خلافت الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۹۸۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۳ اوت ۲۰۲۰
خط ۶۵: خط ۶۵:


==[[کارکردهای خلافت الهی]] ==
==[[کارکردهای خلافت الهی]] ==
==[[لزوم]] [[ایمان]] به همه [[پیامبران]] و [[اوصیاء]]{{عم}}==
*یکی از [[صفات]] [[مؤمنان]] [[حقیقی]]، [[ایمان]] داشتن به همه [[خلفای الهی]]{{عم}} است بدون استثاء: {{متن قرآن|آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ}}<ref>«این پیامبر به آنچه از (سوی) پروردگارش به سوی او فرو فرستاده‌اند، ایمان دارد و همه مؤمنان به خداوند و فرشتگانش و کتاب‌هایش و پیامبرانش، ایمان دارند (و می‌گویند) میان هیچ یک از پیامبران وی، فرق نمی‌نهیم» سوره بقره، آیه ۲۸۵.</ref>.
*و با استفاده از [[آیات]] دیگر، اینکه اگر کسی به یک نفر از [[پیامبران]] و [[اوصیا]]{{عم}}، [[ایمان]] نداشته و [[حقانیت]] او را [[تصدیق]] نکند، اما به بقیه آن حضرات، [[ایمان]] داشته باشد، گویی به هیچ یک، [[ایمان]] نیاورده است: {{متن قرآن|كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>««اصحاب ایکه»  پیامبران را دروغگو شمردند (یاد کن) آنگاه (را) که شعیب به آنان گفت: آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید؟» سوره شعراء، آیه ۱۷۶-۱۷۷.</ref>؛ اصحابِ اَیکَه ([[قوم]] [[حضرت شعیب]]{{ع}})، با [[تکذیب]] و [[ایمان]] نیاوردن به [[رسالت]] و [[دعوت الهی]] آن [[حضرت]]، در واقع همه [[پیامبران]]{{عم}} را [[تکذیب]] کردند؛ زیرا افراد حاضر در زمان آن [[حضرت]]، با [[پیامبران]]{{عم}} قبلی همدوره نبودند و [[پیام]] و [[رسالت الهی]] آنان را نشنیده و ندیده بودند؛ لذا در چند [[آیه]] بعد می‌فرماید: {{متن قرآن|فَكَذَّبُوهُ}}<ref>«پس او را دروغگو شمردند» سوره شعراء، آیه ۱۸۹.</ref>؛ او را [[تکذیب]] کردند و [[ایمان]] نیاوردند.
*نکته مورد توجه این است که باید به همه [[خلفای الهی]] مذکور و غیر مذکور، [[ایمان]] بیاوریم؛ با این [[اعتقاد]] که به همه آنان که دارای [[ولایت الهی]] در گذشته، حال و [[آینده]] بوده و هستند، [[ایمان]] داریم و آنها را [[تصدیق]] می‌کنیم و بر آنان [[درود]] می‌فرستیم.
*از [[امام صادق]]{{ع}}، [[حدیثی]] طولانی [[نقل]] شده که در قسمت آخر آن می‌فرماید:"بدانید، اگر کسی [[عیسی بن مریم]] را [[انکار]] کند [و به رسالتش [[ایمان]] نداشته باشد] و به همه [[پیامبران]]{{عم}} غیر از او [[اقرار]] کند، در واقع [[ایمان]] نیاورده است"<ref>{{متن حدیث|وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَوْ أَنْكَرَ رَجُلٌ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ وَ أَقَرَّ بِمَنْ سِوَاهُ مِنَ الرُّسُلِ لَمْ يُؤْمِنْ...}}؛ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۹۶.</ref>.
