

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A9_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C</id>
	<title>بحث:ولید بن عبدالملک در تاریخ اسلامی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB%3A%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A9_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A9_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-29T18:13:39Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A9_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1333820&amp;oldid=prev</id>
		<title>Bahmani: صفحه‌ای تازه حاوی «==امام سجاد{{ع}} در عصر ولید بن عبدالملک== عبدالملک مروان پس از بیست‌ویک سال و ۴۵ روز ظلم و ستمگری بر مردم به ویژه بر اهل بیت در سال ۸۶ (ه. ق) به پایان عمر دنیایی‌اش رسید و در آخرت به رویش گشوده شد و عذاب برزخیش آغاز گردید. او در وصیتی به...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A9_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1333820&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-03-13T08:05:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «==امام سجاد{{ع}} در عصر ولید بن عبدالملک== &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A9_%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;عبدالملک مروان&quot;&gt;عبدالملک مروان&lt;/a&gt; پس از بیست‌ویک سال و ۴۵ روز &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B8%D9%84%D9%85&quot; title=&quot;ظلم&quot;&gt;ظلم&lt;/a&gt; و &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B3%D8%AA%D9%85%DA%AF%D8%B1%DB%8C&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;ستمگری&quot;&gt;ستمگری&lt;/a&gt; بر مردم به ویژه بر &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A7%D9%87%D9%84_%D8%A8%DB%8C%D8%AA&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;اهل بیت&quot;&gt;اهل بیت&lt;/a&gt; در سال ۸۶ (ه. ق) به پایان عمر دنیایی‌اش رسید و در &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%AA&quot; title=&quot;آخرت&quot;&gt;آخرت&lt;/a&gt; به رویش گشوده شد و &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B9%D8%B0%D8%A7%D8%A8&quot; title=&quot;عذاب&quot;&gt;عذاب&lt;/a&gt; برزخیش آغاز گردید. او در وصیتی به...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;==امام سجاد{{ع}} در عصر ولید بن عبدالملک==&lt;br /&gt;
[[عبدالملک مروان]] پس از بیست‌ویک سال و ۴۵ روز [[ظلم]] و [[ستمگری]] بر مردم به ویژه بر [[اهل بیت]] در سال ۸۶ (ه. ق) به پایان عمر دنیایی‌اش رسید و در [[آخرت]] به رویش گشوده شد و [[عذاب]] برزخیش آغاز گردید. او در وصیتی به ولی‌عهدش ولید جنایات سال‌های بعد را هم خط‌دهی کرده بود و خود را در آثار و تبعات جنایات بعد از سال ۸۶ [[شریک]] و سهیم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل خوش‌خدمتی حجاج و [[بسترسازی]] مناسبی که برای [[آرامش]] و [[رفاه]] و [[عیش و نوش]] او فراهم کرده بود به فرزندش ولید [[وصیت]] کرده بود: نسبت به حجاج [[اکرام]] کند و پوست پلنگ بپوشد و [[شمشیر]] را مهیا سازد و هر کس [[مخالفت]] کرد او را بکشد&amp;lt;ref&amp;gt;شیعه و زمامداران خودسر، ص۱۲۵؛ تاریخ طبری، ج۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبدالملک در این [[وصیت‌نامه]] اولاً پلنگ‌صفتی خود را [[اثبات]] می‌کند که ۲۰ سال وحشیانه بر [[جان]] و [[مال]] مردم بی‌گناه [[حکومت]] کرده و [[خون]] ریخته است. ثانیاً برای تداوم این وضع که [[دنیا]] به کام آنها باشد و برای حکومت [[ظالمانه]] [[امویان]] رقیبی پا به میدان نگذارد، تجویز می‌کند که ولید با همان [[خشونت]] و سفّاکی به میدان آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولید پس از [[مرگ]] پدر، [[مردم]] را در [[شام]] جمع کرد و بر بالای [[منبر]] رفت و مرگ پدر را اعلام نمود و گفت: ای مردم بر شما باد به [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] و [[همراهی]] با [[جماعت]]، {{عربی|فانه من ابدي ذات نفسه ضربت الذي فيه عيناه و من سكت مات بذاته}} چون هر کس [[مخالفت]] خود را آشکار سازد سرش را از تن جدا می‌کنم و هر کس