

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C</id>
	<title>بحث:مشروعیت ولایت فقیه در فقه سیاسی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-29T23:08:38Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C&amp;diff=1133945&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wasity: جایگزینی متن - &#039;وصف&#039; به &#039;وصف&#039;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C&amp;diff=1133945&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-09-13T07:40:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039;&lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D9%88%D8%B5%D9%81&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;وصف (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;وصف&lt;/a&gt;&amp;#039; به &amp;#039;وصف&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۳ سپتامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۱۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l4&quot;&gt;خط ۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بر اساس آموزه‌های کلامی، [[خداوند]] تنها منبع ذاتی مشروعیت است؛ زیرا [[توحید ربوبی]] گسترۀ وسیعی دارد و شامل در [[حاکمیت]]، [[توحید در طاعت]] و [[توحید در تشریع]] می‌شود. ازآنجایی‎که او مالک [[ملک]] است و از این جهت بر دیگران [[ولایت تکوینی]] دارد‌، حق حاکمیت از آن خداست و تنها باید از او [[اطاعت]] شود و تنها او حق [[قانون‌گذاری]] را داراست&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: سبحانی، جعفر، محاضرات فی الالهیات، ص۶۷-۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هیچ [[انسانی]] بر انسانی دیگر حق حاکمیت ندارد‌، مگر اینکه دلیلی خاص، افرادی را از تحت این اصل خارج کند. این مطلب [[مورد اتفاق]] همۀ [[متکلمان شیعه]] است که [[انبیا]] و [[اوصیا]] از تحت آن اصل اولی خارج شده‌اند و آنان به [[اذن الهی]] از حق حاکمیت در روی [[زمین]] برخوردار بودند. این حاکمیت که از جنبه‌های آن [[نفی]] [[طواغیت]] است‌، در طول [[حاکمیت خداوند]] و تحقق‌بخش آن بوده است. آنان برای [[هدایت]] [[انسان‌ها]] باید موانع را کنار می‌زدند. [[مدیریت جامعه]] از سوی [[طواغیت]] از سویی مانعی در [[هدایت]] [[انسان‌ها]] و از سویی دیگر با [[توحید در حاکمیت]] [[الهی]] سازگاری نداشته است. در [[عصر غیبت]] هم بهترین دلیل بر [[اخراج]] [[فقیه]] از تحت اصل اولی آن است که گفته شود: توحید در حاکمیت همین را اقتضا دارد؛ یعنی مبنای [[مشروعیت ولایت فقیه]] آن است که در عصر غیبت هم نمی‌توان گفت [[حلال و حرام]] را [[فقها]] بگویند و [[مدیریت جامعه]] از آن طواغیت باشد؛ زیرا این دوگانگی با [[روح]] توحید در حاکمیت [[خداوند]] منافات دارد. مؤید این برداشت روایاتی است که از آنها [[اذن الهی]] نسبت به [[حاکمیت]] فقیه استفاده می‌شود‌. با این حال دیدگاه‌های متفاوتی دربارۀ [[مشروعیت حکومت]] وجود دارد که در وهلۀ اول حاکی از تنوع [[مبانی کلامی]] در این حوزه است. بر اساس [[کلام شیعه]] دیدگاه [[مشروعیت]] [[تکوینی]] و نظریه تغلیب با نقدهای جدی مواجه می‌باشند و سه نظریه انتخاب‌، [[انتصاب]] و مشروعیت دوگانه از اهمیت برخوردارند:&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بر اساس آموزه‌های کلامی، [[خداوند]] تنها منبع ذاتی مشروعیت است؛ زیرا [[توحید ربوبی]] گسترۀ وسیعی دارد و شامل در [[حاکمیت]]، [[توحید در طاعت]] و [[توحید در تشریع]] می‌شود. ازآنجایی‎که