

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=M.asgharpor</id>
	<title>امامت‌پدیا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=M.asgharpor"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/M.asgharpor"/>
	<updated>2026-04-19T09:45:26Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D9%87_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB&amp;diff=1011343</id>
		<title>آیه ولایت در حدیث</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D9%87_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB&amp;diff=1011343"/>
		<updated>2022-07-17T05:06:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;M.asgharpor: /* کاربرد واژه «مولی» درباره امام علی{{ع}} */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{امامت}}&lt;br /&gt;
{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = آیه ولایت&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = [[آیه ولایت]]&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[آیه ولایت در قرآن]] -  [[آیه ولایت در علوم قرآنی]] - [[آیه ولایت در حدیث]] - [[آیه ولایت در کلام اسلامی]] - [[آیه ولایت در معارف و سیره رضوی]] - [[آیه ولایت از دیدگاه اهل سنت]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==[[آیه ولایت]] در شأن [[امیرالمؤمنین]] {{ع}}==&lt;br /&gt;
بر اساس [[روایات]] فراوانی در منابع [[شیعه]] و [[اهل سنت]] آیه ولایت: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور  شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع  زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[شأن]] [[امام علی]]{{ع}} نازل شده است. بر پایه این [[روایات]] که برخی از آنها با اندکی تفاوت [[نقل]] شده، فقیری وارد [[مسجد پیامبر]]{{صل}} شد و تقاضای کمک کرد؛ ولی کسی چیزی به او نداد، او دست خود را به [[آسمان]] بلند کرد و گفت: خدایا! [[شاهد]] باش که من در [[مسجد]] [[رسول]] تو تقاضای کمک کردم؛ ولی کسی به من چیزی نداد. در همین حال، [[امام علی]]{{ع}} که در حال [[رکوع]] بود، با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. [[فقیر]] نزدیک آمد و [[انگشتر]] را از دست حضرت بیرون آورد و این [[آیه]] نازل شد&amp;lt;ref&amp;gt;احقاق الحق، ج۲، ص۳۹۹؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص‌۲۰۹‌-‌۲۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابوذر غفاری]] نیز همین [[شأن نزول]] را [[روایت]] کرده و در ادامه آورده است: &amp;quot;در آن هنگام، [[پیامبر]]{{صل}} در حال [[نماز]] بود و این ماجرا را [[مشاهده]] کرد. هنگامی که از [[نماز]] فارغ شد، سر به سوی [[آسمان]] برداشت و گفت: خدایا! برادرم [[موسی]] از تو خواست که [[روح]] او را وسیع و‌کارها را بر او آسان کنی و گره از زبانش بگشایی تا [[مردم]] گفتارش را [[درک]] کنند و نیز تقاضا کرد [[هارون]] را که برادرش بود، [[وزیر]] و یاورش قرار دهی و به وسیله او، بر نیرویش بیفزایی و در کارهایش شریک سازی. خداوندا! من [[محمد]]، [[پیامبر]] و [[برگزیده]] توام، سینه مرا گشاده کن و [[کارها]] را بر من آسان ساز. از خاندانم، [[امام علی|علی]]{{ع}} را [[وزیر]] من گردان تا به وسیله‌اش پشتم [[قوی]] و محکم شود. هنوز دعای [[پیامبر]]{{صل}} پایان نیافته بود که [[جبرئیل]] [[آیه ولایت]] را نازل کرد&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۲۴ و ۳۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۳۰ – ۴۳۶؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه ولایت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «آیه ولایت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۱۰۶-۱۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روایات شأن نزول در مدارک عامه و شیعه==&lt;br /&gt;
===مدارک [[عامه]]===&lt;br /&gt;
#در برخی مدارک عامه، [[اتفاق نظر]] بر این است که [[آیه شریفه]] درباره [[حضرت علی]]{{ع}} نازل شده؛ چنان که شیخ [[أبی الحسن رزین بن معاویة بن عمار عیدری]] در کتاب «[[جامع الأصول عن الجامع بین الصحاح الست (کتاب)|جامع الأصول عن الجامع بین الصحاح الست]]»&amp;lt;ref&amp;gt;ج۹، ص۴۷۸، چاپ مصر.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌گوید: «بین بزرگان علمای عامه اتفاق نظر وجود دارد که این [[آیه در شأن علی]]{{ع}} نازل شده». او سپس به اسامی آنان اشاره می‌نماید&amp;lt;ref&amp;gt;اسامی برخی از مشاهیر آنان بدین قرار است: ۱) طبری در کتاب ذخائر العقبی، ص۸۸؛ ۲) آلوسی در تفسیر روح المعانی، ج۶، ص۱۴۹؛ ۳) ابن حیان در تفسیر خود البحر المحیط، ج۳، ص۵۱۳؛ ۴) شیخ محمد شوکانی در تفسیر فتح القدیر، ج۲، ص۵۰؛ ۵) الطبرانی و الحاکم و الواحدی و الزمخشری و الطبری و ابن عساکر و البلاذری والترمذی والقزوینی و ابن کثیر، در تفسیر الکشاف، ج۱، ص۲۶۴؛ ۶) التدوین فی أخبار قزوین، ج۳، ص۲۱۲، ترجمه عبدالکریم بن هوازن؛ ۷) المعجم الکبیر، ج۷، ص۱۳۰، ح۶۲۲۸؛ ۸) أسباب النزول، ص۱۳۳؛ ۹) ربیع الأبرار، ج۲، ص۱۴۷؛ ۱۰) تفسیر الطبری، ج۱، ص۶۲۴؛ ۱۱) تاریخ دمشق، ج۲، ص۴۰۹؛ ۱۲) الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۲، ص۲۹۳ و بسیاری از علمای دیگر که در کتاب احقاق الحق (ط. کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ه.ق)، ج۲، ص۴۰۰ به اسامی آنها اشاره شده.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[ثعلبی]]، [[مفسر]] معروف و از علمای عامه، در [[تفسیر]] خود بعد از ذکر روایاتی در [[شأن نزول]] [[آیه]] درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، اضافه می‌کند که از ابا [[منصور]] الجمشادی شنیده است که با چهار واسطه از [[احمد بن حنبل]] نقل نمود (که ضمن اشاره به اسامی آنان) می‌گفت: {{عربی|ما جاء لأحد من أصحاب رسول الله{{صل}} من الفضائل مثل ما جاء لعلی بن أبی طالب}}&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر الکشف و البیان عن تفسیر القرآن (ط. دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ ه.ق.)، ج۴، ص۷۹. در همان کتاب به مدارک دیگری نیز اشاره شده (عمدة الطالب، ص۶۰: تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۴۱۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۰۷).&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#بعد از [[قتل عثمان]] و با [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، [[معاویه]] نامه‌ای برای [[عمروعاص]] می‌نویسد و ضمن تشنیع و ایراد [[اتهام]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[قتل عثمان]]، از او درخواست کمک و [[ملحق شدن]] به خود در [[جنگ با علی]]{{ع}} می‌کند. عمروعاص در پاسخ به [[نامه]] معاویه، ضمن [[تجلیل]] فراوان از [[علی]]{{ع}}، [[مناقب]] آن [[حضرت]] را یک به یک برای معاویه برمی‌شمارد؛ از آن جمله می‌نویسد: {{متن حدیث|...هُوَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَ وَصِيُّهُ وَ وَارِثُهُ وَ قَاضِي دَيْنِهِ‏ وَ مُنْجِزُ وَعْدِهِ‏ وَ زَوْجُ‏ ابْنَتِهِ‏ سَيِّدَةِ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ أَبُو السِّبْطَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ...}} وی سپس می‌گوید: {{متن حدیث|و قد قال فیه رسول الله{{صل}} [[یوم غدیر خم]] الا [[من کنت مولاه]] فعلی مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله...}} او مناقب دیگر حضرتش را یک به یک می‌شمرد؛ تا اینکه به برخی از [[آیات قرآن]] که در [[شأن]] امیرالمؤمنین{{ع}} است اشاره می‌نماید و می‌نویسد:{{عربی|و قد علمت یا معاویة ما انزل الله تعالی من الایات المتلوات فی فضائله التی لا یشترک فیها احد کقوله تعالی {{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«به پیمان خود وفا می‌کنند.».. سوره انسان، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ...}}&amp;lt;ref&amp;gt;«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست» سوره هود، آیه ۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى...}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمی‌خواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را.».. سوره شوری، آیه ۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;عبقات الانوار فی امامة الأئمة الأطهار{{عم}} (کتابخانه امیرالمؤمنین ماه، ۱۳۶۶ ه.ش)، ج۱۴، ص۱۵۸؛ و نیز مناقب خوارزمی (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۱ه.ق) در مناقب امیر المؤمنین{{ع}}، ص۱۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[طبرانی]] ماجرای [[نزول]] این [[آیه]] را در «الأوسط» و ابن‌مردویه از [[عمار بن یاسر]] چنین نقل می‌کند که: {{عربی|وقف بعلی سائل و هو راکع فی صلاة تطوع فنزع خاتمه فأعطاه السائل فاتی رسول الله{{صل}} فاعلمه ذلک فنزلت [[علی]] النبی{{صل}} هذه الآیة {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، فقرأها [[رسول الله]]{{صل}} علی أصحابه ثم قال: {{متن حدیث|مَنْ‏ كُنْتُ‏ مَوْلَاهُ‏ فَعَلِيٌّ هَذَا مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار (ط. دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ه.ق.)، ج۳۵، ص۱۹۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]] ص ۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مدارک [[شیعه]]===&lt;br /&gt;
در میان [[علمای شیعه]]، [[اجماع]] بر آن است که این آیه در [[شأن]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} نازل شده است. از آنجا که این آیه از نظر محتوا و به کار رفتن کلمه [[ولایت]] در آن، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، [[ائمه]]{{عم}} در مناظره‌های خود به آن فراوان استناد نموده‌اند. &lt;br /&gt;
#{{متن حدیث|قَالَ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِيُّ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} بِهَاتَيْنِ‏ وَ إِلَّا فَصَمَّتَا وَ رَأَيْتُهُ بِهَاتَيْنِ‏ وَ إِلَّا فَعَمِيَتَا يَقُولُ عَلِيٌّ قَائِدُ الْبَرَرَةِ وَ قَاتِلُ الْكَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ أَمَا إِنِّي صَلَّيْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يَوْماً مِنَ الْأَيَّامِ الظُّهْرَ فَسَأَلَ سَائِلٌ فِي الْمَسْجِدِ فَلَمْ يُعْطِهِ أَحَدٌ شَيْئاً فَرَفَعَ السَّائِلُ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ‏ اللَّهُمَّ اشْهَدْ أَنِّي سَأَلْتُ‏ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ فَلَمْ يُعْطِنِي أَحَدٌ شَيْئاً وَ كَانَ عَلِيٌّ{{ع}} فِي الصَّلَاةِ رَاكِعاً فَأَوْمَأَ إِلَيْهِ بِخِنْصِرِهِ الْيُمْنَى وَ كَانَ مُتَخَتِّماً فِيهَا فَأَقْبَلَ السَّائِلُ فَأَخَذَ الْخَاتَمَ مِنْ خِنْصِرِهِ وَ ذَلِكَ بِمَرْأًى مِنَ النَّبِيِّ{{صل}} وَ هُوَ يُصَلِّي‏ فَلَمَّا فَرَغَ النَّبِيُّ{{صل}} مِنْ صَلَاتِهِ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ أَخِي مُوسَى سَأَلَكَ فَقَالَ- {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}}&amp;lt;ref&amp;gt;«(موسی) گفت: پروردگارا! سینه‌ام را گشایش بخش * و کارم را برای من آسان کن * و گرهی از زبانم بگشای * تا سخنم را دریابند *‌و از خانواده‌ام دستیاری برایم بگمار * هارون برادرم را * پشتم را به او استوار دار * و او را در کارم شریک ساز» سوره طه، آیه ۲۵-۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;‏ فَأَنْزَلْتَ عَلَيْهِ قُرْآناً نَاطِقاً {{متن قرآن|سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«فرمود: به زودی بازوی تو را با (فرستادن) برادرت توانمند می‌گردانیم و به هر دوتان چیرگی‌یی می‌بخشیم که با نشانه‌های ما دستشان به شما نرسد. پیروز شمایید و هر کس که از شما پیروی کند» سوره قصص، آیه ۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; اللَّهُمَّ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ نَبِيُّكَ وَ صَفِيُّكَ اللَّهُمَّ فَ {{متن قرآن|اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي *... وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي}}‏- عَلِيّاً {{متن قرآن|اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي}} قَالَ أَبُو ذَرٍّ فَمَا اسْتَتَمَّ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} كَلَامَهُ‏ حَتَّى نَزَلَ جَبْرَئِيلُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ‏ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}.}}&amp;lt;ref&amp;gt;کشف الغمة فی معرفة الأئمة{{عم}} (ط. بنی هاشمی، ۱۳۸۱ ه.ق.)، ج۱، ص۱۶۶؛ کشف الیقین فی فضائل أمیرالمؤمنین{{ع}} (ط. وزارت ارشاد۔ ۱۴۱۱ ه.ق.)، ص۹۹؛ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#در [[احتجاجات امیرالمؤمنین]] [[علی]]{{ع}} با [[عمر]] و [[ابوبکر]]، [[روایت]] شده که ایشان ([[امیرالمؤمنین]]{{ع}}) موارد متعددی از [[فضائل]] خود را بر می‌شمارند و از آن دو درباره‌اش [[اقرار]] می‌گیرند. در این [[احتجاجات]] از جمله به این [[آیه]] [[استدلال]] شده است: {{متن حدیث|قَالَ عَلِیٌّ{{ع}}: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْمُجِيبُ لِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} قَبْلَ ذُكْرَانِ الْمُسْلِمِينَ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ فَأَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْأَذَانُ‏ لِأَهْلِ‏ الْمَوْسِمِ‏ وَ لِجَمِيعِ الْأُمَّةِ بِسُورَةِ بَرَاءَةَ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ فَأَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا وَقَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} بِنَفْسِي يَوْمَ الْغَارِ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ قَالَ أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَ لِيَ الْوَلَايَةُ مِنَ اللَّهِ مَعَ وَلَايَةِ رَسُولِ اللَّهِ فِي آيَةِ زَكَاةِ الْخَاتَمِ أَمْ لَكَ قَالَبَلْ لَكَ قَالَ أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ أَنَا الْمَوْلَى لَكَ وَ لِكُلِّ مُسْلِمٍ بِحَدِيثِ النَّبِيِّ{{صل}} يَوْمَ الْغَدِيرِ أَمْ أَنْتَ قَالَ بَلْ أَنْتَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;حلیة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار{{عم}} (ط. مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۱ ه.ق.)، ج۲، ص۳۰۸ به نقل از: خصال (شیخ صدوق) (ط. جامعه مدرسین، ۱۳۶۲ ه.ش.)، ج۲، ص۱۴۸، ح۳۰ و الإحتجاج علی أهل اللجاج (ط. مرتضی، ۱۴۰۳ه.ق)، ج۱، ص۱۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#در [[احتجاجات]] مبسوطی که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بعد از [[مرگ عمر]] با افراد [[شورای شش نفره]] می‌نمایند نیز به این [[آیه]] [[استدلال]] شده: {{متن حدیث|قَالَ{{ع}}: فَهَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ آتَى الزَّكَاةَ وَ هُوَ رَاكِعٌ‏ وَ نَزَلَتْ‏ فِيهِ‏ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}} غَيْرِي قَالُوا: لَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;امالی (للطوسی) (ط. دارالثقافة، ۱۴۲۲ ه.ق.)، ص۵۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴]] ص ۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==طرق نقل شأن نزول آیه==&lt;br /&gt;
این [[شأن نزول]] از طُرق گوناگون در منابع [[شیعه]] و [[اهل سنت]] [[نقل]] شده است: از جمله اصحابی‌ که این حادثه را نقل‌ کرده‌اند، [[امام علی]]{{ع}}&amp;lt;ref&amp;gt;شواهد التنزیل، ج‌۱، ص‌۲۲۶؛ الدرّالمنثور، ج‌۳، ص‌۱۰۶؛ المراجعات، ص‌۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عبداللّه بن عبّاس]]&amp;lt;ref&amp;gt;شواهد التنزیل، ج‌۱، ص‌۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[ابو رافع مدنی]]&amp;lt;ref&amp;gt;الدرّالمنثور، ج ۳، ص ۱۰۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عمار بن یاسر]]&amp;lt;ref&amp;gt;فرائد السمطین، ج‌۱، ص‌۱۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[ابوذر غفاری]]&amp;lt;ref&amp;gt;التفسیر الکبیر، ج‌۱۲، ص‌۲۶؛ شواهد التنزیل، ج‌۱، ص‌۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[انس‌ بن مالک]]&amp;lt;ref&amp;gt;شواهد التنزیل، ج‌۱، ص‌۲۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[مقداد بن اسود]] هستند&amp;lt;ref&amp;gt;شواهد التنزیل، ج‌۱، ص‌۲۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از [[تابعان]] نیز [[سلمة بن کهیل]]&amp;lt;ref&amp;gt;الدرّالمنثور، ج‌۳، ص‌۱۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عتبة‌ بن ابی حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۳۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[سُدّی]]&amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۳۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[مجاهد]]&amp;lt;ref&amp;gt;جامع البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص ۳۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; به [[نقل]] این حادثه پرداخته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[کتاب]] [[غایة المرام]] تعداد ۲۴ [[حدیث]] در این باره از [[اهل تسنّن]] و ۱۹ [[حدیث]] از [[شیعه]] [[نقل]] شده است&amp;lt;ref&amp;gt;منهاج البراعة، ج‌۲، ص‌۳۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در هر صورت، از نظر [[شیعه]] تردیدی نیست که این [[آیه]] درباره [[امام علی]]{{ع}} فرود آمده و از نظر [[اهل سنّت]] نیز [[شهرت]] این [[روایات]] به حدّی است که [[متکلّم]] معروف [[اهل سنت]]، [[قاضی ایجی]] در کتاب المواقف تصریح کرده است که مفسّران بر [[نزول]] این [[آیه]] در [[شأن]] [[امام علی|علی]]{{ع}} [[اجماع]] دارند&amp;lt;ref&amp;gt;شرح المواقف، ج‌۸‌، ص‌۳۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[جرجانی]] در شرح مواقف&amp;lt;ref&amp;gt;شرح المواقف، ج‌۸‌، ص‌۳۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[سعدالدین تفتازانی]] در شرح مقاصد&amp;lt;ref&amp;gt;شرح المقاصد، ج‌۵‌، ص‌۲۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[قوشچی]] در شرح تجرید&amp;lt;ref&amp;gt;شرح تجرید، قوشچی، ص‌۳۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز بر این [[اجماع]] اعتراف دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محدّثان]] بزرگی از [[اهل سنت]] در اعصار گوناگون، مانند [[حافظ عبدالرزاق صنعانی]]، [[حافظ عبد بن حمید]]، [[حافظ رزین بن معاویه]]، [[حافظ نسائی]] &amp;quot;مؤلف صحیح&amp;quot;، [[حافظ محمد بن جریر طبری]]، [[ابن‌ ابی‌ حاتم]]، [[ابن‌ عساکر]]، [[ابوبکر بن‌ مردویه]]، [[ابوالقاسم طبرانی]]، [[خطیب بغدادی]]، [[هیثمی]]، [[ابن‌ جوزی]]، [[محبّ طبری]]، [[جلال الدین سیوطی]] و [[متّقی هندی]]، این [[روایت]] را در کتاب‌هایشان آورده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;آیة الولایة، ص‌۱۲؛ احقاق الحق، ج‌۲، ص‌۳۹۹ ـ ۴۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[آلوسی]] هم گفته است: بیش‌تر اخباریان برآنند که این [[آیه]] در [[شأن]] [[امام‌ علی]]{{ع}} نازل شده&amp;lt;ref&amp;gt;روح‌المعانی، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[شهرت]] این خبر به‌ حدّی بوده که [[حسان‌ بن‌ ثابت]]، شاعر [[رسول خدا]]{{صل}} نیز این منقبت [[امام علی|علی]]{{ع}} را به‌ [[نظم]] آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[احادیث]] مربوط به [[نزول]] [[آیه]] در [[شأن]] [[امام علی|علی]]{{ع}} که از [[شیعه]] و [[اهل سنت]] [[نقل]] شده در حد [[تواتر]] بوده و مفید [[یقین]] است و این [[احادیث]] مورد استناد [[محدثان]]، [[مفسران]]، [[متکلمان]] و [[فقیهان]] قرار گرفته است؛ تا آنجا که [[فقها]] در مسئله فعل کثیر در [[نماز]] و اینکه آیا [[صدقه]] مستحبی [[زکات]] نامیده می‌شود یا نه، به آن استناد کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر قرطبی، ج۶، ص ۲۰۸؛ المیزان، ج۶، ص ۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. با توجه به مطالب یاد شده، [[تردید]] برخی از افراد همچون [[فخر رازی]]&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر کبیر، ج۱۲، ص ۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[ابوهاشم جبایی]]&amp;lt;ref&amp;gt;المغنی، الإمامه، ج۱، ص ۱۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. درباره [[نزول]] [[آیه]] در [[شأن]] [[امام علی|علی]]{{ع}} بی‌اساس خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین [[سستی]] [[سخن]] [[ابن تیمیه]] که مدّعی شده این [[روایت]] از جعلیات است، روشن می‌شود. [[شیعه]] با این [[آیه]] بر [[جانشینی]] و [[ولایت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} [[استدلال]] کرده است&amp;lt;ref&amp;gt;الافصاح فی الامامة، ص‌۱۳۴ و ۲۱۷؛ التبیان، ج‌۳، ص‌۵۵۹‌؛ روح‌المعانی، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۲۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و حتّی برخی آن را قوی‌ترین [[دلیل]] بر [[امامت]] حضرت برشمرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;تلخیص الشافی، ج‌۲، ص‌۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۳۰ – ۴۳۶؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه ولایت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «آیه ولایت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۱۰۶-۱۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نحوه استدلال به آیه ولایت==&lt;br /&gt;
وجه [[استدلال]] چنین است که این [[آیه]] با {{متن قرآن|إِنَّمَا}} آغاز شده و به تصریح لغویان دلالت بر [[حصر]] دارد&amp;lt;ref&amp;gt;لسان العرب، ج‌۱، ص‌۲۴۵؛ الصحاح، ج‌۵‌، ص‌۲۰۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. کلمه ولی مشتق از &amp;quot;ولی&amp;quot; و &amp;quot;[[ولایت]]&amp;quot; و به معنای [[سرپرستی]] و صاحب [[اختیار]] است. [[ابن منظور]] در تعریف ولیّ می‌گوید: ولیّ [[یتیم]] کسی است که عهده‌دار کار [[یتیم]] است و به امور او [[قیام]] می‌کند و ولیّ [[زن]] کسی است که [[سرپرستی]] [[عقد]] [[ازدواج]] او را برعهده دارد&amp;lt;ref&amp;gt;لسان العرب، ج ۱۵، ص ۴۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[فیومی]] نیز می‌گوید: ولیّ شخص کسی است که به امر او [[قیام]] کند و [[آیه]] {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; از همین قبیل است&amp;lt;ref&amp;gt;المصباح المنیر، ج‌۲، ص‌۶۷۲‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین از گفتار لغویان می‌توان استفاده کرد که معنای &amp;quot;[[ولایت]]&amp;quot;، همان [[سرپرستی]] و عهده‌دار بودن کار دیگری است و معانی دیگری که برای آن گفته‌اند، از قلمرو همین معناست؛ پس وقتی گفته می‌شود: [[دوست]]، هم‌سایه، هم‌پیمان، [[پدر]]، [[خدا]] و [[پیامبر]]، ولیّ هستند، در همه موارد، این معنا [[اولویت]] در [[قیام]] به امور موجود است و چنان‌که ادیبان تصریح کرده‌اند، اصل، عدم اشتراک لفظی است&amp;lt;ref&amp;gt;مغنی اللبیب، باب پنجم، ص‌۷۹۱ و ۷۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در صورتی که اشتراک لفظی را بپذیریم؛ یعنی معانی متعدّدی برای لفظ [[ولایت]] قائل شویم، قراین حالی و لفظی دلالت می‌کند بر اینکه مقصود از [[ولایت]] در این [[آیه]]، همان [[سرپرستی]] است؛ زیرا [[ولایت]] که به صورت مفرد و با یک تعبیر، به همه [[خدا]]، [[پیامبر]]، مؤمنانی که... نسبت داده شده، به یک معناست و چنان‌که [[خداوند]]: {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[پیامبر]]: {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره احزاب، آیه۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ولایت]] به معنای [[سرپرستی]] بر [[مؤمنان]] را دارا هستند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ}} نیز همان [[ولایت]] [[خدا]] و [[پیامبر]] را دارد؛ البتّه این [[ولایت]] برای [[خداوند]] [[بالاصاله]] و برای [[پیامبر]] و {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ}} تبعی و با [[اذن]] [[پروردگار]] است. از سوی دیگر، [[پیامبر]]{{صل}} که [[وظیفه]] تبیین [[آیات]] را بر عهده دارد: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند؛ سوره نحل، آیه۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; خود به روشنی [[ولایت]] در این [[آیه]] را [[تفسیر]] کرده است؛ از جمله در روایتی که [[شیخ کلینی]] آن را در [[کتاب کافی]] آورده، از [[امام باقر]]{{ع}} چنین [[نقل]] شده است: [[خداوند]] پیامبرش را به [[ولایت]] [[امام علی]]{{ع}} [[فرمان]] داد و بر او چنین نازل کرد: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt; سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند؛ سوره مائده، آیه:۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[خداوند]] [[ولایت]] [[اولواالامر]] را [[واجب]] ساخت. آنان نمی‌دانند این [[ولایت]] چیست؟ پس [[خداوند]] به [[پیامبر|محمد]]{{صل}} فرمان داد [[ولایت]] را برای آنان [[تفسیر]] نماید؛ همان گونه که [[نماز]] و [[زکات]] و [[روزه]] و [[حج]] را [[تفسیر]] می‌کند. چون این [[فرمان]] رسید، حضرت دل‌تنگ شد و نگران بود که [[مردم]] از دینشان برگردند و وی را [[تکذیب]] کنند؛ پس به پروردگارش [[رجوع]] و ‌خداوند چنین [[وحی]] کرد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند؛ سوره مائده، آیه:۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; حضرت [[امر]] [[ولایت]] را به [[فرمان خدا]] آشکار ساخت و به معرّفی [[ولایت]] [[امام علی|علی]]{{ع}}در روز [[غدیر خم]] پرداخت... و به [[مردم]] [[دستور]] داد تا حاضران به اطلاع غایبان برسانند&amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج‌۱، ص‌۲۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[عیاشی]] نیز روایتی نزدیک به همین مضمون را از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;عیاشی، ج‌۱، ص‌۳۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در برخی منابع [[اهل سنت]] نیز این [[تفسیر]] [[مشاهده]] می‌شود؛ از جمله، [[طبرانی]] از [[عمار یاسر]] [[نقل]] می‌کند که [[رسول خدا]]{{صل}} پس از [[نزول]] [[آیه]]، آن را قرائت کرد و فرمود: {{متن حدیث|مَنْ‏ كُنْتُ‏ مَوْلَاهُ‏ فَعَلِيٌ‏ مَوْلَاهُ‏ اللَّهُمَ‏ وَالِ‏ مَنْ‏ وَالاهُ‏ وَ عَادِ مَنْ‏ عَادَاه‏}}&amp;lt;ref&amp;gt;المعجم الأوسط، ج‌۷، ص‌۱۲۹ و ۱۳۰؛ فرائد السمطین، ج‌۱، ص‌۱۹۴ و ۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۳۰ - ۴۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آیه ولایت در حدیث==&lt;br /&gt;
در این جا به نقل چند نظریه از [[علمای شیعه]] و [[اهل سنت]] در این باره می‌پردازیم:&lt;br /&gt;
===علمای شیعه===&lt;br /&gt;
# [[ابن طاووس]]: درباره طرق این [[روایت]] می‌نویسد: {{عربی|انّما ذكرت هذه الآية الشريفة مع شهرتها انّها نزلت في مولانا علي{{ع}} لانّي وجدت صاحب هذا الكتاب قدرواها بزيادات عمّا كنّا وقفنا عليه و هو انّه رواها من تسعين طريقا باسانيد متصلة كلّها او جلّها من [[رجال]] المخالفين لأهل البيت}}&amp;lt;ref&amp;gt;سعد السعود، ص۹۵؛ تاویل ما نزل من القرآن الکریم فی النبی و آله، ص۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. «با این که این [[آیه]] [[شهرت]] دارد که درشأن [[امام علی]]{{ع}} نازل شده است، من آن را آورده ام؛ زیرا دیدم صاحب این کتاب، [[محمد بن عباس بن علی بن مروان]]&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن عباس بن علی بن مروان از دانشمندان مورد اعتماد قرن سوم، صاحب تألیفات زیادی است؛ کتاب: تاویل ما نزل فی النبی و آله{{صل}}، الفهرست، ص۱۴۹؛ رجال نجاشی، ص۳۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; اطلاعاتش درباره این آیه بیش از ماست، چون او این روایت را از ۹۰ طریق متصل نقل می‌کند که تمام یا بیشتر این طرق از [[دانشمندان اهل سنت]] هستند».&lt;br /&gt;
# [[بحرانی]]: [[نزول]] این آیه درشأن امام علی{{ع}} را از طریق اهل سنت، از ۲۴ طریق، و از طریق [[شیعه]]، از ۱۹ طریق، نقل می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;غایة المرام، ج۲، ص۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[ابن بطریق]]: وی نزول این آیه درشأن امام علی{{ع}} را از ۲۵ طریق نقل می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;خصائص الوحی المبین، ص۵۲-۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در کتاب «العمده» آن را از ۹ طریق نقل می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;العمده، ص۱۷۲-۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید محمد مرتضوی|مرتضوی، سید محمد]]، [[آیات ولایت در قرآن ج۱ (کتاب)|آیات ولایت در قرآن ج۱]]، ص ۱۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===علمای اهل سنت===&lt;br /&gt;
علمای اهل سنت نیز این روایت را که این [[آیه در شأن امام علی]]{{ع}} نازل شده است از طرق متعدد ذکر کرده‌اند که به عنوان نمونه به چند نظر اشاره می‌شود:&lt;br /&gt;
