

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D8%A8%D8%AF%D8%B9%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86</id>
	<title>بحث:بدعت در قرآن - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D8%A8%D8%AF%D8%B9%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A8%D8%AF%D8%B9%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-25T03:20:56Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A8%D8%AF%D8%B9%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=1364620&amp;oldid=prev</id>
		<title>Bahmani: صفحه‌ای تازه حاوی «==بدعت در دانشنامه معاصر قرآن کریم== بدعت، از «بِدع» به معنی حادثه بی‌سابقه، مطلب تازه، نوآور و کسی که مطلب نو و بی‌سابقه ابراز کند آمده است. در اصطلاح، وارد کردن مطلب و موضوعی در دین که صاحب شریعت آن را سنت نکرده و با اصول متقن شریعت...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%A8%D8%AF%D8%B9%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=1364620&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-04-09T06:38:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «==بدعت در دانشنامه معاصر قرآن کریم== &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A8%D8%AF%D8%B9%D8%AA&quot; title=&quot;بدعت&quot;&gt;بدعت&lt;/a&gt;، از «بِدع» به معنی حادثه بی‌سابقه، مطلب تازه، نوآور و کسی که مطلب نو و بی‌سابقه ابراز کند آمده است. در اصطلاح، وارد کردن مطلب و موضوعی در &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AF%DB%8C%D9%86&quot; title=&quot;دین&quot;&gt;دین&lt;/a&gt; که &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;صاحب شریعت (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;صاحب شریعت&lt;/a&gt; آن را &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B3%D9%86%D8%AA&quot; title=&quot;سنت&quot;&gt;سنت&lt;/a&gt; نکرده و با اصول متقن &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA&quot; title=&quot;شریعت&quot;&gt;شریعت&lt;/a&gt;...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;==بدعت در دانشنامه معاصر قرآن کریم==&lt;br /&gt;
[[بدعت]]، از «بِدع» به معنی حادثه بی‌سابقه، مطلب تازه، نوآور و کسی که مطلب نو و بی‌سابقه ابراز کند آمده است. در اصطلاح، وارد کردن مطلب و موضوعی در [[دین]] که [[صاحب شریعت]] آن را [[سنت]] نکرده و با اصول متقن [[شریعت]] نیز [[مخالفت]] داشته باشد. کلمه «بِدع» به معنای اسم فاعل و اسم مفعول آمده است مانند: {{متن قرآن|قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بگو من در میان پیامبران، نوپدید نیستم و نمی‌دانم با من و شما چه خواهند کرد، جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم و من جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیستم» سوره احقاف، آیه ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. یعنی من چیز بی‌سابقه‌ای نمی‌گویم، بلکه [[پیامبران پیشین]] نیز همین سخنان را گفته‌اند. یا اینکه به معنای اسم مفعول است یعنی من اولین [[رسول]] و فرستاده به سوی شما نیستم بلکه رسولانی پیش از من فرستاده شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[ابداع]]» نیز به معنی ایجاد چیزی است که بدون [[الگو]] و نمونه و بدون سابقه باشد. به همین جهت گفته می‌شود: {{عربی|رکیّة بَدِیع}} یعنی [[چاه]] جدید و نو که تازه آن را حفر کرده باشند.&lt;br /&gt;
هرگاه این واژه در مورد [[خدا]] به کار رود به معنی ایجاد چیزی است بدون ماده و ابزار و بدون مکان و [[زمان]]&amp;lt;ref&amp;gt;مفردات، ص۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلمه «[[بَدیع]]» به معنای «مُبدِع = ابداع کننده» و «مُبدَع = ابداع شده» به کار رفته است؛ مانند: {{متن قرآن|بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«پدیدآور آسمان‌ها و زمین است» سوره بقره، آیه ۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و {{عربی|رَکیّةٌ بَدیع}} چاه تازه حفرشده. در [[قرآن]] فعل «ابتدعوا» از مصدر «ابتداع» به معنی نوآفرینی کردن، چیزی را بدون سابقه قبلی و به طور ابتکاری ایجاد کردن