

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86</id>
	<title>ابورزین سلیمان - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-22T03:12:20Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=1230815&amp;oldid=prev</id>
		<title>Ali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = ابورزین سلیمان در تراجم و رجال - ابورزین سلیمان در تاریخ اسلامی| پرسش مرتبط  = }}  == مقدمه == {{متن حدیث|اَلسَّلاَمُ عَلَى سُلَيْمَانَ مَوْلَى اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ و...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=1230815&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2023-05-09T15:46:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%85_%D9%88_%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%84&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;ابورزین سلیمان در تراجم و رجال (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;ابورزین سلیمان در تراجم و رجال&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D9%86_%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;ابورزین سلیمان در تاریخ اسلامی (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;ابورزین سلیمان در تاریخ اسلامی&lt;/a&gt;| پرسش مرتبط  = }}  == مقدمه == {{متن حدیث|اَلسَّلاَمُ عَلَى سُلَيْمَانَ مَوْلَى اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ و...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ابورزین سلیمان در تراجم و رجال]] - [[ابورزین سلیمان در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
{{متن حدیث|اَلسَّلاَمُ عَلَى سُلَيْمَانَ مَوْلَى اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ لَعَنَ اَللَّهُ قَاتِلَهُ سُلَيْمَانَ بْنَ عَوْفٍ اَلْحَضْرَمِيَّ}}&amp;lt;ref&amp;gt;زیارت ناحیه مقدسه، بحارالأنوار، ج۴۵، ص۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سلام]] بر [[سلیمان]] [[غلام]] [[حسین]] [[فرزند]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و [[لعنت خدا]] بر [[قاتل]] او [[سلیمان بن عوف حضرمی]] باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلیمان، کنیه‌اش [[ابو رزین]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن طاووس درالملهوف، ص۱۲۰ و مجلسی در بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۳۷؛ او را سلیمان و کنیه‌اش را ابورزین ذکر کرده است و سماوی در ابصارالعین، ص۸۸؛ او را سلیمان فرزند رزین دانسته است، اما در تاریخ طبری، ج۵، ۳۵۷؛ تنها به اسم او اکتفا کرده است و نامی از رزین یا ابورزین نیاورده است.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[غلام]] [[امام حسین]] {{ع}}&amp;lt;ref&amp;gt;مولا در اصطلاح عرب به معنای غلام است و به غلامی که آزاد شده باشد هم مولی گفته می‌‌شود، و به معنای پناهنده هم آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از ارادتمندان و [[شیعیان]] آن [[حضرت]] به شمار می‌‌آید. او حامل نامه‌هایی از [[امام حسین]] {{ع}} به سران و رؤسای [[شیعه]] در [[بصره]] بود و پس از آنکه [[نامه‌ها]] را به آنان رساند؛ در حین [[انجام وظیفه]] دستگیر و به [[دستور]] [[ابن زیاد]] در بصره به [[شهادت]] رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا که سلیمان از [[موالیان]] و [[غلامان]] بوده، بیش از این درباره سوابق و زندگانی او در [[تاریخ]] چیزی نیامده است؛ اما [[طبری]] و [[سید ابن طاووس]]، در باره [[مأموریت]] او به بصره و شهادت او چنین نقل کرده‌اند:&lt;br /&gt;
در این جا ابتدا به نقل قول طبری می‌‌پردازیم و در پایان، اشاره ای به گفته سیدابن طاووس خواهیم داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۴۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سلیمان، حامل [[نامه]] [[امام]] {{ع}} به [[مردم بصره]] ==&lt;br /&gt;
