معاد در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
۲. '''[[عدالت]]''': اگر [[رستاخیز]] و معادی در [[نظام آفرینش]] نباشد، [[عدالت الهی]] تحقق نمییابد؛ چراکه در [[دنیا]] بعضی [[انسانها]] بر بعضی دیگر [[ظلم و ستم]] میکنند و [[مظلومان]] یارای [[دفع ستم]] از خود را ندارند، همچنین در دنیا انسانهای [[مؤمن]] با دوری از [[محرمات]] و [[گناهان]] و انجام [[عبادات]] زندگی [[سختی]] را برای خود برگزیدند، اما انسانهای [[کافر]] هیچ [[محرومیت]] و محدودیتی نداشتند. اگر فرجام و معادی نباشد، [[ستمدیدگان]] و [[مؤمنان]] به [[حقوق]] خود نایل نمیآیند؛ پس برای احیای عدالت الهی باید قیامتی باشد. در این خصوص [[آیات]] متعددی وجود دارد<ref>{{متن قرآن|أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ}} «آیا کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند چون فسادانگیزان در زمین میشماریم؟ یا پرهیزگاران را چون گناهکاران میدانیم؟» سوره ص، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}} «آیا کسانی که به گناهان دست یازیدهاند گمان دارند که آنان را همانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، به گونهای که زندگانی و مرگشان همگون باشد؟! بد داوری میکنند!» سوره جاثیه، آیه ۲۱.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۷۹</ref> | ۲. '''[[عدالت]]''': اگر [[رستاخیز]] و معادی در [[نظام آفرینش]] نباشد، [[عدالت الهی]] تحقق نمییابد؛ چراکه در [[دنیا]] بعضی [[انسانها]] بر بعضی دیگر [[ظلم و ستم]] میکنند و [[مظلومان]] یارای [[دفع ستم]] از خود را ندارند، همچنین در دنیا انسانهای [[مؤمن]] با دوری از [[محرمات]] و [[گناهان]] و انجام [[عبادات]] زندگی [[سختی]] را برای خود برگزیدند، اما انسانهای [[کافر]] هیچ [[محرومیت]] و محدودیتی نداشتند. اگر فرجام و معادی نباشد، [[ستمدیدگان]] و [[مؤمنان]] به [[حقوق]] خود نایل نمیآیند؛ پس برای احیای عدالت الهی باید قیامتی باشد. در این خصوص [[آیات]] متعددی وجود دارد<ref>{{متن قرآن|أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ}} «آیا کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند چون فسادانگیزان در زمین میشماریم؟ یا پرهیزگاران را چون گناهکاران میدانیم؟» سوره ص، آیه ۲۸؛ {{متن قرآن|أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}} «آیا کسانی که به گناهان دست یازیدهاند گمان دارند که آنان را همانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، به گونهای که زندگانی و مرگشان همگون باشد؟! بد داوری میکنند!» سوره جاثیه، آیه ۲۱.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۷۹</ref> | ||
===جزئیات و چگونگی [[معاد]]=== | |||
تصویر جزئیات [[قیامت]] از قبیل [[عالم برزخ]]، چگونگی سؤالات و [[محکمه]] [[انسانها]]، چگونگی [[عذاب]] و مدت آن و [[جسمانی]] یا [[روحانی]] بودن اصل معاد از توان [[عقل]] برنمیآید؛ لذا [[فیلسوف]] شهیر [[جهان]] یعنی [[ابن سینا]] خود معترف است که [[معاد جسمانی]] و دیگر مسائل قیامت را باید از طریق «نقل» به دست آورد<ref>{{عربی|يَجِبُ أَنْ يُعْلَمَ أَنَّ الْمَعَادَ مِنْهُ مَا هُوَ مَنْقُولٌ مِنَ الشَّرْعِ، وَ لَا سَبِيلَ إِلَى إِثْبَاتِهِ إِلَّا مِنْ طَرِيقِ الشَّرِيعَةِ وَ تَصْدِيقِ خَبَرِ النُّبُوَّةِ، وَ هُوَ الَّذِي لِلْبَدَنِ عِنْدَ الْبَعْثِ}} (ابن سینا، الهیات شفا، ص۴۲۳).</ref>. [[قرآن]] از جزئیات بیشتری از معاد خبر میدهد که دستمایه [[متکلمان]] برای تبیین معاد شده است در زیر به برخی از آنها اشاره میشود. | |||
