

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AD%D8%AC%D9%88%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C</id>
	<title>بحث:دارمیه حجونی کنانی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AD%D8%AC%D9%88%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AD%D8%AC%D9%88%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-29T00:06:58Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AD%D8%AC%D9%88%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1368106&amp;oldid=prev</id>
		<title>Bahmani: صفحه‌ای تازه حاوی «== مقدمه == دارمیه یکی از زنان فاضل و خردمندِ زمان امیرالمؤمنین{{ع}} دارای زبانی فصیح و بلیغ و در مناظره بسیار قوی، و در ولا و دوستی حضرت علی{{ع}} بسیار صادق و ثابت قدم بود. او در مجلسی با معاویه با صداقت و صراحت از مقام والا...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%AD%D8%AC%D9%88%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1368106&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-04-28T08:02:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «== مقدمه == دارمیه یکی از &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;زنان&quot;&gt;زنان&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;فاضل&quot;&gt;فاضل&lt;/a&gt; و خردمندِ &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A4%D9%85%D9%86%DB%8C%D9%86&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;زمان امیرالمؤمنین&quot;&gt;زمان امیرالمؤمنین&lt;/a&gt;{{ع}} دارای زبانی &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%81%D8%B5%DB%8C%D8%AD&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;فصیح&quot;&gt;فصیح&lt;/a&gt; و &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;بلیغ&quot;&gt;بلیغ&lt;/a&gt; و در &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%D9%87&quot; title=&quot;مناظره&quot;&gt;مناظره&lt;/a&gt; بسیار &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%82%D9%88%DB%8C&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;قوی&quot;&gt;قوی&lt;/a&gt;، و در ولا و &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C&quot; title=&quot;دوستی&quot;&gt;دوستی&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;حضرت علی&quot;&gt;حضرت علی&lt;/a&gt;{{ع}} بسیار صادق و &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA_%D9%82%D8%AF%D9%85&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;ثابت قدم&quot;&gt;ثابت قدم&lt;/a&gt; بود. او در &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;مجلسی&quot;&gt;مجلسی&lt;/a&gt; با معاویه با &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82%D8%AA&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;صداقت&quot;&gt;صداقت&lt;/a&gt; و صراحت از مقام والا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;== مقدمه ==&lt;br /&gt;
دارمیه یکی از [[زنان]] [[فاضل]] و خردمندِ [[زمان امیرالمؤمنین]]{{ع}} دارای زبانی [[فصیح]] و [[بلیغ]] و در [[مناظره]] بسیار [[قوی]]، و در ولا و [[دوستی]] [[حضرت علی]]{{ع}} بسیار صادق و [[ثابت قدم]] بود. او در [[مجلسی]] با معاویه با [[صداقت]] و صراحت از مقام والای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[سخن]] گفت. داستان [[ملاقات]] او با معاویه به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرید وجدی از سهل بن ابی سهل [[تمیمی]] از پدرش نقل می‌کند که گفت: معاویه در سفری که به [[حج]] رفت از دارمیه که از [[قبیله]] [[بنی کنانه]] و در [[حجون]]&amp;lt;ref&amp;gt;حجون، کوهی در بلندای مکه است.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سکونت]] داشت، جویا شد، به او گفتند: او زنده و سالم است. فوراً دستور داد او را احضار نمایند. دارمیه زنی سیاه چهره و فربه بود، هنگامی که به مجلس معاویه وارد شد. معاویه از او پرسید: ای دختر حام، حالت چطور است؟&lt;br /&gt;
