

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%81%D8%A7%D8%AA%DA%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D8%AF%DB%8C</id>
	<title>خریم بن فاتک بن اخرم اسدی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%81%D8%A7%D8%AA%DA%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D8%AF%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%81%D8%A7%D8%AA%DA%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D8%AF%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-28T18:04:50Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%81%D8%A7%D8%AA%DA%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1349825&amp;oldid=prev</id>
		<title>Ali: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل  = خریم بن فاتک بن اخرم اسدی | مداخل مرتبط = خریم بن فاتک بن اخرم اسدی در تاریخ اسلامی | پرسش مرتبط  =  }} == آشنایی اجمالی == به درستی معلوم نیست فاتک نام پدر او، یا نام دوم اخرم، یا نام جد اعلای اوست....» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%81%D8%A7%D8%AA%DA%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1349825&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-10-20T20:18:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل  = خریم بن فاتک بن اخرم اسدی | مداخل مرتبط = &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D9%86_%D9%81%D8%A7%D8%AA%DA%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D8%AF%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;خریم بن فاتک بن اخرم اسدی در تاریخ اسلامی (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;خریم بن فاتک بن اخرم اسدی در تاریخ اسلامی&lt;/a&gt; | پرسش مرتبط  =  }} == آشنایی اجمالی == به &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;درستی&quot;&gt;درستی&lt;/a&gt; معلوم نیست &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D9%81%D8%A7%D8%AA%DA%A9&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;فاتک (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;فاتک&lt;/a&gt; نام پدر او، یا نام دوم اخرم، یا نام جد اعلای اوست....» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = صحابه&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = خریم بن فاتک بن اخرم اسدی&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[خریم بن فاتک بن اخرم اسدی در تاریخ اسلامی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
== آشنایی اجمالی ==&lt;br /&gt;
به [[درستی]] معلوم نیست [[فاتک]] نام پدر او، یا نام دوم اخرم، یا نام جد اعلای اوست. از این رو، وی را [[خریم بن فاتک بن اخرم]]، یا [[خریم بن اخرم بن شداد بن عمرو بن فاتک بن قلیب بن عمرو بن اسد بن خزیمه]] گفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۱۲؛ بردیجی، طبقات الاسماء المفرده، ص۶۷؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بر این اساس وی از عرب‌های [[عدنانی]] است، اما تصریح [[ابن حجر]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و برخی گفته‌های [[مورخان]]&amp;lt;ref&amp;gt;بنگرید: ادامه مدخل.&amp;lt;/ref&amp;gt; نشان می‌دهد خریم بن فاتک را از [[قبیله ازد]]، از [[بنی‌اسد]] دانسته‌اند؛ زیرا در میان [[عرب]] جنوبی نیز تیره‌ای به نام بنی‌اسد وجود دارد. [[کنیه]] مشهور او [[ابویحیی]]، یا [[ابوایمن]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۱۳؛ أبو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۷۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و [[طبرانی]]&amp;lt;ref&amp;gt;طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۲۰۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخلاف مشهور، کنیه‌اش را [[ابوعبدالله]] گفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در [[تعیین زمان]] [[اسلام]] او [[اختلاف]] فاحشی وجود دارد. [[بخاری]]&amp;lt;ref&amp;gt;بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[ابن حبان]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۱۳ و ج۸، ص۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; و برخی دیگر، بر اساس [[روایت]] پسرش ایمن، خریم بن فاتک را [[بدری]] دانسته‌اند، اما [[مسلمان]] شدن او در [[حدیبیه]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۵۱؛ مبارکفوری، ج۶، ص۴۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش شده و ابن حجر&amp;lt;ref&amp;gt;ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; این نظر را صحیح دانسته است. گزارش حضور خریم در [[بدر]] از سوی [[واقدی]] با این [[استدلال]] که بنی‌اسد و به [[تبعیت]] از آنان خریم، پس از [[فتح مکه]] اسلام آورده‌اند، رد شده است&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۳۶؛ البته با این توجیه که ممکن است خریم به سبب هم‌پیمانی با قریش با قبیله‌های دیگر زودتر از قبیله خویش مسلمان شده باشد، می‌توان به استدلال واقدی خدشه کرد.