او مالک [[ملک]] است و از این جهت بر دیگران [[ولایت تکوینی]] دارد‌، حق حاکمیت از آن خداست و تنها باید از او [[اطاعت]] شود و تنها او حق [[قانون‌گذاری]] را داراست&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: سبحانی، جعفر، محاضرات فی الالهیات، ص۶۷-۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هیچ [[انسانی]] بر انسانی دیگر حق حاکمیت ندارد‌، مگر اینکه دلیلی خاص، افرادی را از تحت این اصل خارج کند. این مطلب [[مورد اتفاق]] همۀ [[متکلمان شیعه]] است که [[انبیا]] و [[اوصیا]] از تحت آن اصل اولی خارج شده‌اند و آنان به [[اذن الهی]] از حق حاکمیت در روی [[زمین]] برخوردار بودند. این حاکمیت که از جنبه‌های آن [[نفی]] [[طواغیت]] است‌، در طول [[حاکمیت خداوند]] و تحقق‌بخش آن بوده است. آنان برای [[هدایت]] [[انسان‌ها]] باید موانع را کنار می‌زدند. [[مدیریت جامعه]] از سوی [[طواغیت]] از سویی مانعی در [[هدایت]] [[انسان‌ها]] و از سویی دیگر با [[توحید در حاکمیت]] [[الهی]] سازگاری نداشته است. در [[عصر غیبت]] هم بهترین دلیل بر [[اخراج]] [[فقیه]] از تحت اصل اولی آن است که گفته شود: توحید در حاکمیت همین را اقتضا دارد؛ یعنی مبنای [[مشروعیت ولایت فقیه]] آن است که در عصر غیبت هم نمی‌توان گفت [[حلال و حرام]] را [[فقها]] بگویند و [[مدیریت جامعه]] از آن طواغیت باشد؛ زیرا این دوگانگی با [[روح]] توحید در حاکمیت [[خداوند]] منافات دارد. مؤید این برداشت روایاتی است که از آنها [[اذن الهی]] نسبت به [[حاکمیت]] فقیه استفاده می‌شود‌. با این حال دیدگاه‌های متفاوتی دربارۀ [[مشروعیت حکومت]] وجود دارد که در وهلۀ اول حاکی از تنوع [[مبانی کلامی]] در این حوزه است. بر اساس [[کلام شیعه]] دیدگاه [[مشروعیت]] [[تکوینی]] و نظریه تغلیب با نقدهای جدی مواجه می‌باشند و سه نظریه انتخاب‌، [[انتصاب]] و مشروعیت دوگانه از اهمیت برخوردارند:&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;#نظریۀ [[انتخاب]] خود به دیدگاه‌های مختلفی تقسیم می‌شود: الف) [[نظریه]] [[مشروعیت مردمی]] محض [[معتزله]] و لیبرال‎دمکرات‎ها که می‌گویند [[مقبولیت مردمی]] [[حقانیت]] را هم به دنبال دارد. ب) [[ولایت]] شأنی فقها: برخی از فقها معتقدند اگرچه مفاد اصلی و اولی [[روایات]]، نظریۀ انتصاب و ولایت بالفعل [[فقیه جامع الشرایط]] است، به جهت اشکال در [[مقام ثبوت]] باید این [[اخبار]] را بر خلاف ظاهرشان حمل بر صلاحیت و شأنیت نمود و گفت [[شارع]] در این روایات به این نکته پرداخته است که فقها صلاحیت [[زمامداری]] [[جامعۀ اسلامی]] را دارند؛ اما اینکه چه کسی زمام امور را به دست می‌گیرد، در این روایات بیان نشده و تعیین آن به [[انتخاب مردم]] وا نهاده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;منتظری، حسینعلی، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة، ج۱، ص۴۰۸-۴۱۵‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این دیدگاه اگرچه [[معتقد]] است ولایت و حاکمیت انحصاری از آن خداست و ولایت به اذن الهی می‌تواند در مراتب بعدی به دیگران واگذار شود، در [[زمان غیبت]]، [[مشروعیت حکومت]] را مستند به [[مردم]] می‌داند؛ البته مردم [[حق]] ندارند غیر از واجدان شرایط معتبر [[شرعی]] را [[انتخاب]] کنند. بر این اساس [[امت]] حق تفویض‎شده از جانب [[خداوند]] را به [[فقیه]] واگذار می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: کواکبیان، مصطفی، مبانی مشروعیت در نظام ولایت فقیه، ص۷۰ و ۸۸-۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ لذا این نظریه