;br /&gt;
* [[تسویف توبه]]&lt;br /&gt;
* [[تعجیل در توبه]]&lt;br /&gt;
* [[تکفیر]]&lt;br /&gt;
* [[حسن عاقبت]]&lt;br /&gt;
* [[حقیقت توبه]]&lt;br /&gt;
* [[دوام توبه]]&lt;br /&gt;
* [[رجای توبه با آرزوی طولانی]]&lt;br /&gt;
* [[ستایش توبه]]&lt;br /&gt;
* [[شرایط توبه]]&lt;br /&gt;
* [[عزم بر ترک معاصی]]&lt;br /&gt;
* [[عزم بر جبران گذشته]]&lt;br /&gt;
* [[عفت]]&lt;br /&gt;
* [[قبول توبه]]&lt;br /&gt;
* [[یقین]]&lt;br /&gt;
* [[کراهت مرگ]]&lt;br /&gt;
* [[مرابطه]]&lt;br /&gt;
* [[مراتب توبه]]&lt;br /&gt;
* [[موانع توبه]]&lt;br /&gt;
* [[ندامت از گناه]]&lt;br /&gt;
* [[وجوب توبه]]&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[مهدی احمدپور|احمدپور، مهدی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|&#039;&#039;&#039;فرهنگ‌نامه دینی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانش اخلاق اسلامی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه نهج البلاغه ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|&#039;&#039;&#039;فرهنگ مطهر&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، &#039;&#039;&#039;فرهنگ شیعه&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{فضایل اخلاقی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:فضایل اخلاقی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366217</id>
		<title>بیداری در عرفان اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366217"/>
		<updated>2026-04-19T05:12:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = بیداری | عنوان مدخل  = بیداری | مداخل مرتبط = بیداری در عرفان اسلامی | پرسش مرتبط  =  }}  ==بیداری گام نخست خودسازی== گام نخست در سیر و سلوک، بیداری است که رهایی از غفلت و گام نهادن در مسیر توبه و بازگشت در مسیر درس...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = بیداری&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = بیداری&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[بیداری در عرفان اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بیداری گام نخست خودسازی==&lt;br /&gt;
گام نخست در [[سیر و سلوک]]، بیداری است که [[رهایی]] از [[غفلت]] و گام نهادن در مسیر [[توبه]] و بازگشت در مسیر درست است؛ زیرا تا [[انسان]] گرفتار غفلت است، توبه‌ای نخواهد داشت و گام در مسیر کمالی نخواهد گذاشت. بنابراین، بیداری مقدمه است و خود شاید منزلی از منازل [[عرفانی]] نباشد، ولی بی‌گمان مهم‌ترین حالتی است که به انسان دست می‌دهد و او را نسبت به موقعیت خود در هستی [[آگاه]] می‌سازد. کسانی که به توبه به عنوان منازل، [[مقامات]] و منازل عرفانی اشاره کرده‌اند، نمی‌توانند بیداری و [[یقظه]] را نادیده بگیرند؛ زیرا بدون بیداری و رهایی از غفلت نمی‌توان، سخن از توبه و بازگشت به مسیر درست و راست کرد؛ چراکه [[غافل]] هرگز نمی‌تواند موقعیت درست و نادرست را تشخیص دهد و به [[تفسیر]] آن پردازد و [[محاسبه]] و سنجشی داشته باشد؛ پس چگونه می‌تواند [[تغییر]] رویه دهد و راه بازگشت را برگزیند، بنابراین، توبه جز با بیداری و رهایی از غفلت شدنی نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بیداری، رهایی از غفلت==&lt;br /&gt;
واژه [[عربی]] «یقظه» به معنای بیداری در اصل به معنای انتباه و توجه است. هر چند این واژه نسبت به [[خواب]] به کار رفته است؛ ولی در اصطلاح عرفانی - [[اخلاقی]] به معنای رهایی از غفلت و بیداری و [[هوشیاری]] نسبت به موقعیت خود است. از این‌رو در تعریف یقظه گفته‌اند: یقظه و بیداری از جمله مفاهیم خاص [[دینی]] و عرفانی است که در مقابل غفلت و بی‌توجهی قرار دارد و لازمه رسیدن به [[مقام]] توبه و گام نهادن در [[وادی]] [[سلوک]] است. یقظه حالی است که با جذبه و [[عنایت الهی]] آغاز می‌شود و انقلابی [[درون انسان]] به پا می‌کند که او را با سلوکی عارفانه به کمال مطلوب می‌رساند.&lt;br /&gt;
در [[فرهنگ]] مصطلحات [[عرفا]]، اصطلاح «یقظه» این‌گونه تعریف شده است: «بیداری است از [[خواب غفلت]] و موجب آن [[واعظ]] [[الله]] و [[معرفت]] و تجلی [[انوار الهی]] است در [[قلوب]] که به واسطه [[اجابت]] [[دعوت]] [[هادیان]] الی طریق [[الحق]] و [[خدمت]] [[اولیاء الله]] حاصل می‌شود»&amp;lt;ref&amp;gt;سجادی، سید جعفر، فرهنگ مصطلحات عرفا، چاپ اول، تهران بوذر جمهوری، ۱۳۳۹، ص۴۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در واقع [[یقظه]] نقطه شروع [[تربیت معنوی]] است که با جذبه و [[عنایت الهی]] رخ می‌دهد «[[بیداری]]، جذب و کششی از سوی [[حق‌تعالی]] است»&amp;lt;ref&amp;gt;شجاعی، محمد، مقالات چاپ هشتم، تهران، سروش، ۱۳۸۸، ج۲، ص۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و [[انسان]] [[غافل]] را به کمند [[عنایت]] [[حق]] از [[خواب]] مجازی به [[حقیقت]] ماورایی [[سوق]] می‌دهد و به [[برکت]] این بیداری از [[حیات طیبه]] برخوردار می‌سازد. [[مولوی]] می‌سراید:&lt;br /&gt;
یقظه آمد نوم حیوانی نماند / انعکاس [[حس]] خود از [[لوح]] خواند&amp;lt;ref&amp;gt;مولوی بلخی رومی، مثنوی معنوی، ۱۳۷۴، ج۴، ص۱۵۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
«جذبه آسمانی تاریکی‌ها را به [[روشنایی]] و کدورت‌ها را به [[صفا]] بدل می‌کند، [[روح]] را [[آرامش]] می‌بخشد، حتی به جایی می‌رسد که [[خوف]] و [[اندیشه]] [[مرگ]] و [[شهادت]] را از [[دل]] می‌برد»&amp;lt;ref&amp;gt;همایی، جلال‌الدین، مولوی چه می‌گوید، چاپ نهم، هما، تهران، ۱۳۷۶، ص۶۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[یقظه]] ندایی [[الهی]] است که از پس حجاب‌های [[نفسانی]] و [[تعلقات مادی]] به گوش [[جان]] می‌نشیند و اگر زنگار [[ظلمت]] دل [[صیقل]] داده شود او را به مرتبه آینگی و کمال می‌رساند. ندای حق همیشه [[تکرار]] می‌شود تا انسان مجذوب را به سوی خویش فراخواند. «[[محبت]] و [[عشق]] کمند جاذبه‌ای است که [[مشیت]] حق [[سالک]] را بدان وسیله در [[طلب]] می‌آورد. [[عاشق]] را جذبه [[معشوق]] به عشق و طلب می‌کشاند و تا این جذبه در کار نباشد، محبت در [[قلب]] سالک تایب راه پیدا نمی‌کند»&amp;lt;ref&amp;gt;زرین کوب، عبدالحسین، سرنی، ص۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
البته اصطلاح یقظه و بیداری یک اصطلاح [[قرآنی]] نیست، ولی نزدیک‌ترین واژه به مفهوم اصطلاحی بیداری، همان واژه قرآنی «ذکر» است&amp;lt;ref&amp;gt;بقره، آیه ۱۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ذکر به معنای یادداشتن زمانی رخ می‌دهد که انسان از [[غفلت]] و [[نسیان]] رها باشد. [[خداوند]] در [[تقابل]] میان ذکر و غفلت به این مهم اشاره داشته و مثلاً می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس غافل در تقابل با [[ذاکر]] قرار دارد و کسی که ذاکر است دیگر غافل نیست؛ انسان وقتی نسبت به چیزی [[آگاهی]] یافت و توجه و اهتمام نسبت به آن روا داشت، از [[غفلت]] بیرون می‌آید؛ چنان‌که [[خدا]] در جایی دیگر می‌فرماید: {{متن قرآن|نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ما با این قرآن که به تو وحی کرده‌ایم، به بهترین (شیوه) داستانسرایی برای تو داستان می‌گوییم و بی‌گمان تو پیش از آن از ناآگاهان بودی» سوره یوسف، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
پس ذکر چیزی به معنای [[رهایی]] از غفلت است و کسی [[ذاکر]] است که غافل نباشد و در مرتبه انتباه و توجه و التفات به چیزی باشد. خدا [[قرآن]] را به عنوان ذکر دانسته است؛ زیرا انسان را از غفلت نسبت به خدا و جهان‌ها بیرون می‌آورد&amp;lt;ref&amp;gt;انعام، آیه ۹۰؛ تکویر، آیه ۲۷؛ یوسف، آیه ۱۰۴؛ قلم، آیه ۵۲؛ ص، آیه ۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[خداوند]] از انسان می‌خواهد هماره ذاکر خداوند باشد تا مذکور خدا قرار گیرد: {{متن قرآن|فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم» سوره بقره، آیه ۱۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این ذکر باید دائمی و بسیار باشد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ زیرا با ذکر بسیار و دایمی است که انسان از غفلت بیرون می‌آید؛ چراکه [[ظواهر]] هستی چنان است که موجبات غفلت از خدا را فراهم می‌آورد و انسان از مسیر خود دور می‌افتد؛ زیرا [[کمال مطلق]] که همان خدا است مقصود و مقصد انسان است و غفلت از وی به معنای غفلت از کمال مطلق و مقصد و مقصود است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر [[آموزه‌های وحیانی اسلام]]، ذکر از جمله [[قرآن کریم]] و دیگر [[اذکار]] [[الهی]] به عنوان [[آیات]] [[رهایی‌بخش]] از غفلت عمل می‌کند و انسان را [[بیدار]] کرده و از [[خواب غفلت]] رها می‌سازد. از نظر [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} تمام آیات [[انذار]] و [[تبشیر]]، برای زدودن [[آثار غفلت]]، [[بیداری]] [[مردم]] از خواب غفلت و تنبه و [[تذکر]] نازل شده است؛ پس یکی از مهم‌ترین رسالت‌های [[پیامبران]]، بیداری و تنبه مردم بوده است؛ چنان‌که [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَرْسَلَ إِلَيْكُمْ رَسُولًا لِيُزِيحَ بِهِ عِلَّتَكُمْ وَ يُوقِظَ بِهِ غَفْلَتَكُمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۷۴، ص۲۹۶؛ معانی الاخبار، شیخ صدوق.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «ای [[مردم]]! [[خداوند]] [[پیامبری]] به سوی شما فرستاد تا به وسیله آن بیماری‌های [[[روحی]] و [[اخلاقی]]] شما را برطرف سازد و شما را از [[غفلت]]، [[بیدار]] نماید».&lt;br /&gt;
البته «ذکر»، از [[اعمال]] و صفات خاص [[انسان]] و [[جن]] است و دیگر موجودات که دارای [[اراده]] و [[اختیار]] نیستند، از ذکر نیز بهره‌ای نمی‌برند؛ چراکه غفلت و [[نسیان]] در آنان نیز راه نمی‌یابد. از این روست که ذکر تنها برای انسان و جن مطرح است؛ همچنان‌که غفلت و نسیان برای ایشان است؛ چراکه ذکر و غفلت از مصادیق عدم و [[ملکه]] هستند؛ زیرا در جایی [[کوری]] معنا می‌یابد که چیزی شأنیت [[بینایی]] را داشته باشد و چیزی که اصلاً شأنیت بینایی را ندارد، نمی‌توان نسبت به آن چیز «کوری» را ب ه کار برد و بر آن این واژه را اطلاق کرد. همچنین به کسی یا چیزی که ذکر برای او معنا ندارد، گفتن [[غافل]] و [[ناسی]] نسبت به او معنایی ندارد. از این روست که در [[قرآن]] «ذکر» برای دیگر موجودات به کار نرفته است؛ چنان‌که غفلت و نسیان به کار نرفته است.&lt;br /&gt;
البته [[تسبیح]] [[الهی]] برای همه موجودات هستی ثابت و به [[آیات قرآنی]] [[اثبات]] شده است؛ چراکه همه هستی شأنیت تسبیح را دارا هستند. خداوند می‌فرماید: {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خداوند را به پاکی می‌ستاید» سوره تغابن، آیه ۱؛ سوره جمعه، آیه ۱؛ سوره حشر، آیه ۲۴؛ سوره نور، آیه ۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
چنان‌که گفته شد، واژه [[یقظه]] در قرآن در [[تقابل]] با غفلت بیان نشده است؛ اما در [[روایات]] چندی از [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} واژه یقظه در برابر غفلت به کار رفته است. به عنوان نمونه، [[حضرت علی]]{{ع}} در توصیف [[پیامبران]] به مسئله [[بیداری]] و یقظه اشاره می‌کند و می‌فرماید: {{متن حدیث|فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ فِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْأَفْئِدَةِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;نهج‌البلاغه، محمد دشتی، ص۳۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «آنان [[چراغ هدایت]] را با [[نور]] بیداری در دیده‌ها و گوش‌ها و [[دل‌ها]] برافروختند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان‌که ایشان درباره [[فلسفه]] و [[هدف بعثت]] [[پیامبر مکرم اسلام]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَرْسَلَ إِلَيْكُمْ رَسُولًا لِيُزِيحَ بِهِ عِلَّتَكُمْ وَ يُوقِظَ بِهِ غَفْلَتَكُمْ}}. چنان‌که معلوم است این فلسفه تنها فلسفه [[بعثت پیامبر]]{{صل}} نیست بلکه همه [[پیامبران]] برای [[بیداری]] [[مردمان]] از [[غفلت]] [[مأمور]] بودند؛ زیرا [[هدف پیامبران]]، [[تعلیم و تزکیه]] بود تا [[مردم]] خود، [[خدا]] و [[خلقت]] را بشناسند و نسبت خود را با آنها دریافته و برای [[رسیدن به کمال]] و [[رهایی]] از [[نقص]] طبق برنامه [[وحیانی]] [[قرآن]] عمل کنند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}} «گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره بقره، آیه ۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[امام حسن مجتبی]]{{ع}} نیز در [[سخنرانی]] خویش با [[مردم کوفه]] می‌فرماید: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ تَيَقَّظُوا مِنْ رَقْدَةِ الْغَفْلَةِ وَ مِنْ تَكَاثُفِ الظُّلْمَةِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۴۴، ص۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «ای مردم از [[خواب]] و بستر غفلت [[بیدار]] شوید و از پرده‌های [[ظلمت]] بیرون آیید». البته [[امام صادق]]{{ع}} واژه غفلت را در برابر [[تذکر]] و واژه [[یقظه]] را در برابر [[سهو]] به کار برده و فرموده است: {{متن حدیث|فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ مَكَانَ نُقْصَانِهَا تَمَاماً وَ عَجَلَتِي تَثَبُّتاً وَ تَمَكُّناً وَ سَهْوِي تَيَقُّظاً وَ غَفْلَتِي تَذَكُّراً وَ كَسَلِي نَشَاطاً}}&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار، ج۸۳، ص۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} بارها خواهان بیداری از [[خواب غفلت]] می‌شود و مثلاً می‌فرماید: {{متن حدیث|أَ مَا مِنْ دَائِكَ بُلُولٌ أَمْ لَيْسَ مِنْ نَوْمَتِكَ يَقَظَةٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;نهج‌البلاغه، الخطبه ۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «آیا [[درد]] تو را [[درمان]] و خواب تو را بیداری نیست؟» یا می‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا مُسْتَيْقِظٌ مِنْ غَفْلَتِهِ قَبْلَ نَفَادِ مُدَّتِهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;غررالحکم، ح۲۷۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «آیا [[بیداری]] از غفلت پیش از پایان مدت نیست؟!».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در جای دیگری فرمودند: {{متن حدیث|وَ كَيْفَ لَا يُوقِظُكَ خَوْفُ بَيَاتِ نِقْمَةٍ وَ قَدْ تَوَرَّطْتَ بِمَعَاصِيهِ مَدَارِجَ سَطَوَاتِهِ فَتَدَاوَ مِنْ دَاءِ الْفَتْرَةِ فِي قَلْبِكَ بِعَزِيمَةٍ وَ مِنْ كَرَى الْغَفْلَةِ فِي نَاظِرِكَ بِيَقَظَةٍ وَ كُنْ لِلَّهِ مُطِيعاً وَ بِذِكْرِهِ آنِساً}}&amp;lt;ref&amp;gt;نهج‌البلاغه، ص۲۳۲، خطبه ۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «و چگونه [[ترس]] از فرود آمدن بلای به یک معنی می‌توان گفت که تمام [[آیات]] [[انذار]] و [[تبشیر]]، برای زدودن [[آثار غفلت]]، بیداری [[مردم]] از [[خواب غفلت]] و تنبه و [[تذکر]] نازل شده است».&lt;br /&gt;
در موارد پیش گفته و نیز جاهای دیگر [[امامان معصوم]]{{عم}} غفلت را همانند [[خواب]] یا مستی دانسته و خواهان تذکر و بیداری و التفات می‌شوند. مثلاً [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|سُكْرُ الْغَفْلَةِ وَ الْغُرُورِ أَبْعَدُ إِفَاقَةً مِنْ سُكْرِ الْخُمُورِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;غررالحکم، ح۵۶۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «بیداری از مستی و [[فریب]] [[دنیا]] سخت‌تر و دورتر از [[هوش]] آمدن از مستی شراب است».&lt;br /&gt;
از نظر آن حضرت{{ع}} بیداری و [[یقظه]] همانند چراغی است که شخص را از [[تاریکی]] بیرون می‌آورد و در فضای روشن قرار می‌دهد: {{متن حدیث|فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ فِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْأَفْئِدَةِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;نهج‌البلاغه، الخطبه ۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
از نظر [[قرآن]] کسانی که به ظاهر [[زندگی]] چسبیده و از [[باطن]] و [[ملکوت]] آن [[غافل]] هستند، در [[حقیقت]] غافل از حقیقت هستند. [[خدای متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«نمایی از زندگانی این جهان را می‌شناسند و از جهان واپسین غافلند» سوره روم، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
اصولاً غفلت نسبت به چیزی است که در برابر [[آدمی]] است، ولی توجه و التفاتی نسبت به آن ندارد. کسانی که به ظاهر زندگی و دنیا توجه دارند، از [[خدا]] غافل می‌شوند در حالی که خدا در همه هستی ظهور [[حقیقی]] دارد، چنان‌که امیرمؤمنان امام علی{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|مَا رَأَيْتُ شَيْئاً إِلَّا وَ رَأَيْتُ اللَّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;مفتاح الفلاح، ص۳۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «هیچ چیز را ندیدم، جز آن‌که خدا را پیش از آن و با آن [[مشاهده]] نمودم».&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مراتب سه‌گانه یقظه==&lt;br /&gt;
[[صدیقین]] ۳ مرتبه برای یقظه قائل شده‌اند:&lt;br /&gt;
#اولین مرتبه از مراتب یقظه ملاحظه و لحاظ قلبانی است. [[قلب]] [[انوار الهی]] را [[درک]] می‌کند اما نمی‌تواند آنها را هضم کند. عاجز است از درک صحیح [[مواهب الهی]] اما از حدّ و [[مرز]] نعم [[باطنی]] و حقیقی الهیه، وقوف پیدا می‌کند که نمی‌تواند چیزی را از نعمت‌های [[سرمدی]] [[الهی]] به دست بیاورد، ملتفت می‌شود که [[معرفت]] نعم الهیه را هنوز عیاناً و جداً به دست نیاورده است، و در درک [[معارف]] [[ناتوان]] است.&lt;br /&gt;
#مرتبه دوم پس از ورود به عالم یقظه بررسی گذشته است. [[انسان]] آثار [[گناهان]] خود را به خوبی درک کرده و از خطرات عالم [[غفلت]] و غوطه‌ور بودن در آن [[آگاه]] می‌شود. وی در می‌یابد که نتوانسته از [[فرصت‌ها]] استفاده کند. برای مثال انسان به خود خواهد گفت که ۷۰ سال دارم، اما هنوز هم که هنوز است در حال درجا زدن هستم، در [[نفس اماره]] و موسوله مانده‌ام، هنوز هم که هنوز است از آن خلاصی پیدا نکرده‌ام.&lt;br /&gt;
