

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D9%85%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%87_%DA%A9%D8%B0%D8%A7%D8%A8</id>
	<title>بحث:مسیلمه کذاب - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D9%85%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%87_%DA%A9%D8%B0%D8%A7%D8%A8"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%85%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%87_%DA%A9%D8%B0%D8%A7%D8%A8&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-22T17:35:59Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%85%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%87_%DA%A9%D8%B0%D8%A7%D8%A8&amp;diff=1274503&amp;oldid=prev</id>
		<title>Bahmani: صفحه‌ای تازه حاوی «== ادعای نبوت مسیلمه و سجاح == سران قبایل در سال نهم هجرت به مدینه می‌آمدند و اسلام آورده و مسائل دینی خود را از پیامبر {{صل}} اخذ می‌کردند. از جمله قبایلی که به مدینه آمدند سران قبیله مسیلمه بود که به اتفاق ایشان خدمت پیامبر ا...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%85%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%87_%DA%A9%D8%B0%D8%A7%D8%A8&amp;diff=1274503&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2023-12-07T08:56:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «== &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C_%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA&quot; title=&quot;ادعای نبوت&quot;&gt;ادعای نبوت&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%87&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;مسیلمه&quot;&gt;مسیلمه&lt;/a&gt; و سجاح == سران &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%82%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;قبایل&quot;&gt;قبایل&lt;/a&gt; در سال نهم &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87&quot; title=&quot;هجرت به مدینه&quot;&gt;هجرت به مدینه&lt;/a&gt; می‌آمدند و &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&quot; title=&quot;اسلام&quot;&gt;اسلام&lt;/a&gt; آورده و مسائل &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;دینی&quot;&gt;دینی&lt;/a&gt; خود را از &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1&quot; title=&quot;پیامبر&quot;&gt;پیامبر&lt;/a&gt; {{صل}} اخذ می‌کردند. از جمله قبایلی که به &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;مدینه&quot;&gt;مدینه&lt;/a&gt; آمدند سران &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%82%D8%A8%DB%8C%D9%84%D9%87&quot; title=&quot;قبیله&quot;&gt;قبیله&lt;/a&gt; مسیلمه بود که به اتفاق ایشان خدمت پیامبر ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;== [[ادعای نبوت]] [[مسیلمه]] و سجاح ==&lt;br /&gt;
سران [[قبایل]] در سال نهم [[هجرت به مدینه]] می‌آمدند و [[اسلام]] آورده و مسائل [[دینی]] خود را از [[پیامبر]] {{صل}} اخذ می‌کردند. از جمله قبایلی که به [[مدینه]] آمدند سران [[قبیله]] مسیلمه بود که به اتفاق ایشان [[خدمت پیامبر اکرم]] {{صل}} رسیدند و اسلام آوردند و پیامبر {{صل}} به هر یک از آنها سهمی عطا فرمود و سهمی نیز به مسیلمه داد ولی وقتی به دیار خود بازگشتند مسیلمه [[مرتد]] شد و ادعای نبوت و [[پیغمبری]] کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از بازگشت، در [[اندیشه]] [[نبوت]] رفته خطاب به [[مردمان]] [[بنی‌حنیفه]] می‌گفت: می‌خواهم بدانم که چگونه [[قریش]] نسبت به [[خلافت]] و [[امامت]] از شما سزاوارتر شده‌اند؟ به [[خدا]] [[سوگند]] که [[جمعیت]] آنان بیشتر از شما نیست، چنانچه [[شجاع‌تر]] از شما نیستند، [[سرزمین]] شما از آنان است، چنانچه اموال‌تان. پس از آن بود که ادعای نبوت کرد و ضمن نامه‌ای به [[رسول خدا]] نوشت با این مضمون: {{عربی|أما بعد، فإني قد اشركت في الأمر معك و ان لنا نصف الأرض و لقريش نصف الأرض و لكن قريشاً قوم يعتدون}} من در کار نبوت با تو [[شریک]] شدم، نیمی از [[زمین]] از آن ماست و نیمی دیگر از آن قریش، اما قریش قومی [[تجاوز]] پیشه‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;الفتوح، ج۱، ص۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[پیامبر اکرم]] در جوابش نوشت: {{متن حدیث| بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ إِلَى مُسَيْلَمَةَ الْكَذَّابِ: سَلَامٌ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}} به [[نام خداوند]] [[بخشاینده]] و [[مهربان]]، این نامه‌ای است از محمد رسول خدا به مسیلمه [[کذاب]]، [[درود]] بر کسانی که از [[هدایت]] [[پیروی]] کنند، اما بعد، زمین متعلق به خداست و بر کسی از [[بندگان]] خود که بخواهد واگذار می‌کند و سرانجام [[نیک]] از آن [[پرهیزگاران]] است. از کارهای مسیلمه این بود که [[نماز]] را از [[امت]] خود برداشت و شراب و [[زنا]] را برایشان [[حلال]] کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این [[نامه‌نگاری]] در اواخر [[سال دهم]] (ﻫ.