علی‌رغم [[ادله]] فوق‌الذکر که همگی از [[انتصاب فقیه]] به عنوان «ولی» حکایت دارند، باید ثابت کند خداوند [[تعیین حاکم]] را به مردم [[تفویض]] و واگذار کرده است؛ مطلبی که به [[باور]] ما ادلۀ [[نظریه انتخاب]]، توان [[اثبات]] آن را ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، دین و دولت، ص۱۵۷-۱۷۰؛ هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت‌، ص۱۰۲-۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;#نظریۀ [[انتخاب]] خود به دیدگاه‌های مختلفی تقسیم می‌شود: الف) [[نظریه]] [[مشروعیت مردمی]] محض [[معتزله]] و لیبرال‎دمکرات‎ها که می‌گویند [[مقبولیت مردمی]] [[حقانیت]] را هم به دنبال دارد. ب) [[ولایت]] شأنی فقها: برخی از فقها معتقدند اگرچه مفاد اصلی و اولی [[روایات]]، نظریۀ انتصاب و ولایت بالفعل [[فقیه جامع الشرایط]] است، به جهت اشکال در [[مقام ثبوت]] باید این [[اخبار]] را بر خلاف ظاهرشان حمل بر صلاحیت و شأنیت نمود و گفت [[شارع]] در این روایات به این نکته پرداخته است که فقها صلاحیت [[زمامداری]] [[جامعۀ اسلامی]] را دارند؛ اما اینکه چه کسی زمام امور را به دست می‌گیرد، در این روایات بیان نشده و تعیین آن به [[انتخاب مردم]] وا نهاده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;منتظری، حسینعلی، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة، ج۱، ص۴۰۸-۴۱۵‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این دیدگاه اگرچه [[معتقد]] است ولایت و حاکمیت انحصاری از آن خداست و ولایت به اذن الهی می‌تواند در مراتب بعدی به دیگران واگذار شود، در [[زمان غیبت]]، [[مشروعیت حکومت]] را مستند به [[مردم]] می‌داند؛ البته مردم [[حق]] ندارند غیر از واجدان شرایط معتبر [[شرعی]] را [[انتخاب]] کنند. بر این اساس [[امت]] حق تفویض‎شده از جانب [[خداوند]] را به [[فقیه]] واگذار می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: کواکبیان، مصطفی، مبانی مشروعیت در نظام ولایت فقیه، ص۷۰ و ۸۸-۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ لذا این نظریه علی‌رغم [[ادله]] فوق‌الذکر که همگی از [[انتصاب فقیه]] به عنوان «ولی» حکایت دارند، باید ثابت کند خداوند [[تعیین حاکم]] را به مردم [[تفویض]] و واگذار کرده است؛ مطلبی که به [[باور]] ما ادلۀ [[نظریه انتخاب]]، توان [[اثبات]] آن را ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، دین و دولت، ص۱۵۷-۱۷۰؛ هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت‌، ص۱۰۲-۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;# [[مشروعیت الهی]]: این نظریه که اصطلاحاً از آن به [[نظریه انتصاب]] تعبیر آورده می‌شود، از طرفداران بیشتری در میان [[فقهای شیعه]] برخوردار است. این دیدگاه بر اساس مبانی و ادلۀ [[کلامی]] پیش‌گفته [[معتقد]] است: الف) هیچ کس بر دیگری [[سلطه]] ندارد، مگر [[خدا]] و آن کسی که از طرف او [[مأذون]] است. ب) خداوند [[حق حاکمیت]] خود را به [[پیامبر]] و [[امام]] واگذار کرده است (دلیل ارسال [[رسول]] و [[نصب امام]]). ج) [[فقها]] در [[زمان غیبت کبری]] به عنوان [[نایبان عام]] مأذون به [[اذن]] عام هستند و این یعنی اینکه [[ولایت]] و [[حکومت فقیه]] نیز به [[نصب]] و [[تعیین الهی]] است ([[انتصاب]] به &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;وصف&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;نه به اسم). از این جهت [[مشروعیت]] ([[حقانیت]]) [[ولی فقیه]] از طرف مردم نیست؛ اگرچه مردم نقش محوری دارند و می‌توان نقش آنان را تنها در [[کارآمدی]] [[نظام]] و اجرای منویات [[رهبر]] خلاصه نکرد و [[کشف]] مصداق [[ولی امر]] و [[زمامدار]] [[جامعه]] را از آنان خواست؛ یعنی آنان فقیه حائز شرایط ولایت را می‌یابند نه اینکه از میان حائزان شرایط، با انتخاب خود ولی را تعیین کنند. خدا [[حاکم]] مورد نظر خود را نصب کرده است و مردم حق ندارند از دیگری [[اطاعت]] کنند؛ اما مردم تحقق و فعلیت‌بخش [[حاکمیت]] او هستند نه اینکه مشروعیت به معنای [[حقانیت]] [[حکومت]] از [[رأی مردم]] باشد؛ لذا اگر حاکمی [[رأی اکثریت]] را در [[حمایت]] از خود نداشته باشد، موجب نمی‌شود برحق نباشد و لازم نیست رفراندوم برگزار کند، اگرچه باید تلاش کند [[مقبولیت مردمی]] را کسب کند تا کارآمد شود&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: جهان‌بزرگی، احمد، مردم‎سالاری اسلامی، «ولایت فقیه»، ص۱۹-۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;# [[مشروعیت الهی]]: این نظریه که اصطلاحاً از آن به [[نظریه انتصاب]] تعبیر آورده می‌شود، از طرفداران بیشتری در میان [[فقهای شیعه]] برخوردار است. این دیدگاه بر اساس مبانی و ادلۀ [[کلامی]] پیش‌گفته [[معتقد]] است: الف) هیچ کس بر دیگری [[سلطه]] ندارد، مگر [[خدا]] و آن کسی که از طرف او [[مأذون]] است. ب) خداوند [[حق حاکمیت]] خود را به [[پیامبر]] و [[امام]] واگذار کرده است (دلیل ارسال [[رسول]] و [[نصب امام]]). ج) [[فقها]] در [[زمان غیبت کبری]] به عنوان [[نایبان عام]] مأذون به [[اذن]] عام هستند و این یعنی اینکه [[ولایت]] و [[حکومت فقیه]] نیز به [[نصب]] و [[تعیین الهی]] است ([[انتصاب]] به وصف نه به اسم). از این جهت [[مشروعیت]] ([[حقانیت]]) [[ولی فقیه]] از طرف مردم نیست؛ اگرچه مردم نقش محوری دارند و می‌توان نقش آنان را تنها در [[کارآمدی]] [[نظام]] و اجرای منویات [[رهبر]] خلاصه نکرد و [[کشف]] مصداق [[ولی امر]] و [[زمامدار]] [[جامعه]] را از آنان خواست؛ یعنی آنان فقیه حائز شرایط ولایت را می‌یابند نه اینکه از میان حائزان شرایط، با انتخاب خود ولی را تعیین کنند. خدا [[حاکم]] مورد نظر خود را نصب کرده است و مردم حق ندارند از دیگری [[اطاعت]] کنند؛ اما مردم تحقق و فعلیت‌بخش [[حاکمیت]] او هستند نه اینکه مشروعیت به معنای [[حقانیت]] [[حکومت]] از [[رأی مردم]] باشد؛ لذا اگر حاکمی [[رأی اکثریت]] را در [[حمایت]] از خود نداشته باشد، موجب نمی‌شود برحق نباشد و لازم نیست رفراندوم برگزار کند، اگرچه باید تلاش کند [[مقبولیت مردمی]] را کسب کند تا کارآمد شود&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: جهان‌بزرگی، احمد، مردم‎سالاری اسلامی، «ولایت فقیه»، ص۱۹-۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;#نظریه مجموعی یا [[مشروعیت]] دوگانه: این دیدگاه [[معتقد]] است [[خداوند]] در عصر [[غیبت امام زمان]]{{ع}}، صرفاً [[فقیه]] واجد شرایطی را که مورد [[رجوع]] [[مردم]] است، برای [[مقام ولایت]] امر و [[رهبری]] [[امت]] [[منصوب]] فرموده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: کواکبیان، مصطفی، مبانی مشروعیت در نظام ولایت فقیه، ص۶۲-۹۳‌؛ کدیور‌، محسن، نظریه‌های دولت در فقه شیعه.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;#نظریه مجموعی یا [[مشروعیت]] دوگانه: این دیدگاه [[معتقد]] است [[خداوند]] در عصر [[غیبت امام زمان]]{{ع}}، صرفاً [[فقیه]] واجد شرایطی را که مورد [[رجوع]] [[مردم]] است، برای [[مقام ولایت]] امر و [[رهبری]] [[امت]] [[منصوب]] فرموده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: کواکبیان، مصطفی، مبانی مشروعیت در نظام ولایت فقیه، ص۶۲-۹۳‌؛ کدیور‌، محسن، نظریه‌های دولت در فقه شیعه.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Wasity</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C&amp;diff=936100&amp;oldid=prev</id>
