

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D8%B2%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86</id>
	<title>بحث:زکریا در قرآن - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D8%B2%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B2%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-22T05:53:33Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B2%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=1271618&amp;oldid=prev</id>
		<title>Msadeq: صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== زکریا در عبری «زاخاری» نامیده می‌شود و معنی این نام آن است که «خدا او را یاد می‌کند». آیه دوم از سوره مریم {{متن قرآن|ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا}}&lt;ref&gt;«(این) یادکرد بخشایش پروردگارت به بنده‌اش زکریّاست» سوره...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B2%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=1271618&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2023-11-21T06:35:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B2%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%A7&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;زکریا&quot;&gt;زکریا&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%B1%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;عبری (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;عبری&lt;/a&gt; «زاخاری» نامیده می‌شود و معنی این نام آن است که «&lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AE%D8%AF%D8%A7&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;خدا&quot;&gt;خدا&lt;/a&gt; او را یاد می‌کند». &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A2%DB%8C%D9%87&quot; title=&quot;آیه&quot;&gt;آیه&lt;/a&gt; دوم از &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85&quot; title=&quot;سوره مریم&quot;&gt;سوره مریم&lt;/a&gt; {{متن قرآن|ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«(این) یادکرد بخشایش پروردگارت به بنده‌اش زکریّاست» سوره...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;==مقدمه==&lt;br /&gt;
[[زکریا]] در [[عبری]] «زاخاری» نامیده می‌شود و معنی این نام آن است که «[[خدا]] او را یاد می‌کند». [[آیه]] دوم از [[سوره مریم]] {{متن قرآن|ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«(این) یادکرد بخشایش پروردگارت به بنده‌اش زکریّاست» سوره مریم، آیه ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; به این وجه [[تسمیه]] اشاره‌ای دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام زکریا چندین بار در [[قرآن مجید]] ذکر شده است بدین ترتیب: [[سوره آل عمران]] [[آیات]] ۳۷-۳۸، [[سوره انعام]] آیه ۸۵، سوره مریم آیه‌های ۲و۷، [[سوره انبیاء]] آیه ۸۹.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن مجید از زکریا تحت دو عنوان یاد کرده یکی [[کفالت]] [[مریم]] و دیگر [[بشارت]] به تولد [[حضرت یحیی]] و مفاد این دو عنوان در قرآن مجید و [[انجیل لوقا]] باب اول بهم نزدیک است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به موجب قرآن مجید چون مادر مریم، مریم را به [[خدمت]] [[معبد]] تخصیص داد برای تکفل و [[سرپرستی مریم]] قرعه کشیده شد و قرعه به نام زکریا درآمد. (بعضی از [[مفسرین]] نوشته‌اند که شرکت کنندگان در قرعه نوزده نفر بودند) و از میان آنان زکریا کفالت مریم را درعهده گرفت. هرگاه زکریا بر مریم در [[محراب]] وارد می‌‌شد، نزد او رزقی می‌یافت (مفسرین نوشته‌اند که در فصل زمستان برای مریم میوه‌های تابستانی حاضر می‌گردید. نظر مفسرین گویا مأخوذ از کتابprotoevengile تألیف ژاک شماره ۱ تا ۷ باشد) [[زکریا]] با [[تعجب]] از مریم می‌پرسید که این [[رزق]] و [[نعمت]] را از «کجا آورده‌ای؟» مریم می‌گفت این [[نعمت‌ها]] همه از نزد خدا است. خدا هرکس را که [[اراده]] کند روزی بی‌حساب می‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زکریا که پیر شده بود و موی سپیدش او را از نزدیکی [[مرگ]] با خبر می‌ساخت و زنش «الیزابت» هم در سن کهولت و نازائی بسر می‌برد چون [[فرزندی]] نداشت از نداشتن [[وارث]] که [[فضائل]] او را به [[ارث]] برد و شمع [[خاندان]] [[یعقوب]] را نگاه دارد، به درگاه خدا نالید و از خدا خواست که برخلاف اصول طبیعی در [[زمان]] [[پیری]] به وی فرزندی عطا شود و با [[زاری]] می‌‌گفت: پروردگارا، مرا فرد و بی‌عقب مگذار و [[خداوند]] دعای او را [[اجابت]] فرمود. هنگامی که در [[محراب]] برپا ایستاده بود و [[خالق]] بیچون راعبادت می‌کرد [[فرشتگان]] او را ندا دادند: خداوند تو را به تولد پسری که نامش یحیی خواهد بود و [[پیغمبر]] و [[پارسا]] و حصور و از جمله [[صالحان]] خواهد شد [[بشارت]] می‌دهد. (در [[قرآن]] یحیی به ترک [[تزویج]] و حصور بودن [[ستوده]] شده است و برخی از صوفیان به این [[آیه]] استناد جسته و از تشکیل عائله خودداری کرده‌اند).