#سوم اینکه انسان نتایج [[اعمال]] خود را بررسی کرده و از خود می‌پرسد که من چه کرده‌ام، این عمر عزیز را کجا سپری کرده‌ام {{عربی|وَ مِنَ الاتِّصالِ إِلَى اللهِ أَوْ عَدَمِهِ وَ عَدَمِ تَدارُكِ مَا فاتَ مِنْ عُمُرِي}}، هیچ کار نکردم، تأمین نکردم باقی عمرم را [[تدارک]] ننمودم.&lt;br /&gt;
[[امام خمینی]] در دوران اقامتشان در [[نجف اشرف]] [[خطاب]] به طلاب می‌فرمودند: «تا کی می‌خواهید در [[خواب غفلت]] به سر [[برید]] و در [[فساد]] و [[تباهی]] [[غوطه]] ور باشید؟ از خدا بترسید و از عواقب امور بپرهیزید! از خواب غفلت [[بیدار]] شوید، شما هنوز بیدار نشدید، هنوز قدم اول را برنداشتید. قدم اول در [[سلوک]]، یقظه است؛ ولی شما در [[خواب]] به سر می‌برید. [[چشم‌ها]] باز است و [[دل‌ها]] در خواب فرو رفته است. اگر دل‌ها خواب‌آلود و قلب‌ها بر اثر [[گناه]] سیاه و زنگ‌زده نمی‌شد، این‌طور [[آسوده]] خاطر و بی‌تفاوت به اعمال و اقوال نادرست ادامه نمی‌دادید. اگر قدری در [[امور اخروی]] و عقبات هولناک آن [[فکر]] می‌کردید، به [[تکالیف]] و مسئولیت‌های سنگینی که بر دوش شما است بیشتر اهمیت می‌دادید».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام خمینی می‌فرمایند: «بدان که اول [[منزل]] از منازل [[انسانیت]]، منزل [[یقظه]] و [[بیداری]] است؛ چنان‌که [[مشایخ]] [[اهل]] سلوک در منازل سالکان بیان فرموده‌اند. و از برای این منزل، چنان‌که شیخ [[عظیم‌الشأن]] [[شاه‌آبادی]] بیان فرمودند، ده [[بیت]] است که اکنون در [[مقام]] تعداد آن نیستیم؛ ولی آنچه اکنون لازم است بیان شود، این است که [[انسان]] تا تنبه پیدا نکند که مسافر است و لازم است از برای او [[سیر]]، و دارای مقصد است و باید به طرف آن مقصد ناچار [[حرکت]] کند و حصول مقصد ممکن است، «[[عزم]]» برای او حاصل نشود و دارای [[اراده]] نگردد. و هر یک از این امور دارای بیان و شرحی است که به ذکر آن اگر بپردازیم، به طول انجامد»&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، چهل حدیث، ح۱۰، ص۱۷۴؛ برگرفته از: عارف کامل، ص۱۲۷-۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
انسان [[غافل]] همانند [[ناسی]] و فراموشکار گرفتار [[خودفراموشی]] نیز می‌شود؛ زیرا کسی که از [[حقیقت]] به ویژه [[حق]] مطلق یعنی [[خدای تبارک و تعالی]] و اهداف و [[فلسفه خلقت]] غافل و گرفتار [[فراموشی]] است، موقعیت خود را نیز نمی‌شناسد و خود را نیز به دست فراموشی می‌سپارد. از این روست که [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد؛ آنانند که نافرمانند» سوره حشر، آیه ۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
انسان غافل به دلایلی چون کمی مواظبت و [[هشیاری]]&amp;lt;ref&amp;gt;مفردات الفاظ قرآن کریم، ص۶۰۹، «غفل».&amp;lt;/ref&amp;gt;، گرفتار نوعی فراموشی، [[سهو]] و بی‌خبری، [[نادانی]]، [[بی‌پروایی]]، [[سهل‌انگاری]]، عدم اعتنا و التفات به مسائلی است که در خود و پیرامونش می‌گذرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شخص، به سبب این امور، همچنین گرفتار ارتداد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ * أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}} «بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت * آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوست‌تر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند * آنان کسانی هستند که خداوند بر دل‌ها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است و همانانند که غافلند» سوره نحل، آیه ۱۰۶-۱۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[انحطاط]] و سقوط&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}} «به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی می‌ورزند از نشانه‌های خود روگردان خواهم کرد و هر نشانه‌ای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶؛ {{متن قرآن|وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت آگاهاند که هنگام رستخیز کسی را بر آنان برمی‌انگیزد تا بدترین عذاب را به آنها بچشاند؛ بی‌گمان پروردگارت زودکیفر است و به راستی او آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره اعراف، آیه ۱۶۷؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}} «و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[انکار]] [[آخرت]] و [[دلبستگی]] به [[مادیات]] و [[دنیا]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ}} «به یقین آنان که لقای ما را امید نمی‌برند و به زندگی این جهان خشنود و به آن دلگرمند و آنان که از نشانه‌های ما غافلند» سوره یونس، آیه ۷؛ {{متن قرآن|عَلَى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنْشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ * وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ}} «که همگونه‌هایتان را جایگزین شما گردانیم و شما را در آنچه نمی‌دانید، باز آفرینیم * و به یقین، شما آفرینش نخستین (خود) را شناخته‌اید، پس چرا پند نمی‌پذیرید؟» سوره واقعه، آیه ۶۱-۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[پیروی]] از [[هواهای نفسانی]] از [[شهوت]] و [[غضب]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}} «و با آنان که پروردگار خویش را سپیده‌دمان و در پایان روز به شوق لقای وی می‌خوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کرده‌ایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ترک آموزه‌های [[دستوری]] [[خدا]] و [[قرآن]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ * فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ}} «آنگاه کار (دین) خود را در میان خویش پاره‌پاره کردند؛ هر گروهی بدانچه خود دارد شادمان است * پس آنان را چندی در تنگنایی که در آنند واگذار!» سوره مؤمنون، آیه ۵۳-۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[تکبر]] و خودبرتربینی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}} «به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی می‌ورزند از نشانه‌های خود روگردان خواهم کرد و هر نشانه‌ای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[تکذیب پیامبران]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ * فَأَذَاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ * وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}} «کسانی که پیش از آنان بودند (پیامبران را) دروغگو شمردند آنگاه عذاب از جایی که در نمی‌یافتند به سراغشان آمد * آنگاه خداوند در زندگانی این جهان به آنان خواری چشانید و اگر می‌دانستند عذاب جهان واپسین بزرگ‌تر است * و در این قرآن برای مردم از هرگونه مثلی آورده‌ایم باشد که پند گیرند» سوره زمر، آیه ۲۵-۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[غفلت]] از [[دشمنان]] و [[تهاجم]] آنان&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً وَاحِدَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كَانَ بِكُمْ أَذًى مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا}} «و (به هنگام خطر) چون در میان ایشان بودی و برای آنان نماز برپا داشتی باید گروهی از ایشان با تو (به نماز) ایستند و جنگ‌افزارهایشان را (نیز) با خود بردارند و چون به سجده روند (و رکعت دیگر را فرادی تمام کنند) باید پس شما بایستند و پس از آن دسته دیگری که نماز نخوانده‌اند با تو نماز بگزارند و (اینان نیز) باید آمادگی (خود را حفظ کنند) و جنگ‌افزارهای خودشان را با خود بردارند؛ کافران دوست می‌دارند که شما از جنگ‌افزارها و بار و بنه خویش غفلت ورزید و آنان با یک تاخت بر شما بتازند؛ و اگر از باران در سختی باشید با بیمار شوید، گناهی بر شما نیست که جنگ‌افزارها را با خود برندارید و (به هر روی) آمادگی‌تان را حفظ کنید؛ خداوند برای کافران عذابی خواری‌آفرین آماده کرده است» سوره نساء، آیه ۱۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[حسرت]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ}} «آنگاه از میان ایشان چند دسته اختلاف ورزیدند؛ وای بر کافران از دیدارگاه روزی سترگ!» سوره مریم، آیه ۳۷؛ {{متن قرآن|وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ}} «و روز دریغ را به آنان هشدار ده! آنگاه که کار یکسره شود و آنان در غفلت باشند و ایمان نیاورند» سوره مریم، آیه ۳۹؛ {{متن قرآن|وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذَا هِيَ شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمِينَ}} «و آن وعده راستین نزدیک شود و ناگاه دیدگان کافران خیره گردد (و بگویند:) وای بر ما که از این (امر) در ناآگاهی به سر می‌بردیم بلکه ستمکاره بودیم» سوره انبیاء، آیه ۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[خسران]] و زیان&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ * أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ * لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوست‌تر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند * آنان کسانی هستند که خداوند بر دل‌ها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است و همانانند که غافلند * ناگزیر چنین است که آنان در جهان واپسین زیانکارند» سوره نحل، آیه ۱۰۷-۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[فریفتگی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ * ذَلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ}} «ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیآمدند که آیات مرا برایتان می‌خواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار می‌دادند؟ می‌گویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی می‌دهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند * آن از این روست که (سنّت) پروردگارت (این است که) نابود کننده شهرها به ستم- در حال بی‌خبری مردم آن (شهر) ها- نبوده است» سوره انعام، آیه ۱۳۰-۱۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[گناه]] و [[گمراهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ * أُولَئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}} «به یقین آنان که لقای ما را امید نمی‌برند و به زندگی این جهان خشنود و به آن دلگرمند و آنان که از نشانه‌های ما غافلند * به سزای آنچه می‌کردند، جایگاهشان آتش است» سوره یونس، آیه ۷-۸؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند می‌دهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره اعراف، آیه ۱۶۴؛ و آیات دیگر.&amp;lt;/ref&amp;gt;، فقدان بصیرت&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى * قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا * قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى}} «و هر که از یادکرد من روی برتابد بی‌گمان او را زیستنی تنگ خواهد بود و روز رستخیز وی را نابینا بر خواهیم انگیخت * می‌گوید: پروردگارا! چرا مرا نابینا برانگیختی در حالی که من بینا بودم؟ * فرمود: بدین‌گونه بود که نشانه‌های ما به تو رسید و تو آنها را فراموش کردی و همان‌گونه امروز تو فراموش می‌گردی» سوره طه، آیه ۱۲۴-۱۲۶؛ {{متن قرآن|لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ}} «به راستی تو از این غافل بودی پس ما پرده را از (پیش چشم) تو کنار زدیم و امروز چشمت تیزنگر است» سوره ق، آیه ۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[محرومیت]] از [[رشد]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى * قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا * قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى}} «و هر که از یادکرد من روی برتابد بی‌گمان او را زیستنی تنگ خواهد بود و روز رستخیز وی را نابینا بر خواهیم انگیخت * می‌گوید: پروردگارا! چرا مرا نابینا برانگیختی در حالی که من بینا بودم؟ * فرمود: بدین‌گونه بود که نشانه‌های ما به تو رسید و تو آنها را فراموش کردی و همان‌گونه امروز تو فراموش می‌گردی» سوره طه، آیه ۱۲۴-۱۲۶؛ {{متن قرآن|لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ}} «به راستی تو از این غافل بودی پس ما پرده را از (پیش چشم) تو کنار زدیم و امروز چشمت تیزنگر است» سوره ق، آیه ۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و امور دیگری می‌شود که جز [[بدبختی]] و [[شقاوت]] [[نصیبی]] برای [[آدمی]] ندارد و حتی از نظر [[آرامش]] و [[آسایش]] در [[دنیا]] با [[سختی]] مواجه خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عواملی که در [[غفلت]] [[انسان]] نقش دارد اموری چند از جمله آرزوهای [[باطل]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|رُبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كَانُوا مُسْلِمِينَ * ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ}} «بسا کافران آرزو کنند که مسلمان می‌بودند * آنان را واگذار تا بخورند و بهره گیرند و آرزو سرگرمشان دارد، زودا که بدانند» سوره حجر، آیه ۲-۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، برخورداری از دنیا و [[مادیات]] آن&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ مِنَ الرَّحْمَنِ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ}} «بگو چه کسی شب و روز شما را از (عذاب) (خداوند) بخشنده در پناه می‌گیرد؟ باری، آنان از یاد پروردگارشان رو گردانند» سوره انبیاء، آیه ۴۲؛ {{متن قرآن|بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ}} «بلکه، اینان و پدرانشان را بهره‌مند کردیم چندان که زندگانی دراز یافتند؛ آیا نمی‌بینند که ما به (سر) زمین (کفر) می‌آییم، از پیرامون‌های آن می‌کاهیم، آیا باز آنان پیروز خواهند شد؟» سوره انبیاء، آیه ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ترک [[عقل]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و بی‌گمان برای کسانی که پرهیزگاری می‌ورزند سرای واپسین نیکوتر است؛ آیا نمی‌اندیشید؟» سوره انعام، آیه ۳۲؛ {{متن قرآن|فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الْأَدْنَى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثَاقُ الْكِتَابِ أَنْ لَا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ وَدَرَسُوا مَا فِيهِ وَالدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «پس از آنان، جانشینانی آمدند که کتاب (آسمانی) را به ارث بردند؛ کالای ناپایدار این جهان فروتر را می‌گیرند و می‌گویند: به زودی (توبه می‌کنیم و) آمرزیده خواهیم شد و اگر باز کالای ناپایداری مانند آن به دستشان برسد آن را می‌گیرند! آیا از اینان در کتاب (تورات) پیمان گرفته نشده است که جز حقّ به خداوند نسبت ندهند؟ در حالی که آنچه در آن (کتاب) است آموخته‌اند و سرای واپسین برای آنان که پرهیزگاری می‌ورزند بهتر است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره اعراف، آیه ۱۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[تزیین اعمال]] [[زشت]] به نیک&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ * فَلَوْلَا إِذْ جَاءَهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُوا وَلَكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «و به یقین برای امّت‌هایی که پیش از تو بودند (پیامبرانی) فرستادیم و آنان را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند * پس چرا آنگاه که خشم ما به سراغشان آمد لابه نکردند؟ لیکن (در حقیقت) دل‌هایشان سخت شد و شیطان، کاری را که انجام می‌دادند برای آنان آراست» سوره انعام، آیه ۴۲-۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[دنیاطلبی]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ * أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}} «آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوست‌تر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند * آنان کسانی هستند که خداوند بر دل‌ها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است و همانانند که غافلند» سوره نحل، آیه ۱۰۷-۱۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[سطحی‌نگری]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ}} «نمایی از زندگانی این جهان را می‌شناسند و از جهان واپسین غافلند» سوره روم، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، فریبایی [[دنیا]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ}} «نمایی از زندگانی این جهان را می‌شناسند و از جهان واپسین غافلند» سوره روم، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، موقعیت [[برتر]]&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقَامًا وَأَحْسَنُ نَدِيًّا}} «و چون بر آنان آیات روشن ما خوانده شود کسانی که کفر ورزیده‌اند به کسانی که ایمان دارند می‌گویند: کدام یک از (ما) دو گروه دارای جایگاهی بهتر و محفلی آراسته‌تر است؟» سوره مریم، آیه ۷۳؛ {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ فِي الضَّلَالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَنُ مَدًّا حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضْعَفُ جُنْدًا}} «بگو: کسانی که در گمراهی به سر برند، باید که (خداوند) بخشنده به (زمان و مهلت) آنها نیک افزونی دهد تا آنگاه که آنچه را به آنان وعده داده‌اند- یا عذاب یا رستخیز- ببینند و خواهند دانست چه کسی دارای جایگاهی بدتر و سپاهی ناتوان‌تر است» سوره مریم، آیه ۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، مهر شدن [[قوای ادراکی]] و شناختی&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ * أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}} «بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت * آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوست‌تر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند * آنان کسانی هستند که خداوند بر دل‌ها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است و همانانند که غافلند» سوره نحل، آیه ۱۰۶-۱۰۸؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}} «و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و مانند آنهاست.&lt;br /&gt;