		<title>Bahmani: صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== واژۀ مشروعیت (Legitimacy) از قدیم‌الایام در فلسفه و کلام سیاسی و از قرن نوزدهم در جامعه‌شناسی سیاسی مورد توجه بوده است. مشروعیت در جامعه‌شناسی سیاسی ناظر به کارآمدی، دوام و مقبولیت و رضایت مردمی است و در فلسفه سیاسی و کل...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%81%D9%82%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C&amp;diff=936100&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-05-31T07:57:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== واژۀ &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA&quot; title=&quot;مشروعیت&quot;&gt;مشروعیت&lt;/a&gt; (Legitimacy) از قدیم‌الایام در &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87&quot; title=&quot;فلسفه&quot;&gt;فلسفه&lt;/a&gt; و &lt;a href=&quot;/wiki/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C&quot; title=&quot;کلام سیاسی&quot;&gt;کلام سیاسی&lt;/a&gt; و از قرن نوزدهم در &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;جامعه‌شناسی سیاسی (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;جامعه‌شناسی سیاسی&lt;/a&gt; مورد توجه بوده است. مشروعیت در جامعه‌شناسی سیاسی ناظر به &lt;a href=&quot;/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C&quot; title=&quot;کارآمدی&quot;&gt;کارآمدی&lt;/a&gt;، دوام و &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%D9%82%D8%A8%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA&quot; title=&quot;مقبولیت&quot;&gt;مقبولیت&lt;/a&gt; و &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA&quot; title=&quot;رضایت&quot;&gt;رضایت&lt;/a&gt; مردمی است و در &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C&quot; title=&quot;فلسفه سیاسی&quot;&gt;فلسفه سیاسی&lt;/a&gt; و کل...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;==مقدمه==&lt;br /&gt;
واژۀ [[مشروعیت]] (Legitimacy) از قدیم‌الایام در [[فلسفه]] و [[کلام سیاسی]] و از قرن نوزدهم در [[جامعه‌شناسی سیاسی]] مورد توجه بوده است. مشروعیت در جامعه‌شناسی سیاسی ناظر به [[کارآمدی]]، دوام و [[مقبولیت]] و [[رضایت]] مردمی است و در [[فلسفه سیاسی]] و [[کلام]] به [[حق حاکمیت]] است (اینکه چه کسی باید [[حکومت]] کند و آیا نوع حکومت و یا شخص [[حاکم]]، [[حق]] است یا غاصبانه). [[حقانیت]] به [[مقام ثبوت]] و نفس‎الامر نظر دارد و مقبولیت به [[مقام اثبات]] و خارج؛ لذا نسبت بین این دو معنا [[عام و خاص]] من وجه است‌؛ به این معنا که در جایی که حاکم و نوع [[حکومت حق]] و مورد [[رضایت مردم]] باشد‌، هر دو معنا تحقق یافته است؛ اما اگر حاکم و نوع حکومت مشروعیت [[فلسفی]] و [[کلامی]] (حقانیت‌) نداشته‌، ولی [[مقبولیت مردمی]] داشته باشد یا بالعکس، یک معنا محقق شده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، مشروعیت «حکومت ولایی»، کتاب نقد‌، (۷)، ص۱۱۳-۱۱۷؛ موسویان، ابوالفضل، مبانی مشروعیت حکومت، ص۷۹-۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آموزه‌های کلامی، [[خداوند]] تنها منبع ذاتی مشروعیت