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[زکریا]] گفت: خدایا، چگونه مرا [[فرزندی]] خواهد بود با اینکه خود به سن [[پیری]] رسیده‌ام و زوجه‌ام نیز نازای است. فرشتگان گفتند: آیا از اینکه بر خلاف اصول طبیعی خداوند به تو فرزندی دهد [[تعجب]] می‌کنی؟ مگر نه آن بود که خدای تو را از عدم به وجود آورد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زکریا گفت: بار خدایا، برای من [[آیت]] و نشانی معین کن. خداوند فرمود: نشان واقع شدن این کار برای تو آن خواهد بود که تا سه [[روز]] با اشاره با [[مردم]] سخن خواهی گفت ([[مفسرین]] گفته‌اند که چون زکریا بشارت [[الهی]] را با [[دو دلی]] تلقی کرد از این رو سه روز گنگ گردید و این نظر را از [[انجیل لوقا]] گرفته‌اند).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر نگارنده مفاد [[آیات قرآن]] [[مجید]] آن است که: [[حضرت زکریا]] به عنوان [[سپاسگزاری]] [[مأمور]] شد [[روزه]] [[صمت]] بگیرد و این قسم روزه در آن [[زمان]] متداول بوده و از جمله [[سنن]] به شمار می‌رفته است چنانکه چون [[حضرت عیسی]] متولد گردید و مردم [[مریم]] را مورد [[پرسش]] و [[سرزنش]] قرار دادند، مریم با اشاره اظهار داشت که روزه صمت گرفته و در آن روز با هیچکس سخن نخواهد گفت و مردم هم سخن او را پذیرفتند. قبول این مدعی از طرف مریم دلیل آن است که روزه صمت در آن [[روزگار]] معمول بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قصه [[قتل]] زکریا در قرآن و در [[انجیل]] موجود نیست ولی در «اقادا و تلمود سنهدرین» داستان کشته شدن [[زکریا]] شبیه به آنچه قصاصین [[اسلامی]] نقل می‌کنند مسطور است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چون به اغوای «هرود» یا سوگلی هرودیس [[حضرت یحیی]] به دست هیرودیس [[پادشاه]] [[یهودیه]] کشته شد زکریا به خارج [[شهر]] [[فرار]] کرد. درختی باز شد و در درخت پنهان گردید ولی [[ابلیس]] ردای او را نگاه داشت از این روی لبه ردا از درخت بیرون ماند. آنگاه ابلیس تعقیب کنندگان زکریا را به نزدیک آن درخت آورد و ایشان درخت را با اره دو نیم کردند. [[حضرت زکریا]] هم که در جوف درخت بود به دو نیم شد. می‌گویند [[خون]] زکریا و یحیی همچنان می‌جوشید تا سردار [[بخت النصر]] هفتاد هزار از [[اسرائیلیان]] را سر [[برید]] آنگاه خون از جوشش باز ایستاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[قتل]] زاخاری به دست یوآش در کتاب دوم [[تواریخ]] باب ۲۴ مسطور است و قصه جوشش خون که [[اهل تفسیر]] درباره حضرت یحیی نوشته‌اند در تلمود بابلی گیتن شماره ۵۷ درباره زکریا یاد شده است. [[مفسرین]]، سرداری را که به [[اورشلیم]] آمده و عده فراوانی از اسرائیلیان را به قتل رسانیده و خونشان را به روی خون یحیی ریخته «[[پیروز]] [[آدم]]» ضبط کرده‌اند و اعزام دارنده این سردار را [[پادشاهی]] [[ایرانی]] به نام «خردان» معرفی نموده‌اند. اما در کتاب تلمود نام سردار «نابوزاردان» و اعزام دارنده وی پادشاهی بابلی معرفی گردیده است. نابوزاردان جوشش خون زکریا را می‌بیند و از ساکنین راجع به آن سؤال می‌کند. اول آنها می‌گویند که خون قربانی‌ها است بالاخره بر اثر فشار، به قتل زکریا [[اقرار]] می‌آورند. سردار بابلی خون مردان و [[جوانان]] و [[دختران]] و اطفال را با آن خون می‌آمیزد ولی خون از جوشش فرو نمی‌نشیند. در آخر، سردار ندا می‌دهد: ای زکریا من بهترین آنها را هلاک کردم اگر بخواهی همه آنها را از میان میبرم. با این گفته خون از جوشش باز میایستد (محتمل است که [[مسیحیان]] در داستان [[اسرائیلی]] تصرفی کرده و آن را به حضرت یحیی نسبت داده باشند).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسبت دادن [[قتل]] [[اسرائیلیان]] به منظور فرونشاندن جوشش [[خون]] [[زکریا]] یا یحیی به [[بخت النصر]] [[پادشاه]] [[بابل]] [[اشتباه]] [[تاریخی]] بزرگی به شمار می‌رود چه بخت النصر در [[قرن ششم]] پیش از میلاد بر بابل [[حکومت]] داشته در صورتی که زکریا و یحیی، [[زمان]] [[حضرت عیسی]] را [[درک]] کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضی علت قتل زکریا را متهم شدن به روابط [[نامشروع]] با [[مریم]] پنداشته‌اند، لکن کیفیت قتل را به همان ترتیبی که سابقا ذکر شد نقل کرده‌اند و مسلما نظر مذکور پایه و اساسی ندارد.&lt;br /&gt;
ضمنا باید دانست در [[تاریخ]] [[یهود]] اشخاصی به نام زکریا زیاد بوده‌اند یکی از آنها زکریا پسر «یربعام» است که شش ماه [[سلطنت]] می‌کند و به دست «شلوم» به قتل می‌رسد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|اعلام قرآن]]، ص349-352.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010214.jpg|22px]] [[محمد خزائلی|خزائلی، محمد]]، [[اعلام قرآن (کتاب)|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اعلام قرآن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Msadeq</name></author>
	</entry>
</feed>