کسی که به [[مقام]] [[یقظه]] و [[بیداری]] می‌رسد از [[غفلت]] بیرون می‌آید و در می‌یابد که موقعیت او در هستی چگونه است و در چه مسیری باید قرار گیرد که شامل [[توبه]] از راه نادرست نیز می‌شود. البته از آن جایی که غفلت در هر مرحله‌ای به سراغ [[آدمی]] می‌آید، بیداری و [[هوشیاری]] نسبت به عوامل غفلت در همه مراحل و منازل [[سیر و سلوک]] لازم است تا گرفتار نشود.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|&#039;&#039;&#039;عرفان در قرآن&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:بیداری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1366216</id>
		<title>بیداری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1366216"/>
		<updated>2026-04-19T05:03:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[بیداری در عرفان اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یقظه == &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یقظه&#039;&#039;&#039;، بیداری و [[ضد]] [[خواب]] و [[غفلت]] است&amp;lt;ref&amp;gt;الف. {{عربی|اليَقَظَةُ: نَقِيضُ النَّوْمِ}}؛ (کتاب العین، ج۳، ص۱۹۹۹؛ لسان العرب، ج۱۵، ص۴۵۳).&lt;br /&gt;
ب. {{عربی|ضد الغفلة: اليقظة}}. ([[مجمع البیان]]، ج۴، ص۱۶۴).&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[روایات]] [[حضرت علی]] {{ع}} نیز یقظه، در برابر غفلت به کار رفته است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|ضَادُّوا الْغَفْلَةَ بِالْيَقَظَةِ}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۱۰۷).&amp;lt;/ref&amp;gt;. واژه‌شناسان، غفلت را «[[سهو]] و [[نسیان]] ناشی از کمی [[حفظ]] و بیداری»&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|الْغَفْلَةُ: سهو يعتري الإنسان من قلّة التّحفّظ و التّيقّظ}}؛ (مفردات الفاظ القرآن، ص۶۰۹).&amp;lt;/ref&amp;gt;، «نبود توجه» و «[[اشتباه]]»&amp;lt;ref&amp;gt;قاموس قرآن، ج۵، ص۱۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; معنا کرده‌اند. [[امین]] الاسلام [[طبرسی]]، ذیل [[آیه]] ۷۴ [[سوره بقره]]، غفلت را در معنای «سهو و نسیان و رفتن معنا از نفس، بعد از حضور آن»&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|و الغفلة: السهو عن الشيء، و هو ذهاب المعنى عن النفس بعد حضوره}}؛ (مجمع البیان، ج۱، ص۲۶۵).&amp;lt;/ref&amp;gt; استعمال کرده است. در کتاب قاموس [[قرآن]] از دو گونه غفلت نام برده شده است:&lt;br /&gt;
غفلتی که عذر آن مقبول است و آن در صورتی است که علت غفلت، عدم [[اتمام حجت]] باشد و... غفلتی که علت آن، عدم دقت خود شخص است و در آن صورت [[مذموم]] است و نامعذور، و در بیش‌تر [[آیات]]، که غفلت درباره [[مردم]] به کار رفته، مراد همین غفلت نامعذور و در [[مقام]] [[ذم]] است&amp;lt;ref&amp;gt;قاموس القرآن، ج۵، ص۱۱۱-۱۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مفردات نیز مانند همین تقسیم‌بندی درباره «نسیان» مطرح شده و نیز غفلت را یکی از علل عروض حالت نسیان نام برده است&amp;lt;ref&amp;gt;وی ضمن تعریف نسیان به «از یاد بردن محفوظات» از سه علت ضعف قلب، غفلت، و قصدی که منجر به حذف محفوظات می‌گردد، به عنوان علل نسیان نام می‌برد و نسیان را نیز دو قسم می‌داند: «نسیانی که مورد نکوهش خداوند بوده و عمدی است و نسیانی که معذور - و غیرمذموم - است». (مفردات الفاظ القرآن، ص۸۰۳).&amp;lt;/ref&amp;gt;. علمای [[اخلاق]] و کسانی که در موضوع [[تزکیه نفس]] [[پژوهش]] کرده‌اند، بر این باورند که «نخستین گام، یقظه و بیداری است»&amp;lt;ref&amp;gt;مراحل اخلاق در قرآن، ص۳۶. استاد مصباح یزدی می‌نویسد: «قدم نخست به سوی انسانیت، خارج شدن از این غفلت است... و در ارتباط با همین نخستین قدم است که یکی از وظایف انبیا با عنوان «ذکر» و «یادآوری» شکل می‌گیرد و «ذکر» یعنی خارج کردن مردم از حالت غفلت». (اخلاق در قرآن، ج۱، ص۱۳۶).&amp;lt;/ref&amp;gt;. بدین‌سان، نخستین مرحله در مراحل [[تزکیه]] و [[تخلیه]] نفس از [[رذائل اخلاقی]]، مرحله خروج از [[غفلت]] یا یقظه است. [[انسان]]، موجودی است که به دلیل وسوسه‌گری‌های [[دشمن]] غدار بیرونی ([[شیطان]]) و هوس‌خواهی‌های دشمن خطرناک درونی ([[نفس اماره]]) همواره در معرض لغزیدن به دام‌های گوناگون و رنگارنگ [[دنیایی]] و در نتیجه، [[ابتلا]] به حالت غفلت از [[حقایق]] [[عالم هستی]] و به ویژه حقایق اجتناب ناپذیر [[عوالم]] پس از [[مرگ]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به [[آیه]] صریح [[قرآن]] که «[[خداوند]] در [[دل انسان]]، دو [[قلب]] بر ننهاده است»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ}} «خداوند در درون هیچ کس دو دل ننهاده است» سوره احزاب، آیه ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و تعلیمات روشن [[حضرت علی]] {{ع}} که «مثل [[دنیا]] و [[آخرت]]، مثل مردی است که دارای دو [[زن]] است و هرگاه یکی را [[خشنود]] سازد، دیگری را [[خشمگین]] گرداند»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|إِنَّ مَثَلَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ كَرَجُلٍ لَهُ امْرَأَتَانِ إِذَا أَرْضَى إِحْدَاهُمَا أَسْخَطَ الْأُخْرَى}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۱، ص۴۷۲).&amp;lt;/ref&amp;gt; جمع میان دنیا و آخرت - بدین صورت که هر دو [[محبوب]] [[راستین]] و کمال مطلوب انسان باشند - ناممکن است و انسان باید از این دو یکی را برگزیند و مرغ دلش را در پیرامون آن به پرواز در آورد&amp;lt;ref&amp;gt;استاد [[مطهری]]، در تبیین این‌گونه [[روایات]] و در تشریح مسئله تضاد دنیا و آخرت، به این نکته ظریف اشاره می‌کند که جمع میان دنیا و آخرت، از نظر «ایده‌آل بودن و [[هدف]] [[اعلی]] قرار گرفتن»، ناممکن است نه از نظر «برخوردار شدن» (برای آشنایی بیش‌تر، ر. ک: مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۸۳ - ۵۸۶) البته باید به این نکته نیز [[عنایت]] داشت که برای سالکان و سائران کوی [[معرفت]]، [[آخرت]] و [[نجات]] از [[عقاب]] [[جهنم]] و وصول به [[ثواب]] [[بهشت]] نیز مطلوب نهایی نیست، برای آنان آن‌چه مطلوب بالذات و [[محبوب]] نهایی است، [[ذات باری تعالی]] است که منشأ همه نعمت‌های [[اخروی]] است. از این رو است که اگرچه در [[قرآن کریم]]، سخن از {{متن قرآن|وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى}} به میان آمده. اما در مراتب بالاتر، خبر از {{متن قرآن|وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَى}} نیز داده شده است؛ لذا [[امام]] العارفین، [[حضرت علی]] {{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لَا طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك}} (شرح المنظومه، ص۳۴۰)، و [[حافظ]] می‌گوید:&lt;br /&gt;
فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم *** [[بنده]] عشقم و از هر دو [[جهان]] آزادم&lt;br /&gt;
نیست بر [[لوح]] دلم جز الف قامت [[یار]] *** چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم&amp;lt;/ref&amp;gt;. حال اگر کسی [[دنیا]] را متبوع و آخرت را تابع قرار دهد و آن را [[کعبه]] [[آمال]] و منتهای [[عشق]] و [[محبت]] خویش سازد، عقلش [[فاسد]] است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|حبّ الدّنيا يفسد العقل و يهمّ القلب عن سماع الحكمة و يوجب اليم العقاب‌}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۱، ص۴۹۹).&amp;lt;/ref&amp;gt; و در ورطه [[غفلت]] و بی‌خبری از [[حقایق]] در می‌غلتد و به [[شقاوت]] و [[خسران]] اخروی گرفتار می‌آید.&lt;br /&gt;
حضرت علی {{ع}}، در روایاتی پرشمار، این حالت نامطلوب و مشئوم را وصف کرده و آثار زیان‌بار فکری‌اش را ترسیم فرموده است و ما برای رعایت اختصار، برخی از آنها را از نظر می‌گذرانیم. آن [[حضرت]]، غفلت را از میان‌برنده [[بصیرت]] و [[روشن‌بینی]]»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|دَوَامُ الْغَفْلَةِ يُعْمِي الْبَصِيرَةَ}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۱۰۷).&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «مست کننده‌تر از شراب»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|سُكْرُ الْغَفْلَةِ وَ الْغُرُورِ أَبْعَدُ إِفَاقَةً مِنْ سُكْرِ الْخُمُورِ}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۱۰۷).&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «[[خوی]] و [[خصلت]] احمقان»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|الْغَفْلَةُ شِيمَةُ النَّوْكَى‌}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۱۰۶).&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ ۲ «[[گمراهی]] [[روح]]»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|الْغَفْلَةُ ضَلَالُ النُّفُوسِ وَ عُنْوَانُ النُّحُوسِ}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۱۰۷).&amp;lt;/ref&amp;gt; و «چرک [[جان]]»&amp;lt;ref&amp;gt; {{متن حدیث|فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخَالِي فِي كَرَمِكَ وَ لِتَطْهِيرِ قَلْبِي مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ‌}}؛ (قمی، شیخ عباس، کلیات مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه).&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌خواند؛ اما این بلای تباه‌کننده و آخرت‌سوز، درمانی دارد و آن یقظه و [[بیداری]] است. یقظه، بسان عاملی کارساز برای رفع این حالت خطرناک [[نفسانی]] عمل می‌کند و آن را برطرف می‌سازد: {{متن حدیث|ضَادُّوا الْغَفْلَةَ بِالْيَقَظَةِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۱۰۷ و: {{متن حدیث|وَ اسْتَيْقِظْ مِنْ غَفْلَتِكَ‌}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۵۹۲).&amp;lt;/ref&amp;gt;. همچنین، از یقظه به «[[نور]] و [[روشنایی]]»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|الْيَقْظَةُ نُورٌ الْغَفْلَةُ غُرُورٌ}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۵۹۱).&amp;lt;/ref&amp;gt; و «[[روشن‌بینی]]»&amp;lt;ref&amp;gt; {{متن حدیث|الْيَقَظَةُ اسْتِبْصَارٌ}}؛ (گفتار امیرالمؤمنین علی {{ع}}، ج۲، ص۱۵۹۱).&amp;lt;/ref&amp;gt; تعبیر کرده و بدین‌سان، یقظه، سرآغاز [[تزکیه]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سعید بهشتی|بهشتی، سعید]]، [[تربیت عقلانی (مقاله)| مقاله «تربیت عقلانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۲۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368102.jpg|22px]] [[سعید بهشتی|بهشتی، سعید]]، [[تربیت عقلانی (مقاله)| مقاله «تربیت عقلانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه امام علی ج۴&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{فضایل اخلاقی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:فضایل اخلاقی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D8%B1%D8%AB_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1366042</id>
		<title>حارث بن عبده ازدی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D8%B1%D8%AB_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1366042"/>
		<updated>2026-04-18T08:31:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: تغییرمسیر به حارث بن عبد ازدی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[حارث بن عبد ازدی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D8%B1%D8%AB_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF_%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1366040</id>
		<title>حارث بن عبد ازدی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D8%B1%D8%AB_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF_%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1366040"/>
		<updated>2026-04-18T08:31:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر | عنوان مدخل  = حارث بن عبد مناف | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }} == آشنایی اجمالی == با توجه به نسبتش از قبیله ازد، از قبایل یمنی است&amp;lt;ref&amp;gt;سمعانی، الأنساب، ج۱، ص۱۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ابن حجر نام او را در قسم سوم الاصاب...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = حارث بن عبد مناف&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== آشنایی اجمالی ==&lt;br /&gt;
با توجه به نسبتش از [[قبیله ازد]]، از [[قبایل یمنی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;سمعانی، الأنساب، ج۱، ص۱۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن حجر]] نام او را در قسم سوم [[الاصابه]] ([[مخضرمین]] کسانی که دوره [[جاهلیت]] و دوره [[پیامبر]] را [[درک]] کرده‌اند ولی پیامبر را ندیدند) آورده و به نقل از [[ابومخنف]] می‌گوید: وی در [[جنگ یرموک]] (در سال سیزدهم) در [[نبرد با رومیان]] حضور داشت. همچنین [[ابن سعد]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نام وی را در شمار طبقه اول بعد از [[صحابه]] آورده است. حارث در [[جنگ صفین]] همراه [[معاویه]] بود و [[فرماندهی]] پیادگان [[فلسطینی]] را بر عهده داشت&amp;lt;ref&amp;gt;خلیفة بن خیاط، ص۱۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. او در دوره [[خلافت]] معاویه از [[دنیا]] رفت، اما با ملاحظه یکی بودن اطلاعات شرح حال [[حارث بن عبد]] با اطلاعاتی که [[ابن عساکر]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۱، ص۴۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; در شرح حال [[حارث بن عبدالله بن وهب دوسی]] آورده و اینکه ابن عساکر&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۱، ص۴۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; تصریح کرده که به [[حارث بن عبد الله]]، حارث بن عبد نیز می‌گویند، می‌‌توان به این نتیجه رسید که «حارث بن عبد» همان «حارث بن عبدالله بن وهب دوسی» است. شایان ذکر است که تیره بنودوس از تیره‌های قبیله ازد هستند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ لذا نسبت «درسی» و [[ازدی]] برای حارث هر دو صحیح است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مریم محسنی|محسنی، مریم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «حارث بن عبد یا عبده ازدی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۴۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
* [[ازد]] (قبیله)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM009658.jpg|22px]] [[مریم محسنی|محسنی، مریم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;مقاله «حارث بن عبد یا عبده ازدی»، دانشنامه سیره نبوی ج۲&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%82&amp;diff=1366036</id>
		<title>بارق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%82&amp;diff=1366036"/>
		<updated>2026-04-18T08:25:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: تغییرمسیر به بارق (ابهام‌زدایی)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[بارق (ابهام‌زدایی)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%82&amp;diff=1366035</id>
		<title>بنی‌بارق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%82&amp;diff=1366035"/>
		<updated>2026-04-18T08:25:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: تغییرمسیر به بنی‌بارق (قبیله)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[بنی‌بارق (قبیله)]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%82_(%D9%82%D8%A8%DB%8C%D9%84%D9%87)&amp;diff=1366034</id>
		<title>بنی‌بارق (قبیله)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%82_(%D9%82%D8%A8%DB%8C%D9%84%D9%87)&amp;diff=1366034"/>
		<updated>2026-04-18T08:25:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنی‌خزاعه | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  = }}  ==نسب قبیله== مردم این طایفه از عرب‌های قحطانی&amp;lt;ref&amp;gt;قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۱۶۹؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از شاخه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = بنی‌خزاعه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نسب قبیله==&lt;br /&gt;