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[ابن سعد]] نیز گزارش حضور خریم در بدر را با استناد به سخن واقدی و [[ابن اسحاق]] و [[موسی بن عقبه]] و دیگر [[سیره‌نویسان]] که تنها [[قریش]] و [[انصار]] و [[موالی]] و [[هم‌پیمانان]] آنان در [[غزوه بدر]] حضور داشته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;نیز بنگرید: ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۰، ص۴۵ و ج۱۶، ص۳۴۴؛ مبارکفوری، ج۶، ص۴۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; زیر سؤال برده است. البته در نقل [[ابن حجر]]&amp;lt;ref&amp;gt;ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; از [[ابن سعد]] به نقل از فرزند خریم آمده است که پدر و عمویم در [[بدر]] حاضر بوده‌اند، ولی شرط کرده بودند که [[مسلمانی]] را نکشند، اما در نسخه الطبقات الکبری موجود&amp;lt;ref&amp;gt;ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; تنها نقل حضور آنان در بدر موجود است و شرط مورد اشاره حذف شده است؛ بر این اساس اگر شرط مورد اشاره را در نظر بگیریم، شاید بتوان گفت، منظور از حضور خریم در بدر، حضور وی در [[سپاه مشرکان]] بوده و وی در آن [[زمان]] [[مسلمان]] نبوده است. البته در روایتی از خود خریم که رنگ داستانی دارد، [[تاریخ]] مسلمان شدن او در اوایل [[هجرت پیامبر]]{{صل}} [[تأیید]] می‌شود، هر چند در این [[روایت]] نیز خبری از حضور وی در بدر نیست. بر اساس این گزارش، وی چگونه مسلمان شدن خود را این چنین برای عمر بازگو کرده است: در اوایل هجرت پیامبر{{صل}}&amp;lt;ref&amp;gt;ابن حجر، الاصابه، ج۵، ص۵۵۳ و بنگرید: مالک بن مالک جنی.&amp;lt;/ref&amp;gt; من در [[عزائم]] العراف&amp;lt;ref&amp;gt;یا ابرق العزاف یا بارق العزاف نام آبی از اسد بن خزیمه تا مدینه دوازده میل فاصله است و عزاف به معنای همهمه جن که از آنجا شنیده می‌شود. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۶۸ و ج۲، ص۴۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; به دنبال گوسفندان یا شترم بودم که شب فرارسید و &amp;lt;ref&amp;gt;چون عادت جاهلی آنچنان که قرآن گوید:{{متن قرآن|وَأَنَّهُۥ كَانَ رِجَالٌۭ مِّنَ ٱلْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍۢ مِّنَ ٱلْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًۭا}}«و اینکه مردانی از آدمیان به مردانی از پریان پناه می‌بردند از این رو بر تباهکاری آنان (می) افزودند» سوره جن، آیه ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; با صدای بلند گفتم: من از [[بی‌خردان]] این [[وادی]] به عزیز آن پناه می‌برم. در این هنگام هاتفی به من گفت: وای بر تو. پناه ببر به خدای صاحب [[جلال]] و [[عظمت]] و [[نعمت‌ها]]. من از این صدا لرزیدم و چون به خود آمدم توضیح بیشتر از هاتف خواستم. در ادامه خبر که طولانی است هاتف او را به ظهور و حضور [[رسول خدا]]{{صل}} در [[مدینه]] رهنمون کرده است. خریم گوید: من [[روز]] جمعه‌ای بود که وارد مدینه و نزدیک [[مسجد]] رفتم که [[ابوبکر]] (در [[روایت]] دیگر [[ابوذر غفاری]]) مرا دید و گفت: وارد شو که خیر [[مسلمان]] شدن تو به ما رسیده است. وارد [[مسجد]] شدم و [[پیامبر]]{{صل}} را دیدم که بالای [[منبر]] چون ماه می‌درخشید و [[خطبه]] می‌خواند و آنگاه [[شهادتین]] را گفتم. عمر او را برای [[اثبات]] سخنش [[تهدید]] کرد و خریم، [[عثمان بن عفان]] را به عنوان [[شاهد]] احضار کرد و عمر [[شهادت]] او را پذیرفت&amp;lt;ref&amp;gt;طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۲۱۰-۲۱۱؛ أبونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۷۸؛ ابن ابی‌الدنیا، الهواتف، ص۷۱-۷۲؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۶۲۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۴۹-۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خریم به [[زیبایی]] علاقه وافری داشت و به پیامبر{{صل}} عرض کرد که [[قوم]] من این صفت را نشانه [[کبر]] و [[غرور]] می‌دانند. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: [[تکبر]] آن نیست که [[جمال]] را [[دوست]] داشته باشی؛ بلکه آن است که [[حق]] را [[سفاهت]] بدانی و [[مردم]] را به چشم نیاوری&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;. پیامبر{{صل}} به او فرمود: خریم [[اسدی]] چه خوب مردی است اگر موهای پرپشت خود را کم کند و [[ازار]]&amp;lt;ref&amp;gt;لنگ یا پارچه‌ای که تا کمر بسته می‌شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; خود را کوتاه سازد. خریم با کارد بلند و تیزی که داشت چنین کرد&amp;lt;ref&amp;gt;بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۲۲۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۱۲؛ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۱۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. بر اساس روایتی، پیامبر{{صل}} [[آل]] [[فاتک]] را به دلیل [[پناه دادن]] به مردی که به سبب [[سرقت]] دستانش قطع شده بود، [[دعا]] کرد&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل سکونت او در [[کوفه]] و [[شام]] از [[اصحاب]] هر دو ناحیه شمرده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;بنگرید: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۱۲؛ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۱۳؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۰۰؛ بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۲۷۹؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[واقدی]] گوید: [[بنی‌اسد]] (نه [[اسد بن خزیمه]]) پس از [[فتح مکه]] [[اسلام]] آوردند و بعدها در کوفه [[منزل]] گزیدند&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ابن عساکر&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۲، ص۴۲۱ و ج۱۵، ص۳۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; تصریح دارد که او و برادرش در [[دمشق]] ساکن بودند و پس از [[فتح دمشق]] خریم [[مسئول]] تقسیم خانه‌های آنجا بود&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. نیز گفته‌اند که خریم در [[رقه]] ساکن بود و در همان جا از [[دنیا]] رفت&amp;lt;ref&amp;gt;ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۷۹؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۴۵ و ج۱۶، ص۳۵۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;. او در [[زمان]] [[قتل عثمان]] در [[شام]] بود&amp;lt;ref&amp;gt;ابوداود، سنن ابی داود، ج۲، ص۳۰۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۲، ص۳۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از [[اخبار]] بر می‌آید که وی به دربار معاویه آمد و رفتی داشته است&amp;lt;ref&amp;gt;بنگرید: ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خریم بن فاتک از [[پیامبر]]{{صل}} چند [[روایت]] نقل کرده است از جمله روایتی در باب [[انفاق]]&amp;lt;ref&amp;gt;بخاری، التاریخ الکبیر، ج۸، ص۲۲۳؛ احمد بن حنبل، مسند، ج۲، ص۳۴۵؛ ترمذی، ج۳، ص۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیز تقسیم [[اعمال]] و [[مردم]] در [[روز قیامت]] دارد&amp;lt;ref&amp;gt;احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۳۴۶؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۸۲؛ ابن ابی‌عاصم، الآحاد والمثانی، ج۲، ص۲۸۶؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج۴، ص۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;.  همچنین گوید: [[رسول خدا]]{{صل}} پس از [[نماز صبح]] سه مرتبه فرمود: [[شهادت دروغ]] معادل [[شرک به خداوند]] شمرده شده است. سپس این [[آیه]] را خواند:{{متن قرآن|وَٱجْتَنِبُوا۟ قَوْلَ ٱلزُّورِ * حُنَفَآءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ...}}&amp;lt;ref&amp;gt;سوره حج، آیه ۳۰-۳۱؛ طوسی، المبسوط، ج۸، ص۱۶۴؛ احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۲۲۱؛ ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج۲، ص۷۹۴؛ ابوداود، سنن، ج۲، ص۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[حدیثی]] هم درباره ایام [[فتنه]] دارد و اینکه [[وظیفه]] [[مسلمان]] در چنین روزگاری نشستن در [[خانه]] (پلاس خانه) و دوری از فتنه است&amp;lt;ref&amp;gt;ابوداود، سنن ابی داود، ج۲، ص۳۰۴؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۲۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;. این [[اندیشه]] اعتزالی را [[ایمن بن خریم]] از پدر آموخت و هنگام درخواست [[مروان]] برای شرکت در [[نبرد]] با [[ابن زبیر]] امتناع کرد&amp;lt;ref&amp;gt;ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۲۹ و ر.ک: ایمن بن خریم.&amp;lt;/ref&amp;gt;. &lt;br /&gt;
از او [[نقل]] شده که رسول خدا{{صل}} فرمود: [[شامیان]] تازیانه [[خدا]] روی [[زمین]] هستند که با آنان از هر که بخواهد [[انتقام]] گیرد و [[حرام]] شده که منافقانشان بر مؤمنانشان چیره شوند و همیشه با [[غم]] و هم از [[دنیا]] خواهند رفت&amp;lt;ref&amp;gt;احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص۴۹۹؛ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۸؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۲۰۹؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱، ص۲۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;. البته احتمال ساختگی بودن برخی [[روایات]] دور نیست، چنان‌که [[روایت]] [[فتنه]] از [[ابوموسی اشعری]] نیز نقل شد و مستمسک او و طرفدارانش در [[همراهی]] نکردن [[حضرت علی]]{{ع}} در جنگ‌های دوران [[خلافت]] ایشان شد، که این روایت در منابع [[شیعی]] نقد شده، همان‌گونه که [[صحابی]] نامداری چون [[عمار]]، در مقابل چنین تفکری برخاست و در [[دفاع]] از امیرالمؤمنین علی{{ع}} [[روشنگری]] کرد&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحار الانوار، ج۳۴، ص۳۲۵؛ امین، اعیان الشیعه، ج۶، ص۳۱۴؛ احمدی میانجی، مواقف الشیعه، ج۲، ص۳۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمدرضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «خریم بن فاتک بن اخرم اسدی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۲۳۴-۲۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
{{مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
* [[بنی اسد]] (قبیله)&lt;br /&gt;
* [[ایمن بن خریم بن فاتک]] (فرزند)&lt;br /&gt;
{{پایان مدخل وابسته}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمدرضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;مقاله «خریم بن فاتک بن اخرم اسدی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}                                                                                                                         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب پیامبر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ali</name></author>
	</entry>
</feed>