

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_%DB%8C%D9%88%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C</id>
	<title>بحث:حدیث یوم‌الدار در تاریخ اسلامی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_%DB%8C%D9%88%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_%DB%8C%D9%88%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-29T22:06:03Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_%DB%8C%D9%88%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1303803&amp;oldid=prev</id>
		<title>Bahmani: صفحه‌ای تازه حاوی «== مقدمه == پس از گذشت سه سال از بعثت، مرحله دعوت علنی فرا رسید که مرحله سخت و خطرناکی بود. ابتدا از محدوده نسبتا کوچکی ابلاغ دین آغاز شد. فرمان الهی به پیامبر اکرم {{صل}} رسید که: {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}&lt;ref&gt;«و نز...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_%DB%8C%D9%88%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1303803&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-05-23T08:27:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «== مقدمه == پس از گذشت سه سال از &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A8%D8%B9%D8%AB%D8%AA&quot; title=&quot;بعثت&quot;&gt;بعثت&lt;/a&gt;، مرحله &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA_%D8%B9%D9%84%D9%86%DB%8C&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;دعوت علنی&quot;&gt;دعوت علنی&lt;/a&gt; فرا رسید که مرحله سخت و خطرناکی بود. ابتدا از محدوده نسبتا کوچکی &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA_%D8%AF%DB%8C%D9%86&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;ابلاغ دین&quot;&gt;ابلاغ دین&lt;/a&gt; آغاز شد. &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;فرمان الهی&quot;&gt;فرمان الهی&lt;/a&gt; به &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;پیامبر اکرم&quot;&gt;پیامبر اکرم&lt;/a&gt; {{صل}} رسید که: {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و نز...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;== مقدمه ==&lt;br /&gt;
پس از گذشت سه سال از [[بعثت]]، مرحله [[دعوت علنی]] فرا رسید که مرحله سخت و خطرناکی بود. ابتدا از محدوده نسبتا کوچکی [[ابلاغ دین]] آغاز شد. [[فرمان الهی]] به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} رسید که: {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که این [[آیه]] نازل شد، [[رسول خدا]] {{صل}} علی {{ع}} را فرمود تا غذایی فراهم کند. آن‌گاه [[فرزندان]] [[عبد المطلب]] را جمع نماید تا با آنان سخن بگوید و فرمان الهی را به آنان [[ابلاغ]] کند. علی {{ع}} یک صاع طعام تهیه کرد و یک ران گوسفند هم بدان افزود. ظرفی نیز پر از شیر کرد. سپس بنی [[عبد المطلب]] را که آن [[روز]] چهل مرد، یکی بیش یا کم می‌شدند، فراهم ساخت. عموهای او [[ابوطالب]]، [[حمزه]]، عبّاس و [[ابولهب]] نیز در این جمع بودند. همگی از آن طعام خوردند. علی {{ع}} گفت: همه [[سیر]] شدند و خوراکی‌ها همچنان بر جای بود، فقط جای دستانشان را بر غذا می‌دیدم. به خدای [[سوگند]]؛ اگر غذایی را که برای همه آنان‌ فراهم نمودم، یک نفر می‌خورد، سیر نمی‌شد. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: برایشان نوشیدنی بیار. من ظرف شیر را آوردم. همه نوشیدند و سیر شدند. به خدای سوگند؛ اگر یکی از آنان همه را می‌نوشید، سیر نمی‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که رسول خدا {{صل}} می‌خواست با آنان سخن بگوید؛ ابولهب بر او پیشی گرفت و گفت: این یارتان، از قدیم شما را [[سحر]] و [[جادو]] کرده است. جمعیت متفرق شدند و رسول خدا {{صل}} با آنان سخن نگفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دیگر رسول خدا {{صل}} به علی {{ع}} فرمود: بار دیگر همان مقدار طعام تهیه کن و آنان را نزد من فراهم ساز. همگی خوردند و آشامیدند و سیر شدند. پس رسول خدا {{صل}} به سخن آمد و گفت: ای فرزندان عبد المطلب؛ به [[خدا]] قسم هیچ [[جوان]] عربی نمی‌شناسم که بهتر از آنچه من برای شما آورده‌ام، برای [[قوم]] خود آورده باشد. به [[راستی]] که من خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] را برای شما آورده‌ام و خدای مرا فرموده است که شما را به جانب او [[دعوت]] کنم. پس کدام یک از شما مرا کمک می‌کند تا [[برادر]] من، و [[وصی]] من و [[خلیفه]] من در میان شما باشد؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احدی از آنان وی را پاسخ نداد. علی {{ع}} گفت: یا [[رسول الله]]؛ من تو را در این کار [[یاری]] می‌دهم. پس گردنم را گرفت و گفت: هان، این است برادر من، و [[وصیّ]] من، و خلیفه من در میان شما. پس از وی بشنوید و فرمانش ببرید. پس جمعیت بپاخاستند و می‌خندیدند و به [[ابوطالب]] می‌گفتند: تو را امر کرد که از پسرت بشنوی و او را [[اطاعت]] کنی. در برخی از متون آمده که چون علی {{ع}} بپا خاست و پاسخ گفت، [[پیامبر]] {{صل}} او را نشاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطابق [[روایت]] اسکافی‌، پیامبر {{صل}} فرمود: این است برادر، وصیّ و خلیفه من. آنان به‌ ابوطالب گفتند: از پسرت اطاعت کن. او را بر تو [[امیر]] کرد&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۶۳؛ مختصر تاریخ ابو الفداء، ج۲، ص۱۴؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۷۲؛ کنز العمّال، ج۱۵، ص۱۱۶- ۱۱۷؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۲۴۴؛ مسند احمد، ج۱، ص۱۵۹؛ کفایة الطالب، ص۲۰۵؛ منهاج السنه، ج۴، ص۸۰؛ فرائد السمطین، ج۱، ص۸۶؛ خصائص نسائی، ص۸۶؛ الغدیر، ج۲، ص۲۷۸- ۲۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[طبری]] که این داستان را به همین نحو در &amp;quot;تاریخ الامم و الملوک&amp;quot; آورده، چون در [[تفسیر]] به اینجا رسید، آن را با همین متن و سند نوشت، امّا یک عبارت را عوض و به این صورت ثبت کرد: پس کدام یک از شما مرا کمک می‌کند تا برادر من و چنین و چنان باشد... سپس گفت: این است، برادر من و چنین و چنان!&amp;lt;ref&amp;gt;بنگرید: تفسیر طبری، ج۱۹، ص۷۵. &amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن کثیر]] شامی نیز از او [[پیروی]] کرد و در حالی که منبع مورد اعتماد او در تاریخ، کتاب تاریخ طبری است، این داستان را از تفسیر او نقل نمود&amp;lt;ref&amp;gt;بنگرید: البدایة و النهایه، ج۳، ص۴۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص۳۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;محمّد حسنین هیکل&amp;quot; در چاپ اول کتاب خود: &amp;quot;حیاة محمّد&amp;quot;، ص۱۰۴، [[نص]] [[روایت]] [[طبری]] در &amp;quot;تاریخ الامم و الملوک&amp;quot; را آورده، امّا در چاپ دوم عبارت: «و [[خلیفه]] من در میان شما» را حذف کرده است. وی این [[خیانت]] [[علمی]] را در ازای دریافت پانصد لیره یا فروش هزار نسخه از کتاب خود انجام داده است&amp;lt;ref&amp;gt;بنگرید: حیاة محمّد، ص۱۳۹؛ سیرة المصطفی، ص۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید جعفر مرتضی عاملی|عاملی، سید جعفر مرتضی]]، [[سیرت جاودانه ج۱ (کتاب)|سیرت جاودانه ج۱]]، ص۳۰۲؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]] ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن ابی الحدید]] می‌گوید: هیچ کس رسول خدا{{صل}} را مانند [[ابوطالب]] و دو فرزندش جعفر و علی یاری نکرد. ابوطالب در برابر [[قریش]] و هم‌داستانی آنان بر ضد رسول خدا{{صل}} ایستاد؛ جعفر با گروهی از [[مسلمانان]] به [[حبشه]] [[هجرت]] کرد و در آنجا اسلام را گسترش داد و علی{{ع}} برپاکننده ستون [[دین]] در [[مدینه]] بود&amp;lt;ref&amp;gt;ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۱۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahmani</name></author>
	</entry>
</feed>