[[مردم]] این [[طایفه]] از [[عرب‌های قحطانی]]&amp;lt;ref&amp;gt;قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۱۶۹؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از شاخه‌های [[قبیله]] بزرگ «[[خزاعه]]» و «[[ازد]]» هستند&amp;lt;ref&amp;gt;عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۰؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۱۶۹؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; که نسب از «سعد بن عدی بن حارثة (خزاعه) بن عمرو مزیقیاء بن عامر ماءالسماء بن حارثة بن امروالقیس بن ثعلبة بن مازن بن ازد» می‌برند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۲، ص۴۶۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۰۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۷؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۱۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. نام اصلی بارق را «سعد» گفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۷؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۱۰۷ و...&amp;lt;/ref&amp;gt;. در این که چرا به آنان‌ ‌بارق گفته شده‌، [[روایات‌]] مختلف‌ است‌؛ برخی‌ نام‌ قبیله‌ را برگرفته‌ از نام‌ رشته‌کوهی‌ نزدیک‌ «[[سَراة‌]]»&amp;lt;ref&amp;gt;‌ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۰؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹. نیز ر.ک: سمعانی، الأنساب، ج۲، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و بعضی‌ دیگر بارق را نام کوهی در [[سواد]] ([[عراق]]) در نزدیکی [[کوفه]] دانسته‌اند که سعد (بارق) بن عدی بن حارثه در آن [[منزل]] گرفت&amp;lt;ref&amp;gt;بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. عده‌ای نیز بر آن‌اند که سعد بن عدی بن حارثه تنها به این دلیل بارق نامیده شد که با قومش برای یافتن چراگاه، [[رعد]] و برق را دنبال می‌کرد&amp;lt;ref&amp;gt;عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۰. نیز ر.ک: ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بعضی هم بارق را نه نام یک [[کوه]] یا صفت فرد، بلکه نام آبی دانسته‌اند در [[سراة]] که هر کس در ایام سیل [[ارم]] ([[عرم]]) در نزد آن منزل کرده و از آن آشامیده بود، [[بارقی]] [[لقب]] گرفته شد و چون [[سعد بن عدی بن حارثه]] و برادرزادگانش مالک و [[شبیب]] پسران [[عمرو بن عدی]] در کنارش [[منزل]] کرده بودند، همگی بدان نام، [[بارقی]] خوانده شدند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۰۸؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن هشام]] (م ۲۱۸ [[هجری]]) و [[یعقوبی]] (م ۲۸۴ هجری) هم با وسعت بخشیدن به دایره تعریف بارق، از تمامی [[فرزندان]] عدی بن [[حارثه]] تحت عنوان [[بنی بارق]] یاد کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۰۴؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. شاید از همین رو است که برخی منابع در ذکر شاخه‌های این [[قبیله]]، از بنی مُلادِس، بنی أَلمَع و بنی شَبیب فرزندان عمرو بن عدی -[[برادر]] بارق بن عدی- با وجود این که از [[نسل]] [[بنی سعد بن عدی]] نیستند در شمار شعب و فروعات بنی بارق یاد کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۱؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۳. نیز ر.ک: ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جمع‌بندی آنچه گفته شد چنین می‌توان نتیجه گرفت که بارق چه [[لقب]] فردی باشد و چه برگرفته از نام [[کوه]] یا آبی باشد، بارقیون فرزندان سعد بن عدی بن حارثه و بنی اعمامی که به آنها پیوسته‌اند، می‌باشند.&lt;br /&gt;
[[ابن کلبی]] (م ۲۰۴ هجری) [[فرزندی]] به نام [[کنانه]] برای بارق یا همان سعد بن عدی بن حارثه -نیای‌ قبیله‌- برشمرده و از [[عوف]] و [[ثعلبه]] و انمار به عنوان فرزندان کنانه نام برده&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۳-۴۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بنیان [[دودمان]] بنی بارق را بر اساس این فرزندان و فرزندان دیگری که از نسل این سه برادر پدید آمدند، دانسته است. این در حالی است که برخی دیگر از مصادر از: مسبعه، لحمه، حذیم، عبداللّه، هیدبان، أصمّ، [[شهران]] و وسل در شمار فرزندان بارق یاد کرده، [[طایفه]] بارق را از نسل این هشت فرزند عنوان کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;سمعانی، الأنساب، ج۲، ص۶۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منازل و مساکن بارق==&lt;br /&gt;
خاستگاه اولیه این [[قوم]] را [[یمن]] گفته‌اند؛ تا این که پس از کوچیدن از یمن، در «[[سراة]]» -سلسله ارتفاعاتی میان تهامه و نجد که از [[سرزمین یمن]] به سمت [[شام]] امتداد یافته است - ساکن شدند&amp;lt;ref&amp;gt;بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۶۳؛ ابن‌ درید، الاشتقاق، ص۴۸۰؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹. این ارتفاعات، خود به چند قسمت تقسیم می‌شود و به مجموع آنها «سَرَواة» اطلاق می‌شود. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۰۴-۲۰۵.)&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[سراة]] در پی تخریب [[سد ارم]]، پذیرای گستردهترین [[مهاجرت]] [[ازدیان]] - از جمله بارقی‌ها - بود. از آن پس به ازدیانی که ساکن سراة شدند، «[[ازد]] سراة» گفته شده است. همدانی (م ۳۳۸ [[هجری]]) در کتاب خود، [[طوایف]] و تیره‌های [[ازدی]] را که به سراة مهاجرت کرده بودند را [[قبایل]]: [[بنی حجر بن هنو]]، [[بنی لهب]]، [[بنی ناه]]، [[بنی غامد]]، گروه‌هایی از: [[بنی دوس]]، [[بنی شکر]]، بنی بارق، [[بنی حاء]]، [[بنی علی بن عثمان]]، [[بنی نمر]]، [[بنی حوالة ثمالة]]، [[بنی سلامان]]، [[بنی بقوم]]، [[بنی شمران]] و [[بنی عمرو]] عنوان کرده&amp;lt;ref&amp;gt;حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۳۳۰. نیز ر.ک: عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، سپس در بیان [[سکونت]] هر یک از آنان، به سراة خاص آنان اشاره کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۱۳۰-۱۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. دیگر منابع هم، از جبال سراة و بارق و نیز [[کوه]] مجاور آن به عنوان یکی از منزلگاه‌های این [[قوم]] تا [[ظهور اسلام]] یاد کرده آورده‌اند: طوایفی از ازدیان -متشکل از ازد شنوءه غامد، دوس و بارق،- در راه مهاجرت از [[ارض]] [[سبا]]، به جبال سراة و مناطق بالادست [یا سرزمین‌های اطراف آن] به کوهی به نام «شنّ» و نیز کوهی که بدان «بارق» گفته می‌شد و کوهی دیگر در آن حوالی، که جملگی از [[مساکن]] قومی کهلانی به نام [[بنی خثعم بن انمار]] بود، رسیدند و طی نبردی سخت با ساکنان این [[سرزمین]]، آنها را مغلوب، و با بیرون راندن‌شان از آنجا، خود در این سرزمین و کوه‌های آن ساکن شدند و تا ظهور اسلام همچنان در آن ماندگار شدند&amp;lt;ref&amp;gt;بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۶۳؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹-۳۲۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این مناطق، برخی مصادر هم، از اطراف [[کوفه]]&amp;lt;ref&amp;gt;بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۲۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; به عنوان دیگر موطن این قوم نام برده‌اند. در برخی منابع، -بنا به توسعه‌ای که آنها از تعریف بنی بارق ارائه داده‌اند،-&amp;lt;ref&amp;gt;بنا بر تعریف کسانی که از تمامی فرزندان عدی بن حارثه، تحت عنوان بنی بارق یاد کرده‌اند. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۰۴؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۰۴)&amp;lt;/ref&amp;gt; [[عمان]] و سپس [[بحرین]] و [[هجر]]&amp;lt;ref&amp;gt;یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز [[شام]]&amp;lt;ref&amp;gt;این منابع، بنی ألمع و بنی شبیب را در شمار ساکنان شام ذکر کرده‌اند. (عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;، از [[مساکن]] دیگر این [[قوم]] ذکر شده است. ضمن این که بعضی از مصادر هم، از تهامه به عنوان [[مسکن]] این قوم و نیز اقوامی نظیر: [[بنی غامد]] و [[بنی احجن]] و [[بنی جنادبه]] و [[بنی زهران]] و غیره ذکری به میان آورده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۵، ص۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این عده بواسطه عدم [[حمایت]] از قومشان در [[جنگ]] با [[جرهم]]، از قوم خود جدا افتاده بودند و روابط تیره‌ای با آنها داشتند&amp;lt;ref&amp;gt;یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۵، ص۳۶-۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
با آغاز دوران [[اسلامی]]، علاوه بر [[یمن]]، [[عراق]] و شهرهای آن از جمله [[کوفه]] و [[واسط]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: [[ابن ابی‌حاتم]]، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[منزل]] جمعی از [[مردم]] بارق قرار گرفت. بارقی‌ها بخش قابل توجهی از [[جمعیت کوفه]] را به خود اختصاص داده بودند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۱۸۷ ۲۸۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۲۱۴؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ چندان که [[ازدیان]] کوفه متشکل از [[قبایل]] [[اوس]]، [[خزرج]]، [[خزاعه]] و [[اسلم]] در کنار گروه‌هایی از بارق، غافق، ثماله و غامد بخشی از [[جمعیت]] [[اسباع]] کوفه را تشکیل داده بودند&amp;lt;ref&amp;gt;خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۲۵۲-۲۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ایران]] و برخی شهرهای آن -از جمله بخارا- هم، منزل برخی از مردان این قوم گزارش شده است&amp;lt;ref&amp;gt;المزی، تهذیب الکمال، ج۳۱، ص۲۵۴-۲۵۵؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۱۱، ص۱۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بارق و تاریخ جاهلی این قوم==&lt;br /&gt;
از تاریخ جاهلی این [[طایفه]] علاوه بر زد و خوردهای جاهلی با [[بنی خثعم بن انمار]] برای به‌دست آوردن منزلگاه&amp;lt;ref&amp;gt;بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۶۳؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹-۳۲۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; -که در بخش پیشین بدان اشاره کردیم،- می‌توان به [[همراهی]] بارقی‌ها با [[بنی بجیله]] در یکی از بزرگترین [[ایام العرب]] به نام «[[یوم]] شعب جبله»، در کنار [[بنی عامر بن صعصعه]] به [[فرماندهی]] [[احوص بن جعفر]] اشاره کرد&amp;lt;ref&amp;gt;ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۲۴۹؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۱، ص۹۳؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در این جنگ که با [[پیروزی]] [[بنی عامر]] و هم‌پیمانانش بر قبایل [[ذبیان]] و [[بنی تمیم]] و احلافشان: طی، بنو القین، کنده و پسران جون و [[فزاره]] همراه بود&amp;lt;ref&amp;gt;عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، معقر بن اوس بن حمار [[بارقی]] از جمله بارقی‌های حاضر در این میدان بود که با [[اسیر]] گرفتن [[سنان بن ابی حارثه مری]] [[رییس]] [[قوم]] نقش برجسته‌ای از خود در این [[جنگ]] به نمایش گذاشت&amp;lt;ref&amp;gt;عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از دیگر [[اخبار]] این قوم در این دوره زمانی می‌توان از ذکر نام این [[قبیله]] در جریان [[پیمان حلف الفضول]] اشاره کرد. برخی منابع، بنا بر بعضی نقل‌ها، دلیل انعقاد پیمان حلف الفضول را آمدن مردی از بارق به [[مکه]] و فروش کالای خود به [[ابی بن خلف جمحی]] و [[ظلم]] ابی به او دانسته، آورده‌اند که [[مرد]] بارقی، در پی این واقعه، [[شکایت]] نزد [[اهل]] [[حلف الفضول]] برد و آنها [[حق]] او را به وی باز گرداندند&amp;lt;ref&amp;gt;بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از [[اعتقادات جاهلی]] [[بنی بارق]] هر چند چیزی در منابع ذکر نشده است، اما به نظر می‌رسد که آنها نیز مانند [[اقوام]] [[خزاعی]] و [[ازدی]] خود [[بت]] می‌پرستیدند. از قدیمیترین بتهایی که آنان به خدایی گرفته بودند بت «[[منات]]» بود که در منطقه [[حجاز]] و تهامه و در [[ساحل]] [[دریای سرخ]] میان مکه و [[مدینه]] در محلی به نام «[[مشلّل]]» [[نصب]] شده بود و [[معبود]] شعب گوناگون ازدی اعم از [[اوس و خزرج]]، [[خزاعه]]، [[غسان]] (نه [[غسانیان]] [[مسیحی]]) و [[ازد]] شنوءه بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۳-۱۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۷۹؛ محمد ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ازدیان]] این بت را بزرگ میداشتند و برایش [[قربانی]] کرده، هدایایشان را نثارشان میکردند&amp;lt;ref&amp;gt;هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۴؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. آنها همچنین به [[مناسک حج]] اهتمامی ویژه داشتند و در انجام [[مناسک]] آن از [[آیین]] [[حله]] [[تبعیت]] می‌کردند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: ابن حبیب، المحبر، ص۱۷۹. نیز ر.ک: ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰. ابن‌حبیب (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸۰ـ ۱۸۱) و یعقوبی (یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵۸) آداب اهل حِله را در زمان مناسک حج چنین برشمرده‌اند: شکار را حرام می‌دانستند، صله رحم به جا می‌آوردند، ثروتمندان اموال خود یا بیشتر آن را می‌بخشیدند. نیازمندان از کره روغن می‌گرفتند و به قدر نیاز، پشم و مو می‌چیدند و فقط لباسی را که با آن مناسک حج به جای آورده بودند می‌پوشیدند و جامه تازه به تن نمی‌کردند و از درِ خانه و درگاه آن داخل نمی‌شدند و تا زمانی که در احرام بودند زیرسایه نمی‌رفتند، روغن استعمال می‌کردند، گوشت می‌خوردند و پس از انجام مناسک و ورودشان به مکه همه کفش و جامه خود را صدقه می‌دادند و برای پاک نگهداشتن کعبه، با جامه تازه‌ای که از اهل حمس کرایه می‌گرفتند طواف می‌کردند. کفش نمی‌پوشیدند و اگر جامه اهل حمس را به دست نمی‌آوردند برهنه طواف می‌کردند. هر مردی از اهل حله را مردی حرمی (اهل حرم) از اهل حمس بود که جامه‌اش را برای طواف، اجاره یا عاریه می‌گرفت وگرنه برهنه طواف می‌کرد یا هنگام بازگشت به خانه کعبه جامه‌ای کرایه می‌کرد؛ زیرا تا زمانی که آهنگ حج می‌کردند جز گوشت حق خرید و فروش چیز دیگری نداشتند تا به منازل خود بازگردند.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از [[احلاف]] و پیمان‌های [[جاهلی]] بارق هم خبری جز [[هم‌پیمانی]] با بنی نُمَیر&amp;lt;ref&amp;gt;ابوالفرج [[اصفهانی]]، الاغانی، ج۱۱، ص۹۳؛ عمر [[رضا]] کحاله، معجم [[قبائل]] العرب، ج۱، ص۵۷. نیز ر.ک: عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; در دست نیست اما وجود برخی ازدواج‌ها بین این [[قوم]] و [[قریش]] مانند: ازدواج [[فاطمه بنت عوف بن عدی بارقی]] با [[یقظه بن مرة بن کعب]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و پیوند [[زناشویی]] [[مرة بن کعب بن لؤی]] با دختر سعد (بارق) بن عدی بن حارثه&amp;lt;ref&amp;gt;مصعب زبیری، نسب قریش، ص۱۳-۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به نقل‌های دیگر، [[اسماء بنت عدی بن حارثه بارقیه]] یا [[هند بنت حارثه بارقیه]]&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۶۰؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۲۴. ابن اثیر از وی با نام و نسب «هند بنت جاریه بارقیه» نام برده (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۳) و ابن هشام از او تنها با نسبت «بارقیّه» یاد کرده است. (ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۹۴)&amp;lt;/ref&amp;gt; نشان از ارتباط وثیق این قوم با قریش دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اسلام بارق==&lt;br /&gt;
اقبال عمومی [[مردم]] این قوم به [[دین مبین اسلام]] را در پی [[فتح مکه]] ([[سال هشتم هجرت]]) گفته‌اند. [[ابن سعد]] (م. ۲۳۰ [[هجری]]) بدون ذکر [[تاریخ]] دقیق، از ورود هیأتی (احتمالاً در [[عام الوفود]]) از بارق به [[مدینه]] خبر داده، آورده است: در این [[وفد]]، [[رسول خدا]]{{صل}} از آنها جهت ورود با [[اسلام]] و پذیرش [[آیین]] [[مسلمانی]] [[دعوت]] به عمل آورد. آنها نیز اسلام پذیرفتند و با [[پیامبر]]{{صل}} [[پیمان]] بستند. حضرت در این دیدار، مکتوبی برای ایشان نوشتند و در آن، [[حقوق]] ایشان را یادآور شدند. در این مکتوب چنین آمده است: «این نوشته ای است از محمد [[رسول الله]]{{صل}} به [[مردم]] بارق. هنگام چرای بهاری و تابستانی هیچ کس [[حق]] ندارد بدون [[اجازه]] ایشان میوه‌ها را بچیند و یا دام‌های خود را به چرا ببرد. در [[جنگ‌ها]] و خشکسالی‌ها، هر کس از [[مسلمانان]] که از [[سرزمین]] ایشان می‌گذرد، سه [[روز]] از او [[پذیرایی]] شود. و چون میوه‌های آنها رسید، برای رهگذران [[فقیر]] این حق محفوظ است که از میوه‌های ریخته شده به اندازه‌ای که [[سیر]] شوند، استفاده کنند؛ بدون این که چیزی از آن ذخیره کنند».&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۴. نیز ر.ک: صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۲۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; در برخی منابع، از ابیض بن عبدالرحمن بن نعمان [[بارقی]] [[صحابی]] به عنوان یکی از شرکت‌کنندگان در این وفدکنندگان نام برده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۱۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بارق و تاریخ اسلامی==&lt;br /&gt;
===بارق و دوران خلافت خلفای ثلاث===&lt;br /&gt;
