شلمغانیه: تفاوت میان نسخهها
جز (جایگزینی متن - '== پانویس == {{پانویس}} {{امام مهدی}}' به '== پانویس == {{پانویس}} ') |
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته ==↵{{:فرهنگنامه مهدویت (نمایه)}}' به '') |
||
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مهدویت}} | {{مهدویت}} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
شلمغانیه، [[پیروان]] [[ابو جعفر محمد بن علی شلمغانی]] معروف به [[ابن عزاقر]] از فرقههای غالی [[شیعه]] اند<ref>ر. ک: نعمت اللّه صفری فروشانی، غالیان، ص ۱۳۶</ref>. | شلمغانیه، [[پیروان]] [[ابو جعفر محمد بن علی شلمغانی]] معروف به [[ابن عزاقر]] از فرقههای غالی [[شیعه]] اند<ref>ر. ک: نعمت اللّه صفری فروشانی، غالیان، ص ۱۳۶</ref>. وی نخست خود را باب [[امام مهدی]] نامید، بعد ادعای حلول کرد و گاهی خود را [[روح القدس]] و [[مسیح]] میخواند. | ||
عدهای از کاتبان [[دولت]] و ثروتمندان و [[خواص]] بدو گرویدند. مقصد [[سیاسی]] این گروه، برانداختن عباسیان و طالبیان بود، تا [[مردم]] از دست حکمرانانی بالفعل و بالقوه خلاص شوند. گفته شده: میان [[پیروان]] [[شلمغانی]]، اباحه و [[آزادی]] جنسی رایج بود؛ [[قرآن]] را [[تأویل]] میکردند و [[بهشت]] را به معنای [[شناخت]] و گرایش به [[آیین]] [[شلمغانی]] و [[دوزخ]] را عکس آن میدانستند. [[تکالیف]] اسلامی را به جای نمیآوردند و همچون "[[سبعیه]]" به هفت عالم و هفت [[آدم]] قائل بودند. | عدهای از کاتبان [[دولت]] و ثروتمندان و [[خواص]] بدو گرویدند. مقصد [[سیاسی]] این گروه، برانداختن عباسیان و طالبیان بود، تا [[مردم]] از دست حکمرانانی بالفعل و بالقوه خلاص شوند. گفته شده: میان [[پیروان]] [[شلمغانی]]، اباحه و [[آزادی]] جنسی رایج بود؛ [[قرآن]] را [[تأویل]] میکردند و [[بهشت]] را به معنای [[شناخت]] و گرایش به [[آیین]] [[شلمغانی]] و [[دوزخ]] را عکس آن میدانستند. [[تکالیف]] اسلامی را به جای نمیآوردند و همچون "[[سبعیه]]" به هفت عالم و هفت [[آدم]] قائل بودند. | ||
نقل شده: [[شلمغانی]]، دختر [[عثمان بن سعید]] را [[رجعت]] [[فاطمه]] میخواند و میگفت: [[روح]] [[پیغمبر]] در [[عثمان بن سعید]] "از [[نواب اربعه]]" حلول کرده است. وی میگفت: "من و [[حسین بن روح]] وقتی داخل این کار شدیم، میدانستیم در چه امری وارد میشویم". [[حسین بن روح]]، [[شیعیان]] را از او بر حذر داشت و [[توقیع]] [[امام مهدی|صاحب الزمان]]{{ع}} در نفرین [[شلمغانی]] و چند مدعی دیگر [[بابیت]] بیرون آمد. با اعدام [[شلمغانی]] در ۳۲۲ ق نحله او هم به طور ظاهر از میان رفت و حتی یکی از مریدانش در همان جلسه [[محاکمه]]، سیلی به صورتش نواخت؛ اما عدهای از بقایای شلمغانیه گرد شخصی "بصری" نام- که مدعی بود [[روح]] [[شلمغانی]] در وی حلول کرده است، جمع شدند و چون وی به سال ۳۴۰ ق [[وفات]] یافت، به [[دستور]] مهلبی [[وزیر]]، [[جانشین]] وی بازداشت و خانههایشان بازرسی شد. | نقل شده: [[شلمغانی]]، دختر [[عثمان بن سعید]] را [[رجعت]] [[فاطمه]] میخواند و میگفت: [[روح]] [[پیغمبر]] در [[عثمان بن سعید]] "از [[نواب اربعه]]" حلول کرده است. وی میگفت: "من و [[حسین بن روح]] وقتی داخل این کار شدیم، میدانستیم در چه امری وارد میشویم". [[حسین بن روح]]، [[شیعیان]] را از او بر حذر داشت و [[توقیع]] [[امام مهدی|صاحب الزمان]] {{ع}} در نفرین [[شلمغانی]] و چند مدعی دیگر [[بابیت]] بیرون آمد. با اعدام [[شلمغانی]] در ۳۲۲ ق نحله او هم به طور ظاهر از میان رفت و حتی یکی از مریدانش در همان جلسه [[محاکمه]]، سیلی به صورتش نواخت؛ اما عدهای از بقایای شلمغانیه گرد شخصی "بصری" نام- که مدعی بود [[روح]] [[شلمغانی]] در وی حلول کرده است، جمع شدند و چون وی به سال ۳۴۰ ق [[وفات]] یافت، به [[دستور]] مهلبی [[وزیر]]، [[جانشین]] وی بازداشت و خانههایشان بازرسی شد. | ||
