

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AB%D8%B9%D9%84%D8%A8%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C</id>
	<title>ثعلبة بن عبدالرحمن انصاری - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AB%D8%B9%D9%84%D8%A8%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B9%D9%84%D8%A8%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-16T16:54:31Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B9%D9%84%D8%A8%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1099090&amp;oldid=prev</id>
		<title>HeydariBot: وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B9%D9%84%D8%A8%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1099090&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-08-24T19:45:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:HeydariBot/%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%DB%B5&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;کاربر:HeydariBot/وظیفه/شمارهٔ ۵ (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۲۳:۱۵&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l6&quot;&gt;خط ۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;}}&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;}}&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== آشنایی اجمالی ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== آشنایی اجمالی ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;وی [[جوانی]] بود که [[خدمتگزاری]] [[پیامبر]] می‌کرد. روزی [[رسول خدا]]{{صل}} او را برای کاری فرستاد. در راه چشمش به درون [[خانه]] یکی از [[انصار]] افتاد و دید [[زن]] [[انصاری]] مشغول شستشوی خود است. [[هوای نفس]] بر او غالب آمد و ثعلبه چندی به تماشای او ایستاد و زمانی که به خود آمد، از [[ترس]] اینکه آیه‌ای درباره او نازل شود، به کوه‌های میان [[مدینه]] و [[مکه]] گریزان و به [[استغفار]] و [[توبه]] مشغول شد. رسول خدا{{صل}} چهل [[روز]] از او خبری نداشت تا اینکه [[جبرئیل]] بر [[حضرت]] نازل گردید و جای آن [[جوان]] انصاری را به حضرت خبر داد. رسول خدا{{صل}} [[سلمان]] و [[عمر]] را به دنبال او فرستاد. آن دو وقتی از مدینه بیرون آمدند، از [[چوپانی]] به نام «ذفافه»، سراغ ثعلبه را گرفتند. [[چوپان]] گفت: شاید منظورتان آن جوانی است که از [[دوزخ]] گریزان شده است. [[عمر]] گفت: مگر تو از او خبری داری؟ گفت: جوانی در نیمه‌های شب در حالی که دست‌هایش را (به علامت توبه) بر سر گذاشته، از میان این کوه‌ها بیرون می‌آید، در حالی که پیوسته می‌گوید: خدایا، ای کاش قبض روحم می‌‌کردی و جسمم در میان [[مردگان]] می‌بود. ذفافه، محل ثعلبه را نشان داد و چون شب شد، همان گونه که چوپان گفته بود، او را با آن حال دیدند. بامداد نزد ثعلبه رفتند و او را به مدینه آوردند. او از عمر پرسید: آیا رسول خدا{{صل}} از موضوع [[آگاه]] است؟ گفت: نمی‌دانم، ولی ما را به دنبال تو فرستاد. ثعلبه از عمر خواست زمانی او را نزد رسول خدا{{صل}} حاضر کند که آن حضرت مشغول [[نماز]] باشد. سلمان و عمر او را از صفوف [[نمازگزاران]] عبور دادند و به جلو بردند. همین که ثعلبه قرائت حضرت را شنید، بیهوش بر [[زمین]] افتاد. نماز که تمام شد، رسول خدا{{صل}} بر بالین او رفت و او را به هوش آورد و فرمود: چرا پنهان شدی؟ گفت: به دلیل گناهی که مرتکب شده بودم. فرمود: آیا [[کلامی]] که تو را از خطاها [[پاک]] می‌کند بیاموزم؟ گفت: آری، ای [[رسول خدا]]{{صل}}! فرمود: بگو {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! در این جهان به ما نکویی بخش و در جهان واپسین هم نکویی ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار» سوره بقره، آیه ۲۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ثعلبه]] گفت: اما ای رسول خدا، گناهم بزرگ است. [[پیامبر]] فرمود: ولی [[کلام خدا]] بزرگ‌تر است. آنگاه به او فرمود تا به خانه‌اش بازگردد. ثعلبه چون به [[خانه]] بازگشت، [[بیمار]] شد و هشت [[روز]] در بستر [[بیماری]] افتاد. [[سلمان]] خبرش را به پیامبر رساند و [[حضرت]] به همراه برخی [[صحابه]] به [[عیادت]] او رفتند. آن حضرت سر ثعلبه را بر دامن خود گذاشت، ولی او سر خود را بر [[زمین]] نهاد. آن حضرت فرمود: چرا چنین کردی؟ گفت: بدان دلیل که [[آلوده]] به [[گناه]] شده است! فرمود: حالت چگونه است؟ گفت: استخوان و گوشت و پوستم لانه مورچگان شده است (کنایه که در حال مرگم). فرمود: چه می‌خواهی؟ گفت: [[مغفرت]] و [[آمرزش]] پروردگارم. در این حال [[جبرئیل]] نزد پیامبر آمد و گفت: خدایت [[سلام]] می‌رساند و می‌گوید: اگر این [[بنده]] به اندازه زمین گناه کرده باشد، او را خواهم بخشید. رسول خدا{{صل}} چون این موضوع را به ثعلبه فرمود، ثعلبه چنان صیحه‌ای زد که در دم [[جان]] سپرد. حضرت دستور داد ثعلبه را [[غسل]] و [[کفن]] کنند و خود بر او [[نماز]] خواند و به همراه [[اصحاب]] جنازه را [[تشییع]] کردند، ولی حضرت روی انگشتان پا راه می‌رفت. پس از [[دفن]] ثعلبه از آن حضرت در این باره پرسیدند، فرمود: «به آن خدایی که مرا [[مبعوث]] کرد، [[فرشتگان]] چنان در این [[تشییع جنازه]] آمده بودند که نمی‌توانستم به [[درستی]] پا روی زمین بگذارم»&amp;lt;ref&amp;gt;ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۰۰-۴۹۸؛ ابن قدامه، کتاب التوابین، ص۱۰۶-۱۰۸؛ ابن حبان، الثقات، ج۳ف ص۴۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۴۷۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۲۰ و ۵۲۱؛ شامی، ج۱۱، ص۴۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن اثیر]] و [[ابن حجر]] افزون بر [[ضعف سند]]، از نظر متن نیز بر این [[روایت]] ایراد کرده‌اند؛ بدین معنا که در متن روایت آمده است که این داستان در [[زمان]] [[نزول آیه]] {{متن قرآن|مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى}}&amp;lt;ref&amp;gt;«که پروردگارت تو را رها نکرده و (از تو) آزرده نشده است» سوره ضحی، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. یعنی در زمان [[مکه]] و [[فترت وحی]] بوده، در حالی که این داستان مربوط به [[مدینه]] است و این دو قابل جمع نیست. [[ذهبی]]&amp;lt;ref&amp;gt;ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱، ص۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز داستان یاد شده را [[شبیه]] [[روایات]] ساختگی دانسته است. این خبر در [[منابع شیعه]] نیز یافت نشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «ثعلبة بن عبدالرحمن انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;وی [[جوانی]] بود که [[خدمتگزاری]] [[پیامبر]] می‌کرد. روزی [[رسول خدا]] {{صل}} او را برای کاری فرستاد. در راه چشمش به درون [[خانه]] یکی از [[انصار]] افتاد و دید [[زن]] [[انصاری]] مشغول شستشوی خود است. [[هوای نفس]] بر او غالب آمد و ثعلبه چندی به تماشای او ایستاد و زمانی که به خود آمد، از [[ترس]] اینکه آیه‌ای درباره او نازل شود، به کوه‌های میان [[مدینه]] و [[مکه]] گریزان و به [[استغفار]] و [[توبه]] مشغول شد. رسول خدا {{صل}} چهل [[روز]] از او خبری نداشت تا اینکه [[جبرئیل]] بر [[حضرت]] نازل گردید و جای آن [[جوان]] انصاری را به حضرت خبر داد. رسول خدا {{صل}} [[سلمان]] و [[عمر]] را به دنبال او فرستاد. آن دو وقتی از مدینه بیرون آمدند، از [[چوپانی]] به نام «ذفافه»، سراغ ثعلبه را گرفتند. [[چوپان]] گفت: شاید منظورتان آن جوانی است که از [[دوزخ]] گریزان شده است. [[عمر]] گفت: مگر تو از او خبری داری؟ گفت: جوانی در نیمه‌های شب در حالی که دست‌هایش را (به علامت توبه) بر سر گذاشته، از میان این کوه‌ها بیرون می‌آید، در حالی که پیوسته می‌گوید: خدایا، ای کاش قبض روحم می‌‌کردی و جسمم در میان [[مردگان]] می‌بود. ذفافه، محل ثعلبه را نشان داد و چون شب شد، همان گونه که چوپان گفته بود، او را با آن حال دیدند. بامداد نزد ثعلبه رفتند و او را به مدینه آوردند. او از عمر پرسید: آیا رسول خدا {{صل}} از موضوع [[آگاه]] است؟ گفت: نمی‌دانم، ولی ما را به دنبال تو فرستاد. ثعلبه از عمر خواست زمانی او را نزد رسول خدا {{صل}} حاضر کند که آن حضرت مشغول [[نماز]] باشد. سلمان و عمر او را از صفوف [[نمازگزاران]] عبور دادند و به جلو بردند. همین که ثعلبه قرائت حضرت را شنید، بیهوش بر [[زمین]] افتاد. نماز که تمام شد، رسول خدا {{صل}} بر بالین او رفت و او را به هوش آورد و فرمود: چرا پنهان شدی؟ گفت: به دلیل گناهی که مرتکب شده بودم. فرمود: آیا [[کلامی]] که تو را از خطاها [[پاک]] می‌کند بیاموزم؟ گفت: آری، ای [[رسول خدا]] {{صل}}! فرمود: بگو {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! در این جهان به ما نکویی بخش و در جهان واپسین هم نکویی ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار» سوره بقره، آیه ۲۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ثعلبه]] گفت: اما ای رسول خدا، گناهم بزرگ است. [[پیامبر]] فرمود: ولی [[کلام خدا]] بزرگ‌تر است. آنگاه به او فرمود تا به خانه‌اش بازگردد. ثعلبه چون به [[خانه]] بازگشت، [[بیمار]] شد و هشت [[روز]] در بستر [[بیماری]] افتاد. [[سلمان]] خبرش را به پیامبر رساند و [[حضرت]] به همراه برخی [[صحابه]] به [[عیادت]] او رفتند. آن حضرت سر ثعلبه را بر دامن خود گذاشت، ولی او سر خود را بر [[زمین]] نهاد. آن حضرت فرمود: چرا چنین کردی؟ گفت: بدان دلیل که [[آلوده]] به [[گناه]] شده است! فرمود: حالت چگونه است؟ گفت: استخوان و گوشت و پوستم لانه مورچگان شده است (کنایه که در حال مرگم). فرمود: چه می‌خواهی؟ گفت: [[مغفرت]] و [[آمرزش]] پروردگارم. در این حال [[جبرئیل]] نزد پیامبر آمد و گفت: خدایت [[سلام]] می‌رساند و می‌گوید: اگر این [[بنده]] به اندازه زمین گناه کرده باشد، او را خواهم بخشید. رسول خدا {{صل}} چون این موضوع را به ثعلبه فرمود، ثعلبه چنان صیحه‌ای زد که در دم [[جان]] سپرد. حضرت دستور داد ثعلبه را [[غسل]] و [[کفن]] کنند و خود بر او [[نماز]] خواند و به همراه [[اصحاب]] جنازه را [[تشییع]] کردند، ولی حضرت روی انگشتان پا راه می‌رفت. پس از [[دفن]] ثعلبه از آن حضرت در این باره پرسیدند، فرمود: «به آن خدایی که مرا [[مبعوث]] کرد، [[فرشتگان]] چنان در این [[تشییع جنازه]] آمده بودند که نمی‌توانستم به [[درستی]] پا روی زمین بگذارم»&amp;lt;ref&amp;gt;ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۰۰-۴۹۸؛ ابن قدامه، کتاب التوابین، ص۱۰۶-۱۰۸؛ ابن حبان، الثقات، ج۳ف ص۴۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۴۷۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۲۰ و ۵۲۱؛ شامی، ج۱۱، ص۴۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن اثیر]] و [[ابن حجر]] افزون بر [[ضعف سند]]، از نظر متن نیز بر این [[روایت]] ایراد کرده‌اند؛ بدین معنا که در متن روایت آمده است که این داستان در [[زمان]] [[نزول آیه]] {{متن قرآن|مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى}}&amp;lt;ref&amp;gt;«که پروردگارت تو را رها نکرده و (از تو) آزرده نشده است» سوره ضحی، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. یعنی در زمان [[مکه]] و [[فترت وحی]] بوده، در حالی که این داستان مربوط به [[مدینه]] است و این دو قابل جمع نیست. [[ذهبی]]&amp;lt;ref&amp;gt;ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱، ص۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز داستان یاد شده را [[شبیه]] [[روایات]] ساختگی دانسته است. این خبر در [[منابع شیعه]] نیز یافت نشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «ثعلبة بن عبدالرحمن انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== جستارهای وابسته ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== جستارهای وابسته ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>HeydariBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B9%D9%84%D8%A8%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1047654&amp;oldid=prev</id>