از حضور بارقی‌ها در وقایع و رخدادهای ایام [[حیات]] [[نبوی]]{{صل}} اطلاعی در دست نیست اما از مشارکت آنها در برخی وقایع مهم ایام [[خلفا]]، [[اخبار]] معدودی در دست است که از نخستین این اخبار می‌توان به اخبار اعزام [[حذیفة بن محصن غلفانی بارقی]]&amp;lt;ref&amp;gt;در ذکر نسبت او اختلاف است. برخی او را بارقی (بلاذری، فتوح البلدان، ص۸۳؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۲،، ص۴۳۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۱۳) و جمعی هم او را حمیری (من باب نمونه ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۱۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۷۲؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۵۰۶) نسبت داده‌اند.&amp;lt;/ref&amp;gt; به عمان، در رأس گروهی از [[مسلمانان]]، در جریان [[شورش]] [[قبایل]] موسوم به «رده» اشاره کرد. نقل است که بعد [[رحلت نبی خاتم]]{{صل}}، [[قوم]] [[ازد]] به [[ریاست]] [[لقیط بن مالک ذوالتاج]] [[طغیان]] کردند و به دباء یا دماء -از نواحی دباء- رفتند&amp;lt;ref&amp;gt;بلاذری، فتوح البلدان، ص۸۳. نیز یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۲، ص۴۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. جریان این شورش از سوی حذیفة بن محصن بارقی به اطلاع [[ابوبکر]] رسید&amp;lt;ref&amp;gt;یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۲، ص۴۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ابوبکر نیز پس از دریافت خبر، [[حذیفة بن محصن]] و [[عکرمة بن ابوجهل مخزومی]] را به [[نبرد]] ایشان فرستاد. آن دو بر لقیط و همراهانش تاختند و ضمن [[شکست]] و به [[هلاکت]] رساندن او، از [[اهل]] دباء اسرایی گرفتند و نزد ابوبکر فرستادند. ابوبکر پس از این [[پیروزی]]، [[حذیفه]] را بر [[عمان]] امارت داد و او تا [[مرگ ابوبکر]] بر این [[مسند]] تکیه داشت&amp;lt;ref&amp;gt;بلاذری، فتوح البلدان، ص۸۳. نیز ر.ک: یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۲، ص۴۳۵. حموی معتقد است که ابوبکر پس از دریافت نامه حذیفه، به عکرمة بن ابوجهل نامه نوشت و او را روانه عمان کرد. (یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۲، ص۴۳۵-۴۳۶)&amp;lt;/ref&amp;gt;. در گزارشی دیگر، چنین نقل شده که حذیفه -که [[حلیف]] [[انصار]] و مردی تیزبین بود،- از سوی ابوبکر به [[فرمانداری عمان]] [[منصوب]] گردید. [[حذیفه]] به عمان رفت و به اخذ [[زکات]] از [[مردم]] منطقه پرداخت. آنها در دبّا -از منازل یکی از [[طوایف]] [[بنی دوس]] به نام [[حارث بن مالک بن فهم]]- به زنی از [[قبیله]] عقاة&amp;lt;ref&amp;gt;العقاة همان بنی العقی، از شاخه‌ها و شعب قبیله زهران بن کعب‌اند.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخوردند و از او یک گوسفند [[جوان]] به عنوان [[زکات]] [[طلب]] کردند، اما آن [[زن]] به جای آن بره، یک بزغاله و یک بزغاله ماده به آنها پیشکش نمود. زکات‌گیرندگان از [[پذیرفتن]] آنها خودداری کردند و خود از [[گله]] آن زن، آنچه می‌خواستند گرفتند. زن از هم‌قبیله‌ای‌های خود کمک‌طلبید. برخی از [[مردم]] قبیله [[بنی مالک]] به [[یاری]] او شتافتند. [[حذیفه]] این [[دعوت]] را دعوتی [[جاهلی]] برشمرد و از آنجا که این ماجرا در دوران [[ارتداد]] [[اعراب]] اتفاق افتاده بود، این اقدام مردم بنی مالک را حمل بر [[طغیان]] این [[قوم]] علیه [[حکومت مدینه]] کرد و به آنها حمله‌ور شد. در این واقعه جمعی از مردم بنی مالک به [[اسارت]] در آمدند و به [[مدینه]] منتقل شدند. [[سبیعه بن غزال سلیمی]]، [[المعلی بن سعد کمامی]] و [[حارث بن کلثوم]] حدیدی همراه با جمعی این قوم جهت بازگرداندن و [[آزادی]] [[اسرا]] از پی آنها رفتند. آنها زمانی به مدینه رسیدند که [[ابوبکر]] مرده بود و [[عمر بن خطاب]] [[زمامدار]] [[مسلمین]] شده بود. از این‌رو جهت آزادی اسرا با [[خلیفه]] جدید به [[رایزنی]] پرداختند&amp;lt;ref&amp;gt;عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۱۳-۶۱۴. از حذیفة بن محصن غلفانی اخبار دیگری نیز نقل شده است اما از آنجا که دیگر منابع (من باب نمونه ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۱۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۷۲؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۵۰۶) از وی با نسبت «حمیری» یاد کرده‌اند، به نقل همین یک مورد اکتفا کردیم.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل این دسته از حامیان [[دولت مدینه]]، نام برخی بارقی‌ها هم در شمار مخالفان [[خلافت ابوبکر]] به ثبت رسیده است که [[حمیضة بن نعمان بارقی]] از جمله معروف‌ترین ایشان بود. [[حمیضه]]، پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}}، در رأس جماعتی از مردم [[ازد]]، [[بجیله]] و [[خثعم]] در سال ۱۱ [[هجرت]] از [[اطاعت]] حکومت مدینه سر بر تافت و در زمره مخالفان [[دولت مدینه]] در آمد. [[ابوبکر]]، [[عثمان بن ابی العاص]] را جهت [[سرکوب]] آنها به منطقه فرستاد. عثمان در [[تقابل]] با این جمع، آنها را در هم [[شکست]] داد و متفرق نمود. [[حمیضه]] از معرکه گریخت&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۲۰؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۶۳۷-۶۳۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۷۴-۳۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در برخی بلاد [[پناهنده]] بود تا این که بعدها مجدد [[اسلام]] پذیرفت&amp;lt;ref&amp;gt;دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۶۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر [[جریان ارتداد قبایل]]، موضوع [[فتوحات اسلامی]] هم از دیگر وقایع مهم [[صدر اسلام]] و خلفای نخست [[اسلامی]] است، که نامی از [[قبیله]] بارق و افرادش را در خود به ثبت رسانده است. از بنی بارق، نخستین بار در سال دوازدهم [[هجرت]] و در جریان فتوحات اسلامی در [[عراق]] سخن به میان آمده است. بنا بر نقل برخی [[اخبار]]، [[خالد بن ولید]] -[[فرمانده]] ارشد [[مسلمانان]]- پس از فتح [[دومة الجندل]]، مدتی را در این منطقه اقامت نمود. این اقامت طولانی، از سوی [[ایرانیان]] حمل بر [[ضعف]] او گردید و به [[پیروزی]] بر مسلمانان [[امیدوار]] شدند. [[اعراب]] منطقه هم به [[خونخواهی]] از بزرگ خود عقة بن ابی عقه که در [[نبرد]] پیشین به دست مسلمانان کشته شده بود، به ایرانیان [[نامه]] نوشتند و اعلام [[همراهی]] نمودند. ایرانیان به [[فرماندهی]] زرمهر و روزبه -دو سردار بزرگ خود- آهنگ [[انبار]] کردند و به این منطقه [[لشکر]] کشیدند و با یکدیگر و اعراب مذکور [[وعده]] کردند که در [[حصید]] و خنافس دیدار نمایند. [[زبرقان بن بدر]] - عامل [[خالد بن ولید]] در انبار - [[قعقاع بن عمرو]] - [[جانشین]] خالد در [[حیره]]- را به‌واسطه نامه از این امر با خبر کرد. [[قعقاع]] پس از اطلاع از این [[لشکرکشی]]، [[اعبد بن فدکی سعدی]] را سوی حصید و [[عروة بن جعد بارقی]] دیگر سردار خود را سوی خنافس فرستاد تا راه را بر آنها ببندند. اعبد و عروه همچنین کردند&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۷۹؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۰۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۹۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سال سیزدهم هجری]] و [[زمان]] [[جنگ]] [[بویب]] هم از دیگر [[مواقف]] فتوحات اسلامی است که از بارق و مردمش ذکری به میان آمده است. نقل است که در این سال، جمعی از [[ازدیان]] که بیشترشان از تیره بارق بودند، جهت اعزام به [[فتوحات]] [[ایران]]، نزد [[عمر بن خطاب]] آمدند. عمر نیز، [[عرفجة بن هرثمه]] را بر آنان گماشت و سپس ایشان را همراه با [[بنی کنانه]] به سالاری [[غالب بن عبدالله]] نزد سردار خود -[[مثنی بن حارثه]]- در [[بویب]] فرستاد&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۴۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[نبرد]] بزرگ [[قادسیه]] را هم از دیگر جنگ‌هایی گفته‌اند که مردان [[بارقی]] در آن حضوری مؤثر داشتند. در [[سال ۱۴ هجری]] و در پی فراخان [[عمر بن خطاب]] جهت انجام [[فتوحات]] در [[ایران]]، جمعی از [[مردم]] بنی بارق همراه با دیگر [[مردمان]] [[قبایل عرب]]، به [[مدینه]] وارد شدند. این گروه پس از [[انتصاب]] [[سعد بن ابی‌وقاص]] به عنوان [[فرماندهی لشکر]]، همراه با [[سپاه]] ۴۰۰۰ نفره او که ۳۰۰۰ نفر از آنها از اهالی [[یمن]] و [[سراة]] بودند به قصد [[عراق]] از مدینه خارج شدند. سالاری مردم سراة که تعدادشان به هفتصد تن می‌‌رسید و همه همراهانش از [[طوایف]] بارق و المع و [[غامد]] و دیگر بستگان این طوایف بودند، را [[حمیضة بن نعمان بارقی]] بر عهده داشت&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۴۸۴. و با اندکی اختلاف در: ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۴۵۱؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۵۲۵-۵۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. علاوه بر قادسیه، فتح [[بهرسیر]] و [[مدائن]] در [[سال ۱۶ هجری]] هم از دیگر فتوحاتی بود که [[شاهد]] حضور جمعی از مردم بارق بود&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۲؛ ابو علی مسکویه، تجارب الامم، ج۱، ص۳۵۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این افراد، برخی منابع از عَرفجة بن هَرثَمه هم به عنوان یکی از مشاهیر بارق در امر فتوحات یاد کرده‌اند. این در حالی است که جمعی دیگر از [[نسب‌شناسان]] و [[تراجم‌نگاران]] [[عرفجه]] را از [[نسل]] [[بنی عمرو بن عدی]] -[[برادر]] بارق-&amp;lt;ref&amp;gt;نسب کامل او را عرفجة بن هرثمة بن عبدالعزی بن زهیر بن ثعلبة بن عمرو بن عدی گفته‌اند. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۵)&amp;lt;/ref&amp;gt; دانسته از برشمرده شدن او در شمار مردم بارق خبر داده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۵؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بر اساس اقوال آن دسته از بزرگان که [[عرفجه]] را از بارق برشمرده‌اند، وی از امرای [[ابوبکر]] در جریان رده به شمار می‌رفت&amp;lt;ref&amp;gt;بلاذری، فتوح البلدان، ص۸۳؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۲، ص۴۳۵. نیز ر.ک: ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۴۰۱؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۴۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. او در پی آغاز [[فتوحات اسلامی]] به جرگه فاتحین پیوست و با [[سپاه اسلام]] در [[فتوحات]] بلاد مختلف [[اسلامی]] در [[عراق]] و [[شام]] و [[ایران]] همراه گردید. [[عرفجة بن هرثمه]] در نبردهای [[بویب]]&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۴۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[قادسیه]]&amp;lt;ref&amp;gt;یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۴۳-۱۴۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۵۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; حضور داشت و در [[سال ۱۴ هجری]] از سوی [[علاء بن حضرمی]] جهت انجام فتوحات در فارس از طریق دریا به سوی ایران [[حمله]] برد و فتوحاتی را در برخی جزایر [[خلیج فارس]] و باریخان و اسیاف به نام خود به ثبت رسانیده است&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۲۵؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان، ج۴، ص۲۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[عرفجه]] در [[فتح تکریت]] و [[موصل]] در [[سال ۱۶ هجری]]، [[فرماندهی]] [[سواره‌نظام]] [[لشکر اسلام]] را بر عهده داشت&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۲۳؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و بعد از فتح این مناطق، متصدی اخذ [[خراج]] این مناطق&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۲۴؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[قرقیسیا]]&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; گردید. برخی نیز [[عرفجه بن هرثمه]] را از [[فرماندهان]] اصلی لشکر اسلام و از برپا کنندگان اردوگاه نظامی در موصل (جَنّد [[الموصل]])&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۵؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از [[والیان]] آن&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; گفته‌اند. وی به همراه جمعی از بزرگان همچون هاشم بن ابی وقاص، [[عاصم بن عمرو]] و... از مشارکت‌کنندگان در فتوحات فارس و [[بحرین]] در [[سال ۱۷ هجری]] گردید&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۸۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۳۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در فتح [[اهواز]]، [[شوش]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[تستر]] (شوشتر)&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۸۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۴۶؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و رامهرمز&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; از خود اقدامات قابل توجهی انجام داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حمیضة بن نعمان بارقی]] را هم -که پیش از این به ذکر آن پرداختیم،- از دیگر سران [[قوم]] بارق بود که در امر [[فتوحات]] به نقش‌آفرینی پرداخت. او در جریان [[فتوحات اسلامی]] حضوری مؤثر داشت و در [[نبرد]] بزرگ [[قادسیه]] از [[فرماندهان]] [[سعد بن ابی‌وقاص]] به شمار می‌‌آمد&amp;lt;ref&amp;gt;دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۲، ص۶۳۸؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۵۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[انتصاب]] [[عروة]] بن [[عیاض]] بن ابی الجعد بارقی -از [[اصحاب نبی اکرم]]{{صل}}- بر [[منصب قضاء]] [[مردم کوفه]] از سوی عمر بن خطاب&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن خلف وکیع، اخبار القضاة، ج۲، ص۱۸۴؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۶۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۲۷. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۰۸. ذهبی از او با نام و نسب «عروة بن جعد یا ابی الجعد بارقی» یاد کرده است. (ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۱۸۵-۱۸۶) این احتمال وجود دارد که عروة بن جعد یا ابی الجعد همان «عروة بن عیاض بن ابی الجعد» باشد که برخی او را بواسطه انتساب به جدش، «عروة بن جعد یا ابی الجعد» نام برده‌اند. (ر.ک: ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۴۰۳؛ ج۵، ص۹۶)&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز [[تبعید]] او از [[کوفه]] به [[شام]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۲۱۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; از دیگر اخبار این قوم در این برهه زمانی است. عروه در براز الرّوز (موضعی در جانب شرقی [[بغداد]]) مرابط ([[نگهبان]] و پرورش‌دهنده) اسبان [[جنگی]] بود&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۰۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۲۴ به نقل ابن منده و ابونعیم. نیز ر.ک: ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۴۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. وی از کسانی بود که [[عثمان بن عفان]] در [[سال ۳۳ هجری]] آنها را از کوفه به شام تبعید کرد. بر پایه یکی گزارش‌ها، عروة بن جعد به همراه تنی چند از بزرگان و [[قرّاء کوفه]] همچون: [[مالک اشتر]]، [[زید بن صوحان]] و [[برادر]] او، [[صعصعه]]، [[کمیل بن زیاد]]، [[جندب بن کعب ازدی]] و ‌[[عمرو بن حمق خزاعی]] به [[انتقاد]] علنی از عملکرد [[سعید بن عاص]] پرداختند. از این‌رو، به درخواست سعید و دستور عثمان، همراه با جمعی از قرّاء کوفه به [[شام]] [[تبعید]] شدند. حضور این معترضان در شام و افشاگری‌های آنان، معاویه را به شدت ترساند؛ از اینرو [[نگرانی]] خود را از این واقعه به توسط [[نامه]] به عثمان اطلاع داد. عثمان نیز دستور بازگرداندن این جمع را به [[کوفه]] صادر کرد. تداوم انتقادات این گروه، سعید بن عاص را به ستوه آورد و موجب شد تا بار دیگر شکوائیه‌ای به [[خلیفه]] نوشته، [[شکایت]] خود را نسبت به این امر ابراز کند. عثمان نیز دستور داد آنها را به [[حمص]]، نزد [[عبدالرحمن بن خالد]] روانه سازد&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۲۳-۳۲۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۳۷-۱۴۴؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۱۶۵-۱۶۷. نیز ر.ک: مجهول، مجمل التواریخ و القصص، ص۲۸۴.؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۰؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۵۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. با فراخوان [[عاملان عثمان]] در بلاد و سرزمین‌های مختلف [[اسلامی]] به [[مدینه]] از سوی خلیفه -در [[سال یازدهم]] [[خلافت]] وی-&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، مخالفان و معترضانی که در کوفه بودند، رفتن سعید بن عاص را مغتنم شمردند و طی نامهای که به وسیله «[[هانی بن خطاب ارحبی]] همدانی» به سوی تبعیدیان حمص فرستاده شد، از تبعیدی‌ها جهت آمدن به کوفه [[دع]]وت به عمل آوردند تا بدین سبب از بازگشت سعید به کوفه جلوگیری نمایند. با آمدن آنان به کوفه، مالک اشتر، امور کوفه را در دست گرفت و به کمک [[بزرگان کوفه]] راه را بر سعید بن عاص بستند و از ورود وی و همراهانش به [[شهر]] ممانعت به عمل آوردند و آنان را مجبور به بازگشت به مدینه نمودند. سپس طی نامهای به عثمان، خواستار گماشتن [[ابوموسی اشعری]] بر [[امارت کوفه]] و [[حذیفة بن یمان]] بر [[خراج]] این شهر شدند. عثمان نیز خواستههای معترضین را بالاجبار پذیرفت&amp;lt;ref&amp;gt;بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۳۳-۵۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بارق و حکومت امام علی{{ع}}==&lt;br /&gt;
از معدود [[اخبار]] حضور بارقی‌ها در وقایع و رخدادهای دوران [[حکومت امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌‌توان به مشارکت [[ام الخیر بنت حریش بارقی]] در [[جنگ صفین]] و اقدام او [[تهییج]] و تحریک [[سپاه عراق]] علیه [[لشکر]] معاویه اشاره کرد. او از [[شیعیان مخلص]] [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]]{{ع}} و از [[زنان]] [[تابعی]] [[کوفه]]، و در [[فراست]]، [[فصاحت]] و [[بلاغت]] شهره بود. ام الخیر در جنگ صفین پس از [[شهادت]] [[عمار]] در حالی که بُرد [[زبیدی]] ضخیمی به تن داشت و بر شتری خاکستری‌رنگ سوار و به دستش شلاقی بود که موهای آن شلاق از هم باز شده بود، [[مهاجرین]] و [[انصار]] را به [[صبر]] و [[جهاد]] بر ضد معاویه [[دعوت]] می‌‌کرد. او مانند شیر نعره می‌کشید و جنگاوران را به [[جنگ]] [[ترغیب]] می‌کرد و می‌گفت: «ای [[مردم]]! بترسید از [[ساعت]] [[قیامت]] که امری است عظیم. به [[درستی]] که [[خداوند]]، [[حق]] را برای شما واضح گردانیده و دلیل و [[برهان]] را آشکار کرده و راه را روشن نموده و [[علم]] را بلند گردانیده و شما را در [[کوری]] و [[تاریکی]] نگذاشته است. [[خدا]] شما را [[رحمت]] کند، به کجا می‌خواهید بروید؟ از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[فرار]] می‌کنید یا از جنگ؟ از [[اسلام]] روی گردانیده‌اید یا از حق روگردان شده و [[مرتد]] گشته‌اید؟... خداوند شما را مورد رحمت قرار دهد، بیایید به سوی [[امام عادل]] ([[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}}) و [[شخصیت]] [[تقوا]] پیشه مورد [[رضایت خدا]] [و [[وصی]] سزاوار] و [[صدیق اکبر]].... ای [[سپاهیان اسلام]]، با [[سرداران]] [[کفر]] بجنگید که اینها پیمانی ندارند، شاید با [[حمله]] شما آنها دست بردارند و [[ایمان]] آورند، ای گروه [[مهاجران]] و انصار، صبر پیشه کنید و در میدان جنگ با [[بصیرت]] و [[آگاهی]] از پروردگارتان و [[ثبات]] و [[پایداری]] در دینتان به [[قتال]] و جنگ ادامه دهید، پس گویا می‌بینم در فردایی شما [[سپاهیان شام]] را [[ملاقات]] کنید، گویی آنها گورخرانی رمیده و فراری هستند که از شیر [[فرار]] کرده‌اند». سخنان او در [[صفین]] موجب شد تا معاویه [[پس از شهادت امام علی]]{{ع}} و به دست گرفتن [[حکومت]]، او را به [[شام]] فرا بخواند و بدین کار او را [[شماتت]] کند. معاویه پس از شنیدن سخنان [[ام الخیر]] در صفین از زبان یکی از درباریان، [[قتل]] او را برای خود جایز دانست؛ اما [[ام الخیر]] در [[جواب]] گفت: «به [[خدا]] قسم، اگر قتل من به دست کسی باشد که مرا با شقاوتش به [[سعادت]] می‌رساند، ضرری بر من نیست». سخن ام الخیر، معاویه را به شدت بر آشفت و پس از [[پرخاش]] به او، از [[عقیده]] او درباره [[عثمان بن عفان]] و [[طلحه]] و [[زبیر]] پرسید. ام الخیر جواب مناسبی درباره آنها بدو داد و در آخر، از معاویه خواست تا او را از پاسخ به این سئوالات معاف بدارد و از امور دیگر از او [[پرسش]] نماید. معاویه که از [[جرئت]] و [[شهامت]] ام الخیر به [[عجب]] آمده بود، او را از [[پاسخگویی]] معاف داشت و سپس دستور داد [[جایزه]] با ارزشی به او دادند و با [[اکرام]] و [[احترام]] وی را به [[کوفه]] بازگرداندند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن طیفور، بلاغات النساء، ص۳۶-۳۰؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۱، ص۳۵۴-۳۵۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۷۰، ص۲۳۳-۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
