

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D9%85%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85</id>
	<title>بحث:ماتریالیسم - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D9%85%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%85%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-22T00:17:28Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%85%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=419575&amp;oldid=prev</id>
		<title>Bahmani: صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== *از نظر لغوی به معنای ماده‌گرایی و این است که کسی به عوامل مادی بیش‌...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%85%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=419575&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2021-01-30T07:49:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== *از نظر لغوی به معنای ماده‌گرایی و این است که کسی به عوامل مادی بیش‌...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;==مقدمه==&lt;br /&gt;
*از نظر لغوی به معنای ماده‌گرایی و این است که کسی به عوامل مادی بیش‌تر از عوامل [[معنوی]]، اهمیت دهد و مادیات را بیش‌تر [[باور]] کند&amp;lt;ref&amp;gt;آکسفورد، ۷۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در این معنا، ماتریالیسم حالتی روانی است که [[آدمی]] را به امور [[معنوی]] بی توجه می‌سازد. ماتریالیسم در اصطلاح [[اعتقاد]] به این است که همه موجودات [[جهان]]، تنها وجود مادی دارند. این معنا از ماتریالیسم در برابر ایده‌آلیسم جای دارد&amp;lt;ref&amp;gt;آکسفورد، ۷۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بدین‌سان، به مکاتبی که اصالت را به ماده می‌دهند و آن را بر امور غیرمادی مقدم می‌دارند، ماتریالیسم گویند&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 397.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
*ماتریالیست‌ها، امور غیر مادی مانند [[روح]] و معنا را خصلتی از ماده می‌پندارند. آنان معتقدند که این گونه امور تابع و طفیلی ماده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;فلسفه تاریخ‌، ۱/ ۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ماتریالیست‌ها وجود ماورای ماده را [[انکار]] می‌کنند و همه هستی را در انحصار ماده می‌انگارند. در نظر ماتریالیست‌ها تنها آنچه در تغییر و تبدل است و در بستر زمان و مکان روی می‌دهد، واقعی است و آنچه از چارچوب احساس و لمس [[بشر]] بیرون است، وجود ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه آثار، ۱/ ۴۷۱ و ۴۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ماتریالیسم در حوزه جامعه‌شناسی نیز تعریف ویژه‌ای دارد و آن، طرح نظریه‌هایی است که روابط [[اقتصادی]] را [[علت]] بنیادی پدیده‌های [[اجتماعی]] می‌شمارند&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ جامعه‌شناسی‌، ۲۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 397.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
==ماده‌گرایی در [[تاریخ]] انسانی==&lt;br /&gt;
