

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A7%D9%81%DA%A9</id>
	<title>بحث:حادثه افک - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A7%D9%81%DA%A9"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A7%D9%81%DA%A9&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-21T20:54:50Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A7%D9%81%DA%A9&amp;diff=1303234&amp;oldid=prev</id>
		<title>Bahmani: صفحه‌ای تازه حاوی «== مظلومیت پیامبر {{صل}} در حادثه افک == پیامبر {{صل}} وقتی به مسافرت یا به جنگی تشریف می‌برد، به قید قرعه یکی از زنان حرم را همراه خود می‌برد. در غزوه بنی‌مصطلق عایشه همراه پیامبر {{صل}} بود می‌گوید در مراجعت نزدیک مدینه رسیدیم در...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A7%D9%81%DA%A9&amp;diff=1303234&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-05-15T09:45:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «== &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%D8%B8%D9%84%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;مظلومیت پیامبر&quot;&gt;مظلومیت پیامبر&lt;/a&gt; {{صل}} در حادثه افک == پیامبر {{صل}} وقتی به &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%AA&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;مسافرت&quot;&gt;مسافرت&lt;/a&gt; یا به &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;جنگی&quot;&gt;جنگی&lt;/a&gt; تشریف می‌برد، به قید قرعه یکی از &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;زنان&quot;&gt;زنان&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AD%D8%B1%D9%85&quot; title=&quot;حرم&quot;&gt;حرم&lt;/a&gt; را همراه خود می‌برد. در &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%BA%D8%B2%D9%88%D9%87_%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%84%D9%82&quot; title=&quot;غزوه بنی‌مصطلق&quot;&gt;غزوه بنی‌مصطلق&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%87&quot; title=&quot;عایشه&quot;&gt;عایشه&lt;/a&gt; همراه پیامبر {{صل}} بود می‌گوید در مراجعت نزدیک &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;مدینه&quot;&gt;مدینه&lt;/a&gt; رسیدیم در...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;== [[مظلومیت پیامبر]] {{صل}} در حادثه افک ==&lt;br /&gt;
پیامبر {{صل}} وقتی به [[مسافرت]] یا به [[جنگی]] تشریف می‌برد، به قید قرعه یکی از [[زنان]] [[حرم]] را همراه خود می‌برد. در [[غزوه بنی‌مصطلق]] [[عایشه]] همراه پیامبر {{صل}} بود می‌گوید در مراجعت نزدیک [[مدینه]] رسیدیم در منزلی فرود آمدیم وقتی [[اعلان]] حرکت داده شد برای [[قضاء]] [[حاجت]] از [[جمعیت]] دور شدم وقتی برگشتم متوجه شدم که گردنبندم افتاده، برگشتم تا گردنبند را پیدا کنم، چون معطل شدم قافله به [[تصور]] اینکه من در هودجم حرکت کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیابان تنها ماندم، قدری توقف کردم تا متوجه شده به سراغم برگردند. در همین حال خوابم برد، هوا روشن شد از قافله خبری نشد. [[صفوان]] سلمی که به جهت مهمی از پس قافله می‌آمد، مرا دید. من با [[لباس]] صورتم را پوشانیدم، به [[خدا]] قسم یک کلمه با من سخن نگفت ولی شترش را جلو من خوابانید، سوار شدم و عنان شتر را می‌کشید. ظهر به قافله رسیدیم، [[مردم]] ([[منافقین]]) که مرا با صفوان دیدند تهمت‌ها و افتراها شروع شد. از همه بیشتر [[مسطح بن اثاثه]] و [[عبدالله بن ابی سلول]] [[رئیس]] منافقین، موضوع [[تهمت]] را پخش کردند. عبدالله گفت: عجبی نیست اگر عایشه صفوان [[جوان]] و [[زیبا]] را بر محمد ترجیح داده باشد، من در مدینه مریض شدم. پیامبر {{صل}} به عیادتم می‌آمد ولی [[محبت]] سابق را در او نمی‌دیدم، حالم بهتر شد، شبی همراه دختر خاله‌ام دستشویی رفتم. (چون دستشویی‌ها را دور از ساختمان قرار می‌دادند) در راه دختر خاله‌ام، به [[زمین]] افتاد و گفت: خدا مرگت دهد [[مسطح]]! گفتم: به مردی که از [[اصحاب بدر]] است بد می‌گویی؟ گفت: [[عجب]] نمی‌دانی چه کرده‌اند و چه گفته است! سپس [[داستان افک]] و تهمت را به من گفت، حالم بدتر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی پیامبر {{صل}} به عیادتم آمد، گفتم: اجازه می‌دهی تا [[خانه]] پدرم بروم؟ او هم اجازه داد به مادرم [[شکایت]] کردم، مادرم گفت: کمتر زنی است که زیبا باشد و رقبایی نداشته باشد و مورد [[تهمت]] نباشد. [[پیامبر]] {{صل}} به [[مسجد]] آمد فرمود: چه شده است که مردانی علیه [[خاندان]] من حرف‌هایی می‌گویند و علیه مردی [[مسلمان]]، سخنانی می‌گویند که جز خوبی از او سراغ ندارم؟ [[اسید بن خضیر]] برخاست و گفت: یا [[رسول الله]] اگر این افراد از [[اوس]] می‌باشند ما [[شر]] آنها را کفایت کنیم، اگر از خزرج‌اند هر چه دستور دهی. بعد [[آیه]] نازل شد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ...}}&amp;lt;ref&amp;gt;«کسانی که [به یکی از همسران پیامبر] آن دروغ را (وارد) آوردند دسته‌ای از شمایند؛ آن را شرّی برای خود مپندارید بلکه آن برای شما خیر است؛ هر مردی از آنان را گناهی است که انجام داده است و آنکه بخش بزرگ آن را به گردن گرفته است عذابی سترگ خواهد داشت» سوره نور، آیه ۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صل}} فرمود: {{متن حدیث|أبشری یا عایشه فقد أنزل الله برائتک}} مژه باد تو را [[عایشه]]، که [[خدا]] [[پاکدامنی]] تو را اعلام داشت&amp;lt;ref&amp;gt;کامل ابن اثیر، ج۲، ص۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حدیث]] [[افک]] از لحاظ [[رمی]] [[زن]] محصنه و لکه‌دار شدن دامن یکی از [[زوجات پیامبر]] {{صل}} اهمیت خاصی داشت و تحریکی بود که [[منافقین]] برای برخورد با [[روحیه]] پیامبر {{صل}} و [[رسوایی]] او ساخته بودند و چون تا آن وقت راجع به رمی [[زنان]] شوهردار حکمی نبود و تکلیفی برای آنها معین نشده بود، [[وحی الهی]] برای [[تنزیه]] دامن زوجات پیامبر {{صل}} و تقدیر حدی برای تهمت زنندگان و طرز [[اثبات]] [[زنا]] بر زنان محصنه نازل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|مظلومیت پیامبر]] ص ۲۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahmani</name></author>
	</entry>
</feed>