افزون بر ام الخیر بنت حریش، [[عمرو بن بعجه یشکری بارقی]] هم، از دیگر [[معارف]] بارق برشمرده شده که از [[روایت]] او از [[امام علی]]{{ع}} در [[مدائن]]، چنین به نظر می‌رسد که وی نیز از همراهان حضرت در [[جنگ صفین]] بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بارق و دوران حکومت بنی امیه==&lt;br /&gt;
[[همراهی]] برخی از بارقی‌ها در برخی حوادث سال‌های آغازین [[حکومت مروانیان]] نیز باید از دیگر وقایع مهم [[تاریخی]] دانست که برخی منابع بدان اشاره کرده‌اند. از جمله این وقایع، خیزش و [[قیام مختار]] در [[سال ۶۶ هجری]] علیه امرای [[دولت اموی]] است. نقل است که در آغازین ماه‌های [[قیام]] و [[تسلط]] [[مختار بن ابی عبیده ثقفی]] بر کوفه، اشراف و جمعی از [[قاتلان]] [[واقعه کربلا]] که مختار و حکومتش را خطری جدی برای خود می‌دیدند با اعوان [[انصار]] خود که برخی از مردان بارقی کوفه هم از جمله ایشان بودند، از [[فرصت]] خروج ابراهیم بن اشتر به سوی [[شام]] [[بهره]] بردند و علیه مختار دست به [[شورش]] زدند. در [[کارزار]] دو طرف که به [[نبرد]] [[جبانة السبیع]] معروف گردید، [[پیروزی]] از آن مختار و یارانش گردید. در این [[جنگ]]، علاوه بر کشته شدن جمعی بسیار از [[شورشیان]]، پانصد نفر از آنان به [[اسارت]] [[یاران مختار]] در آمدند که [[سراقة بن مرداس بارقی]] از جمله آنان بود. پس از بازگشت مختار از [[جبانه السبیع]] به قصر، [[سراقه]] بن مرداس [[فرصت]] را [[غنیمت]] شمرد و ضمن اشعاری او را چنین [[خطاب]] کرد: ای بهترین [[قوم]] معد بر من [[منت]] بگذار و آزادم کن؛ ای بهترین کس که در تجر و [[جند]] (نام دو محل) [[زندگی]] کرده؛ ای بهترین کسی که در [[حج]] بر یک پا جسته و [[تحیت]] فرستاده و [[سجده]] کرده».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مختار دستور به [[زندانی]] کردن او داد و فردای آن [[روز]]، وی را احضار کرد. سراقه ضمن سرایش اشعاری&amp;lt;ref&amp;gt;برخی منابع از پناهنده شدن سراقة بن مرداس به عبدالملک بن مروان خبر داده‌اند. (ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۰، ص۱۵۶)&amp;lt;/ref&amp;gt; در حضور مختار، قسم یاد کرد که [[فرشتگان]] را دیده است که در حالی که بر اسب‌های ابلق (دو رنگ) سوار بودند و میان [[زمین]] و [[آسمان]] [[جولان]] می‌دادند، به [[یاری]] او و سپاهش آمده بودند. مختار به او گفت که به [[منبر]] برود و آنچه دیده است، برای [[مردم]] تعریف کند. او هم بر منبر رفت و چنین کرد. آنگاه مختار او را در [[خلوت]] پذیرفت و گفت: «من می‌دانم که تو چیزی ندیدی و این گفته را برای این به زبان آوردی که از کشتن رها شوی؛ تو [[آزاد]] هستی هر جا که می‌خواهی برو اینجا نمان که [[یاران]] مرا [[گمراه]] و [[فاسد]] خواهی کرد». او هم به [[بصره]] رفت و به [[مصعب بن زبیر]] پیوست&amp;lt;ref&amp;gt;الا ابلغ ابا اسحق انا *** نزونا نزوه کانت علینا&lt;br /&gt;
خرجنا لا نری الضعفاء شیئا *** و کان خروجنا بطراً و حینا... (محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۸)&amp;lt;/ref&amp;gt;. او پیوستن به [[مصعب]] چنین سرود: به [[ابو اسحاق]] (مختار) بگویید من آن ابلق‌ها را سیاه و گنگ دیده بودم (کنایه از شمشیرها و دم [[مرگ]]). من به آن [[وحی]] که تو ادعا می‌کنی (گویند مختار ادعای [[الهام]] یا وحی می‌کرد و شبیه به [[آیات قرآن]] سخن [[مسجع]] می‌گفت) [[کافر]] هستم و [[نذر]] کرده‌ام تا دم [[مرگ]] با شما [[نبرد]] کنم. من دیده خود را [[فریب]] داده و آنچه را ندیده بود ([[فرشتگان]] بر ابلق سوار) به چشم خود نشان دادم (و [[دروغ]] گفتم) هر دو (من و تو) می‌دانیم که این گفته‌ها [[خرافات]] و اوهام است».&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۷-۲۳۹. و با اختلافی اندک در: بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۰۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۱، ۵۴-۵۵؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۶، ص۲۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[مدح]] [[ابراهیم بن اشتر]] به جهت [[قتل]] [[عبیدالله بن زیاد]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۲۸۳؛ امین، اعیان الشیعه، ج۲، ص۲۰۱. نیز ر.ک: حسن امین، تکمله اعیان الشیعه، ج۴، ص۱۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز اشعار او در رثای عبدالرحمن بن مخنف -از [[سرداران]] [[مهلب بن ابی صفره]]- که در جریان [[شورش]] [[مهلب]] در سال ۷۵ و در مصاف با [[حجاج بن یوسف ثقفی]] و یارانش کشته شده بود&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; هم از دیگر [[اخبار]] قابل توجه [[سراقة بن مرداس]] و [[بنی بارق]] در دوره [[حکومت اموی]] است. [[سراقه]] را همچنین از همراهان [[بشر بن مروان]] در [[عراق]] گفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۳۱۴؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۴۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اعلام و رجال بارق==&lt;br /&gt;
از مشاهیر و معاریف این [[قوم]] علاوه بر اصحابی نظیر: [[عروة بن عیاض بن ابی الجعد بارقی]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۶۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۲۶-۵۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا به نقلی [[عروة بن جعد بارقی]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱۱، ص۴۰۰۰؛ سمعانی، الأنساب، ج۲، ص۲۹؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۲۱۱. او منصب‌دار قضاوت کوفه در دوران خلافت عمر بن خطاب، (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۶۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۵۲۶-۵۲۷) و از تبعیدشدگان شهیر کوفه در دوران خلافت عثمان (محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۲۳-۳۲۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۳۷-۱۴۴؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۱۶۵-۱۶۷. نیز ر.ک: مجهول، مجمل التواریخ و القصص، ص۲۸۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۰؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۵۸۹) بود.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[ابیض بن عبدالرحمن بن نعمان بارقی]]&amp;lt;ref&amp;gt;او را از وفود کنندگان بر پیامبر{{صل}} گفته‌اند. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۱۷۷)&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌توان از محدثانی چون [[حذیفه بارقی]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۴۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[ابوعبدالله علی بن عبدالله بن سعد ازدی بارقی]]&amp;lt;ref&amp;gt;سمعانی، الأنساب، ج۲، ص۲۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۱۰۷؛ ذهبی، الکاشف فی معرفة من له فی کتب السنه، ج۲، ص۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عمرو بن بعجه یشکری بارقی]]&amp;lt;ref&amp;gt;بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۳۱۶-۳۱۷؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۶، ص۲۲۱؛ سمعانی، الأنساب، ج۲، ص۲۹. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[یحیی بن جعفر بن اعین ازدی بارقی]] معروف به «[[ابوزکریا بخاری بیکندی]]»&amp;lt;ref&amp;gt;المزی، تهذیب الکمال، ج۳۱، ص۲۵۴-۲۵۵؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۱۱، ص۱۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[حیان بن ایاس بارقی أزدی]]&amp;lt;ref&amp;gt;بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۵۴؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۲۴۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۱۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[ابو النضر عاصم بن هلال بارقی]] -[[راوی]] و [[امام مسجد]] [[أیوب سختیانی]] -&amp;lt;ref&amp;gt;سمعانی، الأنساب، ج۲، ص۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; نام برد. ضمن این که از دیگر [[رجال]] [[و]] بزرگان بارق نیز باید از [[عمرو بن سفیان بن حمار]] معروف به -[[معتمر بارقی]]- از شعرای [[جاهلی]] این [[قوم]]&amp;lt;ref&amp;gt;مرزبانی معجم الشعراء ص۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[معقر بن أوس بن حمار بارقی]] از [[شعرا]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۴؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۱؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۲. قلقشندی از او با نام و نسب «معفّر بن حمار بارقی» یاد کرده است. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۱۶۹)&amp;lt;/ref&amp;gt; و از تک سواران بارق در [[جاهلیت]]&amp;lt;ref&amp;gt;عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[سراقة بن مرداس بن اسماء بارقی]] [[شاعر]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۴؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۹، ص۱۸-۱۹؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۰، ص۱۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[مصفر بن أکمار بارقی]] شاعر&amp;lt;ref&amp;gt;مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۷، ص۲۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[أم الخیر بنت حریش]] -از [[شیعیان مخلص]] [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]]{{ع}} و از [[فصحا]] و بلغای معروف این قوم&amp;lt;ref&amp;gt;ابن طیفور، بلاغات النساء، ص۳۶-۳۰؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۱، ص۳۵۴-۳۵۶؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۱۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[حارث بن عبد یغوث بن جاهمه]] از اشراف بارق&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[بعجة بن أوس بن صریم]] از اشراف قوم&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۶۴؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۸۰؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[حذیفة بن محصن غلفانی بارقی]] از امرای [[ابوبکر]] در جریان رده&amp;lt;ref&amp;gt;بلاذری، فتوح البلدان، ص۸۳؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۱۳؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۴۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[فرماندار]] او در عمان&amp;lt;ref&amp;gt;عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۶۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[حمیضة بن نعمان بارقی]] از [[فرماندهان]] [[فتوحات اسلامی]] در [[قادسیه]]&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۴۸۴. و با اندکی اختلاف در: ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۴۵۱؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۵۲۵-۵۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; یاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمن این که از [[رجال]] [[شیعی]] این قوم و از [[اصحاب]] و [[راویان ائمه]] اطهار{{عم}} هم باید از رجالی چون: [[حسن بن شهاب بن زید بارقی]] از [[اصحاب امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}}&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[ایوب بن شهاب بن زید بارقی]] از [[موالیان]] بارق و از [[اصحاب امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}}&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۱۲۵ و ۱۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[حماد بن صالح ازدی بارقی کوفی]]&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۱۸۷؛ تفرشی، نقد الرجال، ج۲، ص۱۵۱؛ مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۱۹، ص۳۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[محمد بن سهل ازدی بارقی کوفی]]&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۲۸۴؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۷، ص۱۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[سلیمان بن عبدالرحمن ازدی بارقی]] از موالیان این [[قوم]]&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۲۱۶؛ تفرشی، نقد الرجال، ج۲، ص۳۶۶؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، -همگی از [[اصحاب امام صادق]]{{ع}}- یاد کرد&amp;lt;ref&amp;gt;لازم به ذکر است که از معاریف و رجال دیگری هم در منابع با نسبت بارقی نام برده شده است اما بواسطه عدم اطمینان از انتساب این افراد به طایفه مذکور، از درج آنها خودداری گردید.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:13681302.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قبایل عرب}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:قبیله‌های عرب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%82_(%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87)&amp;diff=1366033</id>
		<title>بارق (منطقه)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%82_(%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87)&amp;diff=1366033"/>
		<updated>2026-04-18T08:24:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط =  | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  = }}  ==مقدمه== «بارق» جایی است در ساحل فرات که به «الخورنق» و «السدیر» متصل است. یاقوت حموی آن را آبی دانسته در عراق و آن را مرز بین قادسیه و بصره عنوان کرده و از ن...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = &lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
«بارق» جایی است در [[ساحل]] فرات که به «[[الخورنق]]» و «[[السدیر]]» متصل است. [[یاقوت حموی]] آن را آبی دانسته در [[عراق]] و آن را مرز بین [[قادسیه]] و [[بصره]] عنوان کرده و از نواحی [[کوفه]] به شمارَش آورده است. وی با آوردن این مطلب که [[شاعران]]، بسیار از بارق یاد کرده‌اند من باب نمونه بیتی از [[اسود]] بن یعفر را [[شاهد]] قرار می‌‌دهد: {{عربی|اهل الخورنق و السدیر و البارق و القصر ذی الشّرفات من سنداد}}&amp;lt;ref&amp;gt;یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
اما مناسبتی بین بارق با [[بصره]] و [[قادسیه]] وجود ندارد. در نزدیکی [[کوفه]] به [[حیره]] و خورنق و [[سدیر]] شکی نیست اما این که بصره با [[بارقی]] که نزدیک خورنق و سدیر و از عمّال کوفه است هم مرز است تردید وجود دارد ضمن این که در [[شعر]] هم، به نزدیکی بارق به دو مورد اخیر - یعنی خورنق و سدیر - اشاره شده است نه بصره. امروزه نام بارق، برای [[مردم]] نامی شناخته شده نیست.&lt;br /&gt;
بارق را همچنین کوهی در [[عراق]] و در نزدیکی کوفه گفته ان که به واسطه اسکان گروهی از مردم «[[بنی بارق]]»&amp;lt;ref&amp;gt;فرزندان سعد بن عدی بن حارثة بن عمرو بن مزیقیاء ازدی.&amp;lt;/ref&amp;gt; در آن، این [[کوه]] «[[جبل بارق]]» نامیده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۲۲۱؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غیث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]] ص۳۹-۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010527.jpg|22px]] [[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غيث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|&#039;&#039;&#039;معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%82_(%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C)&amp;diff=1366032</id>
		<title>بارق (ابهام‌زدایی)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%82_(%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C)&amp;diff=1366032"/>
		<updated>2026-04-18T08:24:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «بارق ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:  * بنی‌بارق (قبیله). * بارق (منطقه). {{ابهام‌زدایی}}» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بارق ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[بنی‌بارق (قبیله)]].&lt;br /&gt;
* [[بارق (منطقه)]].&lt;br /&gt;
{{ابهام‌زدایی}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D9%84%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366031</id>
		<title>سلمة بن ابی‌سلمه مخزومی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D9%84%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366031"/>
		<updated>2026-04-18T08:22:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: /* آشنایی اجمالی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = پیامبر اکرم&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آشنایی اجمالی==&lt;br /&gt;