۱. '''[[زمان]] قیامت''': زمان شروع قیامت برای همه مخفی و ناشناخته است که [[آیات]] متعددی در این خصوص وارد شده که مخاطبان [[پیامبر]] از وی درباره زمان قیامت سؤال میکردند که در پاسخ آن آیات متعددی نازل شده و تصریح میکند زمان آن برای همه مخفی است، حتی خود پیامبر{{صل}} نیز از آن اطلاعی ندارد<ref>سوره اعراف، آیه ۱۸۷؛ سوره هود، آیه ۱۰۴؛ سوره انبیاء، آیه ۱۰۹؛ سوره نمل، آیه ۶۵؛ سوره لقمان، آیه ۳۴؛ سوره احزاب، آیه ۶۳؛ سوره زخرف، آیه ۸۵؛ سوره ملک، آیه ۲۶؛ سوره جن، آیه ۲۵.</ref>. به تبع آیات فوق [[اکثریت]] قریب به [[اتفاق]] متکلمان به عدم [[علم پیامبر]]{{صل}} به زمان قیامت نظر دادند. | |||
لکن برخی معاصران [[نفی]] علم پیامبر به قیامت را از باب [[علم]] [[بالاصاله]] پذیرفته و به امکان علم تبعی حضرت باورمندند<ref>«بر اساس برخی روایات تفصیل امور یاد شده را بالاصالة و بالذات کسی جز خداوند علیم نمیداند، ولی منافات ندارد که برخی از آنها یا اجمال آنها را دیگران به ویژه خازنان علم الهی، همچون پیامبر و ائمه طاهرین{{عم}}- که عیبه بدون عیب و ریب علم الهی هستند - نیز بدانند» (عبدالله جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج۳، ص۴۲۷).</ref>. | |||
۲. '''[[حشر]] و تعمیم آن به همه موجودات''': [[عالمان دینی]] نوعاً [[حشر]] را به زنده شدن و جمع در [[قیامت]] [[تفسیر]] نمودند که در درجه اول شامل [[انسان]] و بعد شامل [[حیوانات]] - به منظور رفع ستمهایی که بر وی در [[دنیا]] رفته از باب اَعواض -<ref>{{عربی|الحشر ایضا لکل حیوان له علی الألم الذی دخل علیها فانه تعالی لابد أن یعوضه}} ([[شیخ طوسی]]، الرسائل العشر، ص۳۱۳).</ref> میشود؛ اما نگاه [[قرآن]] به [[حشر]] و نوع آن به معنای پیشگفته منحصر نشده، بلکه یک نگاه فرامادی و قدسی است<ref>در اینجا نگارنده میخواست از آن به نگاه عرفانی تعبیر کند، لکن به نظر رسید این عرفان و عارفان بودند که معنای عرفانی حشر را از آیات اقتباس نمودند.</ref> که حاصل آن نشئت گرفتن هستی [[کاینات]] از مبدأ متعالی و بازگشت به آن است. {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref> به این صورت همه کاینات بعد از [[خلقت]] و اتمام [[قوس نزول]]<ref>اولین مخلوق الهی، «صادر اول یا عقل اول» و به تعبیر دیگر حقیقت محمدیه است که خلق و افاضه بعد از آن در سه عالم مجرد، مثال و ماده استمرار پیدا نموده تا به جسم و جزء پایین آن، یعنی «ماده و قوه» منتهی میشود که آخرین حلقه دایره خلقت الهی است که از آن به قوس نزول یاد میشود. قوه و جسم و مخلوقات دیگر یک حرکت برگشتی به سوی خداوند را شروع میکنند که از آن نیز به قوس صعود تعبیر میشود (صدرالمتألهین، اسفار، ج۵، ص۳۴۷ و ج۹، ص۲۷۹).</ref>، دوباره در یک [[حرکت]] استکمالی (البته هر شیئی متناسب با قابلیت خود) رو به [[خدا]] و فنا در [[مقام قدسی]] حرکت میکنند (قوس صعود). | |||
بر این اساس [[ظاهر آیات]] بر حشر پنج صنف، یعنی: [[اجسام]]، حیوانات، [[جن]]، [[انسان]] و مجردات دلالت دارند که به برخی از آنها اشاره میشود. در برخی [[آیات]] جمع و [[نشر]] همه کاینات اعم از آسمانات و [[زمین]] خبر داده شده است که هر چهار صنف را دربر میگیرد. دو [[آیه]] زیر از حشر کل [[عالم ماده]] خبر میدهد: | |||
{{متن قرآن|لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ}}<ref>«راه خداوندی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز میگردد» سوره شوری، آیه ۵۳.</ref>. | |||
