حکمت در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۶۲۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'ه. ق.' به 'ﻫ.ق')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = حکمت
| موضوع مرتبط = حکمت
| عنوان مدخل  = [[حکمت]]
| عنوان مدخل  = حکمت
| مداخل مرتبط = [[حکمت در لغت]] - [[حکمت در قرآن]] - [[حکمت در حدیث]] - [[حکمت در نهج البلاغه]] - [[حکمت در اخلاق اسلامی]] - [[حکمت در کلام اسلامی]] - [[حکمت در فقه سیاسی]] - [[حکمت در معارف دعا و زیارات]] - [[حکمت در معارف و سیره سجادی]]
| مداخل مرتبط = [[حکمت در لغت]] - [[حکمت در قرآن]] - [[حکمت در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[حکمت در حدیث]] - [[حکمت در نهج البلاغه]] - [[حکمت در اخلاق اسلامی]] - [[حکمت در کلام اسلامی]] - [[حکمت در فقه سیاسی]] - [[حکمت در معارف دعا و زیارات]] - [[حکمت در معارف و سیره سجادی]] - [[حکمت در معارف و سیره حسینی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۸: خط ۸:
== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
=== معنای لغوی ===
=== معنای لغوی ===
این لغت به [[علوم]] عمیق و برهانی و اشراقات محکم و متقنی گفته می‌شود که هیچ [[شک]] و شبهه‌ای در آن نباشد. اصل این واژه از «[[حکم]]» به معنای جلوگیری و کنترل کردن گرفته شده؛ چنان که به لگام است که آن حیوان را کنترل می‌کند و مانع [[سرپیچی]] از صاحبش می‌شود «حکمة الدابة» گویند. بر این اساس، [[حکمت]] کمالی است که صاحبش را از [[اخلاق]] اراذل و امور [[زشت]] [[حفظ]] می‌کند<ref>المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر (للرافعی)، ج۲، ص۱۴۵.</ref> و یا از [[جهل و نادانی]] منع می‌کند<ref>معجم مقاییس اللغة (ط. مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ ﻫ.ق)، ج۲، ص۹۱.</ref>. برخی دیگر، حکمت را منع کردن به قصد [[اصلاح]] معنا کرده‌اند. در نتیجه، می‌توان حکمت را [[معرفت]] عمیق و دقیق به عالم، بر اساس [[علم]] و [[عقل]] تعریف کرد که موجب معرفت به موجودات و [[توفیق]] در انجام کارهای خیر می‌شود<ref>مفردات ألفاظ القرآن، ص۲۴۸.</ref>. چون [[حکیم]] مثل علیم، از اوصاف کمالی و وجودی است، اصل حکمت نزد [[حق]] است و به هر کس بخواهد به مقدار ظرفیت و قابلیتی که دارد [[افاضه]] می‌نماید:
این لغت به [[علوم]] عمیق و برهانی و اشراقات محکم و متقنی گفته می‌شود که هیچ [[شک]] و شبهه‌ای در آن نباشد. اصل این واژه از «[[حکم]]» به معنای جلوگیری و کنترل کردن گرفته شده؛ چنان که به لگام است که آن حیوان را کنترل می‌کند و مانع [[سرپیچی]] از صاحبش می‌شود «حکمة الدابة» گویند. بر این اساس، [[حکمت]] کمالی است که صاحبش را از [[اخلاق]] اراذل و امور [[زشت]] [[حفظ]] می‌کند<ref>المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر (للرافعی)، ج۲، ص۱۴۵.</ref> و یا از [[جهل و نادانی]] منع می‌کند<ref>معجم مقاییس اللغة (ط. مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ ﻫ.ق)، ج۲، ص۹۱.</ref>. برخی دیگر، حکمت را منع کردن به قصد [[اصلاح]] معنا کرده‌اند. در نتیجه، می‌توان حکمت را [[معرفت]] عمیق و دقیق به عالم، بر اساس [[علم]] و [[عقل]] تعریف کرد که موجب معرفت به موجودات و [[توفیق]] در انجام کارهای خیر می‌شود<ref>مفردات ألفاظ القرآن، ص۲۴۸.</ref>. چون [[حکیم]] مثل علیم، از اوصاف کمالی و وجودی است، اصل حکمت نزد [[حق]] است و به هر کس بخواهد به مقدار ظرفیت و قابلیتی که دارد افاضه می‌نماید:
