دوستی برای خدا: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[دوستی برای خدا در قرآن]] - [[دوستی برای خدا در حدیث]] - [[دوستی برای خدا در نهج البلاغه]] - [[دوستی برای خدا در معارف دعا و زیارات]] - [[دوستی برای خدا در اخلاق اسلامی]]| پرسش مرتبط  = دوستی برای خدا (پرسش)}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[دوستی برای خدا در قرآن]] - [[دوستی برای خدا در حدیث]] - [[دوستی برای خدا در معارف دعا و زیارات]] - [[دوستی برای خدا در اخلاق اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
خط ۸: خط ۸:


=== [[تدبّر]] و [[تفکّر]] در اسماء و صفات [[برتر]] و نیکوی [[خداوند متعال]] ===
=== [[تدبّر]] و [[تفکّر]] در اسماء و صفات [[برتر]] و نیکوی [[خداوند متعال]] ===
* این مقدّمه، مهمترین مقدّمات تحصیل حبّ [[حضرت حق]] است. از این‌روست که در شماری از [[آیات قرآن کریم]] و [[روایات]] و [[ادعیه]] [[معصومین]] {{عم}}، ضمن برشمردن نام‌های او - جلّ وعلا! -، به زیبائی آنها اشاره شده؛ تا [[آدمی]] بیشتر به آنها علاقه یافته به بهره‌برداری از آنها بپردازد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۱.</ref>.
* این مقدّمه، مهمترین مقدّمات تحصیل حبّ [[حضرت حق]] است. از این‌روست که در شماری از [[آیات قرآن کریم]] و [[روایات]] و [[ادعیه]] [[معصومین]] {{عم}}، ضمن برشمردن نام‌های او - جلّ وعلا! - به زیبائی آنها اشاره شده؛ تا [[آدمی]] بیشتر به آنها علاقه یافته به بهره‌برداری از آنها بپردازد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۱.</ref>.
* قرائت [[آیات]] ابتدائی سوره حدید و انتهائی سوره [[حشر]] و [[تدبّر]] و [[تفکّر]] در آنها، در این میان از [[ارزش]] والائی برخوردارند؛ چراکه [[تدبّر]] در این [[آیات]]، بذر [[محبّت]] به [[حضرت حق]] را در [[قلب]] [[انسان]] نهاده به رشد و شکوفائی آن [[کمک]] می‌‌نماید. این مطلب، از آنروست که [[آدمی]] ذاتاً زیباپسند و زیبائی‌خواه است، و فطرتاً سر در پی زیبائی‌ها می‌‌نهد؛ از این‌رو چون ذاتی را که تمامی صفات زیبا را در خود دارد دریابد، و معانی آن صفات را برای خود بازگو نماید، [[محبّت]] آن ذات را به‌دست آورده هر لحظه در پی نزدیک شدن به او خواهد بود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۱.</ref>.
* قرائت [[آیات]] ابتدائی سوره حدید و انتهائی سوره [[حشر]] و [[تدبّر]] و [[تفکّر]] در آنها، در این میان از [[ارزش]] والائی برخوردارند؛ چراکه [[تدبّر]] در این [[آیات]]، بذر [[محبّت]] به [[حضرت حق]] را در [[قلب]] [[انسان]] نهاده به رشد و شکوفائی آن [[کمک]] می‌‌نماید. این مطلب، از آنروست که [[آدمی]] ذاتاً زیباپسند و زیبائی‌خواه است، و فطرتاً سر در پی زیبائی‌ها می‌‌نهد؛ از این‌رو چون ذاتی را که تمامی صفات زیبا را در خود دارد دریابد، و معانی آن صفات را برای خود بازگو نماید، [[محبّت]] آن ذات را به‌دست آورده هر لحظه در پی نزدیک شدن به او خواهد بود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۱.</ref>.
* این مطلب، در شمار ثمرات و فوائد [[قرائت قرآن]] و [[ادعیه]]، به‌ویژه دعای [[مباهله]]- نامبردار به دعاء [[سحر]] -، می‌‌باشد. از این‌رو در اینجا با توصیه سالکان به مداومت بر [[خواندن]] دعای [[سحر]] در تمامی اوقات - و به‌ویژه در سحرگاهان [[ماه رمضان]] -، به [[نقل]] [[آیات]] پیشگفته می‌‌پردازیم؛ تا از [[برکت]] بی‌مانند آن استفاده نمائیم: {{متن قرآن|سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ }}<ref>«آنچه در آسمان‌ها و زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست، زنده می‌گرداند و می‌میراند و او بر هر کاری تواناست او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست اوست که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ آنچه به زمین درون می‌رود یا از آن برون می‌آید و آنچه از آسمان فرود می‌آید یا به آن فرا می‌رود می‌داند و هر جا باشید او با شماست و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست و کارها به سوی او باز گردانده می‌شود از شب می‌کاهد و به روز می‌افزاید و از روز می‌کاهد و به شب می‌افزاید و او به اندیشه‌ها داناست» سوره حدید، آیه ۱-۶.</ref> و {{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«اوست خداوندی که خدایی جز او نیست، داننده پنهان و آشکار است، او بخشنده بخشاینده است اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بی‌عیب، ایمنی‌بخش، گواه راستین، پیروز کام‌شکن بزرگ منش؛ پاکاکه خداوند است از آنچه (بدو) شرک می‌ورزند اوست خداوند آفریننده پدیدآور نگارگر، نام‌های نکوتر او راست؛ هر چه در آسمان‌ها و زمین است او را به پاکی می‌ستایند و او پیروزمند فرزانه است» سوره حشر، آیه ۲۲-۲۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۱-۲۴۲.</ref>.
