مسجد قبا در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">\n: +)) |
(←پانویس) |
||
(۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = مسجد قبا | |||
| عنوان مدخل = مسجد قبا | |||
| مداخل مرتبط = [[مسجد قبا در تاریخ اسلامی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
در پی افزایش فشارها و بدرفتاریهای [[مشرکان]] [[مکه]] و سرانجام، | در پی افزایش فشارها و بدرفتاریهای [[مشرکان]] [[مکه]] و سرانجام، تصمیم آنها به [[قتل]] شبانه [[رسول خدا]] {{صل}}، آن حضرت که به دست فرشته وحی از [[توطئه]] مشرکان خبردار شده بود، تصمیم گرفتند هرچه زودتر به [[مدینه]] [[مهاجرت]] کنند. [[علی بن ابیطالب]] {{ع}} در شبی که قرار بود [[رسول اکرم]] {{صل}} کشته شود، در بستر او خوابید و مهمترین [[هجرت]] [[تاریخ]] آغاز شد. [[مسلمانان]] [[مدینه]] که از حرکت [[پیامبر]] {{صل}} به سوی شهرشان [[آگاه]] شده بودند، آماده بودند تا مقدم [[پیامبر]] {{صل}} را گرامی بدارند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۸۰.</ref>. | ||
پس از چند روز [[انتظار]]، سرانجام. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در روز | پس از چند روز [[انتظار]]، سرانجام. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در روز دوشنبه، دوازدهم [[ربیعالاول]] به محله "قبا" که یکی از محلههای [[یثرب]] به شمار میآید<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ص۱۸۰؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۶۳.</ref> وارد شد. آن حضرت تا [[روز جمعه]] در [[قبا]] بود<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ص۲۶۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴؛ علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۲۷۹.</ref>. | ||
[[پیامبر]]{{صل}} در مدت کوتاهی که در [[قبا]] بودند [[دستور]] ساختن مسجد قبا را صادر کردند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ص۲۶۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴غ علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۲۷۹.</ref> و این، نخستین مسجدی بود که در [[اسلام]] بنا میشد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۵۰۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۹۴.</ref>.<ref>[[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[اقدامات اولیه پیامبر (مقاله)|اقدامات اولیه پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، | [[پیامبر]] {{صل}} در مدت کوتاهی که در [[قبا]] بودند [[دستور]] ساختن مسجد قبا را صادر کردند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ص۲۶۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴غ علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۲۷۹.</ref> و این، نخستین مسجدی بود که در [[اسلام]] بنا میشد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۵۰۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۹۴.</ref>.<ref>[[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[اقدامات اولیه پیامبر (مقاله)|اقدامات اولیه پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص ۱۴۸ ـ ۱۴۹.</ref> | ||
== | == [[پیامبر]] {{صل}} در [[قباء]] == | ||
مورّخان و [[محدّثان]] را [[عقیده]] بر این است که [[رسول اکرم]] {{صل}} پس از استقبال با شکوه و به یاد ماندنی [[مسلمانان]] به قباء آمد و در [[قبیله]] [[بنی عمرو بن عوف]] بر [[کلثوم بن هدم]] وارد شد. در آن [[روز]] [[ابو بکر]] پافشاری میکرد تا وارد [[مدینه]] شوند، امّا [[رسول خدا]] {{صل}} او را رد کرد و فرمود: از آنجا نخواهد رفت تا [[پسر عمو]]، [[برادر]] و محبوبترین خانوادهاش و کسی که [[جان]] خود را فدای او کرد، بیاید... . | |||
==منابع== | ابو بکر ناراحت و دلگیر شد. او از پیامبر {{صل}} جدا و در همان شب وارد مدینه گشت، امّا رسول خدا {{صل}} در قباء ماند تا در نیمه [[ربیع الاول]]، علی {{ع}} با فاطمههای همراه خویش (فاطمه بنت [[رسول]]، [[فاطمه بنت اسد]]، [[فاطمه بنت زبیر بن عبد المطلب]]) و [[امّ ایمن]]<ref>بحارالانوار، ج۱۹، ص۱۰۶، ۱۱۵- ۱۱۶؛ اعلام الوری، ص۶۶؛ امالی طوسی، ج۲، ص۸۳؛ الفصول المهمه، ص۳۵. </ref> به آن [[حضرت]] پیوستند و مهمان<ref>بنگرید: امتاع الاسماع، ص۴۸.</ref> [[کلثوم]] بن هدم هدم شدند<ref>بحار الانوار، ج۱۹، ص۱۰۶؛ البدایة و النهایه، ج۳، ص۱۹۷.</ref>. برخی را عقیده بر این است که [[زید بن حارثه]] و [[ابو رافع]] [[زنان]] را همراه خود آوردند. | ||
حلبی در رفع تنافی این دو [[روایت]] میگوید: احتمال دارد که وقتی پیامبر {{صل}} [[نامه]] را از قباء برای علی {{صل}} میفرستاد، این دو نفر هم با او بودند و در راه با علی {{ع}} همراه شدند و با حضرت برگشتند<ref>سیره حلبی، ج۲، ص۵۳.</ref>. از اینرو برخی آوردن زنان را به آن دو نسبت داده و نقش مثال زدنی و موضع [[قوی]] [[امیر المؤمنین]] {{ع}} در [[دفاع]] از آنان را به عمد نادیده گرفتهاند<ref>[[سید جعفر مرتضی عاملی|عاملی، سید جعفر مرتضی]]، [[سیرت جاودانه ج۱ (کتاب)|سیرت جاودانه ج۱]]، ص ۴۷۰.</ref>. | |||
=== تأسیس [[مسجد قباء]] === | |||
رسول اکرم {{صل}} در مدتی که در قباء بود، [[مسجد]] معروف قباء را بنا نهاد. به نظر میرسد که صاحب این [[اندیشه]] و بنیانگذار نخست این مسجد، [[عمّار]] بن [[یاسر]] باشد<ref>وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۵۰؛ سیره حلبی، ج۲، ص۵۵.</ref>. این مسجد همان مسجدی است که این [[آیه مبارکه]] در [[شأن]] آن نازل شد: {{متن قرآن|لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ}}<ref>«هیچگاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بیگمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهادهاند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی؛ در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست میدارند و خداوند پاکیزگان را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۱۰۸.</ref>. | |||
به تصریح برخی از مورّخان همچون [[ابن جوزی]]، [[مسجد قباء]]، نخستین مسجدی است که در [[اسلام]] ساخته شد<ref>وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۵۰؛ سیره حلبی، ج۲، ص۵۵؛ بنگرید: التراتیب الاداریه، ج۲، ص۷۶.</ref>. به نظر میرسد که برخی از [[زنان]] در ساخت [[مسجد]] مشارکت فعّال داشتهاند. از [[ابن ابی اوفی]] [[روایت]] شده که چون همسرش مرد، میگفت: او را بر دوش [[تشییع]] کنید و در این باره رغبت ورزید. او و موالیانش شبانه برای مسجدی که بر اساس [[تقوا]] ساخته شده، سنگ میآوردند و ما در [[روز]]، دو سنگ، دو سنگ<ref>مجمع الزوائد، ج۲، ص۱۰؛ حیاة الصحابة، ج۳، ص۱۱۲.</ref>. | |||
چنین به نظر میرسد که ساخت مسجد قباء پس از ورود علی {{ع}} شروع شده است؛ زیرا در روایت است که [[رسول خدا]] {{صل}} به [[ابو بکر]] فرمود که سوار [[ناقه]] شود و آن را حرکت دهد تا بر اساس گردش حیوان، نقشه مسجد را بکشند، امّا ناقه برنخاست. سپس به عمر فرمود. این بار نیز شتر برنخاست تا این که به علی {{ع}} فرمود. ناقه بلافاصله برخاست و دوری زد. بدین ترتیب مسجد بر حسب گردش شتر بنیان نهاده شد. رسول خدا {{صل}} فرمود: این- شتر- [[مأمور]] است<ref>وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۵۱؛ تاریخ الخمیس، ج۱، ص۳۳۸؛ تاریخ جرجان، ص۱۴۴.</ref>.<ref>[[سید جعفر مرتضی عاملی|عاملی، سید جعفر مرتضی]]، [[سیرت جاودانه ج۱ (کتاب)|سیرت جاودانه ج۱]]، ص ۴۷۱.</ref> | |||
=== [[نماز جمعه]] در [[قباء]] === | |||
گفته میشود: رسول خدا {{صل}} نماز جمعه را در قباء یا در سر راه قباء به [[مدینه]] اقامه فرمود<ref>سیره حلبی، ج۲، ص۹؛ تاریخ المدینه، ج۱، ص۶۸.</ref>. برخی را [[عقیده]] بر این است که نماز جمعه در [[مکّه]] [[واجب]] شد، امّا به علّت عدم تمکّن نتوانستند در مکّه اقامه کنند<ref>سیره حلبی، ج۲، ص۹، ۱۲، ۵۹.</ref>. شاید ابن غرس به همین مطلب اشاره داشته باشد، آنجا که میگوید: «هرگز در [[مکّه]] [[نماز جمعه]] اقامه نشد»<ref>سیره حلبی، ج۲، ص۵۹؛ الاتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۳۷.</ref>. ممکن است، در [[وجوب]] نماز جمعه به این زودی در [[مدینه]] هم تردید کنند. | |||
به این اعتبار که [[سوره جمعه]] سالها پس از [[هجرت]] فرود آمد و بلکه از آخرین [[سورههای قرآن]] است که نازل شد<ref>الاتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۱، ۱۱- ۱۳.</ref>. امّا این تردید بیمورد است؛ زیرا سوره جمعه نظر به [[تشریع]] نماز جمعه ندارد، بلکه از [[لزوم]] سعی برای شرکت در [[نماز]] جمعهای سخن میگوید که اقامه میشود. بنابراین ممکن است، نماز جمعه پیش از این تشریع شده باشد، امّا برخی از [[مسلمانان]] برای شرکت در آن، [[سستی]] و [[سهل]] انگاری میکردند. از اینرو این [[سوره]] [[مبارکه]] نازل شد تا آنان برای حضور در این [[مراسم]] مهم برانگیزد. شاید همین سهلانگاران و کاهلان بودند که [[رسول اکرم]] {{صل}} آنان را [[تهدید]] کرد که اگر به ترک نماز جمعه ادامه دهند، خانههایشان را [[آتش]] خواهد زد<ref>در این باره به کتب تاریخ و حدیث مراجعه کنید.</ref>. | |||
این اشکال هم که اگر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نماز جمعه را در [[قباء]] خوانده باشد، بدان معنی است که آن را در [[سفر]] اقامه کرده است؛ اشکال بیموردی است؛ زیرا احتمال میرود [[رسول خدا]] {{صل}} در قباء [[نیّت]] اقامه کرد تا علی {{ع}} و همراهان او برسند. چه [[حضرت]] میدانست که آمدنشان بیش از ده [[روز]] طول خواهد کشید. چنان که گفتهاند: رسول اکرم {{صل}} پانزده روز در قباء بود<ref>بحار الانوار، ج۱۹، ص۱۰۶؛ سیره حلبی، ج۲، ص۵۵.</ref>. همچنان که احتمال میرود در آن [[روزگار]] محله قباء یکی از محلههای مدینه محسوب میشد. بدین ترتیب هر کس به قباء میرسید، چنان بود که به مدینه رسیده است<ref>[[سید جعفر مرتضی عاملی|عاملی، سید جعفر مرتضی]]، [[سیرت جاودانه ج۱ (کتاب)|سیرت جاودانه ج۱]]، ص ۴۷۲.</ref>. | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[اقدامات اولیه پیامبر (مقاله)|اقدامات اولیه پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱''']] | # [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[اقدامات اولیه پیامبر (مقاله)|اقدامات اولیه پیامبر]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱''']] | ||
# [[پرونده:13790010.jpg|22px]] [[سید جعفر مرتضی عاملی|عاملی، سید جعفر مرتضی]]، [[سیرت جاودانه ج۱ (کتاب)|'''سیرت جاودانه ج۱''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:مسجد قبا]] | [[رده:مسجد قبا]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲ نوامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۲۸
مقدمه
در پی افزایش فشارها و بدرفتاریهای مشرکان مکه و سرانجام، تصمیم آنها به قتل شبانه رسول خدا (ص)، آن حضرت که به دست فرشته وحی از توطئه مشرکان خبردار شده بود، تصمیم گرفتند هرچه زودتر به مدینه مهاجرت کنند. علی بن ابیطالب (ع) در شبی که قرار بود رسول اکرم (ص) کشته شود، در بستر او خوابید و مهمترین هجرت تاریخ آغاز شد. مسلمانان مدینه که از حرکت پیامبر (ص) به سوی شهرشان آگاه شده بودند، آماده بودند تا مقدم پیامبر (ص) را گرامی بدارند[۱].
پس از چند روز انتظار، سرانجام. پیامبر اکرم (ص) در روز دوشنبه، دوازدهم ربیعالاول به محله "قبا" که یکی از محلههای یثرب به شمار میآید[۲] وارد شد. آن حضرت تا روز جمعه در قبا بود[۳].
پیامبر (ص) در مدت کوتاهی که در قبا بودند دستور ساختن مسجد قبا را صادر کردند[۴] و این، نخستین مسجدی بود که در اسلام بنا میشد[۵].[۶]
پیامبر (ص) در قباء
مورّخان و محدّثان را عقیده بر این است که رسول اکرم (ص) پس از استقبال با شکوه و به یاد ماندنی مسلمانان به قباء آمد و در قبیله بنی عمرو بن عوف بر کلثوم بن هدم وارد شد. در آن روز ابو بکر پافشاری میکرد تا وارد مدینه شوند، امّا رسول خدا (ص) او را رد کرد و فرمود: از آنجا نخواهد رفت تا پسر عمو، برادر و محبوبترین خانوادهاش و کسی که جان خود را فدای او کرد، بیاید... .
ابو بکر ناراحت و دلگیر شد. او از پیامبر (ص) جدا و در همان شب وارد مدینه گشت، امّا رسول خدا (ص) در قباء ماند تا در نیمه ربیع الاول، علی (ع) با فاطمههای همراه خویش (فاطمه بنت رسول، فاطمه بنت اسد، فاطمه بنت زبیر بن عبد المطلب) و امّ ایمن[۷] به آن حضرت پیوستند و مهمان[۸] کلثوم بن هدم هدم شدند[۹]. برخی را عقیده بر این است که زید بن حارثه و ابو رافع زنان را همراه خود آوردند.
حلبی در رفع تنافی این دو روایت میگوید: احتمال دارد که وقتی پیامبر (ص) نامه را از قباء برای علی (ص) میفرستاد، این دو نفر هم با او بودند و در راه با علی (ع) همراه شدند و با حضرت برگشتند[۱۰]. از اینرو برخی آوردن زنان را به آن دو نسبت داده و نقش مثال زدنی و موضع قوی امیر المؤمنین (ع) در دفاع از آنان را به عمد نادیده گرفتهاند[۱۱].
تأسیس مسجد قباء
رسول اکرم (ص) در مدتی که در قباء بود، مسجد معروف قباء را بنا نهاد. به نظر میرسد که صاحب این اندیشه و بنیانگذار نخست این مسجد، عمّار بن یاسر باشد[۱۲]. این مسجد همان مسجدی است که این آیه مبارکه در شأن آن نازل شد: ﴿لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ﴾[۱۳].
به تصریح برخی از مورّخان همچون ابن جوزی، مسجد قباء، نخستین مسجدی است که در اسلام ساخته شد[۱۴]. به نظر میرسد که برخی از زنان در ساخت مسجد مشارکت فعّال داشتهاند. از ابن ابی اوفی روایت شده که چون همسرش مرد، میگفت: او را بر دوش تشییع کنید و در این باره رغبت ورزید. او و موالیانش شبانه برای مسجدی که بر اساس تقوا ساخته شده، سنگ میآوردند و ما در روز، دو سنگ، دو سنگ[۱۵].
چنین به نظر میرسد که ساخت مسجد قباء پس از ورود علی (ع) شروع شده است؛ زیرا در روایت است که رسول خدا (ص) به ابو بکر فرمود که سوار ناقه شود و آن را حرکت دهد تا بر اساس گردش حیوان، نقشه مسجد را بکشند، امّا ناقه برنخاست. سپس به عمر فرمود. این بار نیز شتر برنخاست تا این که به علی (ع) فرمود. ناقه بلافاصله برخاست و دوری زد. بدین ترتیب مسجد بر حسب گردش شتر بنیان نهاده شد. رسول خدا (ص) فرمود: این- شتر- مأمور است[۱۶].[۱۷]
نماز جمعه در قباء
گفته میشود: رسول خدا (ص) نماز جمعه را در قباء یا در سر راه قباء به مدینه اقامه فرمود[۱۸]. برخی را عقیده بر این است که نماز جمعه در مکّه واجب شد، امّا به علّت عدم تمکّن نتوانستند در مکّه اقامه کنند[۱۹]. شاید ابن غرس به همین مطلب اشاره داشته باشد، آنجا که میگوید: «هرگز در مکّه نماز جمعه اقامه نشد»[۲۰]. ممکن است، در وجوب نماز جمعه به این زودی در مدینه هم تردید کنند.
به این اعتبار که سوره جمعه سالها پس از هجرت فرود آمد و بلکه از آخرین سورههای قرآن است که نازل شد[۲۱]. امّا این تردید بیمورد است؛ زیرا سوره جمعه نظر به تشریع نماز جمعه ندارد، بلکه از لزوم سعی برای شرکت در نماز جمعهای سخن میگوید که اقامه میشود. بنابراین ممکن است، نماز جمعه پیش از این تشریع شده باشد، امّا برخی از مسلمانان برای شرکت در آن، سستی و سهل انگاری میکردند. از اینرو این سوره مبارکه نازل شد تا آنان برای حضور در این مراسم مهم برانگیزد. شاید همین سهلانگاران و کاهلان بودند که رسول اکرم (ص) آنان را تهدید کرد که اگر به ترک نماز جمعه ادامه دهند، خانههایشان را آتش خواهد زد[۲۲].
این اشکال هم که اگر پیامبر اکرم (ص) نماز جمعه را در قباء خوانده باشد، بدان معنی است که آن را در سفر اقامه کرده است؛ اشکال بیموردی است؛ زیرا احتمال میرود رسول خدا (ص) در قباء نیّت اقامه کرد تا علی (ع) و همراهان او برسند. چه حضرت میدانست که آمدنشان بیش از ده روز طول خواهد کشید. چنان که گفتهاند: رسول اکرم (ص) پانزده روز در قباء بود[۲۳]. همچنان که احتمال میرود در آن روزگار محله قباء یکی از محلههای مدینه محسوب میشد. بدین ترتیب هر کس به قباء میرسید، چنان بود که به مدینه رسیده است[۲۴].
منابع
پانویس
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۸۰.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ص۱۸۰؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۶۳.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ص۲۶۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴؛ علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۲۷۹.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ص۲۶۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴غ علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۲۷۹.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۹۴؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۵۰۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۹۴.
- ↑ قاضی خانی، حسین، اقدامات اولیه پیامبر، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص ۱۴۸ ـ ۱۴۹.
- ↑ بحارالانوار، ج۱۹، ص۱۰۶، ۱۱۵- ۱۱۶؛ اعلام الوری، ص۶۶؛ امالی طوسی، ج۲، ص۸۳؛ الفصول المهمه، ص۳۵.
- ↑ بنگرید: امتاع الاسماع، ص۴۸.
- ↑ بحار الانوار، ج۱۹، ص۱۰۶؛ البدایة و النهایه، ج۳، ص۱۹۷.
- ↑ سیره حلبی، ج۲، ص۵۳.
- ↑ عاملی، سید جعفر مرتضی، سیرت جاودانه ج۱، ص ۴۷۰.
- ↑ وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۵۰؛ سیره حلبی، ج۲، ص۵۵.
- ↑ «هیچگاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بیگمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهادهاند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی؛ در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست میدارند و خداوند پاکیزگان را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۱۰۸.
- ↑ وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۵۰؛ سیره حلبی، ج۲، ص۵۵؛ بنگرید: التراتیب الاداریه، ج۲، ص۷۶.
- ↑ مجمع الزوائد، ج۲، ص۱۰؛ حیاة الصحابة، ج۳، ص۱۱۲.
- ↑ وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۵۱؛ تاریخ الخمیس، ج۱، ص۳۳۸؛ تاریخ جرجان، ص۱۴۴.
- ↑ عاملی، سید جعفر مرتضی، سیرت جاودانه ج۱، ص ۴۷۱.
- ↑ سیره حلبی، ج۲، ص۹؛ تاریخ المدینه، ج۱، ص۶۸.
- ↑ سیره حلبی، ج۲، ص۹، ۱۲، ۵۹.
- ↑ سیره حلبی، ج۲، ص۵۹؛ الاتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۳۷.
- ↑ الاتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۱، ۱۱- ۱۳.
- ↑ در این باره به کتب تاریخ و حدیث مراجعه کنید.
- ↑ بحار الانوار، ج۱۹، ص۱۰۶؛ سیره حلبی، ج۲، ص۵۵.
- ↑ عاملی، سید جعفر مرتضی، سیرت جاودانه ج۱، ص ۴۷۲.