طبری در تاریخ خود چنین می‌‌نویسد: امام حسین {{ع}} نامه‌هایی به یک مضمون برای سران اخماس (سران پنج گانه) بصره، همچون [[مالک بن مسمع بکری]]، [[احنف بن قیس تمیمی]]، [[منذر بن جارود عبدی]]، [[مسعود بن عمرو ازدی]] و [[قیس بن هیثم]]، و نیز نامه‌ای برای [[عمرو بن عبیدالله بن معمر]] و یک نامه هم برای تمامی اشراف و بزرگان شیعه در بصره فرستاد، و در آن نامه چنین مرقوم فرمود: «اما بعد، همانا [[خداوند]]، [[محمد]] {{صل}} را بر آفریدگانش برگزید و به [[تشرف]] [[نبوت]] نائل گرداند و او را برای [[رسالت]] خویش [[منصوب]] کرد، و پس از آنکه [[بندگان خدا]] را [[پند]] داد و [[ابلاغ رسالت]] کرد، [[روح مقدس]] او را قبض نمود و ما [[خاندان]] و [[اولیا]] و [[اوصیا]] و [[وارثان]] آن بزرگواریم، و سزاوارترین [[مردم]] به [[جانشینی]] آن [[حضرت]] در میان مردم می‌‌باشیم، اما مردم دیگران را بر ما مقدم داشتند. ما برای دوری از [[تفرقه]] و پراکندگی و [[عافیت]] شما، به آن [[راضی]] شدیم و به خوبی می‌‌دانیم که ما از همه مردم به حقی که مستحق ماست. یعنی [[امامت]] و [[رهبری جامعه]] - بدان سزاوارتریم. اینک [[نماینده]] و فرستاده‌ام را با این [[نامه]] به سوی شما فرستادم و شما را به [[کتاب خدا]] و [[سنت]] پیامبرش فرا می‌‌خوانم؛ زیرا سنت [[رسول]] [[اسلام]] {{صل}} را به نابودی‌گراییده و [[بدعت‌ها]] زنده شده است. اگر سخن مرا بپذیرید و [[دستور]] مرا [[اطاعت]] کنید، شما را به [[راه راست]] و [[رستگاری]] [[راهنما]] خواهم بود. والسلام علیکم ورحمة [[الله]] وبرکاته»&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن حدیث|أَمَّا بَعْدُ: فَإِنَّ اَللَّهَ اِصْطَفَى مُحَمَّداً {{صل}} عَلَى خَلْقِهِ، وَ أَكْرَمَهُ بِنُبُوَّتِهِ، وَ اِخْتَارَهُ لِرِسَالَتِهِ، ثُمَّ قَبَضَهُ اَللَّهُ إِلَيْهِ وَ قَدْ نَصَحَ لِعِبَادِهِ وَ بَلَّغَ مَا أُرْسِلَ بِهِ {{صل}} وَ كُنَّا أَهْلَهُ وَ أَوْلِيَاءَهُ وَ أَوْصِيَاءَهُ وَ وَرَثَتَهُ وَ أَحَقَّ اَلنَّاسِ بِمَقَامِهِ فِي اَلنَّاسِ... وَ قَدْ بَعَثْتُ رَسُولِي إِلَيْكُمْ بِهَذَا اَلْكِتَابِ، وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى كِتَابِ اَللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ {{صل}} فَإِنَّ اَلسُّنَّةَ قَدْ أُمِيتَتْ، وَ إِنَّ اَلْبِدْعَةَ قَدْ أُحْيِيَتْ، وَ إِنْ تَسْمَعُوا قَوْلِي وَ تُطِيعُوا أَمْرِي أَهْدِكُمْ سَبِيلَ اَلرَّشَادِ، وَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ}}؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۷، نفس المهموم، ص۸۹ و نیز، ر. ک: الملهوف، ص۱۱۰ و بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۴۵۸-۴۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[شهادت]] [[سلیمان]] در [[بصره]] ==&lt;br /&gt;
سلیمان [[نامه‌ها]] را به آن افراد رساند. به قول [[سید بن طاووس]]، برخی از آنها عذرتراشی کردند و برخی قول مساعد و اطاعت و [[فرمانبرداری]] دادند، در این میان «[[منذر بن جارود]]»&amp;lt;ref&amp;gt;منذر بن جارود اگر چه در عصر رسول {{صل}} به دنیا آمد، اما توفیق درک زیارت آن حضرت نصیبش نشد و بعد در زمره شیعیان امیرالمؤمنین {{ع}} درآمد و در جنگ جمل از جانب حضرت علی {{ع}} فرمانده گروه عبد قیس بصره بود؛ پس از جنگ صفین او از جانب امام {{ع}} به امارت «صطخر» یکی از شهرهای فارس ایران منصوب شد و چون متهم به خیانت در بیت المال به مبلغ چهار صد هزار درهم شد حضرت او را به کوفه احضار و زندانی نمود و سپس با وساطت صعصه بن صوحال و سوگندی که یاد کرد که خیانت نکرده است، حضرت او را به کوفه احضار و زندانی نمود و سپس با وساطت صعصه بن صوحان و سوگندی که یاد کرد که خیانت نکرده است، حضرت او را آزاد کرد، اما وی در ماجرای حکمیت در جنگ صفین در زمره خوارج درآمد و پس از شهادت امیرالمؤمنین با دختر عبیدالله بن زیاد ازدواج کرد. شرح بیشتر این داستان را در اثر دیگر مولف، اصحاب امام علی {{ع}}، ج۲، ملاحظه نمایید.