

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D8%B7%DB%8C%D8%B7%D9%87_%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C</id>
	<title>شطیطه نیشابوری - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D8%B7%DB%8C%D8%B7%D9%87_%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B4%D8%B7%DB%8C%D8%B7%D9%87_%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-04-25T10:52:05Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B4%D8%B7%DB%8C%D8%B7%D9%87_%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1365973&amp;oldid=prev</id>
		<title>Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام کاظم | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== علمای شیعه در باب کرامات امام کاظم{{ع}} حدیثی را نقل می‌کنند که مضمونش چنین است: ابوعلی پسر راشد و دیگران در ضمن یک خبر طولانی گفتند که گ...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D8%B4%D8%B7%DB%8C%D8%B7%D9%87_%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1365973&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-04-18T07:08:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط  | موضوع مرتبط = اصحاب امام کاظم | عنوان مدخل  =  | مداخل مرتبط =  | پرسش مرتبط  =  }}  ==مقدمه== &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;علمای شیعه (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;علمای شیعه&lt;/a&gt; در باب &lt;a href=&quot;/wiki/%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85&quot; title=&quot;کرامات امام کاظم&quot;&gt;کرامات امام کاظم&lt;/a&gt;{{ع}} &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%DB%8C&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;حدیثی&quot;&gt;حدیثی&lt;/a&gt; را نقل می‌کنند که مضمونش چنین است: &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;ابوعلی (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;ابوعلی&lt;/a&gt; پسر &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%AF&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;راشد (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;راشد&lt;/a&gt; و دیگران در ضمن یک خبر طولانی گفتند که گ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط &lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = اصحاب امام کاظم&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = &lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = &lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
[[علمای شیعه]] در باب [[کرامات امام کاظم]]{{ع}} [[حدیثی]] را نقل می‌کنند که مضمونش چنین است: [[ابوعلی]] پسر [[راشد]] و دیگران در ضمن یک خبر طولانی گفتند که گروهی از [[شیعیان]] [[نیشابور]] [[اجتماع]] کردند و [[محمد بن علی نیشابوری]] را [[انتخاب]] نمودند که به [[مدینه]] برود. سی هزار دینار و پنجاه هزاردرهم و مقداری پارچه در [[اختیار]] او گذاشتند. [[شطیطه]] نیشابوری یک درهم با تکه پارچه‌ای ابریشمی که خودش رشته و بافته بود و چهار درهم [[ارزش]] داشت، آورد و گفت: [[خدا]] از [[حق]] [[شرم]] ندارد {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ}}، درهم او را کج کردم&amp;lt;ref&amp;gt;چون نمی‌توانست آن یک درهم را در کیسه مخصوص بگذارد، لاجرم برای نشانه آن را کج کرد.&amp;lt;/ref&amp;gt;. ورقه‌هایی آوردند در حدود هفتاد عدد که در هر کدام یک مسأله بود. سر صفحه مسأله را نوشته بودند و پایین صفحه سفید بود تا [[جواب]] نوشته شود. من دو تا دو تا آن کاغذها را به‌هم پیچیدم و روی هر دو کاغذ سه نخ بستم روی هر نخی یک مهر زدند، گفتند: یک شب در اختیار [[امام]] می‌گذاری و [[صبح]] جواب آنها را دریافت می‌کنی. اگر دیدی پاکت‌ها سالم است و [[مُهر]] آن به‌هم نخورده پنج عدد را باز کن درصورتی‌که بدون باز کردن [[نامه‌ها]] و به‌هم‌زدن مُهرها جواب داده بود، بقیه را باز نکن. آن شخص امام است. پول‌ها را به او بسپار و اگر چنان نبود، پول‌ها را برگردان.&lt;br /&gt;
محمد بن علی در مدینه وارد [[خانه]] [[عبدالله افطح]] [[پسر امام صادق]]{{ع}} شد. او را [[آزمایش]] نمود ولی [[سرگردان]] بیرون آمده، می‌گفت: خدایا مرا [[راهنمایی]] به امامم کن! گفت: در همان بین که سرگردان ایستاده بودم، غلامی گفت: بیا نزد کسی که جستجو می‌کنی، برویم. مرا به خانه [[موسی بن جعفر]]{{ع}} برد. [[چشم]] امام که به من افتاد، فرمود: چرا [[ناامید]] شدی و چرا پناه به [[یهود]] و [[نصاری]] بردی بیا پیش من، من [[حجت]] و ولی خدایم مگر [[ابوحمزه]] جلو در [[مسجد]] جدم مرا به تو معرفی نکرد؟ من دیروز [[جواب]] تمام مسائلی را که همراه آورده‌ای، داده‌ام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مسائل را با یک درهم [[شطیطه]] که وزن آن یک درهم و دو دانگ است که تو گذاشتی در کیسه‌ای که چهارصد درهم دارد و متعلق به وازوری است بیاور! ضمنا پارچه ابریشمی شطیطه را که در بسته‌بندی آن دو [[برادر]] بلخی گذاشته شده، به من بده!&lt;br /&gt;
[[محمد بن علی]] گفت: از گفتار [[امام]] [[عقل]] از سرم پرید هرچه دستور داده بود، آوردم و در مقابلش گذاشتم یک درهم [[شطیطه]] و پارچه او را برداشت به من فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ}} [[خدا]] از [[حق]] [[شرم]] ندارد، [[سلام]] مرا به شطیطه برسان و این کیسه [[پول]] را به او بده، چهل درهم بود. پارچه‌ای هم از [[کفن]] خود به او [[هدیه]] می‌کنم که از پنبه ده صیدا، [[قریه]] مادرم [[فاطمه زهرا]]{{س}} است و به دست خواهرم حلیمه بافته شده است. به او بگو پس از وارد شدن تو به [[نیشابور]] نوزده [[روز]] زنده است که شانزده در هم را [[خرج]] می‌کند و بقیه که بیست و چهار درهم است، نگه می‌دارد برای مخارج ضروری و [[کمک به مستمندان]]، خودم بر او [[نماز]] خواهم خواند. وقتی مرا دیدی پنهان کن؛ زیرا به صلاح تو است، بقیه پول‌ها و اموالی که آورده‌ای به صاحبان آنها برگردان، در ضمن [[مُهر]] این [[نامه‌ها]] را باز کن ببین قبل از اینکه پیش من بیایی [[جواب]] داده‌ام یا نه؟ نگاه کردم و دیدم که پاکت‌ها سالم است.&lt;br /&gt;
یک کاغذ از میان آنها برداشته، گشودم دیدم امام پاسخ سؤال را داده است و کاغذهای دیگر هم به همین ترتیب بود تا آخرین مسأله.&lt;br /&gt;
وقتی به [[خراسان]] رسیدم، دیدم آنهایی که اموالشان را برگردانده همه [[فطحی مذهب]] شده‌اند و فقط شطیطه [[پایدار]] مانده است. سلام امام را رسانده و پول‌ها و پارچه کفن را دادم همان نوزده روز که امام فرموده بود، زنده ماند. وقتی شطیطه مُرد، امام که سوار شتری بود، با [[طی الارض]] از راه رسید. از کار [[تجهیز]] و نماز شطیطه که فارغ شد سوار شتر شده و راه بیابان را در پیش گرفت. به محمد بن علی فرمود به [[دوستان]] خود سلام مرا برسان و بگو بر من و سایر [[امامان]] در هر [[زمان]] لازم است که بر جنازه شما حاضر شویم. در هرجا که باشید از [[خدا]] بپرهیزید و قدر خویش را بدانید&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج۴۸، ص۷۳-۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۳۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:امام کاظم]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصحاب امام کاظم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
</feed>