خاموش ماند با [[اجل]] خود بمیرد&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عمر بن عبدالعزیز]] با اینکه خود از [[امویان]] بود و از سوی ولید [[والی مدینه]] شد، درباره دوران [[خلافت]] ولید گفته است: آن [[روز]] که ولید فرمانروای شام، حجاج [[والی عراق]]، عثمان بن حباره [[حاکم حجاز]] و [[قره بن شریک]] [[امیر مصر]] بود، به [[خدا]] قسم [[زمین]] از [[جور]] و [[ستم]] لبریز گشته بود&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ الخلفا، ص۲۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولید از کودکی تا [[زمان]] خلافتش با [[سوء]] [[تربیت]] در فضایی [[مرفه]] با [[عیش و نوش]] و [[آزاد]] و رها نسبت به هر [[بی‌بند و باری]] با [[آلودگی]] [[اخلاقی]] بزرگ شده بود. شاهزاده‌ها به دلیل [[رفاه]] بیش از حد و [[آزادی]] عمل نامحدود، معمولاً نه به مبانی [[اعتقادی]] رو می‌کنند و نه برای [[اعتقادات]] و [[مقدسات]] [[ارزش]] قائل می‌شوند، بلکه [[غرق]] در عیش و [[عشرت]] می‌شوند و وقتی که به خلافت می‌رسند اصولاً دوران خلافتشان متأثر از همان تربیت سوء و آلوده‌ای است که پشت سر گذاشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مسائل [[سیاسی]] اولاً: ولید دست حجاج را طبق [[وصیت]] پدرش بازگذاشت تا کما فی السابق نسبت به هر [[جرم]] و [[جنایت]] و [[خونریزی]] آزاد باشد و ثانیاً به سفارش پدر که گفته بود پوست پلنگ بپوش، کنایه از [[قهر]] و [[خشونت]] و [[ستمگری]] ولید حقا به این سفارش [[جامه]] عمل پوشید و [[سعید بن جبیر]] و ده‌ها [[بزرگوار]] [[وارسته]] به جرم [[حرّیت]] و طرفدارای از [[اهل بیت]] در عصر ایشان به [[شهادت]] رسیدند. در راستای [[قتل عام]] شیعیانِ [[امیرالمؤمنین]]، استاندارانی که برمی‌گزید همه از سنخ حجاج بودند و بعضاً با [[انتخاب]] حجاج برگزیده می‌شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عمر بن عبدالعزیز]] که خود پسر عموی ولید بود از طرف ولید [[فرماندار مدینه]] بود، عمر [[پناهگاه]] [[مظلومین]] و فراریان بود. هر کس از [[ظلم]] حجاج از [[عراق]] [[فرار]] می‌کرد به عمر بن عبدالعزیز [[پناه]] می‌برد. روزی عمر بن عبدالعزیز نامه‌ای برای ولید نوشت و از ظلم حجاج نسبت به [[اهل عراق]] [[شکایت]] کرد، ولید او را از [[فرمانداری مدینه]] برای [[رضایت]] حجاج [[عزل]] نمود و به این مقدار هم اکتفا نکرد بلکه به حجاج نوشت که هر کس را مایل است [[فرماندار حجاز]] نماید. حجاج نوشت که [[خالد بن عبدالله قسری]] خونخوار باید فرماندار حجاز گردد ولید او را [[فرماندار]] نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ابن اثیر]] در حوادث سال ۸۹ (ه. ق) نوشته که [[خالد بن عبدالله]] [[فرماندار مکه]] گردید و [[خطبه]] خواند: ای [[مردم]]! آیا [[خلافت]] ولید بهتر است یا [[ریاست]] [[حضرت ابراهیم]]؟ به [[خدا]] قسم [[فضیلت]] [[خلیفه]] را نمی‌دانید... [[ابراهیم خلیل]] از خدا [[طلب]] آب کرد خدا آب [[شور]] و تلخی به او داد ولی ولید از خدا آب طلب کرد آب شیرینش داد. مقصودش از آب تلخ [[زمزم]] بود و آب شیرین آب چاهی بود که ولید حفر نموده بود...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خالد گفت: {{عربی|والله لو امرني ان انقض هذا الكعبة حجرا حجرا لنقضتها والله لامير المؤمنين اكرم على الله من انبيائه}}&amp;lt;ref&amp;gt;. اغانی، ج۱۹، ص۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; اگر [[امیرالمؤمنین]] ولید دستور می‌داد [[کعبه]] را متلاشی کنم و قطعات سنگ آن را به [[شام]] منتقل کنم انجام می‌دهم! به خدا قسم ولید از [[انبیاء]] خدا در نزد [[خداوند]] گرامی‌تر است. صاحب اغانی می‌نویسد: خالد [[کافر]] و مادرش [[نصرانی]] بود و [[مسیحیان]] و [[آتش‌پرستان]] را بر [[مسلمین]] مسلط می‌کرد و دستور [[شکنجه]] و [[آزار]] می‌داد و برای نصرانی‌ها خرید کنیزان [[مسلمان]] و [[ازدواج]] آنان را جائز نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مستشرق آلمانی فلهوزن در کتاب [[تاریخ]] الدوله العربیه می‌نویسد: وقتی خالد فرماندار شد، کلیسایی برای مادر خود پشت [[قبله]] بنا کرد. [[فرزدق]] در هجو او گفت: [[خدا]] [[زشت]] کند چهره آن کس را که در روی [[زمین]] خالد را از [[حکومت]] [[دمشق]] به حکومت ما فرستاد. چگونه می‌تواند [[پیشوای مردم]] باشد کسی که مادرش [[عقیده]] دارد که [[خداوند یکتا]] نیست، برای مادرش معبدی با [[صلیب]] ساخت و از کینه‌ای که داشت مناره‌های [[مساجد]] را خراب کرد&amp;lt;ref&amp;gt;وفیات الاعیان، ج۵، ص۱۵۲؛ تاریخ الدوله العربیه؛ ص۳۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولید بن عبدالملک [[کینه]] [[امویان]] را درباره [[اهل]] [[مدینه]] ادامه داد، حجره‌های [[مسجد پیامبر]] را به بهانه گسترش ویران کرد، جنیب به این عمل [[خلیفه]] [[اعتراض]] کرد ولید دستور داد او را زیر تازیانه گرفتند و [[شهید]] کردند. [[واقدی]] [[معتقد]] است ولید مژده ویران کردن مسجد پیامبر را به [[پادشاه روم]] و [[مسیحیان]] نوشت، امپراتور [[روم]] صد هزار مثقال طلا و هزار [[کارگر]] و چهل بار سنگ‌های قیمتی برای او فرستاد&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۷۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خالد در عصری که از [[فرمانداران]] [[بنی‌امیه]] در [[مکه]] و [[عراق]] بود در [[لعن امام علی]]{{ع}} و حسنین به آشکارا اهتمام داشت. چنان‌که روزی به [[منبر]] رفت و گفت: خدایا [[علی بن ابی‌طالب]] داماد [[پیغمبر]] و پدر حسن و حسین{{عم}} را [[لعنت]] کن! {{عربی|نعوذا بالله}} و بعد رو به [[مردم]] کرد و گفت: آیا خوب کنایه زدم؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان‌های زننده‌ای از او نقل شده که [[بدن انسان]] را می‌لرزاند، خالد در اول [[جوانی]] خود مخنث (خود فروش) و وسیله رساندن مردان به [[زنان]] بود. خالد [[مذمت]] [[کعبه]] و پیغمبر و [[قرآن]] و [[اهل بیت]] را می‌نمود و می‌گفت: شخص [[عاقل]] قرآن را از [[حفظ]] نمی‌کند، فلهوزن می‌نویسد: خالد [[کافر]] و [[فاسق]] بود&amp;lt;ref&amp;gt;شیعه و زمامداران خودسر، ص۱۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولید در [[مسائل اعتقادی]] و برخورد با اهل بیت{{عم}} چهره‌ای هتاک و مخصوصاً نسبت به امیرالمؤمنین علی{{ع}} [[بغض]] و کینه‌ای خاص داشت. ولید بن عبدالملک بر روی منبر در برابر [[حدیث منزلت]] از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل می‌کرد که به علی{{ع}} فرمود: [[منزلت]] تو نسبت به من مانند [[قارون]] نسبت به [[موسی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;مختصر تاریخ دمشق، ج۶، ص۲۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حریز بن عثمان]] کسی است که در [[مسجد]] [[نماز]] می‌خواند و از آن خارج نمی‌شد تا هر [[روز]] هفتاد بار علی{{ع}} را [[لعن]] کند. [[اسماعیل بن عیاش]] می‌گوید: با حریز از [[مصر]] تا [[مکه]] [[رفیق]] راه شدم، او در بین راه علی{{ع}} را [[سب]] و لعن می‌کرد و به من می‌گفت: این که [[مردم]] از [[رسول خدا]] [[روایت]] کرده‌اند که به علی فرموده است: تو نسبت به من به منزله [[هارون]] نسبت به موسی هستی. درست است اما شنونده [[خطا]] کرده است، گفتم: چطور؟ گفت بیان رسول خدا چنین بوده: تو نسبت به من به منزله [[قارون]] نسبت به موسی هستی. گفتم: از کی چنین روایت می‌کنی؟ گفت: از [[ولید بن عبدالملک]] شنیدم که آن را روی [[منبر]] چنین روایت می‌کرد&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ابن عساکر، ج۴، ص۱۱۵؛ تاریخ خطیب، ج۸، ص۲۶۸؛ ترجمه الغدیر، ج۱۰، ص۱۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خط [[جسارت]] و سَبّ بر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از سال‌ها قبل آغاز شده بود و خلفای بعدی به اشاعه این [[فرهنگ]] بزرگ و [[تربیت]] می‌شدند و ولید هم حلقه‌ای است از زنجیر جسارت که در [[تحریف]] [[روایات]] و علی‌زدایی از [[قلوب]] مردم این‌گونه عمل می‌کند و [[امام سجاد]]{{ع}} با این [[عفریت]] هم‌عصر است، عفریتی که فاقد [[تربیت اخلاقی]] و [[دینی]] است. [[امام]] در فضای تیره [[حکومت]] عبدالملک و ولید و حجاج مجبور است فضاسازی کند و با تربیت عناصر مستعد زیر [[پوشش]] [[تقیّه]] ندای [[تشیع]] را به گوش آنها برساند و امام در همین ایام است که با سمی که به وسیله ولید و به [[تدبیر]] و اشاره او به حضرت خورانده شد زمینه شهادتش را فراهم کردند و حضرت به [[شهادت]] رسید&amp;lt;ref&amp;gt;مروج الذهب، ج۳، ص۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام سجاد (کتاب)|مظلومیت امام سجاد]]، ص ۲۰۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bahmani</name></author>
	</entry>
</feed>