* این مطلب، در شمار ثمرات و فوائد [[قرائت قرآن]] و [[ادعیه]]، به‌ویژه دعای [[مباهله]]- نامبردار به دعاء [[سحر]] - می‌‌باشد. از این‌رو در اینجا با توصیه سالکان به مداومت بر [[خواندن]] دعای [[سحر]] در تمامی اوقات - و به‌ویژه در سحرگاهان [[ماه رمضان]] - به [[نقل]] [[آیات]] پیشگفته می‌‌پردازیم؛ تا از [[برکت]] بی‌مانند آن استفاده نمائیم: {{متن قرآن|سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ }}<ref>«آنچه در آسمان‌ها و زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست، زنده می‌گرداند و می‌میراند و او بر هر کاری تواناست او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست اوست که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ آنچه به زمین درون می‌رود یا از آن برون می‌آید و آنچه از آسمان فرود می‌آید یا به آن فرا می‌رود می‌داند و هر جا باشید او با شماست و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست و کارها به سوی او باز گردانده می‌شود از شب می‌کاهد و به روز می‌افزاید و از روز می‌کاهد و به شب می‌افزاید و او به اندیشه‌ها داناست» سوره حدید، آیه ۱-۶.</ref> و {{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«اوست خداوندی که خدایی جز او نیست، داننده پنهان و آشکار است، او بخشنده بخشاینده است اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بی‌عیب، ایمنی‌بخش، گواه راستین، پیروز کام‌شکن بزرگ منش؛ پاکاکه خداوند است از آنچه (بدو) شرک می‌ورزند اوست خداوند آفریننده پدیدآور نگارگر، نام‌های نکوتر او راست؛ هر چه در آسمان‌ها و زمین است او را به پاکی می‌ستایند و او پیروزمند فرزانه است» سوره حشر، آیه ۲۲-۲۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۱-۲۴۲.</ref>.
=== توجه به [[بخشنده]] بودن او ===
=== توجه به [[بخشنده]] بودن او ===
* توجه به این مطلب که [[حضرت حق]] تنها کسی است که به [[انسان]] – و بلکه به تمامی عوالم وجود - در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[نعمت]] بخشیده، و این [[بخشش]] نیز نه در پی استحقاق آنها، که تنها بواسطه [[فیض]] خود او بوده؛ در این مسیر کارآمد و فائده‌بخش خواهد بود. [[حضرت حق]] در این زمینه می‌‌فرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً}}<ref>«آیا ندیده‌اید که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟ و برخی از مردم بی‌هیچ دانش و رهنمود و کتاب روشنی درباره خدا چالش می‌ورزند» سوره لقمان، آیه ۲۰.</ref>؛ و باز می‌‌فرماید: {{متن قرآن|فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«پس هیچ کس نمی‌داند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که می‌کردند نهفته‌اند» سوره سجده، آیه ۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۳.</ref>.
* توجه به این مطلب که [[حضرت حق]] تنها کسی است که به [[انسان]] – و بلکه به تمامی عوالم وجود - در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[نعمت]] بخشیده، و این [[بخشش]] نیز نه در پی استحقاق آنها، که تنها بواسطه [[فیض]] خود او بوده؛ در این مسیر کارآمد و فائده‌بخش خواهد بود. [[حضرت حق]] در این زمینه می‌‌فرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً}}<ref>«آیا ندیده‌اید که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟ و برخی از مردم بی‌هیچ دانش و رهنمود و کتاب روشنی درباره خدا چالش می‌ورزند» سوره لقمان، آیه ۲۰.</ref>؛ و باز می‌‌فرماید: {{متن قرآن|فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«پس هیچ کس نمی‌داند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که می‌کردند نهفته‌اند» سوره سجده، آیه ۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۳.</ref>.
خط ۱۹: خط ۱۹:
=== پیگیری دائمی [[قرائت قرآن]] و [[دعا]] ===
=== پیگیری دائمی [[قرائت قرآن]] و [[دعا]] ===
* [[دعا]]، سخن گفتن [[بنده]] با خداست؛ و [[قرآن]]، سخن [[خدا]] با [[بنده]] است؛ از این‌روست که [[دعا]] را [[قرآن]] صاعد و [[قرآن کریم]] را [[کلام]] نازل خوانده‌اند. مکالمه و سخن گفتن دو سویه، محبت‌آفرین است، و شاید از [[علل]] تأکید [[قرآن کریم]] بر این مطلب، همین ایجاد [[محبت]] برای [[بنده]] باشد.