سلمه فرزند [[ابوسلمه مخزومی]] و [[ام‌سلمه مخزومیه]] در [[حبشه]] متولد شد و به همراه مادرش به مدینه [[هجرت]] کرد و در [[سال هفتم هجری]] با [[امامه بنت حمزة بن عبدالمطلب]] [[ازدواج]] کرد&amp;lt;ref&amp;gt;المحبر، ص۶۴، ۱۰۷؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۶۳؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۴۱؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۱۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پیامبر اکرم{{صل}} او را بسیار [[دوست]] می‌داشت. او نیز همچون مادر [[دوستدار اهل‌بیت]]{{عم}} بود. وی در [[زمان]] [[خلافت]] [[عبدالملک بن مروان]] درگذشت&amp;lt;ref&amp;gt;الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۴۱؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۱۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۱۳۱ ـ ۱۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011013.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبر اکرم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D9%84%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366030</id>
		<title>سلمة بن ابی‌سلمه مخزومی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D9%84%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%AE%D8%B2%D9%88%D9%85%DB%8C&amp;diff=1366030"/>
		<updated>2026-04-18T08:22:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = پیامبر اکرم&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آشنایی اجمالی==&lt;br /&gt;
سلمه فرزند [[ابوسلمه مخزومی]] و [[ام‌سلمه مخزومیه]] در [[حبشه]] متولد شد و به همراه مادرش به مدینه [[هجرت]] کرد و در [[سال هفتم هجری]] با [[امامه بنت حمزة بن عبدالمطلب]] [[ازدواج]] کرد&amp;lt;ref&amp;gt;المحبر، ص۶۴، ۱۰۷؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۶۳؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۴۱؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۱۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پیامبر اکرم{{صل}} او را بسیار [[دوست]] می‌داشت. او نیز همچون مادر [[دوستدار اهل‌بیت]]{{عم}} بود. وی در [[زمان]] [[خلافت]] [[عبدالملک بن مروان]] درگذشت&amp;lt;ref&amp;gt;الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۴۱؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۱۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۱۳۱ ـ ۱۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011013.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبر اکرم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%DA%A9%D9%84%D8%AB%D9%88%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1366029</id>
		<title>ام‌کلثوم عمری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%DA%A9%D9%84%D8%AB%D9%88%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1366029"/>
		<updated>2026-04-18T08:18:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: /* مقدمه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام مهدی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
ام‌کلثوم عمری دختر [[ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری]]، از [[زنان]] [[فاضل]] و [[محدث]] [[شیعه]] و از [[راویان حدیث]] در عصر خود بود. پدرش یکی از [[سفرای امام زمان]]{{ع}} در عصر [[غیبت صغری]] و [[دومین نایب خاص]] آن حضرت بود. وی تعدادی [[حدیث]] از پدر خود [[روایت]] کرده است.&lt;br /&gt;
ام‌کلثوم در فضل و [[دانش]] و [[زهد]] و [[تقوا]] گوی [[سبقت]] از زنان عصر خود ربوده بود.&lt;br /&gt;
[[شیخ طوسی]] در الغیبه از او [[روایات]] بسیاری نقل می‌کند. وی [[جده]] [[ابونصر هبةالله بن محمد کاتب]] از [[علما]] و ثقاة [[محدثان]] است&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبه طوسی، ص۱۷۹؛ اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۸۷؛ ریاحین الشریعه، ج۳، ص۴۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام مهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام مهدی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%87%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1366028</id>
		<title>بریهه بنت جعفر بن امام هادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%87%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1366028"/>
		<updated>2026-04-18T08:18:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام مهدی | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== بریهه دختر جعفر و نوه امام هادی{{ع}} است. پدرش به جعفر کذاب معروف بود. بریهه از زنان عابد، زاهد و پرهیزکار شیعه است. وی بانویی جلیل‌...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام مهدی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
بریهه دختر جعفر و نوه [[امام هادی]]{{ع}} است. پدرش به [[جعفر کذاب]] معروف بود. بریهه از [[زنان]] [[عابد]]، [[زاهد]] و [[پرهیزکار]] [[شیعه]] است. وی بانویی [[جلیل‌القدر]] و [[عظیم‌الشأن]] بود.&lt;br /&gt;
بریهه [[همسر]] [[موسی مبرقع]] [[فرزند امام جواد]]{{ع}} بود. وی به [[سال ۳۱۱ هجری]] درگذشت. [[مزار]] وی در [[قم]] در محله موسویان نزدیک [[قبر]] [[حمزة بن موسی کاظم]]{{ع}} و در کنار مزار همسرش است&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ قم، ص۲۱۸؛ ریاحین الشریعه، ج۴، ص۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام مهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام مهدی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1366027</id>
		<title>عاتکه بنت دیرانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1366027"/>
		<updated>2026-04-18T08:17:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام مهدی | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== وی بانویی صالحه بوده است که ودایع را از دست احمد بن ابی‌روح دریافت کرده و به امام رسانده است.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه م...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام مهدی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
وی بانویی صالحه بوده است که ودایع را از دست احمد بن ابی‌روح دریافت کرده و به [[امام]] رسانده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام مهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام مهدی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%DA%A9%D9%84%D8%AB%D9%88%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1366026</id>
		<title>ام‌کلثوم عمری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%DA%A9%D9%84%D8%AB%D9%88%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1366026"/>
		<updated>2026-04-18T08:15:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: /* مقدمه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام مهدی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
ام‌کلثوم عمری دختر [[ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری]]، از [[زنان]] [[فاضل]] و [[محدث]] [[شیعه]] و از [[راویان حدیث]] در عصر خود بود. پدرش یکی از [[سفرای امام زمان]]{{ع}} در عصر [[غیبت صغری]] و [[دومین نایب خاص]] آن حضرت بود. وی تعدادی [[حدیث]] از پدر خود [[روایت]] کرده است.&lt;br /&gt;
ام‌کلثوم در فضل و [[دانش]] و [[زهد]] و [[تقوا]] گوی [[سبقت]] از زنان عصر خود ربوده بود.&lt;br /&gt;
[[شیخ طوسی]] در الغیبه از او [[روایات]] بسیاری نقل می‌کند. وی [[جده]] [[ابونصر هبةالله بن محمد کاتب]] از [[علما]] و ثقاة [[محدثان]] است&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبه طوسی، ص۱۷۹؛ اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۸۷؛ ریاحین الشریعه، ج۳، ص۴۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام مهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام مهدی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%DA%A9%D9%84%D8%AB%D9%88%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1366025</id>
		<title>ام‌کلثوم عمری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%DA%A9%D9%84%D8%AB%D9%88%D9%85_%D8%B9%D9%85%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1366025"/>
		<updated>2026-04-18T08:15:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام مهدی | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== ام‌کلثوم عمری دختر ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری، از زنان فاضل و محدث شیعه و از راویان حدیث در عصر خود بود. پدرش یکی از سفرای...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام مهدی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
[[ام‌کلثوم]] عمری دختر [[ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری]]، از [[زنان]] [[فاضل]] و [[محدث]] [[شیعه]] و از [[راویان حدیث]] در عصر خود بود. پدرش یکی از [[سفرای امام زمان]]{{ع}} در عصر [[غیبت صغری]] و [[دومین نایب خاص]] آن حضرت بود. وی تعدادی [[حدیث]] از پدر خود [[روایت]] کرده است.&lt;br /&gt;
ام‌کلثوم در فضل و [[دانش]] و [[زهد]] و [[تقوا]] گوی [[سبقت]] از زنان عصر خود ربوده بود.&lt;br /&gt;
[[شیخ طوسی]] در الغیبه از او [[روایات]] بسیاری نقل می‌کند. وی [[جده]] [[ابونصر هبةالله بن محمد کاتب]] از [[علما]] و ثقاة [[محدثان]] است&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبه طوسی، ص۱۷۹؛ اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۸۷؛ ریاحین الشریعه، ج۳، ص۴۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام مهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام مهدی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%D8%B5%D8%B1&amp;diff=1366023</id>
		<title>ام‌ابی‌نصر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%D8%B5%D8%B1&amp;diff=1366023"/>
		<updated>2026-04-18T08:07:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام مهدی | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== ام‌ابی‌نصر دختر ام‌کلثوم از زنان محدث است. وی بانویی عالم، دانشمند، فاضل، مؤمن و راوی حدیث بود. ام‌ابی‌نصر نوه دختری ابوجعفر مح...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام مهدی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
ام‌ابی‌نصر دختر [[ام‌کلثوم]] از [[زنان]] [[محدث]] است. وی بانویی عالم، دانشمند، [[فاضل]]، [[مؤمن]] و [[راوی حدیث]] بود.&lt;br /&gt;
ام‌ابی‌نصر نوه دختری [[ابوجعفر محمد بن عثمان عمری]] از [[سفرای امام زمان]]{{ع}} در عصر [[غیبت صغری]] و [[دومین نایب خاص]] آن حضرت و مادر [[ابونصر هبةالله بن محمد کاتب]] از [[علما]] و ثقاة [[محدثان]] است.&lt;br /&gt;
ام‌ابی‌نصر از مادر خود ام‌کلثوم [[روایت]] نقل می‌کند و فرزندش ابونصر از مادر خویش [[نقل حدیث]] کرده است. همچنین گفته شده [[حسین بن روح]] که سالیانی [[وکیل]] ابوجعفر بود [[احادیث]] او را نقل می‌کرد&amp;lt;ref&amp;gt;أعیان الشیعه، ج۳، ص۴۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام مهدی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام مهدی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%85&amp;diff=1366022</id>
		<title>نسیم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%85&amp;diff=1366022"/>
		<updated>2026-04-18T08:05:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = امام حسن عسکری&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
«نسیم» خادم [[امام حسن عسکری]] {{ع}} بود. وی یکی از کسانی است که از [[تولد]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} اطلاع یافته و از آن خبر داده است&amp;lt;ref&amp;gt;بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۵؛ کمال الدین، ج ۲، ص ۱۰۴-۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این کنیز تربیت‌یافته بیت رفیع [[حضرت عسکری]] {{ع}} می‌گوید: یک شب پس از ولادت [[حضرت مهدی]] {{ع}} بر او وارد شدم و در کنار گاهواره‌اش، [[عطسه]] به من دست داد. آن [[کودک]] گرانمایه فرمود: «یرحمک الله». از این موضوع، سخت شادمان شدم که فرمود: «بگویم [[عطسه]] دارای چه فوایدی است‌؟» گفتم: آری، سرورم! [[حضرت]] فرمودند: [[عطسه]]، تا سه روز، نویدبخش [[سلامتی]] و [[امان]] از [[مرگ]] کوتاه‌مدت است&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین، ج ۲، ص ۴۳۰؛ غیبة طوسی، ص ۱۳۹؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۷۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نسیم خدمتگزار امام==&lt;br /&gt;
نسیم [[خدمتگزار امام عسکری]]{{ع}} بود. او احادیثی را از [[امام عسکری]] و [[امام زمان]]{{عم}} نقل می‌کند و سیاری و [[ابراهیم بن محمد بن عبدالله]] بن [[موسی کاظم]]{{ع}} از او [[روایت]] می‌کند.&lt;br /&gt;
[[شیخ صدوق]] می‌نویسد: نسیم [[شاهد]] [[ولادت امام زمان]]{{ع}} بود و می‌گوید: هنگامی که از مادر متولد شد، رو به [[آسمان]] کرد و عطسه‌ای کرد و گفت: {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللَّهِ دَاحِضَةٌ لَوْ أُذِنَ لَنَا فِي الْكَلَامِ لَزَالَ الشَّكُّ}}&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۴۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[شیخ طوسی]] می‌نویسد: مردی به نام نسیم [[خادم امام]] بود&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبه طوسی، ص۱۳۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۱۳۱؛ ج۲۳، ص۲۰۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به دلیل مشخص نمودن جنسیت وی آنچه شیخ صدوق می‌نویسد که او شاهد ولادت امام بوده، نمی‌تواند [[صحت]] داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پرسش مستقیم ==&lt;br /&gt;
* [[چه کسانی از تولد امام مهدی اطلاع یافته‌اند؟ (پرسش)]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|&#039;&#039;&#039;موعودنامه&#039;&#039;&#039;]].&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام حسن عسکری]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام حسن عسکری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AD%D9%81%D8%B5%D9%87_%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1366019</id>
		<title>حفصه اصحاب امام حسن عسکری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AD%D9%81%D8%B5%D9%87_%D8%A7%D8%B5%D8%AD%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1366019"/>
		<updated>2026-04-18T07:59:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام حسن عسکری | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== این بانو عالمه فاضله محدثه از طرق روایات امامیه است. نام این زن راوی حدیث شیعه در کتب رجالی امامیه ضبط شده است. او از محم...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام حسن عسکری&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
این بانو [[عالمه]] [[فاضله]] [[محدثه]] از طرق [[روایات]] [[امامیه]] است. نام این [[زن]] [[راوی حدیث]] [[شیعه]] در [[کتب رجالی]] امامیه ضبط شده است. او از [[محمد بن خالد بن عبدالله بجلی قسری کوفی]] [[روایت]] می‌کند.&lt;br /&gt;
[[خالد بن عبدالله قسری]] پدر محمد بجلی از ولات [[مدینه منوره]] و [[اصحاب امام صادق]]{{ع}} بود.&lt;br /&gt;
[[شیخ صدوق]]، [[حفصه]] را در [[مشیخه]] [[من لا یحضره الفقیه]] از طریق روایات خود به محمد بن خالد بن عبدالله بجلی قسری کوفی ذکر نموده است، اما از نمونه [[احادیث]] و خصوصیات بیشتر [[زندگی]] او چیزی مطرح نکرده است&amp;lt;ref&amp;gt;من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۷۵؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۱۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام حسن عسکری]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام حسن عسکری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85_%DA%A9%D9%84%D8%AB%D9%88%D9%85_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=1366018</id>
		<title>ام کلثوم بنت قاسم بن محمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85_%DA%A9%D9%84%D8%AB%D9%88%D9%85_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=1366018"/>
		<updated>2026-04-18T07:57:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام حسن عسکری | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== وی معروف به سیده ام‌کلثوم دختر قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین{{ع}} است. جعفر بن موسی بن اسماعیل بن موسی کاظم{{ع}} از بطن اوست....» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام حسن عسکری&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
وی معروف به سیده ام‌کلثوم دختر [[قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین]]{{ع}} است. [[جعفر بن موسی بن اسماعیل بن موسی کاظم]]{{ع}} از بطن اوست.&lt;br /&gt;
ام‌کلثوم بانویی [[زاهد]] و [[عابد]] بود. [[مرقد مطهر]] او در قاهره [[مصر]] در نزدیکی خندقی در [[مقابر قریش]] است&amp;lt;ref&amp;gt;ریاحین الشریعه، ج۳، ص۴۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[حکیمه دختر امام جواد]]{{ع}}&amp;lt;ref&amp;gt;درباره شرح احوال و زندگی‌نامه این بانوی بزرگوار به بخش نهم دختران امام جواد{{ع}} مراجعه کنید.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام حسن عسکری]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام حسن عسکری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%DA%A9%D9%84%D8%AB%D9%88%D9%85_%DA%A9%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D9%87&amp;diff=1366016</id>
		<title>کلثوم کرخیه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%DA%A9%D9%84%D8%AB%D9%88%D9%85_%DA%A9%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D9%87&amp;diff=1366016"/>
