

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B0%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C_%D8%AE%D8%B2%D8%B1%D8%AC%DB%8C</id>
	<title>حباب بن منذر سلمی خزرجی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B0%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C_%D8%AE%D8%B2%D8%B1%D8%AC%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B0%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C_%D8%AE%D8%B2%D8%B1%D8%AC%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-28T08:29:11Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B0%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C_%D8%AE%D8%B2%D8%B1%D8%AC%DB%8C&amp;diff=1274941&amp;oldid=prev</id>
		<title>Ali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل  = حباب بن منذر سلمی خزرجی | مداخل مرتبط = حباب بن منذر سلمی خزرجی در تاریخ اسلامی  | پرسش مرتبط  = }}  == آشنایی اجمالی == منسوب به تیره بنوشمه، از قبیله بزرگ خزرج است&lt;ref&gt;سمعانی، الأنساب، ج۳، ص۲۸۰.&lt;/r...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B0%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C_%D8%AE%D8%B2%D8%B1%D8%AC%DB%8C&amp;diff=1274941&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2023-12-09T14:08:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل  = حباب بن منذر سلمی خزرجی | مداخل مرتبط = &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%B0%D8%B1_%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C_%D8%AE%D8%B2%D8%B1%D8%AC%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&quot; title=&quot;حباب بن منذر سلمی خزرجی در تاریخ اسلامی&quot;&gt;حباب بن منذر سلمی خزرجی در تاریخ اسلامی&lt;/a&gt;  | پرسش مرتبط  = }}  == آشنایی اجمالی == منسوب به تیره &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%A8%D9%86%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%87&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;بنوشمه (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;بنوشمه&lt;/a&gt;، از &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%82%D8%A8%DB%8C%D9%84%D9%87&quot; title=&quot;قبیله&quot;&gt;قبیله&lt;/a&gt; بزرگ &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AE%D8%B2%D8%B1%D8%AC&quot; title=&quot;خزرج&quot;&gt;خزرج&lt;/a&gt; است&amp;lt;ref&amp;gt;سمعانی، الأنساب، ج۳، ص۲۸۰.&amp;lt;/r...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = صحابه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = حباب بن منذر سلمی خزرجی&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[حباب بن منذر سلمی خزرجی در تاریخ اسلامی]] &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آشنایی اجمالی ==&lt;br /&gt;
منسوب به تیره [[بنوشمه]]، از [[قبیله]] بزرگ [[خزرج]] است&amp;lt;ref&amp;gt;سمعانی، الأنساب، ج۳، ص۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. نام [[مادر]] حباب، [[شموس بنت حق بن امة بن حرام|شموس دختر حق بن امة بن حرام]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و کنیه‌اش «ابوعمر» (و به قولی «ابوعمرو»)، شاعر و از بزرگان و اشخاص صاحب [[نفوذ]] [[خزرجیان]] است&amp;lt;ref&amp;gt;ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج۷، ص۱۴۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;. او در بیشتر [[غزوات]] و [[سرایا]] شرکت داشت و عهده‌دار [[پرچم]] خزرجیان بود&amp;lt;ref&amp;gt;ابن حجر، الاصابه، الاصابه، ج۲، ص۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. با توجه به اینکه معمولا [[رسول خدا]] {{صل}} در [[جنگ‌ها]] پرچم را به دست نامداران هر قومی می‌سپرد، باید وی را از نامداران بزرگ [[انصار]] دانست&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. حباب در ۳۲ سالگی در [[جنگ بدر]] شرکت کرد و قبل از [[جنگ]] به رسول خدا [[مشاوره]] داد&amp;lt;ref&amp;gt;بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۶۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۶۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانه جنگ بدر رسول خدا {{صل}} زودتر از [[کفار]] [[قریش]] به آب رسید و بر لب بزرگترین [[چاه]] [[بدر]] موضع گرفت، از [[اصحاب]] خود خواست درباره محل پیاده شدن و توقف [[سپاه]] [[رأی]] خود را بگویید&amp;lt;ref&amp;gt;مقریزی، احمد بن علی، إمتاع الأسماع، ج۱، ص۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. حباب بن منذر برخاست و گفت: ای رسول خدا اگر به [[امر الهی]] فرود آمده‌ای ما هم به ناچار فرود می‌آییم و قدمی پیش و پس نمی‌گذاریم، اما اگر می‌‌توانیم نظر بدهیم من این [[سرزمین]] و چاه‌های آن را خوب می‌شناسم، اگر [[مصلحت]] بدانی حرکت کنید و [[مردم]] را بر سر چاهی که به قرشیان نزدیک‌تر و آب آن بسیار شیرین و مقدار آن هم زیاد است، فرود آیید و همه چاه‌های دیگر را [[کور]] کنید و بر سر آن چاه حوضی بسازید و پُر از آب کنید&amp;lt;ref&amp;gt;بیهقی، سنن، ج۹، ص۸۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۶۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. با آنها جنگ می‌کنیم در حالی که ما آب داریم و آنها ندارند. [[حضرت]] رأی حباب را پسندید&amp;lt;ref&amp;gt;و به قولی جبرئیل حضور آن حضرت رسید و رأی حباب را تأیید کرد، از این رو او را حباب ذوالرأی لقب دادند؛ بنگرید: ابن سعد، الطبقات الکبری، و ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج۳، ص۳۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; و حرکت کرد تا به [[چاه]] نزدیک قرشیان رسید، آنجا فرود آمد و دستور داد چاه‌ها دیگر را [[کور]] کردند و حوضی بر سر آن چاه ایجاد کردند و آن را از آب پُر کردند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۲۰؛ ذهبی، تاریخ، ج۲، ص۵۳ و ۱۰۸؛ بیهقی، دلائل، ج۳، ص۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و ظرف در آن انداختند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۱، ص۲۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. گفته شده [[رسول خدا]] {{صل}} در [[جنگ بنی نضیر]] و [[بنی قریظه]] هم [[مشورت]] کرد؛ آنجا هم حباب بن منذر برخاست و گفت: عقیده‌ام این است که میان دژهای ایشان فرود آییم و [[ارتباط]] آنان را با یکدیگر قطع کنیم، و رسول خدا {{صل}} به پیشنهاد او عمل فرمود&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;، اما در [[جنگ خیبر]] پیشنهاد حباب را رد کرد. حباب در [[خیبر]] نزد رسول خدا {{صل}} آمد و گفت: ای رسول خدا {{صل}} شما نزدیک به حصار میان نخلستان و زمین‌های مرطوب فرود آمده‌اید، از طرفی هم من [[مردم]] قلعه نطاة را می‌شناسم، هیچ قومی آزمندتر و تجاوزگرتر از ایشان نیست، و آنها هم اکنون بر ما مشرف‌اند، این موجب می‌شود که بیشتر در تیررس آنها قرار گیرید، ظاهراً آن [[حضرت]] پیشنهاد حباب را نپذیرفت و فرمود: همین امروز با آنان می‌جنگیم&amp;lt;ref&amp;gt;مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۹، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ [[مقریزی]]&amp;lt;ref&amp;gt;مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۱، ص۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; در جای دیگری این داستان را مربوط به [[جنگ]] [[طائف]] دانسته است. برخی محققان با استناد به اینکه رسول خدا {{صل}} همیشه درست عمل می‌کرد و هیچ گاه دچار [[خطا]] نمی‌شد، در [[صحت]] [[روایات]] پیش گفته و [[تغییر]] موضع آن حضرت به سبب مشورت و [[رأی]] دیگران، [[تردید]] کرده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۵، ص۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. قبل از شروع [[جنگ بدر]] حضرت چند [[پرچم]] بست و پرچم [[خزرجیان]] را به حباب بن منذر داد و برای آنان [[شعار]] «یا بنی عبدالله» را معین کرد&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[ابن