# [[حسکانی]]: صاحب کتاب [[شواهد التنزیل لقواعد التفضیل (کتاب)|شواهد التنزیل لقواعد التفضیل]]، نزول این آیه را درشأن امامعلی{{ع}} از ۵ طریق نقل می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;فرائدالسمطین، ج۱، ص۱۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[حموینی]]: صاحب کتاب [[فرائد السمطین (کتاب)|فرائد السمطین]] نزول این آیه را در [[شأن امام علی]]{{ع}} را از ۵ طریق نقل می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;فرائدالسمطین، ج۱، ص۱۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[ابن مغازلی]]: وی [[نزول]] این [[آیه در شأن امام علی]]{{ع}} را از ۵ طریق نقل می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;مناقب، ابن مغازلی، ص۳۱۴-۳۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[ابونعیم اصفهانی]]: وی نزول این [[آیه]] را در [[شأن امام علی]]{{ع}} از ۱۰ طریق نقل می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;النور المشتعل، ص۸۶-۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[ابن عساکر]]: وی نزول این آیه در شأن امام علی{{ع}} را از سه طریق نقل می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص۳۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[زرندی حنفی]]: وی نزول این آیه در شأن امام علی{{ع}} را از دو طریق نقل می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;نظم درر السمطین، ص۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید محمد مرتضوی|مرتضوی، سید محمد]]، [[آیات ولایت در قرآن ج۱ (کتاب)|آیات ولایت در قرآن ج۱]]، ص ۱۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کاربرد واژه «ولی» درباره [[امام علی]]{{ع}}==&lt;br /&gt;
[[رسول خدا]]{{صل}} در [[روایات]] متعددی واژه «[[ولیّ]]» را درباره امام علی{{ع}} به کار برده است؛&lt;br /&gt;
{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُرَيْدَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} بَعْثَيْنِ إِلَى الْيَمَنِ عَلَى أَحَدِهِمَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} وَ عَلَى الْآخَرِ خَالِدُ بْنُ الْوَلِيدِ فَقَالَ إِذَا الْتَقَيْتُمْ فَعَلِيٌّ عَلَى النَّاسِ وَ إِنْ افْتَرَقْتُمْ فَكُلُّ وَاحِدٍ مِنْكُمَا عَلَى جُنْدِهِ قَالَ فَلَقِينَا بَنِي زَيْدٍ مِنْ أَهْلِ الْيَمَنِ فَاقْتَتَلْنَا فَظَهَرَ الْمُسْلِمُونَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ وَ قَتَلْنَا الْمُقَاتِلَةَ وَ سَبَيْنَا الذُّرِّيَّةَ وَ اصْطَفَى عَلِيٌّ{{ع}} امْرَأَةً مِنَ السَّبْيِ لِنَفْسِهِ قَالَ بُرَيْدَةُ وَ كَتَبَ يَعْنِي خَالِدَ بْنَ الْوَلِيدِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يُخْبِرُهُ بِذَلِكَ فَلَمَّا أَتَيْتُ النَّبِيَّ{{صل}} وَ فَتَحْتُ الْكِتَابَ إِلَيْهِ فَقَرَأَ عَلَيْهِ فَرَأَيْتُ الْغَضَبَ فِي وَجْهِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذَا مَكَانُ الْعَائِذِ بِكَ بَعَثْتَنِي مَعَ رَجُلٍ وَ أَمَرْتَنِي أَنْ أُطِيعَهُ فَفَعَلْتُ مَا أَرْسَلْتَ بِهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لَا تَقَعْ فِي عَلِيٍّ فَإِنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدِي وَ أَنَّهُ مَنِيٌّ وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدِي‌}}&amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۴۸۹، حدیث ۲۲۵۰۳؛ خصائص نسائی، ص۱۴۴، حدیث ۹۰؛ مستدرک، حاکم، ج۳، ص۱۱۹ و ۱۳۰؛ کنوز الحقائق، ج۱، ص۳۸۶؛ کفایة الطالب، ص۲۷۴؛ ینابیع المودة، ص۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بریده]] می‌گوید:&lt;br /&gt;
رسول خدا{{صل}} دو نفر را به سوی [[یمن]] اعزام کرد، [[فرمانده]] یک [[لشکر]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} و [[فرمانده لشکر]] دیگر [[خالد بن ولید]] بود.&lt;br /&gt;
[[پیامبر]] فرمود: اگر با هم بودید فرمانده همه نیروها علی بن ابی طالب{{ع}} است و اگر از هم جدا حرکت کردید، هریک [[فرمانده سپاه]] خود باشد. بریده می‌گوید: حرکت کردیم و با [[قبیله]] [[بنی زید]] برخورد کردیم و [[جنگ]] درگرفت و [[مسلمانان]] [[پیروز]] شدند و [[رزمندگان]] آنان را کشتیم و [[زنان]] آنان را به [[اسارت]] گرفتیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی{{ع}} یکی از زنان [[اسیر]] را برای خودش [[انتخاب]] کرد. خالد بن ولید نامه‌ای به رسول خدا{{صل}} نوشت و به من داد تا به رسول خدا{{صل}} برسانم و گزارش این عملیات و عملکرد علی{{ع}} را به [[پیامبر]] باز گویم. پس از آنکه [[خدمت]] [[رسول خدا]]{{صل}} رسیدم و [[نامه]] را خدمت آن [[حضرت]] دادم، نامه را برایش خواندند، دیدم آثار [[غضب]] در چهره رسول خدا{{صل}} ظاهر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عرض کردم: ای رسول خدا{{صل}}! اینجا [[پناهگاه]] ماست. شما مرا تحت [[فرماندهی]] مردی فرستادی و به من دستور داده‌ای که از او [[اطاعت]] کنم و حالا هم من [[وظیفه]] ام را انجام داده ام؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول خدا{{صل}} فرمود: از علی{{ع}} [[بدگویی]] نکن. بدون تردید علی{{ع}} از من است و من از علی{{ع}} هستم. علی{{ع}} بعد از من ولی شماست.&lt;br /&gt;
به [[راستی]] در این [[روایت]]، شرایط زمانی، مکانی، عملکرد علی{{ع}} و [[شکایت]] از او از [[یمن]] به [[مدینه]] و گزارش حامل نامه، برخورد سرد رسول خدا{{صل}}، [[اعتراض]] حامل نامه و پاسخ نهایی رسول خدا{{صل}} در خور [[تأمل]] است، به ویژه اینکه با کلمه «بعدی» توام است.&lt;br /&gt;
آیا می‌توان گفت «ولی» در این روایت معنایی جز [[امام]]، [[رهبر]] و [[پیشوا]] دارد؟&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید محمد مرتضوی|مرتضوی، سید محمد]]، [[آیات ولایت در قرآن ج۱ (کتاب)|آیات ولایت در قرآن ج۱]]، ص ۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کاربرد واژه «[[مولی]]» درباره [[امام علی]]{{ع}}==&lt;br /&gt;
رسول خدا{{صل}} در [[روایات]] متعددی واژه مولی را درباره امام علی{{ع}} به کار برده است؛ از جمله در واقعه [[غدیرخم]]، که [[مراسم]] رسمی معرفی کردن امام علی{{ع}} به عنوان [[جانشین پیامبر]] است که در بسیاری از [[منابع اهل سنت]] آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;مستدرک، حاکم، ج۳، ص۱۱۸ و ۱۱۹؛ الصواعق المحرقه، ص۱۲۲؛ الریاض النضره، ج۲، ص۱۰۹ که از دوازده طریق نقل می‌کند؛ ذخائر العقبی، ص۱۲۵؛ کنوز الحقائق، ج۱، ص۳۸۶؛ کنوز الحقائق، ج۲، ص۲۰۸؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۱۰ - ۱۰۶؛ کفایة الطالب، ص۵۶، ۵۸، ۵۹، ۶۰، ۶۲؛ مناقب، ابن مغازلی، ص۱۸ که از سیزده طریق نقل می‌کند؛ تاریخ الخلفاء، ص۱۷۱؛ مناقب الاسد الغالب، ص۱۲؛ الاستیعاب، ج۳، ص۲۰۳؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۲؛ مسند احمد بن حنبل، ج۱۱، ص۱۳۵، ۱۴۲، ۱۸۹، ۲۴۶؛ ینابیع المودة، ص۵۳؛ مناقب، خوارزمی، ص۳۱۳؛ فرائد السمطین، ج۱، ص۳۱۲؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۴، ص۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ما این [[حدیث]] را از [[منابع شیعه]] نیاوردیم و تنها به بعضی از منابع اهل سنت بسنده کردیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره اسناد و محتوای آن نیز به اظهار نظر چند [[محدث]] مشهور [[اهل سنت]] اکتفا می‌کنیم.&lt;br /&gt;
درباره طرق این [[روایت]]، [[سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی]]، صاحب کتاب [[ینابیع الموده (کتاب)|ینابیع الموده]]، پس از نقل طرقی از آن می‌نویسد:&lt;br /&gt;
{{عربی|اخرج محمد بن جرير الطبري صاحب التاريخ خبر غدير خم من خمسة و سبعين طريقا و افرد له كتابا سمّاه كتاب الولاية}}&amp;lt;ref&amp;gt;ینابیع المودة، ص۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
«[[محمد بن جریر طبری]]، صاحب کتاب [[تاریخ طبری (کتاب)|تاریخ طبری]]، [[حدیث غدیرخم]] را از ۷۵ طریق ذکر کرده و آن را در کتاب مستقلی به نام «کتاب [[ولایت]]» گردآوری کرده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در ادامه می‌نویسد:&lt;br /&gt;
{{عربی|اخرج خبر غدير خم ابو العباس احمد بن محمد بن سعيد بن عقدة و افرد له كتابا و سمّاه الموالات و طرقه من مائة و خمسة طريق}}&amp;lt;ref&amp;gt;ینابیع المودة، ص۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
«[[ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید بن عقده]] [[خبر غدیر]] خم را از ۱۰۵ طریق ذکر کرده و آن را در کتاب مستقلی به نام کتاب [[موالات (کتاب)|موالات]] گردآوری کرده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس می‌نویسد:&lt;br /&gt;
{{عربی|حكى العلامة علي بن موسى بن علي بن محمد ابي المعالي الجويني الملقّب بامام الحرمين استاذ ابي حامد الغزالي رحمهما اللّه يتعجب و يقول رايت مجلدا في بغداد في يد صحاف فيه روايات خبر غدير خم مكتوبا عليه المجلدة الثامنة و العشرون من طرق قوله{{صل}} من كنت مولاه فعليّ مولاه و يتلوه المجلدة التاسعة و العشرون}}&amp;lt;ref&amp;gt;ینابیع المودة، ص۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[ابوالمعالی جوینی]] [[امام الحرمین]] استاد غزالی نقل می‌کند و با [[تعجب]] می‌گوید: در [[بغداد]] در دست کتابفروشی کتابی دیدم که [[روایات]] خبر غدیر خم را گردآوری کرده و بر آن نوشته شده بود: جلد بیست و هشتم از طرق سخن [[رسول خدا]]{{صل}}: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ‌}} و بعد از این جلد بیست و نهم آن خواهد آمد».&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید محمد مرتضوی|مرتضوی، سید محمد]]، [[آیات ولایت در قرآن ج۱ (کتاب)|آیات ولایت در قرآن ج۱]]، ص ۲۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کاربرد واژه «ولی» درباره [[امام علی]]{{ع}} در [[روایات]]==&lt;br /&gt;
[[رسول خدا]]{{صل}} در روایات فراوانی واژه «ولی» را در [[شأن امام علی]]{{ع}} به کار برد. این روایات که در بسیاری از منابع [[فریقین]] وارد شده [[متواتر]] بوده و مؤید [[استدلال]] [[شیعه]] است. این روایات به روشنی بر دو مطلب تأکید دارند:&lt;br /&gt;
۱. اطلاق کلمه «ولی» بر علی{{ع}} و [[تفسیر]] و تبیین آن از سوی رسول خدا{{صل}}.&lt;br /&gt;
٢. دلالت واژه «ولی» بر [[جانشینی]] و [[ولایت]].&lt;br /&gt;
برخی از این [[احادیث]] به نقل از کتاب [[ارزشمند]] المراجعات از این قرارند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[حدیث]] [[ابن عباس]]===&lt;br /&gt;
ابن عباس نقل می‌کند که رسول خدا{{صل}} به امام علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي‌}}&amp;lt;ref&amp;gt;جهت اطلاع از منابع فراوان [[عامه]] در نقل این حدیث و نیز طرق گوناگون آن:&lt;br /&gt;
ر.ک: [[احقاق الحق]]، ج۴، ص۷۹ و ۹۹ و ۱۳۵ - ۱۳۹ و ۲۲۷ و ۳۳۰ و ۳۵۸ و ۳۵۹ و ۳۸۷؛ ج۱۵، ص۹۲-۱۱۳؛ ملحقات احقاق الحق، ج۲۰، ص۳۴۸-۳۶۲؛ ج۲۲، ص۱۹۲ و ۱۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «تو ولی تمام [[مؤمنان]] پس از من خواهی بود».&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حدیث [[عمران]]===&lt;br /&gt;
«چهار تن علیه علی هم‌پیمان شدند و از او به [[پیامبر]]{{صل}} [[شکایت]] کردند. پیامبر{{صل}} [[خشمگین]] شد و در حالی که [[خشم]] در چهره‌اش نمایان بود. فرمود: {{متن حدیث|مَا تُرِيدُونَ مِنْ عَلِيٍّ مَا تُرِيدُونَ مِنْ عَلِيٍّ إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي}}&amp;lt;ref&amp;gt;احقاق الحق، ج۴، ص۷۹ و ۹۹ و ۱۳۵ - ۱۳۹ و ۲۲۷ و ۳۳۰ و ۳۵۸ و ۳۵۹ و ۳۸۷؛ ج۱۵، ص۹۲-۱۱۳؛ ملحقات احقاق الحق، ج۲۰، ص۳۴۸-۳۶۲؛ ج۲۲، ص۱۹۲ و ۱۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «از علی{{ع}} چه می‌خواهید؟ علی{{ع}} از من است و من از او هستم او ولی همه مؤمنان پس از من خواهد بود».&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حدیث [[بریده]]===&lt;br /&gt;
«بریده» نقل می‌کند که رسول خدا{{صل}} به وی فرمود:&lt;br /&gt;
{{متن حدیث|لَا تَقَعْ فِي عَلِيٍّ فَإِنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدِي}}؛ «نسبت به علی{{ع}} بد مگو که او از من است و من از اویم و او «ولی» شما پس از من است»&amp;lt;ref&amp;gt;احقاق الحق، ج۴، ص۷۹ و ۹۹ و ۱۳۵ - ۱۳۹ و ۲۲۷ و ۳۳۰ و ۳۵۸ و ۳۵۹ و ۳۸۷؛ ج۱۵، ص۹۲-۱۱۳؛ ملحقات احقاق الحق، ج۲۰، ص۳۴۸-۳۶۲؛ ج۲۲، ص۱۹۲ و ۱۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
این [[حدیث]] را بسیاری از اعلام [[مفاخر]] [[عامه]] با اندک اختلافی در تعبیر در کتاب‌های خود نقل کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;احقاق الحق، ج۴، ص۷۹ و ۹۹ و ۱۳۵ - ۱۳۹ و ۲۲۷ و ۳۳۰ و ۳۵۸ و ۳۵۹ و ۳۸۷؛ ج۱۵، ص۹۲-۱۱۳؛ ملحقات احقاق الحق، ج۲۰، ص۳۴۸-۳۶۲؛ ج۲۲، ص۱۹۲ و ۱۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
صاحب کتاب المراجعات پس از بیان این حدیث می‌نویسد:&lt;br /&gt;
«این حدیث، تردیدی در صدورش نیست و طرق نقل آن تا «[[بریده]]» زیاد است و همه طرق آن معتبر است»&amp;lt;ref&amp;gt;عبدالحسین شرف الدین الموسوی، المراجعات، ص۲۲۵ (المراجعة ۳۶).&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حدیث خصائص دهگانه===&lt;br /&gt;
ابن عباس حدیث بس گران‌بهایی را از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل می‌کند که در آن ده ویژگی و امتیاز برای علی{{ع}} آمده است از جمله رسول خدا{{صل}} به [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي‌}}&amp;lt;ref&amp;gt;عبدالحسین شرف الدین الموسوی، المراجعات، ص۲۲۵ (المراجعة ۳۶).&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «تو «ولی» تمام [[مؤمنان]] پس از من خواهی بود».&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===حدیث [[ابن ابی عاصم]]===&lt;br /&gt;
رسول خدا{{صل}} بارها واژه «[[مولی]]» را درباره [[امام علی]]{{ع}}به کار برد. از جمله ابن ابی عاصم به طور مرفوعه از علی{{ع}} نقل کرده که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود:&lt;br /&gt;
{{متن حدیث|أَ لَسْتُ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ قالوا: بلی، قال: من کنت ولیه فهو ولیه}}&amp;lt;ref&amp;gt;این حدیث با اختلافات اندکی در تعبیر و با طرق گوناگون در بسیاری از منابع عامه آمده است. برای اطلاع ر.ک: احقاق الحق، ج۴، ص۳۴۷ و ج۶، ص۳۶۹-۳۸۰ و ج۱۶، ص۵۷۷ و ۵۷۸، ج۱۷، ص۳۲۵ و ملحقات احقاق الحق، ج۲۰، ۳۵۳ و ۳۵۶ و ج۲۱، ص۳۹۸ و ج۲۲، ص۱۲۴- ۱۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و&amp;lt;ref&amp;gt;المراجعات، ص۲۲۶ (نامه ۳۶).&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «آیا من نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم؟ گفتند بله! فرمود: هر کس من ولی او هستم علی ولی او است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده المراجعات [[احادیث]] دیگری را در این زمینه به نقل از علی{{ع}} و «وهب» نقل کرده و می‌نویسد: «[[اخبار صحیح]] ما که در این زمینه از [[ائمه اطهار]]{{عم}} رسیده [[متواتر]] است»&amp;lt;ref&amp;gt;المراجعات، ص۲۲۶ (نامه ۳۶).&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حدیث متواتر]] «[[غدیر]]» که [[مورد اتفاق]] [[فریقین]] می‌باشد از محکم‌ترین ادله‌ای است که در این باره می‌توان ارائه کرد این [[حدیث]] از طرق متعدد نقل شده است که [[رسول خدا]]{{صل}} در جریان [[حجة الوداع]] و در مکانی به نام [[غدیرخم]] در میان هزاران [[حاجی]] [[خطبه]] ایراد کرد و فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ‌}}&amp;lt;ref&amp;gt;المراجعات، ص۲۲۶ (نامه ۳۶).&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «هر کس من مولای او هستم علی نیز مولای اوست».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[ابن حجر عسقلانی]]» در کتاب [[الصواعق المحرقه (کتاب)|الصواعق المحرقه]] در [[شبهه]] یازدهم به نقل از «[[طبرانی]]» چنین نقل می‌کند که [[عمر]] و [[ابوبکر]] در آن واقعه و پس از [[سخنرانی]] رسول خدا{{صل}} به [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} گفتند:&lt;br /&gt;
{{عربی|امسيت يا ابن ابي طالب مولى كل مؤمن و مؤمنة}}&amp;lt;ref&amp;gt;احمد بن حجر الهیثمی، الصواعق المحرقه، ص۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «ای پسر [[ابی طالب]]: در حالی [[روز]] را به شب بردی که مولای تمام [[زنان]] و مردان [[مؤمن]] شدی».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به آنچه بیان گشت [[روایات]] یاد شده در معرفی مصداق «ولی» با [[آیه شریفه]] هماهنگ بوده و در تبیین و [[تفسیر آیه ولایت]] مؤثر و کارآمد می‌باشند. این مجموعه از [[احادیث]] مؤید [[استدلال]] [[شیعه]] به [[آیه]] یاد شده است.&lt;br /&gt;
با این وجود برخی از بزرگان [[عامه]] مانند: نویسنده [[تفسیر المنار]]، اشکال‌ها و شبهه‌هایی را بر این استدلال طرح کرده‌اند که در ادامه بدان پرداخته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آیه ولایت==&lt;br /&gt;
در منابع [[شیعی]] روایاتی دیده می‌شود که برخی از آنها نیز با [[سند صحیح]] می‌گوید [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[آیات ولایت]] را [[تفسیر]] کردند و از جمله موارد آن در [[غدیر خم]] بود؛ زیرا این [[آیات]] با مسئله [[غدیرخم]] گره خورده‌اند و آنچه [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} در [[غدیر]] [[مأمور]] به [[ابلاغ]] آن شدند، تفسیر همین «[[ولایتی]]» بود که [[خداوند]] در آیات ولایت بر [[حضرت]] نازل کرده بود. از جمله این [[روایات]]، روایتی است از [[ابوجعفر]] [[کلینی]] (م ۳۲۸ یا ۳۲۹ه. ق) با سند صحیح از زرارة، [[فضیل بن یسار]]، [[بکیر بن اعین]]، [[محمد بن مسلم]]، [[برید بن معاویه]] و [[أبی الجارود]] که همگی از [[امام باقر]]{{ع}} چنین نقل می‌کنند:&lt;br /&gt;
{{متن حدیث|أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَسُولَهُ بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ- {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; وَ فَرَضَ وَلَايَةَ أُولِي الْأَمْرِ فَلَمْ يَدْرُوا مَا هِيَ فَأَمَرَ اللَّهُ مُحَمَّداً{{صل}} أَنْ يُفَسِّرَ لَهُمُ الْوَلَايَةَ كَمَا فَسَّرَ لَهُمُ الصَّلَاةَ وَ الزَّكَاةَ وَ الصَّوْمَ وَ الْحَجَّ فَلَمَّا أَتَاهُ ذَلِكَ مِنَ اللَّهِ ضَاقَ بِذَلِكَ صَدْرُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ تَخَوَّفَ أَنْ يَرْتَدُّوا عَنْ دِينِهِمْ وَ أَنْ يُكَذِّبُوهُ فَضَاقَ صَدْرُهُ وَ رَاجَعَ رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ- {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ فَقَامَ بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ{{ع}} يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ فَنَادَى الصَّلَاةَ جَامِعَةً وَ أَمَرَ النَّاسَ أَنْ يُبَلِّغَ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ}}؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند، پیامبرش را به [[ولایت علی]]{{ع}} [[فرمان]] داد و بر او چنین نازل کرد: «تنها ولی شما [[خدا]] و [[رسول]] و مؤمنانی هستند که [[نماز]] به پا می‌دارند و در [[رکوع]] [[زکات]] می‌دهند و [نیز] [[خداوند]] [[ولایت اولی الامر]] را [[واجب]] کرد؛ آنان از [[حقیقت]] [[ولایت]] [[آگاه]] نبودند، پس خداوند به محمد{{صل}} فرمان داد ولایت را برای آنان [[تفسیر]] کند همان‌گونه که [[[احکام]]] نماز، زکات، [[روزه]] و [[حج]] را تفسیر می‌کند. چون این فرمان رسید، [[حضرت]] دلتنگ شد و نگران بود که نکند [[مردم]] از دینشان برگردند و ایشان را [[تکذیب]] کنند. حضرت با چنین دلتنگی‌ای، به پروردگارش [[رجوع]] کرد [و چاره خواست]؛ آنگاه خداوند چنین [[وحی]] فرستاد: «ای رسول، آنچه را بر تو نازل شد، [[ابلاغ]] کن که اگر نکنی، [[رسالت]] آن را انجام نداده‌ای و خدا تو را از [[[شر]]] مردم نگه می‌دارد.»... پس حضرت به [[فرمان خدا]] امر ولایت را آشکار ساخت و به معرفی ولایت علی{{ع}} در [[روز غدیر خم]] پرداخت و... به مردم فرمان داد تا حاضران آن را به اطلاع غایبان برسانند»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، کتاب الحجة، باب {{عربی|ما نص الله عزوجل و رسوله على الأئمة{{عم}} واحدا واحدا}}، ج۱، ص۲۸۹، رقم حدیث ۴ و ص۲۹۰، رقم حدیث ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به همین معنا روایاتی از [[عیاشی]] ([[محمد بن مسعود]]، م. ۳۲۰ه. ق) از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که چنین می‌فرماید:&lt;br /&gt;
چون [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ...}} نازل شد، بر [[پیامبر خدا]]{{صل}} گران آمد و نگران بودند [[قریش]] ایشان را تکذیب کنند؛ پس خداوند چنین نازل کرد: {{متن قرآن|أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ آنگاه حضرت در روز غدیر خم به این امر پرداخت و آن را ابلاغ کرد»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر العیاشی، ج۲، ص۵۸، رقم حدیث ۱۳۰۳، ۱۲۹۷ و ۱۳۰۰ و نیز به همین معنا از امام هادی{{ع}}، ر.ک: طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۸۷، رقم ۳۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از [[آیات قرآن]] نیز می‌توان شواهدی بر این پیوند (پیوند مسئله [[غدیرخم]] با [[آیه ولایت]]) و [[نگرانی]] [[حضرت]] از [[ابلاغ]] آن را یافت (که در بحث «[[آیه تبلیغ]]» به تفصیل مطرح خواهد شد). در [[احادیث اهل سنت]] نیز به برخی از این شواهد اشاره شده است؛ از جمله [[حدیثی]] که [[طبرانی]] ([[حافظ سلیمان بن احمد الطبرانی]]، م. ۳۶۰ه. ق) با سند خود از «[[عمار بن یاسر]]» نقل می‌کند:&lt;br /&gt;
«[[حضرت رسول]]{{صل}} پس از [[نزول آیه]] [[[ولایت]]] آن را قرائت کرد و سپس فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ‌}}&amp;lt;ref&amp;gt;طبرانی، المعجم الاوسط، ج۷، ص۱۲۰، رقم ۶۲۲۸، حموئی. فرائد السمطین، ج۱، ص۱۹۴، ح۱۵۳؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۵ به نقل از ابن مردویه.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدیثی دیگر به نقل از حسن بن ابی طاهر جاوایی (م، [[قرن ششم]]) است که با سند خود از [[اهل سنت]] از [[زید بن ارقم]] از [[رسول خدا]]{{صل}} در [[خطبه غدیر]] چنین نقل می‌کنند:&lt;br /&gt;
«ای [[مردم]]، [[علی بن ابی طالب]] ولی شما پس از [[خدا]] و [[رسول]] او است...؛ [[خداوند]] در این باره چنین نازل کرده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا...}}&amp;lt;ref&amp;gt;به نقل از: ابن طاووس، التحصین لأسرار ما زاد من اخبار کتاب الیقین، ص۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[پیامبر خدا]]{{صل}} در حین [[تفسیر]] ولایت و ابلاغ رسمی [[ولایت امام علی]]{{ع}} در غدیرخم، همانند [[آیه قرآن]]، ولایت ایشان را هم‌ردیف ولایت خود قرار داد و فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ‌}}.&lt;br /&gt;
در بررسی [[تفسیر آیه]] ([[تبلیغ]]) [[عصمت]] با تفصیل و با شواهدی بیشتر از [[منابع اهل سنت]]، در این باره بحث خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی [[روایات]]، ائمة طاهرین{{عم}} نیز [[آیه]] را همانند تفسیر پیامبر خدا{{صل}}، معنا کرده‌اند؛ مانند این [[حدیث]] از [[امام صادق]]{{ع}} که می‌فرماید:&lt;br /&gt;
{{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا...}} {{متن حدیث|يَعْنِي أَوْلَى بِكُمْ أَيْ أَحَقُّ بِكُمْ وَ بِأُمُورِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَمْوَالِكُمُ‌}}؛ مراد از «ولی» در این [[آیه]] کسی است که اولی به شماست؛ یعنی سزاوارتر به شما در امور، [[جان]] و مالتان است»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۸۸، رقم حدیث ۳ و نیز: صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
* [[ولایت]]&lt;br /&gt;
* [[ولایت امام علی]]&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[آیه ولایت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «آیه ولایت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دانشنامه کلام اسلامی ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[آیه ولایت ۱ (مقاله)|آیه ولایت]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100836.jpg|22px]] [[سید محمد مرتضوی|مرتضوی، سید محمد]]، [[آیات ولایت در قرآن ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;آیات ولایت در قرآن ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010223.jpg|22px]] [[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|&#039;&#039;&#039;آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM009868.jpg|22px]] [[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آیه ولایت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>M.asgharpor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D9%87_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%87%D9%84_%D8%B3%D9%86%D8%AA&amp;diff=995410</id>
		<title>آیه ولایت از دیدگاه اهل سنت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D9%87_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%87%D9%84_%D8%B3%D9%86%D8%AA&amp;diff=995410"/>
		<updated>2022-07-11T05:18:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;M.asgharpor: /* مبانی دیدگاه سوم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{امامت}}&lt;br /&gt;
{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = آیه ولایت&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = [[آیه ولایت]]&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[آیه ولایت در قرآن]] -  [[آیه ولایت در علوم قرآنی]] - [[آیه ولایت در حدیث]] - [[آیه ولایت در کلام اسلامی]] - [[آیه ولایت در معارف و سیره رضوی]] - [[آیه ولایت از دیدگاه اهل سنت]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
==[[روایات]] متعدد [[فریقین]] و اعترافات بزرگان [[مکتب خلفا]]==&lt;br /&gt;
دو [[حدیث صحیح]] و ده‌ها [[حدیث]] در درجات دیگر [[آیه شریفه]] فرق را نقل کرده و {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا}} را بر امیرالمؤمنین علی{{ع}} تطبیق کرده‌اند:&lt;br /&gt;
[[سلمة بن کهیل]] می‌گوید: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[انگشتر]] خود را در [[نماز]] و به هنگام [[رکوع]] به سائلی داد. به خاطر این [[انفاق]] [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; در [[حق]] او نازل شد&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ الْأَشَجُّ، حَدَّثَنَا الْفَضْلُ بْنُ دُكَيْنٍ أَبُو نُعَيْمٍ الْأَحْوَلُ [عَمْرُو بْنُ حَمَّادٍ] حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ قَيْسٍ الْحَضْرَمِيُّ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ قَالَ‌: تَصَدَّقَ عَلِيٌّ بِخَاتَمِهِ وَ هُوَ رَاكِعٌ فَنَزَلَتْ: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}}}؛ تفسیر القرآن العظیم (ابن ابی حاتم)، ج۴، ص۱۱۶۲؛ الدرالمنثور، ج۳، ص۱۰۴؛ الجامع الکبیر (سیوطی)، ج۲۰، ص۶۵۴؛ البدایة و النهایة، ج۱۱، ص۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن عباس]] درباره [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌گوید: که این آیه در [[شأن]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} نازل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|وَ أَخْرَجَ عَبْدُ الرَّزَّاقِ وَ عَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ وَ ابْنُ جَرِيرٍ وَ أَبُو الشَّيْخِ وَ ابْنُ مَرْدَوَيْهِ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي قَوْلِهِ: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ}} الْآيَةَ قَالَ نَزَلَتْ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}}}؛ تفسیر قرآن العظیم (ابن ابی حاتم)، ج۳، ص۱۰۵؛ الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۵؛ تفسیر البغوی، ج۳،‌ص ۷۳؛ تفسیر الطبری، ج۱، ۴۲۶؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۱۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن تیمیه]] از رأس و ریشه [[وهابیت]] که در [[تعصب]] کم‌نظیر است، [[نزول]] این [[آیه]] را در [[حق]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[انکار]] می‌کند و می‌گوید: [[اجماع]] [[اهل]] [[علم]] و [[محدثین]] بر این است که این آیه در [[حق علی]]{{ع}} نازل نشده است&amp;lt;ref&amp;gt;منهاج السنة النبویة، ج۲، ص۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. یا در جای دیگر می‌گوید: اهل علم اجماع دارند که این آیه در حق علی{{ع}} نازل نشده و داستان اعطای [[انگشتر]] از دروغ‌های ساختگی است&amp;lt;ref&amp;gt;منهاج السنة النبویة، ج۷، ص۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چگونه [[ابن تیمیه]] ادعای اجماع می‌کند در حالی که این حادثه توسط بسیاری از محدثین و علمای [[مکتب خلافت]] نقل شده است به نحوی که کثرت نقل‌ها و تعدد طرق آن یقین‌آور خواهد بود: [[حاکم نیشابوری]] روایتی را از امیرالمؤمنین{{ع}} نقل می‌کند که وقتی این آیه ([[آیه ولایت]]) نازل شد، [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} وارد [[مسجد]] شد و دید بعضی از [[مردم]] در حال [[رکوع]] و بعضی در حال [[قیام]] و مشغول [[نماز]] هستند و [[حضرت]] با سائلی مواجه شد و [[پیامبر]] سؤال کرد: آیا کسی به تو چیزی داد؟ گفت: بله این مردی که در حال رکوع است و اشاره کرد به امیرالمؤمنین{{ع}} و گفت: این مرد به من انگشترش را اعطاء کرد&amp;lt;ref&amp;gt;معرفة علوم الحدیث، ص۱۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. «جصاص» که از [[مفسران]] نامی [[اهل سنت]] است می‌گوید: این آیه در [[شأن]] [[علی بن ابی طالب]]، آن زمانی که در حال رکوع انگشتر خود را به [[فقیر]] [[صدقه]] داد نازل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;احکام القرآن (جصاص)، ج۴، ص۱۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«واحدی» که به گفته خود ملتزم است فقط [[روایات صحیح]] را نقل کند، می‌گوید: پیامبر به مسجد آمد و دید که مردم در حال رکوع و قیام هستند و سائلی را [[مشاهده]] کرد و از او سؤال کرد: کسی به تو چیزی داد؟ [[سائل]] گفت: یک انگشتر. پیامبر فرمود: چه کسی آن را به تو داد؟ جواب داد: این مردی که ایستاده است و با دست خود به علی{{ع}} اشاره کرد. [[رسول خدا]]{{صل}} سؤال کرد: در چه حالی آن را به شما بخشید؟ گفت: در حال رکوع. بعد از این سخن [[رسول خدا]]{{صل}} [[تکبیر]] گفت&amp;lt;ref&amp;gt;اسباب النزول (واحدی)، ص۲۰۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. سپس به نقل از کلبی می‌گوید: آخر [[آیه]] در [[شأن]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نازل شده است&amp;lt;ref&amp;gt;اسباب النزول (واحدی)، ص۱۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[سیوطی]]» نیز در «لباب النقول» می‌گوید: این آیه در [[حق علی]]{{ع}} نازل شده است و [[ابن مردویه]] از [[ابن عباس]] نقل کرده است و [[ابن جریر طبری]] از [[مجاهد]] نقل کرده است و [[ابن ابی حاتم]] از [[سلمه بن کهیل]] نقل کرده است سپس سیوطی در ادامه می‌گوید: این [[روایات]] همگی شواهدی است که برخی از آنها برخی دیگر را [[تأیید]] و تقویت می‌کنند&amp;lt;ref&amp;gt;لباب النقول (سیوطی)، ص۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[حقیقت]] سیوطی می‌گوید این روایات با توجه به سندهای متعدد، یکدیگر را تقویت می‌کنند و قطعاً این آیه در [[حق]] امیرالمؤمنین{{ع}} نازل شده است و نمی‌توان [[انکار]] کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن ابی حاتم نیز که از [[مشایخ]] «[[بخاری]]» است در تفسیرش از [[ابی سعید اشج]] از [[فضل بن دکین]] از [[ابونعیم]] احول از [[موسی بن قیس حضرمی]] از [[سلمة بن کهیل]] نقل می‌کند: امیرالمؤمنین{{ع}} انگشترش را در حال [[رکوع]] [[صدقه]] داد و این آیه نازل شد&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر القرآن العظیم (ابن ابی حاتم)، ج۴، ص۱۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. حال با وجود این [[احادیث]] که از بزرگان [[تفسیر]] و [[حدیث]] در [[مکتب خلافت]] آمده است، [[ابن تیمیه]] چگونه ادعای [[اجماع]] بر خلاف آن می‌کند و می‌گوید: {{عربی|و جمهور الأمة لم تسمع هذا الخبر}}: یعنی چنین روایتی به [[گوش]] [[امت اسلامی]] نرسیده است؟&amp;lt;ref&amp;gt;منهاج السنة النبویة، ج۷، ص۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۳۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بررسی یک اشکال ادبی==&lt;br /&gt;