{{متن قرآن|يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی می‌بخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان داده‌اند؛ و جز خردمندان در یاد نمی‌گیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۳۴۸.</ref>
{{متن قرآن|يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی می‌بخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان داده‌اند؛ و جز خردمندان در یاد نمی‌گیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵]]، ص ۳۴۸.</ref>


== نکاتی پیرامون واژه حکمت ==
== نکاتی پیرامون واژه حکمت ==
# حکمت درباره [[پروردگار]] ([[حکمت الهی]]) به معنی ایجاد عالم در نهایت [[احکام]] و إتقان است و درباره [[انسان]]، یعنی [[معرفت شهودی]] عالم و [[اسرار]] آن. انسان حکیم کسی است که اولاً، صاحب اصلی حکمت یعنی [[خداوند یکتا]] را به خوبی می‌شناسد؛ ثانیاً، از آنجا به [[نظام احسن]] و اتقن عالم و دقایق، رموز و اسرار [[معارف قرآن]] به خوبی واقف است<ref>لسان العرب (ط. دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع دار صادر، ۱۴۱۴ ﻫ.ق)، ج۱۲، ص۱۴۰.</ref> و ثالثاً، خود نیز در عمل آراسته به [[حلم]] و [[عدل]] است؛ زیرا [[حکیم]] در صفات، اقرب و اشبه [[مخلوقات]] به [[حق]] است.
# حکمت درباره [[پروردگار]] ([[حکمت الهی]]) به معنی ایجاد عالم در نهایت [[احکام]] و إتقان است و درباره [[انسان]]، یعنی معرفت شهودی عالم و [[اسرار]] آن. انسان حکیم کسی است که اولاً، صاحب اصلی حکمت یعنی [[خداوند یکتا]] را به خوبی می‌شناسد؛ ثانیاً، از آنجا به [[نظام احسن]] و اتقن عالم و دقایق، رموز و اسرار [[معارف قرآن]] به خوبی واقف است<ref>لسان العرب (ط. دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع دار صادر، ۱۴۱۴ ﻫ.ق)، ج۱۲، ص۱۴۰.</ref> و ثالثاً، خود نیز در عمل آراسته به [[حلم]] و [[عدل]] است؛ زیرا [[حکیم]] در صفات، اقرب و اشبه [[مخلوقات]] به [[حق]] است.
# برخی اهل لغت، اصل در معنای این واژه را [[حکم]] کردن در قضایا و حمل [[قطعی]] و جزمی محمول بر موضوع گفته‌اند؛ لذا حکیم کسی است که در مسائل [[علمی]] و [[معارف]] ربانی و [[علوم قرآنی]]، به طور جزمی و بدون تردید حکم می‌کند<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۲، ص۲۶۴.</ref>. در [[فرهنگ قرآن]]، کسی می‌تواند در [[اسرار]] عالم و [[امور غیبی]] و یا در [[حل منازعات]] [[اجتماعی]] و یا [[احکام دینی]] به طور قطعی حکم کند که {{عربی|مؤید من عند الله}} باشد؛ زیرا چنین علمی اختصاص به [[پروردگار]] دارد و [[خداوند]] تنها [[بندگان خاص]] خود را که از [[ابتلائات]] و [[آزمایش‌های الهی]] سربلند بیرون آمده‌اند، بر آن مطلع می‌نماید: {{متن قرآن|اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ * إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ * وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ * وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ}}<ref>«بر آنچه می‌گویند، شکیبا باش و از بنده ما داود توانمند یاد کن که اهل بازگشت (و توبه) بود * ما کوه‌ها را رام گرداندیم که با وی در پایان روز و بامدادان نیایش می‌کردند * و (نیز) پرندگان را در حالی که (بر او) گرد آورده بودیم به سوی او باز می‌گشتند * و فرمانروایی او را استوار کردیم و به او فرزانگی و گفتار پایانبخش (در داوری) دادیم» سوره ص، آیه ۱۷-۲۰.</ref>.
