دین و جامعه: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - 'واحد' به 'واحد'
جز (جایگزینی متن - ' ]]' به ' [[')
جز (جایگزینی متن - 'واحد' به 'واحد')
خط ۱۷: خط ۱۷:
*همچنین حال که [[دین]] از منظر دورکیم، واقعیتی اعتباری و متفرع بر نوع [[جامعه]] و [[روح]] [[حاکم]] بر آن است، هرگونه تدین و تشرع در ضمیر ناخودآگاه [[انسان]] نیز به [[اعتقاد]] او به حیات و [[اراده]] جمعی بازمی گردد.
*همچنین حال که [[دین]] از منظر دورکیم، واقعیتی اعتباری و متفرع بر نوع [[جامعه]] و [[روح]] [[حاکم]] بر آن است، هرگونه تدین و تشرع در ضمیر ناخودآگاه [[انسان]] نیز به [[اعتقاد]] او به حیات و [[اراده]] جمعی بازمی گردد.
*دیگر آنکه اگر ملاک، [[جامعه]] و [[مردم]] باشند، [[پیامبران الهی]] نباید حرکتی می‌‌کردند، که نمونه روشن آن را در دوره‌های آغازین [[ادیان الهی]] می‌‌بینیم؛ زمانی که [[پیروان]] و معتقدان بسیار اندک، راهی برخلاف [[تفکر]] [[حاکم]] بر [[جامعه]] می‌‌پویند.
*دیگر آنکه اگر ملاک، [[جامعه]] و [[مردم]] باشند، [[پیامبران الهی]] نباید حرکتی می‌‌کردند، که نمونه روشن آن را در دوره‌های آغازین [[ادیان الهی]] می‌‌بینیم؛ زمانی که [[پیروان]] و معتقدان بسیار اندک، راهی برخلاف [[تفکر]] [[حاکم]] بر [[جامعه]] می‌‌پویند.
*در آخر آنکه در برخی [[ادیان]]، مانند [[اسلام]] آنچه چندان مهم نیست، تعلقات قومی است و آنچه اهمیت واقعی دارد، باورهای مشترک [[دینی]] است که [[اتحاد]] آنها براساس این [[اعتقادات]] [[واحد]] می‌‌باشد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۴-۲۲۵.</ref>.
*در آخر آنکه در برخی [[ادیان]]، مانند [[اسلام]] آنچه چندان مهم نیست، تعلقات قومی است و آنچه اهمیت واقعی دارد، باورهای مشترک [[دینی]] است که [[اتحاد]] آنها براساس این [[اعتقادات]] واحد می‌‌باشد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۴-۲۲۵.</ref>.


==[[اندیشمندان]] [[اسلامی]]، اصالت یا اعتباریت [[جامعه]]==
==[[اندیشمندان]] [[اسلامی]]، اصالت یا اعتباریت [[جامعه]]==
خط ۲۹: خط ۲۹:
*پس از فارابی کسی که بحث [[جامعه]] را طرح می‌‌کند و بین [[حکمای اسلامی]] اولین کسی است که به صراحت از "اصالت [[جامعه]]" به مفهوم [[فلسفی]] سخن گفته است، [[خواجه نصیرالدین طوسی]] است<ref>جمعی از نویسندگان، تاریخچه جامعه‌شناسی، ص۲۲۸.</ref>. او [[هدف]] [[جامعه]] را اشاعه خیرات در عالم و از بین بردن [[شرور]] به [[قدر]] استطاعت انسانی می‌‌داند<ref>طوسی، اخلاق ناصری، ص۲۵۵ - ۲۵۴.</ref>.