دارمیه گفت: ای معاویه، اگر به قصد عیب‌گویی مرا دختر حام خطاب کردی، بدان که من از [[فرزندان]] حام نیستم بلکه از قبیله بنی کنانه‌ام. معاویه گفت: راست گفتی، حال میدانی برای چه تو را احضار کرده‌ام؟ دارمیه گفت: جز [[خدا]] کسی [[غیب]] نمی‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;{{عربی|«لاَ يَعْلَمُ اَلْغَيْبَ إِلاَّ اَللَّهُ»}}&amp;lt;/ref&amp;gt;. معاویه در توجیه احضار او گفت: تو را برای این خواستم که از خودت بشنوم برای چه [[علی بن ابی‌طالب]] را [[دوست]] داشته و [[بغض]] و [[دشمنی]] مرا در [[دل]] داری و او را ولی و [[امام]] خود دانسته اما مرا [[دشمن]] خود می‌پنداری؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دارمیه ابتدا از دادن پاسخ عذر خواست اما با اصرار معاویه گفت: حال که مرا از گفتن آن معاف نمی‌داری، پس بدان من از این جهت علی{{ع}} را دوست میدارم که او در [[حق]] رعایا و [[ملت]] خود به [[عدالت]] [[رفتار]] می‌کرد، و [[بیت‌المال]] را به [[مساوات]] تقسیم می‌نمود و تو را از این جهت دشمن می‌دارم که با کسی به [[جنگ]] برخاستی که در [[ولایت]] و حکومتداری از هر جهت از تو سزاوارتر بود و چیزی که [[حق]] تو نبود، بدان دست دراز کردی، و [[دوستی]] و تولّای من نسبت به علی{{ع}} از این جهت است که اولاً: [[رسول خدا]]{{صل}} او را به طور رسمی [[ولیّ]] و پیشوای مؤمنان قرار داد&amp;lt;ref&amp;gt;اشاره به سخن پیامبر{{صل}} است که در غدیر خم در حجة الوداع در میان صد هزار نفر دست علی{{ع}} را بالا برد، فرمود: {{متن حدیث|من کنت مولاه فعلی مولاه. اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله}}.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در ثانی: او [[مساکین]] و [[فقرا]] را [[دوست]] می‌داشت و اهل دین را بزرگ می‌شمرد، اما کینۀ من با تو از این جهت است که خونریزی پیشۀ توست و در [[قضاوت]] [[ستم]] می‌کنی و از روی [[هوا و هوس]] [[حکم]] می‌رانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معاویه از سخنان [[قاطع]] و بی‌پروای این [[زن]] [[کنانی]] سخت برآشفت و لب به [[اهانت]] گشود و گفت: پس بدین خاطر است که شکمت بالا آمده، سینه‌هایت بزرگ شده و سرینت فربه گشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دارمیه بدون [[تأمل]] پاسخ داد: ای معاویه، به [[خدا]] [[سوگند]]، در این خصوص (بزرگی شکم و [[عیوب]] دیگر تنها) به مادرت هند (جگر [[خوار]]) در میان [[مردم]] مثل می‌زنند نه به من.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معاویه چون دید از اهانت به آن زن طرفی نبسته و مادرش را نیز هجو کرد از او ملاطفت کرد و مطالبی در خوشایند دارمیه گفت... آن‌گاه گفت: حال تعریف کن، آیا هرگز علی را دیده‌ای؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دارمیه گفت: آری به خدا سوگند، او را دیده‌ام. معاویه گفت: او را چگونه دیدی؟ دارمیه گفت: به خدا سوگند، او را در حالی دیدم که فریفته [[ملک]] و [[سلطنت]] نشد، و هیچگاه [[نعمت]] و راحتی، سرگرم و غافلش نکرد، چنان که تو را مشغول و [[غافل]] نموده است. معاویه گفت: آیا [[کلام]] و سخنی از علی شنیده‌ای؟ دارمیه گفت: آری، به خدا قسم، کلام علی{{ع}} دل‌های کور را جلا می‌داد، همان‌گونه که روغن [[زیتون]] تشت زنگار گرفته را جلا می‌دهد. معاویه گفت: راست گفتی او چنین بود، حال بگو آیا [[حاجت]] و نیازی داری؟ دارمیه گفت: اگر نیازم را بگویم، آیا برآورده می‌کنی؟ معاویه گفت: آری. دارمیه گفت: یک صد شتر سرخ مو، با یک شتر نر به همراه غلامانی که آنها را رسیدگی کنند و تیمار نمایند. معاویه گفت: برای چه کاری این همه شتر می‌خواهی؟ دارمیه گفت: می‌خواهم از شیر آنها کودکان را تغذیه نمایم و با درآمد آن بزرگان را نگه دارم و بدین وسیله کسب [[مکارم اخلاق]] نمایم و بین عشایر [[صلح]] و [[دوستی]] برقرار کنم. معاویه گفت: اگر این تعداد شترها را به تو بدهم، آیا در نظر تو [[منزلت]] من چون [[علی بن ابی‌طالب]] خواهد بود؟ دارمیه گفت: {{عربی|«سبحان الله أو دونه»}}&amp;lt;ref&amp;gt;استفهام انکاری است یعنی: {{عربی|أولی ان تطلب دون محله لا أن تطلب مثله محله}}.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «[[پاک]] و [[منزه]] است [[خدا]] که اگر [[مقام]] و منزلتی کمتر از علی هم بخواهی، باز هم نزد من نخواهی دید».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس معاویه [[حاجت]] او را برآورده کرد و شتران مورد درخاست او را داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه معاویه به دارمیه گفت: بدان، به خدا قسم، اگر علی زنده بود یکی از این شتران را به تو نمی‌داد. دارمیه گفت: نه، به خدا [[سوگند]]، او حتی یک تار موی اینها را از [[مال]] [[مسلمانان]] به من نمی‌داد&amp;lt;ref&amp;gt;عقد الفرید، ج۲، ص۱۱۳ – ۱۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۲]]، ص۱۴۹۲-۱۴۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahmani</name></author>
	</entry>
</feed>