

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C</id>
	<title>بحث:فاطمه زهرا در تاریخ اسلامی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-29T20:17:18Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=758837&amp;oldid=prev</id>
		<title>Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «==کودکی‌== با مطالعه برهه‌ای که زهرای اطهر{{س}} در آن دیده به جهان گشود در...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=758837&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2021-12-23T04:39:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «==کودکی‌== با مطالعه برهه‌ای که زهرای &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B7%D9%87%D8%B1&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;اطهر (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;اطهر&lt;/a&gt;{{س}} در آن دیده به &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86&quot; title=&quot;جهان&quot;&gt;جهان&lt;/a&gt; گشود در...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;==کودکی‌==&lt;br /&gt;
با مطالعه برهه‌ای که زهرای [[اطهر]]{{س}} در آن دیده به [[جهان]] گشود در می‌یابیم که [[جامعه]] [[جزیرة العرب]] - آن [[زمان]] -[[شاهد]] رخدادهای مهم و کشمکش‌ها و اوضاعی [[بحرانی]] بود و [[رسالت]] جدیدی که [[نبیّ اکرم]]{{صل}} آورده بود آن جامعه را بر سر چندراهی قرار داده بود.&lt;br /&gt;
پدیده [[زشت]] [[زنده به گور کردن]] دخترکان، یکی از بیرحم‌ترین پدیده‌های [[عقب‌ماندگی]] جامعه آن [[روز]] به‌شمار می‌رفت. در این برهه، نبیّ اکرم{{صل}} - در [[چهل سالگی]] - [[مبعوث]] به رسالت شد، او به [[تنهایی]] دست به‌کار شد تا یک‌تنه در برابر [[کفر]] جهانی و [[شرک]] و [[بت‌پرستی]] بایستد و بر [[مشکلات]] و گرفتاری‌های مهم، فائق آید، نخست از [[بیم]] [[دشمنان]] پنهانی به [[تبلیغ رسالت]] خویش پرداخت تا زمانی‌که [[فرمان الهی]] او را موظف به آشکار ساختن [[دعوت]] خود و در هم شکستن صفوف باطل‌گرایان ساخت. بدین ترتیب، [[رسول خدا]]{{صل}} رسالت خویش را آشکارا [[اعلان]] و [[مردم]] را به [[آیین اسلام]] دعوت نمود و هر روز بر تعداد [[مسلمانان]] افزوده می‌شد، [[دشمنان اسلام]] از این موج جدید اسلام‌خواهی [[احساس]] خطر کرده و هر قبیله‌ای در مورد مسلمانان [[مستضعف]] موجود در آن [[قبیله]] [[یورش]] برده و آنان را دستگیر و به [[زندان]] افکندند و با ضرب و شتم و گرسنه نگاه‌داشتن و رها کردن بر شن‌های گرم و تفتیده، و نهادن داغ‌های آتشین بر پیکر آنان، در صدد [[گمراه]] ساختن مسلمانان و بازداشتن از [[عقیده]] و آرمانشان برآمدند. رسول خدا{{صل}} با ملاحضه [[رنج]] و [[مصیبت]] یارانش، با صدور [[فرمان]] [[هجرت]] بدانان فرمود:&lt;br /&gt;
رهسپار [[سرزمین حبشه]] شوید تا [[خداوند]] در وضعیّتی که شما قرار دارید گشایشی برایتان حاصل فرماید. مسلمانان از بیم [[فتنه]] و [[آشوب]] و برای [[حفظ دین]] و [[آیین]] خویش با [[اطاعت]] از فرمان [[رسول اکرم]]{{صل}} از [[مکه]] خارج و [[وطن]] و [[اموال]] و [[دارایی]] خود را به قصد [[حبشه]] ترک گفتند&amp;lt;ref&amp;gt;سیره نبوی ابن هشام، بخش نخست، ص۳۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۳ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۳ ص ۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[فاطمه]]{{س}} در شعب&amp;lt;ref&amp;gt;کامل ابن اثیر، ج۲، ص۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;===&lt;br /&gt;
آن‌گاه که [[قریش]] دریافت [[یاران رسول خدا]]{{صل}} در برابر آنها از خود [[پایداری]] نشان داده و [[آزار]] و اذیّت آنان را [[تحمل]] می‌کنند و از سویی بر [[عظمت]] [[دین اسلام]] افزوده شده و میان [[قبایل]] گسترش می‌یابد و خود را [[قادر]] بر جلوگیری از انتشار آن نمی‌دانند، میان خود به طراحی نقشه [[قتل]] [[رسول خدا]]{{صل}} پرداختند، [[ابوطالب]]{{ع}} به مجرد [[احساس]] این ماجرا به شعب خود رفت و [[بنی هاشم]] و [[بنی عبد المطلب]] را گرد آورد و از آنان خواست از رسول خدا{{صل}} [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] کنند و [[حضرت]] [[حمزه عموی پیامبر]]{{صل}}، صبح [[روز]] بعد [[حفاظت]] از [[جان]] [[مقدّس]] [[پیامبر]] را بر عهده گرفت، [[قریش]]، آنان را در تنگنای [[محاصره اقتصادی]] شدیدی قرار دادند. و با امضای پیمان‌نامه‌ای میان خود [[تصمیم]] گرفتند هیچ‌گونه داد و ستدی با آنان انجام ندهند. [[مسلمانان]] دو یا سه سال در این وضعیت بسر بردند به‌گونه‌ای که توان خود را از دست دادند و مواد خوراکی به‌طور پنهانی بدان‌ها می‌رسید، گاهی از شدت [[گرسنگی]]، صدای ناله و فریاد [[کودکان]] بلند می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایط و اوضاعی بسیار دشوار، زهرای مرضیّه{{س}} بخشی از ایّام شیرخوارگی خویش را در [[شعب ابوطالب]] سپری کرد و آن‌گاه که از شیر گرفته شد، رفته رفته بر شن‌های داغ شعب به راه افتاد، و [[سخن گفتن]] آموخت و با این که صدای ناله گرسنگان و فریاد کودکان [[محروم]] را می‌شنید، در آن دوران [[تنگدستی]] و [[محرومیت]] اندک‌اندک، [[غذا خوردن]] آغاز کرد، در [[آرامش]] شب هر گاه از [[خواب]] بیدار می‌شد، نگهبانان را می‌دید که از [[بیم]] [[سوء قصد]] [[دشمنان]] به جان [[پدر]] بزرگوارش- با دقت و [[مراقبت]]- در [[تاریکی]] شب اطراف جایگاه رسول خدا{{صل}} در گشت و گذارند، [[فاطمه اطهر]] نزدیک به سه سال در این [[زندان]] بسر برد و تا پنج سالگی هیچ‌گونه ارتباطی به [[جهان]] خارج از شعب نداشت.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۳ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۳ ص ۸۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[وفات خدیجه]]{{س}} و سال اندوه‌===&lt;br /&gt;
سال‌های محاصره به [[سختی]] و [[دشواری]] سپری شد و [[رسول اکرم]]{{صل}} و همراهان از محاصره و [[قطع رابطه]] با [[قریش]] خارج گردیدند و [[خداوند]] نصر و [[پیروزی]] خود را نصیب آنان نمود. [[خدیجه]]{{س}} که تنگناهای سال‌های [[قحطی]] [[رنج]] و [[دشواری]] محاصره و محرومیت‌ها او را از پای افکنده بود، از محاصره خارج گردید و اکنون این بانوی بزرگ، [[عمر]] سراسر [[جهاد]] و [[مبارزه]] درخشان خود، و [[زندگی]] نمونه و بی‌نظیر خویش را در دنیای [[زن]] با جدیّت تمام و [[صبر]] و [[شکیبایی]] سپری نمود، [[زمان]] [[رحلت]] آن بزرگوار نزدیک شده بود و [[اراده]] حق‌ تعلق گرفته بود او را در جوار خویش جای دهد، مرغ [[روح]] بانوی بزرگ [[اسلام]] در [[سال دهم بعثت]]، سالی که [[بنی هاشم]] از [[محاصره اقتصادی]] قریش بیرون آمدند، به جنان پرکشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رسول خدا]]{{صل}} در همان سال عموی خود [[حضرت ابوطالب]]{{ع}} حامی و [[پشتیبان]] [[رسالت]] و [[یاور]] [[دین اسلام]] را نیز از دست داد و در فقدان او، [[احساس]] [[حزن]] و [[اندوه]] و [[فراق]] و جدایی و [[بیم]] و [[وحشت]] کرد؛ زیرا عمو و حامی و پشتیبان و مدافع و [[محبوب]] [[دل]] و [[یار]] و یاور خویش، و نیز [[همسر]] [[مهربان]] و [[دوست‌داشتنی]] و یاورش را از دست داده بود و آن سال را «سال اندوه» نامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نه تنها رسول خدا{{صل}} در آن سال به [[مصیبت]] و اندوه گرفتار آمد، بلکه [[فاطمه]] خردسالش که هنوز کام عطشانش از جام مهر و [[عاطفه]] [[مادری]] [[سیراب]] نگشته بود در این فاجعه غم‌انگیز با [[پدر]] [[شریک]] و او نیز بدین مصیبت گرفتار و در آن سال اندوه‌بار، وی را نیز رنج و دشواری فراگرفت و احساس کرد ابرهای تیره حزن و اندوه و [[یتیمی]] بر زندگی پاکش سایه‌افکن شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر بزرگوارش [[رسول اکرم]]{{صل}} احساس کرد وجود [[مقدس]] فاطمه را حزن و اندوه به رنج انداخته و اشک‌های فراق و جدایی از [[مادر]] را بر گونه‌هایش جاری می‌دید، دل مهربانش به حال او می‌سوخت و جام احساس [[عشق]] و [[محبّت]] صادقانه پدری‌اش لبریز می‌گشت و با زهرایش [[همدردی]] می‌کرد و برای جبران [[محبّت]] و مهری که آنها را با فقدان [[مادر]]، از دست داده بود، به او [[عشق]] و مهر و محبّت می‌ورزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[فاطمه]] [[محبت]] می‌ورزید و فاطمه نیز با [[پدر]] محبّتی متقابل داشت و هریک با دیگری اظهار همدردی می‌کردند، هیچ‌کس در [[دل]] [[پیامبر]] از محبّتی چون زهرا{{س}} برخوردار نبود و فردی نزدیک‌تر به او از فاطمه‌ وجود نداشت. [[رسول خدا]]{{صل}} فاطمه را بسیار [[دوست]] می‌داشت- و هرکجا لازم می‌دید- بر این محبّت و علاقه خود نسبت به فاطمه تأکید می‌فرمود و میان [[امّت]] به تشریح [[مقام]] و جایگاه [[زهرا]] می‌پرداخت. پیامبر{{صل}} با این عمل در [[حقیقت]]، موضوع بزرگ و مهمّی را که به فاطمه و سلاله پاکش و به همه [[امت اسلامی]] [[ارتباط]] داشت، زمینه‌سازی می‌کرد. سبب تأکید رسول خدا{{صل}} بر این موضوع این بود که [[مسلمانان]] به مقام و [[منزلت فاطمه]] و جایگاه فرزندانش، [[امامان]] و [[پیشوایان دین]]، پی ببرند و [[حق]] فاطمه را ادا و مقام و [[منزلت]] و حرمتش را [[حفظ]] نمایند و با معرّفی فاطمه، به مسلمانان تأکید می‌کند که:&lt;br /&gt;
{{متن حدیث|فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي‌}}&amp;lt;ref&amp;gt;صحیح بخاری، ج۵، ص۳۶؛ کنز العمال، ج۱۲، ص۳۴۲۲۲؛ مناقب، ج۳، ص۳۳۲؛ ذخائر العقبی، ص۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛&lt;br /&gt;
فاطمه پاره تن من است، کسی که او را به [[خشم]] آورد، مرا [[خشمگین]] ساخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمه{{س}} نشو و نما کرد و [[بالندگی]] یافت و مهر و محبّت پدر نسبت به او نیز همراه وی به کمال خود رسید و مهر و عاطفه‌اش به زهرا فزونی گرفت، فاطمه نیز در مقابل به پدر بزرگوار خویش محبّت می‌ورزید و دل او را از [[عاطفه]] و محبت و توجه، سرشار می‌ساخت. به همین دلیل [[رسول اکرم]]{{صل}} او را «امّ أبیها» نام نهاد.&lt;br /&gt;
این‌گونه مهر و محبّت [[برترین]] [[الگو]] و [[سرمشق]] علاقه و محبّت [[پاک]] پدری به‌شمار می‌آمد که در ساختار [[شخصیت]] [[فرزندان]] و جهت دادن [[سیر و سلوک]] و [[زندگی]] آنان سهمی بسزا داشت، این [[عشق]] و علاقه، برجسته‌ترین نمونه توجّه و [[عنایت]] [[اسلام]] در مورد [[دختران]] [[مسلمان]] و تعیین جایگاه و [[مقام]] و [[منزلت]] آنان تلقّی می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۳ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۳ ص ۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:151917.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۳ (کتاب)|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;پیشوایان هدایت ج۳&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
</feed>