&amp;lt;/ref&amp;gt; که داماد [[عبیدالله بن زیاد]]، یعنی شوهر «بحریه» بود، [[تصور]] کرد که این [[نامه امام حسین]] ساختگی و شاید توطئه‌ای از ناحیه این زیاد باشد از این رو در همان شبی که عبیدالله قصد داشت فردا راهی [[کوفه]] شود، نامه امام حسین {{ع}} و پیک آن [[حضرت]] یعنی [[سلیمان]] را [[تسلیم]] ابن زیاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبیدالله با خواندن [[نامه]] [[دستور]] داد سلیمان را به دار کشیدند و او را به [[شهادت]] رساندند و سپس همان صبحگاهان بر فراز [[منبر]] رفت و [[مردم بصره]] را به [[اطاعت]] فرا خواند و [[مخالفین]] را [[تهدید]] نمود و برادرش [[عثمان بن زیاد]] را به جال خود [[منصوب]] کرد و خود عازم کوفه شد&amp;lt;ref&amp;gt;ر. ک: تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۷؛ نفس المهموم، ص۸۸ و ابصارالعین، ص۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[قاتل]] سلیمان طبق [[زیارت ناحیه مقدسه]]: [[سلیمان بن عوف حضرمی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;الملهوف، ص۱۱۰ و بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۴۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== [[اطاعت]] جمعی از بصریان از [[دعوت امام]] {{ع}} ==&lt;br /&gt;
[[سید ابن طاووس]] همین داستان را با کمی تفاوت نقل کرده که [[سلیمان]] [[ابو رزین]] در این [[مأموریت]] به [[دستور]] [[ابن زیاد]] در [[بصره]] به [[شهادت]] رسید. سید ابن طاووس در همین [[سند]] آورده است: و از جمله کسانی که [[نامه]] [[امام]] {{ع}} را تحویل گرفت [[یزید بن مسعود نهشلی]] بود، او نامه امام {{ع}} را مطالعه کرد و بر آن [[احترام]] بسیار قائل شد و جمع زیادی را آماده کرد تا به [[یاری امام]] {{ع}} بشتابند و نامه‌ای هم که حکایت از اطاعت و [[فرمانبرداری]] از [[حضرت]] بود، برای امام فرستاد؛ ولی پیش از آنکه حرکت کند و به یاری امام {{ع}} بشتابد، خبر ناگوار شهادت [[حضرت اباعبدالله الحسین]] {{ع}} و یارانش به او رسید و از حرکت باز ایستاد و از این [[توفیق]] بزرگ، [[محروم]] ماند&amp;lt;ref&amp;gt;ر. ک: الملهوف، ص۱۱۰؛ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضی از [[سیره‌نویسان]] متأخر به استناد برخی اسناد گفته‌اند: نامه امام {{ع}} برای [[احنف بن قیس]] که از [[شیعیان]] بنام و از [[یاران]] [[امیر مؤمنان]] {{ع}} در بصره بود، فرستاده شد&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;، اما [[احنف]] از [[یاری]] حضرت خودداری کرد و تنها به [[دعا]] و آرزوی توفیق اکتفا نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راقم: با بررسی که در کتب [[تاریخ]] انجام گرفت، دلیل و مدرکی که دلالت کند نامه امام {{ع}} در بصره به دست احنف رسیده باشد، نداریم و با توجه به سابقه درخشانی که از احنف در [[زمان]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[وفاداری]] او سراغ داریم&amp;lt;ref&amp;gt;اصحاب امام علی {{ع}}، ج۱، عنوان ۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بعید به نظر می‌‌رسد او نسبت به [[نامه امام حسین]] {{ع}} بی‌اعتنا باشد و لذا به [[اعتقاد]] ما نامه حضرت به دست احنف نرسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۴۶۰-۴۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1100374.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اصحاب امام حسین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{واقعه کربلا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام حسین]]&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali</name></author>
	</entry>
</feed>