* [[دعا]]، سخن گفتن [[بنده]] با خداست؛ و [[قرآن]]، سخن [[خدا]] با [[بنده]] است؛ از این‌روست که [[دعا]] را [[قرآن]] صاعد و [[قرآن کریم]] را [[کلام]] نازل خوانده‌اند. مکالمه و سخن گفتن دو سویه، محبت‌آفرین است، و شاید از [[علل]] تأکید [[قرآن کریم]] بر این مطلب، همین ایجاد [[محبت]] برای [[بنده]] باشد.
* برخی از [[آیات قرآن کریم]] در این زمینه یگانه و منحصر به فرد است!؛ به این [[آیه]] - که از نظر [[لطافت]] هیج نمونه‌ای ندارد-، بنگرید {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ }}<ref> و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۴.</ref>.
* برخی از [[آیات قرآن کریم]] در این زمینه یگانه و منحصر به فرد است!؛ به این [[آیه]] - که از نظر [[لطافت]] هیج نمونه‌ای ندارد- بنگرید {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ }}<ref> و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۴.</ref>.
* چه در این [[آیه]]، ضمیر متکلّم که به خود [[حضرت حق]] باز می‌‌گردد، هشت مرتبه تکرار شده؛ و این نشان از [[لطافت]] آن دارد، چه [[بنده]] را در [[مقام]] [[دعا]] مستقیماً در محضر [[حضرت حق]] قرار می‌‌دهد و بس.
* چه در این [[آیه]]، ضمیر متکلّم که به خود [[حضرت حق]] باز می‌‌گردد، هشت مرتبه تکرار شده؛ و این نشان از [[لطافت]] آن دارد، چه [[بنده]] را در [[مقام]] [[دعا]] مستقیماً در محضر [[حضرت حق]] قرار می‌‌دهد و بس.
* بنا بر این، می‌‌توان گفت که اینگونه تأکیدات بر مداومت [[بندگان]] بر [[دعا]]، نشان از فوائد بیشمار آن برای او دارد؛ فوائدی که از جمله آنها می‌‌توان به همین مسأله ایجاد [[محبّت]] اشاره نمود. آیة: {{متن قرآن|فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ}}<ref>«بی‌گمان پروردگارت می‌داند که تو و دسته‌ای از کسانی که با تواند نزدیک به دو سوم شب و نیمه آن و یک سوم آن برمی‌خیزید؛ و خداوند شب و روز را اندازه می‌دارد، او معلوم داشت که شما هرگز آن را نمی‌توانید شمار کرد پس از شما در گذشت؛ اکنون آنچه میسّر است از قرآن» سوره مزمل، آیه ۲۰.</ref>، بخوبی نشان از اهتمام [[قرآن کریم]] بر قرائت این [[کتاب آسمانی]] دارد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۵.</ref>.
* بنا بر این، می‌‌توان گفت که اینگونه تأکیدات بر مداومت [[بندگان]] بر [[دعا]]، نشان از فوائد بیشمار آن برای او دارد؛ فوائدی که از جمله آنها می‌‌توان به همین مسأله ایجاد [[محبّت]] اشاره نمود. آیة: {{متن قرآن|فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ}}<ref>«بی‌گمان پروردگارت می‌داند که تو و دسته‌ای از کسانی که با تواند نزدیک به دو سوم شب و نیمه آن و یک سوم آن برمی‌خیزید؛ و خداوند شب و روز را اندازه می‌دارد، او معلوم داشت که شما هرگز آن را نمی‌توانید شمار کرد پس از شما در گذشت؛ اکنون آنچه میسّر است از قرآن» سوره مزمل، آیه ۲۰.</ref>، بخوبی نشان از اهتمام [[قرآن کریم]] بر قرائت این [[کتاب آسمانی]] دارد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۵.</ref>.
=== برپای داشتن [[نماز]] ===
=== برپای داشتن [[نماز]] ===
* این امر نیز، به شدّت مورد تأکید [[اسلام]] است: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ}}<ref>«پس وای بر (آن) نمازگزاران آنان که از نماز خویش غافلند» سوره ماعون، آیه ۴-۵.</ref>؛ و تکرار آن در هر شب و روز، در شمار [[واجبات]] [[شرع]]: {{متن قرآن|أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا}}<ref>«نماز را از هنگام بازگشت خورشید (در نیمه روز) تا تاریکی شب بپا دار! و (نیز) نماز صبح را که نماز صبح با گواهی (فرشتگان) است» سوره اسراء، آیه ۷۸.</ref>. و [[خواندن]] نوافل نیز، [[برترین]] [[اعمال]] دانسته شده است. [۱۰۶] [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: {{متن حدیث| مَا أَعْلَمُ شَيْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنْ هَذِهِ الصَّلَاةِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۳، ص۲۵.</ref>؛ "بعد از [[شناخت]] [[حضرت حق]]، هیچ چیزی را [[برتر]] از [[نماز]] نمی‌دانم"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۵-۲۴۶.</ref>.
* این امر نیز، به شدّت مورد تأکید [[اسلام]] است: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ}}<ref>«پس وای بر (آن) نمازگزاران آنان که از نماز خویش غافلند» سوره ماعون، آیه ۴-۵.</ref>؛ و تکرار آن در هر شب و روز، در شمار [[واجبات]] [[شرع]]: {{متن قرآن|أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا}}<ref>«نماز را از هنگام بازگشت خورشید (در نیمه روز) تا تاریکی شب بپا دار! و (نیز) نماز صبح را که نماز صبح با گواهی (فرشتگان) است» سوره اسراء، آیه ۷۸.</ref>. و [[خواندن]] نوافل نیز، [[برترین]] [[اعمال]] دانسته شده است. [۱۰۶] [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: {{متن حدیث| مَا أَعْلَمُ شَيْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنْ هَذِهِ الصَّلَاةِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۳، ص۲۵.</ref>؛ "بعد از [[شناخت]] [[حضرت حق]]، هیچ چیزی را [[برتر]] از [[نماز]] نمی‌دانم"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۵-۲۴۶.</ref>.
* [[اهل دل]]، [[نماز]] را سیر به‌سوی [[حضرت حق]] و در [[حضرت حق]] و از [[حضرت حق]] می‌دانند؛ از این‌رو [[نماز]] را [[معراج]] کامل [[انسان]] [[مسلمان]] دانسته‌اند. با [[تکبیر]] سیر به سوی [[خداوند]] آغاز می‌‌شود، و با قرائت [[بنده]] با [[حضرت حق]] و در محضر او خواهد بود - چه در این هنگام صدای او را می‌‌شنود-، و با اذکاری که می‌‌خواند، با او - جلّ و علا! - سخن خواهد داشت. از این‌رو از ابتدای [[نماز]] تا انتهای آن، سیر فی اللّه خواهد بود؛ و با [[سلام]] [[نماز]]، از [[حضرت حق]] به سوی دیگران بازخواهد گشت؛ با این [[اراده]] که در این سیر [[جدید]] - یعنی سیر من الحقّ إلی الخلق و فی الخلق - خویشتن را از تمامی حجاب‌های ظلمانی و [[نورانی]] بازدارد، و هیچ رذیلتای را بر [[صحیفه]] [[نفس]] ننشاند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۶.</ref>.
* [[اهل دل]]، [[نماز]] را سیر به‌سوی [[حضرت حق]] و در [[حضرت حق]] و از [[حضرت حق]] می‌دانند؛ از این‌رو [[نماز]] را [[معراج]] کامل [[انسان]] [[مسلمان]] دانسته‌اند. با [[تکبیر]] سیر به سوی [[خداوند]] آغاز می‌‌شود، و با قرائت [[بنده]] با [[حضرت حق]] و در محضر او خواهد بود - چه در این هنگام صدای او را می‌‌شنود- و با اذکاری که می‌‌خواند، با او - جلّ و علا! - سخن خواهد داشت. از این‌رو از ابتدای [[نماز]] تا انتهای آن، سیر فی اللّه خواهد بود؛ و با [[سلام]] [[نماز]]، از [[حضرت حق]] به سوی دیگران بازخواهد گشت؛ با این [[اراده]] که در این سیر [[جدید]] - یعنی سیر من الحقّ إلی الخلق و فی الخلق - خویشتن را از تمامی حجاب‌های ظلمانی و [[نورانی]] بازدارد، و هیچ رذیلتای را بر [[صحیفه]] [[نفس]] ننشاند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۶.</ref>.
* [[نماز]]، [[برترین]] معراجی است که برای هر انسانی متصوّر است؛ و سِرّ عشق‌بازی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با [[نماز]]، در همین نکته نهفته است. این، اندکی از مباحث بسیار پردامنه این مبحث بود. ما [[امید]] به [[فضل]] [[خدای متعال]] می‌‌بریم، تا موفّق شویم که بخشی از این مجموعه را به بیان [[اسرار]] [[عبادات]] اختصاص داده، به گوشه‌هائی از این مطلب اشاره نمائیم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۶.</ref>.
* [[نماز]]، [[برترین]] معراجی است که برای هر انسانی متصوّر است؛ و سِرّ عشق‌بازی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با [[نماز]]، در همین نکته نهفته است. این، اندکی از مباحث بسیار پردامنه این مبحث بود. ما [[امید]] به [[فضل]] [[خدای متعال]] می‌‌بریم، تا موفّق شویم که بخشی از این مجموعه را به بیان [[اسرار]] [[عبادات]] اختصاص داده، به گوشه‌هائی از این مطلب اشاره نمائیم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۶.</ref>.