برخی اشکال کرده‌اند که موصول‌ها و [[افعال]] و ضمیرهای به کار رفته در آیه به صورت جمع‌اند مانند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا}} و {{متن قرآن|الَّذِينَ يُقِيمُونَ}} و {{متن قرآن|يُؤْتُونَ}} و {{متن قرآن|وَهُمْ رَاكِعُونَ}} با این حال چگونه می‌توان این آیه را تنها بر یک فرد تطبیق داد؟&amp;lt;ref&amp;gt;منهاج السنة النبویة، ج۲، ص۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در جواب باید گفت استعمال لفظ جمع بر شخص واحد، در کثیری از [[آیات قرآن]] وجود دارد؛ چراکه [[قرآن]] کتاب [[قانون]] است و این یک سبک و [[سیاق]] [[قرآنی]] است که گاهی یک حادثه و واقعه را به صورت یک [[قانون]] کلی بیان می‌کند. در واقع می‌خواهد یک امر [[پسندیده]] گسترش یابد و همه از آن [[پیروی]] کنند در ادامه به آیاتی اشاره می‌شود که با لفظ جمع آمده اما تنها یک مصداق داشته است:&lt;br /&gt;
در [[آیه]] {{متن قرآن|يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد» سوره مائده، آیه ۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; گوینده این حرف به اعتراف همه [[مفسران]] و [[مورخان]] یک نفر یعنی [[عبدالله بن ابی]]، ([[رئیس]] [[منافقان]]) بوده است، ولی به صورت جمع آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر الطبری، ج۱۰، ص۴۰۳؛ تفسیر قرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۳، ص۱۲۱؛ تفسیر البغوی، ج۳، ص۶۸؛ تفسیر الثعلبی، ج۴، ص۷۶؛ تفسیر البحر المحیط، ج۴، ص۲۹۴؛ التفسیر الکبیر (رازی)، ج۱۲، ص۳۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آیه {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«از تو می‌پرسند: چه چیزی را ببخشند؟» سوره بقره، آیه ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; کلمه {{متن قرآن|يَسْأَلُونَ}} به صورت جمع آمده در حالی که پرسش‌گر یک نفر به نام [[عمرو بن جموح]] بوده است&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر البحر المحیط، ج۲، ص۳۷۶؛ تفسیر الثعلبی، ج۲، ص۱۳۶؛ تفسیر القرطبی، ج۳، ص۳۶؛ الکشاف (زمخشری)، ج۱، ص۲۵۷؛ التفسیر الکبیر (رازی)، ج۶، ص۳۸۱؛ تفسیر البیضاوی، ج۱، ص۱۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آیه {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما هم‌داستان شده‌اند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; که به [[اجماع]] همه مفسران و [[محدثان]]، قائل این سخن [[نعیم بن مسعود اشجعی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر البحر المحیط، ج۳، ص۴۳۶؛ تفسیر البیضاوی، ج۲، ص۴۹؛ تفسیر القرطبی، ج۴، ص۲۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[زمخشری]] در «[[کشاف]]» می‌گوید: دلیل بر جمع آمدن صیغه‌ها و ضمائر در [[آیه ولایت]]، [[ترغیب]] و تحریص [[مؤمنان]] به [[برّ]] و [[احسان]] و [[انفاق]] به [[فقرا]] است. و اینکه دیگران نیز یاد بگیرند تا [[اعمال]] خیر را به تأخیر نیاندازند تا آنجا که در [[رکوع]] نیز [[کمک به نیازمند]] را ترک نکنند&amp;lt;ref&amp;gt;الکشاف (زمخشری)، ج۱، ص۶۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. شاید کسی بپرسد چرا نام [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به طور مشخص در [[آیه]] نیامده است؟ باید در جواب گفت اگر [[اسم امام]] در این آیه و [[آیات]] دیگر [[قرآن]] می‌آمد، هیچ بعید نبود و این امکان کاملاً قابل طرح بود که [[منافقان]] و بدخواهان و همه کسانی که بعدها در دستگاه [[اموی]] به [[جعل]] [[احادیث نبوی]] و حذف نام امیرالمؤمنین{{ع}} می‌کوشیدند، [[اقدام]] به حذف نام ایشان می‌کردند و همین امر، منجر به [[تحریف قرآن]] می‌شد و همان بلایی که بر سر [[روایات پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} آوردند را بر سر قرآن می‌آوردند و این سند اصلی اسلام را خدشه‌دار می‌کردند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک به: احادیث ام المؤمنین عائشه، ج۱، ص۳۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۳۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بررسی دیدگاه‌های [[اهل سنت]]==&lt;br /&gt;
اهل سنت سه نوع تلقی از [[آیات ولایت]] دارند و این تنوع ناشی از پذیرش [[روایات]] در مورد [[نزول]] آیات ولایت یا عدم پذیرش آن، با چگونگی الغای خصوصیت از مورد نزولشان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===گروه اول: پذیرش [[شأن نزول]] بدون الغای خصوصیت===&lt;br /&gt;
این گروه با پذیرش [[احادیث]] [[تصدق]] [[انگشتر]] از سوی [[امام علی]]{{ع}}، بدون الغای خصوصیت از آنها، آیات ولایت را تنها بر همان معنای مورد نزول حمل می‌کنند. این نوع [[تفسیر]] از [[آیه]] ریشه در عصر [[صحابه]] دارد. در بین صحابه کسی منکر نزول این [[آیات]] در حادثه تصدق انگشتر به وسیله امام علی{{ع}} نبود و کسی از آنان معنای آیه را با الغای خصوصیت از رخداد نزول آن تعمیم نداده بود. در عصر [[تابعین]] نیز این [[اندیشه]] در نزد برخی از آنان مورد پذیرش بوده است. به زودی با اسامی صحابه و تابعین در این مورد آشنا خواهید شد. از این گروه می‌توان به «[[جصاص]]» ([[ابوبکر]]، احمد رازی، م. ۳۷۰ ه. ق) اشاره کرد. وی پس از آنکه می‌گوید:&lt;br /&gt;
«از [[مجاهد]]، [[سدی]]، [[ابی جعفر]]{{ع}}، [[عتبة بن ابی حکیم]]، [[روایت]] شده که این آیه در مورد [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} در حین تصدق انگشتر در حال [[رکوع]]، نازل شده است.»...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیه را بر مورد نزول خود حمل می‌کند؛ سپس به اشکال‌هایی که در تطبیق این آیه بر مورد نزولش وجود دارد، می‌پردازد و به آنها پاسخ می‌دهد&amp;lt;ref&amp;gt;جصاص، احکام القرآن، باب العمل الیسیر فی الصلوة، ج۲، ص۵۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[الکیا الطبری]] ([[ابوالحسن علی الطبری الهراسی]]، م. ۵۰۴ ه. ق) نیز در زمره همین گروه به شمار می‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;به نقل از، قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۶، ص۲۲۱ (درباره ترجمه الکیا الطبری، ر.ک: ذهبی، میزان الاعتدال، ج۱۹، ص۳۵۰، رقم ترجمة ۲۰۷).&amp;lt;/ref&amp;gt;. اینان بر اساس مبنای خود جواز اعطای [[صدقه]] در حال [[نماز]] را از دلالت آیه استفاده کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مبانی دیدگاه اول====&lt;br /&gt;
دیدگاه اول بر یک سلسله مبانی متکی است که عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
#جمله {{متن قرآن|وَهُمْ رَاكِعُونَ}} در موضع حال برای فاعل {{متن قرآن|وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ}} است.&lt;br /&gt;
# [[صدقه]] مستحبی [[زکات]] نامیده می‌شود؛ زیرا [[امام علی]]{{ع}} [[انگشتر]] خود را به عنوان صدقه مستحبی اعطا کردند.&lt;br /&gt;
#عمل قلیل در [[نماز]] موجب بطلان آن نیست.&lt;br /&gt;
#تطبیق صیغه‌های جمع در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر یک فرد، از باب [[ترغیب]] و [[تشویق]] دیگران برای عمل به مانند او و نشان دهنده ویژگی [[مؤمنان]] است که برای [[نیکی]] و [[احسان]] و [[تفقد]] [[نیازمندان]]، سرعت به [[خرج]] می‌دهند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: جصاص، احکام القرآن، ج۲، ص۵۵۹؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۶، ص۲۲۱؛ شاید بتوان «حسن بن محمد بن حسین القمی النیشابوری» را نیز در زمره همین گروه قرار داد. وی پس از آنکه مناقشات گوناگونی بر تطبیق آیه شریفه بر مورد نزولش می‌آورد و به برخی از آنها پاسخ می‌دهد، می‌گوید: «الحق أن صحت الروایة فللآیة دلالة قویة علی عظم شأن علی{{ع}} و المناقشة فی أمثال ذلک تطویل بلا طائل.».. ر.ک: نیشابوری، تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان (هامش تفسیر طبری)، ج۶، ص۱۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی و [[نقد]] دیدگاه اول====&lt;br /&gt;
در نقد این نظریه همین مقدار کافی است که بپرسیم: چگونه می‌توان با توجه به اختصاص داشتن آیه به مورد [[نزول]] خود، [[ولایت]] را به معنای [[نصرت]] یا [[محبت]] معنا کرد؟ معنای محبت و نصرت با اختصاص داشتن مورد نزول منافات دارد. در سخن این گروه مطلبی در پاسخ به این ابهام مطرح نشده و درباره آن بحثی طرح نگردیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===گروه دوم: پذیرش [[شأن نزول]] با الغای خصوصیت===&lt;br /&gt;
این گروه با الغای خصوصیت از مورد [[نزول آیه]] درباره [[تصدق]] امام علی{{ع}} به نیازمند، به عمومیت مفاد آیه قایل شده‌اند. در [[کلام]] این گروه صراحتی در رد و [[انکار روایات]] در [[شأن نزول آیات]] نیست، بلکه گاهی با پذیرش این [[روایات]]، [[آیه]] را بر مبنای آنها نیز [[تفسیر]] می‌کنند.&lt;br /&gt;
بیشتر [[مفسران اهل سنت]] در زمره این گروه‌اند؛ از جمله «[[ابن جریر طبری]]، م. ۳۱۰ ه. ق»&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، جامع البیان فی تأویل آی القرآن، ج۶، ص۱۸۶، بنا بر احتمال دیگر، طبری در زمره گروه اول محسوب می‌شود؛ زیرا این تعبیر از او ابهام دارد که می‌گوید: {{عربی|يعني تعالى ذكره بقوله انما وليكم الله.....ليس لكم ايها المؤمنون ناصر الا الله و رسوله و المؤمنون الذي صفتهم ما ذكر تعالى ذكره...}}. و در عبارت دیگرش می‌گوید: {{عربی|... فان أهل التأويل اختلفوا في المعنى به فقال بعضهم علي بن أبي طالب و قال بعضهم عني به جميع المؤمنين}}؛ بنابراین، مشخص نیست طبری جزء کدام یک از این دو دسته است.&amp;lt;/ref&amp;gt; (بنابر یک احتمال)، «[[واحدی نیشابوری]]، م. ۴۶۸ ه. ق)»&amp;lt;ref&amp;gt;واحدی نیشابوری، الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ج۲، ص۲۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، «[[بغوی]]، م. ۵۱۶ ه. ق»&amp;lt;ref&amp;gt;بغوی، معالم التنزیل، ج۲، ص۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، «[[زمخشری]]، م. ۵۲۸ ه. ق»&amp;lt;ref&amp;gt;زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، «[[ابن عطیه اندلسی]]، م. ۵۴۱ ه. ق»&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عطیة اندلسی، المحرر الوجیز، ج۲، ص۲۰۸-۲۰۹. «درباره وفات ابن عطبه اندلسی، تاریخ ۵۴۲ و ۵۴۶ نیز گفته شده است، ر.ک: مقدمة المحرر الوجیز، ج۱، ص۲۶».&amp;lt;/ref&amp;gt;، «[[فخر رازی]]، م. ۶۰۶ ه. ق»&amp;lt;ref&amp;gt;فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۲۵ و ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، «[[قرطبی]]، م. ۶۷۱ ه. ق»&amp;lt;ref&amp;gt;قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۶، ص۲۲۱-۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، «[[نسفی]]، م. ۷۱۰ه. ق»&amp;lt;ref&amp;gt;نسفی، مدارک التنزیل و حقایق التأویل، ج۱، ص۲۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، «[[ثعالبی]]، م. ۸۷۵ ه. ق»&amp;lt;ref&amp;gt;ثعالبی، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۹۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، «[[عمادی]]، م. ۹۸۲ه. ق»&amp;lt;ref&amp;gt;عمادی، ارشاد العقل السلیم، ج۲، ص۲۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[آلوسی]]، م. ۱۳۲۷ه. ق»&amp;lt;ref&amp;gt;آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و....&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از این [[مفسران]] تصریح دارند که این دیدگاه قول [[جمهور]] مفسران اهل سنت است&amp;lt;ref&amp;gt;مانند، بغوی. معالم التنزیل، ج۲، ص۴۷ و نیز: ابن عطیه اندلسی، المحرر الوجیز. ج۲، ص۲۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مبانی دیدگاه گروه دوم====&lt;br /&gt;
مبانی دیدگاه دوم عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
# [[ولایت]] در آیه به معنای [[نصرت]] و یا [[محبت]] است.&lt;br /&gt;
#{{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ...}} بر هر مؤمنی [[صدق]] می‌کند و هر مؤمنی ولی [[مؤمن]] دیگر است همانند این [[آیه]] که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ...}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند» سوره توبه، آیه ۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#خصوصیات نامیده شده در آیه برای تمییز [[مؤمنان]] از [[منافقان]] است&amp;lt;ref&amp;gt;فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۲۶ و دیگران.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ زیرا منافقان بر [[نماز]] [[مداومت]] ندارند؛ همان‌گونه که [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|...يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند و (اینان) چون به نماز ایستند با گران‌جانی می‌ایستند، برابر مردم ریا می‌ورزند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس اوصاف در [[آیات ولایت]] بر همه مؤمنان [[واقعی]] صدق می‌کند.&lt;br /&gt;
#در فراز {{متن قرآن|...وَهُمْ رَاكِعُونَ}} چند احتمال وجود دارد:&lt;br /&gt;
##به معنای {{عربی|و هم خاضعون}}؛ [[خاضع]] در برابر تمام امرها و نهی‌های [[خداوند]] و یا در حال اعطای [[زکات]]، خاضع‌اند و بر [[نیازمندان]] [[تکبر]] نمی‌ورزند&amp;lt;ref&amp;gt;شوکانی، فتح القدیر، ج۲، ص۵۱ و دیگران.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
##مراد از [[رکوع]] همان رکوع اصطلاحی است؛ یعنی از ویژگی‌های مؤمنان برپا داشتن نماز است که مشتمل بر رکوع نیز هست، لیکن بیان آن در آیه، برای [[شرافت]] و اهمیت دادن به رکوع می‌باشد.&lt;br /&gt;
## [[صحابه]] در هنگام [[نزول آیه]] در حالت‌های گوناگون بودند؛ گروهی نماز را به پایان برده، گروهی از نیازمندان [[دستگیری]] می‌کردند، و گروهی در حال رکوع نماز بودند. این حالت‌های گوناگون باعث شد آیه به تمام آنان اشاره کند&amp;lt;ref&amp;gt;فخر رازی، مفتایح الغیب، ج۱۲، ص۲۶ و دیگران.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی و [[نقد]] دیدگاه گروه دوم====&lt;br /&gt;
این دیدگاه ریشه [[نبوی]] ندارد و از صحابه نیز چنین معنایی - تعمیم در [[آیه ولایت]] و الغای خصوصیت از رخداد [[نزول]] آن - برای آیه نشده است. البته برخی مانند [[ابن تیمیه]] به [[ابن عباس]] چنین نسبتی می‌دهد، ولی این نسبت پنداری بیش نیست و در نقد دیدگاه‌های وی خواهد آمد) نقطه آغاز چنین معنایی از دوره [[تابعین]] است. برخی از آنان بدون آنکه اختصاص [[نزول آیه]] به [[امام علی]]{{ع}} را [[انکار]] کنند، آن را با الغای خصوصیت، تعمیم داده، این [[ولایت]] را نسبت به هر مؤمنی ادعا کرده‌اند؛ از جمله «[[سدی]]» ([[اسماعیل بن عبدالرحمن]] از تابعین، م. ۱۲۷ه. ق)&amp;lt;ref&amp;gt;درباره ترجمه «سدی» ر.ک: ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۵، ص۲۶۴ رقم ترجمة ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; که می‌گوید:&lt;br /&gt;
{{عربی|هؤلاء جميع المؤمنين و لكن علي بن ابي طالب مر به سائل و هو راكع في المسجد فأعطاه خاتمه}}؛ «مراد [از [[مؤمنان]] در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ...}} همه مؤمنان‌اند؛ لیکن [[علی بن أبی طالب]]{{ع}} در [[مسجد]] در حال [[رکوع]]، [[انگشتر]] خود را به نیازمند بخشید»&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، جامع البیان، ج۶، ص۱۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باز این خبر در [[منابع اهل سنت]] از [[عبدالملک بن ابی سلیمان]] به نقل از [[امام باقر]]{{ع}}، رسیده که در آن آمده است: از [[ابوجعفر]] درباره {{متن قرآن|...الَّذِينَ آمَنُوا...}} پرسیدم، [[حضرت]] فرمود: «مؤمنان مرادند. گفتم: [[مردم]] می‌گویند این آیه درباره علی{{ع}} نازل شده است. [[حضرت]] فرمود: علی{{ع}} از مؤمنان است»&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، جامع البیان، ج۶، ص۱۸۶؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۶. وی از عبد بن حمید و ابن المنذر (علی بن المنذر، م. ۲۵۶) این حدیث را نقل کرده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بغوی]] نیز در تفسیرش این قول را به جویبر به [[ضحاک]] ([[الضحاک بن مزاحم]] از تابعین، م. ۱۰۶ق)&amp;lt;ref&amp;gt;درباره ترجمه «ضحاک» ر.ک؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۵۹۸ رقم ترجمه ۲۳۸، وی در دیدگاه برخی بزرگان رجال شناس ضعیف قملداد شده است.&amp;lt;/ref&amp;gt; نسبت می‌دهد. وی نیز گفته است مراد از {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا...}} تمام مؤمنان هستند که بر یکدیگر ولایت دارند&amp;lt;ref&amp;gt;بغوی، معالم التنزیل، ج۲، ص۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منابع [[فریقین]] فرد دیگری از تابعین که قایل به چنین تعمیمی در آیه باشد، وجود ندارد. [[حدیث]] منقول از امام باقر{{ع}} نیز چند اشکال دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولاً: خبری واحد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانیاً: با احادیثی متعدد از [[اهل بیت]] از جمله خود امام باقر{{ع}} که این [[آیات]] را تنها و تنها در مورد [[امام علی]]{{ع}} می‌دانند (و پیش از این در بررسی دیدگاه [[شیعه]]، در تحلیل برون متنی، ملاحظه کردید)، منافات دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثالثاً: [[عبدالملک بن ابی سلیمان]] تنها [[راوی]] این [[حدیث]]، از [[راویان]] [[امام باقر]]{{ع}} به شمار نمی‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رابعاً: [[روایت]] ابهام دارد. این ابهام از آن جاست که مراد از [[مؤمنان]] در [[کلام امام]] روشن نیست که آیا همه مؤمنان را می‌گویند یا مراد از آنان، طبق [[روایات]] در [[منابع شیعه]]، کسی جز خود [[ائمه اهل بیت]] نیستند. بر اساس برخی [[روایات شیعه]]: ائمه اهل بیت{{عم}} نیز از مصادیق این آیه‌اند. مفاد برخی از روایات نیز دلالت دارد که سایر [[ائمه]] نیز به این [[شرف]] نایل شده‌اند که در حال [[رکوع]] [[نماز]] [[انگشتر]] خود را به نیازمند، اعطا کنند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: تفسیر العیاشی، ج۲، ص۵۶، ح۱۲۹۸ و ص۵۸، ح۱۳۰۲ و نیز ر.ک: کلینی، الکافی، کتاب الحجة، باب ما نص الله عز و جل و رسوله علی الائمة{{عم}} واحدا واحدا، ج۱، ص۲۸۸، ح۳؛ شیخ مفید، الاختصاص، ص۲۷۷ و نیز بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۷۹ و ۴۸۰، ح۲ و ۳ و ۴ و مجلسی، بحارالانوار، ج۳۵، ص۱۰۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ در این صورت [[آیه]] در معنای تأویلی خود (در برابر معنای تنزیلی) بر آنان منطبق می‌شود و واژه «[[ولایت]]» نیز به همان معنای [[مدبر]] و أولی به [[تصرف]] خواهد برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهر [[کلام]] «[[سدی]]» و «[[ضحاک]]» نشان می‌دهد که آنان [[تفسیر]] خود را از آیه بیان می‌کنند، بدون آنکه استناد به [[حدیثی]] [[مأثور]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و یا قول [[صحابه]] باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه باید بر آن تأکید کنیم، این است که هرگز نمی‌توان در خصوص این آیه از [[شأن نزول]] آن الغای خصوصیت کرد و سپس ولایت را به همه مؤمنان تعمیم داد و به عبارت دیگر، در خصوص آیه مورد بحث یا باید به طور کلی از روایات درباره [[شأن نزول آیه]] [[چشم]] پوشید و یا اگر به آنها ملتزم می‌شویم، نمی‌توانیم از شأن نزول آیه الغای خصوصیت کنیم و ولایت را به همه [[مؤمنان]] تعمیم دهیم؛ زیرا با [[التزام]] به [[روایات]]، مؤمنان در افرادی خاص منحصر می‌شوند، [[رکوع]] در معنای هیئت [[خاصه]] در [[نماز]] و [[زکات]] به [[صدقه]] (در یک احتمال) معنا می‌شوند و این معنا با تعمیم [[آیه]] ناسازگار خواهد بود که در آن [[ولایت]]، همگانی برای همه مؤمنان و رکوع به معنای [[خضوع]] می‌باشد. و [[اراده]] هر دو معنا از «ولایت» و از «رکوع»، استعمال لفظ در اکثر از یک معنا و غیر قابل پذیرش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین، باید دید این گروه با این روایات که هرگز قصد [[نفی]] و [[انکار]] آنها را ندارند، چه می‌کنند. آنان ناگزیر از دو راه‌اند:&lt;br /&gt;
# [[آیه شریفه]] را با توجه به این روایات [[تفسیر]] کنند، بدون آنکه از این روایات الغای خصوصیت نمایند؛ در این صورت به دیدگاه [[شیعه]] در تفسیر این آیه می‌پیوندند؛ زیرا نمی‌توان با اختصاصی بودن این [[آیات]] به مورد [[نزول]]، ولایت را به معنای [[محبت]] یا [[نصرت]] معنا کرد.&lt;br /&gt;
#مفاد این روایات را بپذیرند و از آنها الغای خصوصیت کنند که در این صورت، تنها مؤمنانی که در حال رکوع (به همان معنای اصلی هیئت خم شدن در نماز که مطابق با معنای لغوی و مد نظر روایات است) زکات می‌دهند، [[یاور]] و [[دوستدار]] یکدیگر می‌شوند. در این فرض، تعداد مؤمنانی که یاور و دوستدار یکدیگرند، بسیار اندک خواهند بود و افزون بر آن، این پیامد با آیه ۷۱ [[سوره توبه]] یعنی {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ...}} که همه مؤمنان را ولی یکدیگر می‌داند و مورد [[استشهاد]] این گروه در تفسیر [[آیات ولایت]] است، همسان نخواهد بود. در عالم واقع نیز چنین امری (جز موارد بسیار نادر) به وقوع نمی‌پیوندد جز آنکه بگوییم: باز نمی‌توان گفت: آیات ولایت بدون هیچ [[شأن]] نزولی پیش از حادثه [[تصدق]] [[انگشتر]]، به وسیله [[امام علی]]{{ع}} نازل شده و مراد از ولایت نیز [[دوستی]] و [[یاری]] تمام مؤمنان با یکدیگر است و پس از تصدق انگشتر بر این حادثه تطبیق شده است؛ زیرا این نظریه با [[روایات]] [[شأن نزول آیات]] [[ولایت]] مخالف است که می‌گوید [[آیات]] در پی [[تصدق]] [[انگشتر]] نازل شده‌اند و هیچ کس هم این معنا را برای این آیات و روایات مربوط به آنها، نگفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاصل آنکه این اشکالی اساسی در برابر دیدگاه این گروه است که چگونه می‌توان آن همه [[روایت متواتر]] را پذیرفت و در عین حال معنای [[آیه]] را با الغای خصوصیت از موردش تعمیم داد؟ و اشکال‌های دیگری که در بررسی و [[نقد]] و [[شبهات]] بر دیدگاه [[شیعه]]، خواهد آمد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===گروه سوم: [[انکار]] [[شأن نزول]]===&lt;br /&gt;
این گروه مفاد آیات مذکور را عام می‌دانند و نه تنها رخداد تصدق انگشتر به وسیله [[امام علی]]{{ع}} را در [[تفسیر آیه]] دخالت نمی‌دهند، بلکه به کلی این حادثه را منکرند. این [[اندیشه]] از [[قرن هشتم]] پدید آمد و تا پیش از این قرن، کسی از [[مفسران]] و دین‌پژوهان [[اهل سنت]] با [[صراحت]] آن رخداد و روایاتش را انکار نکرده بود، هر چند در لابلای [[کلام]] برخی مفسران پیش از آن قرن، در تطبیق [[آیه شریفه]] بر این روایات مناقشه‌هایی صورت گرفته است که خواهد آمد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: ابن عطیه اندلسی، المحرر الوجیز، ج۲، ص۲۰۸ و نیز: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۲۵-۲۶. تفصیل این شبهه‌ها و اشکال‌ها در بررسی مناقشات بر استدلال شیعه خواهد آمد.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین کسی که با صراحت منکر روایات درباره شأن نزول این آیات شده است، «[[أحمد بن عبدالحلیم]]» (معروف به [[ابن تیمیه]]، م. ۷۵۸ه. ق) است. وی در نقد آرای [[حسن بن یوسف مطهر]] (معروف به [[علامه حلی]]، م. ۷۶۲ه. ق) با شدت بر این روایات خرده گرفته و ادعا می‌کند: «حادثه تصدق انگشتر به وسیله امام علی{{ع}} افسانه‌ای ساختگی است و در هیچ کتابی از کتاب‌های مورد [[اعتماد]] از [[صحاح]]، [[سنن]]، [[جوامع]]، معجم‌ها و کتاب‌های [[مرجع]] چنین خبری وجود ندارد!»&amp;lt;ref&amp;gt;ابن تیمیه، منهاج السنة النبویة، ج۴، ص۵، و نیز ر.ک: همو، المقدمة فی اصول التفسیر، ص۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[ابن تیمیه]] بر اساس همین ادعا، اشکال‌های متعددی را بر نحوه [[استدلال]] [[شیعه]] به این [[آیات]] مطرح کرده که ملاحظه خواهید کرد&amp;lt;ref&amp;gt;ابن تیمیه، منهاج السنة النبویة، ج۴، ص۵-۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از ابن تیمیه، [[ابن کثیر]] (م. ۷۷۴ه. ق) بر این شیوه، گام نهاده و با [[نقد]] بخشی از اسانید [[روایات]] این حادثه&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، به نقد متون این روایات می‌پردازد و می‌گوید:&lt;br /&gt;
«برخی از [[مردم]] چنین می‌پندارند که جمله {{متن قرآن|...وَهُمْ رَاكِعُونَ}} در موضع حال برای دفع [[زکات]] است، ولی اگر چنین بود، دفع زکات در حال [[رکوع]] مورد [[مدح]] و [[برتر]] از حالت‌های دیگر خواهد بود، در حالی که چنین نیست و کسی از [[دانشمندان]] [[اهل]] [[فتوا]] - تا آنجا که ما می‌شناسیم - به آن فتوا نداده است»&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شوکانی» نیز با اشاره به بخشی از آن روایات می‌نویسد:&lt;br /&gt;
«زکات دادن در حال [[نماز]] روا نیست»&amp;lt;ref&amp;gt;شوکانی، فتح القدیر، ج۲، ص۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[ذهبی]]» نیز پس از تقدیر از [[تفسیر مجمع البیان]] و مؤلف آن، [[احادیث]] متعددی که صاحب [[مجمع البیان]] از [[فریقین]] در [[شأن نزول]] این [[آیه]] آورده، ذکر می‌کند و بدون خرده‌گیری به نحوه استدلال مرحوم [[طبرسی]] تنها با این جمله بحث را پایان می‌دهد:&lt;br /&gt;
«بدون تردید این تلاش بی‌ثمر است. [[حدیث]] [[تصدق]] [[انگشتر]] از سوی [[[امام]]] علی{{ع}} در نماز که محور استدلال طبرسی است، ساختگی و بدون ریشه است و ابن تیمیه عهده‌دار رد و ابطال آن می‌باشد»&amp;lt;ref&amp;gt;ذهبی، التفسیر و المفسرون، ج۲، ص۱۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[محمد شاکر]]» نیز ضمن [[تأیید]] دیدگاه ابن کثیر در [[ضعف]] أسانید روایات در این زمینه این روایات را از بافته‌های شیعه می‌شناسد!!&amp;lt;ref&amp;gt;محمد شاکر، عمدة التفسیر عن الحافظ ابن کثیر، ج۲، ص۵۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مبانی دیدگاه سوم====&lt;br /&gt;
#روایات در مورد [[نزول آیه]] پیرامون تصدق انگشتر [[ضعیف]] و مجعول‌اند.&lt;br /&gt;
#آیات ۵۱ تا ۵۸ [[وحدت]] سیاق دارند.&lt;br /&gt;
# [[ولایت]] در این آیه بنا به [[سیاق آیات]] ۵۱ تا ۵۸ به معنای [[نصرت]] یا [[محبت]] است.&lt;br /&gt;
#فراز {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ...}} بر هر مؤمنی [[صدق]] می‌کند. پس هر مؤمنی ولی [[مؤمن]] دیگر است؛ همانند [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ...}}.&lt;br /&gt;
#فراز {{متن قرآن|...وَهُمْ رَاكِعُونَ}} به معنای {{عربی|و هم خاضعون}} می‌باشد، [[خاضع]] در برابر تمام امرها و نهی‌های [[خداوند]] و یا خاضع در حال اعطای [[زکات]] که بر [[نیازمندان]] [[تکبر]] نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====بررسی و [[نقد]] دیدگاه سوم====&lt;br /&gt;
