

<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C</id>
	<title>میثم تمار در معارف و سیره علوی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-29T17:39:38Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.41.0</generator>
	<entry>
		<id>https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=1271717&amp;oldid=prev</id>
		<title>Jaafari: صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = میثم تمار | عنوان مدخل  = میثم تمار | مداخل مرتبط = میثم تمار در تراجم و رجال - میثم تمار در تاریخ اسلامی - میثم تمار در معارف و سیره علوی - میثم تمار در معارف و سیره حسینی - میثم تمار در علوم قرآنی | پرسش مرتبط  =  }}...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.imamatpedia.com/w/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=1271717&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2023-11-21T09:44:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = میثم تمار | عنوان مدخل  = میثم تمار | مداخل مرتبط = &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%85_%D9%88_%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%84&quot; title=&quot;میثم تمار در تراجم و رجال&quot;&gt;میثم تمار در تراجم و رجال&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&quot; title=&quot;میثم تمار در تاریخ اسلامی&quot;&gt;میثم تمار در تاریخ اسلامی&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C&quot; title=&quot;میثم تمار در معارف و سیره علوی&quot;&gt;میثم تمار در معارف و سیره علوی&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C&quot; title=&quot;میثم تمار در معارف و سیره حسینی&quot;&gt;میثم تمار در معارف و سیره حسینی&lt;/a&gt; - &lt;a href=&quot;/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85_%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&quot; title=&quot;میثم تمار در علوم قرآنی&quot;&gt;میثم تمار در علوم قرآنی&lt;/a&gt; | پرسش مرتبط  =  }}...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{مدخل مرتبط&lt;br /&gt;
| موضوع مرتبط = میثم تمار&lt;br /&gt;
| عنوان مدخل  = میثم تمار&lt;br /&gt;
| مداخل مرتبط = [[میثم تمار در تراجم و رجال]] - [[میثم تمار در تاریخ اسلامی]] - [[میثم تمار در معارف و سیره علوی]] - [[میثم تمار در معارف و سیره حسینی]] - [[میثم تمار در علوم قرآنی]]&lt;br /&gt;
| پرسش مرتبط  = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
[[میثم تمار]] از [[یاران]] رازدان و رازدار [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بوده که آن حضرت بعضی از [[اسرار]] [[غیبی]] و رازهای نهانی را به او می‌گفته است. او و حضرت یکدیگر را سخت [[دوست]] داشتند. [[میثم]] در [[بازار]] [[کوفه]] خرمافروش بود و گاه می‌شد که امیرالمؤمنین، با وجود برخورداری از [[منصب خلافت]]، به دکان میثم می‌رفت و به جای او خرما می‌فروخت و او را برای کاری می‌فرستاد.&lt;br /&gt;
چنان‌که گفتیم امیرالمؤمنین{{ع}} بعضی از [[اصحاب خاص]] خود را به دلیل برخورداری از [[لیاقت]] و [[استعداد]] به دانستن [[اخبار غیبی]] و وقایع [[آینده]] مفتخر کرده بود، که میثم تمار و [[کمیل بن زیاد]] و [[رشید هجری]] از آن جمله بودند.&lt;br /&gt;
میثم [[ایرانی]] بود و به همین جهت به او «میثم نهروانی» می‌گفتند؛ چون [[نهروان]] در [[مرز]] [[ایران]] و [[عراق]] در منطقه ایرانی‌نشین بود. در [[زمان امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[مردم]] حوالی کوفه، که به «[[سواد کوفه]]» معروف بود تقریباً همه ایرانی بودند. در خود کوفه هم [[ایرانیان]] [[جمعیت]] بسیاری داشتند، به طوری که بازار کوفه در دست ایرانیان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شیخ طوسی]] میثم را از [[اصحاب امیرالمؤمنین]] [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} شمرده است&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۷۹ و ۷۰ و ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;. [[شیخ مفید]] در [[الارشاد]] شرح حال میثم را چنین آورده است:&lt;br /&gt;
تمار برده زنی از [[بنی‌اسد]] بود. امیرالمؤمنین{{ع}} او را خرید و [[آزاد]] کرد. حضرت از او پرسید: «نامت چیست؟» گفت: «سالم» حضرت فرمود: «[[پیغمبر]] به من خبر داد نامی که پدرت در ایران تو را به آن می‌خواند میثم بوده است» میثم گفت: «[[خدا]] و پیغمبرش راست گفته‌اند. به خدا قسم نام من میثم است» حضرت فرمود: «پس برگرد به همان نامی که پیغمبر تو را به آن خوانده است، و نام سالم را رها کن». او هم نام خود را «میثم» و کنیه‌اش را «[[ابوسالم]]» قرار داد.&lt;br /&gt;
روزی امیرالمؤمنین{{ع}} به میثم فرمود: «بعد از من تو را به دار می‌زنند و با حربه‌ای مجروح می‌کنند. [[روز]] سوم از بینی و دهانت [[خون]] جاری و محاسنت از آن رنگین می‌شود. [[منتظر]] آن [[خضاب]] باش که تو را بر در [[خانه]] [[عمرو بن حریث]] به دار می‌آویزند. شما ده نفر هستید که دارتان می‌زنند و چوبه دار تو از همه کوتاه‌تر و به [[زمین]] نزدیکتر است. بیا تا آن [[نخل]] که تو را بر آن دار می‌زنند به تو نشان دهم». آن‌گاه حضرت آن نخل را به [[میثم]] نشان داد.&lt;br /&gt;
میثم گاهی در پای آن نخل [[نماز]] می‌گزارد و می‌گفت: «[[مبارک]] باد ای نخل، من برای تو [[آفریده]] شده‌ام و تو هم برای من [[رشد]] کرده‌ای». میثم پیوسته به آن درخت سر می‌زد تا اینکه آن را بریدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر گاه عمرو بن حریث را می‌دید، می‌گفت: «من [[همسایه]] تو خواهم بود. [[همسایگی]] مرا [[نیکو]] دار». عمرو بن حریث که منظور میثم را نمی‌فهمید، می‌گفت: «می‌خواهی خانه [[ابن مسعود]] را خریداری کنی یا خانه [[ابن حکیم]] را؟».&lt;br /&gt;
در همان سال که میثم به [[قتل]] رسید از [[مکه]] به [[مدینه]] آمد و به خانه [[همسر]] [[پیغمبر]]، [[ام‌سلمه]] رفت. ام‌سلمه پرسید: «تو کیستی؟» گفت: «میثم، [[آزاد شده]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}» [[ام سلمه]] گفت: «[[میثم تمار]] هستی؟» گفت: «آری» ام سلمه گفت: «به [[خدا]] بارها از پیغمبر شنیدم که در [[دل]] شب سفارش تو را به [[علی بن ابی طالب]] می‌کرد». میثم سراغ [[امام حسین]]{{ع}} را گرفت. ام سلمه گفت: «او در خارج مدینه است» میثم گفت: «به او خبر دهید که من می‌خواستم به او سلامی بکنم، اما باشد تا یکدیگر را در پیشگاه [[الهی]] [[ملاقات]] کنیم؛ چون وقت ندارم و می‌خواهم بازگردم». ام‌سلمه عطری خواست و میثم محاسنش را با آن [[معطر]] ساخت و گفت: «به زودی محاسنم با خون رنگین می‌شود» ام‌سلمه پرسید: «چه کسی این خبر را به تو داده است؟» میثم گفت: «[[سرور]] و مولایم» ام‌سلمه از این سخن گریست و گفت: «آن آقا تنها سرور تو نیست، بلکه او سرور من و سرور همه [[اهل]] [[ایمان]] است». آن‌گاه [[میثم]] با [[ام‌سلمه]] [[وداع]] کرد و به [[کوفه]] بازگشت.&lt;br /&gt;
میثم وارد کوفه شد و مأموران عبیدالله زیاد، که در صدد [[دستگیری]] او بودند، او را دستگیر کردند و نزد [[ابن زیاد]] آوردند. حاضران گفتند: «این مرد از همه کس به علی نزدیک‌تر بوده است» ابن زیاد گفت: «وای بر شما، این [[ایرانی]]؟!» گفتند: «آری» عبیدالله زیاد پرسید: «خدایت کجاست؟» میثم گفت: «او در کمین [[ستمگران]] است و تو یکی از [[ستمکاران]] هستی» ابن زیاد گفت: «با اینکه تو [[عجم]] ([[بیگانه]]) هستی، هر چه می‌خواهی می‌گویی؟! اربابت گفته است که من با تو چه خواهم کرد؟» میثم گفت: «به من خبر داد که من دهمین کسی هستم که مرا به دار می‌زنی و چوبه دارم از همه کوتاه‌تر و به [[زمین]] نزدیک‌تر است» ابن زیاد گفت: «کاری می‌کنم که خلاف آن واقع شود» میثم گفت: «چگونه خلاف آن خواهی کرد؟ به [[خدا]] او به من خبر نداد، مگر اینکه [[پیغمبر]] از [[جبرئیل]] و او از خدا شنید. چگونه با اینها [[مخالفت]] خواهی کرد؟ من محلی را که در آن به دار زده می‌شوم در کوفه می‌شناسم و می‌دانم اولین مخلوق خدا هستم که در [[اسلام]] دهانش را می‌دوزند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن زیاد برای این که خبر [[امیرالمؤمنین]] [[دروغ]] درآید او را با [[مختار بن ابوعبید ثقفی]] به [[زندان]] انداخت. میثم در زندان به مختار گفت: «تو از زندان [[آزاد]] می‌شوی و به [[خون‌خواهی امام حسین]]{{ع}} [[قیام]] می‌کنی و این مرد را، که مرا به [[قتل]] می‌رساند، خواهی کشت و پا بر روی سر بریده‌اش خواهی گذاشت».&lt;br /&gt;
ابن زیاد، مختار را از زندان آزاد کرد تا او را بکشد، اما در همان موقع قاصد یزید رسید و نامه‌ای برای او از [[شام]] آورد که در آن نوشته بود مختار را از زندان آزاد کن. عبیدالله هم او را آزاد کرد. ([[خواهر]] مختار [[زن]] عبدالله [[عمر]] بود و از او خواسته بود که از یزید بخواهد برادرش را از [[زندان]] [[آزاد]] کند).&lt;br /&gt;