است؛ زیرا [[توحید ربوبی]] گسترۀ وسیعی دارد و شامل در [[حاکمیت]]، [[توحید در طاعت]] و [[توحید در تشریع]] می‌شود. ازآنجایی‎که او مالک [[ملک]] است و از این جهت بر دیگران [[ولایت تکوینی]] دارد‌، حق حاکمیت از آن خداست و تنها باید از او [[اطاعت]] شود و تنها او حق [[قانون‌گذاری]] را داراست&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: سبحانی، جعفر، محاضرات فی الالهیات، ص۶۷-۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و هیچ [[انسانی]] بر انسانی دیگر حق حاکمیت ندارد‌، مگر اینکه دلیلی خاص، افرادی را از تحت این اصل خارج کند. این مطلب [[مورد اتفاق]] همۀ [[متکلمان شیعه]] است که [[انبیا]] و [[اوصیا]] از تحت آن اصل اولی خارج شده‌اند و آنان به [[اذن الهی]] از حق حاکمیت در روی [[زمین]] برخوردار بودند. این حاکمیت که از جنبه‌های آن [[نفی]] [[طواغیت]] است‌، در طول [[حاکمیت خداوند]] و تحقق‌بخش آن بوده است. آنان برای [[هدایت]] [[انسان‌ها]] باید موانع را کنار می‌زدند. [[مدیریت جامعه]] از سوی [[طواغیت]] از سویی مانعی در [[هدایت]] [[انسان‌ها]] و از سویی دیگر با [[توحید در حاکمیت]] [[الهی]] سازگاری نداشته است. در [[عصر غیبت]] هم بهترین دلیل بر [[اخراج]] [[فقیه]] از تحت اصل اولی آن است که گفته شود: توحید در حاکمیت همین را اقتضا دارد؛ یعنی مبنای [[مشروعیت ولایت فقیه]] آن است که در عصر غیبت هم نمی‌توان گفت [[حلال و حرام]] را [[فقها]] بگویند و [[مدیریت جامعه]] از آن طواغیت باشد؛ زیرا این دوگانگی با [[روح]] توحید در حاکمیت [[خداوند]] منافات دارد. مؤید این برداشت روایاتی است که از آنها [[اذن الهی]] نسبت به [[حاکمیت]] فقیه استفاده می‌شود‌. با این حال دیدگاه‌های متفاوتی دربارۀ [[مشروعیت حکومت]] وجود دارد که در وهلۀ اول حاکی از تنوع [[مبانی کلامی]] در این حوزه است. بر اساس [[کلام شیعه]] دیدگاه [[مشروعیت]] [[تکوینی]] و نظریه تغلیب با نقدهای جدی مواجه می‌باشند و سه نظریه انتخاب‌، [[انتصاب]] و مشروعیت دوگانه از اهمیت برخوردارند:&lt;br /&gt;
#نظریۀ [[انتخاب]] خود به دیدگاه‌های مختلفی تقسیم می‌شود: الف) [[نظریه]] [[مشروعیت مردمی]] محض [[معتزله]] و لیبرال‎دمکرات‎ها که می‌گویند [[مقبولیت مردمی]] [[حقانیت]] را هم به دنبال دارد. ب) [[ولایت]] شأنی فقها: برخی از فقها معتقدند اگرچه مفاد اصلی و اولی [[روایات]]، نظریۀ انتصاب و ولایت بالفعل [[فقیه جامع الشرایط]] است، به جهت اشکال در [[مقام ثبوت]] باید این [[اخبار]] را بر خلاف ظاهرشان حمل بر صلاحیت و شأنیت نمود و گفت [[شارع]] در این روایات به این نکته پرداخته است که فقها صلاحیت [[زمامداری]] [[جامعۀ اسلامی]] را دارند؛ اما اینکه چه کسی زمام امور را به دست می‌گیرد، در این روایات بیان نشده و تعیین آن به [[انتخاب مردم]] وا نهاده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;منتظری، حسینعلی، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة، ج۱، ص۴۰۸-۴۱۵‌.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این دیدگاه اگرچه [[معتقد]] است ولایت و حاکمیت انحصاری از آن خداست و ولایت به اذن الهی می‌تواند در مراتب بعدی به دیگران واگذار شود، در [[زمان غیبت]]، [[مشروعیت حکومت]] را مستند به [[مردم]] می‌داند؛ البته مردم [[حق]] ندارند غیر از واجدان شرایط معتبر [[شرعی]] را [[انتخاب]] کنند. بر این اساس [[امت]] حق تفویض‎شده از جانب [[خداوند]] را به [[فقیه]] واگذار می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: کواکبیان، مصطفی، مبانی مشروعیت در نظام ولایت فقیه، ص۷۰ و ۸۸-۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ لذا این نظریه علی‌رغم [[ادله]] فوق‌الذکر که همگی از [[انتصاب فقیه]] به عنوان «ولی» حکایت دارند، باید ثابت کند خداوند [[تعیین حاکم]] را به مردم [[تفویض]] و واگذار کرده است؛ مطلبی که به [[باور]] ما ادلۀ [[نظریه انتخاب]]، توان [[اثبات]] آن را ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، دین و دولت، ص۱۵۷-۱۷۰؛ هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت‌، ص۱۰۲-۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[مشروعیت الهی]]: این نظریه که اصطلاحاً از آن به [[نظریه انتصاب]] تعبیر آورده می‌شود، از طرفداران بیشتری در میان [[فقهای شیعه]] برخوردار است. این دیدگاه بر اساس مبانی و ادلۀ [[کلامی]] پیش‌گفته [[معتقد]] است: الف) هیچ کس بر دیگری [[سلطه]] ندارد، مگر [[خدا]] و آن کسی که از طرف او [[مأذون]] است. ب) خداوند [[حق حاکمیت]] خود را به [[پیامبر]] و [[امام]] واگذار کرده است (دلیل ارسال [[رسول]] و [[نصب امام]]). ج) [[فقها]] در [[زمان غیبت کبری]] به عنوان [[نایبان عام]] مأذون به [[اذن]] عام هستند و این یعنی اینکه [[ولایت]] و [[حکومت فقیه]] نیز به [[نصب]] و [[تعیین الهی]] است ([[انتصاب]] به [[وصف]] نه به اسم). از این جهت [[مشروعیت]] ([[حقانیت]]) [[ولی فقیه]] از طرف مردم نیست؛ اگرچه مردم نقش محوری دارند و می‌توان نقش آنان را تنها در [[کارآمدی]] [[نظام]] و اجرای منویات [[رهبر]] خلاصه نکرد و [[کشف]] مصداق [[ولی امر]] و [[زمامدار]] [[جامعه]] را از آنان خواست؛ یعنی آنان فقیه حائز شرایط ولایت را می‌یابند نه اینکه از میان حائزان شرایط، با انتخاب خود ولی را تعیین کنند. خدا [[حاکم]] مورد نظر خود را نصب کرده است و مردم حق ندارند از دیگری [[اطاعت]] کنند؛ اما مردم تحقق و فعلیت‌بخش [[حاکمیت]] او هستند نه اینکه مشروعیت به معنای [[حقانیت]] [[حکومت]] از [[رأی مردم]] باشد؛ لذا اگر حاکمی [[رأی اکثریت]] را در [[حمایت]] از خود نداشته باشد، موجب نمی‌شود برحق نباشد و لازم نیست رفراندوم برگزار کند، اگرچه باید تلاش کند [[مقبولیت مردمی]] را کسب کند تا کارآمد شود&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: جهان‌بزرگی، احمد، مردم‎سالاری اسلامی، «ولایت فقیه»، ص۱۹-۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
#نظریه مجموعی یا [[مشروعیت]] دوگانه: این دیدگاه [[معتقد]] است [[خداوند]] در عصر [[غیبت امام زمان]]{{ع}}، صرفاً [[فقیه]] واجد شرایطی را که مورد [[رجوع]] [[مردم]] است، برای [[مقام ولایت]] امر و [[رهبری]] [[امت]] [[منصوب]] فرموده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: کواکبیان، مصطفی، مبانی مشروعیت در نظام ولایت فقیه، ص۶۲-۹۳‌؛ کدیور‌، محسن، نظریه‌های دولت در فقه شیعه.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌توان دیدگاه‌های ذکرشده را به دو دستۀ کلی تقسیم کرد: الف) دیدگاه‌هایی که نقشی برای مردم در مشروعیت به معنای حقانیت قائل نیستند، مانند دیدگاه دوم. ب) دیدگاه‌هایی که برای مردم نقشی در مشروعیت به معنای یادشده قائل‌اند، مانند دیدگاه اول و سوم. با تحلیل هر یک از این دیدگاه‌ها می‌توان [[شاهد]] تعامل [[علم کلام]] و [[فقه]] بود؛ برای نمونه بر اساس [[نظریه انتصاب]] با امور پنج‌گانه [[انتصاب]] موضوعی، [[انتخاب]] موضوعی، انتصاب موردی، [[کشف]] موردی و انتخاب و [[بیعت]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: جهان‌بزرگی، احمد، مردم‎سالاری اسلامی، «ولایت فقیه»، ص۴۸‌-۵۴‌.&amp;lt;/ref&amp;gt; مواجهیم‌:&lt;br /&gt;