کتابهایی در [[عقاید]] آن [[جماعت]] به دست آمد و معلوم شد [[جوانی]] از ایشان مدعی است [[روح]] [[امام علی|علی]]{{ع}} در وی حلول کرده و زنی مدعی است [[روح]] [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} در وی حلول کرده است و یکی از وابستگان [[بنی بسطام]] نیز از آن [[جماعت]] مدعی است: [[روح]] [[میکائیل]] در وی حلول کرده است. [[مهلبی]] میخواست آنها را مجازات کند؛ اما آنها نزد [[معزالدوله بویهای]] چنین وانمود که [[شیعه]]اند و مهلبی برای آنکه متهم به ضدیت با [[تشیع]] نشود، دیگر پیگیر آنها نشد<ref>ر. ک: کتاب الغیبة، ص ۲۴۱؛ الفرق بین الفرق، ترجمه: محمد جواد مشکور، ص ۱۹۱</ref>.<ref>ر. ک: جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف تشیّع، ج ۱۰، ص ۴۴</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۲۷۲ - ۲۷۳.</ref> | کتابهایی در [[عقاید]] آن [[جماعت]] به دست آمد و معلوم شد [[جوانی]] از ایشان مدعی است [[روح]] [[امام علی|علی]] {{ع}} در وی حلول کرده و زنی مدعی است [[روح]] [[فاطمه زهرا|فاطمه]] {{س}} در وی حلول کرده است و یکی از وابستگان [[بنی بسطام]] نیز از آن [[جماعت]] مدعی است: [[روح]] [[میکائیل]] در وی حلول کرده است. [[مهلبی]] میخواست آنها را مجازات کند؛ اما آنها نزد [[معزالدوله بویهای]] چنین وانمود که [[شیعه]]اند و مهلبی برای آنکه متهم به ضدیت با [[تشیع]] نشود، دیگر پیگیر آنها نشد<ref>ر. ک: کتاب الغیبة، ص ۲۴۱؛ الفرق بین الفرق، ترجمه: محمد جواد مشکور، ص ۱۹۱</ref>.<ref>ر. ک: جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف تشیّع، ج ۱۰، ص ۴۴</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۲۷۲ - ۲۷۳.</ref> | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
* [[مدعیان نیابت امام مهدی چه کسانی هستند؟ (پرسش)]] | * [[مدعیان نیابت امام مهدی چه کسانی هستند؟ (پرسش)]] | ||
== منابع == | == منابع == | ||
خط ۲۳: | خط ۲۲: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:امام مهدی]] | [[رده:امام مهدی]] | ||
[[رده:شلمغانیه]] | [[رده:شلمغانیه]] |
نسخهٔ کنونی تا ۳ سپتامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۸:۳۴
مقدمه
شلمغانیه، پیروان ابو جعفر محمد بن علی شلمغانی معروف به ابن عزاقر از فرقههای غالی شیعه اند[۱]. وی نخست خود را باب امام مهدی نامید، بعد ادعای حلول کرد و گاهی خود را روح القدس و مسیح میخواند.
عدهای از کاتبان دولت و ثروتمندان و خواص بدو گرویدند. مقصد سیاسی این گروه، برانداختن عباسیان و طالبیان بود، تا مردم از دست حکمرانانی بالفعل و بالقوه خلاص شوند. گفته شده: میان پیروان شلمغانی، اباحه و آزادی جنسی رایج بود؛ قرآن را تأویل میکردند و بهشت را به معنای شناخت و گرایش به آیین شلمغانی و دوزخ را عکس آن میدانستند. تکالیف اسلامی را به جای نمیآوردند و همچون "سبعیه" به هفت عالم و هفت آدم قائل بودند.
نقل شده: شلمغانی، دختر عثمان بن سعید را رجعت فاطمه میخواند و میگفت: روح پیغمبر در عثمان بن سعید "از نواب اربعه" حلول کرده است. وی میگفت: "من و حسین بن روح وقتی داخل این کار شدیم، میدانستیم در چه امری وارد میشویم". حسین بن روح، شیعیان را از او بر حذر داشت و توقیع صاحب الزمان (ع) در نفرین شلمغانی و چند مدعی دیگر بابیت بیرون آمد. با اعدام شلمغانی در ۳۲۲ ق نحله او هم به طور ظاهر از میان رفت و حتی یکی از مریدانش در همان جلسه محاکمه، سیلی به صورتش نواخت؛ اما عدهای از بقایای شلمغانیه گرد شخصی "بصری" نام- که مدعی بود روح شلمغانی در وی حلول کرده است، جمع شدند و چون وی به سال ۳۴۰ ق وفات یافت، به دستور مهلبی وزیر، جانشین وی بازداشت و خانههایشان بازرسی شد.
کتابهایی در عقاید آن جماعت به دست آمد و معلوم شد جوانی از ایشان مدعی است روح علی (ع) در وی حلول کرده و زنی مدعی است روح فاطمه (س) در وی حلول کرده است و یکی از وابستگان بنی بسطام نیز از آن جماعت مدعی است: روح میکائیل در وی حلول کرده است. مهلبی میخواست آنها را مجازات کند؛ اما آنها نزد معزالدوله بویهای چنین وانمود که شیعهاند و مهلبی برای آنکه متهم به ضدیت با تشیع نشود، دیگر پیگیر آنها نشد[۲].[۳][۴]
پرسشهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ ر. ک: نعمت اللّه صفری فروشانی، غالیان، ص ۱۳۶
- ↑ ر. ک: کتاب الغیبة، ص ۲۴۱؛ الفرق بین الفرق، ترجمه: محمد جواد مشکور، ص ۱۹۱
- ↑ ر. ک: جمعی از نویسندگان، دایرة المعارف تشیّع، ج ۱۰، ص ۴۴
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۲۷۲ - ۲۷۳.