*پس از فارابی کسی که بحث [[جامعه]] را طرح می‌‌کند و بین [[حکمای اسلامی]] اولین کسی است که به صراحت از "اصالت [[جامعه]]" به مفهوم [[فلسفی]] سخن گفته است، [[خواجه نصیرالدین طوسی]] است<ref>جمعی از نویسندگان، تاریخچه جامعه‌شناسی، ص۲۲۸.</ref>. او [[هدف]] [[جامعه]] را اشاعه خیرات در عالم و از بین بردن [[شرور]] به [[قدر]] استطاعت انسانی می‌‌داند<ref>طوسی، اخلاق ناصری، ص۲۵۵ - ۲۵۴.</ref>.
*[[علامه طباطبایی]]، اجتماع را امری اختیاری و [[غیر طبیعی]] می‌‌داند، و دراین‌باره [[معتقد]] است: [[انسان‌ها]] چون دیدند به همدیگر [[نیاز]] دارند، پی بردند به اینکه باید اجتماع مدنی و تعاونی تشکیل دهند. بعد از این، به این نتیجه رسیدند که برای دوام اجتماع باید هر [[صاحب]] حقی به [[حق]] خود برسد که این، همان [[عدالت اجتماعی]] است. پس، اجتماع مدنی و [[عدالت اجتماعی]]، مقوله‌هایی هستند که [[اضطرار]] [[بشر]]، آنها را ایجاب کرده است<ref>طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۱۱۷.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۶.</ref>.
*[[علامه طباطبایی]]، اجتماع را امری اختیاری و [[غیر طبیعی]] می‌‌داند، و دراین‌باره [[معتقد]] است: [[انسان‌ها]] چون دیدند به همدیگر [[نیاز]] دارند، پی بردند به اینکه باید اجتماع مدنی و تعاونی تشکیل دهند. بعد از این، به این نتیجه رسیدند که برای دوام اجتماع باید هر [[صاحب]] حقی به [[حق]] خود برسد که این، همان [[عدالت اجتماعی]] است. پس، اجتماع مدنی و [[عدالت اجتماعی]]، مقوله‌هایی هستند که [[اضطرار]] [[بشر]]، آنها را ایجاب کرده است<ref>طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۱۱۷.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۶.</ref>.
*[[استاد مطهری]] [[جامعه]] را یک "[[واحد]] [[حقیقی]]" می‌‌داند، نه اعتباری و به همین خاطر [[جامعه]] [[قوت]] و [[ضعف]] دارد، [[سرنوشت]] مشترک دارد، اما نه از نوع ترکیب‌های [[حقیقی]] شیمیایی که شخصیت افراد هیچ استقلالی ندارد؛ بلکه [[استقلال]] فرد در یک حد معین محفوظ است و لذا افراد می‌‌توانند مسیر [[جامعه]] و [[تاریخ]] را عوض کنند. ایشان می‌‌افزاید: ترکیب [[جامعه انسانی]] [ترکیب اعتباری و شیمیایی نیست؛ بلکه] ترکیب نوع سوم است <ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۳، ص۵۹۳.</ref>. [[انسان]] تحت تأثیر [[جامعه]] شکل می‌‌گیرد، رشد می‌‌کند و به خود رنگ می‌‌گیرد؛ ضمن اینکه یک نوع [[آزادی]] و [[استقلال]] دارد؛ اما دارای دو، "من" نمی‌شود، یعنی من فردی و من [[اجتماعی]]<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۳، ص۵۹۴.</ref>.
*[[استاد مطهری]] [[جامعه]] را یک "واحد [[حقیقی]]" می‌‌داند، نه اعتباری و به همین خاطر [[جامعه]] [[قوت]] و [[ضعف]] دارد، [[سرنوشت]] مشترک دارد، اما نه از نوع ترکیب‌های [[حقیقی]] شیمیایی که شخصیت افراد هیچ استقلالی ندارد؛ بلکه [[استقلال]] فرد در یک حد معین محفوظ است و لذا افراد می‌‌توانند مسیر [[جامعه]] و [[تاریخ]] را عوض کنند. ایشان می‌‌افزاید: ترکیب [[جامعه انسانی]] [ترکیب اعتباری و شیمیایی نیست؛ بلکه] ترکیب نوع سوم است <ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۳، ص۵۹۳.</ref>. [[انسان]] تحت تأثیر [[جامعه]] شکل می‌‌گیرد، رشد می‌‌کند و به خود رنگ می‌‌گیرد؛ ضمن اینکه یک نوع [[آزادی]] و [[استقلال]] دارد؛ اما دارای دو، "من" نمی‌شود، یعنی من فردی و من [[اجتماعی]]<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۳، ص۵۹۴.</ref>.