با ارایه دیدگاه‌های [[اهل]] [[سنت]] و [[شیعه]] درباره [[آیات ولایت]] به این نکته پی بردیم که تفاوت اساسی دیدگاه‌های [[فریقین]] به ویژه دیدگاه سوم درباره آیات ولایت، به موضع آنان نسبت به [[روایات]] [[سبب نزول]] این [[آیات]] وابسته است. در واقع بیشتر [[شبهه‌ها]] و نقدها درباره [[استدلال]] به این آیات بر [[امامت امام علی]]{{ع}} نیز ناشی از نادیده گرفتن این روایات و یا تردید در [[صحت]] آنهاست. اگر روایاتی که فریقین درباره [[نزول]] این آیات آورده‌اند، تحلیل و بررسی شود، خود به خود بیشتر این [[تردیدها]] رخت بر می‌بندد؛ بنابراین پرداختن به أسانید و متون این [[احادیث]] در این بحث اهمیت به سزایی دارد. اکنون ببینیم فریقین درباره این احادیث چه می‌گویند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر شیعه جای هیچ تردید و [[انکار]] نیست که آیات ۵۵ و ۵۶ درباره [[امام علی]]{{ع}} نازل شده است هنگامی که [[انگشتر]] خود را در [[نماز]] به [[فقیر]] [[صدقه]] داد&amp;lt;ref&amp;gt;در منابع شیعه این رویداد، افزون بر جمع کثیری از صحابه و تابعین از رسول اکرم{{صل}} و ائمه طاهرین: امام علی، امام حسین، علی بن الحسین، محمد بن علی الباقر، جعفر بن محمد الصادق، علی بن موسی الرضا و أبو محمد العسکری{{عم}} نقل شده است.&lt;br /&gt;
ر.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج۳۵، ص۱۸۳-۲۰۶؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۷۹- ۴۸۵؛ قمی مشهدی. کنز الدقائق، ج۴، ص۱۴۴-۱۵۴: راضی، الهوامش الحقیقیة (پیوست کتاب المراجعات)، ص۳۸۳-۳۸۴؛ ابن طاووس، در کتاب سعد السعود، ص۱۹۲ می‌گوید: «در کتاب تفسیر محمد بن العباس بن علی ابن مروان، دیدم نزول این آیه را درباره امام علی{{ع}} از نود طریق آورده است»؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۵-۱۴. وی پس از آنکه می‌گوید: اجماع امت بر نزول این آیات درباره امام علی{{ع}} است، به معرفی ده‌ها منبع از شیعه و سنی می‌پردازد که به ذکر این رخداد پرداخته‌اند و آنگاه اشعاری که در این باره سروده‌اند نقل می‌کند.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این حادثه در [[منابع اهل سنت]] نیز از چندین نفر از [[صحابه]] و [[تابعین]] و گاهی هر کدام با چند طریق نقل شده است. در برخی از این منابع، أسانید و طرق گوناگون نقل این حادثه بالغ بر ۲۶ طریق می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۹-۲۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از جمله افراد صحابه که این حادثه را نقل کرده‌اند، عبارت‌اند از: امام علی{{ع}}&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۶؛ حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث، ص۱۰۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق (تحقیق محمدباقر محمودی)، ج۲، ص۴۰۹، رقم ۹۱۵؛ خوارزمی، المناقب، ص۲۶۴؛ ابن مردویه، و أبو الشیخ، به نقل از سیوطی، الدرالمنثور، ج۳، ص۱۰۶ و ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج۷، ص۳۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عبدالله بن عباس]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۳۲-۲۴۰ (وی با ۶ طریق این رویداد را از ابن عباس نقل کرده است)؛ سمرقندی نصر (م. ۳۷۵ق)، تفسیر السمرقندی، ج۱، ص۴۴۵؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۵-۱۰۴ وی به نقل از خطیب بغدادی (از کتاب المتفق و المختلف) و عبدالرزاق (ابی بکر م. ۲۱۱ ه.ق) و أبو الشیخ (الهنائی الهمدانی. گفته شده نام او حَیوان بن خالد است. وی از تابعین و مورد وثوق دانشمندان رجال می‌باشد. ر.ک: مزی، تهذیب الکمال، ج۳۳، ص۴۱۱، رقم ترجمة ۷۴۳۲) و عبد بن حمید (ابومحمد. م. ۲۹۴ ه.ق) و ابن مردویه (احمد م. ۱۴۱۰ه.ق) و ابن جریر طبری (محمد م. ۳۱۰) هر کدام با سندهای خود، این حادثه را نقل کرده است. و نیز: ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۷۱؛ خوارزمی، المناقب، ص۲۶۴؛ واحدی، اسباب نزول القرآن، ص۲۰۲؛ سیوطی، لباب النقول فی اسباب النزول، ص۱۴۸؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب (تفسیر الکبیر)، ج۱۲، ص۲۶ (با تعبیر روی عن ابن عباس، از ابن عباس روایت شده...)؛ بلاذری، انساب الاشراف (تحقیق محمودی، محمد باقر)، ج۱، ص۵۹. ح۱۵۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[ابورافع مدنی]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: طبرانی (م. ۳۶۰ ه.ق)، المعجم الکبیر، ج۱، ص۳۲۰-۳۲۱، ح۹۵۵ و نیز به نقل از او: هیثمی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۳۴؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۴۱؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۶، از ابن مردویه، و ابونعیم (احمد بن عبدالله، م. ۴۳۰ ه.ق). &amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عمار بن یاسر]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: طبرانی، المعجم الاوسط، ج۷، ص۱۳۰، ح۶۲۲۸؛ حموئی، فرائد السمطین (تحقیق محمودی، محمد باقر)، ج۱، ص۱۹۴، ح۱۵۳؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۳؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۵ از ابن مردویه.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[ابوذر غفاری]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۳۰؛ ثعلبی، الکشف والبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۸۰-۸۱؛ حموئی، فرائد السمطین (تحقیق محمودی)، ج۱، ص۱۹۱، ح۱۵۱؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۴۰ (به نقل از ثعلبی): فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۲۶ (با تعبیر روی عن أبی ذر، از ابوذر روایت شده است...).&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[انس بن مالک]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[جابر بن عبدالله]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۵ و نیز: واحدی، اسباب نزول القرآن، ص۲۰۱ و نیز سیوطی، لباب النقول، ص۲۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[مقداد بن الأسود]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[عبدالله بن سلام]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: طبری، الریاض النضرة، ج۳، ص۱۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از [[تابعین]] نیز [[سلمة بن کهیل]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: ابن ابی حاتم (م. ۱۳۲۷ه.ق)، تفسیر القرآن العظیم مسنداً عن رسول الله و الصحابة و التابعین، ج۴، ص۱۱۶۲، ح۶۵۵۱؛ ابن عساکر، ترجمة الامام علی من تاریخ دمشق، ج۲، ص۴۰۹، رقم ۹۱۶؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۶، از ابوالشیخ، لباب العقول، ص۱۴۸؛ بلاذری، اوصاف الاشراف، ج۲، ص۱۵۰، ح۱۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[عتبة بن أبی حکیم]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۶، ص۱۸۶؛ ابن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۱۱۶۲، ح۶۵۴۹ و به نقل از وی: ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;، سدی&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۶، ص۱۸۶؛ بغوی، معالم التنزیل، ج۲، ص۴۷ (با تعبیر قال ابن عباس و سدی قوله تعالی {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ...}} علی بن ابی طالب. ابن عباس و سدی گفته‌اند مراد از آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ...}} علی بن ابی طالب{{ع}} است).&amp;lt;/ref&amp;gt;، مجاهد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: طبری، جامع البیان، ج۶، ص۱۸۶؛ جصاص (م. ۳۷۰ ه.ق)، احکام القرآن، ج۲، ص۶۲. وی می‌گوید: «از مجاهد، سدی، ابی جعفر و عتبة بن ابی حکیم، روایت شده آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ...}} درباره علی بن ابی طالب در حین تصدق انگشتر به نیازمند نازل شده است؛ ثعلبی نیز می‌گوید: «ابن عباس، سدی، عتبة بن حکیم و ثابت بن عبدالله می‌گویند: مراد از {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ}}، علی بن ابی طالب است که در حال رکوع در مسجد انگشتر خود را به وی عطا کرد». ر.ک: ثعلبی، الکشف والبیان، ج۴، ص۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و... به نقل این حادثه پرداخته‌اند. آنان نیز تصریح کرده‌اند که این [[آیه]] در خصوص [[امام علی]]{{ع}} نازل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[اسکافی]]» ([[محمد بن عبدالله]]، م. ۲۴۰ق) به [[صراحت]] [[آیات ولایت]] را درباره امام علی{{ع}} می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;اسکافی، المعیار و الموازنة، ص۲۲۸. &amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[نیشابوری]] در تفسیرش&amp;lt;ref&amp;gt;نیشابوری، تفسیر غرائب القرآن، ج۶، ص۱۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[ایجی]] در مواقف&amp;lt;ref&amp;gt;ایجی، شرح المواقف فی علم الکلام، ج۸، ص۳۶۰ وی می‌نویسد: {{عربی|اجمع ائمة التفسير أن المراد علي{{ع}} و للاجماع على أن غيره غير مراد}} جرجانی نیز در شرح خود آن را تأیید کرده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[نزول]] این آیه را درباره امام علی{{ع}}، [[اجماع]] [[مفسران]] می‌شمرند. [[آلوسی]] می‌گوید:&lt;br /&gt;
«[[غالب]] اخباریین بر این باورند که این آیه درباره علی [[کرم الله وجهه]] - نازل شده است و [[حاکم نیشابوری]] و [[ابن مردویه]] و دیگران با سند متصل، از [[ابن عباس]] [و دیگران] این حادثه را نقل کرده‌اند»&amp;lt;ref&amp;gt;آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۲۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس آلوسی اشعار معروف [[حسان بن ثابت]] را که در باره این واقعه سروده، می‌آورد&amp;lt;ref&amp;gt;آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۲۴۵، و نیز ر.ک: حموئی، فرائد السمطین، ج۱، ص۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سیوطی]] نیز پس از آنکه برخی طرق این [[حدیث]] را در کتاب لباب النقول می‌آورد، می‌نویسد:&lt;br /&gt;
«اینها طرق این حدیث‌اند که یکدیگر را تقویت می‌کنند [و اصل این ماجرا را به [[اثبات]] می‌رسانند]»&amp;lt;ref&amp;gt;سیوطی، لباب النقول، ص۱۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن حجر عسقلانی]] نیز در [[الکافی الشاف فی تخریج (کتاب)|الکافی الشاف فی تخریج]] [[احادیث]] [[الکشاف]] به برخی طرق این [[حدیث]] اشاره می‌کند و تنها در طریق [[ابن مردویه]] به [[عمار یاسر]] و [[ثعلبی]] به [[ابوذر]] مناقشه می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن حجر عسقلانی، الکافی الشاف فی تخریج احادیث الکشاف (ذیل تفسیر کشاف زمخشری)، ج۱، ص۶۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن کثیر]] که در [[تفسیر]] خود به بررسی [[صحت]] و سقم اسانید این حادثه پرداخته است، ابتدا از چند طریق این واقعه را بیان می‌کند و تنها در سند [[حافظ ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه]] معروف به ابن مردویه (م.۴۱۰ ه. ق) - و سند [[حافظ عبدالرزاق بن همام]] (م.۲۱۱ ه. ق) مناقشه می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۶۹. ابن مردویه از دانشمندان نامور اهل سنت در قرن چهارم و اوایل قرن پنجم (م. ۴۱۰ ه.ق) است. شمس الدین ذهبی درباره وی می‌نویسد: {{عربی|الحافظ المجود العلامة المحدث اصبهان... و كان فرسان الحديث فهماً، يقظاً، متقناً...}}. سیر اعلام النبلاء، ج۱۷، ص۳۰۸، رقم ترجمه ۱۸۸. «عبدالرزاق بن همام» نیز از دانشمندان بزرگ قرن دوم و سوم (م. ۲۱۱ ه.ق) به شمار می‌آید. شمس الدین ذهبی درباره وی می‌گوید: {{عربی|الحافظ الكبير عالم اليمن... الثقة الشيعي}}؛ سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۵۶۳، رقم ترجمه ۲۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ سپس بدون آنکه بر اسانید دیگر خرده بگیرد، چنین می‌گوید:&lt;br /&gt;
{{عربی|ان هذه الآيات كلها نزلت في عبادة بن الصامت حين تبرء من حلف اليهود و رضي بولاية الله و رسوله و المؤمنين}}؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه این [[آیات]] (۵۱ تا ۵۶ از [[سوره]] مائدة) درباره داستان [[عبادة بن صامت]] است که از هم‌پیمانی با [[یهودیان]] سر باز زد و به [[ولایت خدا]] و [[پیامبر]] و [[مؤمنان]] [[رضایت]] داد»&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت]]، ص ۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010213.jpg|22px]] [[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|&#039;&#039;&#039;جانشین پیامبر&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM009868.jpg|22px]] [[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|&#039;&#039;&#039;بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آیه ولایت]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>M.asgharpor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=965852</id>
		<title>وظیفه امام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=965852"/>
		<updated>2022-06-27T03:57:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;M.asgharpor: /* وظیفه کلان نخست: هدایت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{امامت}}&lt;br /&gt;
{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = امامت&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = وظیفه امام&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[وظیفه امام در قرآن]] - [[وظیفه امام در حدیث]] - [[وظیفه امام در نهج البلاغه]] - [[وظیفه امام در معارف دعا و زیارات]] - [[وظیفه امام در کلام اسلامی]] - [[وظیفه امام در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = وظیفه امام (پرسش)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وظیفه [[امام]]&#039;&#039;&#039; به مجموعه [[تکالیف الهی]] خواسته شده از [[امام]] اشاره دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقسیم‌بندی [[وظایف امام]]==&lt;br /&gt;
در [[قرآن کریم]] همواره به دوگانه [[ولی]] و [[نصیر]] اشاره مکرر شده است؛ مثلا [[آیه کریمه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اگر تو پس از دانشی که بدان دست یافته‌ای از خواسته‌های آنان پیروی کنی از سوی خداوند هیچ فرمانروا و یاوری نخواهی داشت» سوره بقره، آیه ۱۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[آیه]] دیگری نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چرا شما در راه خداوند نبرد نمی‌کنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما فرمانروایی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار» سوره نساء، آیه ۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از سوی دیگر، [[ولایت]] به معنای [[فرمانروایی]] در جهت [[جلب منافع و دفع مفاسد]] است و این مفهوم، رکن مهمی از [[حقیقت امامت]] را روشن می‌‌سازد. رکن دیگر [[حقیقت امامت]] که در [[قرآن کریم]] به آن اشاره مکرر شده است مفهوم [[هدایت]] است: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس مجموع این دسته از [[آیات]] استفاده می‌‌شود که اساس [[وظایف]] مترتب بر [[امامت]] و [[ولایت]] بر دو رکن استوارند؛ [[هدایت]] و [[نصرت]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وظیفه کلان نخست: [[هدایت]]==&lt;br /&gt;
=== [[هدایت عام]]===&lt;br /&gt;
این گونه از هدایت، به [[هدایت ارائه طریق]] یا [[هدایت تعلیمی]] یا [[تبیین]] نیز نامیده شده است. یکی از [[دلایل مهمّ ارسال رسل]]، [[تعلیم و تزکیه]] [[مردم]] بود {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt; «اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی می‌آموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره جمعه، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، این [[فلسفه]] در مورد [[امامان]] نیز وجود دارد؛ یعنی یکی از [[وظایف]] مهمّ [[امام]] این است که آموزش‌های لازم [[دینی]] و غیر آن را به [[مردم]] [[تعلیم]] دهد، همچنین در [[تزکیه]] و [[تربیت]] آنان بکوشد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این باره می‌فرماید: &amp;quot;از جمله [[حقوق]] شما بر من این است که... به شما [[تعلیم]] دهم تا [[نادان]] نمانید و شما را [[ادب]] کنم و [[تربیت]] نمایم تا ([[آداب]] لازم را) فراگیرید&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه (فیض الاسلام)، خطبه ۳۴، ص۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این وظیفه نیز مصادقی دارد؛ برجسته ترین آنها موارد ذیل اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تفسیر قرآن]]&#039;&#039;&#039; یا به عبارتی: [[تفسیر دین]] (شامل: [[بیان احکام]] الهی در همه عرصه های اعتقادی، فقهی، اخلاقی و غیره): از آنجا که [[پیامبر]] در [[فرصت]] کوتاه [[نبوّت]] (با توجه به موانع و [[مشکلات]] فراوان) مجال لازم را برای [[تبیین]] و [[تفسیر]] تمام [[معارف الهی]] پیدا نکرد. علاوه بر این در صورت [[اختلاف]] [[مسلمانان]] در مورد مفاهیم [[احکام]] و [[حقیقت]] آن از منظر [[پیامبر]] – چنان‌که این اتفاق افتاد- به چه کسی [[مرجع]] فصل [[اختلاف]] می‌تواند باشد و دیگر اینکه در صورت پیش آمدن مسائل مستحدثه و [[جدید]] - که همواره چنین خواهد بود- این [[امام]] است که می‌تواند راه حل آن را با توجّه به [[قرآن]] و [[سنّت]] برای [[مردم]] بیان کند. ده‌ها هزار [[حدیث]] از ائمّه{{عم}} رسیده است که همگی در جهت شرح و [[تفسیر]] و [[تبیین]] [[آیات]] و [[احکام الهی]] است. بیان کم و کیف [[عبادات]] و [[فروع دین]]، [[اعتقادات]] و [[اصول دین]] و مکارم اخلاف به وسیله [[امامان]] انجام میگیرد. در [[حدیثی]] از [[امام رضا]]{{ع}} می‌خوانیم: &amp;quot;تمام و کمال [[نماز]]، [[زکات]]، [[روزه]]، [[حج]]، [[جهاد]]، گرفتن و تقسیم [[اموال عمومی]] و غنیمت‌ها و [[صدقات]]، امضای حدود و [[احکام]] نگهداری از مرزها و حدود توسط [[امام]] تحقّق پیدا می‌کند. [[امام]] [[حلال]] [[الهی]] را [[حلال و حرام]] او را [[حرام]] می‌کند، [[حدود الهی]] را بر پا می‌دارد و از [[دین خدا]] [[دفاع]] می‌کند و [[مردم]] را با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[نیکو]] و [[برهان]] رسا به پروردگارش فرا می‌خواند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;احتجاج طبرسی، ج۲، ص۲۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۸-۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[رفع اختلافات]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[هدایت خاص]] ===&lt;br /&gt;
[[هدایت خاص]] یا [[هدایت ایصال الی المطلوب]] یا [[هدایت راهبری]]) شامل موارد ذیل است:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تشکیل حکومت]]&#039;&#039;&#039;: [[تشکیل حکومت]]، چنان‌که برای [[پیامبر]] یک [[وظیفه]] و [[تکلیف]] است برای [[امام]] نیز چنین است. بر خلاف آنچه در نظام‌های [[سیاسی]] [[بشر]] [[مشاهده]] می‌شود، [[پذیرفتن]] [[حکومت]] برای [[امام]] یک [[حق]] و امتیاز و وسیله‌ای برای [[کسب قدرت]] و [[ثروت]] و... نیست، بلکه یک [[فریضه]] و یک [[تکلیف]] است؛ بنابراین از نظر [[اسلام]]، این موضوع مطرح نیست که [[امام]] می‌تواند و خوب است که [[حکومت]] را به دست گیرد یا خیر؟ بلکه برای [[امام]] [[واجب]] است که اگر شرایط فراهم شود و [[مردم]] در صحنه باشند [[حکومت]] تشکیل دهد. روشن است بدون وجود [[حکومت الهی]] بسیاری از [[احکام]] و [[تعالیم]] [[الهی]] قابل [[اجرا]] نیست؛ به همین [[دلیل]] [[امامان شیعه]]{{عم}} همواره درصدد [[تشکیل حکومت]] بوده‌اند، هر چند به سبب کوتاهی [[مردم]] و [[تخلف]] از [[وظایف]] خود و [[غفلت]] از اهمیّت مطلب به جز مدّت محدودی، آن حضرات موفق نشدند [[حکومت الهی]] در [[جامعه]] تأسیس کنند و [[مردم]] را از مواهب فراوان آن برخوردار نمایند؛ یعنی تنها کمتر از پنج سال [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و کمتر از شش ماه [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}، [[حکومت الهی]] تأسیس کردند و [[مردم]] از [[حکومت الهی]] در بقیه دوران [[امامت]] [[محروم]] بودند&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۶-۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[اجرای عدالت]]&#039;&#039;&#039;: از نظر [[قرآن کریم]] یکی از [[اهداف مهمّ بعثت پیامبر]] [[اقامه قسط]] است. این [[وظیفه]] بر [[جانشینان پیامبر]] ([[امامان]]) نیز [[واجب]] است و یکی از مهم‌ترین [[اهداف]] [[تشکیل حکومت]] نیز همین است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به این [[حقیقت]] چنین اشاره می‌فرمایند: &amp;quot;اگر حضور حاضر (حضور [[مردم]] در صحنه) و [[قیام]] [[حجّت]] به سبب وجود [[یاور]] نبود و اگر نبود که [[خداوند]] از [[علما]] [[تعهّد]] گرفته که بر [[شکم‌بارگی]] [[ظالم]] و [[گرسنگی]] [[مظلوم]] (وجود [[نابرابری]] و [[ظلم و جور]] در [[جامعه]]) آرام و قرار نداشته باشند، من افسار شتر [[خلافت]] را بر پشت آن می‌انداختم&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.([[حکومت]] را نمی‌پذیرفتم)&amp;quot;. پس علّت [[پذیرش حکومت]] از سوی [[علی]]{{ع}}، [[اقامه قسط]] در [[جامعه]] بود، چنان‌که درباره [[حضرت]] گفته شده است: &amp;quot;در [[محراب]] عبادتش از شدت عدالتش کشته شد&amp;quot;. در سخن دیگری می‌فرماید: &amp;quot;امّا از جمله [[حق]] شما بر من [[خیرخواهی]] بر شما و رساندن [[اموال عمومی]] و [[غنایم]] و [[حقوق]] شما به شما است&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه (فیض الاسلام)، خطبه ۳۴، ص۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۷-۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تربیت امت صالحان]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وظیفه کلان دوم: [[نصرت]]==&lt;br /&gt;
نصرت امام برای امت خود شامل موارد ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[دفاع از دین]]&#039;&#039;&#039;: حوزه [[دین]] و [[مردم]] متدیّن همواره مورد [[هجوم]] [[دشمن خدا]] و [[دینداران]] قرار داشته است. این تهاجم گاهی در قالب [[شبهات]] [[علمی]] بوده و جنبه [[فرهنگی]] دارد و گاهی به صورت نظامی و گاهی در قالب‌های دیگر. در طول [[تاریخ]]، [[احزاب]]، گروه‌ها، نحله‌ها و قدرت‌های زیادی وجود داشته‌اند که از طرق گوناگون بر [[دین]] و باورهای مذهبی [[مردم]] تاخته‌اند و در مقابل [[امامان]]{{عم}} به [[دفاع]] از [[دین]] برخاسته و تلاش‌های [[دشمنان دین]] را خنثی کرده‌اند. نمونه‌های [[تاریخی]] این مطلب بسیار فراوان است. حاصل [[احتجاجات]] ائمّه علیه [[مخالفان]] و [[پاسخ‌گویی به شبهات]] آنها کتاب‌ها شده است. این [[وظیفه]] نیز از [[وظایف]] عمده [[امام]] است&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این نوع از نصرت مصادیقی نیز دارد؛ از جمله:&lt;br /&gt;
## [[جلوگیری از وقوع تحریف]] ([[جلوگیری از انحراف در دین]])&lt;br /&gt;
## [[پاسخگویی شبهات]]&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[دفاع از مؤمنان]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[ساده‌زیستی امام]]==&lt;br /&gt;
در نظام‌های غیر [[الهی]] غالباً [[رهبران]] تافته‌های جدا بافته از [[مردم]] محسوب می‌شوند، [[شیوه]] [[زندگی]] آنها با [[مردم]] متفاوت است و آنها خود را ممتاز از [[مردم]] و بر‌تر از آنها میپندارند و اگر هم اتفاقاً [[ساده‌زیستی]] و مردم‌گرایی را پیشه کنند، این امر در واقع نوعی ژست [[سیاسی]] و امر تصنّعی خواهد بود؛ امّا در [[نظام]] [[الهی]]، مردم‌گرایی و [[ساده‌زیستی]] یک [[وظیفه]] و یک [[تکلیف]] است و برای [[امامان]] و [[پیشوایان]] [[مردم]] لازم است در سطح عامّه [[زندگی]] کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: &amp;quot;[[خداوند]] مرا [[امام]] و پیشوای خلقش قرار داده و بر من [[واجب]] کرده است که در مورد نفس خود و [[خوراک]] و آشامی‌دن و [[پوشاک]] همانند [[مردم]] ضعیف و مستمند بر خود سخت‌گیری کنم تا [[فقیر]] با [[اقتدا]] به [[فقر]] من (از بی‌چیزی خود ناراحت نباشد) و ثروتمند به سبب [[بی‌نیازی]] [[سرکشی]] نکند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج۲، ص۲۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه‌های [[ساده‌زیستی]] و مردمی بودن در [[زندگی]] [[امیرالمؤمنین]] - که [[حکومت]] تشکیل داد - فراوان است. نه تنها [[حضرت]] در سطح عامّ [[مردم]] میزیست بلکه از این نیز بیشتر بر خود سخت می‌گرفت. در نامه‌ای که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[والی]] خود در [[بصره]] - [[عثمان بن حنیف]] - نوشتند به گوشه‌ای از این حقایق اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۹-۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[امام]]{{ع}} ادامه دهندۀ راه [[پیامبر]]==&lt;br /&gt;
[[پیامبر|پیامبر گرامی اسلام]]، وظایفی بر عهده داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;احتمال نخست&#039;&#039;&#039; آن است که [[خداوند]] [[امر]] [[مسلمانان]] را با [[علم]] به ناتوانی‌شان به خودشان واگذار کرده باشد که چنین نقض غرضی از سوی [[حکیم]]، ممتنع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;احتمال دوم&#039;&#039;&#039; آنکه [[خداوند]]، شخص شایسته‌ای را به عنوان [[جانشین]] [[پیامبر]] [[تعیین]] کند. که اقتضای [[حکمت الهی]] احتمال دوم است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص۱۳۷ - ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واقعیت‌های [[تاریخی]] حاکی از تداوم نیازهای موجود در [[جامعه اسلامی]] زمان [[پیامبر خاتم]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از منظر [[امامیه]]==&lt;br /&gt;
#در [[امور اجتماعی]] [[امام]] باید [[مردم]] را به [[وحدت]] و هماهنگی سوق دهد.&lt;br /&gt;
#برای جلوگیری از اختلال در [[نظم اجتماعی]] به [[امام]] [[نیاز]] است.&lt;br /&gt;
#یکی از [[اهداف]] [[امامت]]، [[اجرای حدود اسلامی]] است.&lt;br /&gt;
#یکی از [[وظایف]] [[امام]] این است که امر قضای [[اسلامی]] را [[رهبری]] کند. &lt;br /&gt;
# [[امام]] با تشکیل قوای انتظامی و [[تعیین]] [[فرماندهان]] [[شایسته]]، [[امنیت]] داخل و [[مرزهای کشور اسلامی]] را [[حفظ]] ‌می‌کند.&lt;br /&gt;
# [[رهبر]] [[جامعه اسلامی]] باید تدبیری بیاندیشد که [[حقوق]] [[مستمندان]] پرداخت گردد.&lt;br /&gt;
#باید [[پیشوایی]] [[معصوم]]، در میان [[مردم]] باشد که [[احکام اسلامی]] را در وقایع [[جدید]] بیان کند.&lt;br /&gt;
# [[حفظ]] [[شریعت اسلامی]]، از [[تحریف]] و [[تغییر]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک. [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از منظر علمای [[اهل سنت]]==&lt;br /&gt;
[[دانشمندان]] [[اهل سنت]]، [[وظایف]] [[امام]] را به [[مدیریت جامعه]] [[دینی]] منحصر کرده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#تأمین [[عدالت اجتماعی]]؛&lt;br /&gt;
#تأمین [[امنیت عمومی]]؛&lt;br /&gt;
# [[پاسداری]] از [[مرزهای جامعه اسلامی]]؛&lt;br /&gt;
#توسعه و [[گسترش اسلام]] در [[جهان]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و همچنین تأمین [[ارزاق]] عمومی، گسترش [[بهداشت]] و درمان، توسعه آموزش‌های همگانی، [[نظارت]] بر [[داد و ستد]] و به طور کلی، ارتباط‌های عمومی [[جامعه]]. لذا بر این اساس [[امام]] در بسیاری از [[شؤون]] و مسائل دیگر از جمله [[آموزش]] و کسب [[معارف]] و [[احکام اسلامی]]، فاقد نقش می‌گردد. در نتیجه رابطه [[امت]] با [[امام]] در میان [[اهل سنت]] چنین نیست که [[امت]] برای [[تهذیب نفس]] و کسب [[فضائل اخلاقی]]، [[امام]] را به عنوان [[اسوه]] و نمونه [[عینی]] [[تخلق]] قرار دهند که عاری از هرگونه [[خطا]] و [[گناه]] است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۶۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[جهان بینی اسلامی]]، [[حیات دنیوی]]، مقدمه [[حیات]] [[معنوی]] است اما [[فلسفه]] نهایی [[امامت]]، [[سعادت اخروی]] است. تنها مسئله مورد [[اختلاف]] میان [[شیعه]] و دیگران درباره [[اهداف]] [[امامت]]، [[تبیین]] آن بخش از [[معارف]] و [[احکام]] است که در [[نص]] یا [[ظاهر قرآن]] و [[سنت]] [[پیامبر]]{{صل}} وارد نشده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک. [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته == &lt;br /&gt;
{{مدخل‌ وابسته}}&lt;br /&gt;
* [[هدایت]]&lt;br /&gt;
* [[ولایت]] ([[ولایت تکوینی]]؛ [[ولایت تشریعی]]؛ [[ولایت امر]])&lt;br /&gt;
* [[خلافت]]&lt;br /&gt;
* [[شهادت]]&lt;br /&gt;
* [[ملک]]&lt;br /&gt;
* [[حکم]]&lt;br /&gt;
* [[وراثت]] ([[وراثت زمین]]؛ [[وراثت کتاب]])&lt;br /&gt;
* [[حجت]]&lt;br /&gt;
* [[تمکین فی الارض]]&lt;br /&gt;
* [[امت وسط]]&lt;br /&gt;
* [[اصطفا]]&lt;br /&gt;
* [[اجتبا]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در قرآن]]&lt;br /&gt;
* [[آیات امامت]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در حدیث]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در کلام اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در حکمت اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در عرفان اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت از دیدگاه برون‌دینی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امامان دوازده‌گانه]]&lt;br /&gt;
* [[شؤون امام]]&lt;br /&gt;
* [[صفات امام]]&lt;br /&gt;
* [[راه تعیین امام]]&lt;br /&gt;
* [[امامان دوازده‌گانه]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام على]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسن مجتبى]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسين]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام سجاد]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام باقر]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام صادق]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام كاظم]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام رضا]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام جواد]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام هادى]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسن عسکری]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام مهدى]]&lt;br /&gt;
