

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C</id>
	<title>بصیرت در عرفان اسلامی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-19T18:12:50Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1368224&amp;oldid=prev</id>
		<title>Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = بصیرت | عنوان مدخل  = بصیرت | مداخل مرتبط = بصیرت در لغت - بصیرت در قرآن - بصیرت در نهج البلاغه - بصیرت در کلام اسلامی - بصیرت در عرفان اسلامی - بصیرت در معارف و سیره علوی - بصیرت در معارف و سیره حسینی | پرسش مر...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=1368224&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-04-29T05:29:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = بصیرت | عنوان مدخل  = بصیرت | مداخل مرتبط = &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%84%D8%BA%D8%AA&quot; title=&quot;بصیرت در لغت&quot;&gt;بصیرت در لغت&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&quot; title=&quot;بصیرت در قرآن&quot;&gt;بصیرت در قرآن&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%86%D9%87%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87&quot; title=&quot;بصیرت در نهج البلاغه&quot;&gt;بصیرت در نهج البلاغه&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&quot; title=&quot;بصیرت در کلام اسلامی&quot;&gt;بصیرت در کلام اسلامی&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&quot; title=&quot;بصیرت در عرفان اسلامی&quot;&gt;بصیرت در عرفان اسلامی&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C&quot; title=&quot;بصیرت در معارف و سیره علوی&quot;&gt;بصیرت در معارف و سیره علوی&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C&quot; title=&quot;بصیرت در معارف و سیره حسینی&quot;&gt;بصیرت در معارف و سیره حسینی&lt;/a&gt; | پرسش مر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = بصیرت&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = بصیرت&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[بصیرت در لغت]] - [[بصیرت در قرآن]] - [[بصیرت در نهج البلاغه]] - [[بصیرت در کلام اسلامی]] - [[بصیرت در عرفان اسلامی]] - [[بصیرت در معارف و سیره علوی]] - [[بصیرت در معارف و سیره حسینی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بصیرت، منزل رهایی از حیرت==&lt;br /&gt;
[[خدا]] در [[قرآن]] [[خطاب]] به [[حبیب الله]] [[محمد مصطفی]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا می‌خوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم» سوره یوسف، آیه ۱۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
بنابراین منزل بصیرت، منزل [[علم حضوری]] و [[شهودی]] مبتنی بر [[حکمت]] عالی و [[فلسفه]] متعالی است که صاحب آن با [[بینایی]] دیگران را به سوی خدایی [[دعوت]] می‌کند که نمی‌توان به منطقه ممنوع [[ذات]] وی نزدیک و به آن دست یافت؛ چراکه آن [[خدای پاک]] و سبحان از هر [[نقص]] و عیبی است که با تصور صفات اثباتی برای [[سالک]] ممکن است پدید آید و او گرفتار نوعی [[شرک خفی]] و اخفی شود و از [[توحید]] محض بیرون رود؛ اما سالک [[بصیر]] از این دو امر رها است و دیگر گرفتار حیرت نیست؛ زیرا توانسته میان تعطیل و [[تشبیه]] منزل [[حق]] را بیابد و در [[مقام]] [[تنزیه]] سبحانی نشیند. پس وقتی به صفات اثباتی [[الله]] می‌نگرد، آن را شبیه صفات موجود در خود به تمام و کمال نمی‌یابد، تا [[اهل]] تشبیه باشد، چنان‌که [[معتقد]] به اشتراک لفظی میان صفات خود و [[صفات خدا]] نیست تا گرفتار تعطیل باشد، بلکه با اشتراک [[معنوی]] به این نکته توجه دارد که میان [[صفات انسانی]] و خدایی مراتب تشکیکی بسیار است. از این‌رو همان صفات و معنا و مفهوم را برای [[صفات الهی]] [[اثبات]] می‌کند، در حالی که قایل به تنزیه از نواقص صفات از خدا است. این همان چیزی است که به صراحت در [[آیه]] بدان اشاره شده است. از همین روست که منزل بصیرت را منزل شهودی دانسته‌اند که با حکمت [[بلیغ]] [[الهی]] از [[علم]] ناقص رسته و به علم حضوری از [[یقین]] شهودی رسیده است، با این تفاوت که هم وضعیت خود را می‌داند و هم نسبت خود را عالم را [[درک]] می‌کند و [[حکیمانه]] به امور هستی می‌نگرد و هم خود را [[مسئول]] می‌یابد تا دستگیر دیگران و عبور ایشان از [[وادی]] [[حیرت]] باشد. از همین روست که [[عارفان]] [[اهل قرآن]] چون [[خواجه عبدالله انصاری]]، [[منزل]] [[بصیرت]] را پس از [[علم یقینی]] و [[حکمت الهی]] دانسته‌اند که میوه و ثمره آن [[فراست]] و [[زیرکی]] است: {{عربی|البَصيرَةُ ما يُخَلِّصُكَ مِنَ الْحَيْرَةِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;منازل السائرین انصاری، منزل ۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «[[بصیرت]] آن چیزی است که تو را از [[حیرت]] برهاند و خلاصی دهد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[انسان]] در [[مقام]] بصیرت، به بینایی می‌رسد که دیگر هیچ عذر و بهانه‌ای با آن باقی نمی‌ماند؛ چون نه تنها [[حقایق]] هستی را به [[رؤیت]] در سه‌گانه [[علم‌الیقین]]، [[عین‌الیقین]] و [[حق‌الیقین]] می‌بیند، بلکه به حکمت الهی، [[ملکوت]] کدح و سعی خود و آنها را یافته که به سوی [[لقای الهی]] می‌روند&amp;lt;ref&amp;gt;سوره انشقاق، آیه ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;، بلکه راه سبل‌السلام هر یک را براساس [[استعداد]] و ظرفیت آنها دانسته و آنان را با توجه به همان ظرفیت‌ها و استعداد به سوی [[صراط مستقیم]] [[دعوت]] می‌کند و می‌برد. به سخن دیگر، راه‌های [[خرد]] هر یک را می‌شناسد که از آن به سبل‌السلام یاد می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده، آیه ۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و می‌تواند آنان را با این راه‌های خاص به بزرگراه [[اسلام]] و صراط مستقیم [[شریعت]] آن وارد کند تا هرگز [[گمراهی]] و [[ضلالت]] و [[غضب]] شامل آنان نشود و هماره از نعمت‌های خاص [[الهی]] برخوردار بوده و از [[ظلمات]] در [[نور ایمان]] و اسلام درآمده باشند&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مائده، آیه ۱۶؛ سوره حمد، آیه ۵-۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس هر کسی در [[منزل]] و مقام بصیرت باید نخست به عنوان [[سالک]] راه‌های خاص درونی خویش را بیابد و آن را به [[صراط]] و بزرگراه متصل سازد و سپس در مقام «[[داعی]] الی [[الله]]» راه‌های خاص درونی دیگران را رؤیت کرده و ببیند و آنان را به آن سمت‌و‌سو [[هدایت]] به ارایه الطریق یا [[ایصال الی المطلوب]] کند. [[خدا]] درباره سبل‌ها و راه‌های رسیدن هر کسی در درون به سوی خدا می‌‌فرماید: {{متن قرآن|فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی!» سوره نحل، آیه ۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس هر سالکی باید فرمان‌بردارانه و [[فروتنانه]] راهی را بپوید و بیماید که در درون خودش به سمت‌وسوی [[پروردگار]] خاص خودش است. وقتی این را به [[درستی]] [[شناخت]] و پویید و بر [[بصیرت]] دست یافت و از [[حیرت]] برون آمد، می‌‌تواند در جایگاه «[[داعی]] الی [[الله]]» جان‌های دیگران را به [[حقایق]] هستی آشنا کرده و عسل [[شفابخش]] تولیدی از گل‌های [[حقیقت]] را به دیگران بخوراند&amp;lt;ref&amp;gt;سوره نحل، آیه ۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. چنان‌که [[پیامبر]]{{صل}} [[قرآن]] این عسل شفابخش تولیدی از [[ربوبیت]] خدای خود را به عنوان [[داعی]] به دیگران خورانید. [[خدا]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و از قرآن آنچه برای مؤمنان شفا و بخشایش است فرو می‌فرستیم و بر ستمکاران جز زیان نمی‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر قرآن، حالات و مقامات هر کسی با دیگری فرق‌هایی دارد، هرچند که هیچ فوتی و فتوری نیست تا تفاوتی باشد: {{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِنْ فُطُورٍ * ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِيرٌ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«همان که هفت آسمان را تو بر تو آفرید، در آفرینش (خداوند) بخشنده هیچ ناسازواری نمی‌بینی؛ چشم بگردان! آیا هیچ شکاف و رخنه‌ای می‌بینی؟ * سپس بار دیگر چشم بگردان تا چشم، خسته و رنجه به سوی تو بازگردد» سوره ملک، آیه ۳-۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بنابراین، هر موجودی و هر شخص [[انسانی]]، دارای [[سبیل]] و راه‌های [[خرد]] و کوچکی برای خود هستند که تحت ربوبیت [[پروردگار]] خودشان آنان را پرورش می‌دهد و در آن مسیر به سوی کمال می‌کشاند.&lt;br /&gt;
این راه‌ها در [[باطن]] هر کسی به شکل [[فطری]] وجود دارد و از آنها به سبل‌السلام و راه‌های [[سلامت]] یاد می‌شود. احوالاتی که [[سالک الی الله]] می‌‌پیماید، با توجه به ظرفیت و [[استعداد]] هر کسی است که تحت پرورش پروردگارش به او دست می‌‌دهد. از این‌رو می‌‌توان گفت با آن‌که احوالات کلی در [[منازل سیر و سلوک]] [[باطنی]] و [[معرفتی]] و عملی مشخص است، ولی هر کسی را حالی و مقامی خاص برای اوست و این حال و [[مقام]] زمانی دست می‌دهد که شخص اقتضای آن را داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین باید دانست که احوال و [[مقامات]] [[عرفانی]] با توجه به همین حالات باطنی [[نفس انسانی]] است. پس کسانی که از هفت [[منزل]] یا چهل منزل یا صد یا هزار منزل سخن گفته‌اند، به [[اجمال]] یا تفصیل این حالات [[باطنی]] [[نفس انسانی]] توجه داده‌اند؛ چراکه نفس انسانی [[مظهر اسم جامع الله]] است. بر این اساس، حالات و [[مقامات]] نفس انسانی می‌تواند با توجه به مظهریت هر یک از [[اسمای الهی]] تحقق یابد.&lt;br /&gt;
برخی [[منازل]] را چهار [[زهد]]، [[خوف]]، [[شوق]] [[بهشت]] و [[محبت خدا]] دانسته‌اند و برخی نیز چهار [[منزل]] [[تحیر]] با افتقار، [[سرور]] با اتصال، فنا با انتباه و بقا با [[انتظار]] شمرده و برخی دیگر هفت منزل [[توبه]]، زهد، [[رضا]]، خوف، شوق، [[محبت]] و [[معرفت]] گفته‌اند.&lt;br /&gt;
[[ابوالحسین نوری]] (م ۲۹۵ق) در رساله «مقامات القلوب» با استناد به آیاتی از [[قرآن کریم]]، مقامات نفس انسانی را چهار [[مقام]] دانسته و می‌گوید: [[خداوند]] در قرآن کریم، نفس انسانی [[رشید]] [[سالک الی الله]] را با چهار حالت و مقام اصلی یاد می‌کند که عبارتند از: صدر، [[قلب]]، فؤاد و لب. پس صدر جایگاه [[اسلام]] است؛ زیرا خدای [[متعال]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بی‌فروغ است)؟» سوره زمر، آیه ۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ و قلب نیز [[معدن]] [[ایمان]] است؛ زیرا [[قرآن]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«امّا خداوند ایمان را در نظر شما محبوب ساخت و آن را در دل‌های شما آراست» سوره حجرات، آیه ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ اما فؤاد سرچشمه معرفت است؛ زیرا قرآن می‌‌فرماید: {{متن قرآن|مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى}}&amp;lt;ref&amp;gt;«دل، آنچه می‌دید، دروغ نگفت» سوره نجم، آیه ۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ چنان‌که لبّ معدن [[توحید]] است. قرآن می‌‌گوید: {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته نفس انسانی، حالات گوناگونی به خود میگیرد که «نفس مسواه»، «[[نفس اماره]]»، «[[نفس لوامه]]»، «[[نفس مطمئنه]]»، «قلب»، «[[روح]]»، «سرّ»، «خفی» و «اخفی» و مانند آنها است. برخی از این مراتب مانند نفس اماره برای [[سالک]] نیست، بلکه برای نفس غیر سالک الی الله است.&lt;br /&gt;
[[عبدالرزاق کاشانی]] مراتب را به هفت درجه و در اصطلاح، «بطون سبعه» دانسته چینش و ترتیب این درجات طولی، را این صورت دانسته است: ۱. «[[غیب]] الجن» یا «غیب [[القوی]]»؛ ۲. «النفس»؛ ۳. «القلب»؛ ۴. «السّر»؛ ۵. «الروح»؛ ۶. «الخفی»؛ ۷. «[[غیب الغیوب]]» یا همان «اخفی».&lt;br /&gt;
به هر حال، هر یک با توجه به احوالات و [[مقامات]] جزئی و کلی نفس به بیان این مراتب پرداختند. بنابراین، باید گفت که [[یقین]]، [[علم]]، [[حکمت]] و [[بصیرت]] شاید تفصیل یک [[حقیقت]] باشد که همان [[مقام]] [[شهود]] است؛ زیرا شهود خود دارای مراتب بسیاری است که دست کم سه‌گانه آن معروف است. اصولاً امور [[باطنی]] تشکیکی هستند و مراتب طولی آنها چنان است که گاه [[انسان]] [[گمان]] می‌کند که یک حقیقت نیست بلکه حقایقی است؛ در حالی که مراتب یک حقیقت است. به عنوان نمونه در [[قرآن]]، از اتمام [[نور]] سخن به میان آمده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و مؤمنان همراه او را خوار نمی‌گذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان می‌شتابد، می‌گویند: پروردگارا! فروغ ما را برای ما کامل گردان» سوره تحریم، آیه ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس صاحب بصیرت هم [[اهل یقین]]، [[رؤیت]] و شهود است و هم [[اهل]] حکمت و [[آگاهی]] به اهداف و [[فلسفه وجودی]] چیزی و هم [[دانا]] و توانا برای [[دعوت]] و [[ولایت]] [[رهبری]]. [[خداوند]] درباره مفهوم درست بصیرت به عنوان نمونه می‌‌فرماید: {{متن قرآن|بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ * وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«آری، (آن روز) آدمی بر خویشتن گواهی بیناست * هر چند بهانه‌هایش را پیش آورد» سوره قیامه، آیه ۱۴-۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس این علم [[شهودی]] نسبت به خود و دیگران جایی برای [[بهانه‌جویی]] نمی‌گذارد؛ چون حقیقت چنان روشن است که هیچ [[تاریکی]] و ظلمتی نیست تا احتمال [[شک]] و شبهه‌ای در آن باشد؛ زیرا در مقام بصیرت هر چیزی چون {{عربی|أَظْهَرُ مِنَ الشَّمْسِ فِي رابِعَةِ النَّهارِ}} و روشن‌تر از [[خورشید]] در چهارمین [[زمان]] [[روز]] یعنی ظهر هنگام است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۲۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار بصیرت از نظر قرآن==&lt;br /&gt;
باید توجه داشت که بصیرت، در لغت به معنای [[عقیده]] [[قلبی]]، [[شناخت]]، یقین، [[زیرکی]] و [[عبرت]] آمده است&amp;lt;ref&amp;gt;لسان العرب، ج۲، ص۴۱۸، «بصر».&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ اما در اصطلاح [[قرآنی]]، عبارت است از قوه‌ای در [[قلب]] شخص، که به [[نور]] قدسی منوّر بوده، به وسیله آن [[حقایق]] اشیا و امور را [[درک]] می‌کند، همان‌گونه که شخص، به وسیله چشم، [[صور]] و [[ظواهر]] اشیا را می‌بیند&amp;lt;ref&amp;gt;موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون.&amp;lt;/ref&amp;gt;. هرچند برخی دیگر در تبیین معنای اصطلاحی [[بصیرت]] آن را از جایگاه نوری فروکاسته و گفته‌اند: بصیرت، [[معرفت]] و [[اعتقاد]] حاصل شده در قلب، نسبت به [[امور دینی]] و حقایق امور است&amp;lt;ref&amp;gt;ترتیب العین، ج۱، ص۱۶۶، «بصر».&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
به هر حال، بصیرت که در [[قرآن]] برای [[سالکان]] الی [[الله]] بیان شده است، آثاری دارد که می‌‌توان از آن به [[سادگی]] اهمیت و [[ارزش]] والای آن را دریافت. از جمله آثاری که قرآن بیان کرده است می‌‌توان به موارد زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
# [[توحید]] محض: از نظر قرآن مهم‌ترین ویژگی صاحب بصیرت آن است که از هرگونه [[شرک جلی]]، خفی و اخفی رسته است. پس نه گرفتار تعطیل است که مدعی آن می‌‌گوید [[خدا]] را نمی‌توان شناخت و مجهول محض است؛ و نه گرفتار [[تشبیه]] است که مدعی آن می‌گوید [[صفات خدا]] همان صفاتی است که ما برای خود و دیگران [[اثبات]] می‌کنیم؛ بلکه از این [[حیرت]] بیرون آمده و خدای را چنان توصیف می‌کند که [[امیر مؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} در [[خطبه]] نخست [[نهج‌البلاغه]] بیان کرده است. پس ضمن [[حفظ]] توحید محض، خدا را به [[تسبیح]]، [[تحمید]]، [[تهلیل]] و [[تکبیر]] می‌‌ستاید، بی‌آن‌که گرفتار تعطیل و تشبیه شود و شرکی را برای خدا اثبات کند&amp;lt;ref&amp;gt;سوره رعد، آیه ۱۶؛ سوره قصص، آیه ۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
# [[معرفت نفس]]: از نظر قرآن، [[اهل]] بصیرت وقتی به هستی و حقایق آن می‌‌نگرد، در [[مقام]] [[رؤیت]] و دیدن حقایق [[ملکوتی]] درمی‌‌یابند که همه هستی تحت [[ربوبیت الهی]] قرار دارد و این [[پروردگار]] است که همه هستی را به سوی [[هدف غایی]] و لقای نهایی&amp;lt;ref&amp;gt;سوره نجم، آیه ۴۲؛ سوره انشقاق، آیه ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; [[سوق]] می‌‌دهد. چنین بصیرتی نسبت به هستی او را بصیرتی نسبت به نفس خویش می‌رساند و جایگاه خود را در هستی می‌یابد و به سوی آن [[حرکت]] می‌کند. خدا می‌‌فرماید: {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«بی‌گمان بینش‌هایی از (سوی) پروردگارتان به شما رسیده است پس هر کس بینا شد به سود خود اوست» سوره انعام، آیه ۱۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پس [[اهل]] [[بصیرت]] با [[پروردگار]] خاص خود آشنا می‌شود همان پروردگاری که برای او تجلی می‌کند و [[مسئولیت]] پرورش او را براساس [[استعداد]] و ظرفیت خاص او به عهده دارد و او را به سوی پروردگاری می‌برد که پروردگار [[پیامبر]]{{صل}} است؛ زیرا پروردگار او رب‌العالمین و جامع و [[مظهر]] همه پروردگارها است؛ چراکه پیامبر{{صل}} مظهر خدای رحمانی است که این [[رحمان]] اسم جامع همانند [[الله]] است. [[خدا]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستاده‌ایم» سوره انبیاء، آیه ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از همین روست که [[صراط مستقیم]] پیامبر{{صل}} همان بزرگراهی است که به سبب مظهریت رب‌العالمین، هر کسی باید پروردگارش را به همان پروردگار پیامبر{{صل}} متصل کند تا این‌گونه از پرورش عام و در برگیرنده همه مظاهر [[اسمای الهی]] بهره‌مند شود. از همین روست که [[رجعت]] و بازگشت به سوی پروردگار پیامبر{{صل}} و نهایت و منتهای [[سیر و سلوک]] نفس [[بشر]] در صیرورت‌ها الی الله و [[انقلاب]] الی الله&amp;lt;ref&amp;gt;سوره زخرف، آیه ۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; به سوی پروردگار محمد المصطفی{{صل}} این مظهر تمام و [[کمال الهی]] است&amp;lt;ref&amp;gt;سوره علق، آیه ۸؛ سوره نجم، آیه ۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس [[آیات قرآنی]] برای بصیرت آثاری دیگر نیز بیان شده است. از جمله آن‌که وقتی بصیرت به [[حقایق]] هستی یافت، از حکمت‌های [[الهی]] نسبت به هر چیزی [[آگاه]] می‌‌شود و دیگر در جاده [[ضلالت]] نمی‌افتد و هماره در [[مسیر حق]] گام بر می‌‌دارد و با [[بینش]] روشن به مسائل می‌‌نگرد و به [[مشیت الهی]] [[رضایت]] تمام دارد. پس مجذوب جذبه‌های الهی می‌شود و جذبه‌های الهی را به چشم خود می‌بیند. پس در این حالت به [[مشاهده]] [[قلبی]] و [[شهود]] [[یقینی]] در می‌‌یابد که [[خداوند]] برای وصال خودش، طناب و رشته‌ها و راهی برایش قرار داده است. پس چشمه‌های [[معرفت]] در دلش می‌‌جوشد و رموزی الهامی و [[وحیانی]] را در می‌‌یابد و به [[فراست]] می‌رسد. از همین روست که پیامبر{{صل}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ وَ يَنْطِقُ بِتَوْفِيقِ اللهِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، کتاب ایمان و کفر، باب ان المؤمن ینظر بنور الله، ج۶۷، ص۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ «از فراست [[مؤمن]] بپرهیزید؛ زیرا او به [[نور خدا]] می‌‌نگرد و به [[توفیق الهی]] سخن می‌گوید».&amp;lt;ref&amp;gt;[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۲۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011028.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;عرفان در قرآن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:بصیرت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
</feed>