*همواره برخی [[انسان‌ها]] می‌پنداشته‌اند که منشأ [[جهان]]، ماده است و چیزی فراتر از آن وجود ندارد. در چین باستان نظریه عناصر پنج‌گانه مطرح بود که مغز، چوب، [[آب]]، [[آتش]] و [[خاک]] را پنج عنصر مادی پایه‌ای می‌دانست و این پنج عنصر در نظر چینیان [[جهان]] را تشکیل می‌دادند. اهل [[هند]] قدیم نیز [[دنیا]] را مرکب از [[آب]]، [[خاک]]، [[آتش]] و باد می‌پنداشتند&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ علوم سیاسی‌، ۶۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این نظریه میان [[فیلسوفان]] یونان باستان نیز هواخواهانی داشت. بسیاری از آنان عنصر نخستین [[جهان]] را [[آب]]، [[آتش]]، اتم و هوا می‌دانستند. دموکریتوس بر آن بود که تنها اتم و خلأ واقعی است. اتم بنیادی‌ترین بخش ماده است و تقسیم نمی‌پذیرد&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ فلسفه کاپلستون‌، ۱/ ۱۴۹؛ تاریخ فلسفه یونان‌، ۹/ ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. اپیکور [[معرفت]] حسی را بنیاد هر گونه [[معرفت]] می‌پنداشت. او [[معتقد]] بود که هر چه به [[ادراک حسی]] درنمی‌آید، پذیرفتنی نیست و از این رو، در نظر او [[اعتقاد]] به خدایان مادی وجهی نداشت&amp;lt;ref&amp;gt;فلسفه اپیکور، ۹۵- ۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 397-398.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
*احیای [[تفکر]] ماتریالیستی را می‌توان از قرن ۱۷ م. دانست. توماس هابس [[معتقد]] بود که هر چه ما تصور می‌کنیم متناهی است؛ پس امر نامتناهی وجود ندارد. [[آدمی]] نمی‌تواند اندیشه‌ای به ذهن آوَرَد مگر از آنچه به [[حس]] در می‌آید و در زمان و مکان خاص می‌گنجد&amp;lt;ref&amp;gt;لویاتان‌، ۱۴۷- ۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. قرن ۱۸ و ۱۹ م. اوج رشد و توسعه ماده‌گرایی بود. فیلسوفانی همانند لامتری، هولباخ، انگلس و مارکس [[توفیق]] یافتند که با طرح تئوری‌های ماتریالیستی هواخواهان فراوانی بیابند. ماده‌گرایی در قرن ۱۹ م. تحولات بسیاری را در [[جهان]] رقم زد؛ اما دیری نپایید که روی به افول نهاد؛ چونان که امروزه بسیاری از صاحب‌نظران، به پوچی مبانی ماتریالیسم اعتراف کرده، آن را [[شکست]] خورده می‌دانند&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه آثار، ۱/ ۴۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 398.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شاخه‌های ماتریالیسم==&lt;br /&gt;
*هر چند ماتریالیسم از دیرباز به گونه‌ای میان برخی [[جوامع بشری]] مطرح بوده است، اما از قرن ۱۷ م. بود که در چارچوب یک تئوری نظام‌مند پدیدار گشت. از آن هنگام تا کنون ماتریالیست‌ها در دو گروه جای گرفته‌اند:&lt;br /&gt;
#&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هواخواهان ماتریالیسم مکانیکی:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; اینان معتقدند که تنها، ماده جوهر اصیل [[جهان]] است. [[فکر]] جز صفتی از ماده و یکی از [[خواص]] آن نیست. [[روح]] را می‌توان همچون جسم دانست و همچون دیگر اجزای ساختمان ماشینی [[جهان]]، تنها با شکل، بُعد و حرکت [[تبیین]] کرد. [[جهان]] همانند یک ماشین است و مبتنی بر مبادی کمی کار می‌کند. کار این ماشین پیرو غرض نیست و الگوی عملکرد آن تغییر نمی‌کند. همه چیز [[جهان]] را می‌توان با [[قوانین]] مکانیک یا فیزیک [[تبیین]] کرد&amp;lt;ref&amp;gt;فرهنگ واژه‌ها، ۴۸۳؛ سیر فلسفه در اروپا، ۲۹۰- ۲۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 398.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;هواخواهان ماتریالیسم دیالکتیکی:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; این شاخه از ماتریالیسم را مارکس و انگلس گسترانیدند. بنابر [[باور]] اینان، ماده، آن سان که فیزیک کلاسیک و [[اندیشه]] عمومی زمان می‌پندارد، واقعیتی انفعالی و ساکن نیست که تنها تحت تأثیر نیروها تغییر یابد. به عکس، ماده از نظر ماهیت، پویا و متحرک است. دیالکتیک یعنی [[دانش]] [[قوانین]] عمومی حرکت؛ چه در [[جهان]] بیرون و چه در [[اندیشه]] [[آدمی]]. بدین سان، ماده که به ظاهر بی حرکت است، دارای حرکت دیالکتیکی درونی است. این حرکت، عبارت است از برنهاد (تز) برابر نهاد (آنتی تز) که از دیالکتیک میان آنها &amp;quot;به هم نهاد&amp;quot; (سنتز) موقت پدید می‌آید&amp;lt;ref&amp;gt;دیالکتیک‌، ۷۵- ۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. برآیند این تئوری آن است که [[تکامل]] ماده از درون خود او است و هر گونه علتی خارجی از او نفی می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 399.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