* [[امامان از اهل بیت پیامبر خاتم]]&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل‌ وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368903.jpg|22px]] [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، &#039;&#039;&#039;[[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی، ج۲]]&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
# [[پرونده:Ka2-m17 91815.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، &#039;&#039;&#039;[[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی، ج۲]]&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل]]&lt;br /&gt;
[[رده:امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:امامت عامه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های اولویت دو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>M.asgharpor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=965851</id>
		<title>وظیفه امام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=965851"/>
		<updated>2022-06-27T03:56:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;M.asgharpor: /* وظیفه کلان نخست: هدایت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{امامت}}&lt;br /&gt;
{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = امامت&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = وظیفه امام&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[وظیفه امام در قرآن]] - [[وظیفه امام در حدیث]] - [[وظیفه امام در نهج البلاغه]] - [[وظیفه امام در معارف دعا و زیارات]] - [[وظیفه امام در کلام اسلامی]] - [[وظیفه امام در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = وظیفه امام (پرسش)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وظیفه [[امام]]&#039;&#039;&#039; به مجموعه [[تکالیف الهی]] خواسته شده از [[امام]] اشاره دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقسیم‌بندی [[وظایف امام]]==&lt;br /&gt;
در [[قرآن کریم]] همواره به دوگانه [[ولی]] و [[نصیر]] اشاره مکرر شده است؛ مثلا [[آیه کریمه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اگر تو پس از دانشی که بدان دست یافته‌ای از خواسته‌های آنان پیروی کنی از سوی خداوند هیچ فرمانروا و یاوری نخواهی داشت» سوره بقره، آیه ۱۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[آیه]] دیگری نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چرا شما در راه خداوند نبرد نمی‌کنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما فرمانروایی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار» سوره نساء، آیه ۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از سوی دیگر، [[ولایت]] به معنای [[فرمانروایی]] در جهت [[جلب منافع و دفع مفاسد]] است و این مفهوم، رکن مهمی از [[حقیقت امامت]] را روشن می‌‌سازد. رکن دیگر [[حقیقت امامت]] که در [[قرآن کریم]] به آن اشاره مکرر شده است مفهوم [[هدایت]] است: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس مجموع این دسته از [[آیات]] استفاده می‌‌شود که اساس [[وظایف]] مترتب بر [[امامت]] و [[ولایت]] بر دو رکن استوارند؛ [[هدایت]] و [[نصرت]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وظیفه کلان نخست: [[هدایت]]==&lt;br /&gt;
=== [[هدایت عام]]===&lt;br /&gt;
این گونه از هدایت، به [[هدایت ارائه طریق]] یا [[هدایت تعلیمی]] یا [[تبیین]] نیز نامیده شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;. یکی از [[دلایل مهمّ ارسال رسل]]، [[تعلیم و تزکیه]] [[مردم]] بود {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt; «اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی می‌آموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره جمعه، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، این [[فلسفه]] در مورد [[امامان]] نیز وجود دارد؛ یعنی یکی از [[وظایف]] مهمّ [[امام]] این است که آموزش‌های لازم [[دینی]] و غیر آن را به [[مردم]] [[تعلیم]] دهد، همچنین در [[تزکیه]] و [[تربیت]] آنان بکوشد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این باره می‌فرماید: &amp;quot;از جمله [[حقوق]] شما بر من این است که... به شما [[تعلیم]] دهم تا [[نادان]] نمانید و شما را [[ادب]] کنم و [[تربیت]] نمایم تا ([[آداب]] لازم را) فراگیرید&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه (فیض الاسلام)، خطبه ۳۴، ص۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این وظیفه نیز مصادقی دارد؛ برجسته ترین آنها موارد ذیل اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تفسیر قرآن]]&#039;&#039;&#039; یا به عبارتی: [[تفسیر دین]] (شامل: [[بیان احکام]] الهی در همه عرصه های اعتقادی، فقهی، اخلاقی و غیره): از آنجا که [[پیامبر]] در [[فرصت]] کوتاه [[نبوّت]] (با توجه به موانع و [[مشکلات]] فراوان) مجال لازم را برای [[تبیین]] و [[تفسیر]] تمام [[معارف الهی]] پیدا نکرد. علاوه بر این در صورت [[اختلاف]] [[مسلمانان]] در مورد مفاهیم [[احکام]] و [[حقیقت]] آن از منظر [[پیامبر]] – چنان‌که این اتفاق افتاد- به چه کسی [[مرجع]] فصل [[اختلاف]] می‌تواند باشد و دیگر اینکه در صورت پیش آمدن مسائل مستحدثه و [[جدید]] - که همواره چنین خواهد بود- این [[امام]] است که می‌تواند راه حل آن را با توجّه به [[قرآن]] و [[سنّت]] برای [[مردم]] بیان کند. ده‌ها هزار [[حدیث]] از ائمّه{{عم}} رسیده است که همگی در جهت شرح و [[تفسیر]] و [[تبیین]] [[آیات]] و [[احکام الهی]] است. بیان کم و کیف [[عبادات]] و [[فروع دین]]، [[اعتقادات]] و [[اصول دین]] و مکارم اخلاف به وسیله [[امامان]] انجام میگیرد. در [[حدیثی]] از [[امام رضا]]{{ع}} می‌خوانیم: &amp;quot;تمام و کمال [[نماز]]، [[زکات]]، [[روزه]]، [[حج]]، [[جهاد]]، گرفتن و تقسیم [[اموال عمومی]] و غنیمت‌ها و [[صدقات]]، امضای حدود و [[احکام]] نگهداری از مرزها و حدود توسط [[امام]] تحقّق پیدا می‌کند. [[امام]] [[حلال]] [[الهی]] را [[حلال و حرام]] او را [[حرام]] می‌کند، [[حدود الهی]] را بر پا می‌دارد و از [[دین خدا]] [[دفاع]] می‌کند و [[مردم]] را با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[نیکو]] و [[برهان]] رسا به پروردگارش فرا می‌خواند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;احتجاج طبرسی، ج۲، ص۲۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۸-۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[رفع اختلافات]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[هدایت خاص]] ===&lt;br /&gt;
[[هدایت خاص]] یا [[هدایت ایصال الی المطلوب]] یا [[هدایت راهبری]]) شامل موارد ذیل است:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تشکیل حکومت]]&#039;&#039;&#039;: [[تشکیل حکومت]]، چنان‌که برای [[پیامبر]] یک [[وظیفه]] و [[تکلیف]] است برای [[امام]] نیز چنین است. بر خلاف آنچه در نظام‌های [[سیاسی]] [[بشر]] [[مشاهده]] می‌شود، [[پذیرفتن]] [[حکومت]] برای [[امام]] یک [[حق]] و امتیاز و وسیله‌ای برای [[کسب قدرت]] و [[ثروت]] و... نیست، بلکه یک [[فریضه]] و یک [[تکلیف]] است؛ بنابراین از نظر [[اسلام]]، این موضوع مطرح نیست که [[امام]] می‌تواند و خوب است که [[حکومت]] را به دست گیرد یا خیر؟ بلکه برای [[امام]] [[واجب]] است که اگر شرایط فراهم شود و [[مردم]] در صحنه باشند [[حکومت]] تشکیل دهد. روشن است بدون وجود [[حکومت الهی]] بسیاری از [[احکام]] و [[تعالیم]] [[الهی]] قابل [[اجرا]] نیست؛ به همین [[دلیل]] [[امامان شیعه]]{{عم}} همواره درصدد [[تشکیل حکومت]] بوده‌اند، هر چند به سبب کوتاهی [[مردم]] و [[تخلف]] از [[وظایف]] خود و [[غفلت]] از اهمیّت مطلب به جز مدّت محدودی، آن حضرات موفق نشدند [[حکومت الهی]] در [[جامعه]] تأسیس کنند و [[مردم]] را از مواهب فراوان آن برخوردار نمایند؛ یعنی تنها کمتر از پنج سال [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و کمتر از شش ماه [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}، [[حکومت الهی]] تأسیس کردند و [[مردم]] از [[حکومت الهی]] در بقیه دوران [[امامت]] [[محروم]] بودند&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۶-۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[اجرای عدالت]]&#039;&#039;&#039;: از نظر [[قرآن کریم]] یکی از [[اهداف مهمّ بعثت پیامبر]] [[اقامه قسط]] است. این [[وظیفه]] بر [[جانشینان پیامبر]] ([[امامان]]) نیز [[واجب]] است و یکی از مهم‌ترین [[اهداف]] [[تشکیل حکومت]] نیز همین است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به این [[حقیقت]] چنین اشاره می‌فرمایند: &amp;quot;اگر حضور حاضر (حضور [[مردم]] در صحنه) و [[قیام]] [[حجّت]] به سبب وجود [[یاور]] نبود و اگر نبود که [[خداوند]] از [[علما]] [[تعهّد]] گرفته که بر [[شکم‌بارگی]] [[ظالم]] و [[گرسنگی]] [[مظلوم]] (وجود [[نابرابری]] و [[ظلم و جور]] در [[جامعه]]) آرام و قرار نداشته باشند، من افسار شتر [[خلافت]] را بر پشت آن می‌انداختم&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.([[حکومت]] را نمی‌پذیرفتم)&amp;quot;. پس علّت [[پذیرش حکومت]] از سوی [[علی]]{{ع}}، [[اقامه قسط]] در [[جامعه]] بود، چنان‌که درباره [[حضرت]] گفته شده است: &amp;quot;در [[محراب]] عبادتش از شدت عدالتش کشته شد&amp;quot;. در سخن دیگری می‌فرماید: &amp;quot;امّا از جمله [[حق]] شما بر من [[خیرخواهی]] بر شما و رساندن [[اموال عمومی]] و [[غنایم]] و [[حقوق]] شما به شما است&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه (فیض الاسلام)، خطبه ۳۴، ص۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۷-۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تربیت امت صالحان]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وظیفه کلان دوم: [[نصرت]]==&lt;br /&gt;
نصرت امام برای امت خود شامل موارد ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[دفاع از دین]]&#039;&#039;&#039;: حوزه [[دین]] و [[مردم]] متدیّن همواره مورد [[هجوم]] [[دشمن خدا]] و [[دینداران]] قرار داشته است. این تهاجم گاهی در قالب [[شبهات]] [[علمی]] بوده و جنبه [[فرهنگی]] دارد و گاهی به صورت نظامی و گاهی در قالب‌های دیگر. در طول [[تاریخ]]، [[احزاب]]، گروه‌ها، نحله‌ها و قدرت‌های زیادی وجود داشته‌اند که از طرق گوناگون بر [[دین]] و باورهای مذهبی [[مردم]] تاخته‌اند و در مقابل [[امامان]]{{عم}} به [[دفاع]] از [[دین]] برخاسته و تلاش‌های [[دشمنان دین]] را خنثی کرده‌اند. نمونه‌های [[تاریخی]] این مطلب بسیار فراوان است. حاصل [[احتجاجات]] ائمّه علیه [[مخالفان]] و [[پاسخ‌گویی به شبهات]] آنها کتاب‌ها شده است. این [[وظیفه]] نیز از [[وظایف]] عمده [[امام]] است&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این نوع از نصرت مصادیقی نیز دارد؛ از جمله:&lt;br /&gt;
## [[جلوگیری از وقوع تحریف]] ([[جلوگیری از انحراف در دین]])&lt;br /&gt;
## [[پاسخگویی شبهات]]&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[دفاع از مؤمنان]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[ساده‌زیستی امام]]==&lt;br /&gt;
در نظام‌های غیر [[الهی]] غالباً [[رهبران]] تافته‌های جدا بافته از [[مردم]] محسوب می‌شوند، [[شیوه]] [[زندگی]] آنها با [[مردم]] متفاوت است و آنها خود را ممتاز از [[مردم]] و بر‌تر از آنها میپندارند و اگر هم اتفاقاً [[ساده‌زیستی]] و مردم‌گرایی را پیشه کنند، این امر در واقع نوعی ژست [[سیاسی]] و امر تصنّعی خواهد بود؛ امّا در [[نظام]] [[الهی]]، مردم‌گرایی و [[ساده‌زیستی]] یک [[وظیفه]] و یک [[تکلیف]] است و برای [[امامان]] و [[پیشوایان]] [[مردم]] لازم است در سطح عامّه [[زندگی]] کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: &amp;quot;[[خداوند]] مرا [[امام]] و پیشوای خلقش قرار داده و بر من [[واجب]] کرده است که در مورد نفس خود و [[خوراک]] و آشامی‌دن و [[پوشاک]] همانند [[مردم]] ضعیف و مستمند بر خود سخت‌گیری کنم تا [[فقیر]] با [[اقتدا]] به [[فقر]] من (از بی‌چیزی خود ناراحت نباشد) و ثروتمند به سبب [[بی‌نیازی]] [[سرکشی]] نکند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج۲، ص۲۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه‌های [[ساده‌زیستی]] و مردمی بودن در [[زندگی]] [[امیرالمؤمنین]] - که [[حکومت]] تشکیل داد - فراوان است. نه تنها [[حضرت]] در سطح عامّ [[مردم]] میزیست بلکه از این نیز بیشتر بر خود سخت می‌گرفت. در نامه‌ای که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[والی]] خود در [[بصره]] - [[عثمان بن حنیف]] - نوشتند به گوشه‌ای از این حقایق اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۹-۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[امام]]{{ع}} ادامه دهندۀ راه [[پیامبر]]==&lt;br /&gt;
[[پیامبر|پیامبر گرامی اسلام]]، وظایفی بر عهده داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;احتمال نخست&#039;&#039;&#039; آن است که [[خداوند]] [[امر]] [[مسلمانان]] را با [[علم]] به ناتوانی‌شان به خودشان واگذار کرده باشد که چنین نقض غرضی از سوی [[حکیم]]، ممتنع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;احتمال دوم&#039;&#039;&#039; آنکه [[خداوند]]، شخص شایسته‌ای را به عنوان [[جانشین]] [[پیامبر]] [[تعیین]] کند. که اقتضای [[حکمت الهی]] احتمال دوم است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص۱۳۷ - ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واقعیت‌های [[تاریخی]] حاکی از تداوم نیازهای موجود در [[جامعه اسلامی]] زمان [[پیامبر خاتم]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از منظر [[امامیه]]==&lt;br /&gt;
#در [[امور اجتماعی]] [[امام]] باید [[مردم]] را به [[وحدت]] و هماهنگی سوق دهد.&lt;br /&gt;
#برای جلوگیری از اختلال در [[نظم اجتماعی]] به [[امام]] [[نیاز]] است.&lt;br /&gt;
#یکی از [[اهداف]] [[امامت]]، [[اجرای حدود اسلامی]] است.&lt;br /&gt;
#یکی از [[وظایف]] [[امام]] این است که امر قضای [[اسلامی]] را [[رهبری]] کند. &lt;br /&gt;
# [[امام]] با تشکیل قوای انتظامی و [[تعیین]] [[فرماندهان]] [[شایسته]]، [[امنیت]] داخل و [[مرزهای کشور اسلامی]] را [[حفظ]] ‌می‌کند.&lt;br /&gt;
# [[رهبر]] [[جامعه اسلامی]] باید تدبیری بیاندیشد که [[حقوق]] [[مستمندان]] پرداخت گردد.&lt;br /&gt;
#باید [[پیشوایی]] [[معصوم]]، در میان [[مردم]] باشد که [[احکام اسلامی]] را در وقایع [[جدید]] بیان کند.&lt;br /&gt;
# [[حفظ]] [[شریعت اسلامی]]، از [[تحریف]] و [[تغییر]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک. [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از منظر علمای [[اهل سنت]]==&lt;br /&gt;
[[دانشمندان]] [[اهل سنت]]، [[وظایف]] [[امام]] را به [[مدیریت جامعه]] [[دینی]] منحصر کرده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#تأمین [[عدالت اجتماعی]]؛&lt;br /&gt;
#تأمین [[امنیت عمومی]]؛&lt;br /&gt;
# [[پاسداری]] از [[مرزهای جامعه اسلامی]]؛&lt;br /&gt;
#توسعه و [[گسترش اسلام]] در [[جهان]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و همچنین تأمین [[ارزاق]] عمومی، گسترش [[بهداشت]] و درمان، توسعه آموزش‌های همگانی، [[نظارت]] بر [[داد و ستد]] و به طور کلی، ارتباط‌های عمومی [[جامعه]]. لذا بر این اساس [[امام]] در بسیاری از [[شؤون]] و مسائل دیگر از جمله [[آموزش]] و کسب [[معارف]] و [[احکام اسلامی]]، فاقد نقش می‌گردد. در نتیجه رابطه [[امت]] با [[امام]] در میان [[اهل سنت]] چنین نیست که [[امت]] برای [[تهذیب نفس]] و کسب [[فضائل اخلاقی]]، [[امام]] را به عنوان [[اسوه]] و نمونه [[عینی]] [[تخلق]] قرار دهند که عاری از هرگونه [[خطا]] و [[گناه]] است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۶۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[جهان بینی اسلامی]]، [[حیات دنیوی]]، مقدمه [[حیات]] [[معنوی]] است اما [[فلسفه]] نهایی [[امامت]]، [[سعادت اخروی]] است. تنها مسئله مورد [[اختلاف]] میان [[شیعه]] و دیگران درباره [[اهداف]] [[امامت]]، [[تبیین]] آن بخش از [[معارف]] و [[احکام]] است که در [[نص]] یا [[ظاهر قرآن]] و [[سنت]] [[پیامبر]]{{صل}} وارد نشده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک. [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته == &lt;br /&gt;
{{مدخل‌ وابسته}}&lt;br /&gt;
* [[هدایت]]&lt;br /&gt;
* [[ولایت]] ([[ولایت تکوینی]]؛ [[ولایت تشریعی]]؛ [[ولایت امر]])&lt;br /&gt;
* [[خلافت]]&lt;br /&gt;
* [[شهادت]]&lt;br /&gt;
* [[ملک]]&lt;br /&gt;
* [[حکم]]&lt;br /&gt;
* [[وراثت]] ([[وراثت زمین]]؛ [[وراثت کتاب]])&lt;br /&gt;
* [[حجت]]&lt;br /&gt;
* [[تمکین فی الارض]]&lt;br /&gt;
* [[امت وسط]]&lt;br /&gt;
* [[اصطفا]]&lt;br /&gt;
* [[اجتبا]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در قرآن]]&lt;br /&gt;
* [[آیات امامت]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در حدیث]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در کلام اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در حکمت اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در عرفان اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت از دیدگاه برون‌دینی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امامان دوازده‌گانه]]&lt;br /&gt;
* [[شؤون امام]]&lt;br /&gt;
* [[صفات امام]]&lt;br /&gt;
* [[راه تعیین امام]]&lt;br /&gt;
* [[امامان دوازده‌گانه]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام على]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسن مجتبى]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسين]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام سجاد]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام باقر]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام صادق]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام كاظم]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام رضا]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام جواد]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام هادى]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسن عسکری]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام مهدى]]&lt;br /&gt;
* [[امامان از اهل بیت پیامبر خاتم]]&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل‌ وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368903.jpg|22px]] [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، &#039;&#039;&#039;[[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی، ج۲]]&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
# [[پرونده:Ka2-m17 91815.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، &#039;&#039;&#039;[[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی، ج۲]]&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل]]&lt;br /&gt;
[[رده:امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:امامت عامه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های اولویت دو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>M.asgharpor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=965850</id>
		<title>وظیفه امام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=965850"/>
		<updated>2022-06-27T03:55:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;M.asgharpor: /* وظیفه کلان نخست: هدایت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{امامت}}&lt;br /&gt;
{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = امامت&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = وظیفه امام&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[وظیفه امام در قرآن]] - [[وظیفه امام در حدیث]] - [[وظیفه امام در نهج البلاغه]] - [[وظیفه امام در معارف دعا و زیارات]] - [[وظیفه امام در کلام اسلامی]] - [[وظیفه امام در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = وظیفه امام (پرسش)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وظیفه [[امام]]&#039;&#039;&#039; به مجموعه [[تکالیف الهی]] خواسته شده از [[امام]] اشاره دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقسیم‌بندی [[وظایف امام]]==&lt;br /&gt;
در [[قرآن کریم]] همواره به دوگانه [[ولی]] و [[نصیر]] اشاره مکرر شده است؛ مثلا [[آیه کریمه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اگر تو پس از دانشی که بدان دست یافته‌ای از خواسته‌های آنان پیروی کنی از سوی خداوند هیچ فرمانروا و یاوری نخواهی داشت» سوره بقره، آیه ۱۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[آیه]] دیگری نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چرا شما در راه خداوند نبرد نمی‌کنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما فرمانروایی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار» سوره نساء، آیه ۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از سوی دیگر، [[ولایت]] به معنای [[فرمانروایی]] در جهت [[جلب منافع و دفع مفاسد]] است و این مفهوم، رکن مهمی از [[حقیقت امامت]] را روشن می‌‌سازد. رکن دیگر [[حقیقت امامت]] که در [[قرآن کریم]] به آن اشاره مکرر شده است مفهوم [[هدایت]] است: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس مجموع این دسته از [[آیات]] استفاده می‌‌شود که اساس [[وظایف]] مترتب بر [[امامت]] و [[ولایت]] بر دو رکن استوارند؛ [[هدایت]] و [[نصرت]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وظیفه کلان نخست: [[هدایت]]==&lt;br /&gt;
=== [[هدایت عام]]===&lt;br /&gt;
این گونه از هدایت، به [[هدایت ارائه طریق]] یا [[هدایت تعلیمی]] یا [[تبیین]] نیز نامیده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;. یکی از [[دلایل مهمّ ارسال رسل]]، [[تعلیم و تزکیه]] [[مردم]] بود {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt; «اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی می‌آموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره جمعه، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، این [[فلسفه]] در مورد [[امامان]] نیز وجود دارد؛ یعنی یکی از [[وظایف]] مهمّ [[امام]] این است که آموزش‌های لازم [[دینی]] و غیر آن را به [[مردم]] [[تعلیم]] دهد، همچنین در [[تزکیه]] و [[تربیت]] آنان بکوشد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این باره می‌فرماید: &amp;quot;از جمله [[حقوق]] شما بر من این است که... به شما [[تعلیم]] دهم تا [[نادان]] نمانید و شما را [[ادب]] کنم و [[تربیت]] نمایم تا ([[آداب]] لازم را) فراگیرید&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه (فیض الاسلام)، خطبه ۳۴، ص۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این وظیفه نیز مصادقی دارد؛ برجسته ترین آنها موارد ذیل اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تفسیر قرآن]]&#039;&#039;&#039; یا به عبارتی: [[تفسیر دین]] (شامل: [[بیان احکام]] الهی در همه عرصه های اعتقادی، فقهی، اخلاقی و غیره): از آنجا که [[پیامبر]] در [[فرصت]] کوتاه [[نبوّت]] (با توجه به موانع و [[مشکلات]] فراوان) مجال لازم را برای [[تبیین]] و [[تفسیر]] تمام [[معارف الهی]] پیدا نکرد. علاوه بر این در صورت [[اختلاف]] [[مسلمانان]] در مورد مفاهیم [[احکام]] و [[حقیقت]] آن از منظر [[پیامبر]] – چنان‌که این اتفاق افتاد- به چه کسی [[مرجع]] فصل [[اختلاف]] می‌تواند باشد و دیگر اینکه در صورت پیش آمدن مسائل مستحدثه و [[جدید]] - که همواره چنین خواهد بود- این [[امام]] است که می‌تواند راه حل آن را با توجّه به [[قرآن]] و [[سنّت]] برای [[مردم]] بیان کند. ده‌ها هزار [[حدیث]] از ائمّه{{عم}} رسیده است که همگی در جهت شرح و [[تفسیر]] و [[تبیین]] [[آیات]] و [[احکام الهی]] است. بیان کم و کیف [[عبادات]] و [[فروع دین]]، [[اعتقادات]] و [[اصول دین]] و مکارم اخلاف به وسیله [[امامان]] انجام میگیرد. در [[حدیثی]] از [[امام رضا]]{{ع}} می‌خوانیم: &amp;quot;تمام و کمال [[نماز]]، [[زکات]]، [[روزه]]، [[حج]]، [[جهاد]]، گرفتن و تقسیم [[اموال عمومی]] و غنیمت‌ها و [[صدقات]]، امضای حدود و [[احکام]] نگهداری از مرزها و حدود توسط [[امام]] تحقّق پیدا می‌کند. [[امام]] [[حلال]] [[الهی]] را [[حلال و حرام]] او را [[حرام]] می‌کند، [[حدود الهی]] را بر پا می‌دارد و از [[دین خدا]] [[دفاع]] می‌کند و [[مردم]] را با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[نیکو]] و [[برهان]] رسا به پروردگارش فرا می‌خواند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;احتجاج طبرسی، ج۲، ص۲۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۸-۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[رفع اختلافات]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[هدایت خاص]] ===&lt;br /&gt;
[[هدایت خاص]] یا [[هدایت ایصال الی المطلوب]] یا [[هدایت راهبری]]) شامل موارد ذیل است:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تشکیل حکومت]]&#039;&#039;&#039;: [[تشکیل حکومت]]، چنان‌که برای [[پیامبر]] یک [[وظیفه]] و [[تکلیف]] است برای [[امام]] نیز چنین است. بر خلاف آنچه در نظام‌های [[سیاسی]] [[بشر]] [[مشاهده]] می‌شود، [[پذیرفتن]] [[حکومت]] برای [[امام]] یک [[حق]] و امتیاز و وسیله‌ای برای [[کسب قدرت]] و [[ثروت]] و... نیست، بلکه یک [[فریضه]] و یک [[تکلیف]] است؛ بنابراین از نظر [[اسلام]]، این موضوع مطرح نیست که [[امام]] می‌تواند و خوب است که [[حکومت]] را به دست گیرد یا خیر؟ بلکه برای [[امام]] [[واجب]] است که اگر شرایط فراهم شود و [[مردم]] در صحنه باشند [[حکومت]] تشکیل دهد. روشن است بدون وجود [[حکومت الهی]] بسیاری از [[احکام]] و [[تعالیم]] [[الهی]] قابل [[اجرا]] نیست؛ به همین [[دلیل]] [[امامان شیعه]]{{عم}} همواره درصدد [[تشکیل حکومت]] بوده‌اند، هر چند به سبب کوتاهی [[مردم]] و [[تخلف]] از [[وظایف]] خود و [[غفلت]] از اهمیّت مطلب به جز مدّت محدودی، آن حضرات موفق نشدند [[حکومت الهی]] در [[جامعه]] تأسیس کنند و [[مردم]] را از مواهب فراوان آن برخوردار نمایند؛ یعنی تنها کمتر از پنج سال [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و کمتر از شش ماه [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}، [[حکومت الهی]] تأسیس کردند و [[مردم]] از [[حکومت الهی]] در بقیه دوران [[امامت]] [[محروم]] بودند&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۶-۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[اجرای عدالت]]&#039;&#039;&#039;: از نظر [[قرآن کریم]] یکی از [[اهداف مهمّ بعثت پیامبر]] [[اقامه قسط]] است. این [[وظیفه]] بر [[جانشینان پیامبر]] ([[امامان]]) نیز [[واجب]] است و یکی از مهم‌ترین [[اهداف]] [[تشکیل حکومت]] نیز همین است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به این [[حقیقت]] چنین اشاره می‌فرمایند: &amp;quot;اگر حضور حاضر (حضور [[مردم]] در صحنه) و [[قیام]] [[حجّت]] به سبب وجود [[یاور]] نبود و اگر نبود که [[خداوند]] از [[علما]] [[تعهّد]] گرفته که بر [[شکم‌بارگی]] [[ظالم]] و [[گرسنگی]] [[مظلوم]] (وجود [[نابرابری]] و [[ظلم و جور]] در [[جامعه]]) آرام و قرار نداشته باشند، من افسار شتر [[خلافت]] را بر پشت آن می‌انداختم&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.([[حکومت]] را نمی‌پذیرفتم)&amp;quot;. پس علّت [[پذیرش حکومت]] از سوی [[علی]]{{ع}}، [[اقامه قسط]] در [[جامعه]] بود، چنان‌که درباره [[حضرت]] گفته شده است: &amp;quot;در [[محراب]] عبادتش از شدت عدالتش کشته شد&amp;quot;. در سخن دیگری می‌فرماید: &amp;quot;امّا از جمله [[حق]] شما بر من [[خیرخواهی]] بر شما و رساندن [[اموال عمومی]] و [[غنایم]] و [[حقوق]] شما به شما است&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه (فیض الاسلام)، خطبه ۳۴، ص۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۷-۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تربیت امت صالحان]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وظیفه کلان دوم: [[نصرت]]==&lt;br /&gt;
نصرت امام برای امت خود شامل موارد ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[دفاع از دین]]&#039;&#039;&#039;: حوزه [[دین]] و [[مردم]] متدیّن همواره مورد [[هجوم]] [[دشمن خدا]] و [[دینداران]] قرار داشته است. این تهاجم گاهی در قالب [[شبهات]] [[علمی]] بوده و جنبه [[فرهنگی]] دارد و گاهی به صورت نظامی و گاهی در قالب‌های دیگر. در طول [[تاریخ]]، [[احزاب]]، گروه‌ها، نحله‌ها و قدرت‌های زیادی وجود داشته‌اند که از طرق گوناگون بر [[دین]] و باورهای مذهبی [[مردم]] تاخته‌اند و در مقابل [[امامان]]{{عم}} به [[دفاع]] از [[دین]] برخاسته و تلاش‌های [[دشمنان دین]] را خنثی کرده‌اند. نمونه‌های [[تاریخی]] این مطلب بسیار فراوان است. حاصل [[احتجاجات]] ائمّه علیه [[مخالفان]] و [[پاسخ‌گویی به شبهات]] آنها کتاب‌ها شده است. این [[وظیفه]] نیز از [[وظایف]] عمده [[امام]] است&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این نوع از نصرت مصادیقی نیز دارد؛ از جمله:&lt;br /&gt;