به کار رفته است&amp;lt;ref&amp;gt; حدید/ ۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تعبیر [[شرعی]]، «بدعت» در مقابل «سنت» به کار رفته است. بنابراین [[بدعت در دین]] یعنی داخلکردن قانونی در دین که اصالتاً در دین و جزء دین نبوده است، چنانکه در [[حدیث نبوی]] آمده است: {{متن حدیث|مَنْ‏ تَوَضَّأَ ثَلَاثاً فَقَدْ أَبْدَعَ‏}}، «هر که سه بار عضو وضویش را به [[نیّت]] [[وضو]] بشوید [[بدعت]] نهاده است»&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البحرین، ج۱، ص۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرموده است: هر آن کس که بدعتی [[نهد]] یا بدعت‌گذاری را [[پناه]] دهد در [[قیامت]] نه توبه‌اش قبول گردد و نه تاوانی از او پذیرفته شود و نیز فرموده است هر بدعتی، [[گمراهی]] است. بدانید که هر گمراهی فرجامش [[آتش]] است&amp;lt;ref&amp;gt;امالی، مفید، ص۱۸۸، ح۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[امام علی]]{{ع}} فرموده است: هیچ بدعتی نهاده نشد، مگر آنکه بدان سبب، سنتی ترک شد. از بدعت‌ها بپرهیزید و راه روشن را در پیش گیرید، بهترین [[کارها]] آن است که پیشینه داشته باشد و بدترین آنها، آن است که نوپدید و بی‌سابقه باشد&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه ۱۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. نیز فرموده است: چیزی مانند بدعتها [[دین]] را ویران و تباه نمی‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;بحار الانوار، ج۷۸، ص۹۲، ح۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در بیان امام علی{{ع}} [[بدعتگذاران]] کسانی هستند که با [[فرمان خدا]] و کتاب او و پیغمبرش [[مخالفت]] میورزند و بر اساس [[رأی]] و [[هواهای نفسانی]] خود عمل می‌کنند&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ح۱۰۹۵۱، ۱۱۲۶، ۱۱۲۵، ۴۴۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پیامبر اکرم{{صل}} فرموده است: «هرکس به بدعتی عمل کند، [[شیطان]] او را با [[عبادت]] (خود) تنها گذارد و [[خشوع]] و [[گریه]] بر او فرو افکند»&amp;lt;ref&amp;gt;بحار الانوار، ج۷۲، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. نیز فرموده است: هرگاه بدعت‌ها در میان امّتم آشکار شوند بر عالم است که [[علم]] خود را آشکار سازد و هرکس چنین نکند، پس [[نفرین]] [[خدا]] بر او باد»&amp;lt;ref&amp;gt;الکافی، ج۱، ص۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعریف مشهور بدعت در اکثر مآخذ چنین آمده است: «آنچه را که جزو دین نیست از دین دانستن». گفتاری از [[شهید]] اول نقل شده که در آن، بدعت را از سایر پدیده‌های مُحدَث که [[حرام]] نیستند جدا کرده است. خلاصه سخن او چنین است: «آنچه بعد از [[پیامبر]]{{صل}} پدید آمده از نظر [[شرعی]] به پنج دسته [[واجب]]، حرام، [[مستحب]]، [[مکروه]] و [[مباح]] تقسیم می‌شود و در این میان فقط امور حرام را می‌‌توان بدعت نامید». وی برای هر یک از اقسام یاد شده مثال می‌زند و درباره بدعت می‌گوید: «[[بدعت]] مری است که [[قواعد]] کلی و [[ادله]] [[تحریم]] [[شرعی]] آن را در بر میگیرد»؛ مثل [[حرام]] دانستن کارهایی که [[شریعت]] آنها را روا دانسته و یا [[حلال]] دانستن چیزهایی که حرام است و از جمله آنها است [[نماز]] [[مستحب]] را به [[جماعت]] خواندن؛ زیرا در [[سنت نبوی]] فقط نمازهای [[واجب]] و استسقاء به جماعت خوانده می‌شوند. پس اقداماتی مثل [[تدوین قرآن]] و سنت نبوی و تأسیس [[مدارس]] و ساختن دژهای نظامی که در [[روزگار]] [[پیامبر]]{{صل}} وجود نداشته است، نه تنها بدعت نیست بلکه از نوآوری‌های واجب یا مستحب است&amp;lt;ref&amp;gt;بحار الانوار، ج۲، ص۲۶۴ و ج۷۱، ص۲۰۲ و۲۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین [[بدعت شرعی]]، معنایی محدودتر از معنای لغوی آن دارد. بدعت شرعی آن [[نوآوری]] است که برخلاف [[دین]] باشد و بخواهد [[حقایق دین]] را [[تغییر]] دهد. [[ابن اثیر]] بدعت را بر دو نوع تقسیم می‌کند: یکی آنکه به سوی [[هدایت]] پیش می‌برد و دیگری آنکه به [[گمراهی]] سوق می‌دهد. بدعت هدایت، مصداقی است از امور کلی که پیامبر{{صل}} آنها را سفارش کرده است، اما بدعت [[ضلالت]]، امری است برخلاف [[فرمان خدا]] و [[رسول]]، که [[مذمت]] شده است&amp;lt;ref&amp;gt;النهایة