#از بین حکومت‌های مختلف، خداوند موضوعاً [[حکومت اسلامی]] را [[جعل]] کرده است (انتصاب موضوعی‌).&lt;br /&gt;
#اگر مردم نیایند و حکومت اسلامی را از بین حکومت‌های مختلف انتخاب نکنند، موضوعاً حکومت اسلامی تحقق پیدا نمی‌کند (انتخاب موضوعی).&lt;br /&gt;
# خداوند فردی را برای رأس حکومت منصوب کرده است (انتصاب موردی‌).&lt;br /&gt;
#در [[عصر پیامبر]] و [[امام]] و [[عصر غیبت]]، مردم باید افراد منصوب را کشف کنند (کشف موردی‌).&lt;br /&gt;
#بعد از همۀ مراحل چهارگانه مذکور، مردم در [[زمان]] [[حضور معصوم]] باید با آنان بیعت کنند و در [[زمان غیبت]] باید فقهایی را که کشف کرده‌اند و بالقوه حاکم‌اند انتخاب کنند تا در [[مقام]] تحقق، یکی از [[فقها]] [[حاکم]] حکومت اسلامی شود (بیعت و انتخاب).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بی‌گمان تبیین مورد اول و سوم بر عهده [[کلام]] و مورد چهارم و پنجم بر عهده [[علم فقه]] می‌باشد‌. همچنین بر اساس [[نظریه]] [[مشروعیت]] دوگانه می‌توان تعامل [[فقه]] و [[کلام]] را در موارد زیر دانست:&lt;br /&gt;
#با تفکیک [[مقام]] [[تشریع]] و [[مشروعیت الهی]]&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: ذوعلم، علی، تجربۀ کارآمدی حکومت ولایی، ص۴۲-۴۶؛ همو، سیاست، ص۳۲‌-۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; نسبت به مقام تشریع و [[قانون‌گذاری]] کلام روشن می‌کند که [[مردم]] هیچ‌گونه دخالتی در این حوزه ندارند‌؛ اما [[شارع مقدس]] می‌تواند در [[درستی]] و [[صحت]] [[احکام]]، [[رأی مردم]] را جزء شرایط آنها لحاظ کند؛ مثلاً [[نماز جمعه]] [[حکم الهی]] است‌، با این حال برگزاری و اقامۀ آن بدون حضور پنج یا هفت نفر مشروعیت ندارد&amp;lt;ref&amp;gt;امام خمینی، تحریر الوسیلة، ج‌۱، ص۲۳۱-۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا [[مالکیت]] از آن خداست، در عین حال [[تصرف در اموال]] مردم بدون [[رضایت]] آنان [[مشروع]] نیست. روشن است که تبیین اینکه چه چیزی در شرایط [[حکم]] و تشریع تعبیه شده و [[خدا]] آن را تعیین کرده است، بر عهده علم فقه می‌باشد.&lt;br /&gt;
#با استفاده از آموزه‌های [[کلامی]] پیش‌گفته و آنچه فقه در تبیین شرایط می‌گوید، می‌توان به عدم مشروعیت [[حکومتی]] که در رأس آن [[فقیه]] آگاه‌، [[اسلام‌شناس]]، [[عادل]]، [[مدیر و مدبر]] نباشد‌، حکم کرد‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تبیین اینکه مردم مکلف‌اند برای استقرار و [[دفاع]] از چنین حکومتی تلاش کنند و همچنین فقیهی که به [[جعل الهی]] برای این [[منصب]] قرار داده شده است، مجاز نیست برای برپایی و استقرار [[حکومت]] از هر راهکاری استفاده کند، بر عهده فقه است؛ یعنی در فقه روشن می‌شود که مردم علاوه بر نقش [[اطاعت]]، از این نقش هم برخوردارند که بدون [[اقدام]] آنها فقیه [[حق]] ندارد از هر وسیله‌ای به [[تشکیل حکومت]] اقدام کند؛ لذا چنین حکومتی مشروع نیست.&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه علاوه نقش مباحث کلامی و [[فقهی]] در [[انتخاب]] هر یک از نظریه‌های پیش‌گفته در باب [[مشروعیت حکومت]] و [[ولایت]] فقیه‌، در تحلیل هر یک از عناصر و اجزای نظریه نیز تعامل این دو [[علم]] آشکار است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[قاسم ترخان|ترخان، قاسم]]، [[‌‌تعامل کلام و فقه سیاسی در ولایت فقیه (مقاله)|‌‌تعامل کلام و فقه سیاسی در ولایت فقیه]] ص ۱۰۷-۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahmani</name></author>
	</entry>
</feed>