## [[جلوگیری از وقوع تحریف]] ([[جلوگیری از انحراف در دین]])&lt;br /&gt;
## [[پاسخگویی شبهات]]&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[دفاع از مؤمنان]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[ساده‌زیستی امام]]==&lt;br /&gt;
در نظام‌های غیر [[الهی]] غالباً [[رهبران]] تافته‌های جدا بافته از [[مردم]] محسوب می‌شوند، [[شیوه]] [[زندگی]] آنها با [[مردم]] متفاوت است و آنها خود را ممتاز از [[مردم]] و بر‌تر از آنها میپندارند و اگر هم اتفاقاً [[ساده‌زیستی]] و مردم‌گرایی را پیشه کنند، این امر در واقع نوعی ژست [[سیاسی]] و امر تصنّعی خواهد بود؛ امّا در [[نظام]] [[الهی]]، مردم‌گرایی و [[ساده‌زیستی]] یک [[وظیفه]] و یک [[تکلیف]] است و برای [[امامان]] و [[پیشوایان]] [[مردم]] لازم است در سطح عامّه [[زندگی]] کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: &amp;quot;[[خداوند]] مرا [[امام]] و پیشوای خلقش قرار داده و بر من [[واجب]] کرده است که در مورد نفس خود و [[خوراک]] و آشامی‌دن و [[پوشاک]] همانند [[مردم]] ضعیف و مستمند بر خود سخت‌گیری کنم تا [[فقیر]] با [[اقتدا]] به [[فقر]] من (از بی‌چیزی خود ناراحت نباشد) و ثروتمند به سبب [[بی‌نیازی]] [[سرکشی]] نکند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج۲، ص۲۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه‌های [[ساده‌زیستی]] و مردمی بودن در [[زندگی]] [[امیرالمؤمنین]] - که [[حکومت]] تشکیل داد - فراوان است. نه تنها [[حضرت]] در سطح عامّ [[مردم]] میزیست بلکه از این نیز بیشتر بر خود سخت می‌گرفت. در نامه‌ای که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[والی]] خود در [[بصره]] - [[عثمان بن حنیف]] - نوشتند به گوشه‌ای از این حقایق اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۹-۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[امام]]{{ع}} ادامه دهندۀ راه [[پیامبر]]==&lt;br /&gt;
[[پیامبر|پیامبر گرامی اسلام]]، وظایفی بر عهده داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;احتمال نخست&#039;&#039;&#039; آن است که [[خداوند]] [[امر]] [[مسلمانان]] را با [[علم]] به ناتوانی‌شان به خودشان واگذار کرده باشد که چنین نقض غرضی از سوی [[حکیم]]، ممتنع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;احتمال دوم&#039;&#039;&#039; آنکه [[خداوند]]، شخص شایسته‌ای را به عنوان [[جانشین]] [[پیامبر]] [[تعیین]] کند. که اقتضای [[حکمت الهی]] احتمال دوم است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص۱۳۷ - ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واقعیت‌های [[تاریخی]] حاکی از تداوم نیازهای موجود در [[جامعه اسلامی]] زمان [[پیامبر خاتم]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از منظر [[امامیه]]==&lt;br /&gt;
#در [[امور اجتماعی]] [[امام]] باید [[مردم]] را به [[وحدت]] و هماهنگی سوق دهد.&lt;br /&gt;
#برای جلوگیری از اختلال در [[نظم اجتماعی]] به [[امام]] [[نیاز]] است.&lt;br /&gt;
#یکی از [[اهداف]] [[امامت]]، [[اجرای حدود اسلامی]] است.&lt;br /&gt;
#یکی از [[وظایف]] [[امام]] این است که امر قضای [[اسلامی]] را [[رهبری]] کند. &lt;br /&gt;
# [[امام]] با تشکیل قوای انتظامی و [[تعیین]] [[فرماندهان]] [[شایسته]]، [[امنیت]] داخل و [[مرزهای کشور اسلامی]] را [[حفظ]] ‌می‌کند.&lt;br /&gt;
# [[رهبر]] [[جامعه اسلامی]] باید تدبیری بیاندیشد که [[حقوق]] [[مستمندان]] پرداخت گردد.&lt;br /&gt;
#باید [[پیشوایی]] [[معصوم]]، در میان [[مردم]] باشد که [[احکام اسلامی]] را در وقایع [[جدید]] بیان کند.&lt;br /&gt;
# [[حفظ]] [[شریعت اسلامی]]، از [[تحریف]] و [[تغییر]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک. [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از منظر علمای [[اهل سنت]]==&lt;br /&gt;
[[دانشمندان]] [[اهل سنت]]، [[وظایف]] [[امام]] را به [[مدیریت جامعه]] [[دینی]] منحصر کرده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#تأمین [[عدالت اجتماعی]]؛&lt;br /&gt;
#تأمین [[امنیت عمومی]]؛&lt;br /&gt;
# [[پاسداری]] از [[مرزهای جامعه اسلامی]]؛&lt;br /&gt;
#توسعه و [[گسترش اسلام]] در [[جهان]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و همچنین تأمین [[ارزاق]] عمومی، گسترش [[بهداشت]] و درمان، توسعه آموزش‌های همگانی، [[نظارت]] بر [[داد و ستد]] و به طور کلی، ارتباط‌های عمومی [[جامعه]]. لذا بر این اساس [[امام]] در بسیاری از [[شؤون]] و مسائل دیگر از جمله [[آموزش]] و کسب [[معارف]] و [[احکام اسلامی]]، فاقد نقش می‌گردد. در نتیجه رابطه [[امت]] با [[امام]] در میان [[اهل سنت]] چنین نیست که [[امت]] برای [[تهذیب نفس]] و کسب [[فضائل اخلاقی]]، [[امام]] را به عنوان [[اسوه]] و نمونه [[عینی]] [[تخلق]] قرار دهند که عاری از هرگونه [[خطا]] و [[گناه]] است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۶۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[جهان بینی اسلامی]]، [[حیات دنیوی]]، مقدمه [[حیات]] [[معنوی]] است اما [[فلسفه]] نهایی [[امامت]]، [[سعادت اخروی]] است. تنها مسئله مورد [[اختلاف]] میان [[شیعه]] و دیگران درباره [[اهداف]] [[امامت]]، [[تبیین]] آن بخش از [[معارف]] و [[احکام]] است که در [[نص]] یا [[ظاهر قرآن]] و [[سنت]] [[پیامبر]]{{صل}} وارد نشده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک. [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته == &lt;br /&gt;
{{مدخل‌ وابسته}}&lt;br /&gt;
* [[هدایت]]&lt;br /&gt;
* [[ولایت]] ([[ولایت تکوینی]]؛ [[ولایت تشریعی]]؛ [[ولایت امر]])&lt;br /&gt;
* [[خلافت]]&lt;br /&gt;
* [[شهادت]]&lt;br /&gt;
* [[ملک]]&lt;br /&gt;
* [[حکم]]&lt;br /&gt;
* [[وراثت]] ([[وراثت زمین]]؛ [[وراثت کتاب]])&lt;br /&gt;
* [[حجت]]&lt;br /&gt;
* [[تمکین فی الارض]]&lt;br /&gt;
* [[امت وسط]]&lt;br /&gt;
* [[اصطفا]]&lt;br /&gt;
* [[اجتبا]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در قرآن]]&lt;br /&gt;
* [[آیات امامت]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در حدیث]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در کلام اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در حکمت اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در عرفان اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت از دیدگاه برون‌دینی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امامان دوازده‌گانه]]&lt;br /&gt;
* [[شؤون امام]]&lt;br /&gt;
* [[صفات امام]]&lt;br /&gt;
* [[راه تعیین امام]]&lt;br /&gt;
* [[امامان دوازده‌گانه]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام على]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسن مجتبى]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسين]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام سجاد]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام باقر]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام صادق]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام كاظم]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام رضا]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام جواد]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام هادى]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسن عسکری]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام مهدى]]&lt;br /&gt;
* [[امامان از اهل بیت پیامبر خاتم]]&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل‌ وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368903.jpg|22px]] [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، &#039;&#039;&#039;[[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی، ج۲]]&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
# [[پرونده:Ka2-m17 91815.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، &#039;&#039;&#039;[[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی، ج۲]]&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل]]&lt;br /&gt;
[[رده:امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:امامت عامه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های اولویت دو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>M.asgharpor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=965849</id>
		<title>وظیفه امام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=965849"/>
		<updated>2022-06-27T03:55:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;M.asgharpor: /* وظیفه کلان نخست: هدایت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{امامت}}&lt;br /&gt;
{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = امامت&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = وظیفه امام&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[وظیفه امام در قرآن]] - [[وظیفه امام در حدیث]] - [[وظیفه امام در نهج البلاغه]] - [[وظیفه امام در معارف دعا و زیارات]] - [[وظیفه امام در کلام اسلامی]] - [[وظیفه امام در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = وظیفه امام (پرسش)&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وظیفه [[امام]]&#039;&#039;&#039; به مجموعه [[تکالیف الهی]] خواسته شده از [[امام]] اشاره دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقسیم‌بندی [[وظایف امام]]==&lt;br /&gt;
در [[قرآن کریم]] همواره به دوگانه [[ولی]] و [[نصیر]] اشاره مکرر شده است؛ مثلا [[آیه کریمه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و اگر تو پس از دانشی که بدان دست یافته‌ای از خواسته‌های آنان پیروی کنی از سوی خداوند هیچ فرمانروا و یاوری نخواهی داشت» سوره بقره، آیه ۱۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[آیه]] دیگری نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و چرا شما در راه خداوند نبرد نمی‌کنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما فرمانروایی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار» سوره نساء، آیه ۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از سوی دیگر، [[ولایت]] به معنای [[فرمانروایی]] در جهت [[جلب منافع و دفع مفاسد]] است و این مفهوم، رکن مهمی از [[حقیقت امامت]] را روشن می‌‌سازد. رکن دیگر [[حقیقت امامت]] که در [[قرآن کریم]] به آن اشاره مکرر شده است مفهوم [[هدایت]] است: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; بر اساس مجموع این دسته از [[آیات]] استفاده می‌‌شود که اساس [[وظایف]] مترتب بر [[امامت]] و [[ولایت]] بر دو رکن استوارند؛ [[هدایت]] و [[نصرت]]:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وظیفه کلان نخست: [[هدایت]]==&lt;br /&gt;
=== [[هدایت عام]]===&lt;br /&gt;
این گونه از هدایت، به [[هدایت ارائه طریق]] یا [[هدایت تعلیمی]] یا [[تبیین]] نیز نامیده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;. یکی از [[دلایل مهمّ ارسال رسل]]، [[تعلیم و تزکیه]] [[مردم]] بود {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt; «اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی می‌آموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره جمعه، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، این [[فلسفه]] در مورد [[امامان]] نیز وجود دارد؛ یعنی یکی از [[وظایف]] مهمّ [[امام]] این است که آموزش‌های لازم [[دینی]] و غیر آن را به [[مردم]] [[تعلیم]] دهد، همچنین در [[تزکیه]] و [[تربیت]] آنان بکوشد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این باره می‌فرماید: &amp;quot;از جمله [[حقوق]] شما بر من این است که... به شما [[تعلیم]] دهم تا [[نادان]] نمانید و شما را [[ادب]] کنم و [[تربیت]] نمایم تا ([[آداب]] لازم را) فراگیرید&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه (فیض الاسلام)، خطبه ۳۴، ص۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این وظیفه نیز مصادقی دارد؛ برجسته ترین آنها موارد ذیل اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تفسیر قرآن]]&#039;&#039;&#039; یا به عبارتی: [[تفسیر دین]] (شامل: [[بیان احکام]] الهی در همه عرصه های اعتقادی، فقهی، اخلاقی و غیره): از آنجا که [[پیامبر]] در [[فرصت]] کوتاه [[نبوّت]] (با توجه به موانع و [[مشکلات]] فراوان) مجال لازم را برای [[تبیین]] و [[تفسیر]] تمام [[معارف الهی]] پیدا نکرد. علاوه بر این در صورت [[اختلاف]] [[مسلمانان]] در مورد مفاهیم [[احکام]] و [[حقیقت]] آن از منظر [[پیامبر]] – چنان‌که این اتفاق افتاد- به چه کسی [[مرجع]] فصل [[اختلاف]] می‌تواند باشد و دیگر اینکه در صورت پیش آمدن مسائل مستحدثه و [[جدید]] - که همواره چنین خواهد بود- این [[امام]] است که می‌تواند راه حل آن را با توجّه به [[قرآن]] و [[سنّت]] برای [[مردم]] بیان کند. ده‌ها هزار [[حدیث]] از ائمّه{{عم}} رسیده است که همگی در جهت شرح و [[تفسیر]] و [[تبیین]] [[آیات]] و [[احکام الهی]] است. بیان کم و کیف [[عبادات]] و [[فروع دین]]، [[اعتقادات]] و [[اصول دین]] و مکارم اخلاف به وسیله [[امامان]] انجام میگیرد. در [[حدیثی]] از [[امام رضا]]{{ع}} می‌خوانیم: &amp;quot;تمام و کمال [[نماز]]، [[زکات]]، [[روزه]]، [[حج]]، [[جهاد]]، گرفتن و تقسیم [[اموال عمومی]] و غنیمت‌ها و [[صدقات]]، امضای حدود و [[احکام]] نگهداری از مرزها و حدود توسط [[امام]] تحقّق پیدا می‌کند. [[امام]] [[حلال]] [[الهی]] را [[حلال و حرام]] او را [[حرام]] می‌کند، [[حدود الهی]] را بر پا می‌دارد و از [[دین خدا]] [[دفاع]] می‌کند و [[مردم]] را با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[نیکو]] و [[برهان]] رسا به پروردگارش فرا می‌خواند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;احتجاج طبرسی، ج۲، ص۲۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۸-۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[رفع اختلافات]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== [[هدایت خاص]] ===&lt;br /&gt;
[[هدایت خاص]] یا [[هدایت ایصال الی المطلوب]] یا [[هدایت راهبری]]) شامل موارد ذیل است:&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تشکیل حکومت]]&#039;&#039;&#039;: [[تشکیل حکومت]]، چنان‌که برای [[پیامبر]] یک [[وظیفه]] و [[تکلیف]] است برای [[امام]] نیز چنین است. بر خلاف آنچه در نظام‌های [[سیاسی]] [[بشر]] [[مشاهده]] می‌شود، [[پذیرفتن]] [[حکومت]] برای [[امام]] یک [[حق]] و امتیاز و وسیله‌ای برای [[کسب قدرت]] و [[ثروت]] و... نیست، بلکه یک [[فریضه]] و یک [[تکلیف]] است؛ بنابراین از نظر [[اسلام]]، این موضوع مطرح نیست که [[امام]] می‌تواند و خوب است که [[حکومت]] را به دست گیرد یا خیر؟ بلکه برای [[امام]] [[واجب]] است که اگر شرایط فراهم شود و [[مردم]] در صحنه باشند [[حکومت]] تشکیل دهد. روشن است بدون وجود [[حکومت الهی]] بسیاری از [[احکام]] و [[تعالیم]] [[الهی]] قابل [[اجرا]] نیست؛ به همین [[دلیل]] [[امامان شیعه]]{{عم}} همواره درصدد [[تشکیل حکومت]] بوده‌اند، هر چند به سبب کوتاهی [[مردم]] و [[تخلف]] از [[وظایف]] خود و [[غفلت]] از اهمیّت مطلب به جز مدّت محدودی، آن حضرات موفق نشدند [[حکومت الهی]] در [[جامعه]] تأسیس کنند و [[مردم]] را از مواهب فراوان آن برخوردار نمایند؛ یعنی تنها کمتر از پنج سال [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و کمتر از شش ماه [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}، [[حکومت الهی]] تأسیس کردند و [[مردم]] از [[حکومت الهی]] در بقیه دوران [[امامت]] [[محروم]] بودند&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۶-۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[اجرای عدالت]]&#039;&#039;&#039;: از نظر [[قرآن کریم]] یکی از [[اهداف مهمّ بعثت پیامبر]] [[اقامه قسط]] است. این [[وظیفه]] بر [[جانشینان پیامبر]] ([[امامان]]) نیز [[واجب]] است و یکی از مهم‌ترین [[اهداف]] [[تشکیل حکومت]] نیز همین است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به این [[حقیقت]] چنین اشاره می‌فرمایند: &amp;quot;اگر حضور حاضر (حضور [[مردم]] در صحنه) و [[قیام]] [[حجّت]] به سبب وجود [[یاور]] نبود و اگر نبود که [[خداوند]] از [[علما]] [[تعهّد]] گرفته که بر [[شکم‌بارگی]] [[ظالم]] و [[گرسنگی]] [[مظلوم]] (وجود [[نابرابری]] و [[ظلم و جور]] در [[جامعه]]) آرام و قرار نداشته باشند، من افسار شتر [[خلافت]] را بر پشت آن می‌انداختم&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.([[حکومت]] را نمی‌پذیرفتم)&amp;quot;. پس علّت [[پذیرش حکومت]] از سوی [[علی]]{{ع}}، [[اقامه قسط]] در [[جامعه]] بود، چنان‌که درباره [[حضرت]] گفته شده است: &amp;quot;در [[محراب]] عبادتش از شدت عدالتش کشته شد&amp;quot;. در سخن دیگری می‌فرماید: &amp;quot;امّا از جمله [[حق]] شما بر من [[خیرخواهی]] بر شما و رساندن [[اموال عمومی]] و [[غنایم]] و [[حقوق]] شما به شما است&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه (فیض الاسلام)، خطبه ۳۴، ص۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۷-۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[تربیت امت صالحان]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وظیفه کلان دوم: [[نصرت]]==&lt;br /&gt;
نصرت امام برای امت خود شامل موارد ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[دفاع از دین]]&#039;&#039;&#039;: حوزه [[دین]] و [[مردم]] متدیّن همواره مورد [[هجوم]] [[دشمن خدا]] و [[دینداران]] قرار داشته است. این تهاجم گاهی در قالب [[شبهات]] [[علمی]] بوده و جنبه [[فرهنگی]] دارد و گاهی به صورت نظامی و گاهی در قالب‌های دیگر. در طول [[تاریخ]]، [[احزاب]]، گروه‌ها، نحله‌ها و قدرت‌های زیادی وجود داشته‌اند که از طرق گوناگون بر [[دین]] و باورهای مذهبی [[مردم]] تاخته‌اند و در مقابل [[امامان]]{{عم}} به [[دفاع]] از [[دین]] برخاسته و تلاش‌های [[دشمنان دین]] را خنثی کرده‌اند. نمونه‌های [[تاریخی]] این مطلب بسیار فراوان است. حاصل [[احتجاجات]] ائمّه علیه [[مخالفان]] و [[پاسخ‌گویی به شبهات]] آنها کتاب‌ها شده است. این [[وظیفه]] نیز از [[وظایف]] عمده [[امام]] است&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این نوع از نصرت مصادیقی نیز دارد؛ از جمله:&lt;br /&gt;
## [[جلوگیری از وقوع تحریف]] ([[جلوگیری از انحراف در دین]])&lt;br /&gt;
## [[پاسخگویی شبهات]]&lt;br /&gt;
# &#039;&#039;&#039;[[دفاع از مؤمنان]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[ساده‌زیستی امام]]==&lt;br /&gt;
در نظام‌های غیر [[الهی]] غالباً [[رهبران]] تافته‌های جدا بافته از [[مردم]] محسوب می‌شوند، [[شیوه]] [[زندگی]] آنها با [[مردم]] متفاوت است و آنها خود را ممتاز از [[مردم]] و بر‌تر از آنها میپندارند و اگر هم اتفاقاً [[ساده‌زیستی]] و مردم‌گرایی را پیشه کنند، این امر در واقع نوعی ژست [[سیاسی]] و امر تصنّعی خواهد بود؛ امّا در [[نظام]] [[الهی]]، مردم‌گرایی و [[ساده‌زیستی]] یک [[وظیفه]] و یک [[تکلیف]] است و برای [[امامان]] و [[پیشوایان]] [[مردم]] لازم است در سطح عامّه [[زندگی]] کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: &amp;quot;[[خداوند]] مرا [[امام]] و پیشوای خلقش قرار داده و بر من [[واجب]] کرده است که در مورد نفس خود و [[خوراک]] و آشامی‌دن و [[پوشاک]] همانند [[مردم]] ضعیف و مستمند بر خود سخت‌گیری کنم تا [[فقیر]] با [[اقتدا]] به [[فقر]] من (از بی‌چیزی خود ناراحت نباشد) و ثروتمند به سبب [[بی‌نیازی]] [[سرکشی]] نکند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج۲، ص۲۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمونه‌های [[ساده‌زیستی]] و مردمی بودن در [[زندگی]] [[امیرالمؤمنین]] - که [[حکومت]] تشکیل داد - فراوان است. نه تنها [[حضرت]] در سطح عامّ [[مردم]] میزیست بلکه از این نیز بیشتر بر خود سخت می‌گرفت. در نامه‌ای که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[والی]] خود در [[بصره]] - [[عثمان بن حنیف]] - نوشتند به گوشه‌ای از این حقایق اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۸۹-۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[امام]]{{ع}} ادامه دهندۀ راه [[پیامبر]]==&lt;br /&gt;
[[پیامبر|پیامبر گرامی اسلام]]، وظایفی بر عهده داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;احتمال نخست&#039;&#039;&#039; آن است که [[خداوند]] [[امر]] [[مسلمانان]] را با [[علم]] به ناتوانی‌شان به خودشان واگذار کرده باشد که چنین نقض غرضی از سوی [[حکیم]]، ممتنع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;احتمال دوم&#039;&#039;&#039; آنکه [[خداوند]]، شخص شایسته‌ای را به عنوان [[جانشین]] [[پیامبر]] [[تعیین]] کند. که اقتضای [[حکمت الهی]] احتمال دوم است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک. [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص۱۳۷ - ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واقعیت‌های [[تاریخی]] حاکی از تداوم نیازهای موجود در [[جامعه اسلامی]] زمان [[پیامبر خاتم]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از منظر [[امامیه]]==&lt;br /&gt;
#در [[امور اجتماعی]] [[امام]] باید [[مردم]] را به [[وحدت]] و هماهنگی سوق دهد.&lt;br /&gt;
#برای جلوگیری از اختلال در [[نظم اجتماعی]] به [[امام]] [[نیاز]] است.&lt;br /&gt;
#یکی از [[اهداف]] [[امامت]]، [[اجرای حدود اسلامی]] است.&lt;br /&gt;
#یکی از [[وظایف]] [[امام]] این است که امر قضای [[اسلامی]] را [[رهبری]] کند. &lt;br /&gt;
# [[امام]] با تشکیل قوای انتظامی و [[تعیین]] [[فرماندهان]] [[شایسته]]، [[امنیت]] داخل و [[مرزهای کشور اسلامی]] را [[حفظ]] ‌می‌کند.&lt;br /&gt;
# [[رهبر]] [[جامعه اسلامی]] باید تدبیری بیاندیشد که [[حقوق]] [[مستمندان]] پرداخت گردد.&lt;br /&gt;
#باید [[پیشوایی]] [[معصوم]]، در میان [[مردم]] باشد که [[احکام اسلامی]] را در وقایع [[جدید]] بیان کند.&lt;br /&gt;
# [[حفظ]] [[شریعت اسلامی]]، از [[تحریف]] و [[تغییر]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک. [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==از منظر علمای [[اهل سنت]]==&lt;br /&gt;
[[دانشمندان]] [[اهل سنت]]، [[وظایف]] [[امام]] را به [[مدیریت جامعه]] [[دینی]] منحصر کرده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#تأمین [[عدالت اجتماعی]]؛&lt;br /&gt;
#تأمین [[امنیت عمومی]]؛&lt;br /&gt;
# [[پاسداری]] از [[مرزهای جامعه اسلامی]]؛&lt;br /&gt;
#توسعه و [[گسترش اسلام]] در [[جهان]]؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و همچنین تأمین [[ارزاق]] عمومی، گسترش [[بهداشت]] و درمان، توسعه آموزش‌های همگانی، [[نظارت]] بر [[داد و ستد]] و به طور کلی، ارتباط‌های عمومی [[جامعه]]. لذا بر این اساس [[امام]] در بسیاری از [[شؤون]] و مسائل دیگر از جمله [[آموزش]] و کسب [[معارف]] و [[احکام اسلامی]]، فاقد نقش می‌گردد. در نتیجه رابطه [[امت]] با [[امام]] در میان [[اهل سنت]] چنین نیست که [[امت]] برای [[تهذیب نفس]] و کسب [[فضائل اخلاقی]]، [[امام]] را به عنوان [[اسوه]] و نمونه [[عینی]] [[تخلق]] قرار دهند که عاری از هرگونه [[خطا]] و [[گناه]] است&amp;lt;ref&amp;gt;جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۶۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[جهان بینی اسلامی]]، [[حیات دنیوی]]، مقدمه [[حیات]] [[معنوی]] است اما [[فلسفه]] نهایی [[امامت]]، [[سعادت اخروی]] است. تنها مسئله مورد [[اختلاف]] میان [[شیعه]] و دیگران درباره [[اهداف]] [[امامت]]، [[تبیین]] آن بخش از [[معارف]] و [[احکام]] است که در [[نص]] یا [[ظاهر قرآن]] و [[سنت]] [[پیامبر]]{{صل}} وارد نشده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک. [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۲۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته == &lt;br /&gt;
{{مدخل‌ وابسته}}&lt;br /&gt;
* [[هدایت]]&lt;br /&gt;
* [[ولایت]] ([[ولایت تکوینی]]؛ [[ولایت تشریعی]]؛ [[ولایت امر]])&lt;br /&gt;
* [[خلافت]]&lt;br /&gt;
* [[شهادت]]&lt;br /&gt;
* [[ملک]]&lt;br /&gt;
* [[حکم]]&lt;br /&gt;
* [[وراثت]] ([[وراثت زمین]]؛ [[وراثت کتاب]])&lt;br /&gt;
* [[حجت]]&lt;br /&gt;
* [[تمکین فی الارض]]&lt;br /&gt;
* [[امت وسط]]&lt;br /&gt;
* [[اصطفا]]&lt;br /&gt;
* [[اجتبا]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در قرآن]]&lt;br /&gt;
* [[آیات امامت]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در حدیث]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در کلام اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در حکمت اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در عرفان اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت از دیدگاه برون‌دینی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امامان دوازده‌گانه]]&lt;br /&gt;
* [[شؤون امام]]&lt;br /&gt;
* [[صفات امام]]&lt;br /&gt;
* [[راه تعیین امام]]&lt;br /&gt;
* [[امامان دوازده‌گانه]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام على]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسن مجتبى]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسين]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام سجاد]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام باقر]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام صادق]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام كاظم]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام رضا]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام جواد]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام هادى]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسن عسکری]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام مهدى]]&lt;br /&gt;
* [[امامان از اهل بیت پیامبر خاتم]]&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل‌ وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368903.jpg|22px]] [[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، &#039;&#039;&#039;[[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی، ج۲]]&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
# [[پرونده:Ka2-m17 91815.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، &#039;&#039;&#039;[[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی، ج۲]]&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل]]&lt;br /&gt;
[[رده:امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:امامت عامه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقاله‌های اولویت دو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>M.asgharpor</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=964533</id>
		<title>ویژگی امام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85&amp;diff=964533"/>
		<updated>2022-06-26T07:14:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;M.asgharpor: /* صفات خلیفه الهی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{امامت}}&lt;br /&gt;
{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = امامت&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = ویژگی امام&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[ویژگی امام در قرآن]] - [[ویژگی امام در حدیث]] - [[ویژگی امام در کلام اسلامی]] - [[ویژگی امام در عرفان اسلامی]] - [[ویژگی امام در فلسفه اسلامی]] - [[ویژگی امام در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ویژگی امام در فقه سیاسی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ویژگی [[امام]]&#039;&#039;&#039; به معنای صفاتی است که [[امام]] [[معصوم]] بدان متصف می‌‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[صفات]] [[خلیفه الهی]]==&lt;br /&gt;
