

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8</id>
	<title>فرزندان عبد المطلب - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-28T10:24:24Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8&amp;diff=1360171&amp;oldid=prev</id>
		<title>Msadeq: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = عبدالمطلب | عنوان مدخل  = فرزندان عبد المطلب | مداخل مرتبط = فرزندان عبد المطلب در تاریخ اسلامی | پرسش مرتبط  =  }}  ==فرزندان عبد المطلب و آنکه قربانی شد == شیخ صدوق در خصال با سند از امام صادق از پدرش{{ع}} از جاب...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8&amp;diff=1360171&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-02-03T08:03:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = عبدالمطلب | عنوان مدخل  = فرزندان عبد المطلب | مداخل مرتبط = &lt;a href=&quot;/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D8%A8%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;فرزندان عبد المطلب در تاریخ اسلامی (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;فرزندان عبد المطلب در تاریخ اسلامی&lt;/a&gt; | پرسش مرتبط  =  }}  ==فرزندان &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;عبد المطلب&quot;&gt;عبد المطلب&lt;/a&gt; و آنکه &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C&quot; title=&quot;قربانی&quot;&gt;قربانی&lt;/a&gt; شد == &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%B5%D8%AF%D9%88%D9%82&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;شیخ صدوق&quot;&gt;شیخ صدوق&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%AE%D8%B5%D8%A7%D9%84&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;خصال&quot;&gt;خصال&lt;/a&gt; با سند از &lt;a href=&quot;/wiki/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;امام صادق&quot;&gt;امام صادق&lt;/a&gt; از پدرش{{ع}} از جاب...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = عبدالمطلب | عنوان مدخل  = فرزندان عبد المطلب | مداخل مرتبط = [[فرزندان عبد المطلب در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط  =  }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فرزندان [[عبد المطلب]] و آنکه [[قربانی]] شد ==&lt;br /&gt;
[[شیخ صدوق]] در [[خصال]] با سند از [[امام صادق]] از پدرش{{ع}} از [[جابر بن عبد الله انصاری]] نقل کرده است که از [[رسول الله]]{{صل}} در مورد فرزندان عبد المطلب سؤال شد. آن حضرت فرمود: آنها با عباس ده نفر بودند؛ یعنی یازده پسر داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس شیخ صدوق می‌گوید: بزرگ‌تر آنها حارث بوده است که برای همین [[کنیه]] [[عبد المطلب]]، [[ابو حارث]] بود و [[فرزندان]] دیگر عبارت بودند از: [[عبد العزی]] که همان [[ابو لهب]] است، [[ابو طالب]] که اسم دیگرش [[عبد مناف]] بوده است، [[ضرار]]، [[زبیر]]، غیداق، مقوّم، [[حجل]]، [[حمزه]]، عباس و عبدالله&amp;lt;ref&amp;gt;خصال، ج۲، ص۴۵۲-۴۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و با سند از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده است که فرمود: عبد المطلب دارای نه پسر بود و [[نذر]] کرده بود که اگر دهمین فرزندش هم پسر باشد، او را قربانی کند، امّا پس از آنکه عبد الله متولد و بزرگ شد، نتوانست او را قربانی کند؛ زیرا رسول الله{{صل}} در صلب او بود. بنابراین بین او و ده شتر قرعه زد؛ اما قرعه به نام عبد الله افتاد. سپس ده شتر دیگر به آن شترها اضافه کرد و قرعه زد که بازهم قرعه به نام عبد الله افتاد و همچنین ده تا ده به شترها اضافه می‌کرد و قرعه می‌زد تا این که تعداد شترها به صد نفر رسید و قرعه به نام شترها افتاد. عبد المطلب گفت: با خدایم به [[انصاف]] [[رفتار]] نکردم و برای همین سه بار قرعه را [[تکرار]] کرد که در هر بار قرعه به نام شترها افتاد و آنگاه گفت: الان دانستم که خدایم به این عمل من [[راضی]] است و شترها را قربانی کرد&amp;lt;ref&amp;gt;الخصال، ص۱۵۶ و کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۸۹. از حماد بن عیسی از حریز از کسی که او را خبر داده است. این روایت مرسل است و محقق غفاری بر این حدیث و غیر آن ایراد گرفته است.