*در [[بحارالانوار]]، بابی است بدین معنا: "هر کس یکی از آنان را [[انکار]] کند، در واقع همه آنان را [[انکار]] کرده است"<ref>بحارالأنوار، ج۲۳، ص۹۶، باب ۵؛ أن من أنکر واحدا منهم فقد أنکر الجمیع.</ref>؛ اگر چه آن باب، در باره [[اوصیای پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} است، طبق مستفاد از [[آیه]] مذکور در ذیل عنوان، آن یک قاعده کلی [[اعتقادی]] است که شامل همه [[خلفای الهی]] می‌شود<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۸۲-۸۳.</ref>.
===اِشکال و پاسخ===
*با توجه به مطرح شدن [[ضرورت خلافت]] و [[لزوم]] [[ایمان]] به او، چرا آن [[خلیفة‌الله]] در این زمان در دسترس افراد نیست، تا [[مشکلات]] [[مادّی]] و [[معنوی]] [[جامعه اسلامی]] را برطرف کند؟ و جامعه‌های مختلف را از گرفتاری‌های [[اعتقادی]] و [[دینی]]، [[نجات]] بدهد؟!
*طبق نظریه اتفاقی [[علمای شیعه]]، [[خلیفه]] و [[حجت]] [[خدای متعال]] در این زمان، [[مهدی موعود]] [[صاحب الزمان|صاحب‌الّزمان]]{{ع}} هستند، که زنده و از نظرها پنهان‌اند، و دیگران بر آن [[حضرت]]، [[پنهان]] نیستند و از احوال همه، آگاهند؛ و این مسأله در این برهه که رایانه اختراع شده، برای افراد آشنا به آن، حل شده است <ref>در سال ۱۳۸۶ شمسی، از طریق شبکه خبری اعلام شد: کشور فرانسه، ابَر رایانه خود را طراحی و ساخته است که در یک ثانیه ۲۰۷ میلیارد مورد محاسبه ریاضی انجام می‌دهد! یعنی اگر به آن تعداد، افراد موجود بودند، و مشکل حسابرسی ریاضی داشتند و در آن واحد به آن از طریق رایانه‌های دیگر متصل می‌شدند، به راحتی پاسخ خود را دریافت می‌کردند؛ با توجه به اینکه آن وسیله، دست ساخته بشری است؛ البته ممکن است، رایانه با سرعت بیش‌تر از آن در کشورهای دیگر موجود باشد یا پس از مدت کوتاهی طراحی و ساخته شود!</ref>.
*[[غیبت]] [[صاحب الزمان]]{{ع}}، به [[خورشید]] در پسِ ابرها [[تشبیه]] شده است؛ و علت اصلی عدم دسترس، [[تقصیر]] و کوتاهی [[جامعه]] و [[آمادگی]] نداشتن است؛ بلکه اکثر قریب به اتفاق، مقصر هستند و قابلیت [[درک]] حضور آن [[حضرت]] را ندارند؛ اما اگر فردی قابلیت دسترس را داشت، به [[راحتی]] به آن [[حضرت]]، دسترس داشته و مورد [[عنایت ویژه]] و [[راهنمایی]] آن [[حضرت]]، با واسطه یا بی‌واسطه قرار می‌گیرد و اگر مشکلی داشت، برطرف می‌شود.
*بنابر مستفاد از یک نظریه، ما دو نوع [[ظهور]] داریم: [[ظهور]] نوعی و [[ظهور]] شخصی، که اگر امکان [[ظهور]] نوعی به [[دلیل]] عدم [[آمادگی جامعه]] نبود، برای افراد قابل، در محل‌هایی که حضرتش حضور دارند و افراد قابل نیز در همان مکان باشند، ایشان را [[مشاهده]] می‌کنند، اما اصل نظریه: "گرچه در [[زمان غیبت]] هم بعضی از افراد با [[همت]]، با اراده‌ای [[استوار]] و عزمی [[راسخ]] و نیتی [[متین]]، پای در [[مقام عمل]] نهاده تا به حدی که در اثر صفای [[دل]] و [[طهارت]] [[روح]]، به شَرَف [[معرفت]] آن [[حضرت]] فائز می‌گردند؛ و البته این ظهوری است شخصی برای آنها، مانند کسی که در [[آسمان]] مه‌آلود و ابری بر هواپیما، سوار شود و از ابرها [[تجاوز]] کند و خود را به [[آفتاب]] برساند"<ref>امام‌شناسی، ج۳، ص۳۴.</ref>.
*[[مانع]] از دریافت فیض‌ها، نبودن قابل است و گرنه آن [[حضرت]]، [[خلیفه]] خدای [[فیاض]] علی‌الاطلاق هستند که در پی قابل می‌گردند. البته چنین ظهوری برای افراد قابل، سرّی و مخفی است به طوری که نزدیک‌ترین افراد به آنان، از آن [[ظهور]] شخصی اطلاعی نخواهند داشت؛ سرّی است که [[فرد]] با خود به [[گور]] می‌برد. لذا اگر کسی ادعای [[ظهور]] شخصی داشته باشد، چنین ادعایی مشکوک و مورد تردید و جای [[سوء ظن]] به مدعی خواهد بود.
*اما [[دلیل قرآنی]] برای تک تک افراد: {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ}}<ref>«و هر کس از خداوند پروا کند (خداوند) برای او دری می‌گشاید و به او از جایی که گمان نمی‌برد روزی می‌دهد»؛ سوره طلاق، آیه ۲-۳.</ref>؛
*کسی که [[تقوای الهی]] [[ناب]] داشته باشد، در هیچ مشکلی درجا نمی‌زند و [[خدای متعال]] راهی برای [[رهایی]] از آن، پیش‌روی او قرار می‌دهد. پس معلوم می‌شود اکثر افراد از تقوای منظور [[آیه]] بی‌بهره هستند؛ همچنان‌که از [[اخلاص]] واقعی نیز بی‌بهره‌اند؛ زیرا فردی چندین سال [[عبادت]] و ذکر انجام می‌دهد، اما اثری از [[حکمت الهی]] در وجود او نیست: {{متن حدیث|وَ فِي الْخَبَرِ عَنِ النَّبِيِّ{{صل}}: مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَجَّرَ [[الله]] يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ}}<ref>عدة‌الداعی، ص۲۳۲؛ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۴۹، باب ۵۴؛ الإخلاص و معنی قربه تعالی؛ و در نقل دیگری: {{متن حدیث|وَ قَالَ{{صل}} مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ}}. جامع‌الأخبار، ص۹۴؛ حدیث دیگری از أمیرالمؤمنین{{ع}} درباره اخلاص وارد شده است: {{متن حدیث|طُوبَى لِمَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ عَمَلَهُ وَ عِلْمَهُ وَ حُبَّهُ وَ بُغْضَهُ وَ أَخْذَهُ وَ تَرْكَهُ وَ كَلَامَهُ وَ صَمْتَهُ وَ فِعْلَهُ وَ قَوْلَهُ}}؛ تحف‌العقول، ص۱۰۰، خطبته المعروفة بالوسیلة؛ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۲۹۰، باب ۱۴، ح۱؛ مخفی نماید که چله‌گیری برای حکمت‌آموزی از جهتی دارای شائبه شرک است، چون هدف از آن حکمت بوده نَه قرب الهی.</ref>.
*و [[دلیل قرآنی]] برای [[جامعه اسلامی]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref>؛ در قسمت آخر [[آیه]]، اشاره ضمنی بر [[تکذیب]] عملی جامعه‌ها است.
*و [[توقیع]] [[روایی]] از [[صاحب الزمان]]{{ع}} نیز، مؤید این مطالب است: {{متن حدیث|أَنَّهُ مَنِ اتَّقَى رَبَّهُ مِنْ إِخْوَانِكَ فِي الدِّينِ وَ خَرَجَ عَلَيْهِ بِمَا هُوَ مُسْتَحِقُّهُ كَانَ آمِناً مِنَ الْفِتْنَةِ الْمُظِلَّةِ وَ مِحَنِهَا الْمُظْلِمَةِ الْمُضِلَّةِ وَ مَنْ بَخِلَ مِنْهُمْ بِمَا أَعَارَهُ الله مِنْ نِعْمَتِهِ عَلَى مَنْ أَمَرَهُ بِصِلَتِهِ فَإِنَّهُ يَكُونُ خَاسِراً بِذَلِكَ لِأُولَاهُ وَ آخِرَتِهِ وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا وَفَّقَهُمُ الله لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا يَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا يَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَكْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ وَ الله الْمُسْتَعانُ<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۴۹۹؛ بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۶-۱۷۷؛ و در نقل دیگری چنین آمده {{متن حدیث|وَ إِنَّا غَيْرُ مُهْمَلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ وَ لَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَكُمُ الْأَعْدَاءُ وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا [وَفَّقَهُمُ الله لِطَاعَتِهِ] عَلَى اجْتِمَاعِ الْقُلُوبِ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا فَمَا يُحْبَسُ عَنْهُمْ مُشَاهَدَتُنَا إِلَّا لِمَا يَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَكْرَهُهُ}}. الخرائج والجرائح، ج۲، ص۹۰۳.</ref>}}<ref>درباره اسناد روایی توقیعات، صاحب بحارالانوار می‌نویسد: "أقول قال موف المزار الکبیر حدثنا الشیخ الأجل الفقیه العالم أبو محمد عربی بن مسافر العبادی رضی الله عنه قراءة علیه بداره بالحلة فی شهر ربیع الأول سنة ثلاث و سبعین و خمسمائة و حدثنی الشیخ العفیف أبو البقاء هبة الله بن نماء بن علی بن حمدون رحمه الله قراءة علیه أیضا بالحلة قالا جمیعا حدثنا الشیخ الأمین أبو عبدالله الحسین بن أحمد بن محمد بن علی بن طحال المقدادی رحمه الله بمشهد مولانا أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب{{ع}} فی الطرز الکبیر الذی عند رأس الإمام{{ع}}فی العشر الأواخر من ذی الحجة سنة تسع و ثلاثین و خمسمائة قال حدثنا الشیخ الأجل المفید أبو علی الحسن بن محمد الطوسی رضی الله عنه بالمشهد المذکور على صاحبه أفضل السلام فی الطرز المذکور فی العشر الأواخر من ذی القعدة سنة تسع و خمسمائة. قال حدثنا السید السعید الوالد أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسی رضی الله عنه عن محمد بن إسماعیل عن محمد بن أشناس البزاز قال أخبرنا أبو الحسین محمد بن أحمد بن یحیى القمی قال حدثنی محمد بن علی بن زنجویه القمی قال حدثنا أبو جعفر محمد بن عبدالله بن جعفر الحمیری. قال أبو علی الحسن بن أشناس و أخبرنا أبو المفضل محمد بن عبدالله الشیبانی أن أبا جعفر محمد بن عبدالله بن جعفر الحمیری أخبره و أجاز له جمیع ما رواه أنه خرج إلیه من الناحیة المقدسة حرسها الله بعد المسائل و الصلاة و التوجه أوله بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ لا لأمر الله تعقلون و ذکر نحوا مما مر مع اختلاف أوردناه فی کتاب المزار فی باب زیارة القائم{{ع}} و إنما أوردنا سنده هاهنا لیعلم أسانید تلک التوقیعات"؛ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱۷۴؛ و محمد بن عبدالله بن جعفر الحمیری در فهرست طوسی مورد توثیق واقع شده است: "یکنى ابا العباس القمى ثقة له کتب منها... کتاب المسائل و التوقیعات... "؛ فهرست الطوسی، ص۲۹۴، ش۴۴۰.</ref>.<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۸۳-۸۶.</ref>


==[[شناخت خلیفه الهی]]==
==[[شناخت خلیفه الهی]]==
۲۲۷٬۸۴۰

ویرایش