*[[انسان‌ها]] در [[پذیرش]] [[خلافت الهی]] دارای ویژگی‌هایی می‌باشند که در ذیل به پاره‌ای از این ویژگی‌ها، پرداخته می‌شود:&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;[[جعل الهی]]:&#039;&#039;&#039; [[خداوند]] [[انسان]] را [[جانشین]] خود در [[زمین]] قرار داده است و این جانشنی با هدف [[رشد]]، تعالی و حرکت [[انسان]] به سوی [[سعادت]] و کمال [[جاودانی]] صورت گرفته است. بنابراین از این دیدگاه [[انسان]] نمی‌تواند ادعا کند که ذاتاً دارای [[حاکمیت]] و [[خلافت]] است، زیرا [[انسان]] [[جایگاه]] &amp;quot;[[خلافت]]&amp;quot; و پایگاه، [[امانت]] و [[مسئولیت الهی]] است به همین جهت در [[قرآن]] نیز [[خلافت]] [[انسان]] در [[زمین]] با فعل &amp;quot;[[جعل]]&amp;quot; بیان شده است. بنابراین از این نظر که منشأ و سرچشمه آن بیرون از [[جامعه انسانی]] است جعلی است. از این‌رو [[خلافت]]، طرحی [[الهی]] است و [[خلیفه]] تنها به [[اذن]] او به این [[مقام]] می‌رسد که در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}&amp;lt;ref&amp;gt;«می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; معیار [[خلیفه]] بودن برای [[انسان]]، [[جعل الهی]] است یعنی کسی می‌تواند [[خلیفه الهی]] باشد که به [[جعل الهی]] [[خلیفه]] بودن وی صورت پذیرد&amp;lt;ref&amp;gt;محمدباقر صدر، نهادهای اقتصادی اسلام، ترجمه: غلامرضا بیات، ص۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;[[محدودیت]] و نسبیت:&#039;&#039;&#039; با توجه به اینکه [[خلافت]] در [[زمین]] به دست [[انسان‌ها]] تحقق می‌یابد و توانایی‌ها، امکانات و تلاش‌های بشری محدود و نسبی است لذا [[خلافت]] او نیز همین‌گونه خواهد بود؛ بنابراین [[خلیفه الهی]]، اختیارات نامحدودی ندارد. همچنین [[انسان‌ها]] بر حسب تقربی که به درگاه [[خداوند]] دارند، درجات خلافتشان متفاوت می‌شود. از این‌رو بسیاری از [[انسان‌ها]] هیچگونه صلاحیتی برای [[خلیفه]] بودن را ندارند. افرادی که در [[کفر]] و [[فساد]] غوطه‌ورند و صلاحیت نام [[انسان]] بودن را ندارند چه برسد به اینکه: {{متن قرآن|أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;[[تکوینی]] و [[فطری]]:&#039;&#039;&#039; [[ولایت و خلافت]] [[انسان]] در [[زمین]] امری طبیعی و [[تکوینی]] است؛ یعنی مطابق با ساخت و [[سرشت]] طبیعی اوست و [[تشریعی]]، وضعی و قانونی نمی‌باشد؛ یعنی به عنوان [[وظیفه]] و [[تکلیف]] به او عرضه نشده است بلکه به خاطر تناسب وهم‌آهنگی که با [[سرشت]] و ساختار طبیعی‌اش داشته است به او عرضه شده و او نیز آن را پذیرفته است و اگر فعل &amp;quot;[[جعل]]&amp;quot; را در مورد آن به کار می‌برد، جعلش [[تکوینی]] و [[فطری]] است نه [[تشریعی]] و وضعی. [[جعل]] در اینجا چیزی شبیه به &amp;quot;[[خلق]]&amp;quot; یا تکمیل [[خلق]] می‌باشد. همان‌گونه که در [[قرآن]] ابتدا از [[خلق]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] سخن می‌گوید و بعد با [[جعل]] [[ظلمات]] و [[نور]] آن را کامل می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ}} «سپاس خداوند را که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و روشنایی را پدید آورد؛ آنگاه کافران برای پروردگار خود همتا می‌تراشند» سوره انعام، آیه ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[خلافت]] بنا به [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بر [[انسان]] عرضه شده است و [[انسان]] هم آن را پذیرفته و زیر بار [[مسئولیت]] آن رفته است، اما [[خلافت]] بر موجودات دیگر عرضه شد ولی آن را نپذیرفتند از این‌روست که این [[جعل]] و عرضه، [[جعل]] [[تشریعی]] و قانونی نیست بلکه [[تکوینی]] و [[فطری]] است و با جعل‌های [[تشریعی]] نظیر [[ارسال رسل]] تفاوت دارد. [[شهید صدر]] می‌فرماید: &amp;quot;این عرضه [[تکوینی]] است نه [[تشریعی]]&amp;quot; مقصود این است که این عطای [[پروردگار]] در جستجوی جایی متناسب با طبیعتش، متناسب با [[فطرت]] و سرشتش گردش کرد، کوه‌ها با این [[خلافت]] هماهنگی نداشتند، [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] با آن تناسبی نداشتند تا بتوانند بار [[امانت]] و [[خلافت الهی]] را بردارند ولی تنها موجودی که بر حسب ساختمان و بافت خود و به [[حکم]] [[فطرت]] الهی‌اش با این [[خلافت]] تناسب دارد [[انسان]] است بنابراین [[عرضه امانت]] و [[خلافت الهی]] [[فطری]] و [[تکوینی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;محمد باقر صدر، المدرسة القرأنیه، ص۴۳۱-۵۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;[[سنت الهی]]:&#039;&#039;&#039; [[خلافت]] [[انسان]] در [[زمین]] چون امری [[فطری]] و واقعی است و ریشه در [[طبیعت]] [[انسان]] و [[جهان]] دارد از آن به &amp;quot;[[سنت]]&amp;quot; یا &amp;quot;[[قانون]]&amp;quot; [[الهی]] تعبیر می‌شود. بنابراین تمام خصوصیات [[سنت‌های الهی]] را دارد. منتها سنتی است از نوع سنت‌های گروه سوم یعنی گرایش‌های طبیعی و [[فطری]]، بدین معنا که [[انسان]] به عنوان موجودی [[اجتماعی]] - [[سیاسی]] (یا به تعبیر [[ابونصر فارابی]] &amp;quot;[[مدنی]]&amp;quot;) بدون [[خلافت]] و [[حاکمیت]] [[انسان]] - به معنای واقعی - نخواهد بود و این ویژگی را نمی‌توان از او جدا کرد، هرچند که می‌توان موقتا با [[فطرت]] و [[سرشت انسان]] به مقابله برخاست و در مقابل سنت‌های [[فطری]] ایستاد.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;عمومیت و همگانی:&#039;&#039;&#039; [[خلافت]] [[انسان]] موضوعی عمومی، [[انسانی]] و همگانی است. فراگیرنده [[جهان شمول]] و عام است و به هیچ [[فرد]]، گروه یا طبقه خاصی تعلق ندارد و هیچ [[فرد]] یا گروه یا طبقه‌ای نمی‌تواند ادعا کند که دیگران فاقد آن هستند. همان‌گونه که [[انسان‌ها]] همه در پیشگاه [[حق]] برابرند، در دارا بودن [[حق]] [[ولایت و خلافت]] در [[زمین]] نیز برابرند؛ زیرا آن‌چه که [[فرشتگان الهی]] از آن [[بیم]] داشتند که [[آدم]] در [[زمین]] [[خونریزی]] و [[فساد]] می‌کند، یقیناً شخص [[آدم]] نبود بلکه آدمیت و [[انسانیت]] در طول [[تاریخ]] می‌باشد بنابراین [[جعل]] [[خلافت]] مخصوص او نبود بلکه تمامی [[انسان‌ها]] در آن [[شریک]] و مشترک بودند.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;گستردگی و شمول:&#039;&#039;&#039; حوزه و دایره [[خلافت]] [[انسان]] در [[زمین]] بسیار گسترده است و تمام ابعاد [[زندگی]] او را دربر می‌گیرد. در [[سیاست]]، در [[اقتصاد]]، [[جامعه]]، [[فرهنگ]]، [[اخلاق]]، [[دانش]] و... [[انسان]] [[جانشین]] خداست. مثلا در [[اقتصاد]] [[انسان]] به عنوان [[خلیفه خدا]] [[وظیفه]] دارد ثروتی را که [[خداوند]] در [[اختیار]] او گذارده براساس فرمان‌ها و دستورهای مالک اصلی اداره نماید&amp;lt;ref&amp;gt;محمدباقر صدر، نهادهای اقتصادی اسلام، ترجمه: غلامرضا بیات، ص۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[قرآن]] نیز به این نوع [[استخلاف]] [[اقتصادی]] اشاره شده است: {{متن قرآن|أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و از آنچه شما را در آن جانشین کرده است ببخشید» سوره حدید، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[سیاست]] نیز [[قوانین]] و [[زندگی اجتماعی]] را در مدار [[اراده تشریعی]] او [[اجرا]] کند. بنابراین [[خلافت]] [[انسان]] تنها یک [[خلافت]] [[سیاسی]] محض نیست بلکه ابعاد گوناگونی دارد و راهی است برای رسیدن [[بشر]] به [[مقام عبودیت]] محض [[الهی]] و خداگونه شدن. به تعبیر [[شهید صدر]]: &amp;quot;... [[خداوند]] [[پروردگار]] [[زمین]] و همه [[خیرات]] آن است و نیز [[پروردگار]] [[انسان]] و حیوان و هر جنبنده‌ای بدین‌سان [[خلیفة‌الله]] در [[زمین]] یعنی [[جانشین]] [[خداوند]] در تمام این امور و اشیا و...&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;محمدباقر صدر، خلافت انسان و گواهی فرشتگان، ترجمه: سید جمال موسوی، ص۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;[[برابری]] در [[خلافت]]:&#039;&#039;&#039; تمام [[انسان‌ها]] در دارا بودن [[حقوق]] مربوط به [[خلافت]] با هم برابرند و [[حق]] [[خلافت]] هیچ کس طبیعتا بیشتر از دیگری نیست، یعنی همان [[حق]] و سهمی که شخص الف برای تحقق [[خلافت خدا]] در [[زمین]] دارد، شخص ب نیز داراست و از اینجاست که در این نظریه برتری ‌طلبی و سلطه‌جویی افراد و [[اقوام]] بر یکدیگر منتفی است. &amp;quot;همان‌گونه که [[گذشت]] [[مردم]] صاحب [[حق]] و عهده‌دار حمل این [[امانت]] هستند و همگی نسبت به این [[حق]] در پیشگاه [[قانون]] با هم برابرند و تمام آنها در جهت تحقق آن، [[حق]] بیان آرا و [[افکار]] و انجام [[فعالیت‌های سیاسی]] به گونه‌های مختلف را دارند، همان‌گونه که در انجام مراسم و [[شعائر]] [[دینی]] و مذهبی خود [[آزاد]] هستند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;محمدباقر صدر، الاسلام یقود الحیاة، ص۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;[[امانت]] بودن:&#039;&#039;&#039; [[امانت]] آن چیزی است که [[امانتدار]] باید در آن بر اساس [[رضایت]] و توافق صاحب [[امانت]] دخل و [[تصرف]] نماید. [[خلافت]] [[انسان]] در [[زمین]] از نوع [[امانت]] است؛ یعنی [[جامعه]] و [[طبیعت]] مورد [[امانت]] هستند و [[انسان]] [[امانتدار]] آنها. به همین جهت [[امانت]]، [[مسئولیت]] و [[تعهد]] را به دنبال دارد.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;[[توحیدی]] بودن:&#039;&#039;&#039; مرکز و محور اصلی [[خلافت]] [[انسان]] را &amp;quot;[[توحید]]&amp;quot; تشکیل می‌دهد و مبنا و اساس آن در [[اعتقاد]] به مبادی [[توحیدی]] قرار دارد و لذا بدون [[پذیرش]] [[توحید]]، تحقق آن بعید به نظر می‌رسد.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;غیر قابل سلب بودن:&#039;&#039;&#039; همان‌گونه که قبلاً بیان شد &amp;quot;[[خلافت]] [[انسان]]&amp;quot; در [[زمین]] جنبه عمومی و همگانی دارد و همگان در دارا بودن آن و [[حقوق]] مربوط به آن با هم برابرند. از این دو مقدمه می‌توان نتیجه گرفت که نمی‌توان [[حق]] [[خلافت]] در [[زمین]] را در هیچ یک از ابعاد آن ([[سیاسی]]، [[حقوقی]]، [[اقتصادی]] و...) از کسی سلب کرد. به عنوان نمونه یکی از ابعاد آن [[استخلاف]] در [[طبیعت]] و [[ثروت]] است که [[حق]] [[مالکیت خصوصی]] را به دنبال دارد، نمی‌توان [[حق]] [[مالکیت خصوصی]] را از کسی سلب کرد. در [[امور سیاسی]] نیز همین‌گونه است. مثلا یکی از جنبه‌های آن [[حق نظارت]] و مشارکت در [[حکومت]] است و این [[حق]] را نمی‌توان از کسی سلب نمود.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;غیر قابل انتقال بودن:&#039;&#039;&#039; این [[خلافت]] به دو [[دلیل]] غیر قابل انتقال است، اولاً همه دارای [[حق]] [[خلافت]] برابرند و [[حق]] دخالت آنها در [[امور جامعه]] یکسان می‌باشد. پس انتقال آن از کسی به دیگری بی‌معنا است و ثانیاً انتقال [[حق]] [[خلافت]] از کسی به دیگری به معنای این است که او دیگر بر [[سرنوشت]] خود، [[جامعه]] و [[طبیعت]] [[حاکم]] نیست و تحت [[سلطه]] دیگران قرار دارد و این امر برابر است با از بین رفتن [[آزادی]] او.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;زیربنا و اساس [[حکومت]]:&#039;&#039;&#039; [[مردم]] با دارا بودن [[حق]] [[خلافت]] در [[زمین]] است که می‌توانند با [[تشکیل حکومت]] [[اداره امور]] [[جامعه]] را به دست گیرند، زیرا مادامی که [[مردم]] همه، [[حق]] دخالت در [[سرنوشت]] [[جامعه]] خود را نداشته باشند، نمی‌توانند به [[تشکیل حکومت]] [[اقدام]] کنند: &amp;quot;از همین رو مسئله [[خلافت]] [[انسان]]، از دیدگاه [[قرآن]]، در [[حقیقت]] شالوده [[حکومت]] [[انسان]] بر هستی است. بدین ترتیب [[حکومت]] [[انسان]] بر خود هم بر این پایه درست می‌شود. چنان‌که [[حکومت]] [[مردم]] بر [[مردم]]، یعنی [[حق حاکمیت]] ملی نیز به عنوان [[خلیفة‌الله]] بودن [[انسان‌ها]] می‌تواند [[مشروع]] و قانونی باشد: {{عربی|...و شرعية ممارسة الجماعة البشرية حكم نفسها بوصفها خليفة عن الله}}&amp;lt;ref&amp;gt;محمدباقر صدر، خلافت انسان و گواهی فرشتگان، ترجمه: سید جمال موسوی، ص۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۷۷-۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
*امامِ [[واجب]] النصب - خواه [[واجب]] النصب علی [[الله]] و خواه [[واجب]] النصب علی [[الناس]] - چه صفاتی باید داشته باشد؟ به عبارت دیگر، [[نصب امام]] با چه صفاتی عقلاً و شرعاً یا فقط شرعاً [[واجب]] است؟&amp;lt;ref&amp;gt;[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*در [[مناقب ابن شهر آشوب (کتاب)|مناقب ابن شهر آشوب]]، مباحث سودمند و نکات جالبی دربارۀ [[امامت]] و [[ائمه]]{{عم}} است. از جمله با عنوان &amp;quot;صفات الأئمّه&amp;quot;، فهرستی از صفات [[امامان]] را براساس آنچه در [[روایات]] [[شیعه]] آمده برشمرده و پنجاه صفت ذکر کرده است، از جمله این اوصاف و ویژگی‌ها: &amp;lt;ref&amp;gt;مناقب، ج ۱ ص ۲۵۳&amp;lt;/ref&amp;gt; [[عصمت]]، [[نص بر امامت]]، [[داناترین]]، [[فصیح‌ترین]]، [[بردبارترین]]، [[دادگرترین]]، [[باتقواترین]]، [[شجاع‌ترین]]، [[باشرافت‌ترین]]، [[خیرخواه‌ترین]]، [[وفادارترین]]، [[شکیباترین]]، [[پارساترین]]، [[بخشنده‌ترین]]، [[عابدترین]]، [[مهربان‌ترین]] [[مردم]]، متواضع‌ترین آنان در برابر [[خدا]] باشند، بیش از همه [[مطیع]] [[امر و نهی]] [[الهی]] باشند، از همه به خودشان سزاوارترند، [[ختنه]] شده و [[پاک]] به [[دنیا]] می‌آیند، عهده‌دار ولادت و وفاتشان [[امام]] [[معصوم]] است، [[اموال]] در [[اختیار]] آنان است، به خاطر [[فراست]] و [[تیزهوشی]] از روبه‌رو پشت سر می‌بینند، چون از [[نور]] [[خدا]] [[آفریده]] شده‌اند سایه ندارند، هرکه از آنان متولد شود [[مؤمن]] می‌شود، چون از شکم [[مادر]] بر روی [[زمین]] قرار گیرند، با کف دو دست بر [[زمین]] می‌آیند و صدایشان به گفتن &amp;quot;[[شهادتین]]&amp;quot; بلند است، قلبشان نمی‌خوابد، [[محدث]] می‌شوند، دعایشان [[مستجاب]] می‌شود، بویشان معطّر است، دارای [[وصیّت]] آشکارند، با خرق عادات، [[دلیل]] و [[معجزه]] دارند، از حوادث پیش از وقوع خبر می‌دهند، [[سلاح]] و [[شمشیر]] [[پیامبر]] نزد آنان است، [[زره]] او برایشان اندازه است، صحیفه‌ای در [[اختیار]] دارند که نام شیعیانشان تا [[روز قیامت]] در آن است، و صحیفه‌ای که نام دشمنانشان تا [[روز قیامت]] در آن است، نزد آنان &amp;quot;[[جامعه]]&amp;quot; است که صحیفه‌ای است به طول هفتاد ذراع که همۀ نیازهای بنی [[آدم]] در آن است، به املای [[پیامبر]] و خطّ [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} است، نیز [[جفر احمر]] نزد آنان است، جعبه‌ای که [[سلاح]] [[پیامبر]] در آن است و تا [[خروج]] [[امام مهدی|حضرت قائم]]{{ع}} بیرون نخواهد آمد و [[جفر ابیض]] نزد آنان است، جعبه‌ای که [[تورات موسی]] و [[انجیل عیسی]] و [[زبور داود]] و [[کتب آسمانی]] در آن است، دارای [[الهام]] و شنیدن صدای غیبی‌اند و آنچه بر دل‌هایشان می‌افتد و صدایی می‌شنوند، همچون صدای زنجیر در طشت، و گاهی چهره‌ای بزرگتر از [[جبرئیل|جبرائیل]] و [[میکائیل]] و [[اسرافیل]] نزد آنان [[آشکار]] می‌شود و گاهی آن را می‌بینند و مورد خطاب قرار می‌دهند و گفته‌اند از صفات [[امام]]، [[شناخت]] همۀ [[احکام]] است&amp;lt;ref&amp;gt;[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
* [[جانشین]] [[پیامبر]]{{صل}} که ضامن تداوم [[حیات]] [[دین]] و نیز پاسخ‌گویی نیازهای [[بشر]] است، تناسب [[جایگاه]] والای [[پیشوایی]] و [[رهبری]]، ویژگی‌های دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:&lt;br /&gt;
# [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]] و برخورداری از ملکه [[عصمت]] به گونه‌ای که کوچک‌ترین گناهی از او سر نمی‌زند.&lt;br /&gt;
# [[علم]] و [[دانش]] که از [[علم]] [[پیامبر]]{{صل}} سرچشمه گرفته و متصل به [[علم الهی]] است؛ بنابراین پاسخ‌گوی همه نیازها در همۀ زمینه‌های مادی و [[معنوی]]، [[دینی]] و [[دنیایی]] است.&lt;br /&gt;
# [[آراستگی]] به [[فضائل]] و [[سجایای اخلاقی]] در بالاترین درجات؛&lt;br /&gt;
#توان اداره [[جامعه بشری]] و [[مدیریت]] صحیح آن بر اساس [[آموزه‌های دینی]].&lt;br /&gt;
*با توجه به صفات یادشده برای [[امام]]، [[بدیهی]] است که [[انتخاب]] چنین فردی از توان و [[دانش]] [[مردم]]، بیرون است و تنها [[خداوند]] است که به سبب [[علم]] بی‌نهایت خود می‌تواند [[پیشوایان]] و [[جانشینان]] [[پیامبر]]{{صل}} را برگزیند. &lt;br /&gt;
*اصلی‌ترین [[وصف]] [[امام]] در [[برهان لطف]]، [[علم لدنّی]] و [[عصمت]] اوست که هر دو می‌باید به ضمانت و [[تأیید الهی]] باشد؛ و الا در میان انسان‌های عادّی، افرادی یافت می‌شوند که به [[دلیل]] [[وارستگی]] [[روحی]]، صاحب [[کرامات]] و [[مکاشفات]] و یا [[علوم]] غیر اکتسابی می‌شوند، ولی [[کلام]] آنها برای دیگران [[حجت]] نیست؛ زیرا [[عصمت]] آنان از [[خطا]] و یا اطلاع آنان از [[عالم غیب]]، به [[تأیید]] و تضمین [[الهی]] نیست. بنابراین [[امام]] باید:&lt;br /&gt;
#مستقیماً [[مهتدی]] به [[هدایت الهی]] باشد و محتاج [[هدایت]] هیچ مخلوقی نباشد؛ چنان‌که [[خداوند]] در این باره می‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آیا آنکه به حقّ رهنمون می‌گردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمی‌یابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری می‌کنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
# [[معصوم]] به [[عصمت الهی]] باشد؛ تا بتواند مقتدای مطلق [[امّت]] در [[قول و فعل]] و تقریر قرار گیرد.&lt;br /&gt;
#در [[علم]] و [[معارف]] [[توحیدی]]، در [[مقام]] [[حق‌ّالیقین]]، مطّلع از [[ملکوت]] عالم و مشرِف بر [[کتاب خدا]] و [[احکام الهی]] باشد و در همه [[فضائل اخلاقی]] و [[کمالات]] [[توحیدی]]، [[افضل]] خلایق محسوب گردد. او در یک [[کلام]]، باید مصداق تامّ [[انسان کامل]] و در [[مقام]] [[مخلَصین]] قرار داشته باشد&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۱۹۱-۱۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
*با توجه به اهمیت این ویژگی‌ها، به اختصار درباره هر یک توضیح می‌دهیم:&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;[[علم]]:&#039;&#039;&#039; [[امام]] که سِمت [[پیشوایی]] و [[رهبری]] [[مردم]] را بر عهده دارد، لازم است [[دین]] را در تمام زوایای خود بشناسد و به [[قوانین]] آن [[آگاهی]] کامل داشته باشد. نیز با دانستن [[تفسیر آیات]] [[قرآن]] و احاطه کامل به [[سنّت]] [[پیامبر]]{{صل}} به [[تبیین معارف]] [[دین]] پرداخته، به همه سؤالات [[مردم]] در موضوعات مختلف پاسخ دهد و آنها را به [[بهترین]] [[شیوه]]، [[راهنمایی]] کند. [[بدیهی]] است که چنین [[مرجع]] علمی‌ای می‌تواند مورد [[اعتماد]] و تکیه‌گاه توده‌ها قرار گیرد. چنین پشتوانه علمی‌ای تنها به واسطه اتّصال به [[علم الهی]] می‌تواند وجود داشته باشد؛ به همین [[دلیل]]، [[شیعه]] [[معتقد]] است [[علم]] [[امامان]] و [[جانشینان]] واقعی [[پیامبر]]{{صل}} برگرفته از [[علم بی‌کران]] خدایی است. [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} درباره علامت‌های [[امام]] بر [[حق]] می‌فرماید: &amp;quot;[[امام]]، آگاه‌ترین فرد است به [[حلال و حرام]] [[خدا]]، و [[احکام]] گوناگون، و [[اوامر و نواهی]] او و هر چه [[مردم]] [[نیازمند]] آن هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;بحار الانوار، ج ۲۵، ح ۳۲، ص ۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;[[عصمت]]:&#039;&#039;&#039; یکی از صفات مهم [[امام]] و شرایط اساسی [[امامت]]، &amp;quot;[[عصمت]]&amp;quot; است و آن، ملکه‌ای است که از [[علم]] به حقایق و اراده‌ای [[قوی]] به وجود می‌آید. [[امام]] به سبب برخورداری از این دو، از ارتکاب هر [[گناه]] و خطایی خودداری می‌کند. هم در [[شناخت]] و [[تبیین معارف]] [[دینی]] و هم در عمل به آنها و هم در [[تشخیص مصالح]] و [[مفاسد]] [[جامعه اسلامی]]، [[معصوم]] از [[لغزش]] است. برای [[عصمت امام]]، دلائل [[عقلی]] و [[نقلی]] از [[قرآن]] و [[روایات]]، وجود دارد. مهم‌ترین دلیل‌های [[عقلی]] عبارتند از:&lt;br /&gt;
## [[حفظ دین]] و راه و رسم [[دینداری]]، در گروه [[عصمت امام]] است؛ چون [[امام]] [[مسئولیت]] [[حفظ]] [[دین]] از [[تحریف]] و [[هدایت دینی]] [[مردم]] را بر عهده دارد و نه تنها سخن او، که رفتاراو و [[تأیید]] و عدم تأییدش نسبت به عمل دیگران، در [[رفتار]] [[جامعه]] تأثیر می‌گذارد؛ پس باید در [[فهم]] [[دین]] و عمل به آن از هر لغزشی محفوظ باشد تا [[پیروان]] خود را به گونه صحیح، [[هدایت]] کند.&lt;br /&gt;
##یکی از [[دلایل]] نیاز [[جامعه]] به [[امام]]، این است که [[مردم]] در [[شناخت]] [[دین]] و اجرای آن، ### [[313]]### نیستند. حال اگر پیشوای [[مردم]] نیز چنین باشد، چگونه می‌تواند مورد [[اعتماد]] کامل آنها قرار گیرد؟ به بیان دیگر، اگر [[امام]] نباشد، [[مردم]] در [[پیروی]] از او و انجام همه دستوراتش، دچار تردید خواهند شد.&amp;lt;ref&amp;gt;به علاوه اگر [[امام]] مصون از خطا نباشد، باید به دنبال [[امام]] دیگری بود تا نیاز مردم را پاسخ دهد و اگر او نیز محفوظ از خطا نباشد، [[امام]] دیگری لازم است و این رشته همچنان تا بی‌نهایت ادامه خواهد یافت و چنین امری از نظر فلسفی، باطل است.&amp;lt;/ref&amp;gt; آیاتی از [[قرآن]] نیز بر [[لزوم]] [[عصمت امام]] دلالت دارد که یکی از آنها آیۀ ۱۲۴ [[سوره بقره]] است. در این [[آیه شریف]] آمده است که پس از [[مقام]] [[نبوت]]، [[خداوند]] [[مقام]] والای [[امامت]] را نیز به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} عطا فرمود. آن‌گاه [[حضرت ابراهیم]] از [[خداوند]] درخواست کرد که [[مقام]] [[امامت]] را در [[نسل]] او نیز قرار دهد. [[خداوند]] فرمود: &amp;quot;[[عهد]] من [[امامت]] به [[ستمکاران]] و [[ظالمان]] نمی‌رسد&amp;quot;؛ یعنی [[منصب]] [[امامت]]، مخصوص آن دسته از ذرّیه [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} است که [[ظالم]] نباشند. حال با توجه به اینکه [[قرآن کریم]]، [[شرک]] به [[خدا]] را [[ظلم]] بزرگ دانسته است و هرگونه [[تجاوز]] از [[دستورات الهی]] را [[ظلم]] به نفس برشمرده است، هر کس در برهه‌ای از [[زندگی]] خود، مرتکب گناهی شده، مصداق [[ظالم]] است و [[شایسته]] [[مقام]] [[امامت]] نخواهد بود. به بیان دیگر، بدون [[شک]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} &amp;quot;[[امامت]]&amp;quot; را برای آن دسته از ذریّه خود که در تمام [[عمر]] [[گناه]] کار بوده و یا در آغاز، [[نیکوکار]] بوده و سپس [[بدکار]] شده‌اند، درخواست نکرده است. بنابراین دو دسته باقی می‌ماند:&lt;br /&gt;
###آنان که در آغاز، [[گناه]] کار بوده‌اند و سپس [[توبه]] کرده و [[نیکوکار]] شده‌اند.&lt;br /&gt;
###آنها که هیچ‌گاه مرتکب گناهی نشده‌اند. [[خداوند]] در [[کلام]] خود، دسته اول را استثنا کرده است، نتیجه اینکه [[مقام]] &amp;quot;[[امامت]]&amp;quot; تنها به دسته دوم اختصاص دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا، ج ۲، باب فی علامات الامام، ح ۱، ص ۱۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;مدیریتِ [[اجتماعی]]:&#039;&#039;&#039; از آنجا که [[انسان]]، موجودی [[اجتماعی]] است و [[اجتماع]] بر [[روح]] و روان و [[رفتار]] او تأثیر فراوانی دارد، لازم است برای [[تربیت]] صحیح و [[رشد]] او به سوی [[قرب الهی]]، زمینه‌های [[اجتماعی]] مناسب پدید آید و این در سایه تشکیل یک [[حکومت الهی]]، ممکن خواهد بود. بنابراین [[امام]] و پیشوای [[مردم]] باید توان [[اداره امور]] [[جامعه]] را دارا باشد و با استفاده از [[تعالیم]] [[قرآن]] و [[سنّت نبوی]]{{صل}} و بهره‌گیری از عناصر کار آمد، [[حکومتی]] [[اسلامی]] را پی‌ریزی کند.&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;[[آراستگی]] به [[کمالات]] [[اخلاقی]]:&#039;&#039;&#039; [[امام]] که [[پیشوا]] و [[راهبر]] [[جامعه]] است باید از همه [[بدی‌ها]] و [[رذائل اخلاقی]] دور باشد و در مقابل، همه [[کمالات]] [[اخلاقی]] را در عالی‌ترین حدّ آن دارا باشد؛ زیرا او به عنوان [[انسان کامل]] [[بهترین]] [[الگو]] برای [[پیروان]] خود به شمار می‌رود. [[امام رضا]]{{ع}} فرمود: &amp;quot;برای [[امام]] نشانه‌هایی است: او [[داناترین]]،... [[پرهیزکارترین]]، [[بردبارترین]]، [[شجاع‌ترین]]، [[سخاوتمندترین]] و عابدترینِ [[مردم]] است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر المیزان، ذیل آیۀ ۱۲۴ سوره بقره.&amp;lt;/ref&amp;gt; به علاوه او در [[مقام]] [[جانشینی]] [[پیامبر]]{{صل}}، در پی [[تعلیم و تربیت]] انسان‌هاست. بنابراین خود باید پیش از همگان و بیشتر از [[مردمان]]، به [[اخلاق الهی]] آراسته باشد. [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}}می‌فرماید: &amp;quot;کسی که خود را [[امام]] [[مردم]] قرار داده است، بر اوست که پیش از [[تعلیم]] دیگران به [[تعلیم]] خود [[همّت]] گمارد، و باید دیگران را به وسیله [[رفتار]] خود [[تربیت]] کند پیش از آنکه با گفتار [[تربیت]] کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً- [فَعَلَيْهِ أَنْ يَبْدَأَ] فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِم}}؛ ‏نهج البلاغه، (صبحی صالح)، حکمت ٧٣&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
#&#039;&#039;&#039;[[نصب]] از سوی [[خدا]]:&#039;&#039;&#039; از دیدگاه [[شیعه]]، [[تعیین]] [[امام]] و [[جانشین]] [[پیامبر]] تنها به [[دستور خدا]] و [[انتخاب]] او انجام می‌گیرد و [[پیامبر]]، [[امام]] پس از خود را معرفی می‌کند. بنابراین هیچ فرد یا گروهی [[حق]] دخالت در این امر را ندارند. [[ضرورت نصب]] [[امام]] از سوی [[خداوند]] دلیل‌هایی دارد؛ از جمله:&lt;br /&gt;
##به فرموده [[قرآن]]، [[حاکم]] مطلق بر همه چیز [[خداوند]] است و همه باید تنها از او [[اطاعت]] کنند. [[بدیهی]] است این [[حاکمیت]] می‌تواند از سوی [[خداوند]] به هر کسی که [[شایستگی]] دارد، داده شود. بنابراین، همان گونه که [[پیامبر]] به وسیله [[خدا]] [[انتخاب]] می‌شود، [[امام]] نیز به [[تعیین]] [[الهی]]، بر [[مردم]] [[ولایت]] می‌یابد.&lt;br /&gt;
##پیش از این برای [[امام]]، ویژگی‌هایی را از قبیل [[عصمت]]، [[علم]] و... بیان کردیم. روشن است که یافتن و شناختن کسی که دارای این صفات –آن هم در عالی‌ترین [[درجه]]- باشد تنها به وسیله خداوندِ دانای به [[آشکار]] و [[نهان]]، امکان پذیر است. همان گونه که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] به [[ابراهیم]] می‌فرماید: &amp;quot;من تو را پیشوای [[مردم]] قرار دادم&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره: ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از سیرۀ [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] استفاده می‌شود که آن [[حضرت]] [[امامت]] را امری [[الهی]] دانسته و [[انتخاب]] [[امام]] را در [[اختیار]] [[خدا]] می‌دانست. در سیرۀ [[ابن هشام]] آمده است: &amp;quot;[[بنی عامر بن صعصعه]] [[خدمت]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} رسیدند. [[حضرت]] آنان را به سوی [[خدا]] [[دعوت]] کرد. در این هنگام یک نفر از آن گروه به نام بحیرة بن فراس گفت: اگر با تو بر [[اسلام]] [[بیعت]] کردیم و [[خداوند]] تو را بر مخالفینت [[غلبه]] داد، آیا ما در [[خلافت]] بعد از تو سهمی داریم؟ [[پیامبر]] فرمود: امر [[خلافت]] به دست خداست و هر جا بخواهد، قرار می‌دهد. در این هنگام بحیرة گفت: آیا ما [[جان]] خود را برای [[دفاع]] از تو بدهیم؛ ولی وقتی [[خداوند]] تو را بر [[دشمنان]] [[غلبه]] داد، [[خلافت]] به غیر ما برسد؟ ما احتیاجی به [[اسلام]] تو نداریم.&amp;lt;ref&amp;gt;سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۱۳۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۸۴؛ سیره ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
*&#039;&#039;&#039;بیانی جامع و [[زیبا]] از [[امام رضا]]{{ع}}:&#039;&#039;&#039; [[امام رضا|حضرت رضا]]{{ع}} درباره [[مقام]] و ویژگی‌های [[امام]] را بیاوریم: آنها که در امر [[امامت]] [[اختلاف]] کردند و [[گمان]] کردند که [[امامت]]، امری انتخابی است [[نادانی]] کردند... مگر [[مردم]]، [[مقام]] و [[منزلت]] [[امامت]] در میان [[امت]] را می‌دانند تا روا باشد که به [[اختیار]] و [[انتخاب]] ایشان واگذار شود؟ همانا [[امامت]]، قدرتش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عالی‌تر و مکانش رفیع‌تر و عمیقش ژرف‌تر از آن است که [[مردم]] با [[عقل]] خود به آن برسند یا با آرای خود، آن را دریابند... همانا [[امامت]]، مقامی است که [[خدای عزوجل]]، بعد از رتبه [[نبوت]] و خُلّت &amp;lt;ref&amp;gt;مقام خلیل اللّهی&amp;lt;/ref&amp;gt; در مرتبه سوم به [[حصرت ابراهیم]]{{ع}} اختصاص داد.... [[امامت]]، [[خلافت خدا]] و [[خلافت]] [[رسول خدا]]{{صل}} و [[مقام]] [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[میراث]] [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} است. به [[راستی]] که [[امامت]]، زمام [[دین]] و مایه [[نظام]] [[مسلمین]] و [[صلاح دنیا]] و [[عزّت]] [[مؤمنان]] است.... کامل شدن [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]]، [[جهاد]] و... نیز [[حفظ مرزها]] به سبب [[امام]] و [[پذیرفتن ولایت]] است. [[امام]]، [[حلال]] [[خدا]] را [[حلال]]، و [[حرام]] او را [[حرام]] می‌کند و مطابق [[حکم]] واقعی [[پروردگار]]، [[حکم]] می‌کند. و [[حدود الهی]] را به پا می‌دارد و از [[دین خدا]] [[حمایت]] کرده، با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[نیکو]] و [[دلیل]] رسا به راه [[پروردگار]] [[دعوت]] می‌نماید. [[امام]] مانند [[خورشید]] طلوع کننده است که نورش عالم را فرا می‌گیرد و خودش در افق است؛ به گونه‌ای که دست‌ها و دیدگان به او نرسد. [[امام]]، ماه تابان، چراغ فروزان، [[نور]] درخشان، و [[ستاره]] [[راهنما]] در شدت تاریکی‌ها و در راه‌های [[شهرها]] و کویرها و در گرداب دریاها و [[نجات دهنده]] از انواع [[فتنه‌ها]] و نادانی‌ها است. [[امام]]، انیسی همراه، [[پدری]] [[مهربان]]، [[برادری]] تنی، [[مادری]] [[نیکوکار]] به [[فرزند]] کوچک و [[پناهگاه]] [[بندگان]] در مصیبت‌های بزرگ است. [[امام]]، کسی است که از [[گناهان]] [[پاک]] و از [[عیب‌ها]] برکنار است. او به [[دانش]]، مخصوص و به [[خویشتن داری]] و [[حلم]]، نشانه دار است.... [[امام]]، یگانه روزگار خویش است؛ کسی به [[ساحت]] او نزدیک نمی‌شود و هیچ دانشمندی با او برابر نمی‌گردد. نه کسی جای او را می‌گیرد و نه برای او مثل و مانندی یافت می‌شود. پس کیست که بتواند [[امام]] را بشناسد یا [[انتخاب]] [[امام]] برای او ممکن باشد؟ هیهات هیهات!&amp;lt;ref&amp;gt;«هیهات» در عربی برای دور شمردم و بعید دانستن یک کار استفاده می‌شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; اینجا خردها گم گشته و [[عقل‌ها]] سرگردان و حیران شده است. اینجا دیده‌ها بی‌نور، بزرگان کوچک، حکیمان متحیّر... و سخن دانان درمانده‌اند از اینکه بتوانند یکی از [[شئون]] یا فضیلت‌های [[امام]] را توصیف کنند و آنان همگی به عجز و [[ناتوانی]] اعتراف می‌کنند!....&amp;lt;ref&amp;gt;کافی، ج ۱، کتاب الحجه، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، ح ۱، ص ۱۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۱، ص ۳۲ - ۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تقسیم صفات امام==&lt;br /&gt;