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و [[عیون الاخبار]] با سند از [[علی بن الحسن بن فضال]] نقل می‌کند که گفت: از [[امام رضا]]{{ع}} در مورد گفتار [[نبی اکرم]]{{صل}} که گفته بود: «من پسر دو ذبیح هستم». سؤال کردم. آن حضرت فرمود که «آنها [[اسماعیل بن ابراهیم]] [[خلیل]]{{س}} و [[عبد الله بن عبد المطلب]] بوده‌اند» [[و]] در ادامه فرمود: «[[عبد المطلب]] حلقه در [[کعبه]] را گرفته و [[نذر]] کرده بود که اگر [[خداوند]] به او ده پسر [[عنایت]] فرماید، یکی از آنها را [[ذبح]] کند. پس از آنکه تعداد فرزندانش به ده عدد رسید، گفت: [[خدا]] به وعده‌اش [[وفا]] کرده است و من هم به [[وعده]] خویش عمل خواهم کرد. سپس فرزندانش را داخل [[کعبه]] برد و بین آنها قرعه زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرعه به نام عبد الله، پدر [[رسول الله]]{{صل}} درآمد و او محبوب‌ترین فرزندانش بود. برای بار دوم قرعه زد که بازهم نام عبد الله خارج شد و برای سومین بار قرعه زد که بازهم نام عبد الله خارج شد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عبد المطلب]] او را پیش خود خواند و تصمیم به [[ذبح]] او گرفت! [[قریشی‌ها]] جمع شدند و او را از این کار بازداشتند. [[زنان]] عبد المطلب هم [[گریه و زاری]] به راه انداخته بودند و دخترش [[عاتکه]] می‌گفت: از آنچه که بین تو و خدایت است عذر خواهی کن و عبد الله را ذبح نکن. عبد المطلب گفت: چگونه عذر خواهی کنم، دخترم؟ عاتکه گفت: با گله‌هایی که در صحراهای [[حرم]] داری و بین [[خون]] عبد الله و شتران قرعه بینداز و آن قدر تعداد شتران را بالا ببر تا خدایت [[راضی]] شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبد المطلب شخصی را به دنبال شترهایش فرستاد و آنها را حاضر کرد و آنگاه ده شتر از میانشان جدا کرد و بین آنها و عبد الله قرعه‌کشی کرد که به نام عبد الله افتاد. سپس تعداد شتران را ده تا ده زیاد کرد تا به صد عدد رسید و میان آنها دوباره قرعه زد که قرعه به نام شتران درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام [[قریشیان]] چنان [[تکبیر]] گفتند که کوه‌های اطراف به لرزه درآمد! امّا عبد المطلب گفت:[[ خیر]]، قبول نیست. مگر این که سه بار قرعه بزنم و هر سه مرتبه قرعه به نام شتران در بیاید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه که سومین قرعه هم به نام شتران درآمد، [[زبیر]] و [[ابو طالب]] و برادرانشان، عبد الله را از زیر دست‌های عبد المطلب بیرون کشیدند و چون گونه‌اش را بر [[زمین]] گذاشته بود، مقداری از پوست آن کنده شده بود. آنها او را روی دست‌های خود بلند کردند و او را [[غرقه]] بوسه ساختند و شروع به زدودن گرد و خاک‌ها از بدنش کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن [[عبد المطلب]] دستور داد که شترها را در [[بازار]] حزوره&amp;lt;ref&amp;gt;حزورة بر وزن رحرجة، تپه معروفی است در مکه که به عنوان بازار انتخاب می‌شود، چنان که در صحاح آمده است و این خبر را ابن اسحاق در سیره نقل می‌کند و می‌گوید: چنان که گمان کرده‌اند، این خبر را به عبد المطلب نسبت داده‌اند و گفته‌اند که او شترها را در پای بت‌ها قربانی کرد و این مردود است، چنان که روایات معتبری را از ائمه{{صل}} در این باره نقل کردیم.&amp;lt;/ref&amp;gt; نحر کنند و گوشت آن را [[توزیع]] نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عبد المطلب]] پنج [[سنت]] را بنیان نهاد که [[خداوند]] آنها را در [[اسلام]] جاری ساخت. او [[زن]] پدر را بر [[فرزندان]] پدر [[حرام]] کرد و [[دیه]] یک مرد را صد شتر قرار داد و تعداد شوطهای [[طواف]] را هفت قرار داد و گنجی را پیدا کرد&amp;lt;ref&amp;gt;شاید که این گنج چنان که قبلا هم گفته شد، همان اشیایی باشد که [[جرهم]] آن را [[دفن]] کرده بود.&amp;lt;/ref&amp;gt; و یک پنجم آن را [[صدقه]] داد و [[چاه زمزم]] را به هنگام حفر، [[آشامیدنی]] [[حاجیان]] نامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آری اگر عبد المطلب از حجّت‌های [[خدا]] نبود و تصمیم وی به [[ذبح]] عبد الله، شبیه تصمیم ابراهیم به ذبح فرزندش اسماعیل نبود، هرگز [[نبی اکرم]]{{صل}} به این [[افتخار]] نمی‌کرد که فرزند دو ذبیح است و نمی‌گفت: انا [[ابن الذبیحین]]؛ و همان علّتی که باعث شد خداوند ذبح شدن را از اسماعیل دور کند، باعث شد که ذبح شدن را از عبد [[الله]] دور کند، و آن این بود که نبی اکرم و [[ائمه معصوم]]{{صل}} در صلبشان بودند و به [[برکت]] نبی اکرم و [[ائمه]]{{صل}} خداوند ذبح شدن را از آنها دور کرد&amp;lt;ref&amp;gt;عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[یعقوبی]] می‌گوید: اسم عبد الله در ابتدا عبد الدار یا عبد قصی بود و هنگامی که قرار شد در [[راه خدا]] [[فدا]] شود، عبد المطلب گفت: او عبد الله است&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و این حادثه بیست سال پس از حفر [[زمزم]] بود&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۹. این امر با تاریخی که برای سنّ ازدواج عبد الله ذکر کرده است، معلوم می‌شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در این هنگام عبد الله بیست‌ساله بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاید در اینجا گفته شود که عبد المطلبی که [[مورخان]] درباره‌اش نوشته‌اند:[[ دست]] سارق را قطع می‌کرد و از طواف عریان جلوگیری می‌نمود و از کارهای [[پست]] جلوگیری می‌کرد و از [[بت‌پرستی]] خودداری می‌نمود و... چگونه فرزندش را [[عبد مناف]] نامیده است، در حالی که مناف اسم بتی است و یا دیگری را عبد العزّی نامیده است در حالی که آن هم بتی است. سؤال بعدی این است که او چگونه [[حق]] داشته است که چنین تصمیمی درباره دیگری، اگر چه فرزندش باشد، بگیرد؟ و آیا هیچ کسی می‌تواند صحّت چنین [[نذری]] را که [[جان انسان]] بی‌گناهی در میان است، [[تأیید]] کند؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سؤال را [[سید جعفر مرتضی]] در [[الصحیح من السیره]]&amp;lt;ref&amp;gt;سید جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم{{صل}}، ج۱، ص۶۵-۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; طرح کرده است و سپس از [[سید محمد مهدی روحانی قمی]] نقل کرده است که: ما ملاحظه می‌کنیم که [[ایمان]] [[عبد المطلب]] [[سیر]] تکاملی داشته است. او در ابتدا فرزندش را [[عبد مناف]] و عبد العزّی نامیده است، اما به تدریج ایمانش کامل می‌شود تا جایی که [[ابرهه حبشی]]، [[فرمانده]] [[اصحاب فیل]]، به وی [[احترام]] می‌گذارد و [[مؤرخان]] درباره او چیزهایی می‌گویند که بعضی از آن را ذکر کردیم. و هیچ شکی نیست که او بعد از میلاد نوه‌اش و [[مشاهده]] نشانه‌هایی از او که دلالت بر نبوتش داشت و از آنجا که بسیاری از [[نشانه‌ها]] و کرامت‌ها را با چشمان خودش دیده بود، به حدّ اعلایی از ایمان[[ دست]] یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین اشکالی ندارد که او در ابتدای امر چنین [[نذری]] بکند و [[خداوند]] هم به پیامبرش [[حضرت ابراهیم]] دستور داد که فرزندش اسماعیل را [[ذبح]] کند و [[همسر]] [[عمران]] [[نذر]] کرد که فرزندش را برای [[خدمت]] در [[بیت المقدس]] [[وقف]] کند، چنان که [[ابن شهر آشوب]] به این مطلب اشاره کرده و گفته است: عبد المطلب تصور می‌کرد که ذبح فرزندش بهترین راه نزدیک شدن به خداست، چون اسماعیل هم در معرض ذبح قرار گرفته بود و آنگاه خبر را ذکر می‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۲۰ بدون اسناد.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی، محمد هادی]]، [[تاریخ تحقیقی اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ تحقیقی اسلام]]، ج۱، ص ٢٠٧-٢١٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:IM010323.jpg|22px]] [[محمد هادی یوسفی غروی|یوسفی غروی، محمد هادی]]، [[تاریخ تحقیقی اسلام ج۱ (کتاب)|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تاریخ تحقیقی اسلام ج۱&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:عبدالمطلب]]&lt;br /&gt;
[[رده:نیاکان پیامبر خاتم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Msadeq</name></author>
	</entry>
</feed>