		<updated>2026-04-18T07:52:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== علمای رجال همچون شیخ طوسی، برقی و علامه مامقانی او را از زنان فاضل و محدث شیعه و از اصحاب و راویان احادیث امام هادی{{ع}} می‌د...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
[[علمای رجال]] همچون [[شیخ طوسی]]، برقی و [[علامه مامقانی]] او را از [[زنان]] [[فاضل]] و [[محدث]] [[شیعه]] و از [[اصحاب]] و [[راویان]] [[احادیث امام هادی]]{{ع}} می‌دانند.&lt;br /&gt;
[[ابوعبدالرحمان احمد بن داوود شعیری بغدادی]] از [[اصحاب امام هادی]]{{ع}} از او [[روایت]] کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;رجال طوسی، ص۳۶۶؛ رجال برقی، ص۶۲؛ رجال ابن داوود، ص۲۲۴؛ منهج المقال، ص۴۰۰؛ نقد الرجال، ص۴۱۳؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۷۰۹-۷۱۰؛ جامع الرواة، ج۲، ص۴۵۸؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۱۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام هادی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام هادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D9%87%DB%8C%D8%AB%D9%85&amp;diff=1366015</id>
		<title>فاطمه بنت هیثم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D9%87%DB%8C%D8%AB%D9%85&amp;diff=1366015"/>
		<updated>2026-04-18T07:50:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== فاطمه از بانوانی بود که به خانه امام هادی{{ع}} رفت و آمد داشت. علامه مجلسی می‌گوید: فاطمه دختر هیثم روایت کرده است که من در خانه امام هادی{{ع}}...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
فاطمه از بانوانی بود که به [[خانه امام هادی]]{{ع}} رفت و آمد داشت. [[علامه مجلسی]] می‌گوید: فاطمه دختر هیثم [[روایت]] کرده است که من در خانه امام هادی{{ع}} حضور داشتم که برای آن حضرت [[فرزندی]] به [[دنیا]] آمد که نام او را جعفر گذاشتند. برای ولادت این [[کودک]] همه [[اهل]] [[خانه]] خوشحال و شادمان بودند به غیر از خود حضرت. من به ایشان عرض کردم:&lt;br /&gt;
ای مولای من چرا شما را خوشحال نمی‌بینم؟&lt;br /&gt;
مرا به حال خود واگذار زیرا به وسیله این کودک، افراد زیادی [[گمراه]] می‌شوند.&lt;br /&gt;
من زنده بودم تا دیدم این کودک بزرگ شد و بعد از [[وفات]] [[برادر]] خود [[امام عسکری]]{{ع}}، [[ادعای امامت]] کرد و به [[جعفر کذاب]] معروف شد&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۷۶؛ الغدیر، ج۳، ص۱۴۴-۱۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام هادی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام هادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%AC&amp;diff=1366014</id>
		<title>زینب بنت یحیی متوج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%AC&amp;diff=1366014"/>
		<updated>2026-04-18T07:50:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== زینب دختر یحیی متوج از نوادگان امام حسن{{ع}} و از زنان دانشمند و جلیل‌القدر بود که علوم الهی و معارف اسلامی را از محضر پدرش فراگرفت. و...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
زینب دختر یحیی متوج از [[نوادگان]] [[امام حسن]]{{ع}} و از [[زنان]] دانشمند و [[جلیل‌القدر]] بود که [[علوم الهی]] و [[معارف اسلامی]] را از محضر پدرش فراگرفت. وی بسیار [[عابد]] بود و کراماتی از وی [[مشاهده]] گشته است.&lt;br /&gt;
عمری [[نسب‌شناس]] معروف در المجدی از [[هجرت]] پدرش به [[مصر]] یاد کرده است. زینب مصر را [[مسکن]] دائمی خویش قرار داد و در همانجا [[وفات]] یافت و به خاک سپرده شد وآستانه او [[مزار]] معروفی بود و کراماتی از آن مشاهده گردیده است&amp;lt;ref&amp;gt;المجدی فی انساب الطالبیین، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
صاحب کواکب السیاره می‌نویسد: [[سلطان]] ظافر [[خلیفه]] فاطمی برای [[زیارت]] آستانه او پیاده [[حرکت]] می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن‌جبیر در سفرنامه خود در [[ذی الحجه]] [[سال ۵۷۸ هجری]] از این آستانه زیارت نموده و او را از [[سادات حسینی]] و دختر یحیی فرزند [[زید شهید]] یاد می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;رحله ابن جبیر، ص۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; که [[اشتباه]] است، اما [[سید محسن امین]] او را دختر یحیی متوج و از [[سادات حسنی]] ضبط کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: اعلام النساء، ج۲، ص۱۲۳؛ المستجاد من کتاب، الارشاد، ص۲۴۴؛ أعیان الشیعه، ج۷، ص۱۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام هادی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام هادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AE%D8%AF%DB%8C%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=1366013</id>
		<title>خدیجه بنت قاسم بن حسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AE%D8%AF%DB%8C%D8%AC%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=1366013"/>
		<updated>2026-04-18T07:49:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== خدیجه دختر قاسم بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی‌طالب{{ع}} است. مزار قاسم بن حسن در شمال تهران مشهور به امامزاده قاسم است. خدیجه همسر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
خدیجه دختر [[قاسم بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} است. [[مزار]] [[قاسم بن حسن]] در شمال [[تهران]] مشهور به [[امامزاده]] قاسم است.&lt;br /&gt;
خدیجه [[همسر]] عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی‌طالب{{ع}} مشهور به [[حضرت عبدالعظیم]] از اعقاب [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} و از [[عالمان]] و [[راویان]] بزرگ [[حدیث]] است. عبدالعظیم در [[روزگار امام هادی]]{{ع}} به قصد [[زیارت]] [[مرقد]] [[امام رضا]]{{ع}} و یا به قولی به [[دستور امام]] [[هادی]]{{ع}} [[خانواده]] خود را در [[مدینه]] باقی گذاشت و به [[عراق]] رفت و سپس وارد [[ری]] شد و به طور مخفیانه در [[خانه]] یکی از [[شیعیان]] سکنی گزید و مخفیانه با شیعیان ارتباط داشت. در اثر فعالیت‌های او بود که شیعیان ری رو به افزایش گذاشتند و [[تشیع]] در این [[دیار]] رو به گسترش نهاد. او [[محضر امام]] [[رضا]] [[امام جواد]] و [[امام هادی]]{{عم}} را [[درک]] کرد و از افاضات و [[تعالیم]] آنان بهره‌مند شد و از آنها [[نقل روایت]] کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی با امام هادی{{ع}} [[مکاتبه]] و مراسله داشت و بدان وسیله أخذ [[علم]] و حدیث می‌نمود و همچنین [[عقاید]] خود را بر امام هادی{{ع}} عرضه کرد و ایشان وی را [[تصدیق]] کردند و فرمودند: {{متن حدیث|أَنْتَ وَلِيُّنَا حَقّاً}} تو به معنای [[واقعی]] [[نماینده]] و [[دوست]] ما هستی. عمده چیزی که باعث بلندی [[مقام]] و [[تقرب]] عبدالعظیم به [[ائمه معصومین]]{{عم}} گشته بود [[تقوا]] و پرهیزکاریاش بوده است. [[روایت]] شده که بسیاری از روزها را به [[روزه]] و شب‌ها را به [[عبادت]] می‌گذرانید و نیز در [[جود]] و [[سخاوت]] و [[انفاق]] به [[فقرا]] همچون جدش [[امام حسن]]{{ع}} بوده است.&lt;br /&gt;
عبدالعظیم در شهرری [[بیمار]] شد و به سال ۲۵۴ درگذشت و در باغ [[عبدالجبار بن عبدالوهاب]] در [[شهر]] ری که آن را [[وقف]] شیعیان نموده بود به خاک سپرده شد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: رجال نجاشی، ص۱۷۳، ۲۴۸؛ رجال طوسی، ص۳۸۷؛ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۸۰؛ بحارالانوار، ج۱۶، ص۶۳؛ ج۱۱، ص۲۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[خدیجه]] با داشتن چنین پدر و همسری همواره در [[خانه]] [[علم]] و [[فضیلت]] و [[اخلاق]] و [[تقوا]] [[زندگی]] کرده است. از [[تاریخ]] [[وفات]] او اطلاعی در دست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام هادی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام هادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=1366012</id>
		<title>ام‌محمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=1366012"/>
		<updated>2026-04-18T07:47:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== ام‌محمد خدمتگزار امام رضا{{ع}} است از زندگی او اطلاعی در دست نیست. جز حدیثی که خبر شهادت امام جواد{{ع}} را از قول امام هادی{{ع}} مطرح می‌کن...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
ام‌محمد [[خدمتگزار امام رضا]]{{ع}} است از [[زندگی]] او اطلاعی در دست نیست. جز [[حدیثی]] که خبر [[شهادت امام جواد]]{{ع}} را از قول [[امام هادی]]{{ع}} مطرح می‌کند.&lt;br /&gt;
[[حسن بن علی وشاء]] از ام‌محمد خدمتگزار امام رضا{{ع}} [[روایت]] کرده که گفت: امام هادی{{ع}} در حالی که ترسان بود آمد و در کنار عمه پدر خود نشست، عمه پدرش به آن حضرت گفت:&lt;br /&gt;
چرا این‌طور [[ناراحتی]]؟&lt;br /&gt;
پدرم از [[دنیا]] رفته است.&lt;br /&gt;
این خبر را به ما مده!&lt;br /&gt;
به [[خدا]] قسم همینطور است که می‌گویم.&lt;br /&gt;
ما آن [[وقت]] و آن [[روز]] را یادداشت کردیم، وقتی که خبر [[وفات امام جواد]]{{ع}} از [[بغداد]] آمد دیدیم همانطور است که آن حضرت فرموده بود&amp;lt;ref&amp;gt;اثبات الوصیه، ص۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام هادی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام هادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85&amp;diff=1366010</id>
		<title>ام‌عبدالله بنت قاسم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85&amp;diff=1366010"/>
		<updated>2026-04-18T07:46:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== ام‌عبدالله دختر قاسم بن محمد بن جعفر صادق{{ع}} از از زنان فاضل و برجسته شیعه در قرن سوم هجری است که مصر را مسکن دائمی خویش قرار داده...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
ام‌عبدالله دختر قاسم بن [[محمد بن جعفر صادق]]{{ع}} از از [[زنان]] [[فاضل]] و برجسته [[شیعه]] در [[قرن سوم هجری]] است که [[مصر]] را [[مسکن]] دائمی خویش قرار داده بود و در آن سامان فوت نمود. [[قبر]] وی [[مزار]] مشهوری در قاهره است [[یاقوت حموی]] در معجم البلدان هنگامی که آستانه‌ها و مزارهای [[شهر قاهره]] را برمی‌شمارد می‌نویسد: در ناحیه قرافة الصغرای مصر قبر ام‌عبدالله دختر قاسم بن محمد بن جعفر صادق{{ع}} است&amp;lt;ref&amp;gt;معجم البلدان، ج۴، ص۵۵۴؛ أعیان الشیعه، ج۳، ص۴۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام هادی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام هادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%A8%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=1366009</id>
		<title>ام‌حبیب بنت احمد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%A8%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&amp;diff=1366009"/>
		<updated>2026-04-18T07:45:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== ام‌حبیب دختر احمد بن موسی مبرقع، نوه امام جواد{{ع}} است. موسی مبرقع&amp;lt;ref&amp;gt;بنا به نقل نویسنده تاریخ قم، اول کسی که از سادات رضوی به قم وارد شد موس...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
ام‌حبیب دختر [[احمد بن موسی مبرقع]]، نوه [[امام جواد]]{{ع}} است. [[موسی مبرقع]]&amp;lt;ref&amp;gt;بنا به نقل نویسنده تاریخ قم، اول کسی که از سادات رضوی به قم وارد شد موسی مبرقع بود که مورد احترام مردم آنجا قرار گرفت و چون هنگام ورود برقعی بر صورت انداخته بود تا شناخته نشود، به این لقب معروف شد. مردم قم برای او هدایایی از جمله بیست هزار درهم آوردند که با آن مبلغ مزارعی خرید و به کار کشاورزی پرداخت. پس از او خواهرانش نیز به قم وارد شدند و همه در نزد او تا پایان عمر به سر بردند.&amp;lt;/ref&amp;gt; چند فرزند داشت که از آن میان احمد از افاضل علمای [[قم]] بود. پسر احمد به نام محمد نیز از مشاهیر [[خاندان]] مبرقع بود که به [[سال ۳۱۵ هجری]] درگذشت.&lt;br /&gt;
[[موسی]] را عوامل [[عباسیان]] در [[خانه]] خودش در ماه ربیع الاخر [[سال ۲۹۶ هجری]] به [[شهادت]] رساندند. [[مردم قم]] او را در همانجا به خاک سپردند. همسرش نیز که از امامزادگان بود در همان [[بقعه]] کنار شوهرش مدفون گردید. اکنون در [[شهر قم]] [[مزار]] او بدین نام معروف است و [[زیارتگاه]] می‌باشد&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ قم، ص۱۱۳. برای شرح حال او ر.ک: میرزا حسین نوری، بدر مشعشع.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
ام‌حبیب از [[زنان]] برجسته [[شیعه]] است که از [[کوفه]] همراه [[فرزندان]] برادرش محمد [[اعرج]] به قم [[هجرت]] نمود و آن سامان را [[مسکن]] دائمی خویش قرار داد&amp;lt;ref&amp;gt;اعیان الشیعه، ج۳، ص۴۷۶؛ تاریخ قم، ص۲۱۸؛ ریحانة الادب، ج۸، ص۲۹۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام هادی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام هادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D9%82_%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%B2_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C&amp;diff=1366008</id>
		<title>ام‌اسحاق کنیز محمد بن موسی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D9%82_%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%B2_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C&amp;diff=1366008"/>
		<updated>2026-04-18T07:44:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== ام‌اسحاق کنیز محمد بن موسی بن محمد بن علی بن موسی الرضا{{ع}} از زنان برجسته شیعه است. وی در کنار قبر حضرت معصومه{{س}} و در ضریح و زیر گ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام هادی&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
ام‌اسحاق [[کنیز]] [[محمد بن موسی بن محمد بن علی بن موسی الرضا]]{{ع}} از [[زنان]] برجسته [[شیعه]] است. وی در کنار [[قبر]] [[حضرت معصومه]]{{س}} و در [[ضریح]] و زیر گنبد آستانه آن حضرت در [[قم]] مدفون است.&lt;br /&gt;
محمد بن موسی اولین شخص از [[سادات رضوی]] است که در [[سال ۲۵۶ هجری]] از [[کوفه]] به قم [[هجرت]] نمود و این [[شهر]] را [[مسکن]] دائمی خویش قرار داد. سپس در سال ۲۹۶ در همان شهر درگذشت&amp;lt;ref&amp;gt;أعیان الشیعه، ج۳، ص۴۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام هادی]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام هادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%DB%8C&amp;diff=1366001</id>
		<title>زینب بنت محمد بن یحیی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%DB%8C&amp;diff=1366001"/>
		<updated>2026-04-18T07:37:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام جواد | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== وی معارف اسلامی و حدیث را از ائمه معصومین{{عم}} اخذ کرد و از زنان دانشور و محدثه عصر خود بود. در معاجم رجال و کتب سیر او را از راوی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام جواد&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
وی [[معارف اسلامی]] و [[حدیث]] را از [[ائمه معصومین]]{{عم}} اخذ کرد و از [[زنان]] [[دانشور]] و [[محدثه]] عصر خود بود. در معاجم [[رجال]] و کتب [[سیر]] او را از [[راویان حدیث]] ذکر نموده و [[شیخ طوسی]] او را از [[اصحاب امام جواد]]{{ع}} به‌شمار آورده است. مامقانی او را [[شیعه]] و پیرو [[مکتب اهل‌بیت]]{{عم}} دانسته است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: رجال طوسی، ص۳۸۰؛ رجال برقی، ص۶۲؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۴۷۸؛ اعیان الشیعه، ج۷، ص۱۴۲؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۸۲؛ جامع الرواة، ج۲، ص۴۵۷؛ مجمع الرجال، ج۲، ص۱۷۵؛ منهج المقال، ص۴۰۰؛ نقد الرجال، ص۴۱۳؛ بهجة الأمال، ج۷، ص۵۸۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۱۹۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام جواد]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام جواد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1365996</id>
		<title>زاهره بنت حسین بغدادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1365996"/>
		<updated>2026-04-18T07:36:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام جواد | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== زهرا مکنی به ام‌احمد دختر حسین بغدادی است. او از زنان فاضله و جلیل‌القدر و با تقوا بود که علوم الهی و معارف اسلامی را از خاندان ع...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام جواد&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
زهرا مکنی به ام‌احمد [[دختر حسین بغدادی]] است. او از [[زنان]] [[فاضله]] و [[جلیل‌القدر]] و با [[تقوا]] بود که [[علوم الهی]] و [[معارف اسلامی]] را از [[خاندان عصمت و طهارت]]{{عم}} فراگرفت او با مردی به نام داوود بغدادی [[ازدواج]] کرد و صاحب پسری به نام احمد شد [[شیخ طوسی]] مامقانی و اردبیلی او را از [[بانوان]] [[صحابی]] و [[راوی]] [[احادیث]] [[امام جواد]]{{ع}} می‌دانند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: رجال طوسی، ص۳۸۰؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۴۲۵؛ أعیان الشیعه، ج۳، ص۴۷۵؛ جامع الرواة، ج۲، ص۴۵۷؛ مجمع الرجال، ج۷، ص۱۷۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۱۹۰؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۷۸؛ منهج المقال، ص۴۰۰؛ نقد الرجال، ص۴۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&#039;&#039;&#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام جواد]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام جواد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
</feed>