فی غریب الحادیث، ج۱، ص۱۰۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[روایات]]، برخی از مصادیق و نمونه‌های [[اهل بدعت]] ذکر شده است مانند گروه [[مفوضه]]، تارکان [[دنیا]] که آنچه را [[خدا]] حلال کرده بر خود حرام نمایند، [[غلات]]، کسی که [[مردم]] را به سوی خود فراخواند در حالیکه در میان آنها فردی دانشمندتر از او وجود دارد&amp;lt;ref&amp;gt;بحار الانوار، ج۲، ص۳۰۳؛ ج۶۷، ص۱۱۳-۱۳۰؛ ج۲۵، ص۲۷۰ و ج۲، ص۳۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بر اساس این روایات، [[بدعتگذاران]] کسانی هستند که فرمان خدا و پیامبر و [[احکام]] [[قرآن]] را فروگذاشته‌اند و بر آراء خویش تکیه کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهتمام [[علمای اسلام]] نسبت به بدعت، علاوه بر انگیزه [[حفظ]] و [[حراست از دین]]، ناشی از [[احادیث]] فراوان در این باره است، احادیثی که گویای این است که: بدعت، [[دین]] را نابود می‌کند و بدعتگذاران بدترین و زیانکارترین [[آفریدگان]] و مغضوب‌ترین افراد نزد خدای متعال‌اند، آنان کسانی‌اند که [[شیطان]] بر آنها چیره شده و در نتیجه به [[مخالفت]] با [[خدا]] و [[پیامبر]] و [[قرآن]] برخاسته‌اند. بدعتگذار، معادل [[گناه]] تمام کسانی که بدعتی را از او پذیرفته‌اند بر گردن دارد. اگر عالمی با [[بدعت]] و [[بدعتگذاران]] [[مبارزه]] نکند به [[نفرین]] خدا دچار می‌شود. در هر [[روزگار]] کسانی هستند که با بدعتها مبارزه می‌کنند و [[حق]] را آشکار میسازند&amp;lt;ref&amp;gt;بحار الانوار، ج۲، ص۲۶۱-۳۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن تیمیه]] در میان [[دانشمندان اهل سنت]] از همه بدعت ستیزتر است. او کسی است که با [[گمان]] خودش بر [[توحید]] [[استوار]] است و با هرگونه [[شرک]] در [[ستیز]] است. به [[عقیده]] وی، [[واجب]] و یا [[مستحب]] شمردن امری که [[شریعت]] آن را [[مباح]] خوانده، بدعت به شمار می‌آید و انجام دادن آن، به عنوان [[عبادت]] سبب [[قرب به خدا]] نمی‌شود. برنامه [[دین]] را باید از آن دسته کارهای پیامبر{{صل}} اخذ کرد که برای ما [[تشریع]] شده نه کارهایی که جنبه شخصی داشته است و در [[اثبات]] آن نمی‌توان به [[حدیثی]] [[ضعیف]] [[اعتماد]] کرد&amp;lt;ref&amp;gt;جامع الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۲۵ و ج۲، ص۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ او می‌گوید: بدعت‌های [[عبادی]] گاهی ریشه در [[شرع]] دارند، مثل [[نماز]] و روزهای که مطابق [[نصوص شرعی]] انجام نشود و یا از ریشه غیر شرعی هستند، مثل برخی از [[اعمال]] صوفیان&amp;lt;ref&amp;gt;جامع الرسائل و المسائل، ج۲، ص۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ابن تیمیه در باب [[مسائل اعتقادی]] همه اندیشه‌های مخالف با معتقداتی را که به نظر وی از [[کتاب و سنت]] اخذ شده‌اند بدعت می‌داند. [[دانشمندان اسلامی]]، بسیاری از آنچه را که وی بدعت خوانده، مطابق [[سنت]] می‌دانند و روش او را در تعیین مصادیق نمی‌پسندند و به همین جهت کتاب‌های فراوانی بر ردّ نظریات او نوشته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;دانشنامه جهان اسلام، ج۳، ص۵۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فتوای مشهور [[علمای اهل سنت]] برخودداری از پذیرش [[روایات]] فرقه‌های بدعتگذار است. گروهی از [[علمای امامیه]]، [[ایمان]] را از شروط قبول خبر [[راوی]] می‌دانند و روایات کسانی را که از بدعتهای قولی [[پیروی]] می‌کنند، نمی‌پذیرند، اما [[شیخ طوسی]] با این [[حکم]] مخالفت کرده و در بعضی از حالات، [[راویان]] [[پیروان]] [[مذهب عامه]]، [[فطحیه]]، [[واقفیه]] و دیگر [[مذاهب اسلامی]] را پذیرفتنی دانسته است. شمار زیادی از متأخران نیز نظر وی را پذیرفتنی دانسته‌اند، اما اگر [[راوی]] از پیروان فرقه‌هایی باشد که محکوم به [[کفر]] شده‌اند، مانند [[خوارج]] و [[غُلات]]، نظر مشهور [[شیعه]] نپذیرفتن [[روایت]] اوست. همچنین بدعت‌های عملی اگر به [[فسق]] بی‌نجامد، [[عدالت]] راوی را زایل می‌کند و منقولات او مقبول واقع نمی‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[بدعت - کوشا (مقاله)|مقاله «بدعت»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahmani</name></author>
	</entry>
</feed>