*استاد [[مصباح یزدی]] نیز درباره اعتباری بودن [[جامعه]] در [[آیات قرآن]] می‌‌گوید: اینکه در [[قرآن]] در آیاتی، مانند {{متن قرآن|زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ}}<ref>«ما کردار هر امتی را (در دیدشان) آراسته‌ایم» سوره انعام، آیه ۱۰۸.</ref>، [[افعال]] به صورت جمع آمده‌اند؛ [[دلیل]] بر این است که [[افعال]] از یکایک [[امت]] سر می‌‌زند، نه از خود [[امت]] به عنوان یک موجود [[حقیقی]] مستقل، و مخاطب [[پیامبران]]، [[انسان‌ها]] هستند، نه [[جامعه]]، و اگر در برخی [[آیات]]، مانند {{متن قرآن|مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا}}<ref>«هیچ امّتی از زمانه  خود نه پیش و نه واپس می‌افتد» سوره حجر، آیه ۵.</ref>، [[مرگ]] را به [[جامعه]] نسبت می‌‌دهد، مراد این است که آنچه موجب [[اتحاد]] [[مردم]] می‌‌شود، وجود [[حکومت]] است که امری اعتباری است، نه [[حقیقی]]. در مجموع، از هیچ کدام از آیاتی که از کلماتی مانند [[قوم]]، ناس، امة، قریه، اناس به کار برده شده و می‌‌تواند به عنوان لفظ [[جامعه]] باشد؛ نمی‌توان [[وحدت]] [[حقیقی]] و واقعی از گروه و [[جامعه]] به دست آورد<ref>بنگرید به مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ص۹۶ - ۹۱.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۷.</ref>.
*استاد [[مصباح یزدی]] نیز درباره اعتباری بودن [[جامعه]] در [[آیات قرآن]] می‌‌گوید: اینکه در [[قرآن]] در آیاتی، مانند {{متن قرآن|زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ}}<ref>«ما کردار هر امتی را (در دیدشان) آراسته‌ایم» سوره انعام، آیه ۱۰۸.</ref>، [[افعال]] به صورت جمع آمده‌اند؛ [[دلیل]] بر این است که [[افعال]] از یکایک [[امت]] سر می‌‌زند، نه از خود [[امت]] به عنوان یک موجود [[حقیقی]] مستقل، و مخاطب [[پیامبران]]، [[انسان‌ها]] هستند، نه [[جامعه]]، و اگر در برخی [[آیات]]، مانند {{متن قرآن|مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا}}<ref>«هیچ امّتی از زمانه  خود نه پیش و نه واپس می‌افتد» سوره حجر، آیه ۵.</ref>، [[مرگ]] را به [[جامعه]] نسبت می‌‌دهد، مراد این است که آنچه موجب [[اتحاد]] [[مردم]] می‌‌شود، وجود [[حکومت]] است که امری اعتباری است، نه [[حقیقی]]. در مجموع، از هیچ کدام از آیاتی که از کلماتی مانند [[قوم]]، ناس، امة، قریه، اناس به کار برده شده و می‌‌تواند به عنوان لفظ [[جامعه]] باشد؛ نمی‌توان [[وحدت]] [[حقیقی]] و واقعی از گروه و [[جامعه]] به دست آورد<ref>بنگرید به مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ص۹۶ - ۹۱.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۷.</ref>.