راه همان خدایی که آنچه در [[آسمانها]] و آنچه در [[زمین]] است از آنِ اوست. هشدار که [همه] کارها به [[خدا]] بازمیگردد. | |||
{{متن قرآن|وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا}}<ref>«و روزی (را یاد کن) که کوهها را به جنبش آوریم و زمین را آشکار بینی و مردم را گرد آوریم و هیچ یک از ایشان را وا نمینهیم» سوره کهف، آیه ۴۷.</ref>. | |||
و [یاد کن] روزی را که [[کوهها]] را به [[حرکت]] درمیآوریم، و [[زمین]] را آشکار [و صاف] میبینی، و آنان را گرد میآوریم و هیچ یک را فروگذار نمیکنیم. | |||
{{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ * أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ}}<ref>«و کسانی که (مشرکان) آنان را در برابر خداوند (به پرستش) میخوانند چیزی نمیآفرینند و خود آفریده میشوند * مردگانی بیجانند و نمیدانند کی برانگیخته خواهند شد؟» سوره نحل، آیه ۲۰-۲۱.</ref>. | |||
و کسانی را که جز [[خدا]] میخوانند، چیزی نمیآفرینند در حالی که خود [[آفریده]] میشوند. مردگانند نه زندگان، و نمیدانند کی برانگیخته خواهند شد. | |||
در این [[آیه]] به عدم [[شعور]] [[بتها]] از [[زمان]] [[بعثت]] و برانگیخته شدنشان در [[قیامت]] دلالت میکند که لازمهاش وجود [[حشر]] برای آنهاست. | |||
دو آیه زیر نیز به حشر و عود تمام [[خلق]] تأکید دارند: | |||
{{متن قرآن|أَمَّنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ}}<ref>«یا آن کسی که آفرینش را میآغازد سپس آن را باز میگرداند» سوره نمل، آیه ۶۴.</ref>. | |||
یا آن کس که خلق را آغاز میکند و سپس آن را باز میآورد. | |||
{{متن قرآن|اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«خداوند آفریدن را میآغازد سپس آن را باز میگرداند سپس به سوی او باز گردانده میشوید» سوره روم، آیه ۱۱.</ref>. | |||
خداست که [[آفرینش]] را آغاز و سپس آن را تجدید میکند، آنگاه به سوی او بازگردانیده میشوید. | |||
بر خلاف برخی تردیدهایی که امروزه توسط [[دانشمندان]] [[تجربی]] و علمگرا در وجود «[[جن]]» طرح میشود، [[قرآن کریم]] برای چنین موجودی [[حقیقت]] قایل شده و به حشر آنها تأکید دارد. | |||
{{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا}}<ref>«و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>. | |||
و در [[حقیقت]]، بسیاری از [[جنیان]] و [[آدمیان]] را برای [[دوزخ]] آفریدهایم؛ [چراکه] دلهایی دارند که با آن [[[حقایق]] را] دریافت نمیکنند. | |||
{{متن قرآن|وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ}}<ref>«و بیگمان پریان میدانند که آنان را (برای حسابرسی) حاضر میآورند» سوره صافات، آیه ۱۵۸.</ref>. | |||
همانا گروه [[جن]] میدانند که [آنان نیز پیش [[خداوند]]] حاضر و [[محشور]] خواهند شد. | |||
{{متن قرآن|فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا}}<ref>«سوگند به پروردگارت آنان را با شیطانها گرد میآوریم سپس آنها را دورادور دوزخ در افتاده به زانو حاضر میگردانیم» سوره مریم، آیه ۶۸.</ref>. | |||
پس، به پروردگارت [[سوگند]] که آنها را با [[شیاطین]] محشور خواهیم ساخت، سپس در حالی که به زانو درآمدهاند، آنان را گرداگرد دوزخ حاضر خواهیم کرد. | |||
برخی [[آیات]] از [[حشر]] [[حیوانات]] سخن میگویند: | |||
{{متن قرآن|وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ}}<ref>«و آنگاه که جانوران وحشی را گرد آورند» سوره تکویر، آیه ۵.</ref>. | |||
و آنگه که وحوش را همی گرد آرند. | |||
{{متن قرآن|وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ}}<ref>«و هیچ جنبندهای در زمین نیست و نیز هیچ پرندهای که با دو بال خود میپرد، جز اینکه گروههایی همچون شما هستند؛ ما در این کتاب، هیچ چیز را فرو نگذاشتهایم، سپس (همه) به سوی پروردگارشان گرد آورده میشوند» سوره انعام، آیه ۳۸.</ref>. | |||
و هیچ جنبندهای در [[زمین]] نیست و نه هیچ پرندهای که با دو بال خود پرواز میکند؛ مگر آنکه آنها [نیز] گروههایی مانند شما هستند، ما هیچ چیزی را در کتاب [[لوح محفوظ]] فروگذار نکردهایم؛ سپس [همه] به سوی پروردگارشان محشور خواهند گردید. | |||
[[علامه طباطبایی]] با تعمیم حشر به همه موجودات، در [[پاسخ]] این سؤال که: آیا حشر حیوانات مانند حشر [[انسانها]] همراه [[حساب]]، [[حضور اعمال]] و به تبع آن [[عذاب]] یا [[نعمت]] خواهد بود؟ پاسخ مثبت داده و آن را لازمه حشر دانسته و اضافه میکند که حشر به منظور [[نعمت]] دادن مستحق و [[انتقام]] از [[ظالم]] تحقق خواهد یافت که این ملاک در [[اعمال]] [[حیوانات]] و [[حشر]] آنان نیز وجود دارد<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۷، ص۷۶.</ref>. | |||
۳. '''وزن اعمال''': در [[آیات]] متعددی از توزین و وزن اعمال توسط «[[میزان]]»، یعنی ترازو، سخن گفته شده است که بر اساس آن [[اعمال انسانها]] در [[محشر]] وزن شده بعد از آن [[تکلیف]] [[اهل بهشت]] یا [[جهنم]] مشخص میشود، آنان که کفه اعمال ثوابشان سنگینتر باشد اهل بهشت و دارندگان [[ثواب]] کمتر [[اهل جهنم]] خواهند شد؛ | |||
مانند: | |||
{{متن قرآن|وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ}}<ref>«و سنجش در این روز، حق است پس کسانی که ترازوهای (کردار) شان سنگین آید رستگارند * و آن کسان که ترازوهای (کردار) شان سبک آید کسانی هستند که با ستمی که بر آیات ما روا میداشتند به خود زیان زدند» سوره اعراف، آیه ۸-۹.</ref>. | |||
و در آن [[روز]]، سنجش [اعمال] درست است؛ پس هر کس میزانهای [عمل] او گران باشد، آنان خود رستگارانند. و هر کس میزانهای [عمل] او سبک باشد، پس آنانند که به خود [[زیان]] زدهاند؛ چراکه به آیات ما [[ستم]] کردهاند. | |||
روشن است مقصود از وزن و توزین اعمال معنای کنایهای آن است که بر آن قدمای [[متکلمان]] مثل [[شیخ مفید]] در نقد موضع [[حشویه]] تصریح نموده است<ref>برای توضیح بیشتر ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۸، ص۱۰ - ۱۳؛ صدرالمتألهین، اسفار،ج ۹، صص۹ - ۲۹۸ و ۳۰۴؛ فیض کاشانی، علم الیقین، ج۲، ص۱۱۴۷؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۶، ص۹۱.</ref>. | |||
در سنجش باید دو طرف یکی به عنوان معیار و شاخص مثل سنگ و دیگری شیء مورد [[محاسبه]] وجود داشته باشد. در مورد [[اعمال انسان]] باید میزان و شاخصی وجود داشته باشد تا آن، معیار سنجه اعمال انسان باشد. شاخص عمل [[انسان]]، صورت کامل آن عمل پیش [[خداوند]] است؛ مثلاً [[نماز]] ما با نماز کامل مقایسه و نسبت به آن وزن و سنجه میشود. این شاخص و مقایسه در سایر [[اعمال]] و حتی اعمال [[قلبی]] و [[اعتقادی]] مثل [[اعتقاد]] و [[ایمان به خدا]] و صفاتش مثل [[توحید افعالی]] نیز طرح میشود. | |||
اشاره شد که عیارها در [[قیامت]] به حسب تقسیم عمل [[انسان]] به دو قسم [[اعتقادی]] و [[قلبی]] ([[جوانحی]]) و فعل فیزیکی و [[بدنی]] ([[جوارحی]]) مختلف خواهد شد. تأثیر قسم اول بنیادی خواهد بود؛ لذا در صورت [[شرک]] یا [[کفر]] نوبت به وزنکشی [[اعمال]] (ارزشگذاری) انسان نمیرسد. {{متن قرآن|فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا}}<ref>«از این رو روز رستخیز ترازویی برای آنان برپا نمیداریم» سوره کهف، آیه ۱۰۵.</ref>. | |||
از سوی دیگر، نفس تعدد [[اعمال انسان]] از لحاظ قلبی و فیزیکی و زیرمجموعههای مختلف دو قسم مزبور و [[لزوم]] توزین دقیق و عادلانه آنها، خود مقتضی وضع و وجود شاخصهای متعددی در قیامت است؛ از این رو [[خداوند]] نه یک [[میزان]] که از [[موازین]] مختلف خبر داده است<ref>{{متن قرآن|وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا}} «و [[روز رستخیز]] ترازوهای [[دادگری]] را مینهیم، آنگاه بر هیچ کس ستمی نخواهد رفت» [[سوره انبیاء]]، [[آیه]] ۴۷.</ref>. | |||
۴. '''[[نامه اعمال]]''': در [[آیات]] متعددی از [[نوشتن]] تمام اعمال انسان در [[دنیا]] توسط [[فرشتگان]] و ارائه آن در قیامت به انسان تأکید شده است. | |||
{{متن قرآن|أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ}}<ref>«آیا گمان میدارند که ما راز و رازگویی آنان را نمیشنویم؟ چرا، (میشنویم) و فرستادگان ما نزد آنان (آنها را) مینویسند» سوره زخرف، آیه ۸۰.</ref>. | |||
آیا میپندارند که ما [[راز]] آنها و نجوایشان را نمیشنویم؟ چرا، و فرشتگان ما پیش آنان [حاضرند و] ثبت میکنند. | |||
{{متن قرآن|وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ * كِرَامًا كَاتِبِينَ}}<ref>«و بیگمان بر شما نگهبانی گماردهاند * که نویسندگانی بزرگوارند» سوره انفطار، آیه ۱۰-۱۱.</ref>. | |||
و قطعاً بر شما نگهبانانی [گماشته شده[اند] فرشتگان] [[بزرگواری]] که نویسندگان [اعمال شما] هستند. | |||
آیات دیگر از جزئیات بیشتری خبر میدهد؛ مثلاً اینکه در دنیا دو [[فرشته]] یکی از راست دیگری از چپ [[مأمور]] نوشتن اعمال انساناند. | |||
{{متن قرآن|إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ * مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ}}<ref>«(آدمی باید یاد کند) هنگامی را که دو فرشته فراگیرنده که از راست و چپ (او) نشستهاند، (کارهای او را) فرا میگیرند * هیچ سخنی بر زبان نمیآورد مگر آنکه نزد او فرشته مراقبی حاضر است (تا آن سخن را بنویسد)» سوره ق، آیه ۱۷-۱۸.</ref>. | |||
آنگاه که دو [[[فرشته]]] دریافت کننده از راست و از چپ، مراقب نشستهاند. [[[آدمی]]] هیچ سخنی را به لفظ درنمیآورد مگر اینکه مراقبی آماده نزد او [آن را ضبط میکند]. | |||
[[آیه]] زیر گزارش میدهد که [[نامه اعمال]] [[گناهکاران]] در [[قیامت]] به دست چپ یا از گردنشان آویزان میشود، نامه اعمال [[مؤمنان]] به دست راستشان داده میشود. | |||
{{متن قرآن|فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ * فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا * وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا * وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِ * فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا}}<ref>«امّا آنکه کارنامهاش به دست راست وی داده شود * به زودی با حسابی آسان به [[حساب]] او رسیدگی میشود * و شادان نزد خانوادهاش باز میگردد * و اما آنکه کارنامهاش را از پس پشت وی به او دهند * به زودی (به لابه)، [[مرگ]] (خود) را فرا میخواند» [[سوره انشقاق]]، آیه ۷-۱۱.</ref>. | |||
اما کسی که کارنامهاش به دست راستش داده شود، بزودیاش حسابی بس آسان کنند، و اما کسی که کارنامهاش از پشت سرش به او داده شود، زودا که هلاک [خویش] خواهد شد.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۸۰</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||