# برخی اهل لغت، اصل در معنای این واژه را [[حکم]] کردن در قضایا و حمل [[قطعی]] و جزمی محمول بر موضوع گفته‌اند؛ لذا حکیم کسی است که در مسائل [[علمی]] و معارف ربانی و [[علوم قرآنی]]، به طور جزمی و بدون تردید حکم می‌کند<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۲، ص۲۶۴.</ref>. در فرهنگ قرآن، کسی می‌تواند در [[اسرار]] عالم و [[امور غیبی]] و یا در حل منازعات [[اجتماعی]] و یا احکام دینی به طور قطعی حکم کند که {{عربی|مؤید من عند الله}} باشد؛ زیرا چنین علمی اختصاص به [[پروردگار]] دارد و [[خداوند]] تنها بندگان خاص خود را که از [[ابتلائات]] و [[آزمایش‌های الهی]] سربلند بیرون آمده‌اند، بر آن مطلع می‌نماید: {{متن قرآن|اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ * إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ * وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ * وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ}}<ref>«بر آنچه می‌گویند، شکیبا باش و از بنده ما داود توانمند یاد کن که اهل بازگشت (و توبه) بود * ما کوه‌ها را رام گرداندیم که با وی در پایان روز و بامدادان نیایش می‌کردند * و (نیز) پرندگان را در حالی که (بر او) گرد آورده بودیم به سوی او باز می‌گشتند * و فرمانروایی او را استوار کردیم و به او فرزانگی و گفتار پایانبخش (در داوری) دادیم» سوره ص، آیه ۱۷-۲۰.</ref>.
# بنابر آنچه اشاره شد، حکیم در [[قرآن]] به کسی اطلاق می‌شود که به [[افاضه]] و [[اشراق]] [[الهی]]، در مرتبه‌ای از [[معرفت]] و [[یقین]] باشد که در [[مراتب یقین]]، از [[علم الیقین]] به [[عین الیقین]] و سپس در مرتبه [[حق الیقین]] مستقر باشد<ref>المیزان فی تفسیر القرآن (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ ﻫ.ق)، ج۱۹، ص۵۷.</ref>. {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ...}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند * جز فرستاده‌ای را که بپسندد.».. سوره جن، آیه ۲۶.</ref>.
# بنابر آنچه اشاره شد، حکیم در [[قرآن]] به کسی اطلاق می‌شود که به افاضه و اشراق [[الهی]]، در مرتبه‌ای از [[معرفت]] و [[یقین]] باشد که در مراتب یقین، از [[علم الیقین]] به [[عین الیقین]] و سپس در مرتبه [[حق الیقین]] مستقر باشد<ref>المیزان فی تفسیر القرآن (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ ﻫ.ق)، ج۱۹، ص۵۷.</ref>. {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ...}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند * جز فرستاده‌ای را که بپسندد.».. سوره جن، آیه ۲۶.</ref>.
# در کلمات [[اهل بیت]] {{عم}}، [[حکمت]] در مقابل [[سفاهت]] و [[سطحی‌نگری]] به کار رفته. بر این مبنا، [[حکیم]] کسی است که [[معرفت]] کامل و [[علم]] جزمی به امور عالم و [[احکام]] و [[معارف الهی]] دارد. {{متن حدیث|عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ‏ {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی می‌بخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان داده‌اند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref> فَقَالَ إِنَّ‏ الْحِكْمَةَ الْمَعْرِفَةُ وَ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ فَمَنْ فَقُهَ مِنْكُمْ فَهُوَ حَكِيمٌ}}<ref>تفسیر العیاشی (ط. مکتبة العلمیة الإسلامیة. ۱۳۸۰ ﻫ.ق)، ج۱، ص۱۵۱.</ref>.