*ماتریالیسم دیالکتیکی بر چهار اصل [[استوار]] است:&lt;br /&gt;
#&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اصل تضاد؛&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یعنی هر چیز در درون خود حاوی ضد خود است و بر اثر این تضاد درونی [[تکامل]] می‌یابد.&lt;br /&gt;
#&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اصل تغییر و حرکت؛&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; یعنی همه پدیده‌ها در حال حرکت و تغییرند. &lt;br /&gt;
#&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اصل تأثیر متقابل پدیده‌ها؛&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; بدین معنا که همه چیزها برهم تأثیر متقابل دارند و چه بسا [[علت]] و معلول هر دو برهم اثر بگذارند.&lt;br /&gt;
#&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اصل جهش،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; [[انقلاب]] و [[تکامل]]؛ یعنی همه تغییرات [[جهان]]، تکاملی است نه دوری و تکراری&amp;lt;ref&amp;gt;فلسفه اسلامی و اصول دیالکتیک، ۵۸، ۱۹۰، ۲۸۹ و ۳۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. نظریه‌پردازان ماتریالیسم دیالکتیک برای اینکه بتوانند از عهده [[تبیین]] تغییرات [[اجتماعی]] قرن خود برآیند، درباره حرکت [[تاریخ]] نیز تئوری ساخته‌اند. تئوری ماتریالیسم دیالکتیک [[تاریخی]] از این گذر پا به وجود نهاد&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 399.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
*ماتریالیسم [[تاریخی]] بدین معنا است که [[تاریخ]] ماهیتی مادی و وجودی دیالکتیکی دارد. از این نظرگاه، حرکت‌ها و جنبش‌ها و نمودها و تجلیات [[تاریخی]] هر [[جامعه]]، [[علت]] مادی و [[اقتصادی]] دارند&amp;lt;ref&amp;gt;پیرامون انقلاب اسلامی‌، ۱۲۹ و ۱۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. اینکه [[تاریخ]]، وجود دیالکتیکی دارد، بدین معنا است که حرکات تکاملی [[تاریخ]]، حرکاتی است دیالکتیکی و معلول تضادهای دیالکتیکی توأم با همبستگی خاص تضادها. تضاد دیالکتیکی عبارت از این است که هر پدیده‌ای جبراً نفی و [[انکار]] خود را در خویش می‌پروراند و پس از یک سلسله تغییرات در نتیجه این تضاد درونی، تغییر شدید کیفی پدید می‌آید و آن پدیده به مرحله‌ای عالی‌تر می‌رسد که آمیزه‌ای است از دو مرحله پیشین&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه آثار، ۲/ ۳۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 399-400.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==دیدگاه [[اسلام]]==&lt;br /&gt;
*ماتریالیسم با چالش‌های نظری و عملی متعددی روبه‌رو است. از آن رو که این نظریه بر اصالت ماده [[استوار]] است، با نقض اصالت ماده، فرو می‌ریزد.&lt;br /&gt;
#[[قرآن کریم]] دیدگاه‌های مبتنی بر ماده را رد می‌کند و می‌فرماید: &amp;quot;و گفتند جز [[زندگی دنیوی]] ما هیچ نیست. می‌میریم و زنده می‌شویم و ما را جز دهر هلاک نکند. آنان را بدان دانشی نیست و جز در پنداری نیستند&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;{{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلاَّ الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ}}؛سوره جاثیه، آیه ۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#[[برهان]] [[نظم]]، [[صدیقین]]، [[وجوب]] و امکان و برخی [[براهین]] دیگر، اثبات می‌کنند که در پیدایی [[جهان]]، [[عقل]] و شعوری ورای ماده در کار است.&lt;br /&gt;