=== خلوت گزینی با [[خداوند]] ===
=== خلوت گزینی با [[خداوند]] ===
خط ۳۶: خط ۳۶:
* و محقق طوسی می‌فرماید: "عارف چون از درخواست‌ها و اراده‌های خود تهی گردد، و [[محبّت]] [[حضرت حق]] بر [[عقل]] و [[روح]] و ادراکات او [[غلبه]] نماید، و تمامی امور خویش را به او وانهاده به تمامی آنچه او در حقّش [[اراده]] فرموده [[راضی]] گردد؛ [[خداوند متعال]] در [[عقل]] و [[قلب]] و قوای او [[متصرّف]] شده امور او را بنا بر آنچه خود می‌‌پسندد و بدان [[راضی]] است، [[تدبیر]] می‌‌فرماید. در اینجا [[اراده]] عارف در پرتو [[اراده]] [[حضرت حق]] قرار گرفته اشیاء را آنگونه که او [[اراده]] می‌‌فرماید، [[اراده]] می‌‌کند. [[خداوند متعال]] خود درباره اینان فرموده است: "و خود نمی‌خواهند مگر آنکه [[خداوند]] بخواهد"<ref>{{عربی| و قال المحقق الطوسي قدس الله روحه القدوسي: ان العارف إذا انقطع عن نفسه و اتصل بالحق رأى كل قدرة مستغرقة في قدرته المتعلقة بجميع المقدورات، و كل علم مستغرق في علمه الذي لا يعزب عنه شيء من الموجودات، و كل إرادة مستغرقة في إرادته التي لا يتأبى عنها شيء من الممكنات، بل كل وجود و كل كمال وجود فهو صادر عنه فائض من لدنه، فصار الحق حينئذ بصره الذي يبصر به، و سمعه الذي به يسمع، و قدرته التي بها يفعل، و علمه الذي به يعلم، وجوده الذي به يجود، فصار العارف حينئذ متخلقا بأخلاق الله في الحقيقة}}؛ مرآة العقول، ج ۱،۰ ص ۳۹۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۹.</ref>.
* و محقق طوسی می‌فرماید: "عارف چون از درخواست‌ها و اراده‌های خود تهی گردد، و [[محبّت]] [[حضرت حق]] بر [[عقل]] و [[روح]] و ادراکات او [[غلبه]] نماید، و تمامی امور خویش را به او وانهاده به تمامی آنچه او در حقّش [[اراده]] فرموده [[راضی]] گردد؛ [[خداوند متعال]] در [[عقل]] و [[قلب]] و قوای او [[متصرّف]] شده امور او را بنا بر آنچه خود می‌‌پسندد و بدان [[راضی]] است، [[تدبیر]] می‌‌فرماید. در اینجا [[اراده]] عارف در پرتو [[اراده]] [[حضرت حق]] قرار گرفته اشیاء را آنگونه که او [[اراده]] می‌‌فرماید، [[اراده]] می‌‌کند. [[خداوند متعال]] خود درباره اینان فرموده است: "و خود نمی‌خواهند مگر آنکه [[خداوند]] بخواهد"<ref>{{عربی| و قال المحقق الطوسي قدس الله روحه القدوسي: ان العارف إذا انقطع عن نفسه و اتصل بالحق رأى كل قدرة مستغرقة في قدرته المتعلقة بجميع المقدورات، و كل علم مستغرق في علمه الذي لا يعزب عنه شيء من الموجودات، و كل إرادة مستغرقة في إرادته التي لا يتأبى عنها شيء من الممكنات، بل كل وجود و كل كمال وجود فهو صادر عنه فائض من لدنه، فصار الحق حينئذ بصره الذي يبصر به، و سمعه الذي به يسمع، و قدرته التي بها يفعل، و علمه الذي به يعلم، وجوده الذي به يجود، فصار العارف حينئذ متخلقا بأخلاق الله في الحقيقة}}؛ مرآة العقول، ج ۱،۰ ص ۳۹۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۹.</ref>.
* این مطلب در برخی از [[اخبار]] مشکلة معدن‌های [[حکمت]] و [[اسرار]] که به [[تأویل]] این [[آیه]] پرداخته، بیان شده است. از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز [[روایت]] شده که ایشان فرمودند: "[[قلب]] [[مؤمن]] میان دو انگشت از انگشتان [[حضرت حق]] است، که هرگونه خواهد آن را دیگرگون می‌‌سازد". و به همین ترتیب، او در بقیّه جوارح و قوای او تصرّف می‌‌فرماید، همانگونه که او خود در خطاب به پیامبرش فرمود: "و تو هنگامی که تیر می‌‌افکنی تیر را نیافکنده‌ای، بلکه [[خداوند]] است که تیر می‌‌زند"، و همچنین فرمود: "آنان که با تو [[بیعت]] می‌‌کنند بتحقیق که با [[خداوند]] [[بیعت]] می‌‌کنند، دست [[خداوند]] بالای دست آنان است". از این‌روست که [[اطاعت]] از آنان، [[اطاعت خدا]]، و [[مخالفت]] با آنان [[مخالفت]] با خداست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۰.</ref>.