[[میثم]] همچنان در زندان بود تا اینکه [[امام حسین]]{{ع}} [[قیام]] کرد، و همین باعث شد که [[ابن زیاد]] میثم را دار بزند. وقتی او را از زندان بیرون آوردند، مردی به او گفت: «چه لزومی داشت بگویی علی به تو خبر داده است که عبیدالله تو را می‌کشد؟» میثم تبسمی کرد و در حالی که به درخت [[نخل]] اشاره می‌کرد گفت: «من برای این درخت [[آفریده]] شده‌ام و این درخت هم برای من روییده شده است».&lt;br /&gt;
وقتی او را دار زدند، [[مردم]] مقابل [[خانه]] [[عمرو بن حریث]] جمع شدند. عمرو گفت: «به [[خدا]] میثم به من می‌گفت [[همسایه]] توام و من منظورش را نمی‌فهمیدم». وقتی او را دار زدند، عمرو بن حریث به کنیزش گفت که زیر چوبه دار را جاروب کند و آب بپاشد و عود [[دود]] کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میثم بالای دار [[فضایل]] [[بنی‌هاشم]] و فضایح [[بنی‌امیه]] را برای مردم بیان می‌کرد&amp;lt;ref&amp;gt;دار زدن در آن روزگار، همان آویزان کردن فرد بوده و با معنای مصطلح امروزی آن متفاوت است.&amp;lt;/ref&amp;gt;. فضایلی که [[دوستان]] از [[ترس]] و [[دشمنان]] از روی [[دشمنی]] آن را پنهان می‌داشتند. به ابن زیاد خبر دادند که این برده، شما را رسواکرد، و او هم [[فرمان]] داد تا دهانش را بدوزند، و این اولین دهانی بود که در [[اسلام]] دوخته شد. بر اثر دوختن دهانش [[خون]] از بینی و دهان او جاری شد و محاسنش را رنگین کرد.&lt;br /&gt;
[[شهادت]] میثم ده [[روز]] قبل از ورود امام حسین{{ع}} به [[عراق]] اتفاق افتاد. چون سه روز از دار زدن میثم گذشت، حربه‌ای به او زدند و میثم [[الله اکبر]] گفت و در دم [[جان]] داد&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ مفید، الارشاد، ص۳۲۳؛ شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال الکشی)، ص۷۴؛ شیخ مفید، الاختصاص، ص۷؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۹۴ - ۲۹۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۳، ص۵۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
در [[رجال کشی]] [[سدیر]] از پدرش، [[ابوحکیم]]، چنین [[روایت]] می‌کند:&lt;br /&gt;
ما هفت نفر خرمافروش بودیم که جمع شدیم تا [[میثم]] را [[دفن]] کنیم. شبی، در حالی که پاسبانان [[آتش]] افروخته بودند، از پشت آتش گذشتیم و جنازه میثم را از دار پایین آوردیم و روی چوبی نهاده و در نهری دفن کردیم، سپس آب به روی آن جاری ساختیم. صبح آن [[روز]] عبیدالله سوارانی به جست‌وجو فرستاد، ولی چیزی نیافتند&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال الکشی)، ص۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نقل‌های گذشته اختلافاتی هست که باید به آنها توجه کرد؛ مثلاً در [[ملاقات]] میثم با [[ام‌سلمه]] در [[مدینه]] [[ابوعمرو کشی]] به سند خود از [[حمزه]]، پسر میثم، [[روایت]] می‌کند که گفت: «پدرم به [[عمره]] رفت و به من گفت برای ملاقات ام‌سلمه از وی [[اجازه]] گرفتم، او هم اجازه داد و در حالی که پرده‌ای بین من و او آویخته شده بود، پرسید تو میثم هستی؟ گفتم: آری. فرمود: من بارها می‌دیدم که [[علی بن حسین]] [[فاطمه]]{{ع}} از تو یاد می‌کرد».&lt;br /&gt;
در پاورقی می‌نویسد [[علامه مامقانی]] در [[رجال]] خود گفته است که در این نقل [[امام حسین]]{{ع}}، به قرینه «پسر فاطمه» با علی بن حسین مشتبه شده است.&lt;br /&gt;
در این نقل، کشی می‌گوید [[ام سلمه]] از کنیزش [[عطر]] خواست و [[محاسن]] میثم را [[معطر]] کرد. و در روایتی به جای حمزه، پسر میثم، [[عمران]] پسر او آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[علی دوانی|دوانی، علی]]، [[اصحاب امام علی (مقاله)| مقاله «اصحاب امام علی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۸]] ص ۵۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{منابع}}&lt;br /&gt;
# [[پرونده:1368106.jpg|22px]] [[علی دوانی|دوانی، علی]]، [[اصحاب امام علی (مقاله)| مقاله «اصحاب امام علی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۸ (کتاب)|&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دانشنامه امام علی ج۸&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;]]&lt;br /&gt;
{{پایان منابع}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Jaafari</name></author>
	</entry>
</feed>