#ماتریالیست‌ها تنها آنچه را دارای طول، عرض و عمق است و با قوای حسی به [[ادراک]] درمی‌آید، واقعی می‌دانند؛ اما اگر چنین باشد، باید بسیاری از پدیده‌های مادی را نیز [[انکار]] کرد؛ همانند امواج صوتی و الکتریکی و .... برخی موجودات به [[حس]] در نمی‌آیند و وجود آنها در جای خود به اثبات رسیده است. وانگهی، ماتریالیست‌ها برای ادعای خویش [[دلیل]] [[استواری]] ارائه نکرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;جهان‌بینی اسلامی‌، ۱۸۰- ۱۷۰؛ مجموعه آثار، ۳/ ۵۳- ۲۳؛ شناخت‌شناسی در قرآن‌، ۱۷۸- ۱۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#از راه‌های اثبات یک موضوع، [[گواهی]] [[خردمندان]] است و انسان‌های خردمند بی‌شماری همانند [[پیامبران]]، [[اولیای الهی]] و نیز دانشمندانی که جزو گروه الهیون نیستند، بر وجود [[خداوند]] و نیرویی [[برتر]] از نیروهای مادی [[گواهی]] داده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;اعتراف دانشمندان بزرگ جهان‌، ۴۰- ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 400.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==[[ماتریالیسم]] در [[فرهنگ]] [[مطهر]]==&lt;br /&gt;
واژه ماتریالیسم استعمالات مختلفی دارد که همه آنها - اکنون که درباره [[علل]] [[گرایش]] به ماتریالیسم بحث می‌کنیم- نمی‌تواند موضوع بحث ما باشد مثلاً گاهی ماتریالیسم می‌گویند و مراد [[مکتب]] اصالت ماده است، امّا به این معنی که مادّه یک امر اصیل و یک امر [[واقعی]] در [[جهان هستی]] است، نه یک امر فرضی و [[ذهنی]] و نمایشی و ساخته [[ذهن]]؛ در مقابل ایده‌آلیسم که منکر [[واقعیت]] ماده است و آن را مخلوق ذهن [[بشر]] می‌داند. اگر ماتریالیسم را به این معنی بگیریم باید همه الهیون را - چه [[مسلمان]] و چه غیر مسلمان - ماتریالیست بخوانیم؛ زیرا اینها همه مادّه را که واقعیتی است در بستر [[زمان]] و مکان، و حقیقتی است متغیر و متحول و متکامل و محسوس و ملموس، امری [[عینی]] و ماورای ذهنی و ذی اثر می‌دانند. [[مادّی]] بودن و ماتریالیست بودن به این معنی با مسأله [[خدا]] و [[توحید]] منافاتی ندارد، بلکه عالم مادّه و [[طبیعت]] به عنوان یک واحد “کار” و یک واحد “مصنوع” [[بهترین]] وسیله برای [[شناسایی]] [[خداوند]] است. [[اراده]] حکیمانه خداوند در جریان همین تحوّلات مادّی [[کشف]] می‌شود. [[قرآن کریم]] پدیده‌های مادّی را به عنوان [[آیات الهی]] یاد می‌کند. و گاهی این کلمه استعمال می‌شود و مراد از آن [[انکار]] موجود ماورای ماده است؛ یعنی مکتب انحصار؛ مکتبی که هستی و [[نظام]] وجود دارد و انحصار مادّه می‌داند و هستی را در چهارچوب آنچه در تغیّر و تبدّل است و در بستر زمان و مکان واقع است محدود و محصور می‌کند و آنچه را که از چهار دیواری تغیر و تبدل و [[احساس]] و لمس بشر بیرون است منکراست و معدوم و نیست می‌پندارد&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه آثار، ج۱، ص۴۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
پس “ماتریالیسم”، یعنی اصالت ماده و اینکه [[روح]] و معنا جز خصلتی از ماده و جز یک امر تابع و طفیلی از ماده در طبیعت چیز دیگری نیست&amp;lt;ref&amp;gt;فلسفه تاریخ، ج۱، ص۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[ماتریالیسم تاریخی]]===&lt;br /&gt;
ماتریالیسم تاریخی، یعنی اصالت ماده در [[تاریخ]] و [[جامعه]]، یعنی آن [[تئوری]] [[فلسفی]] اگر بخواهد در [[اجتماع]] پیاده شود ناچار [[فلسفه]] ما در اجتماع می‌شود. فلسفه مادی که اسمش ماتریالیسم تاریخی یا [[مادیّت]] [[تاریخی]] است، یعنی اصالت مادّه در اجتماع، یعنی همچنانکه در [[طبیعت]]، [[فکر]] و [[روح]] و معنا اصالت ندارند، تابع و طفیلی ماده هستند و بلکه خودشان هم در [[حقیقت]] مادی و شکلی از ماده هستند، در جامعه نیز که برخی جنبه‌های مادی [[خالص]] دارد که همان تولید و توزیع باشد، و برخی جنبه‌های [[معنوی]] دارد که عبارت است از فلسفه [[حاکم]] بر جامعه، [[دین]]، [[هنر]]، [[اخلاق]]، [[قانون]]&amp;lt;ref&amp;gt;فلسفه تاریخ، ج۱، ص۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
به تعبیر دیگر یعنی اصالت مادّه در اجتماع و به عبارت دیگر اصالت جنبه‌های [[مادّی]] [[زندگی]] در تحولات تاریخ، که [[شؤون]] معنوی به تعبیری که خودشان می‌گویند [[حکم]] روبنا را دارد&amp;lt;ref&amp;gt;فلسفه تاریخ، ج۱، ص۱۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
ماتریالیسم تاریخی، یعنی برداشتی [[اقتصادی]] از تاریخ و برداشتی اقتصادی و تاریخی از [[انسان]] بدون برداشتی [[انسانی]] از [[اقتصاد]] و یا از تاریخ. به عبارت دیگر ماتریالیسم تاریخی یعنی اینکه تاریخ ماهیتی مادی دارد و وجودی دیالکتیکی. “ماهیّت مادّی دارد” یعنی اساس همه حرکات و [[جنبش‌ها]] و نمودها و تجلیات تاریخی هر جامعه سازمان اقتصادی آن جامعه است؛ یعنی نیروهای تولید مادّی آن جامعه و [[روابط]] تولیدی آن جامعه و مجموعاً وضع تولید و روابط تولیدی است که به همه نمودهای معنوی [[اجتماعی]] - اعم از اخلاق و [[علم]] و فلسفه و [[مذهب]] و قانون و [[فرهنگ]] ۔ شکل می‌دهد و جهت می‌بخشد و با دگرگون شدن خود، آنها را دگرگون می‌سازد&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه آثار، ج۲، ص۳۸۳؛ پیرامون انقلاب اسلامی، ص۱۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[ماتریالیسم دیالکتیک]]===&lt;br /&gt;
ماتریالیسم دیالکتیک عبارت از “فلسفه مادی بر اساس طرز [[تفکر]] دیالکتیکی”&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه آثار، ج۶، ص۷۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
ماتریالیسم دیالکتیک یعنی تئوری فلسفی (مادی) براساس [[منطق]] و [[بینش]] دیالکتیک&amp;lt;ref&amp;gt;فلسفه تاریخ، ج۱، ص۸۲؛ مجموعه آثار، ج۶، ص۷۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
در [[حقیقت]] [[ماتریالیسم دیالکتیک]] ترکیبی است از [[فلسفه]] مادی قرن هیجدهم و [[منطق]] هگل که آن دو را [[کارل مارکس]] و [[انگلیس]] به یکدیگر مربوط ساختند&amp;lt;ref&amp;gt;فلسفه تاریخ، ج۱، ص۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ماتریالیسم دیالکتیک [[تاریخی]]===&lt;br /&gt;
اینکه [[تاریخ]] وجود دیالکتیکی دارد به معنی این است که حرکات تکاملی تاریخ، حرکات دیالکتیکی است؛ یعنی معلول یک [[سلسله]] تضادهای دیالکتیکی توأم با [[همبستگی]] خاصّ آن تضادهاست. تضاد دیالکتیکی که با تضادهای غیردیالکتیکی فرق دارد این است که هر پدیده‌ای جبراً [[نفی]] و [[انکار]] خود را در درون خود می‌پرورد و پس از یک سلسله تغییرات در نتیجه این تضادّ درونی، آن پدیده ضمن یک [[تغییر]] شدید کیفی به مرحله عالی =‌تری که ترکیبی از دو مرحله قبلی است [[تکامل]] می‌یابد&amp;lt;ref&amp;gt;فلسفه تاریخ، ج۲، ص۳۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===[[ماتریالیسم]] متافیزیک===&lt;br /&gt;
[[دانشمندان]] فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک، آن فلسفه مادی را که قبلاً طرز [[تفکر]] [[متافیزیکی]] داشت، یعنی براساس [[جمود]] و یکسان ماندن موجودات تفکر می‌کرد ماتریالیسم متافیزیک می‌نامند. یعنی مادیتی که طرز تفکر متافیزیکی دارد&amp;lt;ref&amp;gt;مجموعه آثار، ج۶، ص۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{یادآوری پانویس}}&lt;br /&gt;
{{پانویس2}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahmani</name></author>
	</entry>
</feed>