ق) بوده است. پس از [[رحلت پیامبر]] {{صل}} زمینه بیشتری برای [[مسیلمه]] فراهم آمد تا جایی که توانست عده زیادی را در اطراف خویش جمع آورد. او به [[تقلید]] از [[قرآن]]، کلماتی با [[نثر]] مسجع می‌ساخت و بر [[مردم]] عرضه کرد، نمونه آن این چنین بود: {{عربی|لا اقسم بهذا البلد و لا تبرح هذا البلد حتی تکون ذامال و ولد و وفر و صفد و خیل و عدد الی آخر الابد، علی‌رغم من حسد. لقد انعم الله علی الحبلی، اخرج منها نسمه تسعی، من بین صفاق وحشی}}&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب الرده، ص۱۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسیلمه [[کذاب]] در کفریانش که می‌خواست با [[آیات]] نازل شده قرآن مقابله کند می‌گفت: {{عربی|و المبذرات ذرعا و الحاصدات حصدا و الذاریات قمحا و الطاحنات طحنا و العاجنات عجنا و الخابزات خبزا و الثاردات ثردا و اللاقمات لقما اهاله و سمنا لقد فضلتکم علی اهل الوبر و ما سبقکم اهل المدر ریفکم فامنعوه و المعتر فاووه}} یعنی قسم به بذرافشانان برای کشت و دروکنندگان دروکردنی و پاک‌کنندگان گندم و آسیاکنندگان [[آسیا]] کردنی و خمیرکنندگان خمیر کردنی و ترید کنندگان ترید کردنی و لقمه کنندگان لقمه کردنی برای چاق شدن، بر [[اهل]] وبر [[برتری]] دارید و اهل بیابان از شما جلوتر نیست، کسان را از محل‌های آباد خود منع کنید و [[فقیران]] را جا دهید و [[ظالم]] را دور کنید&amp;lt;ref&amp;gt;بحر المعارف، ص۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برابر [[سوره کوثر]] گفت: {{عربی|انا اعطیناک الجماهر، فصل ربک و جاهر، أن مبغضک رجل کافر}} در [[مقام]] معارضه با [[سوره بروج]] گفت: {{عربی|و الأرض ذات المروج و النساء ذات الفروج والخیل ذات السروج و نحن علیها نموج...}} و امثال این‌گونه جملات بی‌معنی که با زرنگی توانسته بود جملات [[عربی]] را به وزن [[آیات قرآن]] ترتیب دهد و مردم را بفریبد. به علاوه، به مردم گفته بود که [[نماز صبح]] و عشا را وی بر آنان بخشوده است&amp;lt;ref&amp;gt;البدایة و النهایه، ج۶، ص۳۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فخر رازی]] از حسن نقل کرده که می‌گوید: مسیلمه کذاب دو نفر از [[اصحاب پیامبر]] [[اسلام]] را بازداشت کرد، از اولی پرسید: آیا [[گواهی]] می‌دهی که محمد [[رسول]] خداست؟ گفت: آری! پرسید: آیا گواهی می‌دهی که من هم رسول خدایم؟ (او می‌پنداشت که محمد رسول در [[قریش]] است و او در [[بنی‌حنیفه]]) گفت: آری، آنگاه او را رها کرد و نفر دوم را مورد خطاب قرار داد و همان سوال را از او کرد. دومی به سوال او پاسخ مثبت داد ولی در پاسخ دومی گفت: کر هستم! ولی سه مرتبه این سوال را تکرار کرد و او همان جواب را داد، دستور داد او را بکشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خبر که به [[پیامبر]] رسید فرمود: آنکه کشته شد بر راه [[یقین]] و صداقتش رفت و گوارایش باد، اما آن دیگری از [[رخصت]] خداوندی استفاده کرد وبالی بر عهده ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر کبیر، ج۸، ص۱۳؛ مستدرک حاکم، ج۲، ص۳۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیگر از مدعیان [[نبوت]] زنی به نام سجاح بود. سجاح دختر [[حارث تمیمی]] [[ادعای نبوت]] کرد، اما پس از [[ملاقات]] با [[مسیلمه]] با وی [[ازدواج]] کرد، گفته شده: او مهریه سجاح را [[بخشودگی]] [[نماز صبح]] و عشا قرار داده بود، در فتوح آمده است که چون سجاح نزد مسیلمه آمد گفت: اوصاف [[حمیده]] تو را شنیدم و تو را برگزیدم. آمده‌ام تا بر [[حکم]] تو شوم تا [[زن]] و شوهر، [[پیغمبر]] باشیم و به اتفاق یکدیگر، عالم را [[مطیع]] و منقاد گردانیم... مسیلمه گفت: در عوض مهر، [[نماز]] عشا و صبح را از [[امت]] تو برگرفتم&amp;lt;ref&amp;gt;الفتوح، ص۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ازدواج بیشتر به یک طنز جنسی شبیه است تا یک ازدواج ایوئولوژیک. زمانی که [[مسلمانان]] با سپاهی به [[فرماندهی]] [[خالد بن ولید]] به سوی یمامه رفتند، به دسته‌ای از [[یاران]] مسیلمه برخورد کردند، از آنها پرسیدند: [[عقیده]] شما چیست؟ آنان گفتند {{عربی|منا نبي و منكم نبي}} ما پیامبر داریم شما هم پیامبر دارید. پس از آن بود که درگیری آغاز شد، [[نبرد]] یمامه یکی از سخت‌ترین جنگ‌های مسلمانان با مدعیان [[نبوت]] و [[ارتداد]] است. در این [[جنگ]] عده زیادی از [[مسلمانان]] به [[شهادت]] رسیدند که تعداد پنجاه و هشت نفر از [[مهاجر]] و [[انصار]] در میان آنان بودند و از این تعداد ۱۳ نفر کسانی بودند که در [[جنگ بدر]] حضور داشتند. جمع شهدای مسلمانان به [[روایت]] [[ابن اعثم]] ۱۲۰۰ نفر بوده که تعداد هفتصد نفر [[حافظ قرآن]] بوده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;الفتوح، ج۱، ص۴۰۰؛ تاریخ خلفا، ج۲، ص۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|مظلومیت پیامبر]] ص ۳۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahmani</name></author>
	</entry>
</feed>