===نخست: [[صفات ثبوتی امام]]===&lt;br /&gt;
===دوم: [[صفات سلبی امام]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اوصاف و ویژگی‌های عام [[امام]]==&lt;br /&gt;
* [[عصمت]] و [[علم امام]] دو صفت اصلی است که سایر اوصاف از آن قابل [[استنتاج]] است. در اینجا سایر [[اوصاف امام]] به طور [[اجمال]] مورد بحث قرار می‌گیرد:&lt;br /&gt;
===[[واجد همه صفات کمالی]]===&lt;br /&gt;
* [[ابن‌میثم بحرانی]] پس از [[استدلال]] در مورد [[عصمت امام]]، بر همین مبنا [[برتری امام]] را به تضمین [[الهی]] در همه [[صفات]] [[حمیده]] [[اثبات]] می‌نماید. بیان او چنین است: &amp;quot;نیز [[واجب]] است اتّصاف [[امام]] به جمیع [[صفات کمال]] و [[اخلاق]] [[حمیده]]، و [[شمایل]] [[پسندیده]] و علوّ [[نسب]] و [[طهارت]] مولد و [[کرامت]] آباء و [[شرافت]] [[قبیله]] و بالجمله تفرّد ذات در جمیع [[کمالات]]؛ بلکه اعتبار این امور در [[امام]] نسبت به [[پیامبر]] اولی باشد؛ زیرا [[نبیّ]] مبدأ فیضان [[کمالات]] است در همه [[مؤمنان]] و لذا همه تلامذه [[نبیّ]] باشند و [[طاعت]] و [[انقیاد]] مفید و معلّم به هر نحو که باشد در طباع مرکوز است؛ به خلاف [[امام]]، که [[عوام]] از [[امّت]] او را در رده خود می‌دانند و رغبتی به [[اطاعت]] از او، جز [[نصّ صریح]] [[شارع]] [[مقدّس]] ندارند.&lt;br /&gt;
*و نیز ترتیب [[کمالات]] و [[فنون]] [[علوم]] و مکارم در [[اهل]] [[اسلام]] شایع، و [[مردم]] روز به روز در [[شرافت]] وکرامت و علوّ [[منزلت]] لامحاله بیفزایند و [[نفوس]] به سبب [[کمالات]] قوی‌تر گردد و داعیه معالی امور عظیم‌تر و [[اطاعت]] و [[انقیاد]] امثال و اشباه به [[غایت]] دشوارتر. پس لابدّ است که [[امام]] در [[غایت]] تفرّد و [[یگانگی]] باشد در استجماع انواع [[کمالات]] و [[فنون]] [[فضائل]]؛ تا طبقات اشراف [[اهل]] [[اسلام]] و [[علماء]] و حکماء و جمیع ذوی الشّرف [[اطاعت]] او توانند کرد و احدی را ننگی و عاری در [[انقیاد]] وی پیرامون [[اندیشه]] نتواند گشت.&lt;br /&gt;
*اگرچه این مرتبه از [[عصمت]]، یعنی اتّصاف به همه [[کمالات]] و نزاهت از مطلق نقایص، عرفاً داخل در مفهوم [[عصمت]] نیست، لیکن چون [[برهان لطف]] اقتضای آن را می‌نماید، پس بدون تردید اعتبار این معنی را در مفهوم [[عصمت]] لحاظ می‌نماییم.&lt;br /&gt;
*نتیجه آنکه: [[عصمت]] در [[برهان لطف]] عبارت است از آنکه [[امام]] صاحب [[غریزه]] مانعه از حدوث داعیه [[ذنب]] به طور مطلق و نزاهت از همه نقائص به طور مطلق است و نیز حصول آنچه موجب اتّصاف به مطلق [[کمالات]] است. و در بیان [[عصمت]] به این معنی، گوییم [[شک]] نیست که هرگاه [[امام]] به صفت مذکوره باشد، نزدیک شوند مکلّفین به [[اطاعت]] او و دور شوند از [[مخالفت]] او؛ پس [[لطف]] باشد بودن [[امام]] به صفت مذکوره و [[لطف]] [[واجب]] بوَد. پس بودن [[امام]] به صفت مذکوره [[واجب]] باشد و هو المطلوب&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۲۰۴-۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[افضل امت]]===&lt;br /&gt;
*از جمله نتایج [[برهان لطف]] آن است که [[امام]] باید [[افضل]] افراد [[امّت]] در زمان خود باشد؛ زیرا [[حکمت الهی]] اقتضا می‌کند که طریق [[هدایت الهی]] در هر زمان از اکمل و اشرف افراد [[امّت]] در [[هدایت]] سرچشمه گیرد و اگر فردی در میان [[امّت]] [[افضل]] از [[امام]] باشد، او به [[امامت]] سزاوارتر است&amp;lt;ref&amp;gt;ممکن است اشکال شود که: اگر لازم است که امام افضل افراد امّت خود باشد، پس چگونه حضرت خضر{{ع}} به تصریح قرآن، اعلم از حضرت موسی{{ع}} بود؟ جواب آنکه: اوّلاً، امام و یا نبیّ هر دوران، افضل افراد امّت خود است و امّت به کسانی گفته می‌شود که تحت تربیت و ولایت نبیّ آن دوران باشند؛ در حالی که حضرت خضر{{ع}} قبل از موسای کلیم{{ع}} وجود داشته و عرفاً او از امّت موسی{{ع}} محسوب نمی‌شود؛ چنان‌که حضرت ادریس{{ع}} نیز تا قیامت زنده است، ولی از امّت موسی{{ع}} محسوب نمی‌شود. ثانیاً، اعلمیّت در بخشی از مطالب، دلیل اعلمیّت مطلق نیست. ثالثاً، امام یا نبی هرگاه بخواهد بداند، به اذن الهی می‌داند و اگر نخواهد، نمی‌داند؛ چه بسا عدم دانایی حضرت موسی{{ع}} در ماجرای ملاقات با حضرت خضر{{ع}} ازاین قبیل بوده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در زمینه [[افضلیّت]] و [[برتری امام]] می‌توان گفت:&lt;br /&gt;
#مراد از [[افضلیّت]]، [[افضلیّت]] در صفات و [[کمالات]] [[توحیدی]] است که همه [[انسان‌ها]] فطرتاً آن را کمال می‌دانند و در [[فرهنگ دینی]]، در طریق [[هدایت]] به [[توحید]] و [[سعادت اخروی]]، [[ارزش]] محسوب می‌شود.&lt;br /&gt;
#اصلی‌ترین وصفی که از [[برهان لطف]] برای [[هادیان الهی]] -[[انبیاء]] و [[ائمه]]{{عم}} -ثابت می‌گردد، [[علم]] و [[عصمت الهی]] ایشان است. در این راستا، [[امام]] علاوه برآنکه باید [[معصوم]] از همه [[گناهان]] صغیره و کبیره باشد و از اوّل [[عمر]] و قبل از [[بلوغ]] تا هنگام احراز [[مقام امامت]]، مرتکب هیچ گناهی نشده باشد، می‌باید دچارنسیان و خطای عرفی و یا شخصی نیز نشود. او همچنین باید صاحب [[علوم]] لدنّی و [[حکمت الهی]] و [[مقام]] حقّ‌الیقین باشد و در نتیجه، به ظاهر و [[باطن]] [[کتاب الهی]] و امّ‌الکتاب اشراف داشته و در همه [[ادیان توحیدی]]، از [[آدم]]{{ع}} تا خاتم{{ع}}، [[راسخ]] باشد.&lt;br /&gt;
#لازم است که [[امام]] در [[سجایای اخلاقی]]، [[زهد]]، [[تقوا]]، [[سخاوت]] و سایر [[صفات]] [[حمیده]] که در [[قرآن]] اشاره شده، در اعلی مرتبه باشد.&lt;br /&gt;
# [[امام]] باید در صفات ظاهری، مثل [[شجاعت]]، اصالت [[خانوادگی]] و [[طهارت]] [[نسب]]، در اعلی مرتبه کمال باشد.&lt;br /&gt;
#در یک جمع‌بندی، همه صفات حمیده‌ای که در [[برهان لطف]] برای [[مقام]] [[نبوّت]] به [[اثبات]] می‌رسد، می‌باید تماماً در [[امام]] موجود باشد.&lt;br /&gt;
*در زمینه [[افضلیّت]] و [[برتری امام]] بر [[مردم]]، جا دارد در اینجا بیان [[زیبا]] و کامل [[ابن‌میثم بحرانی]]، با اندکی [[تغییر]] ذکر شود: &amp;quot;خلاف است در اینکه [[واجب]] است [[امام]] [[افضل]] [[امّت]] باشد یا نه؟ [[مذهب]] اکثر [[اهل سنّت]] عدم [[وجوب]] است و [[مذهب]] جمهور امامیّه [[وجوب]] [[افضلیّت]] [[امام]] است؛ زیرا [[تقدیم مفضول بر فاضل]] و تقدیم [[احد]] المتساویین در [[فضل]] بر دیگری عقلاً [[قبیح]] است و صدور [[قبیح]] از [[خدای تعالی]] ممتنع است.&lt;br /&gt;
*پس به طریق [[قیاس]] استثنائی گوییم: اگر عقلاً [[تقدیم مفضول بر فاضل]] (و یا تقدیم [[احد]] المتساویین بر دیگری) [[قبیح]] باشد، [[واجب]] است که [[امام]] مقدّم بر همه [[امت]] در [[خلافت]] باشد. و مقدّم در [[قیاس]] [[حق]] است؛ پس [[تالی]] (تقدّم [[امام]] برامّت) [[حق]] باشد و هو المطلوب&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۲۰۵-۲۰۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[علوم لدنّی امام]] در [[ارتباط با عالم غیب]]===&lt;br /&gt;
*هر چند نتیجه [[برهان لطف]] درکلام، [[اثبات وجود]] همیشگی [[امام]] در میان [[امّت]] برای [[هدایت]] آنهاست، ولی مؤدّای [[برهان لطف]]، بنا بر مبانی [[عقلی]]، [[مقام]] بالاتری را برای این [[مقام]] رفیع ثابت می‌کند و آن [[ضرورت]] وجود دایمی [[انسانی]] است که منشأ [[رحمت]] رحیمیّه [[پروردگار]] در میان [[مردم]] باشد. [[امام]] از یک سو با [[عالم غیب]] در [[ارتباط]] است و دائماً [[مستفیض]] به [[علوم]] [[الهی]] به [[اذن خداوند]] است و از سوی دیگر، برای [[هدایت]] [[خلق]] باید قالبی جسمانی مانند سایر [[انسان‌ها]] داشته باشد. پس طبعاً لازم است که چنین مقامی دارای ویژگی‌هایی باشد که اصولاً قابل اکتساب برای انسان‌های عادّی نیست. بنابراین، بهره‌مندی از [[علوم]] غریبه و خرق عادات و [[آگاهی امام]] از [[علوم]] اوّلین و آخرین و [[کلام]] خلایق (اعمّ از صنوف مختلف جنّ و [[انس]] و حیوانات) نتیجه چنین نگرشی به مسئله [[امامت]] است. هرچند که این مطالب در [[براهین فلسفی]] و یا [[عرفانی]] در مسئله [[امامت]] طرح و [[اثبات]] می‌شود، ولی در [[نصوص دینی]] نیز به برخی مصادیق آن اشاره شده است&amp;lt;ref&amp;gt;برای آگاهی بیشتر، رجوع کنید به کتاب: بصائرالدرجات فی فضائل آل محمد{{صل}} ط. مکتبه آیة الله، المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ ه.ق.)، ص۵۰۰ به بعد و اختصاص (شیخ مفید) (ط. المؤتمر العالمی لألفیه الشیخ مفید، ۱۴۱۳ ه.ق.)، ص۲۶۹ به بعد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۲۰۶-۲۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[ضرورت]] [[منصوص بودن امام]]===&lt;br /&gt;
*در [[برهان لطف]] [[کلامی]]، [[منصوص بودن امام]] با [[براهین]] گوناگون ثابت شد. [[ابن‌میثم بحرانی]]، همان تقریرها را به صورت برهانی بیان می‌نماید. ایشان بعد از [[اثبات]] [[علم لدنّی]] و [[عصمت الهی]] [[امام]]، متذکر می‌شود: &amp;quot;بدان که چون [[نصب امام]] [[واجب]] است بر [[خدای تعالی]]، پس [[واجب]] است که منصوصٌ علیه باشد از جانب [[خدای تعالی]]؛ به سبب آنکه اگر [[خدای تعالی]] کسی را [[امام]] کرده باشد و [[تنصیص]] بر او نکند، اگرچه ممکن است [[تحصیل علم]] به [[امام]] از راه ثبوت [[عصمت]] که به [[دلیل]] ثابت شود، لیکن چون تحقّق [[عصمت]] خفی است و محتاج به [[نصّ]] یا به [[دلیل]]، پس اگر [[نصّ]] واقع نشود، اغلب این است که [[رعیّت]] از [[دلیل]] [[غافل]] شوند و اهمال نظر کنند و راهی به [[امام]] [[حقّ]] پیدا نکنند و [[گمراه]] گردند.&lt;br /&gt;
*به خلاف اینکه [[نصّ]] واقع شود؛ چه، [[نصّ]] امری است ظاهر و [[غفلت]] از آن قلیل‌التحقّق؛ مگر از روی غرض و [[تغافل]] و تعامی که آن را چاره نتوان کرد. پس از وجود [[نصّ]] لطفی است [[عظیم]] برای مکلّف در [[معرفت امام]] و خالی است از [[مفسده]] بالضروره. پس [[قبیح]] است که از [[خدای تعالی]] [[نص بر امام]] صادر نشود و ممتنع است از او [[قبیح]]، پس [[تنصیص]] بر [[امام]] [[واجب]] باشد بر [[خدای تعالی]].&lt;br /&gt;
*پس به طریق شکل اوّل گوییم: [[تنصیص]] بر [[امام]] [[لطف]] است در [[معرفت امام]]؛ و [[لطف]] برخدا [[واجب]]؛ نتیجه دهد که پس تنصبص بر [[امام]] بر [[خدای تعالی]] [[واجب]] باشد. پس هرگاه [[تنصیص]] بر [[امام]] از جانب [[خدا]] صادر شود، [[قبیح]] است که [[پیغمبر]] [[تبلیغ]] آن نکند. پس اظهار [[تنصیص]] و [[تبلیغ]] آن بر [[پیغمبر]] نیز [[واجب]] باشد. پس تنصبص بر [[امام]] بر [[سبیل]] [[وجوب]] واقع شده باشد و اگر بر بعضی مخفی باشد، به سبب [[تقصیر]] [[امّت]] باشد که اخفاء آن کرده‌اند. پس آنچه بر [[خدا]] و [[پیغمبر]] [[واجب]] است، البته صادر شده و ممتنع است که صادر نشده باشد&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;ابن‌میثم در ادامه، درباره اینکه پس چرا با توجّه به [[وجوب]] [[نص بر امامت]] از سوی [[خداوند]] و [[رسول خدا]]{{صل}}، بود، برخی مدّعی‌اند که چنین نضی به آنها نرسیده است، چنین پاسخ می‌دهد: «و آنچه [[واجب]] است بر [[امّت]]، یعنی رسانیدن نصّی که از [[پیغمبر]]{{صل}} بدیشان رسیده باشد به دیگران، [[واجب]] الصدور نیست؛ بنابر آنکه جمیع [[امّت]] [[معصوم]] نیستند؛ پس اخفاء [[نصّ]] با وجود [[نصّ]] ممکن باشد. و عدم [[ظهور]]، دلالت بر عدم نکند. پس [[باطل]] باشد [[اعتراض]] مخالفین که اگر [[نصّ]] صادر می‌شد، هرآینه ظاهر می‌بود و به ما می‌رسید و [[صحابه]] نیز در امر [[خلافت]] توقّف و تردید نمی‌کردند و در تحقّق [[خلافت]] محتاج به [[بیعت]] نمی‌شدند. و وجه بطلان ظاهر است؛ چه [[صحابه]] غیر [[معصوم]] بودند بالاتّفاق، و حال آنکه [[خلافت]] و [[سلطنت]] منزلتی است [[عظیم]] که همه کس را هوای آن هست؛ بعضی برای نفس خود و بعضی برای آن کس که نفع از او مر او را بیشتر ممکن باشد؛ و بعضی برای آنکه شاید وقتی نوبت به او یا به سلسله او یا به عزیزان او یا به کسی که انتفاع از او بیشتر ممکن باشد تواند رسید. و بسا اتقیاء متورّعین از اهل ظاهر [[مشاهده]] می‌شود که از سر امری که اندک غرض [[نفسانی]] یا جاهی یا [[مالی]] در او باشد نمی‌توانند [[گذشت]]؛ پس چه تعجّب از جماعتی که ظاهر از حال ایشان آن است که از [[اسلام]] و [[ایمان]] ندانسته و نفهمیده بودند، سوای [[مصلحت]] [[نظام]] [[ملک]] و [[انتظام]] [[امور دنیوی]]؛ و از [[نبوّت]] تصوّر نکرده بودند به غیر از [[سلطنت]] و [[پادشاهی]]؛ و لهذا بسیار بود که در بعضی امور، از اکابر و اعیان آن طائفه، اعتراضات بر [[حضرت]] [[رسالت]]{{صل}} صدور می‌یافت و این معنی را غمخواری و [[دولت]] خواهی نام می‌کردند. و بسیار می‌بود که [[اوامر و نواهی]] آن [[سرور]] را تغییر می‌دادند؛ چنان‌که بر صاحبان ادنی تتبّع درسیر و احوال [[صحابه]] پوشیده نیست که آن [[جماعت]] اخفاء [[نصّ]] کنند به سبب [[طمع]] در [[خلافت]]، که اعظم مراتب [[ملک]] و [[سلطنت]] است و دیگران نیز اتّفاق کرده [[همراهی]] با ایشان کنند، و بعضی دیگر اهمال کنند و [[تغافل]] ورزند، همه بنا براغراضی که مذکور شد. بلکه نزد ما ثابت شده که اصلاً قبول [[اسلام]] بعضی از آن [[طایفه]] نبود، مگربه سبب [[طمع]] در [[خلافت]]. و بالجمله هرگاه به [[دلیل قطعی]] ثابت شد [[وجوب]] صدور [[نصّ]]، پس نفی آن کردن به چنین احتمال «که اگر می‌بود [[صحابه]] [[پنهان]] نمی‌کردند، یا از کمال [[ساده لوحی]] و کم‌خردی است، یا از نهایت [[عصبیّت]] و عناد. و هیچ کدام را چاره نتوان کرد!» ([[سرمایه ایمان]] در اصول [[اعتقادات]] (ط. الزهراء، ۱۳۷۲ ه.ش.)، ص۱۱۷).&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۲۰۷-۲۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بیان [[علامه مجلسی]] در مورد [[صفات امام]]==&lt;br /&gt;
*در کتب [[کلامی]]، بنا بر مؤدّای [[برهان لطف]]، صفات دیگری برای [[امام]] بیان شده. در یک نگاه کلّی، [[مقام امامت]] واجد همه مکارم و [[فضائل]] [[توحیدی]] به نحو اتمّ و اعلی است. [[علامه مجلسی]] به [[نقل]] از [[خواجه نصیرالدین طوسی]]، شروطی را برای [[مقام امامت]] ذکر می‌نماید که به [[دلیل]] جامعیّت و [[استحکام]]، عبارات ایشان را عیناً [[نقل]] می‌کنیم:&lt;br /&gt;
* [[علامه مجلسی]] مرقوم داشته است: &amp;quot;[[سلطان]] المحققین، [[نصیر]] المله و الدین رحمه [[الله]]، در بعضی از رسائلش گفته است که در [[امام]] هشت شرط معتبر است:&lt;br /&gt;
# [[معصوم]] بودن او است از [[گناهان]] صغیره و کبیره به معنی که مذکور شد.&lt;br /&gt;
#آنکه عالم باشد به هر چه در [[امامت]] محتاج به آن است از [[علوم دینی]] و [[دنیوی]]؛ مثل [[احکام]] شرعیه و سیاسات مدنیّه و [[آداب]] [[حسنه]] و دفع [[دشمنان دین]] و رفع [[شبهات]] ایشان؛ زیرا که [[غرض از امامت]] بدون اینها حاصل نمی‌شود.&lt;br /&gt;
# [[شجاعت]] برای دفع [[دشمنان]] و [[فتنه‌ها]] و برانداختن [[اهل باطل]] و غالب گردانیدن [[حق]]؛ زیرا که اگر او که سرکرده است بگریزد، [[ضرر]] [[عظیم]] به [[دین]] می‌خورد، به خلاف گریختن بعضی از رعایا.&lt;br /&gt;
#در جمیع صفات کمالی، مانند [[شجاعت]] و [[سخاوت]] و مروّت؛ و [[کرم]] و [[علم]] و هر چه از [[صفات کمال]] باشد، از همه [[رعیت]] خود کامل‌تر باشد و الا تفضیل [[مفضول]] لازم آید و آن [[قبیح]] است عقلاً.&lt;br /&gt;
# [[پاک]] باشد از عیوبی که باعث [[نفرت]] [[مردم]] گردد؛ خواه در [[خلقت]]، مانند کوری و خوره و پیسی و خواه در خُلق، مانند [[بخل]] و [[حرص]] و کج‌خلقی و خواه در اصل، مانند [[دنائت]] [[نسب]] و ولدالزنا بودن و [[تهمت]] در [[نسب]] او یا [[پدران]] او و خواه در فرع، مثل صنعت‌های [[پست]] و [[افعال]] رکیکی که اینها منافات با [[لطف]] دارند.&lt;br /&gt;
# [[قرب]] و [[منزلت]] او نزد [[حق تعالی]] از همه کس عاجز باشند.&lt;br /&gt;
# [[معجزه‌ها]] از او ظاهر شود که دیگران از او عاجز باشند؛ تا آنکه در وقت [[ضرورت]] [[دلیل]] [[حقیقت]] او باشد.&lt;br /&gt;
# [[امامت]] او عام باشد و [[امامت]] منحصر در او باشد؛ و الا موجب میان [[فساد]] میان [[رعیّت]] گردد و [[اثبات]] این مدّعا به [[اجماع]] و [[احادیث]] متواتره اولی است&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;حق الیقین (ط. اسلامیه): مقصد دوم در بیان شرایط امامت است بنابر قول متکلّمین.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
*نتیجه آنکه: عقلاً باید بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} کسی در میان [[اصحاب]]، [[جانشین]] آن [[حضرت]] و عهده‌دار [[منصب ولایت]] باشد که [[افضل]] آنان درصفات کمالی و اشبه آنها به [[پیامبر]]{{صل}} می‌باشد&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۲۰۹-۲۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==صفات و [[شروط امامت]]==&lt;br /&gt;
برخی از این ویژگی‌ها [[شرط امامت]] یا [[شرط ولايت|ولايت]] [[امام|امامند]] و برخی دیگر قابل تقسیم به اقسام زیرند:&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره اخلاقی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره عرفانی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره فردی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره خانوادگی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره اجتماعی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره عبادی]] ([[سیره معنوی]])؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره اقتصادی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره فرهنگی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره علمی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره آموزشی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره تبلیغی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره نگارشی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره تربیتی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره مدیریتی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره سیاسی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره قضایی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره امنیتی]]؛&lt;br /&gt;
* صفات در حوزه [[سیره نظامی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای رسیدن به محتوای اين مدخل، به مصداق‌های ذیل مراجعه شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زیرشاخه ها ==&lt;br /&gt;
{{مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
===صفات مرتبط با خدا===&lt;br /&gt;
* [[اسماء الله]]&lt;br /&gt;
* [[باب الله]]&lt;br /&gt;
* [[وجه الله]]&lt;br /&gt;
* [[نور الله]]&lt;br /&gt;
* [[جنب الله]]&lt;br /&gt;
* [[اذن الله]]&lt;br /&gt;
* [[عین الله]]&lt;br /&gt;
* [[سر الله]]&lt;br /&gt;
* [[معدن علم الله]] ([[مخزن علم الله]] و [[موضع علم الله]])&lt;br /&gt;
* [[مهبط وحی]] ([[تراجم وحی الله]])&lt;br /&gt;
* [[محبت خدا به امام]]&lt;br /&gt;
* [[مهبط مشیه الله]] ([[مهبط ارادة الله]])&lt;br /&gt;
* [[محل معرفت الله]]&lt;br /&gt;
* [[محل برکت الله]]&lt;br /&gt;
===صفات مرتبط با پیامبر===&lt;br /&gt;
* [[واجد صفات پیامبر]]&lt;br /&gt;
* [[وصایت از پیامبر]]&lt;br /&gt;
* [[خلیفه پیامبر]]&lt;br /&gt;
* [[قضا کننده دیون پیامبر]]&lt;br /&gt;
* [[باب علم پیامبر]]&lt;br /&gt;
* [[مشارک علمی پیامبر]]&lt;br /&gt;
* [[حافظ میراث حدیثی پیامبر]]&lt;br /&gt;
* [[مبین سنت پیامبر]]&lt;br /&gt;
* [[ادامه دهنده نسل پیامبر]]&lt;br /&gt;
===صفات مرتبط با قرآن===&lt;br /&gt;
* [[قرآن ناطق]]&lt;br /&gt;
* [[مبین قرآن]] ([[مفسر قرآن]] و [[تأویل کننده قرآن]])&lt;br /&gt;
* [[عالم به تمامی کتاب خدا]]&lt;br /&gt;
* [[حافظ قرآن]]&lt;br /&gt;
* [[تراجم وحی الهی]]&lt;br /&gt;
* [[رابطه آیات قرآن و صدر امام]]&lt;br /&gt;
* [[شب قدر و امام]]&lt;br /&gt;
* [[امام و نزول تدریجی قرآن بر قلب پیامبر]]&lt;br /&gt;
* [[گستره و کیفیت اخذ علم از قرآن]]&lt;br /&gt;
* [[ثقلین]]&lt;br /&gt;
* [[ثقل اکبر یا اصغر]]&lt;br /&gt;
* [[قرآن و تبیین امامت]]&lt;br /&gt;
===صفات مرتبط با خلایق===&lt;br /&gt;
* [[حق حاکمیت بر انسان و جن]]&lt;br /&gt;
* [[اولیت در تصرفات]]&lt;br /&gt;
* [[واسطه و حجت بین خدا و انسان و جن]]&lt;br /&gt;
* [[نجات انسان و جن در دست امام]]&lt;br /&gt;
* [[یاور پناه و فریاد رس انسان و جن]]&lt;br /&gt;
* [[پدری برای بشر]] ([[محبت به بشر]])&lt;br /&gt;
* [[راهنمای زندگی دنیایی بشر]]&lt;br /&gt;
* [[الگو برای بشر]]&lt;br /&gt;
* [[آمرزش گناهکاران]] ([[پذیرش توبه کننده گان]])&lt;br /&gt;
* [[هدایتگر]]&lt;br /&gt;
* [[حجیت امام برای جنیان]]&lt;br /&gt;
===صفات مرتبط با قیامت===&lt;br /&gt;
* [[تقسیم کننده بهشت و جهنم]]&lt;br /&gt;
* [[نجات دهنده از عقاب]]&lt;br /&gt;
* [[فریاد رس اهوال پس از مرگ]] ([[نجات دهنده در مواقف قیامت]])&lt;br /&gt;
* [[آرامش دهنده در لحظه مرگ و قبر]]&lt;br /&gt;
* [[شفاعت]]&lt;br /&gt;
* [[میزان]]&lt;br /&gt;
===صفات مرتبط با فرشتگان===&lt;br /&gt;
* [[معلم ملائکه در عوالم پیشین]]&lt;br /&gt;
* [[نجات ملائکه]]&lt;br /&gt;
* [[ایمان ملائکه به امام]] &lt;br /&gt;
* [[محل نزول ملائکه]]&lt;br /&gt;
* [[پیام آوری برای امام]]&lt;br /&gt;
* [[نزول ملائکه بر امام]]&lt;br /&gt;
===صفات مرتبط با عالم تکوین===&lt;br /&gt;
* [[نگهدارنده زمین]]&lt;br /&gt;
* [[جلوگیری از عذاب]]&lt;br /&gt;
* [[بارش باران]]&lt;br /&gt;
* [[سرسبزی و خرمی زمین]]&lt;br /&gt;
* [[نگهدارنده سیارات]]&lt;br /&gt;
* [[حجیت امام برای پدیده ها تکوینی]]&lt;br /&gt;
===نیازمند تقسیم===&lt;br /&gt;
* [[صفات واجبه امام]] (صفات)&lt;br /&gt;
* [[صفات کمالیه امام]] (صفات)&lt;br /&gt;
* [[صفات سلبیه امام]] (صفات)&lt;br /&gt;
* [[اراده امام]] ([[اراده]])&lt;br /&gt;
* [[زهد امام]] ([[زهد]])&lt;br /&gt;
* [[ازهد الناس]] ([[زهد]])&lt;br /&gt;
* [[شجاعت امام]] ([[شجاعت]])&lt;br /&gt;
* [[اشجع الناس]] ([[شجاعت]])&lt;br /&gt;
* [[عدالت امام]] ([[عدل]])&lt;br /&gt;
* [[اعدل الناس]] ([[عدل]])&lt;br /&gt;
* [[اقضی الناس]] ([[قضاوت]])&lt;br /&gt;
* [[هدایتگری امام]] ([[هدایت]]، [[هدایتگری]])&lt;br /&gt;
* [[اهدی الناس]] ([[هدایت]]، [[هدایتگری]])&lt;br /&gt;
* [[عبادت امام]] ([[عبادت]])&lt;br /&gt;
* [[اعبد الناس]] ([[عبادت]])&lt;br /&gt;
* [[علم امام]] ([[علم]])&lt;br /&gt;
* [[اعلم الناس]] ([[اعلمیت]])&lt;br /&gt;
* [[خزانه‌داری علم الهی]] ([[مخزن علم الهی]]، [[خزنة علم الله]])&lt;br /&gt;
* [[عیبة علم الله]] ([[علم]])&lt;br /&gt;
* [[حبیب الله]] ([[حب الهی]])&lt;br /&gt;
* [[حجه الله]] ([[حجت الهی]])&lt;br /&gt;
* [[ولی الله]] ([[ولایت الهی]])&lt;br /&gt;
* [[امین الله]] ([[امانت الهی]])&lt;br /&gt;
* [[وارث تورات]] ([[وراثت موسی]])&lt;br /&gt;
* [[انجیل]] ([[وراثت عیسی]])&lt;br /&gt;
* [[زبور]] ([[وراثت داوود]])&lt;br /&gt;
* [[شریک القرآن]] ([[معیت با قرآن]])&lt;br /&gt;
* [[عمودالدین]] ([[عمود دین]])&lt;br /&gt;
* [[موضع سر الله]] ([[رازداری خدا]])&lt;br /&gt;
* [[باب حطة الله]] ([[بابیت]])&lt;br /&gt;
* [[راسخ در علم]] ([[رسوخ در علم]])&lt;br /&gt;
* [[معدن العلم]] ([[معدن علم]])&lt;br /&gt;
* [[عیش العلم]] ([[علم]])&lt;br /&gt;
* [[افضلیت امام]] ([[افضلیت]])&lt;br /&gt;
* [[افضل اهل زمان خود]] ([[افضلیت]])&lt;br /&gt;
* [[ایثار امام]] ([[ایثار]])&lt;br /&gt;
* [[تبشیر امام]] ([[تبشیر]])&lt;br /&gt;
* [[بشیر]] ([[تبشیر]])&lt;br /&gt;
* [[تحمل امام]] ([[تحمل]])&lt;br /&gt;
* [[تحمل متاعب]] ([[تحمل]])&lt;br /&gt;
* [[تنزه امام از منفرات]] ([[تنزه]])&lt;br /&gt;
* [[تنزه امام از عیوب]] ([[تنزه]])&lt;br /&gt;
* [[حسن سیرت]] ([[سیرت]])&lt;br /&gt;
* [[حسن تدبیر]] ([[تدبیر]])&lt;br /&gt;
* [[خلق امام]] ([[خلق]])&lt;br /&gt;
* [[خلق کریم]] ([[خلق]]، [[کرامت]])&lt;br /&gt;
* [[ذکاوت امام]] ([[ذکاوت]])&lt;br /&gt;
* [[رأفت امام]] ([[رأفت]])&lt;br /&gt;
* [[رحمت امام]] ([[رحمت]])&lt;br /&gt;
* [[سلامت خلقت امام]] ([[سلامت خلقت]]، [[سلامت]]، [[خلقت]])&lt;br /&gt;
* [[حدس امام]] ([[حدس]])&lt;br /&gt;
* [[شدید الحدس]] ([[حدس]])&lt;br /&gt;
* [[شرافت امام]] ([[شرافت]])&lt;br /&gt;
* [[شرافت قبیله]] ([[شرافت]])&lt;br /&gt;
* [[صفای نفس امام]] ([[صفای نفس]])&lt;br /&gt;
* [[صافی النفس]] ([[صفای نفس]])&lt;br /&gt;
* [[صحت فطرت امام]] ([[فطرت]])&lt;br /&gt;
* [[صحیح الفطرة]] ([[فطرت]])&lt;br /&gt;
* [[صدق امام]] ([[صدق]])&lt;br /&gt;
* [[عزم امام]] ([[عزم]])&lt;br /&gt;
* [[عزم راسخ]] ([[عزم]])&lt;br /&gt;
* [[عصمت امام]] ([[عصمت]])&lt;br /&gt;
* [[عفت امام]] ([[عفت]])&lt;br /&gt;
* [[قاطعیت امام]] ([[قاطعیت]])&lt;br /&gt;
* [[قدرت امام]] ([[قدرت]])&lt;br /&gt;
* [[کرم امام]] ([[کرم]])&lt;br /&gt;
* [[کمال امام]] (کمال)&lt;br /&gt;
* [[کمال خلق امام]] ([[کمال خلق]]، کمال، [[اخلاق]])&lt;br /&gt;
* [[کمال ذکاء امام]] ([[کمال ذکاء]]، کمال، [[ذکاوت]])&lt;br /&gt;
* [[کمال عقل امام]] ([[کمال عقل]]، کمال، [[عقل]])&lt;br /&gt;
* [[کمال فطنت امام]] ([[کمال فطنت]]، کمال، [[فطنت]])&lt;br /&gt;
* [[مبلغ شرع]] ([[تبلیغ]]، [[شریعت]])&lt;br /&gt;
* [[مبلغ وحی]] ([[تبلیغ]]، [[وحی]])&lt;br /&gt;
* [[حافظ کتاب]] ([[حفظ کتاب]])&lt;br /&gt;
* [[حافظ شریعت]] ([[حفظ شریعت]])&lt;br /&gt;
* [[مذکر]] ([[تذکیر]])&lt;br /&gt;
* [[مصدق یکدیگر]] ([[تصدیق شرایع]])&lt;br /&gt;
* [[اعتدال امام]] ([[اعتدال]])&lt;br /&gt;
* [[معتدل المزاج]] ([[اعتدال]])&lt;br /&gt;
* [[تنزیه امام]] ([[تنزیه]])&lt;br /&gt;
* [[منزه از معصیت]] ([[تنزه]]، [[عصمت]])&lt;br /&gt;
* [[نذیر]] ([[انذار]])&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
* [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|&#039;&#039;&#039;فرهنگ غدیر&#039;&#039;&#039;]].&lt;br /&gt;
* [[پرونده:991395.jpg|22px]] [[محمد امین بالادستیان|بالادستیان، محمد امین]]، [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]] و [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;نگین آفرینش ج۱&#039;&#039;&#039;]].&lt;br /&gt;
* [[پرونده:1379151.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|&#039;&#039;&#039;ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
* [[پرونده:3073589.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]&lt;br /&gt;
* [[پرونده:1379780.jpg|22px]] [[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|&#039;&#039;&#039;بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{مدخل‌ وابسته}} &lt;br /&gt;
* [[هدایت]]&lt;br /&gt;
* [[ولایت]] ([[ولایت تکوینی]]؛ [[ولایت تشریعی]]؛ [[ولایت امر]])&lt;br /&gt;
* [[خلافت]]&lt;br /&gt;
* [[شهادت]]&lt;br /&gt;
* [[ملک]]&lt;br /&gt;
* [[حکم]]&lt;br /&gt;
* [[وراثت]] ([[وراثت زمین]]؛ [[وراثت کتاب]])&lt;br /&gt;
* [[حجت]]&lt;br /&gt;
* [[تمکین فی الارض]]&lt;br /&gt;
* [[امت وسط]]&lt;br /&gt;
* [[اصطفا]]&lt;br /&gt;
* [[اجتبا]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در قرآن]]&lt;br /&gt;
* [[آیات امامت]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در حدیث]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در کلام اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در حکمت اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت در عرفان اسلامی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت از دیدگاه برون‌دینی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امامان دوازده‌گانه]]&lt;br /&gt;
* [[شؤون امام]]&lt;br /&gt;
* [[صفات امام]]&lt;br /&gt;
* [[راه تعیین امام]]&lt;br /&gt;
* [[امامان دوازده‌گانه]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام على]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسن مجتبى]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسين]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام سجاد]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام باقر]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام صادق]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام كاظم]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام رضا]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام جواد]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام هادى]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام حسن عسکری]]&lt;br /&gt;
* [[امامت امام مهدى]]&lt;br /&gt;
* [[امامان از اهل بیت امام خاتم]]&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل‌ وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل]]&lt;br /&gt;
[[رده:امامت]]&lt;br /&gt;
[[رده:امامت عامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>M.asgharpor</name></author>
	</entry>
</feed>