* این مطلب در برخی از [[اخبار]] مشکلة معدن‌های [[حکمت]] و [[اسرار]] که به [[تأویل]] این [[آیه]] پرداخته، بیان شده است. از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز [[روایت]] شده که ایشان فرمودند: "[[قلب]] [[مؤمن]] میان دو انگشت از انگشتان [[حضرت حق]] است، که هرگونه خواهد آن را دیگرگون می‌‌سازد". و به همین ترتیب، او در بقیّه جوارح و قوای او تصرّف می‌‌فرماید، همانگونه که او خود در خطاب به پیامبرش فرمود: "و تو هنگامی که تیر می‌‌افکنی تیر را نیافکنده‌ای، بلکه [[خداوند]] است که تیر می‌‌زند"، و همچنین فرمود: "آنان که با تو [[بیعت]] می‌‌کنند بتحقیق که با [[خداوند]] [[بیعت]] می‌‌کنند، دست [[خداوند]] بالای دست آنان است". از این‌روست که [[اطاعت]] از آنان، [[اطاعت خدا]]، و [[مخالفت]] با آنان [[مخالفت]] با خداست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۰.</ref>.
* بدین ترتیب معنای [[حدیث قدسی]] "من شنوائی او می‌‌شوم که بدان می‌‌شنود"، آشکار می‌گردد؛ و به همین ترتیب بقیّه مشاعر بواسطه [[نور]] او و [[تدبیر]] او ادارک می‌‌نمایند، که خود [[حضرت حق]] فرمود: "پس برای [[بهشت]] آماده‌اش می‌کنیم". محقّق [[طوسی]] نیز فرمود: "عارف چون از [[نفس]] خود منقطع و بحضرت [[حق]] متّصل گردد، تمامی قدرتها را در [[قدرت]] او مستغرق و نابود می‌‌بیند، و تمامی دانشها را در [[علم]] او ۔ که هیچ چیزی از آن پوشیده نیست -، محو می‌‌یابد؛ و همه اراده‌ها را در [[اراده]] او که هیچ چیزی را [[توان]] [[مخالفت]] با آن نیست -، مستهلک می‌‌یابد؛ بلکه تمام وجود و هر [[کمال وجودی]] را صادر از او و جوشان از [[ناحیه]] او می‌‌یابد. در این حال [[حضرت حق]] بینائی او که بدان می‌‌بیند، و شنوائی او که بدان می‌‌شنود، و [[قدرت]] او که بدان انجام می‌‌دهد، و [[دانش]] او که بدان می‌‌یابد، و [[بخشش]] او که بدان می‌‌بخشد، می‌گردد؛ در این حالت، عارف متخلّق به [[اخلاق]] [[خداوند]] شده است"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۰.</ref>.
* بدین ترتیب معنای [[حدیث قدسی]] "من شنوائی او می‌‌شوم که بدان می‌‌شنود"، آشکار می‌گردد؛ و به همین ترتیب بقیّه مشاعر بواسطه [[نور]] او و [[تدبیر]] او ادارک می‌‌نمایند، که خود [[حضرت حق]] فرمود: "پس برای [[بهشت]] آماده‌اش می‌کنیم". محقّق [[طوسی]] نیز فرمود: "عارف چون از [[نفس]] خود منقطع و بحضرت [[حق]] متّصل گردد، تمامی قدرتها را در [[قدرت]] او مستغرق و نابود می‌‌بیند، و تمامی دانشها را در [[علم]] او ۔ که هیچ چیزی از آن پوشیده نیست - محو می‌‌یابد؛ و همه اراده‌ها را در [[اراده]] او که هیچ چیزی را [[توان]] [[مخالفت]] با آن نیست - مستهلک می‌‌یابد؛ بلکه تمام وجود و هر [[کمال وجودی]] را صادر از او و جوشان از [[ناحیه]] او می‌‌یابد. در این حال [[حضرت حق]] بینائی او که بدان می‌‌بیند، و شنوائی او که بدان می‌‌شنود، و [[قدرت]] او که بدان انجام می‌‌دهد، و [[دانش]] او که بدان می‌‌یابد، و [[بخشش]] او که بدان می‌‌بخشد، می‌گردد؛ در این حالت، عارف متخلّق به [[اخلاق]] [[خداوند]] شده است"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۰.</ref>.


== فوائد حبّ [[الهی]] ==
== فوائد حبّ [[الهی]] ==
خط ۴۵: خط ۴۵:
# '''جلوگیری از [[معصیت]]:''' چون این [[محبّت]] به مراتب شدید خود رسد، از [[انسان]] مُحب هیچ معصیتی صادر نمی‌شود؛ چرا که [[مخالفت]] با او و [[محبّت]] به او با هم ناسازگار نبوده هرگز در یک [[قلب]] جمع نمی‌شوند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۳.</ref>.
# '''جلوگیری از [[معصیت]]:''' چون این [[محبّت]] به مراتب شدید خود رسد، از [[انسان]] مُحب هیچ معصیتی صادر نمی‌شود؛ چرا که [[مخالفت]] با او و [[محبّت]] به او با هم ناسازگار نبوده هرگز در یک [[قلب]] جمع نمی‌شوند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۳.</ref>.