هشام]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، گفته است «یا بنی عبدالله» [[شعار]] [[خزرجیان]] در [[جنگ حنین]] بوده که البته منافاتی با اینکه شعار آنان در دیگر [[جنگ‌ها]] نیز باشد ندارد. [[خالد بن اعلم]]&amp;lt;ref&amp;gt;واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; و بنا به قولی [[ابو قیس بن فاکه]] نیز که از [[دشمنان]] سرسخت [[رسول خدا]] {{صل}} بود، در [[بدر]] به دست حباب کشته شدند&amp;lt;ref&amp;gt;بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۵۶؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۱، ص۱۵۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و گوشه بینی امیه نیز با [[شمشیر]] حباب قطع شد&amp;lt;ref&amp;gt;واقدی، المغازی، ج۱، ص۸۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. «عایشه» دختر [[قدامه]] گوید: در [[مکه]] [[مادر]] [[صفوان بن امیه]] به [[حباب بن منذر]] نگاه کرد. به او گفتند: این همان کسی است که پای علی بن امیه را در بدر جدا کرد. مادر صفوان گفت: ما را از خاطره افرادی که در [[شرک]] و [[کفر]] کشته شده‌اند رها کنید! [[خداوند]] علی را با ضربت حباب [[خوار]] ساخت و حباب را به واسطه ضربتی که به علی بن امیه زد گرامی داشت&amp;lt;ref&amp;gt;واقدی، المغازی، ج۱، ص۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن سعد]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; گوید: همه [[سیره‌نویسان]] حباب را از شرکت کنندگان در بدر می‌دانند، اما [[محمد بن اسحاق]] او را در شمار شرکت کنندگان بدر نیاورده و این اشتباهی است که از او سر زده است و شرکت حباب در بدر بسیار مشهور است. حباب در [[جنگ احد]] نیز از [[پایداری]] کنندگان&amp;lt;ref&amp;gt;بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[پرچمدار]] خزرجیان بود&amp;lt;ref&amp;gt;مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۱، ص۱۳۵؛ سمعانی، الأنساب، ج۳، ص۲۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; و با چند نفر دیگر [[پیمان]] بستند تا [[زمان مرگ]] پایداری کنند&amp;lt;ref&amp;gt;مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۱، ص۱۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. قبل از جنگ احد رسول خدا {{صل}}، حباب بن منذر را مخفیانه برای کسب خبر و ارزیابی [[دشمن]] میان ایشان فرستاد و به او امر فرمود: چون برگشتی نزد هیچ یک از [[مسلمانان]] به من گزارش نده، مگر اینکه بگویی دشمن را اندک دیدم. حباب برگشت و در [[خلوت]] به [[پیامبر]] گزارش داد&amp;lt;ref&amp;gt;واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۲؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۱، ص۱۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[واقدی]] به طریق خود از قول کسی که به [[حباب بن منذر]] می‌نگریسته نقل کرده است که می‌‌گفت: حباب در [[جنگ احد]] با دستار سبزی که بر سر خود بسته بود، مشخص بود و او چنان گرداگرد [[دشمن]] می‌گشت و [[حمله]] می‌کرد که گویی بر [[گله]] گوسفندان حمله می‌کند و [[دشمنان]] چنان او را محاصره کرده بودند که گفته شد: حباب کشته شد، اما او در حالی که [[شمشیر]] در دستش بود آشکار شد و دشمن از گرد او پراکنده شده و به هر سوی گریختند &amp;lt;ref&amp;gt;شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۴، ص۲۰۴؛ واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حباب بن منذر علاوه بر شرکت در [[جنگ‌ها]] و [[غزوات]] همواره از افراد تأثیرگذار در حوادث [[صدر اسلام]] بود. او در [[جنگ]] [[بنی قریظه]] با [[سعد بن عباده]] [[خدمت]] [[رسول خدا]] {{صل}} رسیده عرض کردند: گویا [[اوسیان]] به جهت هم پیمانی با بنی قریظه از کشته شدن ایشان [[راضی]] نیستند. [[سید بن حضیر]] به مقابله با آنان برآمد و پیشنهاد داد تا به هر [[خانه]] [[اوسی]] اسیری برای گردن زدن، داده شود و هر اوسی به این کار [[رضایت]] ندهد، [[خداوند]] بینی او را به [[خاک]] بمالد. واقدی&amp;lt;ref&amp;gt;واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; در ادامه، گزارش‌هایی ارائه داده است که رسول خدا {{صل}} پس از این، اسرای [[یهود]] را برای گردن زدن به تیره‌ها و خانه‌های اوسیان فرستاد&amp;lt;ref&amp;gt;نیز ر. ک: مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۱، ص۲۵۱؛ شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۵، ص۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جنگ با [[اهل]] نطاة ([[خیبر]]) [[یهودیان]] سخت فراهم بودند و گاه تیرهای آنان به [[لشکرگاه]] [[مسلمانان]] می‌رسید، حباب از آن [[حضرت]] خواست مکان [[سپاه]] را [[تغییر]] دهد و نخل‌های یهودیان را که از [[فرزندان]] نورس خود بیشتر [[دوست]] داشتند، قطع کند &amp;lt;ref&amp;gt;مقریزی، إمتاع الأسماع، ج۹، ص۲۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. در [[جنگ خیبر]] نیز حباب [[پرچمدار]] [[بنی اسلم]] بود و به [[تحریض]] و [[تشویق]] رسول خدا {{صل}} به [[حصار صعب بن معاذ]] حمله کرد و [[یوشع یهودی]] را کُشت و آن قلعه را گشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از [[رحلت رسول خدا]] {{صل}} که [[انصار]] از [[خوف]] [[امارت]] [[مهاجران]] در [[سقیفه بنی ساعده]] برای [[بیعت]] با [[سعد بن عباده]] جمع شدند، [[حباب بن منذر]] هم آنجا حاضر بود، [[ابوبکر]]، [[عمر]]، [[ابو عبیدة بن جراح]] و دیگر مهاجران نیز حاضر شدند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و چون سخن گفتند، حباب بن منذر برخاست و گفت: ای گروه [[انصار]]، دست‌هایتان را نگه دارید، [[مردم]] در [[پناه]] و در زیر سایه‌های شما هستند و هیچ [[ستمگری]] بر شما نمی‌تواند [[ستم]] کند و هیچ مردمی از [[رأی]] شما [[سرپیچی]] نخواهند کرد، شما گروهی هستید [[عزیز]]، [[ثروتمند]] و [[شجاع]] و مردم می‌نگرند که شما چه می‌کنید. با یکدیگر [[نزاع]] و [[اختلاف]] نکنید در غیر این صورت رأیتان [[فاسد]] می‌شود و کارهایتان به سرانجام نمی‌رسد&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، تاریخ، ج۳، ص۲۲۰؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۳۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۸، ص۳۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;. سپس ادامه داد که شما گروه [[پناه دهنده]] و [[یاری]] دهنده [[رسول خدا]] {{صل}} هستید. [[هجرت]] به سوی شما بود و [[اجر]] و [[پاداش]] شما مثل أجر نخستین [[ایمان]] آورندگان است. شما قبل از مهاجران صاحب [[خانه]] و ایمان بوده‌اید. [[سوگند]] به [[خدا]]، فقط در [[سرزمین]] شما بود که [[خداوند]] به صورت آشکار مورد [[پرستش]] قرار گرفت و فقط در [[مسجد]] شما [[نماز]] به صورت گروهی برگزار شد، [[عرب]] به واسطه شمشیرهای شما کوچک شد. شما بیشترین بهره را از کار [[خلافت]] دارید، اگر مهاجران خودداری کردند، در این صورت حاکمی از آنان باشد و حاکمی نیز از ما&amp;lt;ref&amp;gt;ابن قتیبه، الأمامه، ج۱، ص۲۴ و بنگرید: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۳۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۶۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه، الکامل، ج۲، ص۳۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بشیر بن سعد انصاری]] بدون توجه به سخنان حباب بن منذر پیش افتاد و با ابوبکر [[بیعت]] کرد. حباب بن منذر فریاد زد: ای بشیر کار را ضایع کردی، چه چیزی تو را مجبور بر این کار کرد، آیا بر اینکه پسر عمویت [[امیر]] شود [[حسادت]] ورزیدی؟&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، اسد الغابه، الکامل، ج۲، ص۳۳۰؛ سید مرتضی، علی بن الحسین، الثانی فی الأمامه، ج۳، ص۱۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از [[بیعت]] بشیر با [[ابوبکر]]، با [[دعوت]] [[اسید بن حضیر]] [[اوسیان]] نیز با ابوبکر [[بیعت]] کردند و در این حال، [[حباب بن منذر]] برخاست و به جهت گرفتن [[شمشیر]] اسید بن حضیر به او [[حمله]] کرد، اما دیگران نیز به حباب حمله بردند و شمشیر [[اسید]] را از حباب گرفتند و حباب نیز با [[لباس]] خود به صورت [[مردم]] میزد تا اینکه همه از [[بیعت با ابوبکر]] فارغ شدند. حباب می‌‌گفت: گروه [[انصار]] بدانید، [[سوگند]] به [[خدا]]، روزی را می‌بینم که با [[فرزندان]] خود در خانه‌های [[مهاجران]] خواهید ایستاد و از آنان آب خواهید خواست و أتان از شما دریغ خواهند کرد&amp;lt;ref&amp;gt;ابن قتیبه، الإمامه، ج۱، ص۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ابوبکر به حباب گفت: حباب، آیا از ما می‌ترسی؟ حباب گفت: از تو نمی‌ترسم ولی از کسانی می‌ترسم که پس از تو می‌آیند و [[پدران]] و برادرانشان به دست ما کشته شده‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن قتیبه، الأمامه، ج۱، ص۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن ابی الحدید]]&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; گوید: این خبر را بر استاد خود [[ابوجعفر نقیب]] خواندم، [[فراست]] و [[هوشیاری]] حباب بن منذر را ستود. حباب مثل [[واقعه حره]] را [[پیش بینی]] کرد. در واقعه حره [[قریشیان]] عوض کشته‌های خود در [[بدر]]، از انصار [[انتقام]] گرفتند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن حجر، فتح، ج۱۲، ص۱۳۵؛ مظفر، السقیفه، ص۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نقل دیگر آمده است حباب بن منذر برخاست و گفت: ای گروه انصار، مراقب کار خویش باشید و سخن این و یارانش را نشنوید که نصیب شما را از این کار ببرند و اگر آنچه را خواستید دریغ دارند از این دیار بیرونشان کنید و [[کارها]] را به دست گیرید که [[حق]] شما به این کار از آنها بیشتر است، که در سایه شمشیر شما دیگران به این [[دین]] گرویده‌اند. من درختی هستم که معیار و محک [[قوم]] میباشم و [[نخل]] پربار و [[حراست]] شده آنم اگر خواهید از نو آغاز کنیم&amp;lt;ref&amp;gt;واقدی، المغازی، رده، ص۳۹؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[عمر]] گفت: در این صورت [[خدا]] تو را می‌کشد. حباب گفت: خدا تو را می‌کشد&amp;lt;ref&amp;gt;طبری، تاریخ، ج۳، ص۲۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بعد از این حباب [[بیعت]] نکرد تا به [[روزگار]] [[خلافت عمر]] در حدود ۵۵ سالگی درگذشت&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۷۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. با توجه به سن حباب در [[جنگ بدر]] (۳۳ساله) باید او ۱۸ سال قبل از بعثت متولد شده و در اواخر دوران خلافت عمر درگذشته باشد. [[عامر بن واثله]] از او [[روایت]] دارد&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حباب دو پسر به نام‌های [[خشرم بن حباب بن منذر بن جموح سلمی خزرجی|خشرم]] و [[منذر بن حباب بن منذر بن جموح سلمی خزرجی|منذر]] و دختری به نام [[ام جمیل بنت حباب بن منذر بن جموح سلمی خزرجی|ام جمیل]] داشت که مادرشان [[زینب بنت صیفی بن صخر بن خنساء|زینب دختر صیفی بن صخر بن خنساء]] از [[بنی‌عبید بن سلمه]] بود و [[مسلمان]] شد و با [[رسول خدا]] {{صل}} [[بیعت]] کرد&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۷ و ج۸، ص۴۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن سعد]] گوید: نسلی از او باقی نماند.&amp;lt;ref&amp;gt;[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «حباب بن منذر بن جموح سلمی خزرجی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۵۱۷-۵۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
* [[بنوشمه]] (قبیله)&lt;br /&gt;
* [[خزرج]] (قبیله)&lt;br /&gt;
* [[شموس بنت حق بن امة بن حرام]] (مادر)&lt;br /&gt;
* [[خشرم بن حباب بن منذر بن جموح سلمی خزرجی]] (فرزند)&lt;br /&gt;
* [[منذر بن حباب بن منذر بن جموح سلمی خزرجی]] (فرزند)&lt;br /&gt;
* [[ام جمیل بنت حباب بن منذر بن جموح سلمی خزرجی]] (فرزند)&lt;br /&gt;
* [[زینب بنت صیفی بن صخر بن خنساء]] (همسر)&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM009658.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مقاله «حباب بن منذر بن جموح سلمی خزرجی»، دانشنامه سیره نبوی ج۲&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali</name></author>
	</entry>
</feed>