		<title>HeydariBot: وظیفهٔ شمارهٔ ۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B9%D9%84%D8%A8%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1047654&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-07-31T06:08:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:HeydariBot/%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94_%DB%B5&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;کاربر:HeydariBot/وظیفه/شمارهٔ ۵ (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;وظیفهٔ شمارهٔ ۵&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۳۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l1&quot;&gt;خط ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;{{امامت}}&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-added&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;| موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;| موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l22&quot;&gt;خط ۲۲:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۲۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;{{پانویس}}&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;{{پانویس}}&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[رده:مدخل]]&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-side-added&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:اعلام]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:اعلام]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:اصحاب پیامبر]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[رده:اصحاب پیامبر]]&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>HeydariBot</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B9%D9%84%D8%A8%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1012269&amp;oldid=prev</id>
		<title>Wasity: جایگزینی متن - &#039;غالب&#039; به &#039;غالب&#039;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B9%D9%84%D8%A8%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1012269&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-07-21T04:44:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039;&lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D9%84%D8%A8&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;غالب (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;غالب&lt;/a&gt;&amp;#039; به &amp;#039;غالب&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۸:۱۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l7&quot;&gt;خط ۷:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۷:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;}}&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;}}&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== آشنایی اجمالی ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== آشنایی اجمالی ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;وی [[جوانی]] بود که [[خدمتگزاری]] [[پیامبر]] می‌کرد. روزی [[رسول خدا]]{{صل}} او را برای کاری فرستاد. در راه چشمش به درون [[خانه]] یکی از [[انصار]] افتاد و دید [[زن]] [[انصاری]] مشغول شستشوی خود است. [[هوای نفس]] بر او &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/del&gt;غالب&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/del&gt;آمد و ثعلبه چندی به تماشای او ایستاد و زمانی که به خود آمد، از [[ترس]] اینکه آیه‌ای درباره او نازل شود، به کوه‌های میان [[مدینه]] و [[مکه]] گریزان و به [[استغفار]] و [[توبه]] مشغول شد. رسول خدا{{صل}} چهل [[روز]] از او خبری نداشت تا اینکه [[جبرئیل]] بر [[حضرت]] نازل گردید و جای آن [[جوان]] انصاری را به حضرت خبر داد. رسول خدا{{صل}} [[سلمان]] و [[عمر]] را به دنبال او فرستاد. آن دو وقتی از مدینه بیرون آمدند، از [[چوپانی]] به نام «ذفافه»، سراغ ثعلبه را گرفتند. [[چوپان]] گفت: شاید منظورتان آن جوانی است که از [[دوزخ]] گریزان شده است. [[عمر]] گفت: مگر تو از او خبری داری؟ گفت: جوانی در نیمه‌های شب در حالی که دست‌هایش را (به علامت توبه) بر سر گذاشته، از میان این کوه‌ها بیرون می‌آید، در حالی که پیوسته می‌گوید: خدایا، ای کاش قبض روحم می‌‌کردی و جسمم در میان [[مردگان]] می‌بود. ذفافه، محل ثعلبه را نشان داد و چون شب شد، همان گونه که چوپان گفته بود، او را با آن حال دیدند. بامداد نزد ثعلبه رفتند و او را به مدینه آوردند. او از عمر پرسید: آیا رسول خدا{{صل}} از موضوع [[آگاه]] است؟ گفت: نمی‌دانم، ولی ما را به دنبال تو فرستاد. ثعلبه از عمر خواست زمانی او را نزد رسول خدا{{صل}} حاضر کند که آن حضرت مشغول [[نماز]] باشد. سلمان و عمر او را از صفوف [[نمازگزاران]] عبور دادند و به جلو بردند. همین که ثعلبه قرائت حضرت را شنید، بیهوش بر [[زمین]] افتاد. نماز که تمام شد، رسول خدا{{صل}} بر بالین او رفت و او را به هوش آورد و فرمود: چرا پنهان شدی؟ گفت: به دلیل گناهی که مرتکب شده بودم. فرمود: آیا [[کلامی]] که تو را از خطاها [[پاک]] می‌کند بیاموزم؟ گفت: آری، ای [[رسول خدا]]{{صل}}! فرمود: بگو {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! در این جهان به ما نکویی بخش و در جهان واپسین هم نکویی ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار» سوره بقره، آیه ۲۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ثعلبه]] گفت: اما ای رسول خدا، گناهم بزرگ است. [[پیامبر]] فرمود: ولی [[کلام خدا]] بزرگ‌تر است. آنگاه به او فرمود تا به خانه‌اش بازگردد. ثعلبه چون به [[خانه]] بازگشت، [[بیمار]] شد و هشت [[روز]] در بستر [[بیماری]] افتاد. [[سلمان]] خبرش را به پیامبر رساند و [[حضرت]] به همراه برخی [[صحابه]] به [[عیادت]] او رفتند. آن حضرت سر ثعلبه را بر دامن خود گذاشت، ولی او سر خود را بر [[زمین]] نهاد. آن حضرت فرمود: چرا چنین کردی؟ گفت: بدان دلیل که [[آلوده]] به [[گناه]] شده است! فرمود: حالت چگونه است؟ گفت: استخوان و گوشت و پوستم لانه مورچگان شده است (کنایه که در حال مرگم). فرمود: چه می‌خواهی؟ گفت: [[مغفرت]] و [[آمرزش]] پروردگارم. در این حال [[جبرئیل]] نزد پیامبر آمد و گفت: خدایت [[سلام]] می‌رساند و می‌گوید: اگر این [[بنده]] به اندازه زمین گناه کرده باشد، او را خواهم بخشید. رسول خدا{{صل}} چون این موضوع را به ثعلبه فرمود، ثعلبه چنان صیحه‌ای زد که در دم [[جان]] سپرد. حضرت دستور داد ثعلبه را [[غسل]] و [[کفن]] کنند و خود بر او [[نماز]] خواند و به همراه [[اصحاب]] جنازه را [[تشییع]] کردند، ولی حضرت روی انگشتان پا راه می‌رفت. پس از [[دفن]] ثعلبه از آن حضرت در این باره پرسیدند، فرمود: «به آن خدایی که مرا [[مبعوث]] کرد، [[فرشتگان]] چنان در این [[تشییع جنازه]] آمده بودند که نمی‌توانستم به [[درستی]] پا روی زمین بگذارم»&amp;lt;ref&amp;gt;ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۰۰-۴۹۸؛ ابن قدامه، کتاب التوابین، ص۱۰۶-۱۰۸؛ ابن حبان، الثقات، ج۳ف ص۴۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۴۷۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۲۰ و ۵۲۱؛ شامی، ج۱۱، ص۴۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن اثیر]] و [[ابن حجر]] افزون بر [[ضعف سند]]، از نظر متن نیز بر این [[روایت]] ایراد کرده‌اند؛ بدین معنا که در متن روایت آمده است که این داستان در [[زمان]] [[نزول آیه]] {{متن قرآن|مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى}}&amp;lt;ref&amp;gt;«که پروردگارت تو را رها نکرده و (از تو) آزرده نشده است» سوره ضحی، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. یعنی در زمان [[مکه]] و [[فترت وحی]] بوده، در حالی که این داستان مربوط به [[مدینه]] است و این دو قابل جمع نیست. [[ذهبی]]&amp;lt;ref&amp;gt;ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱، ص۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز داستان یاد شده را [[شبیه]] [[روایات]] ساختگی دانسته است. این خبر در [[منابع شیعه]] نیز یافت نشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «ثعلبة بن عبدالرحمن انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;وی [[جوانی]] بود که [[خدمتگزاری]] [[پیامبر]] می‌کرد. روزی [[رسول خدا]]{{صل}} او را برای کاری فرستاد. در راه چشمش به درون [[خانه]] یکی از [[انصار]] افتاد و دید [[زن]] [[انصاری]] مشغول شستشوی خود است. [[هوای نفس]] بر او غالب آمد و ثعلبه چندی به تماشای او ایستاد و زمانی که به خود آمد، از [[ترس]] اینکه آیه‌ای درباره او نازل شود، به کوه‌های میان [[مدینه]] و [[مکه]] گریزان و به [[استغفار]] و [[توبه]] مشغول شد. رسول خدا{{صل}} چهل [[روز]] از او خبری نداشت تا اینکه [[جبرئیل]] بر [[حضرت]] نازل گردید و جای آن [[جوان]] انصاری را به حضرت خبر داد. رسول خدا{{صل}} [[سلمان]] و [[عمر]] را به دنبال او فرستاد. آن دو وقتی از مدینه بیرون آمدند، از [[چوپانی]] به نام «ذفافه»، سراغ ثعلبه را گرفتند. [[چوپان]] گفت: شاید منظورتان آن جوانی است که از [[دوزخ]] گریزان شده است. [[عمر]] گفت: مگر تو از او خبری داری؟ گفت: جوانی در نیمه‌های شب در حالی که دست‌هایش را (به علامت توبه) بر سر گذاشته، از میان این کوه‌ها بیرون می‌آید، در حالی که پیوسته می‌گوید: خدایا، ای کاش قبض روحم می‌‌کردی و جسمم در میان [[مردگان]] می‌بود. ذفافه، محل ثعلبه را نشان داد و چون شب شد، همان گونه که چوپان گفته بود، او را با آن حال دیدند. بامداد نزد ثعلبه رفتند و او را به مدینه آوردند. او از عمر پرسید: آیا رسول خدا{{صل}} از موضوع [[آگاه]] است؟ گفت: نمی‌دانم، ولی ما را به دنبال تو فرستاد. ثعلبه از عمر خواست زمانی او را نزد رسول خدا{{صل}} حاضر کند که آن حضرت مشغول [[نماز]] باشد. سلمان و عمر او را از صفوف [[نمازگزاران]] عبور دادند و به جلو بردند. همین که ثعلبه قرائت حضرت را شنید، بیهوش بر [[زمین]] افتاد. نماز که تمام شد، رسول خدا{{صل}} بر بالین او رفت و او را به هوش آورد و فرمود: چرا پنهان شدی؟ گفت: به دلیل گناهی که مرتکب شده بودم. فرمود: آیا [[کلامی]] که تو را از خطاها [[پاک]] می‌کند بیاموزم؟ گفت: آری، ای [[رسول خدا]]{{صل}}! فرمود: بگو {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! در این جهان به ما نکویی بخش و در جهان واپسین هم نکویی ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار» سوره بقره، آیه ۲۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ثعلبه]] گفت: اما ای رسول خدا، گناهم بزرگ است. [[پیامبر]] فرمود: ولی [[کلام خدا]] بزرگ‌تر است. آنگاه به او فرمود تا به خانه‌اش بازگردد. ثعلبه چون به [[خانه]] بازگشت، [[بیمار]] شد و هشت [[روز]] در بستر [[بیماری]] افتاد. [[سلمان]] خبرش را به پیامبر رساند و [[حضرت]] به همراه برخی [[صحابه]] به [[عیادت]] او رفتند. آن حضرت سر ثعلبه را بر دامن خود گذاشت، ولی او سر خود را بر [[زمین]] نهاد. آن حضرت فرمود: چرا چنین کردی؟ گفت: بدان دلیل که [[آلوده]] به [[گناه]] شده است! فرمود: حالت چگونه است؟ گفت: استخوان و گوشت و پوستم لانه مورچگان شده است (کنایه که در حال مرگم). فرمود: چه می‌خواهی؟ گفت: [[مغفرت]] و [[آمرزش]] پروردگارم. در این حال [[جبرئیل]] نزد پیامبر آمد و گفت: خدایت [[سلام]] می‌رساند و می‌گوید: اگر این [[بنده]] به اندازه زمین گناه کرده باشد، او را خواهم بخشید. رسول خدا{{صل}} چون این موضوع را به ثعلبه فرمود، ثعلبه چنان صیحه‌ای زد که در دم [[جان]] سپرد. حضرت دستور داد ثعلبه را [[غسل]] و [[کفن]] کنند و خود بر او [[نماز]] خواند و به همراه [[اصحاب]] جنازه را [[تشییع]] کردند، ولی حضرت روی انگشتان پا راه می‌رفت. پس از [[دفن]] ثعلبه از آن حضرت در این باره پرسیدند، فرمود: «به آن خدایی که مرا [[مبعوث]] کرد، [[فرشتگان]] چنان در این [[تشییع جنازه]] آمده بودند که نمی‌توانستم به [[درستی]] پا روی زمین بگذارم»&amp;lt;ref&amp;gt;ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۰۰-۴۹۸؛ ابن قدامه، کتاب التوابین، ص۱۰۶-۱۰۸؛ ابن حبان، الثقات، ج۳ف ص۴۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۴۷۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۲۰ و ۵۲۱؛ شامی، ج۱۱، ص۴۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن اثیر]] و [[ابن حجر]] افزون بر [[ضعف سند]]، از نظر متن نیز بر این [[روایت]] ایراد کرده‌اند؛ بدین معنا که در متن روایت آمده است که این داستان در [[زمان]] [[نزول آیه]] {{متن قرآن|مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى}}&amp;lt;ref&amp;gt;«که پروردگارت تو را رها نکرده و (از تو) آزرده نشده است» سوره ضحی، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. یعنی در زمان [[مکه]] و [[فترت وحی]] بوده، در حالی که این داستان مربوط به [[مدینه]] است و این دو قابل جمع نیست. [[ذهبی]]&amp;lt;ref&amp;gt;ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱، ص۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز داستان یاد شده را [[شبیه]] [[روایات]] ساختگی دانسته است. این خبر در [[منابع شیعه]] نیز یافت نشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «ثعلبة بن عبدالرحمن انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== جستارهای وابسته ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== جستارهای وابسته ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Wasity</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B9%D9%84%D8%A8%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=927159&amp;oldid=prev</id>
		<title>Msadeq: صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر | عنوان مدخل  = ثعلبة بن عبدالرحمن انصاری | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }} == آشنایی اجمالی == وی جوانی بود که خدمتگزاری پیامبر می‌کرد. روزی رسول خدا{{صل}} او را برای کاری فرستاد. در راه چشمش به...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B9%D9%84%D8%A8%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=927159&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-05-17T08:10:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر | عنوان مدخل  = ثعلبة بن عبدالرحمن انصاری | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }} == آشنایی اجمالی == وی &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&quot; title=&quot;جوانی&quot;&gt;جوانی&lt;/a&gt; بود که &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;خدمتگزاری (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;خدمتگزاری&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1&quot; title=&quot;پیامبر&quot;&gt;پیامبر&lt;/a&gt; می‌کرد. روزی &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%AE%D8%AF%D8%A7&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;رسول خدا&quot;&gt;رسول خدا&lt;/a&gt;{{صل}} او را برای کاری فرستاد. در راه چشمش به...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{امامت}}&lt;br /&gt;
{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = ثعلبة بن عبدالرحمن انصاری&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== آشنایی اجمالی ==&lt;br /&gt;
وی [[جوانی]] بود که [[خدمتگزاری]] [[پیامبر]] می‌کرد. روزی [[رسول خدا]]{{صل}} او را برای کاری فرستاد. در راه چشمش به درون [[خانه]] یکی از [[انصار]] افتاد و دید [[زن]] [[انصاری]] مشغول شستشوی خود است. [[هوای نفس]] بر او [[غالب]] آمد و ثعلبه چندی به تماشای او ایستاد و زمانی که به خود آمد، از [[ترس]] اینکه آیه‌ای درباره او نازل شود، به کوه‌های میان [[مدینه]] و [[مکه]] گریزان و به [[استغفار]] و [[توبه]] مشغول شد. رسول خدا{{صل}} چهل [[روز]] از او خبری نداشت تا اینکه [[جبرئیل]] بر [[حضرت]] نازل گردید و جای آن [[جوان]] انصاری را به حضرت خبر داد. رسول خدا{{صل}} [[سلمان]] و [[عمر]] را به دنبال او فرستاد. آن دو وقتی از مدینه بیرون آمدند، از [[چوپانی]] به نام «ذفافه»، سراغ ثعلبه را گرفتند. [[چوپان]] گفت: شاید منظورتان آن جوانی است که از [[دوزخ]] گریزان شده است. [[عمر]] گفت: مگر تو از او خبری داری؟ گفت: جوانی در نیمه‌های شب در حالی که دست‌هایش را (به علامت توبه) بر سر گذاشته، از میان این کوه‌ها بیرون می‌آید، در حالی که پیوسته می‌گوید: خدایا، ای کاش قبض روحم می‌‌کردی و جسمم در میان [[مردگان]] می‌بود. ذفافه، محل ثعلبه را نشان داد و چون شب شد، همان گونه که چوپان گفته بود، او را با آن حال دیدند. بامداد نزد ثعلبه رفتند و او را به مدینه آوردند. او از عمر پرسید: آیا رسول خدا{{صل}} از موضوع [[آگاه]] است؟ گفت: نمی‌دانم، ولی ما را به دنبال تو فرستاد. ثعلبه از عمر خواست زمانی او را نزد رسول خدا{{صل}} حاضر کند که آن حضرت مشغول [[نماز]] باشد. سلمان و عمر او را از صفوف [[نمازگزاران]] عبور دادند و به جلو بردند. همین که ثعلبه قرائت حضرت را شنید، بیهوش بر [[زمین]] افتاد. نماز که تمام شد، رسول خدا{{صل}} بر بالین او رفت و او را به هوش آورد و فرمود: چرا پنهان شدی؟ گفت: به دلیل گناهی که مرتکب شده بودم. فرمود: آیا [[کلامی]] که تو را از خطاها [[پاک]] می‌کند بیاموزم؟ گفت: آری، ای [[رسول خدا]]{{صل}}! فرمود: بگو {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}&amp;lt;ref&amp;gt;«و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! در این جهان به ما نکویی بخش و در جهان واپسین هم نکویی ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار» سوره بقره، آیه ۲۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ثعلبه]] گفت: اما ای رسول خدا، گناهم بزرگ است. [[پیامبر]] فرمود: ولی [[کلام خدا]] بزرگ‌تر است. آنگاه به او فرمود تا به خانه‌اش بازگردد. ثعلبه چون به [[خانه]] بازگشت، [[بیمار]] شد و هشت [[روز]] در بستر [[بیماری]] افتاد. [[سلمان]] خبرش را به پیامبر رساند و [[حضرت]] به همراه برخی [[صحابه]] به [[عیادت]] او رفتند. آن حضرت سر ثعلبه را بر دامن خود گذاشت، ولی او سر خود را بر [[زمین]] نهاد. آن حضرت فرمود: چرا چنین کردی؟ گفت: بدان دلیل که [[آلوده]] به [[گناه]] شده است! فرمود: حالت چگونه است؟ گفت: استخوان و گوشت و پوستم لانه مورچگان شده است (کنایه که در حال مرگم). فرمود: چه می‌خواهی؟ گفت: [[مغفرت]] و [[آمرزش]] پروردگارم. در این حال [[جبرئیل]] نزد پیامبر آمد و گفت: خدایت [[سلام]] می‌رساند و می‌گوید: اگر این [[بنده]] به اندازه زمین گناه کرده باشد، او را خواهم بخشید. رسول خدا{{صل}} چون این موضوع را به ثعلبه فرمود، ثعلبه چنان صیحه‌ای زد که در دم [[جان]] سپرد. حضرت دستور داد ثعلبه را [[غسل]] و [[کفن]] کنند و خود بر او [[نماز]] خواند و به همراه [[اصحاب]] جنازه را [[تشییع]] کردند، ولی حضرت روی انگشتان پا راه می‌رفت. پس از [[دفن]] ثعلبه از آن حضرت در این باره پرسیدند، فرمود: «به آن خدایی که مرا [[مبعوث]] کرد، [[فرشتگان]] چنان در این [[تشییع جنازه]] آمده بودند که نمی‌توانستم به [[درستی]] پا روی زمین بگذارم»&amp;lt;ref&amp;gt;ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۰۰-۴۹۸؛ ابن قدامه، کتاب التوابین، ص۱۰۶-۱۰۸؛ ابن حبان، الثقات، ج۳ف ص۴۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۴۷۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۲۰ و ۵۲۱؛ شامی، ج۱۱، ص۴۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن اثیر]] و [[ابن حجر]] افزون بر [[ضعف سند]]، از نظر متن نیز بر این [[روایت]] ایراد کرده‌اند؛ بدین معنا که در متن روایت آمده است که این داستان در [[زمان]] [[نزول آیه]] {{متن قرآن|مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى}}&amp;lt;ref&amp;gt;«که پروردگارت تو را رها نکرده و (از تو) آزرده نشده است» سوره ضحی، آیه ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. یعنی در زمان [[مکه]] و [[فترت وحی]] بوده، در حالی که این داستان مربوط به [[مدینه]] است و این دو قابل جمع نیست. [[ذهبی]]&amp;lt;ref&amp;gt;ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۱، ص۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز داستان یاد شده را [[شبیه]] [[روایات]] ساختگی دانسته است. این خبر در [[منابع شیعه]] نیز یافت نشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «ثعلبة بن عبدالرحمن انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM009658.jpg|22px]] [[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مقاله «ثعلبة بن عبدالرحمن انصاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۲&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مدخل]]&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Msadeq</name></author>
	</entry>
</feed>