بدون خلاصۀ ویرایش
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== {{یادآوری پانویس}} {{پانویس}} +== پانویس == {{پانویس}})) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[خیانت در قرآن]] - [[خیانت در فقه سیاسی]] - [[نفی خیانت در معارف دعا و زیارات]] - [[نفی خیانت در معارف و سیره سجادی]] - [[نفی خیانت در معارف و سیره معصوم]] - [[خیانت در جامعهشناسی اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | |||
== معناشناسی == | |||
< | «خیانت» در اصل به معنای نقص است، چنانکه وفاء در اصل به معنای تمام است؛ سپس در ضد معنای امانت و [[وفا]] به کار رفته است؛ زیرا رعایت نکردن امانت و وفا نقصی به خیانتشونده وارد میسازد<ref>الکشاف، ج ۲، ص۲۱۳؛ تفسیر نسفی، ج ۲، ص۶۲؛ تاج العروس، ج ۱۸، ص۱۸۳، «خون».</ref>. خیانت را در عربی به [[مخالفت]] با [[حق]] به سبب پیمانشکنی نهانی<ref>مفردات، ص۳۰۵؛ مجمع البحرین، ج ۱، ص۷۱۵، «خون».</ref>، خودداری از ادای حقی که ضامن آن شده<ref>التبیان، ج ۵، ص۱۰۵.</ref> و ترک [[خیرخواهی]] در جایی که [[امین]] شمرده شده است<ref>لسان العرب، ج ۴، ص۲۵۲؛ تاج العروس، ج ۱۸، ص۱۸۳، «خون».</ref> و در فارسی به زنهارخواری، نااستواری، پیمانشکنی، [[بیوفایی]]، بیدیانتی، دغلی و ناراستیکردن معنا کردهاند<ref>لغتنامه، ج ۷، ص۱۰۱۸۷ ـ ۱۰۱۸۸، «خیانت».</ref>.<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص ۴۱۸.</ref> | ||
== | == ماهیت خیانت == | ||
از برخی [[آیات قرآن کریم]] چنین برمیآید که خیانت در بیشتر موارد همراه نوعی پنهانکاری است، چنانکه در جایی پس از اشاره به [[خشم]] گرفتن [[خدا]] به کسانی که پیوسته خیانت میکنند<ref>سوره نساء، آیه ۱۰۷.</ref> در بیان احوال آنان، [[شأن]] خیانتکاران را این دانسته است که [[گناه]] خویش را از [[مردم]] پنهان میدارند<ref> سوره نساء، آیه ۱۰۸.</ref><ref>تفسیر مراغی، ج ۵، ص۱۴۹.</ref>. برپایه آیهای دیگر، خدا از خیانت [[چشمها]] و آنچه [[دلها]] پنهان میکنند [[آگاه]] است<ref>سوره غافر، آیه ۱۹.</ref> از یاد شدن خیانت [[چشمها]] کنار آنچه [[دلها]] پنهان میکنند، چنین برداشت میشود که مراد از خیانت چشمها همه [[گناهان]] [[چشم]] نیست، بلکه گناهانی است که از دیگران پوشیده میمانند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۳۲۰.</ref>. همچنین در روایتی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} خیانت را خصلت پنهانی بدی دانستهاند: {{متن حدیث|وأعوذ بک من الخیانة فإنها بئست البِطانة}}<ref>عون المعبود، ج ۴، ص۲۸۴.</ref>.<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص ۴۱۹.</ref> | |||
== اقسام خیانت == | |||
خیانت را به حسب کسی که خیانت درباره او رخ میدهد، میتوان شامل این اقسام دانست: خیانت به خدا؛ خیانت به [[رسول خدا]]{{صل}}؛ خیانت به همنوعان (اعم از [[مؤمنان]] و غیرمؤمنان)؛ خیانت به خود. یک کار میتواند به حیثهای گوناگون چند عنوان از عنوانهای یاد شده را بپذیرد؛ مانند [[کفر]] که هم خیانت به خداست و هم به [[رسول]] او و هم خیانت به خود. | |||
# '''خیانت به خدا:''' تعبیر خیانت به خدا چند بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته است که بیشتر آنها درباره [[مشرکان]] و [[کافران]] است. قرآن کریم مشرکان را خوّان مینامد<ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص۱۳۸؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۸۳.</ref>.<ref>{{متن قرآن|إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ}} «تا روز آن هنگام معیّن» سوره حجّ، آیه ۳۸.</ref> «خَوّان» به معنای بسیار خیانتگر یا مرتکب خیانت بزرگ است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۱۶۳.</ref>. | |||
# '''خیانت به [[رسول خدا]]:''' [[قرآن کریم]] کنار [[نهی]] از خیانت به خدا، از خیانت به [[رسول]] او نیز نهی میکند<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَخُونُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ وَتَخُونُوٓا۟ أَمَـٰنَـٰتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ}} «ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانتهای خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.</ref>. خیانت به [[رسول خدا]]{{صل}} به موارد ذیل [[تفسیر]] شده است: [[کفر]] به [[پیامبر اسلام]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۵۱۴.</ref>؛ ترک [[سنن]] و [[شرایع]] او<ref>مجمعالبیان، ج ۴، ص۸۲۴.</ref>؛ [[نافرمانی]] او<ref>نور الثقلین، ج ۲، ص۱۴۴.</ref>؛ آشکار کردن [[ایمان]] و [[خیرخواهی]]؛ [[کتمان]] کفر و خیانت<ref>جامع البیان، ج ۶، ص۲۹۱.</ref>؛ افشای اسرار [[مسلمانان]] برای [[دشمنان]]<ref>همان، ص۲۹۳؛ المیزان، ج ۹، ص۵۵.</ref>. | |||
# '''خیانت به خود:''' در آغاز نزول [[حکم]] [[روزه]]، آمیزش با [[زنان]] در شبهای [[ماه رمضان]] [[حرام]] بود<ref>التبیان، ج ۲، ص۱۳۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۲، ص۲۷۸.</ref> و پس از مدتی این حکم [[نسخ]] شد: {{متن قرآن|أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ ٱلصِّيَامِ ٱلرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَآئِكُمْ}}<ref> سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref>؛ اما در [[زمان]] ثبوت حکم، برخی چون [[عمر]]<ref>جامعالبیان، ج ۲، ص۲۲۵ ـ ۲۲۷؛ تفسیر جلالین، ص۳۲؛ الدرالمنثور، ج ۱، ص۱۹۷.</ref> از آن [[سرپیچی]] کردند. [[قرآن کریم]] سرپیچی آنان را خیانت به خودشان مینامد: {{متن قرآن|عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَكُمْ}}<ref> سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref><ref>روضالجنان، ج ۳، ص۵۲؛ فتح القدیر، ج ۱، ص۲۱۴.</ref>؛ نیز [[خدا]] برخی از [[مسلمانان]] را [[خائن]] به خود نامیده است: {{متن قرآن|وَلَا تُجَـٰدِلْ عَنِ ٱلَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًۭا}}<ref>«و از آنان که به خویش خیانت میورزند دفاع مکن که خداوند آن را که خیانتگر بزهکار است، دوست نمیدارد» سوره نساء، آیه ۱۰۷.</ref>.<ref>التبیان، ج ۳، ص۳۱۶ ـ ۳۱۸.</ref> | |||
# '''خیانت به همنوعان:''' خیانت به همنوعان دارای انواع گوناگونی است که یکی از آنها خیانت درعهد و پیمانهاست؛ مانند پیمانهای دوسویه نظامی و اقتصادی [[دولتها]] و [[اقوام]] با یکدیگر. [[قرآن کریم]] در این عرصه، جلوههایی ویژه و برجسته از [[اخلاق اسلامی]] نمایانده است؛ مثلاً به [[مؤمنان]] دستور میدهد که پیمانهای میان خودتان را وسیله [[خدعه]] و [[نیرنگ]] قرار ندهید و به سبب [[مدارا]] با قومی که از همپیمانان شما برترند، [[عهد]] خود را نشکنید<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَتَّخِذُوٓا۟ أَيْمَـٰنَكُمْ دَخَلًۢا بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌۢ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُوا۟ ٱلسُّوٓءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ}} «و سوگندهایتان را (دستمایه) نیرنگی میان خود نسازید مبادا گامی پس از استواری بلغزد و برای آنکه (مردم را) از راه خداوند باز داشتید بدی را بچشید؛ و شما راست عذابی سترگ» سوره نحل، آیه ۹۴.</ref>، بلکه در هر شرایطی به پیمانهای خود [[وفادار]] باشید<ref>جامعالبیان، ج ۸، ص۲۱۹؛ مجمعالبیان، ج ۶، ص۵۹۰.</ref>.<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص۴۲۲ ـ ۴۲۴.</ref> | |||
== | == [[حرمت]] و پیامدهای خیانت == | ||
# '''[[خشم الهی]] و [[عذاب]] آخرت:''' [[قرآن کریم]] با [[نفی]] خیانت از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در زمینه [[غنیمتهای جنگی]]، او را پیرو [[خشنودی خدا]] میشناساند، در حالی که [[خیانتکار]]، گرفتار خشم الهی شده و در [[جهنم]] که بد جایگاهی است، جای میگیرد<ref>المیزان، ج ۴، ص۵۷.</ref>.<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۶۱-۱۶۲.</ref> | |||
# '''مایه [[سستی]] در کارهای خیر:''' [[قرآن کریم]] برخی از اقسام خیانت مانند [[شهادت]] ناحق یا [[کتمان]] آن را<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۵۴؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۴۰۰.</ref> [[اثم]] مینامد. ([[مائده]] / ۵، ۱۰۷) واژه اثم نامی برای کارهایی است که سبب سستی و تأخیر انسان در کارهای خیر میشود<ref>مفردات، ص۶۳؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۱، ص۶۰، «إثم».</ref>، از این رو میتوان گفت که خیانت سبب سلب [[توفیق]] از انسان و ترک دیگر کارهای خیر میشود. برخی از [[آیات]] محبوب نبودن [[خیانتکار]] نزد خدا چنین برداشت کردهاند که وی حتی اندکی نیز محبوب خدا نیست و نتیجه گرفتهاند که خیانت [[گناه]] کبیرهای است که هیچ عملی با آن پذیرفته نمیشود<ref>بحارالانوار، ج ۹۳، ص۲۹.</ref> | |||
# '''سلب [[نعمت]] و فرودآمدن [[بلا]]:''' از [[آیات قرآن کریم]] برمیآید که از جمله آثار خیانت، برچیده شدن سفره [[نعمتها]] و فرودآمدن [[بلاها]] در دنیاست، چنانکه [[قوم یهود]] بر اثر خیانت پیمانشکنی گرفتار بلاهایی همچون سنگدلی شدند<ref>سوره مائده، آیه ۱۳.</ref>. | |||
# | # '''[[دورویی]] و [[نفاق]]:''' از دیدگاه [[قرآن کریم]] برخی [[گناهان]] زمینهای برای گناهان دیگر و [[دعوت]] کننده به آنها و به تعبیر روشنتر، مادر گناهان دیگر هستند؛ برای نمونه [[خلف وعده]] و [[دروغ]]، خصلتهایی هستند که تخم نفاق را در [[دل]] میپرورانند<ref>{{متن قرآن|فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًۭا فِى قُلُوبِهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُۥ بِمَآ أَخْلَفُوا۟ ٱللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا۟ يَكْذِبُونَ}} «آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که میگفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دلهایشان بر جای نهاد» سوره توبه، آیه ۷۷.</ref>. | ||
# | # '''نرسیدن به [[هدف]]:''' از [[سنتهای الهی]] درباره خیانتگران این است که چون خیانت در دایره [[باطل]] است، همچون همه [[باطلها]] [[پایداری]] ندارد. خیانت ابزاری [[نامشروع]] برای رسیدن به هدف است، از اینرو [[خدا]] خائنان را در کارشان [[تأیید]] و در خیانتشان [[هدایت]] نمیکند، بنابراین سرانجام خائنان جز رسوایی و سرافکندگی و نتیجه عکس گرفتن از هدفشان نیست<ref>جامع البیان، ج ۷، ص۳۱۱؛ نیز رک: مجمع البیان، ج ۵، ص۳۶۸؛ المیزان، ج ۱۱، ص۱۹۷.</ref>. | ||
# [[ | # '''مبغوض شدن و سلب [[شایستگی]] برای مسیولیتهای [[اجتماعی]]:''' از آثار طبیعی خیانت، این است که [[اعتماد عمومی]] به شخص [[خائن]] کاهش مییابد و در [[جامعه]] مبغوض همگان قرار میگیرد و در پی آن، او را شایسته پستهای گوناگون اجتماعی نمیدانند، چون لازمِ هر مسئولیتی [[امانتداری]] است<ref>سوره قصص، آیه ۲۶.</ref> از سویی دیگر، از آثار طبیعی ترک خیانت این است که شخص [[امین]]، نزد همگان اعتبار مییابد و در واگذاری پستها و مسئولیتهای اجتماعی او را در اولویت مینهند<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص۴۲۸ ـ ۴۳۱.</ref>. | ||
== | == عوامل ترک خیانت == | ||
عوامل و اسباب گوناگونی میتواند مانع از ارتکاب خیانت شود که برخی از مهمترین آنها بدین شرحاند. | |||
# '''[[تقوا]] و باورهای [[حق]]''': [[اعتقادات]] درست به همراه [[ترس از خدا]] بهترین راه پیشگیری از خیانت است. [[قرآن کریم]] آنجا که به ادای برخی [[امانتها]] دستور میدهد، بیدرنگ به [[تقواپیشگی]] امر میکند و [[انسان]] را از [[ظلم]] یا خیانت به [[امانت]] برحذر میدارد و [[اعلان]] میکند که [[خدا]] بر آنچه در [[دل]] نهفته میدارند [[آگاه]] است<ref>التبیان، ج ۲، ص۳۸۱؛ نیز رک: الاصفی، ج ۱، ص۱۳۴.</ref>.<ref>سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> | |||
# '''[[شهادت]] برای [[خدا]] و [[قیام]] پیوسته به [[قسط]]''': از آنجا که گاهی انگیزه خیانت، سودرسانی به خود و [[خویشان]] یا [[دوستان]] است، [[انسان]] باید پیوسته به [[قسط]] [[قیام]] کند و برای [[خدا]] [[گواهی]] دهد، گرچه به [[زیان]] خود یا نزدیکانش باشد و از [[هوای نفس]] [[پیروی]] نکند تا از گرفتار شدن به خیانت در [[امان]] بماند<ref>جامعالبیان، ج ۴، ص۴۳۳.</ref>.<ref>سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>.<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص ۴۳۱.</ref> | |||
== | == منابع == | ||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:000063.jpg|22px]] [[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲''']] | |||
# [[پرونده: | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:رذایل اخلاقی]] | ||