# '''لذّت بردن از [[عبادت]]:''' [[محب]] را هیچ لذّت بدنی یا [[مالی]] بالاتر از [[عبادت]] نخواهد بود؛ [[حضرت حق]] خود می‌‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«به آیات ما تنها کسانی ایمان دارند که چون آنها را بدیشان گوشزد کنند به سجده درمی‌افتند و پروردگارشان را با سپاس، پاک می‌خوانند و گردنکشی نمی‌ورزند از بسترها پهلو تهی می‌کنند (و برای نماز برمی‌خیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی کرده‌ایم می‌بخشند پس هیچ کس نمی‌داند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که می‌کردند نهفته‌اند» سوره سجده، آیه ۱۵-۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۳.</ref>.
# '''لذّت بردن از [[عبادت]]:''' [[محب]] را هیچ لذّت بدنی یا [[مالی]] بالاتر از [[عبادت]] نخواهد بود؛ [[حضرت حق]] خود می‌‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«به آیات ما تنها کسانی ایمان دارند که چون آنها را بدیشان گوشزد کنند به سجده درمی‌افتند و پروردگارشان را با سپاس، پاک می‌خوانند و گردنکشی نمی‌ورزند از بسترها پهلو تهی می‌کنند (و برای نماز برمی‌خیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی کرده‌ایم می‌بخشند پس هیچ کس نمی‌داند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که می‌کردند نهفته‌اند» سوره سجده، آیه ۱۵-۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۳.</ref>.
# '''تحصیل [[خلوص]]:''' به‌دست آوردن [[خلوص]] نیز تنها از این راه ممکن است. [[خلوص]] را [[قدر]] و منزلتی است که تنها اهل ا«از آن آگاهند؛ در این راستا همین بس که [[خلوص]]، معیار پذیرش تمامی [[کارها]] است؛ و هر عملی از آن رنگ نپذیرد، هرچند به ظاهر بزرگ باشد ارزشی نخواهد داشت. از آنجا که [[محبت]] را مراتب و درجاتی چند است- و برخی از [[عارفان]]، مراتب آن را بیش از ده مرتبه دانسته‌اند -، از این‌رو مراتب [[اخلاص]] نیز به همین صورت بوده هر اندازه [[محبت]] اضافه شود، به [[خلوص]] نیز اضافه می‌شود؛ تا آنجا که [[بنده]] به مقامی رسد که بتواند [[اخلاص]] را در بالاترین مراتب آن به‌دست آورد. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در همین [[مقام]] فرموده‌اند: "تو را از سر [[ترس]] از [[آتش]] و یا از سر [[طمع]] در [[بهشت]] [[عبادت]] نمی‌کنم، بلکه یافتمت که [[شایسته]] عبادتی از این‌رو به [[عبادت]] تو پرداختم"<ref>{{متن حدیث|" قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ :‏ مَا عَبَدْتُكَ‏ خَوْفاً مِنْ‏ نَارِكَ‏ وَ لَا طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ وَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك‏‏‏ ‏"}}</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۴.</ref>.
# '''تحصیل [[خلوص]]:''' به‌دست آوردن [[خلوص]] نیز تنها از این راه ممکن است. [[خلوص]] را [[قدر]] و منزلتی است که تنها اهل ا«از آن آگاهند؛ در این راستا همین بس که [[خلوص]]، معیار پذیرش تمامی [[کارها]] است؛ و هر عملی از آن رنگ نپذیرد، هرچند به ظاهر بزرگ باشد ارزشی نخواهد داشت. از آنجا که [[محبت]] را مراتب و درجاتی چند است- و برخی از [[عارفان]]، مراتب آن را بیش از ده مرتبه دانسته‌اند - از این‌رو مراتب [[اخلاص]] نیز به همین صورت بوده هر اندازه [[محبت]] اضافه شود، به [[خلوص]] نیز اضافه می‌شود؛ تا آنجا که [[بنده]] به مقامی رسد که بتواند [[اخلاص]] را در بالاترین مراتب آن به‌دست آورد. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در همین [[مقام]] فرموده‌اند: "تو را از سر [[ترس]] از [[آتش]] و یا از سر [[طمع]] در [[بهشت]] [[عبادت]] نمی‌کنم، بلکه یافتمت که [[شایسته]] عبادتی از این‌رو به [[عبادت]] تو پرداختم"<ref>{{متن حدیث|" قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ :‏ مَا عَبَدْتُكَ‏ خَوْفاً مِنْ‏ نَارِكَ‏ وَ لَا طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ وَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك‏‏‏ ‏"}}</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۴.</ref>.
# '''تحصیل [[مقام تسلیم]]:''' به‌دست آوردن [[مقام تسلیم]] و [[رضا]] در این شمار است. این [[مقام]] نیز دارای مراتبی است، که تنها با شدت گرفتن [[محبت]] در [[قلب]] تشدید می‌شود؛ تا آنگاه که [[بنده]] به مقامی رسد، که [[بلا]] را نه تنها [[بلا]] نداند، که آن را از [[الطاف]] پنهان یا آشکار [[حضرت حق]] دریابد!؛ سخن منقول از [[حضرت]] [[زینب]] {{س}} در مجلس [[ابن زیاد]]، که آنچنان حزن‌آور و وحشت‌خیز بود که قلب‌ها را قطعه قطعه می‌کرد، تنها از همین [[مقام تسلیم]] مطلق خبر می‌دهد: "هیج چیز بجز زیبائی ندیدم!" <ref>{{عربی| مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا }}؛ متقل مقرم، خطبه حضرت زینب {{س}}.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۴-۲۵۵.</ref>.
# '''تحصیل [[مقام تسلیم]]:''' به‌دست آوردن [[مقام تسلیم]] و [[رضا]] در این شمار است. این [[مقام]] نیز دارای مراتبی است، که تنها با شدت گرفتن [[محبت]] در [[قلب]] تشدید می‌شود؛ تا آنگاه که [[بنده]] به مقامی رسد، که [[بلا]] را نه تنها [[بلا]] نداند، که آن را از [[الطاف]] پنهان یا آشکار [[حضرت حق]] دریابد!؛ سخن منقول از [[حضرت]] [[زینب]] {{س}} در مجلس [[ابن زیاد]]، که آنچنان حزن‌آور و وحشت‌خیز بود که قلب‌ها را قطعه قطعه می‌کرد، تنها از همین [[مقام تسلیم]] مطلق خبر می‌دهد: "هیج چیز بجز زیبائی ندیدم!" <ref>{{عربی| مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا }}؛ متقل مقرم، خطبه حضرت زینب {{س}}.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۴-۲۵۵.</ref>.
# '''فریفته نشدن به [[اعمال]] خود:''' یکی از آثار [[محبّت]]، آنست که مُحب، عمل خود را هرچند در ظاهر بزرگ باشد در مقابل [[محبوب]] کوچک و بی‌ارزش می‌‌بیند؛ از این‌رو دائماً خجلت‌زده بوده عمل خود را لائق بارگاه [[معشوق]] نمی‌یابد؛ از آنسو، هر آنچه از [[محبوب]] ببیند، هرچند به ظاهر کوچک باشد در نظر او بزرگ است و ارزشمند؛ از این‌رو باز در مقابل [[الطاف]] او خجلت‌زده و شرمگین است!. [[محبّان]] هرگز گرد مکروهات نیز نمی‌گردند؛ چرا که آن را در مقابل محبوبی که از آن [[نهی]] نموده است، بزرگ می‌‌شمارند. در بسیاری از [[روایات]]، از گریه‌های [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در برابر گناهانی که انجام داده‌اند، سخن رفته است. در این [[روایات]]، ایشان خود را [[گناه]] کار خوانده‌اند و از [[حضرت حق]] طلب پوزش کرده‌اند. این از آنروست که، ایشان در چنان مرتبه‌ای از [[محبّت]] واقع شده‌اند که توجّه به غیر [[حضرت حق]] را نیز [[گناه]] برشمرده، از آن [[استغفار]] می‌‌کنند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۵.</ref>.
# '''فریفته نشدن به [[اعمال]] خود:''' یکی از آثار [[محبّت]]، آنست که مُحب، عمل خود را هرچند در ظاهر بزرگ باشد در مقابل [[محبوب]] کوچک و بی‌ارزش می‌‌بیند؛ از این‌رو دائماً خجلت‌زده بوده عمل خود را لائق بارگاه [[معشوق]] نمی‌یابد؛ از آنسو، هر آنچه از [[محبوب]] ببیند، هرچند به ظاهر کوچک باشد در نظر او بزرگ است و ارزشمند؛ از این‌رو باز در مقابل [[الطاف]] او خجلت‌زده و شرمگین است!. [[محبّان]] هرگز گرد مکروهات نیز نمی‌گردند؛ چرا که آن را در مقابل محبوبی که از آن [[نهی]] نموده است، بزرگ می‌‌شمارند. در بسیاری از [[روایات]]، از گریه‌های [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در برابر گناهانی که انجام داده‌اند، سخن رفته است. در این [[روایات]]، ایشان خود را [[گناه]] کار خوانده‌اند و از [[حضرت حق]] طلب پوزش کرده‌اند. این از آنروست که، ایشان در چنان مرتبه‌ای از [[محبّت]] واقع شده‌اند که توجّه به غیر [[حضرت حق]] را نیز [[گناه]] برشمرده، از آن [[استغفار]] می‌‌کنند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۵.</ref>.
خط ۶۰: خط ۶۰:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده: مدخل]]
[[رده: دوستی برای خدا]]
[[رده:فضایل اخلاقی]]
[[رده:فضایل اخلاقی]]
[[رده:مدخل دانش اخلاق اسلامی]]
[[رده:مدخل دانش اخلاق اسلامی]]
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش