سلطان الدوله: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
پس از [[بهاءالدوله]] پسرش، [[ابوشجاع]]، ملقب به سلطان الدوله در [[عراق]] و [[فارس]] به [[امارت]] نشست. وی [[بصره]] و کرمان و عراق را میان [[برادران]] و [[فرزندان]] خود تقسیم کرد و خود در [[شیراز]] مُقام گزید. با اینکه در سال‌های نخست اقامتش، [[وفاق]] و [[دوستی]] میان برادران برقرار بود، از سال ۴۰۷ ق. که ابوالفوارس به تحریک جمعی از سران [[دیلم]] بر برادرش، سلطان الدوله، بشورید و شیراز را [[تصرف]] کرد، این دوستی برهم خورد و [[آتش]] [[جنگ]] و [[خونریزی]] تا پایان امارت وی همچنان زبانه می‌کشید. سلطان الدوله به سال ۴۰۷ ق. [[سپاه]] ابوالفوارس را در هم کوبید و او را از شیراز پس راند و آهنگ کرمان کرد. ابوالفوارس از سلطان [[محمود]] غزنوی، که به‌تازگی به صحنه [[سیاست]] گام نهاده و [[قدرت]] بسیار یافته بود، [[امان]] خواست و به کمک [[سپاهیان]] او، یک بار دیگر کرمان و فارس را به دست آورد. با وجود این، سلطان الدوله این بار نیز ابوالفوارس را به‌سختی [[شکست]] داد و او را نزد [[شمس الدوله]] در [[همدان]] گریزاند. چندی بعد، سپاه [[بغداد]] سر به [[شورش]] برداشتند و [[برادر]] کوچک سلطان الدوله را با [[لقب]] مشرف الدوله بر جای او گذاشتند، اما پس از دو سال جنگ و [[کشمکش]]، کار به [[مصالحه]] انجامید. مدتی پس از این واقعه، به سال ۴۱۵ ق. سلطان الدوله در ۳۲ سالگی در شیراز [[وفات]] یافت و کار را به پسر خردسالش ابوکالیجار، واگذاشت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۸۰.</ref>.
پس از [[بهاءالدوله]] پسرش، [[ابوشجاع]]، ملقب به سلطان الدوله در [[عراق]] و [[فارس]] به [[امارت]] نشست. وی [[بصره]] و کرمان و عراق را میان [[برادران]] و [[فرزندان]] خود تقسیم کرد و خود در [[شیراز]] مُقام گزید. با اینکه در سال‌های نخست اقامتش، [[وفاق]] و [[دوستی]] میان برادران برقرار بود، از سال ۴۰۷ ق. که ابوالفوارس به تحریک جمعی از سران [[دیلم]] بر برادرش، سلطان الدوله، بشورید و شیراز را [[تصرف]] کرد، این دوستی برهم خورد و [[آتش]] [[جنگ]] و [[خونریزی]] تا پایان امارت وی همچنان زبانه می‌کشید. سلطان الدوله به سال ۴۰۷ ق. [[سپاه]] ابوالفوارس را در هم کوبید و او را از شیراز پس راند و آهنگ کرمان کرد. ابوالفوارس از سلطان [[محمود]] غزنوی، که به‌تازگی به صحنه [[سیاست]] گام نهاده و [[قدرت]] بسیار یافته بود، [[امان]] خواست و به کمک [[سپاهیان]] او، یک بار دیگر کرمان و فارس را به دست آورد. با وجود این، سلطان الدوله این بار نیز ابوالفوارس را به‌سختی [[شکست]] داد و او را نزد [[شمس الدوله]] در [[همدان]] گریزاند. چندی بعد، سپاه [[بغداد]] سر به [[شورش]] برداشتند و [[برادر]] کوچک سلطان الدوله را با [[لقب]] مشرف الدوله بر جای او گذاشتند، اما پس از دو سال جنگ و [[کشمکش]]، کار به [[مصالحه]] انجامید. مدتی پس از این واقعه، به سال ۴۱۵ ق. سلطان الدوله در ۳۲ سالگی در شیراز [[وفات]] یافت و کار را به پسر خردسالش ابوکالیجار، واگذاشت.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۸۰.</ref>.


==منابع==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM009737.jpg|22px]] [[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|'''تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه''']]
# [[پرونده:IM009737.jpg|22px]] [[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|'''تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:سلطان الدوله]]
[[رده:سلطان الدوله]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۰۰:۳۴

مقدمه

پس از بهاءالدوله پسرش، ابوشجاع، ملقب به سلطان الدوله در عراق و فارس به امارت نشست. وی بصره و کرمان و عراق را میان برادران و فرزندان خود تقسیم کرد و خود در شیراز مُقام گزید. با اینکه در سال‌های نخست اقامتش، وفاق و دوستی میان برادران برقرار بود، از سال ۴۰۷ ق. که ابوالفوارس به تحریک جمعی از سران دیلم بر برادرش، سلطان الدوله، بشورید و شیراز را تصرف کرد، این دوستی برهم خورد و آتش جنگ و خونریزی تا پایان امارت وی همچنان زبانه می‌کشید. سلطان الدوله به سال ۴۰۷ ق. سپاه ابوالفوارس را در هم کوبید و او را از شیراز پس راند و آهنگ کرمان کرد. ابوالفوارس از سلطان محمود غزنوی، که به‌تازگی به صحنه سیاست گام نهاده و قدرت بسیار یافته بود، امان خواست و به کمک سپاهیان او، یک بار دیگر کرمان و فارس را به دست آورد. با وجود این، سلطان الدوله این بار نیز ابوالفوارس را به‌سختی شکست داد و او را نزد شمس الدوله در همدان گریزاند. چندی بعد، سپاه بغداد سر به شورش برداشتند و برادر کوچک سلطان الدوله را با لقب مشرف الدوله بر جای او گذاشتند، اما پس از دو سال جنگ و کشمکش، کار به مصالحه انجامید. مدتی پس از این واقعه، به سال ۴۱۵ ق. سلطان الدوله در ۳۲ سالگی در شیراز وفات یافت و کار را به پسر خردسالش ابوکالیجار، واگذاشت.[۱].

منابع

پانویس