خط ۳۵: خط ۳۵:
*آیا [[جامعه]] امری [[حقیقی]] است یا اعتباری؟ جواب این سؤال می‌‌تواند باعث زدوده شدن برخی ابهامات درباره [[جامعه]] گردد. با توجه به مباحث گذشته، به نظر می‌‌آید، نگاه کامل و وسیع به [[جامعه]] در این است، که [[جامعه]] را با توجه به ابعاد مختلف آن در نظر گرفت؛ زیرا [[جامعه]] هم می‌تواند "اعتباری" باشد و هم "[[حقیقی]]"<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۸.</ref>.
*آیا [[جامعه]] امری [[حقیقی]] است یا اعتباری؟ جواب این سؤال می‌‌تواند باعث زدوده شدن برخی ابهامات درباره [[جامعه]] گردد. با توجه به مباحث گذشته، به نظر می‌‌آید، نگاه کامل و وسیع به [[جامعه]] در این است، که [[جامعه]] را با توجه به ابعاد مختلف آن در نظر گرفت؛ زیرا [[جامعه]] هم می‌تواند "اعتباری" باشد و هم "[[حقیقی]]"<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۸.</ref>.
*اعتباری بودن [[جامعه]] در این است که آن را در مقایسه با افراد زیرمجموعه در نظر گرفت. در این فرض، [[جامعه]] امری بی‌ثبات و متغیر است، و نمی‌تواند مخاطب [[امر و نهی]] و به [[حسن و قبح]] متصف شود، و این صفات تنها نسبت به اعضای آن [[صادق]] است، نه [[نفس]] و [[حقیقت]] [[جامعه]]. اما مراد از [[حقیقی]] بودن [[جامعه]]، به ویژه در [[جوامع]] [[عقیدتی]] و ملیتی با [[منافع]] و رویکردهای مشترک، [[فرهنگ]] و [[تمدن]] آن است، که دارای حیات و [[روح]] خاص خویش است و می‌‌تواند به [[ضعف]] و [[قوت]] و دیگر اوصاف، مانند [[دینی]] و [[الحادی]] متصف شود؛ زیرا [[فرهنگ]] [[اجتماعی]] و [[دینی]] [[حاکم]] بر یک [[ملت]]، بر [[سرنوشت]] افراد آن تأثیری بسزا و اساسی دارد که نمی‌توان آن را نادیده انگاشت، که نمونه آن را در آموزه‌های [[اسلام]]، در [[احکام حکومتی]] و توجه فوق‌العاده به [[سلامت]] و [[تکامل]] [[جامعه]] می‌‌بینیم.
*اعتباری بودن [[جامعه]] در این است که آن را در مقایسه با افراد زیرمجموعه در نظر گرفت. در این فرض، [[جامعه]] امری بی‌ثبات و متغیر است، و نمی‌تواند مخاطب [[امر و نهی]] و به [[حسن و قبح]] متصف شود، و این صفات تنها نسبت به اعضای آن [[صادق]] است، نه [[نفس]] و [[حقیقت]] [[جامعه]]. اما مراد از [[حقیقی]] بودن [[جامعه]]، به ویژه در [[جوامع]] [[عقیدتی]] و ملیتی با [[منافع]] و رویکردهای مشترک، [[فرهنگ]] و [[تمدن]] آن است، که دارای حیات و [[روح]] خاص خویش است و می‌‌تواند به [[ضعف]] و [[قوت]] و دیگر اوصاف، مانند [[دینی]] و [[الحادی]] متصف شود؛ زیرا [[فرهنگ]] [[اجتماعی]] و [[دینی]] [[حاکم]] بر یک [[ملت]]، بر [[سرنوشت]] افراد آن تأثیری بسزا و اساسی دارد که نمی‌توان آن را نادیده انگاشت، که نمونه آن را در آموزه‌های [[اسلام]]، در [[احکام حکومتی]] و توجه فوق‌العاده به [[سلامت]] و [[تکامل]] [[جامعه]] می‌‌بینیم.
*بر همین مبناست که در طول [[تاریخ]]، [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] فارغ از مخالفت‌های برخی از افراد، بر آن بودند تا [[فرهنگ]] [[الهی]] و دین‌باوری را بر [[جوامع]] [[حاکم]] نمایند. از این‌رو، و با توجه به حیثیات دوگانه [[جامعه]]، تضاد ظاهری در [[آیات قرآن]] نیز قابل توجه است؛ زیرا در آیاتی، مانند {{متن قرآن|زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ}} مراد از "[[امت]]"، یک [[واحد]] مجموعی اعتباری است که [[حکم]] بر افراد می‌‌یابد؛ اما در [[آیات]] دیگر، مانند {{متن قرآن|مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا}} که [[مرگ]] را به [[جامعه]] نسبت می‌‌دهد، با توجه به مشترکات [[اخلاقی]] و [[اعتقادی]] آنهاست که این وجود مشترک در [[حکومت]] و [[جامعه انسانی]] متبلور می‌‌شود.
*بر همین مبناست که در طول [[تاریخ]]، [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] فارغ از مخالفت‌های برخی از افراد، بر آن بودند تا [[فرهنگ]] [[الهی]] و دین‌باوری را بر [[جوامع]] [[حاکم]] نمایند. از این‌رو، و با توجه به حیثیات دوگانه [[جامعه]]، تضاد ظاهری در [[آیات قرآن]] نیز قابل توجه است؛ زیرا در آیاتی، مانند {{متن قرآن|زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ}} مراد از "[[امت]]"، یک واحد مجموعی اعتباری است که [[حکم]] بر افراد می‌‌یابد؛ اما در [[آیات]] دیگر، مانند {{متن قرآن|مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا}} که [[مرگ]] را به [[جامعه]] نسبت می‌‌دهد، با توجه به مشترکات [[اخلاقی]] و [[اعتقادی]] آنهاست که این وجود مشترک در [[حکومت]] و [[جامعه انسانی]] متبلور می‌‌شود.
*قابل یادآوری است، اختلاف‌نظر در مباحث گذشته، به‌خصوص آنچه از سوی دو [[اندیشمند]] معاصر، یعنی [[استاد مطهری]] و استاد مصباح مطرح شده (که اولی [[جامعه]] را [[حقیقی]] و دیگری اعتباری می‌‌دانست)؛ می‌‌توان ناظر به همین دو ویژگی تعلیل و توجیه نمود، که در هر کدام، به یک خاصیت [[جامعه]] توجه شده و از دیگر بعد آن [[غفلت]] شده است که مراد یکی [[جامعه]] با توجه به [[فرهنگ]] عمومی آن است، و دیگری [[جامعه]] را در مقایسه با افراد آن در نظر گرفته است و در [[حقیقت]] هر دو نظریه با نگاه موجبه جزئیه از وجاهت [[علمی]] برخوردارند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۸.</ref>.
*قابل یادآوری است، اختلاف‌نظر در مباحث گذشته، به‌خصوص آنچه از سوی دو [[اندیشمند]] معاصر، یعنی [[استاد مطهری]] و استاد مصباح مطرح شده (که اولی [[جامعه]] را [[حقیقی]] و دیگری اعتباری می‌‌دانست)؛ می‌‌توان ناظر به همین دو ویژگی تعلیل و توجیه نمود، که در هر کدام، به یک خاصیت [[جامعه]] توجه شده و از دیگر بعد آن [[غفلت]] شده است که مراد یکی [[جامعه]] با توجه به [[فرهنگ]] عمومی آن است، و دیگری [[جامعه]] را در مقایسه با افراد آن در نظر گرفته است و در [[حقیقت]] هر دو نظریه با نگاه موجبه جزئیه از وجاهت [[علمی]] برخوردارند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۲۸.</ref>.


۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش