

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B7</id>
	<title>بحث:سمیه بنت خباط - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B7"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B7&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-30T05:46:34Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B7&amp;diff=1369540&amp;oldid=prev</id>
		<title>Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== سميّه، دختر خباط [خياط] اوّل شهيد در اسلام، همسر ياسر و مادر عمّار و صحابى جليل القدر است كه بر اثر نيزه ابوجهل به شهادت رسيد. (پانویس:  الطّبقات، ج8، ص207؛ اسدالغابه، ج7، ص152؛ الاصابه، ج8، ص189) به نقلى آيه {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِ...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D9%86%D8%AA_%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B7&amp;diff=1369540&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-05-05T08:31:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== سميّه، دختر خباط [خياط] اوّل شهيد در اسلام، همسر ياسر و مادر عمّار و صحابى جليل القدر است كه بر اثر نيزه ابوجهل به شهادت رسيد. (پانویس:  الطّبقات، ج8، ص207؛ اسدالغابه، ج7، ص152؛ الاصابه، ج8، ص189) به نقلى آيه {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;==مقدمه==&lt;br /&gt;
سميّه، دختر خباط [خياط] اوّل شهيد در اسلام، همسر ياسر و مادر عمّار و صحابى جليل القدر است كه بر اثر نيزه ابوجهل به شهادت رسيد. (پانویس:  الطّبقات، ج8، ص207؛ اسدالغابه، ج7، ص152؛ الاصابه، ج8، ص189) به نقلى آيه {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه 106.&amp;lt;/ref&amp;gt; درباره وى و برخى ديگر از مسلمانان بى پناه نازل گرديد كه به رغم مجبور ساختن مشركان براى رويگردانى شان از اسلام در برابر آنان مقاومت كرده، بر دين خود ثابت قدم ماندند.(پانویس: مجمع البيان، ج5-6، ص597؛ تفسير نورالثقلين، ج3، ص90، ح242).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى مفسّران، نزول آيه {{متن قرآن|أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آیا مردم پنداشته‌اند همان بگویند ایمان آورده‌ایم وانهاده می‌شوند و آنان را نمی‌آزمایند؟» سوره عنکبوت، آیه 2.&amp;lt;/ref&amp;gt; را نيز در مورد سميّه و جمعى ديگر از مسلمانان دانسته اند كه پس از ايمان آوردن به پيامبر صلى الله عليه و آله سخت تحت شكنجه مشركان قرار گرفتند. با نزول اين آيه، اين گونه سختي ها در راه حفظ عقيده، آزمايشى الهى دانسته شد.(منبع: فرهنگ قرآن، جلد 16، صص 315-314)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سمیه]] یکی از زنانی است که طبق [[روایت]] [[امام صادق]] {{ع}} جزو [[یاران]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} خواهد بود. [[مادر]] [[عمار یاسر]] بود. او هفتمین نفری بود که به [[اسلام]] گروید و به همین سبب بدترین شکنجه‌ها را بر او روا داشتند. گاهی که گذر [[پیامبر]] {{صل}} به [[عمّار]] و [[پدر]] و مادرش می‌افتاد و می‌دید که آنان در گرمای سوزان [[مکه]] روی زمین‌های داغ در حال [[شکنجه]] هستند، می‌فرمود: ای [[خاندان]] یاسر! [[صبر]] کنید؛ بدانید که وعده‌گاه شما [[بهشت]] است. سرانجام [[سمیه]] با نیزه دژخیمی خونخوار چون ابو [[جهل]]، به [[شهادت]] رسید و او نخستین [[زن]] [[شهید]] در [[اسلام]] است&amp;lt;ref&amp;gt;اسد الغابه، ج ۵، ص ۴۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[مسلمان]] شدن [[خاندان]] [[یاسر]]==&lt;br /&gt;
[[خانواده]] [[یاسر]] از نخستین کسانی بودند که [[اسلام]] آوردند. سیره نویسان نوشته‌اند [[سال پنجم بعثت]]، [[خاندان]] [[یاسر]] در [[خانه]] ارقم به حضور [[پیامبر]]{{صل}} آمدند و [[مسلمان]] شدند. آنها سی و چندمین نفر از اسلام آورندگان بودند&amp;lt;ref&amp;gt;عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سید محسن امین]] می‌گوید: &amp;quot;به احتمال [[قوی]]، [[دعوت]] [[عمار]] باعث مسلمانشدن [[پدر]] و مادرش شد&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج۸، ص۲۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. طبق برخی [[روایات]]، نخستین افرادی که [[اسلام]] خود را [[آشکار]] کردند، هفت نفرند که [[عمار]] ششمین و مادرش هفتمین آنها بود&amp;lt;ref&amp;gt;عز الدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[یاسر و سمیه (مقاله)|یاسر و سمیه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۴۰۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[خاندان]] [[یاسر]] تحت سختترین شکنجه‌ها==&lt;br /&gt;
مسلمان شدن [[خانواده]] [[یاسر]] برای [[قبیله]] [[بنی‌مخزوم]] بسیار گران آمد؛ زیرا آنها از بردگانشان بودند. در این میان &amp;quot;[[ابوجهل]]&amp;quot; که برادرزاده [[ابوحذیفه]] و از [[دشمنان]] سرسخت [[اسلام]] بود، [[خانواده]] [[یاسر]] را به [[جرم]] مسلمانشدن با انواع شکنجه‌ها مجبور به ترک [[اسلام]] می‌کردند&amp;lt;ref&amp;gt;مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۱۰۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۱؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[یاسر]] و [[سمیه]] با وجود تمام مشقت‌های [[روحی]]، بدنی و [[ضعف]] جسمانی ناشی از [[پیری]]، با مقاومتی وصف ناپذیر، لحظه‌ای از آرمان‌های خود عقب‌نشینی نکردند. [[مشرکان]] [[مکه]] نیز با ابزارهای مختلف از جمله: تازیانه، [[شکنجه]] در میان آب‌های [[آلوده]]، بر تن کردن زره‌های فولادین و قرار دادن آنها در مقابل [[آفتاب]] سوزان، آن دو را [[شکنجه]] می‌کردند؛ به گونه‌ای که گاه، حلقه‌های [[زره]] بر [[بدن]] آنها فرو می‌رفت&amp;lt;ref&amp;gt;احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۱۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پیامبر]]{{صل}} گاهی از کنار آنها در بیابان سوزان عبور می‌کرد و می‌فرمود: {{متن حدیث|صَبْراً آلَ يَاسِرٍ مَوْعِدُكُمُ الْجَنَّةَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۵۰۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. و نیز می‌فرمود: &amp;quot;خدایا! [[خاندان]] [[یاسر]] را بیامرز که مشمول [[آمرزش]] تو هستند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;شمس الدین محمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج۳، ص۵۷۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزی [[مشرکان]]، [[عمار]] را در [[آتش]] افکندند و [[پیامبر]]{{صل}} نیز از آنجا عبور می‌کرد که آنها را در آن حال دید. ایشان خطاب به [[آتش]] فرمود: {{متن حدیث|يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى آل یاسر}} و به [[برکت]] [[دعای پیامبر]]{{صل}} [[آتش]] به او آسیب نرساند&amp;lt;ref&amp;gt;محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[یاسر و سمیه (مقاله)|یاسر و سمیه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۴۰۰-۴۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[یاسر]] و [[سمیه]] دو [[شهید]] نخستین [[اسلام]]==&lt;br /&gt;
[[یاسر]] در [[پیری]]، تحت شدیدترین شکنجه‌ها [[مقاومت]] کرد و سرانجام بر اثر همین شکنجه‌ها به [[شهادت]] رسید. همسرش [[سمیه]] نیز در [[پیری]] [[مقاومت]] می‌کرد و پس از [[شهادت]] همسرش، همواره [[ابوجهل]] به او [[ناسزا]] می‌گفت. سرانجام کاسه [[صبر]] [[ابوجهل]] لبریز شد، با نیزه بر پهلوی او زد و بدین ترتیب این بانوی با [[صلابت]] را هم به [[شهادت]] رساند&amp;lt;ref&amp;gt;عزالدین ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۱۵۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، جاه ص۲۰۷؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این دو قهرمان، از نخستین افراد در [[تاریخ اسلام]] بودند که مدال [[شهادت]] را دریافت کردند&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی محمد تاج‌الدین|تاج‌الدین، علی محمد]]، [[یاسر و سمیه (مقاله)|یاسر و سمیه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۴۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمیه ==&lt;br /&gt;
«سمیه»&amp;lt;ref&amp;gt;سمیه بنت حباط، مادر عمار یاسر، کنیز ابوحذیفه بن المغیره المخزومی بود که با یاسر ازدواج کرد و سپس ابوحذیفه او را آزاد نمود.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنیز [[بزرگواری]] بود. وی با یاسر [[ازدواج]] کرد و ثمره این ازدواج [[فرزندی]] بود به نام عمار. سمیه و یاسر، اول [[شهید]] راه اسلام‌اند. آنها از [[پیشگامان]] [[اسلام]] و از کسانی هستند که زمانی که مرکز [[تبلیغاتی]] [[رسول خدا]]{{صل}} [[خانه]] «[[ارقم بن ابی ارقم]]» بود، اسلام آوردند. روزی که [[مشرکان]] از [[ایمان]] آنها [[آگاه]] شدند در [[آزار]] و [[شکنجه]] آنها کوتاهی ننمودند&amp;lt;ref&amp;gt;فروغ ابدیت، ج۱، ص۲۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابوجهل]] آنان را گرفت و مجبور کرد تا به [[رسول خدا]]{{صل}} [[دشنام]] دهند، اما موفق نشد. ابوجهل زره آهن به آنها پوشانید و در [[آفتاب]] گرم آنها را نگاه داشت و رسول خدا{{صل}} را از کنار آنان عبور داد. [[پیامبر]]{{صل}} به آنها فرمود: {{متن حدیث|صبرا يا آل ياسر فإن موعدكم الجنة}}&amp;lt;ref&amp;gt;ریاحین الشریعه، ج۴، ص۳۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سمیه]] ناظر [[شهادت]] دردناک [[همسر]] مظلومش [[یاسر]] بود، او می‌دید که یاسر را آن قدر تازیانه زدند تا [[جان]] داد. یاسر با [[مقاومت]] و [[بردباری]] از عهده [[آزمایش]] بزرگ [[الهی]] سرفراز بیرون آمد و عنوان زیبای «اولین [[شهید]] در [[اسلام]]» برای او رقم خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مشرکین]] پس از شهادت یاسر، به سراغ سمیه آمدند، آنان نخست سمیه را [[تهدید]] کردند که اگر به اسلام [[وفادار]] بماند و [[بت‌پرست]] نشود هر یک از پاهایش را به یک شتر خواهند بست و آن دو شتر را در دو جهت مخالف خواهند راند تا او دو شقه شود. اما سمیه [[شجاع‌تر]] از آن بود که با تهدیدهای [[مشرکان مکه]] هراسی به خود راه دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«سمیه بنت حباط» مادر عمار، کسی است که برای جلب [[رضایت خداوند]]، شکنجه‌های سخت را پذیرفت و اولین شهید [[زن]] در اسلام گردید و [[دشمن خدا]]، ابوجهل [[ملعون]]، وی را به شهادت رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین [[عمار یاسر]] که هم شهید است و هم فرزند [[شهید]]، آن هم نه یک شهید که پدر و مادرش، هر دو زیر فجیع‌ترین و شرم‌آورترین [[شکنجه‌ها]]، تنها به [[جرم]] [[مسلمان]] شدن به شهادت رسیدند و بدین گونه او و پدر و مادرش، [[خانواده]] نمونه اسلام را تشکیل دادند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در مورد [[عمار یاسر]] چنین [[پیشگویی]] فرمودند: {{متن حدیث|تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ}}؛ گروه [[سرکش]] و فسادگستر تو را به شهادت می‌رسانند. و معاویه در [[جنگ صفین]] او را شهید کرد و همین دلیل محکمی شد تا [[لشکریان علی]]{{ع}} حقانیت [[جبهه]] خود را [[باور]] کنند و این پیشگویی محقق گردید&amp;lt;ref&amp;gt; [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص۵۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سمیه دختر خباط==&lt;br /&gt;
سمیه دختر خباط [[کنیز]] [[ابوحذیفه]] پسر [[مغیرة بن عبدالله بن عمر بن مخزوم]] است&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۶؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[یاسر]] به [[مکه]] آمد و چون قبیله‌ای نداشت که از او [[دفاع]] و مواظبت کند، مجبور شد به [[قبیله]] [[بنی‌مخزوم]] [[پناهنده]] شود و در تحت [[حمایت]] ابوحذیفه قرار گیرد. ابوحذیفه کنیزش [[سمیه]] را به [[ازدواج]] یاسر درآورد. این زوج [[زندگی]] سرشار از [[لطف]] و [[مهربانی]] و [[همدلی]] را با هم آغاز کردند و صاحب پسری به نام [[عمار]] شدند. آنان از [[سابقین در اسلام]] هستند&amp;lt;ref&amp;gt;الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
عمار به جهت [[فطرت]] پاکش خیلی زود [[اسلام]] را پذیرفت. آن‌گاه [[سخنان رسول الله]]{{صل}} را برای پدر و مادرش بازگو کرد و چگونگی [[پذیرش دین]] جدید را بر آنان عرضه کرد. یاسر و سمیه نیز این [[دعوت]] را پذیرفتند و اسلامشان را آشکار ساختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنی‌مخزوم چون دانستند که آنان دست از اسلام برنمی‌دارند، این [[خانواده]] را به بدترین شکل [[شکنجه]] و [[عذاب]] دادند. آنان را به صحرا می‌بردند و در روی [[زمین]] گرم به پشت می‌خواباندند و بر روی بدن آنان شن‌های داغ می‌ریختند تا شاید دست از [[دین]] خود بردارند، اما آنان همچنان [[مقاومت]] می‌کردند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هنگامی که از کنار این خانواده [[فداکار]] می‌گذشت، چشمانش را به سوی [[آسمان]] بلند می‌کرد و سپس [[خطاب]] به آنان می‌فرمود: {{متن حدیث|صَبْرًا يَا آلَ يَاسِرٍ! مَوْعِدُكُمُ الْجَنَّةَ}} ای [[خاندان]] یاسر! [[شکیبا]] باشید که وعده‌گاه شما [[بهشت]] است!&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب السیر و المغازی، ج۱، ص۳۴۲؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۳۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
سمیه به جهت کنیز بودن بسیار شکنجه می‌شد تا شاید از [[دین اسلام]] برگردد و او چنان نکرد و [[شکیبایی]] ورزید. او [[مرگ]] را در برابر عقیده‌اش بی‌اهمیت و ناچیز می‌شمرد. شکنجه‌گران هرگز نتوانستند ذره‌ای از [[عقیده]] و [[ایمان]] او را [[سست]] نمایند. هر چند او را عذاب کردند و گفتند: از دین محمد بیزار شو، او می‌گفت: {{متن حدیث|رَبِّيَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ دِينِي دِينُ مُحَمَّدٍ}}&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب السیر و المغازی، ج۱، ص۳۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که [[ستمگران]] از شنیدن حتی یک کلمه [[کفرآمیز]] از زبان [[سمیه]] [[مأیوس]] شدند، تصمیم به [[قتل]] او و همسرش گرفتند. سرانجام روزی [[ابوجهل]] از کنارش گذشت و با نیزه‌ای به او [[حمله]] کرد و آن را بر جلوی شکم سمیه فرو کرد و او به [[شهادت]] رسید و سپس [[یاسر]] را نیز [[شهید]] کردند&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۷؛ [[الاصابة]] فی [[تمییز]] [[الصحابه]]، ج۸، ص۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
سمیه نخستین شهید [[اسلام]] است، بدین جهت به [[روز]] [[جنگ بدر]] هنگامی که ابوجهل کشته شد، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[عمار یاسر]] فرمودند: «[[خداوند]] [[قاتل]] مادرت را کشت»&amp;lt;ref&amp;gt;الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم (کتاب)|زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم]]، ص ۳۴۴ ـ ۳۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
</feed>