# در کلمات [[اهل بیت]] {{عم}}، [[حکمت]] در مقابل [[سفاهت]] و سطحی‌نگری به کار رفته. بر این مبنا، [[حکیم]] کسی است که [[معرفت]] کامل و [[علم]] جزمی به امور عالم و [[احکام]] و [[معارف الهی]] دارد. {{متن حدیث|عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ‏ {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی می‌بخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان داده‌اند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref> فَقَالَ إِنَّ‏ الْحِكْمَةَ الْمَعْرِفَةُ وَ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ فَمَنْ فَقُهَ مِنْكُمْ فَهُوَ حَكِيمٌ}}<ref>تفسیر العیاشی (ط. مکتبة العلمیة الإسلامیة. ۱۳۸۰ ﻫ.ق)، ج۱، ص۱۵۱.</ref>.
# به این ترتیب، کسی از سوی [[پروردگار]] لایق [[حکمت الهی]] می‌گردد که [[دل]] و [[روح]] او از [[شهوات]] و [[هواهای حیوانی]] [[مطهر]] باشد و چنین گوهری با کسب و تحصیل متعارف به دست نمی‌آید<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن (ط. ناصر خسرو، ۱۳۷۲ ه. ش.)، ج۱، ص۱۸۲ و ج۵، ص۲۱۳ و ج۱، ص۳۹۴.</ref>. در [[نصایح]] [[حضرت عیسی]] {{ع}} است که درباره حکمت می‌فرماید: {{متن حدیث|بِحَقٍّ أَقُولُ لَكُمْ إِنَّ الزَّرْعَ يَنْبُتُ فِي السَّهْلِ وَ لَا يَنْبُتُ فِي‏ الصَّفَا وَ كَذَلِكَ‏ الْحِكْمَةُ تَعْمُرُ فِي قَلْبِ الْمُتَوَاضِعِ وَ لَا تَعْمُرُ فِي قَلْبِ الْمُتَكَبِّرِ الْجَبَّارِ... الْقُلُوبُ مَا لَمْ تَخْرِقْهَا الشَّهَوَاتُ وَ يُدَنِّسْهَا الطَّمَعُ وَ يُقْسِهَا النَّعِيمُ فَسَوْفَ تَكُونُ أَوْعِيَةً لِلْحِكْمَةِ}}<ref>تحف العقول (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ ﻫ.ق)، ص۵۰۴.</ref>.
# به این ترتیب، کسی از سوی [[پروردگار]] لایق [[حکمت الهی]] می‌گردد که [[دل]] و [[روح]] او از [[شهوات]] و هواهای حیوانی [[مطهر]] باشد و چنین گوهری با کسب و تحصیل متعارف به دست نمی‌آید<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن (ط. ناصر خسرو، ۱۳۷۲ ه. ش.)، ج۱، ص۱۸۲ و ج۵، ص۲۱۳ و ج۱، ص۳۹۴.</ref>. در [[نصایح]] [[حضرت عیسی]] {{ع}} است که درباره حکمت می‌فرماید: {{متن حدیث|بِحَقٍّ أَقُولُ لَكُمْ إِنَّ الزَّرْعَ يَنْبُتُ فِي السَّهْلِ وَ لَا يَنْبُتُ فِي‏ الصَّفَا وَ كَذَلِكَ‏ الْحِكْمَةُ تَعْمُرُ فِي قَلْبِ الْمُتَوَاضِعِ وَ لَا تَعْمُرُ فِي قَلْبِ الْمُتَكَبِّرِ الْجَبَّارِ... الْقُلُوبُ مَا لَمْ تَخْرِقْهَا الشَّهَوَاتُ وَ يُدَنِّسْهَا الطَّمَعُ وَ يُقْسِهَا النَّعِيمُ فَسَوْفَ تَكُونُ أَوْعِيَةً لِلْحِكْمَةِ}}<ref>تحف العقول (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ ﻫ.ق)، ص۵۰۴.</ref>.
# با توجه به آنچه در معنای حکمت گفته شد، روشن می‌شود که حکمت به آن دسته از [[علوم]] جزمی و [[یقینی]] گفته می‌شود که با اشراقات [[باطنی]] و یا [[عنایات]] خاص ربانی، از طریق [[اولیای الهی]] {{عم}} به بندگانی که از ضمیری [[پاک]] و [[نفوس]] قدسی برخوردار باشند، [[عنایت]] می‌شود: {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللهِ {{صل}}:‏ مَنْ‏ أَخْلَصَ‏ لِلَّهِ‏ أَرْبَعِينَ‏ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ}}<ref>جامع الأخبار (للشعیری) (ط. مطبعة حیدریة، بی‌تا)، ص۹۴.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۳۴۸.</ref>
# با توجه به آنچه در معنای حکمت گفته شد، روشن می‌شود که حکمت به آن دسته از [[علوم]] جزمی و [[یقینی]] گفته می‌شود که با اشراقات [[باطنی]] و یا عنایات خاص ربانی، از طریق [[اولیای الهی]] {{عم}} به بندگانی که از ضمیری [[پاک]] و [[نفوس]] قدسی برخوردار باشند، عنایت می‌شود: {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللهِ {{صل}}:‏ مَنْ‏ أَخْلَصَ‏ لِلَّهِ‏ أَرْبَعِينَ‏ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ}}<ref>جامع الأخبار (للشعیری) (ط. مطبعة حیدریة، بی‌تا)، ص۹۴.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵]]، ص ۳۴۸.</ref>
 
==حکمت نظری و حکمت عملی==
[[حکمت]] به دو بخش نظری و عملی تقسیم می‌شود. حکمت نظری، [[علمی]] است که از هست‌ها و نیست‌ها بحث می‌کند؛ فلذا می‌تواند از هر موضوعی که واژه «موجود» بر آن [[صدق]] می‌کند، بحث کند. حکمت نظری به سه بخش [[حکمت الهی]]، حکمت ریاضی و حکمت طبیعی تقسیم می‌شود. حکمت عملی، علمی است که از بایدها و نبایدها سخن می‌گوید؛ و چون بایدها و نبایدها به [[انسان]] اختصاص دارند؛ لذا حکمت عملی نیز تنها مربوط به انسان می‌شود. از آنجایی که شئون زندگی انسان به سه بخش فردی، [[خانوادگی]] و [[اجتماعی]] تقسیم می‌شود، حکمت عملی نیز به سه شاخه [[اخلاق]]، [[تدبیر]] [[منزل]] و [[سیاست]] مدن منشعب می‌گردد.
 
بنابراین حکمت عملی از انسان «آنگونه که باید باشد» بحث می‌کند نه «آن‎گونه که هست»؛ و بایدها و نبایدهایی که از این حیث متوجه انسان است، بر دو گونه‌اند:
# بایدها و نبایدهایی که لازم‌اند تا [[انسانی]] سالم و بی‌عیب ساخته شود.
# بایدها و نبایدهایی که لازم‌اند تا افزون بر [[سلامت]] اصلی و [[فطری]] انسان، یک [[انسان کامل]] پرورش یابد. بایدها و نبایدهای قسم اول که نتیجه آنها [[تزکیه]]، تطهیر و [[تصفیه نفس]] است، مربوط به اخلاق‌اند؛ اما بایدها و نبایدهای قسم دوم مربوط به [[عرفان]]، سیر و سلوک عرفانی‌اند؛ و روشن است که قبل از بحث از «انسان کامل» باید از «انسان سالم» بحث شود؛ لذا بحث از اخلاق، بر بحث از عرفان مقدم است<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۲، ص۱۱۳؛ ج۵، صص ۴۲ و ۷۳.</ref>.<ref>[[احد ایمانی|ایمانی، احد]]، [[اخلاق و فرا اخلاق (کتاب)|اخلاق و فرا اخلاق]]، ص ۱۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵''']]
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵''']]
# [[پرونده:1100608.jpg|22px]] [[احد ایمانی|ایمانی، احد]]، [[اخلاق و فرا اخلاق (کتاب)|'''اخلاق و فرا اخلاق''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش